اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با اینکه این مسابقه مهلتش تموم شده ولی چون اولین سوال هست که فکر میکنم جوابش و شاید بدونم دلم میخواست جوابش و بنویسم…و بعد فایل بعدی استاد و گوش کنم….
من سه تا مورد تو این طرز فکر میبینم….
۱. احساس گناه از ثروتمند شدن باعث میشه که تو ذهنمون بخوایم برای جبرانش کار خیری انجام بدیم و به دیگران کمک کنیم.
۲. توی ذهنمون لیاقت داشتن و لذت بردن اینهمه ثروتی که میخوایم و نداریم… و نمی تونیم بپذیریم همه ثروتی و.که میخوایم و تنها برای خودمون استفاده کنیم … برای همین میخوایم با دیگران قسمتش کنیم.
۳. شاید خودمون و مسول ادمای نیازمند اطرافمون میبینیم و ذهنمون میگه اگه تو ثروتمند و خوشبخت باشی پس اطرافیانت چی میشن… بهت عذاب وجدان میده و این گاهی بخاطر شرک هم هست چون خودمون و بجای خدای آدما میذاریم و یادمون میره اونا هم خدایی دارن و ما نباید براشون خدایی کنیم. (این یکی در مورد خودم صدق میکنه…و ضربش و هم دیدم…)
خیلی تجربه به دست اوردم خیلی خالص تر شدم خیلی تکاملی روند ارتباطم با خدا که برام مهمترین بود درست شد، همه چیز داره عالی و عالیتر میشه خداروهزارمرتبه شکر . خدایا شکرت بابت این سایت بینهایت فوق العاده بابت استاد خوب بابت بچه های آگاهی که توی این سایت من از خوندن کامنتاشون لذت میبرم، الهی صدهزارمرتبه شکر که این سفر خیلی تحولات فوق العاده ای در زندگیم داشته، خدایا شکرت که هدایتم کردی و هر لحظه هدایتم میکنی، از همه ی دوستان عزیزمم سپاسگذارم
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم فرکانسی
سلام به بهشت روی زمین پرادایس زیبا و فوق العاده و سرتاسر انرژی مثبت و تمام جانداران روی این سرزمین بهشتی مثل برانی که چقدر ذهنمان را زیباتر کرده برای خوبیها و تصاویر قشنگ
اما ترمزهای ثرو ت این است که کدهای مخرب یا ترمز را باید شناسایی کنیم برای بهبود زندگی و مسیر درست یکی از ترمزها را استاد خوب گفتند که خدایا اگر به من ثروت بدهی به همه کمک و کار خیر میخوام انجام دهم اما به نظر من استاد سوال شما از نظر فکر من این است که هیچ موقع شرطی نباید کنیم بحث ثروت را و یا اینکه تعهد به خداوند بدهیم اگر به ما بدهد ما هم کمک میکنیم به دیگران
این طرز فکر به نظر من مخرب است چون شرط ثروتمند شدن یک قانون است که برای خودش دارد و همه از یک قانون پیروی میکنند اگر تمرکز تغییر باورها درست باشه میتوانی به ثروت برسی
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
نمیدونم چرا ایندفعه حس کامنت نوشتن نبود و به خودم گفتم فقط میرم نظر بچه ها را میخونم ولی وقتی همون صفحه اول رو خوندم دیدم کم لطفیه ک از نظر بقیه استفاده کنم ولی خودم چیزی ننویسم.
به نظرم وقتی ما به خدا میگیم تو فلان چیز رو ب من داده تا من هم در عوضش فلان کار خیر رو بکنم این نشون میده ک ما کلا قانون جهان رو برعکس فهمیدیم.چون خداوند منبع خیره و همیشه مثل خورشید داره نعمت و ثروت و سلامتی و چیزای خوب ب ما میده.این ما هستیم که باهاش هماهنگ نیستیم و با نداشتن احساس خوب تو مرحله دریافت قرار نمیگیریم. وگرنه خدا اینقدر دست و دلبازه که همه درخواستهای آگاهانه و حتی ناآگاهانه ما رو بلافاصله اجابت میکنه و تا الان تمام درخواستهای ما اجابت شده. اینکه هنوز ما اونهارو دریافت نکردیم به این دلیله ک به اندازه کافی با احساس خوب و هماهنگ شدن با خدا تو مرحله دریافت نبودیم که اونهارو دریافت کنیم. وقتی ما از این قولها بخدا میدیم انگار ک خدا اون نعمت رو پیش خودش گرو کشیده و تا زمانیکه ما یه کار خیر نکنیم اون نعمت رو ب ما نمیده در حالیکه خدا منبع همه چیزای خوبه و دائم داره به ما خیر میرسونه.
یه نکته دیگه هم ب نظرم رسید که وقتی ما اینجوری باخدا قرار مدار میذاریم انگار ک در حالت عادی خودمون رو لایق اون نعمت نمیدونم و فکر میکنیم ک حتما باید یه کاری بکنیم تا مگر اینکه بخاطر اون ،خدا بهمون لطف کنه و اون نعمت رو بده. در صورتیکه ما همین الان و بدون انجام هیچ کاری لایق همه چیزهای خوب هستیم. ما اشرف مخلوقات و جانشین خداوند رو زمینیم.اصلا خداوند همه زمین و آسمون رو بخاطر ما خلق کرده ک ما ازش استفاده کنیم. حالا چقدر خنده داره ک میایم خدارو قسم و آیه میدیم ک فلان چیز رو به من بده…؟!
در واقع همه چیز از قبل به ما داده شده و همه درخواستهای ما از قبل اجابت شده. حالا به اندازه ای ک آگاهانه بتونیم مدت زمان بیشتری تو احساس خوب بمونیم و به اندازه ای که خودمون رو لایق همه چیزای خوب بدونیم نعمتها رو دریافت میکنیم.
در رابطه با ترموز و این کد های مخربی که ما در ذهن داریم، راستش من هم خیلی وقت تا همچنین خواسته های داشتم همیشه از خدایم میخواستم به من آنقدر ثروت بدهد؛که به همه دوستانم و فقیران و نیاز مندان کمک کنم بعد با این مسابقه و این چالیش استاد تازه فهمیدم مشکیلم در کجا بوده یه لحظه متوجه شدم باخودم گفتم اول باید تمرکزم را روی خودم داشته باشم خودم ثروت مندشم، بعد به دیگران کمک کنم چون خداوند برای همه رزاقه و تنها فرمانروای عالمیانه،من که هستم که کمک کنم به دیگران من اگر کمکی میکنم به خاطری بزرگتر شدن ظرف خودم هست،خداوند اصلاً به من نیازی ندارد من نیازمند او هستم من باید اول نیازی خودم را کامل کنم بعد برای دیگران کمک کنم و خداوند به هر که شایسته گی داشته باشد میبخشد چون او عادل هست نه ظالم که من از او در خواست کنم که به من بدهد تا من وسیله شوم برای دیگران نمیگم بخشیدن و کمک کردن به نیازمندان بده بلکی دیدگاهی من اشتباه بوده،اول باید به کمی کاستی خود برسم توان مند و ثروت مند بشم بعد به دیگران کمک کنم ،چون من همیشه نیگران دیگران بودم یعنی ترجیح دادن خواسته دیگران نسبت به خواسته خودم میدانیستم به همین دلیل هیچ وقت رشد نمیکردم ثروت مند نمیشدم،صحتمند نمیشدم،خوشحال نبودم دوستانی کمی داشتم با وجودی که من برای آنها طلب خیر و خوبی داشتم بعد که با قانون آشنا شدم که هر اندازه به خود ارزش قایل شوی همانقدر دیگران به تو ارزش قایل میشود.
حالا متوجه شدم که بزرگترین تورمز در زندگیم همین از خود گذشته گی بوده که همیشه به خدایم میگفتم پول زیادی به دست بیارم تا به خانواده و دوستانم کمک کنم و هیچ وقت رضایت خودم را در نظر نمی گرفتم.
به نظر من این طرز درخواست در اولین وحله از عدم عزت نفس میاد چرا که نشون میده ما میترسیم از اینکه خدا نخواد و به ما نده میترسیم از اینکه لیاقت داشتن ثروت زیاد رو نداشته باشیم و میخوایم اینجور شرطی رو با خدا بزاریم که درسته که من لیاقتش رو ندارم ولی تو به من ثروت بده من هم در ازای اون برات فلان کار رو میکنم(ساختن مدرسه،کمک به دیگران و …) در حالی که اصلا به این توجه نمیکنیم که مگه خدا خودش نمیتونه به همون دیگران کمک کنه یا بیماران سرطانی رو درمان کنه اصلا مگه حتی اگه ما ثروت داشته باشیم آیا وظیفه ما هست که همچین کارایی بکنیم یا مگه اصلا قدرت اینو داریم که مثلا سرطان رو ریشه کن کنیم یا سرطان یک نفر رو درمان کنیم
خداوند عادله و قوانین عادلانه ای بر دنیا وضع کرده اگر این رو قبول داریم پس میدونیم که فردی که سرطان داره خودش باعث شده سرطان بگیره و خودش هم میتونه سرطانش رو درمان کنه. اون کسی که پول نداره و فقیره خودش باعث شده فقیر بشه و خودش هم میتونه فقرش رو به ثروت تبدیل کنه
حتی اگر از جنبه دیگه ای به قضیه نگاه کنیم در واقع با چنین درخواستی از خداوند داریم میگیم، من که پول و ثروت رو برای خودم نمیخوام برای این میخوام که به دیگران کمک کنم یا به هر چیزی غیر از خودم کمک کنم و این در شرایطی هست که طبق قانون عادلانه خداوند هر کسی مسئولیت خودش رو به گردن داره و ما نمیتونیم به کسی خیر برسونیم یا شر برسونیم و اگر طرف مقابل خودش باورهای مناسب داشته باشه میتونه زندگیش رو به دلخواه خودش بسازه و ما هم چون ثروت رو برای خودمون نمیخواستیم و برای دیگران و دیگر مصارف میخواستیم پس به ما داده نمیشه
پس اگر ما عدالت خدا رو قبول داریم و باور داشته باشیم که هر کسی و هر چیزی دقیقا در جای خودش قرار داره و هر کسی که از وضعیت خودش راضی نیست میتونه و قدرت اینو داره که وضعیت خودش رو تغییر بده و اگر خودش نخواد نه ما و نه هیچکس دیگه ای نمیتونه بهش کمک کنه، اون وقت خواسته ما به سمت و سوی خودمون برمیگرده اونوقت درخواستمون اینه که خدایا بهم ثروت بده چون میخوام از این فرصتی که در این دنیا بهم دادی لذت ببرم چون میخوام از نعمتهای فراوانی که آفریدی استفاده کنم و به اون فرد نیازمند نشون بدم که اگر من تونستم پس تو هم میتونی. اون وقت اگر خودش بخواد خدا و در واقع قانونی که خدا وضع کرده بهش کمک میکنه- چه به وسیله من چه به وسیله هر شخص یا چیزی دیگه ای
خدا رو شکر میکنم که به سایتی هدایت شدم,استادی داره که با خوندنِ کامنتهای ما احساسات و باورهای ما رو میشناسه و با به چالش کشدینِ افکارمون باورهای مخربمون رو به ما میشناسونه و باورهای درست رو میسازه :)
جوابِ سوالِ مسابقه:
بِیسِ باورِ خرابی که این موضوع داره اینه که ما به خداوند به دیدِ یک انسان نگاه میکنیم که از احساسات و عواطفِ انسانی برخوردار هست,که ما میتونیم با تحتِ تاثیر قرار دادنِ عواطف و احساسِ خداوند,کاری کنیم که خداوند به ما ثروت بدهد.این باورِ قوی و ریشه دار در ذهنِ ما باعثِ به وجود آمدنِ باورهای ترمزیِ دیگه ای میشه که زیر مجموعه ی همین باورِ.
مثلا:
*خداوند به کسانی که بخشش میکنند ثروت میدهد.
*خداوند برای ثروت دادن از ما شرط و شروطی میگیرد و بعد ثروت میبخشد.
*باورِ اینکه در صورتی که از خدا ثروت رو برای انجامِ کارهای خیر و بخشش بخواهم,به من ثروت میدهد.
*خداوند به اندازه یِ تعهدی که ما میدهیم به ما ثروت میدهد.
یا هزار باورِ نادرستِ دیگه که برمیگرده به اینکه ما خدا رو به دیدِ یک انسانی میبینیم که احساسات و عواطفِ انسانی داره.
و این بر میگرده به چیزهایی که از بچگی دیدیم و شنیدیم و تجربه کردیم
مثلا من یادمه 15 سال پیش میخواستم از اداره کار با مدرکِ تراشکاری وام بگیرم,شرطِ اداره کار برای اعطایِ وام این بود که من تعهد بدم که با این وام حتمن یِ کارگاهِ تراشکاری راه اندازی کنم.و چندین تجربه ی دیگه که این باور و در من ریشه دار کرده.
احساسِ من به این مسابقه این بود :)
خیلی خوشحالم از اینکه تو دنیایی دارم سیر میکنم که نزدیکترم به خداوند
دنیایی که همه ی کسانی که باهاشون رابطه دارم(بچه های سایت)تو مدارِ خوشبختی هستند
:)
برای همه آرزوی سعادت میکنم در پناهِ الله یکتا شاد باشید :)
همان طور که می دانیم که هرکسی مسول زندگی خود است و هیچ کسی هم توان عوض کردن زندگی فرد با افرادی را ندارد و هرکسی با فرکانس ها و افکار خود هر اتفاقی رو برای خودش رقم میزند و این همه اختلاف طبقاتی بودن افراد سالم وبیمار و افراد بدبخت و خوشبخت همگی به اختلاف مدارها وفرکانسها برمیگردد و هیچ بی عدالتی درجهان ایجاد نشده است وخداوند در عدل کامل بسر می برد
دلیل های که افراد قردادی با خداوند می بندند که اگر ثروتمند شوند بخشی از ثروتی که بدست اورده اند را خرج مخارجی هم چون ساخت مسجد ومدرسه و… وبیماران سرطانی می کنندبه 2مانع بر می گردد
1-انها احساس می کنند که عدل خداوند دچار ناعدلی شده است ودر دنیا به افراد بیمارهمچون سرطانی و….ظلم شده است و انها در این امر دخیل نبوده اند واین افرادبا بستن همچین قراردادی با خداوند یا همچین عهدی وپیمان با خداوندمی خواهند این قسمت ناعدلی را پر کننددر واقع مامور الهی شوندو عدل خداوند را بجا بیاورنداما داستان فرکانس وداستان قانون جهان هستی این است که هر کسی با فرکانس های خود وترمزهای که در ذهن خود دارد اتفاقات زندگی خود را رقم می زندواگربی هدف باشد دنیا برای او چیزی را درنظر میگیرد(نظیر بیماری وفقرو…)
2-دومین مانع این است که این افرادخود را بی ارزش می دانند و خود رالایق نعمت هاو ثروت الهی نمیدانند ومی خواهندبا شرط وشروط از خداوند دریافت پول وثروت کنند بگذارید یک مثال بزنم که متوجه بشوید جهان هستی به اندازه ارزش شما ولیاقت شما به شما پول وثروت می دهد فرض کنید که جهان هستی (خداوند ویا کاعنات )یک مدیر بانک می باشد وشما هم یک صاحب حساب در آن بانک.شما می خواهید از مدیر بانک درخواست یک پول کلان داشته باشیدبه مدیر بانک می گویید که اگر 1000000000تومان به شما بدهد شما قول میدهید که بخشی از آن پول را در امورخیره همچون بیماران سرطانی وساخت مساجد و….خرج می کنید به نظر شما مدیر چه جوابی به شما می دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بله درست فکر کردید!به شما می گوید که موجودی حساب شما کافی نیست اگر از خداوند درخواست ثروت داریداجازه دهید که اول خود را ارزشمند این مقدار ثروت بدانید ولیاقتش را برای خودتان ایجاد کنید مدیر بانک کاری ندارد که پولتان را چطور خرج می کنیدفقط موجودی حساب شما را نگاه می کند و جوابتان را می دهد این موجودی حساب بر میگردد به مقدار لیاقتی که برای خودتان در نظر دارید به مقدار احساسی که برای رسیدن به هدفتان درنظر دارید وبه منطقی که داریدفرکانستان را باهاش می سازید
سپاس گذار خداوندی هستم که هر لحظه من و هدایت میکنه هر لحظه به من الهام میکنه هر آنچه که بهش نیاز دارم
با درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانواده عزیزم??
ترمز هایی که من پیدا کردم :
1.خودش رو لایق نمیدونه (این باور هم برمیگرده به پیشینیان ما به جامعه ما ، که همیشه افراد برای خودشون ارزش قائل نمیشن مثلا : تو جامعه ما ، مادر ، پدر ها برای خودشون ارزش قائل نمیشن همیشه دوست دارن یکاری برای بچه هاشون انجام بدن خودشون رو مسئول زندگی اونها میدونن میگن ما مهم نیستیم از ما گذشته ما باید تلاش کنیم فرزندمون و خوشبخت کنیم من مسئول زندگی اونم اون فرزند منه اگه من بهش کمک نکنم کی بهش کمک کنه)
2.شاید اون ثروت و برای خودش بخواد ولی میاد این تعهد و میزاره که مثلا اگه من اینجوری از خدا درخواست کنم حتما به درخواست من جواب میده چون میخوام با این پول به بنده هاش کمک کنم(این باور هم برمیگرده به جامعه ما که همیشه اینجوری به ما گفتن که فقر بهتره ثروتمند بودن خوب نیست ثروتمند بودن ما رو از خدا دور میکنه ما باید فقط به مردم کمک کنیم نباید برای خودمون خرج کنیم ما خلق شدیم واسه کمک کردن به مردم)
3.فکر میکنه که خدا باید بهش ثروت بده که به افراد کمک کنه در صورتی که این کاملا اشتباهه هر کس بخواد میتونه خودش از خدا درخواست کنه خدا به درخواست همه جواب میده اصلا ما نمیتونیم به افراد کمک کنیم ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم هر کسی اگه بخواد تغییر کنه خدا خودش اونو به مسیرهای درست هدایت میکنه
در آخر هم برای استاد عزیز و دوست داشتنی و خانواده عزیزم از خدای عزیزم بی نهایت نعمت ، ثروت ، سلامتی ، آرامش و خوشبختی رو آرزو میکنم
خدایی که همیشه با منه ، خدایی که هر لحظه من و هدایت میکنه ، خدایی که تنها قدرت جهانه
خدایا ازت سپاس گذارم بابت هر چیزی که به من دادی چه اون چیزهایی که من میبینم چه اون چیزهایی که من نمیبینم????
با سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
با اینکه این مسابقه مهلتش تموم شده ولی چون اولین سوال هست که فکر میکنم جوابش و شاید بدونم دلم میخواست جوابش و بنویسم…و بعد فایل بعدی استاد و گوش کنم….
من سه تا مورد تو این طرز فکر میبینم….
۱. احساس گناه از ثروتمند شدن باعث میشه که تو ذهنمون بخوایم برای جبرانش کار خیری انجام بدیم و به دیگران کمک کنیم.
۲. توی ذهنمون لیاقت داشتن و لذت بردن اینهمه ثروتی که میخوایم و نداریم… و نمی تونیم بپذیریم همه ثروتی و.که میخوایم و تنها برای خودمون استفاده کنیم … برای همین میخوایم با دیگران قسمتش کنیم.
۳. شاید خودمون و مسول ادمای نیازمند اطرافمون میبینیم و ذهنمون میگه اگه تو ثروتمند و خوشبخت باشی پس اطرافیانت چی میشن… بهت عذاب وجدان میده و این گاهی بخاطر شرک هم هست چون خودمون و بجای خدای آدما میذاریم و یادمون میره اونا هم خدایی دارن و ما نباید براشون خدایی کنیم. (این یکی در مورد خودم صدق میکنه…و ضربش و هم دیدم…)
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام به همگی عزیزانم
روز ۱۰۰ سفرنامه🤩
خدایا شکرت که ۱۰۰ روز توی این سفرزیبا بودم
خیلی تجربه به دست اوردم خیلی خالص تر شدم خیلی تکاملی روند ارتباطم با خدا که برام مهمترین بود درست شد، همه چیز داره عالی و عالیتر میشه خداروهزارمرتبه شکر . خدایا شکرت بابت این سایت بینهایت فوق العاده بابت استاد خوب بابت بچه های آگاهی که توی این سایت من از خوندن کامنتاشون لذت میبرم، الهی صدهزارمرتبه شکر که این سفر خیلی تحولات فوق العاده ای در زندگیم داشته، خدایا شکرت که هدایتم کردی و هر لحظه هدایتم میکنی، از همه ی دوستان عزیزمم سپاسگذارم
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم فرکانسی
سلام به بهشت روی زمین پرادایس زیبا و فوق العاده و سرتاسر انرژی مثبت و تمام جانداران روی این سرزمین بهشتی مثل برانی که چقدر ذهنمان را زیباتر کرده برای خوبیها و تصاویر قشنگ
اما ترمزهای ثرو ت این است که کدهای مخرب یا ترمز را باید شناسایی کنیم برای بهبود زندگی و مسیر درست یکی از ترمزها را استاد خوب گفتند که خدایا اگر به من ثروت بدهی به همه کمک و کار خیر میخوام انجام دهم اما به نظر من استاد سوال شما از نظر فکر من این است که هیچ موقع شرطی نباید کنیم بحث ثروت را و یا اینکه تعهد به خداوند بدهیم اگر به ما بدهد ما هم کمک میکنیم به دیگران
این طرز فکر به نظر من مخرب است چون شرط ثروتمند شدن یک قانون است که برای خودش دارد و همه از یک قانون پیروی میکنند اگر تمرکز تغییر باورها درست باشه میتوانی به ثروت برسی
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به همگی
نمیدونم چرا ایندفعه حس کامنت نوشتن نبود و به خودم گفتم فقط میرم نظر بچه ها را میخونم ولی وقتی همون صفحه اول رو خوندم دیدم کم لطفیه ک از نظر بقیه استفاده کنم ولی خودم چیزی ننویسم.
به نظرم وقتی ما به خدا میگیم تو فلان چیز رو ب من داده تا من هم در عوضش فلان کار خیر رو بکنم این نشون میده ک ما کلا قانون جهان رو برعکس فهمیدیم.چون خداوند منبع خیره و همیشه مثل خورشید داره نعمت و ثروت و سلامتی و چیزای خوب ب ما میده.این ما هستیم که باهاش هماهنگ نیستیم و با نداشتن احساس خوب تو مرحله دریافت قرار نمیگیریم. وگرنه خدا اینقدر دست و دلبازه که همه درخواستهای آگاهانه و حتی ناآگاهانه ما رو بلافاصله اجابت میکنه و تا الان تمام درخواستهای ما اجابت شده. اینکه هنوز ما اونهارو دریافت نکردیم به این دلیله ک به اندازه کافی با احساس خوب و هماهنگ شدن با خدا تو مرحله دریافت نبودیم که اونهارو دریافت کنیم. وقتی ما از این قولها بخدا میدیم انگار ک خدا اون نعمت رو پیش خودش گرو کشیده و تا زمانیکه ما یه کار خیر نکنیم اون نعمت رو ب ما نمیده در حالیکه خدا منبع همه چیزای خوبه و دائم داره به ما خیر میرسونه.
یه نکته دیگه هم ب نظرم رسید که وقتی ما اینجوری باخدا قرار مدار میذاریم انگار ک در حالت عادی خودمون رو لایق اون نعمت نمیدونم و فکر میکنیم ک حتما باید یه کاری بکنیم تا مگر اینکه بخاطر اون ،خدا بهمون لطف کنه و اون نعمت رو بده. در صورتیکه ما همین الان و بدون انجام هیچ کاری لایق همه چیزهای خوب هستیم. ما اشرف مخلوقات و جانشین خداوند رو زمینیم.اصلا خداوند همه زمین و آسمون رو بخاطر ما خلق کرده ک ما ازش استفاده کنیم. حالا چقدر خنده داره ک میایم خدارو قسم و آیه میدیم ک فلان چیز رو به من بده…؟!
در واقع همه چیز از قبل به ما داده شده و همه درخواستهای ما از قبل اجابت شده. حالا به اندازه ای ک آگاهانه بتونیم مدت زمان بیشتری تو احساس خوب بمونیم و به اندازه ای که خودمون رو لایق همه چیزای خوب بدونیم نعمتها رو دریافت میکنیم.
فقط باید خوش باشیم…?
با عرض سلام خدمت دوستان صمیمی و استاد گلم!
در رابطه با ترموز و این کد های مخربی که ما در ذهن داریم، راستش من هم خیلی وقت تا همچنین خواسته های داشتم همیشه از خدایم میخواستم به من آنقدر ثروت بدهد؛که به همه دوستانم و فقیران و نیاز مندان کمک کنم بعد با این مسابقه و این چالیش استاد تازه فهمیدم مشکیلم در کجا بوده یه لحظه متوجه شدم باخودم گفتم اول باید تمرکزم را روی خودم داشته باشم خودم ثروت مندشم، بعد به دیگران کمک کنم چون خداوند برای همه رزاقه و تنها فرمانروای عالمیانه،من که هستم که کمک کنم به دیگران من اگر کمکی میکنم به خاطری بزرگتر شدن ظرف خودم هست،خداوند اصلاً به من نیازی ندارد من نیازمند او هستم من باید اول نیازی خودم را کامل کنم بعد برای دیگران کمک کنم و خداوند به هر که شایسته گی داشته باشد میبخشد چون او عادل هست نه ظالم که من از او در خواست کنم که به من بدهد تا من وسیله شوم برای دیگران نمیگم بخشیدن و کمک کردن به نیازمندان بده بلکی دیدگاهی من اشتباه بوده،اول باید به کمی کاستی خود برسم توان مند و ثروت مند بشم بعد به دیگران کمک کنم ،چون من همیشه نیگران دیگران بودم یعنی ترجیح دادن خواسته دیگران نسبت به خواسته خودم میدانیستم به همین دلیل هیچ وقت رشد نمیکردم ثروت مند نمیشدم،صحتمند نمیشدم،خوشحال نبودم دوستانی کمی داشتم با وجودی که من برای آنها طلب خیر و خوبی داشتم بعد که با قانون آشنا شدم که هر اندازه به خود ارزش قایل شوی همانقدر دیگران به تو ارزش قایل میشود.
حالا متوجه شدم که بزرگترین تورمز در زندگیم همین از خود گذشته گی بوده که همیشه به خدایم میگفتم پول زیادی به دست بیارم تا به خانواده و دوستانم کمک کنم و هیچ وقت رضایت خودم را در نظر نمی گرفتم.
به نظر من این طرز درخواست در اولین وحله از عدم عزت نفس میاد چرا که نشون میده ما میترسیم از اینکه خدا نخواد و به ما نده میترسیم از اینکه لیاقت داشتن ثروت زیاد رو نداشته باشیم و میخوایم اینجور شرطی رو با خدا بزاریم که درسته که من لیاقتش رو ندارم ولی تو به من ثروت بده من هم در ازای اون برات فلان کار رو میکنم(ساختن مدرسه،کمک به دیگران و …) در حالی که اصلا به این توجه نمیکنیم که مگه خدا خودش نمیتونه به همون دیگران کمک کنه یا بیماران سرطانی رو درمان کنه اصلا مگه حتی اگه ما ثروت داشته باشیم آیا وظیفه ما هست که همچین کارایی بکنیم یا مگه اصلا قدرت اینو داریم که مثلا سرطان رو ریشه کن کنیم یا سرطان یک نفر رو درمان کنیم
خداوند عادله و قوانین عادلانه ای بر دنیا وضع کرده اگر این رو قبول داریم پس میدونیم که فردی که سرطان داره خودش باعث شده سرطان بگیره و خودش هم میتونه سرطانش رو درمان کنه. اون کسی که پول نداره و فقیره خودش باعث شده فقیر بشه و خودش هم میتونه فقرش رو به ثروت تبدیل کنه
حتی اگر از جنبه دیگه ای به قضیه نگاه کنیم در واقع با چنین درخواستی از خداوند داریم میگیم، من که پول و ثروت رو برای خودم نمیخوام برای این میخوام که به دیگران کمک کنم یا به هر چیزی غیر از خودم کمک کنم و این در شرایطی هست که طبق قانون عادلانه خداوند هر کسی مسئولیت خودش رو به گردن داره و ما نمیتونیم به کسی خیر برسونیم یا شر برسونیم و اگر طرف مقابل خودش باورهای مناسب داشته باشه میتونه زندگیش رو به دلخواه خودش بسازه و ما هم چون ثروت رو برای خودمون نمیخواستیم و برای دیگران و دیگر مصارف میخواستیم پس به ما داده نمیشه
پس اگر ما عدالت خدا رو قبول داریم و باور داشته باشیم که هر کسی و هر چیزی دقیقا در جای خودش قرار داره و هر کسی که از وضعیت خودش راضی نیست میتونه و قدرت اینو داره که وضعیت خودش رو تغییر بده و اگر خودش نخواد نه ما و نه هیچکس دیگه ای نمیتونه بهش کمک کنه، اون وقت خواسته ما به سمت و سوی خودمون برمیگرده اونوقت درخواستمون اینه که خدایا بهم ثروت بده چون میخوام از این فرصتی که در این دنیا بهم دادی لذت ببرم چون میخوام از نعمتهای فراوانی که آفریدی استفاده کنم و به اون فرد نیازمند نشون بدم که اگر من تونستم پس تو هم میتونی. اون وقت اگر خودش بخواد خدا و در واقع قانونی که خدا وضع کرده بهش کمک میکنه- چه به وسیله من چه به وسیله هر شخص یا چیزی دیگه ای
بنام خدای مهربان
سلام استاد عباسمنش و دوستانِ خوبم
خدا رو شکر میکنم که به سایتی هدایت شدم,استادی داره که با خوندنِ کامنتهای ما احساسات و باورهای ما رو میشناسه و با به چالش کشدینِ افکارمون باورهای مخربمون رو به ما میشناسونه و باورهای درست رو میسازه :)
جوابِ سوالِ مسابقه:
بِیسِ باورِ خرابی که این موضوع داره اینه که ما به خداوند به دیدِ یک انسان نگاه میکنیم که از احساسات و عواطفِ انسانی برخوردار هست,که ما میتونیم با تحتِ تاثیر قرار دادنِ عواطف و احساسِ خداوند,کاری کنیم که خداوند به ما ثروت بدهد.این باورِ قوی و ریشه دار در ذهنِ ما باعثِ به وجود آمدنِ باورهای ترمزیِ دیگه ای میشه که زیر مجموعه ی همین باورِ.
مثلا:
*خداوند به کسانی که بخشش میکنند ثروت میدهد.
*خداوند برای ثروت دادن از ما شرط و شروطی میگیرد و بعد ثروت میبخشد.
*باورِ اینکه در صورتی که از خدا ثروت رو برای انجامِ کارهای خیر و بخشش بخواهم,به من ثروت میدهد.
*خداوند به اندازه یِ تعهدی که ما میدهیم به ما ثروت میدهد.
یا هزار باورِ نادرستِ دیگه که برمیگرده به اینکه ما خدا رو به دیدِ یک انسانی میبینیم که احساسات و عواطفِ انسانی داره.
و این بر میگرده به چیزهایی که از بچگی دیدیم و شنیدیم و تجربه کردیم
مثلا من یادمه 15 سال پیش میخواستم از اداره کار با مدرکِ تراشکاری وام بگیرم,شرطِ اداره کار برای اعطایِ وام این بود که من تعهد بدم که با این وام حتمن یِ کارگاهِ تراشکاری راه اندازی کنم.و چندین تجربه ی دیگه که این باور و در من ریشه دار کرده.
احساسِ من به این مسابقه این بود :)
خیلی خوشحالم از اینکه تو دنیایی دارم سیر میکنم که نزدیکترم به خداوند
دنیایی که همه ی کسانی که باهاشون رابطه دارم(بچه های سایت)تو مدارِ خوشبختی هستند
:)
برای همه آرزوی سعادت میکنم در پناهِ الله یکتا شاد باشید :)
سلام
جواب سوال من
همان طور که می دانیم که هرکسی مسول زندگی خود است و هیچ کسی هم توان عوض کردن زندگی فرد با افرادی را ندارد و هرکسی با فرکانس ها و افکار خود هر اتفاقی رو برای خودش رقم میزند و این همه اختلاف طبقاتی بودن افراد سالم وبیمار و افراد بدبخت و خوشبخت همگی به اختلاف مدارها وفرکانسها برمیگردد و هیچ بی عدالتی درجهان ایجاد نشده است وخداوند در عدل کامل بسر می برد
دلیل های که افراد قردادی با خداوند می بندند که اگر ثروتمند شوند بخشی از ثروتی که بدست اورده اند را خرج مخارجی هم چون ساخت مسجد ومدرسه و… وبیماران سرطانی می کنندبه 2مانع بر می گردد
1-انها احساس می کنند که عدل خداوند دچار ناعدلی شده است ودر دنیا به افراد بیمارهمچون سرطانی و….ظلم شده است و انها در این امر دخیل نبوده اند واین افرادبا بستن همچین قراردادی با خداوند یا همچین عهدی وپیمان با خداوندمی خواهند این قسمت ناعدلی را پر کننددر واقع مامور الهی شوندو عدل خداوند را بجا بیاورنداما داستان فرکانس وداستان قانون جهان هستی این است که هر کسی با فرکانس های خود وترمزهای که در ذهن خود دارد اتفاقات زندگی خود را رقم می زندواگربی هدف باشد دنیا برای او چیزی را درنظر میگیرد(نظیر بیماری وفقرو…)
2-دومین مانع این است که این افرادخود را بی ارزش می دانند و خود رالایق نعمت هاو ثروت الهی نمیدانند ومی خواهندبا شرط وشروط از خداوند دریافت پول وثروت کنند بگذارید یک مثال بزنم که متوجه بشوید جهان هستی به اندازه ارزش شما ولیاقت شما به شما پول وثروت می دهد فرض کنید که جهان هستی (خداوند ویا کاعنات )یک مدیر بانک می باشد وشما هم یک صاحب حساب در آن بانک.شما می خواهید از مدیر بانک درخواست یک پول کلان داشته باشیدبه مدیر بانک می گویید که اگر 1000000000تومان به شما بدهد شما قول میدهید که بخشی از آن پول را در امورخیره همچون بیماران سرطانی وساخت مساجد و….خرج می کنید به نظر شما مدیر چه جوابی به شما می دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بله درست فکر کردید!به شما می گوید که موجودی حساب شما کافی نیست اگر از خداوند درخواست ثروت داریداجازه دهید که اول خود را ارزشمند این مقدار ثروت بدانید ولیاقتش را برای خودتان ایجاد کنید مدیر بانک کاری ندارد که پولتان را چطور خرج می کنیدفقط موجودی حساب شما را نگاه می کند و جوابتان را می دهد این موجودی حساب بر میگردد به مقدار لیاقتی که برای خودتان در نظر دارید به مقدار احساسی که برای رسیدن به هدفتان درنظر دارید وبه منطقی که داریدفرکانستان را باهاش می سازید
دوستار شما محمدمهدی ابادی از کرمانشاه
سلام خدمت استاد و اعضای خوب و خدمتگزار گروهش
خدا را گواه میگیرم لذت میبرم،کیف میکنم وقتی تجربه ها
و نوشته های خوب و مثمرثمر گروه را میخوانم
خدایا متشکرم به خاطر خلقت خوب و زیبایت
خدایا سپاسگزارم به خاطر آگاهیهای ناب این گروه
خدایا ممنونتم به خاطر دستهای مهربانت که در زمین
گسترده ای و ما را یاری و مساعدت میکنند
من که نمیتوانم تجربیات گروه و استاد را نت برداری نکنم
و از این بابت نهایت سپاسگزاری را دارم
خدایا به این گروه و اعضا و استاد خوبش آگاهیهای ناب
و عمر طولانی و پرثمر عنایت بفرما
سپاس گذار خداوندی هستم که هر لحظه من و هدایت میکنه هر لحظه به من الهام میکنه هر آنچه که بهش نیاز دارم
با درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانواده عزیزم??
ترمز هایی که من پیدا کردم :
1.خودش رو لایق نمیدونه (این باور هم برمیگرده به پیشینیان ما به جامعه ما ، که همیشه افراد برای خودشون ارزش قائل نمیشن مثلا : تو جامعه ما ، مادر ، پدر ها برای خودشون ارزش قائل نمیشن همیشه دوست دارن یکاری برای بچه هاشون انجام بدن خودشون رو مسئول زندگی اونها میدونن میگن ما مهم نیستیم از ما گذشته ما باید تلاش کنیم فرزندمون و خوشبخت کنیم من مسئول زندگی اونم اون فرزند منه اگه من بهش کمک نکنم کی بهش کمک کنه)
2.شاید اون ثروت و برای خودش بخواد ولی میاد این تعهد و میزاره که مثلا اگه من اینجوری از خدا درخواست کنم حتما به درخواست من جواب میده چون میخوام با این پول به بنده هاش کمک کنم(این باور هم برمیگرده به جامعه ما که همیشه اینجوری به ما گفتن که فقر بهتره ثروتمند بودن خوب نیست ثروتمند بودن ما رو از خدا دور میکنه ما باید فقط به مردم کمک کنیم نباید برای خودمون خرج کنیم ما خلق شدیم واسه کمک کردن به مردم)
3.فکر میکنه که خدا باید بهش ثروت بده که به افراد کمک کنه در صورتی که این کاملا اشتباهه هر کس بخواد میتونه خودش از خدا درخواست کنه خدا به درخواست همه جواب میده اصلا ما نمیتونیم به افراد کمک کنیم ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم هر کسی اگه بخواد تغییر کنه خدا خودش اونو به مسیرهای درست هدایت میکنه
در آخر هم برای استاد عزیز و دوست داشتنی و خانواده عزیزم از خدای عزیزم بی نهایت نعمت ، ثروت ، سلامتی ، آرامش و خوشبختی رو آرزو میکنم
خدایی که همیشه با منه ، خدایی که هر لحظه من و هدایت میکنه ، خدایی که تنها قدرت جهانه
خدایا ازت سپاس گذارم بابت هر چیزی که به من دادی چه اون چیزهایی که من میبینم چه اون چیزهایی که من نمیبینم????