اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی،به قول استاد خیلی ها به خاطره باورهایی که توسط محیط خانواده،جامعه و پیرامون زندگیمان در ما نفوذ کرده عادت دارند وقتی از خداوند درخواستی میکنندو یا دعا میکنند به خدا میگن خدایا اگر این مشکل رو برای من حل کنی این سرمایه رو به من برسونی من نصفش به افراد نیازمند میدم فلان کارو برای یه فرد نیازمند و گرفتار انجام میدم مثلا برای خود من خیلی پیش امده که وقتی امتحان سختی داشتم مامانم میگفت،تو نیت کن به خدا بگو که من در این امتحان موفق بشم در عوض مبلغ100هزار تومن به فقرا و نیازمندان میدم تعدادی باور غلط بزرگ در این وضعیت در خواست نهفته و پنهان هست که به چند موردش در پایین اشاره کردم:
1-اولین باور غلط اینه که ما خدارو با دید یک سیستم قدرتمند بی نیاز نگاه نمیکنیم و خداوند رو با سیستم نیازمند انسانی که هیچ کارو رو انجام نمیده مگر این که سود و فایده ای در اون کار باشه میبینیم در واقع وقتی از خداوند درخواست میکنیم ،فکر میکنیم من الان در پشت میز معامله هستم و برای رسیدن به خواسته ام باید خدارو راغب کنم تا توجه خدا رو به خودم جلب کنم و دید معامله گرانه در هنگام درخواست از خداوند داریم
2:این باوردارند که خداوند تنها به بعضی از بندگان محدود و خاص میبخشد و در واقع افرادیکه به نوعی نیازمندهستند،نیاز و فقرشان باید توسط افرادیکه خداوند به انها بخشیده و عطاکرده برطرف گردد و درنهایت افرادیکه ثروتمندهستند یک مامور انتقال نعمات خداوند هستند و این نعمات و ثروت ها برای خود انها نیست
3-شرک پنهانی در این وضعیت درخواست وجود دارد چرا که ما فکر میکنیم روزی و ثروت دیگران یا موفقیتشان به انسان های موفق و ثروتمند
افراد پیرامون وابسته است درصورتیکه تنها قدرت و فرمانروای جهان انقدر ثروت و قدرت داره که هرکسی که بخواد که به موفقیت و ثروت برسه بدون وابستگی به دیگران با ایمان و باور به الله میتونه به هدفش برسه
3:این باور دارند افرایکه به ثروت یا موفقیتی میرسند موظف اند که قسمتی از موفقیت،ثروت و زندگیشان را حتما وقف دیگران کنند و در غیر این صورت خداوند از انها راضی نخواهد بود انان افراد خسیسی هستند و در دنیا و اخرت به بدبختی دچار خواهند شد و اه و ناله دیگران پاسوز انها خواهد شد
4-این باور دارند که دلیل فقر و نیازمندی اکثر مردم جهان اینه که افرادی که به ثروت و موفقیتی رسیده اند ان را فقط برای خودشان خواسته اند و از اینکه به دیگران کمک و یاری برسانند اجتناب کرده اند و دلیل اصلی این اختلاف طبقاتی در جهان به خاطره این مساله است
5:باور این دارند که هرکسی در این دنیا سرنوشتی دارد بعضی ها مستقیما خودشان به ثروت و موفقیت میرسند و به دلیل شانس و یا خانواده و اطرافیان روشنفکر و محیط سودمند به این نتایج رسیده اند و در طرف دیگر افرادی که در محیط های فقر با طرز فکر های پوچ و بیهوده زندگی کردند به موفقیتی هیچ گاه نمیرسند و درصورتی میتوانند به سعادت و خوشبختی برسند که حتما توسط افرادیکه وضع و شرایط خوبی داشتند پیدا شوند،به انها کمک و یاری شود
6-این باور دارند که هر وقت اگر بخواهند از خداوند درخواست کنند باید حتما نفع و سود و خیر چند نفر حتما در میان باشد تا دعا استجابت شود و این معامله به اصطلاح دعاو درخواست اجابت شود به همین دلیل لذت در خواست از خداوند در انها بعد از مدتی کم میشود و اگر هم به خواسته ای برسند تا زمانیکه قسمتی از ان را با دیگران شریک نشوند احساس گناه میکنند ودر اخر کلا بی خیال خواسته ها و موفقیت هاشون درزندگی میشن
در نتیجه زمانی که از خداوند طلب و درخواستی دارند کلا باید معامله ی خیرخواهانه ای در این بین با خدا بکنند و درتمام این معاملات انها صرفا یک مامور پخش کردن یا انتقال یک نعمت یا ثروت یا امداد نجات دیگران و کمک به انها هستند و گرنه نه انها به خواسته شان میرسند و دیگران.
به نظر من انسان باید ثروت و سلامتی و خوشبختی را باید برای خودش طلب کند و این دیدگاه اشتباهی است که من میخواهم به کسی(خانواده یا دیگران ) کمک کنم چون به خدا میگی تو توی زندگی اون کاره ای نیستی من میتونم کمکش کنم چون تویی وجود ندارد فقط الله است که وجود دارد و میتواند باعث ثروت و سلامتی و خوشبختی هر کسی شود میشه برای کسی طلب ثروت و موفقیت از خدا کرد یعنی دعا کنیم ولی فکر نکنم دعای ما اثر بخش باشد مگر خودش به اون مدار برسد.
اون مثال همیشگی شما دنیا مثل سلف سرویسه هر کی هر چیزی میتونه بخوره اگه کسی چیزی نخوره و با حسرت به غذای دیگران نگاه کنه کسانی که توی اون رستوران هستند هیچ وقت دلش به حال اونا نمیسوزه بلکه میگه غذا میخوای برو هر چی دلت میخواد برو بردار بخور.
پس اولین ترمز میتونه این باشه که اگر من با استفاده از ثروتم به کسی میتونم کمک کنم پس یه ثروتمند دیگه ای میتونه به من کمک کنه پس همیشه انتظار کمک از دیگران دارم و خدا را به عنوان تنها منبع ثروت فراموش کردم.
و اگر کسی از خدا این درخواست رو داره که خدایا به من ثروت بده من به دیگران بدم احتمالا دنبال تایید مردم هستش که ببین طرف چه آدم بزرگ و بخشنده و مهربانیه که به همه داره کمک میکنه یعنی در واقع میخواد نقش خدا را در این داستان کم رنگتر کنه و اسم خودش رو ببره بالا که من بودم برای فلانی این کارو کردم.
ترمز دوم میتونه این باشه که من باید ثروتمند شوم تا مورد تایید دیگران قرار بگیرم و در نظر آنها باید خوب دیده شوم و برای خودت سبک شخصی نداشته باشی .
باعرض سلام وادب خدمت استادعزیزودوست داشتنی آقای عباس منش ودوستان عضوگروه،نظرم رادرمورداین سوال اینطورعرض میکنم که اول این باورکه من اگه پولداربشم ونیتم خیرباشه یعنی کمک به نیازمندان پس خدادیگه ۱۰۰%خواسته من رابرآورده میکنه که افرادفکرمیکننداگه به این باوربرسنددیگه تموم کاردرصورتی که این باوردرتناقض بااین باورکه این مانیستیم که اگه حتی بخواهیم به دیگران کمک کنیم اون خداست که به هرکسی بخوادکمک میکنه ودرباورغلط مامیگیم که من میخوام کمک کنم ودراین صورت ماخودمون راشریک خداقرارمیدیم درصورتی که حتی یه یک ریال هم الان پول نداریم،هنوزباورقدرتمندبودن خدارانداریم،احساس خوب نداریم ودرمداردرست هنوزقرارنداریم که بخواهیم به نیازمندان کمک کنیم.
نکته شماره ۲،وقتی مامیگیم به فلان نیازمندبااون نیازمشخصش کمک کنیم اصولاتوجه مامنعطف اون نیازاون افرادنیازمندمیشه که باعث میشه ناخودآگاه احساس مامنفی بشه وفرکانس اون افرادنیازمندراتولیدمیکنیم ونمیتونیم همزمان هم احساس مان بدباشه هم خوب باشه.
نکته شماره۳،افرادثروتمندی که دردنیابه موسسات خیریه وافرادنیازمندکمک میکنندازقبل ازثروتمندشدنشان هدفشون کمک به نیازمندان نبوده آنهاهدفشان کمک به خودشان بوده وسرمایه گذاری روی خودشان بوده تابه احساس خوب برسندودرمدارمناسب وفرکانس مثبت قراربگیرندوثروتمندبشوندحالادرادامه اینکه چی کاربکنیم که حالاکه حسابی ثروتمندشدیم باهمان احساس خوب،پس بایداحساس خوبمان رابیشترکنیم راهنمای درونیشان کمک به نیازمندان رابهشون پیشنهادمیده ودراون مرحله باکمک مالی به احساس خوب بیشتری دست پیدامیکنندوبخاطاون احساس خوب بیشتربه دیگران ونیازمندان کمک میکنندپس توجه روی نتیجه کارشون هست احساس خوب بیشترنه چیزدیگه،درواقع نگاه شون متفاوت درکمک به نیازمندان،واین نگاه که حالابریم اون نیازافرادنیازمندرابرطرف کنیم نیست واونهامیگندمابااین کارخداپسندانه به خودمون داریم کمک میکنیم تادراحساس خوب بیشتروفرکانس بالاترقراربگیریم.واین تفاوت خیلی نکته ظریفی که اگرکسی درمدارپایین یامنفی باشه میگه ببین اون ثروتمندرفته نیازافرادنیازمندرابرطرف کنه پس پولدارهابه این خاطرثروتمندشدن که بروندوبه نیازمندان کمک کنندهدف دیگه ای نداشتندوچون افرادمنفی اندیشی هستندوباورهای منفی دارندکه اصلاازاحساس خوب بیشتر وآرامش بیشتری که پیش نیازثروتمندشدنشون بوده اطلاعی ندارندوکمک افرادپولدارراجوردیگه توجیه میکنندوکاملادراشتباه هستند.
درپایان ماخیلی شاهکارکنیم وکارمون وباورهامون درست باشه میتونیم فقط به خودمون کمک کنیم تاهم فرکانس باخدای بینهایت قدرتمندمون قراربگیریم…
خیلی سپاسگزارم ازخدای مهربون وعاشقمون که فرصت دادتابه آگاهی بالاتری دست پیداکنیم،فراموش نکنیم که استادعباس منش هم همون دست خداست که داره ماراراهنمایی میکنه..
خدارو شاکرم که دوره ی کشف قوانین زندگی ، چشمهام رو باز کرد و هرروز که می گذره بیشتر کدهای مخرب رو شناسایی می کنم
اول اینکه به نظر من علت اینکه خیلی از آدمها وارد معامله با خدا می شوند هنوز در مورد قوانین دو به شک اند یعنی چون یقین به این مسئله ندارند که هر چه بخواهند خداوند برایشان می بخشد بنابراین از راه دیگری وارد می شوند
و ادعا می کنند که ثروت رو برای بخشش و کار خیر می خواهند ، به نظر من این از شناخت غلط ما آدمها از خداوند رو نشون می ده ، ما فراموش کرده ایم که خداوند زمین و آسمان و هرآنچه که در ان هست رو برامون مسخر کرده و هرگز از ما نمی پرسه که این ثروت رو برای چی می خوای ؟می خوای برای خودت خرج کنی یا ببخشی؟
دوم :بعضی آدمها هم هستند که باورهاشون در مورد ثروت هنوز خالص نیست ، یعنی هنوز درون ذهنشان ، ارتباط بدی با ثروت دارند، خیلی ساده تر بگم ، پول رو کثیف می دونند اما از آنجا که زندگی بدون ثروت معنایی نداره ، موقعی که دچار مسایل مالی می شوند از خدا درخواست پول می کنند و از آنجایی که در نظر آنها ثروت برای لذت بردن از زندگی نیست بلکه برای حل مشکلات دیگران است ، به خدا می گن تو پول بده عوضش من فلان کار خیر رو انجام می دم ، و انگار می خواهند با این کار پول کثیف رو از صافی بگذرونند و تمیزش کنند.
سومین مورد به خاطر اهمیت دادن به حرف مردمه ، آدمها دوست دارند ثروتمند بشوند اما از طرفی هم ترس این رو دارند که تو چشم مردم فرد منفوری به نظر برسند بنابراین هم می خواهند ثروتمند باشند هم از طرف اطرافیان و مردم محبوب باشندو مردم بگند ببین فلانی چه آدم باشرفی بود که از ثروت خودش گذشت و به دیگران کمک کرد، و این طوری دیگه در چشم دیگران منفور نیستند
استاد از شما سپاسگزارم که یک همچین سوالی مطرح کردین که ما بتونیم باگ های ذهنیمون رو یکی یکی بیرون بکشیم ?
من فکر میکنم جهان به فرکانس های ما جواب میدهد مثلا اگر ما بخواهیم ثروتمند بشویم و داخل مدار ثروت باشیم مسلما ثروتمند میشویم و نیازی به قرارداد با خداوند نیست و بنظرم این ی تفکر اشتباه است که ما بخواهیم از خدا که ثروتمند بشویم تا کارهای خیر انجام دهیم و من فکر میکنم خداوند اصلا اهمیتی به این قرارداد نمیدهد زیرا اوسیستمی رو تعبیه کرده در این جهان و همه چیز با عمل کردن به قوانین این سیستم امکان پذیر میشود خواه ثروتمند شدن باشد خواه سلامتی و غیره.در ضمن ثروتمند شدن مثل نفس کشیدن یک کار طبیعی ایا ما برای نفس کشیدن قرارداد با خداوند می بندیم ؟
من تصور میکنم درست اینست که اینگونه فکر کنیم : چقدر خوب میشود وقتی ثروتمند شدم می توانم مدرسه ، بیمارستان ، خیریه بسازم ، به بیماران سرطانی کمک کنم ، پدر و مادرم رو به مسافرت ببرم و …
به نظر من ترمزها و موانع سوال مطرح شده موارد ذیل است :
1-با این طرز فکر در ناخودآگاهمون دنبال این مساله هستیم که احساسات خداوند رو تحریک کنیم ( و به بهانه کارهای خیر به مقاصد دیگر برسیم) و خداوند بگوید عجب بنده خوبی دارم . من باید ثروتم را به او ببخشم تا او به انسانها کمک کند. در صورتی که احساسات در خداوند راه ندارد و این موضوع فقط به ما انسانها مربوط میشود.
2-در نا خودآگاهمون فکر می کنیم خدا وقتی ما را دوست دارد که ثروتمون رو در مسیر بخشش خرج کنیم و اگر غیر این موضوع خرج کنیم کار غیر معنوی انجام دادیم
اتفاقی که می افتد اینست که ثروتمند شدن رو هم کار معنوی میدانیم و هم کار غیر معنوی ،که قسمت دوم مثل ترمز عمل می کند
حتی اینکه چون برخی ثروتمندان رو انسانهای خوب نمیدانیم و به همین خاطر که مبادا وقتی ثروتمند شدم جزو این دسته قرار بگیرم ثروت رو از خودمون دور میکنیم.
3-حس می کنیم برای این که ما ثروتمند شویم خدا باید کاری کند نه اینکه ما تغییر کنیم. ثروتمند شدن رو در قبال یک تعهد در آینده معامله میکنیم
بنابراین ما مسئولیت تغییر خودمون رو به عهده نگرفتیم و این مسئولیت رو به خدا واگذار میکنیم
به قولی نفهمیدیم اگر ما ثروتمند نیستیم یعنی ظرف دریافت ما کوچک است اگرنه رحمت خدا همیشه در حال باریدن است . ما با تغییر باورهامون و عملکرد ناشی از آن ظرف وجودیمونو بزرگتر می کنیم و ثروت بیشتری دریافت می کنیم.
4- درک این موضوع خیلی مهم است که خداوند به ما نیاز ندارد بلکه ما نیازمند اوییم. این لطف خداست که ما دست بزرگ او برای کمک به انسانها شویم و اگر ما اینکار را انجام ندهیم خداوند برای کمک به انسانها دست های بیشمار و نامحدودی دارد .
از طرفی درک درستی از جایگاه خداوند و خودمون نداریم چون انجام کار خیر و بخشش رو منوط به تغییر ثروت از ناحیه خدا میدانیم. حال اینکه انسانی که اهل بخشش باشد در هر سطحی میبخشد و با این بخشش بیشترین خدمت رو اول به خودش میکنه چرا که با این کار شادی عمیق و رضایت درونی رو به خودش هدیه میده. چنین انسان اهل بخششی ، این فرصت رو لطف خدا میدونه و هزاران بار بابت این موضوع خدارو شکر میکنه .
اما انسانی که بخشش رو منوط به اقدامی از طرف خدا می داند چه بسا روزگاری هم که به خاطر باوری صحیح ثرومند شود اگر هم به کسی کمک کند آن موضوع را به خداوند منت می کند و لطفی از طرف خود به خدا تلقی می کند.
اگر ثروت رو با اکسیژن قیاس کنیم.. همونجوری که اکسیژن یک جریان ذهنیه و باور پذیر شده برای همه که یک چیزی به نام اکسیژن برای تنفس وجود دارد پس به صورت ناخوداگاه باور داریم که یک چیزی برای تنفس وجود دارد.
خب بیس جهان انرژیه،،، اکسیژن انرژیه،، ثروت هم انرژیه …
انرژی نه تموم میشه و نه به وجود میاد فقط جریان داره..
ولی ازونجایی که در طی سالیان سال ما دیدیم و شنیدیم که ثروت کمه الان به این باور ذهنی رسیدیم که ثروت کمه !!! در صورتی که این یه دروغه و توهم ذهنیه !!!
مثل اکسیژن کافی بود بارها و بارها از بچگی تو مغزمون میکردن اکسیژن کمه احتمالا الان داشتیم با دستگاه اکسیژن تنفس میکردیم و بر سر اکسیژن جنگ و دعوا میکردیم !!! مثلا فرض کن ترامپ بیاد بگه اکسیژن جمهوری اسلامی تحریمه !!! 😂😂😱😱 الان همه داشتیم برای اکسیژن همدیگه رو میخوردیم !!!
ثروت مثل اکسیژن یک موضوع ذهنیه که باید باور بشه برای ذهن که بی نهایته !!!
الان اینا چه فرقی دارن ؟؟؟ اساسشون خب انرژیه که !!! فقط اسمشون فرق داره !!! این ثروته اون اکسیژنه !!!
ولی چون همیشه دیدیم همه دازن سگ دو میزنن برای پول به این باور رسیدیم که پول نایابه !!!
و حتی اگر اون کسی هم که پولداره بیاد بگه من پول ندارم برامون قابل باور تره تا بگه من خیلی پولدارم چون دوست داریم این چیزارو بشنویم !!!!
و بزیم داد بزنیم عااااااای فلان فلان شده پولدار !!!!!
ولی بیا منطقی به خودت بگو خب عهههههه درسته اینا هر دوتاشون انرژین که !!! ما فرای انرژی که نداریم !!! فقط از لحاظ اسمی تفاوت دارن که !!!! پس واقعا ثروت بی نهایته !!!! نمیتونه محدود باشه چون قانون انرژی اینو میگه !!! مگ الان این همه آدم دارن نفس میکشن مگه اکسیزن تموم میشه اخه !!!
پس چطوریه ما هر کی پولدار میشه بهش انگ میزنیم ؟؟؟
و با این کار لیاقت رو از خودمون میگیزیم !!!
من نمیتونم پول رو بخوام بزای اینکه ببخشم !!!
پول رو میخوان بزای خودم که بقیه هم باور کنن که میشود !!! که اینقدر سگ دو زدن رو دوست نداشته باشن و هی به مملکت فحش ندن !!! و به قول روشنفکران پر مدعا هی نرن کتاب هایی مثل ( دو قرن سکوت،،، البته نمیدونم توش چیه ولی از اسمش معلومه مزخرفه 😂 ) رو بخونن !!! و از واژه ی مزخرف سرنوشت استفاده کنن !!!
نهههه اقااااا من ثزوت رو برای خودم باید بخوام،،، اون بقیه هم باوراشون رو درست کنن و به ثروت رو جریان بدن…
یعنی از لحاظ ذهنی باید احازه بدیم این جریان ثروت برقرار شه تو مغز !!! همونجوری که عصب های مغزی ارتباط مناسبی رو برای دریافت اکسیژن برقرار کردن،، همونجور هم باید کاری کنیم عصب های مغزی و اتصالات مغزی ارتباط مناسبی رو برای دریافت ثروت برقرار کنن !!!
باید نگاهم و تفکرم و نگرشم نسبت به ثروت زیبا بشه !!!
کافی بود از بچگی نگاهم و تفکزم و نگرشم نسبت به اکسیژن الوده میشد الان ۹۹ ٪ مردم داشتن خفه میشدن و میرفتن دنبال اکسیژن میگشتن !!!
به نظرم چون ثروت رو یک چیز فیزیکی محدود میدونیم.. در صورتی که ثروت یک امر ذهنیه فقط باید برای ذهن باور پذیر بشه که با دیدن الگو های و نشانه های ثروت و فراوانی این اتفاق ارام ارام میوفته.. مثل همین دیدن سریال های سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت که خیلی کمک کنندس ..
خیلی خیلی لذت بردم از کامنتتون دمتگررررررررم چه چیزای خوبی رو تاکید کردی چه ترمزهای اصلی رو برامون رو کردی ایول آجی جونم فاطمه خانم گل
امروز قبل اینکه کامنتونو بخونم تو ذهنم گفتم مجید ببین فکر کن تو سر سفره بی انتهای نعمت خدا نشستی و هرچی دلت بخواد میتونی براری بدون هیچ محدودیتی و این سفره هر روز و هر لحظه جلو روی همه هست دیگه کاسه داغ تر از آش نشو بدون درنظر گرفتن خودت واسه دیگران نگیر کنار نزار اونوقت خودت گشنگی باید بکشی داشتم اینطوری فکر میکردم اومدم دقیقا دیدم یکی از ترمزایی که معرفی کردین دقیقا همین مثالی بود که زدم گفتم خداجوووووونم شکرت ببین چیجوری خدا داره با ما حرف میزنه و بما میگه حدست درسته مجید راهتو داری درست میری این بود تمام کامتتت بهم حال داد خصوصا اون قسمتی که گفتین آیا وقتی سفارش دادی شک ووتردید داری که نکنه بیاد یا نیاد بعد میشینی خواستتو کوچیکتر میکنی میگی چیجوری میخواد بیاد از کجا بعد این یعنی بی لیاقتی و اینکه حالا بفهمیم چیجوری متوجه شیم که شک داریم یا ایمان ؟
اینطوریه که وقتی درخواستی رو ارسال کردیم اگه حالمون بد بود و به اما و اگر فکر کردیم یعنی شک کردیم و لایقش نخواهیم بود حالا برعکس اگه بعد ارسال درخواست حالمون خوب بود و حس خوبی داشتیم یعنی صدرصد ایماااااان داریم و باید بزودی منتظر اومدن خواستمون باشیم با آغوش باز
به خیلی چیزای خوب اشاره کردین که بی نظیر و باور ساز بود برام نور بود برام برای همین اومدم اینجا تا ازتون قدردانی کنم از یاداوری های عالی تون متشکررررررررم خواهرگلم متشکرررررررررر هزارتا گل برای شما که حالمو خوب کردین زنده باشین و سلامت و موفق
از نظر من تو این دعا ها که خدایا درآمدم به فلان قدر برسه من فلان کار رو انجام میدم،ترمزی که هست اینه که ما خودمون رو لایق اون ثروت و درآمد نمیدونیم و یه جورایی میخوایم دل خدا برامون بسوزه و به این دلایل بهمون پول بده ،ثروت بده چون کاری که گفته و دوست داره رو میخوایم انجام بدیم،در صورتی که ما به خودیه خود بدون هیچ دلیلی لایق داشتن ثروت هستیم و خدا خیره مطلقه وثروت رو وارد زندگی مون میکنه ولی وقتی میگیم که فلان کاررو میکنم یعنی تو باورمون به لایق بودن مشکل داریم… و میخوایم دلیلی داشته باشیم دلیلی که خدا دوست داشته باشه تا بتونیم با این کار یه جورایی دلشو به رحم بیاریم که ببین من واسه خودم نمیخوام واسه کمک به بنده هات میخوام…
و نکته اینجاست که تا وقتی ما خودمون رو لایق چیزی ندونیم و باهاش هم ارتعاش نشیم بهمون داده نمیشه…
ما ثروت رو میخوایم چون لایقشیم چون حس خوبی میده چون میخوایم ازش لذت ببریم و در کنار اینها به بنده ها کمک میکنیم چون حس خوبی دریافت میکنیم از این قضیه نه برای کسب ترحم از خدا که بهمون بده چون ما میخوایم به بنده هات کمک کنیم…
با یاد رب،
سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی،به قول استاد خیلی ها به خاطره باورهایی که توسط محیط خانواده،جامعه و پیرامون زندگیمان در ما نفوذ کرده عادت دارند وقتی از خداوند درخواستی میکنندو یا دعا میکنند به خدا میگن خدایا اگر این مشکل رو برای من حل کنی این سرمایه رو به من برسونی من نصفش به افراد نیازمند میدم فلان کارو برای یه فرد نیازمند و گرفتار انجام میدم مثلا برای خود من خیلی پیش امده که وقتی امتحان سختی داشتم مامانم میگفت،تو نیت کن به خدا بگو که من در این امتحان موفق بشم در عوض مبلغ100هزار تومن به فقرا و نیازمندان میدم تعدادی باور غلط بزرگ در این وضعیت در خواست نهفته و پنهان هست که به چند موردش در پایین اشاره کردم:
1-اولین باور غلط اینه که ما خدارو با دید یک سیستم قدرتمند بی نیاز نگاه نمیکنیم و خداوند رو با سیستم نیازمند انسانی که هیچ کارو رو انجام نمیده مگر این که سود و فایده ای در اون کار باشه میبینیم در واقع وقتی از خداوند درخواست میکنیم ،فکر میکنیم من الان در پشت میز معامله هستم و برای رسیدن به خواسته ام باید خدارو راغب کنم تا توجه خدا رو به خودم جلب کنم و دید معامله گرانه در هنگام درخواست از خداوند داریم
2:این باوردارند که خداوند تنها به بعضی از بندگان محدود و خاص میبخشد و در واقع افرادیکه به نوعی نیازمندهستند،نیاز و فقرشان باید توسط افرادیکه خداوند به انها بخشیده و عطاکرده برطرف گردد و درنهایت افرادیکه ثروتمندهستند یک مامور انتقال نعمات خداوند هستند و این نعمات و ثروت ها برای خود انها نیست
3-شرک پنهانی در این وضعیت درخواست وجود دارد چرا که ما فکر میکنیم روزی و ثروت دیگران یا موفقیتشان به انسان های موفق و ثروتمند
افراد پیرامون وابسته است درصورتیکه تنها قدرت و فرمانروای جهان انقدر ثروت و قدرت داره که هرکسی که بخواد که به موفقیت و ثروت برسه بدون وابستگی به دیگران با ایمان و باور به الله میتونه به هدفش برسه
3:این باور دارند افرایکه به ثروت یا موفقیتی میرسند موظف اند که قسمتی از موفقیت،ثروت و زندگیشان را حتما وقف دیگران کنند و در غیر این صورت خداوند از انها راضی نخواهد بود انان افراد خسیسی هستند و در دنیا و اخرت به بدبختی دچار خواهند شد و اه و ناله دیگران پاسوز انها خواهد شد
4-این باور دارند که دلیل فقر و نیازمندی اکثر مردم جهان اینه که افرادی که به ثروت و موفقیتی رسیده اند ان را فقط برای خودشان خواسته اند و از اینکه به دیگران کمک و یاری برسانند اجتناب کرده اند و دلیل اصلی این اختلاف طبقاتی در جهان به خاطره این مساله است
5:باور این دارند که هرکسی در این دنیا سرنوشتی دارد بعضی ها مستقیما خودشان به ثروت و موفقیت میرسند و به دلیل شانس و یا خانواده و اطرافیان روشنفکر و محیط سودمند به این نتایج رسیده اند و در طرف دیگر افرادی که در محیط های فقر با طرز فکر های پوچ و بیهوده زندگی کردند به موفقیتی هیچ گاه نمیرسند و درصورتی میتوانند به سعادت و خوشبختی برسند که حتما توسط افرادیکه وضع و شرایط خوبی داشتند پیدا شوند،به انها کمک و یاری شود
6-این باور دارند که هر وقت اگر بخواهند از خداوند درخواست کنند باید حتما نفع و سود و خیر چند نفر حتما در میان باشد تا دعا استجابت شود و این معامله به اصطلاح دعاو درخواست اجابت شود به همین دلیل لذت در خواست از خداوند در انها بعد از مدتی کم میشود و اگر هم به خواسته ای برسند تا زمانیکه قسمتی از ان را با دیگران شریک نشوند احساس گناه میکنند ودر اخر کلا بی خیال خواسته ها و موفقیت هاشون درزندگی میشن
در نتیجه زمانی که از خداوند طلب و درخواستی دارند کلا باید معامله ی خیرخواهانه ای در این بین با خدا بکنند و درتمام این معاملات انها صرفا یک مامور پخش کردن یا انتقال یک نعمت یا ثروت یا امداد نجات دیگران و کمک به انها هستند و گرنه نه انها به خواسته شان میرسند و دیگران.
موفق و سعادمند باشد.
سلام استاد.
به نظر من انسان باید ثروت و سلامتی و خوشبختی را باید برای خودش طلب کند و این دیدگاه اشتباهی است که من میخواهم به کسی(خانواده یا دیگران ) کمک کنم چون به خدا میگی تو توی زندگی اون کاره ای نیستی من میتونم کمکش کنم چون تویی وجود ندارد فقط الله است که وجود دارد و میتواند باعث ثروت و سلامتی و خوشبختی هر کسی شود میشه برای کسی طلب ثروت و موفقیت از خدا کرد یعنی دعا کنیم ولی فکر نکنم دعای ما اثر بخش باشد مگر خودش به اون مدار برسد.
اون مثال همیشگی شما دنیا مثل سلف سرویسه هر کی هر چیزی میتونه بخوره اگه کسی چیزی نخوره و با حسرت به غذای دیگران نگاه کنه کسانی که توی اون رستوران هستند هیچ وقت دلش به حال اونا نمیسوزه بلکه میگه غذا میخوای برو هر چی دلت میخواد برو بردار بخور.
پس اولین ترمز میتونه این باشه که اگر من با استفاده از ثروتم به کسی میتونم کمک کنم پس یه ثروتمند دیگه ای میتونه به من کمک کنه پس همیشه انتظار کمک از دیگران دارم و خدا را به عنوان تنها منبع ثروت فراموش کردم.
و اگر کسی از خدا این درخواست رو داره که خدایا به من ثروت بده من به دیگران بدم احتمالا دنبال تایید مردم هستش که ببین طرف چه آدم بزرگ و بخشنده و مهربانیه که به همه داره کمک میکنه یعنی در واقع میخواد نقش خدا را در این داستان کم رنگتر کنه و اسم خودش رو ببره بالا که من بودم برای فلانی این کارو کردم.
ترمز دوم میتونه این باشه که من باید ثروتمند شوم تا مورد تایید دیگران قرار بگیرم و در نظر آنها باید خوب دیده شوم و برای خودت سبک شخصی نداشته باشی .
چیزی که به ذهن من میرسه ایناست.
در پناه الله یکتا شادو ثروتمند باشید.
باعرض سلام وادب خدمت استادعزیزودوست داشتنی آقای عباس منش ودوستان عضوگروه،نظرم رادرمورداین سوال اینطورعرض میکنم که اول این باورکه من اگه پولداربشم ونیتم خیرباشه یعنی کمک به نیازمندان پس خدادیگه ۱۰۰%خواسته من رابرآورده میکنه که افرادفکرمیکننداگه به این باوربرسنددیگه تموم کاردرصورتی که این باوردرتناقض بااین باورکه این مانیستیم که اگه حتی بخواهیم به دیگران کمک کنیم اون خداست که به هرکسی بخوادکمک میکنه ودرباورغلط مامیگیم که من میخوام کمک کنم ودراین صورت ماخودمون راشریک خداقرارمیدیم درصورتی که حتی یه یک ریال هم الان پول نداریم،هنوزباورقدرتمندبودن خدارانداریم،احساس خوب نداریم ودرمداردرست هنوزقرارنداریم که بخواهیم به نیازمندان کمک کنیم.
نکته شماره ۲،وقتی مامیگیم به فلان نیازمندبااون نیازمشخصش کمک کنیم اصولاتوجه مامنعطف اون نیازاون افرادنیازمندمیشه که باعث میشه ناخودآگاه احساس مامنفی بشه وفرکانس اون افرادنیازمندراتولیدمیکنیم ونمیتونیم همزمان هم احساس مان بدباشه هم خوب باشه.
نکته شماره۳،افرادثروتمندی که دردنیابه موسسات خیریه وافرادنیازمندکمک میکنندازقبل ازثروتمندشدنشان هدفشون کمک به نیازمندان نبوده آنهاهدفشان کمک به خودشان بوده وسرمایه گذاری روی خودشان بوده تابه احساس خوب برسندودرمدارمناسب وفرکانس مثبت قراربگیرندوثروتمندبشوندحالادرادامه اینکه چی کاربکنیم که حالاکه حسابی ثروتمندشدیم باهمان احساس خوب،پس بایداحساس خوبمان رابیشترکنیم راهنمای درونیشان کمک به نیازمندان رابهشون پیشنهادمیده ودراون مرحله باکمک مالی به احساس خوب بیشتری دست پیدامیکنندوبخاطاون احساس خوب بیشتربه دیگران ونیازمندان کمک میکنندپس توجه روی نتیجه کارشون هست احساس خوب بیشترنه چیزدیگه،درواقع نگاه شون متفاوت درکمک به نیازمندان،واین نگاه که حالابریم اون نیازافرادنیازمندرابرطرف کنیم نیست واونهامیگندمابااین کارخداپسندانه به خودمون داریم کمک میکنیم تادراحساس خوب بیشتروفرکانس بالاترقراربگیریم.واین تفاوت خیلی نکته ظریفی که اگرکسی درمدارپایین یامنفی باشه میگه ببین اون ثروتمندرفته نیازافرادنیازمندرابرطرف کنه پس پولدارهابه این خاطرثروتمندشدن که بروندوبه نیازمندان کمک کنندهدف دیگه ای نداشتندوچون افرادمنفی اندیشی هستندوباورهای منفی دارندکه اصلاازاحساس خوب بیشتر وآرامش بیشتری که پیش نیازثروتمندشدنشون بوده اطلاعی ندارندوکمک افرادپولدارراجوردیگه توجیه میکنندوکاملادراشتباه هستند.
درپایان ماخیلی شاهکارکنیم وکارمون وباورهامون درست باشه میتونیم فقط به خودمون کمک کنیم تاهم فرکانس باخدای بینهایت قدرتمندمون قراربگیریم…
خیلی سپاسگزارم ازخدای مهربون وعاشقمون که فرصت دادتابه آگاهی بالاتری دست پیداکنیم،فراموش نکنیم که استادعباس منش هم همون دست خداست که داره ماراراهنمایی میکنه..
شادوپیروزباشیددرپناه احساس خوب
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان گلم.
خدای را شاکرم که دگر باره به من فرصت داد تا در جمع خانواده صمیمی ام سخن بگویم و تایپ کنم.
من به طور خلاصه چند باور و ترمزهای موجود در این درخواست را بیان می کنم.
باور 1. من که لیاقتش رو ندارم پس به خاطر دیگران به من ثروت بده.
باور عدم لیاقت ترمز آن است.
باور 2. پول فی نفسه بد است پس به خاطر این کارهای خیرخواهانه به من پول بده.
باور بد بودن پول ترمز آن است
باور 3. چون نسبت به داشتن پول احساس گناه می کنم پس دیگران را سرپوشی برای درخواستم قرار می دهم.
احساس گناه نسبت به داشتن پول ترمز آن است.
باور 4. پول کم و محدود است و به بهانهی خدمت به دیگران یک مقدار پول از خداوند درخواست کنیم.
کمبود پول و ثروت ترمز آن است.
در صراط مستقیم پایدار باشید.
به نام خداوند جان
سلام به همگی دوستان
خدارو شاکرم که دوره ی کشف قوانین زندگی ، چشمهام رو باز کرد و هرروز که می گذره بیشتر کدهای مخرب رو شناسایی می کنم
اول اینکه به نظر من علت اینکه خیلی از آدمها وارد معامله با خدا می شوند هنوز در مورد قوانین دو به شک اند یعنی چون یقین به این مسئله ندارند که هر چه بخواهند خداوند برایشان می بخشد بنابراین از راه دیگری وارد می شوند
و ادعا می کنند که ثروت رو برای بخشش و کار خیر می خواهند ، به نظر من این از شناخت غلط ما آدمها از خداوند رو نشون می ده ، ما فراموش کرده ایم که خداوند زمین و آسمان و هرآنچه که در ان هست رو برامون مسخر کرده و هرگز از ما نمی پرسه که این ثروت رو برای چی می خوای ؟می خوای برای خودت خرج کنی یا ببخشی؟
دوم :بعضی آدمها هم هستند که باورهاشون در مورد ثروت هنوز خالص نیست ، یعنی هنوز درون ذهنشان ، ارتباط بدی با ثروت دارند، خیلی ساده تر بگم ، پول رو کثیف می دونند اما از آنجا که زندگی بدون ثروت معنایی نداره ، موقعی که دچار مسایل مالی می شوند از خدا درخواست پول می کنند و از آنجایی که در نظر آنها ثروت برای لذت بردن از زندگی نیست بلکه برای حل مشکلات دیگران است ، به خدا می گن تو پول بده عوضش من فلان کار خیر رو انجام می دم ، و انگار می خواهند با این کار پول کثیف رو از صافی بگذرونند و تمیزش کنند.
سومین مورد به خاطر اهمیت دادن به حرف مردمه ، آدمها دوست دارند ثروتمند بشوند اما از طرفی هم ترس این رو دارند که تو چشم مردم فرد منفوری به نظر برسند بنابراین هم می خواهند ثروتمند باشند هم از طرف اطرافیان و مردم محبوب باشندو مردم بگند ببین فلانی چه آدم باشرفی بود که از ثروت خودش گذشت و به دیگران کمک کرد، و این طوری دیگه در چشم دیگران منفور نیستند
استاد از شما سپاسگزارم که یک همچین سوالی مطرح کردین که ما بتونیم باگ های ذهنیمون رو یکی یکی بیرون بکشیم ?
خداوند یارو یاورتان
???
واقعا درسته که باثروته که زندگی معنا پیدا میکنه اونهم به اندازه ایی که میخوای .
با سلام خدمت همه دوستان
من فکر میکنم جهان به فرکانس های ما جواب میدهد مثلا اگر ما بخواهیم ثروتمند بشویم و داخل مدار ثروت باشیم مسلما ثروتمند میشویم و نیازی به قرارداد با خداوند نیست و بنظرم این ی تفکر اشتباه است که ما بخواهیم از خدا که ثروتمند بشویم تا کارهای خیر انجام دهیم و من فکر میکنم خداوند اصلا اهمیتی به این قرارداد نمیدهد زیرا اوسیستمی رو تعبیه کرده در این جهان و همه چیز با عمل کردن به قوانین این سیستم امکان پذیر میشود خواه ثروتمند شدن باشد خواه سلامتی و غیره.در ضمن ثروتمند شدن مثل نفس کشیدن یک کار طبیعی ایا ما برای نفس کشیدن قرارداد با خداوند می بندیم ؟
با سلام خدمت استاد بزرگوارم و همه دوستان عزیزم
من تصور میکنم درست اینست که اینگونه فکر کنیم : چقدر خوب میشود وقتی ثروتمند شدم می توانم مدرسه ، بیمارستان ، خیریه بسازم ، به بیماران سرطانی کمک کنم ، پدر و مادرم رو به مسافرت ببرم و …
به نظر من ترمزها و موانع سوال مطرح شده موارد ذیل است :
1-با این طرز فکر در ناخودآگاهمون دنبال این مساله هستیم که احساسات خداوند رو تحریک کنیم ( و به بهانه کارهای خیر به مقاصد دیگر برسیم) و خداوند بگوید عجب بنده خوبی دارم . من باید ثروتم را به او ببخشم تا او به انسانها کمک کند. در صورتی که احساسات در خداوند راه ندارد و این موضوع فقط به ما انسانها مربوط میشود.
2-در نا خودآگاهمون فکر می کنیم خدا وقتی ما را دوست دارد که ثروتمون رو در مسیر بخشش خرج کنیم و اگر غیر این موضوع خرج کنیم کار غیر معنوی انجام دادیم
اتفاقی که می افتد اینست که ثروتمند شدن رو هم کار معنوی میدانیم و هم کار غیر معنوی ،که قسمت دوم مثل ترمز عمل می کند
حتی اینکه چون برخی ثروتمندان رو انسانهای خوب نمیدانیم و به همین خاطر که مبادا وقتی ثروتمند شدم جزو این دسته قرار بگیرم ثروت رو از خودمون دور میکنیم.
3-حس می کنیم برای این که ما ثروتمند شویم خدا باید کاری کند نه اینکه ما تغییر کنیم. ثروتمند شدن رو در قبال یک تعهد در آینده معامله میکنیم
بنابراین ما مسئولیت تغییر خودمون رو به عهده نگرفتیم و این مسئولیت رو به خدا واگذار میکنیم
به قولی نفهمیدیم اگر ما ثروتمند نیستیم یعنی ظرف دریافت ما کوچک است اگرنه رحمت خدا همیشه در حال باریدن است . ما با تغییر باورهامون و عملکرد ناشی از آن ظرف وجودیمونو بزرگتر می کنیم و ثروت بیشتری دریافت می کنیم.
4- درک این موضوع خیلی مهم است که خداوند به ما نیاز ندارد بلکه ما نیازمند اوییم. این لطف خداست که ما دست بزرگ او برای کمک به انسانها شویم و اگر ما اینکار را انجام ندهیم خداوند برای کمک به انسانها دست های بیشمار و نامحدودی دارد .
از طرفی درک درستی از جایگاه خداوند و خودمون نداریم چون انجام کار خیر و بخشش رو منوط به تغییر ثروت از ناحیه خدا میدانیم. حال اینکه انسانی که اهل بخشش باشد در هر سطحی میبخشد و با این بخشش بیشترین خدمت رو اول به خودش میکنه چرا که با این کار شادی عمیق و رضایت درونی رو به خودش هدیه میده. چنین انسان اهل بخششی ، این فرصت رو لطف خدا میدونه و هزاران بار بابت این موضوع خدارو شکر میکنه .
اما انسانی که بخشش رو منوط به اقدامی از طرف خدا می داند چه بسا روزگاری هم که به خاطر باوری صحیح ثرومند شود اگر هم به کسی کمک کند آن موضوع را به خداوند منت می کند و لطفی از طرف خود به خدا تلقی می کند.
سلام.
اگر ثروت رو با اکسیژن قیاس کنیم.. همونجوری که اکسیژن یک جریان ذهنیه و باور پذیر شده برای همه که یک چیزی به نام اکسیژن برای تنفس وجود دارد پس به صورت ناخوداگاه باور داریم که یک چیزی برای تنفس وجود دارد.
خب بیس جهان انرژیه،،، اکسیژن انرژیه،، ثروت هم انرژیه …
انرژی نه تموم میشه و نه به وجود میاد فقط جریان داره..
ولی ازونجایی که در طی سالیان سال ما دیدیم و شنیدیم که ثروت کمه الان به این باور ذهنی رسیدیم که ثروت کمه !!! در صورتی که این یه دروغه و توهم ذهنیه !!!
مثل اکسیژن کافی بود بارها و بارها از بچگی تو مغزمون میکردن اکسیژن کمه احتمالا الان داشتیم با دستگاه اکسیژن تنفس میکردیم و بر سر اکسیژن جنگ و دعوا میکردیم !!! مثلا فرض کن ترامپ بیاد بگه اکسیژن جمهوری اسلامی تحریمه !!! 😂😂😱😱 الان همه داشتیم برای اکسیژن همدیگه رو میخوردیم !!!
ثروت مثل اکسیژن یک موضوع ذهنیه که باید باور بشه برای ذهن که بی نهایته !!!
الان اینا چه فرقی دارن ؟؟؟ اساسشون خب انرژیه که !!! فقط اسمشون فرق داره !!! این ثروته اون اکسیژنه !!!
ولی چون همیشه دیدیم همه دازن سگ دو میزنن برای پول به این باور رسیدیم که پول نایابه !!!
و حتی اگر اون کسی هم که پولداره بیاد بگه من پول ندارم برامون قابل باور تره تا بگه من خیلی پولدارم چون دوست داریم این چیزارو بشنویم !!!!
و بزیم داد بزنیم عااااااای فلان فلان شده پولدار !!!!!
ولی بیا منطقی به خودت بگو خب عهههههه درسته اینا هر دوتاشون انرژین که !!! ما فرای انرژی که نداریم !!! فقط از لحاظ اسمی تفاوت دارن که !!!! پس واقعا ثروت بی نهایته !!!! نمیتونه محدود باشه چون قانون انرژی اینو میگه !!! مگ الان این همه آدم دارن نفس میکشن مگه اکسیزن تموم میشه اخه !!!
پس چطوریه ما هر کی پولدار میشه بهش انگ میزنیم ؟؟؟
و با این کار لیاقت رو از خودمون میگیزیم !!!
من نمیتونم پول رو بخوام بزای اینکه ببخشم !!!
پول رو میخوان بزای خودم که بقیه هم باور کنن که میشود !!! که اینقدر سگ دو زدن رو دوست نداشته باشن و هی به مملکت فحش ندن !!! و به قول روشنفکران پر مدعا هی نرن کتاب هایی مثل ( دو قرن سکوت،،، البته نمیدونم توش چیه ولی از اسمش معلومه مزخرفه 😂 ) رو بخونن !!! و از واژه ی مزخرف سرنوشت استفاده کنن !!!
نهههه اقااااا من ثزوت رو برای خودم باید بخوام،،، اون بقیه هم باوراشون رو درست کنن و به ثروت رو جریان بدن…
یعنی از لحاظ ذهنی باید احازه بدیم این جریان ثروت برقرار شه تو مغز !!! همونجوری که عصب های مغزی ارتباط مناسبی رو برای دریافت اکسیژن برقرار کردن،، همونجور هم باید کاری کنیم عصب های مغزی و اتصالات مغزی ارتباط مناسبی رو برای دریافت ثروت برقرار کنن !!!
باید نگاهم و تفکرم و نگرشم نسبت به ثروت زیبا بشه !!!
کافی بود از بچگی نگاهم و تفکزم و نگرشم نسبت به اکسیژن الوده میشد الان ۹۹ ٪ مردم داشتن خفه میشدن و میرفتن دنبال اکسیژن میگشتن !!!
❤❤
سلام و درود رضای عزیز
🌹🌹🌹
چه تمثیل جالبی بود👍👍
ما در مورد اکسیژن هیچ وقت به خدا نمیگیم خدایا به ما اکسیژن بده اونوقت منم ۱۰ درصدش رو به عزیزانم میدم.
پس چرا در مورد ثروت این رو میگیم😐🤔
این سوالیه که باید از خودمون بپرسیم و جوابش رو پیدا کنیم
سلام
به نظرم چون ثروت رو یک چیز فیزیکی محدود میدونیم.. در صورتی که ثروت یک امر ذهنیه فقط باید برای ذهن باور پذیر بشه که با دیدن الگو های و نشانه های ثروت و فراوانی این اتفاق ارام ارام میوفته.. مثل همین دیدن سریال های سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت که خیلی کمک کنندس ..
کد مخرب در دیدگاه اینکه خدایا تو کمک کن من پول بیشتر دربیارم در ازای این کمک تو منم فلان کار ها خیر و خوب برای بنده ها تو میکنم
کد مخرب شماره 1 » ترمز شماره یک
فاطمه درویشی تو داری با اینکارت نشون میدی که خدایا من لیاقت ثروت و به دست آوردن اون ثروت خودم به شخصه ندارم
تو بیا پارتی بازی کن با من
تو بیا اون ثروت بهم بده تا من بهت رشو بدم بقیه بنده هات از اون پوله میدم
هم اینجوری من به پول رسیدم هم بنده ها تو
باور درستش چیه ؟
خدایا من لایق پول و ثروت هستم من مولد ثروت هستم من شایسته اون پول و ثروت هستم
بهم کمک کن بهش برسم و ظرف وجودی ام گسترش بده تا به بیشتر از اونچه از تو خواستم هم برسم
ترمز شماره 2» کد مخرب شماره 2
وجود ترس از اینکه اونهمه پول برای من، شاید نباید باشه باید از اون پول برای بقیه بزارم
و گرنه خدا بهم نمیده
اگر میخوام انسان باخدایی باشم باید از اونچه بهم می رسه به بنده ها خدا بدم تا خدا بفهمه من انسان سپاس گزاری ام قدرش میدونم
ترمز شماره 3» باور نداشتن به فراوانی و دنیا سلف سرویس هست
هر کسی هر چیزی بخواد میتونه بره برداره فراوان همه چی هست نیازی به ترحم من نیست که من برم غذا بردارم بعد بدم به بقیه
خوب بقیه خودشون برن از سر میز بردارن
دنیا فراوانه خدا برای همه گذاشته باید پاشی بری برداری دختر خوب
حق تو هست چون توی این دنیا اومدی یعنی خدا بهت اجازه داده هر چیزی دلت میکشه رو بری برداری برای خودت و لذتش ببری
بقیه هم می تونن برن بردارن
حالا یکی معلوله پاش درد میکنه ؟
ویلچر بساز براش
راه برقی درست کن که از سر جاش تا پیش میز پاشه بره
کاری که استاد عباس منش داره انجام میده
داره پله برقی درست میکنه ، ویلچر درست میکنه که آدم ها راحت تر برسن به سر میز
ولی استاد عباس منش هم نمی ره غذا برداره بیاد بزاره دهن بقیه میگه پاشو بیا سوار راه برقی بشو سوار آسانسور افقی بشو برو سر میز بردار خودت هر چی خودت میخوای
این غذا برای منه تو هم برو بردار
ترمز شماره 4 » خدا خودش گفته هی دختر من تو رو آوردم این دنیا به خواست من اومدی حالا بدون که من هر چی که تو بخوای اجابت میکنم
هرچی بخوای
کافیه باور کنی منو باور کنی همین که به زبون میاری یعنی برات خلقش کردم اینقدر ایمان داشته باشی و هیچ شک و شبهه ای نداشته باشی من برات می رسونم اش
ممکنه تو جردن باشی یا ممکنه دم رستورانم باشی یا ممکنه کرج باشی
فاصله که بین خواسته تو تا رسیدن بهت طی میشه به خاطر فاصله تو از رستوران هست
و گرنه سفارش تو دریافت شده
بعد دادن سفارش چه حسی داری ؟ باور داری بهت میرسه ؟ یا شک میکنی بهش ؟ جان ؟ ممکنه سفارش پیتزا داده باشی بعد بگی عه عه نرسید بزار برم کوکو درست کنم بخورم نرسیده دیگه
سفارش دادی منتظر بمون با به دستت برسه دختر نازم
ترمز شماره 5 « انسان خوب اونی هست که برای خودش نمی خواد برای بقیه میخواد، ضعیف پروری و دلسوزی
تو هر که ثروتمند تر بشی رفته بیشتر داشته باشی حقت هست نوش جونت خدا گفته آسمان ها و زمین مسخر تو کردیم
پس حقت هست که رفاه ، آرامش ، ثروت فراوان داشته باشی بهترین خونه بهترین ماشین بهتر وسایل بهترین زندگی مشترک بهترین تفریحات
بهترین بهترین ها برای تو هست تو لایق اش هستی گل من
ترمز شماره 6» تو نه وکیل بقیه هستی نه وصی بقیه تو از خدا هم خداتری ؟
اون خدا خودش صلاح بنده هاش بهتر میدونه
خود خدا بنده هاش هدایت میکنه
توی کار خدا دخالت نکن
تو هر چی ثروت مند تر میشی بخوای نخوای باعث تغییرات بزرگی توی اطرافت میشی
تو نمونه یک انسان موفقی و آدم های که بخوان میان ازت می پرسن نیازی نیست تو بری کمک
تو مسیر خودت برو به خواسته های درونت هر چی هست برس
به بقیه چیکار داری دختر نازم
سلام و درود بر دوست و آجی معنوی و توحیدیم
خیلی خیلی لذت بردم از کامنتتون دمتگررررررررم چه چیزای خوبی رو تاکید کردی چه ترمزهای اصلی رو برامون رو کردی ایول آجی جونم فاطمه خانم گل
امروز قبل اینکه کامنتونو بخونم تو ذهنم گفتم مجید ببین فکر کن تو سر سفره بی انتهای نعمت خدا نشستی و هرچی دلت بخواد میتونی براری بدون هیچ محدودیتی و این سفره هر روز و هر لحظه جلو روی همه هست دیگه کاسه داغ تر از آش نشو بدون درنظر گرفتن خودت واسه دیگران نگیر کنار نزار اونوقت خودت گشنگی باید بکشی داشتم اینطوری فکر میکردم اومدم دقیقا دیدم یکی از ترمزایی که معرفی کردین دقیقا همین مثالی بود که زدم گفتم خداجوووووونم شکرت ببین چیجوری خدا داره با ما حرف میزنه و بما میگه حدست درسته مجید راهتو داری درست میری این بود تمام کامتتت بهم حال داد خصوصا اون قسمتی که گفتین آیا وقتی سفارش دادی شک ووتردید داری که نکنه بیاد یا نیاد بعد میشینی خواستتو کوچیکتر میکنی میگی چیجوری میخواد بیاد از کجا بعد این یعنی بی لیاقتی و اینکه حالا بفهمیم چیجوری متوجه شیم که شک داریم یا ایمان ؟
اینطوریه که وقتی درخواستی رو ارسال کردیم اگه حالمون بد بود و به اما و اگر فکر کردیم یعنی شک کردیم و لایقش نخواهیم بود حالا برعکس اگه بعد ارسال درخواست حالمون خوب بود و حس خوبی داشتیم یعنی صدرصد ایماااااان داریم و باید بزودی منتظر اومدن خواستمون باشیم با آغوش باز
به خیلی چیزای خوب اشاره کردین که بی نظیر و باور ساز بود برام نور بود برام برای همین اومدم اینجا تا ازتون قدردانی کنم از یاداوری های عالی تون متشکررررررررم خواهرگلم متشکرررررررررر هزارتا گل برای شما که حالمو خوب کردین زنده باشین و سلامت و موفق
با سلام خدمت همه قانون جذبی های گرامی
از نظر من تو این دعا ها که خدایا درآمدم به فلان قدر برسه من فلان کار رو انجام میدم،ترمزی که هست اینه که ما خودمون رو لایق اون ثروت و درآمد نمیدونیم و یه جورایی میخوایم دل خدا برامون بسوزه و به این دلایل بهمون پول بده ،ثروت بده چون کاری که گفته و دوست داره رو میخوایم انجام بدیم،در صورتی که ما به خودیه خود بدون هیچ دلیلی لایق داشتن ثروت هستیم و خدا خیره مطلقه وثروت رو وارد زندگی مون میکنه ولی وقتی میگیم که فلان کاررو میکنم یعنی تو باورمون به لایق بودن مشکل داریم… و میخوایم دلیلی داشته باشیم دلیلی که خدا دوست داشته باشه تا بتونیم با این کار یه جورایی دلشو به رحم بیاریم که ببین من واسه خودم نمیخوام واسه کمک به بنده هات میخوام…
و نکته اینجاست که تا وقتی ما خودمون رو لایق چیزی ندونیم و باهاش هم ارتعاش نشیم بهمون داده نمیشه…
ما ثروت رو میخوایم چون لایقشیم چون حس خوبی میده چون میخوایم ازش لذت ببریم و در کنار اینها به بنده ها کمک میکنیم چون حس خوبی دریافت میکنیم از این قضیه نه برای کسب ترحم از خدا که بهمون بده چون ما میخوایم به بنده هات کمک کنیم…