اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی و همه جمع صمیمی و دوست داشتنی خانواده عباسمنش
در متن سوال در نگاه اول همه چی خوب به نظر میرسد اول از همه خواستن ثروت و دوم کمک کردن ولی آنچه که باوری مخرب و ترمز ذهنی در این خواسته مشهود است شرطی بودن با خالق است که این نشانه بی اعتمادی به رب العالمین و فرمانروای جهان است چرا که شخص به خودی خود؛ خود را لایق این نمیداند که اول ثروت را برای خودش بخواهد برای اینکه بنده خداست بلکه با گذاشتن شرط برای خدا میخواهد به ثروت برسد
دوم اینکه انسان زمانی می تواند قدمی برای کمک به دیگران بردارد که باز اول برای خودش برداشته باشد و به خودش کمک کند انسانی که هنوز نمیتواند مستقیم و بدون هیچگونه شرط و واسطه از خالق درخواست ثروت نماید چطور خود را لایق ثروت بداندو این به نوعی شرک و عدم اعتماد به رب است
انگار این همه مدت توی سایت هیچ کاری نکرده بودم، تازه ترمز های جدیدی پیدا کردم که منو برد به ریشه های اون در دوران کودکی ، من اول اون فایل پاسخ به این مسابقه رو دیدم و به تبع اون اومدم این یکی فایل رو پیدا کردم .
من همیشه از زمان کودکی شرط های زیادی رو برام تعیین میکردن که در صورت رسیدن به این سطح این جایزه رو دریافت خواهی کرد و الان ذهنم یه جوری شبیه فیلمهای سینمایی فلاشبک زد به گذشته و دوران کودکی …
خیلی از شرط ها بالاتر از سطح توانم بود، خیلی از شرط ها بدون راهنمایی بود ، خیلی از شرط ها در کنارش ترس و تهدید از شکست هم وجود داشت ،حتی خیلی از شرط ها جایزه که نداشت هیچی ، در صورت شکست خوردن تنبیه داشت …
در کنار همه این شرط ها ، چاشنی تحقیر و مقایسه و سرزنش کردن هم اضافه کنید 😢👆الان چرا من باید لیاقت کنم برای رسیدن به خواسته هام …؟
خداروشکر میکنم که بعد از چند ماه دور بودن از شما و سایت تون با چندتا کد و یه قسمت از سریال سفر به دور آمریکا که دیشب دوستم گذاشت و با هم دیدیم دوباره برگشتم به شما و از همین الان حس و حالم خیلی خوبه و بارونی که از صبح میباره امید و تو دلم بیشتر کرده خداروشکر
درباره این فایل من ییشترین چیزی که یاد گرفتم از حرفای شما تو فایلای گذشته این بود که ما اول باید خودمون رو کامل کنیم تا اینکه به فکر تکمیل کردن دیگران باشیم به نظرم بزرگترین ایراد این حرف همینه که ما باید اول به خود سازی برسیم و به خودمون کمک کنیم و ایراد دیگه اش اینه که نباید با خدایی که بی منت میده معامله کرد . وقتی خدا بدون هیچ چشم داشتی بهمون نعمت میده نیازی نیست برای چیزی که میخواییم ازش چیز گرویی در نظر بگیریم
کامنت شما رو خوندم و دقیقا تمام نکاتی که شما اشاره کرده بودید در من وجود داشت و واقعا به طور نامحسوس فکر می گردم دارید من رو توصیف می کنید.
از شما ممنونم که این ترمز ها را پیدا کردید ومن حالا باید آگاهانه روی خودم کار کنم و این موانع ذهنی رو بیشتر شناسایی و نابود کنم.و بعد آماده دریافت ثروت وخودمو لایق آن بدونم .
خدمت شما عرض کنم این سوال میخواد به من این بفهمونه که عارف اول این که برکت و نعمت خدا بی انتهاست و برای همه هست و هرکس جایگاه خودشو داره و من بنده هستم وباید بندگی کنم وکاری به کاردیگران نداشته باشم یه مسعله ی دیگه هم که من باوردارم این است که برای هرکسی دلسوزی کنم ازهمون چیزیا مسعله رو خودم جزب میکنم تو زندگیم واین که هرکسی طبق فرکانس وداده هایی که به جهان میده از همون دریافت میکنه پس نیازی نیست من کاری بکنم و یکی هم نشون میده که افکارکمبود باز هم دروجود من هست پس نمیتونم پولداربشم وبه اون ثروتی که میخوام برسم و یه نکته مهم این است که وقتی خودم نیاز مند هستم چطور میتونم برای کسانی دیگر کاری انجام دهم وخودم رامستحق اون پول نمیدانم که برای دیگران میخوام خدایا شکرت بابت این که اینجا هستم و این اگاهی رو به من دادی ممنون
سلام عرض ادب و احترام خدمت استاد گرانقدر و تمام خوبان اهل این سایت خاص .
متاسفانه این دیدگاه در اکثر ما ادمهایی که با مذهب بزرگ وعجین شدیم است چرا که برای ما این باور درست شده که ثروت بد است و شما را از خدا بیخبر و جهنمی میکند در نتیجه ما که بدلیل ذات انسانی مان که از نور خداوند است گرایش خاص و عجیب به نور و تمام زیبایی ها داریم که ثروت هم جزو انهاست در جهت قانع کردن ذهنمان در مقابل این باورهای نادرست به خودمان میگفتیم ثروت را میخواهم که به بقیه کمک کنم انگار خداوند بندگانش را رها کرده تا ما از راه برسیم و با ثروتی که منبع اش خود خداست به انها کمک کنیم.حال انکه کمک کردن پس از ساختن ثروت و در جهت رسیدن خیر و برکت ان بخودمان است نه با چنین تفکر سخیفی که وهابیت خداوند را بگونه ای ببیند که قبل ساختن ثروت بگوید اگر عطا کنی منم میبخشم ( معاملات دنیای انسانی ). چه تفکرات خنده داری داشتیم بزرگی خداوند و فراوانی جهان را نمیدیدم و با دیدگاهی احساسی چنین تفکراتی را میساختیم گویی احساس میکردیم اگر ثروتمند شویم مرتکب گناه شده ایم چون دیگران بثروت دست نیافته اند پس با این تفکرات از میزان عذاب وجدانمان کم کنیم بدون اینکه ذره ای تفکر کنیم که خدای همه ما یکی است و خدای که رحمت به بندگان را برخودش واجب کرده به همه به یک اندازه نزدیک است و میتواند به همه به یک اندازه ببخشد مانند اکسیژن که در اختیار همه قرار داده است . اری ما با ترمزهای ذهنی که از جامعه و فرهنگی برمیخیزد که فقر را تحسین میکند براحتی خودمان را از فراوانی ها دور کردیم و الحمدلله که خداوند ما را لایق دانست و برگزید و با اشنایی با استاد بر علمان افزود و اگاهی ها و دنیای جدیدی را پیش رویمان گشود . همین که متوجه شدیم جهان قوانین ثابتی دارد و براحتی میتوانی خلق کنی میخواهی و میشود همین که فهمیدیم باورها و ترمزها را تمام اینها از فضل خداوند بماست « یامن یعطی الکثیر بالقلیل ».
کسی که اینطور فکر می کنه به نظرم باورهای زیر رو داره :
1- احساس گناه برای ثروتمند شدن(اینکه پول کثیفه و ثروتمندان آدم های خوبی نیستند و … ) داره و می خواد با بخشش به دیگران ثروتمند شدن خودش رو توجیه کنه .
2- احساس می کنه که باید حتماً یه چیزی به خدا بدی تا خدا بهت یه چیزی بده و این رو در نظر نداره که رزاقه ، خداوند وهابه و از فضلش پول و ثروت و نعت و … میده
3- طبق مورد دوم به قانون فراوانی اعتقاد نداره
4- باور اینکه اگر به فقرا کمک نکنی ثروتمند نمی شی
5- تمرکز بر روی فقر و فقرا
6- باور اینکه حتماً باید پولدار بشی بعد بتونی ببخشی در صورتی که میشه از هر قدر که درآمد و دارایی دارید ببخشید
7- اینکه فکر می کنه برای درخواست از خدا باید شرط انجام کاری رو قبول کنه و به این باور نداره که خداوند بدون هیچ شرطی بهش می بخشه . فقط کافیه که به خدا ایمان داشته باشی
8- احساس عدم لیاقت برای بدست آوردن ثروت می کند و با این شرط می خواهد خود را لایق نشان بدهد .
آرزوی موفقیت و سلامتی و شادی و آرامش و ثروت براب همه شما عزیزان دارم
برداشت از نظرات دوستان تا اینجا که برایم قابل توجه بودند :
متوجه شدم که ترمز من این بود که همان موقع که خودم کلی گرفتاری داشتم و از خدا می خواستم که کمکم کند، خدا درخواستم را قبول کرد اما خودم رد کردم و این باور پنهان را داشتم که من مستحق این لطف خدا نیستم و الان باید به بنده های دیگرش کمک کنم.
۲.دومین ترمز اینه که تو اکثر این دعاها به نبود چیزی توجه شده توجه به ناخواسته ها مثلا کمکبه مردمفقیر .توجه ما رو میبره به فقر پس فقر بیشتری به زندگیمونمیاد.
من خودم لیاقت دریافت ثروت را ندارم فقط در صورتی میتوانم صاحب این ثروت شوم که آن را در راه بخشش به دیگران استفاده کنم
دومین کد مخرب اینه که ما احساسمون را شرطی کردیم یعنی یه جورایی داریم ادا درمیاریم که به اون پوله نعمته برسیم
ایجاد معامله و شرط و شروط و نذر بخاطر عدم اعتماد کافی به خود فرد نشات میگیره
مورد چهارم هم اینکه فکر میکنن حتما باید پول داشته باشن تا بتونن کمک کنن
خودش را فی نفسه شایسته داشتن نعمت های الهی نمی داند و می خواهد با این کار شایستگی اش را به خود نشان دهد.
احساس دلسوزی کردن برای دیگران و اینکه فکر میکنیم ما قراره زندگی بقیه رو سرو سامون بدیم
“اگر من ثروتمند شوم آدم بدی میشوم و از راه خدا دور میشوم”
باور اشتباه اول: حس ثروتمندی بهم نمیده در صورتیکه اگر حس ثروتمندی داشته باشم با اون پول کمی هم که داشته باشم میبخشم
باور اشتباه دوم:خدا را هیچ کاره میدونم و خودمو همه کاره میدونم و فکر میکنم خدا فقط باید منو به ثروت برسونه در صورتی که خدا اگر بخواد بده به همه ثروت میده طبق ارتعاشات و فرکانس ها و باورهاشون حتی به اونهایی که ما فکر می کنیم هیشه فقیرن
باور اشتباه سوم: انگار باید حتما برا خدا شرط بزارم تا بهم مال و منال بده و دنیا را پر از کمبود میبینم در صورتی به هر کسی به اندازه لیاقتهاش ثروت میده
باور اشتباه چهارم: چون به فقر اون هایی که ثروتمند نیستن توجه میکنم نمیتونم به ثروت توجه کنم
باور اشتباه پنجم:خودمو لایق ثروت نمیدونم و نمیتونم پولو برا خودم نگه دارم و حتما باید یه عامل بیرونی باشه تا بتونم پولمو حفظ کنم یعنی اگر این بخشش نکنم پولم از دستم میره خودم توانایی حفظ پولمو ندارم خودم ناتوانم در پولدار شدن
باور اشتباه ششم: فکر میکنم این خواسته جز محالات و پس برای خدا هم باید جز محالات باشه خداوند را صعیف و ناتوان می بینم
بنام خداوند هدایتگر و راهنما
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی و همه جمع صمیمی و دوست داشتنی خانواده عباسمنش
در متن سوال در نگاه اول همه چی خوب به نظر میرسد اول از همه خواستن ثروت و دوم کمک کردن ولی آنچه که باوری مخرب و ترمز ذهنی در این خواسته مشهود است شرطی بودن با خالق است که این نشانه بی اعتمادی به رب العالمین و فرمانروای جهان است چرا که شخص به خودی خود؛ خود را لایق این نمیداند که اول ثروت را برای خودش بخواهد برای اینکه بنده خداست بلکه با گذاشتن شرط برای خدا میخواهد به ثروت برسد
دوم اینکه انسان زمانی می تواند قدمی برای کمک به دیگران بردارد که باز اول برای خودش برداشته باشد و به خودش کمک کند انسانی که هنوز نمیتواند مستقیم و بدون هیچگونه شرط و واسطه از خالق درخواست ثروت نماید چطور خود را لایق ثروت بداندو این به نوعی شرک و عدم اعتماد به رب است
در پناه الله یکتا سعادتمند و خوشبخت باشید
انگار این همه مدت توی سایت هیچ کاری نکرده بودم، تازه ترمز های جدیدی پیدا کردم که منو برد به ریشه های اون در دوران کودکی ، من اول اون فایل پاسخ به این مسابقه رو دیدم و به تبع اون اومدم این یکی فایل رو پیدا کردم .
من همیشه از زمان کودکی شرط های زیادی رو برام تعیین میکردن که در صورت رسیدن به این سطح این جایزه رو دریافت خواهی کرد و الان ذهنم یه جوری شبیه فیلمهای سینمایی فلاشبک زد به گذشته و دوران کودکی …
خیلی از شرط ها بالاتر از سطح توانم بود، خیلی از شرط ها بدون راهنمایی بود ، خیلی از شرط ها در کنارش ترس و تهدید از شکست هم وجود داشت ،حتی خیلی از شرط ها جایزه که نداشت هیچی ، در صورت شکست خوردن تنبیه داشت …
در کنار همه این شرط ها ، چاشنی تحقیر و مقایسه و سرزنش کردن هم اضافه کنید 😢👆الان چرا من باید لیاقت کنم برای رسیدن به خواسته هام …؟
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربون
خداروشکر میکنم که بعد از چند ماه دور بودن از شما و سایت تون با چندتا کد و یه قسمت از سریال سفر به دور آمریکا که دیشب دوستم گذاشت و با هم دیدیم دوباره برگشتم به شما و از همین الان حس و حالم خیلی خوبه و بارونی که از صبح میباره امید و تو دلم بیشتر کرده خداروشکر
درباره این فایل من ییشترین چیزی که یاد گرفتم از حرفای شما تو فایلای گذشته این بود که ما اول باید خودمون رو کامل کنیم تا اینکه به فکر تکمیل کردن دیگران باشیم به نظرم بزرگترین ایراد این حرف همینه که ما باید اول به خود سازی برسیم و به خودمون کمک کنیم و ایراد دیگه اش اینه که نباید با خدایی که بی منت میده معامله کرد . وقتی خدا بدون هیچ چشم داشتی بهمون نعمت میده نیازی نیست برای چیزی که میخواییم ازش چیز گرویی در نظر بگیریم
ممنون از سایت و فایلهای خوبتون استاد ❤️❤️
سلام به دوست خوبم
کامنت شما رو خوندم و دقیقا تمام نکاتی که شما اشاره کرده بودید در من وجود داشت و واقعا به طور نامحسوس فکر می گردم دارید من رو توصیف می کنید.
از شما ممنونم که این ترمز ها را پیدا کردید ومن حالا باید آگاهانه روی خودم کار کنم و این موانع ذهنی رو بیشتر شناسایی و نابود کنم.و بعد آماده دریافت ثروت وخودمو لایق آن بدونم .
ممنون از شما دوست خوبم
کامنت شما خیلی برای من مفید بود.
سلام استادعزیز وخانوم شایسته
من میخام پولدار بشم که حال بقیه رو بگیرم. فخر فروشی
من میخام پولدار بشم.خیریه بزنم
من پولدار بشم که.به بچه های فقیر کمک کنم.
من پولدار بشم که در ماشین برام باز کنن
من پولدار بشم که به خواهر برادرم کمک کنم.
من خودم واز خواسته هام نا دیده بگیرم
به خاطر خانواده
من پولدار بشم .که بقیه لدت ببرن
من پول میخام ولی.باورم اینه فقرا بدونه
حساب به بهشت میرن
من.پول میخام ولی سلامتی مهمه
من پول میخام.ولی پول چرک کف دسته
من پول میخام ولی پول خوشبختی نمیاره
من پول میخام.باور متضاد
پول اگه بزاری رو مرده زنده میشه….
ثروتمند وشاد باشید.
سلام استاد عزیز
خدمت شما عرض کنم این سوال میخواد به من این بفهمونه که عارف اول این که برکت و نعمت خدا بی انتهاست و برای همه هست و هرکس جایگاه خودشو داره و من بنده هستم وباید بندگی کنم وکاری به کاردیگران نداشته باشم یه مسعله ی دیگه هم که من باوردارم این است که برای هرکسی دلسوزی کنم ازهمون چیزیا مسعله رو خودم جزب میکنم تو زندگیم واین که هرکسی طبق فرکانس وداده هایی که به جهان میده از همون دریافت میکنه پس نیازی نیست من کاری بکنم و یکی هم نشون میده که افکارکمبود باز هم دروجود من هست پس نمیتونم پولداربشم وبه اون ثروتی که میخوام برسم و یه نکته مهم این است که وقتی خودم نیاز مند هستم چطور میتونم برای کسانی دیگر کاری انجام دهم وخودم رامستحق اون پول نمیدانم که برای دیگران میخوام خدایا شکرت بابت این که اینجا هستم و این اگاهی رو به من دادی ممنون
اوست نشسته در نظر من بکجا نظر کنم
سلام عرض ادب و احترام خدمت استاد گرانقدر و تمام خوبان اهل این سایت خاص .
متاسفانه این دیدگاه در اکثر ما ادمهایی که با مذهب بزرگ وعجین شدیم است چرا که برای ما این باور درست شده که ثروت بد است و شما را از خدا بیخبر و جهنمی میکند در نتیجه ما که بدلیل ذات انسانی مان که از نور خداوند است گرایش خاص و عجیب به نور و تمام زیبایی ها داریم که ثروت هم جزو انهاست در جهت قانع کردن ذهنمان در مقابل این باورهای نادرست به خودمان میگفتیم ثروت را میخواهم که به بقیه کمک کنم انگار خداوند بندگانش را رها کرده تا ما از راه برسیم و با ثروتی که منبع اش خود خداست به انها کمک کنیم.حال انکه کمک کردن پس از ساختن ثروت و در جهت رسیدن خیر و برکت ان بخودمان است نه با چنین تفکر سخیفی که وهابیت خداوند را بگونه ای ببیند که قبل ساختن ثروت بگوید اگر عطا کنی منم میبخشم ( معاملات دنیای انسانی ). چه تفکرات خنده داری داشتیم بزرگی خداوند و فراوانی جهان را نمیدیدم و با دیدگاهی احساسی چنین تفکراتی را میساختیم گویی احساس میکردیم اگر ثروتمند شویم مرتکب گناه شده ایم چون دیگران بثروت دست نیافته اند پس با این تفکرات از میزان عذاب وجدانمان کم کنیم بدون اینکه ذره ای تفکر کنیم که خدای همه ما یکی است و خدای که رحمت به بندگان را برخودش واجب کرده به همه به یک اندازه نزدیک است و میتواند به همه به یک اندازه ببخشد مانند اکسیژن که در اختیار همه قرار داده است . اری ما با ترمزهای ذهنی که از جامعه و فرهنگی برمیخیزد که فقر را تحسین میکند براحتی خودمان را از فراوانی ها دور کردیم و الحمدلله که خداوند ما را لایق دانست و برگزید و با اشنایی با استاد بر علمان افزود و اگاهی ها و دنیای جدیدی را پیش رویمان گشود . همین که متوجه شدیم جهان قوانین ثابتی دارد و براحتی میتوانی خلق کنی میخواهی و میشود همین که فهمیدیم باورها و ترمزها را تمام اینها از فضل خداوند بماست « یامن یعطی الکثیر بالقلیل ».
ومن الله توفیق
سلام به استاد عزیز و دوستان و هم فرکانسی های عزیز
کسی که اینطور فکر می کنه به نظرم باورهای زیر رو داره :
1- احساس گناه برای ثروتمند شدن(اینکه پول کثیفه و ثروتمندان آدم های خوبی نیستند و … ) داره و می خواد با بخشش به دیگران ثروتمند شدن خودش رو توجیه کنه .
2- احساس می کنه که باید حتماً یه چیزی به خدا بدی تا خدا بهت یه چیزی بده و این رو در نظر نداره که رزاقه ، خداوند وهابه و از فضلش پول و ثروت و نعت و … میده
3- طبق مورد دوم به قانون فراوانی اعتقاد نداره
4- باور اینکه اگر به فقرا کمک نکنی ثروتمند نمی شی
5- تمرکز بر روی فقر و فقرا
6- باور اینکه حتماً باید پولدار بشی بعد بتونی ببخشی در صورتی که میشه از هر قدر که درآمد و دارایی دارید ببخشید
7- اینکه فکر می کنه برای درخواست از خدا باید شرط انجام کاری رو قبول کنه و به این باور نداره که خداوند بدون هیچ شرطی بهش می بخشه . فقط کافیه که به خدا ایمان داشته باشی
8- احساس عدم لیاقت برای بدست آوردن ثروت می کند و با این شرط می خواهد خود را لایق نشان بدهد .
آرزوی موفقیت و سلامتی و شادی و آرامش و ثروت براب همه شما عزیزان دارم
برداشت از نظرات دوستان تا اینجا که برایم قابل توجه بودند :
متوجه شدم که ترمز من این بود که همان موقع که خودم کلی گرفتاری داشتم و از خدا می خواستم که کمکم کند، خدا درخواستم را قبول کرد اما خودم رد کردم و این باور پنهان را داشتم که من مستحق این لطف خدا نیستم و الان باید به بنده های دیگرش کمک کنم.
۲.دومین ترمز اینه که تو اکثر این دعاها به نبود چیزی توجه شده توجه به ناخواسته ها مثلا کمکبه مردمفقیر .توجه ما رو میبره به فقر پس فقر بیشتری به زندگیمونمیاد.
من خودم لیاقت دریافت ثروت را ندارم فقط در صورتی میتوانم صاحب این ثروت شوم که آن را در راه بخشش به دیگران استفاده کنم
دومین کد مخرب اینه که ما احساسمون را شرطی کردیم یعنی یه جورایی داریم ادا درمیاریم که به اون پوله نعمته برسیم
ایجاد معامله و شرط و شروط و نذر بخاطر عدم اعتماد کافی به خود فرد نشات میگیره
مورد چهارم هم اینکه فکر میکنن حتما باید پول داشته باشن تا بتونن کمک کنن
خودش را فی نفسه شایسته داشتن نعمت های الهی نمی داند و می خواهد با این کار شایستگی اش را به خود نشان دهد.
احساس دلسوزی کردن برای دیگران و اینکه فکر میکنیم ما قراره زندگی بقیه رو سرو سامون بدیم
“اگر من ثروتمند شوم آدم بدی میشوم و از راه خدا دور میشوم”
باور اشتباه اول: حس ثروتمندی بهم نمیده در صورتیکه اگر حس ثروتمندی داشته باشم با اون پول کمی هم که داشته باشم میبخشم
باور اشتباه دوم:خدا را هیچ کاره میدونم و خودمو همه کاره میدونم و فکر میکنم خدا فقط باید منو به ثروت برسونه در صورتی که خدا اگر بخواد بده به همه ثروت میده طبق ارتعاشات و فرکانس ها و باورهاشون حتی به اونهایی که ما فکر می کنیم هیشه فقیرن
باور اشتباه سوم: انگار باید حتما برا خدا شرط بزارم تا بهم مال و منال بده و دنیا را پر از کمبود میبینم در صورتی به هر کسی به اندازه لیاقتهاش ثروت میده
باور اشتباه چهارم: چون به فقر اون هایی که ثروتمند نیستن توجه میکنم نمیتونم به ثروت توجه کنم
باور اشتباه پنجم:خودمو لایق ثروت نمیدونم و نمیتونم پولو برا خودم نگه دارم و حتما باید یه عامل بیرونی باشه تا بتونم پولمو حفظ کنم یعنی اگر این بخشش نکنم پولم از دستم میره خودم توانایی حفظ پولمو ندارم خودم ناتوانم در پولدار شدن
باور اشتباه ششم: فکر میکنم این خواسته جز محالات و پس برای خدا هم باید جز محالات باشه خداوند را صعیف و ناتوان می بینم