شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیر غفاری گفته:
    مدت عضویت: 4146 روز

    سلام

    وقت بخیرو شادی

    درخواست سه مرحله داره

    مرحله اول: از خدا درخواست کنیم

    مرحله دوم:پاسخ خداوند همیشه مثبته

    مرحله سوم: احساس خوبی داشته باشیم به خواستمون میرسیم

    ترمزها ذهنی، باورهای نادرست:

    خدا منو دوست نداره

    ثروت زیاد نیست

    خدا ثروتمندهارو دوست نداره

    وظیفه دولت و پدر مادره که به من ثروت بدن نه خدا

    من زندگی خودمو خلق نمیکنم

    فقیرها خوشبختر هستن

    بدست آوردن پول آسان نیست

    پول مهم نیست

    فرصت برای ثروتمند شدن زیاد نیست

    ثروتمندها آدمهای خوبی نیستن

    فقط از راه نادرست میشه ثروتمند بشی

    ثروتمند بشم مغرور میشم

    فقط از طریق قرعه کشی میشه ثروتمند بشیم

    اگه ثروتمند بشم زندگیم از هم میپاشه

    خدا فقط به خارجی ها ثروت میده ما که ایرانی هستیم

    خدا فقط به اونایی که تحصیلات بالایی دارن ثروت میده

    تلاش فیزیکی داشته باشم خدا ثروت بیشتری میده

    ثروتمند بشم خدارو فراموش میکنم

    اگه یه نفر ثروتمند بشه دیگران نمیتونن ثروتمند بشن

    پول برای من خوشبختی نمیاره

    هرکه بامش بیش برفش بیشتر

    اگه ثروتمند بشم دل کندنم از دنیا راحت نیست

    اگه ثروتمند بشم ولخرج میشم

    اگه ثروتمند بشم دیگران میگن از راه نادرست بدست اوردم

    اگه ثروتمند بشم به فقرا توجهی نمیکنم

    اگه ثروتمند بشم نزدیکانم از من درخواست پول میکنن

    شایسته ثروت نیستم

    انسانیت و معرفت از ثروت بهترن

    اگه ثروتمند بشم چشمم میزنن

    ثروتمند بشم حس خوبی ندارم پول خرج کنم

    ثروتمند بشم دولت از من مالیات میگیره

    اگه ثروتمند بشن ممکنه من یا افراد خانواده منو به خاطر پول بدزدن

    اگه ثروتمند بشم به خاطر پولم با من دوست میشن

    اگه این باورهایی که در بالا بهشون اشاره کردمو داشته باشیم احساس خوبی نخواهیم داشت و در نتیجه به خواسته هامون نمیرسیم.

    در پناه الله یکتا، شاد، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      سیمین منصوری گفته:
      مدت عضویت: 1313 روز

      به نام الله یکتا

      سلام به همه ی عزیزان

      امیر آقای عزیز واقعا ممنونم از شما بابت کامنت زیبا و کامل و کارسازتون ، چه باورهایی رو اشاره کرده بودین که من داشتم و اصلا حواسم بهشون نبود

      من همین حالا فایل توضیحات احساس لیاقت رو دیدم توضیحات تکمیلی رو‌خوندم که استاد عزیز سوالاتی رو پرسیده بودن که واقعااا زد زیر خاکستر انبوهی که در وجودم پرشده بود و روی جواهر ارزشمند احساس لیاقت درونی رو پوشانده بود و حالا هم کامنت شما

      ومن حالا فقط دارم فکر میکنم و از خدا کمک می‌خوام که چه کار کنم ، چون همه ی علت ناکامی‌های من فقط به خاطر باورها و البته احساس عدم لیاقت من هست

      خدا به همه ی ما کمک کنه تا در این مسیر روشن با موفقیت کامل گام برداریم و گندآبهای درونمون رو پیدا کنیم و بالایه روبی به دریاچه ای زیبا و با آبی شیرین و پر نعمت مثل دریاچه ی استاد عزیزتر از جانم در پارادایس زیبا تبدیلش کنیم

      من که خیلی به چالش کشیده شدم و خیلی در حال تمرکزم ،به امید هدایت الله یکتا

      ممنون از استاد عزیز و همه ی دوستان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    Reza Hakimi گفته:
    مدت عضویت: 3069 روز

    با سلام مجدد خدمت استاد گرامی و سایر کابران دوستداشتنی سایت عباسمنش . مطالب قبلی رو با عجله نوشته بودم و الان که قصد دارم ادامشو که کدهای مخرب هست رو توضیح بدم.

    – برای داشتن ثروت باید شانس داشته باشی و ثروت و موفقیت افراد رو به شانس ربط دادن ( من که لیاقت داشتن ثروت رو ندارم مگه اینکه دری به تخته بخوره و شانسی در قرعه کشی بیارم که به ثروت برسم )

    – نداشتن ایمان به خداوند و زیر سوال بردن عدل خدا ، یعنی فکر میکنند خدا دارای احساسات است ، و سعی داریم خدا رو در بن بست احساسی قرار بدیم تا شاید لطفش شامل حال ما بشه.

    – باور مخرب دیگه ای هست بنام باور کمبود ثروت، یعنی هر چی ثروت بوده توسط یک عده خاص جمع شده و دیگه هیچ موقعیتی برای ساخت ثروت نیست .

    با تشکر از استاد محترم و سایر دوستان همراه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
  3. -
    مهسا میهن خواه گفته:
    مدت عضویت: 1953 روز

    سلام عزیزان من قبلا این فایل استاد دیده بودم ولی خوب امروز هدایت شدم دوباره ببینمش با باورهای من و مدار الانم پاسخ میدم

    اول از همه باور عدم لیاقت اینکه خدایا من خودم بخاطر خودم و کارخودم ارزشمند نیست پس بخاطر کار خیری میخوام بکنم بهم اون پول بده

    دوم اینکه جای خدا خودمون میزاریم که یه جایی یه چیز اشتباه است (مثلا فلانی فقیره یا پول نیاز داره) من میام بهش کمک میکنم

    سوم احساس گناه از اینکه من پول داشته باشم یعنی نمیتونم به تنهایی فقط درخواست بگم پول رو ارزشمند و مقدس نمیدونم میام با یه کار خیر بهش بها و ارزش میدم

    چهارم باور عدم فراوانی که نعمت ها و ثروت ها بی نهایته ندارم و با یه درخواست من چیزی از نعمت ها کم نمیشه و فرصت ها و نعمت ها داءم در حال افزایش هستند

    پنجم پول در آوردن سخته به جورایی تو ذهنم سنگینه نمیتونم باور کنم مثل اکسیژن که برای نفس کشیدن من هست پول و ثروت هم هست و کافیه دستمو از روی بینی و دهنم بردارم(مقاومت بردارم پا از روی ترمز بردارم) به طور طبیعی نفس بکشم

    و هزاران شاخه برگ ریز ودرشت از باورهای محدود که همشون از عدم لیاقت، عدم باور به فراوانی و درک سیستمی بودن جهان نشآت میگیرد

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  4. -
    مهتاب خادمی گفته:
    مدت عضویت: 3035 روز

    سلاااااااااااااااااممممممم.واییییبیییی خداوکیلییی دم خدا گرم که وقتی بخواد افراد رو دور یک نفر جمع کنه اینجوررریییییبیی جنع میکنه.خدایی کدوم تبلیغاته که تو دو روز ۱۶۵۶نفرو بهت جذب کنه واقعا الله اکبر و قدرت اول و اخر عالم خداست .استاد دمت گرم خدا قوت با این عمق باوری ساختی و ایمان قوی که داری نوش جونت هرچی بهش رسیدی.و دم تک تک دوستای باحال و بامرام و فرکانس درستم گرم که همتون عشقین.من روز اول اومد نوشتم واسه این مسابقه یک دونه باور ترمزی نوشتم یعنی همون بهم گفته میشد و عدم لیاقت در درونم بود امروز نشستم نوشتم خدایااااااااا ۲۰ تا باور پیدا کردم که هر کدومش واسه یک عمر فقر یک ادم بسه چی برسه به همش و مطمعنم هنوزم ترمزای بیشتری میاد بیرون از تو صندوقچه زنگار زده قفل و کلید شده اجدادیم واقعا از خدا میخوام بهم بگه راه درست کردن این زنگارهارو و استاد شما بهترین دستی بودی از خداوند که در مسیر زندگیم بهش رسیدم.دوستان عشقم عاشقتونم باعشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      علی زارع گفته:
      مدت عضویت: 3264 روز

      سلام خانوم مهتاب عزیز

      مرررسی به این کلام و ایول به این لفظ و لحن دلنشین که ازونجایی که خودمم همینجوریم ، واقعا به دل و ذهنم چسبید …

      و البته یادآوری یکی از فکرهایی که لازمش داشتم

      یه دنیا سپاس از تو که دست خدا شدی

      و هزاران بار خدا رو شکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      فریما مزیدی گفته:
      مدت عضویت: 2995 روز

      سلام خانم مهتاب خادمی ،دوست عزیزم

      چقدر تشبیه فوق العاده ای بکار بردید

      چندبار پیام شما رو خوندم اشتیاق و انگیزه برای حذف و ریشه کن کردن این باورهای مخرب توی پیامتون موج میزنه

      خدا با شماست

      موفق باشید دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    غزل بانو گفته:
    مدت عضویت: 3405 روز

    سلام خدمت استاد گلم و همه دوستان خوبم ???

    خوشحالم و خداروشکر میکنم بخاطر این مسابقه بسیار فوق العاده. این موضوع خیلی باور ریزیه. من چندسال پیش در دوران نوجوانی وقتی داشتم یک کتاب درمورد موفقیت میخوندم بهش برخوردم. نوشته بود که خیلی از ادما فکر میکنند ثروتمند شدن غیر معنویه گناهه خدا دوست نداره و … پس اگر میخواهند ادم خوب و با ایمان و پاکی باشند باید در فقر زندگی کنند در حالی که بسیاری از پیامبران بسیار ثروتمند بودند مثل حضرت داوود یا حضرت سلیمان و … من اون زمان هیچی از قانون نمیدونستم ولی خوندن همین مطلب باعث شد کلی ذهنم روشن تر بشه و طرز نگاهم رو به ثروت عوض کنم. قبل از این اتفاق وقتی دعا میکردم دقیقا همینجوری بودم که خدایا به من پول بده برم خیریه باز کنم یا به بچه های کار کمک کنم یا … تا با این کارهای خیر احساس گناه ناشی از ثروتمند شدن رو از خودم دور کنم. اما بعد از اون دیگه فکر نمیکردم ثروتمند شدن گناهه. البته اون زمان خیلی روی نهادینه کردن این باور جدید کار نکردم فقط تا یه مدت فکرمو مشغول کرد و بعد فراموشش کردم اما الان به شدت دارم باور میسازم که خدا عاشقانه دوست داره من به ثروت برسم و در این راه کمکم میکنه تا با رشد ثروت و درامدم به ایمان قوی تر هم برسم. و اما جواب کامل مسابقه…

    من درمورد این نحوه دعا کردن خودم و قرارداد بستن با خدا چندتا کد مخرب پیدا کردم:

    1. ثروتمند شدن غیر معنوی است و ایمان را از بین میبرد

    انقدر که تو فیلم و سریال ها نشون دادن ادمای ثروتمند افراد خبیث و بدجنس و بدذاتی هستن یا همشون خلافکار و قاچاقچی و دزدن، ناخوداگاه از کودکی در ذهنم این باور ساخته شده بود که اصلا ثروتمند شدن گناهه و اگر میخوای پاک بمونی باید فقیر باشی. انگار ثروت همراه خودش ناپاکی و گناه به زندگی ما میاره و مارو از معنویت دور میکنه ولی فقر باعث پاک شدن ما میشه و روح مارو جلا میده و … به همین خاطر خیلی از افراد از یه طرف دلشون میخواد در رفاه باشن از یه طرف فکر میکنند ثروت باعث آلوده شدن به گناه میشه پس میگن خدایا ثروت بده که ما نیکوکار بشیم و بریم به بقیه کمک کنیم یعنی میخوان با این روش داشتن ثروت رو در ذهن خودشون کار خوبی جلوه بدن و بگن من اگر ثروتمند هم بشم میرم میبخشم که یه وقت مثل بقیه ادمای ثروتمند گناهکار و خلافکار نشم. یه جورایی دنبال قانع کردن خودشون یا خدای خودشون هستن که من ثروت رو برای کارای بد نمیخوام تو ثروت بده خیالت راحت من میرم کار خیر میکنم نه اینکه برم سراغ خلاف و مشروب و … انگار به خدا ضمانت میدم که این ثروت رو در راه خوب استفاده میکنم نه راه بد.

    چقدر این جمله رو شنیدیم که پول زیاد ادم رو خراب میکنه. منم انقدر اینو بهم گفته بودن و نمونه هاش رو بهم نشون داده بودن که واقعا باورم شده بود. هی میگفتن فلانی رو دیدی انقدر پولداره، رفته معتاد شده یا بچش معتاد شده یا به همسرش خیانت کرده هر روز با یه نفره و … برای همین ثروتمند شدن تو ذهنم کاملا غیرمعنوی بود و یکی از راه هایی که باعث میشد ثروت رو معنوی ببینم این بود که هدف بگذارم که اگر ثروتمند شدم در راه امور خیریه صرفش کنم.

    2.ثروتمند شدن مرا از خدا دور میکند و پول پرست و دنیا پرست میشوم

    با اینکه انقدر رو خودم کار کردم ولی همین الانم من وقتی دارم دعا میکنم و در بین دعاهام ثروت به ذهنم میرسه یهو یه نجوایی میگه همین الان نشستی پای دعا کردن هنوز دو دیقه نشده میخوای تو اولین خواسته هات بگی خدایا پول بده؟ ببین چقدر پول پرست و دنیاپرستی چقد دنبال مادیاتی!!! حداقل اول درمورد سلامتیت دعا کن یا برای بقیه دعای خیر کن بعد پول بخواه!

    این نجواهای ذهنم از همین باور مخرب میاد که پول انسان رو بی ایمان و ناپاک میکنه اگر سلامتی و ارامش بخوای عیب نداره اونا تورو از خدا دور نمیکنه ولی پول خواستن نشون میده که تو کلا دنبال معنویت نیستی فقط دنبال پولی و چسبیدی به این دنیا. خدا هم میگه این بنده من خیلی پول پرست شده اول بسم الله گفت خدایا پول بده. ولی اگر بگم خدایا پول بده که برم ببخشم نشون میدم که نیتم خیره و ادم پول پرستی نیستم.

    اگر هم اون ثروت بخواد منو از خدا دور کنه یا ایمانم رو ضعیف کنه با بخشیدن به فقیران کاری میکنم که به خدا نزدیک بمونم و خدا عاشقم بمونه و ازم راضی باشه و ایمانم رو محکم حفظ کنم.

    یکی دیگه از عواملی هم که باعث شده بود این باور داشته باشم این بود که میگفتن درویش ها و عارفانی که خیلی به خدا نزدیکن و به درجات بالای الهیات رسیدن بخاطر این بود که از این دنیا بریدن و در فقر زندگی کردن و همین روش باعث شد بجای اینکه چشمشون دنبال پول باشه دنبال این بودن که به مقامات بالای عرفانی برسن و تونستن کارهای بزرگی انجام بدن. در حالی که نمیگفتن خیلی از این ادمایی که الان به این درجه عرفان و خداشناسی رسیدن قبلش چقدر ثروتمند بودن و انقدر از ثروت سیر شدن که الان دنبال یک پله بالاتر تکامل هستن. وگرنه ادمی که گشنه باشه مگه خدا سرش میشه؟ به قول حضرت علی وقتی فقر از یک در میاد تو، ایمان از در دیگه بیرون میره پس به خدا هم که بخوای برسی باید اول ثروتمند باشی.

    بنابراین ثروت میتونه باعث خوشبختی من بشه و ایمان و اگاهی من رو بیشتر میکنه و صدالبته من رو به خدا نزدیک تر و نزدش محبوب تر میکنه. اگر ثروتمند بشم هم میتونم ادم بسیار خوب و بامعرفت و با ایمان و درستکاری باشم لازم نیس از الان به خدا تعهد بدم که اگه به ثروت رسیدم بی ایمان نمیشم و ثروتم رو صرف امور خیریه میکنم.

    3. ناعادلانه بودن زندگی

    من خودم قبلا فکر میکردم در این جهان عدالتی وجود نداره. یعنی یه عده خاصی همه ثروت هارو انباشته کردن و به بقیه ادمها چیزی نرسیده پس راه حل اینه که ثروتمندان به افراد فقیر ببخشند تا عدالت در جهان برقرار بشه. دقیقا همون طرز فکر کمونیستی یا چیزی که تو کارتون رابین هود نشون میداد و به ما القا میکرد که باید به زور از ثروتمندان خبیث و بدذات گرفت و داد به افراد فقیر تا همه در رفاه باشند. برای همین یکی از اهدافمم از ثروتمند شدن این بود که برم به ادمایی که بخاطر بی عدالتی مورد ظلم واقع شدن و بدبخت بیچاره هستن کمک کنم و از فلاکت نجاتشون بدم تا عدالت برپا بشه.

    ولی خب وقتی که قانون رو فهمیدم متوجه شدم که خداوند بسیاااااار عادل است و هیچ نیازی به این کارها نیست این قانون به قدری دقیق و عادلانه و درسته که هیچ خطایی نداره و دقیقا به هرکسی فرکانس های خودش رو برمیگردونه. اگه یک نفر فقیره معنیش این نیست که عده ای ثروتهارو برداشتن و این ادم بی نصیب مونده بلکه معنیش اینه که ذهن ثروتمندی نداره.

    4. همه افراد بطور یکسان شانس ثروتمند شدن ندارند

    در گذشته که قانون رو نمیدونستم و باور داشتم افرادی که ثروتمند میشن استعداد یا توانایی خاصی دارن یا اینکه شرایط خوبی داشتن یا اینکه سرمایه اولیه داشتن و تونستن کسب و کار راه بندازن و … یعنی عوامل خارجی رو در موفقیت انها موثر میدونستم و فکر میکردم که این امکان برای همه وجود نداره و یک سری دیگه از افراد که این امکانات و شرایط براشون فراهم نیست نمیتونن پولدار بشن. مثلا کسی که اتیوپی زندگی میکنه یا اونی که تو محله زاغه نشین هند بدنیا اومده هرگزززززز نمیتونه به ثروت و خوشبختی برسه.

    بنابراین چون ادمای فقیر خودشون نمیتونند ثروتمند بشن، پس افرادی که تونستن و شرایطشو داشتن و به پول رسیدن باید برن به این عده کمک کنند. منم اگر ثروتمند شدم میرم به فقرا میبخشم و حالا که خوشون نتونستن موفق باشن ماها که تونستیم باید جبران کنیم. در دعاهام از سر دلسوزی و ترحم همیشه این ادمای بدبختی که بخاطر جبر زندگی و شرایط نتونسته بودن به جایی برسن در نظرم بودن و میگفتم خدایا من ثروتمند شدم حتما به اینا کمک میکنم.

    همین واژه مناطق محروم به من میگفت که بله انها در مناطق محروم و دور و داغونی هستن که به هیچی دسترسی ندارن شرایط یکسانی با ما ندارن و کلا از خوشبختی و ثروت هم محروم شدن. به قول استاد جبر جغرافیایی باعث شده که اون افراد فقیر باشند.

    این طرز تفکر یجورایی نشونه شرک هم هست چون تو زندگی روی هر عاملی بجز خدا حساب باز کنی نشونه شرکه. با این باورها در واقع من قدرت خدارو زیر سوال میبرم و قدرت رو در دست ادمای ثروتمند میبینم و از انها توقع دارم که زندگی فقرا رو عوض کنند. بجای اینکه باور کنم خدا قدرت اینو داره که به هرکسی هر چیزی میخواد ببخشه، چشم امیدم به ادماست و فکر میکردم خودمم وقتی ثروتمند شدم باید برم کمک کنم به فقرا و وضعیت زندگیشون رو بهبود بدم.

    ولی الان خیلی متفاوت از قبل فکر میکنم. الان باور کردم که هر کسی کاملا کنترل زندگیش در دست خودشه فرقی نداره چند سالشه، تو چه خانواده ای یا چه کشوری بدنیا اومده، چه تحصیلاتی داره و … هیچ کدوم از این عوامل در موفقیت انسان دخیل نیست. تنها عاملی موثره باورهاشه. اگر باورهای درستی داشته باشه و در فرکانس درستی قرار بگیره قطعا به هرچی که بخواد میرسه. الان میدونم که همه افراد در هرکجای جهان که هستن به یک اندازه به ثروت دسترسی دارند فقط مساله اینه که ایا کدهای هماهنگی با خواسته هاشون نوشتن؟ آیا ترمزهارو برداشتن؟ آیا توحیدی هستن و روی خدا حساب باز میکنن یا روی مردم و رییس و دولت و …؟

    بنابراین دیگه برای کسی دلسوزی نمیکنم و میدونم هرکسی که بخواد میتونه و تواناییش رو داره که به ثروت و موفقیت دست پیدا کنه.

    5.خداوند موجودی احساسی است

    من در گذشته خدارو موجودی بسیار احساسی تصور میکردم و خیلی وقتا میخواستم با عجز و التماس یا حرفای قشنگ راضیش کنم که خواسته ام رو به من بده و در ضمن فکر میکردم خدا باید بخواد من به چیزی برسم یا نرسم و اگر خدا بخواد اون خواسته محقق میشه. پس سعی میکردم خدارو راضی کنم که امکان ثروتمند شدن رو برای من فراهم کنه و یکی از راه های راضی کردنش این بود که بگم اگه من ثروتمند بشم این ثروت رو در راه خیر و کمک به ادمای فقیر و مناطق محروم استفاده میکنم. بعد خدا که میبینه من انقدر نیتم پاکه و انقدر ادم مهربون و خوبی هستم حتما به من ثروت میده و کاری میکنه که من ثروتمند بشم.

    اصن همین جمله “خدایا به من پول بده” نشون میده که از خدا توقع دارم که برای من بخواد و یه جوری بهم بده یعنی خدا مثل فرمانروا نشسته بر یک تخت باشکوه و پر زرق و برق (به قول استاد قیصر امین پور) حالا من رفتم جلوی این فرمانروا، زانو زدم و میگم ای پادشاه به من پول بده تا برم به مردم کمک کنم اونم راضی بشه و دستور بده از خزانه اش به من پول بدن.

    اون موقع خبر نداشتم که این خدا فقط یه سیستمه با قانونی کاملا ثابت. من باید خواسته هام رو مشخص کنم، کد بنویسم، باور بسازم، توحیدی باشم، به خواسته ام نچسبم تا اون موقع این سیستم به من جواب درست بده. اون موقع نمیدونستم که خدا هر چیزی رو برای من میخواد که خودم برای خودم بخوام. و خداروشکررررررررر که الان میدونم و بجای اینکه دنبال راضی کردن خدا باشم دنبال با ایمان بودن و ساختن باورهای قدرتمندم هستم.

    6. دور شدن بلا و بدبختی

    همین الانم خیلی از افراد میرن صدقه میدن که خدا بلاهارو ازشون دور کنه و کاری کنه اگر مریضی و بدبختی و ورشکستگی و دزدی و … در طالع اون روزشون نوشته شده اتفاق نیفته و خدا جلوی رخ دادن این بلایارو بگیره. یکی از دلایلی هم که باعث میشه این دعارو بکنیم همینه یعنی اگر من ثروتمند شدم و یک سری بلاها منتظرم بودن با این روش خودم رو از شرشون حفظ کنم و خدا منو در امان نگه داره. خیلیا باور دارن که وقتی ثروتمند بشن دردسرشون بیشتر میشه خطرهای بزرگی در کمینشونه، مردم بیشتر چشمشون میزنن پس میخوان بخشی از این ثروت رو صدقه بدن که این بلاها ازشون دور بشه.

    در حالی که هرچی اتفاق میفته بخاطر فرکانس های خودمونه هیچ بلایی وجود نداره و همه چی بدست خودمون در سرنوشتمون نوشته میشه. هیچ تقدیری از قبل مشخص نشده که فلانی در فلان روز مریض بشه یا بچش بمیره یا ورشکست بشه که حالا بخوام با این صدقه دادن اون بلایا از من دور بشه. اگرم هم بلایی سر ادم میاد تقصیر خودش و باورهای مخربشه و مسئولیت کامل این اتفاق بر گردن خودشه نه سرنوشت و تقدیر.

    7. منیت داشتن

    یجورایی “منیت” هم در این طرز فکر هست که: من باید کمک کنم من باید کار خیر کنم من باید برای انها خونه بسازم بیمارستان بسازم و … خدا که کاره ای نیست من ثروتمند شدم باید برم به افراد بدبختی که در فقر زندگی میکنند کمک برسونم. مثلا فکر میکردم اون بچه ای که تو دهاتهای دورافتاده لب مرزی زندگی میکنه و مدرسه نداره و … من برم براش مدرسه بسازم که باسواد بشه و مسیر زندگیش تغییر کنه در صورتی که چه من باشم چه نباشم چه این کارو انجام بدم چه ندم به هرحال اون بچه اگر خودش واقعا بخواد میتونه زندگیش رو عوض کنه مثل خیلی از افرادی که از نداری و فقر به بزرگترین موفقیت ها رسیدن. از والت دیزنی و اپرا وینفری گرفته تا اقای عسگراولادی

    این طرز فکرم باز بخاطر عدم درک قانونه اگر قانون رو درست بفهمم میدونم که لازم نیس من کاری کنم خدا خودش همه کارارو انجام میده و قدرت انجام همه چی رو داره اگر هم من کاری انجام بدم در واقع دستی از جانب خدا در این جهان هستم که باعث رشد و گسترش جهان میشم نه اینکه اعتبارش رو به خودم بدم و بگم من میرم فلان کارو میکنم من میرم فلان کمک رو میرسونم من میرم اونارو نجات میدم.

    البته اینها معنیش این نیست که الان دیگه هرچی پول دربیارم فقط خرج خودم میکنم و به هیچکس کمک نمیکنم. معنیش اینه که معنای درست بخشش رو فهمیدم. الان به این خاطر میبخشم که وقتی به کسی مهربونی میکنم خودم احساس خوبی میگیرم حالم خوب میشه وقتی برق خوشحالی رو در چشمای اون ادم میبینم خودم به وجد میام و از درون به ارامش و شادی میرسم نه به این خاطر که این پول منو از خدا دور کرده و ایمانم رو ضعیف کرده حالا اینجوری جبرانش میکنم و به خدا نزدیک میشم یا اینکه میخوام عدالت رو برقرار کنم یا اینکه بلا ازم دور بشه و … هدف از بخشیدن اینه که ثروت رو جاری کنم چون میدونم پول اگر راکد بمونه میگنده باید در جریان باشه تا این حرکت بهش برکت بده و پول بیشتری بیاره.

    واقعا هر روز خدارو شکر میکنم که اینارو فهمیدم و به این اگاهی ها رسیدم. البته نه اینکه به کمال رسیدم و هیچ باور مخربی در این مورد ندارم هنوزم نجواها و باورهای مخرب هست ولی خب نسبت به گذشته واقعا خیلی بهتر این جهان رو درک میکنم و خدارو شناختم. یعنی وقتی خودم رو با ادم دو سال پیش مقایسه میکنم و طرز فکرهای گذشته ام رو بیاد میارم میفهمم چقدر این تغییرت عظیم بوده. یعنی هر روز به خودم میگم بزرگترین نعمت این بود که من هدایت شدم به این مسیر و فهمیدم خوم کی هستم خدا کیه این جهان چیه. قبلا فقط هرسال سنم بالاتر میرفت و بزرگتر میشدم ولی الان از درون دارم بزرگ میشم. چقدر این مسیر خوبـــــــــه خدایا شکرت بخاطر استاد عباسمنش بخاطر ادم فوق العاده ای که منو با این استاد اشنا کرد و بخاطر همه شما دوستان عزیزم

    دوره درک قوانین خیلی کمک کرد که بتونم واقعا قانون رو خیلی بهتر متوجه بشم. خیلی از سوءتفاهم هایی که داشتم برطرف شد. بجای اینکه با زور بیشتری پام روی گاز فشار بدم، دنبال پیدا کردن ترمزها هستم. همین چند وقت پیش یک کد خیلی ریز پیدا کردم که باعث شده بود از خرج کردن بترسم اینکه: اگر الان خرج کنم ممکنه دیگه این پول جایگزین نشه و من بی پول بمونم پس نگه دارم برای خرج های واجب. همین ترمز باعث شده بود خیلی جاها قید خریدن چیزهایی که دوست دارم بزنم و بترسم که درامدم کم باشه و این ماه نتونم خوب پول دربیارم و در نتیجه کمبود بیشتری به زندگیم دعوت کنم. یه وقتایی انقدر باور مخربها زیاد میشن نمیدونم اول کدومو عوض کنم؟ )))) ولی میدونم که قدرت من و باورهای قدرتمندم هزاران بار بیشتر از این باورهای مخربه پس هیچ نگرانی به دلم راه نمیدم.

    خلاصه که تو مسیر بی نظیری هستیم خداروشکر???

    من برم کامنتهای بقیه دوستان بخونم و کلی چیز یاد بگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      غزل بانو گفته:
      مدت عضویت: 3405 روز

      من فراموش کردم باورهای منطقی جایگزینی که باید جای این باورها بسازیم بنویسم و اینجا انهارو بیان میکنم:

      باور منطقی جایگزین برای کد مخرب 1- ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهان است چون پیامبران و امامان بسیاری ثروتمند بودند و با وجود این ثروت بسیار نزد خدا مقرب و با ایمان بودند مثل حضرت داوود، حضرت سلیمان، امام علی، امام حسن و امام صادق و … پس میشه هم سالم و صالح بود و هم ثروتمند. ثروت و معنویت هیچ تضادی باهم ندارن میتونند در کنارهم باشند

      اگر بخواهیم به ثروت پایدار برسیم باید از راه حلال و با باورهای توحیدی و ایمان ثروتمند بشیم و وقتی که از این مسیر درست به ثروت برسی صددرصد با نتیجه گرفتن ایمانت نسبت یه خدا خیلی قوی تر میشه و مطمئن میشی که خداوند تنها قدرت حاکم بر جهانه

      باور منطقی جایگزین برای کد مخرب 2- من هرچقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوب تر میشم

      من خلیفه خداوند بر روی زمین هستم. اگر کسی برای خودش نماینده انتخاب میکنه انتظار داره که اون فرد به بهترین نحو ممکن عمل کنه خدا هم دقیقا از من همچیم انتظاری داره. پس باید در خوشبختی و ثروت و رفاه زندگی کنم و بهترین زندگی رو برای خودم بسازم که نماینده خوب و شایسته ای باشم و خدا بهم افتخار کنه

      باور منطقی جایگزین برای کد مخرب 3- خدای من خدای بقیه ادما هم هست و همانطور که در قران گفته شده خداوند کاملا عادل است پس اگر خدا به من ثروت و نعمت میبخشه به دیگران هم میبخشه این سیستم در برابر همه بطور یکسان عمل میکنه و انسان از هر نژاد و قوم و ملیتی باشه با هر سن و تحصیلات و خانواده ای، ثروتمند شدنش فقط به خودش و باورهاش بستگی داره

      در قران هم به عدالت خداود اشاره شده که ثابت میکنه این جهان بر پایه عدل و داد الهی است

      “شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِکَهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ” (آل عمران 18) خدا گواهى مى‏دهد که جز او هیچ معبودى نیست، فرشتگان و صاحبان علم نیز (بر این حقیقت) گواه هستند که (کارهاى خدا همه) بر عدل و داد استوار است و جز خداى عزیز و حکیم، هیچ معبودى نیست

      “إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّهٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَهً یُضاعِفْها وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیما” (نساء 40) در حقیقت، خدا به مقدار ذرّه‏اى ستم نمى‏کند (تمام رفتارهایش بر اساس عدل است) و اگر [آن ذرّه، کارِ] نیکى باشد دو چندانش مى‏کند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى‏بخشد.

      باور منطقی جایگزین برای کد مخرب 4- انسان های بسیاری بودند که از اوج فقر و نداری به زندگی های شاهانه رسیدن مثل جان کوم موسس واتساپ، جک ما موسس علی بابا، الیزابت هولمز، کمپراد موسس ایکیا، شولتز موسس استارباکس، شهیدخان (اهل پاکستان)، هال بری (بازیگر مشهوری که بی خانمان بوده) و … تمام این الگوها ثابت میکنه شانس ثروتمند شدن برای همه افراد بطور یکسان وجود داره

      باور منطقی جایگزین برای کد مخرب 5- خداوند یک سیستم است و هر لحظه به فرکانس های ما پاسخ میدهد که این مطلب در ایه های زیادی از قران بیان شده و چندین بار تکرار شده انسان هرچه بدست میاره بما قدمت ایدیهم یا بما کسبت ایدیهم هست یعنی به واسطه انچه از پیش فرستاده (فرکانس ها) زندگی خودش رو خلق میکنه

      ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ (عمران 182)

      این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید، و خدا هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد

      وَلَوْلَا أَنْ تُصِیبَهُمْ مُصِیبَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَیَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (قصص 47)

      و تا اگر بلا و عذابی به موجب کردار زشت خودشان به آنها رسید نگویند: پروردگارا، چرا برای ما رسولی نفرستادی تا آیات تو را پیروی کنیم و از اهل ایمان شویم؟

      وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ (شوری 30)

      و آنچه از رنج و مصائب به شما می‌رسد همه از دست (اعمال زشت) خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می‌کند

      تمام این ایات اثبات میکنه که خودمون اتفاقات زندگیمون رو رقم میزنیم و هر کدی که مینویسیم و هر فرکانسی که میفرستیم نتیجه اش رو میگیریم پس من نباید دنبال راضی کرد خدا باشم باید فرکانس های درست بفرستم تا خواسته ام محقق بشه

      باور منطقی جایگزین برای کد مخرب 6- سرنوشت ما به دست خودمون مشخص میشه و خداوند فقط انرژی هست که به ما جواب میده و فرکانس های خودمون رو به خودمون برمیگرده خدا نه برای ما خوبی میخواد نه بدی بلکه همون چیزی رو بهمون میده که خودمون طلب کردیم و فرکانسش رو فرستادیم و طبق همون ایات بما قدمت ایدیهم و بما کسبت ایدیهم این سیستم ثابت و بدون ذره ای خطا داره کار میکنه. چه خیر و خوشی بهمون برسه چه بدی و بدبختی ناشی از فرکانس خودمون بوده اگر من در فرکانس مریضی باشم صدقه دادن اون مریضی رو از من دور نمیکنه باید باورهام رو تغییر بدم که به سلامتی برسم.

      باور منطقی جایگزین برای کد مخرب 7- خدایی که این جهان رو انقدر دقیق و منظم و چیپیده خلق کرده خدایی که این سیستم عادلانه رو برقرار کرده خدایی که تمام موجودات رو خلق کرده و بهشون روزی میرسونه خدایی که همیشه حی و حاضره و همه چی رو میبینه و میشنوه خدایی که هر لحظه مارو اجابت میکنه خدایی که هیچ حد و مرزی برای قدرتش نمیشه تصور کرد، پس توانایی این رو داره که خواسته همه انسانهارو بهشون بده و من در برابر این فرمانروا و قدرت مطلق هیچی نیستم. خودش میدونه چطوری هدایت کنه چطوری خواسته هارو براوده کنه و از پس همه کارها برمیاد و میتونه هر کسی رو از عرض به فرش برسونه. پس من بجای اینکه دنبال خوشبخت کردن دیگران باشم دنبال خوشبخت کردن خودم هستم و با همین روش و انجام همین کار میتونم جهان رو گسترش بدم و به همه خیر برسونم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
      • -
        طیبه مرادی گفته:
        مدت عضویت: 3317 روز

        بنام خدای ثروتمند

        سلام خانم بهره دار عزیزم کامنت ونظراتتون وشناساییی باورهای مخرب عالی و باورهای جایگزین قویتر هم عالیتر

        سپاسگزارم که به پخش اگاهی ها در مسیر زیبای هدایت شده هممون کمک میکنید….

        ددر پناه الله یگانه شاااد سالم و خوشبخت والبته در همه لحظات زندگی تون با باورهای قوی ثروت افرین باشید ???

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          غزل بانو گفته:
          مدت عضویت: 3405 روز

          سلام دوست نازنینم

          متشکرم از تعریف و تمجید شما خانم مرادی عزیز. خدارو سپاسگزارم بخاطر وجود دوستان خوب و مهربانی چون شما

          من هم برای شما ارزوی زندگی سرشار از عشق و ارامش و ثروت و خوشبختی و سلامتی دارم همراه با قلبی مطمئن به لطف و مرحمت خدای یکتا

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سید کاظم فلاح گفته:
      مدت عضویت: 3633 روز

      عزیزم واقعا از خوندن متن روون و لذت بخشت لذت بردم

      پروردگار بزرگ رو شکر میکنم که از طریق تو عشق رو وارد زندگی من کرد

      ترمزهای خــیلی خوبی رو شناسایی کردی . همونجوری که بهت گفتم مورد 2 خـــیلی باحال بود و منم داشتمش

      این جملت فوق العاده بود و بارها از روش خوندم : “””” من باید خواسته هام رو مشخص کنم، کد بنویسم، باور بسازم، توحیدی باشم، به خواسته ام نچسبم “””””

      یه روند فوق العاده برای تحقق خواسته ها که باید حفظش کنیم.

      ازت ممنونم که این آگاهی های خالص رو با این کلام شیوا با همه دوستان به اشتراک گذاشتی.

      و افتخاری بود آشنایی با تو و منم هیچ کاری نکردم برای آشنایی تو با این سایت . همه کارارو خودت کردی . Love u

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          لیلا طهماسبی گفته:
          مدت عضویت: 3507 روز

          سلام دوستان نازنین.. غزل جان و آقای فلاح .. دیدن اینکه شما هر دو به قوانین آگاهین و عشق و رابطه ی زیباتون.. واقعا باور منو قویتر کرد که بله میشه دو طرف اینجور هم مدار و هم مسیر باشن.. ممنون که اینجا یه کوچولو عشق و رابطه زیباتونو ابراز کردین. انشالله خداوند هر روز بیشتر شما رو غرق در عشق خودش بکنه.. سپاس.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سحر عامری گفته:
    مدت عضویت: 3431 روز

    سلام برهمه ی دوستان واستاد بینظیرم. بنظر من ترمز مخفی که در بخشیدن ثروت هست اینه که ثروت ناپاک است وبابخشیدن. بقیه اش پاک میشود. اگر کسی درمدار فقر باشه نه تنها من نمیتونم کمکی بهش بکنم بلکه با این شرط بندی خودم هم در مدار فقر قرار میگیرم این فکر که خدایااگر به من ثروت بدی من هم به دیگران کمک میکنم. این فکر دزد ثروت هست. یاد مثال استاد افتادم که از دوستشون تعریف کردند که دوستشون به همکلاسی قدیمی شون ترحم کردند واوردنش تو مغازه. وقتی خودشون برای کاری رفتند کیش دوستشون مغازه را خالی کرده بود دراین که خدایا اگر به من ثروت بدی من هم به دیگران کمک میکنم چند باور غلط وجوددارد. 1باور کمبود که برای همه ثروت نیست. 2باور عدم لیاقت. که من لیاقت این که ازتمام ثروتم استفاده کنم ندارم. 3 نا توانی خداوند. که خود خدا نمیتونه بهشون بده باید به من بده تا به دیگران کمک کنم. 4. تمرکز به فقر. 5 توجه به ناخواسته ها. 6می خواهیم میانبر بزنیم وزود به ثروت برسیم ودوره ی تکامل را طی نکنیم. 7 یعنی بطور طبیعی نمیتونیم ثروتمند بشیم. اگر من انسان بخشنده ای باشم وقتی ثروتمند شوم خود بخود میبخشم نیازی نیست که به خدا بگویم به من ثروت بده تا ببخشم. استاد جان ممنون که کامنتم را خوندید سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  7. -
    مهدی بابایی گفته:
    مدت عضویت: 2702 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیزم.

    به نظر من یکی از اصلی ترین ترمزهای این درخواست این است که ما در ناخودآگاهمان پول و ثروت را معنوی و درست نمی دانیم و فکر میکنیم که داریم از خداوند درخواست بدی می کنیم،چون پول و ثروت در ذهن ما یک چیز بد و غیر معنوی و کثیف است و ما چون در خودآگاهمان این چیز کثیف را می خواهیم و احساس نیاز به داریم، آن را آگاهانه از خدا می خواهیم و چون در ناخودآگاهمان پول و ثروت چیز بدی است، پس با این قول و قراری که با خداوند می بندیم در اصل می خواهیم که از یک چیز بد و غیر معنوی یک استفاده خوب و معنوی داشته باشیم و به این صورت می خواهیم ناخودآگاهمان را قانع کنیم که ما داریم یک کار خوب انجام می دهیم و نیتمان درست و صحیح است و صدای ذهنمان را خاموش کنیم و به خداوند نیز می گوییم که نیتمان خیر است و این خودش یک تضاد را در ذهنمان ایجاد می کند که ما چطور می توانیم از یک چیز بد یک استفاده خوب بکنیم؟

    و البته که با این باورهای متضاد اصلا خواسته ما براورده نمی شود.

    و اصلا این نوع درخواست با قوانین جهان تضاد دارد و در جهانی که به فرکانس ها و باورهای بنیادین ما درباره هر موضوع پاسخ می دهد نه به درخواستهای آگاهانه ما، اصلا اهمیتی ندارد که ما چه نیتی را آگاهانه داشته باشیم، بلکه باید باورهایمان را درباره آن موضوع درست کنیم و با باورهای درست پول و ثروت بخواهیم.

    و البته دوستان درباره باورهای دیگری مانند عدم لیاقت و توجه به فقر و ناخواسته ها و شرک و عدم قدرت خداوند در براورده کردن خواسته ها گفته اند که من از تکرار آنها خوددداری می کنم.

    ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  8. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2304 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانواده صمیمی ام🔶

    میخواستم درباره‌ این سوال که استاد مطرح کردن، نظرمو بیان کنم. ان شاء الله که مفید باشه.

    من از کسایی بودم که تا همین یکی، دو روز پیش وقتی از خدا ثروت و استقلال مالی میخواستم، دلیل این خواسته‌ام رو کمک به مردم، خرید هدیه برای پدر و مادرم و انجام کارهای عام المنفعه ذکر میکردم.

    نظرات دوستان رو مطالعه کردم، البته نه همه نظرات رو. دوستان نکات خوبی رو مطرح کردند. نظر من اینه که اگر ما از خدا ثروت بخوایم تا با اون ثروت به بقیه انسانها و مردم کمک کنیم، مثل این میمونه که من خودم رو لایق ثروت نمیدونم و با این کار میخوایم برای خودمون مشروعیت ایجاد کنیم. یعنی اگه پول برای خودم باشه برای رفاه من باشه که غلطه یا من لیاقت ثروت رو ندارم، پس میام و اینطور خواسته‌ام رو به خدا مطرح میکنم.

    ✨دوستان نباید فکر کرد که کمک کردن به دیگران اشتباه است. من به این موضوع فکر کردم و به دنبال راهی بودم که بشه به دیگران کمک کرد و از نظر من راهش اینه که اول خودمون به ثروت، سلامتی یا هر موفقیتی که مورد نظرمون هست برسیم و بعد در راستای قانون، تاکید می‌کنم در راستای قانون الهی به دیگران کمک کنیم. حرکت در راستای قانون یعنی اینکه بپذیریم که هیچ تاثیری روی زندگی دیگران نداریم، مگر اینکه خودشون از ما درخواست کنن، بخوان که تغییر کنن و در مدار صحیح باشن. درنتیجه باید یاد بگیریم دلسوزی هم برای هیچ کس نکنیم. دلسوزی کردن یعنی اینکه بخوای در روند تکامل افراد تغییر ایجاد کنی، مثل این میمونه که یه کرم ابریشم رو ببینی که به هر سختی باشه میخواد از پیله اش بیاد بیرون و شما بخوای این روند رو سرعت ببخشی و کمک کنی پروانه زودتر از پیله بیرون بیاد، خب مشخصه که دیگه نمیتونه پرواز کنه، چون تکامل اون کرم درست طی نمیشه.

    در خصوص اینکه با دیدن نمادهای فقر دلسوزی برای کسی نکنیم، به یاد داستان حضرت سلیمان و اون پیرمرد هیزم شکن افتادم:

    روزی حضرت سلیمان پیرمرد هیزم شکن رو میبینه که با چه سختی داره کار میکنه، دلش به حال پیرمرد میسوزه و میره احوالش رو جویا میشه. حضرت سلیمان به پیرمرد میگه: بیا این نگین را بگیر، آن را بفروش و با آن زندگی‌ات را سر و سامان بده. پیرمرد از حضرت سلیمان تشکر کرد و با شور و شوق به خانه بازگشت. داستان را برای زنش تعریف کرد و نگین را به زنش داد. زن آن را در نمکدان گذاشت. بعد از مدتی همسایه ای به خانه آنها آمد و تقاضای نمکدان کرد. زن هم که فراموش کرده بود، نمکدان را به همسایه داد. فردای آن روز پیرمرد و همسرش هرچه به دنبال آن نگین گشتند، پیدا نشد که نشد. پیرمرد با ناراحتی به سر کارش رفت. بار دیگر حضرت سلیمان را ملاقات کرد، پیرمرد ماجرا را برای ایشان بازگو کرد و از اینکه آن نگین را گم کرده معذرت خواست. حضرت سلیمان نگینی دیگر به او داد و گفت مراقب این یکی باش، فردا آن را بفروش و زندگی ات را سر و سامان بده. پیرمرد تشکر کرد و در مسیر بازگشت به خانه گفت بگذار نگین را بهتر ببینم. آن را بر روی سنگی گذاشت و چند قدمی عقب رفت تا آن را مشاهده کند. ناگهان پرنده‌ای آن نگین را به دهان گرفت و رفت. پیرمرد هرچه فریاد کرد و ناله سر داد، فایده نداشت. خلاصه پیرمرد روز بعد به سر کار خود رفت، با احساس شرمساری و ناراحتی بار دیگر پیش حضرت سلیمان رفت و ماجرای دزدیده شدن نگین دوم را تعریف کرد. حضرت دلش به حال پیرمرد سوخت و نگینی دیگر به او داد و به او گفت این یکی از همه بزرگتر است، مراقب آن باش، آن را بفروش و زندگی‌ات را سامان بده. بار دیگر پیرمرد از حضرت تشکر کرد و رفت. در راه با خود میگفت دیگر مراقب این یکی هستم. به ذهنش رسید آن را در کنار رودخانه بشوید. در حال شستن بود که آن نگین قیمتی از دستش رها شد و در آن آب ناپدید گشت، هرچه جستجو کرد، فایده‌ای نداشت. روز بعد حضرت سلیمان آن پیرمرد را دید. میخواست به سمت پیرمرد برود که خداوند به او وحی کرد: (با این مضمون، عذر میخوام از جانب خدا دارم متن مینویسم) تو چه کسی هستی که می‌خواهی حال بنده مرا تغییر دهی؟ تو نتوانستی این کار را انجام دهی، پس ببین من چه میکنم. پیرمرد در مسیر برگشت به خانه‌اش بود که یکی از دوستانش را دید، دوستش که ماهی فروش بود به پیرمرد گفت: من امروز صید زیادی داشتم، بیا این ماهی برای تو. پیرمرد هم به منزلش برگشت و ماهی را به زنش داد، زن شکم ماهی را باز کرد و درون آن یک نگین پیدا کرد، ماجرا را به پیرکرد گفت. او هم خوشحال شد و گفت به ماهی نمک بزن و یک غذای خوشمزه با آن درست کن، تا من بروم مقداری هیزم تهیه کنم. زن به یاد نمکدان افتاد و به خانه همسایه رفت و به این ترتیب نگین دیگر را از زن همسایه گرفت. پیرمرد از درختی بالا رفت تا شاخه درختی را ببرد که چشمش به نگینی که در لانه یک پرنده بود افتاد. پس نگین را برداشت و به خانه بازگشت. روز بعد پیرمرد هر سه نگین را به قیمت زیادی فروخت و با فضل و عنایت خدا زندگی‌اش را سر و سامان داد.

    🔶🔶🔶

    همانطور که گفتم نباید با دیدن نمادهای فقر و تنگدستی برای کسی دلسوزی کنیم. به قول استاد این نمادها درست هستن. ما تنها باید در راستای قوانین خدا حرکت کنیم. اگر استاد داره به ما آگاهی میرسونه و از این طریق به ما کمک میکنه. این کمک از نظر من در راستای قوانین خداست. ما خودمون در مدار دریافت این کمک‌ها هستیم. استاد نمیاد با تک تک ما بحث کنه که این باور درسته و اون باور غلط و همه افراد سایت بایدد باورهای من رو داشته باشن. قانون میگه هرکسی مسئول زندگی خودش هست و همه ما به یک اندازه به منبع خوشبختی و ثروت نزدیک هستیم. خدای ما، خدای آنها هم هست. ما با کمک کردن به خودمان برای ثروتمند شدن، به قول دوستان میتونیم الگوی بقیه بشیم، تا دیگران هم ثروتمند بشن و به هر چیزی که میخوان برسن.

    ممنون که متن رو کامل مطالعه کردید🙏

    با عرض پوزش هرچه سرچ کردم منبع داستان رو ندیدم.😇

    شاد، پیروز، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  9. -
    ندا نصیریان گفته:
    مدت عضویت: 3036 روز

    سلام یه سلام ویژه به خدای مهربون که استاد عزیز ومهربونی که دستی از دستان خداست برای هدایت ما فرستاد وچقدر زیبا ورسا با صدای دلنشینش به ما آگاهی داد واز تک تک لحظه های زندگیمون لذت می بریم به شرط رعایت کردن قانون جهان هستی

    ویه سلام به استاد عزیز وگرامیم ونمی توانم جمله ای پیدا کنم که بتواند تمام خوبیهای شما رو بیان کند فقط میگم من بطوری شگفت انگیزی هر روز متحول میشم واقعا عزیزین ومتشکرم ودوستون دارم

    طبق آموزه های شما استاد گرامی:

    اولین اینکه ما باید قانون تکامل رو طی کرده باشیم واینکه تدریجا به آگاهی وتکامل می رسیم در اول کار عجله داریم سریع به همه خواسته ها برسیم اگه خوب تمرکز کرده باشیم روی قوانین جهان هستی آگاهی بعد از اینکه رو خودمون کار کنیم کم کم خوش میاد هی ایراد کار به ما میگه که این باور اشتباه درستش کن واونم در اثر تضاد متوجه میشی وهر چقدر تضاد بیشتری حل کنی وتو حل مسئله قویتر بشی اون وقت باورها قشنگ تر میشه وبهتر ترمزها رو پیدا میکنی مثل خودم اول عجله داشتم ولی الان از مسیر لذت می برم واحساس خوب دارم وقتی تضادی در زمینه ی مالی پیش بیاد اول شکرگزاری می کنم بعد دنبال باورش میگردم که خودش راحت پیدا میشه وباور جدید رو جایگزین میکنم مثلا وقتی کیک درست کنیم اگه موادش به اندازه نباشه متوجه عیبش میشیم که مثلا اگه پف نکرد ازاینکه خوب هم نزدیم یا بکینیگ پودرش رو کم ریختیم یا درجه ی فر کم یا زیاد بودو….. واز دفعه بعد حلش میکنیم

    دوم اینکه ما بخشش میکنیم تا مسیر بازشه به هدفمون برسیم نه اینکه بیایم به پول بجسیم وهرچی بیشتر بچسبیم کمتر باز میشه پول خودش باید دنبال ما بیاد وتوجه روی خود پول یعنی تمرکز کردن روی کمبود پول مثلا اگه ماپول بخوایم وتمرکزمون روی بدهی ها یا اینکه از گونی بگیم وحقومون کافی نیست داریم و..وباید به پول هایی که داریم شکرگزار باشیم به داشته هامون توجه کنیم

    سوم اینکه میترسیم ببخشیم از اینکه به کمبود فکر مکنیم وتمرکز ما روی فراوانی نیست از اینکه خداروزی رسان ما هست بی نهایت نعمت وثروت دا ه که به طریق مختلف به ما می بخشه وقتی قبل درخواستمون می بخشیم فراوانی رو باور داریم وباور داریم ثروت از طرف خداست ورحمت الهی همیشه در حال بارش هست ما به اندازه ای ظرفمون دریافت می کنیم ثروت مثل اکسیژن همه جاست کافی نفس بکشیم وبرای نفس کشیدن به چیز خاصی احتیاج نداریم وباور داشته باشیم که ثروت به راحتی وبه سادگی بدست میاد اون وقت تو همون مدار قرار می گیریم هرچقدر بیشتر شاکر باشیم وشکرگزاری کنیم ظرف ما بیشتر می شود وفراوانی های بیشتری رو می بینیم وثروت بیشتری وارد زندگیمان میشودمگه چمن برای رشد کردن زجر میکشه یا قلب ما که میزنه ما زجر می کشیم یا ماهی که تو دریا شنا می کنه زجر میکشه پس همه به راحتژ انجام میشه. وهمه گیز راحت بدست میاد

    چهارم اینکه به قدرت خدا ایمان داشته باشیم توکل کنیم وتسلیم بشیم ویدالله فوق ایدیهیم قدرت خدا بالاترین قدرتهاست از نظر ما شاید بزرگ باشه وقتی بالا بریم کنیم می بینیم خواسته ی ما بصورت نقطه هست وقتی برای ذهن ما کوچک بشه درخواست اجابت میشه واینکه باور داشته باشی خداوندبه درخواست تو پاسخ مثبت میده

    پنجم اینکه ما خالق زندگی خودمون هستیم آسمان وزمین مسخر ماست وما لایق سلامتی خوشبختی ثروت هستیم چون اگه للایق نبودیم به این جهان نمی اومدیم پس ما لایق بودیم لایق بهترین ها به اندازه ای که باور کنیم ما خالق زندگی خودمون هستیم لایق بهترین هستیم وارزشمند هستیم. به ما ثروت داده مبشود مثلا ایمان وباور حضرت ابراهیم به اینکه چقدر خالق زندگی خودش بوده توانست آتش رو به گلستان تبدیل کنه ویا حضرت موسی که دریا رو شکافت ایمان وباورش به خودش بوده واینکه بگوییم انا اقول کن فیکون من می گویم وموجود میشود همه به باور اینکه چقدر میتونیم خلق کنیم واین با گذشت زمان بدست میاد هی که جلو مسیر باز میشه یکم بیشتر وهمین طور ادامه داره این مسئله رو باید فکر کنیم وتمرکز کنیم یعنی من یه مقدار فایل رو گوش میدم بعد باخودم حرف میزنم تجزیه تحلیل میکنم بعدتطبیقش میدم وی بینم درسته وبیشتر قبولش میکنم وباور عالی میسازم فقط فایل گوش کردن نیست باید عمق مطلب رو بگیرم یه روز یابیشتر به ذهن اجازه بدیم فکر کنیم تا خوب اون قسمت رو حلاجی کنه اون وقت مثل یه سیلی اطلاعات وآگاهی ها سرازیر میشه از همه جا میشنوی می بینی من خیلی لذت می برم وآرام آرام حرکت میکنم وحتی هدف هایم رو تغییر دادم

    ششم اینکه به هماهنگی بین ذهن وجسم وقتی برسی یه آرامش عجیبی از درون پیدا می کنی که هیج جا نمی تونی بدست بیاری دیگه عجله ندا ی ترس نداری از مسیر لذت می بری در خواست میدی وفورا اجابت میشه ویتی شرط میزاری هنوز ترس داری آرامش نداری باید همه رو آسون بگیری یه بار بگی خدا خودس اجابت میکنه ویا حلش میکنه وقتی به چیزی نمی چسبم راحت به خواسته ام میرسم منتظر لطف ورحمت خداوند باشی اگه کمی هم دیر شده مطمئن هستم که میخواد یه چیز بهتر وبزرگتر از اون خواسته بمن بده وقتی به خدا میسپارم وهی راجب به درخواست فکر کنم یعنی ایمان ندارم باید رها کنیم وقتی رها کردی احساست خوب میشه واحساس میکنی اون خواسته رو داری ودریافت کردی وسریع اتفاق میفته وقتی میگیم بمن پول بده تاببخشم فکر مون روی چیز دیگه ای هست مهمه به اون چیزی که فکر میکنیم

    هفتم اینکه ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست که پیش خودت فکر کنی وبگی من ثروتمند بشم یا به پول برسم می بخشم یعنی اینکه من کار خطایی نمی کنم حتما می بخشم ودرا ه خیر پولم رو خرج می کنم داری شرط میزاری وخواسته ات رو با چیز دیگه ای گره میزنی باید باورت باشه که آره هرچی ثروتمندتر بشم پیش خدا محبوب تر میشم عزیزتر میشم به پیشرفت جهان کمک میکنم رسالتم رو انجام میدم وبه این فکر میکنی ثروت مند شدن خوب نیست شاید به ظاهر بگی این طور نیست همون شرطی که میزاری این ترمزها رو تو خودش داره ییه ترمز دیگه اینکه ثروتمندها آدم خوبی نیستن یاپول منو بی رحم نمیکنه من بخشش میکنم وایمان داشته باشیم که هر کسب در مدارخدشه وبه کسی ظلم نشده خداوند عادل هست ودوست داره همه ثروتمند باشه نمی خواد یکی ثروتمند باشه یکی فقیر پس همه چیز به ما برمیگرده به افکار وباورهای ما.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      امید محمدی گفته:
      مدت عضویت: 3065 روز

      سلام به دوستان عزیز واین همه دیدگاه قشنگ

      من احساس میکنم که وقتی من خودمو لایق ثروت نمیدونم میخام با این نذر که اگه پولداربشم به بنده ات کمک کنم بین خودم وخدا واسطه ایجاد کنم که خدا بخاطر بقیه منو ثروتمند کنه وخودمو محدود میکنم یه جور که این دنیا دلش به حالم بسوزه .

      نداشتن عزت نفس ولایق دانستن خودم باعث ترمز میشه واین ثروت وفراوانی ازم دور میشه

      مرسی که هستین ارزوهای قشنگی واستون دارم وهمیشه دوستون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    اکرم ملایی گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    سلام

    به همه دوستان و بچه های خانواده عباس منشی ها

    روز 100 از روز شماره تحول زندگی من

    فایل شناسایی ترمز های مخفی

    اکنون که این کامنت رو می نویسم راستش

    قبلش با خودم میداشتم فکر میکردم

    تو این چند روز اخیر

    خیلی از کارهامون و خواسته هایم داره خود به خود اتفاق میافته

    راستش یک اتفاق قشنگ و رسیدن به خواسته قشنگم است که دیگه مراحل اخرش هست و به زودی میام براتون تعریف میکنم

    یعنی چند تا از خواسته های بزرگم اره داره رقم میخوره

    به زودی به موقعش میام براتون به لطف الله مینویسم اینجا

    اما بابت یکی از خواسته هایم دیدم اونجوری که من تجسم کردم و دارم انجام میدهم و درباره اش با خودم و خانواده ام صحبت کردم و دوست دارم اتفاق بیفته خوب پیش نمیرود

    و داشتمش فکر میکردم که امدم روی سایت و این بخش تحول که دیدم فایل امروز

    در مورد سوال تو ذهن من است

    اما به لطف خدواند و خواسته رشد خودم من هدایت شدم تو این دوسال به این سایت و استاد و خیلی چیز ها و قوانین یاد گرفتم و درحال اموختن هستم و باعث شده بعضی از ترمزهای ذهنی ام رو شناسایی کنم

    یک از ترمز های من همین مورد بود که قبلا هر خواسته ای داشتم از قبل از اون دیگه چله بر میداشتم و کلی نذر و صدقه

    و میگفتم خدایا من به این خواسته ام برسم مثلا چهل روز زیارت عاشورا می خوانم

    یا چهل تا چهارشنبه به حرم امام رضا میروم یا

    به فلانی این پول رو میدهم و یااین دیگه آش رو میزارم و خلاصه خیلی چیزهای که شرایط سختی رو هم داشت رو میگفتم و یا نذرهای که اره به من بده جهیزیه میدهم و فلان کار رو انجام میدهم اره چه باورهای مخربی چه ترمزهای که کلی برام سخت بود عمل کردنش و متاسفانه خیلی کم رقم خورده است و اگه بعضی موارد رقم خورده وقتی نگاه میکنم به خاطر اینکه بصورت نا اگاهانه طبق قانون بوده که رقم خورده نه به خاطر نذر هایم

    اره من خودم رو لایق نمیدونستم

    من خودم به حد اون خواسته نمیدیدم و توی ذهنم یک چیزی بود که من به حدو قدش نرسیدم و اینجور از خدا می خواستم و میگفتم

    و از خدا اینجور طلب میکردم تو به من بده

    من هم این ها کارهارو انجام میدهم راستش یک جور بی اعتمادی بود یک جور بی ایمانی بود یک جور شرک بود

    یک جور قول گرفتن از خدا بود و اینکه من فکر میکردم خدا یک ادم بزرگ یک پادشاه بزرگ است

    به قول یکی از دوستان که نوشته بود اره من هم فکر میکردم حتما باید از این ثروت که بهم میدهد باید یک مقداریش رو به دیگران بدهم چون من خودم رو لایق اون خواسته نمیدونستم من خودم رو کوچک می پنداشتم

    احساس لیاقت در من نبود من برای خودم ارزشی قایل نبودم من خودم رو دست کم میگرفتم

    اره هنوز هم همین خود کم بینی رو دارم اما از زمانی که وارد این سایت شدم و دارم روی خودم کار میکنم شرایط خیلی تغییر کرده چون من تغییر کردم باورهایم تعییر کرده و امسال که بستم فقط روی شخصیتم کار کنم خداروشکر تمام فایل منتهی میشه به همین اصل

    اصل احساس لیاقت و رشد شخصی

    و من تو این چند وقت بصورت جدی دارم کنترل. ذهن انجام میدهم و خیلی جسورتر شدم

    و امروز هم خداوند من رو هدایت کرد تا این کد رو شناسای کردم و مطمیین هستم در مورد این خواسته ام اکنون که شناسایی اش کردم و باورهای درستش رو میسازم اره چون من لیاقتش رو دارم و لایق بهترین ها و زیباترین ها هستم

    خدایا ازت سپاسگزارم که هر لحظه مرا هدایت میکنی و هرروز زندگی من زیباتر و قشنگتر از روز قبل است

    و قلبم رو بازتر میکنی و هر لحظه صدایت رو الهاماتت رو بهتر درک میکنم و من تسلیم تو هستم

    و من هیج نمیدونم

    تو میدونی پس خودت دستم رو بگیر و مرا به سمت خواسته ایم هدایت کن به راحتی خدایا برام آسون کن اسانی ها رو

    راستی امروز من قبل از اینکه بیاییم تو سایت هدایت شدم به سوره یوسف

    خدای من عجب سوره ای است دو باره مطالعه اش کردم و چقدر تو این سوره از قوانین گفته شده و زندگی حضرت یوسف پر از قوانین بود (البته کل قران) اگه خوب بهش توجه کنیم و تعقل کنیم( هر چند من تا قبل از این دوسال کور و نابینا بودم )

    سعی کردم که آگاهانه تر تمرکز کنم بر قوانین و عملگرا تر باشم

    یوسف در خودش این لایق بودن رو دید که از بیابان و از اون سرزمین به سرزمین و یا بهتر بگم

    اون مدار وارد مدار ثروت و زیبایی و فروانی شد که شد عزیز مصر که شد جز صالحان

    من هم می خواهم جز صالحان باشم من هم می خواهم چون استادم باشم

    اره من لیاقتش رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای: