عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند - صفحه 46 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند513MB75 دقیقه
- فایل صوتی عمل به قوانین خداوند، چگونه زندگیمان را متحول می کند72MB75 دقیقه













امروز جمعه 3 مرداد 1404
سلام و سپاس از پروردگارم بابت شنیدن این فایل ارزشمند برای نشانه ی امروز
و سپاس از استاد که با بیانی شیوا و شفاف اینقدر واضح توضیح میدهند.
و سپاس از لیلا جان عزیز و خداروشکر بابت این همه پیشرفت شون
و سپاس از خودم که گوش دادم و به خودم و خدای خودم قول دادم تمام سعی خود را بکنم بیشتر روی خودم کار کنم .
من میخوام واقعی تغییر کنم
حس میکنم یک جاهایی حس تغییر داشتم و باید روی خودم کار کنم و کار میکنم .
پیش به سوی تغییرات ژرف و مثبت و فوق العاده
سلام استاد جان
ممنون از فاطمه عزیز که رشد و پیشرفت زندگی شون و فرکانس شون رو برامون گذاشتند و ممنون از استاد که نوشته های فاطمه رو باز کردن و فاطمه جان هم عدو شو سبب خیر اگر خدا بخواهد با استاد آشنا شدند و اتفاقاتی رو که فکر می کنیم به نفع ما نیست شاید بر عکس باشه و درهای جدیدی برامون باز کنه
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام خدمت همه ی عزیزان
استاد گرانقدر سپایگذارم ازتون ، آگاهی هایی که انتقال میدین اینقدر خالصه که به دقیقه 7 این فایل رسیدم نتونستم تحمل کنم فایل رو نگه داشتم این کامنت رو نوشتم ببینم تا آخر این کلیپ با من چه خواهد کرد
اگه زندگی سخته فقط دلیلش اینه که قانون رو نمیدونیم و به سری باورها ایراد داره و یه سری نگاه ما به مسائل ایراد داره و اگه اونارو که دردرون ما هست تغییر بدیم همه چیز در اطراف ما هم تغییر میکنه
وقتی در سختی هستیم و سوال میکنیم که چرا زندکی من اینجوریه و بپذیریم که میشه زندکی روی خوشش رو هم به من نشون بده باعث میشه هدایت بشیم به جواب سوالمون و اگه تغییر بدیم ذهنمون رو و عمل کنیم به اون جواب ها، اونوقت شرایط بسیار سخت میتونه تبدیل بشه به بهشت روی زمین و در دنیای مادی بهشت رو تجربه کنیم
غصه خوردن به حال خودمون ظلم بزرگیه که در حق خودمون انجام میدیم ، به جاش سوال های درستی از خودمون و از خدای خودمون و از کیهان بپرسیم که چه چیزی هست که من نمیدونم و چه قانونی هست که اگه بدونم و بهش عمل کنم زندگیم عالی میشه چه باورهای اشتباهی هست که زندکی رو برام سخت کرده ، رسیدن به خواسته هارو برام رویا کرده ، چه ترمز های ذهنی در مورد خواسته هام دارم که نمیزاره در دنیای فیزیکی تجربه شون کنم ، و اگه باور کنیم که جواب به ما داده میشه ما هدایت میشیم به جواب این سوال ها و یادگیری قانون ها ، ما هدایت میشیم به مسیری هایی که بتونیم جور دیگه ای عمل کنیم ، و اگه عمل کنیم به هدایت ها نتیجه ها میاد ، برای من اینجوری پیش رفته که وقتی از هر لحاظ عاجز شدم و دیگه راهی برای سلامتی ،برای درامد ،برای روابط مناسب نداشتم و به بن بست خوردم و فهمیدم با عقل ناقص خودم نمیتونم بقیه مسیر زندگی رو طی کنم و از خدا سوال کردم که تو بگو من چه کنم ، تسلیم شدم در برابر نیرویی که ته قلبم اخرین امیدم بود چون چاره ی دیگه ای نداشتم اونوقت همه چی شروع شد… همه چی از عجز مطلق شروع شد ، از بالابردن پرچم سفید من در برابر خداوند و تموم کردن سال ها جنگ دائمی با خودم و خداو همه ی دنیا!
جواب ها یکی بعد از دیگری اومد… پاداش تسلیم اومد ، ایمان بسیار ضعیفی که شلیه یه شعله ی شمع و یه کورسوی امید ته قلبم بود و به زور شعله اش رو میدیم اروم اروم جون گرفت شعله ور و شعله ور تر شد ، ارامشی که از وقتی خودمو شناختم هیچ گاه تجربه نکرده بودم پاورچین پاورچین پاشو گذاشت تو قلبم ، تو زندگیم ، تو جسمم ، تو روحم
اولین جواب ادرس سایت استاد عباسمنش بود, آدرس بهشت…! آدرس جایی که هر روز تمام طوفان های دور و بر رو اروم میکرد و یه اقیانوس بدون موج و تلاطم رو برام به ارمغان می آورد،
من تو این بهشت با لطف خدا و آموزه های استاد گرانقدر رنج های روحم رو التیام بخشیدم ،
کینه های کهنه و چندین ساله جای خودشو به آرزوی موفقیت داد
سرزنش های هر لحظه ای خودم و دیگران جای خودشو به عشق به خود و قضاوت نکردن ادم ها داد
نامهربانی های زیاد با خودم و محبت بی جا به ادم ها جای خودشو له عزت نفس و احساس لیاقت داشتن در مورد خودم داد
دردهای عجیب و غریب بدنم ، مریضی شدن های طولانی ، گرفتگی های تمام عضلات بدن ، تیر کشیدن دست و پا و کمر و گردن ،فشار خون ،چربی خون ، سردرد های چند دقیقه ای و بی نهایت دردناک ، وزن بسیار زیاد ، حالت های مودی ، عصبی شدن های بی مورد و… با قانون سلامتی جای خودش رو به یه بدن عاری از سموم و چربی اضافه داد ، بدن و روانی سبک و خوشایند ، بدون یک قرص و امپول و درمان و چکاپ!
درامد از صفر و حتی زیر صفر ، با یه سری بدهی ها و طلبکاری هایی که سال ها بود وصول نمیشد جای خودشو به ایجاد یک کسب و کار موفق که داشتن رستوران بود داد ، کسب و کاری که سالها ارزوشو داشتم ، شغل مورد علاقه ای که از بچگی عاشقش بودم ، کسب و کاری که بدون تبلیغ ، بدون خرج اضافه ، بدون نگرانی از اینکه مشتری باشه ، بدون استرس از اینکه در هر شرایطی ممکنه برای کسب و کار نوپای من چه اتفاقی برسه جلو رفته و میره و هر روزم بیشتر از قبل برکت و نعمت و ثروت با خودش میاره،
ادم های اضافی و نامناسب و منفی باف دور و بر دونه دونه حذف شدن و وقت برای یادگیری بیشتر و درک عمیق تر آگاهی ها باز شد ، وقت برای شناخت خودم و دوست شدن با عزیزترین ادم جهان با خودی که هیچ وقت نشناخته بودمش و بهش اهمیت نمیدادم ، با خود عزیزم با خدای عزیزم که قدرتش رو بهم نشون داد و منو از فرش به عرش رسوند
خلاصه ، دیو چو بیرون رفت فرشته درآمد….
با تغییر درون من ، و نوع نگاه من به زندگی و باورهای محدود کننده ای که نتیجه اش ناشکری های همیشگی در هر شرایطی ، زندگی سخت و چه کنم چه کنم بود ،بیماری و بی پولی و بی امیدی و بی ایمانی و بیچارگی بود ، از همون روزهای اول شرایط بیرونی هم شروع به تغییر کرد ، تاکید میکنم از همون روز اول ، نه یک هفته بعد نه یک سال بعد!
من واقعا عاجز شدم و خواستم و خدا هدایتم کرد و راه و نشون داد و منم انصافا عمل کردم ، شب و روز مشتاقانه و کنجکاوانه دنبال آگاهی رفتم و میرم ، گوش دادم و نوشتم و هرچی هر روز درک میکردم و میکنم رو بهش عمل کردم ، سخت بود ، اره تغییر عادت های چند ده ساله ، منفی نگاه نکردن به ادم ها ، کنترل صحبت ها و غیبت نکردن ، کاری به مسائل روزمره و کشور نداشتن ، تو هر جمعی نرفتن ، تو گرما و سرما سر کار وایسادن ، تو اتفاقات ناجالب ذهن رو کنترل کردن و در موردش صحبت نکردن ، توجه کردن به زیبایی ها کاری که هیچوقت انجامش نداده بودم ، ایجاد باور الخیر فی ما وقع ، تغییر نوع نگاه به تمام مسائل ، مسئولیت کامل همه یاتفاقاتی که تا این سن برام افتاده بود ، اینکه هر وضعی دارم عادلانه اس و دقیقا باید تو همین شرایط باشم ، اینکه هیچکی به من ظلمی نکرده و خودم به خودم ظلم کردم ، اینکه جهان بر پایه ی عدالته ، اینکه هیچکی جز خدا رو نپرستم و شرک نورزم و… و …و…، اره خیلی سخت بود.
خیلی سخت بود که خودمو قرنطینه کنم توی یه آشپزخونه و صبح تا شب باچند ده ها آدمی که میان و میرن و حرف میزنن و هر کی نظری داره و تقریبا حرفای صد درصدشون با چیزهایی که من داشتم یاد میگرفتم متفاوت بود و اصلا برخلافش بود برای منی که تازه داشتم پا میگرفتم و باورهای درستی که یاد میگرفتم خیلی ضعیف بود ولی توجهی به هیچ کی و هیچ حرفی نکنم و به مسیرم شک نکنم و با لبخند و امید به ایمان بیشتر و قوی تر روزمو بگذرونم
سخت بود،اولش برای هممون سخته که حرفامون و نوع فک کردنمون و نوع نگاهمون به زندگی با 99 درصد جامعه متفاوته ، اما…. اما،،،، اما… شد
اون پایدار موندن در مسیر و ادامه دادن چه وقتی حالت خوبه چه وقتی حالت جالب نیست ، اون غر نزدنا و شکایت نکردنا ، اون سپاسگذاری های از ته دل ، اون گریه های از سر شوق برای اینکه خدا مسیر آگاهی رو بهت هدیه داده و ارومت کرده ، اون توجه آگاهانه به زیبایی ها به نعمت هایی که هر روز با باز کردن چشمت تو زندگیته و ازش استفاده میکنی تا شب که دوباره چشماتو میبینی ، این دیدن ها این توجه کردن ها این کنترل آگاهانه ی ذهن که اجازه نمیدی هر جایی دلش میخواد بره ، کنترل آگاهانه جسمت که هر آسیبی رو بهش وارد نمیکنی ، کنترل آگاهانه روابطت ، خورد و خوراکت ، روحت …. تهش میشه بهشت
این میشه که عادت های خوبی که کلی براش تلاش کردی و آگاهانه و به سختی و با زحمت ایجادش کردی میره توی ناخودآگاهت ، وای خدای من شکرت به خاطر این حس
چقدررر لذت بخشه زندگی وقتی صبح چشمتو باز میکنی و ناخوداگاه لبخند میزنی و سپاسگذار خدایی که یه روز دیگه بهت فرصت زندگی کردن داده ، سپاسگذارشی که بهت چشم برای دیدن داده ، پا برای قدم برداشتن داده ، دست برای دست و صورت شستن داده و …. و صبحی که اینجوری شروع میشه معلومه که تا شب چجوری ادامه پیدا میکنه ، معلومه که هر لحظه اش پر از نعمت و برکته معلومه که پر از هر روزش پر از دستان خداونده که زندگی رو برات آسون تر میکنن ، پر از ثروت و مهارته، پر از لذت و تجربیاته عالیه.
