اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیز میشه مثلا روی خودتان کار کنید مثال های زییادی بزنید. یا منظور از گله شکایت مثالهای زیاد بزنید یعنی چه مثلا موقعی که مریض میشیم چگونه احساسمان راتغییر بدیم ودر اخر اینکه چه کار کنیم که بچه هامان بهمان وابسته نباشن در هرموردی ممنون میشه استاد نازنین
امروز درهایی از الهامات به روم باز شد که قلب منو روشن کرد به شناخت بهتر خداوند…
قبلا اگر روزه نمیگرفتم نماز نمیخوندم یا میرقصیدم احساس گناه داشتم که خدا از دست من ناراحت شده و با من قهر کرده و هیچ جوره هم کوتاه بیا نیست..و همش میخواد بلا سرم بیاره…از وقتی با قانون اشنا شدم و فهمیدم که خدا کاری به نماز و روز و حجاب من نداره دیگه از این بابت احساس گناه ندارم…اما از اونطرف اگر یک روز روی خودم کار نکنم ،بخوام استراحت کنم.یا تفریح کنم یا نخوام هیچ کاری کنم دوباره اون احساس گناه رو دارم…یعنی هنوزم خدارو با همون دیدگاه های قبلی بهش نگاه میکنم…منتهی یه ذره ظاهرش فرق کرده…اگر یک روز رو خودم کار نکنم و بخوام استراحت کنم یا بیکار باشم سریع این افکار میاد که الان خدا از دستم ناراحت میشه..الان با من قهر میکنه..الان میخواد دهن منو سرویس کنه..هیچ جوری هم کوتا بیا نیست..کلی باید منتشو بکشم تا راضیش کنم و به این راحتیا کوتاه نمیاد و میخواد همش بلا سرم بیاره…
به خاطر همین یه روز اگر رو خودم کار نکنم باورم اینه که خدا از دست من ناراحت شده.دیگه با من قهر کرده…دقیقا همون باور و دیدگاه بچه ی لوس رو بهش دارم که تا نگاتو میکنی اونور باهات قهر میکنه و من دم به دقیقه باید منتشو بکشم قربون صدقه اش برم.….کلی براش دلیل و منطق بیارم که من خیلی دوستت دارم اگر کاری کردم برای رسیدن به تو بوده و فلان…خیلی وقتام این خدای ذهنی من قانع نمیشه و همچنان قهره با من و محل بهم نمیده و میگه برو همونجایی که بودی و اکثر اوقاتم من ناامید میشم خسته میشم از این که بخوام برم سمتش دوباره منتش رو بکشم…میگم منکه میدونم به این راحتیا کوتاه نمیاد پس ولش کن…به جهنم بزار همینجوری حالم بد بمونه…و بعد از کلی تو درو دیوار بودن و خودمو کشتن اون باهام اشتی میکنه و همه چی عالی میشه…بعد دوباره تا رومو برمیگردونم اونور دوباره قهر میکنه و روز از نو روزی از نو…به خاطر همین همیشه یه ترس و اظطرابی تو وجودم هست که چیکار کنم که یه وقت اون بامن قهر نکنه…نکنه اشتباه کنم اون باهام قهر کنه از دستم ناراحت شه و هی بلا سرم بیاره و بگه حقته…اینقدر بخور تا جونت بالا بیاد…
همیشه حالت اون بچه ای رو دارم که اینقدر توسط والدین و معلمش تنبیه شده که همیشه وحشت داره از اینکه نکنه دست از پا خطا کنه و تنبیه بشه…همیشه تو حالت اماده باشم که که مبادا اشتباه و خطایی بکنم که یه وقت به این خداهه بر بخوره…
همیشه وقتی میخواستم یه روز استراحت کنم یا بیکار باشم کلی باید دلیل و منطق بیارم برای این خدا که خدایا ببین من اینهمه رو خودم کار کردم این همه پدرم دراومده ..توروخدا یه روز میخوام استراحت کنم از دست من ناراحت نشو بلا سر من نیار…کلیییی باید باید التماسش کنم که راضیش کنم…اخر سرم صددرصد راضی نمیشه …بازم همش نیش میزنه که ببین داری وقتتو تلف میکنی..ببین همش علافی…و اون یه روز استراحتو کوفتم میکنه…..
در صورتی که خدای واقعی یک سیستمه و فقط با احساس من کار داره..میگه من کاری به این ندارم که تو کار میکنی یا بیکاری یا داری فایل گوش میدی یا نمیدی…تو احساست خوب باشه همه چیز اوکیه…احساست بد باشه بلا سرت میاد…حالا اگر توی استراحت و بیکاری حالت خوب باشه همش اتفاقات خوب برات میفته…این دیگه دست توعه…من قرار نیست کاری برات بکنم…اگر تو باورت اینه که اگر بیکار باشی و بخوای استراحت کنی من تنبیهت میکنم من نمیتونم که تنبیهت نکنم…چون من یه سیستمم …کار دیگه ای از من برنمیاد…این تویی که تعیین کننده ای من چطور باهات رفتار کنم.
چقدر خوبه خدایی که همه جوره عاشق منه و مراقب همه چی هست وقتی من استراحت میکنم وقتی میخوابم وقتی تفریح میکنم اون خودش حواسش به همه چی و من هست…نه اینکه این خدا خودش کسی باشه که من باید دم به دقیقه حواسم بهش باشه که یه وقت قهر نکنه با من …یه وقت از دستم ناراحت نشه…و به جای اینکه اون مراقب همه چی باشه من باید مراقب همه چی باشم تا آب از اب تکون نخوره که مبادا خدا بهش بربخوره و با من قهر کنه…
واقعا تو چه خدایی هستی که به جای اینکه از من مراقبت کنی اینقدر لوس و ننری که من باید همش ازت مراقبت کنم…از بس که عقده ای هستی و همش منتظری تا رومو کنم اونور تا به تریش قبات بربخوره و همش دنبال اینی که حال منو بگیری و به خاک سیاه منو بنشونی و حقیرم کنی تا دلت خنک شه..تو چه خدایی هستی؟؟؟من بیزارم از تو بیزارم از تو بیزارم از تو….بیزارم از این خدای ذهنی که برای من ساختن…
خدایا میخوام خود واقعیت رو بشناسم …خودت خودتو بهم بشناسون…
اما موردی هم که وجود دارد اینست که در قرآن، در آیات سوره نور، آیات سوره احزاب، امر به حجاب شده( و صد البته حجاب فقط مختص زنان نیست. بلکه شامل مردان هم است).
آیات 30 و31 سوره نور و آیات 33 و 35 و 59 سوره احزاب، مستقیما امر به حجاب کرده است. اگر چه در آیه اول سوره نور بیان شده که این آیات به روشنی و صراحت آمده و عمل به آیات این سوره را واجب دانسته و در ادامه سوره مواردی را بیان کرده که از جمله آیاتی در مورد حجاب است و در سوره احزاب دقیقا نحوه حجاب را بیان نموده است.
راستش این فایل ابدا راجب خدا چیز بدی نگفته که بعضی ها گارد گرفتن.ببینین ما از اول زندگی یه سری عقاید رو برامون بنا کردن که به شخصه حتی خود من وقتی از دو دوتا چهارتای خودم کمی این ور و اونور میشه گم میکنم خودم رو…هممون همینطوریم. ببینین بچه ها چرا کلید کردین به ذات خدا …اینکه از انرژیه یا نه … جناب استاد فقط خواسته مظهر قدرت رو برای ما قابل درک تر بکنن. چرا اینقدر سخت میگیرید.من چند روز پیش مشهد بودم.توی سالن راه آهن یه سخن از امام رضا نوشته شد به این مضمون :
به خدا خوش گمان باش …. چراکه خداوند میفرمایند هرکه نسبت به من خوش گمان باشد با او خوب رفتار میکنم و هرکس نسبت به من بد گمان باشد با او بد رفتار می کنم …. پس ببینین خود خدا هم فرمودن که من انعکاسی از برداشت شما نسبت به خودم هستم. خدا خیییلییی بزرگتر از اینه که بخواد با گریه وزاری ما به کسی نعمت بده یا نده .من خودم به شخصه باااااااااااارهااااااا التماس خدارو کردم….به هزاااااار آدم قسمش دادم اما چیزی رو که توی اون مقطع خواستم بهم نداده.بعدها اخباری به گوشم رسید و حقایقی بهم آشکار شد که فهمیدم خدا هررررر چی که بهش التماس کنیم تا چیزی به صلاح و خیر ما نباشه بهمون نمیده…نمیده که نمیده…چون دوسمون داره و میدونه چی برای ما بهترینه. پس ببینین که خدا احساساتی نیس…تکرار میکنم….احساساتی…..نه اینه احساس نداشته باشه.بارها هم شده که یه چیزی از دلم رد شده خدا بهم داده ….پس به همین قدرت لایزال حالا از هر جنسی که میخواد باشه…نور…انرژی….اعتماد کنین و به جنسش زیاد فک نکنین….فقط بدونین اون خیر خواهه.
بچه ها بیاین کمتر موضع بگیریم. خدا طبعش بلنده و نیاز به دفاع ما نداره.کسی هم زیر سوال نبردش فقط و فقط بحث اینه که با خدا راحت تر باشیم.رفیق تر… .خدا رو مثل خودمون نبینیم.خدا جنبه ش بالاتر از این حرفاس.
بسیار لذت بردم از این فایل…من به این مسئله توی ذهن و قلبم رسیده بودم اما همیشه چون فکر میکردم تصورم ممکنه گناه یا اشتباه باشه دنبالش نمی رفتم و فقط در حد یک ذهنیت تکامل نیافته برام وجود داشت تا صحبت های شما رو شنیدم و کلام با صداقت و سندیت شما به من ثابت کرد که اشتباه نکرده بودم و ازین بابت بسیار خوشحالم…استاد جسارت من رو ببخشید من میدونم که یافته های شما بسیار بسیار ارزشمنده اما خیلی مایلم که بدونم چرا هزینه پکیج هاتون اینقدر بالاست…آیا واسه اینه که ما خاص بودن و متفاوت بودنشون رو باور کنیم؟خب بنظر من کسی که یکبار یک فایل از شما ببینه سریعا به این باور میرسه که کلام شما نه شوو هست و نه ترفند…بلکه عین حقیقت و معنای واقعی زندگیه…آیا شما به این مبلغ پول احتیاج دارید؟باز هم مطمئنم که حداقل الان اینطور نیست..چه خوب بود اگر هزینه پک ها زیر یه تومن بود تا اکثریت مردم میتونستن خریداری کنن.
تصور من از خداوند . خداوندی است که خدای فرصتهاست صاحب فرصت هاست هر لحظه با توجه به فرکانسهای ما فرصت متناسب با آن را در اختیار ما قرار می دهد تا باورهای ما را به خودمان ثابت کند چرا که مکانیزم جهان همین است.و با هر باوری ما روی متفاوتی از جهان رو می بینیم و تجربه میکنیم.
سلام به همگی اعضای سایت بویژه استاد عباس منش گرامی
من چند روزه عضو سایت شدم. الان فایل صوتی خدا را بهتر بشناسیم را گوش کردم. تا حالا از هیچ کس درمورد خدا اینجوری نشنیده بودم. به نظرم حرف هاتون عالیه. خیلی دلم میخواد بتونم قرآن را اینجوری بخونم و بفهمم.?
امیدوارم با کمک خدا بعدشم صحبت های خوب شما امسال سال تغییرات بزرگ تو زندگی ام باشه.??????
عرض ادب و احترام خدمت جناب عباس منش بزرگوار ، در تایید فرمایش شما باید عرض شود که در علم کوانتوم هر چیزی که در عالم وجود دارد از اتم به وجود آمده است و اتم از الکترون ، پروتون و نوترون تشکیل شده است و جالب اینجاست که ۹۹/۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ درصد از فضای اطراف این ذرات فضای خالی وجود دارد و طی تحقیقاتی که در این ضمینه انجام شده است ناظر به ذرات می تواند ماهیت ببخشد ، یعنی اینکه انرژی همانجاییست که توجه و هشیاری وجود دارد و ما به هر آنچه که توجه کنیم و نسبت به آن هوشیار باشیم ، آن را جذب می نماییم و این به عقیده بنده نمونه بارز عدل الهی و شعور جهان شمول می باشد ، با تشکر از سایت بسیار عالی شما .
من محمدباقر دهقانی بنده مطیع و سرسپرده و مجری و عامل به قوانین غیر قابل مذاکره و غیر قابل تغییر خداوند حاکم بر کل هستی و جریان زندگی و اطاعت از دستورات پروردگار متعال در راه رسیدن به خواسته ها و اهدافی که برای ان باذن الله متعال به این جهان آمده ام ، تمام سعی و کوشش هوشمندانه خودم را میکنم که تحت هدایت خداوند در مسیر توحید و یگانه پرستی و آگاهانه بر خواسته ها و هر انچه دوست دارم داشته باشم متمرکز باشم و تنها خدا را برای خودم و رسیدن به تمام اهدافم و در تمام مراحل زندگی کافی و کامل و بدون نقص بدانم ، البته خداوند عاشق و حاکم و خالق جهان بی نقص کامل است مهم ذهن من است که باید این خدای مهربان و بخشنده و جهان شمول را به این عظمت باور کند خدایا همین ساختن باور قدرتمند در وجودم را نیز از تو یاری می طلبم
خدایا بهر حال تو بزرگی و عظیمی و در وصف چون منی و شاید هیچ بنده ای نگنجی ، تو هستی و نیازی بمن نداری که حتی عبادتت کنم ، اما من چی ،من چه کنم ، من بتو نیاز دارم ، من نیاز دارم بنده تو باشم ، من نیاز دارم تو اربابم باشی ، من نیاز دارم تو بر من محیط و حاکم باشی ، هستی ولی من باید بفهممت ، من باید درکت کنم که تو اینی ، وای خدایم احساسم بمن میگوید وقتی با خدایی و باهاش همراه میشی ، باهاش قدم میزنی ، باهاش سفر میری ، باهاش تنهایی خلوت میکنی ،باهاش همکلام میشی ، باهاش حرف میزنی ، خیلی بزرگ میشی یعنی ظرفت بزرگ میشه ، روحت بزرگتر میشه ، خودت ارزش و قیمت پیدا میکنی ،
همه اینا را یجورایی درونم فریاد میزنه ، نمیدونم چطوری بیانش کنم ، ولی وقتی بخودم میام تا خبری دور و برم نیست یه حالت بی حسی بهم دست میده
گذشته ها که چنین خیالاتی به سرم میزد وقتی بخودم میومدم و چیزی نمیدیدم نامید میشدم و نگران بودم ، ولی الان بنظرم تغییر کردم و خیلی احتمالا باید بهتر شده باشم فقط نگاه میکنم چیزی ملموس نمیبینم ، اما درونم یه حس آرامشی و یه سوسویی از امید بهم میگه قوی باش ، احساست بهت درست میگه ، ادامه بده
کمی به روزگارم و آرزوهای بهش نرسیده فکر میکنم راستش کرخت میشم
اما خیلی طول نمیکشه که به هدفایی که دارم فکر میکنم هی ادامه اش که میدم حالم بهتر و احساس خوبم قویتر میشه و انگاری دارم بار و بندیلم را جمع میکنم که کوله م را بزنم پشتم راه بیفتم ، ولی نمیدونم کدوم سمت اما درونم یه هوای نرم و لطیفی را حس میکنم و بهم میگه اصلا عجله نکن ولی اماده باش ، راسش همین فقط میدونم که دیگه اینجا موندنی نیستم ، کلا میخم از زمین اینجا کنده شده و دیگه انگار اینجایی نیستم درست هنوز اینجام اما حال و هوام خیلی وقت پرواز کرده ولی هنوز به اونجا عادت نکرده ، یعنی کامل اونجا نیستم ، یعنی روح و حس و فکرم اونجایی شده ولی این ذهنه هنوز داره تو گوشم نجوا میکنه بابا دست از این مسخره بازیها بردار ، بشین سرجات
میخوام حرفش را گوش بدم ولی قلبم اروم نمبگیره بهم میگه بازم این لعنتی ولت نمیکنه ، گوش کن گوش کن ، من دارم فریاد میزنم ، من از یه جایی میدونم تو باید بری ، بِکَن رها شو تو دیگه اینجایی نیستی همه منتظرتن .
خدایا من از اینجا کنده شدم اما راستش یه کمی تهه دلم آروم نیست میخواد بیشتر مطمئن بشه
هیچکسی را غیر تو قبول ندارم فقط رو حرف و وعده تو و هدایت تو حساب باز کردم
لطفا مرا به اونجایی که خیلی بهم خوش میگذره و شاد میشم و اونجایی که سرزمین شکرگزاری و شَکَر است هدایت کن .
خدایم دوست دارم عاشقتم خداجونم با تمام وجودم فریاد می زنم تنها تو برایم کافی هستی .
راستی استاد عزیزم با تمام وجودم سلام و دوستت دارم
اینقدر این پیام امروز یهویی بدلم گذاشته شد که یادم رفت اول سلام کنم
این دلنوشته های روزانه من است ولی یه ندایی بهم گفت بیام بزارمش روی کامت خدا را بهتر بشناسیم
سلام استاد عزیز میشه مثلا روی خودتان کار کنید مثال های زییادی بزنید. یا منظور از گله شکایت مثالهای زیاد بزنید یعنی چه مثلا موقعی که مریض میشیم چگونه احساسمان راتغییر بدیم ودر اخر اینکه چه کار کنیم که بچه هامان بهمان وابسته نباشن در هرموردی ممنون میشه استاد نازنین
بنام یکتای هستی بخش…
سلام…
امروز درهایی از الهامات به روم باز شد که قلب منو روشن کرد به شناخت بهتر خداوند…
قبلا اگر روزه نمیگرفتم نماز نمیخوندم یا میرقصیدم احساس گناه داشتم که خدا از دست من ناراحت شده و با من قهر کرده و هیچ جوره هم کوتاه بیا نیست..و همش میخواد بلا سرم بیاره…از وقتی با قانون اشنا شدم و فهمیدم که خدا کاری به نماز و روز و حجاب من نداره دیگه از این بابت احساس گناه ندارم…اما از اونطرف اگر یک روز روی خودم کار نکنم ،بخوام استراحت کنم.یا تفریح کنم یا نخوام هیچ کاری کنم دوباره اون احساس گناه رو دارم…یعنی هنوزم خدارو با همون دیدگاه های قبلی بهش نگاه میکنم…منتهی یه ذره ظاهرش فرق کرده…اگر یک روز رو خودم کار نکنم و بخوام استراحت کنم یا بیکار باشم سریع این افکار میاد که الان خدا از دستم ناراحت میشه..الان با من قهر میکنه..الان میخواد دهن منو سرویس کنه..هیچ جوری هم کوتا بیا نیست..کلی باید منتشو بکشم تا راضیش کنم و به این راحتیا کوتاه نمیاد و میخواد همش بلا سرم بیاره…
به خاطر همین یه روز اگر رو خودم کار نکنم باورم اینه که خدا از دست من ناراحت شده.دیگه با من قهر کرده…دقیقا همون باور و دیدگاه بچه ی لوس رو بهش دارم که تا نگاتو میکنی اونور باهات قهر میکنه و من دم به دقیقه باید منتشو بکشم قربون صدقه اش برم.….کلی براش دلیل و منطق بیارم که من خیلی دوستت دارم اگر کاری کردم برای رسیدن به تو بوده و فلان…خیلی وقتام این خدای ذهنی من قانع نمیشه و همچنان قهره با من و محل بهم نمیده و میگه برو همونجایی که بودی و اکثر اوقاتم من ناامید میشم خسته میشم از این که بخوام برم سمتش دوباره منتش رو بکشم…میگم منکه میدونم به این راحتیا کوتاه نمیاد پس ولش کن…به جهنم بزار همینجوری حالم بد بمونه…و بعد از کلی تو درو دیوار بودن و خودمو کشتن اون باهام اشتی میکنه و همه چی عالی میشه…بعد دوباره تا رومو برمیگردونم اونور دوباره قهر میکنه و روز از نو روزی از نو…به خاطر همین همیشه یه ترس و اظطرابی تو وجودم هست که چیکار کنم که یه وقت اون بامن قهر نکنه…نکنه اشتباه کنم اون باهام قهر کنه از دستم ناراحت شه و هی بلا سرم بیاره و بگه حقته…اینقدر بخور تا جونت بالا بیاد…
همیشه حالت اون بچه ای رو دارم که اینقدر توسط والدین و معلمش تنبیه شده که همیشه وحشت داره از اینکه نکنه دست از پا خطا کنه و تنبیه بشه…همیشه تو حالت اماده باشم که که مبادا اشتباه و خطایی بکنم که یه وقت به این خداهه بر بخوره…
همیشه وقتی میخواستم یه روز استراحت کنم یا بیکار باشم کلی باید دلیل و منطق بیارم برای این خدا که خدایا ببین من اینهمه رو خودم کار کردم این همه پدرم دراومده ..توروخدا یه روز میخوام استراحت کنم از دست من ناراحت نشو بلا سر من نیار…کلیییی باید باید التماسش کنم که راضیش کنم…اخر سرم صددرصد راضی نمیشه …بازم همش نیش میزنه که ببین داری وقتتو تلف میکنی..ببین همش علافی…و اون یه روز استراحتو کوفتم میکنه…..
در صورتی که خدای واقعی یک سیستمه و فقط با احساس من کار داره..میگه من کاری به این ندارم که تو کار میکنی یا بیکاری یا داری فایل گوش میدی یا نمیدی…تو احساست خوب باشه همه چیز اوکیه…احساست بد باشه بلا سرت میاد…حالا اگر توی استراحت و بیکاری حالت خوب باشه همش اتفاقات خوب برات میفته…این دیگه دست توعه…من قرار نیست کاری برات بکنم…اگر تو باورت اینه که اگر بیکار باشی و بخوای استراحت کنی من تنبیهت میکنم من نمیتونم که تنبیهت نکنم…چون من یه سیستمم …کار دیگه ای از من برنمیاد…این تویی که تعیین کننده ای من چطور باهات رفتار کنم.
چقدر خوبه خدایی که همه جوره عاشق منه و مراقب همه چی هست وقتی من استراحت میکنم وقتی میخوابم وقتی تفریح میکنم اون خودش حواسش به همه چی و من هست…نه اینکه این خدا خودش کسی باشه که من باید دم به دقیقه حواسم بهش باشه که یه وقت قهر نکنه با من …یه وقت از دستم ناراحت نشه…و به جای اینکه اون مراقب همه چی باشه من باید مراقب همه چی باشم تا آب از اب تکون نخوره که مبادا خدا بهش بربخوره و با من قهر کنه…
واقعا تو چه خدایی هستی که به جای اینکه از من مراقبت کنی اینقدر لوس و ننری که من باید همش ازت مراقبت کنم…از بس که عقده ای هستی و همش منتظری تا رومو کنم اونور تا به تریش قبات بربخوره و همش دنبال اینی که حال منو بگیری و به خاک سیاه منو بنشونی و حقیرم کنی تا دلت خنک شه..تو چه خدایی هستی؟؟؟من بیزارم از تو بیزارم از تو بیزارم از تو….بیزارم از این خدای ذهنی که برای من ساختن…
خدایا میخوام خود واقعیت رو بشناسم …خودت خودتو بهم بشناسون…
به نظر بنده، دعوت به تفکر اصل و اساس اسلام است.
اما موردی هم که وجود دارد اینست که در قرآن، در آیات سوره نور، آیات سوره احزاب، امر به حجاب شده( و صد البته حجاب فقط مختص زنان نیست. بلکه شامل مردان هم است).
آیات 30 و31 سوره نور و آیات 33 و 35 و 59 سوره احزاب، مستقیما امر به حجاب کرده است. اگر چه در آیه اول سوره نور بیان شده که این آیات به روشنی و صراحت آمده و عمل به آیات این سوره را واجب دانسته و در ادامه سوره مواردی را بیان کرده که از جمله آیاتی در مورد حجاب است و در سوره احزاب دقیقا نحوه حجاب را بیان نموده است.
ممنون موفق باشید
سلام دوستای خوبم
امیدوارم همتون خوب باشین
راستش این فایل ابدا راجب خدا چیز بدی نگفته که بعضی ها گارد گرفتن.ببینین ما از اول زندگی یه سری عقاید رو برامون بنا کردن که به شخصه حتی خود من وقتی از دو دوتا چهارتای خودم کمی این ور و اونور میشه گم میکنم خودم رو…هممون همینطوریم. ببینین بچه ها چرا کلید کردین به ذات خدا …اینکه از انرژیه یا نه … جناب استاد فقط خواسته مظهر قدرت رو برای ما قابل درک تر بکنن. چرا اینقدر سخت میگیرید.من چند روز پیش مشهد بودم.توی سالن راه آهن یه سخن از امام رضا نوشته شد به این مضمون :
به خدا خوش گمان باش …. چراکه خداوند میفرمایند هرکه نسبت به من خوش گمان باشد با او خوب رفتار میکنم و هرکس نسبت به من بد گمان باشد با او بد رفتار می کنم …. پس ببینین خود خدا هم فرمودن که من انعکاسی از برداشت شما نسبت به خودم هستم. خدا خیییلییی بزرگتر از اینه که بخواد با گریه وزاری ما به کسی نعمت بده یا نده .من خودم به شخصه باااااااااااارهااااااا التماس خدارو کردم….به هزاااااار آدم قسمش دادم اما چیزی رو که توی اون مقطع خواستم بهم نداده.بعدها اخباری به گوشم رسید و حقایقی بهم آشکار شد که فهمیدم خدا هررررر چی که بهش التماس کنیم تا چیزی به صلاح و خیر ما نباشه بهمون نمیده…نمیده که نمیده…چون دوسمون داره و میدونه چی برای ما بهترینه. پس ببینین که خدا احساساتی نیس…تکرار میکنم….احساساتی…..نه اینه احساس نداشته باشه.بارها هم شده که یه چیزی از دلم رد شده خدا بهم داده ….پس به همین قدرت لایزال حالا از هر جنسی که میخواد باشه…نور…انرژی….اعتماد کنین و به جنسش زیاد فک نکنین….فقط بدونین اون خیر خواهه.
بچه ها بیاین کمتر موضع بگیریم. خدا طبعش بلنده و نیاز به دفاع ما نداره.کسی هم زیر سوال نبردش فقط و فقط بحث اینه که با خدا راحت تر باشیم.رفیق تر… .خدا رو مثل خودمون نبینیم.خدا جنبه ش بالاتر از این حرفاس.
ارادت دارم به همتون
فرزانه :)
درود بر شما
بسیار عالی گفتین.حرفاتون رو قبول دارم
چیزی ک التماس کردین و خدا نداده حتما تلاش نکردین براش…
درود بر شما استاد گرامی
بسیار لذت بردم از این فایل…من به این مسئله توی ذهن و قلبم رسیده بودم اما همیشه چون فکر میکردم تصورم ممکنه گناه یا اشتباه باشه دنبالش نمی رفتم و فقط در حد یک ذهنیت تکامل نیافته برام وجود داشت تا صحبت های شما رو شنیدم و کلام با صداقت و سندیت شما به من ثابت کرد که اشتباه نکرده بودم و ازین بابت بسیار خوشحالم…استاد جسارت من رو ببخشید من میدونم که یافته های شما بسیار بسیار ارزشمنده اما خیلی مایلم که بدونم چرا هزینه پکیج هاتون اینقدر بالاست…آیا واسه اینه که ما خاص بودن و متفاوت بودنشون رو باور کنیم؟خب بنظر من کسی که یکبار یک فایل از شما ببینه سریعا به این باور میرسه که کلام شما نه شوو هست و نه ترفند…بلکه عین حقیقت و معنای واقعی زندگیه…آیا شما به این مبلغ پول احتیاج دارید؟باز هم مطمئنم که حداقل الان اینطور نیست..چه خوب بود اگر هزینه پک ها زیر یه تومن بود تا اکثریت مردم میتونستن خریداری کنن.
تصور من از خداوند . خداوندی است که خدای فرصتهاست صاحب فرصت هاست هر لحظه با توجه به فرکانسهای ما فرصت متناسب با آن را در اختیار ما قرار می دهد تا باورهای ما را به خودمان ثابت کند چرا که مکانیزم جهان همین است.و با هر باوری ما روی متفاوتی از جهان رو می بینیم و تجربه میکنیم.
سلام به همگی اعضای سایت بویژه استاد عباس منش گرامی
من چند روزه عضو سایت شدم. الان فایل صوتی خدا را بهتر بشناسیم را گوش کردم. تا حالا از هیچ کس درمورد خدا اینجوری نشنیده بودم. به نظرم حرف هاتون عالیه. خیلی دلم میخواد بتونم قرآن را اینجوری بخونم و بفهمم.?
امیدوارم با کمک خدا بعدشم صحبت های خوب شما امسال سال تغییرات بزرگ تو زندگی ام باشه.??????
عرض ادب و احترام خدمت جناب عباس منش بزرگوار ، در تایید فرمایش شما باید عرض شود که در علم کوانتوم هر چیزی که در عالم وجود دارد از اتم به وجود آمده است و اتم از الکترون ، پروتون و نوترون تشکیل شده است و جالب اینجاست که ۹۹/۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ درصد از فضای اطراف این ذرات فضای خالی وجود دارد و طی تحقیقاتی که در این ضمینه انجام شده است ناظر به ذرات می تواند ماهیت ببخشد ، یعنی اینکه انرژی همانجاییست که توجه و هشیاری وجود دارد و ما به هر آنچه که توجه کنیم و نسبت به آن هوشیار باشیم ، آن را جذب می نماییم و این به عقیده بنده نمونه بارز عدل الهی و شعور جهان شمول می باشد ، با تشکر از سایت بسیار عالی شما .
€ بسم الله الرحمن الرحیم $
بنام خداوند بخشنده مهربان
امروز چهارشنبه ۳۰ ام سال یک
من محمدباقر دهقانی بنده مطیع و سرسپرده و مجری و عامل به قوانین غیر قابل مذاکره و غیر قابل تغییر خداوند حاکم بر کل هستی و جریان زندگی و اطاعت از دستورات پروردگار متعال در راه رسیدن به خواسته ها و اهدافی که برای ان باذن الله متعال به این جهان آمده ام ، تمام سعی و کوشش هوشمندانه خودم را میکنم که تحت هدایت خداوند در مسیر توحید و یگانه پرستی و آگاهانه بر خواسته ها و هر انچه دوست دارم داشته باشم متمرکز باشم و تنها خدا را برای خودم و رسیدن به تمام اهدافم و در تمام مراحل زندگی کافی و کامل و بدون نقص بدانم ، البته خداوند عاشق و حاکم و خالق جهان بی نقص کامل است مهم ذهن من است که باید این خدای مهربان و بخشنده و جهان شمول را به این عظمت باور کند خدایا همین ساختن باور قدرتمند در وجودم را نیز از تو یاری می طلبم
خدایا بهر حال تو بزرگی و عظیمی و در وصف چون منی و شاید هیچ بنده ای نگنجی ، تو هستی و نیازی بمن نداری که حتی عبادتت کنم ، اما من چی ،من چه کنم ، من بتو نیاز دارم ، من نیاز دارم بنده تو باشم ، من نیاز دارم تو اربابم باشی ، من نیاز دارم تو بر من محیط و حاکم باشی ، هستی ولی من باید بفهممت ، من باید درکت کنم که تو اینی ، وای خدایم احساسم بمن میگوید وقتی با خدایی و باهاش همراه میشی ، باهاش قدم میزنی ، باهاش سفر میری ، باهاش تنهایی خلوت میکنی ،باهاش همکلام میشی ، باهاش حرف میزنی ، خیلی بزرگ میشی یعنی ظرفت بزرگ میشه ، روحت بزرگتر میشه ، خودت ارزش و قیمت پیدا میکنی ،
همه اینا را یجورایی درونم فریاد میزنه ، نمیدونم چطوری بیانش کنم ، ولی وقتی بخودم میام تا خبری دور و برم نیست یه حالت بی حسی بهم دست میده
گذشته ها که چنین خیالاتی به سرم میزد وقتی بخودم میومدم و چیزی نمیدیدم نامید میشدم و نگران بودم ، ولی الان بنظرم تغییر کردم و خیلی احتمالا باید بهتر شده باشم فقط نگاه میکنم چیزی ملموس نمیبینم ، اما درونم یه حس آرامشی و یه سوسویی از امید بهم میگه قوی باش ، احساست بهت درست میگه ، ادامه بده
کمی به روزگارم و آرزوهای بهش نرسیده فکر میکنم راستش کرخت میشم
اما خیلی طول نمیکشه که به هدفایی که دارم فکر میکنم هی ادامه اش که میدم حالم بهتر و احساس خوبم قویتر میشه و انگاری دارم بار و بندیلم را جمع میکنم که کوله م را بزنم پشتم راه بیفتم ، ولی نمیدونم کدوم سمت اما درونم یه هوای نرم و لطیفی را حس میکنم و بهم میگه اصلا عجله نکن ولی اماده باش ، راسش همین فقط میدونم که دیگه اینجا موندنی نیستم ، کلا میخم از زمین اینجا کنده شده و دیگه انگار اینجایی نیستم درست هنوز اینجام اما حال و هوام خیلی وقت پرواز کرده ولی هنوز به اونجا عادت نکرده ، یعنی کامل اونجا نیستم ، یعنی روح و حس و فکرم اونجایی شده ولی این ذهنه هنوز داره تو گوشم نجوا میکنه بابا دست از این مسخره بازیها بردار ، بشین سرجات
میخوام حرفش را گوش بدم ولی قلبم اروم نمبگیره بهم میگه بازم این لعنتی ولت نمیکنه ، گوش کن گوش کن ، من دارم فریاد میزنم ، من از یه جایی میدونم تو باید بری ، بِکَن رها شو تو دیگه اینجایی نیستی همه منتظرتن .
خدایا من از اینجا کنده شدم اما راستش یه کمی تهه دلم آروم نیست میخواد بیشتر مطمئن بشه
هیچکسی را غیر تو قبول ندارم فقط رو حرف و وعده تو و هدایت تو حساب باز کردم
لطفا مرا به اونجایی که خیلی بهم خوش میگذره و شاد میشم و اونجایی که سرزمین شکرگزاری و شَکَر است هدایت کن .
خدایم دوست دارم عاشقتم خداجونم با تمام وجودم فریاد می زنم تنها تو برایم کافی هستی .
راستی استاد عزیزم با تمام وجودم سلام و دوستت دارم
اینقدر این پیام امروز یهویی بدلم گذاشته شد که یادم رفت اول سلام کنم
این دلنوشته های روزانه من است ولی یه ندایی بهم گفت بیام بزارمش روی کامت خدا را بهتر بشناسیم