اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام. با اینکه چندتایی از نظرات رو قبلا مطالعه کرده بودم ولی حقیقتا فراموششون کردم!!!!!! و الان میخوام خودم بگردم توی ذهنم دنبال جواب و بنویسمشون تا ببینم چی از آب در میاد!! خدایا سپاسگذارم که همیشه راهنمایی ام میکنی به سمت بهترین ها …
توی دید اول که واقعا چیز منفی ای در این جملات و افکار نمیبینم!!اما با کمی دقت :
1- اینکه من از خداوند بخوام که بهم پول و ثروت بده(حتی بدون گفتن اینکه به کسی میخوام کمک کنم و …) به خودیه خود در من نشان دهنده ی یک نیاز هستش! یعنی خدایا من به پول و ثروت نیازمندم چون ندارم!(پس طبق قوانین جذب من روی نداشتن پول دارم توجه و تمرکز میکنم!)
و به نظرم راه حلش این میتونه باشه که علاوه بر اینکه واقعا میزان پولی که دارم رو احساس کنم و بگم خدایا من ترجیح میدم که پول و ثروت بیشتری داشته باشم و سپاسگذاری کنم(یعنی درسته که پول دارم ولی دوست دارم بهم بیشتر بدی چون تویی وهاب و دارای فضل و بخشش عظیم )
2- حالا وقتی من پای دیگران و یا انجام کاری رو میکشم وسط واسه دریافت پوله بیشتر(ثروت)، علاوه بر اون حس نیاز که در گزینه ی اول گفتم! درواقع دارم موضوع رو شرطیش میکنم! یعنی اینطوری میشه برداشت کرد که به خدا میگم من دوست دارم به دیگران کمک کنم ولی ندارم که کمک کنم و…!(گزینه ی اول) حالا شما پول بده! تا من کمک کنم (کسی که اینطوری درخواست میکنه درواقع داره براساس افکار محدود انسان ها عمل میکنه! چون فکر میکنه خدا یک انسانه که با شرط گذاشتن و گفتنه کارهای خوبی که در آینده شاااید انجام بده و یا شاید نده ،پس خدا میگه باشه من به حرفت اعتماد میکنم و بهت کمک میکنم و پول رو به زندگیش روانه میکنه! )
درواقع به نظرم شیوه ی صحیح این کار اینه که فرد شرطیش نکنه!! چون حتی اگر باز هم بخوایم دید انسانی این موضوع رو هم ببینیم که قابل لمس باشه واسمون! ما اول باید قدرت و لیاقت و شایستگیمون رو به طرف مقابل نشون بدیم تا اون بفهمه که آره این شخص حقشه پول بیشتر چون الان که توی این وضعیت زندگی میکنه انجام میده پس میشه بهش اعتماد کرد واسه پول بیشتر! …اما در دید الهی و متافیزیکیش میشه همون راه حل گزینه ی اول و بعد نشون دادن ایمان و توکل و قدرته اعتمادمون به خدا…اینکه با باور فراوانی و اینکه یقینا خداوند(انرژی درونی ما ) همه جا و در هر لحظه ای از زندگیمون حضور داره و با آرامش و اطمینان از دریافت ثروت بیشتر و بیشتر هرکجا که نیاز به پرداخت پولی باشه با قدرت هزینه کنیم و یقین داشته باشیم که اوست روزی رسانه نامحدود …پس حال خوب داشتن با هر میزان درآمدی که داریم و اطمینان و اعتماد به بودنه ثروت و نعمت های خداوند در زندگیمون(چون باید بتونیم حس کنیم ثروتمند بودن رو و اینکه با گفتنه جمله ی ما(درخواست)که خدایا من ترجیح میدم ثروت مالیم بیشتر و بیشتر بشه ،فقط با همین گفته اون ثروت های بی نهایت خلق شده و لحظه به لحظه با قوی تر شدنمان وارد زندگی ما میشه، اینکه قدرته خدا بی نهایته و ثروت او نامحدود و اوست غنی و وهاب که از روی لطف و محبت و مهربانی ، همیشه بر ما ارزانی میکنه بهترین هارو در تمام جنبه ها)
3- یکی دیگه از مواردی که شرطی کردن یک درخواست نشانگر اون هستش ، عدم لیاقته!! … مثل اینه که من برم پیش رئیس بانک و ازش خواهش کنم که بهم وام بده بهت قول میدم کلی دعات کنم! بهت قول میدم بیام هرکاری بخوای انجام بدم!! و … و این چه حسی در رئیس بانک ایجاد میکنه؟ (این مثال درسته که دیدگاه انسانی هستش ولی فکر میکنم بشه یکجورایی به قوانین الهی ربطش داد!) خوب مطمئنن ایشون میگه هرچیزی قوانینی داره و راه و رسمی … همینطور بیخودی که نمیشه پول داد! اول از همه شما باید لیاقته دریافت رو داشته باشی پس وقتی اومدی اینطوری به پام افتادی که تورو خدا بده من چنین و چنان میکنم یعنی حتما لیاقته دریافت نداری که اینطوری درخواست میکنی ….
راه حل این مورد اینه که مثل یک انسان قدرتمند ، با باورهایی که نشان از شادی،آرامش و اعتماد،ایمان و توکل بر قدرت درونی ماست(خدا) شروع به عمل کردن به کارهایی کنیم که احساس خوبی نسبت بهشون داریم و میدونیم مارو به سمت ثروت بیشتر میبره(بدون ترس و نگرانی چون قراره اعتماد کنیم به قدرت درونیمون که خداست) (چون ما در واقع دارای روح خداوندی هستیم و به اذن او، میتونیم خلق کنیم! ، اینکه بیایم خواهش کنیم که بخاطر فلان کار و فلان چیز بهم ثروت بده یعنی من هرچند بهم قدرت دادی که خلق کنم با افکار و باورهام ولی جرأت و قدرت و شایستگی استفاده از اونارو ندارم! خودت بیا پارتی بازی کن بدون اینکه من به خودم زحمت بدم بهم بده و من قول میدم با کارام جبران کنم!!! و در واقع کسی که نخواد و یا نتونه استفاده کنه بنا بر عدالت و اختیاری که خداوند قرار داده ، پس به هیچ چیز نمیرسه…چون او خان نعمت را نامحدود قرار داده و این ما هستیم که بریم سمتشون و استفاده کنیم یا نه و فقط از دور بگیم کاش میبود! یا کاش میشد یکی بهم میداد که من بلند نمیشدم! یا خدایا درسته دمه دستمه و میتونم بردارم ولی حالش نیست!! تو بزار دهنم من قول میدم به خوبی قورتش بدم!!!!)
4- هر کدوم از ما برای دلیلی خلق شدیم… و این دلیل رو میتونیم در دنیای تصورات و تجسماتمون درک کنیم! و از چیزهایی که نسبت به انجامشون خیلی عشق و علاقه داریم( که اگر فعلا عشق و علاقه ای نمیتونیم ببینیم در یک چیز واحد! ، پس اینقدر راه هارو تست کنیم تا پیداش بشه ) و اونموقع هستش که همین کار که میشه گفت یکی از رسالت هایی هستش که ما در دنیا داریم و خیالتون رااااحت که وقتی با عشق اون کار رو انجام بدید ، همه چیز رو خواهید داشت ( انواع ثروت )
برای هممون بهترین هارو آرزومندم از خدایی که خالق بهترین هاست…
بهترین ها در زمینه ی افکار، دانش،باورها،درک قوانین الهی ، عمل به قوانین الهی،سلامتی کامل،روابط قدرتمند با عشق،محبت و یگانگی در زمینه های شغلی،خانوادگی،اجتماعی و عاطفی ، و از همه زیباتر، رسیدن به بی نهایت در ایمان و اعتماد و لذت بردن از بودن در کنار خدا و بزرگ و بزرگتر شدن … و هرانچه او میداند برای ما خیر ونیکیست …
تو خالق زندگی خودتی به اذن خدا ، پس هرروز قدرتمندتر شو و به خودت و دیگران اثبات کن قدرته نامحدود و بینهایته خداوند رو …(چون خدا که به اثبات این موضوع نیازی نداره و این ما هستیم که محتاجیم به او …)
سلام. دوست عزیز . واقعا لذت بردم از خوندن نظر شما و از خداوند وهاب بی نهایت شادی ، انرژی و سلامتی و ثروت رو برای شما آرزو دارم و امیدوارم خودتون خلق کنید .
واو، واو، احسنت، درود بر تو، معرکه است و بسیار گوهربار، الهی دست به خاک میزنی طلا بشه
نکات رو با زاویه دید درستی مطرح کردی و مکفی …
این که به سپاسگزاری که فکر می کنم بالاترین، خالص ترین و قوی ترین ارتعاش هست اشاره کردی و این که خوب واکاوی کردی نوع احساسات رو و بیان کردید که چگونه باید دید و خواست و خوب تبیین کردی که پس از تغییر عادت رفتاری چه برآیندی متجلی می شه و …
ایراد چنین طرز فکری اینه که شخص خودشو همیشه در یک فاصله از ثروت میبینه و هیچ وقت خودشو صاحب این ثروت نمیبینه .
برای ایجاد ثروت شخص باید به بخشش در حال حاضر و با هر وضعیت مالی که داره، فکر کنه .بخشش فقط بیمارستان و چیزای بزرگ نیست میتونه چیزای کوچیک باشه تا فرد در مدار ثروت قرار بگیره و احساس غنا و ثروتمندی رو در حال حاضر درک کنه .
نکته بعدی این هست که اگر کسی نتونه از دارایی اندک خودش ببخشه پس در اینده هم نمیتونه ببخشه ، پس سوال اینجاست که چطور این شخص در مورد بخشش در آینده صحبت میکنه؟
جواب:
این شخص در باورهای عمیق ذهنی خودش همچین ثروتی رو غیر ممکن میبینه و داره چیزی رو میخشه که در باورهای خودش امکان رسیدن بهش رو نداره . وگرنه به جای فکر کردن به چیزای بزرگ حتما در حال حاضر به بخشش فکر میکرد .
در این صورت همیشه خودشو از ثروت دور خواهد دید و هیچ وقت به ثروت نخواهد رسید.
سلام دوست عزیز ثروتمندم کامنتتون تون فوق العاده فوق العاده عالی و تاثیرگذاره یعنی بسیار نکات عالی و کلیدی روتوش اشاره کردید که تا الان از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم و متوجه نشده بودم بسیار عالی بود ممنونم از این آگاهی هاتون که به اشتراک گذاشتین
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز…من هنوز موفق نشدم دوره های شما رو خریداری کنم اما از فایلهای رایگانتون استفاده کردم و بسیار عالی بودن.
به نظر من این باورهای مخرب در این دیدگاه وجود داره: اول این که ما فکرمیکنیم سرازیر شدن نعمت در زندگی ما نیازمند شرط و شروطی است و خداوند فقط در ازای انجام کاری یا خدمتی از سمت ما به ما پول و نعمت میده و بی حساب چیزی نمیبخشه.
دوم ما احساس گناه میکنیم که ما پولدار باشیم و اطرافیانمون فقیر و بیمار و … باشند،پس در صورت پولدار شدن به آنها کمک می کنیم تا بار گناهانمون کم بشه.
سومین باور مخربی که در این دیدگاه وجود داره اینه که چون خداوند در قران میفرمایند انفاق کنید ما فکر میکنیم حتما باید پول بسیار زیادی داشته باشیم تا بتوانیم مقداری از آن را ببخشیم.
چهارم اینکه معتقد نیستیم که در دنیا بسیار فراوانی وجود داره و احتمالا ضمیر ناخوداگاهمون فکر میکنه که اگر نعمت در اختیار ما قرار داده بشه از حق و حقوق دیگران چیزی کم میشه…پس ما تعهد میدیم که این حق و حقوق رو بصورتی جبران کنیم.
پنجم خودمون رو لایق فراوانی نمیدانیم مگر در صورت کمک به دیگران
اولین مانع این دیدگاه اینکه اعتماد به نفس نداریم که ثروت رو برای آسایش و رفاه خودمون میخواسته باشیم و این باور رو داریم که اگه به خدا همچی حرفی بزنیم خدا دلش به حال ما میسوزه و میگه باشه بیا اینم ثروت!!!!در حالیکه ااصلا قانون اینجوری عمل نمیکنه،ثروت یا هر خواسته دیگه ای که داشته باشیم فقط و فقط زمانی بهش میرسیم که باور های خوب نسبت به داشتن اون خواسته رو در خودمون ایجاد کنیم.یعنی بگیم من ثروت رو میخوام برای اینکه ثروتمند شدن بهم کمک میکنه که بهتر زندگی کنم،ثروت رومیخوام به خاطر اینکه حالم بهتره وقتی که ثروتمند باشم،ثروت رو میخوام بخاطر اینکه خونه،ماشین بهتری میتونم داشتم،ثروت رو میخوام که بتونم به دور دنیا سفر کنم و در کل ثروت رومیخوام که لذت بیشتری از زندگی ببرم،حالا وقتی ثروت رو به دست آوردی میتونی یه بخشی از اون رو ببخشی.در واقع وقتی توداری با خدا معامله میکنی و شرط میزاری یعنی پات رو ترمزه ،یعنی باور داری که در حالت عادی که نمیتونی ثروتمند بشی و لیاقت ثروتمند شدن رو در خودت نمیببینی و میخوای از طریق معامله با خدا به ثروت برسی!اصلا معامله کردن با خدا یعنی ترمز بعنی باور غلط یعنی اضطراب یعنی ترس یعنی شک یعنی حال بد،وقتی به خواسته ای میرسی که حالت خوب باشه و با خودت در صلح باشی .یعنی بگی خدا من ثروت رو میخوام نمیدونم چه جوری و از چه راهی میخوام بهش برسم فقط باور و اطمینان قلبی دارم که میرسم،وقتی حست خوب باشه مسیر بهت نشون داداه میشه،قدم به قدم،فقط کافی رها کنی ونچسبی به خواستت.نکته دیگه اینکه خدا همون چیزی رو به ما میده که ما انرژی و فرکانسشو فرستاده باشیم،اگه ما فرکانس ثروت بفرستیم ،ثروت به ما میده و اگر فرکانس فقر رو بفرستیم فقر رونشونمون میده..از کجا بفهمیم چه فرکانسی میفرستیم ؟از روی احساسمون.اکه احساس شادی،آرامش ،اعتماد به نفس ،شکرگذاری و حس خوب و حال خوب داری یعنی فرکانست خوبه و برعکس اگه عصبی هستی،افسردگی داری ،کلافه هستی ،حالت خوب نیست یعنی فرکانست منفی و خلاف خواستته.خدا انرژی هستش و همون چیزی رو بهت میده که تو فرستادی .
درود بر جناب عابدینی عزیز….از کامنت شما در دوره کشف قوانین زندگی بسیار انرژی گرفتم و باورم در مورد ثروتمند شدنم قویتر شد و اینکه در آمدتون در بیرجند در ظرف 4 سال اینقدر ترقی داشته واقعا انرژی عالی به من داد…..منم یکی از اهدافم رسیدن به درآمد 50 میلیون تومان در ماه است…..ممنون میشم اگه توی یه کامنتی حالا یا در اینجا یا در دوره کشف قوانین توضیح بدید که چه باورها و تمریناتی رو بیشتر انجام دادید و چگونه روی خودتون کار کردید که به این درآمد رسیدید خیلی ممنون میشم و خیلی بهم انگیزه میده…..اگه چنین کامنتی گذاشتید ممنون میشم در زیر همین کامنت اطلاع رسانی کنید……با تشکر……ایشالا هر روز سالم تر ثروتمند تر شاد تر و موفق تر باشید. :)
با سلام. درخواست این خواسته بر اساس توجه به نداشته ها هست. اگر خداوند نعمتی بدهد و ما فلان نیت خیر را داریم که وقتی به خاسته مان رسیدیم آنها را انجام دهیم یعنی در حال حاضر آن خواسته را نداریم و توجه ما به همین نداشته ها است. همه توجه ما سمت نداشته هاست. اگر باور کنیم که در حال حاضر به خواسته هایمان رسیده ایم و همان احساسی که از داشتن آنها خواهین داشت در حال حاضر داشته باشیم و همان شکرگزاری که در صورت داشتن آنها خواهیم داشت در حال حاضر داشته باشیم باور ما به واقعیت عینی تبدیل میشود و هر چه این حس داشتن این خواسته ها در حال حاضر در ما بیشتر باشد سریعتر این اتفاق می افتد. با تشکر
سلااااااام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستای گروه پر انرژی عباسمنش
دوستان در رابطه با پاسخ به سوال استاد عزیزم واقعیتش در حین شنیدن اولین مطلبی که همون لحظه به فکرم اومد: 1- وهابیت خداونداست که به معنی بخشش بی قید و شرط که با صفت رحیمیت خداوند متفاوت می باشد. رحیم به معنی بخشش در مقابل عمل خوبی که ما انجام میدهیم نه کمتر نه بیشتر یعنی در واقع عامیانه اینه که مزد کارهایی که انجام میدهیم را خداوند به بندگانش می بخشد ولی صفت وهابیت خداوند یعنی بخششی که خیلی فراتر از اعمال و کارهای خوبی که ما انجام میدهیم بی قید و شرط و بی انتها در اختیار بندگانش قرار می دهد که در این سوال ما باورهای خودمان را محدود می کنیم که حتما وقتی که از خداوند چیزی یا ثروتی را درخواست می کنیم حتما باید در مقابلش کاری را انجام دهیم و فکر میکنیم که اگر اون کار خیر را انجام ندهیم خداونددرخواست مارو اجابت نمی کند وبه نظرم یکی از ترمزهایی است که با باور محدود کننده خودمان ایجاد میکنیم مانع از ورود ثروت به زندگی خود می شویم
دومین باور محدود کننده در مورد این موضوع که مانع از ورود ثروت بسیار زیاد می شود به نظرم عدم احساس ارزشمندی خودمان می باشد یعنی در واقع ما با این باور مخرب فکر می کنیم بدنیا اومدیم که خودمان را وقف دیگران کنیم . دوستان کمک کردن خیلی خوب است ولی بنظرم در وحله اول به خودمان کمک کنیم و آنقدر به حد ثروت برسیم تا رها شویم
سومین باور محدود کننده در مورد این موضوع شرک می باشد یعنی اینکه خداوند نمی تواند بطور مستقیم به کسایی که نیازمند است کمک کند و فقط با واسطه ی ما به دیگران کمک می کند یعنی خودمان را جای پروردگار قرار دادن!!!
دوستان عزیزم خداوند قوانینی در این دنیا وضع کرده که اگر در مسیر این قوانین قرار بگیریم همه آنچه که ما درخواست کنیم بدون هیچ قید و شرطی در اختیار ما قرار می دهد این باور های مخرب ذهنی ما هست که مانع ورود ثروت بسیار نامحدود به زندگیمان میشود
به نظر من ، کدهای مخرب و مخفی که در این خواسته وجود دارد عبارتنداز
۱: اعتماد نداشتن به عدل خداوند و اینکه هرلحظه “همه” ما مورد حمایت و هدایت پروردگار هستیم.
خداوندی که میتواند مرا هدایت کند و به ثروت برساند چطور امکان دارد آن افراد فقیر و بی بضاعت را هدایت نکند؟
۲: کسی که این خواسته را دارد پس همیشه توجه اش به فقرا و دلسوزی کردن برای آنهاست و طبق قانون هستی فقر را جذب میکند واصولا نمی تواند ثروتمند شود.
۳: فقر یک تضاد است که فرد باید به آن برخورد کند تا خواسته هایش را بشناسد و ثروت را بخواهد ودر آن مسیر “حرکت “کند . خوداین حرکت و رسیدن به خواسته ها لذت بخش است ، وگرنه منتظر دیگران ماندن تا کمکی به او برسد مثل مرده ها زندگی کردن است . که استاد در فایل به کبوترها غذا ندهیم کامل توضیح دادند.
۴: اصولا طبق آیه های قرآن ما به دیگران کمک میکنیم که خودمان به احساس خوب برسیم ، یعنی به خاطر خودمان است که به دیگران کمک میکنیم . ودر غیر اینصورت در اعماق وجودمان بر سر افراد فقیر منت خواهیم گذاشت .
پس این فرد این باورها را دارد که هرکسی نمی تواند ثروتمند شود. که خداوند فقط بعضیها را هدایت میکند و به آنها ثروت میدهد. عدل خدا را باور ندارد. این جمله را باور ندارد که سرنوشت هر کس را افکار و باورهای خودش میسازد.
با سلام خدمت استاد گرانقدر و همه عزیزان حاضر در سایت
ما وقتی به خدا میگوییم که خدایا تو به ما پول بده در عوض ما کلی خیرات در راه تو انجام میدهیم به دلایل زیر این درخواست جواب نمیدهد.
1- با مطرح کردن این درخواست به این شکل ما به نداشتن و کمبود ثروت در زندگیمان اعتراف میکنیم. . بر طبق قانون جذب ما هر فرکانسی با احساساتمان ارسال کنیم از همان جنس وارد زندگیمان میشود. بنابراین ما با ذهن و کلام خودمان ناخواسته و کمبودهای بیشتری را وارد زندگیمان میکنیم.
2- اینکه کمبود ثروت را به دلیل عوامل بیرونی میدانیم که انرا از بیرون طلب میکنیم . ما خدا را یک موضوع بیرون از خود میبینم و برای این از او طلب میکنیم . انگار میخواهیم یک کسی از بیرون به ما کمک کند و خود ما توانایی کسب ثروت را نداریم. که این یک باور اشتباه در کسب ثروت است. در بسته روانشناسی ثروت به خوبی تاثیر نداشتن عوامل بیرونی در کسب ثروت بیان میشود. و کسانی که به این باور اعتقاد داشته باشند هیچوقت ثروتمند نمیشوند.
3- اینکه کسی که چنین حرفی میزند در خود احساس لیاقت داشتن و کسب ان را نمیبیند و مجبور میشود با گروکشی با خدا ان را یک جوری برای خود دست و پا کند. اینکه به صورت عادی آن را از خود بسیار دور میبیند که مجبور میشود با خدا که دارای قدرت ماورایی است وارد معامله شود که اگر خدا ثروت را به او بدهد او هم در عوض یک کاری برای خدا انجام میدهد. فکر میکند خدا نمیتواند خودش ان کار را انجام دهد که این شرک است. او میخواهد قبل از انجام ان کار مزدش را بگیرد و یک مقداری از ان را در صرف امور خدا پسندانه کند نه همه اش را.
4- من وقتی به خدا میگوییم به من پول بده که در عوضش به مردم کمک کنم من دچار ناسپاسی هستم. این همه نعمت که خدا به من داده را که بسیار برای من ارزشمند است را نمی بینیم . بعنوان مثال نعمت حیاتی که خدا به من داده واقعا من حاضرم چقدر پول بگیرم تا ان را بدهم . و همین مورد برای سلامتی و داشتن نعمتهایی مثل فکر کردن و بینایی وشنوایی و …. من همواره باید خدا را بخاطر این نعمتها شکر کنم. و همه ی ما میدانیم که با ناشکری نعمتهای که داریم ازما گرفته میشود.همه ما برای هر چیزی که داریم در این زندگی باید شکر گزار خدا باشیم و همواره احساس بی نیازی کنیم تا این احساس نعمتهای بیشتری را وارد زندگی ما کند.
برای خودم جالبه که من خودم این اشتباه را در ذهنم داشتم و متعجب بودم که چرا بعد از این همه مدت که دارم برای کسب ثروت کار میکنم علی رغم اینکه توفیقاتی داشته ام ولی آن جریان اصلی ثروت را در زندگیم احساس نمیکردم. انشالله بتوانم این باورهای مخرب را در ذهنم با باورهای ثروت آفرین جایگزین کنم.
باسلام به همه ی عزیزان ، من اولین باره ک کامنت میزارم و و امروز از خدا با تمام جدیت خاستم راه درست رسیدن به خواستمو بگه ک از طریق نشانه ها به این صفحه هدایت شدم و حالا متوجه کلی ترمز هستم ک از اونا اگاه نبودم و برای همین از استاد و بچه هایی ک کامنت گذاستن بسیار ممنونم و خدا رو شاکرم.
۱.خودم رو لایق ثروت ندیدن
۲.خداوند ثروتمندها رو دوست نداره و در عوض بخشنده ها رو دوست داره و آدمها هم بخشنده ها رو دوست دارن پس من باید ببخشم تا دوست داشته بشم.
۳.باوراینکه همیشهه همه چیزو باهم نمیشه داشت براهمین باید از بعضی چیزا بگذری تا عدالت اجرا بشه و خدا بهت بده.
۴.پول چرک کفه دسته.
۵.آدمهای پولدار ذات بدی دارن و به بقیه اهمیت نمیدن اما من باید خوب باشم برا همین باید ثروتم رو خرج بقیه کنم تا آدم بدی نباشم
۶.پولدارا بی احساس و خشن نسبت به اطرافیانشون هستن خدایا بمن بده من با بخششم ثابت میکنم خوبم
۷.خودثروتمند شدن بتنهایی کار معنوی نیست.
۸.انگار میخوام خدا رو قانع کنم تا بمن ثروت بده چون اون رو امری غیر معمول میدونم.
۹.پول خیلی کمه و خیلی سخت و با رنج بدست میاد
۱۰.رنج برای بدست اوردن پول رو ضروری میدونم
۱۱.انگار اگه خدا بهم ثروت بده قراره برای بقیه توجیح کنه یا از ثروتش کم کنه و یا از ثروت بقیه بمن بده.
۱۲.ثروت و ثروتمند شدن را خواست شیطان و انسانهای بد دانستن
۱۳. عزت نفس پایین ک میخوام نشون بدم خوبم و کارم خیره
۱۴.با توجه به گذشته و آموزشها از مادیات دور بودن رو اصل و اساس زندگی میدونم
۱۵.انگار باید کار خاصی بکنم تا ثروتمند بشم اما من کاری ک متحمل سختی باشه و لایق ثروتمند شدن باشه نکردم پس لایق نیستم
۱۶. اگر ثروت رو فقط برا خودم بخوام خودخواهم
۱۷.احساس گناه از ثروتمند شدن و لذت بردن و ظلم به دیگران
۱۸.احساس بد نسبت به ثروت و ثروتمندان
۱۹. باور اینکه خدا خیلی سخت ثروت بهمون میده و باید دلیل قانع کننده ای داشته باشم
۲۰.یعنی نمیتونم براحتی و در حالت عادی ثروتمند باشم.
۲۱.ثروت فقط از راه نادرست راحت بدست میاد
۲۲.ترس از ثروتمند شدن و براه خطا رفتن
۲۳.باور به اینکه بخشیدن بهتر از بدست آوردنه برا همین همیشه سعی کردم ببخشم و برای دیگران خیر برسونم متاسفانه
۲۴.باور اینکه بافقط بخشیدن خدا و عزیزانم من را دوست دارن والا با دریافت کردن برای دیگران و خدا بی ارزش میشم
۲۵.باوراینکه اونا از اول ثروتمند بودن اما من کلی باید تلاش کنم حالا شاید یکم ثروت داشته باشم اما بازم اونا ثروتمندترن
۲۶.باور به اینکه من با ثروتمندا فرق دارم و تقدیر من فقره و جایگاهم همینه و عوض نمیشه مگر با سختی
۲۷.اینکه زندگی ثروتمندا همیشه یه مشکل بزرگی توش هست و شاد نیستن و خوشبخت نیستن
۲۸.باید خودمو ثابت کنم تا خدا ثروت بهم بده
۲۹.خودمو مسئول خوشی بقیه میدونم و اگر خوشحال نباشن پس منم حق ندارم شاد باشم وگرنه آدم خودخواه و بی احساسیم
۳۰.خوشی و رفاه بقیه رو مهمتر از خودم میدونم
۳۱.ثروت مخصوص یه عده ی خاصه ک از ما بالاترن ، عزیزترن، مهمترن و خود را در حد اونا ندونستن
۳۲.اگر بفکر بقیه باشم خدا و بقبه منو دوست دارن
۳۳.شک داشتن به اینکه هزاران راه راحت و زیبا وجود داره ک من ثروتمند باشم و نیاز به سغل و جایگاه خاصی نیست
۳۴.باور ب اینکه فقرا بخدا نزدیکترن و عزیزترن
۳۵.باور ب اینکه من توانایی تغییر زندگی دیگران رو دارم اما در زندگی خودم ناتوانم
سلام دوست عزیز، سپاس گذارم از حسن توجه شمابله کاملا درسته ترمزهای بسباری هستند اما مهم اینه ک در حال حاضر بهشون پی بردیم و میتونیم حذفشون کنیم و یا تبدیل ب گاز کنیم .
امیدوارم در پناه خداوند یکتا و در پناه فرمانروای یکتا ک میتونه ما رو بهر چیزی ک میخوایم برسونه ما رو به بهترین راهها و مسیرها به ثروت روز افزون و سعادت برسونه.
حالا این بگم این سوال درست پرسیده شده که به خدا میگیم این پول بده من قول میدم کمک کنم
من نشونه را اشتباه رفته بودم از غیر خدا میخواستم که کمکم کنه
این که من اصلا خودم لایق نمیدونستم که از خدا بخوام چیزی بهم بده باورم این بود منه گناه کار منه سگ درخونه فلانی چطور میتونم از خدا بخوام بهم گفته شده بود حتما باید واسطه بگیری فلانی واسطه نگرفت کورشدو…خلاصه میگفتم فلان امام فلان امام زاده تو ابرو داری پیش خدا از خدا بخوا این پول بده من قول میدم ادم خوبی بشم وکمک کنم
حالا کلی بخوام جواب این سوال بدم
خودم لایق ثروت نمیدونستم میگفتم اگه ثروت مند بشم مردم چی میگن،این که از خدا دور میشم با ثروت همیشه این ترس داشتم درصورتی که اون زمان خیلی دور بودم ،واین که همیشه بهم گفته شده بود یه باغبون اون درختی که از همه ضعیف تره بیشتر هواش داره منم با ضعیف بودن خدا هوام داره بهشت بهم میده وخدایار بی کسا هسته
با این باورها از خدا هم میخواستم ثروت بده اونم نه با کار کردن
یه گنجی پیدا کنم ومسابقه ای برنده بشم یا مثل تو فیلما بغل دیوار نشسته باشم یکی یه گونی پول بپرونه این طرف دیوار منم بر دارم پول دار بشم
حساب کتاب هم میکردم که این قدرش میدم به فقیرا که حلالش کنم اینه پول را این پول حرومه اینجوری خدا عذابم میکنه گاها هم با این حال که ثروته نیومده بود عذاب وجدان داشتم اگه این پول بیاد عذابای پشتش چکار کنم وجهنم و…
برای کمک کردن به دیگران اگه ثروت مند بشم این باورم بود
اگه بگم اگه ثروت بدی کمک میکنم برای این بود که خدا دلش میسوزه میگه این ادم خوبیه این مثل بقیه ثروتمندا ظالم نیست
درصورتی که ثروت بی نهایت هست ما با جهان پر از فروانی ونعمت طرفیم به قول استاد برو دنبال میسر علایقت بی نهایت ثروت وارد زندگیت میشه نیازی نیست دل خدا را به رحم بیاری که بهت بده واین که واقعا ثروت معنویی هسته
یادمه استاد گفت برین دنبال مسیر علایق خودتون من رفتم اوایل دوسه روز یبار ۵۰هزارتومن کار میکردم چقد شکرگذاری میکردم بابت این پول چقد ذوق میکردم وانرژی داشتم که تو مسیر تکاملی خیلی رشد کرد هر چی بیشتر میشه من حس میکنم به خدا نزدیکتر میشم خدا داره بهتر خواسته هام اجابت میکنه امیدوارم همگی تو مسیر درست قرار بگیریم که نتیجه میشه ثروت بیشترروابط بهتر وسلامتی سعادتمندی در دنیا واخرت
سلام. با اینکه چندتایی از نظرات رو قبلا مطالعه کرده بودم ولی حقیقتا فراموششون کردم!!!!!! و الان میخوام خودم بگردم توی ذهنم دنبال جواب و بنویسمشون تا ببینم چی از آب در میاد!! خدایا سپاسگذارم که همیشه راهنمایی ام میکنی به سمت بهترین ها …
توی دید اول که واقعا چیز منفی ای در این جملات و افکار نمیبینم!!اما با کمی دقت :
1- اینکه من از خداوند بخوام که بهم پول و ثروت بده(حتی بدون گفتن اینکه به کسی میخوام کمک کنم و …) به خودیه خود در من نشان دهنده ی یک نیاز هستش! یعنی خدایا من به پول و ثروت نیازمندم چون ندارم!(پس طبق قوانین جذب من روی نداشتن پول دارم توجه و تمرکز میکنم!)
و به نظرم راه حلش این میتونه باشه که علاوه بر اینکه واقعا میزان پولی که دارم رو احساس کنم و بگم خدایا من ترجیح میدم که پول و ثروت بیشتری داشته باشم و سپاسگذاری کنم(یعنی درسته که پول دارم ولی دوست دارم بهم بیشتر بدی چون تویی وهاب و دارای فضل و بخشش عظیم )
2- حالا وقتی من پای دیگران و یا انجام کاری رو میکشم وسط واسه دریافت پوله بیشتر(ثروت)، علاوه بر اون حس نیاز که در گزینه ی اول گفتم! درواقع دارم موضوع رو شرطیش میکنم! یعنی اینطوری میشه برداشت کرد که به خدا میگم من دوست دارم به دیگران کمک کنم ولی ندارم که کمک کنم و…!(گزینه ی اول) حالا شما پول بده! تا من کمک کنم (کسی که اینطوری درخواست میکنه درواقع داره براساس افکار محدود انسان ها عمل میکنه! چون فکر میکنه خدا یک انسانه که با شرط گذاشتن و گفتنه کارهای خوبی که در آینده شاااید انجام بده و یا شاید نده ،پس خدا میگه باشه من به حرفت اعتماد میکنم و بهت کمک میکنم و پول رو به زندگیش روانه میکنه! )
درواقع به نظرم شیوه ی صحیح این کار اینه که فرد شرطیش نکنه!! چون حتی اگر باز هم بخوایم دید انسانی این موضوع رو هم ببینیم که قابل لمس باشه واسمون! ما اول باید قدرت و لیاقت و شایستگیمون رو به طرف مقابل نشون بدیم تا اون بفهمه که آره این شخص حقشه پول بیشتر چون الان که توی این وضعیت زندگی میکنه انجام میده پس میشه بهش اعتماد کرد واسه پول بیشتر! …اما در دید الهی و متافیزیکیش میشه همون راه حل گزینه ی اول و بعد نشون دادن ایمان و توکل و قدرته اعتمادمون به خدا…اینکه با باور فراوانی و اینکه یقینا خداوند(انرژی درونی ما ) همه جا و در هر لحظه ای از زندگیمون حضور داره و با آرامش و اطمینان از دریافت ثروت بیشتر و بیشتر هرکجا که نیاز به پرداخت پولی باشه با قدرت هزینه کنیم و یقین داشته باشیم که اوست روزی رسانه نامحدود …پس حال خوب داشتن با هر میزان درآمدی که داریم و اطمینان و اعتماد به بودنه ثروت و نعمت های خداوند در زندگیمون(چون باید بتونیم حس کنیم ثروتمند بودن رو و اینکه با گفتنه جمله ی ما(درخواست)که خدایا من ترجیح میدم ثروت مالیم بیشتر و بیشتر بشه ،فقط با همین گفته اون ثروت های بی نهایت خلق شده و لحظه به لحظه با قوی تر شدنمان وارد زندگی ما میشه، اینکه قدرته خدا بی نهایته و ثروت او نامحدود و اوست غنی و وهاب که از روی لطف و محبت و مهربانی ، همیشه بر ما ارزانی میکنه بهترین هارو در تمام جنبه ها)
3- یکی دیگه از مواردی که شرطی کردن یک درخواست نشانگر اون هستش ، عدم لیاقته!! … مثل اینه که من برم پیش رئیس بانک و ازش خواهش کنم که بهم وام بده بهت قول میدم کلی دعات کنم! بهت قول میدم بیام هرکاری بخوای انجام بدم!! و … و این چه حسی در رئیس بانک ایجاد میکنه؟ (این مثال درسته که دیدگاه انسانی هستش ولی فکر میکنم بشه یکجورایی به قوانین الهی ربطش داد!) خوب مطمئنن ایشون میگه هرچیزی قوانینی داره و راه و رسمی … همینطور بیخودی که نمیشه پول داد! اول از همه شما باید لیاقته دریافت رو داشته باشی پس وقتی اومدی اینطوری به پام افتادی که تورو خدا بده من چنین و چنان میکنم یعنی حتما لیاقته دریافت نداری که اینطوری درخواست میکنی ….
راه حل این مورد اینه که مثل یک انسان قدرتمند ، با باورهایی که نشان از شادی،آرامش و اعتماد،ایمان و توکل بر قدرت درونی ماست(خدا) شروع به عمل کردن به کارهایی کنیم که احساس خوبی نسبت بهشون داریم و میدونیم مارو به سمت ثروت بیشتر میبره(بدون ترس و نگرانی چون قراره اعتماد کنیم به قدرت درونیمون که خداست) (چون ما در واقع دارای روح خداوندی هستیم و به اذن او، میتونیم خلق کنیم! ، اینکه بیایم خواهش کنیم که بخاطر فلان کار و فلان چیز بهم ثروت بده یعنی من هرچند بهم قدرت دادی که خلق کنم با افکار و باورهام ولی جرأت و قدرت و شایستگی استفاده از اونارو ندارم! خودت بیا پارتی بازی کن بدون اینکه من به خودم زحمت بدم بهم بده و من قول میدم با کارام جبران کنم!!! و در واقع کسی که نخواد و یا نتونه استفاده کنه بنا بر عدالت و اختیاری که خداوند قرار داده ، پس به هیچ چیز نمیرسه…چون او خان نعمت را نامحدود قرار داده و این ما هستیم که بریم سمتشون و استفاده کنیم یا نه و فقط از دور بگیم کاش میبود! یا کاش میشد یکی بهم میداد که من بلند نمیشدم! یا خدایا درسته دمه دستمه و میتونم بردارم ولی حالش نیست!! تو بزار دهنم من قول میدم به خوبی قورتش بدم!!!!)
4- هر کدوم از ما برای دلیلی خلق شدیم… و این دلیل رو میتونیم در دنیای تصورات و تجسماتمون درک کنیم! و از چیزهایی که نسبت به انجامشون خیلی عشق و علاقه داریم( که اگر فعلا عشق و علاقه ای نمیتونیم ببینیم در یک چیز واحد! ، پس اینقدر راه هارو تست کنیم تا پیداش بشه ) و اونموقع هستش که همین کار که میشه گفت یکی از رسالت هایی هستش که ما در دنیا داریم و خیالتون رااااحت که وقتی با عشق اون کار رو انجام بدید ، همه چیز رو خواهید داشت ( انواع ثروت )
برای هممون بهترین هارو آرزومندم از خدایی که خالق بهترین هاست…
بهترین ها در زمینه ی افکار، دانش،باورها،درک قوانین الهی ، عمل به قوانین الهی،سلامتی کامل،روابط قدرتمند با عشق،محبت و یگانگی در زمینه های شغلی،خانوادگی،اجتماعی و عاطفی ، و از همه زیباتر، رسیدن به بی نهایت در ایمان و اعتماد و لذت بردن از بودن در کنار خدا و بزرگ و بزرگتر شدن … و هرانچه او میداند برای ما خیر ونیکیست …
تو خالق زندگی خودتی به اذن خدا ، پس هرروز قدرتمندتر شو و به خودت و دیگران اثبات کن قدرته نامحدود و بینهایته خداوند رو …(چون خدا که به اثبات این موضوع نیازی نداره و این ما هستیم که محتاجیم به او …)
موفق باشید.
سلام. دوست عزیز . واقعا لذت بردم از خوندن نظر شما و از خداوند وهاب بی نهایت شادی ، انرژی و سلامتی و ثروت رو برای شما آرزو دارم و امیدوارم خودتون خلق کنید .
آقا هزاران درود به اون ذهن مشتی و باحالت آقا محمدحسین
جمله به جمله ها ، از ذهنی رو انگشتها جاری میشد و تبدیل به کلام ، تا به چشم و ذهن من و چندین انسان شایسته و طالب این جمله ها برسن
که خوب و حسابی اصل حقیقت کل بازی رو درک کرده و باورش داره
و میشه
هر کلامی که اون رو هم خدا تو دل و ذهن تو جاری ش کرده ، بشن ابزاری برای اینکه هم خودت بیشتر و وسیع تر انرژی بگیری و پیش بری و قوی تر باشی ،
و هم دستی بشی از دستهای خدا که به خیلی ها میتونه کمک کنه و براشون جواب باشه
مررررسی پسر
Nice GOD … Good GAME
سلام.
واو، واو، احسنت، درود بر تو، معرکه است و بسیار گوهربار، الهی دست به خاک میزنی طلا بشه
نکات رو با زاویه دید درستی مطرح کردی و مکفی …
این که به سپاسگزاری که فکر می کنم بالاترین، خالص ترین و قوی ترین ارتعاش هست اشاره کردی و این که خوب واکاوی کردی نوع احساسات رو و بیان کردید که چگونه باید دید و خواست و خوب تبیین کردی که پس از تغییر عادت رفتاری چه برآیندی متجلی می شه و …
عاشقتم رفیق
دوست عزیز واقعا زیبا و شیوا مطالب و نوشته بودین
ذره ذره متنتون ملموس بود و من احساس میکنم که منم همین ترمزا رو دارم
سلام
ایراد چنین طرز فکری اینه که شخص خودشو همیشه در یک فاصله از ثروت میبینه و هیچ وقت خودشو صاحب این ثروت نمیبینه .
برای ایجاد ثروت شخص باید به بخشش در حال حاضر و با هر وضعیت مالی که داره، فکر کنه .بخشش فقط بیمارستان و چیزای بزرگ نیست میتونه چیزای کوچیک باشه تا فرد در مدار ثروت قرار بگیره و احساس غنا و ثروتمندی رو در حال حاضر درک کنه .
نکته بعدی این هست که اگر کسی نتونه از دارایی اندک خودش ببخشه پس در اینده هم نمیتونه ببخشه ، پس سوال اینجاست که چطور این شخص در مورد بخشش در آینده صحبت میکنه؟
جواب:
این شخص در باورهای عمیق ذهنی خودش همچین ثروتی رو غیر ممکن میبینه و داره چیزی رو میخشه که در باورهای خودش امکان رسیدن بهش رو نداره . وگرنه به جای فکر کردن به چیزای بزرگ حتما در حال حاضر به بخشش فکر میکرد .
در این صورت همیشه خودشو از ثروت دور خواهد دید و هیچ وقت به ثروت نخواهد رسید.
سلام دوست عزیز ثروتمندم کامنتتون تون فوق العاده فوق العاده عالی و تاثیرگذاره یعنی بسیار نکات عالی و کلیدی روتوش اشاره کردید که تا الان از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم و متوجه نشده بودم بسیار عالی بود ممنونم از این آگاهی هاتون که به اشتراک گذاشتین
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز…من هنوز موفق نشدم دوره های شما رو خریداری کنم اما از فایلهای رایگانتون استفاده کردم و بسیار عالی بودن.
به نظر من این باورهای مخرب در این دیدگاه وجود داره: اول این که ما فکرمیکنیم سرازیر شدن نعمت در زندگی ما نیازمند شرط و شروطی است و خداوند فقط در ازای انجام کاری یا خدمتی از سمت ما به ما پول و نعمت میده و بی حساب چیزی نمیبخشه.
دوم ما احساس گناه میکنیم که ما پولدار باشیم و اطرافیانمون فقیر و بیمار و … باشند،پس در صورت پولدار شدن به آنها کمک می کنیم تا بار گناهانمون کم بشه.
سومین باور مخربی که در این دیدگاه وجود داره اینه که چون خداوند در قران میفرمایند انفاق کنید ما فکر میکنیم حتما باید پول بسیار زیادی داشته باشیم تا بتوانیم مقداری از آن را ببخشیم.
چهارم اینکه معتقد نیستیم که در دنیا بسیار فراوانی وجود داره و احتمالا ضمیر ناخوداگاهمون فکر میکنه که اگر نعمت در اختیار ما قرار داده بشه از حق و حقوق دیگران چیزی کم میشه…پس ما تعهد میدیم که این حق و حقوق رو بصورتی جبران کنیم.
پنجم خودمون رو لایق فراوانی نمیدانیم مگر در صورت کمک به دیگران
ششم ما خودمون رو مسیول حل مشکلات دیگران میدونیم.
با سلام خدمت همه دوستان عزیز و استاد عباس منش گل
اولین مانع این دیدگاه اینکه اعتماد به نفس نداریم که ثروت رو برای آسایش و رفاه خودمون میخواسته باشیم و این باور رو داریم که اگه به خدا همچی حرفی بزنیم خدا دلش به حال ما میسوزه و میگه باشه بیا اینم ثروت!!!!در حالیکه ااصلا قانون اینجوری عمل نمیکنه،ثروت یا هر خواسته دیگه ای که داشته باشیم فقط و فقط زمانی بهش میرسیم که باور های خوب نسبت به داشتن اون خواسته رو در خودمون ایجاد کنیم.یعنی بگیم من ثروت رو میخوام برای اینکه ثروتمند شدن بهم کمک میکنه که بهتر زندگی کنم،ثروت رومیخوام به خاطر اینکه حالم بهتره وقتی که ثروتمند باشم،ثروت رو میخوام بخاطر اینکه خونه،ماشین بهتری میتونم داشتم،ثروت رو میخوام که بتونم به دور دنیا سفر کنم و در کل ثروت رومیخوام که لذت بیشتری از زندگی ببرم،حالا وقتی ثروت رو به دست آوردی میتونی یه بخشی از اون رو ببخشی.در واقع وقتی توداری با خدا معامله میکنی و شرط میزاری یعنی پات رو ترمزه ،یعنی باور داری که در حالت عادی که نمیتونی ثروتمند بشی و لیاقت ثروتمند شدن رو در خودت نمیببینی و میخوای از طریق معامله با خدا به ثروت برسی!اصلا معامله کردن با خدا یعنی ترمز بعنی باور غلط یعنی اضطراب یعنی ترس یعنی شک یعنی حال بد،وقتی به خواسته ای میرسی که حالت خوب باشه و با خودت در صلح باشی .یعنی بگی خدا من ثروت رو میخوام نمیدونم چه جوری و از چه راهی میخوام بهش برسم فقط باور و اطمینان قلبی دارم که میرسم،وقتی حست خوب باشه مسیر بهت نشون داداه میشه،قدم به قدم،فقط کافی رها کنی ونچسبی به خواستت.نکته دیگه اینکه خدا همون چیزی رو به ما میده که ما انرژی و فرکانسشو فرستاده باشیم،اگه ما فرکانس ثروت بفرستیم ،ثروت به ما میده و اگر فرکانس فقر رو بفرستیم فقر رونشونمون میده..از کجا بفهمیم چه فرکانسی میفرستیم ؟از روی احساسمون.اکه احساس شادی،آرامش ،اعتماد به نفس ،شکرگذاری و حس خوب و حال خوب داری یعنی فرکانست خوبه و برعکس اگه عصبی هستی،افسردگی داری ،کلافه هستی ،حالت خوب نیست یعنی فرکانست منفی و خلاف خواستته.خدا انرژی هستش و همون چیزی رو بهت میده که تو فرستادی .
درود بر جناب عابدینی عزیز….از کامنت شما در دوره کشف قوانین زندگی بسیار انرژی گرفتم و باورم در مورد ثروتمند شدنم قویتر شد و اینکه در آمدتون در بیرجند در ظرف 4 سال اینقدر ترقی داشته واقعا انرژی عالی به من داد…..منم یکی از اهدافم رسیدن به درآمد 50 میلیون تومان در ماه است…..ممنون میشم اگه توی یه کامنتی حالا یا در اینجا یا در دوره کشف قوانین توضیح بدید که چه باورها و تمریناتی رو بیشتر انجام دادید و چگونه روی خودتون کار کردید که به این درآمد رسیدید خیلی ممنون میشم و خیلی بهم انگیزه میده…..اگه چنین کامنتی گذاشتید ممنون میشم در زیر همین کامنت اطلاع رسانی کنید……با تشکر……ایشالا هر روز سالم تر ثروتمند تر شاد تر و موفق تر باشید. :)
سلام و درود به همه ی دوستان عزیز و استاد ناب
بنظر من کل داستان اصلی اینه که ما خودمونو بپذیریم
و رها شیم از هر قید و بندی که به خودمون وصل کردیم
از شروطی که برای خودمون گذاشتیم
از هر پابندی که به خودمون وصل کردیم
پذیرش خودمون بی هیچ قید و شرطی
پذیرش ثروت بدون هیچ شرط
پذیرش سلامتی
پذیرش روابط خوب
پذیرش آرامش
اما خیلی اوقات ما اینها رو که جزو حق طبیعی ماست به این دلیل که لایقشیم و جزئی از خدائیم رو گره میزنیم به یسری چیزای دیگه
که این یعنی نشناختن خودمون و خدای خودمون
موسی
شخصی که بعد از اینکه مرتکب قتل شد
به پیامبری رسید
چرا؟
چون فهمیده بود که هیچ خطایی بزرگتر از دایره ی بخشش پروردگار نیس
و وارد مدار صحیح شد و حای اینکه مدام از خودش عیب بگیره انقد خودشو پذیرفت که تونست به درجه ی پیامبری برسه
و نکته ای که تو این نوع درخواست هست گره زدن خواسته به چیزای دیگس
یعنی فک میکنیم اگه بخشش و کمک نکنیم لایق ثروت نیستیم
و یسری نکات ریز دیگه مث اینکه فقط با ثروت میشه به مردم کمک کرد
و کم ارزش دیدن خود …
همه چیز برمیگرده به توحید و عزت نفس
که بطور عجیبی بهم متصلن …
انشاا… در پناه حق هر روز آگاهیمون بیشتر شه
سلامت و سربلند باشین ?
با سلام. درخواست این خواسته بر اساس توجه به نداشته ها هست. اگر خداوند نعمتی بدهد و ما فلان نیت خیر را داریم که وقتی به خاسته مان رسیدیم آنها را انجام دهیم یعنی در حال حاضر آن خواسته را نداریم و توجه ما به همین نداشته ها است. همه توجه ما سمت نداشته هاست. اگر باور کنیم که در حال حاضر به خواسته هایمان رسیده ایم و همان احساسی که از داشتن آنها خواهین داشت در حال حاضر داشته باشیم و همان شکرگزاری که در صورت داشتن آنها خواهیم داشت در حال حاضر داشته باشیم باور ما به واقعیت عینی تبدیل میشود و هر چه این حس داشتن این خواسته ها در حال حاضر در ما بیشتر باشد سریعتر این اتفاق می افتد. با تشکر
عالی بود آقای محمدی یکی از زیباترین و نابترین ولذت بخش ترین نظراتی بود که تا به حال خوندم
لطف دارین ممنون
سلام آقای محمدی
خیلی دیدگاهتون قشنگ بود.خیلی خوب اصل مطلب رو گفتید و خیلی هم شسته رفته.
خیلی ممنون.??????
سلااااااام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستای گروه پر انرژی عباسمنش
دوستان در رابطه با پاسخ به سوال استاد عزیزم واقعیتش در حین شنیدن اولین مطلبی که همون لحظه به فکرم اومد: 1- وهابیت خداونداست که به معنی بخشش بی قید و شرط که با صفت رحیمیت خداوند متفاوت می باشد. رحیم به معنی بخشش در مقابل عمل خوبی که ما انجام میدهیم نه کمتر نه بیشتر یعنی در واقع عامیانه اینه که مزد کارهایی که انجام میدهیم را خداوند به بندگانش می بخشد ولی صفت وهابیت خداوند یعنی بخششی که خیلی فراتر از اعمال و کارهای خوبی که ما انجام میدهیم بی قید و شرط و بی انتها در اختیار بندگانش قرار می دهد که در این سوال ما باورهای خودمان را محدود می کنیم که حتما وقتی که از خداوند چیزی یا ثروتی را درخواست می کنیم حتما باید در مقابلش کاری را انجام دهیم و فکر میکنیم که اگر اون کار خیر را انجام ندهیم خداونددرخواست مارو اجابت نمی کند وبه نظرم یکی از ترمزهایی است که با باور محدود کننده خودمان ایجاد میکنیم مانع از ورود ثروت به زندگی خود می شویم
دومین باور محدود کننده در مورد این موضوع که مانع از ورود ثروت بسیار زیاد می شود به نظرم عدم احساس ارزشمندی خودمان می باشد یعنی در واقع ما با این باور مخرب فکر می کنیم بدنیا اومدیم که خودمان را وقف دیگران کنیم . دوستان کمک کردن خیلی خوب است ولی بنظرم در وحله اول به خودمان کمک کنیم و آنقدر به حد ثروت برسیم تا رها شویم
سومین باور محدود کننده در مورد این موضوع شرک می باشد یعنی اینکه خداوند نمی تواند بطور مستقیم به کسایی که نیازمند است کمک کند و فقط با واسطه ی ما به دیگران کمک می کند یعنی خودمان را جای پروردگار قرار دادن!!!
دوستان عزیزم خداوند قوانینی در این دنیا وضع کرده که اگر در مسیر این قوانین قرار بگیریم همه آنچه که ما درخواست کنیم بدون هیچ قید و شرطی در اختیار ما قرار می دهد این باور های مخرب ذهنی ما هست که مانع ورود ثروت بسیار نامحدود به زندگیمان میشود
سلام به همه دوستان
به نظر من ، کدهای مخرب و مخفی که در این خواسته وجود دارد عبارتنداز
۱: اعتماد نداشتن به عدل خداوند و اینکه هرلحظه “همه” ما مورد حمایت و هدایت پروردگار هستیم.
خداوندی که میتواند مرا هدایت کند و به ثروت برساند چطور امکان دارد آن افراد فقیر و بی بضاعت را هدایت نکند؟
۲: کسی که این خواسته را دارد پس همیشه توجه اش به فقرا و دلسوزی کردن برای آنهاست و طبق قانون هستی فقر را جذب میکند واصولا نمی تواند ثروتمند شود.
۳: فقر یک تضاد است که فرد باید به آن برخورد کند تا خواسته هایش را بشناسد و ثروت را بخواهد ودر آن مسیر “حرکت “کند . خوداین حرکت و رسیدن به خواسته ها لذت بخش است ، وگرنه منتظر دیگران ماندن تا کمکی به او برسد مثل مرده ها زندگی کردن است . که استاد در فایل به کبوترها غذا ندهیم کامل توضیح دادند.
۴: اصولا طبق آیه های قرآن ما به دیگران کمک میکنیم که خودمان به احساس خوب برسیم ، یعنی به خاطر خودمان است که به دیگران کمک میکنیم . ودر غیر اینصورت در اعماق وجودمان بر سر افراد فقیر منت خواهیم گذاشت .
پس این فرد این باورها را دارد که هرکسی نمی تواند ثروتمند شود. که خداوند فقط بعضیها را هدایت میکند و به آنها ثروت میدهد. عدل خدا را باور ندارد. این جمله را باور ندارد که سرنوشت هر کس را افکار و باورهای خودش میسازد.
با سلام خدمت استاد گرانقدر و همه عزیزان حاضر در سایت
ما وقتی به خدا میگوییم که خدایا تو به ما پول بده در عوض ما کلی خیرات در راه تو انجام میدهیم به دلایل زیر این درخواست جواب نمیدهد.
1- با مطرح کردن این درخواست به این شکل ما به نداشتن و کمبود ثروت در زندگیمان اعتراف میکنیم. . بر طبق قانون جذب ما هر فرکانسی با احساساتمان ارسال کنیم از همان جنس وارد زندگیمان میشود. بنابراین ما با ذهن و کلام خودمان ناخواسته و کمبودهای بیشتری را وارد زندگیمان میکنیم.
2- اینکه کمبود ثروت را به دلیل عوامل بیرونی میدانیم که انرا از بیرون طلب میکنیم . ما خدا را یک موضوع بیرون از خود میبینم و برای این از او طلب میکنیم . انگار میخواهیم یک کسی از بیرون به ما کمک کند و خود ما توانایی کسب ثروت را نداریم. که این یک باور اشتباه در کسب ثروت است. در بسته روانشناسی ثروت به خوبی تاثیر نداشتن عوامل بیرونی در کسب ثروت بیان میشود. و کسانی که به این باور اعتقاد داشته باشند هیچوقت ثروتمند نمیشوند.
3- اینکه کسی که چنین حرفی میزند در خود احساس لیاقت داشتن و کسب ان را نمیبیند و مجبور میشود با گروکشی با خدا ان را یک جوری برای خود دست و پا کند. اینکه به صورت عادی آن را از خود بسیار دور میبیند که مجبور میشود با خدا که دارای قدرت ماورایی است وارد معامله شود که اگر خدا ثروت را به او بدهد او هم در عوض یک کاری برای خدا انجام میدهد. فکر میکند خدا نمیتواند خودش ان کار را انجام دهد که این شرک است. او میخواهد قبل از انجام ان کار مزدش را بگیرد و یک مقداری از ان را در صرف امور خدا پسندانه کند نه همه اش را.
4- من وقتی به خدا میگوییم به من پول بده که در عوضش به مردم کمک کنم من دچار ناسپاسی هستم. این همه نعمت که خدا به من داده را که بسیار برای من ارزشمند است را نمی بینیم . بعنوان مثال نعمت حیاتی که خدا به من داده واقعا من حاضرم چقدر پول بگیرم تا ان را بدهم . و همین مورد برای سلامتی و داشتن نعمتهایی مثل فکر کردن و بینایی وشنوایی و …. من همواره باید خدا را بخاطر این نعمتها شکر کنم. و همه ی ما میدانیم که با ناشکری نعمتهای که داریم ازما گرفته میشود.همه ما برای هر چیزی که داریم در این زندگی باید شکر گزار خدا باشیم و همواره احساس بی نیازی کنیم تا این احساس نعمتهای بیشتری را وارد زندگی ما کند.
برای خودم جالبه که من خودم این اشتباه را در ذهنم داشتم و متعجب بودم که چرا بعد از این همه مدت که دارم برای کسب ثروت کار میکنم علی رغم اینکه توفیقاتی داشته ام ولی آن جریان اصلی ثروت را در زندگیم احساس نمیکردم. انشالله بتوانم این باورهای مخرب را در ذهنم با باورهای ثروت آفرین جایگزین کنم.
باسلام به همه ی عزیزان ، من اولین باره ک کامنت میزارم و و امروز از خدا با تمام جدیت خاستم راه درست رسیدن به خواستمو بگه ک از طریق نشانه ها به این صفحه هدایت شدم و حالا متوجه کلی ترمز هستم ک از اونا اگاه نبودم و برای همین از استاد و بچه هایی ک کامنت گذاستن بسیار ممنونم و خدا رو شاکرم.
۱.خودم رو لایق ثروت ندیدن
۲.خداوند ثروتمندها رو دوست نداره و در عوض بخشنده ها رو دوست داره و آدمها هم بخشنده ها رو دوست دارن پس من باید ببخشم تا دوست داشته بشم.
۳.باوراینکه همیشهه همه چیزو باهم نمیشه داشت براهمین باید از بعضی چیزا بگذری تا عدالت اجرا بشه و خدا بهت بده.
۴.پول چرک کفه دسته.
۵.آدمهای پولدار ذات بدی دارن و به بقیه اهمیت نمیدن اما من باید خوب باشم برا همین باید ثروتم رو خرج بقیه کنم تا آدم بدی نباشم
۶.پولدارا بی احساس و خشن نسبت به اطرافیانشون هستن خدایا بمن بده من با بخششم ثابت میکنم خوبم
۷.خودثروتمند شدن بتنهایی کار معنوی نیست.
۸.انگار میخوام خدا رو قانع کنم تا بمن ثروت بده چون اون رو امری غیر معمول میدونم.
۹.پول خیلی کمه و خیلی سخت و با رنج بدست میاد
۱۰.رنج برای بدست اوردن پول رو ضروری میدونم
۱۱.انگار اگه خدا بهم ثروت بده قراره برای بقیه توجیح کنه یا از ثروتش کم کنه و یا از ثروت بقیه بمن بده.
۱۲.ثروت و ثروتمند شدن را خواست شیطان و انسانهای بد دانستن
۱۳. عزت نفس پایین ک میخوام نشون بدم خوبم و کارم خیره
۱۴.با توجه به گذشته و آموزشها از مادیات دور بودن رو اصل و اساس زندگی میدونم
۱۵.انگار باید کار خاصی بکنم تا ثروتمند بشم اما من کاری ک متحمل سختی باشه و لایق ثروتمند شدن باشه نکردم پس لایق نیستم
۱۶. اگر ثروت رو فقط برا خودم بخوام خودخواهم
۱۷.احساس گناه از ثروتمند شدن و لذت بردن و ظلم به دیگران
۱۸.احساس بد نسبت به ثروت و ثروتمندان
۱۹. باور اینکه خدا خیلی سخت ثروت بهمون میده و باید دلیل قانع کننده ای داشته باشم
۲۰.یعنی نمیتونم براحتی و در حالت عادی ثروتمند باشم.
۲۱.ثروت فقط از راه نادرست راحت بدست میاد
۲۲.ترس از ثروتمند شدن و براه خطا رفتن
۲۳.باور به اینکه بخشیدن بهتر از بدست آوردنه برا همین همیشه سعی کردم ببخشم و برای دیگران خیر برسونم متاسفانه
۲۴.باور اینکه بافقط بخشیدن خدا و عزیزانم من را دوست دارن والا با دریافت کردن برای دیگران و خدا بی ارزش میشم
۲۵.باوراینکه اونا از اول ثروتمند بودن اما من کلی باید تلاش کنم حالا شاید یکم ثروت داشته باشم اما بازم اونا ثروتمندترن
۲۶.باور به اینکه من با ثروتمندا فرق دارم و تقدیر من فقره و جایگاهم همینه و عوض نمیشه مگر با سختی
۲۷.اینکه زندگی ثروتمندا همیشه یه مشکل بزرگی توش هست و شاد نیستن و خوشبخت نیستن
۲۸.باید خودمو ثابت کنم تا خدا ثروت بهم بده
۲۹.خودمو مسئول خوشی بقیه میدونم و اگر خوشحال نباشن پس منم حق ندارم شاد باشم وگرنه آدم خودخواه و بی احساسیم
۳۰.خوشی و رفاه بقیه رو مهمتر از خودم میدونم
۳۱.ثروت مخصوص یه عده ی خاصه ک از ما بالاترن ، عزیزترن، مهمترن و خود را در حد اونا ندونستن
۳۲.اگر بفکر بقیه باشم خدا و بقبه منو دوست دارن
۳۳.شک داشتن به اینکه هزاران راه راحت و زیبا وجود داره ک من ثروتمند باشم و نیاز به سغل و جایگاه خاصی نیست
۳۴.باور ب اینکه فقرا بخدا نزدیکترن و عزیزترن
۳۵.باور ب اینکه من توانایی تغییر زندگی دیگران رو دارم اما در زندگی خودم ناتوانم
۳۶.خواسته ی ثروتمند شدن را خیلی بزرگ میدونم
۳۷. با ثروت از خدا و خودِ معنویم دور میشم.
و کلی ترمز دیگه ……
سلام خدمت شما
ترمزهای خوبی رو پیدا کردید. واقعا کدهای مخربی که جلوی ثروتمند شدنمون رو میگیرن زیاده اما شما خیلی خوب چندتا از اساسی ترینها رو نوشتید..آفرین به شما…
بحث لیاقت و ثروت، معنویت(خدا) و ثروت، فراوانی و ثروت، عزت نفس و ثروت، طبیعی بودن ثروتمند شدن و….
ممنون.
سلام دوست عزیز، سپاس گذارم از حسن توجه شمابله کاملا درسته ترمزهای بسباری هستند اما مهم اینه ک در حال حاضر بهشون پی بردیم و میتونیم حذفشون کنیم و یا تبدیل ب گاز کنیم .
امیدوارم در پناه خداوند یکتا و در پناه فرمانروای یکتا ک میتونه ما رو بهر چیزی ک میخوایم برسونه ما رو به بهترین راهها و مسیرها به ثروت روز افزون و سعادت برسونه.
به نام خالق مهربان
سلام به استادعزیز خانم شایسته ودوستان گلم
درمورد این سوال من این کد مخرب پیدا کردم در خودم
حالا این بگم این سوال درست پرسیده شده که به خدا میگیم این پول بده من قول میدم کمک کنم
من نشونه را اشتباه رفته بودم از غیر خدا میخواستم که کمکم کنه
این که من اصلا خودم لایق نمیدونستم که از خدا بخوام چیزی بهم بده باورم این بود منه گناه کار منه سگ درخونه فلانی چطور میتونم از خدا بخوام بهم گفته شده بود حتما باید واسطه بگیری فلانی واسطه نگرفت کورشدو…خلاصه میگفتم فلان امام فلان امام زاده تو ابرو داری پیش خدا از خدا بخوا این پول بده من قول میدم ادم خوبی بشم وکمک کنم
حالا کلی بخوام جواب این سوال بدم
خودم لایق ثروت نمیدونستم میگفتم اگه ثروت مند بشم مردم چی میگن،این که از خدا دور میشم با ثروت همیشه این ترس داشتم درصورتی که اون زمان خیلی دور بودم ،واین که همیشه بهم گفته شده بود یه باغبون اون درختی که از همه ضعیف تره بیشتر هواش داره منم با ضعیف بودن خدا هوام داره بهشت بهم میده وخدایار بی کسا هسته
با این باورها از خدا هم میخواستم ثروت بده اونم نه با کار کردن
یه گنجی پیدا کنم ومسابقه ای برنده بشم یا مثل تو فیلما بغل دیوار نشسته باشم یکی یه گونی پول بپرونه این طرف دیوار منم بر دارم پول دار بشم
حساب کتاب هم میکردم که این قدرش میدم به فقیرا که حلالش کنم اینه پول را این پول حرومه اینجوری خدا عذابم میکنه گاها هم با این حال که ثروته نیومده بود عذاب وجدان داشتم اگه این پول بیاد عذابای پشتش چکار کنم وجهنم و…
برای کمک کردن به دیگران اگه ثروت مند بشم این باورم بود
اگه بگم اگه ثروت بدی کمک میکنم برای این بود که خدا دلش میسوزه میگه این ادم خوبیه این مثل بقیه ثروتمندا ظالم نیست
درصورتی که ثروت بی نهایت هست ما با جهان پر از فروانی ونعمت طرفیم به قول استاد برو دنبال میسر علایقت بی نهایت ثروت وارد زندگیت میشه نیازی نیست دل خدا را به رحم بیاری که بهت بده واین که واقعا ثروت معنویی هسته
یادمه استاد گفت برین دنبال مسیر علایق خودتون من رفتم اوایل دوسه روز یبار ۵۰هزارتومن کار میکردم چقد شکرگذاری میکردم بابت این پول چقد ذوق میکردم وانرژی داشتم که تو مسیر تکاملی خیلی رشد کرد هر چی بیشتر میشه من حس میکنم به خدا نزدیکتر میشم خدا داره بهتر خواسته هام اجابت میکنه امیدوارم همگی تو مسیر درست قرار بگیریم که نتیجه میشه ثروت بیشترروابط بهتر وسلامتی سعادتمندی در دنیا واخرت
استاد بی نهایت ازت سپاسگذارم