پیغامِ هدایتگرایانه ی تضادها - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

328 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زری شیخی گفته:
    مدت عضویت: 603 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم

    واقعا خوشحالم با استادی دارم کار میکنم و ادامه میدم که اینقدر راحت همه خوشی‌ها و همه داسته هاشونو با همه به اشتراک میزارن و همین باعث انگیزه شدید در ما میشه خداروشکر هزاران بار شکر از نظر خودم این بهترین اتفاق زندگی منه که تو این مسیر و مهمتر از همه با این استاد دارم راهمو هدفمو خودمو و زندگیمو پیدا میکنم در واقع برای من تولدی دوباره هستش خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    الرزق رزقان گفته:
    مدت عضویت: 2875 روز

    از قدیم گفتن شنیدن کی بود مانند دیدن…نمیدونم…چی بگم…یه جاهایی واقعا بهمون بربخوره هم نیازه…یه عده ای نه استاد میشناسند نه این مباحث باهاش آشنایی دارند…اونا که هیچی…ما که داریم میبینم…ما که از انگار توی خونه خود استادیم…از0تا100جاروبرقیش و لباسشویی هم که خبر داریم…ما چرا داریم دست دست میکنیم…

    چرا داریم ماها هر کدوممون خودمون از بهشتی که میشه در همین دنیا داشت محروم میکنیم…چرا؟؟؟چرا؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    الهام محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3210 روز

    استاد عزیزم، خانم شایسته بزرگوار و دوستان خوبم… امروز داشتم به این موضوع فکر میکردم که چقدر برنامه های جدید برای آیندم دارم و چقدر فکر کردن و تلاش برای عملی کردنشون حس خوبی بهم میده.

    بعد داشتم فکر میکردم که من اصلا تا چند ماه پیش حتی یکی از این برنامه های فوق العاده تو ذهنم نبود و اصلا چه جوری شد که این همه ایده جدید به ذهنم رسید.

    وقتی به چند ماه پیش برگشتم دیدم این همه فرصت تو دنیای اطرافم و این همه پتانسیل و استعداد دست نخورده ای که همیشه تو وجودم بوده زمانی به چشمم اومد که به خاطر تغییر شرایط اقتصادی کشور دیدم درآمد فعلیم دیگه نمیتونه پاسخگوی نیازهام باشه و شروع کردم به فکر کردن به راه های جدید برای بهتر کردن شرایطم. (این رو هم بگم که این تغییر شرایط اقتصادی به خاطر باورهای محدودکننده خودم تو زندگیم تاثیر منفی گذاشته بود وگرنه یه حقیقت یکسان برای همه وجود نداره.)

    من حقیقتا تو یه شرایط ایده آل از نظر کاری بودم و اگه شرایط تغییر نمیکرد، احتمالا سال ها با همون درآمد به کارم ادامه میدادم، بدون اینکه خواسته ها و اهداف خیلی بزرگ تری تو وجودم شکل بگیره.

    تا چند وقت پیش گاهی اوقات پیش میومد بگم که کاش همه چیز همونجوری باقی میموند و این روال بهم نمیخورد اما یاد مثال استاد تو فایل های مربوط به زمان تغییر کردن افتادم که توش میگن باید وقتی شرایط عالیه تصمیم به تغییر بگیریم وگرنه دنیا با چک و لگد مجبورمون میکنه تغییر کنیم.

    حالا دیگه واقعا سپاسگزار خداوندم که به تضادهای جدید برخوردم و متوجه شدم که باید تغییر کنم، وگرنه مثل همون قورباغه تو ظرف آب گرم میشدم که عمرش در غفلت و بدون احساس نیاز به تغییر شرایطش به پایان میرسید.

    نمیتونم توصیف کنم که چقدر خوشحالم که تو این سن این موضوع رو درک کردم و به خودم اومدم، وگرنه ممکن بود سالها تو همون شرایط به ظاهر «ایده آل» بمونم و وقتی به خودم بیام که دیگه خیلی دیر شده…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    هانیه اکبری گفته:
    مدت عضویت: 3049 روز

    سلام به خانواده صمیمی ام

    خوبین؟

    بچه های عزیز چند وقتیه ذهنم درگیر و آرامشم ازبین رفته و کلا جهان بینیم نابود شده انگار دیگه هیچی تو ذهنم نیست و احساس میکنم تو برزخم

    گفتم بیام اینجا و با شما مطرح کنم تا ان شاءالله جوابی پیدا کنم

    پیشاپیش از نظرات و راهنمایی هاتون متشکرم :)

    بچه های عزیزم من خدای قبلیم رو هم از دست دادم و با این خدای جدید هم نمیتونم ارتباط برقرار کنم

    چندماهی میشه شروع کردم قران رو معنیش رو میخونم خیلی حس خوبی بهم میداد

    ولی تازگیا با خوندنش میترسم

    راجع به نماز خیلی سوال دارم و میخوام پیدا کنم راه درست چیه

    من قبلا ها نماز میخوندم

    ولی با شنیدن صحبت های استاد انگار فکر کردم شاید این روشم درست نیست واز حدود یه سال پیش هر ازگاهی میخونم

    نمیدونم الان کار درست چیه غلط چیه

    قبلنا که میخوندم انگار از سر رفع تکلیف بود ولی هرازگاهی هم حس نابی هم داشتم تو نماز

    ولی با شنیدن حرف های استاد دیدم من واقعا انگار خودم انتخاب نکردم چشمم رو باز کردم و دیدم همه میخونن و منم خوندم

    و اینکه با نخوندن احساس گناه میاد سمتم

    ولی میخوام اگه میخوام بخونم خودم بهش برسم و با عشق و برا دل خودمنماز رو برپا دارم

    با خوندن قران تا اینجا (تا سوره غافر خوندم) دیدم که خدا گفته نماز رو بپا دارین

    گفته با رکوع کنندگان رکوع کنین

    یا گفته سجده کنین

    یا دقیق وقت های نماز رو گفته

    و گفته کسانیکه میتونن موقع خواب و به جای اینکه به پهلوگاه هایشان بیارامند برمیخیزند و صلاه میکنند

    همه و همه این آیه ها بهم میگه پس حتما باید صلاه بشه

    وضو رو هم کامل گفته

    فقط الان نمیدونم من باید پاشم وضو بگیرم و موقع هایی از روز و شب که خدا گفته بلند شم دقیقا چیکار کنم

    میدونمم باید یه کاری بکنم

    ولی دیگه با این نماز این مدلی ارتباط برقرار نمیکنم انگار با زور این مدل ازنماز رو میخونم هر ازگاهی

    به جواب نرسیدم که باید چیکارکنم

    موضوع بعدی و مهمم در باره خداست

    من نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم

    تو ذهنم این بود که نزدیک قوی مهربون تو دلم ولی تازگیا فهمیدم که منم خدارو مثل یه شخص خیلی خیلی بزرگ میدیم و تو پس زمینه ذهنم جهت میدادم بهخدا

    ولی الان نمیتونم با این خدایی که مثل اکسیژن همه جارو احاطه کرده و تو ذات همه چی هست ارتباط برقرار کنم

    هرچی رو میبینم خدا هست

    خودمم خدام

    پس این خدا کیه که منم خدام

    روح چیه انرژی چیه

    وقتی دارم قانون جذب رو میخونم میتونم با یه انرژی ماورایی ارتباط برقرار کنم که خیلی قدرتمند ولی نمیتونم طبق پیش فرض های مذهبی ذهنم اون انرژی رو خدا ببینم

    خلاصه این خدایی که استاد معرفی کرده رو میفهمم که این جوری درست تره

    ولی نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم

    و اینکه انگار دیگه خیلی بی تفاوت شدم

    برام هیچی مهم نیست

    نماز حجاب اماما

    نمیدونم امام دوازدهم

    اصلا نمیدونم چی درست چی غلط چی باید باشه چی نباشه

    کلا دیگه دیدم با اطرافیانم فرق کرده و هیچ صحبتی با هیچ کس برام خوشایند نیست

    نمیدونم میگن بیا بریم مسجد

    احیا

    التماس دعا و و و

    انگار ته وجودمم میخوام که بقیه فکر نکنن من ادم بدی هستمو خدا نمیشناسم

    ولی دیگه نمیتونم با کارهایی که خودم تا یه سال پیش انجام میدادم و حس خوبی هم داشتم ارتباط برقرار کنم

    اینم بگم من کلا فقط خدارو میدیدم

    وقتی هم میرفتم برا مراسم شب قدر فقط به خودم و خدا فکر میکردم و خلوت میکردم و عشق میکردم

    و برام بی معنی بود که راجع به امام علی و مصایب امام حسین میگفتن و اشک میریختن

    من تو همه اون لحظات فقط با خودم و خدای خودم صحبت میکردم و خواسته هام رو میگتم

    میگفتم که میخوام بیشتر بشناسمت خودمو بیشتر بفهمم

    ولی الان کلا انگار تو برزخم

    خدای خودم رو گم کردم……..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      دوست گفته:
      مدت عضویت: 3732 روز

      سلام

      درک قبلی ات از دین درست بوده است .

