اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نظر من وقتی ما از خدا ثروت می خواهیم و بعدش به خودمون یا به خدا میگیم اگر به من این ثروت رو بدی من فُلان کار خیر رو انجام میدم، ما به صورت ناخودآگاه باور نداریم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست و خدا از من بیشتر می خواد که به من ثروت بده پس ناخودآگاه می آییم برای اینکه ثروتمند شدن رو معنوی پیش خودمون جلوه بدیم با خدا قرار میزاریم که اگه به من ثروت بدی من بخشی یا همه شو صرف کار خیر و خداپسندانه میکنم. در واقع افکار و عقاید گذشتگانمان هنوز در مغز ما در حال کار هستند پس نتیجه هم می شود مثل قبل.
باور مخرب دیگه ای که فکر میکنم تو این حرف وجود داشته باشه باور کمبودِ. به این معنی که وقتی ما چنین قراری میزاریم باور نداریم که جهان هر روز داره ثروتمندتر میشه و اصلا لازم نیست این همه کارهای به اصطلاح خیر انجام دهیم. فقط با ثروتمند شدن ما همه ی کارها بصورت خود به خود انجام میشه. مثلا هنگام ثروتمند شدنم لازم نیست مثلا به برادرم پولی کمک کنم، من فقط با ثروتمند شدن الگویی برای برادرم و صدها نفر دیگه میشم که اونها هم باور میکنند با همین شرایط و همین امکانات میشه به موفقیت رسید.
باور مخرب دیگه ای که از این حرف به وضوح مشخصه، اینه که فرد درخواست کننده به نتیجه شک داره و ایمان قوی و صد در صدی به اینکه جواب می دهد نداره. پس با یک حالت التماس گونه که در فضای شک و شاید هم شرک است میاد و این قرار رو بین خودش و خدا میزاره. یعنی خیالش راحت نیست. یعنی خواسته شو رها نکرده. یعنی به خواستش چسبیده و هر طور شده می خواد اون رو بدست بیاره حتی اگه شده همه ی ثروت درخواست کرده رو در راه دیگه ای خرج کنه.
ثروتمند شدن یک امر مقدسه. آباد کردن زمین مستلزمه داشتن ثروت است. ثروتمند شدن یک نوع شکرگذاری از خداست همون خدایی که این همه توانایی و استعداد به ما عطا کرده، اگر ما با این داشته ها ثروتمند نشیم به نوعی منکر این داشته ها شدیم. ثروتمند شدن باشکوه است. احساس قدرت، احساس نزدیکی به خدا، احساس مفید بودن، احساس روزی رساندن، احساس رضایت، احساس گسترش جهان است.
باور های اشتباه و غلط درخواست مطرح شده از نظر من چند بخش هست:
اولین باور اشتباه اینه که ما خواسته خودمون رو با بخشش و کمک به فقرا هویت ببخشیم پس معلومه از هویت اصلی ثروت و تروتمند بودن زیاد راضی نیستیم یا به عبارت دیگه خودمون رو لایق ثروت نمیدونیم و با شریک کردن نیازمندان در خواسته خودمون با خدا وارد معامله بشیم.
دومین باور اشتباه اینکه ما به صورت قراردادی و شرطی با خدا وارد معامله بشیم درخواست حساب نمیشه بلکه پیشنهاد به خدا حساب میشه یعنی ما به کریم بودن و وهاب بودن خدا ایمان کامل نداریم
سومین باور اشتباه اینکه با خدا معامله کنیم و در درخواست ثروت خودمون شریک قائل بشیم یعنی رقم و مقدار ثروت از نظر ما زیاد هست و عملا ما به بخشی از اون ثروت تعلق نداریم و باور نداریم که خداوند این ثروت رو به پاس اجرای قوانین و ایمان ما بدون هیچ چشمداشتی به ما بدهد پس به رزاق بودن خداوند ایمان کامل نداریم.
چهارمین باور اشتباه میشه گفت پشت این درخواست یه حس اینکه ثروت رو برای دیگران و اثبات خود به دیگران نهفته است و یکی از اهداف ثروتمند شدن جلب توجه دیگران است
پنجمین باور اشتباه شاید این باشد که اگر من ثروتمند شوم و به جمع ثروتمندان بپیوندم از اموال فقرا کم میشود و با بخشش میتوانم بخشی از تعادل را رعایت کنم یعنی شخص درخواست کننده به باور فراوانی ایمان ندارد در صورتی که با اضافه شدن افراد به جمع ثروتمندان زنجیره ای جدید در روند ثروت به وجود می آید.
ششمین باور اشتباه افراد ثروتمند باید بخشی از ثروت خود را دائما ببخشند وگرنه برکت از مال و ثروت رفته و ثروت بدست آمده ماندگار نیست.
هفتمین باور اشتباه ذات ثروت و ثروتمند شدن پلک نیست و با بخشش میتوان ثروت رو پاک نگه داشت…
هشتمین باور اشتباه اینکه مقداری از ثروت رو قبل از کسب ثروت معامله کرده و ببخشیم یعنی ما نیاز به تمام این ثروت نداریم و با مقدار کمتر از این ثروت هم خوشبخت و راضی هستیم…
نهمین باور اشتباه با طرح این شرط و معامله با خدا این باور غلط را مخفی می کنیم که ثروتمندان معنویت شان کم میشود و فقرا و اطرافیان نیازمند را فراموش میکنند و با طرح کردن بخشش ثروت در هنگام درخواست در حال اثبات این هستیم که معنویتمان کم که نمیشود بلکه دائما به فکر فقرا هم هستیم.
دهمین باور اشتباه دعای خیر و تشکر فقرا و مریضان است که باعث افزایش رزق و فزونی ثروت من میگردد….
یازدهمین باور اشتباه اینکه فکر کنیم فقط افراد بسیار ثروتمند میتوانند دست خداوند باشند برای کمک به فقرا و مریضان! در صورتی که خداوند از بینهات مسیر نعمت هایش رو به بندگانش میرسونه…
این چند مورد فعلا به ذهنم رسید درصورتی که احساس میکنم ترمز های دیگری هم حتما وجود داره….
با تشکر از آقای عباسمنش و تمام دوستانی که وقت گذاشتن و مطالعه کردند.
اول از همه از خدا تشکر می کنم که من را به این مسیر هدایت کرد بعد از ان از استاد تشکر می کنم به خاطر این که این فایل ها را عاشقانه تهیه می کنند . و بعد از ان هم از دوستانی که وقت می گذارند و این کامنت ها را می خوانند.
مطلب اصلی این بود که از خداوند بخواهیم به ما ثروت زیادی ببخشد تا با آن ثروت در جهت انجام کارهای خیر استفاده کنیم.
1- مهمترین ترمزی که جلوی ثروتمند شدن را می گیره ، اون شرک خفی است که در این مطلب بود و من هم به اون توجه ی نمی کردم و اون شرک این بود که
• ما کاری کنیم که مردم ما را قبول داشته باشند
• نظر مردم برای مهم است و اینکه مردم چه فکری درباری ما می کنن
• باید مردم را راضی کنی اونها را خوشحال کنی تا اگه یک روزی دچار مشکل شدی اونها کمکت کنند .
• خلاصه این یه کاری انجام بدی که مردم دورت جمع بشن و پشتوانه ی ما باشن
• ولی یادمان رفته که خدا اون ثروت و نعمت و سلامتی و روابط و مردم را دور ما جمع کرده
• ولی یادمان رفته که باید برای دل خودمون زندگی کنم.
• ولی یادمان رفته که باید فقط و فقط روی تنها قدرت ، تنها منبع رزق و تنها منبع سلامتی و تنها منبع ثروت جهان حساب باز کنیم و به اون تکیه بزنیم
2- دومین باگ یا ترمز اینه که ما ، خودمون را لایق اون ثروت و نعمتی که از خدا می خواهیم، نمی دونیم وفکر می کنیم که اگر اون ثروت یا بخشی از اون ثروتی را خرج فقیر و فقرا و پدر و مادر نکنیم خدا دیگه ما را دوست نداره یا اینکه خودمون یک حس بدی پیدا می کنیم.
3- سومین ترمز اینکه ما می خواهیم به جای خدا خدایی کنیم و فکر می کنیم خدا از وضعیت فقیر و فقرا با خبر نیست و ما با اون پول و ثروتی که خدا به ما میدهد می توانیم به اون افراد کمک کنیم .
این درحالی است که همه ما به یک اندازه به خدا نزدیک هستیم . و ضعیت الان اونها به خاطر افکاری است که داشتند
اگر هم ما کمکی به افراد فقیر و بی بضاعت می کنیم نه به خاطر اونها ،که خدای نکرده منتی گذاشته باشیم و یا حتی سر خدا منت بزاریم ،که ببین ما داریم کمک می کنیم ، بلکه به خاطر خودماست و اینکار به ذهن نا خوداگاه ما میگه که ثروت و نعمت ها زیاده ، بیشماره ، بینهایت است پس اگر من کمکی کنم هزاران برابر ان وارد زندگی خودم میشه.
نکته مهم : دوستان باید ببخشیم تا ثروت مند شویم نه اینکه ثروت مند شویم و بعدا ببخشیم
اگر کسی فکرش این باشه که اول باید ثروت مند بشه بعد ببخشه هیچ وقت ثروت مند نخواهد شد
4- چهارمین ترمز این است که ما فکر می کنیم پول حل کننده اصلی مسائل و مشکلات ما یا اون افرادی که می خواهیم به انها کمک کنیم است. و باعث می شه که ما به دنبال پول برویم نه پول به دنبال ما و به پول بچسبیم و قانون رهایی را انجام ندیم. و به جای سرمایه گذاری و توجه بر روی باور هایمان به چیز های نا خواسته توجه کنیم .
تمام ثروت و سلامتی و نعمت و قدرت و روابط خوب در پیشگاه خداست پس اگر خواهان این ها هستیم باید به رب العالمین تکیه بزنیم و برای دل خودمون زندگی کنیم و اگر کار خیری هم انجام می دهیم برای دل خودمون انجام میدهیم بدون هیچ چشم داشتی .
به این شعر از مولانا ختم می کنم.
هست امروز آنچ میباید بلی هست نقل و باده بیحد بلی
باز گردد عاقبت این در بلی رو نماید یار سیمین بر بلی
آقا آربای عزیز درود بر شما با این کامنت زیباتون که من با تمام وجودم انرژی مثبت و باورهای درست شما رو در کامنتتون احساس کردم و شاید باورتون نشه ولی باخوندن کامنت شما انگار روحم تازه شده و خون تازه ای در رگم جریان گرفت وحالللللمممم خوووببب شد.
عالییییی
من نکته ای رو در کامنت شما خواندم که در سایر کامنتها تا حالا بهش اشاره ای نشده بود و اون قانون رهایی بود که ما وقتی پول رو همه چیز و حلال همه ی مشکلات میبینیم یعنی بهش چسبیدیم ، پس طبق قانون ازش دورتر میشیم
وامااااا….
شعر زیبایی که از حضرت مولانا نوشته بودین عالی بود و لذت بسیاری بردم
آیا این معنیش این نیست که اون ها به خدا دسترسی ندارند و من دارم؟! واین که اون ها احتیاج دارند به من!
این یعنی آفریده خدا درست نیست و من میخوام درستش کنم!
خدای من خدای آنها هم هست
این نیروی قادر مطلق در دسترس همه هست
“این ترمز مخفی به نظر من زیر سوال بردن عدالت موجود در هستی و زیر سوال بردن دسترسی به نیروی قادر مطلقه که همیشه برای همه به یک اندازه در دسترسه و هیچ کس محتاج کسی نیست”
سوال اول :هر چقدر که بیشتر به پول فکر میکنم کمتر بدست می اورم
جواب :ما در جهانی زندگی میکنیم که کاملا دو قطبی ودو وجهی میباشد برای بهتر رساندن این مفهوم مثال میزنم :در این جهان هم شب داریم وهم روز .هم تاریکی هست هم روشنایی .هم شیرینی داریم وهم شوری والی اخر
این جهان دو وجهی از تنوع بسیار بالایی برخوردار میباشد واین خواسته های ماست که باعث این تنوع ودوقطبی بودن این جهان شده است
پول هم از این موضوع مستثنی نیست ودارای دو وجه میباشد یک وجه ان فراوانی پول است که باعث ثروت ورفاه میشود ویک وجه دیگر که محدود بودن پول هست وکمبود پول که باعث حرص طمع حسادت وکناهان دیگر میشود
نکته خیلی مهمی که باعث میشود ما به خواسته خود نرسیم این است که ما توجه وتمرگز خود را بر روی کمبود پول میگزاریم در حالی که خواسته ما رسیدن به پول است یعنی ما خواسته ای داریم که باور داریم کم است ومحدود وفقط یک عده به ان دسترسی دارند وما باید خیلی سخت کار کنیم تا به پول برسیم
خواسته ما با باور ما در تضاد هستند از یک طرف پول میخواهیم (همان پدال کاز )واز طرف دیگر باور داریم که پول نیست و محدود میباشد (همان پدال ترمز )
راهکاری که به نطر من میرسد این است که ما باید باور کنیم اساس این جهان بر خیر است وخوشبختی وسعادت وفراوانی از اصلی ترین قوانین این جهان میباشد
ما با مقاومت کردن وعدم پذیرش این قانون جلوی ورود این جریان خیر وبرکت را به زندگی خود میگیریم والا اگر ما تسلیم باشیم وبپذیزیم وارام باشیم واز زندگی فعلی خود راضی باشیم وشکر گزار این جریان بطور طبیعی وارد زندگی ما میشود وما به هر انچه که میخواهیم نا محدود دسترسی داریم
هر چقدر این قانون را باور کنیم به همان مقدار از ان بهره مند میشویم همان طور که در زندگی فعلی همه ما میتوان ردپایی از این ثروت ورفاه واسایش وخوشبختی را دید این جریان خوشبختی کم میشود ولی هرگز قطع نمیشود
برای رسیدن به ثروت وپول باید این جریان را باور کنیم وباور کنیم که پول در این جهان بی نهایت زیاد است وهر چقدر که از روی ان برمیداری بیشتر میشود ونامحدود وجود دارد
برای ثروتمند شدن باید ذهن ثروتمندی داشته باشیم واین کار با ساختن باور فراوانی امکان پذیر میباشد
سوال دوم :خدایا به من پول بده تا به بندهایت کمک کنم
این جهان با قوانین ثابت وغیر قابل تعقیر مدیریت واداره میشود وبه صورت شانسی ودل به خواهی اداره نمیشود که خدا از کسی خوشش بیاید وبه او بدهد واز کسی بیزار باشد واورا در سختی قرار دهد قوانین ثابت وبرای همه یکسان است واین از عدل خداوند سرچشمه میگیرد واگر کس پولدار شده ووضعیت خوبی دارد به خاطر افکار وباورهای که داشته به این جایکاه رسیده است و کسی هم که فقیر است اوهم به خاطر فرکانس و مداری که در ان قرا داشته وهر دو در جایکاه واقعیه خودشان هستند واین به خاطر عدالت خداوند است وقوانین حاکم بر جهان
کسی که از خداوند درخواست میکند به اوپول بدهد تا به بندکان خدا کمک از این قوانین بی اطلاع میباشد ودر خود احسای لیاقت وارزشمندی ندارد وخودش را لایق ثروت نمی داند و می خواهد با بخشیدن پول خود به دیگران خداوند به او ثروت دهد .
برای داشتن ثروت باید باور ارزشمندی ولیاقت را در خود ایجاد کنیم که من انسان لایقی هستم ولایق بهترین زندگی باید ذهن خودرا ثروتمند کرد با باور فراوانی وقتی این طوری فکر کنید واز خود لیاقت نشان دهید حتما جهان هم برای شما ارزش قایل میشود وثروت را روانه زندگیتان میکند
با سلام خدمت استاد گرانقدر گرانمایه و گران سنگ و همراهان عزیز دل
امروز صبح که از خواب پاشدم داشتم با خودم تکرار می کردم که هر روز و هر روز ثروت ها و فرصت ها بیشتر می شود.
ناخودآگاه بیت کوین و ارزهای دیجیتال به خاطر اومد که هر روز و هر هفته تعدادشان و ارزشون بیشتر میشود
و این ثروت عظیم از هیچ به وجود آمد
از بی نهایت بودن این ثروت هم که بخوام مثال بزنم می تونم به این مورد اشاره کنم که دایی یکی از دوستان مدرس ارزهای دیجیتال هستش و کانالی داره که سیگنال به شاگردهاش می فروشه
ماهانه ۲۷ میلیارد تومان از آموزش ارزهای دیجیتال و این کانال سیگنال ارزدیجیتال درآمد داره…
مدتی هستش که روی تجسم جدی تر کار می کنم و این بخاطر تاکید و لطف یکی از دوستان مبنی بر فوق العاده بودن جلسه ۲ قدم دوم بودش …
۵۰ بار ایشون گوش دادن شاید هم ۵۰ بار من گوش دادم و این جلسه بی نظیر و پر از آگاهی های ناب هستش
وقتی استاد با اون تاکید گفتن که هر چیزی رو بتونید در لحظه پایانی داشتنش تصور کنید و ازش لذت ببرید صد در صد
صد در صد صد در صد بهش می رسید شک نکنید صد در صد
دیگه حجت بر من تمام شد .
جالبه از وقتی خیلی جدی هر روز تجسم می کنم و لذت می برم … خودرویی که دوست دارم رو بیشتر توی خیابان می بینم و داشتنش داره برام منطقی تر و طبیعی تر می شود .
چند روز پیش در باشگاه انقلاب داشتم ورزش می کردم یهو یه آقایی شیشه ماشین لوکسش رو داد پایین و گفت آقای فارسی چرا دایرکت هاتو جواب نمیدی؟
آقا ما خیلی دنبالتیم و …!!! (پر بازدید ترین سایت آموزش املاک کشور رو من راه اندازی کردم)
اصرار کرد بریم بدنسازی و باهم تمرین کنیم گفتم حسش نیست گفت پس حداقل بیا قدم بزنیم و کلی صحبت کردیم درباره همکاری در دبی عمان و ترکیه و ایران…
خدا رو هزاران هزار بار شکر … نمی دونم با این دوست جدید پول میسازم یا نه اما میدونم همه ی اینا نشانه است که باید ببینمشون و تایید کنم و سپاسگزار باشم …
به خودمون نگاه کنیم ! بابا ما شرک از سرو رومون میباره . کافیه استاد یه فایل رایگان بزاره ، یا یه ویس بزاره . همه ( اول از همه هم خودم ) میدوییم میام زیرش مینویسم واااااااااااااااااای اســــــــتاااااااااااااااااااااااد ، واااااااااااااااای روانی شدم از این حرفات ، وااااااااااااای دیونه شدم ، واااااااااااااااااای چقدر حرفات خوب بود ، واااااااااااااااااااااای تو پیامبر زمانی ، واااااااااااااااااااااااااای چه کردی با این فایلت واااااااااااااای مخم ترکید واااااااااااااااااااای وااااااااااااااااای واااااااااااااای
اونوقت کتاب قرآن 400 صفحه کلام خداااااااااااااا توی خونه هممون هست ، کلاااااااااااااااااااااام خـــــــــــــــــــــــــــدا ، بابا همون خدایی که هی میایم اینجا براش با گریه زاری تایپ میکنیم و قربون صدقه استاد عباس منش میریم ، که یکی از الهاماتی که از خدا بهش شدرو به ما گفته !!!! کلااااااااااامش ، فایل آموزشیش مجاااااااااااااااااااانی تو خونه هممون هست
خداوکیلی کدوممون گفتیم وااااااااااااااااااااااای واااااااااااااااااااای وااااااااااااااااااای ببین این کلام خداست وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای برم خودمو خفه کنم باهاش انقدر بخونمش و روش فکر کنم !
هیچ کدوممون . هیچ کدوم . منم سردسته همتون
آقا شرک داریم . یکی از اله هامونم همین استاد عباس منشه عزیزه که خــــیلی هامون میپرستیمش که بیاد یه حرفی بزنه زندگیمون تغــــــــیر کنه . چقدر من دیدم بچه ها مینویسن منتظر بود یه فایل بزاری ، هی کانالتو چک میکردم فایل بزاری . بابا خدا 400 صفحه فایل گذاشته . کدوممون همشو خوندیم ؟!!!!!! به خدا همین استاد عباس منشه عزیز هم اون کتابو خونده.
شرط میبندم وقتی فهمیده همه قرآن درمورد قانونه گفته واااااااااااااااااااااااااااااااای برم قورت بدم این آیاتو … آره اینکارو کرده که الان 1000 تا خونه داره ، چندملیارد درآمد ماهیانه داره ، یه پست میزاره تو سایتش 2000 هزار نفر میان زیرش نظر میدن . در عرض 1 هفته اعضای کانالش از 2K میشه 3K .
عباس منش قرآنو که دید گفت وااااااااااااااااااااااااااااااای . اما ما چی ؟!
آقا من 2 ساله دارم رو باورهام کار میکنم ! به خدا باورهام در حد چند ملیون درآمد درسته . سنگ بود 12 تا چشمه ازش جوشیده بود ! مشرکم که کارم راه نمیافته دیگه . شرک دارم که بعد از 2 سال یه ماه درآمد 100 هزار تومنه یه ماه 1500 تومان. شرک دارم که هی میرم اعضای کانال تلگراممو چک میکنم ببینم کی اومده کی رفته ! شرک دارم که هی به دنبال نتیجم ! فکر میکردم 1 ملیونم بشه 10 ملیون زندگیم عوض میشه . نه بابا هیچی نمیشه 10 ملیونم بشه دوباره دنبال اینم بشه 20 ملیون . شرک دارم که میترسم نتیجه دلخواهم نگیرم . شرک دارم که همش منتظر اینم عباس منش یه جمله طلایی بگه باورهام بترکه . شرک دارم که از زندگیم لذت نمیبرم . اگر توحیدی بودم که خیالم تخت تخت بود الان داشتم با همین وضعیتم عشق میکردم با زندگیم . با همین سلامتی . با همین رشد شخصیتی . با همین قرآن . با همین کامنتا . تو همین مسیر
دوست عزیزی که میای هی زیر کامنتهای من مینویسی آقای فلاح اگر شما انقدر باورهات خوبه پس باید نتیجه گرفته باشی !!! آقا من شرک دارم . اصلی ترین باورم برای موفقیت مشکل داره . هیچی هم نتیجه مالی نگرفتم تا الان . یه قرون دوزار نتیجه مالی نیست . شما هم باید بری رو باور توحیدی کار کنی اگه میخوای نتیجه بگیری . دنبال نتیجه دیگران نباش.
اصلا و ابدا نمیدونم چرا این چیزارو نوشتم . گفتم که یه حسی بهم گفت بیام بنویسم شاید خدا میخواست به خودم و یه سری از شماها تلنگر بزنه.
دوست عزیز با قسمتی از گفته های شما موافقم من هم حس خوبی ندارم وقتی تعدادی از دوستان زیادی در مورد استاد احساساتی میشوند
چون باید بیشترین تشکر را از خدای استاد نمود و این واقعا حس خوبی به من میدهد
در مورد اینکه حرفهای استاد از روی قران هست و ما هم قران را مطالعه کنیم زیاد با شما موافق نیستم البته من هم از مطالعه قران لذت میبرم اما شاید به دلیل عشق و علاقه شدید استاد و یا دلایلی که من نمیدانم استاد واسطه ای برای فهم بهتر و روانتر قوانین الهی شده اند
من واقعا خداوند را شاکرم که توسط یکی از بندگانش به این نیاز ما پاسخ داده میشود
انرژی استاد قابل حس و درک بوده و به ما هم انرژی میدهد
به عقیده اینجانب، نظر شما جالب ولی باز هم مثل سایر دوستانی که به قول شما خیلی واااااااااااای وااااااااااای :) می کنند یک مقدار احساسی بود. فکر می کنم که دوستانی که به این صورت ابراز احساسات می کنند به قول آقای عباس منش احساساتشان بر آنها غلبه کرده است و به همین دلیل از جملات مبالغه آمیز استفاده می کنند که خود آقای عباس منش هم در یکی از فایلها اشاره کرده بودند که خوشایندشان نیست.
من به شخصه قبل از آشنایی با سایت آقای عباس منش با قانون جذب آگاهی داشتم و خواندن قرآن با معنی را طی یک تلنگر به فضل خدا آغاز کردم. ولی برای تطبیق قانونهایی مانند قانون جذب با آموزه های قرآن به خصوص در حوزه ثروت برایم مسایل زیادی مطرح بود که نمی توانستم درک کنم. سوالی را مطرح کردم و به یکی از اساتید قانون جذب فرستادم که جوابی دریافت نکردم ولی چون این پرسش مطرح شده بود به یاری خدا به سایت آقای عباس منش هدایت شدم و سرنخ اصلی که همان توحید بود را در همان فایلهای رایگان پیدا کردم. با این حرکت و با نشانه هایی که در قرآن کریم می دیدم سرعت پیشرفت من افزایش پیدا کرد. و به ناگاه کلی از مسایل و باورهای اشتباه آشکار من هویدا شد و شروع به اصلاح آنها کردم و در کمتر از 4 ماه نتایجی رو گرفتم که برایم غیر قابل باور بود. اما باز هم باورهای محدود کننده من نتایج رو ناقص کرده بود. بنابراین برای پیدا کردن باورهای اشتباه دیگرم با بخشی از نتایجی که گرفته بودم چند محصول از جمله ثروت 1 رو تهیه کردم و الان هم در حال کار بر روی اون باورها هستم و فهمیده ام که چه ترمزهای بزرگی دارم و برخی را هم شاید هنوز شناسایی نکرده ام.
من به فضل خدا (بر این نکته تاکید دارم) نتایج درخور توجهی (با تلاش کم و بسیار راحت و بدون هیچ سختی ولی همراه با سختی فراوان در اصلاح باورها) به خصوص در حوزه ثروت که بیشترین مشکل را داشتم گرفته ام و فکر می کنم برای بهتر نتیجه گرفتن باید باوری درست اما به صورت منطقی و ماندگار که با آن احساس راحتی کنیم بسازیم و این مشکل بسیاری از افرادی است که در مدت طولانی با باورهای بسیار عالی نتیجه نگرفته اند.
آقای عباس منش از نظر درکی که از قوانین پیدا کرده اند و نتایجی که نشان دهنده آن است برای من بسیار قابل احترام هستند و من هم بابت معلوماتی که آموخته ام بسیار از ایشان سپاسگزارم. اما جز برگزیدگان خدا که در مقام رسالت عاری از اشتباهند، هیچ کس معصوم نیست و ما باید به قول شما طوری رفتار کنیم که دچار شرک نشویم یا به عبارتی بدون تحقیق و تفکر هر نظری را نپذیریم حتی اگر نظر آقای عباس منش باشد. هر چند در مورد اکثر قوانین نظرات ایشان و درک عمیقشان برایم بسیار جالب است ولی در مورد برخی تفسیرهای ایشان از دستورات قرآن (مانند انفاق و نماز) و یا ماهیت خداوند (نه سیستم) نظرات ایشان برایم قابل قبول نیست (البته نظرات ایشان را صد در صد رد نمی کنم ولی با توجه به دانشی که در حال حاضر دارم و تحقیقاتی که کرده ام برخی نظرات ایشان در حال حاضر برایم قابل قبول نیست) و در این موارد به شخصه باورهای خودم را حفظ کرده و یا حتی برخی از باورهای دیگر مانند انفاق با خودخواهی را قبول نکرده و باور خودم را با انطباق برآنچه تاکنون از قرآن و سیره پیامبر و امامان دریافته ام به گونه ای دیگر اصلاح کرده ام.
این موضوع از این جهت اهمیت دارد که ما باید بتوانیم باور درست داشته باشیم و با توجه به آموزه خود آقای عباس منش باید باور را منطقی کنیم تا ماندگار شود. اما اگر ما صرفا بخواهیم آن باور را پذیرفته و با تکرار جایگزین کنیم باز هم ناخودآگهمان اگر فرکانس منفی نفرستد یا فرکانسی ارسال نمی کند یا فرکانس مثبت ضعیفی ارسال می کند. از طرفی حتی در صورت نتیجه گرفتن هم با مدتی کار نکردن بر روی آن باور همه چیز از بین می رود و باورهای قبلی دوباره خود را نمایان می کند مگر آنکه در محیطی ایزوله از جامعه و خانواده قرار بگیریم.
البته من خودم می دانم که هنوز در ابتدای راهم و خیلی زیاد باید بر روی باورهایم کنم ولی آنچه به نظرم برای کمک به شما با این درک عالی از قوانین رسید به قصد تفکر شما در مورد آن بیان کردم.
سلام خدمت استاد عزیزم? و تمامی دوستان و همراهان موفقیت، سلامتی، صمیمیت، سعادت و ثروت سایت عباسمنش.??
?سریع بریم به جواب سوال بپردازیم?
باید اول به یاد داشته باشیم که رسیدن به پول و ثروت فقط برای بخشش نیست و ?مهمترین ترمز موضوع اون اینه که من تا نداشته باشم نمیتوانم ببخشم و این ترمز که من تا نداشته باشم نمیتوانم ببخشم خود عامل مهمی برای نرسیدن به ثروت است.و تماما” ذهن ما را به نبود و کمبود پول سوق میدهد.?
احساس کمبود و نبود پول عامل احساس ترس و اضطراب و نگرانی ترمز دیگری به وجود می آورد برای نرسیدن به ثروت و در بحث اینکه داشته باشم می توانم ببخشم.
باید به خاطر داشت باید همیشه و در همه حال و در دارائی و نداری ببخشیم و کار خیر پولی و معنوی انجام دهیم.
یاد این متن افتادم که خواندم که می گفت اگر در فقر کامل و خوردن یک تکه نان خشک آن را با سگ گرسنه ای تقسیم کردی کار خیری بوده و الا هر که در ثروت ببخشد هنر نیست.
در هر صورت استاد ترمزی بالاتر از این نیست که من لایق بخشیدن در فقر را نیستم پس لیاقت ثروت هم پیدا نخواهم کرد.
تا وقتی که ذهن ما ثروت را برای بخشش نه برای استقلال مالی و لذت و توان و اراده خرید و سرگرمی بخواهد هر روز از خوشبختی و رسیدن به پول دورتر می شویم .
ممنون که پیام منو خواندین امیدوارم توانسته باشم منظورمو کامل برسونم.??
سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین و دوستان عزیزم که تک تک پیام هاشون برام پر از درس
وقتی اول فایل این سوال رو پرسیدین همونجا استپ زدم و شروع کردم به نوشتن اولش ذهنم میگفت همش بخاطر کمبود عزت نفس و چیز دیگه ای نیس وقتی استاد میگفتن که چقدر باورام میشه شناسایی کرد همش میگفتم آخه مگه این یه جمله چی داره اتفاقا نشون از نیت خیر ما میده که و خیلی مقاومت داشتم ولی شروع کردم به نوشتن
خودم چشمام گرد شد و گفتم واقعا من بخاطر این باورام این خواسته رو میخاستم وقتی رفتم کامنت دوستان رو خوندم دیدممم وااای که چه باورایی پشت این یه جمله هست و بیشتر ایمان اوردم به حرفای استاد که میگن برید کامنتت ها رو بخونید
اولین ترمزی که شناسایی کردم
باور احساس لیاقت
من در خودم هنوزم احساس لیاقت رو نمیبینم که خیلی ثروت داشته باشم وقتی به خواسته های که تصورشون میکردم یه نیم نگاهی انداختم دیدم هر خواسته ای دارم واسه خاطر خوشحالی اطرافیانم بود من حتی اگر یه باغ یا خونه میخاستم بازم بخاطر خانوادم بود فقط تو تصوراتم اونا رو میدیدم که شادن و من یه آرامشی دارم که موفق شدم و اونا بهم افتخار میکنن ،نداشتن عزت نفس یکی از مهمترین پاشنه آشیل های من در حدی شدید که میدیدم من خواسته ای ندارم برای خودم تو همه ی خواسته هام رد پای خوشحال کردن دیگران و راضی نگه داشتن اونا بود
دومین ترمزی که شناسایی کردم
کمک کردن به دیگران
من همیشه یکی از خواسته هام راه اندازی یه مدرسه بود همیشه پخش کردن غذا بین مستحق ها یکی از خواسته هام بود و فک میکردم پولدار بشم وظیفه من نجات این ادعاست باید آنقدر پول داشته باشم تا بتونم به همشون کمک کنم البته این مورد با بیشتر کار کردن رو خودم کمی بهتر شده و فهمیدم که من نمیتونم زندگی دیگران رو تغییر بدم و خیلی وقتا ا ین حس دلسوزی رو کنترل میکنم و همیشه با این باور که هر کی الان جای درسته حالمو خوب میکنم
سومین ترمزیکه شناسایی کردم
توجه ام روی چیه
من با داشتن این خواسته ها همش توجه ام روی فقر و بدبختی بود آدم هایی که بیچاره و به کمک من احتیاج دارن یه حس عذاب وجدان که اگه من تنهایی به ثروت برسم گناهه که به بقیه ندم یعنی کلا تعریف بخشش برام اشتباه معنی شده بود
چهارمین ترمزی که شناسایی کردم
مهم بودن نظر دیگران
بازم تو این خواسته ها وقتی ریز میشم میبینم چقدر نظر دیگران برام مهم که ازم تعریف کنم و بگن فلانی چقدر خیر یا موفق شد و اصل خودشو فراموش نکرد چقدر این مهم بودن نظر دیگران ریز توی زندگیمون و خیلی وقتا متوجه اش نمیشیم
پنجمین ترمزی که شناسایی کردم
به رحم آوردن دل خدا
همین جا متوجه شدم هنوز باورم نشده باید نگاه سیستمی به خدا داشته باشم و نگاهم انسانی و فک میکنم اگر به خدا بگم که نیت واقعی ام از ثرتمند شدن چیه خدا زودتر منو به خواسته ام میرسونه و به خیال خودم میگفتم خدا هم میدونه نیت من خیر و زودتر منو به خواسته ام میرسونه ولی غافل از اینکه توی این قوانین هر کی بیشتر احساس لیاقت کنه نعمت بیشتری دریافت میکنه من با این باور دارم به جهان این فرکانس رو میفرستم که من لیاقت نعمت رو ندارم و بخاطر دیگران میخام و بخاطر همین این نعمت ها رو دریافت نمیکنم
سلام عرض میکنم به دوستان و استاد عزیزم
به نظر من وقتی ما از خدا ثروت می خواهیم و بعدش به خودمون یا به خدا میگیم اگر به من این ثروت رو بدی من فُلان کار خیر رو انجام میدم، ما به صورت ناخودآگاه باور نداریم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست و خدا از من بیشتر می خواد که به من ثروت بده پس ناخودآگاه می آییم برای اینکه ثروتمند شدن رو معنوی پیش خودمون جلوه بدیم با خدا قرار میزاریم که اگه به من ثروت بدی من بخشی یا همه شو صرف کار خیر و خداپسندانه میکنم. در واقع افکار و عقاید گذشتگانمان هنوز در مغز ما در حال کار هستند پس نتیجه هم می شود مثل قبل.
باور مخرب دیگه ای که فکر میکنم تو این حرف وجود داشته باشه باور کمبودِ. به این معنی که وقتی ما چنین قراری میزاریم باور نداریم که جهان هر روز داره ثروتمندتر میشه و اصلا لازم نیست این همه کارهای به اصطلاح خیر انجام دهیم. فقط با ثروتمند شدن ما همه ی کارها بصورت خود به خود انجام میشه. مثلا هنگام ثروتمند شدنم لازم نیست مثلا به برادرم پولی کمک کنم، من فقط با ثروتمند شدن الگویی برای برادرم و صدها نفر دیگه میشم که اونها هم باور میکنند با همین شرایط و همین امکانات میشه به موفقیت رسید.
باور مخرب دیگه ای که از این حرف به وضوح مشخصه، اینه که فرد درخواست کننده به نتیجه شک داره و ایمان قوی و صد در صدی به اینکه جواب می دهد نداره. پس با یک حالت التماس گونه که در فضای شک و شاید هم شرک است میاد و این قرار رو بین خودش و خدا میزاره. یعنی خیالش راحت نیست. یعنی خواسته شو رها نکرده. یعنی به خواستش چسبیده و هر طور شده می خواد اون رو بدست بیاره حتی اگه شده همه ی ثروت درخواست کرده رو در راه دیگه ای خرج کنه.
ثروتمند شدن یک امر مقدسه. آباد کردن زمین مستلزمه داشتن ثروت است. ثروتمند شدن یک نوع شکرگذاری از خداست همون خدایی که این همه توانایی و استعداد به ما عطا کرده، اگر ما با این داشته ها ثروتمند نشیم به نوعی منکر این داشته ها شدیم. ثروتمند شدن باشکوه است. احساس قدرت، احساس نزدیکی به خدا، احساس مفید بودن، احساس روزی رساندن، احساس رضایت، احساس گسترش جهان است.
شاد و موفق باشید
سلام علیرضا جان
با خواندن نظر زیبات مخصوصا بند آخرش
و یک سری از نظرات ارزشمند بقیه بچه ها، یک جمله ی تاکیدی نوشتم،
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست و خداوند از من بیشتر میخواهد که ثروتمند بشم چون
لیاقت داشتن این ثروت عظیم از بی نهایت فراوانییی را داری،
چون ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن با شکوهه
چون با ثروتمندتر شدنم، احساس قدرت بیشتری را بهم میده
چون با ثروتمندتر شدنم، احساس نزدیکی بیشتری به رب العالمین میکنم
چون با ثروتمندتر شدنم، احساس مفید بودن بیشتری بهم دست میده
چون با ثروتمندتر شدنم، احساس ارزشمند بودن بیشتری را میکنم
چون با ثروتمندتر شدنم، احساس رضایت تمام سول های بدنمو فرا میگیره
چون با ثروتمندتر شدنم، میتونم در راستای شعار مقدس زندگیم بهتر حرکت کنم
“شادتر زندگی کنم و بیشتر به گسترش جهان کمک کنم”
امیدوارم هر جایی که هستی شادتر، خندان تر و ثروتمندتر باشی چون لایقش هستی.
به نام خدا
سلام به جناب عباسمنش و تمام دوستان سایت
باور های اشتباه و غلط درخواست مطرح شده از نظر من چند بخش هست:
اولین باور اشتباه اینه که ما خواسته خودمون رو با بخشش و کمک به فقرا هویت ببخشیم پس معلومه از هویت اصلی ثروت و تروتمند بودن زیاد راضی نیستیم یا به عبارت دیگه خودمون رو لایق ثروت نمیدونیم و با شریک کردن نیازمندان در خواسته خودمون با خدا وارد معامله بشیم.
دومین باور اشتباه اینکه ما به صورت قراردادی و شرطی با خدا وارد معامله بشیم درخواست حساب نمیشه بلکه پیشنهاد به خدا حساب میشه یعنی ما به کریم بودن و وهاب بودن خدا ایمان کامل نداریم
سومین باور اشتباه اینکه با خدا معامله کنیم و در درخواست ثروت خودمون شریک قائل بشیم یعنی رقم و مقدار ثروت از نظر ما زیاد هست و عملا ما به بخشی از اون ثروت تعلق نداریم و باور نداریم که خداوند این ثروت رو به پاس اجرای قوانین و ایمان ما بدون هیچ چشمداشتی به ما بدهد پس به رزاق بودن خداوند ایمان کامل نداریم.
چهارمین باور اشتباه میشه گفت پشت این درخواست یه حس اینکه ثروت رو برای دیگران و اثبات خود به دیگران نهفته است و یکی از اهداف ثروتمند شدن جلب توجه دیگران است
پنجمین باور اشتباه شاید این باشد که اگر من ثروتمند شوم و به جمع ثروتمندان بپیوندم از اموال فقرا کم میشود و با بخشش میتوانم بخشی از تعادل را رعایت کنم یعنی شخص درخواست کننده به باور فراوانی ایمان ندارد در صورتی که با اضافه شدن افراد به جمع ثروتمندان زنجیره ای جدید در روند ثروت به وجود می آید.
ششمین باور اشتباه افراد ثروتمند باید بخشی از ثروت خود را دائما ببخشند وگرنه برکت از مال و ثروت رفته و ثروت بدست آمده ماندگار نیست.
هفتمین باور اشتباه ذات ثروت و ثروتمند شدن پلک نیست و با بخشش میتوان ثروت رو پاک نگه داشت…
هشتمین باور اشتباه اینکه مقداری از ثروت رو قبل از کسب ثروت معامله کرده و ببخشیم یعنی ما نیاز به تمام این ثروت نداریم و با مقدار کمتر از این ثروت هم خوشبخت و راضی هستیم…
نهمین باور اشتباه با طرح این شرط و معامله با خدا این باور غلط را مخفی می کنیم که ثروتمندان معنویت شان کم میشود و فقرا و اطرافیان نیازمند را فراموش میکنند و با طرح کردن بخشش ثروت در هنگام درخواست در حال اثبات این هستیم که معنویتمان کم که نمیشود بلکه دائما به فکر فقرا هم هستیم.
دهمین باور اشتباه دعای خیر و تشکر فقرا و مریضان است که باعث افزایش رزق و فزونی ثروت من میگردد….
یازدهمین باور اشتباه اینکه فکر کنیم فقط افراد بسیار ثروتمند میتوانند دست خداوند باشند برای کمک به فقرا و مریضان! در صورتی که خداوند از بینهات مسیر نعمت هایش رو به بندگانش میرسونه…
این چند مورد فعلا به ذهنم رسید درصورتی که احساس میکنم ترمز های دیگری هم حتما وجود داره….
با تشکر از آقای عباسمنش و تمام دوستانی که وقت گذاشتن و مطالعه کردند.
خیلی قشنگ نوشتین واقعا باعث شد من چندتا از این ترمزهایم پیدا کنم
به نام خداوند مهربان
سلام خدمت همه دوستان عزیز
اول از همه از خدا تشکر می کنم که من را به این مسیر هدایت کرد بعد از ان از استاد تشکر می کنم به خاطر این که این فایل ها را عاشقانه تهیه می کنند . و بعد از ان هم از دوستانی که وقت می گذارند و این کامنت ها را می خوانند.
مطلب اصلی این بود که از خداوند بخواهیم به ما ثروت زیادی ببخشد تا با آن ثروت در جهت انجام کارهای خیر استفاده کنیم.
1- مهمترین ترمزی که جلوی ثروتمند شدن را می گیره ، اون شرک خفی است که در این مطلب بود و من هم به اون توجه ی نمی کردم و اون شرک این بود که
• ما کاری کنیم که مردم ما را قبول داشته باشند
• نظر مردم برای مهم است و اینکه مردم چه فکری درباری ما می کنن
• باید مردم را راضی کنی اونها را خوشحال کنی تا اگه یک روزی دچار مشکل شدی اونها کمکت کنند .
• خلاصه این یه کاری انجام بدی که مردم دورت جمع بشن و پشتوانه ی ما باشن
• ولی یادمان رفته که خدا اون ثروت و نعمت و سلامتی و روابط و مردم را دور ما جمع کرده
• ولی یادمان رفته که باید برای دل خودمون زندگی کنم.
• ولی یادمان رفته که باید فقط و فقط روی تنها قدرت ، تنها منبع رزق و تنها منبع سلامتی و تنها منبع ثروت جهان حساب باز کنیم و به اون تکیه بزنیم
2- دومین باگ یا ترمز اینه که ما ، خودمون را لایق اون ثروت و نعمتی که از خدا می خواهیم، نمی دونیم وفکر می کنیم که اگر اون ثروت یا بخشی از اون ثروتی را خرج فقیر و فقرا و پدر و مادر نکنیم خدا دیگه ما را دوست نداره یا اینکه خودمون یک حس بدی پیدا می کنیم.
3- سومین ترمز اینکه ما می خواهیم به جای خدا خدایی کنیم و فکر می کنیم خدا از وضعیت فقیر و فقرا با خبر نیست و ما با اون پول و ثروتی که خدا به ما میدهد می توانیم به اون افراد کمک کنیم .
این درحالی است که همه ما به یک اندازه به خدا نزدیک هستیم . و ضعیت الان اونها به خاطر افکاری است که داشتند
اگر هم ما کمکی به افراد فقیر و بی بضاعت می کنیم نه به خاطر اونها ،که خدای نکرده منتی گذاشته باشیم و یا حتی سر خدا منت بزاریم ،که ببین ما داریم کمک می کنیم ، بلکه به خاطر خودماست و اینکار به ذهن نا خوداگاه ما میگه که ثروت و نعمت ها زیاده ، بیشماره ، بینهایت است پس اگر من کمکی کنم هزاران برابر ان وارد زندگی خودم میشه.
نکته مهم : دوستان باید ببخشیم تا ثروت مند شویم نه اینکه ثروت مند شویم و بعدا ببخشیم
اگر کسی فکرش این باشه که اول باید ثروت مند بشه بعد ببخشه هیچ وقت ثروت مند نخواهد شد
4- چهارمین ترمز این است که ما فکر می کنیم پول حل کننده اصلی مسائل و مشکلات ما یا اون افرادی که می خواهیم به انها کمک کنیم است. و باعث می شه که ما به دنبال پول برویم نه پول به دنبال ما و به پول بچسبیم و قانون رهایی را انجام ندیم. و به جای سرمایه گذاری و توجه بر روی باور هایمان به چیز های نا خواسته توجه کنیم .
تمام ثروت و سلامتی و نعمت و قدرت و روابط خوب در پیشگاه خداست پس اگر خواهان این ها هستیم باید به رب العالمین تکیه بزنیم و برای دل خودمون زندگی کنیم و اگر کار خیری هم انجام می دهیم برای دل خودمون انجام میدهیم بدون هیچ چشم داشتی .
به این شعر از مولانا ختم می کنم.
هست امروز آنچ میباید بلی هست نقل و باده بیحد بلی
باز گردد عاقبت این در بلی رو نماید یار سیمین بر بلی
نوبهار حسن آید سوی باغ بشکفد آن شاخههای تر بلی
من خمش کردم ولیکن در دلم تا ابد روید نی و شکر بلی
در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید :)
به نام الله یکتا
سلام به همه ی عزیزان
آقا آربای عزیز درود بر شما با این کامنت زیباتون که من با تمام وجودم انرژی مثبت و باورهای درست شما رو در کامنتتون احساس کردم و شاید باورتون نشه ولی باخوندن کامنت شما انگار روحم تازه شده و خون تازه ای در رگم جریان گرفت وحالللللمممم خوووببب شد.
عالییییی
من نکته ای رو در کامنت شما خواندم که در سایر کامنتها تا حالا بهش اشاره ای نشده بود و اون قانون رهایی بود که ما وقتی پول رو همه چیز و حلال همه ی مشکلات میبینیم یعنی بهش چسبیدیم ، پس طبق قانون ازش دورتر میشیم
وامااااا….
شعر زیبایی که از حضرت مولانا نوشته بودین عالی بود و لذت بسیاری بردم
در پناه خدا شاد وپایدارو موفق باشید
دخالت در وظیفه خدا
زیر سوال بردن عدالت خدا
آیا این معنیش این نیست که اون ها به خدا دسترسی ندارند و من دارم؟! واین که اون ها احتیاج دارند به من!
این یعنی آفریده خدا درست نیست و من میخوام درستش کنم!
خدای من خدای آنها هم هست
این نیروی قادر مطلق در دسترس همه هست
“این ترمز مخفی به نظر من زیر سوال بردن عدالت موجود در هستی و زیر سوال بردن دسترسی به نیروی قادر مطلقه که همیشه برای همه به یک اندازه در دسترسه و هیچ کس محتاج کسی نیست”
یا سلام خدمت استاد عزیز ودوستان محترم
سوال اول :هر چقدر که بیشتر به پول فکر میکنم کمتر بدست می اورم
جواب :ما در جهانی زندگی میکنیم که کاملا دو قطبی ودو وجهی میباشد برای بهتر رساندن این مفهوم مثال میزنم :در این جهان هم شب داریم وهم روز .هم تاریکی هست هم روشنایی .هم شیرینی داریم وهم شوری والی اخر
این جهان دو وجهی از تنوع بسیار بالایی برخوردار میباشد واین خواسته های ماست که باعث این تنوع ودوقطبی بودن این جهان شده است
پول هم از این موضوع مستثنی نیست ودارای دو وجه میباشد یک وجه ان فراوانی پول است که باعث ثروت ورفاه میشود ویک وجه دیگر که محدود بودن پول هست وکمبود پول که باعث حرص طمع حسادت وکناهان دیگر میشود
نکته خیلی مهمی که باعث میشود ما به خواسته خود نرسیم این است که ما توجه وتمرگز خود را بر روی کمبود پول میگزاریم در حالی که خواسته ما رسیدن به پول است یعنی ما خواسته ای داریم که باور داریم کم است ومحدود وفقط یک عده به ان دسترسی دارند وما باید خیلی سخت کار کنیم تا به پول برسیم
خواسته ما با باور ما در تضاد هستند از یک طرف پول میخواهیم (همان پدال کاز )واز طرف دیگر باور داریم که پول نیست و محدود میباشد (همان پدال ترمز )
راهکاری که به نطر من میرسد این است که ما باید باور کنیم اساس این جهان بر خیر است وخوشبختی وسعادت وفراوانی از اصلی ترین قوانین این جهان میباشد
ما با مقاومت کردن وعدم پذیرش این قانون جلوی ورود این جریان خیر وبرکت را به زندگی خود میگیریم والا اگر ما تسلیم باشیم وبپذیزیم وارام باشیم واز زندگی فعلی خود راضی باشیم وشکر گزار این جریان بطور طبیعی وارد زندگی ما میشود وما به هر انچه که میخواهیم نا محدود دسترسی داریم
هر چقدر این قانون را باور کنیم به همان مقدار از ان بهره مند میشویم همان طور که در زندگی فعلی همه ما میتوان ردپایی از این ثروت ورفاه واسایش وخوشبختی را دید این جریان خوشبختی کم میشود ولی هرگز قطع نمیشود
برای رسیدن به ثروت وپول باید این جریان را باور کنیم وباور کنیم که پول در این جهان بی نهایت زیاد است وهر چقدر که از روی ان برمیداری بیشتر میشود ونامحدود وجود دارد
برای ثروتمند شدن باید ذهن ثروتمندی داشته باشیم واین کار با ساختن باور فراوانی امکان پذیر میباشد
سوال دوم :خدایا به من پول بده تا به بندهایت کمک کنم
این جهان با قوانین ثابت وغیر قابل تعقیر مدیریت واداره میشود وبه صورت شانسی ودل به خواهی اداره نمیشود که خدا از کسی خوشش بیاید وبه او بدهد واز کسی بیزار باشد واورا در سختی قرار دهد قوانین ثابت وبرای همه یکسان است واین از عدل خداوند سرچشمه میگیرد واگر کس پولدار شده ووضعیت خوبی دارد به خاطر افکار وباورهای که داشته به این جایکاه رسیده است و کسی هم که فقیر است اوهم به خاطر فرکانس و مداری که در ان قرا داشته وهر دو در جایکاه واقعیه خودشان هستند واین به خاطر عدالت خداوند است وقوانین حاکم بر جهان
کسی که از خداوند درخواست میکند به اوپول بدهد تا به بندکان خدا کمک از این قوانین بی اطلاع میباشد ودر خود احسای لیاقت وارزشمندی ندارد وخودش را لایق ثروت نمی داند و می خواهد با بخشیدن پول خود به دیگران خداوند به او ثروت دهد .
برای داشتن ثروت باید باور ارزشمندی ولیاقت را در خود ایجاد کنیم که من انسان لایقی هستم ولایق بهترین زندگی باید ذهن خودرا ثروتمند کرد با باور فراوانی وقتی این طوری فکر کنید واز خود لیاقت نشان دهید حتما جهان هم برای شما ارزش قایل میشود وثروت را روانه زندگیتان میکند
سلام خدمت رضای عزیز دیدگاهت عالی بود و من رو به فکر فرو برد ازت ممنونم که دیدگاهت رو با ما به اشتراک گذاشتی خدا حفظت کنه عزیزم
ممنون که وقت گذاشتید و خوندید ???
ماشالله ماشالله چقدر نظر چقدر چقدر ادمای هدایت شده..
چقدر فراوانی هست توی این صفحه
خدارو شکر
چقدر ادم نت دارن که میان نظر مینویسن
چقدر ادم از اتفاقاتشون میگن
چقدر نظرات بهم ارامش میده. دوستون دارم
سلام عرض ادب
در مورد نت که گفتی باور فراوانی که بینهایت فراوانی در جهان هستی وجود داره
درود بر شما
با سلام خدمت استاد گرانقدر گرانمایه و گران سنگ و همراهان عزیز دل
امروز صبح که از خواب پاشدم داشتم با خودم تکرار می کردم که هر روز و هر روز ثروت ها و فرصت ها بیشتر می شود.
ناخودآگاه بیت کوین و ارزهای دیجیتال به خاطر اومد که هر روز و هر هفته تعدادشان و ارزشون بیشتر میشود
و این ثروت عظیم از هیچ به وجود آمد
از بی نهایت بودن این ثروت هم که بخوام مثال بزنم می تونم به این مورد اشاره کنم که دایی یکی از دوستان مدرس ارزهای دیجیتال هستش و کانالی داره که سیگنال به شاگردهاش می فروشه
ماهانه ۲۷ میلیارد تومان از آموزش ارزهای دیجیتال و این کانال سیگنال ارزدیجیتال درآمد داره…
مدتی هستش که روی تجسم جدی تر کار می کنم و این بخاطر تاکید و لطف یکی از دوستان مبنی بر فوق العاده بودن جلسه ۲ قدم دوم بودش …
۵۰ بار ایشون گوش دادن شاید هم ۵۰ بار من گوش دادم و این جلسه بی نظیر و پر از آگاهی های ناب هستش
وقتی استاد با اون تاکید گفتن که هر چیزی رو بتونید در لحظه پایانی داشتنش تصور کنید و ازش لذت ببرید صد در صد
صد در صد صد در صد بهش می رسید شک نکنید صد در صد
دیگه حجت بر من تمام شد .
جالبه از وقتی خیلی جدی هر روز تجسم می کنم و لذت می برم … خودرویی که دوست دارم رو بیشتر توی خیابان می بینم و داشتنش داره برام منطقی تر و طبیعی تر می شود .
چند روز پیش در باشگاه انقلاب داشتم ورزش می کردم یهو یه آقایی شیشه ماشین لوکسش رو داد پایین و گفت آقای فارسی چرا دایرکت هاتو جواب نمیدی؟
آقا ما خیلی دنبالتیم و …!!! (پر بازدید ترین سایت آموزش املاک کشور رو من راه اندازی کردم)
اصرار کرد بریم بدنسازی و باهم تمرین کنیم گفتم حسش نیست گفت پس حداقل بیا قدم بزنیم و کلی صحبت کردیم درباره همکاری در دبی عمان و ترکیه و ایران…
خدا رو هزاران هزار بار شکر … نمی دونم با این دوست جدید پول میسازم یا نه اما میدونم همه ی اینا نشانه است که باید ببینمشون و تایید کنم و سپاسگزار باشم …
خدا رو شکر خداروشکر خدا روشکر…
الهی روزی تون هزار برابر🙏🏼🌹
داشتم قرآن میخوندم رسیدم به یه آیه که گفت :
قرآنی که کتب آسمانی پیشین را تصدیق میکند و هدایت و بشارت برای مؤمنان است.
یهو به فکر فرو رفتم و یه چیزی بهم گفت بیام اینجا تایپ کنم :
قرآن کتاب آسمانی ! قرآن کلام خدا ! کلــــــــام خدا ! هداااااااااایت !! بشــــــارت !!! کلااااااام خدااااااا
به خودمون نگاه کنیم ! بابا ما شرک از سرو رومون میباره . کافیه استاد یه فایل رایگان بزاره ، یا یه ویس بزاره . همه ( اول از همه هم خودم ) میدوییم میام زیرش مینویسم واااااااااااااااااای اســــــــتاااااااااااااااااااااااد ، واااااااااااااااای روانی شدم از این حرفات ، وااااااااااااای دیونه شدم ، واااااااااااااااااای چقدر حرفات خوب بود ، واااااااااااااااااااااای تو پیامبر زمانی ، واااااااااااااااااااااااااای چه کردی با این فایلت واااااااااااااای مخم ترکید واااااااااااااااااااای وااااااااااااااااای واااااااااااااای
اونوقت کتاب قرآن 400 صفحه کلام خداااااااااااااا توی خونه هممون هست ، کلاااااااااااااااااااااام خـــــــــــــــــــــــــــدا ، بابا همون خدایی که هی میایم اینجا براش با گریه زاری تایپ میکنیم و قربون صدقه استاد عباس منش میریم ، که یکی از الهاماتی که از خدا بهش شدرو به ما گفته !!!! کلااااااااااامش ، فایل آموزشیش مجاااااااااااااااااااانی تو خونه هممون هست
خداوکیلی کدوممون گفتیم وااااااااااااااااااااااای واااااااااااااااااااای وااااااااااااااااااای ببین این کلام خداست وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای برم خودمو خفه کنم باهاش انقدر بخونمش و روش فکر کنم !
هیچ کدوممون . هیچ کدوم . منم سردسته همتون
آقا شرک داریم . یکی از اله هامونم همین استاد عباس منشه عزیزه که خــــیلی هامون میپرستیمش که بیاد یه حرفی بزنه زندگیمون تغــــــــیر کنه . چقدر من دیدم بچه ها مینویسن منتظر بود یه فایل بزاری ، هی کانالتو چک میکردم فایل بزاری . بابا خدا 400 صفحه فایل گذاشته . کدوممون همشو خوندیم ؟!!!!!! به خدا همین استاد عباس منشه عزیز هم اون کتابو خونده.
شرط میبندم وقتی فهمیده همه قرآن درمورد قانونه گفته واااااااااااااااااااااااااااااااای برم قورت بدم این آیاتو … آره اینکارو کرده که الان 1000 تا خونه داره ، چندملیارد درآمد ماهیانه داره ، یه پست میزاره تو سایتش 2000 هزار نفر میان زیرش نظر میدن . در عرض 1 هفته اعضای کانالش از 2K میشه 3K .
عباس منش قرآنو که دید گفت وااااااااااااااااااااااااااااااای . اما ما چی ؟!
آقا من 2 ساله دارم رو باورهام کار میکنم ! به خدا باورهام در حد چند ملیون درآمد درسته . سنگ بود 12 تا چشمه ازش جوشیده بود ! مشرکم که کارم راه نمیافته دیگه . شرک دارم که بعد از 2 سال یه ماه درآمد 100 هزار تومنه یه ماه 1500 تومان. شرک دارم که هی میرم اعضای کانال تلگراممو چک میکنم ببینم کی اومده کی رفته ! شرک دارم که هی به دنبال نتیجم ! فکر میکردم 1 ملیونم بشه 10 ملیون زندگیم عوض میشه . نه بابا هیچی نمیشه 10 ملیونم بشه دوباره دنبال اینم بشه 20 ملیون . شرک دارم که میترسم نتیجه دلخواهم نگیرم . شرک دارم که همش منتظر اینم عباس منش یه جمله طلایی بگه باورهام بترکه . شرک دارم که از زندگیم لذت نمیبرم . اگر توحیدی بودم که خیالم تخت تخت بود الان داشتم با همین وضعیتم عشق میکردم با زندگیم . با همین سلامتی . با همین رشد شخصیتی . با همین قرآن . با همین کامنتا . تو همین مسیر
دوست عزیزی که میای هی زیر کامنتهای من مینویسی آقای فلاح اگر شما انقدر باورهات خوبه پس باید نتیجه گرفته باشی !!! آقا من شرک دارم . اصلی ترین باورم برای موفقیت مشکل داره . هیچی هم نتیجه مالی نگرفتم تا الان . یه قرون دوزار نتیجه مالی نیست . شما هم باید بری رو باور توحیدی کار کنی اگه میخوای نتیجه بگیری . دنبال نتیجه دیگران نباش.
اصلا و ابدا نمیدونم چرا این چیزارو نوشتم . گفتم که یه حسی بهم گفت بیام بنویسم شاید خدا میخواست به خودم و یه سری از شماها تلنگر بزنه.
گوش کنیم https://abasmanesh.com/fa/practical-monotheism-5/
ببخشید اگه تند رفتم
موفق باشید
سلام اقای فلاح
دوست عزیز با قسمتی از گفته های شما موافقم من هم حس خوبی ندارم وقتی تعدادی از دوستان زیادی در مورد استاد احساساتی میشوند
چون باید بیشترین تشکر را از خدای استاد نمود و این واقعا حس خوبی به من میدهد
در مورد اینکه حرفهای استاد از روی قران هست و ما هم قران را مطالعه کنیم زیاد با شما موافق نیستم البته من هم از مطالعه قران لذت میبرم اما شاید به دلیل عشق و علاقه شدید استاد و یا دلایلی که من نمیدانم استاد واسطه ای برای فهم بهتر و روانتر قوانین الهی شده اند
من واقعا خداوند را شاکرم که توسط یکی از بندگانش به این نیاز ما پاسخ داده میشود
انرژی استاد قابل حس و درک بوده و به ما هم انرژی میدهد
سلام دوست عزیز
به عقیده اینجانب، نظر شما جالب ولی باز هم مثل سایر دوستانی که به قول شما خیلی واااااااااااای وااااااااااای :) می کنند یک مقدار احساسی بود. فکر می کنم که دوستانی که به این صورت ابراز احساسات می کنند به قول آقای عباس منش احساساتشان بر آنها غلبه کرده است و به همین دلیل از جملات مبالغه آمیز استفاده می کنند که خود آقای عباس منش هم در یکی از فایلها اشاره کرده بودند که خوشایندشان نیست.
من به شخصه قبل از آشنایی با سایت آقای عباس منش با قانون جذب آگاهی داشتم و خواندن قرآن با معنی را طی یک تلنگر به فضل خدا آغاز کردم. ولی برای تطبیق قانونهایی مانند قانون جذب با آموزه های قرآن به خصوص در حوزه ثروت برایم مسایل زیادی مطرح بود که نمی توانستم درک کنم. سوالی را مطرح کردم و به یکی از اساتید قانون جذب فرستادم که جوابی دریافت نکردم ولی چون این پرسش مطرح شده بود به یاری خدا به سایت آقای عباس منش هدایت شدم و سرنخ اصلی که همان توحید بود را در همان فایلهای رایگان پیدا کردم. با این حرکت و با نشانه هایی که در قرآن کریم می دیدم سرعت پیشرفت من افزایش پیدا کرد. و به ناگاه کلی از مسایل و باورهای اشتباه آشکار من هویدا شد و شروع به اصلاح آنها کردم و در کمتر از 4 ماه نتایجی رو گرفتم که برایم غیر قابل باور بود. اما باز هم باورهای محدود کننده من نتایج رو ناقص کرده بود. بنابراین برای پیدا کردن باورهای اشتباه دیگرم با بخشی از نتایجی که گرفته بودم چند محصول از جمله ثروت 1 رو تهیه کردم و الان هم در حال کار بر روی اون باورها هستم و فهمیده ام که چه ترمزهای بزرگی دارم و برخی را هم شاید هنوز شناسایی نکرده ام.
من به فضل خدا (بر این نکته تاکید دارم) نتایج درخور توجهی (با تلاش کم و بسیار راحت و بدون هیچ سختی ولی همراه با سختی فراوان در اصلاح باورها) به خصوص در حوزه ثروت که بیشترین مشکل را داشتم گرفته ام و فکر می کنم برای بهتر نتیجه گرفتن باید باوری درست اما به صورت منطقی و ماندگار که با آن احساس راحتی کنیم بسازیم و این مشکل بسیاری از افرادی است که در مدت طولانی با باورهای بسیار عالی نتیجه نگرفته اند.
آقای عباس منش از نظر درکی که از قوانین پیدا کرده اند و نتایجی که نشان دهنده آن است برای من بسیار قابل احترام هستند و من هم بابت معلوماتی که آموخته ام بسیار از ایشان سپاسگزارم. اما جز برگزیدگان خدا که در مقام رسالت عاری از اشتباهند، هیچ کس معصوم نیست و ما باید به قول شما طوری رفتار کنیم که دچار شرک نشویم یا به عبارتی بدون تحقیق و تفکر هر نظری را نپذیریم حتی اگر نظر آقای عباس منش باشد. هر چند در مورد اکثر قوانین نظرات ایشان و درک عمیقشان برایم بسیار جالب است ولی در مورد برخی تفسیرهای ایشان از دستورات قرآن (مانند انفاق و نماز) و یا ماهیت خداوند (نه سیستم) نظرات ایشان برایم قابل قبول نیست (البته نظرات ایشان را صد در صد رد نمی کنم ولی با توجه به دانشی که در حال حاضر دارم و تحقیقاتی که کرده ام برخی نظرات ایشان در حال حاضر برایم قابل قبول نیست) و در این موارد به شخصه باورهای خودم را حفظ کرده و یا حتی برخی از باورهای دیگر مانند انفاق با خودخواهی را قبول نکرده و باور خودم را با انطباق برآنچه تاکنون از قرآن و سیره پیامبر و امامان دریافته ام به گونه ای دیگر اصلاح کرده ام.
این موضوع از این جهت اهمیت دارد که ما باید بتوانیم باور درست داشته باشیم و با توجه به آموزه خود آقای عباس منش باید باور را منطقی کنیم تا ماندگار شود. اما اگر ما صرفا بخواهیم آن باور را پذیرفته و با تکرار جایگزین کنیم باز هم ناخودآگهمان اگر فرکانس منفی نفرستد یا فرکانسی ارسال نمی کند یا فرکانس مثبت ضعیفی ارسال می کند. از طرفی حتی در صورت نتیجه گرفتن هم با مدتی کار نکردن بر روی آن باور همه چیز از بین می رود و باورهای قبلی دوباره خود را نمایان می کند مگر آنکه در محیطی ایزوله از جامعه و خانواده قرار بگیریم.
البته من خودم می دانم که هنوز در ابتدای راهم و خیلی زیاد باید بر روی باورهایم کنم ولی آنچه به نظرم برای کمک به شما با این درک عالی از قوانین رسید به قصد تفکر شما در مورد آن بیان کردم.
با آرزوی هدایت کامل الهی برای همه این جمع دوستانه
وایی عالیی بود. جواب سوال ذهنی من رو دادی. ممنونم
واقعا گل گفتی
از زبان خدا گفتی
ممنونم
ممنونم
ممنونم
سلام آقاسید دقیقا حرف دل منم هست آفرین به شما ونظراتتون
کامنتون متاثر بود.حق باشماس.منو به فکر فرو بردید…خدا به راه راست هدایتمون کنه.به راه کسایی که به انهاااااا نعمت داده?????
سلام
خیلی ممنون از شما و کسانیکه چشمهای مار و به حقیقت باز میکنن :) سپاسگزارم
سلام آقای فلاح
تلنگر بود واقعا
ما دلمونو به این حقوق های ۱ میلیون تومنی خوش کردیم
وقتی کتاب خانم اسکاول شین رو میخونم متوجه میشم ما از خدای واقعی خیلی دوریم
سلام خدمت استاد عزیزم? و تمامی دوستان و همراهان موفقیت، سلامتی، صمیمیت، سعادت و ثروت سایت عباسمنش.??
?سریع بریم به جواب سوال بپردازیم?
باید اول به یاد داشته باشیم که رسیدن به پول و ثروت فقط برای بخشش نیست و ?مهمترین ترمز موضوع اون اینه که من تا نداشته باشم نمیتوانم ببخشم و این ترمز که من تا نداشته باشم نمیتوانم ببخشم خود عامل مهمی برای نرسیدن به ثروت است.و تماما” ذهن ما را به نبود و کمبود پول سوق میدهد.?
احساس کمبود و نبود پول عامل احساس ترس و اضطراب و نگرانی ترمز دیگری به وجود می آورد برای نرسیدن به ثروت و در بحث اینکه داشته باشم می توانم ببخشم.
باید به خاطر داشت باید همیشه و در همه حال و در دارائی و نداری ببخشیم و کار خیر پولی و معنوی انجام دهیم.
یاد این متن افتادم که خواندم که می گفت اگر در فقر کامل و خوردن یک تکه نان خشک آن را با سگ گرسنه ای تقسیم کردی کار خیری بوده و الا هر که در ثروت ببخشد هنر نیست.
در هر صورت استاد ترمزی بالاتر از این نیست که من لایق بخشیدن در فقر را نیستم پس لیاقت ثروت هم پیدا نخواهم کرد.
تا وقتی که ذهن ما ثروت را برای بخشش نه برای استقلال مالی و لذت و توان و اراده خرید و سرگرمی بخواهد هر روز از خوشبختی و رسیدن به پول دورتر می شویم .
ممنون که پیام منو خواندین امیدوارم توانسته باشم منظورمو کامل برسونم.??
به نام خداوند مهربان
سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین و دوستان عزیزم که تک تک پیام هاشون برام پر از درس
وقتی اول فایل این سوال رو پرسیدین همونجا استپ زدم و شروع کردم به نوشتن اولش ذهنم میگفت همش بخاطر کمبود عزت نفس و چیز دیگه ای نیس وقتی استاد میگفتن که چقدر باورام میشه شناسایی کرد همش میگفتم آخه مگه این یه جمله چی داره اتفاقا نشون از نیت خیر ما میده که و خیلی مقاومت داشتم ولی شروع کردم به نوشتن
خودم چشمام گرد شد و گفتم واقعا من بخاطر این باورام این خواسته رو میخاستم وقتی رفتم کامنت دوستان رو خوندم دیدممم وااای که چه باورایی پشت این یه جمله هست و بیشتر ایمان اوردم به حرفای استاد که میگن برید کامنتت ها رو بخونید
اولین ترمزی که شناسایی کردم
باور احساس لیاقت
من در خودم هنوزم احساس لیاقت رو نمیبینم که خیلی ثروت داشته باشم وقتی به خواسته های که تصورشون میکردم یه نیم نگاهی انداختم دیدم هر خواسته ای دارم واسه خاطر خوشحالی اطرافیانم بود من حتی اگر یه باغ یا خونه میخاستم بازم بخاطر خانوادم بود فقط تو تصوراتم اونا رو میدیدم که شادن و من یه آرامشی دارم که موفق شدم و اونا بهم افتخار میکنن ،نداشتن عزت نفس یکی از مهمترین پاشنه آشیل های من در حدی شدید که میدیدم من خواسته ای ندارم برای خودم تو همه ی خواسته هام رد پای خوشحال کردن دیگران و راضی نگه داشتن اونا بود
دومین ترمزی که شناسایی کردم
کمک کردن به دیگران
من همیشه یکی از خواسته هام راه اندازی یه مدرسه بود همیشه پخش کردن غذا بین مستحق ها یکی از خواسته هام بود و فک میکردم پولدار بشم وظیفه من نجات این ادعاست باید آنقدر پول داشته باشم تا بتونم به همشون کمک کنم البته این مورد با بیشتر کار کردن رو خودم کمی بهتر شده و فهمیدم که من نمیتونم زندگی دیگران رو تغییر بدم و خیلی وقتا ا ین حس دلسوزی رو کنترل میکنم و همیشه با این باور که هر کی الان جای درسته حالمو خوب میکنم
سومین ترمزیکه شناسایی کردم
توجه ام روی چیه
من با داشتن این خواسته ها همش توجه ام روی فقر و بدبختی بود آدم هایی که بیچاره و به کمک من احتیاج دارن یه حس عذاب وجدان که اگه من تنهایی به ثروت برسم گناهه که به بقیه ندم یعنی کلا تعریف بخشش برام اشتباه معنی شده بود
چهارمین ترمزی که شناسایی کردم
مهم بودن نظر دیگران
بازم تو این خواسته ها وقتی ریز میشم میبینم چقدر نظر دیگران برام مهم که ازم تعریف کنم و بگن فلانی چقدر خیر یا موفق شد و اصل خودشو فراموش نکرد چقدر این مهم بودن نظر دیگران ریز توی زندگیمون و خیلی وقتا متوجه اش نمیشیم
پنجمین ترمزی که شناسایی کردم
به رحم آوردن دل خدا
همین جا متوجه شدم هنوز باورم نشده باید نگاه سیستمی به خدا داشته باشم و نگاهم انسانی و فک میکنم اگر به خدا بگم که نیت واقعی ام از ثرتمند شدن چیه خدا زودتر منو به خواسته ام میرسونه و به خیال خودم میگفتم خدا هم میدونه نیت من خیر و زودتر منو به خواسته ام میرسونه ولی غافل از اینکه توی این قوانین هر کی بیشتر احساس لیاقت کنه نعمت بیشتری دریافت میکنه من با این باور دارم به جهان این فرکانس رو میفرستم که من لیاقت نعمت رو ندارم و بخاطر دیگران میخام و بخاطر همین این نعمت ها رو دریافت نمیکنم