اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با اینکه چندوقتی هست که خیلی کم به سایت سر میزنم و فایل کمتر گوش میدم اما این مطلب بنظرم جالب اومد که درباره اش نظر بدم. نه بخاطر جایزه. بخاطر اشتراک چیزی که این چندوقته فهمیدم.
خیلی فایل گوش نمیدم چون به این نتیجه رسیدم وقتی چیزی بکار نبندی بدرد نمیخوره اما به چیزایی که یاد گرفتم سعی میکنم فکر کنم.
یکی از مشکلاتی که تو کارم دارم اینه که سطح فروشم پایینه. خیلی بهش از دیدگاه قانون فکر کردم. نتیجه ای که گرفتم این بود که من خودم هم خیلی به محصولم اعتقاد ندارم و از اون بدتر هنوز خودم رو هم به اندازه کافی قبول ندارم. هنوزم خودم ثروتمند نمیدونم. هنوز نمی تونم چیزی ببخشم چون خودم اصلا ثروتمند نمیدونم. هنوزم میگم اگه فلان شد این کار میکنم.
خیلی طرز فکرم با آدم هایی که ثروتمند هستند مقایسه میکنم. کلا فاصله است بین فکر من و فکر اون فرد.
اما کلیتش اینه که تا خودت نتونی خودت قبول کنی و تو اون جایگاه ببینی هیچ اتفاقی نمیفته
راستش سوال مسابقه سوال من بود تا مدتی پیش ،ولی اشکال کار من در جای دیگه ای بود و هست . اشکال کار من این بود که اولا درست و حسابی روی باورها کار نمیکردم و این که ثروت نمیخواستم! یعنی اون قسمتی که باید با تمام وجود از خدا بخوای، من نمیدونستم که هنوز درست و حسابی از خدا نخواستم. یعنی چی؟ حالا اول سوال مسابقه رو بررسی کنیم؛ بعدش یه صحبتی از فرد موفق رو تعریف کنم و بعدش به خودم میرسم. برای نوشتن این متن از مطالب فایل های رایگان سایت هم استفاده میکنم.
سوال مسابقه اینه که چرا ما با خدا صحبت میکنیم و میگیم “خدایا به ما کمک کن ما ثروتمند بشیم ، در اون صورت ما کلی کار خیر انجام میدیم و دست بنده هات رو میگیریم و این کارو میکنم و اون کارو میکنم و …” و بعدش به خیال خودمون کلی تجسم میکنیم و جمله میگیم و دسته چک و رستوران و درخواست غذای اضافه و … همه رو انجام میدیم و نتیجه رو هم میبینیم ولی نتیجه اون جور که دلمون میخواد نیست، چون باورمون اونجور که باید نیست! خب کجای باور ما اشکال داره؟ این درخواست از خداوند چه اشکالی داره؟
?️ فک میکنیم بنده های خدا به کمک ما نیاز دارن! دلمون برای دیگران میسوزه ،درحالی که بنده های خدا به کمک ما نیاز ندارن ، به کمک خدای خودشون احتیاج دارن. خدا هم در صورتی کمکشون میکنه که خود بنده ها بخوان. اگر داریم ته ذهنمون به این فکر میکنیم که دیگران نمیتونن زندگی خودشون رو بهتر کنن و من باید براشون کاری کنم، در واقع داریم این باور رو به خودمون تزریق میکنیم که ما هم نمیتونیم زندگی خودمون رو بهتر کنیم! فک میکنیم ما مسئول ساخت مدینه ی فاضله برای دیگرانیم؟ مثل بعضیا که همش میگن :”معیشت مردم!!!”، میدونم درون همه ما با توجه به دیدن سختی های دیگران ، خواسته هایی شکل گرفته ولی خواسته ها باید واضح بشن. ناخالصی نداشته باشن.
?️این فرق میکنه با نیت خیر، نیت خیر میگه تو پول رو در راه درست خرج میکنی و بی نهایت راه خوب واسه خرج کردن پول هست و خدا راه های زیادی برای کار خیر قرار داده .تو در هر صورت کار خیر انجام میدی. درسته که یکی از راه های کار خیر هم این خرج هاست که توی فایل گفته شد ولی باید قبول کنیم “یکی” از راه هاست و در ضمن باید قبول کنیم این راه خرج کردن پول که اسمش کمک به دیگران هست ، در صورتی ممکنه که خودشون از خدای خودشون کمک خواسته باشن و در غیر این صورت اصلا همچین کمکی ممکن نیست. باید وابستگی به این هدف رو از بین ببریم که اگر از بین نبریم ، دیر یا زود خدا با سختی هایی که توی زندگی مون به وجود میاره به ما میفهمونه که داریم راه اشتباهی رو میریم. شما ترلیون ها پول رو خرج یکی کن که نمیخواد زندگی ش رو درست کنه ، خواهی دید که اون موفق میشه زندگی ش رو تمام و کمال تباه کنه? اتفاقا همین پول هم باعث تباهی ش میشه، شما شکست میخوری .
حالا از کجا تشخیص بدیم کجا موقع کمک کردنه؟ اول احساس خودتون رو بررسی کنین که دلسوزی نباشه ، احساس وابستگی به این کمک به دیگران نداشته باشین و فقط احساس لذت بخش بخشندگی رو درک کنین ، احساسی که خدا میخواد . بعدشم طرف مقابل رو بسنجین که آیا شرایطش با “کشتن بز” درست میشه یا با کمک ما؟ آیا مثل پرنده هایی هست که نباید بهشون غذا داد؟ آیا به دلسوزی مادرانه ما احتیاج داره یا به دلسوزی پدرانه؟ دلسوزی پدرانه کمی بلند مدت تره. کمی عمیق تره ، کمی دید گسترده تری داره.
?️ فک میکنیم کارای خیر خودشون انجام نمیشن؟ فک میکنیم خدا کاراش لنگ کارای ماست؟ فک میکنیم خدا منتظر ماست تا این همه کار خیر انجام بشه؟ فکر میکنیم دنیا اونقدرا که باید خوب نیست و الآن موقع لذت بردن نیست ؟ احساس بدی داریم از شرایط موجود؟ فک میکنیم الآن کار خیری از دستمون بر نمیاد؟
?️این فرق میکنه با اهرم رنج . اهرم رنج با احساس بد فرق میکنه. راستش توضیحش با یک کتاب هم شاید ممکن نباشه چون باید احساسش کنین ، باید از اهرم رنج و لذت استفاده کنین تا قلغش دستتون بیاد. اهرم رنج برای اینه که به خودتون بدی های راه نادرست رو نشون بدین و بزنین تو گوش خودتون و دست خودتون رو داغ کنین که دیگه “شما” انسان قبلی نباشین . یعنی باور داریم که خدا عالیه ، فقط ما هستیم که کوتاهی کردیم و احساس رنج رو تجربه میکنیم به خاطر این که خودمون راه اشتباهی رو رفتیم. هر وقت خواستی وام بگیری با احساس رنج به خودت یادآور شو بدهی خیلی بده ، خیلی اوضاع رو بدتر میکنه . درسته که خدا میتونه همین کارهای بد مارو هم به خوبی تبدیل کنه ولی به شرط توبه ، به شرطی که دیگه امیدت فقط به خدا باشه نه به “وام”! پس اوضاع فعلی مون هرچی که هست عالیه برای پیشرفت . سختی هاش انگیزه آوره و راحتی هاش کمک کننده، به شرط ایمان به رب. صد البته که سختی ها باعث به وجود اومدن خواسته ها شدن.
?️ فک میکنیم خدا در ازای نعمت هاش با ما طلبکارانه برخورد میکنه؟ فک میکنیم حتما باید چک و سفته برای خدا امضا کنیم تا خدا به ما پول بده؟ فک میکنیم خدا میگه :”بیا این فرم رو پر کن و تعهد بده تا پول بریزم به حسابت”؟! فک میکنیم خدا به هرکی بیشتر قول های قشنگتری بده پول بیشتری میده؟
?️ این فرق میکنه با تواضع فقر و بدهکاری در برابر خدا. ما باید در همه حال خودمون رو در برابر خدا فقیر و نیازمند و بدهکار ببینیم ولی نباید فکر کنیم خدا رفتارش مثل بانکه که نیم مثقال پول میذاره کف دست آدم و با صد جور خفت و خواری و امضا و ضامن ، کلی شرط میذاره و کلی بیشتر پول میگیره و فاکتور میخواد و … .
وقتی ثروتند میشی خیلی افتاده میشی. هرکی که ادعا داره به خاطر اینه که از لحاظ مالی هنور به اندازه کافی پر نشده ، هرکی پر بشه خیلی افتاده میشه.
ما در برابر خدا فقیریم و خدا غنیه، چون اون منبع بی نهایت ثروت هست و ما احتیاج داریم به خدا که همیشه نعمت بیشتری توی ظرف ما بریزه. پس باید ظرفمون انقدر بزرگ باشه که همیشه جا برای دریافت نعمت های بیشتر داشته باشیم.
ما بدهکاریم به خدا؛ به این معنی نیست که قراره چیزی از نعمت هامون کم کنیم بدیم به خدا . در واقع وقتی ظرفمون بزرگ میشه و ثروتمند میشیم ، خود به خود بهتر میفهمیم که همه چیز از آن خداست. نعمات مال ما نیستن. اگر به ظاهر فرزند خودمون رو هم از دست بدیم، اصلا احساس بدی نداریم و از خدا سپاس گذاریم که مدتی ،یک مخلوق دوست داشتنی خودش رو به ما سپرده بود و ما لذت بردیم از وجودش. حالا که نیست چیزی از ما کم نشده ! مال خدا بوده.
در مقابل خدا بدهکاریم و از خدا عذر میخوایم که مانع ورود نعمت ها شدیم .
خیلی آزاد زندگی میکنیم و نگران از دست دادن هیچ چیز نیستیم، حتی جون خودمون که اگر خدا بگیره ، مال خودشه.
بماند که ایمان و تواضع در برابر خدا چه قدر باعث سربلندی و عزت میشه.
فرد موفقی که گفته بودم “فرشید گلزاده کرمانی” هست که یک بار هم کارآفرین برتر جهان اسلام شده. برای سخنرانی اومده بود دانشگاه شهید باهنر کرمان . طی مراسم فهمیدم که در واقع مدیر موفقی بوده و توی مجموعه های مختلف کار کرده. حرف در مورد این سخنرانی زیاده ، من فقط قصد داشتم آخر بار از آقای گلزاده بپرسم که دلیل اصلی موفقیت شون رو چی میدونن و به چی فکر میکردن که این راه رو رفتن و این همه مدیریت موفق داشن؟ خوشبختانه دقایق آخر همین موضوع رو خودش گفت . گفت توی مجموعه فروشگاه های زنجیره ای رفاه که مدیر شده ، سال ۹۳ خیلی شرکت توی رکود بوده . بدهی و عدم وجود برخی محصولات و … . تا حدی که یه سهام دار بهش میگه شرّ این رفاه رو از سر ما کم کن! به این معنا که املاک رو بفروشیم و بدهیا رو بدیم و با کارکنان تسویه کنیم و تمام! خیلیا بهش گفتن :”چرا خودتو میخوای بدنام و بدبخت کنی توی رفاه؟ فلانی و بهمانی هم اومدن و خواستن و نشد، رفتن زندان ، تو هم نمیتونی…” . خلاصه این بنده خدا تصمیم میگیره شرکت رو سرپا کنه!?، کلی بیزینس پلن و برنامه و طرح و نقشه و راهکار و دکور و شبکه و … میچینه ، فک میکنم ۱۰ مورد روی پاور پوینت نشون داد ولی توی یک صفحه و وسط اون صفحه جای یک گزینه رو خالی گذاشته بود . درحالی که شرکت بدهی هم داشت ، همون یه ذره پول باقی مونده توی حساب شرکت رو هم صرف بهبود شرکت کرد و شرکت از ضرر دهی به سود دهی رسید . اعداد رو یادم نیست ولی سود امسالش که سال ۹۷ باشه چندین برابر گذشته ست.
حالا اون وسط پاورپوینت چی بود؟ خودش گفت که این چند مورد طرح برای پیشرفت شرکت ، همه شون بعد از یک چیز دیگه اومدن . بعد از یه اصل ، بعد از یک چیز دیگه ای که اون دلیل ، دلیل موفقیت این طرح هاست. اونم این که من دیدم توی شرکت ، همه بی حالن ! انگیزه ندارن و … . من رفتم اول به جاهای مختلف سر زدم و برای کارکنان سخنرانی کردم و بهشون روحیه دادم و نتیجه این شد که همه به تکاپو افتادن تا جایی که بعضیا تا دیر وقت میموندن شرکت و کار میکردن تا کارا درست بشه. البته این المان وسط پاورپوینت هم به “توکل به خدا” مرتبط شد.
آقای گلزاده گفت که توکل یعنی هرکاری از دستت بر میاد انجام بدی و بعد بسپاری به خدا و اون لحظه آخر بگی الهی به امید تو.
توی صحبت های آقای گلزاده فهمیدم که به همه ی جنبه های زندگی توجه داره ، از جمله همسر ، جامعه ، خوشبختی های لحظه ای، رفاقت با خدا و …
میگفت همین خوشبختی ها و لذت ها و کارهای کوچیک کوچیک هست که زندگی رو میسازه. منظورش محبت و آرامش و کارآفرینی های کوچیک و این چیزا بود.
?و حالا من! طول کشید تا بفهمم من باید بیش از این ها از اهرم رنج و لذت استفاده کنم تا بتونم با تمام وجود از خدا ثروت بخوام. ولی به هر حال کم کم دارم میفهمم.طول کشید تا باورهایی رو پیدا کنم که همش میگه پول معنوی نیست. این باورها باعث میشن شما اصلا ثروت رو از خدا نخوای! که حالا بخوای بهش برسی یا نرسی. البته شل کن و سفت کن داره ، هرچه قدر کمتر باور داشته باشی ، کمتر هم آسیب میبینی. خداروشکر هرچند ناخالصی ها از گذشته زیاد وارد مغزم شده ولی دیگه فیلتر جدید باورهام باعث شده جلوی باورهای فقیر کننده “به ظاهر معنوی” بایستم. البته پاشنه آشیل من این نیست. در واقع هست ولی آنچه خوبان دارند ، من همه یکجا دارم? یعنی من همه باورهای اشتباه رو یکجا دارم? هرچند شدت و ضعف داره . با توجه به جواب های پشتیبانان سایت به سوال های دوستان ، فهمیدم که حسادت به خاطر کمبود عزت نفس و باور عدم فراوانی به وجود میاد . من احساس حسادت رو داشتم و کمی هم الآن دارم ولی خدارو شکر هیچ وقت به اندازه ای نبوده که علیه کسی بخوام کاری انجام بدم. حالا من حدس زدم اول از این دو باور عزت نفس و فراوانی شروع کنم ولی همونطور که گفتم باورهای اشتباه دیگه ای هم داشتم که اون ها هم مهم هستن . اونا رو از کجا فهمیدم؟ با سوال کردن. جریان سوال کردن چیه؟ توی بخش راهکار میگم.
توی این مدت کار کردن روی باورها پیشنهاد شغلی به من شد . نشونه ها رو خیلی وقته زیاد میبینم ولی استقلال مالی رو تجربه نکردم. تایید نشونه ها رو با یادداشت کمی پاس داشتم ولی باید بیشتر تایید کنم.
?راهکار
خب حالا چطور این قطعه کد های مخرب رو شناسایی کنیم و پاک کنیم و باورهای درست جایگزین کنیم؟
شناسایی باورهای خراب توی مغز ، از روی نتایجی که اون باورها ایجاد میکنن هست. برای این که کدهای مخرب پیدا بشن ، یه چیزی وجود داره به نام مرحله آزمایش کد. یه سوال قشنگی هست که عنوانش اینه: “چه طور؟” جریان ازین قراره که شما از خودت بپرس ، من میخوام با همین شرایطی که دارم ،همین سرمایه اولیه ،همین بدهی ها ، همین وقتی که دارم ، همین کاری که دارم/بهش علاقه دارم ، همین علمی که دارم ، همین چیزایی که دارم…مبلغ n واحد پول بسازم ، چطور؟؟؟؟؟
اگر باورهای خوبی داشته باشی که جواب های راهگشا و عالی دریافت میکنی، اگرنه ، مغزت شروع میکنه به بهانه آوردن. مثلا میگه اگر وقت بیشتری بذاری شاید بشه … اگر سرمایه بیشتری داشته باشی شاید بشه… اصن ممکنه مغزت بگه بی خیال این هدف شو! چون ثروت خوب نیست…ثروت فلانه…سختی میاره … هر بهانه ای که مغزت آورد ، اون بهانه باور مخربی هست که پاشنه آشیل توئه.
در واقع در مرحله آزمایش مغز ، میتونی نوار مغزی خودت رو در بیاری و ببینی باورهای اشتباهت چیه؟ میتونی شروع کنی تصویر سازی ذهنی ، بعدش ممکنه مغزت هزارتا خطا بده ازین که چطور همچین تصویری ممکنه ؟ کدهای مخرب ، تورو مسخره میکنن ازین که رویاهای بزرگ و کوچیک داری. باید ببینی دلیلشون برای مسخره کردن چیه؟ اون دلیل ، پاشنه آشیل توئه.
هر پاشنه آشیل ، یک پادزهر داره. مثلا کوچیک شمردن نفس ، پادزهرش عزت نفسه. کمبود ، پادزهرش فراوانیه.
حالا هر باور درست چطور توی ذهن میشینه؟ به وسیله ورودی های ذهن. مثلا خودت رو به یک رستوران خوب دعوت میکنی و به خودت میگی من لیاقتش رو دارم و این حقیقت زندگی منه و اینطوری میشه که دیدن اون فضا و بوی غذا و مزه غذا و احساس سیری و پرداخت پول و … همه و همه توی ذهن تو تاثیر مثبت میذارن به شرطی که برداشتت از همه اینا مثبت باشه.
پادزهر پاشنه آشیل “دلسوزی برای دیگران” اینه که باور کنی دنیا مثل سلف سرویس برای همه غذا داره، خودت رو جای گرسنه ها نذار و نگو آخی بیچاره ها! اتفاقا خنده ت میگیره وقتی بفهمی دنیا بی نهایت ثروته ولی بعضیا گرسنه ان و نگاهشون به غذای دیگرانه. تو دلت میگی: خب بنده ی خدا تو هم برو برای خودت غذا بردار .
ممنونم از خدا
و از همه شمایی که پاسخ میدین
و از کسی که پرسش رو مطرح کرد
و از همه دست اندر کاران
امیدوارم موفق باشین،
البته اینم دعایی هست ، مث این میمونه که بگیم امیدوارم فلانی قهرمان المپیک بشه، خوبه که امیدواریم ولی کسی که میخواد قهرمان بشه خودش باید به سمت قهرمانی حرکت کنه?
نویدی بر گوش جانم رسید. این طور مواقع اصلا نمیتوانم نگویم و یا ننویسم و یا عملی شان نکنم .
در خواب بودم برمن خوانده شد :
برخیز هر آنچه که آموزش دیده ای برای من بازگو کن . برخیز شب ها برای نخوابیدن است . برخیز و رسالتت را انجام ده .
بله قانون هرگز اشتباه نمیکند . از ما سوالی لذت بخش در زمان درست پرسیده شده است .
استاد وسیله ی رساندن آن به ما و ما انسانهایی مقتدر برای پاسخ به آن هستیم.
زیرا کسی که قوانین را میفهمد هرگز سوالی را سخت و چالش برانگیز نمیداند .
با فهمیدن قوانین همه چیز کنترل شده و اسان و خواستنی است .
مگر غیر است که خداوند میفرماید : آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟
مگر غیر است که خداوند بارها تاکید میکند : آنها هم میدانند ، هم ، به دانسته هایشان عمل میکنند .
?? آمده ام آموز های قوانین را که در کتاب ?”فراسوی شفای زندگی “? به آنها اشاره کردم ، را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم
?? خدا را حق قرار میدهم که او همچنان که میگوید ، کلامش را بدون جابجایی به گوشتان برسانم و تعهد میدهم جز کلام او نخواهم نوشت .
با تجربه ای که از شناخت قوانین خلقت خداوند داشتم ، با تجربه ای که از مطالعه بیش از 311 کتاب روانشناسی داشته م و با تجربه ای که به طور واقعی در زندگیم آ« را تماما لمس کرده ام مواردی را بای شما مطرح میکنم که در این مثال استاد ، برای شما عزیزان روشنگر و چراغ افروخته بر قلبتان خواهد شد .
(قدرت این کلام را با قلبتان درک کنید……. زیرا این چشم ها نیستند که میبینند ، بلکه قلب هایی که مختوم نشده اند کلام الله یکتا را به زیبایی درک میکنند . خداوند در کتاب مقدس اینگونه میفرماید : کلام من همیشه و در همه جا فراز میگیرد و کلام غیر من ، در نشیب نابود شدنی و کم قدرت است .)
?? سعی کرده ام قانون های قدرتمند خلقت را در هر مورد از باور های محدود زیر ، را در پایان شماره ی آن ذکر کنم و اعلام کنم اگر این قانون را خوب درک میکردیم این باور محدود را به زیبایی تشخیص میدادیم .
?? در این نوشتار سعی کرده ام تمام باور ها را از زبان شخص اول بگویم که قصد دارد با فرضیه ی سوال استاد ، به خواسته هایش برسد . حس میکنم اثر گذاری کلام متکلم وحده (از زبان خودمان )، صد ها برار بیشتر است چون به زمزمه درونی ما مستقیما اشاره میکند.
_
.
.
?? موانع ذهنی مقابل ثروت (در مثال استاد )
.
1) ? بدست آوردن ثروت از راه عادی و یا طی کردن طبیعی تکامل برای من ، امری بسیار سخت و طاقت فرساست . میدانم که به این زود های ثروت به سراغم نمی اید پس رای آینده ای دور و دراز ، بسیار بزرگ درخواست میکنم
(درک قانون تکامل)
2) ? ما همه انسانیم و انسانیت فقط در پرداخت حق الناس جاری میشود . اگر من حق دیگران را به آنها ندهم پس چه کسی به آنها بدهد ؟ . حس میکنم انسانهایی حق این فقرا را خورده اند که این چنین نیازمند و مفلوک شدند دلسوزی برای فقرا و نیازمندان _
( درک قانون مسئولیت پذیری )
3) ? با این شرایط بی شک پلی از گوشه ای در دنیا شکسته است که هیچ کس به مقصودش نمیرسد ! شایید خدا در تقسیم ثروتش دچار اشتباه شده ! شاید به این علت که میخواهد بندگان را آزمایش کند آنها را فقیر گردانیده ! شاید شرایط را جوری رقم زده که انسانها را با ثروت هایشان و فقرشان امتان کند ایمان نداشتن به عدالت خداوند
(درک قانون عدالت طبیعت)
4) ? فرصت های ثروتمند شدن کم و محدود و تمام شدنی است و فقط باید تعدادی از افراد محدود آن را پیدا کنند
(درک قانون فراوانی )
5) ? فراوانی آنقدر نیست که تمام مردم جهان ثروتمند شوند و نیاز به یک ناجی دارند
(درک قانون فراوانی )
6) ? من لایق نعمت های عالی خداوند نیستم و فقط آ را برای خشنودی و رضایت دیگران میخواهم.
(درک قانون لیاقت )
7) ? افراد دیگر لیاقت پولدار شدن را ندارند و من فقط باید این لیاقت را کسب کنم که دست کمک کننده ای برای آنها باشم ثروتمند نمیشوم مگر اینکه خاص باشم _
(درک قانون علت و معلول + قانون جذب)
8) ? افرادی هستند که منتظر کمکی از جانب من هستند ، افرادی هستند که محتاج یاری من هستند . آنها نیاز دارند ثروت و کمکی را از جانب من به ارث ببرند اگر من نباشم آنها چطور نجات یابند .
(درک قانون توحید و عدم شرک )
9) ? من دوست دارم افرادی که منتظر ثروتمند شدن شانسی هستند از جانب من غافل گیر شوند و از این رو به آنها ابفهمانم امکان دارد حتی از طریق شانس و الله بختکی آنها ثروتمند شوند .
(درک قانون تکامل + قانون هدفمندی + قانون کمال )
10) ? همانطور که کمک مالی پدر و مادرم در ثروتمند شدن من تاثیر بسیار زیادی داشته است ، پس کمک من هم به اعضای خانواده و فقرا و نیازمندان تاثیر بسیار زیادی دارد.
( درک قانون توحید و عدم شرک + قانون خودشکوفایی )
11) ? ثروتمند شدن مربوط به افراد خاصی هست و من این لیاقت را ندارم که در بین این افراد باشم که از راه عادی به ثروت برسم و حتما نیاز است با واسطه گری و دست های پنهان به فردی نظر کرده و خاص تبدیل شوم و شایسته این ثروتمندی شوم تا افراد بسیار زیادی را به واسطه همین ثروت کمک رسانی کنم.
(درک قانون توحید + لیاقت + عزت نفس )
12) ? محال است از راه طبیعی و از طریق کاری که عاشقش هستنم بسیار ثروتمند شوم . من نیاز به نیروی ماوراالطبیعه برای ثروتمندی دارم زیرا فکر میکنم نیرویی پنهان قوانین را دستکاری میکند که افراد به صورت شانسی به ثروت های کلان میرسند .
(درک قانون لیاقت + قانون تکرار + قانون تکامل )
13) ? حس میکنم هر چقدر پیش میرویم تعداد فقرا بیشتر می شود و منابع محدود تر می شوند . پس اگر افرادی نباشد که از ثروت خودشان به دیگران ببخشد بی شک آنها با این ثروت محدود در جهان ، نمی توانند زندگی کنند و دچار فقر شدید می شوند . برای همین چون ثروت محدود است و دست عده ای خاص است بی شک من باید ثروتمندی باشم که میبخشد چون میخواهد عدالت را بین فقیران و ثروتمندان برپا کند .
(درک قانون عدالت + قانون فراوانی )
14) ? حس میکنم برای رسیدن به ثروت سالهای سال باید زحمت کشید . چون این مسر خیلی دشوار است من از میانبر ها استفاده میکنم . یک میانبر این است برای دیگران بخواهم تا به خودم بازگردد . چون وقتی من سهم خواه چندین میلیون نفر باشم بی شک خداوند به خاطر این افراد هم که شده به من نظر لطف میکند و مرا انتخاب خواهد کرد.
(درک قانون فراوانی+ قانون تکامل + اصل عدم تغییر سنت الهی )
15) ? افرادی که هم اکنون ثروتمند هستند ، خدا شناس و بخشنده نیستند زیرا اگر آنها بخشنده بودند نباید هم اکنون هیچ نیازمندی وجود داشت ، نباید هیچ فقیری وجود داشت ، نباید هیچ نامساواتی وجود داشت . بدون شک ثروتمندان خسیس و چشم تنگ هستند که به پولشان چسبیده اند و از آن نمی بخشند تا آبادانی در جهان جاری شود .
(درک قانون فراوانی + قانون خودشکوفایی + قانون عدالت )
16) ? من خیلی از افراد را می شناسم که به واسطه ی همین دعا های و درخواست های ساده ، به ثروت های کلان رسیدند ، مثلا ناگهانی در یک معامله میلیاردر شدند و یا ناگهانی به ارث کلان رسیدند ، من هم مطمئنم اگر من بخواهم خدا حتما قوانین ثابتش را برای کار خیر من میشکند و معجزه خواهد کرد و روزی چشم باز میکنم و من هم بسیار ثروتمند شده ام.
(درک قانون فراسوی جذب+ اصل عدم تغییر سنت الهی + قانون تکامل + قانون ضرورت موفقیت )
17) ? من آنقدر کامل آفریده نشده ام که بتوانم با قوانین ثابت زندگیم را به طور کامل خلق کنم و خواسته هایم را به وسیله ی همین قوانین ثابت خلق کنم . حس میکنم من ناقص هستم و بی شک خداوند در خلقتش دچار اشتباه شده است که من برای هر کاری بزرگی ، همیشه نیاز به یک نیروی خارجی دارم که مرا هل دهد و مرا دائما مانند مرغ واکسنی ؛ شارژ کند تا به یک هدف برسم . من ناقصم ، من محدودم و قوانین را خوب بلد نیستم پس از خدا میخواهم که این رمز را به من بیاموزد تا به دریچه های ثروت پی ببرم .
(درک قانون تکامل + قانون خودشکوفایی + قانون عدم وابستگی + قانون توحید +قانون فراوانی )
18) ? حس میکنم خداوند کسانی را که بیشتر دوست دارد ، بیشتر ثروت میدهد تا آنها را بیازماید . تا آنها را محک بزند و بفهمدآیا باز هم آنها سر قولهایشان می مانند ، یا شاید آنها را محک میزند تا بفهمد آنها دیندار و بخشنده باقی میمانند یا طمع میکنند و زیر قولشان میزنند . فکر میکنم ثروتمندی یک آزمایش بزرگ الهی برای من است .
(درک قانون لیاقت + قانون حکمت الهی + قانون عدالت الهی + قانون انتظار )
19) ? من هم اکنون احساس خوشبختی ندارم و حس میکنم فقط زمانی خوشبخت واقعی هستم که رضایت مردم و اطرافیان را ببینم . پس باید به آنها کمک کنم و انسان خوبی به نظر برسم تا احساس خوشبختی و پذیرش داشته باشم.
(درک قانون وضح از طریق تضاد + قانون لیاقت + قانون عزت نفس +اصل لذت )
20) ? ثروتمندی یک اقبال برای من است . چون وقتی از ثروتم میبخشم حس میکنم باری از روی دوشم برداشته می شود بااخره آن ثروت کلان در راهی خرج میشود . پول را اگربرای دیگران خرج نکنم که ارزش ندارد ! لذت ندارد ! میترسم بعد ها من را تک خور و خسیس و ناخن خشک بنامندو برای همین میخواهم سر زبانها باشم .
(درک قانون عدالت + قانون حکمت + قانون لیاقت + قانون قدرت کلام و تصورات )
21) ? حس میکنم چون در این زمانه قطره قطره جمع میگردد پس از طریق طی کردن تکامل عادی ام نمی توانم به آرزوهایم برسم . برای همین نیاز به یک ثروت بزرگ و ناگهانی و یک شبه دارم تا به واسطه ی آن دریایی از ثروت را داشته باشم که تمامی ندارد .
(درک قانون فراوانی + قانون تکامل + اصل سپاس گزاری )
22) ? من که در وضع مالی بدی هستم و هیچ پشتوانه ای ندارم بعید میدانم بدون کمک کسی بتوانم به تنهایی ثروتمند شوم . حتما روزی ، کسی از طرف خدا خواهد آمد و آن وعده ای که سالها درخواستش را میکردم را به دامانم میریزد .
(درک اصل سپاس گزاری + قانون توحید و عدم شرک + قانون تکامل + قانون نتیجه عمل یا همان “علت و معلول” )
23) ? فقر در دنیا نشانه ی عدالت نیست . اربیماری و فقر وظلم وجود دارید یعنی آفرینش ما ناقص است .حتما ظالمی وجود دارد که برای مردم بیگناه حکم رانی میکند و بی شک حق آنها را خورد است . من به عنوان نماینده خدا روی زمین میخواهم این عدالت را برپا کنم و با کمک های کلان به نیازمندان و فقرا و خانواده و دوستان ؛ حداقل قسمتی از این دین و حق را ادا کنم . آنها که خودشان نمی توانند حقشان را بگیرند . من که می توانم ، پس از خدا میخواهم مرا برگزیند تا ناجی زندگی خودم و آنها باشم .
(درک قانون لیاقت + قانون عدالت + قانون حکمت + قانون تغییر )
24) ? حس میکنم ثروتمندانی که به نیاز دیگران بی توجهی میکنند اصلا احساس ندارند . من مایلم انسان دوست باشم چون ثروتمندانی را میشناسم که این ویژگی را ندارند .من میخواهم خداوند مرایاری کند تا ثروتمد شوم زیرا من انسانی هستم که میخواهم حرکت های جوانمردانه بزنم و با مرام پهلوان منشانه ، کسانی را که در شرایط بد هستند را حمایت کنم . اگذ من نخواهم چه کسی بخواهد ؟ بی شک من مناسب ترینم چون در این زمانه آنقدر آدم ها خودخواه شدند که اصلا حواسشان به هم نوعشان نیست .
(درک قانون تغییر + قانون توحید و عدم شرک + قانون لذت + قانون مسئولیت پذیری )
25) ? من که میدانم با رویا پردازی و تکرار و باور و تمرین های ذهنی راه به جایی نمی برم . قانون ثروتمد شدن با قوانین دیگر فرق دارد . این یک راز است که خیلی ها نمیدانند و. من میخواهم خداوند از هر طریقی ، راز ثروتمندی را به من بیاموزد .. فکر میکنم خداوند اصلا برای من خلاقیتی قائل نشده است . برای همین احساس خودکفایی نمیکنم . من میدانم به آن ایده های پوچ نمیرسم پس باید چاره ای جدید را ساز کنم و از کسی بخواهم که می تواند با دست های پنهان مرا به طور خاص حمایت کند .
(درک قانون باور ها + قانون تکرار + قانون تکامل + قانون حکمت + اصل عدم تغییر سنت الهی )
26) ? بهتر است دیگران از من تعریف کنند و من در تاریخ ماندگار شوم . مر خوشبختی چیزی غیر این است که نامم به نکویی برده شود و مورد پذیرش مردم باشم ؟(درک قانون لیاقت+ قانون عزت نفس + قانون ارزش واقعی)
27) ? رسالت من این است که تحت هر شرایطی به اطرافیان ، خانواده ام ، دوستانم ، وطنم ، هم نوعانم پاسخ بدهم و نیاز های آنان را تامین کنم چون (بنی آدم اعضای یک پیکرند _ که در آفرینش ز یک گوهرند ). پس این را یک اصل میدانم که با من زاده است . من برای اینکه دیگران لذت ببرند زاده شده ام و نه چیز دیگر …..
(درک قانون توحید و عد شرک + قانون لذت + قانون تکامل + قانون ارزش واقعی + قانون لیاقت )
28) ? من تجربه کرده ام برای شروع هر فعالیتی نیاز به هزینه ای است ؛ مثلا افراد برای اینکه کسب و کار کلانی را راه اندازی کنند حتما وام میگرند و یا از دیگران پول قرض میکنند . چون هدف من بسیار عظیم است پس تامین این هزینه ها در توان من نیست . پس برای تامین آن نیاز به سرمایه اولیه دارم . چون کار و خدمت من بسیار بزرگ است و قرار است به افراد بسیار زیادی خدمت کند پس سرمایه ای عظیم را می طلبد که تامین آن در توان من نیست . پس از خدا میخواهم با حمایت معجزه وار از من ، با من پیمان ببندد که من مامور باشم و این پول و سرمایه را به دست صاحبان لایقش برسانم .
(درک قانون تکامل + قانون تکرار + قانون انگیزه + قانون برآیند عمل + قانون انتظار )
29) ? من نمیتوانم فقط با خرج کردن پول برای لذت و شای خودم ، به شادی و آرامش برسم . پول یک مسافر در زندگی من است . لازم است حتما آن را برای دیگران خرج کنم تا احساس لذت واقعی را از تایید های آنها حس کنم . تایید دیگران باعث رضایت من و عدم تایید آنها باعث تیره روزی و تلخ کامی من است . (درک قانون توحید و عدم شرک + قانون لذت + قانون عزت نفس + قانون تلاش معکوس )
30) ? اگر به واسطه ی ثروتمندی ام مشهور شوم و با این شهرت و ابهت و جایگاهم ، از ثروتم به دیگران هم ببخشم ، بی شک همگان با احترام و عزت با من برخورد میکنند . این باعث رضایت خدا هم میشود.
درک قانون لیاقت + قانون توحید و عدم شرک + قانون ارزش واقعی + قانون حداکثری )
31) ? شرم آور است که در نظر خانواده و دوستان و آشنایان در این سن نیازمند و محتاج به نظر میرسم . برایم مهم است آنه اراجع من چه فکری میکنند . این وضع غیر قابل تحمل است ، باید عنایتی شود و بالاخره من هم ثروتمند شوم تا به آنها ثابت کنم من لایق بودم و آنها اشتباه مرا قضاوت میکردند . این ثروت من باعث خواهد شد آنها نظرشان را نسبت به من تغییر دهند .
(درک قانون توجه به ناخواسته + قانون قدرت کلام و تصور + قانون لیاقت + قانون لذت + قانون احساسات )
32) ? من که اکنون نعمتی ندارم که از آن ببخشم . من که هم اکنون چیزی را ندارم که به خاطرش سپاس گویم . باید حتما بسیار ثروتمند شوم تا از اضافه آن ببخشم . من در این شرایط هیچ نعمت خاصی ندارم (ندیدن فراوانی و بی نهایت نعمت های خداوند : از سلامتی گرفته تا لباس هایمان و سقف روی سرم ، خانواده و دوستان و شغل و آگاهی و محبت و عشق و….. )
(درک اصل سپاس گزاری + قانون توجه به ناخواسته + قانون وضوح از طریق تضاد + قانون آمادگی )
33) ? بالاخره روزی خواهد آمد که من هم نگران وضع بد مالی خودم و اطرافیانم نباشم . آن روز نه تنها خودم را خوشحال کرده ام بلکه به قولهایی که به دیگران داده ام عمل کرده ام . وقتی به آنها میتوانم ببخشم یعنی از آنها قدرتمند ترم و این باعث احساس لذت و حتی تسلط من بر آنها میشود .
(درک قانون تکامل+ قانون توحید و عدم شرک + قانون هدایت )
34) ? هرچقدر به دارای هایم توجه میکنم میبینم من همه چیز را با مشقت و جان کندن و سختی به دست آورده ام . حتی در این شرایط با این درآمد ناچیز محال است آنقدر داشته باشم که از آن ببخشم . پس لازم است برای این درخواست عظیم ، دیگر از این راه پر مشقت نرم و با زدن میانبر و کوتاه کردن مسیرم ، ثروت را اول برای دیگران بخواهم که خدا به واسطه ی این خاصیت درونی ام ؛ بر من احساس دلسوزی کند و ثروتی عظیم را نصیبم کند .
(درک قانون فراوانی+ قانون توجه به ناخواسته + قانون تکامل + قانون عدالت الهی + قانون انتظار + قانون وضوح اط طریق تضاد + قانون آمادگی + قانون ریسک پذیری )
35) ? به نظر من انسانیت و معرفت مهم تر از ثروتمند شدن است . انسانیت هم بدست نمی آید مگر آنکه تحت هر شرایطی رضایت دیگران را جلب کنم .
(درک قانون لیاقت + قانون توحید و هدم شرک + اصل لذت +قانون ارزش واقعی + قانون احساسات )
36) ? از اینکه پشت سرم نفرین باشد ، میترسم . ثروت برای من افول شدنی است پس با رها کردنش میخواهم حداقل آخرتم را حفظ کنم و گرفتار چنگال فقیران چشم به راه نباشم.
(درک قانون توجه به ناخواسته + قانون باور ها + قانون انتظار + قانون تلاش معکوس + قانون بخشش + قانون کمال )
37) ? حس میکنم برای خداوند دوست داشتنی و مورد پذیرش نیستم مگر اینکه در نهایت روزی به او ثابت کنم من انسان خوبی هستم و از امتحان های بیشمار او سر بلند بیرون آمده ام . میدانم خدا مرا بارها امتحان میکند که صداقتم را بفهمد . این بار هم وارد امتحان بزرگ میشوم که متانت و شجاعتم را به او ثابت کنم . (درک قانون عدالت + قانون تکرار + قانون حکمت و مصلحت + قانون باور ها + اصل پاداش و جزا)
38) ? من ذاتا انسان عجولی هستم ؛ آخرنمیشود که سالهای سال صبر کنم و در نهایت در کهنسالی ثروتمند شوم . به نظرم فکر خوبیست با خدا معامله کنم و بگویم اگر به من ثروت زود هنگام بدهد قول میدهم آن را برای خدمت به بندگان آبدانی زمینش هزینه کنم . این معامله برای خداوند حتما مورد پذیرش است .
(درک قانون تعجیل + قانون تکامل + قانون توحید و عدم شرک + قانون انتظار + قانون تصمیمات )
39) ? شک ندارم ثروتمند شدن من ، باعث میشود انتظارات خانواده ؛ دوستان و اطرافیان و حتی هم وطنان من از من بالا برود . پس اگر نتوانم انتظارات بزرگ آنها را برآورده کنم پس چرا باید ثروتمند شوم ؟
(درک قانون لیاقت + قانون عزت نفس + قانون ارزش واقعی + قانون انتظارات + قانون توجه به ناخواسته + قانون وضوح از طریق تضاد + قانون توحید و عدم شرک + قانون ضرورت موفقیت )
40) ? حس می کنم درخواست کردن از خداوند ، راحت ترین روش ثروتمندی است . من که هدفم خیر است . او هم که گنجینه ای بی انتها دارد . بی شک اگر نیت خوب مرا بفهمد سریعا دروازه های رحمتش را به رویم میگشاید. شاید شب خوابیدم صبح از ثروت لبریز شدم . فکر میکنم حتی لازم نیست هیچ کار خاصی بکنم . من همین جا مینشینم و تجسم میکنم و پول به دامانم میریزد . خدا با کسانی است که برای خشنود کردن بندگانش تلاش میکنند . زیرا من برای این خلق شده ام که به دیگران خدمت کنم ( خودم هم فدا شوم هیچ ایرادی ندارد !!! )
(درک قانون لیاقت + قانون ارزش واقعی + قانون تکامل + قانون هدفمندی + قانون تصمیمات + قانون احساسات + قانون کمال + قانون پاداش و جزا = قانون باور ها { قانون جذب + قانون مسئولیت پذیری + قانون لذت + قانون عدم تغییر سنت الهی )
41) ? ثروتمندی من باعث میشود جریان عظیمی از محبت در جهان جاری شود . جهانی که در این وضعیت دچار کشتار و وحشت زدگی است نیاز به انسانی های خوب و خداشناسی بیشتری دارد تا سلامتی و زیبایی خودش را باز یابد .
(درک قانون تکامل + قانون تعییر + قانون توحید و عدم شرک + اصل نتیجه عمل “علت و معلول” + قانون قدرتکلام و تصورات + قانون گسترش جهان + قانون خلقت از هیچ + قانون حد توانایی + قانون فراوانی )
?????
تمام این 41 مورد ، ریز ترین و درونی ترین باور هایی بود که به عنوان ترمز و کد های اشتباه در ذهن ما جای داده شده بود .
تنها راه تشخیص این کد ها اشتباه و باور های محدود کننده ، درک قانون مندی خداوند است .
از محبت و مهر ورزی شما سپاس گزارم که با قلبتان خواندید و آن را خالصانه درک کردید .
در این فرکانس عشق بمانید همواره کامیاب و ثروتمند باشید .
هر یک آیتمی که توضیح داده بودید انگار که داشتید ترمز درونی منو بهم نشون میدادید
یکی از یکی مهم تر
مطمئنم هر چند بار دیگه که بخونم باز هم آگاهی های بیشتری برام خواهد داشت
مواردی که توجهم را به ترمزهای خودم جلب کرد مرور میکنم:
اینکه احساس میکنم برای خداوند دوست داشتنی و مورد پذیرش نیستم مگر اینکه به او ثابت کنم من انسان خوبی هستم
نباید فقط به فکر خرج کردن پول برای لذت و شادی خودم باشم
اینکه دوست دارم با کمک مالی افراد رو غافلگیر کنم
من حس میکنم فقط زمانی خوشبخت واقعی هستم که رضایت مردم و اطرافیان را ببینم
من که دوست داشتنی نیستم پس باید به مردم کمک کنم و انسان خوبی به نظر برسم تا احساس پذیرش داشته باشم
انگار همیشه نگران وضع مالی بد دیگران هستم
حس میکنم حق فقرا خورده شده که این چنین نیازمند و مفلوک شده اند
دوست دارم نقش ناجی فقیران را بازی کنم
من باید ثروتمندی باشم که میبخشد چون میخواهد عدالت را بین فقیران و ثروتمندان برپا کند
من لایق نعمت های عالی خداوند نیستم و فقط آن را برای خشنودی و رضایت دیگران میخواهم
همه ی افراد که نمیتوانند به ثروت و نعمت کافی برسند پس بگذار من از جمله معدود افرادی باشم که به نعمت و ثروت فراوان میرسند و سپس آن ها را به دست بقیه میرسانند (انگار که خدا خودش نمیتونه اینکارو بکنه)
یک میانبر ثروت این است برای دیگران بخواهم تا به خودم بازگردد . چون وقتی من سهم خواه چندین میلیون نفر باشم بی شک خداوند به خاطر این افراد هم که شده به من نظر لطف میکند و مرا ثروتمند خواهد کرد
میخواهم روی کسانی که ثروتمند هستند ولی بخشنده نیستند را کم کنم
من که به ثروت آسان باور ندارم و همه چیز را بامشقت بدست آورده ام پس بگذار یک وعده به خدا بدهم که خوشش بیاد و او هم کاری بکند که من خوشم بیاد و ثروت زیاد و آسان بهم بدهد
باید عنایتی شود و بالاخره من هم ثروتمند شوم تا به آشنایان ثابت کنم من لایق بودم و آنها اشتباه مرا قضاوت میکردند . این ثروت من باعث خواهد شد آنها نظرشان را نسبت به من تغییر دهند .
وقتی از ثروتم به دیگران ببخشم ، بی شک همگان با احترام و عزت با من برخورد میکنند
من که اکنون نعمتی ندارم که از آن ببخشم باید حتما بسیار ثروتمند شوم تا از اضافه آن ببخشم
با شناختی که از خودم دارم من مناسب ترین فردی هستم که با ثروتمند شدن حرکتهای جوانمردانه میزنم و انسانیت به خرج میدهم
ترجیح میدهم خداوند با ثروت من را امتحان کند نه با ابتلائات سخت دیگر
با یک نیت خیرخواهانه راه رسیدن ثروت به خود را سریع و آسان کنم _ یک جور دور زدن قوانین
خلاصه:
دنبال انسان بودن
دنبال عزیز و محترم بودن نزد مردم
دنبال دیده شدن
دنبال خوب دیده شدن _ آدم خوبه ی داستان بودن
دنبال پذیرش از سوی دیگران
دنبال راضی شدن از خود
دنبال احساس لیاقت
دنبال محبوب شدن پیش خدا
دنبال مفید و تاثیرگزار بودن در جهان
دنبال برقراری عدالت
دنبال عمل به دستورات دینی
برخی جملات اضافه تر ترمز های منه که از مطالب شما برداشت کردم
من اینطور میبینم که بادرخواست ثروت از خداوند به شرط کمک به نیاز مندان این باور وجود دارد که من لایق ثروت نیستم ولی اگر خدا به من ثروت بدهد من مقدار از ان را به نیازمندان میبخشم و این بخشش رایک امتیاز برای دریاف ثروت از خداوند میدانم که بنظر من مهم ترین این نوع درخواست از خداوند عدم لیاقت است که با خود داشته ایم با تشکر از همه دوستان
عرض سلام وادب واحترام خدمت دوستان گرامی واستاد عباس منش
یکی از آرزوهای من این بود که وقتی ثروتمند شدم به یه عده ای کمک کنم تا اینکه دیروز با این سوال مواجه شدم ومدام دارم از خودم ودیگران میپرسم
اولین نفر دخترم بود که جواب داد مامان یعنی تو میخوای ثروتمند بشی تا خدایی کنی وانگار ایمانت کامل نیست که باور داشته باشی همین طور که خداوند به تو میبخشه به دیگران هم میتونه ببخشه …
به دوستم زنگ زدم وجواب اون خیلی تامل برانگیزتر بود بهم گفت این ریشه در خودخواهی انسان داره ,گفتم چطور گفت دیدی یه موقع که یه فقیر میبینی بهش کمک میکنی وبعد از کمک چه احساس خوبی بهت دست میده احساس میکنی حالت بهتره وتو ناخود آگاه انسان به این فکر میکنه که خدا رو شکر وضع مالی من بهتر از این هست ,این یه نوع خودخواهی هست واحساس خودبرتر بینی که ما داریم چرا به جای اینکه گدا پروری کنیم براش دعا نکنیم وهر چیزی که به کاینات بدی همون رو بهت پس میده مثلا وقتی میگی خیریه بزنم یعنی دوست داری افراد نیازمند بیشتری وجود داشته باشه که تو بهشون کمک کنی ,یا اینکه وقتی میگی بیمارستان بزنم داری به کاینات اعلام میکنی که دوست دارم بیماران بیشتری باشه تا بیمارستان بزنم یا اینکه کمک به بیماران سرطانی یعنی اینکه تعداد بیماران سرطانی بیشتر بشه ویا در مورد کمک به فقرا فرکانسی رو ساطع میکنه که فقرای بیشتری داشته باشیم
وحالا دیدگاه خودم :اینکه هر چی به کاینات بدیم چند برابرش رو بهمون پس میده .مثل این میمونه که من برم جلوی کوه بایستم وفریاد بزنم سلام وانعکاس صدام در کوه جواب سلامم هست که چند بار به خودم پس میده ولی وقتی که از افعال منفی استفاده کنم مثل بیمار کوه جوابش به من چند بار بیمار بیمار بیمار گفتن هست
اگر قانون انعکاس وفرکانس رو تو زندگی باور داشته باشیم از سر راه خداوند کنار میریم وفقط خواسته ها ونیازهامون رو میخوایم ومیتونیم به دیگران هم کمک کنیم باورهاشون رو تغییر بدن ووقتی ذهن همه ثروتمند بشه دیگه نیازی نیست که من بخوام به دیگران کمک کنم
پس من باید مستقیم خواستم رو درخواست کنم وخواسته نهاییم رو بگم چون راه رسیدن به خواسته های من فقط از طریق پول داشتن نیست .
خداوند هزاران راه برای دریافت های من از کاینات داره ووقتی من درخواست پول میدم یعنی راههای دیگه رو برای ورود فراوانی به زندگیم میبندم
پس باید ایمان داشته باشم که قدرت مطلق خداست
از جاهایی که فکرش رو نمیکنم برام جواب خواسته ها ونیازهام رو در نظر گرفته
بامحدود کردن ذهنم نباید راه ورود فراوانی رو ببندم
باید ذهنم رو مثبت کنم واور کنم که خداوند خالق فراوانی هست
اولین باور غلط اینکه من اگه ثروتمند بشم حتما آدم بدی میشم و خودمو به اصطلاح گم میکنم و مغرور میشم برای همین هواسم باشه از پولم به دیگران ببخشم که خیالم راحت باشه وقتی ثروتمند شدم آدم خوبی باشم و اگر کمک نکنم حتما آدم خودخواهی میشم که فقط به فکر خودم هستم و دیگران برام بی ارزش هستن
دومین باور غلط اینکه خدا در قبال گرفتن یک چیزی به ما خواستمون رو میده و این باور اشتباه یعنی خدا هم مثل ما إنسانها رفتار میکنه و احساساتی میشه
سومین باور اشتباه اینه که من وقتی به خواستم برسم میتونم خوشحال باشم و از زندگیم لذت ببرم و احساس مفید بودن داشته باشم و تا قبل رسیدن به خواستم نمیتونم احساس خوبی داشته باشم
در آخر خدارو شاکرم که مسیر درست زندگی کردن و از طریق استاد عباسمنش بهم نشون داد
واقعا به نکته خیلی عالی اشاره کردی این یه ترمزه خیلی قویه اینکه اگه ثروتمند بشم آدم بدی میشم پس با این کار نشون میدم آدم خوبی هستم واقعا عالی گفتی خیلی لذت بردم.
امیدوارم که زودتر از شر این باورهای محدود کننده راحت بشیم
سلام دوستان و خانواده بهشتی من..به خدا وقتی تو این مسیر قرار میگیری و ادامه میدی مثل یه پر معلق میشی مثل یه نوزادی که تازه متولد میشه و پاکه پاکه میشی..
استادم شما دستان خداوندی تا اهدنا صراط المستقیم…
این فایل هم یه ویدئو محشر برای انگیزه و نزدیک شدن به درجات عاااالیتر…استاد عزیز،خانومم یه پیشنهاد داره اینکه میشه یه بار توقایق داخل برکه ضبط داشته باشین…
من مدتی حدود 10 ماه هست که دارم روی باور های ثروت آفرین کار میکنم به محضه این که فایل جدیدی میاد گوشش میدم و مثل وحی منزل به آن ها عمل میکنم
اما تا به حال از نظر مالی رشد چشمگیری نکردم و وقتی این فایل جدید رو دیدم انگار آب سردی ریختن روم!
بعد یکی دو روز تازه شروع به خوندن کامنتا کردم و متوجه شدم اصلا هدف گذاری من از ریشه غلط بوده
چقققققدررر ترمز!!!!!! مگه میشه مگه داریم؟
اینقدر از همین کامنتا ترمز پیدا کردم که روی یه ماشین اخرین سیستم همچین سیستم ترمزی برای ماشین پیدا نمیکنید! جای نفس کشیدن برای حرکت به سمت خواسته هام نزاشته بودم
نمیتونم براتون بشمرم چن تا باور مخرب چندتا ترمز
فقط بهتون بگم که حتی خوندن این کامنتا و فهمیدنشون زندگیمو متحول کرد.
اولیش این بود که:
برگه ای که اول سال برای هدف گزاری امسالم نوشتم رو بازبینی کردم و دیدم چقدررر شرک چقدر بی اعتمادی به خداوند چقدر کمبود عزت نفس رو…
و حتما باید دوباره هدف گذاری رو انجام بدم و باور های مناسبش رو پیدا کنم و اونارو جایگزین این سیستم پیچیده ی ترمزی که الان ساختم کنم!!! :_)
اتفاق بعدی که افتاد که من رو بسیار به فکر فرو برد و یاد فایل زیبای استاد (چرا پیکان آرژانتینی دزدیده شد) انداخت
من برنامه نویس اندروید هستم و در حاله حاظر برای خودم کار میکنم و به صورت مستقیم اپلیکیشن هامو در مارکت ها میفروشم کاری مثله تمامی کار ها پر از سود و فراوانی اما اتفاقی که برای من میفتاد بسیار جالب بود! برنامه ام به صفحه اول مارکت ها میرفت اما فروشش حتی نزدیک به مبلغ تصویه حساب ماهیانه هم نمیرسید!معلومه نباید هم برسه با این همه باور محدود کننده ی من . خلاصش میکنم نفهمیدم چی شد که برنامه ام
چند ساعتی از دیدن کامنتا و رسیدن به آگاهی ها نگذشته بود که به یک باره اخطاری دریافت کرد به دلیل نقض قانون کپی رایت!نمیخوام وارد جزئیات بشم و اینو خلاصه میکنم من خیلی وقت گذاشتم سره این برنامه و میخواستم بزارم بیشتر اما بعد رسیدن به این آگاهی ها راه برام روشن شد این رو یک نشونه دیدم که تغییر باور ها نتیجه رو همون موقع که ذره ای روشون کار میکنیم و حتی شناسایی میکنیم در زندگیمون پدیدار میشه.از آنجا که کار محتوای این اپ با من نبود و من دلیل کم فروشی این برنامه رو نمیفهمیدم به یکباره تکلیف من با خودم روشن شد و فهمیدم چرا محتوای کپی شده برای من فروش نمیکند حتی این رو هم باور های محدود من به سمت من جذب کردن.
همه ی سعیم اینه برای مدتی دست از کار بکشم و فقط روی باور هام کار کنم و از این لذت ببرم که اینقدر سریع بعد شروع کار کردن روی تغییر باور ها نتیجه حاصل میشه و خواستم این آگاهی رو با همه ی هم فرکانسی های خوبم در اشتراک بزارم
متوقف نمیکنم فعلا میخوام یه کم تفکر کنم و با اهداف جدیدی که برای خودم میزارم باور های مناسبش رو پیدا کنم و جایگزین باور های فعلی ام کنم این کار بهم حس خوبی میده
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشید.
اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که ما زمانی که با چنین جملاتی از خداوند درخواست ثروت میکنیم در واقع داریم شرط و شروط میزاریم که خدایا اگه به من ثروت بدی…… یا تو اول به من ثروت بده بعد من مقداری از اون رو میبخشم . که این کاملا غلطه
مورد دوم اینکه ما باید همونطوری که در قران هم ذکر شده چه در زمانی داریم و چه زمانی به قدر مایحتاج خودمون هم داریم باید ببخشیم تا ثروت وارد زندگیمون بشه ….ولی با این درخواست در واقع ما میخوایم اول خدا به ما ثروت بده بعد ما ببخشیم که این یه باور غلط هست .
البته در قران هم این توضیح اومده که در این باره زیاده روی نباید کرد و در ببخشش باید اعتدال وجود داشته باشه .
و با بیان این درخواست در واقع ذهن ما باور نداره که ثروتمند هست و ما درخواست میکنیم که اول ثروتمند بشیم بعد……در حالی که باید ببخشی تا بهت بخشیده بشه .
و نکته دیگه این که در شکر گذاری ها گفته شده باید طوری جملات رو بیان کنیم که ما اون ثروت یا اون خواسته رو در حال حاضر داریم و بابت اون شکرگذاری میکنیم …
نمیدونم تونستم منظورم رو بیان کنم یا نه ….
منظورم اینه که ذهن ما شک و تردید و نگرانی داره ….
و میخواد یه جوری خدا رو راضی کنه که بهش ثروت بده بعد به دیگران کمک کنه
در حالی که ما گفتیم خداوند قوانین تغییر ناپذیری داره و این شرط و شروط و قول و و وعده ها روی اون تاثیری نداره و خدا با احساس ادما قوانینش تغییر نمیکنه پس این مدلی درخواست کردن بکل غلط هست .
پس کد غلط اینه که ما در حال حاضر نمیبخشیم و منتظریم تا اول به ما داده بشه بعد ما ببخشیم
سلام و عرض ادب به استاد عزیزم و همچنین همراهان گرامی
در مورد سوالی که مطرح کردین من هم ترمزهایی دارم که خیلی ریزه ولی جلوی پیشرفت رو میگیره
اولا اینکه ما بیایم یه همچین قراری بزاریم که خدایا تو اول بده بعد من میبخشم خوب این اصلا با قوانین کائنات جور در نمیاد آدم بخشنده باید از همین چیزی که داره بتونه ببخشه تا جهان چیزهای بیشتری بهش بده کسی که الان نمیتونه ببخشه بعدا که ثروتش بیشتر بشه باز هم همون نفس بهش غلبه میکنه و نمیزاره ببخشه من خودم بیش از 10 درصد از درامدم رو صرف کمک به نیازمندان و همچنین صرف یادگیری میکنم و همچنین به کسانی که در مورد ساخت ثروت و ساخت کسب و کار شخصی و یا بهتر کردن روش زندگی از من سوال میکنن همیشه با رویی گشاده و با تعهد تمام بهشون مشاوره میدم که خوب همه اینا نتیجه چیزهایی که از استاد یاد گرفتم یا خودم مطالعه داشتم و بصورت باورنکردنی وقتی به کسای دیگه مشاوره میدم خدا هم به روشهای متفاوت بهم کمک میکنه
ولی خیلیا هستن از جمله همسر خودم که با این کارای من مخالفا و میگن که الان چرا من باید از شکم خودمو بچم بزنم و به دیگران کمک کنم واین از یه باور بسیار فراگیر بین مردم نشات میگیره که فراوانی وجود نداره و میگن همینه. اگه اینو بدم خودم میمونم و خودم از کجا بیارم بخورم این باور که فراوانی وجود نداره خیلی هارو از کمک کردن به دیگران باز میداره
ولی دوستان من این را بسیار آزموده ام که وقتی شما میبخشی دنیا به صورت باورنکردی بهتون میبخشه
باز هم اینو میگم کسایی که الان که درامدشون کمه و نمیتونن ببخشن بعدا اصلا نمیتونن ببخشن بقول یکی از دوستام پول مثل ذره بین میمونه که شما هرچی باشی بزگترت میکنه یعنی اگه بخشنده باشی بخشنده بزرگی میشی و اگه خسیس باشی خسیس بزرگتری میشی
باور غلت دوم اینه که ما خدارو خوب نمیشناسیم هی میگیم خدایا بده ولی خودمون هیچ حرکتی نمیکنیم بهمون میگن واسه اینکه ثروت مند بشی باید اینقد تلاش کنی اینقد از رفتارت رو تغییر بدی باید افکارت رو تغییر بدی ولی ما میگیم نه من دوست دارم همینجوری که هستم ثروتمند بشم که امکان ندار شما کارهایی یکسان انجام بدی ولی نتیجه متفاوت بگیری کلا در مقابل تغییر مقاومت نشون میدیم و شجاعت لازم برای تغییر نداریم خدا گفته از تو حرکت از من برکت
سومین باور غلت اینکه که خدا اصلا احتیاجی نداره که با ما معامله کنه و ما با فکر کوچیکمون فکر میکنیم که باید با خدا هم مثل بنده هاش معامله کنیم ولی نمیدونیم که خدا بخشنده بی منت وبی حسابه و ما میبخشیم فقط به خاطر خودمون ما میبخشیم چون ما به بخشش احتیاج داریم نه دیگران ما با بخشش قلبمون بزرگتر میشه و وسعت پیدا میکنیم برای دریافت بیشتر
اصلا کار این دنیا اینه که باید یه جای خالی ایجاد کنیم واسه چیزایی که میخوایم اگه پول میخواین باید پول ببخشیم اگه عشق میخوایم باید عشق بورزیم اگه علم میخوایم باید معلم باشیم و….
باور غلت بعدی اینکه که ما خودمون توانایی و لیاقت ثروت مند شدن رو نداریم
این یکی از بزرگترین ترمزهای منه
ولی من اینو به خودم میگم که من هم یکی از بنده های خدا هستم خدا به هیچ کس ظلم نمیکنه به همه انسانها هر ثروتی که بخوان رو از اول بهش بخشیده توانایی بدست آوردن تمام خواسته هاش رو بهش داده مگه میشه آدم خواسته ای درش بوجود بیاد بدون اینکه بهش توانایی رسیدن به اون خواسته در اون وجود نداشته باشه اصلا این یه اصل که امکان نداره شما یه خواسته داشته باشین بدون اینکه توانایی رسیدن به اون خواسته قبلا در شما نهادینه نشده باشه
علی آقای عزیز درباره این مورد آخر که فرمودین احساس عدم لیاقت دارین و برای رفعش من یک راهکاری رو بهتون پیشنهاد میکنم که برای خودم خوب بوده و امیدوارم که برای شماهم موثر باشه و اون اینکه
من میگم شاید هیچ چیز در زندگی برای زنده موندن ما از اکسیژن مهمتر نباشه ، درسته ؟ خب. ولی ما از وقتی که به دنیا اومدیم ،اکسیژنو همه ی نعمتهای اساسی خداوند مثل آب و باد و خاک و درختان و جانوران و حیوانات و برق و … خیلی راحتی و طبیعی و بدیهی و فراوان در اختیارمان بوده و باور کردیم که خب طبیعیه که اینا باشن و فراوان هم باشن و راحت و طبیعی هم باشن ، خب پس پول هم نعمتی از نعمتهای خداونده و اونم میتونه خیلی راحت و طبیعی و بدیهی و فراوان به من برسه و من که لایق داشتن اون نعمتها هستم پس لایق داشتن پول هم هستم
من اشرف مخلوقاتم که خداوند کل آفرینش رو مسخر من کرده ، همینطور پول و ثروت رو
همه دوستان نظرات خوبی دادن و خیلی ارزشمند و قابل استفاده است
نظر من اینه که این باور که ما از خدا میخوایم که خدا در عوض کمک کردن ما به دیگران بهمون ثروت بده، یه سرپوشی است برای باورهای غلط و مخرب خودمون. یعنی ما این دیدگاه رو نداریم که باورهای اشتباه خودمون باعث دوری ما از ثروت شده یا اگر هم این دید رو داریم نمیخوایم باورمون رو عوض کنیم، در عوض میایم با زبون بی زبونی به خدا میگیم خدا جون تو با این باورهای مخرب ما کاری نداشته باش، تو بیا بهم ثروت بده تا من هم در عوض به بنده هات کمک کنم. در صورتی که قانون خدا این نیست، قانون خدا اینه که فقط به باور و فرکانس ما پاسخ میده، مگه ممکنه که ما بدون اصلاح باورهای مخربمون، انتظار داشته باشیم که زندگیمون تغییر کنه. خلاصه داستان اینه که ما نمیتونیم یا نمیخوایم روی خودمون کار کنیم و باورهامون رو اصلاح کنیم، در عوضش میایم به خدا میگیم تو قانونت رو عوض کن و به ما با همون باورهای قبلی که داشتیم ثروت بده و ما هم بجاش به دیگران کمک می کنیم. در واقع این کار یک نوع سلب مسئولیت از خودمون و توپ رو انداختن در زمین خداست.
سلام به همه دوستان
با اینکه چندوقتی هست که خیلی کم به سایت سر میزنم و فایل کمتر گوش میدم اما این مطلب بنظرم جالب اومد که درباره اش نظر بدم. نه بخاطر جایزه. بخاطر اشتراک چیزی که این چندوقته فهمیدم.
خیلی فایل گوش نمیدم چون به این نتیجه رسیدم وقتی چیزی بکار نبندی بدرد نمیخوره اما به چیزایی که یاد گرفتم سعی میکنم فکر کنم.
یکی از مشکلاتی که تو کارم دارم اینه که سطح فروشم پایینه. خیلی بهش از دیدگاه قانون فکر کردم. نتیجه ای که گرفتم این بود که من خودم هم خیلی به محصولم اعتقاد ندارم و از اون بدتر هنوز خودم رو هم به اندازه کافی قبول ندارم. هنوزم خودم ثروتمند نمیدونم. هنوز نمی تونم چیزی ببخشم چون خودم اصلا ثروتمند نمیدونم. هنوزم میگم اگه فلان شد این کار میکنم.
خیلی طرز فکرم با آدم هایی که ثروتمند هستند مقایسه میکنم. کلا فاصله است بین فکر من و فکر اون فرد.
اما کلیتش اینه که تا خودت نتونی خودت قبول کنی و تو اون جایگاه ببینی هیچ اتفاقی نمیفته
دقیقا.
نکته خوبی اشاره کردین
?بسم الله الرحمن الرحیم?
راستش سوال مسابقه سوال من بود تا مدتی پیش ،ولی اشکال کار من در جای دیگه ای بود و هست . اشکال کار من این بود که اولا درست و حسابی روی باورها کار نمیکردم و این که ثروت نمیخواستم! یعنی اون قسمتی که باید با تمام وجود از خدا بخوای، من نمیدونستم که هنوز درست و حسابی از خدا نخواستم. یعنی چی؟ حالا اول سوال مسابقه رو بررسی کنیم؛ بعدش یه صحبتی از فرد موفق رو تعریف کنم و بعدش به خودم میرسم. برای نوشتن این متن از مطالب فایل های رایگان سایت هم استفاده میکنم.
سوال مسابقه اینه که چرا ما با خدا صحبت میکنیم و میگیم “خدایا به ما کمک کن ما ثروتمند بشیم ، در اون صورت ما کلی کار خیر انجام میدیم و دست بنده هات رو میگیریم و این کارو میکنم و اون کارو میکنم و …” و بعدش به خیال خودمون کلی تجسم میکنیم و جمله میگیم و دسته چک و رستوران و درخواست غذای اضافه و … همه رو انجام میدیم و نتیجه رو هم میبینیم ولی نتیجه اون جور که دلمون میخواد نیست، چون باورمون اونجور که باید نیست! خب کجای باور ما اشکال داره؟ این درخواست از خداوند چه اشکالی داره؟
?️ فک میکنیم بنده های خدا به کمک ما نیاز دارن! دلمون برای دیگران میسوزه ،درحالی که بنده های خدا به کمک ما نیاز ندارن ، به کمک خدای خودشون احتیاج دارن. خدا هم در صورتی کمکشون میکنه که خود بنده ها بخوان. اگر داریم ته ذهنمون به این فکر میکنیم که دیگران نمیتونن زندگی خودشون رو بهتر کنن و من باید براشون کاری کنم، در واقع داریم این باور رو به خودمون تزریق میکنیم که ما هم نمیتونیم زندگی خودمون رو بهتر کنیم! فک میکنیم ما مسئول ساخت مدینه ی فاضله برای دیگرانیم؟ مثل بعضیا که همش میگن :”معیشت مردم!!!”، میدونم درون همه ما با توجه به دیدن سختی های دیگران ، خواسته هایی شکل گرفته ولی خواسته ها باید واضح بشن. ناخالصی نداشته باشن.
?️این فرق میکنه با نیت خیر، نیت خیر میگه تو پول رو در راه درست خرج میکنی و بی نهایت راه خوب واسه خرج کردن پول هست و خدا راه های زیادی برای کار خیر قرار داده .تو در هر صورت کار خیر انجام میدی. درسته که یکی از راه های کار خیر هم این خرج هاست که توی فایل گفته شد ولی باید قبول کنیم “یکی” از راه هاست و در ضمن باید قبول کنیم این راه خرج کردن پول که اسمش کمک به دیگران هست ، در صورتی ممکنه که خودشون از خدای خودشون کمک خواسته باشن و در غیر این صورت اصلا همچین کمکی ممکن نیست. باید وابستگی به این هدف رو از بین ببریم که اگر از بین نبریم ، دیر یا زود خدا با سختی هایی که توی زندگی مون به وجود میاره به ما میفهمونه که داریم راه اشتباهی رو میریم. شما ترلیون ها پول رو خرج یکی کن که نمیخواد زندگی ش رو درست کنه ، خواهی دید که اون موفق میشه زندگی ش رو تمام و کمال تباه کنه? اتفاقا همین پول هم باعث تباهی ش میشه، شما شکست میخوری .
حالا از کجا تشخیص بدیم کجا موقع کمک کردنه؟ اول احساس خودتون رو بررسی کنین که دلسوزی نباشه ، احساس وابستگی به این کمک به دیگران نداشته باشین و فقط احساس لذت بخش بخشندگی رو درک کنین ، احساسی که خدا میخواد . بعدشم طرف مقابل رو بسنجین که آیا شرایطش با “کشتن بز” درست میشه یا با کمک ما؟ آیا مثل پرنده هایی هست که نباید بهشون غذا داد؟ آیا به دلسوزی مادرانه ما احتیاج داره یا به دلسوزی پدرانه؟ دلسوزی پدرانه کمی بلند مدت تره. کمی عمیق تره ، کمی دید گسترده تری داره.
?️ فک میکنیم کارای خیر خودشون انجام نمیشن؟ فک میکنیم خدا کاراش لنگ کارای ماست؟ فک میکنیم خدا منتظر ماست تا این همه کار خیر انجام بشه؟ فکر میکنیم دنیا اونقدرا که باید خوب نیست و الآن موقع لذت بردن نیست ؟ احساس بدی داریم از شرایط موجود؟ فک میکنیم الآن کار خیری از دستمون بر نمیاد؟
?️این فرق میکنه با اهرم رنج . اهرم رنج با احساس بد فرق میکنه. راستش توضیحش با یک کتاب هم شاید ممکن نباشه چون باید احساسش کنین ، باید از اهرم رنج و لذت استفاده کنین تا قلغش دستتون بیاد. اهرم رنج برای اینه که به خودتون بدی های راه نادرست رو نشون بدین و بزنین تو گوش خودتون و دست خودتون رو داغ کنین که دیگه “شما” انسان قبلی نباشین . یعنی باور داریم که خدا عالیه ، فقط ما هستیم که کوتاهی کردیم و احساس رنج رو تجربه میکنیم به خاطر این که خودمون راه اشتباهی رو رفتیم. هر وقت خواستی وام بگیری با احساس رنج به خودت یادآور شو بدهی خیلی بده ، خیلی اوضاع رو بدتر میکنه . درسته که خدا میتونه همین کارهای بد مارو هم به خوبی تبدیل کنه ولی به شرط توبه ، به شرطی که دیگه امیدت فقط به خدا باشه نه به “وام”! پس اوضاع فعلی مون هرچی که هست عالیه برای پیشرفت . سختی هاش انگیزه آوره و راحتی هاش کمک کننده، به شرط ایمان به رب. صد البته که سختی ها باعث به وجود اومدن خواسته ها شدن.
?️ فک میکنیم خدا در ازای نعمت هاش با ما طلبکارانه برخورد میکنه؟ فک میکنیم حتما باید چک و سفته برای خدا امضا کنیم تا خدا به ما پول بده؟ فک میکنیم خدا میگه :”بیا این فرم رو پر کن و تعهد بده تا پول بریزم به حسابت”؟! فک میکنیم خدا به هرکی بیشتر قول های قشنگتری بده پول بیشتری میده؟
?️ این فرق میکنه با تواضع فقر و بدهکاری در برابر خدا. ما باید در همه حال خودمون رو در برابر خدا فقیر و نیازمند و بدهکار ببینیم ولی نباید فکر کنیم خدا رفتارش مثل بانکه که نیم مثقال پول میذاره کف دست آدم و با صد جور خفت و خواری و امضا و ضامن ، کلی شرط میذاره و کلی بیشتر پول میگیره و فاکتور میخواد و … .
وقتی ثروتند میشی خیلی افتاده میشی. هرکی که ادعا داره به خاطر اینه که از لحاظ مالی هنور به اندازه کافی پر نشده ، هرکی پر بشه خیلی افتاده میشه.
ما در برابر خدا فقیریم و خدا غنیه، چون اون منبع بی نهایت ثروت هست و ما احتیاج داریم به خدا که همیشه نعمت بیشتری توی ظرف ما بریزه. پس باید ظرفمون انقدر بزرگ باشه که همیشه جا برای دریافت نعمت های بیشتر داشته باشیم.
ما بدهکاریم به خدا؛ به این معنی نیست که قراره چیزی از نعمت هامون کم کنیم بدیم به خدا . در واقع وقتی ظرفمون بزرگ میشه و ثروتمند میشیم ، خود به خود بهتر میفهمیم که همه چیز از آن خداست. نعمات مال ما نیستن. اگر به ظاهر فرزند خودمون رو هم از دست بدیم، اصلا احساس بدی نداریم و از خدا سپاس گذاریم که مدتی ،یک مخلوق دوست داشتنی خودش رو به ما سپرده بود و ما لذت بردیم از وجودش. حالا که نیست چیزی از ما کم نشده ! مال خدا بوده.
در مقابل خدا بدهکاریم و از خدا عذر میخوایم که مانع ورود نعمت ها شدیم .
خیلی آزاد زندگی میکنیم و نگران از دست دادن هیچ چیز نیستیم، حتی جون خودمون که اگر خدا بگیره ، مال خودشه.
بماند که ایمان و تواضع در برابر خدا چه قدر باعث سربلندی و عزت میشه.
فرد موفقی که گفته بودم “فرشید گلزاده کرمانی” هست که یک بار هم کارآفرین برتر جهان اسلام شده. برای سخنرانی اومده بود دانشگاه شهید باهنر کرمان . طی مراسم فهمیدم که در واقع مدیر موفقی بوده و توی مجموعه های مختلف کار کرده. حرف در مورد این سخنرانی زیاده ، من فقط قصد داشتم آخر بار از آقای گلزاده بپرسم که دلیل اصلی موفقیت شون رو چی میدونن و به چی فکر میکردن که این راه رو رفتن و این همه مدیریت موفق داشن؟ خوشبختانه دقایق آخر همین موضوع رو خودش گفت . گفت توی مجموعه فروشگاه های زنجیره ای رفاه که مدیر شده ، سال ۹۳ خیلی شرکت توی رکود بوده . بدهی و عدم وجود برخی محصولات و … . تا حدی که یه سهام دار بهش میگه شرّ این رفاه رو از سر ما کم کن! به این معنا که املاک رو بفروشیم و بدهیا رو بدیم و با کارکنان تسویه کنیم و تمام! خیلیا بهش گفتن :”چرا خودتو میخوای بدنام و بدبخت کنی توی رفاه؟ فلانی و بهمانی هم اومدن و خواستن و نشد، رفتن زندان ، تو هم نمیتونی…” . خلاصه این بنده خدا تصمیم میگیره شرکت رو سرپا کنه!?، کلی بیزینس پلن و برنامه و طرح و نقشه و راهکار و دکور و شبکه و … میچینه ، فک میکنم ۱۰ مورد روی پاور پوینت نشون داد ولی توی یک صفحه و وسط اون صفحه جای یک گزینه رو خالی گذاشته بود . درحالی که شرکت بدهی هم داشت ، همون یه ذره پول باقی مونده توی حساب شرکت رو هم صرف بهبود شرکت کرد و شرکت از ضرر دهی به سود دهی رسید . اعداد رو یادم نیست ولی سود امسالش که سال ۹۷ باشه چندین برابر گذشته ست.
حالا اون وسط پاورپوینت چی بود؟ خودش گفت که این چند مورد طرح برای پیشرفت شرکت ، همه شون بعد از یک چیز دیگه اومدن . بعد از یه اصل ، بعد از یک چیز دیگه ای که اون دلیل ، دلیل موفقیت این طرح هاست. اونم این که من دیدم توی شرکت ، همه بی حالن ! انگیزه ندارن و … . من رفتم اول به جاهای مختلف سر زدم و برای کارکنان سخنرانی کردم و بهشون روحیه دادم و نتیجه این شد که همه به تکاپو افتادن تا جایی که بعضیا تا دیر وقت میموندن شرکت و کار میکردن تا کارا درست بشه. البته این المان وسط پاورپوینت هم به “توکل به خدا” مرتبط شد.
آقای گلزاده گفت که توکل یعنی هرکاری از دستت بر میاد انجام بدی و بعد بسپاری به خدا و اون لحظه آخر بگی الهی به امید تو.
توی صحبت های آقای گلزاده فهمیدم که به همه ی جنبه های زندگی توجه داره ، از جمله همسر ، جامعه ، خوشبختی های لحظه ای، رفاقت با خدا و …
میگفت همین خوشبختی ها و لذت ها و کارهای کوچیک کوچیک هست که زندگی رو میسازه. منظورش محبت و آرامش و کارآفرینی های کوچیک و این چیزا بود.
?و حالا من! طول کشید تا بفهمم من باید بیش از این ها از اهرم رنج و لذت استفاده کنم تا بتونم با تمام وجود از خدا ثروت بخوام. ولی به هر حال کم کم دارم میفهمم.طول کشید تا باورهایی رو پیدا کنم که همش میگه پول معنوی نیست. این باورها باعث میشن شما اصلا ثروت رو از خدا نخوای! که حالا بخوای بهش برسی یا نرسی. البته شل کن و سفت کن داره ، هرچه قدر کمتر باور داشته باشی ، کمتر هم آسیب میبینی. خداروشکر هرچند ناخالصی ها از گذشته زیاد وارد مغزم شده ولی دیگه فیلتر جدید باورهام باعث شده جلوی باورهای فقیر کننده “به ظاهر معنوی” بایستم. البته پاشنه آشیل من این نیست. در واقع هست ولی آنچه خوبان دارند ، من همه یکجا دارم? یعنی من همه باورهای اشتباه رو یکجا دارم? هرچند شدت و ضعف داره . با توجه به جواب های پشتیبانان سایت به سوال های دوستان ، فهمیدم که حسادت به خاطر کمبود عزت نفس و باور عدم فراوانی به وجود میاد . من احساس حسادت رو داشتم و کمی هم الآن دارم ولی خدارو شکر هیچ وقت به اندازه ای نبوده که علیه کسی بخوام کاری انجام بدم. حالا من حدس زدم اول از این دو باور عزت نفس و فراوانی شروع کنم ولی همونطور که گفتم باورهای اشتباه دیگه ای هم داشتم که اون ها هم مهم هستن . اونا رو از کجا فهمیدم؟ با سوال کردن. جریان سوال کردن چیه؟ توی بخش راهکار میگم.
توی این مدت کار کردن روی باورها پیشنهاد شغلی به من شد . نشونه ها رو خیلی وقته زیاد میبینم ولی استقلال مالی رو تجربه نکردم. تایید نشونه ها رو با یادداشت کمی پاس داشتم ولی باید بیشتر تایید کنم.
?راهکار
خب حالا چطور این قطعه کد های مخرب رو شناسایی کنیم و پاک کنیم و باورهای درست جایگزین کنیم؟
شناسایی باورهای خراب توی مغز ، از روی نتایجی که اون باورها ایجاد میکنن هست. برای این که کدهای مخرب پیدا بشن ، یه چیزی وجود داره به نام مرحله آزمایش کد. یه سوال قشنگی هست که عنوانش اینه: “چه طور؟” جریان ازین قراره که شما از خودت بپرس ، من میخوام با همین شرایطی که دارم ،همین سرمایه اولیه ،همین بدهی ها ، همین وقتی که دارم ، همین کاری که دارم/بهش علاقه دارم ، همین علمی که دارم ، همین چیزایی که دارم…مبلغ n واحد پول بسازم ، چطور؟؟؟؟؟
اگر باورهای خوبی داشته باشی که جواب های راهگشا و عالی دریافت میکنی، اگرنه ، مغزت شروع میکنه به بهانه آوردن. مثلا میگه اگر وقت بیشتری بذاری شاید بشه … اگر سرمایه بیشتری داشته باشی شاید بشه… اصن ممکنه مغزت بگه بی خیال این هدف شو! چون ثروت خوب نیست…ثروت فلانه…سختی میاره … هر بهانه ای که مغزت آورد ، اون بهانه باور مخربی هست که پاشنه آشیل توئه.
در واقع در مرحله آزمایش مغز ، میتونی نوار مغزی خودت رو در بیاری و ببینی باورهای اشتباهت چیه؟ میتونی شروع کنی تصویر سازی ذهنی ، بعدش ممکنه مغزت هزارتا خطا بده ازین که چطور همچین تصویری ممکنه ؟ کدهای مخرب ، تورو مسخره میکنن ازین که رویاهای بزرگ و کوچیک داری. باید ببینی دلیلشون برای مسخره کردن چیه؟ اون دلیل ، پاشنه آشیل توئه.
هر پاشنه آشیل ، یک پادزهر داره. مثلا کوچیک شمردن نفس ، پادزهرش عزت نفسه. کمبود ، پادزهرش فراوانیه.
حالا هر باور درست چطور توی ذهن میشینه؟ به وسیله ورودی های ذهن. مثلا خودت رو به یک رستوران خوب دعوت میکنی و به خودت میگی من لیاقتش رو دارم و این حقیقت زندگی منه و اینطوری میشه که دیدن اون فضا و بوی غذا و مزه غذا و احساس سیری و پرداخت پول و … همه و همه توی ذهن تو تاثیر مثبت میذارن به شرطی که برداشتت از همه اینا مثبت باشه.
پادزهر پاشنه آشیل “دلسوزی برای دیگران” اینه که باور کنی دنیا مثل سلف سرویس برای همه غذا داره، خودت رو جای گرسنه ها نذار و نگو آخی بیچاره ها! اتفاقا خنده ت میگیره وقتی بفهمی دنیا بی نهایت ثروته ولی بعضیا گرسنه ان و نگاهشون به غذای دیگرانه. تو دلت میگی: خب بنده ی خدا تو هم برو برای خودت غذا بردار .
ممنونم از خدا
و از همه شمایی که پاسخ میدین
و از کسی که پرسش رو مطرح کرد
و از همه دست اندر کاران
امیدوارم موفق باشین،
البته اینم دعایی هست ، مث این میمونه که بگیم امیدوارم فلانی قهرمان المپیک بشه، خوبه که امیدواریم ولی کسی که میخواد قهرمان بشه خودش باید به سمت قهرمانی حرکت کنه?
بنام خداوندی ک هرلخظه درحال هدایت ماست😍
سلام دوست عزیزم چقددددرکامنتت پرباربودخدایادقیقا گیره چندروزموبازکرد والان میدونم بایدچکارکنم درراستای هدفم ک ب تازگی دارم انجامش میدم چقدرعالی همه چیزوگفتین خیلی لذت بردم مخصوصا ک الان قراره بعدازخوندن کامنتا نحوه ب حقیقت رساندن خواسته هاروگوش بدم واقعاازتون سپاسگزارم
خدایاشکرت
درپناه الله یکتاشادوپیروزوموفق باشید😍🥰
?? سلام مهربانان همیشه عاشق ??
نویدی بر گوش جانم رسید. این طور مواقع اصلا نمیتوانم نگویم و یا ننویسم و یا عملی شان نکنم .
در خواب بودم برمن خوانده شد :
برخیز هر آنچه که آموزش دیده ای برای من بازگو کن . برخیز شب ها برای نخوابیدن است . برخیز و رسالتت را انجام ده .
بله قانون هرگز اشتباه نمیکند . از ما سوالی لذت بخش در زمان درست پرسیده شده است .
استاد وسیله ی رساندن آن به ما و ما انسانهایی مقتدر برای پاسخ به آن هستیم.
زیرا کسی که قوانین را میفهمد هرگز سوالی را سخت و چالش برانگیز نمیداند .
با فهمیدن قوانین همه چیز کنترل شده و اسان و خواستنی است .
مگر غیر است که خداوند میفرماید : آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟
مگر غیر است که خداوند بارها تاکید میکند : آنها هم میدانند ، هم ، به دانسته هایشان عمل میکنند .
?? آمده ام آموز های قوانین را که در کتاب ?”فراسوی شفای زندگی “? به آنها اشاره کردم ، را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم
?? خدا را حق قرار میدهم که او همچنان که میگوید ، کلامش را بدون جابجایی به گوشتان برسانم و تعهد میدهم جز کلام او نخواهم نوشت .
با تجربه ای که از شناخت قوانین خلقت خداوند داشتم ، با تجربه ای که از مطالعه بیش از 311 کتاب روانشناسی داشته م و با تجربه ای که به طور واقعی در زندگیم آ« را تماما لمس کرده ام مواردی را بای شما مطرح میکنم که در این مثال استاد ، برای شما عزیزان روشنگر و چراغ افروخته بر قلبتان خواهد شد .
(قدرت این کلام را با قلبتان درک کنید……. زیرا این چشم ها نیستند که میبینند ، بلکه قلب هایی که مختوم نشده اند کلام الله یکتا را به زیبایی درک میکنند . خداوند در کتاب مقدس اینگونه میفرماید : کلام من همیشه و در همه جا فراز میگیرد و کلام غیر من ، در نشیب نابود شدنی و کم قدرت است .)
?? سعی کرده ام قانون های قدرتمند خلقت را در هر مورد از باور های محدود زیر ، را در پایان شماره ی آن ذکر کنم و اعلام کنم اگر این قانون را خوب درک میکردیم این باور محدود را به زیبایی تشخیص میدادیم .
?? در این نوشتار سعی کرده ام تمام باور ها را از زبان شخص اول بگویم که قصد دارد با فرضیه ی سوال استاد ، به خواسته هایش برسد . حس میکنم اثر گذاری کلام متکلم وحده (از زبان خودمان )، صد ها برار بیشتر است چون به زمزمه درونی ما مستقیما اشاره میکند.
_
.
.
?? موانع ذهنی مقابل ثروت (در مثال استاد )
.
1) ? بدست آوردن ثروت از راه عادی و یا طی کردن طبیعی تکامل برای من ، امری بسیار سخت و طاقت فرساست . میدانم که به این زود های ثروت به سراغم نمی اید پس رای آینده ای دور و دراز ، بسیار بزرگ درخواست میکنم
(درک قانون تکامل)
2) ? ما همه انسانیم و انسانیت فقط در پرداخت حق الناس جاری میشود . اگر من حق دیگران را به آنها ندهم پس چه کسی به آنها بدهد ؟ . حس میکنم انسانهایی حق این فقرا را خورده اند که این چنین نیازمند و مفلوک شدند دلسوزی برای فقرا و نیازمندان _
( درک قانون مسئولیت پذیری )
3) ? با این شرایط بی شک پلی از گوشه ای در دنیا شکسته است که هیچ کس به مقصودش نمیرسد ! شایید خدا در تقسیم ثروتش دچار اشتباه شده ! شاید به این علت که میخواهد بندگان را آزمایش کند آنها را فقیر گردانیده ! شاید شرایط را جوری رقم زده که انسانها را با ثروت هایشان و فقرشان امتان کند ایمان نداشتن به عدالت خداوند
(درک قانون عدالت طبیعت)
4) ? فرصت های ثروتمند شدن کم و محدود و تمام شدنی است و فقط باید تعدادی از افراد محدود آن را پیدا کنند
(درک قانون فراوانی )
5) ? فراوانی آنقدر نیست که تمام مردم جهان ثروتمند شوند و نیاز به یک ناجی دارند
(درک قانون فراوانی )
6) ? من لایق نعمت های عالی خداوند نیستم و فقط آ را برای خشنودی و رضایت دیگران میخواهم.
(درک قانون لیاقت )
7) ? افراد دیگر لیاقت پولدار شدن را ندارند و من فقط باید این لیاقت را کسب کنم که دست کمک کننده ای برای آنها باشم ثروتمند نمیشوم مگر اینکه خاص باشم _
(درک قانون علت و معلول + قانون جذب)
8) ? افرادی هستند که منتظر کمکی از جانب من هستند ، افرادی هستند که محتاج یاری من هستند . آنها نیاز دارند ثروت و کمکی را از جانب من به ارث ببرند اگر من نباشم آنها چطور نجات یابند .
(درک قانون توحید و عدم شرک )
9) ? من دوست دارم افرادی که منتظر ثروتمند شدن شانسی هستند از جانب من غافل گیر شوند و از این رو به آنها ابفهمانم امکان دارد حتی از طریق شانس و الله بختکی آنها ثروتمند شوند .
(درک قانون تکامل + قانون هدفمندی + قانون کمال )
10) ? همانطور که کمک مالی پدر و مادرم در ثروتمند شدن من تاثیر بسیار زیادی داشته است ، پس کمک من هم به اعضای خانواده و فقرا و نیازمندان تاثیر بسیار زیادی دارد.
( درک قانون توحید و عدم شرک + قانون خودشکوفایی )
11) ? ثروتمند شدن مربوط به افراد خاصی هست و من این لیاقت را ندارم که در بین این افراد باشم که از راه عادی به ثروت برسم و حتما نیاز است با واسطه گری و دست های پنهان به فردی نظر کرده و خاص تبدیل شوم و شایسته این ثروتمندی شوم تا افراد بسیار زیادی را به واسطه همین ثروت کمک رسانی کنم.
(درک قانون توحید + لیاقت + عزت نفس )
12) ? محال است از راه طبیعی و از طریق کاری که عاشقش هستنم بسیار ثروتمند شوم . من نیاز به نیروی ماوراالطبیعه برای ثروتمندی دارم زیرا فکر میکنم نیرویی پنهان قوانین را دستکاری میکند که افراد به صورت شانسی به ثروت های کلان میرسند .
(درک قانون لیاقت + قانون تکرار + قانون تکامل )
13) ? حس میکنم هر چقدر پیش میرویم تعداد فقرا بیشتر می شود و منابع محدود تر می شوند . پس اگر افرادی نباشد که از ثروت خودشان به دیگران ببخشد بی شک آنها با این ثروت محدود در جهان ، نمی توانند زندگی کنند و دچار فقر شدید می شوند . برای همین چون ثروت محدود است و دست عده ای خاص است بی شک من باید ثروتمندی باشم که میبخشد چون میخواهد عدالت را بین فقیران و ثروتمندان برپا کند .
(درک قانون عدالت + قانون فراوانی )
14) ? حس میکنم برای رسیدن به ثروت سالهای سال باید زحمت کشید . چون این مسر خیلی دشوار است من از میانبر ها استفاده میکنم . یک میانبر این است برای دیگران بخواهم تا به خودم بازگردد . چون وقتی من سهم خواه چندین میلیون نفر باشم بی شک خداوند به خاطر این افراد هم که شده به من نظر لطف میکند و مرا انتخاب خواهد کرد.
(درک قانون فراوانی+ قانون تکامل + اصل عدم تغییر سنت الهی )
15) ? افرادی که هم اکنون ثروتمند هستند ، خدا شناس و بخشنده نیستند زیرا اگر آنها بخشنده بودند نباید هم اکنون هیچ نیازمندی وجود داشت ، نباید هیچ فقیری وجود داشت ، نباید هیچ نامساواتی وجود داشت . بدون شک ثروتمندان خسیس و چشم تنگ هستند که به پولشان چسبیده اند و از آن نمی بخشند تا آبادانی در جهان جاری شود .
(درک قانون فراوانی + قانون خودشکوفایی + قانون عدالت )
16) ? من خیلی از افراد را می شناسم که به واسطه ی همین دعا های و درخواست های ساده ، به ثروت های کلان رسیدند ، مثلا ناگهانی در یک معامله میلیاردر شدند و یا ناگهانی به ارث کلان رسیدند ، من هم مطمئنم اگر من بخواهم خدا حتما قوانین ثابتش را برای کار خیر من میشکند و معجزه خواهد کرد و روزی چشم باز میکنم و من هم بسیار ثروتمند شده ام.
(درک قانون فراسوی جذب+ اصل عدم تغییر سنت الهی + قانون تکامل + قانون ضرورت موفقیت )
17) ? من آنقدر کامل آفریده نشده ام که بتوانم با قوانین ثابت زندگیم را به طور کامل خلق کنم و خواسته هایم را به وسیله ی همین قوانین ثابت خلق کنم . حس میکنم من ناقص هستم و بی شک خداوند در خلقتش دچار اشتباه شده است که من برای هر کاری بزرگی ، همیشه نیاز به یک نیروی خارجی دارم که مرا هل دهد و مرا دائما مانند مرغ واکسنی ؛ شارژ کند تا به یک هدف برسم . من ناقصم ، من محدودم و قوانین را خوب بلد نیستم پس از خدا میخواهم که این رمز را به من بیاموزد تا به دریچه های ثروت پی ببرم .
(درک قانون تکامل + قانون خودشکوفایی + قانون عدم وابستگی + قانون توحید +قانون فراوانی )
18) ? حس میکنم خداوند کسانی را که بیشتر دوست دارد ، بیشتر ثروت میدهد تا آنها را بیازماید . تا آنها را محک بزند و بفهمدآیا باز هم آنها سر قولهایشان می مانند ، یا شاید آنها را محک میزند تا بفهمد آنها دیندار و بخشنده باقی میمانند یا طمع میکنند و زیر قولشان میزنند . فکر میکنم ثروتمندی یک آزمایش بزرگ الهی برای من است .
(درک قانون لیاقت + قانون حکمت الهی + قانون عدالت الهی + قانون انتظار )
19) ? من هم اکنون احساس خوشبختی ندارم و حس میکنم فقط زمانی خوشبخت واقعی هستم که رضایت مردم و اطرافیان را ببینم . پس باید به آنها کمک کنم و انسان خوبی به نظر برسم تا احساس خوشبختی و پذیرش داشته باشم.
(درک قانون وضح از طریق تضاد + قانون لیاقت + قانون عزت نفس +اصل لذت )
20) ? ثروتمندی یک اقبال برای من است . چون وقتی از ثروتم میبخشم حس میکنم باری از روی دوشم برداشته می شود بااخره آن ثروت کلان در راهی خرج میشود . پول را اگربرای دیگران خرج نکنم که ارزش ندارد ! لذت ندارد ! میترسم بعد ها من را تک خور و خسیس و ناخن خشک بنامندو برای همین میخواهم سر زبانها باشم .
(درک قانون عدالت + قانون حکمت + قانون لیاقت + قانون قدرت کلام و تصورات )
21) ? حس میکنم چون در این زمانه قطره قطره جمع میگردد پس از طریق طی کردن تکامل عادی ام نمی توانم به آرزوهایم برسم . برای همین نیاز به یک ثروت بزرگ و ناگهانی و یک شبه دارم تا به واسطه ی آن دریایی از ثروت را داشته باشم که تمامی ندارد .
(درک قانون فراوانی + قانون تکامل + اصل سپاس گزاری )
22) ? من که در وضع مالی بدی هستم و هیچ پشتوانه ای ندارم بعید میدانم بدون کمک کسی بتوانم به تنهایی ثروتمند شوم . حتما روزی ، کسی از طرف خدا خواهد آمد و آن وعده ای که سالها درخواستش را میکردم را به دامانم میریزد .
(درک اصل سپاس گزاری + قانون توحید و عدم شرک + قانون تکامل + قانون نتیجه عمل یا همان “علت و معلول” )
23) ? فقر در دنیا نشانه ی عدالت نیست . اربیماری و فقر وظلم وجود دارید یعنی آفرینش ما ناقص است .حتما ظالمی وجود دارد که برای مردم بیگناه حکم رانی میکند و بی شک حق آنها را خورد است . من به عنوان نماینده خدا روی زمین میخواهم این عدالت را برپا کنم و با کمک های کلان به نیازمندان و فقرا و خانواده و دوستان ؛ حداقل قسمتی از این دین و حق را ادا کنم . آنها که خودشان نمی توانند حقشان را بگیرند . من که می توانم ، پس از خدا میخواهم مرا برگزیند تا ناجی زندگی خودم و آنها باشم .
(درک قانون لیاقت + قانون عدالت + قانون حکمت + قانون تغییر )
24) ? حس میکنم ثروتمندانی که به نیاز دیگران بی توجهی میکنند اصلا احساس ندارند . من مایلم انسان دوست باشم چون ثروتمندانی را میشناسم که این ویژگی را ندارند .من میخواهم خداوند مرایاری کند تا ثروتمد شوم زیرا من انسانی هستم که میخواهم حرکت های جوانمردانه بزنم و با مرام پهلوان منشانه ، کسانی را که در شرایط بد هستند را حمایت کنم . اگذ من نخواهم چه کسی بخواهد ؟ بی شک من مناسب ترینم چون در این زمانه آنقدر آدم ها خودخواه شدند که اصلا حواسشان به هم نوعشان نیست .
(درک قانون تغییر + قانون توحید و عدم شرک + قانون لذت + قانون مسئولیت پذیری )
25) ? من که میدانم با رویا پردازی و تکرار و باور و تمرین های ذهنی راه به جایی نمی برم . قانون ثروتمد شدن با قوانین دیگر فرق دارد . این یک راز است که خیلی ها نمیدانند و. من میخواهم خداوند از هر طریقی ، راز ثروتمندی را به من بیاموزد .. فکر میکنم خداوند اصلا برای من خلاقیتی قائل نشده است . برای همین احساس خودکفایی نمیکنم . من میدانم به آن ایده های پوچ نمیرسم پس باید چاره ای جدید را ساز کنم و از کسی بخواهم که می تواند با دست های پنهان مرا به طور خاص حمایت کند .
(درک قانون باور ها + قانون تکرار + قانون تکامل + قانون حکمت + اصل عدم تغییر سنت الهی )
26) ? بهتر است دیگران از من تعریف کنند و من در تاریخ ماندگار شوم . مر خوشبختی چیزی غیر این است که نامم به نکویی برده شود و مورد پذیرش مردم باشم ؟(درک قانون لیاقت+ قانون عزت نفس + قانون ارزش واقعی)
27) ? رسالت من این است که تحت هر شرایطی به اطرافیان ، خانواده ام ، دوستانم ، وطنم ، هم نوعانم پاسخ بدهم و نیاز های آنان را تامین کنم چون (بنی آدم اعضای یک پیکرند _ که در آفرینش ز یک گوهرند ). پس این را یک اصل میدانم که با من زاده است . من برای اینکه دیگران لذت ببرند زاده شده ام و نه چیز دیگر …..
(درک قانون توحید و عد شرک + قانون لذت + قانون تکامل + قانون ارزش واقعی + قانون لیاقت )
28) ? من تجربه کرده ام برای شروع هر فعالیتی نیاز به هزینه ای است ؛ مثلا افراد برای اینکه کسب و کار کلانی را راه اندازی کنند حتما وام میگرند و یا از دیگران پول قرض میکنند . چون هدف من بسیار عظیم است پس تامین این هزینه ها در توان من نیست . پس برای تامین آن نیاز به سرمایه اولیه دارم . چون کار و خدمت من بسیار بزرگ است و قرار است به افراد بسیار زیادی خدمت کند پس سرمایه ای عظیم را می طلبد که تامین آن در توان من نیست . پس از خدا میخواهم با حمایت معجزه وار از من ، با من پیمان ببندد که من مامور باشم و این پول و سرمایه را به دست صاحبان لایقش برسانم .
(درک قانون تکامل + قانون تکرار + قانون انگیزه + قانون برآیند عمل + قانون انتظار )
29) ? من نمیتوانم فقط با خرج کردن پول برای لذت و شای خودم ، به شادی و آرامش برسم . پول یک مسافر در زندگی من است . لازم است حتما آن را برای دیگران خرج کنم تا احساس لذت واقعی را از تایید های آنها حس کنم . تایید دیگران باعث رضایت من و عدم تایید آنها باعث تیره روزی و تلخ کامی من است . (درک قانون توحید و عدم شرک + قانون لذت + قانون عزت نفس + قانون تلاش معکوس )
30) ? اگر به واسطه ی ثروتمندی ام مشهور شوم و با این شهرت و ابهت و جایگاهم ، از ثروتم به دیگران هم ببخشم ، بی شک همگان با احترام و عزت با من برخورد میکنند . این باعث رضایت خدا هم میشود.
درک قانون لیاقت + قانون توحید و عدم شرک + قانون ارزش واقعی + قانون حداکثری )
31) ? شرم آور است که در نظر خانواده و دوستان و آشنایان در این سن نیازمند و محتاج به نظر میرسم . برایم مهم است آنه اراجع من چه فکری میکنند . این وضع غیر قابل تحمل است ، باید عنایتی شود و بالاخره من هم ثروتمند شوم تا به آنها ثابت کنم من لایق بودم و آنها اشتباه مرا قضاوت میکردند . این ثروت من باعث خواهد شد آنها نظرشان را نسبت به من تغییر دهند .
(درک قانون توجه به ناخواسته + قانون قدرت کلام و تصور + قانون لیاقت + قانون لذت + قانون احساسات )
32) ? من که اکنون نعمتی ندارم که از آن ببخشم . من که هم اکنون چیزی را ندارم که به خاطرش سپاس گویم . باید حتما بسیار ثروتمند شوم تا از اضافه آن ببخشم . من در این شرایط هیچ نعمت خاصی ندارم (ندیدن فراوانی و بی نهایت نعمت های خداوند : از سلامتی گرفته تا لباس هایمان و سقف روی سرم ، خانواده و دوستان و شغل و آگاهی و محبت و عشق و….. )
(درک اصل سپاس گزاری + قانون توجه به ناخواسته + قانون وضوح از طریق تضاد + قانون آمادگی )
33) ? بالاخره روزی خواهد آمد که من هم نگران وضع بد مالی خودم و اطرافیانم نباشم . آن روز نه تنها خودم را خوشحال کرده ام بلکه به قولهایی که به دیگران داده ام عمل کرده ام . وقتی به آنها میتوانم ببخشم یعنی از آنها قدرتمند ترم و این باعث احساس لذت و حتی تسلط من بر آنها میشود .
(درک قانون تکامل+ قانون توحید و عدم شرک + قانون هدایت )
34) ? هرچقدر به دارای هایم توجه میکنم میبینم من همه چیز را با مشقت و جان کندن و سختی به دست آورده ام . حتی در این شرایط با این درآمد ناچیز محال است آنقدر داشته باشم که از آن ببخشم . پس لازم است برای این درخواست عظیم ، دیگر از این راه پر مشقت نرم و با زدن میانبر و کوتاه کردن مسیرم ، ثروت را اول برای دیگران بخواهم که خدا به واسطه ی این خاصیت درونی ام ؛ بر من احساس دلسوزی کند و ثروتی عظیم را نصیبم کند .
(درک قانون فراوانی+ قانون توجه به ناخواسته + قانون تکامل + قانون عدالت الهی + قانون انتظار + قانون وضوح اط طریق تضاد + قانون آمادگی + قانون ریسک پذیری )
35) ? به نظر من انسانیت و معرفت مهم تر از ثروتمند شدن است . انسانیت هم بدست نمی آید مگر آنکه تحت هر شرایطی رضایت دیگران را جلب کنم .
(درک قانون لیاقت + قانون توحید و هدم شرک + اصل لذت +قانون ارزش واقعی + قانون احساسات )
36) ? از اینکه پشت سرم نفرین باشد ، میترسم . ثروت برای من افول شدنی است پس با رها کردنش میخواهم حداقل آخرتم را حفظ کنم و گرفتار چنگال فقیران چشم به راه نباشم.
(درک قانون توجه به ناخواسته + قانون باور ها + قانون انتظار + قانون تلاش معکوس + قانون بخشش + قانون کمال )
37) ? حس میکنم برای خداوند دوست داشتنی و مورد پذیرش نیستم مگر اینکه در نهایت روزی به او ثابت کنم من انسان خوبی هستم و از امتحان های بیشمار او سر بلند بیرون آمده ام . میدانم خدا مرا بارها امتحان میکند که صداقتم را بفهمد . این بار هم وارد امتحان بزرگ میشوم که متانت و شجاعتم را به او ثابت کنم . (درک قانون عدالت + قانون تکرار + قانون حکمت و مصلحت + قانون باور ها + اصل پاداش و جزا)
38) ? من ذاتا انسان عجولی هستم ؛ آخرنمیشود که سالهای سال صبر کنم و در نهایت در کهنسالی ثروتمند شوم . به نظرم فکر خوبیست با خدا معامله کنم و بگویم اگر به من ثروت زود هنگام بدهد قول میدهم آن را برای خدمت به بندگان آبدانی زمینش هزینه کنم . این معامله برای خداوند حتما مورد پذیرش است .
(درک قانون تعجیل + قانون تکامل + قانون توحید و عدم شرک + قانون انتظار + قانون تصمیمات )
39) ? شک ندارم ثروتمند شدن من ، باعث میشود انتظارات خانواده ؛ دوستان و اطرافیان و حتی هم وطنان من از من بالا برود . پس اگر نتوانم انتظارات بزرگ آنها را برآورده کنم پس چرا باید ثروتمند شوم ؟
(درک قانون لیاقت + قانون عزت نفس + قانون ارزش واقعی + قانون انتظارات + قانون توجه به ناخواسته + قانون وضوح از طریق تضاد + قانون توحید و عدم شرک + قانون ضرورت موفقیت )
40) ? حس می کنم درخواست کردن از خداوند ، راحت ترین روش ثروتمندی است . من که هدفم خیر است . او هم که گنجینه ای بی انتها دارد . بی شک اگر نیت خوب مرا بفهمد سریعا دروازه های رحمتش را به رویم میگشاید. شاید شب خوابیدم صبح از ثروت لبریز شدم . فکر میکنم حتی لازم نیست هیچ کار خاصی بکنم . من همین جا مینشینم و تجسم میکنم و پول به دامانم میریزد . خدا با کسانی است که برای خشنود کردن بندگانش تلاش میکنند . زیرا من برای این خلق شده ام که به دیگران خدمت کنم ( خودم هم فدا شوم هیچ ایرادی ندارد !!! )
(درک قانون لیاقت + قانون ارزش واقعی + قانون تکامل + قانون هدفمندی + قانون تصمیمات + قانون احساسات + قانون کمال + قانون پاداش و جزا = قانون باور ها { قانون جذب + قانون مسئولیت پذیری + قانون لذت + قانون عدم تغییر سنت الهی )
41) ? ثروتمندی من باعث میشود جریان عظیمی از محبت در جهان جاری شود . جهانی که در این وضعیت دچار کشتار و وحشت زدگی است نیاز به انسانی های خوب و خداشناسی بیشتری دارد تا سلامتی و زیبایی خودش را باز یابد .
(درک قانون تکامل + قانون تعییر + قانون توحید و عدم شرک + اصل نتیجه عمل “علت و معلول” + قانون قدرتکلام و تصورات + قانون گسترش جهان + قانون خلقت از هیچ + قانون حد توانایی + قانون فراوانی )
?????
تمام این 41 مورد ، ریز ترین و درونی ترین باور هایی بود که به عنوان ترمز و کد های اشتباه در ذهن ما جای داده شده بود .
تنها راه تشخیص این کد ها اشتباه و باور های محدود کننده ، درک قانون مندی خداوند است .
از محبت و مهر ورزی شما سپاس گزارم که با قلبتان خواندید و آن را خالصانه درک کردید .
در این فرکانس عشق بمانید همواره کامیاب و ثروتمند باشید .
?????
سلام آقای همتی عزیز
از خداوند سپاسگزارم با مطالعه دیدگاه شما آگاهی مرا به قوانینش بیشتر کرد درک بهتری پیدا کردم
از شما سپاسگزارم اینقدر زیبا و شیوا و توضیح دادید.
درود بر بانو سعیده شکوهی خوش قلب
از مهر ورزی شما سپاس گزارم
تلالو این نور درون شما دریچه هایی از عشق امید و پیشرفت را خواهد گشود
برای شما ایمان به این مسیر را خواستارم دوست خوبم
هر چه آرزوی خوبه مال تو ….
مثل همیشه دقیق و زیبا …
ممنون ???
سمیه مصطفایی نزنین و خوش قلب
درود بر قلب مهربان شما که جایگاه ناب ترین ااهامات و بی نظیر ترین جنس آگاهی هاست
درود بر حس بینظیرت که در چند کلمه ی ساده ، زیبا ترین احساس را منتقل میکند
سپاس از اینکه با متن همراز شدی بانوی خوش کلام
در فرکانس عشق الهی بدرخشید
سلام آقای همتی
خیلی خوب توضیح دادید دوست من احسنت
وهاب زندی خوش قلب و نازنین
درود بر آینه وجودی ات که یادگار فرکانس ناب الهی است
سپاس گزارم که با متن همراه شدی و خواندی آنچه را قوانین تاید میکنند
آرزو مندم در این فرکانس عشق و ثروت بمانی
سلام دوست عزیز
بسیار از این دقت نظرتون سپاسگزارم
هر یک آیتمی که توضیح داده بودید انگار که داشتید ترمز درونی منو بهم نشون میدادید
یکی از یکی مهم تر
مطمئنم هر چند بار دیگه که بخونم باز هم آگاهی های بیشتری برام خواهد داشت
مواردی که توجهم را به ترمزهای خودم جلب کرد مرور میکنم:
اینکه احساس میکنم برای خداوند دوست داشتنی و مورد پذیرش نیستم مگر اینکه به او ثابت کنم من انسان خوبی هستم
نباید فقط به فکر خرج کردن پول برای لذت و شادی خودم باشم
اینکه دوست دارم با کمک مالی افراد رو غافلگیر کنم
من حس میکنم فقط زمانی خوشبخت واقعی هستم که رضایت مردم و اطرافیان را ببینم
من که دوست داشتنی نیستم پس باید به مردم کمک کنم و انسان خوبی به نظر برسم تا احساس پذیرش داشته باشم
انگار همیشه نگران وضع مالی بد دیگران هستم
حس میکنم حق فقرا خورده شده که این چنین نیازمند و مفلوک شده اند
دوست دارم نقش ناجی فقیران را بازی کنم
من باید ثروتمندی باشم که میبخشد چون میخواهد عدالت را بین فقیران و ثروتمندان برپا کند
من لایق نعمت های عالی خداوند نیستم و فقط آن را برای خشنودی و رضایت دیگران میخواهم
همه ی افراد که نمیتوانند به ثروت و نعمت کافی برسند پس بگذار من از جمله معدود افرادی باشم که به نعمت و ثروت فراوان میرسند و سپس آن ها را به دست بقیه میرسانند (انگار که خدا خودش نمیتونه اینکارو بکنه)
یک میانبر ثروت این است برای دیگران بخواهم تا به خودم بازگردد . چون وقتی من سهم خواه چندین میلیون نفر باشم بی شک خداوند به خاطر این افراد هم که شده به من نظر لطف میکند و مرا ثروتمند خواهد کرد
میخواهم روی کسانی که ثروتمند هستند ولی بخشنده نیستند را کم کنم
من که به ثروت آسان باور ندارم و همه چیز را بامشقت بدست آورده ام پس بگذار یک وعده به خدا بدهم که خوشش بیاد و او هم کاری بکند که من خوشم بیاد و ثروت زیاد و آسان بهم بدهد
باید عنایتی شود و بالاخره من هم ثروتمند شوم تا به آشنایان ثابت کنم من لایق بودم و آنها اشتباه مرا قضاوت میکردند . این ثروت من باعث خواهد شد آنها نظرشان را نسبت به من تغییر دهند .
وقتی از ثروتم به دیگران ببخشم ، بی شک همگان با احترام و عزت با من برخورد میکنند
من که اکنون نعمتی ندارم که از آن ببخشم باید حتما بسیار ثروتمند شوم تا از اضافه آن ببخشم
با شناختی که از خودم دارم من مناسب ترین فردی هستم که با ثروتمند شدن حرکتهای جوانمردانه میزنم و انسانیت به خرج میدهم
ترجیح میدهم خداوند با ثروت من را امتحان کند نه با ابتلائات سخت دیگر
با یک نیت خیرخواهانه راه رسیدن ثروت به خود را سریع و آسان کنم _ یک جور دور زدن قوانین
خلاصه:
دنبال انسان بودن
دنبال عزیز و محترم بودن نزد مردم
دنبال دیده شدن
دنبال خوب دیده شدن _ آدم خوبه ی داستان بودن
دنبال پذیرش از سوی دیگران
دنبال راضی شدن از خود
دنبال احساس لیاقت
دنبال محبوب شدن پیش خدا
دنبال مفید و تاثیرگزار بودن در جهان
دنبال برقراری عدالت
دنبال عمل به دستورات دینی
برخی جملات اضافه تر ترمز های منه که از مطالب شما برداشت کردم
از خداوند سپاسگزارم
از شما ممنونم
سربلند و پیروز باشید
عالی و ریزبینانه بود ، ولی ایکاش قانونها رو هم یه مختصری توضیح میدادید چون یک سری از قانونها اسمشون برام ناشناخته وجدید بود .
سلام به استاد گرامی وهمه دوستان عزیز
من اینطور میبینم که بادرخواست ثروت از خداوند به شرط کمک به نیاز مندان این باور وجود دارد که من لایق ثروت نیستم ولی اگر خدا به من ثروت بدهد من مقدار از ان را به نیازمندان میبخشم و این بخشش رایک امتیاز برای دریاف ثروت از خداوند میدانم که بنظر من مهم ترین این نوع درخواست از خداوند عدم لیاقت است که با خود داشته ایم با تشکر از همه دوستان
عرض سلام وادب واحترام خدمت دوستان گرامی واستاد عباس منش
یکی از آرزوهای من این بود که وقتی ثروتمند شدم به یه عده ای کمک کنم تا اینکه دیروز با این سوال مواجه شدم ومدام دارم از خودم ودیگران میپرسم
اولین نفر دخترم بود که جواب داد مامان یعنی تو میخوای ثروتمند بشی تا خدایی کنی وانگار ایمانت کامل نیست که باور داشته باشی همین طور که خداوند به تو میبخشه به دیگران هم میتونه ببخشه …
به دوستم زنگ زدم وجواب اون خیلی تامل برانگیزتر بود بهم گفت این ریشه در خودخواهی انسان داره ,گفتم چطور گفت دیدی یه موقع که یه فقیر میبینی بهش کمک میکنی وبعد از کمک چه احساس خوبی بهت دست میده احساس میکنی حالت بهتره وتو ناخود آگاه انسان به این فکر میکنه که خدا رو شکر وضع مالی من بهتر از این هست ,این یه نوع خودخواهی هست واحساس خودبرتر بینی که ما داریم چرا به جای اینکه گدا پروری کنیم براش دعا نکنیم وهر چیزی که به کاینات بدی همون رو بهت پس میده مثلا وقتی میگی خیریه بزنم یعنی دوست داری افراد نیازمند بیشتری وجود داشته باشه که تو بهشون کمک کنی ,یا اینکه وقتی میگی بیمارستان بزنم داری به کاینات اعلام میکنی که دوست دارم بیماران بیشتری باشه تا بیمارستان بزنم یا اینکه کمک به بیماران سرطانی یعنی اینکه تعداد بیماران سرطانی بیشتر بشه ویا در مورد کمک به فقرا فرکانسی رو ساطع میکنه که فقرای بیشتری داشته باشیم
وحالا دیدگاه خودم :اینکه هر چی به کاینات بدیم چند برابرش رو بهمون پس میده .مثل این میمونه که من برم جلوی کوه بایستم وفریاد بزنم سلام وانعکاس صدام در کوه جواب سلامم هست که چند بار به خودم پس میده ولی وقتی که از افعال منفی استفاده کنم مثل بیمار کوه جوابش به من چند بار بیمار بیمار بیمار گفتن هست
اگر قانون انعکاس وفرکانس رو تو زندگی باور داشته باشیم از سر راه خداوند کنار میریم وفقط خواسته ها ونیازهامون رو میخوایم ومیتونیم به دیگران هم کمک کنیم باورهاشون رو تغییر بدن ووقتی ذهن همه ثروتمند بشه دیگه نیازی نیست که من بخوام به دیگران کمک کنم
پس من باید مستقیم خواستم رو درخواست کنم وخواسته نهاییم رو بگم چون راه رسیدن به خواسته های من فقط از طریق پول داشتن نیست .
خداوند هزاران راه برای دریافت های من از کاینات داره ووقتی من درخواست پول میدم یعنی راههای دیگه رو برای ورود فراوانی به زندگیم میبندم
پس باید ایمان داشته باشم که قدرت مطلق خداست
از جاهایی که فکرش رو نمیکنم برام جواب خواسته ها ونیازهام رو در نظر گرفته
بامحدود کردن ذهنم نباید راه ورود فراوانی رو ببندم
باید ذهنم رو مثبت کنم واور کنم که خداوند خالق فراوانی هست
بسیار عالی
با سلام خدمت استاد عزیز و همه ی دوستان هم فرکانسی
به نظر من ترمزهای سوال مطرح شده به این صورته
اولین باور غلط اینکه من اگه ثروتمند بشم حتما آدم بدی میشم و خودمو به اصطلاح گم میکنم و مغرور میشم برای همین هواسم باشه از پولم به دیگران ببخشم که خیالم راحت باشه وقتی ثروتمند شدم آدم خوبی باشم و اگر کمک نکنم حتما آدم خودخواهی میشم که فقط به فکر خودم هستم و دیگران برام بی ارزش هستن
دومین باور غلط اینکه خدا در قبال گرفتن یک چیزی به ما خواستمون رو میده و این باور اشتباه یعنی خدا هم مثل ما إنسانها رفتار میکنه و احساساتی میشه
سومین باور اشتباه اینه که من وقتی به خواستم برسم میتونم خوشحال باشم و از زندگیم لذت ببرم و احساس مفید بودن داشته باشم و تا قبل رسیدن به خواستم نمیتونم احساس خوبی داشته باشم
در آخر خدارو شاکرم که مسیر درست زندگی کردن و از طریق استاد عباسمنش بهم نشون داد
همگی شاد و موفق باشید
سلام دوست عزیز
واقعا به نکته خیلی عالی اشاره کردی این یه ترمزه خیلی قویه اینکه اگه ثروتمند بشم آدم بدی میشم پس با این کار نشون میدم آدم خوبی هستم واقعا عالی گفتی خیلی لذت بردم.
امیدوارم که زودتر از شر این باورهای محدود کننده راحت بشیم
شادو سلامت باشید
سلام استاد عاشق من
سلام دوستان و خانواده بهشتی من..به خدا وقتی تو این مسیر قرار میگیری و ادامه میدی مثل یه پر معلق میشی مثل یه نوزادی که تازه متولد میشه و پاکه پاکه میشی..
استادم شما دستان خداوندی تا اهدنا صراط المستقیم…
این فایل هم یه ویدئو محشر برای انگیزه و نزدیک شدن به درجات عاااالیتر…استاد عزیز،خانومم یه پیشنهاد داره اینکه میشه یه بار توقایق داخل برکه ضبط داشته باشین…
سلام خدمت استاد عزیزم و خانواده ی بزرگمون!
این اولین کامنتیه که میزارم روی سایت
من مدتی حدود 10 ماه هست که دارم روی باور های ثروت آفرین کار میکنم به محضه این که فایل جدیدی میاد گوشش میدم و مثل وحی منزل به آن ها عمل میکنم
اما تا به حال از نظر مالی رشد چشمگیری نکردم و وقتی این فایل جدید رو دیدم انگار آب سردی ریختن روم!
بعد یکی دو روز تازه شروع به خوندن کامنتا کردم و متوجه شدم اصلا هدف گذاری من از ریشه غلط بوده
چقققققدررر ترمز!!!!!! مگه میشه مگه داریم؟
اینقدر از همین کامنتا ترمز پیدا کردم که روی یه ماشین اخرین سیستم همچین سیستم ترمزی برای ماشین پیدا نمیکنید! جای نفس کشیدن برای حرکت به سمت خواسته هام نزاشته بودم
نمیتونم براتون بشمرم چن تا باور مخرب چندتا ترمز
فقط بهتون بگم که حتی خوندن این کامنتا و فهمیدنشون زندگیمو متحول کرد.
اولیش این بود که:
برگه ای که اول سال برای هدف گزاری امسالم نوشتم رو بازبینی کردم و دیدم چقدررر شرک چقدر بی اعتمادی به خداوند چقدر کمبود عزت نفس رو…
و حتما باید دوباره هدف گذاری رو انجام بدم و باور های مناسبش رو پیدا کنم و اونارو جایگزین این سیستم پیچیده ی ترمزی که الان ساختم کنم!!! :_)
اتفاق بعدی که افتاد که من رو بسیار به فکر فرو برد و یاد فایل زیبای استاد (چرا پیکان آرژانتینی دزدیده شد) انداخت
من برنامه نویس اندروید هستم و در حاله حاظر برای خودم کار میکنم و به صورت مستقیم اپلیکیشن هامو در مارکت ها میفروشم کاری مثله تمامی کار ها پر از سود و فراوانی اما اتفاقی که برای من میفتاد بسیار جالب بود! برنامه ام به صفحه اول مارکت ها میرفت اما فروشش حتی نزدیک به مبلغ تصویه حساب ماهیانه هم نمیرسید!معلومه نباید هم برسه با این همه باور محدود کننده ی من . خلاصش میکنم نفهمیدم چی شد که برنامه ام
چند ساعتی از دیدن کامنتا و رسیدن به آگاهی ها نگذشته بود که به یک باره اخطاری دریافت کرد به دلیل نقض قانون کپی رایت!نمیخوام وارد جزئیات بشم و اینو خلاصه میکنم من خیلی وقت گذاشتم سره این برنامه و میخواستم بزارم بیشتر اما بعد رسیدن به این آگاهی ها راه برام روشن شد این رو یک نشونه دیدم که تغییر باور ها نتیجه رو همون موقع که ذره ای روشون کار میکنیم و حتی شناسایی میکنیم در زندگیمون پدیدار میشه.از آنجا که کار محتوای این اپ با من نبود و من دلیل کم فروشی این برنامه رو نمیفهمیدم به یکباره تکلیف من با خودم روشن شد و فهمیدم چرا محتوای کپی شده برای من فروش نمیکند حتی این رو هم باور های محدود من به سمت من جذب کردن.
همه ی سعیم اینه برای مدتی دست از کار بکشم و فقط روی باور هام کار کنم و از این لذت ببرم که اینقدر سریع بعد شروع کار کردن روی تغییر باور ها نتیجه حاصل میشه و خواستم این آگاهی رو با همه ی هم فرکانسی های خوبم در اشتراک بزارم
سپاس فراوان از گذاشتن آگاهی
خواهش میکنم آقای مسعود آرمانی عزیز
سلام من هم تازه پیوستم و این اولین کامنتی هست ه می زارم. به نظر من نباد کارتو متوقف کنی باید ادامه بدی مطمینم توی مسیر چیزهای بیشتری متوجه میشی.
سلام دوست عزیز
متوقف نمیکنم فعلا میخوام یه کم تفکر کنم و با اهداف جدیدی که برای خودم میزارم باور های مناسبش رو پیدا کنم و جایگزین باور های فعلی ام کنم این کار بهم حس خوبی میده
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند باشید.
با سلام خدمت همه ی دوستان و استاد عزیز
اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که ما زمانی که با چنین جملاتی از خداوند درخواست ثروت میکنیم در واقع داریم شرط و شروط میزاریم که خدایا اگه به من ثروت بدی…… یا تو اول به من ثروت بده بعد من مقداری از اون رو میبخشم . که این کاملا غلطه
مورد دوم اینکه ما باید همونطوری که در قران هم ذکر شده چه در زمانی داریم و چه زمانی به قدر مایحتاج خودمون هم داریم باید ببخشیم تا ثروت وارد زندگیمون بشه ….ولی با این درخواست در واقع ما میخوایم اول خدا به ما ثروت بده بعد ما ببخشیم که این یه باور غلط هست .
البته در قران هم این توضیح اومده که در این باره زیاده روی نباید کرد و در ببخشش باید اعتدال وجود داشته باشه .
و با بیان این درخواست در واقع ذهن ما باور نداره که ثروتمند هست و ما درخواست میکنیم که اول ثروتمند بشیم بعد……در حالی که باید ببخشی تا بهت بخشیده بشه .
و نکته دیگه این که در شکر گذاری ها گفته شده باید طوری جملات رو بیان کنیم که ما اون ثروت یا اون خواسته رو در حال حاضر داریم و بابت اون شکرگذاری میکنیم …
نمیدونم تونستم منظورم رو بیان کنم یا نه ….
منظورم اینه که ذهن ما شک و تردید و نگرانی داره ….
و میخواد یه جوری خدا رو راضی کنه که بهش ثروت بده بعد به دیگران کمک کنه
در حالی که ما گفتیم خداوند قوانین تغییر ناپذیری داره و این شرط و شروط و قول و و وعده ها روی اون تاثیری نداره و خدا با احساس ادما قوانینش تغییر نمیکنه پس این مدلی درخواست کردن بکل غلط هست .
پس کد غلط اینه که ما در حال حاضر نمیبخشیم و منتظریم تا اول به ما داده بشه بعد ما ببخشیم
سلام
به نکته جالبی اشاره کردین یعنی با این درخواست باور کمبود تداعی میگردد که نتیجه آن احساس بد است و طبق قانون احساس بد مساویست با اتفاق بد یا نامناسب
به نام رب العالمین
سلام و عرض ادب به استاد عزیزم و همچنین همراهان گرامی
در مورد سوالی که مطرح کردین من هم ترمزهایی دارم که خیلی ریزه ولی جلوی پیشرفت رو میگیره
اولا اینکه ما بیایم یه همچین قراری بزاریم که خدایا تو اول بده بعد من میبخشم خوب این اصلا با قوانین کائنات جور در نمیاد آدم بخشنده باید از همین چیزی که داره بتونه ببخشه تا جهان چیزهای بیشتری بهش بده کسی که الان نمیتونه ببخشه بعدا که ثروتش بیشتر بشه باز هم همون نفس بهش غلبه میکنه و نمیزاره ببخشه من خودم بیش از 10 درصد از درامدم رو صرف کمک به نیازمندان و همچنین صرف یادگیری میکنم و همچنین به کسانی که در مورد ساخت ثروت و ساخت کسب و کار شخصی و یا بهتر کردن روش زندگی از من سوال میکنن همیشه با رویی گشاده و با تعهد تمام بهشون مشاوره میدم که خوب همه اینا نتیجه چیزهایی که از استاد یاد گرفتم یا خودم مطالعه داشتم و بصورت باورنکردنی وقتی به کسای دیگه مشاوره میدم خدا هم به روشهای متفاوت بهم کمک میکنه
ولی خیلیا هستن از جمله همسر خودم که با این کارای من مخالفا و میگن که الان چرا من باید از شکم خودمو بچم بزنم و به دیگران کمک کنم واین از یه باور بسیار فراگیر بین مردم نشات میگیره که فراوانی وجود نداره و میگن همینه. اگه اینو بدم خودم میمونم و خودم از کجا بیارم بخورم این باور که فراوانی وجود نداره خیلی هارو از کمک کردن به دیگران باز میداره
ولی دوستان من این را بسیار آزموده ام که وقتی شما میبخشی دنیا به صورت باورنکردی بهتون میبخشه
باز هم اینو میگم کسایی که الان که درامدشون کمه و نمیتونن ببخشن بعدا اصلا نمیتونن ببخشن بقول یکی از دوستام پول مثل ذره بین میمونه که شما هرچی باشی بزگترت میکنه یعنی اگه بخشنده باشی بخشنده بزرگی میشی و اگه خسیس باشی خسیس بزرگتری میشی
باور غلت دوم اینه که ما خدارو خوب نمیشناسیم هی میگیم خدایا بده ولی خودمون هیچ حرکتی نمیکنیم بهمون میگن واسه اینکه ثروت مند بشی باید اینقد تلاش کنی اینقد از رفتارت رو تغییر بدی باید افکارت رو تغییر بدی ولی ما میگیم نه من دوست دارم همینجوری که هستم ثروتمند بشم که امکان ندار شما کارهایی یکسان انجام بدی ولی نتیجه متفاوت بگیری کلا در مقابل تغییر مقاومت نشون میدیم و شجاعت لازم برای تغییر نداریم خدا گفته از تو حرکت از من برکت
سومین باور غلت اینکه که خدا اصلا احتیاجی نداره که با ما معامله کنه و ما با فکر کوچیکمون فکر میکنیم که باید با خدا هم مثل بنده هاش معامله کنیم ولی نمیدونیم که خدا بخشنده بی منت وبی حسابه و ما میبخشیم فقط به خاطر خودمون ما میبخشیم چون ما به بخشش احتیاج داریم نه دیگران ما با بخشش قلبمون بزرگتر میشه و وسعت پیدا میکنیم برای دریافت بیشتر
اصلا کار این دنیا اینه که باید یه جای خالی ایجاد کنیم واسه چیزایی که میخوایم اگه پول میخواین باید پول ببخشیم اگه عشق میخوایم باید عشق بورزیم اگه علم میخوایم باید معلم باشیم و….
باور غلت بعدی اینکه که ما خودمون توانایی و لیاقت ثروت مند شدن رو نداریم
این یکی از بزرگترین ترمزهای منه
ولی من اینو به خودم میگم که من هم یکی از بنده های خدا هستم خدا به هیچ کس ظلم نمیکنه به همه انسانها هر ثروتی که بخوان رو از اول بهش بخشیده توانایی بدست آوردن تمام خواسته هاش رو بهش داده مگه میشه آدم خواسته ای درش بوجود بیاد بدون اینکه بهش توانایی رسیدن به اون خواسته در اون وجود نداشته باشه اصلا این یه اصل که امکان نداره شما یه خواسته داشته باشین بدون اینکه توانایی رسیدن به اون خواسته قبلا در شما نهادینه نشده باشه
بانشکر فراوان از شما استاد عزیز
به نام الله یکتا
سلام به همه ی عزیزان
علی آقای عزیز درباره این مورد آخر که فرمودین احساس عدم لیاقت دارین و برای رفعش من یک راهکاری رو بهتون پیشنهاد میکنم که برای خودم خوب بوده و امیدوارم که برای شماهم موثر باشه و اون اینکه
من میگم شاید هیچ چیز در زندگی برای زنده موندن ما از اکسیژن مهمتر نباشه ، درسته ؟ خب. ولی ما از وقتی که به دنیا اومدیم ،اکسیژنو همه ی نعمتهای اساسی خداوند مثل آب و باد و خاک و درختان و جانوران و حیوانات و برق و … خیلی راحتی و طبیعی و بدیهی و فراوان در اختیارمان بوده و باور کردیم که خب طبیعیه که اینا باشن و فراوان هم باشن و راحت و طبیعی هم باشن ، خب پس پول هم نعمتی از نعمتهای خداونده و اونم میتونه خیلی راحت و طبیعی و بدیهی و فراوان به من برسه و من که لایق داشتن اون نعمتها هستم پس لایق داشتن پول هم هستم
من اشرف مخلوقاتم که خداوند کل آفرینش رو مسخر من کرده ، همینطور پول و ثروت رو
امیدوارم مفید بوده باشه
پایدار باشید
سلام
بسیار زیبا نوشتید
بخصوص نگاه ذره بینی به پول و درمورد موضوع قانون خلا برای بدست اوردن بیشتر که هرچه ببخشیم بیشتر بدست میاریم
سپاسگذارم
ممنون که وقت گذاشتین و مطالعه کردین
سلام دوست گرامی
ممنونم از دیدگاه زیباتون
سلام ممنون که وقت گذاشتین و مطالعه کردین
با سلام خدمت استاد بزرگوار و همه دوستان
همه دوستان نظرات خوبی دادن و خیلی ارزشمند و قابل استفاده است
نظر من اینه که این باور که ما از خدا میخوایم که خدا در عوض کمک کردن ما به دیگران بهمون ثروت بده، یه سرپوشی است برای باورهای غلط و مخرب خودمون. یعنی ما این دیدگاه رو نداریم که باورهای اشتباه خودمون باعث دوری ما از ثروت شده یا اگر هم این دید رو داریم نمیخوایم باورمون رو عوض کنیم، در عوض میایم با زبون بی زبونی به خدا میگیم خدا جون تو با این باورهای مخرب ما کاری نداشته باش، تو بیا بهم ثروت بده تا من هم در عوض به بنده هات کمک کنم. در صورتی که قانون خدا این نیست، قانون خدا اینه که فقط به باور و فرکانس ما پاسخ میده، مگه ممکنه که ما بدون اصلاح باورهای مخربمون، انتظار داشته باشیم که زندگیمون تغییر کنه. خلاصه داستان اینه که ما نمیتونیم یا نمیخوایم روی خودمون کار کنیم و باورهامون رو اصلاح کنیم، در عوضش میایم به خدا میگیم تو قانونت رو عوض کن و به ما با همون باورهای قبلی که داشتیم ثروت بده و ما هم بجاش به دیگران کمک می کنیم. در واقع این کار یک نوع سلب مسئولیت از خودمون و توپ رو انداختن در زمین خداست.
موفق و خوش فرکانس باشید
استفاده کردم از جوابت
دروود بر شما