      منهای عزاداری وگریه وماتم برای ائمه چون چنین کاری بدعت در دین خدا هستن.

      اعتقاداتتو از قرآن وزندگی پیامبر بگیر.

      استادد عباس منش بارها گفته خودتان فکر کنید وچشم بسته چیزی رو نپذیرید.

      دین دل بخواهی نیست که هر جور خواستی یا فکر کردی بهتره همون جوری انجام بدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    علی تیزباز گفته:
    مدت عضویت: 2727 روز

    پس به نام خدایی که تضاد آفرید تا از آن در دل بندگانش خواسته هایی پدید آید و اینبار خواسته های عزیزانش را بیافریند

    سلام به استاد عزیزم پسر مهربونتون و تمامی دوستان گلم که اگه میدونستین متن هاتون چقدر تو زندگیم تاثیر گذار بود دست از نوشتن بر نمیداشتین

    استاد جان بسیار بسیار سپاسگزارم بابت تصاویر زیبایی که نشون دادین راستش دو تا از آرزوهای بزرگم اینه که کلکسیونی از موتور و کتابخونه بزرگ از کتاب داشته باشم فکر کنم این فایل مسیر رسیدن به هدفم رو خیلی هموار کرد تصویری که تو ذهنم بود رو شفاف تر کرد چقدر حال میده با همچین موتورهایی شب بزنی به جاده …

    احساس میکنم اتفاقی که قراره واسمون بیافته خیلی زیباتر و بهتر از اون چیزه که میتونیم تصورش کنیم

    تو چند هفته ی اخیر انقدر معجزات تو زندگیم افتاده که دیگه نمیشه به چشم معجزه بهشون نگاه کرد انگار به یه روند عادی تبدیل شده. هر سوالی که تو ذهنم پدید میاد خدا زود جوابشو میده خواستمو بهش میگم زود اول راهو بهم نشون میده

    و …

    فقط میتونم بگم که بینهایت سپاسگزارم. با تمام وجود از خدا از استاد عباسمنش و از دوستان عزیز سپاسگزارم

    الهی که ایمانمون به قدرت بی انتهای خدا که حتی نمیتونیم تصورشم بکنیم هر روز بیشتر و بیشتر بشه

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    راضیه علی پور گفته:
    مدت عضویت: 2555 روز

    سلام به استاد خوبم و مایک عزیز که اینقدر با لذت و با حس خوب این فایل رو برای ما گذاشتن ،به نظرم این جمله خواستن توانستن است رو برای زندگی استاد و همه ی دوستانی که واقعا بخوان باورهاشون و زندگیشون رو تغییر بدن این میشه که خواستن برخواستن هست ،از دیدن تابلوها و ماشین لباسشویی و اون جاروبرقی رباط و موتورهای زیباتون لذت بردم حقیقتا دلمو آب کردین ،استاد واقعا ممنونم که در پایان همه ی صحبتهاتون برای ما دعای های عالی در دنیا و آخرت میکنید سپاس .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    محمد جواد گفته:
    مدت عضویت: 2615 روز

    سلام خدمت استادعزیزم.وخانواده فوق العاده ام

    امروز که نمیدونم چراخیلی احساس ناامیدی داشتم وکلا باهیچ چیز نمیدونستم کناربیام وحال خوبی نداشتم اما دنبال کوچک ترین چیزی بودم که حالمابهترکنه تصمیم گرفتم به سایت استابیام ودرصفحه اول سایت با اون قسمت جدیدی که چندوقته ای که گذاشته شده که نوشته به من نشانه ای بده که مسیرم راواضح ترکندروبه رو شدم البته قبلاهم بوداماخوب من توجه نمیکردم وشایدتومدارش نبودم.واردشدم واین فایل برای من بازشد و واقعا خیلی خیلی روم تاثیرگذاربود واقعا باورهام تغیرکرد من همیشه لذت بردن از دنیا را یا تفریح کردنا به خاطر کمبود به عقب می انداختم و با این کار خودم را ازلذت های دنیا محروم وچقدر اشتباه بزرگی میکردم.اما الان دیگه این باوراندارم وواقعابه این باوررسیدم که بایدخواسته ای داشته باشم واین که هم فرکانس با اون باشم وازمسیرلذت ببرم وبه کمبودها اصلا توجهی نداشته باشم.