من دیگه اون ادمی نیستم که صبح با اخم بیدار میشد و منتظر بود ببینه امروز زندگی قراره چه بلایی سرش بیاره ، دیگه اون ادمی نیستم که تو بهترین موقعیت هم منتظر یه اتفاقی بود که همه چی خراب شه ، دیگه اون ادمی نیستم که دیگران از رئیس کشور بگیر تا کارمند بانک میخوان و میتونن حالشو بگیرن و همیشه هم این کارو میکردن، من یه ادم دیگه ام ، من الان کسی ام که قدرتمندترین نیروی حاکم بر جهان رو داره ، رب العالمین رو داره ، در آغوشش آروم گرفتم ، هر چی بخوام و اراده کنم رو برام فراهم میکنه ، تمام ادمهای خوب رو دور من جمع کرده و زندکی رو برام آسون و اسون تر کرده،
خیلی مدت کوتاهیه که دارم یادمیگیرم و عمل میکنم و این بهشت شده زندگیم ، وقتی به این فکر میکنم که ازین به بعد با یادگیری ها و عمل کردن ها ی بیشتر چه اتفاقاتی میتونه رقم بخوره ، چه نتایجی میتونه شکل بگیره از هیجان قلبم سریع شروع میکنه به تندتر تپیدن ، منه قبلی با اون افکار ونامناسب و اون شرایط ناجالب با لطف و فضل خداوند الان اینجوری داره لذت میبره ، پس منِ الانه میتونه به خیلی تجربه های شگفت انگیزتر برسه ،
خدای مهربون و عزیزم تنها چیزی که ازت میخوام اینه که کمکم کنی خاشع باشم در برابرت ، سپاسگذار باشم در برابرت ، فک نکنم خودم یه غلطی کردم ، فک نکنم من تغییری ایجاد کردم ، من هیچی نبودم و نیستم و نمیخوامم باشم ، من هر چی دارم از ان توست، هر تغییری کردم از فضل توست ، هر دستاوردی بوده از کرم توست ، تو رحمانی ، تو وهابی ، تو سمیعی ، تو بصیری ، تو تنها قدرت جهانی ، کمکم کن ، تنها تویی که میتونی نجات دهنده ی ما باشی ، نیاد ثانیه ای که جور دیگه ای فک کنم ، نباشه لحظه ای که یاد تو و دیدن قدرت تو در من نباشه ، کمکم کن بتونم سپاسگذار تر باشم ، میدونی که نمیتونم سپاسگذار یک درصد از نعمت هایی باشم که هر روز به من عرضه میکنی ، میدونی که تواناییشو ندارم ، کمکم کن بتونم فقط تورو ببینم و فقط از تو بخوام و فقط تورو بپرستم ای ربِّ من ، ای پروردگار جهانیان ، عاشقتم و میدونم توام عاشقمی ، خیلی بیشتر از من ، کمکم کن در همین مسیر بمونم و خاشعانه ادامه بدم و هر روز متواضع تر از روز قبل باشم. آمین
استاد عزیز و تمامی دست اندرکارانِ این بهشتِ روی زمین ، سپاسگذارم از تک تکتون بابت انتقال این آگاهی های الهی و آگاه کردن ما از اینکه زندگی میتونه همونجوری پیش بره که میخواییم ، امیدوارم همیشه تنتون سالم و دلتون شاد باشه
سلام استاد عزیزم من تازه اومدم تو سایت ،سال 97همزمان با شما و استاد عرشیانفر آشناشدم ولی علنا از حرفای شما چیزی متوجه نمیشدم میفهمیدم سطح آگاهی فایل های شمابرام سنگینه ودرک اونها نیاز به طی کردن قانون تکاملم داره ،تو این سالها دوره های زیادی خریدم رو خودم کار کردم ولی تغییری حس نمیکردم همیشه منتظر روزی بودم که خداوند بهم اجازه بده بتونم از آگاهی های شما استفاده کنم حتی پارسال تقلب کردم عضو سایت شما شدم که مثلا زودتر از روند تکاملم بیام ولی گوشم پیچوند جهان هستی گوشیم عوض شد و کلا یادم رفت عضو سایت شدم تا اینکه بعد سالها انتظار مهر ماه امسال با شنیدن فایل باورهای توحیدی شما تو یه پیج آگاهی در روبیکا خداوند خیلیییییی واضح بهم اجازه داد و ازم دعوت کرد به صورت رسمی بیام تو سایت و من ممنون لطف خداوند هستم و تو این 22 روز که از ماه مهر میگذره مثل گمشده ای که پناهگاه امنی پیدا کرده منم فقط تو فایل های دانلودی دارم با تمام ذرات وجودم آگاهی دریافت میکنم اشکام همینجوری میریزن و نمیدونم چرا چهره ی شما رو میبینم یه تسکین وآرامشی به قلبم میاد به خودم قول دادم برای تغییر زندگیم متعهدانه تلاش کنم یه هفته است دارم رو تسلیم بودن کار میکنم من خیلی کنترل گری داشتم و خودم تلاش میکردم همه چی رو درست کنم ولی درست نشد که هیچ کلی گرفتاری اداری وقانونی جلوی پام افتاد ولی از جواب دادن قوانین الهی همین بگم که فقط یه هفته است بعد بیداری دستام میبرم بالا و میگم خدایا من هیچکاره ام خودت درست کن و خیلی ناباورانه داره یه مشکل اداری که پنج سال طول کشید حل میشه خیلی خوشحالم ،کامنت لیلا خانم خیلی زیبا بود خیلی ،خدا رو شکر برای این همه تغییر دوست عزیزمون
دوست دارم به عنوان اولین خریدم از سایت دوره ی قانون سلامتی رو تهیه کنم چون خودم برام جالب که چیکار کردید شما چقققققدر جوان شدید استاد عزیزم انشالله به زودی تو کامنتهای محصولات پیام منو بخونید استاد مهربانم فقط میتونم بگم تو لیست شکرگزاریهام به خاطر حضورتون تو مسیر زندگیم خدا رو شاکرم ️️️️
به نام خدای رحمان و رحیم.
سلام استاد عباس منش عزیز،خانوم شایسته ،لیلا جان و همه دوستان.
در دقیقه چهارده متوقف شدم و دیگر نتونستم ادامه بدم.همین چهارده دقیقه درک بشه و عمل بشه برای کل زندگیمون بسه. اینکه روی چیزی که کنترل نداریم تمرکز نکنیم. آره تو حرف گفتنش راحته من الان ادعا میکنم تمرکزی روی حرف بقیه ندارم ولی الآن که خونم کمی بهم ریخته شده همش تمرکزم روی اینکه نکنه یکی بیاد ببینه خونم شلوغه بره پشت سرم حرف بزنه. همین منو نگران میکنه حالمو بد میکنه. آره این عالیه خونه آدم همیشه دست گل باشه اما گاهی هم بهم ریخته میشه.ولی من بیشتر از اینکه خودمو لایق این بدونم که تو خونه مرتب باشم نگران اینک که کسی نیاد ببینه و چیزی بگه.
بعد هم استاد عزیز اینکه ما خالق شرایط خودمون هستیم هیچ کس باز هم تاکیید میکنم هیچ کس تو زندگی ما دخالتی نداره قدرتی نداره مگر اینکه خودمون قدرت بدیم. یه اصطلاحی هست میگن جمله سنگین بود کمرم شکست. این جمله به قدری سنگین که تک تک استخوانهای منو میشکونه. تو هر فایل تو هر مقاله تو هر مطلبی که تو این سایت هست اولین نکته همینه که ما خالق شرایط خودمون هستیم اما چقدر درک میکنم چقدر عمل میکنم چقدر قدرت دیگران کم شده خیلی مهم هست.منم قبلا همه را تو زندگیم مقصر میدونستم بجز خودم ولی الان بهتر شدم نمیگم صد شدم نه ولی از صفر تا صد ده به خودم میدم و دوست دارم هر روز شرایط بهتر و بهتر بشه.
من واقعا فایلو ادامه نمیدم و کمی میخوام به همین چهارده دقیقه مخصوصا این نکات آخر و جملات آخر فکر کنم تجزیه تحلیل کنم. البته قبلا یه دور کامل دیدم این فایلو ولی اینبار بهتر درکش کردم.
خدایا شکرت بابت همه چیز و همه کس
به نام خدا
این اولین بار که دارم تو این سایت کامنت میزارم .
حدود 4ماه و نیمه که با استاد عباس منش عزیز آشنا شدم و تو این مدت در اکثر روزها به فایلهای دانلودی استاد گوش دادم
خیلی دلم میخواست فایل قانون سلامتی و دوره عزت نفس استادو خریداری کنم اما از نظر مالی شرایطشو ندارم و فعلن فقط فایلهای رایگان استاد گوش میدم.
در مورد نتایجم بخوام بگم ،از وقتی با استاد آشنا شدم حالم خیلی بهتر شده ، آرومتر شدم و خدا رو شکر منی که با شروع فصل پاییز همیشه سرما میخوردم و ویروسی میشدم وتا یک هفته درگیر مریضی میشدم و حتمن باید دکتر میرفتم و سرم و آمپول میزدم ، امسال فقط 2 بار مریض شدم اونم 2 روز بیشتر طول نکشید و بدون اینکه دکتر برم و کار خاصی انجام بدم حالم خوب شد
من همیشه بخاطر شرایطی که داشتم ناشکر بودم و میگفتم حق من نیست تو این جایگاه باشم
الان هم شرایط خوبی از نظر خانوادگی و مالی ندارم اما دیگه گله و شکایت نمیکنم و به این باور رسیدم که این خودم و انرژی های خودمه که منو تو این جایگاه نگه داشته
خدا رو شکر که با استاد آشنا شدم و الان تو اول مسیر هستم
هر روزی که از خواب بیدار میشم شکر گزاری میکنم و میگم خدایا حالم خوبه و منتظر اتفاقات خوب هستم ، برام رقم بزن
پارسال این موقع بخاطر شرایط پدرم حالم خیلی ، خیلی بد بود، میتونم بگم داغون بودم و همون طور که استاد همیشه میگن حال بد ، اتفاقات بد به همراه داره ، همینطور دومینو وار اتفاقات بد از در و دیوار برام میومد و بدترین عیدو تابستونو امسال گذروندم ،
اما خدا رو شکر از ابان ماه که با استاد آشنا شدم حالم خیلی بهتره
همه اون مشکلات پارسال سر جای خودش هست اما من تا حد زیادی بیخیالشون شدم و الان خدا رو شکر آرامش دارم و همه روز شکرگزاری میکنم اما هنوز نمیتونم الهامات خدا رو تو مسیر موفقیت شغلیم دریافت کنم و در واقع هنوز نتونستم اون علاقمو و استعدادمو کشف کنم ، شاید این اون ترمزیه که نمیزاره تو زمینه شغلی و مالی پیشرفت کنم .
و از این نظر سردرگمم، با اینکه دختر بسیار باهوش و پر تلاشی هستم
میدونم که اول مسیر هستم و راه زیادی پیش رو دارم
از خدا میخوام بهم کمک کنه .
با تمام وجودم از خدا میخوام این تواناییو بهم بده که بتونم به مسیر درست و مسیر علاقم هدایت بشم .
سلام استاد
دو نکته را خلاصه و مفید عرض میکنم
ابتدا اینکه من 25آبان چهارصدوسه یعنی کمتر از یکسال پیش از طریق یکی از بستگانم با شما و سایت شما آشنا شدم و او دستی از دستان خدا شد تا نگاه و زندگی من متحول شود در حالی که در زندگی ایشان گمان میکنم تغییری ایجاد نشده و گویا تنها رسالت ایشان وصل کردن من به شما بود .
دوم اینکه صحبتهای شما به مانند آیات قران و مخصوصا آن آیاتی که محکم و اطمینان بخش هستند و دل آدم را قرص و محکم میکنند دقیقا همان تاثیر را دارند و چقدر موثر و اطمینان بخش است
سپاسگزارم
درودوعرض ادب واحترام خدمت استادعزیزم وخانم شایسته نازنین.استادجان،میخواستم درقسمت خانه تکانی ذهن وفایل مربوط به”عمل به الهامات قلبی”کامنت بگذارم که امکانش نبود.این شدکه بااجازه شمااینجادرمورداون فایل یک مطلب میزارم.عرض به حضورتون که چون فایل درموردنگرش متفاوت نسبت به دوران کروناوقرنطینه بود،خواستم بگم،چندسال بودمیخواستم ادامه تحصیل بدم وازاونجایی که مرتب مدرسه بودم (بنده دبیرهستم)،هربارکه شرکت میکردم برای ارشدورتبه م هم میرسیدومیشدادامه داد،اماشرایط کاری وزندگی جوردرنمی آمد.این بودکه سال99هم شرکت کردم وبازرتبه رسوندم برای رشته ی دلخواهم.این بارانگاردرونم گفت،بروجلوواطمینان داشته باش همه چی ازقبل مرتب وآماده شده.بازبه خودم گفتم آخه چطوری خودموبرسونم سرکلاسها،مگه شوخیه،بایدحاضربودسرکلاسها،رشته راحتی نیست،آموزش زبان انگلیسیه ها،تولیسانس ادبیات انگلیسی هستی.خلاصه این نجواهاهم بودن،ولی تصمیم گرفتم به ندای قلبم اعتمادکنم.این بودکه رفتم وثبت نام کردم…همان هفته اول اعلام کردن کل کلاسهاغیرحضوری هستن.یعنی من هم کلاسهای مدرسه م برای تدریسم غیرحضوری شدن،هم کلاسهای دانشگاهم.واین برای من یک موهبت بود.باسپاس فراوان ازخدای مهربان،بااشتیاق تمام شروع کردم ودرسهاموباعشق میخوندم وتکالیفموباجدیت انجام میدادم ودائماسپاسگزارخداوندبودم.بعدکلاسهای خودم،تکالیفموانجام میدادم وهمیشه اولین نفربودم که سرکلاسهاحضورداشتم وحتی یک ثانیه ازکلاسهاروازدست ندادم ،هرگزبه ذهنم خطورنکردکلاس آنلاینه،یه استراحت کن،هرگز.همیشه ازتک تک لحظه هاکمال استفاده روبردم.برای امتحاناتم باجان ودل خواندم وبانمره های عالی قبول میشدم ودرسهاروپاس میکردم.وباجدیت،به خواسته قلبی باارزشم رسیدم.وباتمام وجودم خداوندروشاکرم که به من الهام کردواطمینان خاطردادومن روهدایت کرد.استادِجان،تمام قددرمقابل روح بلندتون که به من هزاران درس داد،تعظیم میکنم وسپاسگزارم وامیدکه دردانشگاه شماهم بتونم دانشجویی موفق باشم.
باسپاس فراوان
درپناه خدای مهربان باشید.
به نام خدواند بخشنده ومهربان
سلام با استادان عزیزم
من خیییلی کم کامنت مینویسم ولی این اتفاق اینقدر معجزه بزرگی توی زندگیم بود گفتم برای شما دوستان گلم هم بنویسم
مدتی بود(دو ماه) که پسرم یه بیماری بدی گرفت ،شبها به حالت خفگی از خواب میپرید وحالش بد میشد وکل شب هم اون استرس داشت بخوابه وهم ما استرس داشتیم که اتفاقی نیفته ،چندین جا بردیمش دکتر وهر دکتری یه سری داروها میداد که هیچ تاثیری نداشت ،خانواده ام میگفتند این چشم خورده باید دعا بگیری تا خوب شه ،اینقدر درمانده شده بودم ، من که دیگه اعتقادی به چشم زخم ودعا نداشتم،، داشتم به نجوای شیطان گوش میدادم که حالا برم دعا بگیرم بلکه بهتر شه ،اما هر دفعه مقاومت کردم وگفتم من اعتقادی ندارم،هیچ قدرتی بالاتر از خدا نیست ،فقط اینو میگفتم ویه شب ساعتای 2 شب که پسرم حالش بد شد ،شروع کردم گریه کردن واز خدا عاجزانه کمک خواستن ،بهش گفتم خدایا هیچ قدرتی از تو بالاتر نیست ،تو درد دادی باید درمانشم بدی ،وکلی باخدا حرف زدم واشک ریختم ،گفتم خدایا قدرتت رو بهم نشون بده ،من میخوام معجزت رو ببینم
باورت نمیشه از فردا شب اون روز پسرم حالش خوب شد ودیگه اون حالت بهش دست نداد ،همین الان که مینویسم اشکام داره جاری میشه
چقدر خوبه که باور کنیم وطبق قوانین وباایمان حرکت کنیم ،اتفاقات خوب خودش تو زندگیمون جاری میشه
خدایا سپاسگزارم، خدایا شکرت، خدایا عاشقتم ،خدایا مرسی که حواست به بنده هات هست
چقد گریم گرفته استاد
مریم عزیز بهت تبریک میگم
چقدر احتیاج داشتم به این فایل
کلی نعمت داریم و ناسپاسیم
اشکم بند نمیاد واقعا چه روزی این فایل رو گوش کردم که دوباره نعمتها رو نمیبینم استاد عزیزم ممنونم بابت وجودت و میخوام اینبار بیشتر از پیش ایمان داشته باشم و کار کنم با اینکه کلی نتیجه گرفتم قبلا