شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 235 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا امینی گفته:
    مدت عضویت: 2796 روز

    به نام خدای مهربان

    به نظر من هر فردی باید در زمان فقر و داشتن درآمد کم بتونه قسمتی از پولش رو ببخشه، اونوقته که می تونه به کاینات ثابت کنه در هر شرایطی این قدرت بخشش اموال رو داره، ما نباید بگیم اگه من اینقدر پول داشتم فلان کارو میکردم، کلمه (اگر) در جمله قبل ،یعنی من به خدا و کایناتش شک دارم و الان پول ندارم ، این یعنی شک و شرک، یعنی بی اعتمادی.

    یاد این ضرب المثل افتادم : تو نیکی میکن و در دجله انداز، که ایزد دربیابانت دهد باز….

    لیلا امینی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    صبا علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2989 روز

    باسلام خدمت دوستان عزیز

    بادیدن این فایل اولین مسئله ای که به ذهنم رسید ترس بود حتی دقیقا نمیدانم ترس از چی ولی در کل ریشه ی بسیاری از اتفاقات ناگوار را در ترس میبینم .

    در کل ترس مخالف ایمان است اگر ما به خدا ایمان نداشته باشیم میترسیم که ما را از ثروتش محروم کند و به خاطر همان برای خدا شرط میگذاریم

    همچنین میتوان گفت که این فرد میترسد که با ثروتمند شدن، خدا را فراموش کند و با این شرط گذاری خدا را مطمئن میکند که با ثروتمند شدنش او را فراموش نخواهد کرد.

    مورد دیگری که دوستان عزیز مطرح کردند و برایم خیلی جالب بود مسئله ی عزت نفس بود فردی که عزت نفس نداشته باشد فکر میکند که شایسته ی ثروت نیست و خدا به خاطر دیگران به او ثروت می دهد.

    من هم به نوبه خود از استادعزیز و دوستان بینظیر تشکر میکنم و امیدوارم شایستگی مسیری که به تازگی واردش شدم رو داشته باشم?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    هادی جستجوگر گفته:
    مدت عضویت: 4150 روز

    بسم الله

    طبق قوانین جهان این ایده دارای دو نگرش باز دارنده است:

    یک: ضعف در شناخت قوانین خداوند

    دو : ضعف در اعتقاد به باور عالی فراوانی

    در جهانی که ما زندگی می کنیم، برای اینکه به خواسته هایمان برسیم دو قدم مهم و هم وزن داریم که تعادلشان باید رعایت شود و اگر باهم تعادل نداشته باشند آن خواسته برآورده نخواهد شد.

    این دو قدم عبارتند از

    قدم اول:خواسته و هدفی مطابق آرزو داشتن

    قدم دوم: ایمان یا باور درست و انتظار مناسب به برآورده شدن خواسته داشتن.

    وقتی فردی آرزو دارد که پول به دست بیاورد بیمارستان بسازد و یا اینکه به پدر ومادرش کمک کند خواسته خوب و ارزشمندی به نظر می رسد اما مشکل این خواسته به ظاهر خوب این است که یک تضاد عمیق با خودش دارد، در اکثر مواقع انتظار فرد و خواسته فرد از یک باور منفی و ضعیف ایجاد شده است!!! تعجب نکنید این نوع از ایده ها همگی ناشی از باورهای ضعیف کننده هستند!!!!

    چون فردی که این ایده را می دهد توجه اش به سختی، فقر، مشکلات و بیماری در جهان است. فردی که توجه اش به افکار منفی است، ناخودآگاه باور دارد که بیمار زیاد است یا افراد فقریند ومحتاج. و فکر می کند او می تواند در زندگی دیگران تغییر ایجاد کند و جهان انگار کمبود هایی دارد که باید او جبران کند.

    این نوع تفکرات در پشت خواسته ها تعادل لازم برای خلق خواسته ها را ایجاد نمی کند. خواسته فرد خوب است ولی باور پشت خواسته باور ضعیف کننده و منفی است وقتی این دو همسو نباشند بینشان تنش به وجود می آید و طبق قوانین جهان آرزوی این فرد برآورده نخواهد شد.

    بحث دوم داشتن چنین آرزوهایی، ضعف فرد در باور به فراوانی نعمت است. اکثر افرادی که این ایده را دارند توجه شان را بر نیازها و کمبودهای جهان می گذارند و خب جهان هم به جای دادن خواسته و آرزوهایشان، نیازها و سختی ها و فقرهای بیشتری را وارد زندگی فرد می کند. اساس توجه به ناخواسته هایی شبیه به این ایده از کمبود فراوانی و احساس وجود ضعف در جهان نشات می گیرد که این باورها هم باورهای منفی و اشتباهی هستند که منجر به اتفاقات خوب نمی شود.

    اگر فردی تمایل دارد به نعمت وثروت برسد باید از بین انواع مسیرهای موجود در جهان هستی مسیری را انتخاب کند که فرد را به سمت ثروت ونعمت ببرد و این مسیر نیازمند کنترل توجه و حفظ روحیه است، افرادی که توجه به سختی ها و مشکلات دارند و هدفشان حذف سختی هاست در مسیر ثروت قرار ندارند. و هر چقدر توجهشان به سختی ها باشد متاسفانه از خواسته شان دورتر خواهند شد. چون باورهایشان مشکل دارد.

    با اینحال شاید سوال شود:

    فردی وجود دارد که در اثر دیدن فقر در خانواده اش، ثروتمند شده یا در اثر مرگ عزیزش به علت کمبود امکانات، رفته ثروتمند شده و بیمارستان ساخته. اینها را چگونه توجبه می کنید؟ اینها هم خواسته شان ناشی از یک اتفاق ناخواسته و منفی است و توجه این افراد به آن اتفاق باعث شده تا رشد کننداست.

    واقعیت این است که، این توجیه درست نیست. قانون جهان است که بارفتن در مسیر غلط نمی شود به نتیجه درست رسید، خیلی از افراد به علت مشکلاتشان دنبال زندگی بهتر می روند. فقط و فقط آنهایی اوضاعشان بهتر می شود که توجهشان بر روی خواسته باشد نه بر روی ناخواسته هایی مثل فقر، بیماری، بیسوادی و…. همه افراد ناموفق حداقل از دو باور کمبود نعمت و تمرکز بر ناخواسته رنج برده اند و به همین دلیل به نتیجه نرسیده اند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    بهاره آشام گفته:
    مدت عضویت: 4011 روز

    سلام به همه عزیزان

    ممنون بخاطر اینهمه اگاهی ناب وخاص شما دوستان عزیز که به قول استاد یه کتاب با ارزشه.من نمی خواستم کامنت بزارم ولی یه حسی همش میگه برو بنویس هر چی تو ذهنت هست که دقیقا وقتی آخرین فایل استاد رو دیدم که گفتن حتما بنویسین به خودم قول دادم که حتما مینویسم ودارم مینویسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    اورنگ دشتی گفته:
    مدت عضویت: 2778 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و تمامی دوستان هم فرکانس

    باور های محدود کننده ای(تمزها) که درفرض سوال وجود دارند بنظر بنده شامل این موارد هستند:

    ۱-خود فرض سوال یک باور بسیار اشتباهه.که با جهان و خداوند وارد یک معامله مشروط بشی و اون اینکه اگر تو بدی منم میدم.این یعنی من ندارم.یعنی ارسال فرکانس نداشتن و فقر که طبق قانون نداشته های بیشتر و فقر رو جذب میکنه.

    ۲-اینکه باورداریم تنها در صورتی خداوند به ما میدهد که قول بدیم که ما هم بدهیم!این باور از ریشه غلط است.جهت جریان جهان بسمت خیر مطلق و فراوانی هست.ثروتهای بشمار خداودن بسمت ما سرازیر هستند.اگر نمیتونیم بهره مند بشیم بدلیل احساس عدم لیاقت در دریافت هست که خود این باعث میشه که ظرف وجودیمون کوچکتر بشه و نتونیم انقدر که میخواهیم دریافت کنیم.در حالی که ما ذر زیر باران نعمتهای خداوند قرار داریم و فقط باید اولا ظرفمون رو برعکس نگیریم(باورهامون رو درست کنیم)دوما ظرفمون رو بزرگ کنیم یا بهتره بگم ظرفیتمون رو یا ارزشمندیمون رو بیشتر کنیم.

    ۳-ما باید ببخشیم تا بتونیم دریافت کنیم .اونم بیتوقع نه به امید دریافت .بی منت و بی توقع ببخشیم.بدون انتظار جبران از جانب خداوند.در این سوال شرط قرار دادیم که تو بده تا من بدم.یعنی قانون رو برعکس کردیم.و این غلطه.قانون دهش بارش میگه بده بگیر….

    ممنون از پاسخهای زیبای دیگر عزیزان.شاد و موفق و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    ئاوات مصطفی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3088 روز

    با سلام

    به نظر من تنها ترمزی که باعث میشه اینچنین قراردادی با خدا ببندیم و ببندند تنها بر می گرده به باور غلط در مورد لایق بودن افراد. به عبارتی من وقتی خودم رو لایق ثروت و فراوانی ندونم با خدای خودم وارد یک معامله خیالی میشوم و سعی می کنم با این معامله خیالی به خدا بگم تو به جای من تلاش کن پول و ثروت و موقعیت بده اونوقت ببین من چه جوری خرجش می کنم در راه تو!!! در حقیقت بی عرضگی خودمون رو در تلاش مکردن با این قرارداد و حرفها به ناخودآگاه و خودآگاهمون ثابت می کنیم!

    وقتی من خودمو لایق ثروت و فراوانی ببینم هیچگاه کاری نمی کنم که دیگران حتی خدا از من با اینگونه به اصطلاح نیکوکاری و دستودلبازی راضی شود،بلکه چون ایمان دارم آنچه به دست آورده ام به خاطر تلاش و کوشش خودم بوده و بهایش را نیز پرداخته ام و همچنین ایمان دارم که خدا خودش خواسته من به اینجا برسم اون ثروت و نعمت رو در جهت دریتش به کار می برم. از طرفی باور دارم که اینگونه خرج کردن ها بی اعتقادی خالص به عدالت خداست. هر موقعبتی وقتی لیاقتش رو داشته باشند برای مردم فراهم میشود.

    با سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    حمید امیراحمدی گفته:
    مدت عضویت: 3040 روز

    بنام یگانه خالق بی همتا

    سلام خدمت استاد دوست داشتنی و هم خانواده های گل !!?

    خیلی خدا رو شکر میکنم که در این مسیر زیبا هستم و هر روز خدا رو شکر آگاهی هام بیشتر میشه .

    این سوال بی نظیر و فوق العاده بود و کلی باور مخفی رو نشون داد !! باورهای غیر درستی که به قول استاد فضیلت هم محسوب میشدن تازه !!

    من این موضوع رو کاملا قبول دارم و خودم بارها این کارو کردم ، حتی یه بار به خدا پیشنهاد ۵۰- ۵۰ دادم !!?? که جواب که نداد هیچ ، بدترم شد !!?

    و الان که فکر کردم در مورد این مسأله باورهای زیر به ذهنم رسید .

    اول اینکه این نوع تفکر صد در صد تمرکز بر نداشته ها بود ، هم برای خودم و هم برای دیگران ، و نتیجه تمرکز بر نداشته ها و ناخواسته ها رو الان خدا رو شکر همه میدونیم .

    دوم اینکه این نوع تفکر یعنی من لیاقت دریافت اون خواسته رو برای خودم ندارم و چون این رو‌میدونم به خدا میگم بهم بده که من بخشی رو در راه تو خرج کنم و بخشی رو هم خودم استفاده کنم ،

    سوم اینکه بنظرم این نوع فکر یه جورایی راه مشخص کردن برای خداست و خدا به هرکس و به هر طریقی که خودش صلاح میدونه طبق ارتعاش همون شخص می‌رسونه ، در مورد این موضوع یه مثالی بزنم که برای همین امروزه ، یه درآمدی داشتم امروز خدا رو شکر و خواستم که عشریه اون رو پرداخت کنم ، یه بنده خدایی از قبل تو ذهنم بود و وقتی رفتم جلوی عابر که مبلغ رو به کارتش و بصورت ناشناس بزنم ، هر کاری کردم تراکنش انجام نشد ، خیلی امتحان کردم و جواب نداد ، همون موقع تسلیم شدم و گفتم خدایا خودت برسون به هرکی که صلاحه ، چند ساعت بعد اصلا موضوع یادم نبود ، یه نفر رو دیدم و یه ندایی گفت بدش به این آقا ، باور کنید انگار که از خدا خواسته بود و منتظرش بود !!! خدایا شکرت به خاطر این قوانین زیبا !،،?

    چهارم اینکه اینکار یه نوع دلسوزی برای بقیه است و دلسوزی و ترحم الان طبق قانون فهمیدم که ارتعاش درستی نیست و نتیجه ارتعاش بد ، اتفاقات بده .

    پنجم اینکه ما با این نوع نگرش ، خدا رو موجودی احساسی و واکنش گرا و مثل انسانها می‌بینیم و میخوایم با اینکار خدا رو احساساتی کنیم و یه چیزی ازش بگیریم ، در صورتی که خواستن و دریافت کردن در این دنیا بسیار سادست و نیازی به این جنگولک بازیا نداره !،?

    و در آخر اینکه این بنظرم یه جورایی گرو‌کشی و‌ گول زدن خداست .

    خیلی خوشحالم که تو این فضا هستم و نگرشم به جهان تغییر کرده ، خدا رو شکر میکنم که من رو به این مسیر هدایت کرد و آقای عباسمنش ممنون به خاطر نفس حقت و ممنون به خاطر آرمان زیبات و ممنون به خاطرات زحماتت !!

    همگی شاد ، پیروز و سعادتمند !!???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    عادل برا گفته:
    مدت عضویت: 3298 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همیشه فعال سایت

    پاسخهای عالی رو که بچه ها همه دادند منم لذت بردم به نظر من ما وقتی ثروتمند میشیم یه جورایی این بخشش اتوماتیک انجام میدیم مثلا میریم رستوران میریم خرید میریم باشگاه میریم سینما و …. پس ما این پول به جریان میندازیم و به همه ثروت میرسونیم و باعث میشیم این چرخه ادامه پیدا کنه و نیازی نیست با خداوند معامله کنیم .یه مورد دیگه هم اینکه من همیشه با خودم میگفتم من که نمازم میخونم پس چرا وضعم بهتر نمیشه انگار داشتم برای خدا نماز میخوندم در صورتی که خداوند به نماز ما نیازی نداره و این ما هستیم که به خداوند نیاز داریم بخصوص قبلنها از ترس نماز میخوندم و میگفتم اگه نماز نخونم میرم به جهنم چون اینطوری به من گفته شده بود ولی الان میدونم که جهان بر اساس قوانین عمل میکنه و هر کسی بر اساس فرکانسی که میفرسته جوابش میگیره ممنونم از خداوند که مرا با استاد عزیز اشنا کرد و خوشحالم که با این خانواده گرم و دوست داشتنی هستم هر روز مشتاقانه کامنتهاتونو میخونم و به قول استاد از هزارتا کتاب هم بیشتر می ارزه خدا رو شکر

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سعید شکوری گفته:
    مدت عضویت: 2804 روز

    با سلام به همه دوستان و کاشفین قوانین جهان

    خدایا هزاران مرتبه شاکرم به خاطر این همه هدایت و رحمتی که مرا در آن قرار دادی و اشک شوق میریزم به خاطر قرارگرفتن در صراط مستقیم

    با تفکر در این سوال قطعا به خیلی از ترمز ها و موانع ذهنی کسب ثروت و بهتر بگویم کسب رزق خواهیم رسید و وقتی من به گذشته خودم نگاهی می اندازم و تاسف میخورم به خاطر این همه گمراهی و ضلالتی که در آن به سر می برم و هر لحظه خداوند بزرگم را به خاطر گمراهی خودم سرزنش می کردم و همیشه به عدالت خداوند شک داشتم و وقتی دفتر اهداف خودم را ورق میزدم ( که حدود ده سال پیش نوشته شده است ) متوجه این همه ترمز و مانع ذهنی شدم که شاید حدود 70 درصد اهداف من جهت تامین و برآورده کرده خواسته دیگران بود و بدون توجه به خواسته های خودم که واقعا به آنها نیاز داشتم ولی با توجه به باورهای غلط و محدود کننده خودم را لایق کسب آنها نمیدیدم و با آوردن واسطه و به قول دوستان شرط گذاشتن برای خداوند خودم را از رسیدن به آنها محروم کردم . اما الان به لطف پروردگار بزرگم و تغییر باورهای محدود کننده ام به این نتیجه رسیده ام که همه چیز در دستان خدای قادر توانا می باشد و در اصل من دستی هستم از دستان خدا که در زمانی که قطعا به سیر تکاملی خودم رسیده ام می توان به توسعه و پیشرفت جهان هستی کمک نمایم .

    باورهای محدود کننده ای که من را از اهدافم دور کرد عبارت بودند از : 1. عدم آشنایی به قانون و سیستم جهان هستی و فرکانس اشتباه فرستادن به آن

    2. اینکه خیال میکردم خداوند هم مثل همه انسانها دارای احساس دلسوزی است و با برانگیختن حس دلسوزی خداوند می توانم به خواسته های خودم برسم

    3. در اکثر خواسته هایم مثل تاسیس موسسه خیریه ، تاسیس بیمارستان و … روی کمبود نعمت تمرکز کرده بودم به نحوی که رحمت و نعمت خداوند مثل باران در حال باریدن است فقط من باید ظرفم رو بزرگ کنم تا نصیبم از این همه نعمت بیشتر و بیشتر شود

    4. حس اینکه همیشه افراد ثروتمند انسانهای خوبی نیستند و از راه حلال به ثروت فراوان دست پیدا نکرده اند و من خودم را متقاعد میکردم که با این کارها من قطعا نمی خواهم ثروتمند بدی باشم و قطعا من مثل آنها نیستم

    اما در حال حاضر با تمرکز بر باورهای قدرتمند کننده و با کمک استاد عزیزم ( که همه اینها موهبت پرودگار قادر و توانای من است ) در حال بازسازی نظام باورها و ساختن اهدافم به صورت عالی هستم به نحوی که از خدا می خواهم تا مرا ثروتمند نماید تا بتوانم از آن همه نعمت زیبای او لذت ببرم و جهان را ببینم ( با سفر به نقاط مختلف جهان ) و هر لحظه پروردگار مهربان را شکر گزار باشم و بتوانم آن تفریحاتی که می خواهم انجام دهم و بعد نه از روی ترس و نگرانی که اگر کمک نکنک خدا ثروتم را میگیرد بلکه از روی عشق و لذت و بدون هیچ انتظاری به دیگران می بخشم تا جریان ثروت در جهان صورت پذیرد .

    زیرا من فردی لایق و جانشنین شایسته پروردگار بر روی این کره خاکی هستم ، من خیلی ارزشمندم زیرا خداوند همه آسمانها و زمین را به تسخیر فکر و جسم من در آورده است که من باید عزتمند در آن زندگی کنم .

    از همه شما سپاسگزارم که وقت گذاشتین و این پیامها رو خوندیدو.

    همیشه شاد ، موفق ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    هادی پویا گفته:
    مدت عضویت: 4329 روز

    سلام به دوستان عزیزم

    استاد عباسمنش عزیز سپاسگزارم، این سوال خیلی برام جالب بود، بسیار ظریف و موشکافانه مطرح کردین، من هم چنین دیدگاهی داشتم در درخواست ثروت از خدا.

    وقتی یکم به این سوال فکر کردم دو تا نکته به ذهنم رسید که دوست دارم با دوستان عزیزم به اشتراک بذارم.

    اول اینکه وقتی با این ادبیات، ثروت یا هر خواسته ای رو از خدا می خواهیم بنظرم نشانگر اینه که در اعماق ناخودآگاه، خودمون رو لایق اون نمی دونیم. از خدا میخواییم و می گیم بده تا فلان کارهای خیر رو انجام بدم و یا به پدرومادر خدمت کنم و یا به بیان دیگری درواقع از خدا می خوایم ما رو فقط وسیله ای قرار بده برای رسیدن این خیر به دیگران.

    و دوم اینکه وقتی ما به خدا می گیم خدایا به من ثروت بده و اگر بدی این کارهای خیر رو انجام خواهم داد میتونه نشانگر این باشه که ما در ناخودآگاه خودمون، ثروتمندان رو انسان های ستمگر و دور از خدا می دونیم و بنوعی بصورت خیلی پنهان داریم می گیم که اگر ما ثروتمند بشیم انسان های نیکوکاری خواهیم شد و ثروت مون رو در راه رضای خدا بکار خواهیم گرفت.

    سپاس از دوستان عزیز، لبخند روزی لبتان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: