اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نظر من موانع ذهنی در این مورد میتونه یکی ذهنیت فرد در مورد خداوند باشه یکی هم در مورد خود شخص دعا کننده هستش
اگه فرد زمانی که داره درخواست خودش را به خداوند اعلام میکنه اینطور فکری در درونش باشه که باید حتما در قبال چیزی که از خداوند میخواد یه کاری برای خدا انجام بده وگرنه خداوند براش کاری انجام نمیده در واقع نسبت به بخشندگی و رحمت واسعه و اجابت بیقید و شرط خدا دچار تردید هست و فکر میکنه میتونه از این طریق به خواستهاش برسه خب در این مورد شخص باید باورهای خودش رو نسبت به خداوند بررسی کنه و ببینه آیا واقعا باور به پاسخگویی بیقید و شرط، بخشندگی و فضل خداوند داره و آیا اون قراری که داره با خدا میذاره فقط برای شکرگزاری هستش یا یه جورایی جنبهی معاملاتی پیدا کرده. آیا اینطور به قضیه نگاه میکنه که خداوند اونو به عنوان دستی برای کمک به دیگران انتخاب کنه
دوم اینکه وقتی برای اجابت خواسته با خداوند قراری میذاریم طبق قوانین اجابت دعا که باید دعا رو مستجاب شده بدونیم و بلافاصله بعد از دعا مراتب شکرگزاری رو به جا بیاریم پس باید فورا اقدامات لازم برای اجرای اون قرارداد رو با ایمان و خلوص انجام بدیم یعنی اینکه پیش از تجلی دعا ما قرار خودمون رو اجرا کنیم حتی اگه تصمیم داریم مدرسه بسازیم حداقل کارهایی که میتونیم رو انجام بدیم. مثلا نقشهی ساخت مدرسه یا اطلاعات مربوط به اون رو جمعآوری کنیم . با امکانات فعلی حداقل کاری رو که میتونیم برای تعهدمون انجام بدیم و در واقع خودمون رو ثروتمند ببینیم. اگر غیر از این باشه به این معناست که ما باور نکردیم که به ثروت میرسیم. خود شخص هم باید احساسات درونی خودش رو نسبت به این تعهد بررسی کنه و ببینه آیا اصلا در خودش میبینه که میتونه فلان تعهد رو عملی کنه یا نه. شاید در اعماق دل خودش اصلا باور نداره که میتونه چنین تعهدی رو عملی کنه یا حس خوبی نسبت بهش نداره
سمیرا خانم کامنت شما خیلی عالی و پر از آگاهی بود و من کلی استفاده کردم.
نکته ای که شما در کامنتتون اشاره کردید و از زاویه ی دیگه ای به اون نگاه کردید این بود که گفتین شرط اجابت دعا این است که اون رو اجابت شده بدونیم و هر اقدامی که در توانمون هست برای اون اقدام انجام بدیم ، دقیقا مثل اون حرف استاد هست که ما هر طوری که حالا هستیم ، وقتی ثروتمندتر بشیم همون ویژگیها پررنگتر میشن ، مثلاً اگر الان خسیس هستیم وقتی پولدار بشیم هم خسیس تر میشیم و برعکس
داشتم نظرات دوستان رو می خواندم. نکته ای دیدم که خودم متوجهش نشده بودم ولی دوستان خوب اشاره کرده اند و اون هم شک به خودم و به خداست
من شک دارم شایسته ثروت باشم
من شک دارم که خدا قدرت دادن ثروت رو به من داشته باشد
من شک دارم که اصلا بشود
من شک دارم که کسب ثروت به سادگی تغییر یک باور باشد
من شک دارم خداوندی که انسان نیست آیا واقعا بدون چشمداشت می بخشد
ولی در معامله دو طرف توافق می کنند هر کدام کاری انجام دهند تا معامله سربگیره و دیگه عامل شک مطرح نیست. خدا رو در جایگاه انسانی قرار می دهیم تا شک در مورد توانایی خداوند رو کم رنگ کنیم و چون اصلا نمی توانیم تصور کنیم خدایی که انسان نیست چه شکلیه
من بعد اینکه به این سوال پاسخ دادم موقع خوندن قرآن به آیه ای برخورد کردم که دقیقا جواب این سوال بود و با خوندنش مو برتنم سیخ شد و دوست داشتم این آیه رو با شما به اشتراک بزارم .
و منهم مِّن عهد اللهَ ولئن ءاتئنا من فضله لنصَّدَّقَنَّ و لنکوننَّ من الصلحین . آیه ۷۵ سوره توبه.
از منافقان کسانی هستند که با خدا پیمان بستند ، چنانچه خدا از فضل و احسانش به ما عطا کند ، یقینا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد.
این آیه جواب صریحی برای این سوال هست و جایی برای شک و تردید باقی نمی مونه .
خوب درسته میگه کسانی که چنین درخواستی رو دارند (به من عطا کن تا بقیه بدهم) اینا ایمان ندارند
اینها منافق اند دور رو هستند .
یعنی نتیجه انفاق و بخشش خودش میشه دریافت بیشتر نعمت ها چون بخشیدن عملیه که از سر ارسال فرکانس ثروت می اید یعنی من ثروتمندم که میبخشم و ارسال فرکانس ثروت خودش ثروت بیشتر میافریند.
این دومین کامنت من در این فایل هست نمیدونم اصلا چی شد یه دفعه این صفحه برام باز شد کامنت خودمو دیدم دقیقا 1/5 سال پیش
واییییی خدای من اصلا باورم نمیشه
این همه تغیر این منم این منم که با کار کردن روی خودم زندگی 180 درجه تغییر کرده یادمه اون تایم ک من کامنت قبلیمو گذاشتم شرایطم اصلا مناسب نبود خیلی بدهی داشتم یعنی دقیقا تو در و دیوار بودم
با الانم که مقایسه میکنم خودمو بخدا نمیشناسم خودمو یعنی این همه تغییر این همه دست آورد تو این 1/5 سال
من الان به لطف خدا هیچ بدهی ندارم در امدم نسبت به 1/5 سال پیش 33 برابر شدههههههه
خدایا ازت سپاس گذارم از این ههمه نعمت از اینکه تو مسیر رسیدن هستم الان هدفم درامد 100میلیونی تو ماه هست که مطمئنم خیلی راحت و سریع به دست می اروم چون من لیاقت ثروتمند شدن دارم و با ثروتمند شدنم به جهان کمک میکنم این 100 میلیون واقعا رقم زیادی نیست چون جهان ما پر از فروانی و نعمت ثروت هست
چون تمرمز های ذهنی ام را کم کم شناسایی میکنم و دارم از بین میبرمشون الهی شکر الهی شکر الهی شکر
1.باورکمبود:ثروت به اندازه کافی برای همه وجود نداره وبقیه خودشون اگر ازخدا درخواست کنن یا ثروت بخوان نمیتونن بهش برسن خدا بهشون نمیده چون ثروت محدود وکم هست خدایا به من بده که من این پول رو برای اونا خرج کنم چون خودشون اگر بخوان نمیتونن بدست بیارن یابهشون نمیرسه
2.باور لیاقت:من خودم لیاقت ندارم که این پول رو برای خودم خرج کنم وباید این پول برای بقیه خرج بشه نه خودم.اول بقیه بعد خودم
3.باور خوب نبودن پول:پول وثروت پاک وسالم نیست وکثیفه خدایا این پول رو به من بده چون من میخوام استفاده درست ازش بکنم انگار که این کاررو اگر انجام ندم این پول صرف کارهای نه چندان خوب میشه واین خوب نیست ولی مطمئن باش این پول صرف کارهای خوب میشه
4.باور مسئولیت نسبت به بقیه(شرک)من مسئول بقیه هستم.بقیه خودشون نمیتونن کاری انجام بدن این من هستم که زندگی بقیه رو باید سروسامون بدم نسبت بهشون مسئولیت ووظیفه دارم من دلم برای بقیه میسوزه انگار که بقیه خودشون خدا ندارن وخدا فقط خدای من هست ومن میخوام کاری رو که خدا باید مدیریت کنه رو انجام بدم.من مسئول این هستم که کاری رو برای بقیه انجام بدم که بااین کار بقیه رو شادوخوشحال کنم با عوامل بیرونی.بادخالت درکارهایی که مربوط به خدا هست نه من. میخواد تو کارخدا به نوعی دخالت کنه وبه زور باعث خوشحالی کسی بشه .شادی وخوشحالی دردرجه اول با عوامل درونی بوجود میاد نه عوامل بیرونی با هماهنگی هرفرد باخودش ممکنه اگر نیت شادی وخوشحالی بقیه باشه هرچقدرهم من پول خرج کنم افراد مقابلم توجهشون روی ناخواسته هاشون باشه وبازهم به اون حس شادی وزیبای درونی نمیرسن چون هیچکس نمیتونه فرد دیگه ای رو خوشحال کنه یا مسئول زندگیش باشه مسئول زندگی هرکس خودش هست.نه کس دیگه ای.اینطوری ما میخواهیم دستوری وزوری وبه اجبار فرکانس فردیا افراد مقابل رو تغییربدیم واگر این فرد روی فرکانس کمبود یا شکست یا هرموضوع ناخواسته دیگه ای باشه این ثروت وپول هیچ کمکی به فرد مقابل نمیکنه حتی ممکنه براش مشکل ودردسرهم ایجاد کنه.چون افراد مقابل با تضادهایی که بهش برخورد کردن میتونن خواسته های خودشون رو بفهمن وخودشون با خداوند به منبع عظیمتری از ثروت وخوشبختی برسن که خیلی بیشتروعظیمتر از ثروتی هست که ما میدیم بهشون.قدرت فقط دست خود اون فردوخدای خودش هست نه کس دیگه.ما نمیتونیم بااین کارمون باعث خوشبختی شخص یا اشخاصی بشیم. شادی حس درونیه و عوامل بیرونی این موضوع رو تشدید میکنن نه اینکه جایگزین هماهنگی فردی با خودش بشه.این هماهنگی هرکس با خودش با توجه به نکات خوب زندگی خودش بوجود میاد نیازی نیست ماکاری برای اون فرد انجام بدیم وزمانی که بقیه هماهنگ بشن خودبه خود خودشون هدایت وحمایت میشن توسط خداوند. ما میتونیم دستی ازدستان خدا براش باشیم اون افراد میتونن ازطریق من به ثروت یا مواردی که دوست دارن برسن یا ازهرطریق دیگه ای.من تنها دستی نیستم که میتونم این کاررو انجام بدم
5.باورجبران کردن:این درخواست پشتش توقع هست وتوذات خداوند جبران کردن وجود نداره چون هیچکس نمیتونه خوبیهایی که خداوند بهش میکنه رو جبران کنه.یا اصلا میخوام خوبیهای بقیه رو جبران کنم پدرم مادرم که برای من زحمت کشیدن یا هرکس دیگه.این موضوع از نهاد خوب من برنمیخیزه چون من میخوام جبران کنم لطف ومحبت بقیه رو.منشااین محبتها رو ازخدا نمیدونم ومیخوام محبتی رو که خدا به من کرده با عمل خاصی جبران کنم ممکنه چون تعهد دادم این کارازروی اجباروزورباشه صرفا برای اینکه تعهد دادم بخوام انجام بدم واین موضوع منشاش خلا وکمبود هست کاری که ازروی اجبار باشه منشادرستی نداره وباعث میشه فرد ازهماهنگی باخودش دوربشه.اگر این فرد خودش با خودش هماهنگ بشه خودبه خود این کاررو انجام میده ونیازی به تعهد نیست چون اعمالش خداگونه میشه بخشش بی قید وشرط میشه قسمتی ازخودشوثروتش رو نمیبخشه که انتظارداشته باشه این قسمت براش پربشه ممکنه توقع جبران داشته باشه میبخشه چون پرشده ازثروت وعشق ومهرومحبت اینطوری وقتی بخشید دچارخلا وکمبودنمیشه که احساس کمبود بکنه.چون به هماهنگی رسیده خود به خود میبخشه حتی به افرادی که ممکنه نشناسه وتوقع جبران نداره نه ازسمت خدا نه ازسمت افراد مقابل.وقتی میبخشه چون از این کار لذت میبره نه اینکه چون بقیه نیازدارن میبخشه به خاطرخودش به خاطر احساس خوب خودش.به خاطر فراوانی که درزندگیش جاریه.
6.باوربی ایمانی:اگر من به این شخص کمک نکنم یا نباشم این شخص نابود میشه.این افراد به من وابسته هستن واگر من نباشم اونها اتفاقی براشون میفته.خدای من خدای افراد دیگه هم هست اونها هم خدا رودارن.این موضوع میتونه ناشی ازخلاهای ما هم باشه که من هماهنگ نیستم با خودم ومیخوام کاری رو انجام بدم که به واسطه انجام دادنش به احساس خوب برسم.این به نوعی میشه وابستگی وزنجیربودن من باید یه کاری انجام بدم که به احساس خوب برسم نه اینکه چون من احساس خوب دارم این کاررو انجام میدم که به لذت بیشتری برسم واین کارباعث میشه من ازهماهنگی با خودم دوربشم.یه جورایی مثل اینکه کسی برای داشتن احساس خوبش وابسته میشه به شخص دیگه ای اینجا هم برای رسیدن به احساس خوبش وابسته میشه به عمل خاصی واینطوری یعنی خدا رو فراموش کرده ونتونسته اون هماهنگی رو ایجادکنه چون اگرهماهنگی باشه این بخشش خودبه خود انجام میگیره اگر اون فردبخواد.
البته 4و6 همدیگه رو تکمیل میکنن
7.خدا همینطوری بی قید وشرط به من نمیده ومن باید کارخاصی انجام بدم وعمل خاصی انجام بدم که به من بده وگرنه همینطوری به من نمیده.دادن ودوست داشتن خدا با قیدوشرط هست.من اگرروی خدا حساب بازکنم وباورهای درستی داشته باشم به چیزی که میخوام میرسم معامله ای وجودنداره که باید یه کاری انجام بدم که خدا کارخاصی برای من انجام بده.من اگرافکاروباورهای مناسب داشته باشم اینکارانجام میشه چیزی که من باید بدم این هست نه اینکه عمل خاصی درقبالش انجام بدم.چه اینکارروانجام بدم چه ندم به چیزی که میخوام میرسم. انگار که اگه نگه که میخوام کارخیرانجام بدم به چیزی که میخواد نمیرسه.یه جورایی میشه گفت اصل قانون رو میبره زیرسوال که من با افکاروفرکانسهام دارم زندگیم رو خلق میکنم(شرک)
8.شاید نیازبه تایید دیگران داره ومیخواد این کاررو برای پرکردن خلاهای درونیش انجام بده که دیده بشه وبقیه تحسینش کنن ممکنه این کار حالت نمایش رو هم به خودش بگیره اگر اون فرد باخودش هماهنگ نباشه یا اینکه بخواد ثروتش رو نشون بده.البته شاید.
درکل اگر اون شخص باخودش هماهنگ باشه به ثروت میرسه وخودبه خود هم میبخشه وفکرهم نمیکنه اگر اون نباشه بقیه اتفاقی براشون میفته ومهمترین باور هم همون شرک وبی ایمانی هست به نظرم.
سلام به استاد عباسمنش عزیز وهمه دوستان هم فرکانسی ام امیدوارم با همراهی وراهنمایی استاد حال همه مون هرروز بهتر وبهتر بشه وثروتمندتر بشیم.به نظر من مانع ذهنی در این نوع درخواست اینه که توجهمون رو گذاشتیم روی فقر نه ثروت روی کمبود دقت کردیم نه فراوانی دوم اینکه ما قبل از دریافت باید ببخشیم از هرآنچه که الان داریم نه اینکه صبر کنیم پولدار بشیم بعد ببخشیم واین بخشش در اصل به خاطر ثروتمند شدن خودمونه نه صرفأ کمک به دیگران وبا این نگرش واین نوع بخشش ما در حین بخشش هم تمرکزمون روی ثروتمندتر شدنه نه فقیر بودنه شخصی که بهش پول رو میدیم
2سال که باگروه عباس منش آشنا هستم ولی به صورت مرتب وانجام تمرینات وگوش دادن فایل ها پیش نرفتم ولی ازماه اردیبهشت شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان به پیشرفت مالی داشتیم که همسرم 3جلسه ازفایل های قانون آفرینش وکتاب رویاهای که رویانیست راخریداری وبعدازآن دستیابی عملی به رویاها،واکنون کشف قوانین زندگی ،برمیگردم به زمانی که بااین قوانین آشنا نبودم من وهمسرم خانه پدرشوهر زندگی میکردیم همسرم چنداین بارشغلشاعوض کرد ولی همیشه 8گرو9 بودمنی که درخانه مرفه خانه پدری زندگی کرده بودم خیلی برام سخت بود با فروختن طلا های که دردوران ازدواجم داشتم وگرفتن وام مسکن خانه دارشدم وچندماه بعدازساکن شدن درقصرپادشاهی که باهمسرم به این اسم میشناختیمش پسرم به دنیاآمد ولی ازنطرمالی درشرایط بدی بودیم که حتی پول خریدیک نان رانداشتیم نداشتن شغل درست وحسابی زندگی خیلی سخت شده بود و2 سال بعدازآن دخترم به دنیا آمد ولی همیشه توذهنم به این آروز زندگی میگردم که کی من ثروتمند میشم که بدون قصه پولش هرچیزی که بخوام بخرم هرکجاکه بخوام برم مسافرت ،…..تااینکه سرکوچه خواهرم اینا یه لباس فروشی بود که تمام لباساش 7 تومانی بودهمان ارزانسراها این برمیگرده به 5 سال پیش ،این ایده راگرفتم با 500تومان قرض رفتم ویک سری لباس ازآن مغازه خریدم ویک هفته درخانه تودروهمسایه فروختم وبعدازآن هدایت شدم 2تاکوچه بالاترازخونمون مغازه کرایه کردم ویک سری لباس ازتهران خریداری ومغازه راافتتاح کردم بعدبه صورت اتفاقی همسرم باگروه تحقیقاتی عباس منش آشنا شده وباگرفتن فایل های رایگان پیشرفت مالی داشتم به جای رسیدم که رفتم داخل شهر وباکرایه مغازه قبلی ام که 100تومان بودالان باکرایه 1000000ومغازه بسیا رشیک ولباس های شیک ،وباخریدن ماشین مدل بالا قبلل یه پیکان 62داشتیم که همیشه خراب بودوبرای خریدن اجناس همیشه به مدت یکسال باماشین قرضی به خریدمیرفتیم ولی الان ماسین داریم وپول وخانه ولی آرزوهای زیادی دارم که دورنیست ولی همیشه یه سوال برام مطرح میشد منی که فایل گوش میدم چراثروت به زندگیم سرازیرنمیشه الان باسوال استاد موانع ذهنی که پیداکردم فهمیدم که چرابه ثروت فراوان نمیرسم پس دوستان ماخالق زندگی خودهستیم ،خدایه انسان نیس که دلش بسوزه وبه درخواست ماگوش بده بلکه یه انرژی وبهصورت سیستم عمل میکنه ،واقعایکی ازترمزای من این بودکه خداتوبه من ثروت بده تامن بخشی ازآن رابه بهزیستی میدم ،پس بااین احساس عدم لیاقت راکه مالیاقت ثروت رانداریم ،عدم فراوانی نعمت ،…واین یکی ازسوالهای که ذهنم رامشغول میکردوبرام سوال بودچرافروشم از،60ت تاالان که به روزانه 1000000رسیده وبیشترنمیشه این ترمزهاهستندکه نمیگذاره ثروت وارد زندگیم بشه وهی به خودم میگفتم ببینی چرااین مدل لباس نمیره چرااین مدل به فروش نمیره پس من فهمیدم ماخالق زندگی خودمون هستم باگفتن این جمله این لباس مدلش قشنگ نیس ،پول تودست مردم نیس تمام اینها نقض میشه ،پس امیدوا م همه به کامنتهای که نوشتیم عمل کنیم وازهرلحاظ ثروت ،سلامت ،روابط درحدعالی باشیم ،
به امیدموفقیت دوستان به امیدآنروز که بیام فلوریدا وشماراببینم مرسی
خیلی دوستون دارم شمادستی ازطرف خدابرای هدایت ما هستید
بیشترازیک سال میخواستم دیدگاهم رابنویسم امانمیشدالان به این نتیجه رسیدم که بایددوره تکاملم راطی کنم
یاد زندگی ۵ سال پیشم افتادم وااای اون موقع با باورهای محدود کننده ی خودم چقد به خودم و خونواده ام سخت می گذشت ولی منم همیشه گوشه ای از ذهنم یه نور بود که می دونستم به یه طریقی گره زندگیم باز میشه. ۲سال یعدش با استاد از طریق سایتش آشنا شدم بعد اون دیگه پله پله باورهای محدود کننده خودم و همسرم رو یافتیم و ه روز به نتایج خوب رسیدیم و وضعیت زندگیم الان با ۳ سال پیشم زمین تا آسمان عوض شده خدایا شکر خیلی خیلی خوشحالم و از شما دوست عزیزم تشکر می کنم که منو یاد اون دوران انداختین که یک تلنگری شد که از کجا به کجا رسیدم منی که هیچ چی نداشتم زیر صفر بودم و مطمینم این راه من و تمام دوستان که از این دوره ها و فایل های استاد عزیزم استفاده کنند و تمرینهاشو واقعا انجام بدن و بدونن که هیچ راهی غیر ازاین نمی تونه مارو به همه خواسته هامون برسونه نییییست بخدا نیییست بخدااا همه چی دست خودمونه . اصلا یه چی بگم راحتتون کنم باور می کنین اینقد ایده دارم برای ثروت مند شدن بخدا موندم کدومشو شروع کنم واااای خیلی خوشحالم خیلی آزادم اصلا آق بالا سر ندارم هر وقت عشقم میشه صبحا بیدار میشم هر وقت عشقم میکشه شبها می خابم هر وقت اراده کنم میرم مسافرت باور کنید یه انسانهایی در مسیرم قرار می گیرن که برتی من هر روز ثروت میسازن بدون اینکه ازشون بخام. منی که قبلا التماس می کردم به دیگران که توروخدا به من کار بدین من پیشتون کار کنم وااای یادم میاد اشکم میریزه واقعا خداروشکر . خیلی سخت میگرفتم واسه خودم بعدا فهمیدم که من هرچقد التماس دیگران رو می کنم پیش اونها بیشتر بی ارزشتر میشم . خیلی خیلی از شما ممنونم بابت حرفای قشنگتون امیدوارم همیشه شاااااد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
دیدگاه و روندتون رو تحصین میکنم و چیزی که من تو داستان زندگیتون دیدم شهامت قابل تقدیریه که من یه سری چیز ها رو ازتون یاد گرفتم و برای شما و همسرتون و فرزندتون بهترینهارو از خداوند منان خواهانم
یه لحظه تو کله ام جرقه خورد که کمبود! و باز هم ندیدن نعمت ها در جهان! وقتى اینهمه نعمت تو جهان هست چرا من باید پول دار بشم که به یکى دیگه کمک کنم! ..
بعد گفتم مگه خدا بیکار نشسته من پول دار بشم بعد به فلان ادم کمک بشه!! یه هو داد زدم آخ شرک.. ما چقد قدرتى به جز قدرت خدا رو قبول کردیم تو زندگى مون و به اونها اعتبار مى دیم! چقد! یعنى نیرویى درکمک کردن به فلان ادم نهفته است ک قراره من رو پول دار کنه! ؟
یعنى من اونقدر خودم رو جاى خدا فرض کردم که پاشم برم دست بقیه رو بگیرم که یه موقع از گشنگى نمیرند! ؟
تازه اینطور اگه پول دار بشیم مى دونید تو ذهنمون چه اتفاقى رخ مى ده انگار که خیال خودمون رو راضى کردیم و دیگه نگران نیسسسسسسستیم که مردم بهمون بگن فلانى معلوم نیست از کجا پول اورده!!!
نگاه کنید ؛اینننن ادم خیره و کمک رسان هستش پس پولش رو از راه درستى در اورده.. اینم از سابت کردن خودمون به دیگراان.. دیگه چى از این بهتر که محبوووب جماعت باشیم!!.
عه
عه
یعنى با همین یه جمله دخل خودمونو آوردیم ..
اینهمه قدرت براى این و اون در نظر مى گیریم..
خب بریم پول رو هم از همونا بگیریم!
الله رب السماوات والارض.. خدا فرمانرواو قدرت مطلق آسمان ها و زمین است..
این خدا جهان رو اماده کرده تا ما هر کارى که مى خواهیم بکنیم و به همه مون کمک مى کنه! اونوقت ما نشستیم مى گیم اگه فلان چیزو بهم بدى من فلان کارو مى کنم.
الله صمد..
فلان کار رو مى کنیم که دقیقا چى بشه؟
امان امان از نظر مردم..
ینى ته ته ش خوردم به شرک….
اینکه بابا جان، این خدات رو تو قبول دارى یا نه!؟؟؟ ..
کیف کنید و شرایط دل پسندتون رو خلق کنید که او ما را خالق آفریده است.. خالق زندگى خودمان.. و او به همین سبب شایسته ى ستایش است.. آفریدگار بى همتایمان..
الهی شکر و الهی هزاران بار شکر که اینقدر قشنگ به این فایلها هدایت میشیم.
سلام عرض میکنم خدمت استاد و دوستان عزیزم
بنظرم وقتی ما باور داریم ک خداوند رزق بغیرالحساب میده و رزاقه و بخشندست و مهربانه، پس چرا باید خودمون رو بخاطر باورهای غلط یک نفر دیگر ناراحت کنیم؟؟؟
قطعا هرکسی نتایج اون باورهایی رو دریافت میکنه که سالها و سالها در ذهنش به اونها فکر و تکرار کرده. حالا این باورها خوب و یا بد باشه، هرچقدر که به ذهن اون فرد چسبیده باشه به همون اندازه نتیجه میگیره.
این ک بگیم من اگر به ثروت ویا موقعیت…. برسم، فلان کار را انجام میدم و یا فلان چیز رو برای فلانکس میخرم اصلن درست نیست.
👈مگه ما وقتی دندون خرابی رو درست می کنیم، از خدا میخایم که هروقت دندونمون درست شد، یه دندون سالم رو به ینفر ببخشم؟؟؟ میبینید چقدر این مثال مسخره است.
پس چرا فک میکنم ک تنها دلیل برای ثروتمند شدنه من، بخشیدن اون در زمان بدست آوردنشه؟؟؟
حالا من این باور رو جاش میزارم:
خداوندا به من ثروتی بده تا باهاش تا آخر عمرم در رفاه و آسایش باشم،
ثروتی که باهاش قصرها بسازم و تالارها برپا کنم،
خداوندا ثروتی بده که بتونم از هر خودرویی در جهان یدونشو بخرم و لذت سوارشدن و رانندگی بر باکیفیت ترین، لوکس ترین، سریعترین، ایمنترین و عالی ترین خودرو هارو حس کنم،
خداوندا ثروتی به من بده که بتونم در هر لحظه ک تصمیم گرفتم به هرجای این دنیا سفر کنم و از دیدن مناطق جدید و طبیعت بکر و رسمو رسوماته ملل مختلف و کشف مکان های جدید بسیار لذت ببرم،
خداوندا ثروتی به من بده ک بتونم در بهترین رستورانها، با کیفیت ترین غذاهارو بخورم و لذت مزه های جدید رو بچشم،
خداوندا ثروتی به من بده که باهاش بتونم به جسمم برسم و مواد مفید رو واردش کنم و در بهترین باشگاهها و زیر نظر بهترین مربی ها باشم تا به لطف الله بدن سالمی داشته باشم و میزان انرژی و تواناییم همیشه بالا و بالاتر بره
خداوندا ثروتی به من بده که بتونم شرکت های خودم رو راه اندازی کنم وبه رسالت زندگیم برسم و اون جایی رو که باید رو پرکنم و اون هدفهایی ک دارم رو بهشون برسم
خداوندا ثروتی به من بده که بتونم بهترین و باسوادترین افراد رو که میتونن در کارهام به من کمک کنند و باعث پیشرفتم بشوند رو استخدام کنم تا هم خودم و هم اونها کنارم ثروتمند بشوم
سپاسگذارم
سپاسگذارم
سپاسگذارم
حالا به نظرتون
با این باورهای درست آیا به نیازمندان کمک نکردیم؟؟؟
آیا خونوادمون وقتی به خاستمون برسیم از کنار ما بودن لذت و منفعت نمیبرند؟
آیا مردم رو استخدام نمیکنیم تا در کنار ما حقوق بگیرند و وضعشون خوب بشه؟
آیا وقتی سرمایه گذاری ای در یک منطقه انجام بدیم، افراد اون منطقه ثروتمند نمیشن؟
آیا وقتی یه جنس عالی و با کیفیت میخریم به دهها و صدها و هزاران کارمند و کارگر کمک نمیکنیم تا اونها هم ثروتمند بشوند؟؟
پس دیدین ک ما میتونیم همه چیرو برای خودمون به عالیترین شکلش بخواهیم و به بقیه انسانها هم کمک میکنیم تا اونها هم از کنار ما بودن منفعت ببرند.
مرسی ک کامنتمو خوندین
و بسیار سپاسگذار خداوند هستم ک این ترمزها واین باورهارو به ذهنم رسوند
من برای استفاده از قانون بخشش و اینکه حال خیلی خوبی پیدا میکنم به اعضای درجه یک خانواده ام کمک مالی میکنم. در تجسماتم همیشه وقتی در قله های بالای مالی هستم کمک های بیشتر و بیشتری برای خانواده ام متصور میشم و واقعا حس و حال خیلی خوبی هم به من میده
لطفا راهنمایی بفرمائید آیا باید این باورم رو تغییر بدم؟؟
مدت هاست که به فقرا توجه ای ندارم و کمک مالی نمیکنم و با تمام وجود فرکانس برای ثروتمند شدن می فرستم و هر روز هر روز رو ترمزها کار میکنم و خودم رو سزاوار بهترین چیزها میدونم و اعتقاد دارم نعمت به وفور در اطرافم هست و من خیلی راحت در حال طی کردن تکامل و رسیدن به اون هستم.
فقط سوال شده برام این دیدگاهی که به خانواده درجه یکم دارم آیا ترمز محسوب میشه؟؟؟
با سلام و وقت بخیر
به نظر من موانع ذهنی در این مورد میتونه یکی ذهنیت فرد در مورد خداوند باشه یکی هم در مورد خود شخص دعا کننده هستش
اگه فرد زمانی که داره درخواست خودش را به خداوند اعلام میکنه اینطور فکری در درونش باشه که باید حتما در قبال چیزی که از خداوند میخواد یه کاری برای خدا انجام بده وگرنه خداوند براش کاری انجام نمیده در واقع نسبت به بخشندگی و رحمت واسعه و اجابت بیقید و شرط خدا دچار تردید هست و فکر میکنه میتونه از این طریق به خواستهاش برسه خب در این مورد شخص باید باورهای خودش رو نسبت به خداوند بررسی کنه و ببینه آیا واقعا باور به پاسخگویی بیقید و شرط، بخشندگی و فضل خداوند داره و آیا اون قراری که داره با خدا میذاره فقط برای شکرگزاری هستش یا یه جورایی جنبهی معاملاتی پیدا کرده. آیا اینطور به قضیه نگاه میکنه که خداوند اونو به عنوان دستی برای کمک به دیگران انتخاب کنه
دوم اینکه وقتی برای اجابت خواسته با خداوند قراری میذاریم طبق قوانین اجابت دعا که باید دعا رو مستجاب شده بدونیم و بلافاصله بعد از دعا مراتب شکرگزاری رو به جا بیاریم پس باید فورا اقدامات لازم برای اجرای اون قرارداد رو با ایمان و خلوص انجام بدیم یعنی اینکه پیش از تجلی دعا ما قرار خودمون رو اجرا کنیم حتی اگه تصمیم داریم مدرسه بسازیم حداقل کارهایی که میتونیم رو انجام بدیم. مثلا نقشهی ساخت مدرسه یا اطلاعات مربوط به اون رو جمعآوری کنیم . با امکانات فعلی حداقل کاری رو که میتونیم برای تعهدمون انجام بدیم و در واقع خودمون رو ثروتمند ببینیم. اگر غیر از این باشه به این معناست که ما باور نکردیم که به ثروت میرسیم. خود شخص هم باید احساسات درونی خودش رو نسبت به این تعهد بررسی کنه و ببینه آیا اصلا در خودش میبینه که میتونه فلان تعهد رو عملی کنه یا نه. شاید در اعماق دل خودش اصلا باور نداره که میتونه چنین تعهدی رو عملی کنه یا حس خوبی نسبت بهش نداره
به نام الله یکتا
سلام به همه ی عزیزان
سمیرا خانم کامنت شما خیلی عالی و پر از آگاهی بود و من کلی استفاده کردم.
نکته ای که شما در کامنتتون اشاره کردید و از زاویه ی دیگه ای به اون نگاه کردید این بود که گفتین شرط اجابت دعا این است که اون رو اجابت شده بدونیم و هر اقدامی که در توانمون هست برای اون اقدام انجام بدیم ، دقیقا مثل اون حرف استاد هست که ما هر طوری که حالا هستیم ، وقتی ثروتمندتر بشیم همون ویژگیها پررنگتر میشن ، مثلاً اگر الان خسیس هستیم وقتی پولدار بشیم هم خسیس تر میشیم و برعکس
نکته ی مهمی بود که دلم میخواست بهش اشاره کنم.
ممنون بابت اشاره ی به جای شما به این نکته ی مهم
در پناه خدا پایدار و موفق باشید
داشتم نظرات دوستان رو می خواندم. نکته ای دیدم که خودم متوجهش نشده بودم ولی دوستان خوب اشاره کرده اند و اون هم شک به خودم و به خداست
من شک دارم شایسته ثروت باشم
من شک دارم که خدا قدرت دادن ثروت رو به من داشته باشد
من شک دارم که اصلا بشود
من شک دارم که کسب ثروت به سادگی تغییر یک باور باشد
من شک دارم خداوندی که انسان نیست آیا واقعا بدون چشمداشت می بخشد
ولی در معامله دو طرف توافق می کنند هر کدام کاری انجام دهند تا معامله سربگیره و دیگه عامل شک مطرح نیست. خدا رو در جایگاه انسانی قرار می دهیم تا شک در مورد توانایی خداوند رو کم رنگ کنیم و چون اصلا نمی توانیم تصور کنیم خدایی که انسان نیست چه شکلیه
سلام و تشکر
خداوند زمینه های کسب ثروت را فراهم نموده (ملک: پانزده )
فایل عالی
منظره عالی
امواح دریاچه عالی
آهنگ آخر برنامه عالی
اصلاهمه چیز عالی
روزه پاییزی شما هم خوش و خرم و شاد
سلام بر استاد عزیزم و همه ی دوستان
من بعد اینکه به این سوال پاسخ دادم موقع خوندن قرآن به آیه ای برخورد کردم که دقیقا جواب این سوال بود و با خوندنش مو برتنم سیخ شد و دوست داشتم این آیه رو با شما به اشتراک بزارم .
و منهم مِّن عهد اللهَ ولئن ءاتئنا من فضله لنصَّدَّقَنَّ و لنکوننَّ من الصلحین . آیه ۷۵ سوره توبه.
از منافقان کسانی هستند که با خدا پیمان بستند ، چنانچه خدا از فضل و احسانش به ما عطا کند ، یقینا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد.
این آیه جواب صریحی برای این سوال هست و جایی برای شک و تردید باقی نمی مونه .
شاد و پیروز باشید .
دوست عزیزم معنیش رو درست متوجه نشدین
میگه منافقان بخداگفتند اگر خداوند به ما مال بده میبخشیم که سرحرف شون نموندن.
سلام دوست همفرکانسی
خوب درسته میگه کسانی که چنین درخواستی رو دارند (به من عطا کن تا بقیه بدهم) اینا ایمان ندارند
اینها منافق اند دور رو هستند .
یعنی نتیجه انفاق و بخشش خودش میشه دریافت بیشتر نعمت ها چون بخشیدن عملیه که از سر ارسال فرکانس ثروت می اید یعنی من ثروتمندم که میبخشم و ارسال فرکانس ثروت خودش ثروت بیشتر میافریند.
سلام به استان عزیزم و دوستان هم فرکانسیم
این دومین کامنت من در این فایل هست نمیدونم اصلا چی شد یه دفعه این صفحه برام باز شد کامنت خودمو دیدم دقیقا 1/5 سال پیش
واییییی خدای من اصلا باورم نمیشه
این همه تغیر این منم این منم که با کار کردن روی خودم زندگی 180 درجه تغییر کرده یادمه اون تایم ک من کامنت قبلیمو گذاشتم شرایطم اصلا مناسب نبود خیلی بدهی داشتم یعنی دقیقا تو در و دیوار بودم
با الانم که مقایسه میکنم خودمو بخدا نمیشناسم خودمو یعنی این همه تغییر این همه دست آورد تو این 1/5 سال
من الان به لطف خدا هیچ بدهی ندارم در امدم نسبت به 1/5 سال پیش 33 برابر شدههههههه
خدایا ازت سپاس گذارم از این ههمه نعمت از اینکه تو مسیر رسیدن هستم الان هدفم درامد 100میلیونی تو ماه هست که مطمئنم خیلی راحت و سریع به دست می اروم چون من لیاقت ثروتمند شدن دارم و با ثروتمند شدنم به جهان کمک میکنم این 100 میلیون واقعا رقم زیادی نیست چون جهان ما پر از فروانی و نعمت ثروت هست
چون تمرمز های ذهنی ام را کم کم شناسایی میکنم و دارم از بین میبرمشون الهی شکر الهی شکر الهی شکر
سلام!
1.باورکمبود:ثروت به اندازه کافی برای همه وجود نداره وبقیه خودشون اگر ازخدا درخواست کنن یا ثروت بخوان نمیتونن بهش برسن خدا بهشون نمیده چون ثروت محدود وکم هست خدایا به من بده که من این پول رو برای اونا خرج کنم چون خودشون اگر بخوان نمیتونن بدست بیارن یابهشون نمیرسه
2.باور لیاقت:من خودم لیاقت ندارم که این پول رو برای خودم خرج کنم وباید این پول برای بقیه خرج بشه نه خودم.اول بقیه بعد خودم
3.باور خوب نبودن پول:پول وثروت پاک وسالم نیست وکثیفه خدایا این پول رو به من بده چون من میخوام استفاده درست ازش بکنم انگار که این کاررو اگر انجام ندم این پول صرف کارهای نه چندان خوب میشه واین خوب نیست ولی مطمئن باش این پول صرف کارهای خوب میشه
4.باور مسئولیت نسبت به بقیه(شرک)من مسئول بقیه هستم.بقیه خودشون نمیتونن کاری انجام بدن این من هستم که زندگی بقیه رو باید سروسامون بدم نسبت بهشون مسئولیت ووظیفه دارم من دلم برای بقیه میسوزه انگار که بقیه خودشون خدا ندارن وخدا فقط خدای من هست ومن میخوام کاری رو که خدا باید مدیریت کنه رو انجام بدم.من مسئول این هستم که کاری رو برای بقیه انجام بدم که بااین کار بقیه رو شادوخوشحال کنم با عوامل بیرونی.بادخالت درکارهایی که مربوط به خدا هست نه من. میخواد تو کارخدا به نوعی دخالت کنه وبه زور باعث خوشحالی کسی بشه .شادی وخوشحالی دردرجه اول با عوامل درونی بوجود میاد نه عوامل بیرونی با هماهنگی هرفرد باخودش ممکنه اگر نیت شادی وخوشحالی بقیه باشه هرچقدرهم من پول خرج کنم افراد مقابلم توجهشون روی ناخواسته هاشون باشه وبازهم به اون حس شادی وزیبای درونی نمیرسن چون هیچکس نمیتونه فرد دیگه ای رو خوشحال کنه یا مسئول زندگیش باشه مسئول زندگی هرکس خودش هست.نه کس دیگه ای.اینطوری ما میخواهیم دستوری وزوری وبه اجبار فرکانس فردیا افراد مقابل رو تغییربدیم واگر این فرد روی فرکانس کمبود یا شکست یا هرموضوع ناخواسته دیگه ای باشه این ثروت وپول هیچ کمکی به فرد مقابل نمیکنه حتی ممکنه براش مشکل ودردسرهم ایجاد کنه.چون افراد مقابل با تضادهایی که بهش برخورد کردن میتونن خواسته های خودشون رو بفهمن وخودشون با خداوند به منبع عظیمتری از ثروت وخوشبختی برسن که خیلی بیشتروعظیمتر از ثروتی هست که ما میدیم بهشون.قدرت فقط دست خود اون فردوخدای خودش هست نه کس دیگه.ما نمیتونیم بااین کارمون باعث خوشبختی شخص یا اشخاصی بشیم. شادی حس درونیه و عوامل بیرونی این موضوع رو تشدید میکنن نه اینکه جایگزین هماهنگی فردی با خودش بشه.این هماهنگی هرکس با خودش با توجه به نکات خوب زندگی خودش بوجود میاد نیازی نیست ماکاری برای اون فرد انجام بدیم وزمانی که بقیه هماهنگ بشن خودبه خود خودشون هدایت وحمایت میشن توسط خداوند. ما میتونیم دستی ازدستان خدا براش باشیم اون افراد میتونن ازطریق من به ثروت یا مواردی که دوست دارن برسن یا ازهرطریق دیگه ای.من تنها دستی نیستم که میتونم این کاررو انجام بدم
5.باورجبران کردن:این درخواست پشتش توقع هست وتوذات خداوند جبران کردن وجود نداره چون هیچکس نمیتونه خوبیهایی که خداوند بهش میکنه رو جبران کنه.یا اصلا میخوام خوبیهای بقیه رو جبران کنم پدرم مادرم که برای من زحمت کشیدن یا هرکس دیگه.این موضوع از نهاد خوب من برنمیخیزه چون من میخوام جبران کنم لطف ومحبت بقیه رو.منشااین محبتها رو ازخدا نمیدونم ومیخوام محبتی رو که خدا به من کرده با عمل خاصی جبران کنم ممکنه چون تعهد دادم این کارازروی اجباروزورباشه صرفا برای اینکه تعهد دادم بخوام انجام بدم واین موضوع منشاش خلا وکمبود هست کاری که ازروی اجبار باشه منشادرستی نداره وباعث میشه فرد ازهماهنگی باخودش دوربشه.اگر این فرد خودش با خودش هماهنگ بشه خودبه خود این کاررو انجام میده ونیازی به تعهد نیست چون اعمالش خداگونه میشه بخشش بی قید وشرط میشه قسمتی ازخودشوثروتش رو نمیبخشه که انتظارداشته باشه این قسمت براش پربشه ممکنه توقع جبران داشته باشه میبخشه چون پرشده ازثروت وعشق ومهرومحبت اینطوری وقتی بخشید دچارخلا وکمبودنمیشه که احساس کمبود بکنه.چون به هماهنگی رسیده خود به خود میبخشه حتی به افرادی که ممکنه نشناسه وتوقع جبران نداره نه ازسمت خدا نه ازسمت افراد مقابل.وقتی میبخشه چون از این کار لذت میبره نه اینکه چون بقیه نیازدارن میبخشه به خاطرخودش به خاطر احساس خوب خودش.به خاطر فراوانی که درزندگیش جاریه.
6.باوربی ایمانی:اگر من به این شخص کمک نکنم یا نباشم این شخص نابود میشه.این افراد به من وابسته هستن واگر من نباشم اونها اتفاقی براشون میفته.خدای من خدای افراد دیگه هم هست اونها هم خدا رودارن.این موضوع میتونه ناشی ازخلاهای ما هم باشه که من هماهنگ نیستم با خودم ومیخوام کاری رو انجام بدم که به واسطه انجام دادنش به احساس خوب برسم.این به نوعی میشه وابستگی وزنجیربودن من باید یه کاری انجام بدم که به احساس خوب برسم نه اینکه چون من احساس خوب دارم این کاررو انجام میدم که به لذت بیشتری برسم واین کارباعث میشه من ازهماهنگی با خودم دوربشم.یه جورایی مثل اینکه کسی برای داشتن احساس خوبش وابسته میشه به شخص دیگه ای اینجا هم برای رسیدن به احساس خوبش وابسته میشه به عمل خاصی واینطوری یعنی خدا رو فراموش کرده ونتونسته اون هماهنگی رو ایجادکنه چون اگرهماهنگی باشه این بخشش خودبه خود انجام میگیره اگر اون فردبخواد.
البته 4و6 همدیگه رو تکمیل میکنن
7.خدا همینطوری بی قید وشرط به من نمیده ومن باید کارخاصی انجام بدم وعمل خاصی انجام بدم که به من بده وگرنه همینطوری به من نمیده.دادن ودوست داشتن خدا با قیدوشرط هست.من اگرروی خدا حساب بازکنم وباورهای درستی داشته باشم به چیزی که میخوام میرسم معامله ای وجودنداره که باید یه کاری انجام بدم که خدا کارخاصی برای من انجام بده.من اگرافکاروباورهای مناسب داشته باشم اینکارانجام میشه چیزی که من باید بدم این هست نه اینکه عمل خاصی درقبالش انجام بدم.چه اینکارروانجام بدم چه ندم به چیزی که میخوام میرسم. انگار که اگه نگه که میخوام کارخیرانجام بدم به چیزی که میخواد نمیرسه.یه جورایی میشه گفت اصل قانون رو میبره زیرسوال که من با افکاروفرکانسهام دارم زندگیم رو خلق میکنم(شرک)
8.شاید نیازبه تایید دیگران داره ومیخواد این کاررو برای پرکردن خلاهای درونیش انجام بده که دیده بشه وبقیه تحسینش کنن ممکنه این کار حالت نمایش رو هم به خودش بگیره اگر اون فرد باخودش هماهنگ نباشه یا اینکه بخواد ثروتش رو نشون بده.البته شاید.
درکل اگر اون شخص باخودش هماهنگ باشه به ثروت میرسه وخودبه خود هم میبخشه وفکرهم نمیکنه اگر اون نباشه بقیه اتفاقی براشون میفته ومهمترین باور هم همون شرک وبی ایمانی هست به نظرم.
فرناز خانوم دیدگاهت خیلی کامل و زیبا بود به مواردی خوبی اشاره کردی دوست عزیزم ممنونم از نظر قشنگ و کاملت بسیار خودمونی و روون هم نوشتی
سلام دوست من این بهترین نظری بود که تا حالا در مورد سوال استاد خوندم مخصوصا مورد 5 خداوند به شما لذت بخشندگی را بچشونه
سلام به استاد عباسمنش عزیز وهمه دوستان هم فرکانسی ام امیدوارم با همراهی وراهنمایی استاد حال همه مون هرروز بهتر وبهتر بشه وثروتمندتر بشیم.به نظر من مانع ذهنی در این نوع درخواست اینه که توجهمون رو گذاشتیم روی فقر نه ثروت روی کمبود دقت کردیم نه فراوانی دوم اینکه ما قبل از دریافت باید ببخشیم از هرآنچه که الان داریم نه اینکه صبر کنیم پولدار بشیم بعد ببخشیم واین بخشش در اصل به خاطر ثروتمند شدن خودمونه نه صرفأ کمک به دیگران وبا این نگرش واین نوع بخشش ما در حین بخشش هم تمرکزمون روی ثروتمندتر شدنه نه فقیر بودنه شخصی که بهش پول رو میدیم
با تشکر از سایت عالی عباسمنش?
سلام به استادعزیزم ودوستان خوبم
2سال که باگروه عباس منش آشنا هستم ولی به صورت مرتب وانجام تمرینات وگوش دادن فایل ها پیش نرفتم ولی ازماه اردیبهشت شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان به پیشرفت مالی داشتیم که همسرم 3جلسه ازفایل های قانون آفرینش وکتاب رویاهای که رویانیست راخریداری وبعدازآن دستیابی عملی به رویاها،واکنون کشف قوانین زندگی ،برمیگردم به زمانی که بااین قوانین آشنا نبودم من وهمسرم خانه پدرشوهر زندگی میکردیم همسرم چنداین بارشغلشاعوض کرد ولی همیشه 8گرو9 بودمنی که درخانه مرفه خانه پدری زندگی کرده بودم خیلی برام سخت بود با فروختن طلا های که دردوران ازدواجم داشتم وگرفتن وام مسکن خانه دارشدم وچندماه بعدازساکن شدن درقصرپادشاهی که باهمسرم به این اسم میشناختیمش پسرم به دنیاآمد ولی ازنطرمالی درشرایط بدی بودیم که حتی پول خریدیک نان رانداشتیم نداشتن شغل درست وحسابی زندگی خیلی سخت شده بود و2 سال بعدازآن دخترم به دنیا آمد ولی همیشه توذهنم به این آروز زندگی میگردم که کی من ثروتمند میشم که بدون قصه پولش هرچیزی که بخوام بخرم هرکجاکه بخوام برم مسافرت ،…..تااینکه سرکوچه خواهرم اینا یه لباس فروشی بود که تمام لباساش 7 تومانی بودهمان ارزانسراها این برمیگرده به 5 سال پیش ،این ایده راگرفتم با 500تومان قرض رفتم ویک سری لباس ازآن مغازه خریدم ویک هفته درخانه تودروهمسایه فروختم وبعدازآن هدایت شدم 2تاکوچه بالاترازخونمون مغازه کرایه کردم ویک سری لباس ازتهران خریداری ومغازه راافتتاح کردم بعدبه صورت اتفاقی همسرم باگروه تحقیقاتی عباس منش آشنا شده وباگرفتن فایل های رایگان پیشرفت مالی داشتم به جای رسیدم که رفتم داخل شهر وباکرایه مغازه قبلی ام که 100تومان بودالان باکرایه 1000000ومغازه بسیا رشیک ولباس های شیک ،وباخریدن ماشین مدل بالا قبلل یه پیکان 62داشتیم که همیشه خراب بودوبرای خریدن اجناس همیشه به مدت یکسال باماشین قرضی به خریدمیرفتیم ولی الان ماسین داریم وپول وخانه ولی آرزوهای زیادی دارم که دورنیست ولی همیشه یه سوال برام مطرح میشد منی که فایل گوش میدم چراثروت به زندگیم سرازیرنمیشه الان باسوال استاد موانع ذهنی که پیداکردم فهمیدم که چرابه ثروت فراوان نمیرسم پس دوستان ماخالق زندگی خودهستیم ،خدایه انسان نیس که دلش بسوزه وبه درخواست ماگوش بده بلکه یه انرژی وبهصورت سیستم عمل میکنه ،واقعایکی ازترمزای من این بودکه خداتوبه من ثروت بده تامن بخشی ازآن رابه بهزیستی میدم ،پس بااین احساس عدم لیاقت راکه مالیاقت ثروت رانداریم ،عدم فراوانی نعمت ،…واین یکی ازسوالهای که ذهنم رامشغول میکردوبرام سوال بودچرافروشم از،60ت تاالان که به روزانه 1000000رسیده وبیشترنمیشه این ترمزهاهستندکه نمیگذاره ثروت وارد زندگیم بشه وهی به خودم میگفتم ببینی چرااین مدل لباس نمیره چرااین مدل به فروش نمیره پس من فهمیدم ماخالق زندگی خودمون هستم باگفتن این جمله این لباس مدلش قشنگ نیس ،پول تودست مردم نیس تمام اینها نقض میشه ،پس امیدوا م همه به کامنتهای که نوشتیم عمل کنیم وازهرلحاظ ثروت ،سلامت ،روابط درحدعالی باشیم ،
به امیدموفقیت دوستان به امیدآنروز که بیام فلوریدا وشماراببینم مرسی
خیلی دوستون دارم شمادستی ازطرف خدابرای هدایت ما هستید
بیشترازیک سال میخواستم دیدگاهم رابنویسم امانمیشدالان به این نتیجه رسیدم که بایددوره تکاملم راطی کنم
سلام
واااای خیلی عالی بوووود شجاعت شما قابل تحسین هست
یاد زندگی ۵ سال پیشم افتادم وااای اون موقع با باورهای محدود کننده ی خودم چقد به خودم و خونواده ام سخت می گذشت ولی منم همیشه گوشه ای از ذهنم یه نور بود که می دونستم به یه طریقی گره زندگیم باز میشه. ۲سال یعدش با استاد از طریق سایتش آشنا شدم بعد اون دیگه پله پله باورهای محدود کننده خودم و همسرم رو یافتیم و ه روز به نتایج خوب رسیدیم و وضعیت زندگیم الان با ۳ سال پیشم زمین تا آسمان عوض شده خدایا شکر خیلی خیلی خوشحالم و از شما دوست عزیزم تشکر می کنم که منو یاد اون دوران انداختین که یک تلنگری شد که از کجا به کجا رسیدم منی که هیچ چی نداشتم زیر صفر بودم و مطمینم این راه من و تمام دوستان که از این دوره ها و فایل های استاد عزیزم استفاده کنند و تمرینهاشو واقعا انجام بدن و بدونن که هیچ راهی غیر ازاین نمی تونه مارو به همه خواسته هامون برسونه نییییست بخدا نیییست بخدااا همه چی دست خودمونه . اصلا یه چی بگم راحتتون کنم باور می کنین اینقد ایده دارم برای ثروت مند شدن بخدا موندم کدومشو شروع کنم واااای خیلی خوشحالم خیلی آزادم اصلا آق بالا سر ندارم هر وقت عشقم میشه صبحا بیدار میشم هر وقت عشقم میکشه شبها می خابم هر وقت اراده کنم میرم مسافرت باور کنید یه انسانهایی در مسیرم قرار می گیرن که برتی من هر روز ثروت میسازن بدون اینکه ازشون بخام. منی که قبلا التماس می کردم به دیگران که توروخدا به من کار بدین من پیشتون کار کنم وااای یادم میاد اشکم میریزه واقعا خداروشکر . خیلی سخت میگرفتم واسه خودم بعدا فهمیدم که من هرچقد التماس دیگران رو می کنم پیش اونها بیشتر بی ارزشتر میشم . خیلی خیلی از شما ممنونم بابت حرفای قشنگتون امیدوارم همیشه شاااااد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام دوست بزرگوار
دیدگاه و روندتون رو تحصین میکنم و چیزی که من تو داستان زندگیتون دیدم شهامت قابل تقدیریه که من یه سری چیز ها رو ازتون یاد گرفتم و برای شما و همسرتون و فرزندتون بهترینهارو از خداوند منان خواهانم
عالیه من نظراتی رو که از زندگی خود نفرات خیلی دوست دارم به نظرم خیلی بیشتر تو ذهن آدم می مونه
واقعا تبریک می گم حتما با پیدا کردن باورهای بیشتر پیشرفت بیشتری خواهی داشت.
روند تکاملت مشخص که داری پیش می ری
با سلام دوست هم فرکانسی عزیز
کار شما قابل تحسینه وخوفه که به الهامات درون گوش دادین منم الان برای شغلم منتظرم که خداوند هدایتهم کنه ، بهترینها برای شما و خانواده گرامیتون
شیرین
سلاام.. اقاى عباس منش خدااا قوووت..
مى خوام برم به اون لحظه که
آخ آخ..
یه لحظه تو کله ام جرقه خورد که کمبود! و باز هم ندیدن نعمت ها در جهان! وقتى اینهمه نعمت تو جهان هست چرا من باید پول دار بشم که به یکى دیگه کمک کنم! ..
بعد گفتم مگه خدا بیکار نشسته من پول دار بشم بعد به فلان ادم کمک بشه!! یه هو داد زدم آخ شرک.. ما چقد قدرتى به جز قدرت خدا رو قبول کردیم تو زندگى مون و به اونها اعتبار مى دیم! چقد! یعنى نیرویى درکمک کردن به فلان ادم نهفته است ک قراره من رو پول دار کنه! ؟
یعنى من اونقدر خودم رو جاى خدا فرض کردم که پاشم برم دست بقیه رو بگیرم که یه موقع از گشنگى نمیرند! ؟
تازه اینطور اگه پول دار بشیم مى دونید تو ذهنمون چه اتفاقى رخ مى ده انگار که خیال خودمون رو راضى کردیم و دیگه نگران نیسسسسسسستیم که مردم بهمون بگن فلانى معلوم نیست از کجا پول اورده!!!
نگاه کنید ؛اینننن ادم خیره و کمک رسان هستش پس پولش رو از راه درستى در اورده.. اینم از سابت کردن خودمون به دیگراان.. دیگه چى از این بهتر که محبوووب جماعت باشیم!!.
عه
عه
یعنى با همین یه جمله دخل خودمونو آوردیم ..
اینهمه قدرت براى این و اون در نظر مى گیریم..
خب بریم پول رو هم از همونا بگیریم!
الله رب السماوات والارض.. خدا فرمانرواو قدرت مطلق آسمان ها و زمین است..
این خدا جهان رو اماده کرده تا ما هر کارى که مى خواهیم بکنیم و به همه مون کمک مى کنه! اونوقت ما نشستیم مى گیم اگه فلان چیزو بهم بدى من فلان کارو مى کنم.
الله صمد..
فلان کار رو مى کنیم که دقیقا چى بشه؟
امان امان از نظر مردم..
ینى ته ته ش خوردم به شرک….
اینکه بابا جان، این خدات رو تو قبول دارى یا نه!؟؟؟ ..
کیف کنید و شرایط دل پسندتون رو خلق کنید که او ما را خالق آفریده است.. خالق زندگى خودمان.. و او به همین سبب شایسته ى ستایش است.. آفریدگار بى همتایمان..
بى همگان به سر شود بى تو به سر نمى شود..
الهی شکر و الهی هزاران بار شکر که اینقدر قشنگ به این فایلها هدایت میشیم.
سلام عرض میکنم خدمت استاد و دوستان عزیزم
بنظرم وقتی ما باور داریم ک خداوند رزق بغیرالحساب میده و رزاقه و بخشندست و مهربانه، پس چرا باید خودمون رو بخاطر باورهای غلط یک نفر دیگر ناراحت کنیم؟؟؟
قطعا هرکسی نتایج اون باورهایی رو دریافت میکنه که سالها و سالها در ذهنش به اونها فکر و تکرار کرده. حالا این باورها خوب و یا بد باشه، هرچقدر که به ذهن اون فرد چسبیده باشه به همون اندازه نتیجه میگیره.
این ک بگیم من اگر به ثروت ویا موقعیت…. برسم، فلان کار را انجام میدم و یا فلان چیز رو برای فلانکس میخرم اصلن درست نیست.
👈مگه ما وقتی دندون خرابی رو درست می کنیم، از خدا میخایم که هروقت دندونمون درست شد، یه دندون سالم رو به ینفر ببخشم؟؟؟ میبینید چقدر این مثال مسخره است.
پس چرا فک میکنم ک تنها دلیل برای ثروتمند شدنه من، بخشیدن اون در زمان بدست آوردنشه؟؟؟
حالا من این باور رو جاش میزارم:
خداوندا به من ثروتی بده تا باهاش تا آخر عمرم در رفاه و آسایش باشم،
ثروتی که باهاش قصرها بسازم و تالارها برپا کنم،
خداوندا ثروتی بده که بتونم از هر خودرویی در جهان یدونشو بخرم و لذت سوارشدن و رانندگی بر باکیفیت ترین، لوکس ترین، سریعترین، ایمنترین و عالی ترین خودرو هارو حس کنم،
خداوندا ثروتی به من بده که بتونم در هر لحظه ک تصمیم گرفتم به هرجای این دنیا سفر کنم و از دیدن مناطق جدید و طبیعت بکر و رسمو رسوماته ملل مختلف و کشف مکان های جدید بسیار لذت ببرم،
خداوندا ثروتی به من بده ک بتونم در بهترین رستورانها، با کیفیت ترین غذاهارو بخورم و لذت مزه های جدید رو بچشم،
خداوندا ثروتی به من بده که باهاش بتونم به جسمم برسم و مواد مفید رو واردش کنم و در بهترین باشگاهها و زیر نظر بهترین مربی ها باشم تا به لطف الله بدن سالمی داشته باشم و میزان انرژی و تواناییم همیشه بالا و بالاتر بره
خداوندا ثروتی به من بده که بتونم شرکت های خودم رو راه اندازی کنم وبه رسالت زندگیم برسم و اون جایی رو که باید رو پرکنم و اون هدفهایی ک دارم رو بهشون برسم
خداوندا ثروتی به من بده که بتونم بهترین و باسوادترین افراد رو که میتونن در کارهام به من کمک کنند و باعث پیشرفتم بشوند رو استخدام کنم تا هم خودم و هم اونها کنارم ثروتمند بشوم
سپاسگذارم
سپاسگذارم
سپاسگذارم
حالا به نظرتون
با این باورهای درست آیا به نیازمندان کمک نکردیم؟؟؟
آیا خونوادمون وقتی به خاستمون برسیم از کنار ما بودن لذت و منفعت نمیبرند؟
آیا مردم رو استخدام نمیکنیم تا در کنار ما حقوق بگیرند و وضعشون خوب بشه؟
آیا وقتی سرمایه گذاری ای در یک منطقه انجام بدیم، افراد اون منطقه ثروتمند نمیشن؟
آیا وقتی یه جنس عالی و با کیفیت میخریم به دهها و صدها و هزاران کارمند و کارگر کمک نمیکنیم تا اونها هم ثروتمند بشوند؟؟
پس دیدین ک ما میتونیم همه چیرو برای خودمون به عالیترین شکلش بخواهیم و به بقیه انسانها هم کمک میکنیم تا اونها هم از کنار ما بودن منفعت ببرند.
مرسی ک کامنتمو خوندین
و بسیار سپاسگذار خداوند هستم ک این ترمزها واین باورهارو به ذهنم رسوند
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
سلام
من برای استفاده از قانون بخشش و اینکه حال خیلی خوبی پیدا میکنم به اعضای درجه یک خانواده ام کمک مالی میکنم. در تجسماتم همیشه وقتی در قله های بالای مالی هستم کمک های بیشتر و بیشتری برای خانواده ام متصور میشم و واقعا حس و حال خیلی خوبی هم به من میده
لطفا راهنمایی بفرمائید آیا باید این باورم رو تغییر بدم؟؟
مدت هاست که به فقرا توجه ای ندارم و کمک مالی نمیکنم و با تمام وجود فرکانس برای ثروتمند شدن می فرستم و هر روز هر روز رو ترمزها کار میکنم و خودم رو سزاوار بهترین چیزها میدونم و اعتقاد دارم نعمت به وفور در اطرافم هست و من خیلی راحت در حال طی کردن تکامل و رسیدن به اون هستم.
فقط سوال شده برام این دیدگاهی که به خانواده درجه یکم دارم آیا ترمز محسوب میشه؟؟؟