اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستای هم فرکانسی عزیزم من بارها این فایلو گوش دادم و الان به این نتیجه رسیدم ک ته این حرف که خدایا بهم بده تا منم به بقیه کمک کنم
باور عدم لیاقت است ینی ما خودمونو لایق نمیدونیم ک خدا بدون هیچ توقع و چشم داشتی بهمون بی نهایت ثروت بده
ینی تا ما یک کاری رو انجام ندیم خدا هم مارو لایق رسیدن به اون خواسته نمیدونه چه برسه به خودمون
دومین باوری ک من ب ذهنم رسید این بود ک ما احساس ضعف میکنیم اگر به ثروتی برسیم و اونو برای دیگران خرج نکنیم، یه جور احساس بی لیاقتی هست بازم
ینی من هر جور به این قضیه نگاه میکنم ب احساس لیاقتی ک ما در درونمون ایجاد کردیم میرسم
امیدوارم شاد سلامت باشید دوستای عزیزم و استاد گلم مرس یک هستین و ممنون از خدا ی مهربان ک منو هدایت کرده به سایت شما و این همه اگاهی بینظر دوستون دارم ❤️
سلام به همه دوستان و استاد گرامی ،منم دقیقا از خدا اینجوری میخوام که خدایا به من ثروت بده تا برایم پسرم ماشین بخرم ،یا پدر و مادرم رو ببرم مسافرتهای عالی یا به نیازمندها کمک کنم و دیدن این ویدیو استاد چقدر برایم کد دلشت و کامنتهای دوستان دید من رو باز کرد و اینکه چقدر باور اشتباه در مورد خواستن ثروت دارم یعنی خودم رو لایق ثروت ندونستم خدایا سپاسگذرات هستم که من رو به این سایت پر از انرژی پر از درس هدایت کردی
سلام خدمت استاد جان وتمام بچه های هم فرکانس این باور محدود همون احساس لیاقته درونیه که من لایق نعمت نیستم تو بده تا من هم بدم ثروت مثل هوا موجوده البته کسی در فرکانسش باشه متوجه میشه احساس لیاقت ما از بچه گی سرکوب شده با مقایسه کردن ما با دیگران تو تیکه ای از وجود پروردگاری همون طوری که خداوند در جایی از قرآن میگه موجود باش موجود میشه عزیزان با احساس خوبه که همه نعمت ها میاد احساست رو خوب کن آرام باش از درون وقتی آرام باشی کم کم وصل میشی چکار تمام وبعد با تکامل بهش میرسی من خیلی دوست داشتم پول نقد در خونه داشته باشم بهش فکر میکردم تا اینکه امشب دیدم کلی پول نقد تو کمد م دارم متوجه نشدم که کی این همه پول رو دارم به خدا اگه مداوم احساس خوب داشته باشی به همه خواسته ها میرسی فقط یه خورده زمان میخواد جا نزن عاشق همتونمروزی میرسه که همه ما تک به تک استاد رو از نزدیک ملاقات میکنیم
امشب این فایل هدایتی من بود ، البته من در مورد مسائله روابط،سوالی داشتم که هدایت شدم به این فایل عالی
حالا من باید ببینم چه ترمزهای در مورد روابط دارم
اولین چیزی که به ذهنم رسید
اینکه من همش میخام یه کار بزرگ یا کمک یا یاری ، یا گشایشی در زندگی عزیزم انجام بدم که بتونم اونو جذب خودم یا بهتر بگم عزیز دلش بشم،،
خب این طرز فکر من چه باورهای مخربی در دلش داره؟
اینکه من خودم لایق این رابطه نمی دونم مگر اینکه در حکم یاری رسان باشم
اینکه من فکر میکنم حتما باید کاری انجام بدم که مورد محبت قرار بگیرم
من باور ندارم که انسان نیاز نیست تو رابطه خودشو تیکه تیکه کنه ، اگر احساس لیاقت داشته باشم خیلی آسون و راحت دوست داشته میشم
چرا باید کارهای مثل آرایش عجیب غریب، خانوداه خوب، سن مناسب، قیافه، قد خوب ، طرز صحبت کردن، دلبری کردن، رانندگی بلد بودن، آشپز بودن، هنرمند بودن، مذهبی بودن، یا برعکس خیلی آزاد بودن، تیپ امروزی زدن، شغل خاص داشتن، و… همه اینا را باید داشته باشم که مورد توجه قرار بگیرم
واقعا اینها ملاک دوست داشته شدن هستند؟ واقعا اینها ملاک یه رابطه عالی هستند؟
یا اینکه آدم ها فقط از یه نفر خوششون میاد و عاشق اون میشن و تمام واقعا اینها توهمات نیست؟
الگوی من مریم جان هستند ، آیا ایشون تمام اون عوامل بیرونی انجام میدن؟
آیا تو رابطه شون براشون همه اینا مهمه ، خیر
ایشون اینقدر رها و آزاد و با اعتماد به نفس هستند که وقتی به رابطه ایشون با استاد فکر میکنم ، متوجه این احساس لیاقت و بزرگی درونی ایشون میشم
من خیلی شرایطم شبیه مریم جان هست ولی چرا من نتونستم رابطه پایدار و پر از عشق و مودت تجربه کنم؟؟؟
چون من برای رابطه م شرایط گذاشتم
گفتم باید تو رابطه سن باید این ملاک داشته باشه
زیبایی حرف اوله
قد دختر باید اینقدر باشه
خانواده باید همه چی تموم باشه
مهارت های رانندگی آشپزی هنرها رو باید داشته باشم
دلبری باید بلد باشم
و…. چرا من برای رابطه م شرط گذاشتم
مگر به غیر از اینکه ما با فرکانس هامون، افکار و باورهامون داریم لحظه به لحظه زندگیمون رقم میزنیم
مگه به غیر از اینکه هر رفتاری از اطرافیان می بینیم از باورهای ما هست
پس مریم دنبال چی کجا میگردی؟
چرا دنبال عوامل بیرونی هستی ، تو به اندازه کافی همه چی تموم هستی ، هم از نظر ظاهری و جسمانی، اخلاقی ، و رفتاری…
پس چرا با مقایسه خودتو میاری پایین
چرا به درونت توجه نمیکنی
چرا باور نداری که وقتی افکارت و باورهات تغییر کنند ، رفتار تمام انسانهای زندگیت با تو تغییر میکنه
چرا دنبال دلایل بیرونی برای اثبات خودت هستی
اونقدر خودتو دست کم گرفتی که باید یه کمکی کنی تا دوست داشته بشی؟
این دقیقا کجای قانونه؟ این کجا استاد گفته؟
چرا اصل رها کردی چسبیدی به فرع
اصل قانون میگه ، تمرکز به خواسته ها یعنی جذب و رقم زدن نتایج هم سطح آنها
احساس خوب مساوی اتفاقات عالی
توجه به نکات مثبت آدم ها مساوی برانگیختن اون وجه خوبشون
رها بودن و نچسبیدن به آدم ها یعنی پایداری اونها در زندگیت
و حتی جذب انسانهای بهتر و موحدتر
تقویت احساس لیاقت و تقویت احساس لیاقت و تقویت احساس لیاقت
مهم ترین اصل قانون تو باید خودتو لایق اون رابطه بدونی، من خودم لایق این روابط و شرایط می دونم
من لایق دوست داشته شدن هستم، من لایق توجه و محبت و عشق و مودت بی نظیر هستم
من لایق هدیه ها و لطف های بی چشم داشت هستم
من لایق ارتباط با انسانهای عالی از هر لحاظ هستم .
مریم تعهد بده به خودت هیچ جا نرو ،فقط تمرکزت روی دوره ها باشه ، اگر تا الان به راحتی با دوره ها و عمل به آنها آسان شدی برای آسانی ها پس در مورد روابط هم اتفاق می افته، فقط مستمر ادامه بده و ادامه بده
خدایا شکرت به خاطر این آگاهی ، و شناسایی کد مخرب روابطم، خدایا خودت هدایتم کن به آسانی ها و لذت ها و عشق و مودت ، رابطه عالی ، تو بخواه که تو بخواهی بهترین میشه.
اوست خدای یکتایی که غیر او خدایی نیست، سلطان مقتدر عالم، پاک از هر نقص و آلایش، منزّه از هر عیب و ناشایست، ایمنی بخش دلهای هراسان، نگهبان جهان و جهانیان، غالب و قاهر بر همه خلقان، با جبروت و عظمت، بزرگوار و برتر (از حدّ فکرت)، زهی منزّه و پاک خدای یکتا که از هر چه بر او شریک پندارند منزّه و (از آنچه در وهم و خیال و عقل اندیشند) مبرّ است. ﴿23﴾
پنجشنبه شب بخوابی بسرم زده بود گفتم که برم توی سایت سربزنم ویک فایل گوش بدم تز خدا هدایت خواستم وتومد واردسایت شدم و گفتم بروم یک قسمت سفرنامه ببنم که گوزینه کلیدها جلوی چشمم برق زد
واردقسمت کلیدها شدم وهمین جورکه می گشتم که چه فایلی رو نگاه کنم رسیدم به این قسمت و بادیدن این سه تا قسمت و خواندن پاسج دادن دوستان به این فایلها دیدم به خودم گفتم که حامدجان تودرهمان خم یک گوچه ای چون من یکی از هدفهام این است یگ کیا اسپورتز بخرم واز خدا خواستم تا هدایتم کنه ودر انجا من را هدایت کرد تابفهمم که ایراد ازکوجاست که به خواست نمی رسی اینجابود که من فهمیدم که چه باور مخربی دارم واز روزکه شروع کردم به خواندن کامنتهای بچه ها توی پاسخ به این سوال استاد ودیدن باورهای مخرب خودم شنبه که داشتم مرفتم سرکار دوتا ماشین کیا اسپوتز سرراهم سبز شد وازته دل خدارا شکرکردم وبخودم کفتم که حامدجا ن داری مری توی فرکانسش واینها هم نشونش است ممنون وسپاس گذارم از استاد وهمه دوستان گلم که انقدر اگاهی هاشون رو توی کامت های سایت می گذارند
درمورد به پاسخ به این سوال من با خوندن پاسخ دادن بجه ها به این سوال وطی اموزش های استاد در دوره عشق ومودت
فهمیدم که همه چیز توی جهان هستی خودخواهانه است ومن درهمه چیز مقدمتر هستم چه در ربابط چه در سروت
بقول دوستی که می گفت اگر گوزه پراب باشه بل اخره یک نمی پس مده
خیلی خیلی سپاس کذارم وبه رسم اموزشهای استاد درپناه الله شاد خورم ثروتمند
چند باور مخرب میتونه این باشه که اول از همه من لیاقت داشتن ثروت را ندارم و اگر خداوند به من ثروتی بدهد من باید آن را با فقیران یا بقیه شریک شوم و این خودش نوعی ارسال فرکانس به سمت فقر است. و اینکه خداوند قوانین را برای جهان قرار داده و طبق آن قوانین به هر چیز توجه کنی از همان چیز وارد زندگی ات میشود و خداوند انسان نیست که از او خواسته ای را در قبال انجام کاری بخواهی یعنی اینکه من احساس لیاقت داشتن ثروت را ندارم و باید آن را با دیگران شریک شوم . بعد هم اینکه من نمیتونم زندگی دیگران را تغییر بدهم؛ کسی که دارد فرکانس فقر و کمبود را ارسال میکند من نمیتوانم تغییری در زندگی او ایجاد کنم و اگر هم من به شخصی کمک میکنم برای این است که به خودم کمک کرده باشم و کمک من به ان فرد میتواند برای او خوب باشد یا حتی با آن خلاف کند ولی من برای اینکه باور دارم جهان پر از فراوانی است و کمک ها به سوی خودم بر می گردد بنابراین کمک میکنم. یا این خودش باوری محدود کننده است که من زمانی ثروت را دریافت میکنم که در قبال آن کاری را انجام دهم و در غیر این صورت من لیاقت ثروت را ندارم.
یکی از ترمز های من نسبت به برکات خدا اینه که اگه کم باشه اونو مهم نمی دونم و با خودم میگم که این پول کمیه و به جای شکر گذاری در فرکانس پایین فقر کمبود می مانم و حرکت نمی کنم در صورتی که من اگه پشتکار ونظم بیشتری می داشتم و پولهای کم خود را کم ارزش نمی دانستم رفته رفته برای من بیشتر میشد و پول پول میآورد برای من پس نتیجه میگیرم که برای پول خود ارزش قائل شوم و اینکه با نظر سید مجتبی آیت کاملا موافقم در این زمینه
امشب شب لیله الرغائب هم هست اول برای خودم آرزو می کنم که خیلی خیلی ثروتمند شوم بعد برای ملت ایران و افغانستان که در شادی و سلامتی باشند واقتصاد رو به بهبودی داشته باشند الهی آمین
درکی من ازاین فایل اینه که ما باورنداریم به ثروتمند شدن چون همیشه اینو شنیدیم که پول سخت به دست میاد باید پدرت در بیاد تا بتونی به دست بیاری وخودمونو لایق نمیدونیم اصلا رومون نمیشه درخواست کنیم که خدایا من پول میخوام به این دلیل میگیم باشه اینطوری بگم به فلانی کمک میکنم که منطق بهتر داشته باشه من که همینطوری ام اما دیگر میگم خدایا من لایق ثروتمند شدنم هرقدر ثروتمند تر بشم آدمی بهتری میشم پس همه درهایی رحمت را برویم باز کن خدایا تنهاییم نزار سپاس ازاستاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
قبل از اینکه جواب سوال رو بدم خواستم بگم این سوال دقیقا چیزی هست که این چند روزه دارم از خودم میپرسم و این فایل برام حکم هدایت داره. و بیصبرانه منتظرم جواب بقیه دوستان رو بخونم اما قبلش میخوام جواب خودم و دیدگاه خودم رو بگم.
بنظرم اولین ترمزی که توی این نوع درخواست هست،موضوع کمبود احساس لیاقت در مورد ثروت هست.اینطور خواستن یعنی خدایا من که لیاقت ندارم،تو بخاطر اینکه بعد میخوام به بقیه کمک کنم بهم ثروت بده.
دومین ترمز موضوع رابطه ثروت و معنویت هست.اینطور درخواست کردن از این باور میاد که اگر پولدار بشم انسان بدی میشم.پس خدایا قول میدم که به دیگران کمک کنم که انسان خوبی باشم.
موضوع سوم عدم درک صحیح خداوند هست.اینطور درخواست کردن یعنی اینکه خداوند به ما نعمت میده به شرطها و شروطها.و خداوند رو به عنوان یک سیستم نمیبینم که فقط و فقط به افکار و فرکانس های من پاسخ میده نه به حرف های من.اینطور درخواست کردنی و اینطور نگاهی به خداوند یعنی من اینو میگم به امید اینکه خدا دلش برام بسوزه و پیش خودش بگه که این بنده بهم قول داده پس بهش ثروت بدم.اگر اینطور بود که همه یه قول میدادیم و ثروتمند میشدیم دیگه.
موضوع چهارم اینه که انگار خوده خداوند قدرت اینو نداره که بتونه به اون اشخاص دیگه کمک کنه و منتظر یکی مثل من هست که بیام قول بدم و بعد از این طریق به اون افراد کمک بشه.
ترمزی که در این باور به نظر من وجود دارد این است که :
ثروت رو میخواد ولی نمیخواد که خودش اول لذتش رو ببره و بعد با اون ثروت کارآفرینی انجام بده که دیگران هم جریان ثروت در زندگیشون باشه و همچنین این باور نشون میده من با این ثروتی که به دست میارم نشون بدم که خدا به من داده تا به بقیه کمک کنم ولی مابقی لیاقت ندارن
مثل این میمونه ما وسیله برای خونه خودمون بگیریم که فقط تو چشم بقیه بکنیم و خودمون هیچ لذتی نبریم
در پناه خداوند یکتا شاد ،سالم،ثروتمند و سعادتمند باشین?
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستای هم فرکانسی عزیزم من بارها این فایلو گوش دادم و الان به این نتیجه رسیدم ک ته این حرف که خدایا بهم بده تا منم به بقیه کمک کنم
باور عدم لیاقت است ینی ما خودمونو لایق نمیدونیم ک خدا بدون هیچ توقع و چشم داشتی بهمون بی نهایت ثروت بده
ینی تا ما یک کاری رو انجام ندیم خدا هم مارو لایق رسیدن به اون خواسته نمیدونه چه برسه به خودمون
دومین باوری ک من ب ذهنم رسید این بود ک ما احساس ضعف میکنیم اگر به ثروتی برسیم و اونو برای دیگران خرج نکنیم، یه جور احساس بی لیاقتی هست بازم
ینی من هر جور به این قضیه نگاه میکنم ب احساس لیاقتی ک ما در درونمون ایجاد کردیم میرسم
امیدوارم شاد سلامت باشید دوستای عزیزم و استاد گلم مرس یک هستین و ممنون از خدا ی مهربان ک منو هدایت کرده به سایت شما و این همه اگاهی بینظر دوستون دارم ❤️
سلام به همه دوستان و استاد گرامی ،منم دقیقا از خدا اینجوری میخوام که خدایا به من ثروت بده تا برایم پسرم ماشین بخرم ،یا پدر و مادرم رو ببرم مسافرتهای عالی یا به نیازمندها کمک کنم و دیدن این ویدیو استاد چقدر برایم کد دلشت و کامنتهای دوستان دید من رو باز کرد و اینکه چقدر باور اشتباه در مورد خواستن ثروت دارم یعنی خودم رو لایق ثروت ندونستم خدایا سپاسگذرات هستم که من رو به این سایت پر از انرژی پر از درس هدایت کردی
سلام خدمت استاد جان وتمام بچه های هم فرکانس این باور محدود همون احساس لیاقته درونیه که من لایق نعمت نیستم تو بده تا من هم بدم ثروت مثل هوا موجوده البته کسی در فرکانسش باشه متوجه میشه احساس لیاقت ما از بچه گی سرکوب شده با مقایسه کردن ما با دیگران تو تیکه ای از وجود پروردگاری همون طوری که خداوند در جایی از قرآن میگه موجود باش موجود میشه عزیزان با احساس خوبه که همه نعمت ها میاد احساست رو خوب کن آرام باش از درون وقتی آرام باشی کم کم وصل میشی چکار تمام وبعد با تکامل بهش میرسی من خیلی دوست داشتم پول نقد در خونه داشته باشم بهش فکر میکردم تا اینکه امشب دیدم کلی پول نقد تو کمد م دارم متوجه نشدم که کی این همه پول رو دارم به خدا اگه مداوم احساس خوب داشته باشی به همه خواسته ها میرسی فقط یه خورده زمان میخواد جا نزن عاشق همتونمروزی میرسه که همه ما تک به تک استاد رو از نزدیک ملاقات میکنیم
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استاد عزیزم و مریم جان زیبایم
سلام به همه دوستای توحیدی ام
امشب این فایل هدایتی من بود ، البته من در مورد مسائله روابط،سوالی داشتم که هدایت شدم به این فایل عالی
حالا من باید ببینم چه ترمزهای در مورد روابط دارم
اولین چیزی که به ذهنم رسید
اینکه من همش میخام یه کار بزرگ یا کمک یا یاری ، یا گشایشی در زندگی عزیزم انجام بدم که بتونم اونو جذب خودم یا بهتر بگم عزیز دلش بشم،،
خب این طرز فکر من چه باورهای مخربی در دلش داره؟
اینکه من خودم لایق این رابطه نمی دونم مگر اینکه در حکم یاری رسان باشم
اینکه من فکر میکنم حتما باید کاری انجام بدم که مورد محبت قرار بگیرم
من باور ندارم که انسان نیاز نیست تو رابطه خودشو تیکه تیکه کنه ، اگر احساس لیاقت داشته باشم خیلی آسون و راحت دوست داشته میشم
چرا باید کارهای مثل آرایش عجیب غریب، خانوداه خوب، سن مناسب، قیافه، قد خوب ، طرز صحبت کردن، دلبری کردن، رانندگی بلد بودن، آشپز بودن، هنرمند بودن، مذهبی بودن، یا برعکس خیلی آزاد بودن، تیپ امروزی زدن، شغل خاص داشتن، و… همه اینا را باید داشته باشم که مورد توجه قرار بگیرم
واقعا اینها ملاک دوست داشته شدن هستند؟ واقعا اینها ملاک یه رابطه عالی هستند؟
یا اینکه آدم ها فقط از یه نفر خوششون میاد و عاشق اون میشن و تمام واقعا اینها توهمات نیست؟
الگوی من مریم جان هستند ، آیا ایشون تمام اون عوامل بیرونی انجام میدن؟
آیا تو رابطه شون براشون همه اینا مهمه ، خیر
ایشون اینقدر رها و آزاد و با اعتماد به نفس هستند که وقتی به رابطه ایشون با استاد فکر میکنم ، متوجه این احساس لیاقت و بزرگی درونی ایشون میشم
من خیلی شرایطم شبیه مریم جان هست ولی چرا من نتونستم رابطه پایدار و پر از عشق و مودت تجربه کنم؟؟؟
چون من برای رابطه م شرایط گذاشتم
گفتم باید تو رابطه سن باید این ملاک داشته باشه
زیبایی حرف اوله
قد دختر باید اینقدر باشه
خانواده باید همه چی تموم باشه
مهارت های رانندگی آشپزی هنرها رو باید داشته باشم
دلبری باید بلد باشم
و…. چرا من برای رابطه م شرط گذاشتم
مگر به غیر از اینکه ما با فرکانس هامون، افکار و باورهامون داریم لحظه به لحظه زندگیمون رقم میزنیم
مگه به غیر از اینکه هر رفتاری از اطرافیان می بینیم از باورهای ما هست
پس مریم دنبال چی کجا میگردی؟
چرا دنبال عوامل بیرونی هستی ، تو به اندازه کافی همه چی تموم هستی ، هم از نظر ظاهری و جسمانی، اخلاقی ، و رفتاری…
پس چرا با مقایسه خودتو میاری پایین
چرا به درونت توجه نمیکنی
چرا باور نداری که وقتی افکارت و باورهات تغییر کنند ، رفتار تمام انسانهای زندگیت با تو تغییر میکنه
چرا دنبال دلایل بیرونی برای اثبات خودت هستی
اونقدر خودتو دست کم گرفتی که باید یه کمکی کنی تا دوست داشته بشی؟
این دقیقا کجای قانونه؟ این کجا استاد گفته؟
چرا اصل رها کردی چسبیدی به فرع
اصل قانون میگه ، تمرکز به خواسته ها یعنی جذب و رقم زدن نتایج هم سطح آنها
احساس خوب مساوی اتفاقات عالی
توجه به نکات مثبت آدم ها مساوی برانگیختن اون وجه خوبشون
رها بودن و نچسبیدن به آدم ها یعنی پایداری اونها در زندگیت
و حتی جذب انسانهای بهتر و موحدتر
تقویت احساس لیاقت و تقویت احساس لیاقت و تقویت احساس لیاقت
مهم ترین اصل قانون تو باید خودتو لایق اون رابطه بدونی، من خودم لایق این روابط و شرایط می دونم
من لایق دوست داشته شدن هستم، من لایق توجه و محبت و عشق و مودت بی نظیر هستم
من لایق هدیه ها و لطف های بی چشم داشت هستم
من لایق ارتباط با انسانهای عالی از هر لحاظ هستم .
مریم تعهد بده به خودت هیچ جا نرو ،فقط تمرکزت روی دوره ها باشه ، اگر تا الان به راحتی با دوره ها و عمل به آنها آسان شدی برای آسانی ها پس در مورد روابط هم اتفاق می افته، فقط مستمر ادامه بده و ادامه بده
خدایا شکرت به خاطر این آگاهی ، و شناسایی کد مخرب روابطم، خدایا خودت هدایتم کن به آسانی ها و لذت ها و عشق و مودت ، رابطه عالی ، تو بخواه که تو بخواهی بهترین میشه.
خدایا شکرت
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿23﴾
اوست خدای یکتایی که غیر او خدایی نیست، سلطان مقتدر عالم، پاک از هر نقص و آلایش، منزّه از هر عیب و ناشایست، ایمنی بخش دلهای هراسان، نگهبان جهان و جهانیان، غالب و قاهر بر همه خلقان، با جبروت و عظمت، بزرگوار و برتر (از حدّ فکرت)، زهی منزّه و پاک خدای یکتا که از هر چه بر او شریک پندارند منزّه و (از آنچه در وهم و خیال و عقل اندیشند) مبرّ است. ﴿23﴾
سوره: حشر
سلام خدمت استاد عزیزم وخانم گلشون
پنجشنبه شب بخوابی بسرم زده بود گفتم که برم توی سایت سربزنم ویک فایل گوش بدم تز خدا هدایت خواستم وتومد واردسایت شدم و گفتم بروم یک قسمت سفرنامه ببنم که گوزینه کلیدها جلوی چشمم برق زد
واردقسمت کلیدها شدم وهمین جورکه می گشتم که چه فایلی رو نگاه کنم رسیدم به این قسمت و بادیدن این سه تا قسمت و خواندن پاسج دادن دوستان به این فایلها دیدم به خودم گفتم که حامدجان تودرهمان خم یک گوچه ای چون من یکی از هدفهام این است یگ کیا اسپورتز بخرم واز خدا خواستم تا هدایتم کنه ودر انجا من را هدایت کرد تابفهمم که ایراد ازکوجاست که به خواست نمی رسی اینجابود که من فهمیدم که چه باور مخربی دارم واز روزکه شروع کردم به خواندن کامنتهای بچه ها توی پاسخ به این سوال استاد ودیدن باورهای مخرب خودم شنبه که داشتم مرفتم سرکار دوتا ماشین کیا اسپوتز سرراهم سبز شد وازته دل خدارا شکرکردم وبخودم کفتم که حامدجا ن داری مری توی فرکانسش واینها هم نشونش است ممنون وسپاس گذارم از استاد وهمه دوستان گلم که انقدر اگاهی هاشون رو توی کامت های سایت می گذارند
درمورد به پاسخ به این سوال من با خوندن پاسخ دادن بجه ها به این سوال وطی اموزش های استاد در دوره عشق ومودت
فهمیدم که همه چیز توی جهان هستی خودخواهانه است ومن درهمه چیز مقدمتر هستم چه در ربابط چه در سروت
بقول دوستی که می گفت اگر گوزه پراب باشه بل اخره یک نمی پس مده
خیلی خیلی سپاس کذارم وبه رسم اموزشهای استاد درپناه الله شاد خورم ثروتمند
وسعادتمنددر پناه الله یکتا باشید
به نام خدا
چند باور مخرب میتونه این باشه که اول از همه من لیاقت داشتن ثروت را ندارم و اگر خداوند به من ثروتی بدهد من باید آن را با فقیران یا بقیه شریک شوم و این خودش نوعی ارسال فرکانس به سمت فقر است. و اینکه خداوند قوانین را برای جهان قرار داده و طبق آن قوانین به هر چیز توجه کنی از همان چیز وارد زندگی ات میشود و خداوند انسان نیست که از او خواسته ای را در قبال انجام کاری بخواهی یعنی اینکه من احساس لیاقت داشتن ثروت را ندارم و باید آن را با دیگران شریک شوم . بعد هم اینکه من نمیتونم زندگی دیگران را تغییر بدهم؛ کسی که دارد فرکانس فقر و کمبود را ارسال میکند من نمیتوانم تغییری در زندگی او ایجاد کنم و اگر هم من به شخصی کمک میکنم برای این است که به خودم کمک کرده باشم و کمک من به ان فرد میتواند برای او خوب باشد یا حتی با آن خلاف کند ولی من برای اینکه باور دارم جهان پر از فراوانی است و کمک ها به سوی خودم بر می گردد بنابراین کمک میکنم. یا این خودش باوری محدود کننده است که من زمانی ثروت را دریافت میکنم که در قبال آن کاری را انجام دهم و در غیر این صورت من لیاقت ثروت را ندارم.
سلام خدمت استاد خوب مان و گروه محترم
یکی از ترمز های من نسبت به برکات خدا اینه که اگه کم باشه اونو مهم نمی دونم و با خودم میگم که این پول کمیه و به جای شکر گذاری در فرکانس پایین فقر کمبود می مانم و حرکت نمی کنم در صورتی که من اگه پشتکار ونظم بیشتری می داشتم و پولهای کم خود را کم ارزش نمی دانستم رفته رفته برای من بیشتر میشد و پول پول میآورد برای من پس نتیجه میگیرم که برای پول خود ارزش قائل شوم و اینکه با نظر سید مجتبی آیت کاملا موافقم در این زمینه
امشب شب لیله الرغائب هم هست اول برای خودم آرزو می کنم که خیلی خیلی ثروتمند شوم بعد برای ملت ایران و افغانستان که در شادی و سلامتی باشند واقتصاد رو به بهبودی داشته باشند الهی آمین
بنام خدایی بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی
درکی من ازاین فایل اینه که ما باورنداریم به ثروتمند شدن چون همیشه اینو شنیدیم که پول سخت به دست میاد باید پدرت در بیاد تا بتونی به دست بیاری وخودمونو لایق نمیدونیم اصلا رومون نمیشه درخواست کنیم که خدایا من پول میخوام به این دلیل میگیم باشه اینطوری بگم به فلانی کمک میکنم که منطق بهتر داشته باشه من که همینطوری ام اما دیگر میگم خدایا من لایق ثروتمند شدنم هرقدر ثروتمند تر بشم آدمی بهتری میشم پس همه درهایی رحمت را برویم باز کن خدایا تنهاییم نزار سپاس ازاستاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
خدایا شکرت که تورادارم
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به همگی
قبل از اینکه جواب سوال رو بدم خواستم بگم این سوال دقیقا چیزی هست که این چند روزه دارم از خودم میپرسم و این فایل برام حکم هدایت داره. و بیصبرانه منتظرم جواب بقیه دوستان رو بخونم اما قبلش میخوام جواب خودم و دیدگاه خودم رو بگم.
بنظرم اولین ترمزی که توی این نوع درخواست هست،موضوع کمبود احساس لیاقت در مورد ثروت هست.اینطور خواستن یعنی خدایا من که لیاقت ندارم،تو بخاطر اینکه بعد میخوام به بقیه کمک کنم بهم ثروت بده.
دومین ترمز موضوع رابطه ثروت و معنویت هست.اینطور درخواست کردن از این باور میاد که اگر پولدار بشم انسان بدی میشم.پس خدایا قول میدم که به دیگران کمک کنم که انسان خوبی باشم.
موضوع سوم عدم درک صحیح خداوند هست.اینطور درخواست کردن یعنی اینکه خداوند به ما نعمت میده به شرطها و شروطها.و خداوند رو به عنوان یک سیستم نمیبینم که فقط و فقط به افکار و فرکانس های من پاسخ میده نه به حرف های من.اینطور درخواست کردنی و اینطور نگاهی به خداوند یعنی من اینو میگم به امید اینکه خدا دلش برام بسوزه و پیش خودش بگه که این بنده بهم قول داده پس بهش ثروت بدم.اگر اینطور بود که همه یه قول میدادیم و ثروتمند میشدیم دیگه.
موضوع چهارم اینه که انگار خوده خداوند قدرت اینو نداره که بتونه به اون اشخاص دیگه کمک کنه و منتظر یکی مثل من هست که بیام قول بدم و بعد از این طریق به اون افراد کمک بشه.
بریم سراغ جواب بقیه دوستان
شاد و خوشبخت باشید
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
ترمزی که در این باور به نظر من وجود دارد این است که :
ثروت رو میخواد ولی نمیخواد که خودش اول لذتش رو ببره و بعد با اون ثروت کارآفرینی انجام بده که دیگران هم جریان ثروت در زندگیشون باشه و همچنین این باور نشون میده من با این ثروتی که به دست میارم نشون بدم که خدا به من داده تا به بقیه کمک کنم ولی مابقی لیاقت ندارن
مثل این میمونه ما وسیله برای خونه خودمون بگیریم که فقط تو چشم بقیه بکنیم و خودمون هیچ لذتی نبریم
در پناه خداوند یکتا شاد ،سالم،ثروتمند و سعادتمند باشین?