اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ممنون بابت فایل زیباتون که فرکانسمون رو انقدر بالا میبره ???
من چند تا ترمز از نظرم پیدا کردم تو فایل فعلا
۱- ما تو این مدل حرف زدن خودمون رو لایق پول و ثروت نمیدونیم و تعهد میدیم که حتما اگه پولی به دستمون رسید مقدار زیادی رو ببخشیم
۲- فکر میکنیم خدا خودش قادر نیست به اون افراد کمک کنه ونیازمند کمک هست و اگه ما بهش پیشنهاد بدیم خوشحال میشه و سریع میگه افرین بیا انقدرپول بگیر برسون به اونا چون من خودم بلد نبودم
۳- ما الان خودمون رو صاحب اون ثروت نمیدونیم در حالی که ما الانم صاحب ثروت زیادی هستیم و باید هرروز مثل ثروتمندا زندگی کنیم و شکر گزاری کنیم نه اینکه ثروتمندی و رفتار ثروتمندانه رو موکول کنیم به زمانی که خیلی دور میبینیمش
در ادامه گزینه شماره ۳ باید بگم که ما الان دقیقا صاحب اون مقدار ثروت زیاد هستیم ولی هنوز چون باورش ندارژم در دنیای ما قابل مشاهده نشده و هروقت باورمون اونقدر قوی بشه در موردش در دنیامون هم مشاهده میشه پس این قضیه موکول کردن بخشش به بعد از ثروتمند شدن مارو خیلی از باور پذیری ثروت دورمیکنه
سلام خدمت های دوستان گلم در گروه تحقیقاتی عباس منش بهترین راحل برای پول دار شدن در زندگی حل مسئله و موانع زندگی هستش ، براتون یکی از اتفاقاتی که برای من رخ داده براتون می گویم من خودم برنامه نویس پایتون و برنامه نویس سی شارپ و ویژوال بیسیک هستم و رشته نرم افزار هستم الانم ترم آخر کارشناسی هستم و بعدشم میخواهم برم خدمت ، …………. که یک روزی در گرو های برنامه نویسی پایتون در تلگرام داشتم به سوالات دوستان در زمینه برنامه نویسی به زبان پایتون پاسخ می دادم و راهنمایشون میکردم و اون روزها هم دنبال پول بودم و پولیم نداشتم ولی یک موانع که خیلی جلوی من رو میگرفت عزت نفس بود وقتی فایل رو گوش کردم و تمام باورهاش رو توی ذهنم ساختم یکساعت بعد یکی از اون افراد توی گروه برنامه نویسی به من پیام داد گفت من یک پروژه دانشجویی به زبان پایتون میتونی برام کدنویسیش رو انجام بدی و من چون هنوز خوب باور هام رو نساخته بود گفتم نمی تونم و ردش کرد ، اما به پولم نیاز داشتم ، ولی چون خودم رو باور نداشتم که می تونم این کار رو انجام ندادم ، اما شب تا صبح اومدم نشستم فایل حل مسائل زندگی رو کامل گوش دادم و اون بخشی که استاد می گفتم اگر مسائل رو حل کنید عزت نفستون خیلی میره بالا ، خداوند رو بیشتر باور می کنید ، و تمام موفقیت ها و ثروت ها از دل حل مسائل به وجو آمده و من تصمیم گرفتم و به خدای خودم گفتم خدایا کمکم کن تا بتونم این کار رو انجام بدم و بعدش رفتم به اون طرف گفتم من برات انجامش می دهم و رفت توی دل کار و به راحتی تونستم اون مسئله رو حل کنم و به پول برسم . البته 50 هزار تومان بود ولی از اینکه تونسته بودم مسئله رو حل کنم خیلی شاد و خوش حال بود و اون 50 تومان هم قرض گرفته بود از کسی بهش دادم .
من یک قلک دارم و در روز یا هرچی پول به عنوان هدیه یا توی جیبی گیرم میاد میندازم داخل قلکلم برای خرید دوره حل مسائل زندگی . فعلا فقط تونستم 16 هزار تومان جمع کنم :( .
ولی خداوندی خدا حتما پول دوره رو جور می کنم وبهاش رو پرداخت می کنم . اما متاسفانه استاد عباس منش میخواهد دور ها رو گرون کنه ولی من به خدای خودم گفتم پول دوره رو برام جور کن چون باید بهای رسیدن به خواسته هام رو پرداخت و ارزش داشته هام رو بدونم .
فعلا فقط از دور های رایگان استفاده می کنم ولی میخواهم تا عیدی نوروز 98 سعی کنم حتماً این دوره رو بخرم . استاد من براتون آرزوی شادی و سلامتی می کنم
دوستان حتماً از فرمول حل مسائل زندگی استفاده کنید این بهترین راحلی است که من می تونم به دوستان در جواب این مسابقه بهشون بگم .
حل موانع و مشکلات زندگی به سود خودمون – برای رسیدن به پول و ثروت + باور های توحیدی در مورد خداوند
سلام دوست خوبم امیدوارم که در آرامش الهی پایدار باشی
دونکته میخواستم زیر کامنتت بجا بزارم بلکه رفع ترمزی باشه در جهت ساخت ثروت
1+اینکه میگید استاد میخواد محصولات رو گرون کنه از نظر من درست نیست چراکه نتیجه ی استفاده ی درست از اون محصولات خیلی بیشتر از قیمتی هست که استاد میزاره، پس معیار ارزونی و گرونی اینه که نتیجه رو با قیمت اون محصول مقایسه کنیم
2+و نکته دوم که خیلی مهمه اینه که باید برای ایستاد خوشحال باشیم چراکه قرار از بالابردن قیمت ها پول بیشتری گیرشون بیاد و اگر برای ثروتمندتر شدن دیگران خوشحال بشیم اون موقع ثروت در زندگیمون جاری میشه
سلام . این باور مربوط به احساس بی ارزشی و بی لیاقتی داشتن پول و ثروت است که شخص باور دارد و قبول دارد که شایستگی لازم برای داشتن پول و ثروت زیاد ندارد و پول زیاد را حق خود نمیداند و احساس میکند لایق پول ثروت نیست به همین خاطر پول را برای خرج کردن و هزینه کردن برای بقیه مردم میخواهد .
الان که دقت کردم دیدم واووو من چقدر درخواست هایم اینگونه بوده است. و خیلی واقعا مشتاقم بدام این ترمزها کدام است.
در عین حال دو مورد به ذهنم رسید که گفتم با شما به اشتراک بگذارم:
اولین ترمز در اینگونه در خواست کردن اینه که در جهان بی عدالتی زیاد است و من وظیفه دارم آن را درست کنم
و دوم اینکه با نادیده گرفتن دلایل شخصی نشان می دهیم که این باور در ما هست که من باید حتما کار خاصی انجام دهم و یا مشکلی را حل کنم تا لیاقت داشتن خواسته هایم را داشته باشم. مثلا من باید به فقرا کمک کنم تا لایق ثروت شوم و خودم به خودی خود لایق داشتن این ثروت نیستم.
اصلا تا حالا به فکرم هم نرسیده بود که این گونه درخواست کردن می تواند غلط باشه و بی صبرانه منتظر خواندن پاسخ سایر دوستان هستم.
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی عضو سایت استاد عباس منش
خوشحالم و خداوند را شکرگزارم بخاطر اشنای با استاد عزیز و خانواده صمیمی استاد عباس منش
بنظر من یکی از موانع ذهنی که خیلی زیاد پاشنه اشیل من بوده (نداشتن عزت نفس و احساس بی لیاقتی است) به خدا قسم تا وقتی در خودمان احساس لیاقت نکنیم و عزت نفس نداشته باشیم خدا هم مارا لایق نمی دونه تا انچه را که می خواهیم بهمون داده بشه
یکی دیگر از موانع ذهنی (ترس) است ببینید ما تا وقتی بترسیم پاهایمان را از روی ترمز بر نمی داریم اما اگر به جنگ ترس هایمان برویم و ایمان داشته باشیم پیروز میدان میشویم همان گونه خواهد شد
یکی دیگر از موانع بنظرم تنظیم نبودن دیش ما (مغز ما) است که نمیتونیم موقعیتها و فرصتها را خوب شناسایی کنه به فرض اگر ما بهترین ریسور بهترین تلویزیون بهترین دیش هم داشته باشیم تا وقتی دیش را تنظیم نکنیم نه تصویری داریم و نه صدای تنظیم کردن دیش خیلی اسون نیست پس باید روی مغزمان خیلی کار کنیم تا تنظیم بشه و امواج بیشمار خداوند (نعمتها)را دریافت کنه . از وقتی با استاد عزیز و گرانقدر اشنا شدم احساس خوشبختی میکنم و از خدای متعال برای استاد عزیزم و دوستان همراهم ارزوی موفقیت میکنم
من و همسرم از وقتی که با شما آشنا شدیم برای خودمان هدف تعیین کردبم که به مبلغ زیادی از پول نقد برسیم در عرض 5 سال و همیشه در گفتگوهایمان میگیم که وقتی به این پول رسیدیم به جوون هایی که میخوان ازدواج کنن کمک کنیم که ازدواجشون هر چه سریعتر انجام بشه و به خاطر مسائل مالی عقب نیفته چون خودمون به خاطر مسائل مالی ازدواجمون عقب می افتاد ، خانمم بهم میگه وقتی که با هم صحبت می کردیم که به جوون های در حال ازدواج کمک کنیم ته اون لایه های ذهنم این بود که شاید ما وقتی به این پول رسیدیم دیگه اون کار رو انجام ندیم و یا اینکه اگر انجام بدیم مردم به ما بگن که چه ادمای خوبی هستن .
وقتی من کارم رو رها کردم تو دلم ترس بود و هست ، به خودم می گفتم و می گم که خدایا به تو توکل کرم ، تو روزی رسانی ، تو مرا دوست داری ، تو کمکم می کنی ، تو مرا رها نمی کنی و این جملات را با احساس نیاز شدید می گفتم و به خیال خودم بسیار راه درستی در پیش گرفتم و حرفای خوبی می زنم و خدا خوشش می آید با این جملاتم و نکته ای که در این جملات وجود داره اینه که این جملات از روی ترسه که نکنه من نتونم به اهدافم برسم ، از روی اینه که ایمانم ضعیفه و به خدا اعتماد ندارم .
یکی از کارهایی که به خودم می گفتم وقتی به این پول رسیدم انجام می دم ، این هست که مسجد می سازم ، مدرسه می سازم ، پدر مادرم رو به مکه می برم و نکته ای که در اینها وجود داره به نظر من اینه که ما برای خدا شرط تعیین می کنیم که اگر به من ثروت بدی این کارهای خوب رو انجام می دم و به خیال خودم کار خوبی دارم می کنم و چون خدا کارهای خیر رو دوست داره به من ثروت می ده و من خودم را لایق ثروت نمی دانم ( در واقع می خواهم از ناحیه کار خوب به ثروت برسم) و از باور هایی که در گذشته به ما رسیده این است که کار خیر یعنی اینکه به دیگران کمک کنیم و نه این که کار خیر یعنی این که به خودت کمک کنی
وقتی ما به خدا می گیم که این ثروت را به ما بده تا به دیگران خدمت کنیم این باور مخرب را می رساند که من خودم لایق این ثروت نیستم ، دیگران لایق هستن و باید این باور را در خودمان ایجاد کنیم که خدایا به من ثروت بده تا به خودم کمک کنم ، به خودم خدمت کنم ، خودم را به احساس خوب برسانم ، برای خودم خونه بگیرم ، خودم برم مکه ، دندونای خودمو درست کنم ، این همون خواسته ی واقعی خودمون هست که ما آن را با این درخواست ( خدایا به من ثروت بده که به دیگران کمک کنم ) مانع ورود به زندگی خودمون می شیم.
آقا شعیب عزیز من از خواندن دیدگاه شما لذت بردم به ویژه قسمت آخرش که گفتین باید از خدا بخواهیم که به خودمون ثروت بده ، برای لذت و شادی و سفر و سلامتی و رفاه خودمون و خیلی هم بهتره ، من یاد خودم افتادم که وقتی برای خودم ثروت میخوام و برای لذت و تفریح خودم خیلی حسم بهتره و حالم بهتره و بیشتر باور میکنم که شدنیه و موفق میشم.
و از صمیم قلبم برای شما و همه ی عزیزان آرزوی بهترینها و آزادی مالی و زمانی و مکانی رو دارم و نهایت خوشبختی و رفاه و سلامتی و پول و ثروت رو برای خودتون و امیدوارم که خدا به هر کسی خودش بده و بینیازش کنه
سلام خانم منصوری عزیز امیدوارم حالتون عالی باشه و رو به پیشرفت و تعالی باشید به لطفا الله
سپاسگزارم از شما برای دیدگاهتون ، مهمترین مسئله ای که ما باید در درون خودمون درست کنیم ” احساس لیاقت ثروتمند بودنه ” ، باید با گفتگوهای درونی مثبت، ایجاد تجسم های خوب ، استفاده از اهرم رنج و لذت برای به تسخیر درآوردن ذهن به سمت خواسته هامون، ایجاد احساس خوب با عزت نفس که عزت نفس و اعتماد به نفس از خودباوری و داشتن مهارت های خوب شخصیتی و مهارتی در شغل و حرفه خودمان و اینکه ما به این جهان آمدیم برای ” گسترش” که هدف خداونده و ما با ثروتمند شدنمون به گسترش اولا خودمون، خانوادمون، شهرمون، کشورمون و دنیا کمک می کنیم و جهان رو جای زیبایی برای زندگی کردن می کنیم .
خداوند در قران گفته : ” و لقد کرمنا بنی آدم ” یعنی ما به فرزندان آدم کرامت و بزرگی بخشیدیم و او را بزرگ و با عزت داشتیم و داریم . منتها ما با شنیده ها، دیده ها، دوستان، خانواده، جامعه، رسانه ها که خوراک مناسبی برای مغز ندارن و اغلب محدودیت فقط دارند، در وجودمان ساخته شده که لیاقت نداریم و این رو باید درست کنیم .
” خیلی مهم هست که ما همینجوری که هستیم خودمان را لایق بهترین زندگی پر از ثروت، آسایش، راحتی، زیبایی و هر نعمت دیگری که هست بدانیم” این جمله خیلی من در اون کار دارم که باید مطالبقش عمل کنم و به خودم یادآور بشم فارق از تمام دستاوردها، مهارت ها، تحسین کردن ها و مسخره شدن ها و هر چیز دیگری که هست، من همینجوری که هستم لیاقت بهترین ها رو دارم .
مسئله ” احساس لیاقت ” و درست کردن آن برای من خیلی مهم است و می توانم با اهرم رنج ولذتی که استاد در دوره ها و فایل های رایگان گفتن درست کنم
همواره به خودم میگم که برای خودت بخواه ثروت رو ، نعمت رو و هر چیز خوب دیگری رو و این رو به خودم میگم که هر کسی هر جایی که هست جای درستش همانجاست و با فرکانس ها و باورهایی که داشته در اون موقعیت هست و این به من آرامش میده که نیازی نیست که دلسوزی کنی برای بقیه و عدالت خدا رو خیلی بهتر درک می کنم و احساسم خوب میشه.
هر کدام از ما مانند یک دکل که داره فرکانس ارسال میکنه هستیم ، باید هر لحظه دقت کنیم که در درون ما چه میگذره و این دقت کردن به ما میفهمونه که چه فرکانسی ارسال می کنیم ، اگر احساس آرامش، رهایی، شور و اشتیاق ، گفتگوهای ذهنی مثبت به سمت خواسته و اعمالی داریم که ما رو به خواسته مون نزدیک تر میکنه پس فرکانس خوبی میفرستیم و نتیجه آن چند روز بعد به سمت ما می آید یا چند هفته بعد ( این فاصله زمانی ارسال فرکانس و نتایج را به خاطر داشته باشید چون خیلی مهم هست که بدانیم و ناامید نشیم )
ولی اگر احساس کمبود، چسبیدن به خواسته یا به افراد برای تحقق خواسته، احساس نیاز شدید، احساس ترس، احساس نگرانی در کل اگر احساس بدی داریم این احساس یک نشانگر قوی هست که در مسیر درست نیستیم و باید سریعا تغییر مسیر احساسی بدیم با تحسین کردن زیبایی ها، با تغییر گفتگوهای ذهنی و موارد دیگر “باید” ارسال فرکانس رو درست کنیم و در مدار درستی قرار بگیریم.
حسم گفت اینا رو بنویسم هم برای خودم که یاداوری بشه که قول خداوند قران یادآوری قوانین هست که به ما میگه و من و شما باید در این مسیر ثابت قدم باشیم …
برای خودم و شما و همه دوستان بهترین ها رو از الله یکتا طلب می کنم.
به امید موفقت بیشتر من، شما و همه دوستان در این مسیر الهی.
ممنون دوست عزیز کامنتی که قبل ها نوشته بودی بسیار به حال الان من خوردوآگاهی های خوبی دریافت کردم.سپاس و آرزوی پیشرفت روز افزون دارم برایتان از هر لحاظ بدرخشید. ازشاگردان خاص استاد باشید با هدایت پروردگار و عمل به قوانین ثابتش نتایج فو ق العاده و معجزه وار بگیرد .شاد شوید وشادی رابپراکنید.
به نظر من بزرگترین ترمز در چنین درخواست هایی تمرکز بر روی فقدان و کمبود ثروت، ثلامتی و … است. مثلا من از خداوند ثروت زیادی درخواست میکنم و عهد میکنم در صورتیکه به ان برسم بخشی از ان را صرف امور خیر مثلا تامین جهیزیه میکنم در این صورت من درخواست ثروت را با فقر و نداری گروهی دیگر و عدم توانایی آنها در تامین وسایل مورد نیازشان گره زده ام و هر بار که افکارم را متوجه درخواست خودم میکنم ناخوداگاهم فقر و کمبود را نیز یادآوری میکند و این مانع بزرگی برای رسیدن به خواسته من است.از یک سو با توجه و تمرکز بر خواسته ام پا روی گاز گذاشته ام که به خواسته ام برسم و از طرفی با اتصال آن به کمبود در جایی دیگر ترمز را فشار میدهم.
سلام خدمت استاد نازنین و پرانرژی ما و سلام به همه خانواده صمیمی عباسمنشیم
این فایل واقعا حالم رو خوب کرد
مخصوصا اون آهنگ آخرش و دیدن طبیعت بکرش
و اما نظر من درمورد سوال استاد عزیزم
باورهای مخرب که به خدا میگیم به من ثروت بده تا من فلان کار هارو بکنم
1) اولا خدا مثل انسان ها نیست که دادو ستدی کاری بکنه و اینکه اگه ما بگیم کمک میکنیم اونوقت خدا به ما ثروت میده
2) دوما ما با این قراردادی که با خدا میبندیم تمرکز ما روی کبمود و نازیبایی های جهان اطرافمون هست ( فقر – بیماری – نازیبایی و…. )
3)سوما اینکه خدارو روزی رسان بنده هاش نمبینیم و فکر میکنیم ما کاره ای هستیم و باید کار خدارو انجام بدیم (ینی وقتی ما میگیم به ما ثروت بده فلان جا مدرسه میسازم یا به فلان بیمارستان یا مرکزی کمک میکنم ینی ما این باور رو داریم که اگه من کمکی نکنم اونا اونجوری میمونن و قدرت و روزی رسانی خدا رو نادیده میگیریم و قدرت رو به n تومن یا دلار خودمون میدیم )
اینو باید بدونیم که چه ما ثروتمند بشویم چه نشویم خدا با دستان بی نهایتش روزی تمام موجوداتش رو میرسونه و ما کاره ای نیستیم
(و همچنین با این تعهد ما رو نازیبایی ها توجه کردیم)
سلام خدمت استاد عزیزو بزرگوار و تمامی دوستان عزیزم
من بعد از دوسال عضویت در سایت امروز برای اولین بار قصد نوشتن و مشارکت گرفتم هرچند بارها تصمیم به مشارکت گرفته بودم ولی اینبار عمل کردم
در پاسخ به سوال مطرح شده در مسابقه چیزی که به ذهن من رسید این هست که وقتی ما برای رسیدن به ثروت معامله ای با خدا میکنیم که در واقع انسانهای مذهبی تر تحت عنوان نذر ازش یاد میکنن شاید این باور در ضمیر ناخوداگاه ما نقش بسته باشه که چون ثروت در تعارض با ایمان هست پس ما باید به خداوند این موضوع رو یادآوری کنیم که من با ثروتم قصد انجام کار خیر دارم و به عبارتی بخواهیم خودمون رو به این طریق قانع کنیم که ما انسان خوبی هستیم (چون در ضمیر ناخوداکاه و باورهای ریشه دار ما ثروت تعارض داره با خوب بودن و باانجام کار خیر)و نمیخواهیم از خدا دور بشیم پس باید وعده کار خیر رو به خداوند بدیم تا هم خودمون قانع بشیم هم خداونر ثروت رو به ما بده
دوم اینکه این باور نهادینه شده در وجود ما ممکنه باشه، خداوند که به این راحتی به ما ثروت نمیده که ممکنه ناشی از باور عدم لیاقت باشه اینکه مافی البداهه لیاقت داشتن ثروت رو نداریم مگر اینکه کاری در قبالش برای خدا انجام بدیم و اینکه اصلا ایمان کافی برای براورده شدن خواستمون نداریم و اساسا فکر نمیکنیم که کار ما فقط خواستن و ایجاد باورهای درست هست و بقیه امور رو باید به خدا واگذار کنیم بدون این فکر که کار اضافه ای در قبالش انجام بدیم
با عرض سلام خدمت خانواده بزرگ عباسمنش الخصوص سرپرست و استاد خانواده امیدوارم حالتون عالی باشهه?
من اولین کد مخربی ک ب ذهنم رسید این بود ک این فرد به شیوه طبیعی نمیتونه ثروتمند بشه یعنی اینکه باید حتما دری به تخته بخوره یا سقف اسمان باز بشه یا اینکه تو قرعه کشی چیزی ثروتمند بشه ک بیشتر مردم در حال حاظر همین مشکل را دارن.
دوم کد :فقط در صورتی میتونه واسه جامعه مفید باشه ک ثروتمند باشه یعنی در خودش احساس لیاقت نمیکنه.
(باور درستش :من در هر صورت میتونم برا جامعه کاری انجام بدم میتونم مفید باشم)
سوم:بنظرم این شخص فکر مکینه اگه ثروتمند بشه از خدا میشه و به راه ها خلاف کشیده میشه
(باور درستش:اگر ثروتمند بشه بخدا نزدیکتر میشم. شکرگزاریم از اعماق وجودم و با احساس خوبهه)
چهارم:هنوز درک درستی از خداوند پیدا نکرده یعنی هنوز خداوند رو بصورت یک سیستم باور نداره و فکر میکنه خداوند مثل ما انسانهاست میخواد با احساساتی کردن خداوند و گریه زاری متقاعدش کنه.
(باور درستش:خداوند من را خلق کرده ثرومند بشم تا ثروتمند شدن من خدا بیشتر ازم راضیه هر چه ثروت بیشتر داشته باشم بخدا نزدیکتر میشم)
چهارم:کد مخرب دیگه اش باور کمبوده فک میکنه با ثروتمند شدن یک شخص دیگه ای فقیر میشه.
(باور درستش:پول بدست اوردن اسانترین کار دنیاس،پول ثروت زیاده هر روز این همه میلیونر میشن همین الان پادشاه عربستان گفته تیم فوتبال منچستریونایتد را حاظره ۵بیلون پوند بخره چقدر ثروت زیاده)
پنجم:احساس دلسوزی میکنه و با کمک کردن ب خانواده ش یا هر کس دیگه ای میخواد اونم ثروتمند بشه در صورتی که که کسی مسئول خلق زندگی خودشه و هر فرکانسی ک میفرسته همونو را دریافت میکنه .
(باور درستش:هر کسی مسئول خوشحالی و یا ناراحتی خودشه هر کسی فقط گیرنده فرکانس خودشه)
ششم:بنظرم مهمترین کد مخربش اینکه به خودش اعتماد نداره وگرنه دلیلی نداشت تعهد بده داره تضمین میده که اگر خداوند بهش ثروت بده مثلا مسجد درست کنه داره با خداوند معامله انجام میده در صورتی ک اصلا نیازی به تعهد نداره ولی به خودش اعتماد نداره
سلام
ممنون بابت فایل زیباتون که فرکانسمون رو انقدر بالا میبره ???
من چند تا ترمز از نظرم پیدا کردم تو فایل فعلا
۱- ما تو این مدل حرف زدن خودمون رو لایق پول و ثروت نمیدونیم و تعهد میدیم که حتما اگه پولی به دستمون رسید مقدار زیادی رو ببخشیم
۲- فکر میکنیم خدا خودش قادر نیست به اون افراد کمک کنه ونیازمند کمک هست و اگه ما بهش پیشنهاد بدیم خوشحال میشه و سریع میگه افرین بیا انقدرپول بگیر برسون به اونا چون من خودم بلد نبودم
۳- ما الان خودمون رو صاحب اون ثروت نمیدونیم در حالی که ما الانم صاحب ثروت زیادی هستیم و باید هرروز مثل ثروتمندا زندگی کنیم و شکر گزاری کنیم نه اینکه ثروتمندی و رفتار ثروتمندانه رو موکول کنیم به زمانی که خیلی دور میبینیمش
در ادامه گزینه شماره ۳ باید بگم که ما الان دقیقا صاحب اون مقدار ثروت زیاد هستیم ولی هنوز چون باورش ندارژم در دنیای ما قابل مشاهده نشده و هروقت باورمون اونقدر قوی بشه در موردش در دنیامون هم مشاهده میشه پس این قضیه موکول کردن بخشش به بعد از ثروتمند شدن مارو خیلی از باور پذیری ثروت دورمیکنه
سلام خدمت های دوستان گلم در گروه تحقیقاتی عباس منش بهترین راحل برای پول دار شدن در زندگی حل مسئله و موانع زندگی هستش ، براتون یکی از اتفاقاتی که برای من رخ داده براتون می گویم من خودم برنامه نویس پایتون و برنامه نویس سی شارپ و ویژوال بیسیک هستم و رشته نرم افزار هستم الانم ترم آخر کارشناسی هستم و بعدشم میخواهم برم خدمت ، …………. که یک روزی در گرو های برنامه نویسی پایتون در تلگرام داشتم به سوالات دوستان در زمینه برنامه نویسی به زبان پایتون پاسخ می دادم و راهنمایشون میکردم و اون روزها هم دنبال پول بودم و پولیم نداشتم ولی یک موانع که خیلی جلوی من رو میگرفت عزت نفس بود وقتی فایل رو گوش کردم و تمام باورهاش رو توی ذهنم ساختم یکساعت بعد یکی از اون افراد توی گروه برنامه نویسی به من پیام داد گفت من یک پروژه دانشجویی به زبان پایتون میتونی برام کدنویسیش رو انجام بدی و من چون هنوز خوب باور هام رو نساخته بود گفتم نمی تونم و ردش کرد ، اما به پولم نیاز داشتم ، ولی چون خودم رو باور نداشتم که می تونم این کار رو انجام ندادم ، اما شب تا صبح اومدم نشستم فایل حل مسائل زندگی رو کامل گوش دادم و اون بخشی که استاد می گفتم اگر مسائل رو حل کنید عزت نفستون خیلی میره بالا ، خداوند رو بیشتر باور می کنید ، و تمام موفقیت ها و ثروت ها از دل حل مسائل به وجو آمده و من تصمیم گرفتم و به خدای خودم گفتم خدایا کمکم کن تا بتونم این کار رو انجام بدم و بعدش رفتم به اون طرف گفتم من برات انجامش می دهم و رفت توی دل کار و به راحتی تونستم اون مسئله رو حل کنم و به پول برسم . البته 50 هزار تومان بود ولی از اینکه تونسته بودم مسئله رو حل کنم خیلی شاد و خوش حال بود و اون 50 تومان هم قرض گرفته بود از کسی بهش دادم .
من یک قلک دارم و در روز یا هرچی پول به عنوان هدیه یا توی جیبی گیرم میاد میندازم داخل قلکلم برای خرید دوره حل مسائل زندگی . فعلا فقط تونستم 16 هزار تومان جمع کنم :( .
ولی خداوندی خدا حتما پول دوره رو جور می کنم وبهاش رو پرداخت می کنم . اما متاسفانه استاد عباس منش میخواهد دور ها رو گرون کنه ولی من به خدای خودم گفتم پول دوره رو برام جور کن چون باید بهای رسیدن به خواسته هام رو پرداخت و ارزش داشته هام رو بدونم .
فعلا فقط از دور های رایگان استفاده می کنم ولی میخواهم تا عیدی نوروز 98 سعی کنم حتماً این دوره رو بخرم . استاد من براتون آرزوی شادی و سلامتی می کنم
دوستان حتماً از فرمول حل مسائل زندگی استفاده کنید این بهترین راحلی است که من می تونم به دوستان در جواب این مسابقه بهشون بگم .
حل موانع و مشکلات زندگی به سود خودمون – برای رسیدن به پول و ثروت + باور های توحیدی در مورد خداوند
سلام دوست خوبم امیدوارم که در آرامش الهی پایدار باشی
دونکته میخواستم زیر کامنتت بجا بزارم بلکه رفع ترمزی باشه در جهت ساخت ثروت
1+اینکه میگید استاد میخواد محصولات رو گرون کنه از نظر من درست نیست چراکه نتیجه ی استفاده ی درست از اون محصولات خیلی بیشتر از قیمتی هست که استاد میزاره، پس معیار ارزونی و گرونی اینه که نتیجه رو با قیمت اون محصول مقایسه کنیم
2+و نکته دوم که خیلی مهمه اینه که باید برای ایستاد خوشحال باشیم چراکه قرار از بالابردن قیمت ها پول بیشتری گیرشون بیاد و اگر برای ثروتمندتر شدن دیگران خوشحال بشیم اون موقع ثروت در زندگیمون جاری میشه
برای خودم و شما دوستان ثروت بیکران آرزومندم
سلام . این باور مربوط به احساس بی ارزشی و بی لیاقتی داشتن پول و ثروت است که شخص باور دارد و قبول دارد که شایستگی لازم برای داشتن پول و ثروت زیاد ندارد و پول زیاد را حق خود نمیداند و احساس میکند لایق پول ثروت نیست به همین خاطر پول را برای خرج کردن و هزینه کردن برای بقیه مردم میخواهد .
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان و همراهان
الان که دقت کردم دیدم واووو من چقدر درخواست هایم اینگونه بوده است. و خیلی واقعا مشتاقم بدام این ترمزها کدام است.
در عین حال دو مورد به ذهنم رسید که گفتم با شما به اشتراک بگذارم:
اولین ترمز در اینگونه در خواست کردن اینه که در جهان بی عدالتی زیاد است و من وظیفه دارم آن را درست کنم
و دوم اینکه با نادیده گرفتن دلایل شخصی نشان می دهیم که این باور در ما هست که من باید حتما کار خاصی انجام دهم و یا مشکلی را حل کنم تا لیاقت داشتن خواسته هایم را داشته باشم. مثلا من باید به فقرا کمک کنم تا لایق ثروت شوم و خودم به خودی خود لایق داشتن این ثروت نیستم.
اصلا تا حالا به فکرم هم نرسیده بود که این گونه درخواست کردن می تواند غلط باشه و بی صبرانه منتظر خواندن پاسخ سایر دوستان هستم.
هماره شاد و پر انرژی باشید
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی عضو سایت استاد عباس منش
خوشحالم و خداوند را شکرگزارم بخاطر اشنای با استاد عزیز و خانواده صمیمی استاد عباس منش
بنظر من یکی از موانع ذهنی که خیلی زیاد پاشنه اشیل من بوده (نداشتن عزت نفس و احساس بی لیاقتی است) به خدا قسم تا وقتی در خودمان احساس لیاقت نکنیم و عزت نفس نداشته باشیم خدا هم مارا لایق نمی دونه تا انچه را که می خواهیم بهمون داده بشه
یکی دیگر از موانع ذهنی (ترس) است ببینید ما تا وقتی بترسیم پاهایمان را از روی ترمز بر نمی داریم اما اگر به جنگ ترس هایمان برویم و ایمان داشته باشیم پیروز میدان میشویم همان گونه خواهد شد
یکی دیگر از موانع بنظرم تنظیم نبودن دیش ما (مغز ما) است که نمیتونیم موقعیتها و فرصتها را خوب شناسایی کنه به فرض اگر ما بهترین ریسور بهترین تلویزیون بهترین دیش هم داشته باشیم تا وقتی دیش را تنظیم نکنیم نه تصویری داریم و نه صدای تنظیم کردن دیش خیلی اسون نیست پس باید روی مغزمان خیلی کار کنیم تا تنظیم بشه و امواج بیشمار خداوند (نعمتها)را دریافت کنه . از وقتی با استاد عزیز و گرانقدر اشنا شدم احساس خوشبختی میکنم و از خدای متعال برای استاد عزیزم و دوستان همراهم ارزوی موفقیت میکنم
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز
خداقوت استاد پر انرژی
من و همسرم از وقتی که با شما آشنا شدیم برای خودمان هدف تعیین کردبم که به مبلغ زیادی از پول نقد برسیم در عرض 5 سال و همیشه در گفتگوهایمان میگیم که وقتی به این پول رسیدیم به جوون هایی که میخوان ازدواج کنن کمک کنیم که ازدواجشون هر چه سریعتر انجام بشه و به خاطر مسائل مالی عقب نیفته چون خودمون به خاطر مسائل مالی ازدواجمون عقب می افتاد ، خانمم بهم میگه وقتی که با هم صحبت می کردیم که به جوون های در حال ازدواج کمک کنیم ته اون لایه های ذهنم این بود که شاید ما وقتی به این پول رسیدیم دیگه اون کار رو انجام ندیم و یا اینکه اگر انجام بدیم مردم به ما بگن که چه ادمای خوبی هستن .
وقتی من کارم رو رها کردم تو دلم ترس بود و هست ، به خودم می گفتم و می گم که خدایا به تو توکل کرم ، تو روزی رسانی ، تو مرا دوست داری ، تو کمکم می کنی ، تو مرا رها نمی کنی و این جملات را با احساس نیاز شدید می گفتم و به خیال خودم بسیار راه درستی در پیش گرفتم و حرفای خوبی می زنم و خدا خوشش می آید با این جملاتم و نکته ای که در این جملات وجود داره اینه که این جملات از روی ترسه که نکنه من نتونم به اهدافم برسم ، از روی اینه که ایمانم ضعیفه و به خدا اعتماد ندارم .
یکی از کارهایی که به خودم می گفتم وقتی به این پول رسیدم انجام می دم ، این هست که مسجد می سازم ، مدرسه می سازم ، پدر مادرم رو به مکه می برم و نکته ای که در اینها وجود داره به نظر من اینه که ما برای خدا شرط تعیین می کنیم که اگر به من ثروت بدی این کارهای خوب رو انجام می دم و به خیال خودم کار خوبی دارم می کنم و چون خدا کارهای خیر رو دوست داره به من ثروت می ده و من خودم را لایق ثروت نمی دانم ( در واقع می خواهم از ناحیه کار خوب به ثروت برسم) و از باور هایی که در گذشته به ما رسیده این است که کار خیر یعنی اینکه به دیگران کمک کنیم و نه این که کار خیر یعنی این که به خودت کمک کنی
وقتی ما به خدا می گیم که این ثروت را به ما بده تا به دیگران خدمت کنیم این باور مخرب را می رساند که من خودم لایق این ثروت نیستم ، دیگران لایق هستن و باید این باور را در خودمان ایجاد کنیم که خدایا به من ثروت بده تا به خودم کمک کنم ، به خودم خدمت کنم ، خودم را به احساس خوب برسانم ، برای خودم خونه بگیرم ، خودم برم مکه ، دندونای خودمو درست کنم ، این همون خواسته ی واقعی خودمون هست که ما آن را با این درخواست ( خدایا به من ثروت بده که به دیگران کمک کنم ) مانع ورود به زندگی خودمون می شیم.
خیلی سپاسگزارم از نظر ارزشمندتون دوست عزیز برام خیلی جالب بود که من هم همیشه کار خیر رو در کمک به دیگران میدیدم نه کمک به خودم
خواهش می کنم ، من هم از شما سپاسگذارم که کامنت رو مطالعه فرمودید ، ان شا الله که همه ی ما به مسیر هایی به شدت عالی هدایت بشیم.
به نام الله یکتا
سلام به همه ی عزیزان
آقا شعیب عزیز من از خواندن دیدگاه شما لذت بردم به ویژه قسمت آخرش که گفتین باید از خدا بخواهیم که به خودمون ثروت بده ، برای لذت و شادی و سفر و سلامتی و رفاه خودمون و خیلی هم بهتره ، من یاد خودم افتادم که وقتی برای خودم ثروت میخوام و برای لذت و تفریح خودم خیلی حسم بهتره و حالم بهتره و بیشتر باور میکنم که شدنیه و موفق میشم.
و از صمیم قلبم برای شما و همه ی عزیزان آرزوی بهترینها و آزادی مالی و زمانی و مکانی رو دارم و نهایت خوشبختی و رفاه و سلامتی و پول و ثروت رو برای خودتون و امیدوارم که خدا به هر کسی خودش بده و بینیازش کنه
پایدار و پیروز و سربلند و تندرست باشید
سلام خانم منصوری عزیز امیدوارم حالتون عالی باشه و رو به پیشرفت و تعالی باشید به لطفا الله
سپاسگزارم از شما برای دیدگاهتون ، مهمترین مسئله ای که ما باید در درون خودمون درست کنیم ” احساس لیاقت ثروتمند بودنه ” ، باید با گفتگوهای درونی مثبت، ایجاد تجسم های خوب ، استفاده از اهرم رنج و لذت برای به تسخیر درآوردن ذهن به سمت خواسته هامون، ایجاد احساس خوب با عزت نفس که عزت نفس و اعتماد به نفس از خودباوری و داشتن مهارت های خوب شخصیتی و مهارتی در شغل و حرفه خودمان و اینکه ما به این جهان آمدیم برای ” گسترش” که هدف خداونده و ما با ثروتمند شدنمون به گسترش اولا خودمون، خانوادمون، شهرمون، کشورمون و دنیا کمک می کنیم و جهان رو جای زیبایی برای زندگی کردن می کنیم .
خداوند در قران گفته : ” و لقد کرمنا بنی آدم ” یعنی ما به فرزندان آدم کرامت و بزرگی بخشیدیم و او را بزرگ و با عزت داشتیم و داریم . منتها ما با شنیده ها، دیده ها، دوستان، خانواده، جامعه، رسانه ها که خوراک مناسبی برای مغز ندارن و اغلب محدودیت فقط دارند، در وجودمان ساخته شده که لیاقت نداریم و این رو باید درست کنیم .
” خیلی مهم هست که ما همینجوری که هستیم خودمان را لایق بهترین زندگی پر از ثروت، آسایش، راحتی، زیبایی و هر نعمت دیگری که هست بدانیم” این جمله خیلی من در اون کار دارم که باید مطالبقش عمل کنم و به خودم یادآور بشم فارق از تمام دستاوردها، مهارت ها، تحسین کردن ها و مسخره شدن ها و هر چیز دیگری که هست، من همینجوری که هستم لیاقت بهترین ها رو دارم .
مسئله ” احساس لیاقت ” و درست کردن آن برای من خیلی مهم است و می توانم با اهرم رنج ولذتی که استاد در دوره ها و فایل های رایگان گفتن درست کنم
همواره به خودم میگم که برای خودت بخواه ثروت رو ، نعمت رو و هر چیز خوب دیگری رو و این رو به خودم میگم که هر کسی هر جایی که هست جای درستش همانجاست و با فرکانس ها و باورهایی که داشته در اون موقعیت هست و این به من آرامش میده که نیازی نیست که دلسوزی کنی برای بقیه و عدالت خدا رو خیلی بهتر درک می کنم و احساسم خوب میشه.
هر کدام از ما مانند یک دکل که داره فرکانس ارسال میکنه هستیم ، باید هر لحظه دقت کنیم که در درون ما چه میگذره و این دقت کردن به ما میفهمونه که چه فرکانسی ارسال می کنیم ، اگر احساس آرامش، رهایی، شور و اشتیاق ، گفتگوهای ذهنی مثبت به سمت خواسته و اعمالی داریم که ما رو به خواسته مون نزدیک تر میکنه پس فرکانس خوبی میفرستیم و نتیجه آن چند روز بعد به سمت ما می آید یا چند هفته بعد ( این فاصله زمانی ارسال فرکانس و نتایج را به خاطر داشته باشید چون خیلی مهم هست که بدانیم و ناامید نشیم )
ولی اگر احساس کمبود، چسبیدن به خواسته یا به افراد برای تحقق خواسته، احساس نیاز شدید، احساس ترس، احساس نگرانی در کل اگر احساس بدی داریم این احساس یک نشانگر قوی هست که در مسیر درست نیستیم و باید سریعا تغییر مسیر احساسی بدیم با تحسین کردن زیبایی ها، با تغییر گفتگوهای ذهنی و موارد دیگر “باید” ارسال فرکانس رو درست کنیم و در مدار درستی قرار بگیریم.
حسم گفت اینا رو بنویسم هم برای خودم که یاداوری بشه که قول خداوند قران یادآوری قوانین هست که به ما میگه و من و شما باید در این مسیر ثابت قدم باشیم …
برای خودم و شما و همه دوستان بهترین ها رو از الله یکتا طلب می کنم.
به امید موفقت بیشتر من، شما و همه دوستان در این مسیر الهی.
ممنون دوست عزیز کامنتی که قبل ها نوشته بودی بسیار به حال الان من خوردوآگاهی های خوبی دریافت کردم.سپاس و آرزوی پیشرفت روز افزون دارم برایتان از هر لحاظ بدرخشید. ازشاگردان خاص استاد باشید با هدایت پروردگار و عمل به قوانین ثابتش نتایج فو ق العاده و معجزه وار بگیرد .شاد شوید وشادی رابپراکنید.
سلام به همه دوستان
به نظر من بزرگترین ترمز در چنین درخواست هایی تمرکز بر روی فقدان و کمبود ثروت، ثلامتی و … است. مثلا من از خداوند ثروت زیادی درخواست میکنم و عهد میکنم در صورتیکه به ان برسم بخشی از ان را صرف امور خیر مثلا تامین جهیزیه میکنم در این صورت من درخواست ثروت را با فقر و نداری گروهی دیگر و عدم توانایی آنها در تامین وسایل مورد نیازشان گره زده ام و هر بار که افکارم را متوجه درخواست خودم میکنم ناخوداگاهم فقر و کمبود را نیز یادآوری میکند و این مانع بزرگی برای رسیدن به خواسته من است.از یک سو با توجه و تمرکز بر خواسته ام پا روی گاز گذاشته ام که به خواسته ام برسم و از طرفی با اتصال آن به کمبود در جایی دیگر ترمز را فشار میدهم.
سلام بادیدگاهتون موافقم که
برای درخواست خواستمون باید
یادبگیریم که همه حواسمون به خواسته باشه نه کمبودش
از دعای حضرت سلیمان میفهمیم
که تمام حواسش به فراوانی
وثروت بوده علاوه براینکه باور آره خدا وهابهرومیده، تمام تمرکزش
به بودن ثروتی به تهایته
که نه بعد خودش خدا به کسی میده نه قبل خودش
ینی تموم تمرکزش به خوبی
فراوانی وخودثروت بود
وگرنه پیامبراون زمان. نمیتوانست درخواست پولی
کنه، که به دیگران کمکی کرده
باشه
همونجور که هشدارها و توی قرآن میبینیم که میگه توففط
هشداردهنده ای وبس
ینی باید حواسمون باشه که
کانون توجهمو ن روی چی
هیچ فرقی نداره پیامبرهم باشی
نباید از قانون سرپیچی کنی
باید بدونیم خودخدا گفته هرکسی هدایت بخاد، هدایت
به عهده منه
إن علیناللهدی، قطعاهدایت برعهده ماست
پس باید بدونیم که اگر خدا گفته انفاق کن 1وابسته دنیا نشیم
به این شدت که ما همه چی دنیا میبینیم
2اعتقاذبه فراوانی بیاریم
بازهم اگه حسمون خوب باشه
کمکی به خودمون کردیم بابخشش نه دیگران. نه دریافت کننده
هرکسی هرموقع هرچی بخاد
خداد بست چشم بهش میگه
وهدایت میکنه پس دیگه جای برای دلسوزی
جای برای به فکر نزر
جای برای به فکر کمک به فقرا بانیت اینکه عدل نیست وباید
ما کمک کنیم
یامنتطر کسی باشیم که بیاد مثل
امام زمان که دنیارا گلستان کنه
این نشون میده که ما باور آریم
هیچ چیز سرجاش نیستر
یه بی عدالتی رخ داده
درصورتی که خدا عدالته مطلقه
هرکسی جای درست زندگیشه
وهرموقع بخاد تغیر کنه
یه قدرت عظیم پشتیبانشه
وچقدرعالی که اون نیرو
همه چیزهر
همه چیز دست خودشه
باآرزوی بزرگ شدن ظرف وجودی خودم وهمه شما
باآرزوی ثروت سلامتی آزادی
شادی وراحتی واسانی بیشتر
سلام خدمت استاد نازنین و پرانرژی ما و سلام به همه خانواده صمیمی عباسمنشیم
این فایل واقعا حالم رو خوب کرد
مخصوصا اون آهنگ آخرش و دیدن طبیعت بکرش
و اما نظر من درمورد سوال استاد عزیزم
باورهای مخرب که به خدا میگیم به من ثروت بده تا من فلان کار هارو بکنم
1) اولا خدا مثل انسان ها نیست که دادو ستدی کاری بکنه و اینکه اگه ما بگیم کمک میکنیم اونوقت خدا به ما ثروت میده
2) دوما ما با این قراردادی که با خدا میبندیم تمرکز ما روی کبمود و نازیبایی های جهان اطرافمون هست ( فقر – بیماری – نازیبایی و…. )
3)سوما اینکه خدارو روزی رسان بنده هاش نمبینیم و فکر میکنیم ما کاره ای هستیم و باید کار خدارو انجام بدیم (ینی وقتی ما میگیم به ما ثروت بده فلان جا مدرسه میسازم یا به فلان بیمارستان یا مرکزی کمک میکنم ینی ما این باور رو داریم که اگه من کمکی نکنم اونا اونجوری میمونن و قدرت و روزی رسانی خدا رو نادیده میگیریم و قدرت رو به n تومن یا دلار خودمون میدیم )
اینو باید بدونیم که چه ما ثروتمند بشویم چه نشویم خدا با دستان بی نهایتش روزی تمام موجوداتش رو میرسونه و ما کاره ای نیستیم
(و همچنین با این تعهد ما رو نازیبایی ها توجه کردیم)
امیدوارم منظورم رو رسونده باشم
ممنون از محبت شما که نظرمنو خوندین :)
سلام خدمت استاد عزیزو بزرگوار و تمامی دوستان عزیزم
من بعد از دوسال عضویت در سایت امروز برای اولین بار قصد نوشتن و مشارکت گرفتم هرچند بارها تصمیم به مشارکت گرفته بودم ولی اینبار عمل کردم
در پاسخ به سوال مطرح شده در مسابقه چیزی که به ذهن من رسید این هست که وقتی ما برای رسیدن به ثروت معامله ای با خدا میکنیم که در واقع انسانهای مذهبی تر تحت عنوان نذر ازش یاد میکنن شاید این باور در ضمیر ناخوداگاه ما نقش بسته باشه که چون ثروت در تعارض با ایمان هست پس ما باید به خداوند این موضوع رو یادآوری کنیم که من با ثروتم قصد انجام کار خیر دارم و به عبارتی بخواهیم خودمون رو به این طریق قانع کنیم که ما انسان خوبی هستیم (چون در ضمیر ناخوداکاه و باورهای ریشه دار ما ثروت تعارض داره با خوب بودن و باانجام کار خیر)و نمیخواهیم از خدا دور بشیم پس باید وعده کار خیر رو به خداوند بدیم تا هم خودمون قانع بشیم هم خداونر ثروت رو به ما بده
دوم اینکه این باور نهادینه شده در وجود ما ممکنه باشه، خداوند که به این راحتی به ما ثروت نمیده که ممکنه ناشی از باور عدم لیاقت باشه اینکه مافی البداهه لیاقت داشتن ثروت رو نداریم مگر اینکه کاری در قبالش برای خدا انجام بدیم و اینکه اصلا ایمان کافی برای براورده شدن خواستمون نداریم و اساسا فکر نمیکنیم که کار ما فقط خواستن و ایجاد باورهای درست هست و بقیه امور رو باید به خدا واگذار کنیم بدون این فکر که کار اضافه ای در قبالش انجام بدیم
با عرض سلام خدمت خانواده بزرگ عباسمنش الخصوص سرپرست و استاد خانواده امیدوارم حالتون عالی باشهه?
من اولین کد مخربی ک ب ذهنم رسید این بود ک این فرد به شیوه طبیعی نمیتونه ثروتمند بشه یعنی اینکه باید حتما دری به تخته بخوره یا سقف اسمان باز بشه یا اینکه تو قرعه کشی چیزی ثروتمند بشه ک بیشتر مردم در حال حاظر همین مشکل را دارن.
دوم کد :فقط در صورتی میتونه واسه جامعه مفید باشه ک ثروتمند باشه یعنی در خودش احساس لیاقت نمیکنه.
(باور درستش :من در هر صورت میتونم برا جامعه کاری انجام بدم میتونم مفید باشم)
سوم:بنظرم این شخص فکر مکینه اگه ثروتمند بشه از خدا میشه و به راه ها خلاف کشیده میشه
(باور درستش:اگر ثروتمند بشه بخدا نزدیکتر میشم. شکرگزاریم از اعماق وجودم و با احساس خوبهه)
چهارم:هنوز درک درستی از خداوند پیدا نکرده یعنی هنوز خداوند رو بصورت یک سیستم باور نداره و فکر میکنه خداوند مثل ما انسانهاست میخواد با احساساتی کردن خداوند و گریه زاری متقاعدش کنه.
(باور درستش:خداوند من را خلق کرده ثرومند بشم تا ثروتمند شدن من خدا بیشتر ازم راضیه هر چه ثروت بیشتر داشته باشم بخدا نزدیکتر میشم)
چهارم:کد مخرب دیگه اش باور کمبوده فک میکنه با ثروتمند شدن یک شخص دیگه ای فقیر میشه.
(باور درستش:پول بدست اوردن اسانترین کار دنیاس،پول ثروت زیاده هر روز این همه میلیونر میشن همین الان پادشاه عربستان گفته تیم فوتبال منچستریونایتد را حاظره ۵بیلون پوند بخره چقدر ثروت زیاده)
پنجم:احساس دلسوزی میکنه و با کمک کردن ب خانواده ش یا هر کس دیگه ای میخواد اونم ثروتمند بشه در صورتی که که کسی مسئول خلق زندگی خودشه و هر فرکانسی ک میفرسته همونو را دریافت میکنه .
(باور درستش:هر کسی مسئول خوشحالی و یا ناراحتی خودشه هر کسی فقط گیرنده فرکانس خودشه)
ششم:بنظرم مهمترین کد مخربش اینکه به خودش اعتماد نداره وگرنه دلیلی نداشت تعهد بده داره تضمین میده که اگر خداوند بهش ثروت بده مثلا مسجد درست کنه داره با خداوند معامله انجام میده در صورتی ک اصلا نیازی به تعهد نداره ولی به خودش اعتماد نداره
سلام
واو …
واو …
واو درود درود درود عجب نکته ای …!!!
نکته ششمی که گفتی دیوونم کرده …
چون من بخودم اعتماد ندارم پس بخدا تعهد میدم …
این جمله شما طلایی بود دوست عزیزم …
بی نهایت قدردانتم گلم …
دقیقاً همانند مثال استاد و دوستان دیگر که گفتن :
ثروت جاریه و ما فقط باید باورهامون رو اصلاح کنیم و بمحض شروع تغییر باورهامون نشانه هاش میاد …
ثروت همانند اکسیژنه
پس من با خدا معامله میکنم که اگه بهم اکسیژن بیشتری بدی ، پس من هم بخشی از اون اکسیژن رو می بخشم …!!!
– در صورتیکه اکسیژن در دسترس همه ست …
– این معامله من با خدا نشونه انکار وجود اکسیژنه و اینکار واقعاً چقدر احمقانه ست …!!!!!!!!!!!!
چقدر احمقانه ست که بگم خدایا تو بمن اکسیژن بیشتری بده تا من پخش کننده و توزیع کننده اکسیژن تو باشم …!!!
میخوام اکسیژن انحصاراً برای خودم باشه …
درود درود درود بر فقط خدا