    سپاس گذارم از استادعزیر به خاطر این ایده قشنگشون درسایت وآرزوی خوشبختی وثروت وسعادتمندی برای همه اعضای این سایت دارم ?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مهدی بیرانوند گفته:
    مدت عضویت: 2159 روز

    سلام به همه شما دوستان ⁦(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠⁩

    خدارو شکر میکنم برای هدایت بی وقفش. کمکم کن تا رنگ و بوی تو بر کلامم جاری شه.

    من احساس میکنم تازگی ها مسیر درست رو پیدا کردم. و یک سری تر مز های قدیمی رو که مدت ها باهام بوده پیدا کردم.

    با دیدن این فایل خواسته های زیادی در من زنده شد. مخصوصا با دیدن اون موتور ژاپنی فوق العاده از برند سوزوکی. من عاشق ژاپنم. واقعا فرهنگشون و تاریخشون برای من درس های زیادی داره. حتی همین موتور که واقعا زیباس و نتیجه تکامل یک ارزوس. خیلی قشنگ بود. واقعا نمیدونستم موتور ها می تونن اینقد سریع برن. من از این مدل موتور خیلی خوشم میاد. حتی با هدایت خداوند تو مسیرم یه مغازه ای بود که موتوری داشت اگه اشتباه نکنم هوندا بود. اونم ژاپنی بود ⁦⁦•́⁠ ⁠ ⁠‿⁠ ⁠,⁠•̀⁩

    ابی و نارنجی واقعا قشنگ بود . همیشه تحسینش میکردمش و ارزو داشتم صاحبش ازش کلی لذت ببره . واقعا زیبا بود . رنگش زیر نور آفتاب برق میزد.

    مثل مال استاد . ⁦(⁠゚⁠∀゚⁠)⁠⁩

    من خودم بیشتر تو فاز ماشین بودم و با دیدن گاراژ استاد با خودم گفتم این یه نشونس . یه گاراژ پرش میکنم از ماشین و موتور های مورد علاقم. به سبک ژاپن نیسان تویوتا هوندا مزدا

    . Nissan LM , gtr , sky line

    Honda NSX

    Supra

    Porsche

    و کلی برند دیگه که عاشقشونم. ⁦ԅ⁠(⁠ ͒⁠ ⁠۝ ͒⁠ ⁠)⁠ᕤ⁩

    باید از همین الان شروع کنم و شادی رو به تعویق نندازم.

    یادمه امروز یا دیروز داشتم ارزوهامو مینوشتم و توش نوشتم هدفون بلوتوثی میخوام. ولی گفتم الان که نمیشه و لی یهو با خودم گفتم نه من فقط میخوام خدا میده. باور کن که میشه.

    من کلا تو زندگیم یه چیزی رو بزرگ کردم و همیشه میگم بعد از اون. ترمز خیلی بزرگ ذهنم که دارم روش کار میکنم که حتی الانم میشه به خواستم برسم . نه اینکه همه چیزو به تعویق بندازم برا بعد اون.

    من هدفون خودم یه سمتش خراب بود ولی سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم و غر نزنم.

    داشتم باهاش گوش میدادم . که خالم گفت این چیه و هدفونت چطوره و اینا.

    بعد گفت من یه هدفون بلوتوثی دارم نمی خوامش بیا بدمش بهت.

    و من خیلی قشنگ فهمیدم این نتیجه خواستم بوده و کنترل ذهنم و اینکه واقعا رها بودم و خیلی مهمتر از همه من تا اون لحظه داشتم از هدفون خودم لذت میبردم و حال خوبم رو به تعویق ننداختم.

    این واقعا مهم بود بنظرم. این کلید رسیدن به خواسته هاس.

    باید در خودم این باورو ایجاد کنم که نیاز نیس موقعیت بیرونی خاصی اتفاق بیفته تا من خوشبخت بشم . من همین الان رو باور هام کار میکنم و نتایج معلوم میشه.

    خدایا شکرت کمکمون در مسیر درست بمونیم و نشونه هاتو بیبینیم.

    خدا رو دارم تکاملمو طی میکنم و کامنت های بهتر و بهتری میزارم.⁦

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: