پیغامِ هدایتگرایانه ی تضادها - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

328 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    غزال گفته:
    مدت عضویت: 2651 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز و همگی دوستان عزیز

    بسیار بسیار لذت بردم از این فایل بی نهایت زیبا،از ته قلبم آرزوی بی نهایت بهترینها رو براتون دارم استاد عزیز،امیدوارم میکائیل عزیزم هم زندگیش هر روز سرشار از موج بی نهایت نعمتها باشه،پسر گل و مودب و دوست داشتنی هر روز به اندازه بزرگی خدا برای داشتن چنین پدر دوست داشتنی و با صداقت از خدا تشکر کن،امیدوارم که زندگی هر روز خانواده استاد عباس منش به اندازه بزرگی خدا غرق نعمتهای بی نهایت بشه،الهی آمین….

    استاد عباس منش عزیز اون چیزی که شخصا باعث لذت و خوشحالی من با دیدن اینگونه فایلهای شما می شه صداقت و خلوص شماست،حتی یک بار هم نمی شه تصور کرد این فایلها برای فخرفروشی هست،بلکه انگار خدا داره در ثانیه به ثانیه این فایلها با من صحبت می کنه و بهم می گه ببین چقدر من نعمت آفریدم…هر چیزی که می خوای از من بخواه و من بهت می دم اصلا کاری به حرف بنده هام نداشته باش،خدای خوبم تنها عشق من قربونت برم که اینقدر مهربان و بخشنده ای مرا بنده خالص خودت کن و چه افتخار بزرگی ست بندگی تو را کردن…..

    به بندگانم بگو خداوند هر که را بخواهد روزی وسیع دهد

    آرزوی روزی وسیع در همه زمینه ها برای استاد عباس منش با صداقت و خالص،میکائیل عزیز و دوست داشتنی،خانم شایسته عزیز دل و همگی اعضای خانواده عباس منش

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ماهلی صادقی گفته:
    مدت عضویت: 167 روز

    به خالق همه چیز دان و نور ابدی

    من سال هاست یه شرایط و تضادهایی برام پیش می اومد که منو به اوج افسردگی و ناراحتی و فرکانس پایین می‌برد ولی وقتی که متوجه شدم از قضیه از چه قراره و خصوصا آموزه های استاد که آشکار ترین هدایت رب برای من بود خیلی به من کمک کرد

    و عمل به قوانین و شناخت خویشتن و زندگی و کار کردن روی خود باعث شد زندگیم از این رو به اون رو بشه و همین همین تضادها بودن منو ساختن و باعث شدن من به درونم رجوع کنم

    قبلا حرف افراد دیگه خیلی روم تاثیر داشت و هفته ها ذهنمو به هم می‌ریخت ولی الان همینکه تضادی در این زمینه می بینم با خودم زمزمه میکنم

    آن کس که بدم گفت ، بدی سیرت اوست

    و آن کس که مرا گفت نکو ، خود نکوست

    حالم متکلم از کلامش پیداست

    از کوزه همان برون تراود که در اوست

    و چند تا تنفس آگاهانه انجام میدم و سعی میکنم رو نکات مثبت شرایط و فرد تمرکز کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سمانه خادمی گفته:
    مدت عضویت: 2579 روز

    سلاااااااااام استاد گل گلم

    سلام خانم شایسته عزیز

    و سلام بر میکاییل عزیز که چنین سعادتی داشتی همچون عباسمنش پدرت باشد

    و سلام به خانواده عباسمنش

    استاد من حالم خیلی خوشه اینم از با شما بودن دارم استاد من در درونم یقین صد در صد دارم که به خواسته هام می رسم ( اینم بگم که استاد دیگه برام من رویا نیستن ی خواسته معمولی هستن مثل خرید ی بستنی

    استاد شبانه روز باهاشون زندگی می کنم )

    استاد وقتی می بینم که شما به خواسته هاتون رسیدید خوشم می شه می گم خدا جونم چقدر قدرتمندی چقدر قانونت دقیق و منظمه باز هم شکر

    استاد لحظه به لحظه براتون دعای خیر می کنم استاد تو بهشتم بهشت

    استاد فقط من می دونم کجا بدوم الان به اینجا رسیدم تو اوج قدرت آرامش هماهنگی با خدا جونم لذت و فقط لذت

    باورتون میشه استاد من الان در حال مطالعه برای آزمون وکالت هستم تا به امید خدا قبولی در همین سال ۹۸ ، وقتی سرم رو از کتاب بلند می کنم ی لحظه میرم به جاهایی که می خوام برسم باورم قوی تر میشه با اراده تر می خونم خیلی برام لذت بخشه مثل روز برام روشنه که قبول می شم به همه خواسته هام میرسم

    کارم شده درس خوندن دیدن فایل های عاااااالی شما و لایوهای بی نهایت عاااااالی شما

    استاد فقط می تونم بگم ممنونم همه چی عالیه

    از زمین صعودی به سمت خدا رسیدم فقط شما می دونین چی می گم

    استاد جالبه اینم بگم که خواب هایم هم عوض شده

    خیلی دوس دارم همین خواب دیشب رو تعریف کنم دیشب تو خواب جایی بودم دقیقا مثل بهشت بود مردی ژولیده ای بهم داشت نزدیک می شد بهش گفتم تو این همه زیبایی تو اینجا چه کار می کنی گفت من فقرم

    بهش گفتم برو که خدا با من است با التماس ازم عذر خواهی کرد و رفت و بعد از اون حس ثروتمندی عجیبی پیدا کردم صبح که بیدار شدم جمله تاکیدی ام آمد تو ذهنم انگار درونم فریاد می کرد

    خدا تنها منبع رزق و خیر و سلامتی است

    بعد از اون که از خواب بیدار شدم خیلی خوشم بود یکی از آشناهامون ۲۰۰۰ متر زمین می خواست جالبه اینه که یکی از دوستامون هم املاک داره بهش زنگ زدم گفتم این آقا تو ییلاق ۲۰۰۰ متر زمین متری ۳۰ هزار ت می خواد گفت دارم ۲۰ هزار تومانی

    بعد بهم گفت من ۲۰ ت خودم رو می خوام تو هر چقدر فروختی بقیه اش مال خودت

    روز پنج شنبه هم قرار گذاشتیم

    استاد باورتون میشه بدون اینکه کاری کنم تا پنج شنبه می تونم پول دریافت کنم منی که الان فکر و ذکرم درس خوندنه خدا چه راه حلی رو پیش پای من گذاشت

    استاد یادتون هس که بارون خواستم اومد بعد گفتم دوازده قدم و ثروت ۳ رو بهم بده خدا جون استاد می بینی خدا چه جوری داره همه کارها رو جور می کنه که منم بتونم از دوازده قدم و ثروت ۳ استفاده کنم

    از خدا می خوام خودش همه چی رو به راحتی برام جور کنه که بتونم دوازده قدم و ثروت ۳ رو بگیرم استاد دلم خیلی می خواد وقتی می گین که تمرینات ستاره قطبی رو براتون درس کردم یا این که خانم شایسته از نتایج شون صحبت کردن انقدرررررررر دلم خواست

    خدایا خودت یاری ام کن بگیرمشون

    استاد خیلی خوشحالم

    ممنونم از خدا جونم

    ممنونم از قانون منظمش

    ممنونم از خلق کردن استاد گلم عباسمنش عزیز

    ممنونم از استاد عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    یاسی گفته:
    مدت عضویت: 2564 روز

    سلام استاد عزیزم،عشق من،دل من

    وای استاد چی کار کردید با من،فوق العاده بود خیلی لذت بردم از موتور هاتون،از پیشرفت تکنولوژی که بهمون نشون میدید،از خوشی هاتون مرسی??

    راستش من از اون افرادی بودم که نتونستم لایو شو ببینم و خیلی زود وقتی لایو چند دقیقه ای تونو دیدم براتون ایمیل فرستادم?

    یکی از نکته های قشنگ مشنگ که یاد گرفتم این بود اصلن قرار نیست خوشی هامونو عقب بندازیم بخاطر کمبود هر چیز،خیلی از سفری که به شمال رفتید کف کردم عجب دل و جرئتی داشتید ایول??

    نکته بعدی چقدر خونه ی راحت،صمیمی،قشنگ و ساده ای رو دارید خیلی لذت بردم وقتی گفتید من فقط اون وسایلی رو که لازم دارم توی خونه م میذارم و به خودم گفتم (آی رحمَتت له به)کردی هست?

    چیزی که خیلی باهاش کیف کردم این بود مو های میکی خیلی قشنگ و شیک هست فکر میکردم شما برای ظاهر سخت گیر هستید ولی برام خیلی جالب بود واقعا استاد من الان تقریبا ۳ ساله شما رو میشناسم و من در سایت ثبت نام کرده بودم قبلن و محصولم خریدم ولی دلم خواست بیام ایمیل مو عوض کنم و با ایمیل تازم وارد سایت بشمシ

    خیلی خیلی خیلی لذت بردم از نشون دادن موتور هاتون واقعا عاشق تک تک شون شدم منم میخوام?

    راستی عاشق لباس هاتو شدم خیلی باحاله واقعا خوش سلیقه اید ولی یه سوال چرا همشون سفید بودن؟

    استاد اگر میشه بیشتر میکی و خانم شایسته در فایل و لایو هاتون مشارکت کنند چون واقعا خیلی جذاب تر میشه برای تنوع،دوست دارم از تجربه هاشون بگن از مسیری که امدن از تضاد هاشون از کنترل کردن خودشون و٫٫٫

    سپاس گذارم استاد عزیزم ممنونم بخاطر نشون دادن نعمت ها و زیبایی های زندگی تون علاوه بر اون کلی توضیح در مورد قوانین و مسیر تون برامون با عشق میزنید?

    Love U

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2476 روز

    به نام خدا

    سلام استاد جونم

    سلام مایک عزیزم

    نباید نگاه به محدودیت ها کرد خواسته ها کار به محدودیت ها نداره این هم یک پاشنه آشیل است . من خودم الان فهمیدم شرایط را نبین مثلا این خواسته ای که من دارم الان تو بازار نیست یانا ا زعدم باور فراوانیه

    من چند روز ی هست که ان شا الله به لطف خدای فراوانی ها می خواهم برم در کار پوشاک و دنبال ایده بودم والان چه ایده ایی خدا نشونم داد

    آره یکی از اون ایده ها می تونه طراحی به سلیقه خود مشتر ی باشه به هر تعدادی که می خواد

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سبحان ترکمنی گفته:
    مدت عضویت: 421 روز

    سلام به خانواده گرم و صمیمی خودم ،

    اینو می‌نویسم برای خودم بماند به یادگار

    قانون به وضوح رسیدن خواسته ها از طریق برخورد با تضاد ها

    می‌خوام چند نمونه از تضادهایی که باهاش برخورد کردم و وقتی ازش عبور کردم دیدم نه تنها سد راهم نبودن بلکه کلی درس های میلیارد دلاری رو بهم دادن کلی منو آگاه تر ، خوشحال تر ، آرام تر ، متوکل تر و تسلیم تر کردند که اگه برگردم به اون زمان خودم انتخاب میکنم حتی اون تضادهارو که بیان و درساشونو بهم بدن

    حالا که به اون تضاد ها فکر میکنم میبینم هروقت من خواستم یا لایق شدم به مدار بالاتری از آگاهی و دانش و ثروت و آرامش برسم ، تضاد ها مثل امتحانهای دبستان که آخر ترم میگرفتن سر راهم سبز میشدن برای اینکه اون درس هارو تثبیت کنن توی وجودم نه برای عذاب !

    یادمه اوایل که با استاد آشنا شده بودم ( اونم خیلی عجیب ) ولی اتفاقی نبود ، چون اتفاقی و تصادفی در این جهان وجود نداره همه چی فیزیکه، همه چی قانونمنده ، همه چی هوشمنده ، همه چی عدده ،

    دوره قانون افرینش استاد رو داشتم گوش میکردم ( البته تکاملم رو رعایت کرده بودم چندین ماه قبلش خیلی خوب داشتم رو خودم کار میکردم ، زبان و ورزش و توسعه فردی و کتاب و…)

    ولی من نمی‌دونستم استاد سایت دارند و …

    چون بهاشو پرداخت نکرده بودم ، به اندازه مدار و آگاهیم ، آگاهی هارو دریافت میکردم ، ولی وقتی بیشتر از حد درکم آگاهی هارو دریافت کردم و چون بهاشو پرداخت نکرده بودم رفتم تو درو دیوار کلا ، آگاهی های اشتباه رو دریافت میکردم ، حالم از خیلی عالی رسیده بود به یک اوضاع ، افسردگی ، با احساس فوق بد و ، جسم ناسالم و افکاری که منو تحت کنترل. خودشون گرفته بودند ، و کلییییی باور ها افکار غلطی که داشتم اون موقع ،

    میدونم کلی سختی کشیدم ، میدونم خیلی خیلیییی برام سخت بود

    ولی به قول قرآن با بیشتر از حد شما به شما تکلیف نمی‌دهیم !!

    شاید از نظر جسمی و ذهنی کم آورده بودم و نمی کشیدم ، ولی روحم برای بزرگتر از اینا داشت آماده میشد

    و یجورایی از ته قلبم میدونستم بزودی از این دوران گذر میکنم

    همه چیزو گذاشتم کنار همه کتابها ، استادهای که داشتم گوش میکردم ، همرو،

    به خودم تعهد دادم فقط فقط برای آروم گرفتن ، و جدا شدن از افکارم هرروز صبح مدیتیشن کنم تحت هر شرایطی !!!!

    خلاصه

    اوضاع کم کم و تکاملی از افتضاح رسید به خیلی خیلی بد ، از خیلی خیلی بد رسید به خیلی بد ، از خیلی بد رسید به بد از بد رسید به خنثی ، از خنثی رسید به کمی خوب ، از کمی خوب رسید به خوب و…. تا جایی که الان واقعا احساس خوب و عالی رو دارم تجربه میکنم احساس عشق و آرامش ، و البته یک حس دگرگونی

    اون تضاد و اون شرایط واقعا سختی که گذراندن نتجیش شد اینکه تمام باورهای مذهبی و محدود کننده ای که درمورد خدا داشتم از بین بره ، دیگه با جهان و کائنات نجنگیدم که چرا این اتفاقات داره میوفته

    در یک کلام تسلیم شدن رو یاد گرفتم

    و گذر کردم از اون دوران عجیب که بهش بعضی مکاتب عرفانی میگن( شب تاریک روح)

    اون تضاد باعث شد کلی پخته تر ، آگاه تر ، پر بار تر بشم ، خودمو بشناسم ، به خودم عشق بدم و یاد گرفتم وقتی هیشکی به ظاهر منو درک نمیکنه ،

    یک کلبه خیلی آروم و قشنگ توی درون خودم دارم که میتونم توش آروم بگیرم

    مهم تر از همه سبحانو ( خود برتر ، خدا ، الله کائنان ، هرچی میخوای اسمشو بذار )پیدا کردم

    اون قوی ترین و آگاه ترین خردمندترین کسیه که می‌شناسمش همیشه میتونم بهش تکیه کنم و هوامو داره همیشه منو هدایت می‌کنه ، وظیفه خودش می‌تونه هدایت منو

    یک تضاد دیگه مریضی بود ، اره من مریض شده بودم و افتاده بودم

    حالم بد بود نمی‌دونستم چرا ولی میدونستم الخیر فی ما وقع ، حتما درسی توی این تضاده . خب اولش گفتم من چرا باید مریض بشم اصلا ؟ نجواهای ذهن

    ولی خدا هدایتم کرد که ویدیو ها و کلیپ هابی رو دیدم

    که آشنا شدم با فستینگ و روزه داری ، بعد تکاملی کربوهیدارت رو قطع کردم

    تکاملی پیش رفتم

    بعد بومببب ( قانون سلامتی استاد رو ندارم ولی میدونم دقیقا همینه ، بدون کربوهیدارت ، روزانه یک وعده و بقیش روزه داری )

    چقدر حالم خوب شد ، چقدر انرژیم رفت بالا چقدرزرر تمرکزم و خوابمو… همه چی چندین اول ارتقا پیدا کرد بعد اون تضاد فوق العاده

    و کلیییی دیگه تضاد

    الآنم به یک تضادی خوردم که جالبه

    من دارم روی باور فراوانی و احساس لیاقت کار میکنم تازه کسب و کار خودمو شروع دارم میکنم

    وضعیت خانواده و مالیمون هم فعلا به دلیل فرکانس های قبلی خودم خوب نیست

    من خودمو سبحانو واقعا لایق بهترین لباس و ادکلن و بهترین وسایل خونه ، اصلا بهترین خونه میدونم

    ولی هنوز که بیدار میشم این چیزا رو نمی‌بینم و لمس نمیکنم ، لباسایی که می‌پوشم و دوست ندارم ارزشمند نیستند برام ، و فعلا هم نمیتونم تهیه کنم برای خودم به اون صورت ،

    و از یک ور دیگه

    من چون دارم روی خودم کار میکنم ، و به ورودی ها کانون توجه ام خیلی دقت دارم

    جدیدا وقتی پیش آدمای با فرکانس پایین و باورهای محدود کننده هستم خیلی اذیت میشم ، شاید تا قبلش اینجوری نبودم

    ولی الان نمیتونم تحمل کنم اون حرفهای شرک آلودی که آگاهانه یا ناآگاهانه دارن میزنن

    و شرایطمم جوریه که پیش این آدما هستم ساعات زیادی رو

    و این خواسته در من شکل گرفته من خانواده هم فرکانسی دوستای هم فرکانسی می‌خوام که پیششون باشم

    می‌خوام روی خودم کار کنم ولی زمان و مکان مناسب اصلا جور در نمیاد

    و در من خواسته آزادی زمانی و مکانی شکل گرفت

    به قول استاد اتفاقا به خودی خود هیچ معنایی ندارند ما هستیم که بهشون معنا میدیم

    میدونم از این تضاد ها هم میام بیرون سربلند و چقدر آگاه تر و ثروتمند تر خوشگل تر جذاب تر میشم

    این بماند به یادگار

    تکیه کردم بر قوانین ثابت و بدون تغییرت (توحید)

    ایمانمو قوی تر کن ، متوکل ترم کن ، مثل ابراهیم ، مثل عباسمنش ،و مثل تمام کسایی که وهابیت و لطف و بخخشش این سیستم رو دارن تجربه می‌کنند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3363 روز

    چه جالب که طرح لباس ها را خودتان انتخاب می کنید٫ من بهش فکر نکرده بودم ٫ چقدر انسان می تونه انتخاب متنوع داشته باشه٫

    آقای عباس منش لباس طرح دار هم به شما خیلی می آمد ٫در یکی از لایو ها دیدم٫ من یاد هاوایی افتادم ٫ اونجا بیشتر دیدم از این مدل لباس ها می پوشند٫هاوایی و آب و هوایش را خیلی دوست دارم٫

    راستی می شود همیشه فایل ها را درسایت بگذارید چون دانلود می کنیم و بارها گوش میدهیم و روی کامپیوتر می ریزیم ٫ اما فایل های روی گوشی را یک بار گوش می دهیم٫

    فرش های قرمز رنگ هم خیلی زیبا هستند ٫ موتورها چقدر تمیز هستند انگار دکوری هستند و هیچوقت استفاده نشدند٫

    موتورها و خانه و پارکینگ شما خیلی تمیز است ٫ همیشه خیلی مرتب و تمیز هستنید ٫ خدمتکار دارید؟ یا خودتان تمیز می کنید؟ من هم خالی نگه داشتن و تمیز بودن خانه را خیلی دوست دارم٫ یک بار هم از بالای آپارتمان که تصویر بیرونش را گذاشتید برایمان فیلم بگذارید٫ همان که در مسیر رودخانه است٫

    محله شما هم عجیب ساکت و آرام است ٫ سکوت و آرامش خیلی خوبی دارد ٫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سید محسن فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2560 روز

    سلام استاد جان و دوستان

    اخ قربون این تضاد برم ک ک میفهمی چیا نمیخواهی وچیا میخواهی

    مثال خودم چندین سال در سایت بودم و

    مقاومت داشتم ک دوره بخرم و با امدن

    گفتگو بادوستان یه کوچولو مقاومت ها کمتر

    شد ولی از بین نرفت تا اینکه به تضاد خیلی

    بدی برخوردم و گفتم ن من اینرا نمیخام و

    تصمیم ب دوره ۱۲قدم کردم و خریدم اقا من

    قدم ۱۰هستم ‌ولی این سید کجا و اون کجا

    فاصله گرفتن از رفیق های نامربوط،درامد بیشتر

    مهمترین توحید ،توحید،توحیدی شدن و

    احساس ارامش داشتم و با خودت در صلح بودن

    میدانی خودت خلق

    کننده ایی و از خدا میخواهی بهت بدهد

    و کلی موفقیت دیگر و میخواهم بگویم

    اگر این تضاد نبود من ب این مسیر هدایت

    نمیشدم و ب این ورژن برسم خدایا شکرت

    دوستون دارم و عاشق این مسیرم تا ابد❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    محسن اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2914 روز

    سلام براستاد.وهمه عزیزان

    چقد عالی…باور داشتن رویا…

    ..از کجا به کجا از موتوریاماها 100 سی سی تا موتور دیویدسون.

    استاد عشق موتورو رو بیشتر کردی.این دیویدسون عجب موتوریه چه قدرتی .من میخام اینو.

    من فکرمیکردم نوشته رو آینه اجسام از آنچه در آینه میبنید به شما نزدیکترند مال ایرانه ولی دیویدسون هم زنده بود…خخخخ

    استاد فیلم بگیر بفرست هرچقد میتونید بفرستید.از هرچی همه چی. این ذهنه باید براش عادی بشه. این ذهن نباید برای 400 میلیون پول موتور تعجب کنه..بفرس استاد از یک هزارم دارایی نه از همه…..از همه.تا ذهن خواست مقاومت کنه ببینه نمونه عینی از کجا به کجا رسیدن رو.. نمونه عینی باورکردن رویاهارو….

    چقد ثروت وفراوانی هست هست در دنیا وچقد در حال گسترش. ربات جان دم گرم که کارتو عالی انجام میدی تورو هم میخوام. دم گرم سامسونگ جان هرروز با امکانات بیشتر که به من قدرت گسترش جهان رو یاد آوری میکنی. مرسی که میگی باید رفت جلو تحت هر شرایطی باید ادامه داد.وگزینه دیگری جز ادامه دادن نیست. وتشکر از استاد که به یادآوری میکنی .

    لذت بردم ممنون استاد ومرسی ازهمه دوستان.

    خدایا شکر……….حال خوب برای همه میخوام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    يوسف احد گفته:
    مدت عضویت: 2935 روز

    سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی

    سلام به همه عزیزان همفرکانسی

    استاد واقعا ازت ممنونم که اینقدر واقعی و خالص زیبایی های زندگیت رو به ما نشون میدی و باورهای ما رو تقویت میکنی که میشود به رویاها رسید،من عاشق موتور و موتور سواری هستم،در ایران، یزد،عشق موتور زیاد داره،و موتورهای با حجم سنگین رو فقط جمعه ها سوار میشن،وقتی میبینمشون و صداشون رو میشنوم،اگر کاری نداشته باشم حتما تا یه جاهایی باهاشون میرم و واقعا لذت میبرم،آخه این موتورها یه جایی هم نداره که بریم نگاه کنیم و روشن کنیم،مثل بنگاه ماشین، بنابر این وقتی میبینمشون راحت ازشون نمیگذرم،و طبق قانون به این دلیل که عاشق این موتور ها هستم و بهشون فکر میکنم بیشتر هم میبینم،استاد همه موتورهایی که داری درجه یک هستن،مخصوصا سوزوکی ،وقتی داشتی از سوزوکی میگفتی که شتابش اینطوریه،من که از همینجا یه دور باهاش زدم،???

    واین آخری که هیچی اصلا، هارلی،یعنی فقط میگفتم ای کاش استاد روشنش کنه،صداش منو واقعا دیوونه میکنه،

    استاد واقعا هرچی رو که از افکار زیبایی که داشتی، بدست آوردی و خداوند هم بهت هدیه داده نوش جونت و از اینکه داری با ما هم به اشتراک میذاری،باز هم دمت گرم،

    ومن هم مطمئن هستم که به رویاهام خواهم رسید، هیچ عجله ای ندارم و به خودم فرصت کافی میدم که تکاملم طی بشه،چون من هم همون خدایی رو دارم که تو داری،???

    ضمنا مایک عزیز هم خیلی دوست داشتنیه،??خداوند حفظش کنه،،

    در پناه حق،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: