اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از طریق فایل نشانه ام هدایت شدم به این فایل. قبلا بارها دیده بودمش ولی به سوالش جواب نداده بودم… نمیدونم چرا یکم برام سخت بود. اما امروز با خودم گفتم شروع میکنم به نوشتن تا ببینم چی میشه. و نتیجه این شد:
چون چنین درخواستی، نشون میده که اون فرد خودش رو به اندازه کافی لایق دریافت نعمتها نمیدونه.
چون نشون میده فقط در صورتی خداوند به من نعمت میده، که من قول بدم که بخشی از اون رو به دیگران ببخشم.
چون نشون میده اون وهاب بودن، و بی حساب بخشیدن، و بی دلیل بخشیدن خدا رو باور نداره.
چون نشون میده ته ذهن چنین فردی اینه که: «درسته که ثروتمندان افراد خوبی نیستن، ولی من قول میدم از اون مدل ثروتمندها نشم… من قـــول میدم از اون ثروتمندایی بشم که ببخشم و یک انسانِ ثروتمندِ خوب باشم».
چنین درخواستی ثروتمند شدن رو مشروط میدونه….
چنین فردی فکر میکنه که با چونه زدن با خدا، میشه به خواسته رسید.
این فرد حتی اگر ثروتی هم بیاد توی زندگیش، همیشه نگرانه که نکنه یه اشتباهی بکن و خدا مجازاتش کنه و اینو ازش بگیره.
چنین درخواستی نشون میده که من ثروت رو جزئی از خودم نمیدونم.
چنین درخواستی نشون میده که دیفالت ذهنی اون فرد این نیست که ثروت با خودش خیر و برکت میاره. پس من بیام با بخشیدنش به دیگران، باعث خیر و خوشی بشم و این ویژگی رو بهش اضافه کنم.
مثل اینکه یه نفر دعا کنه «خدایا کمکم کن من یه جراح قلب بشم، قول میدم جراحی کنم»!…. خوب اصلا مگه میشه کسی خواسته اش این باشه که جراح بشه، ولی در عین حال قول بده که وقتی یاد گرفت، جراحی انجام بده؟!!! مگه میشه؟!!!
اصلا چقدر این جمله خنده داره! «خدایا کمکم کن جراح بشم، قول میدم جراحی کنم»…..
بابا جون هدف از جراح شدن، جراحی کردنه…
هدف از زندگی و خلق انسان، لذت بردن و ثروتمند بودن و مولد بودنه…. رشد و گسترش دادن جهانه…. من با ثروتمند شدنم میتونم باعث رشد و گسترش جهان بشم.
پس چرا وقتی در مورد ثروت چنین جملاتی رو میشنوم، برام خنده دار نیست… چرا بعد از فکر کردن و کامنت خوندن و تحلیل کردن، اونوقت به نظرم منطقی میشه که نباید ثروت رو مشروط بخوام.
زمانی که به اندازه جمله اون جراحه برام خنده دار شد، یعنی من یه پله بالاتر رفتم. اون زمانه که دیگه من عمیقا و با تمام وجودم میدونم که من به این جهان اومدم که لذت ببرم و باعث رشد و گسترش جهان بشم… اون زمان دیگه با تک تک سلولهام درک میکنم که خداوند ابر و باد و مه و خورشیدش رو به کار میگیره که منو توی این کار هدایت و یاری کنه…
اون زمانه که باورهای من در مورد این موضوع بهتر شده و نشونه اش هم قدم برداشتن با حال خوب و احساس آرامشه.
…………………………………………………………………………….
در مورد چنین درخواستهای مشروطی، یه موضوع دیگه هم هست:
اونم عدم توجه به سیستمی عمل کردن و سیستمی بودن خداونده.
یه مدتیه همش این مثال میاد توی ذهنم که: اگر من بخوام با ماشین حساب یه جمع و ضرب انجام بدم، آیا برای ماشین حساب فرق میکنه که اون عددها تک رقمی باشن یا 10 رقمی؟
یعنی مثلا بگم: «ماشین حساب دیگه سختش میشه، خسته میشه اگر بهش بگم 864547363 رو ضرب در 465868997 کنه….
تازه همین 1 ساعت پیش هم یه انتگرال برام حل کرده… دیگه منم نباید پر رو بشم….
دستت درد نکنه همون 4×34 برام حساب کنی کافیه…
من انسان قانعی هستم… به حق خودم قانعم….
تازه اگر میگم اون عدد بزرگه رو هم ضرب کنی که برای خودم نمیخوام… دوستم پرسیده، میخوام کار اون راه بیوفته… قول میدم اگر محاسبه اش کنی جواب رو بهش بگم»!
چقدر چنین گفتگوهایی خنده داره در مورد ماشین حساب.
خدا هم سیستمی عمل میکنه. پس چرا چنین گفتگوهایی در مورد خدا به نظرم عادی میاد؟!
یعنی باید اونقدر باورهای قدرتمند کننده در خودم ایجاد کنم که برام بدیهی بشه که من بی قید و شرط لایق نعمت و ثروت هستم، فقط و فقط به این دلیل که خدا من رو آفریده و تمام این لیاقتها، بای دیفالت در DNA من موجوده. از ازل بوده و تا ابد هست.
گفتم این جامِ جهانبین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا میکرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد
بعد تازه میخوایم با این چونه زدنها، قلقش رو هم گیر بیاریم که بفهمیم بالاخره باید چی بهش بگیم تا راضی بشه بهمون ثروت بده. و بعد که نمیشه، یواش یواش ذهنه میره سمت اینکه: «خوب پس حتما فلانی پیش خدا عزیزتره که خدا ثروت بیشتری بهش داده».
و به عدالت خدا شک میکنه و یادش میره که خدا خودش بارها و بارها ویژگیهای کسانیکه رو که دوست داره گفته:
توی سوره صف میگه کسانی رو در راهش پیکار میکنن دوست داره… (از نظر من منظور از راه همون رشد و گسترش دادن جهانه)
توی سوره بقره میگه نیکوکاران رو دوست داره، توابین رو دوست داره…. متطهرین رو دوست داره.
توی سوره آل عمران میگه اونایی که کنترل ذهن میکنن رو دوست داره… اونایی که استقامت میکنند رو دوست داره… اونایی که توکل میکنن رو دوست داره
توی سوره مائده میگه عادلان رو دوست داره
توی سوره توبه میگه پاکیزگان رو دوست داره.
اینم که کاملا منطقیه که به کسانی که دوست داره وعده بهشت رو بده…
چه بهشتی؟
همون بهشتی که وقتی بهشتیان ثمراتش رو میبینن میگن: هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا…..
(سوره بقره آیه 25) این ثمرات چقدر برامون آشنان…. ما از اینا قبلا هم توی اون دنیا داشتیم….
هر نعمت و ثروت و برکتی که بخوان هست، و خدا این وعده رو بر خودش واجب کرده:
جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند پروردگار تو مسؤول [تحقق] این وعده است
میبینی…
همه چیز مشخصه…. همه چیز واضحه…. کافیه جز اینا باشم، همین…. بقیه چیزا درست میشه…. این همه شرط و شروط و اما و اگر نداره…. اصلا همه چیز مشخصه… همه چیز رو خودش از قبل گفته:
خودش گفته:
من رو یاد کنید، تا به شما توجه کنم و یادتون کنم….. «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ»
من رو یاری بدید، تا یاریتون کنم….. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ»
سپاسگزاری کنید تا بیافزایمتون…. «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»
به عهد من وفا کنید، تا من هم بهتون وفادار باشم…. «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ»
و از همه مهمتر:
من رو اجابت کنید و به من ایمان بیارید، تا رشد یابید… «فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
اونوقته که میگی:
فیضِ روحُالقُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
به قول استاد: تموم شد و رفت…. تموم شد و رفت.
نمیدونم چی شد از پاسخ به اون سوال، به این آیه ها رسیدم… ولی خوشحالم که این دفعه به سوال این فایل جواب دادم.
خدایا شکرت
استاد جان، خانم شایسته عزیزم، دوستتون دارم و ازتون سپاسگزارم.
نمیدونم چجوری تشکر کنم، کامنت شما و متنی که نوشتید بسیار عالی بود و برای من بسیار راهگشا هست، با مثالهایی که بیان کردید حق مطلب برای من اداء شد و خیلی از باگها و کدهای مخرب ذهنم را باز کرد
با آیهها و شعرهایی که نوشتید گریه کردم، گریه خوشحالی، گریه آگاهی، گریه ای از جنس نور و روشنایی، گریهای از سر معرفت و شناخت، شناختی که از کارکردن بر روی باورها و اصلاح اونها میاد، باورهای که وقتی درست میشن روحت رو آزاد میکنند، قدرت درونت رو بیدار میکنند
خوشحالم، خیلی خوشحالم، خیلی خیلی خوشحالم، عمیقا خوشحالم از بودن در جمع با صفای خانواده عباسمنش
از شما متشکرم، همینطور از استاد عزیزم و تیم بسیار خوب عباسمنش
مهشید جان عزیز سلام ازت ممنونم و خداروشکر میکنم که کامنت شما جلوی چشمم قرار کرفت مثال ها و آیه هایی که در کامنتتون به کار بردید خیلییی روی من تاثیر گذاشت و خیلی بهم کمک کرد که بهتر ترمز خودمو پیدا کنم ممنونم بابت فکر بزرگت و آگاهی که از جهان دریافت کردی خیلی دلنشون بود این کامنت سیو کردم که هر روز بخونم ممنون ازت باز هم خداروشکر که در مسیری قرار گرفتم که دوستانی دارم که در این راه بسیار آگاهند و میتونم ازشون درس های بزرگ بگیرم
با توجه به سوال این بخش که ترمز های این سوال چیه که خداوند به ما ثروت بده تا ما به دیگران ببخشیم
خب اولین ترمز اینکه چرا ما باید به این باور برسیم که چرا در جهان هستی ثروت های سلامتی،پولی ،روابط خوب و ….. در جهان کمه و ما و خیلی کسانی دیگه که این درخواست را دارند از خدا که به ما ثروت بده تا به بقیه هم بدهیم این ثروت،وقتی ماها ترمز کمبود ثروت را داریم حتی با بدست آوردن ثروت نمی تونیم به دیگران ببخشیم یا خیلی کم میبخشیم اونم فقط بخاطر اینکه خودمون را راضی کنیم که ما به تعهدمون عمل کردیم، پس باید به این باور برسیم که خداوند منبع ثروت و فراوانی در جهان هستی هست و با دادن ثروت به جهان هستی ذره ای از ثروت خداوند کاسته نمی شود مثلا یکی از صفت های خداوند ارحم الراحمین بودن هست خب اگر خداوند به همه ی ما انسانها رحم کند آیا از این صفت خداوند کاسته میشود خب جواب روشن است هرگز چون این صفت ذاتی و همیشگی خداوند است و صفات الله تغییرناپذیر است ،برخلاف انسانها اگر الان شاد باشند میبخشند و اگر چند لحظه بعد ناراحت و عصبانی همه را فراموش میکنند و حتی از سرسوزنی نمی گذرند.پس باید نعمت ثروت و فراوانی را برای تمام هستی بدانیم نه مختص به خودمان و با دادن تعهداتی گذرا .
دومین ترمز اینکه ما باید به این باور برسیم که در هر شرایطی که هستیم ثروتمند هستیم و با شکر گذاری به همین باورهای کوچک کم کم آنها را قوت ببخشیم تا نتایج آن را در زندگی ببینیم چون طبق سوره ابراهیم در آیه 7 خداوند گفته شکرگذار باشید نعمتم را بر شما می افزایم ،و روزی به خودمان می آییم که می ببینیم ما مملو از ثروت در همه جهات هستین نه تنها پول ،ثروت در معنویت،سلامتی،روابط خوب، حس خوب و………………خب کسی که از همین ثروت اندکی هم که داره شکرگذار نمی کنه و همش بناله و تو فرکانس منفی باشه هیچ وقت ثروت سراغش نمی یاد،اگر قرار بود ماها با دادن تعهد به خداوند ثروتمند باشیم الان هیچ آدم فقیری در جهان هستی وجود نداشت
سومین ترمز اینکه این شده باور ما که خداوند با نیت های ما کار داره حالا که ما این نیت خیر داریم که به دیگران در صورت ثروتمند شدن کمک میکنیم خداوندهم به ما ثروت میده،خب اگر با نیت فقط کار انجام میشد چرا این همه مشکل برای ما بوجود میاد مثلا طرف میگه من روزم را با صدقه دادن شروع کردم و نیتم خدایی بوده ولی رفتم بیرون دعوام شده ،چکم را برگشت زدند و ……….خب وقتی ماها حساب بانکیمون را پر نمی کنیم برای پاس کردن چک، وقتی ما تا صبح داشتیم به آدم هایی که فردا باهاشون برخورد میکنیم و حتما من با همکارم سر فلان موضوع دعوام میشه فکر میکنیم و فرکانس هاشا میفرستیم ،جه ریطی به نیت خیر داره
چقد کامتتون زیبا و دلنشین و پراز نورآگاهی بود چقد خلاصه با یک مثال زیبا از خوشحال بودن و اعصبانی بودنمون تغییر ناپذیر بودن صفات نیکوی خدای مهربان رو توضیح دادین که برام خیلی قابل فهم تر شد لذت بردم و درباره ترمز اینکه، خدایا بهم ثروت بده تا به دیگری کمک کنم بسیااااار زیبا گفتین که وقتی حس کمبود داریم و دلسوزی نابجا که اونی که نیازمنده بهش کمک نمیرسه بخاطر کم بودن ثروت ،مطمعنن ثروتمند شدیم نمیبخشیم چون میترسیم ثروتمون تموم بشه یا خیلی کم میبخشیم تا رفع تعهد کرده باشیم اونم با حس بد،وقتی حس کمبود در ما باشه درون ما عمرا بزاره ببخشیم یا باید با حس بد ببخشیم که این معلومه چه خواهد شد طبق قانون. احسن بر شما احسننننن که چقد تاثیرگزار بود این کامنتون بر من.
و زیبا نیت خوب و اتفاقات بدی که میوفته رو توضیح دادین که این مشکل خیلیییییی هاست کارهای خوب میکنن ولی در درون به چیزای بیخود جلا میدن بلدش میکنن تو ذهن همش از اتفاقات بدشدن یا بد دیگران یا فکر میکنن یا شیرین تعریف میکنن باز میگن چرا خدا هوامونو نداره و این میشه کار خوبشون فکر میکنن نتیحه معکوس میده
مرسی سپااااااس فراوان بر تو دوست و رفیق و خواهر معنوی من که بسیاااااار با مثالهای عالی فهم این موضوع مهم و برامون آسون کردین ممنووووووونم واقعا تحسینت میکنم و لذت بردم از این کامنت زیباتون. بدرود
خانم راز گردانی عزیز به نکته ی خیلی تأثیر گذاری اشاره کردین
یکی از صفت های خداوند ارحم الراحمین بودن است خب اگر خداوند به همه ی ما انسان ها رحم کند از این صفت خداوند کاسته میشود؟ خب جواب روشن است هرگز چون این صفت ذاتی و همیشگی خداونداست و صفات الله تغییر ناپذیر است چقدررررررررررر مثال خوبی رو بیان کردین واقعا لذت بردم هیچ وقت از این جنبه به موضوع نگاه نکرده بودم بابت دیدگاه زیباتون بسیار متشکرم.
۱. من لایق نیستم من ارزشمند نیستم که خودم از ثروت بهره ببرم پس می خواهم به دیگری که لایقش هست ببخشم
۲.من خدا را مثل یک انسان می بینم مثل پلیس راهنمایی رانندگی که فقط می خواد مچ مارو بگیره. خدا در تصور ما مثل انسانی است که فقط در ازای کاری که برایش می کنیم به ما می بخشد
۳.دلسوزی کردن نیز یه باور اشتباه است ((به کبوتر ها غذاندهیم))سفره الهی پهنه عدالت خدا برقراره برای همه نعمت هست همه می تونن از این غذاهای لذیذ بهره ببرند
۴.باور کمبود هم یه مقدار در این جمله هست
۵.باور شرک هم می تونه وجود داشته باشه خداوند رب العالمینه اونه که به همه نعمت میده اونه که میشه روش حساب کرد نه من که دیگران بخوان روی کمک من حساب کنند
۶.باور مخرب تاثیر عوامل بیرونی بر ثروتمند شدن ما .باور درستش اینه که ثروتمندان انسان های خودساخته ای هستند که هیچ عامل بیرونی نه می تونه تاثیر مثبت نه تاثیر منفی بر پولدار شدنشون داشته باشه
۷. باور حرف مردم (مردم بگن آفرین فلانی چقدر خیر خواهه)باور مخرب نداشتن سبک شخصی زندگی خودمون( من اگه کمک نکنم مردم چی میگن. میگن خصیصه و…)
بطور کلی تعادل در رفتار خیلی سخته و باید تلاش ذهنی بسیار کرد واقعا نمیشه جنس فرکانس دیگران رو فهمید در کل اینکه بخوای ثروتمند بشی و برای اونهایی که دوستشون داری کاری کنی تا خوشحال بشن خیلی خوبه مثل فرستادن مادر آقای عباس منش به مکه که چقدر حس خوبی در ایشون ایجاد کرد ولی باید در ارسال صحیح فرکانس دقت کنیم که باورهای مخرب بالا مثل نویز سوار بر فرکانس ناب بخشش نشه بالاخره ما هم از جنس خداییم و دوست داریم یه مقدار خیلی خیلی کم از فضل خدا رو تجربه کنیم
به محض خوندن متن سوال یاد حضرت سلیمان و نوع درخوایتش از خداوند افتادم و به فکر فرو رفتم که اون از خدا ثروتی رو خواست که تا ابد به کسی نرسه.و فقط اون رو برای خودش خواست .نوع درخواستش طوری بود که درش میتونیم خود دوس داشتن رو ببینیم .پس ما چرا برای خودمون چیزی نمیخوایم به نظرم ترمز خیلی قوی که در این شکل خواستن هست اینه که ما خودمون رو لایق ثروت نمیدونیم و اون رو برای دیگران میخوایم.یک موضوع دیگه که به نظرم رسید اینه که ما اگر الان خودمون رو انقدر ثروتمند نمیبینیم که با همین مقداری که در توان داریم ببخشیم چطور وقتی بیشتر داشتیم میخوایم ببخشیم.به نظرم این از ترمز کمبود میاد که الان باور به فراوانی نداریم که بخوایم ببخشیم.در آیات قرآن کریم هم خداوند از انفاق در هر شرایطی سخن گفته نه بعد از ثروت اگر ما باور به فراوانی داشته و از همین ابتدا انفاق کنیم کاره درست رو انجام دادیم.ترمز بعدی به نظره من اینه که ما وقتی میگیم ثروت زیاد یعنی هنوز در مدار نزدیک به اون مقدار ثروت نیستیم و خودمون رو دور از اون میبینیم که این فاصله یعنی ما از مدار ثروت بسیار دوریم.دوستان و همراهان عزیز من خدا رو شکر من تا اینجا با اگاهی که دریافت کردم و بابتش از خداوند دانا بی نهایت سپاسگزارم تونستم به این درک برسم که از همین جایی که هستم و مداری که درش قرار دارم میتونم دست خدا باشم بر رویه زمین و با همین مقداری که از ثروت به سمتم میاد انفاق کنم و من ثروت رو اول برای خودم میخوام برای آسایش خودم و انسانی بهتر شدن و سپس برای رفاه خانواده ام سپس بودن دستی قوی از طرف خدا بر روی زمین برای توسعه جهان.در پناه خداوند حافظ باشید.
برای پاسخ به این مسابقه من باورهایی را که شناسایی کردم به سه دسته تقسیم می کنم و آنها را در زیر می آورم. (از کم اهمیت ترین گروه تا پر اهمیت ترین گروه). یعنی باورهای مخرب زیادی در این جور صحبتها دیدم که هر یک میتواند ترمزی اساسی برای رسیدن به ثروت باشد. دسته سوم به گمانم آن چیزی بود که اهمیت بیشتری دارد.
دسته اول) باورهای شخصیتی (اهمیت کمتر)
دسته دوم) باورهای سیستمی (اهمیت متوسط)
دسته سوم) باورهای پول و ثروتمندی (اهمیت بیشتر و احتمالا جواب اصلی مسابقه)
در ادامه به بررسی هر یک از این دسته ها و عوامل زیر مجموعه می پردازم.
دسته نخست) باورهای شخصیتی:
از آنجایی که این شخص از خداوند درخواست می کند که تو اگر به من این مبلغ پول را بدهی من فلان کارها را خواهم کرد، در نگاه اول باورهای شخصیتی عدم لیاقت به چشم میخورد. یعنی این شخص می داند (باور کرده است) که خودش توانایی ساخت پول و دستیابی به پول را ندارد. یا بهتر بگوییم لیاقت دستیابی یا دستاوری پول را ندارد. بنابراین از خداوند می خواهد که حداقل برای «دیگران» هم که شده خداوند به وی پول ارزانی کند.
این باور لیاقت نداشتن خودش یک باور مادر و یک ترمز اساسی است که ممکن است ریز باورهای دیگری سبب شده باشند که این باور اساسی تر و مادر در ذهن طرف شکل بگیرد. باورهای ریز دیگری همچون «احساس گناه»، «اینکه خداوند مرا دوست ندارد»، «خداوند نمیخواهد من ثروتمند شوم» ممکن است زمینه این شده باشد که شخص از خداوند بخواهد حداقل بخاطر «دیگران» و بخاطر «کار نیکو کردن» هم که شده به من پول و ثروت عطا کن.
ریز باورهای دیگری که به همین باور عدم لیاقت منتهی می شوند و ممکن است در این شخص وجود داشته باشد این است که «من شایستگی داشتن ثروت را ندارم» که ممکن است به گروه بالا نیز مربوط باشد، «من مدرک لازم را ندارم»، «من تجربه لازم را ندارم»، «من توانایی لازم برای پول ساختن را ندارم»، «من خودم از راه درست نمی توانم به پول و ثروت برسم» و مواردی از این دست که «شخصیت»، «توانایی» و «شایستگیهای» طرف را هدف قرار داده و شخص ناخواسته اقرار می کند که من «توانایی»، «شایستگی» و در یک کلام «لیاقت ساختن و داشتن ثروت» را بخودی خود ندارم.
دسته دوم) باورهای سیستمی:
در این گروه باورهایی وجود دارند که نشان میدهد شخص سیستم جهان و خداوند را بگونه ای نادرست درک کرده است.
باوری همچون «احساسی برخورد کردن» خدا با درخواستهای ما. این شخص می خواهد با خداوند وارد معامله اخلاقی و احساسی شده و با رودربایستی قرار دادن خداوند به خواسته خود برسد. این شخص باور دارد که می تواند با خداوند وارد معامله شود و از راهی خارج از آنچه قوانین اصلی و سنتهای الهی است به ثروتی دست یابد و یا بهتر بگویم به نادرستی گمان می کند احساسی برخورد کردن خداوند در سیستم وجود دارد و بخشی از سیستم است در صورتی که سیستم برای هیچ شخصی تفاوت قائل نمی شود و تبدیل و تغییری در سیستم بخاطر یک شخص یا فرد نیست.
ریز باور بعدی در این بخش «عدم اعتقاد به عدالت خداوند» است. شخص گمان می کند (هر چند این باور کمرنگ دیده می شود) که می تواند به دیگرانی که به «حق» خود نرسیده اند کمکی نماید.
ریز باور سوم از دسته دوم باورها، باور این است که «من میتوانم و یا مسوولم که زندگی دیگران را تغییر دهم و کمک حال دیگران باشم». هر چند این هم نسبتا چندان پر رنگ نیست ولی نشانه هایی در اینگونه صحبت کردن دیده می شود.
دسته سوم) باورهای پول و ثروتمندی (اصلی ترین باورها)
و اما اصلی ترین باورهایی که در گفتارهای چنین شخصی دیده می شود این است که پول و ثروت بخودی خود خوب نیستند، و بلکه بهتر بگویم به خودی خود «بد» هستند و اینکه ثروتمندان انسانهای نیکوکاری نیستند که در ادامه بیشتر به آنها می پردازم.
هنگامی که شخص «تعهد» می دهد، «قرار» می گذارد و بارها تاکید می کند که من کار خیر و خوب با پول انجام خواهم داد، این شخص دارد تاکید می کند که کاری را انجام خواهد داد که تقریبا کاری استثنایی است. یعنی پولی را که گمان می کند و باور کرده است یک پدیده «شر» است، قول می دهد در راه «خیر» و «نیکی» به کار خواهد برد. از دیدگاه این فرد پول بخودی خود یک وسیله «بد» است ولی این شخص قول می دهد که استفاده خوب از آن خواهد کرد. در صورتیکه شخصی که باور دارد پول خوب است و یک نعمت الهی است و می توان از آن کارهای خیر زیادی را راه انداخت، نیازی نیست این همه قول دهد و تعهد دهد که من از آن در راه خوب و نیک استفاده خواهم کرد. این شخص گمان دارد یا باور دارد که پول همچون «آتش» است ولی قول میدهد کسی را نسوزاند یا جایی را آتش نزند بلکه آنرا برای کارهای خوب استفاده خواهد کرد. در صورتیکه کسی که باور دارد پول یک چیز خوب است، بصورت خودکار و اتوماتیک وار به نکات مثبت پول می اندیشد و نیازی نیست که قول و تعهد دهد که از آن در راه خیر استفاده خواهد کرد. میداند که پولی که بدستش برسد مایه خیر و خوشی است بصورت خودکار، نرمال و گارانتی شده، هم برای خودش و هم برای دیگران (که آنهم باز برای خودش است).
از سویی دیگر این شخص به گونه ای اقرار می کند که ثروتمندان از پولهایشان در راه خدا و خوب استفاده نمی کنند و تاکید می کند من میخواهم «متفاوت» از بقیه ثروتمندان باشم. در ذهن این فرد این است که ثروتمندان با پول خود کارهای خوبی انجام نمی دهند و من اگر به پول و ثروتی برسم کارهایی «متفاوت» از دیگر ثروتمندان انجام خواهم داد، یعنی من پولم را در راه کمک و خیر و خوب استفاده خواهم کرد. یعنی ای خدا من با بقیه «فرق» می کنم، با ثروتمندان که از ثروتشان در راه خوب استفاده نمی کنند. ای خدا به من پول بده تا از آن در راه خوب استفاده کنم. به من پول بده تا به دیگر ثروتمندان نشان دهم که چگونه باید پول خود را مصرف کنند. این خودش اقراری است که «ثروتمندان آدمهای خوبی نیستند و اینکه ثروتمندان از پولشان در راه درست و خوب استفاده نمی کنند». اقراری است بر این باور که «ثروتمندان انسانهای خیر و نیکوکاری نیستند».
اگر شخصی باور داشته باشد که «پول خوب است» و «ثروتمندان از ثروتشان در راه خوب و نیک استفاده می کنند»، نیازی ندارد تا آن همه تاکید کند و قول و تعهد به خداوند بدهد که من از آن در راه نیک استفاده خواهم کرد. بلکه باید بداند که در صورت رسیدن به پول، بصورت خودکار و اتوماتیک وار کارهای خوبی را با پولش انجام خواهد داد و این بخشی جدایی ناپذیر از ثروت و ثروتمندی است. این شخص چنین باورهای مثبتی درباره پول و ثروتمندان ندارد بلکه بر عکس نشان میدهد که شخص دیدگاه بدی درباره پول، ثروت و ثروتمندان دارد.
در پایان خلاصه میکنم که سه دسته باور در گفتار چنین شخصی دیده می شد. باورهای «شخصیتی» که بیشتر نشان از لایق نداستن خود برای دریافت پول و ثروت داشت. باورهای «سیستمی» که نشان می داد شخص دیدگاه درستی نسبت به سیستم ندارد و بالاخره باورهای «پول و ثروتمندی» که نشان از این داشت شخص پول را خوب و ثروتمندان را نیکوکار و دوست داشتنی در دیدگاه خداوند نمی داند.
امیدوارم که توانسته باشم بخوبی باورهای ترمزی این شخص را شناسایی کرده باشم، آنها را بخوبی بیان کرده باشم و مهمتر از همه خودم این چنین باورهایی نداشته باشم :)
با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز وخانواده بزرگ گروه عباس منش
به نظرم باورهای مخربی که وجود دارد ومن هم بی نصیب از این باورها نبودم ونیستم وبا این اموزشهای بی نظیر
در وجودم پیدا می کنم وبازمی بینم چقدر ظریف وزیاد است
یکی اینکه توجهمان به فقر زیاد می شود
خود را متولی از بین بردن فقیر وفقر می دانیم در حالی که ما قدرت اینکار راندا ریم
خودمان را بدهکار دیگران می دانیم و بدون انکه متوجه باشیم خودمان را مهم نمی دانیم و لایق ثروتمند شدن برای خودمان نمی دانیم
منت سر خداوند می گذاریم که شرط من را براورده نکردی پس کار خیر وکمک کردن را توقه نداشته باش اگر می خواهی کار خیر کنم وبه فقرا کمک کنم اول خداوند بدهد من کمک می کنم
در حالیکه ما فقط وظیفه بندگی داریم ودر ذات بندگی خدایی کردن است وخلق کردن جزیی از کار بندگی کردن
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند
وقتی با قصد و شرط قبلی با خداوند می گویم اگر به من پول بدهی خیریه در ست می کنم هیچ وقت خیریه درست نمی کنم
من خودم تجربه ایی که دارم مختصری برای دوستان می گویم ؛روزی در حالی که اصلن پولی نداشتم فقط با دو هزار تومان یک موسسه خیریه در ست کردم وبا جمع دوستان با اندک مبلغی خیریه درست شد وشرطی هم در کار نبود والان بسیار بسیار فعال است اما اما کارهای دیگری داشتیم که شرط گذاشتم که اگر فلان شود فلان کار را می کتم ان انجام نشد حالا می فهمم که چرا نشد وچرا نمی شود
خدا را شکر می کنم که در مسیر رشد واگاهی هستم واز زمانی که با فایلهای استاد مانوس شدم وذهنم را شخم زده ام می بینم که چقدر موانع ویا به قول استاد ترمز در وجودم بوده وهست واز استاد عباس منش عزیز نیز برای این اگاهیها والهامات تشکر می کنم و می بینم که خداوند بذر شناخت وثروتمندی را در وجودم می کارد
این که برای بهره مند شدن از نعمتی که میخواهیم شرط قرار ندیم.
عالخصوص شرطهایی قرار میدیم(اول به خودم میگم) که اصلا اگر به اون نعمت برسیم اون شرط را اجرایی نمیکنیم. دارم خودمونو گول میزنیم.
شجاعت و مناعت طبع اینو نداریم که بگم خدایا ثروت را برای خودم میخواهم و وسلام. برای کمک به دیگران را هم خودت باید توفیقشو بدی ور نه من هیچم. همونطور که حتی برای برخورداری از نعمت زندگی هم من هیچم و این تو هستی که به من نعمت زندگی و زنده بودن میبخشی چه برسه به این که برای خودم نعمت دست وپا کنم وبخشش هم بکنم که این آخری با توجه به قوانین و صحبتهایی که شد که واقعا خنده داره .
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم با باور لیاقت با باورهای توحیدی بدون شرک
باید بگردم در ذهنم و متوجه بشم که با چه وعدههایی به خودم و خدای خودم، پول و ازدواج با فرد دلخواهم رو میخوام؟
چه قراردادی با خودم و خدای خودم بستم برای اینکه خانه ،ماشین، پول،کسب و کار دلخواه، ازدواج و روابط عاطفی و عاشقانه رو میخوام؟
با چه باوری از عدم لیاقت-حق طبیعی خودم رو با شرط و شروط از خدای ثروتمندم دارم میگیرم؟
⛔اولین مورد برای ازدواج با فرد ایده آلم اینکه من احساس خوب رو از یک مرد میخوام
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده این تنهایی بدون احساس خوب رو
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده حرف های خانواده و فامیل هاو همسایه ها و دوستانم رو
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده این بی پولی رو من که نمیتونم پول بسازم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این بی ارزشی من رو ،من که به خودی خودم ارزشمند نیستم لا اقل با ازدواج کردن ارزشمند بشم و قاطی آدم حسابی ها بشم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده این شلختگی من رو این بهم ریختگی و نامرتبی من رو من به تنهایی که نمیتونم خوش تیپ و زیبا و خوش عکس باشم لااقل اون بیاد من موهام رو مرتب کنم ،رنگ کنم،لباسهای خوشجل و موشدل و جینگیل و تنگ و کوتاه بپوشم 👗🛍👛👝🎒🩴👒
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم پایان بده این پوشش اجباری رو و من لااقل در خونه اون مرد(همسرم)از آزادی پوششی برخوردار بشم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده کم توجهی رو و لااقل اون من رو در آغوش بگیره، نازم کنه،قربون صدقه من بره،وسوپرایزم کنه😘🤪
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این نگرانی و ترس از تنها شدن که پدرم رو از دست بدم چیکار کنم،یا خواهرم ازدواج کنه و بره سر خونه زندگیش اون موقع من چیکار کنم لااقل یکی هست (همسر)که امیدم به اون باشه
⛔یعنی یکی بیاد تو زندگیم من رو ببره بیرون بگردونه،برام خرید کنه،لباس بخره،طلا بخره،ماشین بخره،پاسپورت بگیره،مسافرت خارجی ببره،هواپیما بگیره،قطار عالی بگیره اسنپ بگیره 🎁🏝🏖🏡🗽🚅🚙⛵✈
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و این بی اعتماد بی نفسی من رو پایان بده و من لااقل شیر بشم جلوی اقوام و جرات نکنند بی احترامی کنند
⛔یعنی یکی بیاد تو زندگیم و پایان بده این بی خوابی های من رو و من در کنارش در امنیت بخوابم و آرامش داشته باشم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این فامیل ها و دوستان و آشنایان نامناسب رو و من رو ببره توی خانواده جدید،آدم های جدید،مهمونی های جدید رو ملاقات کنم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این شیطنت های منو و وفادار بشم و یکجا بشینم و دیگه با مردها حرف نزنم و یا کارم طوری بشه که با خودش کار کنم و جواب مردها رو تو بیزینس مشترکمون همسر بده و جواب خانم ها رو من بدم 🤪
⛔یعنی یکی بیاد تو زندگیم و پایان بده این نامرتبی غذا خوردن رو و لااقل به هوای اون وعده های غذایم رو مرتب و قوی درست کنم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و من که تا به حال نه رشد مالی نه رشد در یادگیری داشتم لااقل اون کمکم کنه
👌با این توصیفات دقیقا با آدمهای وارد رابطه میشدم که ضعیف بودند و خواسته هایی که من بعد از ازدواج از طرف مقابل انتظار داشتم،اونها از من میخواستند و بعضا محدودتر میشدم،و حتی پولدار بودند مال و اموالشان رو همون ابتدای آشنای پنهان میکردند 🤪
✅در صورتیکه من در زمان مجردیم باید با خودم و خواسته هام به صلح برسم و از همسر آینده انتظار منجی نداشته باشم
✅از خدا بخوام کمکم کنه و خواسته هام رو از خدای خودم بخوام که من رو آفریده و هدایت من رو بر خودش واجب دونسته و از جایی که فکرشو نمیکنم روزی من رو میرسونه ،اوست که فرمانروای من و کل کیهان و همه مردم جهانه و مدیریت روابطم رو به او بسپارم
✅ خدایا من رو ببخش و هدایتم کن که اگر هدایتم نکنی از گمراهان خواهم بود
ممنونم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز 😘😘
و روابط و ثروت استاد و خانم شایسته رو تحسین میکنم👌👌
ممنونم از دختر و پسرهای این سایت که تمام آگاهی هاشون رو به اشتراک میگذارند تا همه استفاده کنیم
کلاً بر اساس قوانین جهان این افراد به ثروت دست پیدا نمیکنند چون این افراد خودشون رو لایق پول نمیبینند یعنی میگن من که لایق نیستم خدا بهم پول بده پس بزار به دلیل کمک به بقیه این پول و ثروت وارد زندگیم بشه … و پول هیچ وقت به سمت افرادی که لایقش نیستند نمیره
این جملات به نظرم در ذات خودشون ترمز هستند
همین که من بیام فکر کنم که ثروتمند بشم و پول بسازم و بخاطر خودم نباشه و خودم ازش استفاده نکنم بلکه بیام زحمت بکشم و ثروتم رو در اختیار دیگران قرار بدم این از اول تا اخر ترمز است( اگر باور اشتباه داشته باشم که پول ساختن کار سختی است که دیگر بیشتر)
یک ترمز دیگه که ممکنه ما را از مسیر دور کنه از باور کمبود منشأ میگیره چون فکر میکنه حالا من یه بار شانس بهم رو کرده و من ثروتمند شدم اگه بیام خرج کنم و بخصوص نه برای رفاه خودم و نه برای تهیهی چیزهایی که دوست دارم بلکه بیام برای دیگران خرج کنم
من که دیگه نمیتونم پول بسازم اون یه بار بود …
شانس یه بار در خونهی ادم رو میزنه…
باور کمبود کلاً تو هر زمینهای ترمز های خیلی ریشهای و عمیقی رو ایجاد میکنه
به نظر من نباید برای کمک به دیگران ثروتمند شد
باید ثروتمند شد و بعد به دیگران کمک کرد
به قول استاد از سرریز ثروت و عشقمون به دیگران بدهیم.
چند تا کد مخرب و مستتر پشت این باور کمک به دیگران رو من این چند مورد میدونم
1– من خودم به تنهایی لایق و شایسته ی این پول نیستم و باید با بخشش و کمک به دیگران به هدفم برسم و این پول رو دریافت کنم.
-2- افرادی که میخوام بهشون کمک کنم خیلی نیازمند هستند و مستحق اون جایگاه نیستند و باید اوضاعشون بهتر از اینی که هست باشه و من میتونم زندگی شون رو دچار دگرگونی کنم
-3- خیلی وقتا کمک به دیگران صرفا برای بهبود زندگی اون فرد نیست و برای پر کردن خلا های وجود خودمونه ، برای اینکه بگیم ما چقدررر ادم فهمیده و توانمندی هستیم و درواقع میخوایم با اون پول ” توانایی های خودمون رو به رخ دیگران بکشیم”
-4- خود نمایی کردن سخاوت و شوعاف کردن این موضوع که ببینید من چقدررر آدم بخشنده و سخاوتمندی هستم، آی ملت من ادم بزرگ و بخشنده ای هستم!!!
-5- باید یه دلیل موجه داشته باشم که از خدا پول طلب کنم و همینجوری الکی نمیشه که پول فراوان تو زندگیم فوران کنه
-۳- خیلی وقتا کمک به دیگران صرفا برای بهبود زندگی اون فرد نیست و برای پر کردن خلا های وجود خودمونه ، برای اینکه بگیم ما چقدررر ادم فهمیده و توانمندی هستیم و درواقع میخوایم با اون پول ” توانایی های خودمون رو به رخ دیگران بکشیم”
الی خانم میشه بیشتر در مورد این جملتون به من توضیح بدید ؟
منظور من این هست که گاهی اوقات ما میدونیم کسی مساله ی مالی داره ، اجاره ی خونه ی عقب افتاده یا …. کمک ما بهش برای صرفا برای رفع مشکل اون ادم نیست ، برای اینه که به اون فرد و عده ی دیگه ای که در جریان این داستان هستند هم از مشکل مالی اون خبر دارن و هم از کمک ما، گوشزد کنیم که من انقدر ادم فهمیده و خوبی هستم که حواسم به اطرافیانم و مسائل شون هست و به موقع کمک میکنم
یا به عبارت دیگه میخوایم بگیم که من ادم توانمندی هستم و همه ی شما به من نیاز دارید و کارتون گیره من هست
ممنون از کامنت و مثال عالیتون. چقدر این موضوع مهمه که همش فکر میکردیم و به ما یاد دادن باید به فکر بقیه باشیم، باید کمک کنیم به همسایههامون. یادم میاد که شنیده بودم اگر کسی شب بخوابه و همسایهاش شب رو گرسنه بخوابه، اون فرد مسلمون نیست. من هم میترسیدم، میگفتم مامان جان، کدوم یک از همسایههامون وضعیت مالیش خیلی بده و پیگیر میشدم که به بقیه کمک کنم تا وضعیت بقیه افرادی که فقیر هستند بهتر بشود، تا مسلمون بمونم تا اون دنیا نرم جهنم. فکر میکردم توی کوچهای که ما هستیم چهل تا خونه کدومها میشه. حالا خودم شغل نداشتم، درآمد و پولی نداشتم، اما نگران ایمانم بودم، میترسیدم که مسلمان نباشم.
چقدر به ما گفتند که مسلمانی که صدای دادخواهی مسلمان دیگری رو بشنود و کاری نکند، مسلمان نیست. آقا هر کسی مسئول زندگی خودش هست. من انسان ارزشمندی هستم همونطور که هر انسانی ارزشمند هست. اگر من میتونم از خدا درخواست کنم، اون فرد هم خدا داره، خدای من خدای اون هم هست. خدا عادله، هر کسی در هر جایگاهی که هست جای درست خودش هست.
یه منطقی به ذهنم رسید که دوست داشتم اینجا بنویسم اگر قانون این بود که من باید اینطور درخواست کنم که خدایا به من کمک کن، به من ثروت بده، من قول میدم قسمتیش رو به دیگران کمک کنم و در این صورت خدا راضی بشه به من ثروت بده. پس من نگاه میکنم که فکر خدا چیه، خدا که فقط به من یه نفر نمیگه اینطور درخواست کن، یعنی هر کسی باید اینطور دعا کنه به من بده تا به دیگران کمک کنم. این دیگران کیه واقعا که خدا براش مهمه که با بخشش من باید اونها هم به ثروت برسن؟ نتیجه اینکه خدا مخالف اینه که ثروت رو به بشر بده، چون اگر هر کسی بخواد اینطور دعا کنه، درواقع میشه همون دیگران که باید اینطور دعا کنن که به افراد دیگه کمک کنن. اصلا فکر خدا توی این مثال اینه که من با پول دادن به انسانها مخالفم. این غیرمنطقیه. چون توی این مثال گسترشی توی جهان اتفاق نمیوفته، چون خدا با ثروت مشکل داره. پس به مثال نقض رسیدیم.
باید بگم خدایا به من پول و ثروت بده چون من لیاقتش رو دارم. برای اینکه هر کسی میتونه با باورهای درست از خدا درخواست کنه و خدا هم بهش میده. خدا به من ثروت میده چون من با ثروتمند شدنم باعث گسترش جهان میشم و خداوند اراده کرده که جهان رو در تمام ابعادش گسترش بده.
شاد و سلامت باشید.
ممنونم از دوستای عزیزم بخاطر کامنتهای فوقالعاده و پر از عشقتون.
دوستتون دارم و کامنتهاتون رو با عشق مطالعه میکنم.
الناز خانم از شما هم بینهایت سپاسگزارم که کامنتتون باعث شد این مطلب رو بنویسم.
متشکرم.
استاد و خانم شایسته عزیز از شما بینهایت سپاسگزارم بابت مطرح کردن این سوال و ایجاد همچین فضایی که میتونیم روی خودمون کار کنیم. ان شاءالله خدا بهتون بینهایت خوشبختی و سلامتی و ثروت و آرامش عطا کنه. استاد و خانم شایسته عزیز، سپاسگزارم.
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب،من خودم بعداز پیداکردن این ترمزها درآمدم از ماهی ۱۵۰۰به ۷۰،۸۰میلیون تومن افزایش پیداکرد
۱ احساس لیاقت ،انقدررواین باورباید کارکنیم که به جایی برسیم فقط خواستهای خودمون رو طلب کنیم بدون ترس،منظورم روتوضیح میدم:من قبل ازاین که قانون روبدونم هرموقع ازخداپول یاثروتی میخواستم بقلش زود میگفتم اگه اینجوری پولداربشم فلان چیزروبه فلان کس میدم ،انقدر خودمو لایق نمیدونستم که خداوندبدون اماواگربهم میبخشه همش ازترس برای دیگران میخواستم ولی درصورتی که من میترسیدم بخدابگم من این ثروت رومیخوام، فقط برام واجب اینکه من به خواستهام برسم
احساس لیاقت معجزه میگنه
۲ تشنه هدف بودن بااستفاده ازاهرم رنج ولذت
۳باور به فراوانی که هست هرچقدرکه بخواهی
هست،بادیدن فراوانی
این ۳تاترمز برای من خیلی مهم بود وبعداینکه روشون کارکردم خیلی زود به وضعیتی خیلی خیلی بهترازگذشته رسیدم
ب اندازه ای که روی باورهاتون کارمیکنید،ب اندازه ای که زمان میزارید روی تغییر باورهاتون ب اندازه ای که فرکانس مناسب ب جهان هستی ارسال میکنید نتایج رودریافت میکنید جوابهارو دریافت میکنید
علی آقا من واقعا برای شما خوشحالم که به خواسته تون رسیدین و اینقدر خوب تونستید روی خودتون کار کنید که به این موفقیت مالی برسید و قطعا هم لایق بیشتر بهتر و راحتترش هستید و هم بهش میرسید
من شما رو تحسین میکنم و باورتون نشه وقتی موفقیت هر کدوم از بچه های سایت رو میخونم از شوق اشک تو چشمام جمع میشه و طوری ذوق میکنم انگار که برای خودمه ، چون باور میکنم که برای منم میشه
فقط یک سوال دارم
من مدتیه که دوره فوق العاده عزت نفس رو تهیه کردم و دارم کار میکنم روش با همه ی وجود ، فقط میخواستم بپرسم که شما احساس لیاقت رو چطور برای خودتون نهادینه کردین؟
من دارم تمرین رو انجام میدم و میدونم که باید تکامل طی بشه ، فقط من می خواستم روش شما رو بدونم
سلام به دوست عزیزم. کامنت شما را الان خوندم و خواستم تجربه خودمو باهاتون به اشتراک بزارم. راستش منم جدیدا متوجه بحث لیاقت شایستگی در وجودم شدم. روی باورهای فراوانی و توحیدیم کار میکردم برای تحقق خواستم ولی نمیشد. از خدا هدایت خواستم که ایراد کارم کجاست و هدایت شدم به موضوع لیاقت و شایستگی. حالا این مدت اخیر تمارینی که برای این باور و نهادینه شدنش در وجودم انجام میدم این هست که: اگر مثلا مامانم زنگم بزنه یا پیامم بده که شهلا نمیای اینجا آنی بخودم میگم ببین شهلا چون لایق و شایسته هستی مادرت ازت میخواد که بری اونجا. یا اگر مثلا غذایی برام بفرسته همینو میگم. یا هر نعمتی که خدا وارد زندگیم میکنه از کوچک تا بزرگ چه یه نعمت مادی باشی چه ابراز محبت از شخصی باشه چه تخفیفی که یه فروشنده بهم میده یا مثلا میخوام از خیابون رد بشم آنی چراغ سبز میشه یا یه راننده متوقف میشه بهم احترام میزاره و با حرکت سر و دستش بهم میگه که اول من رد بشم بعد خودش میره یا وقتی از خدا هدایت میخوام و آنی هدایت میشم همش به دنباله تمام این اتفاقات بخودم میگم ببین چون لایقو شایسته ای چون ارزشمندی حتی دنیا ازت حمایت میکنه که مثلا راحت رد بشی از خیابون یا وقتی دنیا و خداوند کاری میکنه که آدمهای منفی از زندگیم حذف بشن آنی میگم ببین چون بینهایت ارزشمندی خدا آدمهای منفی و سمی را از دایره روابطتت حذف میکنه و بجاش آدمهای عالی میفرسته.
خلاصه دوست عزیزم من به این شکل دارم این باورو برای خودم تمرین و نهادینه میکنم. نکته دیگه اینکه مدام باخودم تکرار میکنم که من فارغ از هر اشتباه و گناهی که انجام دادم لایق وشایسته ارزشمند هستم چون اگر ارزشمند نبودم خدا منو متوجه اشتباهاتم نمیکرد تا من کار درست را یاد بگیرم درجهت تحقق آرزوهام. چون خدا مشتاق تر از منه برای تحقق آرزوهام و به این شکل احساس گناه را هم از خودم دور میکنم.
سلام دوست عزیزم.ممنونم بخاطر اینکه کامنت منو خوندین و برام کامنت گذاشتین. و خوشحالم که تجربه من برای شما هم مفید بود. کامنت شما باعث شد که خودم مجدد متن خودمو بخونم و ازش پیام بگیرم. ممنونم ازت. امیدوارم بزودی خبرهای خوشی بهم بدیم. دوستت دارم.
به نام خدای مهربانم
سلام به اساتید عزیزم، سلام به دوستان خوبم
از طریق فایل نشانه ام هدایت شدم به این فایل. قبلا بارها دیده بودمش ولی به سوالش جواب نداده بودم… نمیدونم چرا یکم برام سخت بود. اما امروز با خودم گفتم شروع میکنم به نوشتن تا ببینم چی میشه. و نتیجه این شد:
چون چنین درخواستی، نشون میده که اون فرد خودش رو به اندازه کافی لایق دریافت نعمتها نمیدونه.
چون نشون میده فقط در صورتی خداوند به من نعمت میده، که من قول بدم که بخشی از اون رو به دیگران ببخشم.
چون نشون میده اون وهاب بودن، و بی حساب بخشیدن، و بی دلیل بخشیدن خدا رو باور نداره.
چون نشون میده ته ذهن چنین فردی اینه که: «درسته که ثروتمندان افراد خوبی نیستن، ولی من قول میدم از اون مدل ثروتمندها نشم… من قـــول میدم از اون ثروتمندایی بشم که ببخشم و یک انسانِ ثروتمندِ خوب باشم».
چنین درخواستی ثروتمند شدن رو مشروط میدونه….
چنین فردی فکر میکنه که با چونه زدن با خدا، میشه به خواسته رسید.
این فرد حتی اگر ثروتی هم بیاد توی زندگیش، همیشه نگرانه که نکنه یه اشتباهی بکن و خدا مجازاتش کنه و اینو ازش بگیره.
چنین درخواستی نشون میده که من ثروت رو جزئی از خودم نمیدونم.
چنین درخواستی نشون میده که دیفالت ذهنی اون فرد این نیست که ثروت با خودش خیر و برکت میاره. پس من بیام با بخشیدنش به دیگران، باعث خیر و خوشی بشم و این ویژگی رو بهش اضافه کنم.
مثل اینکه یه نفر دعا کنه «خدایا کمکم کن من یه جراح قلب بشم، قول میدم جراحی کنم»!…. خوب اصلا مگه میشه کسی خواسته اش این باشه که جراح بشه، ولی در عین حال قول بده که وقتی یاد گرفت، جراحی انجام بده؟!!! مگه میشه؟!!!
اصلا چقدر این جمله خنده داره! «خدایا کمکم کن جراح بشم، قول میدم جراحی کنم»…..
بابا جون هدف از جراح شدن، جراحی کردنه…
هدف از زندگی و خلق انسان، لذت بردن و ثروتمند بودن و مولد بودنه…. رشد و گسترش دادن جهانه…. من با ثروتمند شدنم میتونم باعث رشد و گسترش جهان بشم.
پس چرا وقتی در مورد ثروت چنین جملاتی رو میشنوم، برام خنده دار نیست… چرا بعد از فکر کردن و کامنت خوندن و تحلیل کردن، اونوقت به نظرم منطقی میشه که نباید ثروت رو مشروط بخوام.
زمانی که به اندازه جمله اون جراحه برام خنده دار شد، یعنی من یه پله بالاتر رفتم. اون زمانه که دیگه من عمیقا و با تمام وجودم میدونم که من به این جهان اومدم که لذت ببرم و باعث رشد و گسترش جهان بشم… اون زمان دیگه با تک تک سلولهام درک میکنم که خداوند ابر و باد و مه و خورشیدش رو به کار میگیره که منو توی این کار هدایت و یاری کنه…
اون زمانه که باورهای من در مورد این موضوع بهتر شده و نشونه اش هم قدم برداشتن با حال خوب و احساس آرامشه.
…………………………………………………………………………….
در مورد چنین درخواستهای مشروطی، یه موضوع دیگه هم هست:
اونم عدم توجه به سیستمی عمل کردن و سیستمی بودن خداونده.
یه مدتیه همش این مثال میاد توی ذهنم که: اگر من بخوام با ماشین حساب یه جمع و ضرب انجام بدم، آیا برای ماشین حساب فرق میکنه که اون عددها تک رقمی باشن یا 10 رقمی؟
یعنی مثلا بگم: «ماشین حساب دیگه سختش میشه، خسته میشه اگر بهش بگم 864547363 رو ضرب در 465868997 کنه….
تازه همین 1 ساعت پیش هم یه انتگرال برام حل کرده… دیگه منم نباید پر رو بشم….
دستت درد نکنه همون 4×34 برام حساب کنی کافیه…
من انسان قانعی هستم… به حق خودم قانعم….
تازه اگر میگم اون عدد بزرگه رو هم ضرب کنی که برای خودم نمیخوام… دوستم پرسیده، میخوام کار اون راه بیوفته… قول میدم اگر محاسبه اش کنی جواب رو بهش بگم»!
چقدر چنین گفتگوهایی خنده داره در مورد ماشین حساب.
خدا هم سیستمی عمل میکنه. پس چرا چنین گفتگوهایی در مورد خدا به نظرم عادی میاد؟!
یعنی باید اونقدر باورهای قدرتمند کننده در خودم ایجاد کنم که برام بدیهی بشه که من بی قید و شرط لایق نعمت و ثروت هستم، فقط و فقط به این دلیل که خدا من رو آفریده و تمام این لیاقتها، بای دیفالت در DNA من موجوده. از ازل بوده و تا ابد هست.
گفتم این جامِ جهانبین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا میکرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد
بعد تازه میخوایم با این چونه زدنها، قلقش رو هم گیر بیاریم که بفهمیم بالاخره باید چی بهش بگیم تا راضی بشه بهمون ثروت بده. و بعد که نمیشه، یواش یواش ذهنه میره سمت اینکه: «خوب پس حتما فلانی پیش خدا عزیزتره که خدا ثروت بیشتری بهش داده».
و به عدالت خدا شک میکنه و یادش میره که خدا خودش بارها و بارها ویژگیهای کسانیکه رو که دوست داره گفته:
توی سوره صف میگه کسانی رو در راهش پیکار میکنن دوست داره… (از نظر من منظور از راه همون رشد و گسترش دادن جهانه)
توی سوره بقره میگه نیکوکاران رو دوست داره، توابین رو دوست داره…. متطهرین رو دوست داره.
توی سوره آل عمران میگه اونایی که کنترل ذهن میکنن رو دوست داره… اونایی که استقامت میکنند رو دوست داره… اونایی که توکل میکنن رو دوست داره
توی سوره مائده میگه عادلان رو دوست داره
توی سوره توبه میگه پاکیزگان رو دوست داره.
اینم که کاملا منطقیه که به کسانی که دوست داره وعده بهشت رو بده…
چه بهشتی؟
همون بهشتی که وقتی بهشتیان ثمراتش رو میبینن میگن: هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا…..
(سوره بقره آیه 25) این ثمرات چقدر برامون آشنان…. ما از اینا قبلا هم توی اون دنیا داشتیم….
هر نعمت و ثروت و برکتی که بخوان هست، و خدا این وعده رو بر خودش واجب کرده:
لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ خَالِدِینَ کَانَ عَلَى رَبِّکَ وَعْدًا مَسْئُولًا ﴿سوره فرقان-16﴾
جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند پروردگار تو مسؤول [تحقق] این وعده است
میبینی…
همه چیز مشخصه…. همه چیز واضحه…. کافیه جز اینا باشم، همین…. بقیه چیزا درست میشه…. این همه شرط و شروط و اما و اگر نداره…. اصلا همه چیز مشخصه… همه چیز رو خودش از قبل گفته:
خودش گفته:
من رو یاد کنید، تا به شما توجه کنم و یادتون کنم….. «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ»
من رو یاری بدید، تا یاریتون کنم….. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ»
سپاسگزاری کنید تا بیافزایمتون…. «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»
به عهد من وفا کنید، تا من هم بهتون وفادار باشم…. «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ»
و از همه مهمتر:
من رو اجابت کنید و به من ایمان بیارید، تا رشد یابید… «فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
اونوقته که میگی:
فیضِ روحُالقُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
به قول استاد: تموم شد و رفت…. تموم شد و رفت.
نمیدونم چی شد از پاسخ به اون سوال، به این آیه ها رسیدم… ولی خوشحالم که این دفعه به سوال این فایل جواب دادم.
خدایا شکرت
استاد جان، خانم شایسته عزیزم، دوستتون دارم و ازتون سپاسگزارم.
سلام و هزاران درود بر شما سرکار خانم مهشید عزیز
نمیدونم چجوری تشکر کنم، کامنت شما و متنی که نوشتید بسیار عالی بود و برای من بسیار راهگشا هست، با مثالهایی که بیان کردید حق مطلب برای من اداء شد و خیلی از باگها و کدهای مخرب ذهنم را باز کرد
با آیهها و شعرهایی که نوشتید گریه کردم، گریه خوشحالی، گریه آگاهی، گریه ای از جنس نور و روشنایی، گریهای از سر معرفت و شناخت، شناختی که از کارکردن بر روی باورها و اصلاح اونها میاد، باورهای که وقتی درست میشن روحت رو آزاد میکنند، قدرت درونت رو بیدار میکنند
خوشحالم، خیلی خوشحالم، خیلی خیلی خوشحالم، عمیقا خوشحالم از بودن در جمع با صفای خانواده عباسمنش
از شما متشکرم، همینطور از استاد عزیزم و تیم بسیار خوب عباسمنش
خدایا شکرت بابت این همه نعمت، موهبت و آگاهی
سلام آقا ابراهیم
امیدوارم که حالتون خوب باشه
خوشحالم که کامنتم براتون مفید بوده و حالتون رو اینقدر خوب کرده.
پاسخ شما هم همزمانی جالبی برای من داشت:
امروز بعد از چند روزی، هدایت شدم که بیام و سایت رو چک کنم و دیدم که 2 تا کامنت از دوستان دریافت کردم.
اول کامنت اون دوستمون رو خوندم و پاسخش رو نوشتم، و بعد کامنت شما رو خوندم.
اتفاق جالبی که افتاد این بود که دقیقا همون آیه ای که در پایان پاسخ برای اون دوستمون نوشتم رو، اینجا توی کامنت خودم دیدم:
لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ خَالِدِینَ کَانَ عَلَى رَبِّکَ وَعْدًا مَسْئُولًا ﴿سوره فرقان-16﴾
جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند پروردگار تو مسؤول [تحقق] این وعده است
من خیلی این آیه رو دوست دارم و اینکه امروز 2 بار به خوندش هدایت شدم رو یک نشانه مبارک میدونم.
خدا رو شکر میکنم که اینقدر زیبا و دقیق و هماهنگ، همه چیز رو کنار هم میچینه و حتی خودش بهمون میگه که اول کدوم کامنت رو بخونیم و چه چیزی بنویسیم.
ممنون که برام نوشتید
از خدا براتون هدایت به مسیر نعمتها و آسانی ها آرزو میکنم.
سلام و هزاران درود بر مهشید بانو
ممنونم از پاسخ زیبای شما
بهترینها را از خداوند رحمان و کائنات برای شما آرزومندم
در حقیقت و به طور قطع همینطور هست، خدا به موقع هدایت میکنه و همه چیز را درست و در جای مناسب قرار میده، فقط ما هستیم که باید این مهم را درک کنیم
از شما بسیار بسیار سپاسگزارم
و
دوباره با اون آیه زیبا من را دگرگون کردید
مهشید جان عزیز سلام ازت ممنونم و خداروشکر میکنم که کامنت شما جلوی چشمم قرار کرفت مثال ها و آیه هایی که در کامنتتون به کار بردید خیلییی روی من تاثیر گذاشت و خیلی بهم کمک کرد که بهتر ترمز خودمو پیدا کنم ممنونم بابت فکر بزرگت و آگاهی که از جهان دریافت کردی خیلی دلنشون بود این کامنت سیو کردم که هر روز بخونم ممنون ازت باز هم خداروشکر که در مسیری قرار گرفتم که دوستانی دارم که در این راه بسیار آگاهند و میتونم ازشون درس های بزرگ بگیرم
سلام ملیکا جان
امیدوارم که خوب و خوش باشی
ازت ممنونم که برام نوشتی و خدا رو شکر میکنم که کامنتم برات مفید بوده.
یکی از سپاسگزاری های من هم حضور در این جمع فوق العاده است. که میتونیم با خوندن مداوم این آگاهی ها، به روند رشد خودمون سرعت بدیم.
ان شا الله در پناه خدا، شاد و موفق باشی دوست من
بنام پروردگار یکتا
سلام به دوستان عزیزم و استاد عباس منش
با توجه به سوال این بخش که ترمز های این سوال چیه که خداوند به ما ثروت بده تا ما به دیگران ببخشیم
خب اولین ترمز اینکه چرا ما باید به این باور برسیم که چرا در جهان هستی ثروت های سلامتی،پولی ،روابط خوب و ….. در جهان کمه و ما و خیلی کسانی دیگه که این درخواست را دارند از خدا که به ما ثروت بده تا به بقیه هم بدهیم این ثروت،وقتی ماها ترمز کمبود ثروت را داریم حتی با بدست آوردن ثروت نمی تونیم به دیگران ببخشیم یا خیلی کم میبخشیم اونم فقط بخاطر اینکه خودمون را راضی کنیم که ما به تعهدمون عمل کردیم، پس باید به این باور برسیم که خداوند منبع ثروت و فراوانی در جهان هستی هست و با دادن ثروت به جهان هستی ذره ای از ثروت خداوند کاسته نمی شود مثلا یکی از صفت های خداوند ارحم الراحمین بودن هست خب اگر خداوند به همه ی ما انسانها رحم کند آیا از این صفت خداوند کاسته میشود خب جواب روشن است هرگز چون این صفت ذاتی و همیشگی خداوند است و صفات الله تغییرناپذیر است ،برخلاف انسانها اگر الان شاد باشند میبخشند و اگر چند لحظه بعد ناراحت و عصبانی همه را فراموش میکنند و حتی از سرسوزنی نمی گذرند.پس باید نعمت ثروت و فراوانی را برای تمام هستی بدانیم نه مختص به خودمان و با دادن تعهداتی گذرا .
دومین ترمز اینکه ما باید به این باور برسیم که در هر شرایطی که هستیم ثروتمند هستیم و با شکر گذاری به همین باورهای کوچک کم کم آنها را قوت ببخشیم تا نتایج آن را در زندگی ببینیم چون طبق سوره ابراهیم در آیه 7 خداوند گفته شکرگذار باشید نعمتم را بر شما می افزایم ،و روزی به خودمان می آییم که می ببینیم ما مملو از ثروت در همه جهات هستین نه تنها پول ،ثروت در معنویت،سلامتی،روابط خوب، حس خوب و………………خب کسی که از همین ثروت اندکی هم که داره شکرگذار نمی کنه و همش بناله و تو فرکانس منفی باشه هیچ وقت ثروت سراغش نمی یاد،اگر قرار بود ماها با دادن تعهد به خداوند ثروتمند باشیم الان هیچ آدم فقیری در جهان هستی وجود نداشت
سومین ترمز اینکه این شده باور ما که خداوند با نیت های ما کار داره حالا که ما این نیت خیر داریم که به دیگران در صورت ثروتمند شدن کمک میکنیم خداوندهم به ما ثروت میده،خب اگر با نیت فقط کار انجام میشد چرا این همه مشکل برای ما بوجود میاد مثلا طرف میگه من روزم را با صدقه دادن شروع کردم و نیتم خدایی بوده ولی رفتم بیرون دعوام شده ،چکم را برگشت زدند و ……….خب وقتی ماها حساب بانکیمون را پر نمی کنیم برای پاس کردن چک، وقتی ما تا صبح داشتیم به آدم هایی که فردا باهاشون برخورد میکنیم و حتما من با همکارم سر فلان موضوع دعوام میشه فکر میکنیم و فرکانس هاشا میفرستیم ،جه ریطی به نیت خیر داره
سلام و درود بر سمیه عزیز
چقد کامتتون زیبا و دلنشین و پراز نورآگاهی بود چقد خلاصه با یک مثال زیبا از خوشحال بودن و اعصبانی بودنمون تغییر ناپذیر بودن صفات نیکوی خدای مهربان رو توضیح دادین که برام خیلی قابل فهم تر شد لذت بردم و درباره ترمز اینکه، خدایا بهم ثروت بده تا به دیگری کمک کنم بسیااااار زیبا گفتین که وقتی حس کمبود داریم و دلسوزی نابجا که اونی که نیازمنده بهش کمک نمیرسه بخاطر کم بودن ثروت ،مطمعنن ثروتمند شدیم نمیبخشیم چون میترسیم ثروتمون تموم بشه یا خیلی کم میبخشیم تا رفع تعهد کرده باشیم اونم با حس بد،وقتی حس کمبود در ما باشه درون ما عمرا بزاره ببخشیم یا باید با حس بد ببخشیم که این معلومه چه خواهد شد طبق قانون. احسن بر شما احسننننن که چقد تاثیرگزار بود این کامنتون بر من.
و زیبا نیت خوب و اتفاقات بدی که میوفته رو توضیح دادین که این مشکل خیلیییییی هاست کارهای خوب میکنن ولی در درون به چیزای بیخود جلا میدن بلدش میکنن تو ذهن همش از اتفاقات بدشدن یا بد دیگران یا فکر میکنن یا شیرین تعریف میکنن باز میگن چرا خدا هوامونو نداره و این میشه کار خوبشون فکر میکنن نتیحه معکوس میده
مرسی سپااااااس فراوان بر تو دوست و رفیق و خواهر معنوی من که بسیاااااار با مثالهای عالی فهم این موضوع مهم و برامون آسون کردین ممنووووووونم واقعا تحسینت میکنم و لذت بردم از این کامنت زیباتون. بدرود
خانم راز گردانی عزیز به نکته ی خیلی تأثیر گذاری اشاره کردین
یکی از صفت های خداوند ارحم الراحمین بودن است خب اگر خداوند به همه ی ما انسان ها رحم کند از این صفت خداوند کاسته میشود؟ خب جواب روشن است هرگز چون این صفت ذاتی و همیشگی خداونداست و صفات الله تغییر ناپذیر است چقدررررررررررر مثال خوبی رو بیان کردین واقعا لذت بردم هیچ وقت از این جنبه به موضوع نگاه نکرده بودم بابت دیدگاه زیباتون بسیار متشکرم.
عالی بود ??
باور های مخربی که در این مورد می توان پیدا کرد
۱. من لایق نیستم من ارزشمند نیستم که خودم از ثروت بهره ببرم پس می خواهم به دیگری که لایقش هست ببخشم
۲.من خدا را مثل یک انسان می بینم مثل پلیس راهنمایی رانندگی که فقط می خواد مچ مارو بگیره. خدا در تصور ما مثل انسانی است که فقط در ازای کاری که برایش می کنیم به ما می بخشد
۳.دلسوزی کردن نیز یه باور اشتباه است ((به کبوتر ها غذاندهیم))سفره الهی پهنه عدالت خدا برقراره برای همه نعمت هست همه می تونن از این غذاهای لذیذ بهره ببرند
۴.باور کمبود هم یه مقدار در این جمله هست
۵.باور شرک هم می تونه وجود داشته باشه خداوند رب العالمینه اونه که به همه نعمت میده اونه که میشه روش حساب کرد نه من که دیگران بخوان روی کمک من حساب کنند
۶.باور مخرب تاثیر عوامل بیرونی بر ثروتمند شدن ما .باور درستش اینه که ثروتمندان انسان های خودساخته ای هستند که هیچ عامل بیرونی نه می تونه تاثیر مثبت نه تاثیر منفی بر پولدار شدنشون داشته باشه
۷. باور حرف مردم (مردم بگن آفرین فلانی چقدر خیر خواهه)باور مخرب نداشتن سبک شخصی زندگی خودمون( من اگه کمک نکنم مردم چی میگن. میگن خصیصه و…)
بطور کلی تعادل در رفتار خیلی سخته و باید تلاش ذهنی بسیار کرد واقعا نمیشه جنس فرکانس دیگران رو فهمید در کل اینکه بخوای ثروتمند بشی و برای اونهایی که دوستشون داری کاری کنی تا خوشحال بشن خیلی خوبه مثل فرستادن مادر آقای عباس منش به مکه که چقدر حس خوبی در ایشون ایجاد کرد ولی باید در ارسال صحیح فرکانس دقت کنیم که باورهای مخرب بالا مثل نویز سوار بر فرکانس ناب بخشش نشه بالاخره ما هم از جنس خداییم و دوست داریم یه مقدار خیلی خیلی کم از فضل خدا رو تجربه کنیم
به نام خداوند وهاب
سلام به تمام خانواده عزیزم
به محض خوندن متن سوال یاد حضرت سلیمان و نوع درخوایتش از خداوند افتادم و به فکر فرو رفتم که اون از خدا ثروتی رو خواست که تا ابد به کسی نرسه.و فقط اون رو برای خودش خواست .نوع درخواستش طوری بود که درش میتونیم خود دوس داشتن رو ببینیم .پس ما چرا برای خودمون چیزی نمیخوایم به نظرم ترمز خیلی قوی که در این شکل خواستن هست اینه که ما خودمون رو لایق ثروت نمیدونیم و اون رو برای دیگران میخوایم.یک موضوع دیگه که به نظرم رسید اینه که ما اگر الان خودمون رو انقدر ثروتمند نمیبینیم که با همین مقداری که در توان داریم ببخشیم چطور وقتی بیشتر داشتیم میخوایم ببخشیم.به نظرم این از ترمز کمبود میاد که الان باور به فراوانی نداریم که بخوایم ببخشیم.در آیات قرآن کریم هم خداوند از انفاق در هر شرایطی سخن گفته نه بعد از ثروت اگر ما باور به فراوانی داشته و از همین ابتدا انفاق کنیم کاره درست رو انجام دادیم.ترمز بعدی به نظره من اینه که ما وقتی میگیم ثروت زیاد یعنی هنوز در مدار نزدیک به اون مقدار ثروت نیستیم و خودمون رو دور از اون میبینیم که این فاصله یعنی ما از مدار ثروت بسیار دوریم.دوستان و همراهان عزیز من خدا رو شکر من تا اینجا با اگاهی که دریافت کردم و بابتش از خداوند دانا بی نهایت سپاسگزارم تونستم به این درک برسم که از همین جایی که هستم و مداری که درش قرار دارم میتونم دست خدا باشم بر رویه زمین و با همین مقداری که از ثروت به سمتم میاد انفاق کنم و من ثروت رو اول برای خودم میخوام برای آسایش خودم و انسانی بهتر شدن و سپس برای رفاه خانواده ام سپس بودن دستی قوی از طرف خدا بر روی زمین برای توسعه جهان.در پناه خداوند حافظ باشید.
با سلام
برای پاسخ به این مسابقه من باورهایی را که شناسایی کردم به سه دسته تقسیم می کنم و آنها را در زیر می آورم. (از کم اهمیت ترین گروه تا پر اهمیت ترین گروه). یعنی باورهای مخرب زیادی در این جور صحبتها دیدم که هر یک میتواند ترمزی اساسی برای رسیدن به ثروت باشد. دسته سوم به گمانم آن چیزی بود که اهمیت بیشتری دارد.
دسته اول) باورهای شخصیتی (اهمیت کمتر)
دسته دوم) باورهای سیستمی (اهمیت متوسط)
دسته سوم) باورهای پول و ثروتمندی (اهمیت بیشتر و احتمالا جواب اصلی مسابقه)
در ادامه به بررسی هر یک از این دسته ها و عوامل زیر مجموعه می پردازم.
دسته نخست) باورهای شخصیتی:
از آنجایی که این شخص از خداوند درخواست می کند که تو اگر به من این مبلغ پول را بدهی من فلان کارها را خواهم کرد، در نگاه اول باورهای شخصیتی عدم لیاقت به چشم میخورد. یعنی این شخص می داند (باور کرده است) که خودش توانایی ساخت پول و دستیابی به پول را ندارد. یا بهتر بگوییم لیاقت دستیابی یا دستاوری پول را ندارد. بنابراین از خداوند می خواهد که حداقل برای «دیگران» هم که شده خداوند به وی پول ارزانی کند.
این باور لیاقت نداشتن خودش یک باور مادر و یک ترمز اساسی است که ممکن است ریز باورهای دیگری سبب شده باشند که این باور اساسی تر و مادر در ذهن طرف شکل بگیرد. باورهای ریز دیگری همچون «احساس گناه»، «اینکه خداوند مرا دوست ندارد»، «خداوند نمیخواهد من ثروتمند شوم» ممکن است زمینه این شده باشد که شخص از خداوند بخواهد حداقل بخاطر «دیگران» و بخاطر «کار نیکو کردن» هم که شده به من پول و ثروت عطا کن.
ریز باورهای دیگری که به همین باور عدم لیاقت منتهی می شوند و ممکن است در این شخص وجود داشته باشد این است که «من شایستگی داشتن ثروت را ندارم» که ممکن است به گروه بالا نیز مربوط باشد، «من مدرک لازم را ندارم»، «من تجربه لازم را ندارم»، «من توانایی لازم برای پول ساختن را ندارم»، «من خودم از راه درست نمی توانم به پول و ثروت برسم» و مواردی از این دست که «شخصیت»، «توانایی» و «شایستگیهای» طرف را هدف قرار داده و شخص ناخواسته اقرار می کند که من «توانایی»، «شایستگی» و در یک کلام «لیاقت ساختن و داشتن ثروت» را بخودی خود ندارم.
دسته دوم) باورهای سیستمی:
در این گروه باورهایی وجود دارند که نشان میدهد شخص سیستم جهان و خداوند را بگونه ای نادرست درک کرده است.
باوری همچون «احساسی برخورد کردن» خدا با درخواستهای ما. این شخص می خواهد با خداوند وارد معامله اخلاقی و احساسی شده و با رودربایستی قرار دادن خداوند به خواسته خود برسد. این شخص باور دارد که می تواند با خداوند وارد معامله شود و از راهی خارج از آنچه قوانین اصلی و سنتهای الهی است به ثروتی دست یابد و یا بهتر بگویم به نادرستی گمان می کند احساسی برخورد کردن خداوند در سیستم وجود دارد و بخشی از سیستم است در صورتی که سیستم برای هیچ شخصی تفاوت قائل نمی شود و تبدیل و تغییری در سیستم بخاطر یک شخص یا فرد نیست.
ریز باور بعدی در این بخش «عدم اعتقاد به عدالت خداوند» است. شخص گمان می کند (هر چند این باور کمرنگ دیده می شود) که می تواند به دیگرانی که به «حق» خود نرسیده اند کمکی نماید.
ریز باور سوم از دسته دوم باورها، باور این است که «من میتوانم و یا مسوولم که زندگی دیگران را تغییر دهم و کمک حال دیگران باشم». هر چند این هم نسبتا چندان پر رنگ نیست ولی نشانه هایی در اینگونه صحبت کردن دیده می شود.
دسته سوم) باورهای پول و ثروتمندی (اصلی ترین باورها)
و اما اصلی ترین باورهایی که در گفتارهای چنین شخصی دیده می شود این است که پول و ثروت بخودی خود خوب نیستند، و بلکه بهتر بگویم به خودی خود «بد» هستند و اینکه ثروتمندان انسانهای نیکوکاری نیستند که در ادامه بیشتر به آنها می پردازم.
هنگامی که شخص «تعهد» می دهد، «قرار» می گذارد و بارها تاکید می کند که من کار خیر و خوب با پول انجام خواهم داد، این شخص دارد تاکید می کند که کاری را انجام خواهد داد که تقریبا کاری استثنایی است. یعنی پولی را که گمان می کند و باور کرده است یک پدیده «شر» است، قول می دهد در راه «خیر» و «نیکی» به کار خواهد برد. از دیدگاه این فرد پول بخودی خود یک وسیله «بد» است ولی این شخص قول می دهد که استفاده خوب از آن خواهد کرد. در صورتیکه شخصی که باور دارد پول خوب است و یک نعمت الهی است و می توان از آن کارهای خیر زیادی را راه انداخت، نیازی نیست این همه قول دهد و تعهد دهد که من از آن در راه خوب و نیک استفاده خواهم کرد. این شخص گمان دارد یا باور دارد که پول همچون «آتش» است ولی قول میدهد کسی را نسوزاند یا جایی را آتش نزند بلکه آنرا برای کارهای خوب استفاده خواهد کرد. در صورتیکه کسی که باور دارد پول یک چیز خوب است، بصورت خودکار و اتوماتیک وار به نکات مثبت پول می اندیشد و نیازی نیست که قول و تعهد دهد که از آن در راه خیر استفاده خواهد کرد. میداند که پولی که بدستش برسد مایه خیر و خوشی است بصورت خودکار، نرمال و گارانتی شده، هم برای خودش و هم برای دیگران (که آنهم باز برای خودش است).
از سویی دیگر این شخص به گونه ای اقرار می کند که ثروتمندان از پولهایشان در راه خدا و خوب استفاده نمی کنند و تاکید می کند من میخواهم «متفاوت» از بقیه ثروتمندان باشم. در ذهن این فرد این است که ثروتمندان با پول خود کارهای خوبی انجام نمی دهند و من اگر به پول و ثروتی برسم کارهایی «متفاوت» از دیگر ثروتمندان انجام خواهم داد، یعنی من پولم را در راه کمک و خیر و خوب استفاده خواهم کرد. یعنی ای خدا من با بقیه «فرق» می کنم، با ثروتمندان که از ثروتشان در راه خوب استفاده نمی کنند. ای خدا به من پول بده تا از آن در راه خوب استفاده کنم. به من پول بده تا به دیگر ثروتمندان نشان دهم که چگونه باید پول خود را مصرف کنند. این خودش اقراری است که «ثروتمندان آدمهای خوبی نیستند و اینکه ثروتمندان از پولشان در راه درست و خوب استفاده نمی کنند». اقراری است بر این باور که «ثروتمندان انسانهای خیر و نیکوکاری نیستند».
اگر شخصی باور داشته باشد که «پول خوب است» و «ثروتمندان از ثروتشان در راه خوب و نیک استفاده می کنند»، نیازی ندارد تا آن همه تاکید کند و قول و تعهد به خداوند بدهد که من از آن در راه نیک استفاده خواهم کرد. بلکه باید بداند که در صورت رسیدن به پول، بصورت خودکار و اتوماتیک وار کارهای خوبی را با پولش انجام خواهد داد و این بخشی جدایی ناپذیر از ثروت و ثروتمندی است. این شخص چنین باورهای مثبتی درباره پول و ثروتمندان ندارد بلکه بر عکس نشان میدهد که شخص دیدگاه بدی درباره پول، ثروت و ثروتمندان دارد.
در پایان خلاصه میکنم که سه دسته باور در گفتار چنین شخصی دیده می شد. باورهای «شخصیتی» که بیشتر نشان از لایق نداستن خود برای دریافت پول و ثروت داشت. باورهای «سیستمی» که نشان می داد شخص دیدگاه درستی نسبت به سیستم ندارد و بالاخره باورهای «پول و ثروتمندی» که نشان از این داشت شخص پول را خوب و ثروتمندان را نیکوکار و دوست داشتنی در دیدگاه خداوند نمی داند.
امیدوارم که توانسته باشم بخوبی باورهای ترمزی این شخص را شناسایی کرده باشم، آنها را بخوبی بیان کرده باشم و مهمتر از همه خودم این چنین باورهایی نداشته باشم :)
همگی موفق هستید و خوشبخت.
بسیار زیبا بیان کردین دوست عزیز واقعا استفاده کریم موفق و در پناه رب
ممنونم از نظرات خوبی که نوشتید
راستش نظر خودم رو دیشب دیر وقت نزدیک ساعت ۳ نوشتم والان
یه ۲ساعتیه که دارم نظر دوستان رو
میخونم تا هم چیز تازهای یاد بگیرم واستفاده کنم هم امتیاز بدم
و نظر شما برام جالب بود وقسمت سوم یه جورایی باورای مخرب من دراعماق ذهنم بود.موفق باشید
درود بر شما دوست عزیز . واقعا لذت بردم و از شما سپاسگزارم .
aliiiii bod sepas dost man
با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز وخانواده بزرگ گروه عباس منش
به نظرم باورهای مخربی که وجود دارد ومن هم بی نصیب از این باورها نبودم ونیستم وبا این اموزشهای بی نظیر
در وجودم پیدا می کنم وبازمی بینم چقدر ظریف وزیاد است
یکی اینکه توجهمان به فقر زیاد می شود
خود را متولی از بین بردن فقیر وفقر می دانیم در حالی که ما قدرت اینکار راندا ریم
خودمان را بدهکار دیگران می دانیم و بدون انکه متوجه باشیم خودمان را مهم نمی دانیم و لایق ثروتمند شدن برای خودمان نمی دانیم
منت سر خداوند می گذاریم که شرط من را براورده نکردی پس کار خیر وکمک کردن را توقه نداشته باش اگر می خواهی کار خیر کنم وبه فقرا کمک کنم اول خداوند بدهد من کمک می کنم
در حالیکه ما فقط وظیفه بندگی داریم ودر ذات بندگی خدایی کردن است وخلق کردن جزیی از کار بندگی کردن
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند
وقتی با قصد و شرط قبلی با خداوند می گویم اگر به من پول بدهی خیریه در ست می کنم هیچ وقت خیریه درست نمی کنم
من خودم تجربه ایی که دارم مختصری برای دوستان می گویم ؛روزی در حالی که اصلن پولی نداشتم فقط با دو هزار تومان یک موسسه خیریه در ست کردم وبا جمع دوستان با اندک مبلغی خیریه درست شد وشرطی هم در کار نبود والان بسیار بسیار فعال است اما اما کارهای دیگری داشتیم که شرط گذاشتم که اگر فلان شود فلان کار را می کتم ان انجام نشد حالا می فهمم که چرا نشد وچرا نمی شود
خدا را شکر می کنم که در مسیر رشد واگاهی هستم واز زمانی که با فایلهای استاد مانوس شدم وذهنم را شخم زده ام می بینم که چقدر موانع ویا به قول استاد ترمز در وجودم بوده وهست واز استاد عباس منش عزیز نیز برای این اگاهیها والهامات تشکر می کنم و می بینم که خداوند بذر شناخت وثروتمندی را در وجودم می کارد
خدا را شکر
در پناه خداوند شاد وثروتمند باشید وباشیم
خیلی عالی گفتین دوست گرامی من درس بزرگی گرفتم
این که برای بهره مند شدن از نعمتی که میخواهیم شرط قرار ندیم.
عالخصوص شرطهایی قرار میدیم(اول به خودم میگم) که اصلا اگر به اون نعمت برسیم اون شرط را اجرایی نمیکنیم. دارم خودمونو گول میزنیم.
شجاعت و مناعت طبع اینو نداریم که بگم خدایا ثروت را برای خودم میخواهم و وسلام. برای کمک به دیگران را هم خودت باید توفیقشو بدی ور نه من هیچم. همونطور که حتی برای برخورداری از نعمت زندگی هم من هیچم و این تو هستی که به من نعمت زندگی و زنده بودن میبخشی چه برسه به این که برای خودم نعمت دست وپا کنم وبخشش هم بکنم که این آخری با توجه به قوانین و صحبتهایی که شد که واقعا خنده داره .
سلام دوست عزیز
خیلی ازدیدگاه تون لذت برم
به نظرم تمام پاسخ این سوال دراین جمله خلاصه میشه که:
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم با باور لیاقت با باورهای توحیدی بدون شرک
باید بگردم در ذهنم و متوجه بشم که با چه وعدههایی به خودم و خدای خودم، پول و ازدواج با فرد دلخواهم رو میخوام؟
چه قراردادی با خودم و خدای خودم بستم برای اینکه خانه ،ماشین، پول،کسب و کار دلخواه، ازدواج و روابط عاطفی و عاشقانه رو میخوام؟
با چه باوری از عدم لیاقت-حق طبیعی خودم رو با شرط و شروط از خدای ثروتمندم دارم میگیرم؟
⛔اولین مورد برای ازدواج با فرد ایده آلم اینکه من احساس خوب رو از یک مرد میخوام
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده این تنهایی بدون احساس خوب رو
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده حرف های خانواده و فامیل هاو همسایه ها و دوستانم رو
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده این بی پولی رو من که نمیتونم پول بسازم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این بی ارزشی من رو ،من که به خودی خودم ارزشمند نیستم لا اقل با ازدواج کردن ارزشمند بشم و قاطی آدم حسابی ها بشم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگی من پایان بده این شلختگی من رو این بهم ریختگی و نامرتبی من رو من به تنهایی که نمیتونم خوش تیپ و زیبا و خوش عکس باشم لااقل اون بیاد من موهام رو مرتب کنم ،رنگ کنم،لباسهای خوشجل و موشدل و جینگیل و تنگ و کوتاه بپوشم 👗🛍👛👝🎒🩴👒
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم پایان بده این پوشش اجباری رو و من لااقل در خونه اون مرد(همسرم)از آزادی پوششی برخوردار بشم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده کم توجهی رو و لااقل اون من رو در آغوش بگیره، نازم کنه،قربون صدقه من بره،وسوپرایزم کنه😘🤪
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این نگرانی و ترس از تنها شدن که پدرم رو از دست بدم چیکار کنم،یا خواهرم ازدواج کنه و بره سر خونه زندگیش اون موقع من چیکار کنم لااقل یکی هست (همسر)که امیدم به اون باشه
⛔یعنی یکی بیاد تو زندگیم من رو ببره بیرون بگردونه،برام خرید کنه،لباس بخره،طلا بخره،ماشین بخره،پاسپورت بگیره،مسافرت خارجی ببره،هواپیما بگیره،قطار عالی بگیره اسنپ بگیره 🎁🏝🏖🏡🗽🚅🚙⛵✈
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و این بی اعتماد بی نفسی من رو پایان بده و من لااقل شیر بشم جلوی اقوام و جرات نکنند بی احترامی کنند
⛔یعنی یکی بیاد تو زندگیم و پایان بده این بی خوابی های من رو و من در کنارش در امنیت بخوابم و آرامش داشته باشم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این فامیل ها و دوستان و آشنایان نامناسب رو و من رو ببره توی خانواده جدید،آدم های جدید،مهمونی های جدید رو ملاقات کنم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و پایان بده این شیطنت های منو و وفادار بشم و یکجا بشینم و دیگه با مردها حرف نزنم و یا کارم طوری بشه که با خودش کار کنم و جواب مردها رو تو بیزینس مشترکمون همسر بده و جواب خانم ها رو من بدم 🤪
⛔یعنی یکی بیاد تو زندگیم و پایان بده این نامرتبی غذا خوردن رو و لااقل به هوای اون وعده های غذایم رو مرتب و قوی درست کنم
⛔یعنی یکی بیاد توی زندگیم و من که تا به حال نه رشد مالی نه رشد در یادگیری داشتم لااقل اون کمکم کنه
👌با این توصیفات دقیقا با آدمهای وارد رابطه میشدم که ضعیف بودند و خواسته هایی که من بعد از ازدواج از طرف مقابل انتظار داشتم،اونها از من میخواستند و بعضا محدودتر میشدم،و حتی پولدار بودند مال و اموالشان رو همون ابتدای آشنای پنهان میکردند 🤪
✅در صورتیکه من در زمان مجردیم باید با خودم و خواسته هام به صلح برسم و از همسر آینده انتظار منجی نداشته باشم
✅از خدا بخوام کمکم کنه و خواسته هام رو از خدای خودم بخوام که من رو آفریده و هدایت من رو بر خودش واجب دونسته و از جایی که فکرشو نمیکنم روزی من رو میرسونه ،اوست که فرمانروای من و کل کیهان و همه مردم جهانه و مدیریت روابطم رو به او بسپارم
✅ خدایا من رو ببخش و هدایتم کن که اگر هدایتم نکنی از گمراهان خواهم بود
ممنونم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز 😘😘
و روابط و ثروت استاد و خانم شایسته رو تحسین میکنم👌👌
ممنونم از دختر و پسرهای این سایت که تمام آگاهی هاشون رو به اشتراک میگذارند تا همه استفاده کنیم
🙏😘
سلام دوست خوبم زهرای عزیز
ممنونم که پیامتو با این دقت نوشتی و ایراد هایی که خود من هم دارم رو بهم یادآوری کردی
و چقدر راحت نوشتی این همه باگی که داری و چقدر تحسینت میکنم بابت اینکه ایراد ها تو پیدا کردی و اینجا برای ما هم نوشتی
خداروشکر
ممنونم دوست خوبم
کلاً بر اساس قوانین جهان این افراد به ثروت دست پیدا نمیکنند چون این افراد خودشون رو لایق پول نمیبینند یعنی میگن من که لایق نیستم خدا بهم پول بده پس بزار به دلیل کمک به بقیه این پول و ثروت وارد زندگیم بشه … و پول هیچ وقت به سمت افرادی که لایقش نیستند نمیره
این جملات به نظرم در ذات خودشون ترمز هستند
همین که من بیام فکر کنم که ثروتمند بشم و پول بسازم و بخاطر خودم نباشه و خودم ازش استفاده نکنم بلکه بیام زحمت بکشم و ثروتم رو در اختیار دیگران قرار بدم این از اول تا اخر ترمز است( اگر باور اشتباه داشته باشم که پول ساختن کار سختی است که دیگر بیشتر)
یک ترمز دیگه که ممکنه ما را از مسیر دور کنه از باور کمبود منشأ میگیره چون فکر میکنه حالا من یه بار شانس بهم رو کرده و من ثروتمند شدم اگه بیام خرج کنم و بخصوص نه برای رفاه خودم و نه برای تهیهی چیزهایی که دوست دارم بلکه بیام برای دیگران خرج کنم
من که دیگه نمیتونم پول بسازم اون یه بار بود …
شانس یه بار در خونهی ادم رو میزنه…
باور کمبود کلاً تو هر زمینهای ترمز های خیلی ریشهای و عمیقی رو ایجاد میکنه
به نظر من نباید برای کمک به دیگران ثروتمند شد
باید ثروتمند شد و بعد به دیگران کمک کرد
به قول استاد از سرریز ثروت و عشقمون به دیگران بدهیم.
سلام به استاد و دوستان عزیز
چند تا کد مخرب و مستتر پشت این باور کمک به دیگران رو من این چند مورد میدونم
1– من خودم به تنهایی لایق و شایسته ی این پول نیستم و باید با بخشش و کمک به دیگران به هدفم برسم و این پول رو دریافت کنم.
-2- افرادی که میخوام بهشون کمک کنم خیلی نیازمند هستند و مستحق اون جایگاه نیستند و باید اوضاعشون بهتر از اینی که هست باشه و من میتونم زندگی شون رو دچار دگرگونی کنم
-3- خیلی وقتا کمک به دیگران صرفا برای بهبود زندگی اون فرد نیست و برای پر کردن خلا های وجود خودمونه ، برای اینکه بگیم ما چقدررر ادم فهمیده و توانمندی هستیم و درواقع میخوایم با اون پول ” توانایی های خودمون رو به رخ دیگران بکشیم”
-4- خود نمایی کردن سخاوت و شوعاف کردن این موضوع که ببینید من چقدررر آدم بخشنده و سخاوتمندی هستم، آی ملت من ادم بزرگ و بخشنده ای هستم!!!
-5- باید یه دلیل موجه داشته باشم که از خدا پول طلب کنم و همینجوری الکی نمیشه که پول فراوان تو زندگیم فوران کنه
-۳- خیلی وقتا کمک به دیگران صرفا برای بهبود زندگی اون فرد نیست و برای پر کردن خلا های وجود خودمونه ، برای اینکه بگیم ما چقدررر ادم فهمیده و توانمندی هستیم و درواقع میخوایم با اون پول ” توانایی های خودمون رو به رخ دیگران بکشیم”
الی خانم میشه بیشتر در مورد این جملتون به من توضیح بدید ؟
خیلی سپاسگذار میشم
منتظر جواب بی نظیر شما هستم
سلام مهدی جان
منظور من این هست که گاهی اوقات ما میدونیم کسی مساله ی مالی داره ، اجاره ی خونه ی عقب افتاده یا …. کمک ما بهش برای صرفا برای رفع مشکل اون ادم نیست ، برای اینه که به اون فرد و عده ی دیگه ای که در جریان این داستان هستند هم از مشکل مالی اون خبر دارن و هم از کمک ما، گوشزد کنیم که من انقدر ادم فهمیده و خوبی هستم که حواسم به اطرافیانم و مسائل شون هست و به موقع کمک میکنم
یا به عبارت دیگه میخوایم بگیم که من ادم توانمندی هستم و همه ی شما به من نیاز دارید و کارتون گیره من هست
سلام به شما الناز خانم عزیز
ممنون از کامنت و مثال عالیتون. چقدر این موضوع مهمه که همش فکر میکردیم و به ما یاد دادن باید به فکر بقیه باشیم، باید کمک کنیم به همسایههامون. یادم میاد که شنیده بودم اگر کسی شب بخوابه و همسایهاش شب رو گرسنه بخوابه، اون فرد مسلمون نیست. من هم میترسیدم، میگفتم مامان جان، کدوم یک از همسایههامون وضعیت مالیش خیلی بده و پیگیر میشدم که به بقیه کمک کنم تا وضعیت بقیه افرادی که فقیر هستند بهتر بشود، تا مسلمون بمونم تا اون دنیا نرم جهنم. فکر میکردم توی کوچهای که ما هستیم چهل تا خونه کدومها میشه. حالا خودم شغل نداشتم، درآمد و پولی نداشتم، اما نگران ایمانم بودم، میترسیدم که مسلمان نباشم.
چقدر به ما گفتند که مسلمانی که صدای دادخواهی مسلمان دیگری رو بشنود و کاری نکند، مسلمان نیست. آقا هر کسی مسئول زندگی خودش هست. من انسان ارزشمندی هستم همونطور که هر انسانی ارزشمند هست. اگر من میتونم از خدا درخواست کنم، اون فرد هم خدا داره، خدای من خدای اون هم هست. خدا عادله، هر کسی در هر جایگاهی که هست جای درست خودش هست.
یه منطقی به ذهنم رسید که دوست داشتم اینجا بنویسم اگر قانون این بود که من باید اینطور درخواست کنم که خدایا به من کمک کن، به من ثروت بده، من قول میدم قسمتیش رو به دیگران کمک کنم و در این صورت خدا راضی بشه به من ثروت بده. پس من نگاه میکنم که فکر خدا چیه، خدا که فقط به من یه نفر نمیگه اینطور درخواست کن، یعنی هر کسی باید اینطور دعا کنه به من بده تا به دیگران کمک کنم. این دیگران کیه واقعا که خدا براش مهمه که با بخشش من باید اونها هم به ثروت برسن؟ نتیجه اینکه خدا مخالف اینه که ثروت رو به بشر بده، چون اگر هر کسی بخواد اینطور دعا کنه، درواقع میشه همون دیگران که باید اینطور دعا کنن که به افراد دیگه کمک کنن. اصلا فکر خدا توی این مثال اینه که من با پول دادن به انسانها مخالفم. این غیرمنطقیه. چون توی این مثال گسترشی توی جهان اتفاق نمیوفته، چون خدا با ثروت مشکل داره. پس به مثال نقض رسیدیم.
باید بگم خدایا به من پول و ثروت بده چون من لیاقتش رو دارم. برای اینکه هر کسی میتونه با باورهای درست از خدا درخواست کنه و خدا هم بهش میده. خدا به من ثروت میده چون من با ثروتمند شدنم باعث گسترش جهان میشم و خداوند اراده کرده که جهان رو در تمام ابعادش گسترش بده.
شاد و سلامت باشید.
ممنونم از دوستای عزیزم بخاطر کامنتهای فوقالعاده و پر از عشقتون.
دوستتون دارم و کامنتهاتون رو با عشق مطالعه میکنم.
الناز خانم از شما هم بینهایت سپاسگزارم که کامنتتون باعث شد این مطلب رو بنویسم.
متشکرم.
استاد و خانم شایسته عزیز از شما بینهایت سپاسگزارم بابت مطرح کردن این سوال و ایجاد همچین فضایی که میتونیم روی خودمون کار کنیم. ان شاءالله خدا بهتون بینهایت خوشبختی و سلامتی و ثروت و آرامش عطا کنه. استاد و خانم شایسته عزیز، سپاسگزارم.
بنام خدا
سلام خدمت استاد عزیزم وتمام شما دوستان
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب،من خودم بعداز پیداکردن این ترمزها درآمدم از ماهی ۱۵۰۰به ۷۰،۸۰میلیون تومن افزایش پیداکرد
۱ احساس لیاقت ،انقدررواین باورباید کارکنیم که به جایی برسیم فقط خواستهای خودمون رو طلب کنیم بدون ترس،منظورم روتوضیح میدم:من قبل ازاین که قانون روبدونم هرموقع ازخداپول یاثروتی میخواستم بقلش زود میگفتم اگه اینجوری پولداربشم فلان چیزروبه فلان کس میدم ،انقدر خودمو لایق نمیدونستم که خداوندبدون اماواگربهم میبخشه همش ازترس برای دیگران میخواستم ولی درصورتی که من میترسیدم بخدابگم من این ثروت رومیخوام، فقط برام واجب اینکه من به خواستهام برسم
احساس لیاقت معجزه میگنه
۲ تشنه هدف بودن بااستفاده ازاهرم رنج ولذت
۳باور به فراوانی که هست هرچقدرکه بخواهی
هست،بادیدن فراوانی
این ۳تاترمز برای من خیلی مهم بود وبعداینکه روشون کارکردم خیلی زود به وضعیتی خیلی خیلی بهترازگذشته رسیدم
سلام
ب اندازه ای که روی باورهاتون کارمیکنید،ب اندازه ای که زمان میزارید روی تغییر باورهاتون ب اندازه ای که فرکانس مناسب ب جهان هستی ارسال میکنید نتایج رودریافت میکنید جوابهارو دریافت میکنید
سعی کنید هرروز روخودتون کارکنید
فقط باید حرفهای استاد روباورکنید تانتیجه روببینید
سلام آقای شاهمراد
من تویکی ازکامنت های قبلی تونم این درخواست وکردم که اگه ممکنه مفصل تردرموردنحوه کاروموفقیت تون توضیح بدیدچون بااین کارخیلی انگیزه وامیدبه مامیدیدو هم موجب تقویت باورهای مامیشوید
منتظرنظرتون هستم
ممنون
دوست عزبز ممکنه بیشتر توضیح بدید چجوری روی این ۳باوری که گفتید کار کردید ؟
ممنونم
به نام الله یکتا
سلام به همه ی عزیزان
علی آقا من واقعا برای شما خوشحالم که به خواسته تون رسیدین و اینقدر خوب تونستید روی خودتون کار کنید که به این موفقیت مالی برسید و قطعا هم لایق بیشتر بهتر و راحتترش هستید و هم بهش میرسید
من شما رو تحسین میکنم و باورتون نشه وقتی موفقیت هر کدوم از بچه های سایت رو میخونم از شوق اشک تو چشمام جمع میشه و طوری ذوق میکنم انگار که برای خودمه ، چون باور میکنم که برای منم میشه
فقط یک سوال دارم
من مدتیه که دوره فوق العاده عزت نفس رو تهیه کردم و دارم کار میکنم روش با همه ی وجود ، فقط میخواستم بپرسم که شما احساس لیاقت رو چطور برای خودتون نهادینه کردین؟
من دارم تمرین رو انجام میدم و میدونم که باید تکامل طی بشه ، فقط من می خواستم روش شما رو بدونم
پایدار و موفق باشید
خدارو شکر
سلام به دوست عزیزم. کامنت شما را الان خوندم و خواستم تجربه خودمو باهاتون به اشتراک بزارم. راستش منم جدیدا متوجه بحث لیاقت شایستگی در وجودم شدم. روی باورهای فراوانی و توحیدیم کار میکردم برای تحقق خواستم ولی نمیشد. از خدا هدایت خواستم که ایراد کارم کجاست و هدایت شدم به موضوع لیاقت و شایستگی. حالا این مدت اخیر تمارینی که برای این باور و نهادینه شدنش در وجودم انجام میدم این هست که: اگر مثلا مامانم زنگم بزنه یا پیامم بده که شهلا نمیای اینجا آنی بخودم میگم ببین شهلا چون لایق و شایسته هستی مادرت ازت میخواد که بری اونجا. یا اگر مثلا غذایی برام بفرسته همینو میگم. یا هر نعمتی که خدا وارد زندگیم میکنه از کوچک تا بزرگ چه یه نعمت مادی باشی چه ابراز محبت از شخصی باشه چه تخفیفی که یه فروشنده بهم میده یا مثلا میخوام از خیابون رد بشم آنی چراغ سبز میشه یا یه راننده متوقف میشه بهم احترام میزاره و با حرکت سر و دستش بهم میگه که اول من رد بشم بعد خودش میره یا وقتی از خدا هدایت میخوام و آنی هدایت میشم همش به دنباله تمام این اتفاقات بخودم میگم ببین چون لایقو شایسته ای چون ارزشمندی حتی دنیا ازت حمایت میکنه که مثلا راحت رد بشی از خیابون یا وقتی دنیا و خداوند کاری میکنه که آدمهای منفی از زندگیم حذف بشن آنی میگم ببین چون بینهایت ارزشمندی خدا آدمهای منفی و سمی را از دایره روابطتت حذف میکنه و بجاش آدمهای عالی میفرسته.
خلاصه دوست عزیزم من به این شکل دارم این باورو برای خودم تمرین و نهادینه میکنم. نکته دیگه اینکه مدام باخودم تکرار میکنم که من فارغ از هر اشتباه و گناهی که انجام دادم لایق وشایسته ارزشمند هستم چون اگر ارزشمند نبودم خدا منو متوجه اشتباهاتم نمیکرد تا من کار درست را یاد بگیرم درجهت تحقق آرزوهام. چون خدا مشتاق تر از منه برای تحقق آرزوهام و به این شکل احساس گناه را هم از خودم دور میکنم.
امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم. شاد باشین
سلام دوست عزیزم
خیلی ممنون که وقت گذاشتید و کامنت من رو خوندید
من از دیدگاه شما لذت بردم و استفاده کردم
ممنون برای یادآوری اینکه ما برای ثبت هر باوری باید دنبال نمودهای ونشانه های وجودش در گذشته و حال خود بگردیم تا باور پایدار ایجاد شود.
براتون آرزوی بهترینها رو دارم.
سلام دوست عزیزم.ممنونم بخاطر اینکه کامنت منو خوندین و برام کامنت گذاشتین. و خوشحالم که تجربه من برای شما هم مفید بود. کامنت شما باعث شد که خودم مجدد متن خودمو بخونم و ازش پیام بگیرم. ممنونم ازت. امیدوارم بزودی خبرهای خوشی بهم بدیم. دوستت دارم.