شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    روح اله موذنی گفته:
    مدت عضویت: 3852 روز

    سلام خدمت دوستان عزیز و استاد ارجمند

    امیدوارم تونسته باشم / منظورتونو بفهمم .

    یه حسی بهم میگه این نظر را بنویسم .

    اول با یک مثال از کسب و کارم شروع کنم :

    قرار شد چند ماه پیش با برادرم یک کسب و کار انلاینی را در فصای مجازی بزنیم / خوب اتفاقی که افتاد گشتیم دنبال کسانی که بتونند این کسب و کارو برای ما پیاده سازی کنند . ایده اومده بود / پول هم نبود /

    ولی رفتیم و گشتیم ، چی شد آدمهای زیادی پیدا شد ولی هزینه های میلیونی پیشروی ما بود و ما از عهده پرداخت او بر نمی آمدیم .

    تا اینکه شرکتی را پیدا کردیم که به صورت پرداخت در چند قسط این کار را برای ما پیاده سازی کنه . البته بعد از حدود 3 ماه پیاده سازی شد و به طور خیلی طبیعی پولش هم فراهم میشد .

    الان هم چند روزیه کار بالاست و استقبال هم خوب بوده و خدا را سپاسگزارم به خاطر دستانی که سر راه من قرار داد

    قبلا :

    من قبلا به خدا می گفتم که اگه پول زیاد داشتم / کسب و کاری را در اینترنت می ساختم که مردم راحتر بخرند / بفروشند و …

    من قبلا به خدا می گفتم که اگه 100 میلیون داشتم / تبلیغات و … می زدم تا بستری که فراهم کردم زود بیاد بالا و مردم از بیکاری رهایی پیدا کنند

    و .. مواردی اینجوری بود که همیشه دوست داشتم این کار بکنم .

    خوب الان این کار اوکی شده و با توجه به نشانه ها / احساسم / آگاهی که بهم داده میشه / مطمئنم خیلی زود این خواسته ام هم بیشتر به مردم میتونه کمک کنه .

    حالا :

    چی شد که سالها آرزو داشتم این کارو بکنم اما امسال داره دستان خداوند میاد تو زندگیم و همه چی اوکی میشه ؟

    من فکر میکنم :

    قبلا ابن ترمز را داشتم

    ولی از اون روزی که به دنبال خواسته ام رفتم / توجه کردم / فرکانس مناسب فرستادم و البته شاید به خاطر این است که :

    فهمیدم که باید با چیزی که داریم شروع کنیم نه اینکه اول پول زیاد بیاد بعدا کمک کنیم / ببخشیم / به خواسته هامون برسیم و …

    الان روش تبلیغات من ساده ترین / قدیمی ترین و در ابعاد خیلی کوچک داره انجام میشه ولی استقبال به لطف خداوند عالیه . نیازی هم نیست اول 100 میلیون داشته باشم / بعدا کمک کنم به مردم و تبلیغات کنم و …

    پس باید با هر چی داریم شروع کنیم / فرکانسشو بفرستیم / توجه کنیم / سپاسگزاری کنیم / بعدا به اون ثروت بزرگه هم می رسیم / حالا شاید به 100 نفر کمک کنیم / ولی بعدا بیشتر میشه .

    این قراردادی که با خداوند می بندیم :

    میگیم اول پول زیاد بده / بعدا ما کمک می کنیم و می رسیم به خواسته هامون ولی :

    بهتره تکامل طی بشه / در طولی که داره تکامل طی میشه / میشه کمک کرد و …

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  2. -
    سحر مهدویفر گفته:
    مدت عضویت: 3445 روز

    بنام خالق کائنات و زیبایی ها

    سلام خدمت استادعباس منش ودوستان هم فرکانسیم

    من قبلاها که اصلا بااین قانون ها اشنانبودم ازاین ترمزهای مخرب زیادداشتم مثلا وقتی چیزی ازخدامیخواستم میگفتم خداجون اگه این پوله جورشه من این لپ تاپوبخرم قول میدم به هرفقیری که توکوچه خیابون دیدم کمک کنم..یامثلا اگه به اونی کهذمیخوام برسم من قول میدم نمازموبخونم…اگه این مقدارپول روبهم بدی من چیز دیگه ای نمیخوام قول میدم پررو نشم ودرخواست نکنم…من فکرمیکردم لایق درخواستام نیستم،یابایددرقبال چیزی که ازخدامیخوام یچی بایدپیشش گروبذارم یااینکه اگه ازخدازیاددرخواست کنم خداناراحت میشه…اون موقع ها انگارخداواسم کوچیک بود انگارقبول نداشتم قدرتش رو انگارخدا ازمون انتظارجبران داره …من فهمیدم چقدرچاله های سیاه وگودال های بزرگی توی ذهنم بود چقدکفرورزیده بودم چقدرشرک مرتکب شده بودم درحالی که ادعام میشدخدارودوس دارم…بقول استادبزرگوار شرک ورزیدن مثل مورچه ای سیاه برروی سنگی سیاه دردل شبه…دوستان الان فهمیدم کجایی کارم مشکل داشت فهمیدم خدادرقبال ثروت ها ونعمتهایی که به مامیده هیچ توقعی ازمون نداره فهمیدم خدابینهایت بزرگه وقرار نیس مادرقبال چیزی که میخوایم بهایی روبپردازیم فهمیدم من لیاقت بهترینارو دارم وخداهم باجان ودل بهم میبخشه فهمیدم خداخوشحال میشه ازاینکه من ازش درخواست کنم فهمیدم نعمتای خدا بیشماره ومنم اشرف مخلوقاتشمو میتونم دنیا دنیا ثروت سلامتی احساس خوب روازش طلب کنم…دراخر سپاس گزارخدایی ام که عاشقانه میپرستمش وسپاس گزار استادعباس منشم که همانندخدابدون چشم داشت این قانون هاروبهم نشون داد ومن تونستم راه رسیدن به خداروپیدا کنم…خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  3. -
    مهدی راد گفته:
    مدت عضویت: 2842 روز

    به نام خدا

    سلام استاد و دوستان عزیز

    خود من هم در ابتدای آشنایی با قانون این قرار داد یا بهتر بگم شرط رو بین خودم و خدا بسته بودم و بعد از مدتی با خودم فکر کردم این شرط چقدر شبیه شرطیه که قبل از امتحان هایی که تو مدرسه معلما میخواستن بگیرن من با خدا میبستم یادم اومد زمانی که درسامو خوب نخونده بودم و به آوردن نمره امیدی نداشتم

    به خدا می گفتم خدایا تو کاری کن من بیست بشم من بعدش نماز میخونم یا مثلا صدتا صلوات میفرستم. چرا من شرط میزاشتم؟

    غیر از این بود که به خودم اعتماد نداشتم ؟؟چون میدونستم درس نخوندم شرط میزاشتم پس اگه من از خدا میخوام که به من ثروت بده تا من به بنده هاش کمک کنم

    هنوز نتونستم اون باور که مقدار ثروت وارد شده تو زندگیم بر اساس یک سری قوانین است رو توی خودم بوجود بیارم و فکر میکنم که خدا نگاه میکنه که بعد از بدست آوردن اون مقدار ثروت می خوام در چه راهی خرج کنم در حالی که تنها چیز مهم در بدست آوردن ثروت باور هاییه که من نسبت به خدا و پول دارم الان که من دارم این کامنت رو میزارم حدود 800 کامنت دیگه هم گزاشته شده که مطمعنا بیشتر از این میشه ولی یک سوال دارم آیا دلیل وجود 800 کامنت زیر یکی از پست های سایت غیر از باور های استاد عباس منش بوده یا اینکه خداوند نگاه کرده که موضوع این سایت در چه رابطه ای هست و بعد مردم رو به این سایت راهنمایی کنه؟ اگر استاد بر این باور بودند که این تعداد کامنت غیر ممکنه آیا باز هم امکان پذیرر بود؟

    دوستان اگه الان از ده هزار تومن پولتون هزار تومنش رو نمی بخشید مطمئن باشید از ده میلیون هم یک میلیون رو نخواهید بخشید.

    ممنون از استاد و دوستان عزیز امیدوارم در کنار هم به باوری درست درباره قوانین جهان برسیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    صالح گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    سلام استاد میدونم دوساله که مسابقه تموم شده😅 اما

    نظر من در مورد این پرسش این هست که ما انسانها چون در طول زندگی و در طول تاریخ نسل به نسل ژن به ژن به ما انتقال داده شده که برای در یافت یه چیز باید یه چیزی بدیم پس به این شکل دعا میکنیم.

    انسانهای غار نشین اگه شکاری میکردن همسایشون اگه میخواست کمی از اون گوشت رو باید وعده میداد که فردا بخشی از شکارش رو به اونها میده

    و تا امروز که ما از بانک وام‌میگیریم تعهد میدیم که اصل پول رو با مبلغی بالاتر به عنوان سود بر میگردونیم و بچه ایی که به پدرش میگه برام دوچرخه بخر منم تو کارها به تو کمک میکنم گوش به حرف مامان میدم ادم خوبی میشم

    و هزاران مثالی که در این زمینه میشه زد

    و از اونجایی که به خاطر بک گراند مذهبی، خدا در ذهن ما یه موجود قدرتمند هست (که البته کم کم با اموزه های شما داریم جای این موجود رو با یک سیستم عوض میکنیم) پس ما چون در تمام زندگی به خاطر دریافت چیزی یه چیزی دادیم طبیعیه که به خاطر درخواست پول یا هر چیز دیگه به خدا بگیم خدایا تو بده ماهم یه کاری برات میکنیم و هر کس از جمله خود من وقتی این جوری دعا میکنیم درواقع هنوز سیستم و فراوانی نعمت در این سیستم رو باور نکردیم .

    هنوز مثل گذشته نذر میکنیم اگه تو امتحان قبول بشیم مقداری پول به امام زاده میدیم یا اگه پدرمون نفهمه چنین کار زشتی کردیم یه صدقه ایی میدیم یا خدایا اگه مارو سالم به مقصد برسونی صدقه میدیم و همون اول برای اینکه حسن نیت مون رو برسونیم صدقه رو پرداخت میکنیم

    ماها انقدر تو روابط مون ازین تکنیک، که درست هم هست در جوامع انسانی ،استفاده کردیم حالا تو رابطه با خداوند هم همین رفتار رو داریم میگیم خدایا تو بده من جبران میکنم،

    یادمه من خودم وقتی ماشین نداشتم میگفتم خدایا تو ماشین بده من بنده هاتو که کنار خیابون وایسادن مجانی سوار میکنم.🤣

    نگاه احساستی به خدا مثل این میمونه به الکتریسیته بگیم من کلید لامپ رو میزنم اگه لامپ رو روشن کنی قول میدم از روشنایش استفاده های خوب بکنم زیر نورش درس بخونم، دعا بخونم،😐

    الکتریسیته کاری نداری تو زیر نور لامپ دعا میخونی یا ادم شکنجه میکنی الکتریسیته با اِعمال قانون از طرف تو، چیزی که براش برنامه نویسی شده رو اجرا میکنه،نه قضاوت میکنه و نه دل رحمی…

    البته چون ما با این روش داد و ستد بین ادمها بزرگ شدیم و بعدش که چیز های بزرگ خاستیم و به این نتیجه رسیدیم که چیزهای بزرگ از دست انسانها بر نمیاد رفتیم سراغ خدا و از اونجایی که میشه به خدا قول داد و زد زیر قول و خدا چک تو برگشت نمیزنه یا ازت شکایت نمیکنه و یه جورایی چیزایی که میده مجانیه با گریه و زاری رفتیم سراغش و البته با همون پیش فرض جامعه انسانی و داد و ستد و ازونجایی که چند باری خدا تو مسائل کوچیکتر دعا هامون رو مستجاب کرد (به خاطر قانون فرکانس)ولی در مورد پول دعاهامون زیاد مستجاب نشد(به خاطر باور های مخرب مالی) به این فکر افتادیم که باید یه وعده ایی یه زیر میزی چیزی بدیم که خدا سر کیسه رو شل کنه😅

    اصلا همین قربانی کردن برای خدا برای دوری بلا از کجا اومد؟ چرا تو وجود ما یه ترسی باید باشه که به خاطر اون ترس بریم بهایی به نیرو های بزرگ بپردازیم تا مارو سیو کنن؟

    به قول استاد اگه ما تو بیابون بزرگ میشدیم امروز کمتر باور های مخرب داشتیم 🤦‍♂️🤦‍♂️

    این باور ها که ریشه دار هم هستن بعضا خیلی پنهان هم هستن ترمز دستی رو قشنگ کشیدن بالا…

    من اینجا یاد گرفتم

    خداوند به هیچ نذر نیازی برای محقق کردن خاسته هام نیاز نداره

    خداوند از قبل داده از قبل از تولد من همه چیز مهیا بوده

    خداوند رو فقط باید باور کرد

    باید باور کرد که نعمت ها و ثروت ها مثل یک رود خروشان و بی پایان در جریان هستن و ما لب این رود نشستیم و هر وقت ظرفمون رو حالا یا لیوان یا تشت یا منبع یا اصلا لوله کشی کنیم.. میتونیم بزنیم تو رود و تا بی نهایت استفاده کنیم خدارو شکر میکنم که از وجود چنین افکار و خرافاتی تو ذهنم اشنا شدم و دارم دونه دونه روشون کار میکنم و به اندازه ایی که کار میکنم ظرفم بزرگ تر و ثروت ها و نعمت ها و شادی ها و سلامتی ها تو زندگیم بیشتر میشه خدایا مرسی❤

    استاد مرسی😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  5. -
    رها خردمندی گفته:
    مدت عضویت: 3454 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    ما به این دنیا آمده ایم که از زندگی لذت ببریم و با خلق کردن هر آنچه را که میخواهیم تاکید میکنم هر آنچه را که میخواهیم لذت و آرامش را در مسیری به نام زندگی تجربه کنیم.

    پول و ثروت بدست آوردن نیز یکی از خواسته های مشترک خیلی افراد است که آن را لازمه طی کردن این مسیر (زندگی) میدانند و برای بدست آوردن آن به شیوه های مختلف انرژی مصرف میکنند و یکی از راههایی که برای کسب ثروت به ذهنمان میرسد درخواست به رب العالمین است البته ناگفته نماند آرامش بخصوصی هم میدهد که از یگانه مالک جهان هستی تقاضا میکنیم. و اما سوال شما استاد عزیز، بنا به آگاهیهایی که فعلا دارم فکر میکنم ترمزهای این سوال و این نحوه درخواست اینه که ما فکر میکنیم که خدا در قبال نیتی خیر فقط به ما ثروت میدهد و یا اینکه ما باید کاری برای اقشاری از بنده هایی از دید ما مظلوم، ستم دیده، قربانی و … انجام دهیم تا محبوبتر نزد خدا باشیم.

    ولی از دید من ثروت حق طبیعی همه ی ماست تا لذتمان را با آن چند برابر کنیم، نه اینکه، ما برای لذت پا به این کره خاکی گذاشته ایم پس بدست آوردن ثروت هم باید با لذت و آرامش باشد. پس ما برای داشتن و بدست آوردن ثروت لازم نیست تعهدی به خدا بدهیم فقط باید از خدا هدایت بخواهیم، هدایتی در راستای خواسته ی خود. به این دلیل من میگویم نباید تعهد بدهیم چون به شیوه ای داریم عدل خدا را زیر سوال میبریم. چون ما نه توانایی آن را داریم که شفا برای تمامی بیماران، ادا کردن قرض تمامی بدهکاران، رفع انواع مشکلات دیگران را انجام دهیم چون هیچ کس با کمک دیگران مشکلاتش به پایان نمیرسد بلکه با تغییر باورها یش میتواند زندگی خودش را تغییر دهد.

    من مهربانتر، با گذشت تر، سخاوتمند تر، تواناتر از خداوند نیستم و خدا برای همه ما کافی است.

    خدا این توانایی را دارد که همه ی ما را، همه ی ما را در رسیدن به اهدافمان هدایت کند در هر لحظه.

    این نوع تعهدات از نظر من ترمز هستند مثلا: شاید من از خدا بخوام که ثروتی به من بدهد و تعهد بدهم که اگر خدا جان این ثروت را به من بدهی من n در صد آن را در راه این کارهایی با خدا در میان میگذارم خرج میکنم. حالا خدا مسیرم را به سمتی هدایت کرد که ثروتی را که خواستم به دست آوردم و زمانی که برای به دست آوردن این ثروت گذشته است و یا سر َشلوغی باعث شود من تعهدم یادم برود و بعدها بیاد بیاورم چه تعهدی زمانی به خدا داده ام و یا اینکه بخواهم با ثروتم کارهای دیگری که قبلا نمیدانسته ام و الان میخواهم انجام دهم.

    خوب در این شرایط من دچار استرس و احساس گناه و نجواهای شیطانی و …. میشوم که اگر توانایی کنترل آنها را نداشته باشم باعث شکست و پایین آمدن مدار مان میشود. و هزاران دلیل دیگر که یک یک آنها را نمی توان نوشت.

    طبق گفته استاد هزاران راه وجود دارد که باعث بشه ما به هدفمون نرسیم ولی یک راه وجود داره که ما رو به خواسته هامون میرسونه.

    ولی اگر با باور درست ثروت و یا هر خواسته ای را داشته باشیم مسیر خیلی لذت بخشتر و راحت تر خواهد بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  6. -
    fatima Tmry گفته:
    مدت عضویت: 3178 روز

    سلام به استاد عزیز و همراهان و دوستان مهربان

    در ارتباط با صحبتهای استاد در فایل فوق به نظر من موانع ذهنی ای که وجود داره در خواسته ی ثروتمند شدن ،اینه که ما به جای تمرکز کردن در اصل موضوع و هدفی که داریم ، خواستمونو مشروط میکنیم به اینکه اگه من ثروتمند بشم فلان کارو انجام میدم برای فلانی یا ساخت مدرسه یا … .در ارتباط با این موضوع ما افکار و باورهامونو بردیم به سمت و سوء ای که بیخیال شدیم و سپردیم به خدا و هیچ حرکتی هم انجام نمیدیم (در ارتباط با کار کردن بروی باورها و افکار و مسیر رسیدن به هدف) .

    در صورتیکه باید مسیر ثروتمند شدن را خودمان طی کنیم نه اینکه کاری نکنیم و واگذار کنیم به خدا و شرط بگذاریم که اگر ثروت بدهی فلان کار را انجام میدم .یعنی در واقع ما هنوز اون باورو نداریم که خدا نیازی به ثروتمند شدن ما ندارد تا ما برایش کاری انجام دهیم .

    شرط گذاشتن برای رسیدن به یک هدف ک در اینجا ثروت است اصلا خوب نیست .کسی که نیاز به تغییر دارد ما هستیم نه خدا .کسی که نیاز به رسیدن به هدف دارد ما هستیم نه خدا .

    اگر انجام دادن کاری خیر در برنامه ی ما باشد بدون نیاز به شرط گذاشتن میتوان استارت زد هرچند برای کارهای کوچک.به نظر من این کار میتواند مسیر را هموار کند برای انجام کارهای بزرگتر .

    تمرکز کردن برای رسیدن به ثروت نیازمند باوری قوی در ارتباط با خداوند و خودمان است .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  7. -
    علیرضا زارع مقدم گفته:
    مدت عضویت: 3228 روز

    با سلام

    فکر کنم بخاطر احساس لیاقت باشه که شخص احساس لیاقت نمیکنه که برای خودش داشته باشه میخواد با پوشش کارهای خیریه بدست بیاره و خودش رو لایق نشون بده.

    دلیل بعدی احساس کمبود در جهان هست به این معنی که بقیه ندارن و پول کمه اگر به من داده بشه من باید اون کمبود رو پر کنم با بذل و بخشش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  8. -
    دنیا فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 3138 روز

    سلام استاد عزیزم, خداروهزار هزار مرتبه شکر که شما هستید تا بازم این آگاهی های ناب و ارزشمند رو با ما درمیون بذارین, استاد عزیزم این حرفایی که زدید دقییییقا حرفاییه که همیشه بخودم میزدم و بقول شما بهش افتخار هم میکردم اما با مطرح کردن این سوالتون دقیییقا فهمیدم که همینا ترمز ورود ثروت به زندگیم هستن, ازلحظه ای که فایل مسابقه رو دیدم شروع کردم به ساخت باورهای قدرتمند کنتده بجای این باورهایی که در ظاهر فضیلت بودند و در باطن باور شدید کمبود رو بدوش میکشیدن, دارم تکرار و تصور میکنم که درِ گنجینه های ثروت بی نهایت خداوند برروی زندگی تمااام انسانها بازه , همش یادآوری و تصورمیکنم که خانواده , اطرافیان و کسانی رو که در خیالم بهشون کمک مالی میکردم رو غرق در ثروت و فراوانی ببینم, خدایا شکرت که این آگاهی رو اززبون یکی ازبهترین برگزیده های خودت بهمون دادی, استاد جونم کاش حالا که فهمیدین این ترمز خیییلی مهم رو اکثر ما داریم بعنوان آپدیت برای ثروت یک هم آماده کنید چون ماموریت اون دوره ساخت باورهای قدرتمندکننده در مورد ثروته و خودتون بهتر میدونید که با وجود همچین ترمز بزرگی امکان نداره که ماشین براحتی حرکت کنه, و واقعیتش اینه که من وهمسرم هم باوجود اینکه هرلحظه تلاش میکنیم که آگاهانه زندگی کنیم اما هنوز نتیجه دلخواهمونو از بسته روانشناسی ثروت ۱ نگرفتیم و الان شک ندادم که دقیییقا همین ترمز ,مانع اصلی عدم موفقیت مالی دلخواهمون بوده

    خدارو بینهایت سپاسگزارم و امیدوارم که شمارو برای ما حفظ کنه,عاشقتونم استاد جونم?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  9. -
    ابوالفضل اهل زاده گفته:
    مدت عضویت: 2862 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش و گروه تحقیقات عباس منش

    به نظر من بر اساس قانون بخشش چون که ما معتقدیم و باور کردیم که ثروت فراوان است و خداوند بسیار سخاوتمند است، ما باید به جای این که حتما ثروتمند شویم و بعد این کار ها رو انجام دهیم می تونیم همین الان حس بخشش داشته باشیم یعنی خیلی از چیزا مونو به دیگران ببخشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  10. -
    ایمان نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 4159 روز

    سلام به همگی.

    من چند موردی که به عنوان ترمز شناسایی کردم رو عنوان میکنم که میتونه برامون وجود داشته باشه که همچین درخواستی از خداوند داشته باشیم برای ثروتمند شدن.

    1- باور عدم لیاقت: اینکه من چون خودم لیاقت ثروتمند شدن رو ندارم از خدا بخوام که من رو واسطه ای کنه تا به بقیه کمک کنم و از طریق من کارهای خیر انجام بشه و در این جور موارد از ثروتم استفاده کنم، یه جور شرط گذاشتن به اینکه من خودم لایق ثروت نیستم که فقط برای خودم و برای رسیدن به خواسته های خودم و لذت بردن از زندگی ثروتمند بشم.

    2- نظر مردم: اینکه از دید و نظر بقیه بگن این آدم که ثروتمنده آدم خوبیه و حقش بوده که ثروتمند باشه، که میتونه یه جور تایید گرفتن از دیگران برای این باشه که من لایق ثروت ام چون به دیگران کمک میکنم.

    3- ثروتمندا از خدا دور میشن: برای نزدیک شدن به خداوند بخوای از ثروت در کار خیر استفاده کنی تا بتونی به خداوند نزدیک بشی.

    4- از راه درست و سالم نمیشه ثروتمند شد: این باور هم میتونه به عنوان ترمز مخفی باشه که بخوای با انجام کار خیر اون ثروتی رو که فکر میکنی نمیشه از راه درست به دست آورد رو بخوای پاکش کنی( این مورد رو به این خاطر عنوان کردم که گاهی میبینی طرف ثروتی داره و نهایتا به این نتیجه میرسه که من برای پاک شدن و اینکه بخوام تو اون دنیا زندگی خوبی داشته باشم و به خاطر ترس از مرگ و بعدش، از ثروتش برای وقف در کاری استفاده میکنه تا گناهاش پاک بشه)

    5- و یه باور دیگه هم که میتونه به صورت مخفی باشه اینه که برای جلوگیری از چشم زخم که البته همون نظر مردم رو مهم دونستن و تایید اونها رو گرفتن هستش.

    و میتونه ترکیبی از این موارد باشه.

    در پناه امن الهی باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای: