شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 296


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی افشار گفته:
    مدت عضویت: 1357 روز

    سلام من ثروت رو میخام چون لازم دارم جان خودم راست میگم چون واقعا از رفتارام میفهمم که خوبی رو برای خودم میخام ؟! ولی فهمیدم که چرا هنوز به ثروت ب پول ب ازادی مالی نرسیدم چون من یک عمر شنیدم که خدا به یکی انقدر داده که داره از حلقومش میزنه بیرون و به یکی کوفتم نداده و با این سخنان وهم الود توی دریای سیاهی ها گم شدم

    یا بارها یا بهتر بگم کل روزهای هر سال و سالها شنیدم که فلانی ببین چه زندگی بهم زده بعدش گفتن دزدی کرده مگه میشه چطور. این مگه میشه یعنی یه نگاهی به خودشون انداختن که من چطور بد بختم اون تونست پس دزدی کرده (ابن‌ حرف ار کجا میاد از باور کمبود از اینکه کلا نمیشه ثروتمند شد و روهی نداره عطای ثروت رو لقاش بخشیدن )

    کلاه برداره ادم ناخوبیه کلکه و چون دستشون به گوشت نمیرسیده به قول استاد گفتن گوشته بو میده خوب نیست نمیخام اصن اره جون عمه ات تو عرضه داشته باش برو دزدی کن تو هم بشو ثروتمند و دیگه ته تهش که میخاستن نگن دزده گفتن شانس داشت طرف یا گنج پیدا کرد و از پدرش رسیده و از اول از ابا و اجدا ثروتمند بودن به اینام رسیده همین الان حرصم در میاد که اینارو شنیدم سالها از ادما ولی

    چه کنیم که نمیشه خرده گرفت به بقیه چون این ها همش دست پخت ورودی ها نامناسب و قضاوت های اشتباه و برداشت غلط و باورهای اشتباه اونها بوده و الان توی ذهن منم هست

    باید حس خشم و تخریب و کینه و نفرت رو بردارم نسبت به این ادمها و نگاهمون کلی تر باشه نه صرفا به چشم یک فرد که با این افکارش باعث این حالت شده

    اون بنده خدا خودشم ندونسته چه شده و چه گذشته بهش پس نگاهم رو به این موضوع بزرگ تر میکنم تا حس تنفر و خشم رو دور کنم از خودم و تخریب نکنم و بد و بیراه نگم بهش تو ذهنم و مسخره و قضاوت نکنم و حسم‌ رو ناخوب نکنم

    اطرافیانم رو دوسشون داشته باشم چون من میخام تغییر کنم به روش جدید و روی خوش زندگی رو تجربش کنم چون جهان قاعده و قانون و سیستم داره

    سالها باورهایی ساخته شد توی وجودمون که هماهنگ با خاستهامون نبود و نتیجش شد این جای زندگی هامون باورهای که نتیجش شد ی مشت ترمز و ترس و شک و حس بی لیاقتی و بی ارزش دونستن خودمون و غول و اژدها ساختن از بقیه تو افکارمون و قدرت دادن بهشون برتر دیدن شون از خودمون و در کل شرک و بی ایمانی و نشناختن خدای واحد و قدرتشو حکمتش

    باورها شنیدهای که نتیحش شد نمیشه ها سخته ها ما ادمش نیستیم ها ما مدرک‌نداریم ما پولشو نداریم شانش نداریم ها بقیه میتونن چون پارتی دارن شانس اوردن خوش شانس هستن و در یک کلام نشستن و تماشاچی بازی بودن و قصه خوردن و حسرت خوردن و تضعیف باورها و تخریب روحیه و عزت نفس و اعتماد بنفس

    چقدر شنیدم از اطرافیانم هر چی سنگه مال پای لنگه خب پای لنگتو درست میکردی همه این مثال ها یک چیز رو توی ذهنم روشن میکنه اینکه بازی بی قاعده و شانسی بوده توی نگاه و باور ادمهای اطرافم

    اقا مگه من جزو این بقیه نبودم چرا من هیچوقت شانس نیاوردم چرا پاهای من گیر میکرد به سنگهای مسیر و پاهای بقیه نه واقعیت زندگی و جهان این بوده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یا واقعیت برداشت ما از زندگی

    الله اکبر از دست این کج فهمی ها که در عین سادگی و عیان بودن اشتباه بودنشون مثل چشم بند چشم و گوش عقل مارو بستن به روی حقیقت(درسته باید بگم خیره و تضادها باعث شفاف شدن خاستهام و سوخت شدن برام تا حرکت کنم )ولی داستان باورها اینه که

    چون یک بچه پاک چه میدونه باور چیه خوب چیه بد چیه هر چی گفتن شنید دید باور ساخته شد جوری ساخته شد که شد باور و سریع راحت بدون مقاومت ساخته شد ولی نه سریع طی سالها تکرا و تکرار و امروز تغییر باور با یک بشکن حاصل نمیشه ولی شکر که به اگاهی رسیدیم شکر که هدایت خدا شامل حالمون شده و توی این محیط پاک هستیم و با هر قدم توی مسیر باوری درست نتیجه میگیرم و این قشنگ میکنه بازی رو خدایا شکرت

    همین فهم اینکه جهان یک جهان بی نظیره و میشه توش خوشخبتی رو ثروت رو توحید رو خدارو نعمت رو لذت رو تجربه کرد چقدر باعث ارامش میشه درک‌حقیقت چه شیرینه

    اینکه هیچ بی عدالتی رخ نداده و همچی سر جای خودش بوده و هست

    اینکه همه ادمای ثروتمند سر جای درست خودشون بودن و هستن و ادمای فقیر و مشکل دار هم سر جای درست خودشون و چون جهان قاعده داره و قانون و هر کسی طبق قاعده بازی.بازی کنه طبیعی هست که خوشبختی رو تجربه کنه و این قانونشه و هر کسی یرخی و برگی در باد بدونه خودش رو و بازی کنه باید فقط حسرت بخوره یا بدوعه و دور باطل بزنه و یا بشینه و له شدن خودش رو تماشا کنه

    شیرین هست پزیرش اینکه شرایط و اوضاع کل زندگی مون دست خودمون هست ما هستیم که باید برای تغییر اوضاع تغییر و حرکت کنیم و همین اگاهی که داستان چی هست و اینکه میشود درست کرد اوضاع رو یک امید ایجاد میکنه که برای تغییر یک قدمی برداریم ‌در ضمن ذهنم بشدت مقاومتش رو داره برای تغییر منم میدونم و میبینم این حالت ذهنم رو ولی من با کلمات مینویسم و نوشتم درستی رو تا یک قدم برداشته باشم برای تغییر

    به امید روزی که باشم توی مسیر و ادامه بدم تمرین کنم و عمل کننده باشم به اگاهی و روزی برسه بیام اینجا از تغییرات و از نتایج زیبام اینجا بنویسم

    خدای که من شناختم و هر بار میشناسم خیلی خوب و تمام صفاتی که گفته رو دوس دارم باور و تجربش کنم .من دوستش دارم کی وقتی توی زندگیم توی تجربهای زندگیم میبینمش وگرنه اینکه من دوسش دارم فقط یک‌حرفه

    داره ازش خوشم‌ میاد اره یکی پیدا شده که واقعی خوبه و خوشم میاد و کیف میکنم از قدرتش از رحمتش از علمش از یگانگیش فرمانروای بی نظیر بودنش حکمتش رو دوست دارم بودنش رو دوست دارم تجربش رو دوست دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    نسرین نوری گفته:
    مدت عضویت: 1589 روز

    به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن توست

    سلام به استاد عزیزم و دوستان سایت

    من امروز با این سوال استاد متوجه شدم که این ترمز رو من دارم استاد بسیار ممنونم من متوجه این شدم امروز…

    همیشه از خدا می خواستم که خدایا به من ثروت بیشماری بده تا برای بچه هام خونه بخرم خرج تحصلیشون کنم و برای آدمهای بی بضاعت کمک باشم

    و خیریه داشته باشم وووو

    حالا فهمیدم که من چه ترمزی داشتم درسته نیت من خیره در این درخواست از خداوند و الان که پی به اصلش میبرم میفهمم که چقدر این باور محدوده چون من فکر میکنم اینکه من می‌خوام با خدا گروکشی کنم به من ثروت بده چون من می‌خوام آدم خیری بشم یک باور محدود کننده احساس عدم لیاقت اینکه خدایا تو به خودم و برای خودم بهم ثروت که نمیدی تا از زندگیم لذت ببرم و به آزادی برسم چرا؟ چون که من لیاقت ندارم لیاقت ثروت رو ندارم اگرم ثروت به من بدی به خاطر کمک به دیگرانه … و اینکه من اینجا نشانه ای از شرک میبینم که خداوند به خاطر دیگران به من پول و ثروت بده خدای من چه باوره ی ریزی !!!!

    من از این سوال تا اینجا که فکر کردم اینا به ذهنم رسید ولی باید همچنان فکر کنم و بگردم که در لابلای ذهنم چه باورهایی در مورد این خواسته ی من هست

    استاد عزیزم ازتون ممنونم شما بی نظیرید ممنونم ازتون بابت این سوال بسیار چالش برانگیز..‌.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    پدرام فصیح زاده گفته:
    مدت عضویت: 1483 روز

    امروز 17 خرداد 1404 من در شرکت سپهر مشغول هستم شرکت پخش مواد اولیه قنادی و شیرینی پزی.

    من مهر 1402 بود که وارد شرکت کاله شدم و تا برج 12 پارسال که از کاله دربیام ،به لطف الله تونستم فروش شرکت کاله توی لاین خودم روبه صورت خیلی چشمگیر افزایش بدم که طبق گفته ی مدیر برنامه ریزی منطقه من بهترین ویزیتورش توی کل منطقه بودم( فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر). این بهترین شدنه رو من از جایی تونستم رقم بزنم که به خدا گفتم من قبلا فکر میکردم استعداد مهمه و تمام تلاشم رو میکردم که دوره های فروش شرکت کنم و همه چیز رو بهبود بدم، ولی سپردم به خدا و گفتم حرکت و تعهد در مسیر کارم از من، فروش از تو…

    مشتری هایی که خرید نمیکردن از کاله شدن مشتری های ثابت من

    مشتری هایی که با ویزیتور قبلی کار نمیکردن با من کار میکردن

    مشتری های عمده سروکله اشون پیدا شد و موجودی یکماه ما توی یه محصول خاص رو یکجا از من میخریدن

    گرون ترین محصولات کاله تو لاین خودم رو تو گچساران مثل ماست داشتم می‌فروختم که شیراز و بوشهر با ترس و لرز میاوردن که تاریخ نزنه بمونه رو دستشون.

    اینا رو نوشتم که بگم من اینا رو انجام ندادم، خدا انجام داد

    من فقط میرفتم سر میزدم و اول صبح میگفتم خدایا من ازت فلان و فلان چیزارو میخوام و خدا هم میگفت چشم ( تمرین ستاره قطبی دوره دوازده قدم)

    با تمام این شرایطی که گفتم، درآمد من هر ماه به جای اینکه بیشتر بشه توی کاله، میدیدم که ثابته و هدف ها رو جوری تنظیم میکردن که من بیشتر هم بفرو‌شم از یه حدی بیشتر حقوق نگیرم.

    چند باری پیگیری کردم، ولی جوابی نگرفتم و خودم رو إماده کردم که با یه نشونه از کاله در بیام.

    برج 8 پارسال سرپرست قبلی من که باهاش فوق العاده رابطه ی دوستی عالی داشتم از کاله دراومد و رفت یه شرکت دیگه که درآمدش بیشتر باشه.

    نفر بعدی که اومد سرکار رفتارش با من عالی بود، ولی مدیریتش پر از استرس و حال بد بود و روز به روز شرایط روحی من بد تر میشد و با وجود فروش عالی، اصلا راضی نبودم و بعد از چند ماه بهش گفتم که من سال جدید دیگه نیستم و دنبال نیرو باشید.

    خیلی با من صحبت کردن که حقوقت رو بهتر میکنیم وایسا،ولی من آرامشم اولویت بود،فهمیده بودم که این شرایط درسته که شرایط خوبی نیست، ولی چون من حال کلیم خوب بود ،مطمئن بودم این شرایط اومدن تا منو به شرایط بهتر از کاله برسونن…

    چندین نفر از همکارام گفتن کار نیست، نرو، هیچ جا مثل کاله نیست، بقیه شرکت ها خوب نیستن، کاله حقوقش کمه،ولی مزایا زیاد داره. اونا میگفتن و من یه جمله بهشون میگفتم

    ( خدایی که منو از شرایط خیلی بد آورد توی کاله، همون خدا منو میبره یه شرکتی بهتر از کاله)

    خلاصه من استعفای خودم 20 اسفند نوشتم و افتادم دنبال کار توی سایت دیوار.

    هنوز مجبور بودم تا نیمه ی فروردین سرکار باشم، ولی دیگه تموم شده بود برای من.

    حدود 23 اسفند بود که خانمم از طریق دیوار یه إگهی میبینه و میگه زنگ بزن.

    منم تماس میگیرم و شرایطم رو که میگم، میگه آقا من الان آگهی رو پاک میکنم فردا حضوری صحبت میکنیم.

    فردا صحبت کردیم و شرایط کار رو برام توضیح داد و منم اوکی رو دادم و چند روز بعد رفتم قرارداد نوشتم و قرار شد شروع به کارم از 1 فروردین باشه.

    من صبح ها میرفتم شرکت سپهر سرکار و شبها میرفتم مسیر کاله رو جمع میکردم که تا وقتی قرارداد دارم، کم کاری نکنم که تیم از هدفش عقب بیفته. روزهای خیلی پرفشاری بود و به لطف الله 12 فروردین دیگه کاله تموم شد و من از اون روز تا الان 17 خرداد در شرکت جدید مشغولم با شرایط عالی.

    1. توی کاله من در هفته حدود 250 مشتری رو میدیدم و سفارش میگرفتم و نهایتا ماهی 700 میلیون می‌فروختم. توی سپهر من کلا هفته با 45 مشتری سروکار دارم واقعا خیلی راحته و میانگین ماهی 2 میلیارد فروش داریم.

    2. توی کاله هر روز ارسال بار داشتیم و زیر بار فشار تماس های کاری واقعا اعصابم می‌ریخت به هم ،ولی اینجا فقط هفته ای دوبار توزیع داریم و خیلی سریع تموم میشه و تماس خاصی نداریم.

    3. سیتم اداری کاله خیلی سلسله مراتبی بود و اینجا سیستمشون خیلی راحته و همه چیز در کمتر از نیم ساعت اوکی میشه.

    4. توی کاله بیشترین مبلغ فاکتور من که عمده هم بود 50 میلیون تومان بود، ولی اینجا فاکتورهای با مبالغ بالا هر روز اتفاق میفته و ذهنم به شدت باز شده نسبت به ثروت و پول

    و خیلی مزایای دیگه.

    سرپرستمون توی سپهر عالیه و یه ویزیتور تلفنی هم داریم که برای من میفروشه که این هم مثل کاله خیلی عالیه برای من

    من توی یکسال و نیم که توی شرکت کاله بودم تونستم 90 درصد بدهی هام رو بدم و فقط 1 وام مونده که اونم 15 تومان دیگه بزنم تمامه و دیوا هیچ بدهی ندارم.

    تمام خریدهامون نقدی شده و همسرم هم همراهم شده و فقط نقد می‌خریم. نداشته باشیم نمیخوریم تا پولش جور بشه.

    تونستم با اولین پورسانتم توی سپهر برای همسرم گوشواره بخرم و این حرکت خیلی خفن بود برای خودم و همسرم و اطرافیانم.

    تونستم کلی وسایل برقی برای خونه بخرم ( آبم یه گیر،مخلوط کن، آسیاب، سشوار و…)

    طی یکسال گذشته روغن سالم استفاده می‌کنیم.

    کلی لباس جدید تونستیم ایام عید برای خودمون بخریم که قبلا آرزومون بوده.

    تونستم این ماه برای اولین بار تو کل زندگی متاهلیم برای منزل پدرم 1500 پول بدم و یک کیسه برنج بخرم و کلی خوشحالشون کنم.

    تونستم برای اولین بار برای خواهرام عیدی واریز کنم.

    توی همون چند روزی که استعفای خودم رو تو کاله نوشته بودم، موعد قسط ثالث ماشینم بود و طی این چندسال همیشه قسطی بود و من به لطف الله تونستم یکجا 6 تومان واریز کنم و نترسم از بعدش.

    خیلی حرکت سنگینی برام بود ولی نذاشتم نجوای شیطان جلوم رو بگیره و انجام‌ دادم. و بعدش خیلی خودم و همسرم خوشحال شدیم از این حرکت. چون همیشه قسطی بوده…

    خیلی زندگیمون راحت شده و چرخ زندگیمون روان شده و به لطف خدا دارم صعودی میرم جلو و دارم میبینم که اطرافیانم متأسفانه دارن زیر بار تورم و وام و قسط خم میشن ولی به لطف خدا ما داریم زندگی می‌کنیم و لذت می‌بریم و پول هر ماه بیشتر میاد تو زندگیمون…

    همسرم چند روز پیش میگفت باورت میشه چند ماه دیگه موعد خونه هست و ما استرس نداریم برای پول پیش و اجاره؟ این موضوع همیشه از نظر روحی نابودمون میکرد و با چه سختی ای یکمی پول یا وام می‌گرفتیم یا قرض میکردیم که بتونیم خونه رو عوض کنیم. اما الان دستمون باز تر شده.

    داریم فکر می‌کنیم که ان شاء الله سال دیگه بتونیم پراید رو تبدیل به پژو پارس کنیم و این برامون قابل باور شده و مطمئن هستم که این هم تیک میخوره.

    تو شرایطی که تمام آشناها دارن تو وام دست و پا میزنن و افتادن دنبال وام که بذارن رو پیش خونه،ما داریم با هر حقوق بخشی رو میذاریم کنار و میخوایم سال دیگه رقم قابل توجهی مبلغ رهن رو ببریم بالا که رهن کامل بشینیم و اجاره هم از سرمون کم بشه.

    میدونید چرا به راحتی تونستم کاله رو بذارم کنار؟ چون هیچ قسطی نداشتم که نگران پرداختش باشم و طبق گفته ی استاد عمل کردم و نتیجه هم مشخص بود. تو شرایطی کا همکارام تو کاله زیر بار قسط داشتن اون حقوق و درآمد رو تحمل میکردن و با سیلی صورتشون رو سرخ نگه میداشتن،من به راحتی و توکل به خدا از کاله دراومدم و تونستم وارد کار جدید بشم.

    یکسال و نیم پیش دقیقا در بهترین شرایط کاله برام آماده شده بود که در بهترین شرایط بیام داخل شرکت کاله، و اسفند 1403 هم در بهترین شرایط سپهر آماده شد و من به لطف خدا استخدام شدم.

    اینا همش کار خدا بوده.

    من استخدام نشدم، خدا منو استخدام کرد

    کار جدیدم یه باگ مالی داره که طی جلسه ای قرار شد از برج 4 استارت یه حرکت عظیم زده بشه و اون باگ هم برطرف بشه و همه چیز عالی باشه. اینا همش کار خداست و من همش رو از خدا میبینم.

    به راحتی تونستم لاستیک های ماشین رو نو کنم

    به راحتی تونستم کولر و بقیه موارد ماشین رو نو کنم و کم کم دارم به ماشین میرسم.

    قبلا برای هر خرج ماشین تو خونه عزا میگرفتیم،چون پول نبود، ولی الان همه ی کارای ماشین رو انجام میدم و براش خرج میکنم اونم نقد،نقد نقد….

    دختر نازنینم برج 11 پارسال به دنیا اومد و زندگیمون با یه پسر و دختر غرق شادی شده.

    همه چیز تو زندگی من تغییر کرده.

    تونستم بهترین خرید ها رو برای همسرم انجام بدم و خانواده همسرم واقعا متعجب و خوشحالن. آخه قبلا من پول نداشتم حتی برای همسرم یه کادوی کوچیک بخرم.

    اینا همش توی یکسال و نیم رقم خورد و این مسیر مسیر درستیه و قوانین خدا بدون تغییر هستن.

    به زودی ان شاء الله دوره ی قانون آفرینش رو شروع میکنم( چون مدتیه که نشانه های خدا خیلی واضح است)

    وقتی تو مسیر درست حرکت میکنی، هر اتفاقی بیفته همون اتفاق خوبه هست. مثل شرایط بد کاله طی چند ماه آخر کارم و همون تضاد در واقع میخواست منو ببره یه جای بهتر. و باید اینجوری میشد تا من از خدا بخوام که از کاله دربیام و برم جای بهتر.

    پدرام تو کاری نکردی، همه ی کارارو خدا انجام داد.

    اومدنم توی کاله رو هم توی پروفایم توضیح دادم که چه معجزاتی رقم خورد برام

    دوستون دارم و آرزوی آرامش و ثروت و سلامتی دارم برای همه ی شما خانواده ی بزرگ استاد عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      Maryam h گفته:
      مدت عضویت: 1257 روز

      سلام دوست عزیز

      کامنت زیباتون وموفقیتهای بی نظیرتون روخوندم وهزاربارتحسینتون میکنم به خاطراینکه به خداونداعتمادکردیدوجوابشوگرفتید.واقعا اگرخداوندوخودمون روباورکنیم ونترسیم ازنجواهای شیطان خداوندواسمون کولاک میکنه.

      درپناه حق سربلندوموفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        پدرام فصیح زاده گفته:
        مدت عضویت: 1483 روز

        سلام مریم خانم عزیز

        ممنون از کامنت زیباتون…

        من الان با گوشت و پوست و استخونم میفهمم که نباید روی کسی حساب کنم.

        من جوری زندگی می کنم که بقیه براشون قابل هضم نیست.

        من وام فرزندم رو نگرفتم و پد و مادرم و مادر همسرم گفتن اگه نمیگیری بدا ما بگیریم. و من گفتم شرمنده، نه میگیرمش و نه میدم به کسی.

        و به لطف خدا نقد کار کردن باعث شجاعتم شده و این همون قانونه که استاد بارها میگن وام نگیرید.

        ان شاء الله به کمک خدا تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشیم….

        براتون بهترین آرزوها رو دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مصطفی افشار گفته:
      مدت عضویت: 1357 روز

      سلام اقا پدرام عزیز

      بی نهایت خوشحال شدم وقتی خط ب خط کامنتتون رو خوندم واقعا احساس شادی کردم برای تک ب تک اتفاقات خوب که براتون رخ داده

      همین که از این کامنت و نتایج شما خوشحال شدم و حس خوب داشتم نسبت ب نتایج شما فهمیدم که تکامل رو حرکت در مسیر درست رو و نتایجش رو پذیرفتم و از جهل و توهم و عجله و کج فهمی دور شدم ان شالله روزی برسه منم مثل شما بیام و از نتایج و تغییرات خوب زندگیم بنویسم

      ان شالله هر روزتون پر بشه از نعمت و ثروت و برکت و اگاهی و قدرت توحید و با جریان خوشبختی‌ همواره هم مدار باشین و ثروت و برکت مثل باران همواره جاری بشه توی زندگیتون

      خدا نگهدار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        پدرام فصیح زاده گفته:
        مدت عضویت: 1483 روز

        سلام مصطفی جان

        خوبی؟

        ممنون از اینکه وقت گذاشتی برام نوشتی

        خداروشکر که نور امید تازه ای در وجودت روشن شد و فهمیدی که باید عجله رو کنار بذاری.

        مسابقه ای در کار نیست

        قرار نیست کسی رو ببریم، از کسی جلو بزنیم.

        فقط قراره از داشته هامون لذت ببریم و تلاش آگاهانه کنیم. خود به خود هدایت میشیم به جاهای بهتر

        من همین پارسال برج 12 حقوقم یه عددی بود،و الان فقط بعد از 4 ماه همون عدد شده سه برابر…

        این نتیجه ی بارورسازی من بوده که الان دارم میوه اش رو میبینم و استفاده میکنم.

        نمیدونم تو چه کاری مشغولی

        نمیدونم چقدر درآمد داری

        و نمیدونم شرایط زندگیت چطوره

        فقط میدونم همه ی این موارد میتونه با بارورسازی و خوندن تجربه های بقیه برات قابل هضم بشه و بعد از اینکه باور کنی، خود به خود خدا تو رو هدایت میکنه به یه جای بهتر و با کار کمتر و درآمد بالاتر…

        من خیلی چاله داشتم که الان از همین درآمد فعلیم خیلی خرج کردم،وپس اندازم کمه،ولی دارم عالی زندگی میکنم و چاله های زندگیم داره پر میشه و دارم میفهمم ثروت مند بودن یعنی چی.

        لطفا فایل نتایج دوستان از آموزه های استاد عباسمنش رو از فایل 7 تا 15 رو چندبار گوش بده تا باورهای خیلی قوی بسازی

        مخلصتم مرد

        یاحق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      .سعیده. گفته:
      مدت عضویت: 327 روز

      سلام، روزتون بخیر

      خیلی بهتون تبریک میگم بابت اتفاقات خوب زندگیتون. و براتون بهتر و بیشتر از اینها آرزومندم.

      عذرخواهی میکنم یک سوال داشتم ازتون، جلسات 7 تا 15 که فرمودین در جواب کامنت دوستمون، کجا میشه پیدا کرد؟

      آیا از فایلهای دانلودی هستن یا دوره‌ها؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      معصومه ذکائی گفته:
      مدت عضویت: 305 روز

      سلام و درود آقا پدرام

      کامنتتون رو کامل خوندم و چقدر زیبا و هیجان انگیز شد از یک جایی به بعد که همش تصاعدی داشتید پیشرفت می‌کردید، ممنونم که وقت گذاشتید و این دستاوردها را نوشتید باعث میشه باورهامون قوی تر بشه که اگه شما تونستید و خیلی های دیگه پس من هم میتونم فقط باید بیشتر و بهتر روی باورهام کار کنم.

      راستی مچکرم در پاسخ به یکی از دوستان گفتید فایل های 7تا 15 نتایج دوستان را ببینم منم حتما میرم گوش میدم مچکرم انشاالله هر روز ثروتمند تر باشید با کلی اتفاقات عالی .در پناه الله یکتا باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4037 روز

    به نام خداوند جان و خرد

    1- یعنی من که خودم لیاقت ندارم برای خودم در درجه ی اول ثروت را داشته باشم. به نیازهای خودم رسیدگی کنم یا به آرزوهام برسم.

    2-انگار خدا یک آدم است و من میخوام باهاش معامله کنم که اینطوری ازش درخواست میکنم. چون در بده بستان بین آدمها اینطوریه. یه خدمتی میکنم متقابل یه خدمتی دریافت میگیرم.

    پس 2 باور ریشه ایه غلط شناسایی شد.

    یکی مربوط به لیاقت و شایستگی خودم یکی مربوط به جهان بینی و شناختم از رب العالمین.این شناخت خیلی ضعف داره و احساس شدن و خلق اتفاقات را نمی‌دهد. پس خلقی رخ نمی‌دهد.

    مورد دوم باعث میشه که احتمالا تلاش ذهنی نکنم و همواره تلاش فیزیکی داشته باشم بعد هم خیلی زود مأیوس بشوم. مورد اول هم که کاملا با اولی هم پوشانی دارد. خدا بهم نداده چون لایقش نیستم. یعنی ذهنم به مرور اینو بهم القا میکنه.

    مثلا من در حال حاضر می خواهم روزانه 500 هزار تومن با یک ساعت کاری و از خانه منبع درآمد داشته باشم به آسانی و راحتی با توجه به مدار مالی که الان توش هستم. اگر خودم را لایق بدانم بهش میرسم. خود اینکه چقدر این را باور داشته باشم یک موضوع بسیار بسیار مهم است. پس زیرساخت این باور باید قوی باشه تا بهش برسم. حال اگر بگویم خدایا منو به این عدد برسون بعدش من فلان کار را برای فلان شخص انجام می‌دهم یعنی من لیاقت ندارم … خیلی خیلی درهم تنیده است.

    و توحید را زیرسوال می برد. چون خداوند می‌گوید به همه نزدیک است و اجابت میکنددرخواست هامون رو.

    من تا همین یک ماه پیش هم همش میگفتم بهم بده بعد فلانی را میبرم سفر. خب غلطه. چون فلانی توی یه مدار دیگره. اونم بخواد از خدا بهش میده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    روشنا گفته:
    مدت عضویت: 478 روز

    «بسم الله الرحمن الرحیم »

    یعنی به نام خداوند بخشنده و مهربان

    یعنی من کی باشم بخوام برای مخلوقی که خالق آفریده، خدایی کنم !

    امروز این فایل رو دیدم تو نشانه ام !

    در حالی که دو ساعت قبل چشم افتاده بود به چمدون داییم که پارسال پاییز خونه ما جا گذاشت و رفت شهرستان خونشون .

    جلو در کمد وایستاده بودمو به چمدون بزرگ نگاه میکردم به اینکه داییم با این چمدون زمانی که اوضاع مالی خوبی داشت اکثر شهر و کشورهای مذهبی رو سفر کرده بود و حالا این کهنه چمدون به خاطر خرابی وضعیت مالیش موند خونه ما چون پول نداشت با قطار برگرده و با اتوبوس حمل چمدون بزرگ و البته خالی براش سخت بود

    از ته دل از خدا خواستم که به من ببخشه

    و من ببخشم به داییم ،برم کلی لباس برای خودشو و خانومشو پسرش بخرم و چمدونشو پر کنم از سوغاتی و بفرستم شهرستان تا سورپرایز شن

    انقد با فکر این موضوع به وجد اومدم که تو دفترم این نیت نامه رو ثبت کردم و تاریخ زدم.

    تهش نوشتم خدایا به من ببخش تا من به داییم ببخشم

    به ظاهر این درخواست از خدا نمایانگر ایمان و انسانیت منه

    اما اگر از یه زاویه ی دیگه بهش نگاه کنم میبینم شرک در ایمان من مثل شپش تکثیر شده

    (خدایا به من ببخش ؟ من خودم بلدم به بنده هات ببخشم ،تو بلد نیستی خدایی کنی ،

    تو نمیدونی دایی من چجوری و با چی شاد میشه ، من اگر براشون سوغاتی بفرستم اونا منو تحسین میکنن من از این کار خیر همینو میخوام و خودمم نمیدونستم و گرنه برو به یه خیریه کمک کن که اصلا تو رو نشناسن ببینم واقعا کمک میکنی؟!)

    فکر میکنم خداوندی که عالم و اگاه بر همه چیزه نیت باطنی منو نمیبینه که دنبال تایید شدنم نه خیرات

    با دیدن این فایل فهمیدم که کجای کارم ایراد داره .

    نیت من خرابه من اگر با این نیت ببخشم که :

    خدایا، من آماده‌ام تا یکی از هزاران مسیری باشم که عشق تو از اون عبور می‌کنه.

    اگر خواستی، از طریق من، لطف و ثروتت رو جاری کن.

    من نه از روی نیاز به تایید دیگران،

    بلکه از روی عشق به تو، می‌خوام این مسیر رو زندگی کنم

    اگر خواستی دست بگیرم، کمکم کن .

    اگر نخواستی، خودت بهتر بلدی…

    چون تو بخشنده‌ای، نه من.

    من فقط مجرای توام

    حالا دیگه چمدون دایی‌ ام فقط چمدون نیست…

    یه استعاره‌ست از “گنج واقعی”…

    من فقط پرش نمی‌کنم ازسوغاتی …

    من دارم باهاش دنیای جدیدی خلق می‌کنم

    که در اون عشق،

    بدون ترمز و بی‌قید و شرط، جاریه

    حالا حس سر سپردگی دارم

    این یعنی هم‌فرکانس شدن با منبع.

    جایی که دیگه قرار نیست با خدا معامله کنم

    که اگر تو به من پول بدی من فلان میکنم…

    بلکه میشم دستی از دستانش

    تسلیم و سر سپردگی در برابر خدا :

    نه به معنای دست برداشتن از خواسته

    یعنی فهمیدنِ اینکه قرار نیست با اراده خودم جهت بدم به رودخانه فقط کافی‌ست به رود بسپارم

    که «دریا» منوبفهمه

    همون جمله ی روی دیوار خونه ی استاد

    »In God we trust «

    اعتمادداریم به خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      عذراصادق ابادی گفته:
      مدت عضویت: 2345 روز

      سلام روشنای عزیزچقد زیبا نوشتی چه درک خوب وبجایی تحسینت میکنم.من این شرکی که گفتی داشتم ونتیجه عکسشم گرفتم یعنی اصن یه توگوشی محکم خوردم ازش واز خداسپاسگزارم بابت توگوشی که بهم زد.یکی از اعضای خونواده ام تو شرایط سختی زندگی میکرد سخت وحشتناکااا ومن از خداخواستم خدایا به من پول بده یه ماشین خیلی خوب شاسی گفتم خب خخخخ که برم ببرمشون مسافرت خرید ببرمشون باغم کلی بهشون خوش بگذره و و و چی شد اونا اوضاعشون هرروز بهترشد من یه پرایدم نخریدم واونا شاسی خریدن خداروشکرخخخخ باورت میشه؟!واونا منو بردن خرید بردن مسافرت واینه که به خدامیگی تو بلد نیستی من بلدم .خدایا تو سمیعی تو بصیری تو قدرت مطلقی من هیچی نیستم در برابرتو هیچه هیچم ربم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 758 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان عزیز و استاد خوبم

    چی چیزی باعث می‌شود که در حالیکه می‌خواهیم ثروتمند شویم و به دیگران کمک کنیم اما اتفاق نمی‌افتد کسیکه این باور را داشته باشد چی ترمزهای( کدهای مخفی )دارد؟

    من نظرات دوستان را خواندم البته یک مقدارش را و خیلی هم نظرات عالی نوشتند .

    بنظر من کسیکه همچون خواسته ای را دارد ممکن است بعضی کدهای مخفی ای ره هم داشته باشد مثل اینکه نمی‌خواهد تکامل را طی کند و فکر می‌کند که خداوند به یکباره گی پول ره وارد زنده‌گی کسی می‌کند و در اصل پولدار شدن یک مساله چانسی است ، اصلا هم تحرکی نمی کند .

    در حالیکه جهان بر اساس یک سیستم منظم کار می‌کند.

    اگر در مدارش قرار بگیری ، میتوانی بدستش بیاری .

    باور دوم که دارن اینست که من با پولدار شدنم بتوانم زنده‌گی دیگران را نجات بدهم در حالیکه همه مامیدانیم که ما نمی‌توانیم زنده‌گی دیگران را به سمت زوال یا کمال ببریم ، دیگران خودشان تصمیم میگیرن که چی کنند.

    خداره صدهزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    ,پروانه و سهیل گفته:
    مدت عضویت: 533 روز

    سلام خدمت استاااد عزیز خانوم شایسته جان و دوستان گل

    چند مدت ب شدت ذهنم در گیر این بود ک من دلم بهترین زندگی خرید کردن کارت پر پول درآمد عالی میخاد ولی نمیشه با اینکه من کل ماه تمام تمرکزم روی کارمه اما آخرش هیچی ب هیچی بهم بهم شوک وارد شد آخه من تمرکزم روی نداشته هاست روی نداری و چنتا باور در خودم پیدا کردم و دوست دارم اینجا ثبت کنم تا هم برای خودم یادآوری بشه هم ب دوستانی ک مثل من دنبال باور های مخرب هستن کمکی بشه

    1وقتی خدا پول و ثروتی که به من میدهد نبخشم خدا ازم میگیره خداوندا اون ثروت داده ک ب همه ببخشم و فقط برا خودم نگه ندارم (باور کم بود پول و ثروت)

    2من مسئولم که ب همه کمک کنم و بفکرشون باشم و این اشتباهه در صورتی که هر کسی صلاح زندگیشو بهتر از من می‌دونه

    3من لایق ثروت نیستم (احساس کم بود لیاقت)

    4 خداوند پولی ندارع نعمت کمه ثروت کمه (باور کم بود ثروت و نعمت)

    5خداوند آدم های ثروتمند رو دوست نداره

    6ادم های ثروتمند آدم های بدی هستن

    7ادم های خوب همیشه فقیرند

    8اگه پولدار بشم بقیه دوستم ندارن

    9ادم های پولدار خیانتکار هستن و نمیشه بهشون اعتماد کرد

    10 آدم های پول دار اسراف بی جا میکنن

    11هیکس آدم پولدارو دوست نداره باهاش رو.راست نیست و همش همه میخان پولشو ببرن ترس و وحشت داره

    12ادم پولدار از خدا دور میشه خداوند رو فراموش می‌کنه خوبی کردنو فراموش می‌کنه

    و مهم ترین باوری ک من دارم و پاشنه آشیل من هست اینکه اگه پولدار بشم همچی خوب بشه زندگی جوری ک میخام پیش بره زندگی تکراری میشه آخرزمان میشه واین باور از بچگی در من شکل گرفت چون همه آدم بزرگا معلم ها در تلویزیون فضای مجازی چیزی ک میگفتن این بود ک نشونه های آخر زمان اینکه همه ثروتمند هستن فقیری وجود ندارد همچی عالیه و این یعنی قیامت و من از ترس اینکه آخر زمان نشه هیچوقت بفکر ثروت نعمت و آرامش نبودم همیشه تا یکم اوضاع خوب میشد شک میکردم میترسیدم آرامش نداشتم همش میگفتم این عادی نیست این نباید اینجوری پیش بره مگه میشه چرا هیچ اتفاق بدی نمیفته و امروز و فرداست ک قیامت بشه و از بین بره از ی جای دیگم این باور شروع شد از سریال های عجیب غریب ترکی هندی ایرانی فرقی ندارد پیامی ک همشون برا من داشتن این بود که فیلم از زمان شروع تا آخرین دقیقه فقط راجبه بدبختی و چالش بود و دقیقه آخر ک همچی درست میشد فیلم تموم میشد سریال هم همینطور شده بود یک سال تموم ی سریال بود ک همیشممم فقر و بدبختی بود همیشه همه دنبال پول بودن نداشتن نون شب بخورن از خونه مینداختنشون بیرون و خلاصه آخرین ساعتی ک سریال قسمت آخرش بود همچی درست میشد و تمام!!!!!

    خب این یعنی چی یعنی اینکه هیچی درست نمیشه و وقتیم درست شد ی مشکلی هست ی ایرادی هست و تا الانه ک 22سال سن دارم من در تمام سریال ها فیلم ها فرقیم نداره ایرانی هندی ترکی همشون همین پیغامو برا من داشتن و تنها باوری ک در من ساخت همین بود هیچی درست نمیشه مگه اینکه ی مشکلی هست و درست بشم زندگی تمومه و من هیچوقت زندگی ثروتمندی رو حتی در رویاهامم تصور نکردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    کبری صباحی گفته:
    مدت عضویت: 1379 روز

    خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی

    سلام به استاد عزیزم

    باورهای ما وخودمن درمورد ثروت..

    خدایا بمن اونقدر ثروت بده تابتونم به دیگران کمک کنم..

    وباور سلیمان نبی.. خدایا به من ثروتی عطا کن که نه به قبل از من داده باشی ونه به بعداز من بدی..

    الان که دارم فکر میکنم میگم ما قرآن ومیخونیم بدون اینکه درکی از آیه های قرآن داشته باشیم.. خب یعنی درزمان سلیمان نبی فقیر ونیازمند ومریض وجود نداشته چرا سلیمان اینجوری از خداوند درخواست نکرده..

    اول چون خودش رو لایق ثروت میدونسته

    دوم چون خداوند رو وهاب میدنسته

    سوم باور به فراوانی خداوند داشته

    چهارم هرگز به خداوند به دید انسانی نگاه نکرده میدنسته که خداوند یه انرژی هست که تو ظرف باورهای اون شکل میگیره واینو باور داشته که همه چیز فرکانس هست..

    ودرآخر مشرک نبوده ومیدونسته خداوند بر طبق مشیت به هرکس که بخاهد میدهد وبه هرکس که نخاهد نمیدهد..

    نه اینکه خدا نخاد اینکه تو درچه مداروفرکانسی باشی.. تو ثروت میخای خودتو لایق ثروت میدونی ومیدونی که خداوند خدای وهاب هست ومیده قطعا ثروتمند میشی..

    اما اگر به خداوند به دید انسانی نگاه کنی که خداوند به بعضی از بنده هاش میده که اونا به فقرا کمک کنن وداری با خدا معامله میکنی نه تنها به ثروت نمیرسی بلکه خودت هم به ذلالت وخواری میفتی..

    درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      مهدی وجدی گفته:
      مدت عضویت: 784 روز

      سلام خانوم صباحی دوست عزیزم

      چقدر کامنت شما زیبا بود و چقدر مثال قشنگی زدین که سلیمتن نبی چطوری از خواند درخواست میکرده و این مثال شما این باور رو در ما تقویت میکنه که تمامی پیامبران این احساس لیاقت رو در خودشون به وجود آورده بودن و به سیستمی بودن خداوند پی برده بودن در صورتی که در گذشته به ما گفته بودن تمامی امامان و پیامبران فقط به فکر فقیر و فقرا بودن و هرچی داشتن میدادن به فقرا و هیچی‌برای خودشون‌نگه نمیداشتن که تمامی اسین حرف ها دروغ بوده و امامان و پیامبران ما جز ثروتمندترین افراد زمانه خودشون بودن و به وهابیت و بخشندگی بی حد و حساب خداوند پی برده بودن.

      ممنون از کامنت زیبای شما

      شاد و سالم و ثروتمند باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فقط خدا گفته:
    مدت عضویت: 693 روز

    سلام دوستان عزیز

    من وقتی شروع کردم تمرین استاد را انجام بدم توی دفترم شش صفحه نوشتم و اینجا خلاصه مینویسمشون. اول از همه که خواستم جواب بدم متوجه شدم که من اصلا هیچ وقت از خدا ثروت نخواستم! که برسه به قسمت بعدش که بخوام باهاش چیکار کنم و به کی ببخشم ازش! و این عمق فاجعه است سپاسگزارم از خدا و استاد که باعث شدن من اصلا به این موضوع فکر کنم، پس اول اومدم جواب این سوالا از خودم پرسیدم که چرا چرا هیچ وقت از خدا ثروت زیاد نخواستی؟ و جوابها که با نوشتن سرازیر میشن فقط، نه با فکر کردن خالی، نوشتم که خب آخه ما همیشه از سطح پایین بودیم حتی در یک روستای محروم اونجا هیچ کس ثروتمند نبود و من هم مثل یک قانون پذیرفته بومدم که خب دیگه همینه ما باید فقیر باشیم و پول و ثروت مال پولدارهاست در جاهای دیگه، و پولدار شدن خیلی کار سختیه و البته پولدارها خیلی ادمهای بد ظالم و خودخواهی هستند که این باورم به لطف فیلم های تلویزیونی در من شکل گرفته بود و خلاصه اصلا باور لیاقت پول داشتن در من نبود پس هیچ وقت نخواستمش. بعد گفتم خب حالا اگه از خدا ثروت زیاد بخواهی به بقیه کمک میکنی؟ و نوشتم مسلما آره بعد که فکر کردم دیدم من همین الانش هم همش دنبال اینم که یه چیزی به یکی ببخشم و پرسیدم چرا همیشه اینجوری هستی؟ جوابش: خب دلم میسوزه ، دوس دارم شادشون کنم و عمیق تر که شدم دیدم دوس دارم که اینجوری بقبه تاییدم کنن بمن توجه کنن منا ببینن، پس اینها از عدم ارزشمندی منه از عدم عزت نفسه منه و حتی ریشه هاش برمیگرده به اینکه شاید در کودکی بمن توجه نشده، مسخره شدم سرزنش شدم…و اینکه از اطراف اینطور بما القا شده که بخشش خیلی کار خوبیه اینهایی که دارن می‌بخشند چقدر خوبن چقدر فداکارن چقدر پیش بقبه عزیزن و مورد توجه ،…و خوشحالم که تونستم واقعا بقول استاد این آشغالها را از ذهنم بکشم بیرون و پیداشون کنم . سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    مسیح گفته:
    مدت عضویت: 394 روز

    ایه شریفه 41سوره مبارکه طه

    وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی

    ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ [ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﺍﻫﺪﺍﻑ ] ﺧﻮﺩ ﺳﺎﺧﺘم

    خداوند فرمودند من تورا برای خودم ساختم درک این موضوع که یعنی فکر کنید تو وخدا فقط در این

    دنیا هستی واون بیرون کسی نیست خیلی از این اهرم های بد و مشگلات و اخلاقیات بد را برایتان حل میکند

    هر کسی با خوندن پروفایل شخصی ام متوجه میشود چقدر احساس خوشبختی وشادی درونی میکنم نه بعد اشنایی با این سایت بلکه من سالها قبل این احساسو داشتم ودارم

    بادرک اینکه من هستم وخدا… اون بیرون کسی جز تو و خدا نیست

    به این باور میرسید اگر کمکی هم میکنید به خودتان کمک کرده اید

    پس تا میتوانید کمک کنید

    اکر برای کسی وقت گذاشتی موضوعی را متوجهش کنی وباز متوجه نشد شما در اصل به خودتان یاداور شده اید

    نباید ناامید بشی

    هر کمک مالی وفکری و…که میکنید به خودتان میکنید جز تو وخدا اون بیرون کسی نیست

    شما فقط باکمک به خودتان دارید دستان خدا را میگیرید وبالا میروید

    خواهش میکنم سعی کنید این اصل را از عمق درک کنید وبرای خودتان مصداق بیاورید

    با درک این موضوع دیگه غصه کسی را نمیخورید که خودتان را با او‌ مقایسه کنید .وقتی مقایسه ای نباشد احساس لیاقتتان بالا میرود

    میبینی بابا چقدر من واسه چیزی که اون بیرون نیست غصه میخوردم

    بادرک این قانون نه نیازمندی و نه فقیری ونه رنجی را اون بیرون نمیبینی یعنی سعی داری هر کاری

    که میکنی

    فقط

    رضایت او شرط باشد

    منظورم این نیست که چشمانتان را ببندید و

    وفقط به خودتان فکر کنید

    نه

    شما اگر به فقیری کمک کردید به خودتان کردی

    اگر به فقیری کمک نکردید به خودتان کردی

    اگر به ثروتمند شدن فکر کردی به خودت کمک کردی

    اگر به فقیر شدن فکر کردید به خودتان کمک کردی که فقیر بمانید

    بعد این هر کاری که میخواهید بکنید به این فکر کنید دارید به خودتان کمک میکنید

    خیلی خیلی ساده است اصلا پیچیده نیس

    تمام اهرم وترمز باز دارنده ثروت در اون بیرون از بین میره چطوری؟

    چون اگه حسد کنی بخودت حسد کردی

    بخل کنی خودتو کوچک شمردی

    دیگه الکی حرص نمیزنی برای کسی و چیزی که اون بیرون کسی نیست

    میدونم که خیلیها نمیتونن این موضوع را درک کنند که واقعا چطور میشه فکر کنم کسی اون بیرون نیست؟.و اینکه من چرا چشمانم رو به واقعیت اطرافم ببندم ؟از این واقعیت که من موجود اجتماعی هستم

    بزار مثالی بزنم

    عزیزانم

    شما باید با دیدن ادمی که ماشین لوکس سواره احساس وجد وشادی بهت دست بده باید از درون احساس شادی کنی

    انگار خودتو دیدی

    همه ادمهای اون بیرون خود تو هستی

    تو همه جا هستی

    داخل ماشین لوکس خانه بزرگ وباغ بسیار زیبا تو درون گل هستی

    اقای عباسمنش خود تو هستی اگر با دیدن زندگی اون از درونت احساس شادی کنی

    همه جای زیبای عالم فقط تو هستی همه ادمهای ثروتمند دنیا خود تو هستی داخل هواپیمای لاکچری خود تو هستی اگر؛ با دیدنشان به وجد بیایی

    قانون اینه که: این دنیا مختص توست

    دریچه دید شما چطوره؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: