اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام انرژی قدرتمندی که بیشتر از خودم به خوشبختی، ثروتمندی و داشتن زندگی عاشقانه برای من مشتاق و مصر است
و قدرت خلقکنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به من داده
تا بتوانم از راههای لذتبخش به تمام آرزوها و زندگی رویاییام برسم و عشقی فوقالعاده و ناب را تجربه کنم
به نام سیستمی قانونمند و خالقی قدرتمند، هدایتگر و حامی که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم های خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و من را نیز موجودی بسیار عزتمند و ارزشمند خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمتهایش را دارد.
*
سلام به جهان زیبا و سخاوتمند من که غنی هست از خوبی، زیبایی، نعمت، فراوانی، ثروت، فرصت، برکت و آدمهای بسیار خوب، باایمان، موفق و ثروتمند
*
چند روز پیش هدایت شدم به فایل فوقالعاده “منطقهایی قوی برای تغییر بنیادین باورها” که استاد عباسمنش توی اون فایل صحبت از یک فایل فوقالعاده دیگه کردند با عنوان “شناسایی ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت”، یعنی همین جلسه ارزشمندی که این همه کامنت سودمند براش گذاشته شده. اونقدر استاد از خوبی و تاثیر مثبتی که فکر کردن به این سوال و پاسخ دادن بهش و همچنین خوندن کامنتهای عالی دوستان صحبت کردن که واقعا با اشتیاق تمام اومدم این صفحه. با طرح این سوال ساده و ریشهای، استاد ی هدف حسابی رو نشونه رفتن، چراکه چیزی که عایده ما شده فقط نکتههای حیاتی و سرنوشتسازه. تا الان فقط با خوندن چند تا کامنت از بین اون همه کامنت، کلی آگاهی و نکته خوب بوسیله نقطهنظرهای مختلف کسب کرد.
*
اول از همه باید بگم که «باران نعمتهای خداوند همیشه در حال باریدن است و هر کدام از ما به اندازه ظرفی که داریم نعمتها از جمله ثروت را دریافت میکنیم.»
به همین خاطر احساس میکنم این نوع دعا، از “ظرف کوچک داشتن” حکایت میکند. یعنی وقتی تو برای خودت اونقدر ارزش قائل نیستی که ثروت رو برای خودت بخوای و فکر میکنی اگر کم بخوای درستتره، یک جورایی یعنی عدم خودارزشمندی و ظرف کوچک رو زیر باران نعمتهای الهی گرفتن.
به عبارتی باز هم موضوع بنیادین و اساسی احساس لیاقت داشتن میاد وسط؛ یعنی به اندازهای که برای خودت ارزش قائل باشی میتوانی از نعمتهای جهان بهره ببری.
و به اندازهای که خودت را باور داری میتوانی هدف و آرزوی بزرگی مانند ثروتمندی و داشتن پول و ثروت بسیار را تنها برای شخص خودت بخواهی. «یعنی نعمتهای خداوند بینهایت هستند، پس تو خودت محدود نباش.»
به قول ابوسعید ابوالخیر:
“من بـی تو دمی قرار نتوانم کرد احسان تو را شـمار نتـوانم کرد
گربرتن من زبان شود هر مویی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
حال که از شکر و حتّی شمارش نعمتهای الهی عاجزیم، چه باید کرد؟”
این متن این رو به من میفهمونه که:
احسان خداوند انتها نداره،
نعمتهای خداوند بیشمار و بیانتهاست،
اونقدر که ما نمیتونیم شکرگزاری واقعی رو ادا کنیم.
مورد بعدی مربوط هست به نوع نگاهی که ما به خداوند داریم؛ خداوند یک انسان یا موجودی با ویژگیها و محدودیتهای انسانی نیست. خداوند یک سیستم قانونمند و یک انرژی قدرتمند هست که به ما قدرت خلقکنندگی بخشیده و ما رو بوسیله افکار و باورهامون، خالق اتفاقات و شرایط زندگیمون قرار داده.
به قول نظامی گنجوی:
“ای همه هستی ز تو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کاینات ما به تو قائم چو تو قائم بذات”
خداوند یکی است؛ خداوند قدرتمندترینه؛ خداوند مهربانترینه؛ خداوند بخشندهترینه؛ خداوند بهترین دوسته؛ خداوند توصیف همه خوبیهاست؛ خداوند در درون ماست؛
به لطف خدا، این خود ما هستیم که با نوع باورهایی که داریم یا میسازیم و فرکانسهایی که ارسال میکنیم، زندگی خودمون رو رقم میزنیم. بنابراین «زندگی ما چیزی نیست جز باورها و فرکانسهای ما.»
حالا با این نگرش و این نوع دعا کردن، این طور بنظر میرسه که ما داریم از این قدرت خلقکنندگی و قوانین جهان هستی چشمپوشی میکنیم و یا به بیان بهتر، زندگیمون رو تحت کنترل خودمون نمیبینیم که هیچ، از لطف خداوند به خودمون مطمئن نیستیم. یعنی باز هم موضوع مهم عدم احساس خودارزشمندی و لیاقت و عدم پذیرش داشتن قدرت خلقکنندگی و عدم قبول شدنی بودن و امکانپذیری رسیدن به خواستهها برای خودمان.
پس بیایید یکبار دیگه چند تا نکته رو با هم مرور کنیم:
خداوند یک انرژی و یک سیستم قانونمند است که با لوسبازی، حس ترحم، خشم و یا دلسوزی کار نمیکند.
ما میدانیم که «قانون حاکم بر جهان قانون فرکانس است.»
بنابراین باید فرکانس مناسبی را به جهان ارسال کنیم؛
یعنی باورهای ما احساس خوبی به ما بدهند؛
بدین منظور، «باید باورهای قدرتمندکننده را جایگزین باورهای محدودکننده نماییم»؛
برای این کار باید مراقب افکاری که هر روز در سر میپرورانیم باشیم؛
برای این کار نیز «باید مراقب ورودیهای ذهن خود باشیم»، یعنی با چه افرادی در مورد چه موضوعاتی صحبت میکنیم، چه میبینیم، چه میشنویم، چه میخوانیم…همه را به نوعی فیلتر کرده و به شدت مراقب چیزهایی که به خورد ذهنمان میدهیم باشیم.
زیرا «زندگی ما چیزی نیست جز باورهای ما» و دقیقا این «باورهای ما هستند که اتفاقات و شرایط زندگی ما را رقم میزنند.»
زیرا احساس خوب = اتفاقات خوب
باید خود را لایق خوشبختی، نعمت و ثروت بدانیم؛ بدان معنا که فارغ از گذشتهای که داشتیم، فارغ از اشتباهاتی که مرتکب شدیم، توبه را فراموش نکرده و به سوی خدا برگردیم. یعنی حتی اگر 100 بار توبه شکستی بازآ دوست من :)
خداوند غفور و رحیم هست؛ خداوند مهربانترین و بخشندهترین هست؛ اگر واقعا پشیمان هستی از خطاهای گذشته، بدان که خداوند آغوشش به روی تو باز هست و مشتاق به بازگشت من و تو پیش خودش هست. «خداوند برای ما ارزش قائله و دوستمون داره.»
پس هی نشین اشتباهات گذشتهات رو مرور کن، خودت رو ببخش، به خودت احترام بزار، تو آدم خوبی هستی و هر روز داری بهتر و بهتر میشی. تو انسان ارزشمندی هستی. تو انسان بالیاقتی هستی و لایق یک زندگی فوقالعاده در آسایش و رفاه هستی. تو لایق ثروت هستی. تو لایق نعمتهای خداوند هستی. تو قراره دستی از دستان خدا باشی. تو قرارت به گسترش این جهان زیبا کمک کنی. تو قرار زندگی فوقالعادهای رو در این جهان سخاوتمند تجربه کنی و اثر خوبی از خودت بر جای بزاری.
باور داشته باش که جهان، جهان فراوانی نعمتهاست. جهان ما مملو است از زیبایی و نعمت. جهان زیبای ما
سرشار است از آدمهای خوب. جهان ما لبریز است از فرصتها و ایدههای فوقالعاده و پولساز. «جهان ما جهان بینهایت نعمت و ثروت است.» جهان ما غنی است از نعمت و برکت. در جهان زیبای ما بینهایت ثروت وجود داره. در جهان زیبای ما بیشمار راه رسیدن به ثروت وجود داره. جهان ما جهان فراوانی ثروت و نعمت و فرصت است.
بنابراین نعمتها و افراد ثروتمند و خوشبخت را تحسین کرده،
فراوانی نعمت و ثروت در جهان را تایید کن
و ثروتمندی و خوشبختی را برای خودت امری امکانپذیر و شدنی بدان.
علاوهبرآن، خداوند قدرتمندترین خالق جهان است که آن را پیوسته هدایت میکند؛ بنابراین اگر با ایمان و باور به این حقیقت که اون قدرتمندترین است دست به دعا میشوی، نباید غمگین باشی؛ چراکه در این صورت به قدرت خداوند شک داری! بنابراین با خوشحالی و امید فراوان از خداوند خواستهها و آرزوهایت را بخواه و اطمینان داشته باش که خداوند قادر است هر چیز دستنیافتنی از دیدگاه محدود ذهنت را وارد زندگیت نماید، به گونهای که حتی رویاهایت به تجربه زندگیت تبدیل شوند.
با دانستن این حقیقت، خواستههایت را محدود نکرده و بی کم و کاست آنها را از خداوند خواهی خواست. آرزو میکنی، هر روز هم آرزو میکنی، بیشتر هم آرزو میکنی، آرزوهای بزرگ هم میکنی، پس از رسیدن به یک آرزو باز هم آرزوی دیگری میکنی. چراکه این سیستم قانونمند اینگونه سخاوتمند عمل میکند.
بنابراین با دانستن اینکه خدا برای من ارزش قائل است،
و من موجودی ارزشمند و لایق برخورداری از نعمتها، ثروت بسیار و خوشبختی هستم،
و در جهانی فراوان از نعمت و ثروت و فرصت و آدمهای خوب زندگی میکنم
که تنها بر اساس باورها و فرکانسهای من عمل میکند
و خالق آن قدرتمندترین و مهربانترین خالق است
که از رگ کردن به من نزدیکتر است
چرا باید کم بخوام
چرا با احساس عجز، ناامیدی و درماندگی از خداوند چیزی بخوام
چرا اصلا خواستههایم را با شرط و شروط بیان کنم
چرا باید با نگاهی معاملهآمیز از خداوند درخواستی داشته باشم…
من واقعا از شناخت این خدا احساس خوشبختی و قدرت میکنم. من واقعا هم خدا رو خیلی دوست دارم و هم جهان زیبایی که آفریده و هم منی که خلق شدم تا توی این جهان زیبا، رویاهامو زندگی کنم. این خدا واقعا لایق پرستیدن، توکل کردن و دوست داشتنه و به حق جایگاهش در ذهن و قلب و روح ماست.
به قول سعدی:
“به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست”
مورد بعدی، مبحث احساس لیاقت و ارزشمندی است. ما فکر میکنیم چون در گذشته خطا کردیم پس احتمالا لایق ثروت و زندگی در کمال آرامش و خوشبختی نیستیم؛ حتی شاید فکر کنیم لایق این نیستیم که با خداوند بطور مستقیم و بدون واسطه درد و دل کنیم و خواستههایمان را بگوییم، چه برسد که آرزوی نعمت بسیار و ثروت آنچنانی داشته باشیم.
موضوع داشتن عزتنفس و احساس لیاقت حیاتیتر از آن چیزی است که فکرش را میکردم. اما باید بدانیم که طبع انسان اینگونه است که اشتباه میکند و مدام میرویم و اشتباهات خود را مرور میکنیم که متاسفانه این کار نه تنها ما را به خدا نزدیک نمیکند، بلکه از او دورتر هم میشویم.
بنابراین اگر واقعا از اشتباهات پشیمان هستی، اکنون زمان آن رسیده که با خداوند بزرگ که بسیار غفور و رحیم است درد و دل کنی، توبه کنی، خودت را ببخشی و بدانی که خداوند هم تو را دوست دارد، برای تو ارزش قائل است و تو را خیلی وقت پیش، به خاطر همه آن اشتباهات بخشیده و تو داری بیهوده زندگی رو برای خودت تلخ میکنی.
پس حتی اگر هزار بار توبه شکستیم، باز هم خداوند مشتاق برگشت ما به سوی خودش است و راه توبه را برایمان باز گذاشته؛ ما موجوداتی ارزشمند هستیم و میتوانم بدون هیچ واسطه و حایلی با او درد و دل کرده و خواستههایمان را حتی اگر خیلی بزرگ باشند، بخواهیم. بدان که هر روز یک تولد دوباره است، پس قدر این موهبت و این زمان ارزشمند را خوب بدان و زندگی که لایق آن هستی را برای خودت بساز. این باور را داشته باش که موجودی ارزشمند و لایق هستی.
بیایید بخشی از نامه 31 امام علی به امام حسن رو که در رابطه با توبه و بازگشت به سوی خداست رو یکبار بخونیم؛
“ …در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است؛ در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار تو است، رسوا نساخته، و براى بازگشت به خویش شرایط سنگینى مطرح نکرده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان، نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است…”
وقتی فایل جدید استاد با عنوان هدفی متفاوت برای سال جدید رو گوش دادم، تصمیم گرفتم مثل همیشه به حرف استاد عباسمنش گوش بدم و برای سال جدید روی شخصیت خودم و احساس لیاقت و خودارزشمندیم بیشتر کار کنم. من باور دارم که اگر این احساس بنیادین رو در خودم پرورش بدم، همه نعمتها اعم از ثروت و عشق و… وارد زندگیم میشن؛ چون به همان اندازه که برای خودم ارزش قائل باشم، جهان برای من ارزش قائل خواهد بود؛ به اندازهای که خودم رو لایق آرزوهای بزرگ بدونم و باورهام صحیح و قدرتمندکننده داشته باشم، نعمت و ثروت و سلامتی و همسر ایدهآلم وارد زندگیم شده و اون زندگی رویایی، پاک و عاشقانه و در کمال آسایش و رفاه رو تجربه خواهم کرد.
بنابراین از امسال به جای آرزو کردن فلان خانه یا ماشین یا هر چیز خوب دیگهای، در پی بهبود شخصیت خودم قدم در راه گذاشتم؛ روی احساس لیاقتم کار میکنم؛
غذای سالم میخورم چون بدنم برام عزیز و ارزشمنده،
همیشه لباس زیبا و تمیز میپوشم چون لیاقتشو دارم،
توی بهترین فنجان برای خودم چای خوشمزه سرو میکنم،
هر روز قدم میزنم، ورزش میکنم، چون لایق سلامتی هستم،
به موزیکهای لایت و موردعلاقهام گوش میدم، چون لایق آرامش هستم،
هر روز مطالعه میکنم تا چیزهای خوب یاد بگیرم و رشد پیدا کنم، چون لایق پیشرفت، موفقیت و ثروت هستم،
هر روز میام سایت استاد عباسمنش، چون لایق هدایت خداوند و رسیدن به رویاهام هستم.
هر روز ویژگیهای خوبم رو مرور میکنم، و به دنبال ایجاد و پرورش ویژگیهای خوبه دیگه در خودم هستم، تا هر روز آدم خوبتر و بهتری از دیروز باشم، تا لایق اون همسر و زندگی عاشقانهای که میخوام باشم. (یعنی ی جورایی به قول آنتونی رابینز دارم تواناییها و شایستگیهای خودمو گسترش میدم.)
اگر اون فایل استاد عباسمنش رو گوش ندادید بهتون پیشنهاد میکنم حتما این لطف رو به خودتون بکنید.
ترمز بعدی مربوط به باور به کمبود و عدم قبول فراوانی در جهان است. بزارید بهتر بگم، ما این نکته رو میدونیم که «توجه کردن به هر موضوعی به خودی خود اون موضوع رو وارد زندگی ما میکنه.»
بنابراین زمانی که کانون توجه من روی نعمت و ثروت و فرصت و برکت و زندگی در رفاه و آسایش و… باشه، نه روی کمبود و … این جور موارد، طبیعتا نعمت بیشتری هم وارد زندگی من میشود.
مانند وقتیکه مثلا ماشین بخصوصی را مورد توجه قرار میدهیم، همان ماشین را در جاهای مختلف همش جلوی چشممان میبینیم. یعنی انگار در مدار اون نعمت قرار گرفتهایم؛ حالا چه زمان آن نعمت وارد زندگی ما میشود؟، این به باورها و فرکانسهای ارسالی ما به جهان هستی بستگی دارد.
به همین خاطر فارغ از قیمت، من از دیدن خانهها و ویلاهای جدید و زیبا، ماشینهای برند و لاکچری، وسایل و امکانات رفاهی جذاب و این قبیل نعمتها که هر روز تعداد و تنوعشان زیاد میشود، بسیار لذت برده و به وجد میام. میبینم که چقدر نعمتهای مختلف در جهان وجود داره و از این همه فراوانی لذت میبرم و از بین آن نعمتها، آنهایی را که دوست دارم را برای خودم انتخاب میکنم و به لیست خواستههایم اضافه میکنم؛ زیرا میدانم هر آنچه را بخواهم، حتی هرچقدر که بخواهم را میتوانم از خداوند بدون واسطه بخواهم؛ زیرا خداوند برای من ارزش قائل است و کسی که به خدا و قدرتش قلبا ایمان و یقین داشته باشد، آرزو میکند، آن هم آرزوهای بزرگ، آرزوهای زیاد، و با خوشحالی هم آرزو میکند، چراکه اطمینان دارد خداوند در وقت مناسب، آن نعمتها و یا خیلی بهتر از آن نعمتها را به او میدهد.
علاوهبرآن، دیدن خوشبختی، رشد، پیشرفت و ثروتمندی افراد را هم قضاوت نکرده و اتفاقا آن افراد و نعمتهایی که از آنها برخوردار هستند را تحسین و تایید میکنم؛ تحسین به خاطر اینکه آنها راه را پیدا کرده و باورها و فرکانس مناسب و صحیح را به جهان ارسال میکنند. تایید هم برای فراوانی این جهان؛ برای اینکه واقعا این جهان زیبا، غنی و سرشار است از بینهایت نعمت، فرصت و ثروت و بیشمار آدمهای خوب، باایمان و باوجدان. همچنین این امر را امکانپذیر میدانم که اگر برای آن افراد این همه خوشبختی و پیشرفت رخ داده است، بنابراین برای من هم امکانپذیر است که اینچنین زندگی فوقالعادهای داشته باشم؛
چراکه همه ما انسانها یک سیستم عصبی داریم، همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم و حایلی بین ما و خداوند نیست؛ بنابراین روی هم رفته اگر آنها توانستهاند آن همه مال و ثروت را داشته باشند، من هم میتوانم همان اندازه و حتی خیلی خیلی بیشتر از دارایی آنها را در زندگیم تجربه کنم. البته طبیعتا این موضوع فقط در مورد ثروت صادق نبوده و در مورد مسئله ازدواج، یافتن همسر ایدهآل و داشتن زندگی عاشقانه، موفقیت تحصیلی و شغلی، سلامتی، آرامش و… هم صدق میکند.
توی این دعا که خدایا به من پول و ثروت بده من از اون ثروت به نیازمندان و فقیران کمک میکنم… در واقع داره به نبود چیزی توجه میشه. تمرکز داره میره به سمت ناخواستهها مثل کمبود، فقر، مردم نیازمند، رنج، سختی و… به عبارتی همین توجه به ظاهر کوچک به این موارد که در دل این دعا نهفته شده، میتونه فقر و نداری بیشتری رو جلوی چشمهای ما بیاره و در مدار نامناسب قرار بگیریم. به همین خاطر باز هم به اشتباه بودن اساس این نوع نگرش و دعا پی میبریم؛
از اینرو از کمبودها و بطور کلی ناخواستهها باید رویگرداند، آغوش را باید برای دریافت خواستهها باز کرد، باید به چشم و گوش خود بیاموزیم که تمام زیباییهای کوچک و بزرگ، نعمتهای متنوع و بیشمار، ثروت بیانتهایی که در جهان در گردش است و آدمهای خوب و حتی بینهایت افکار و نیتها و آرزوهای خوب و… را بهتر ببینند و بشنوند. به تحسین افراد موفق و ثروتمند بپردازیم، به تایید فراوانی در جهان تمرکز کنیم، امکانپذیری رسیدن به آرزوها و به تبدیل رویاها به تجربه زندگیمان ایمان بیاوریم و شکرگزار باشیم به خاطر نعمتهایی که داریم، چراکه
و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما میافزایم…
(آیه 7 سوره ابراهیم)
این همه توضیح دادم که به این جمله برسم که اگر با شک دودلی، ترس و اضطراب، درماندگی و ناامیدی، عدم اطمینان و با قید و شرط از خداوند چیزی رو میخواهیم، این یعنی به فراوانی و ثروت این جهان باور نداریم؛ فکر میکنیم نعمتها و ثروت در جهان محدود هستن و ما نباید خودخواه باشیم و زیادش رو تنها برای خودمون بخوایم، و اگر مقداری از اون رو انفاق کنیم، عدالت برقرار میشه. اما حقیقت اینطور نیست.
چراکه ما در جهان فراوانی نعمت، ثروت، فرصت و برکت و همه خوبیها زندگی میکنیم.
ما در جهانی مملو از افکار و ایدهها و راهکارهای پولساز زندگی میکنیم.
خداوند این جهان غنی و سخاوتمند را برای خوشبختی و ثروتمندی ما خلق کرده، و میخواد که ما به گسترش این جهان زیبا کمک کنیم.
خداوند دوستمان دارد و برای ما ارزش قائل است.
مورد بعدی به زبان خیلی ساده، خوب بودن ثروت و خوب بودن آدم ثروتمند است. وقتی به این شیوه، دعای خود را بیان میکنیم، که خدایا ثروت به ما بده و من قول میدم مقداری رو در جهت کار خیر صرف کنم، انگار پول و ثروت رو ی جورایی چرک و کثیف میدونیم که قراره با کمک کردن به نیازمندان، اون رو طیب و پاک کنیم. (ای کاش منظورم رو تونسته باشم خوب برسونم).
دوست دارم قبل از توضیح بیشتر این آیه 32 سوره اعراف رو با هم مرور کنیم:
اى پیامبر] بگو: چه کسی زینت خدا را که براى بندگانش پدید آورده و نیز روزى هاى پاکیزه [او] را، حرام کرده است؟ بگو: این (نعمتها) در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آوردهاند [هر چند کفّار هم از این نعمتها استفاده مىکنند]، در حالى که در روز قیامت فقط مخصوص مؤمنان خواهد بود، [آرى] بدینسان آیات خود را براى آن دسته اى که مىدانند، به تفصیل بیان مىکنیم.
قبلا استاد عباسمنش بارها و بارها تاکید کردن که «ثروتمند بودن جز معنویترین کارهاست.»
این یعنی پول خوبه، پولدار بودن خوبه، ثروت داشتن کار خوبیه، زندگی در آسایش و رفاه کار خوبیه، بتونی از راه درست پول بسازی خوبه، «آدمهای ثروتمند آدمهای خوبی هستند» و در یک کلام، «وقتی تو پولدار و ثروتمند باشی به خداوند نزدیکتری»، «وقتی تو پولدار و ثروتمند باشی آدم بهتر و نیکوکارتری هستی».
پس اینکه بخوای ثروتمند باشی اتفاقا هدف خوبیه، چون ابنطوری هم به خدا نزدیکتری، هم به پدر و مادر و هر کسی که بخوای میتونی کمک کنی و اتفاقا کاری کنی تا اونها هم راه درست رو مثل تو پیدا کنن و پول حلال بسازند و به گسترش جهان کمک کنن، چون این درستشه.
بنابراین موقع دعا کردن یادمون باشه که:
اگر خدا به ما لطفی میکند به خاطر افکار و باورها و ایمان خودمان است؛
و آن دست که به ما ثروت را میدهد دستی است از دستان خداوند است
و این برای هر کس که باور درست داشته باشد اتفاق میافتد؛
و حتما نباید ما آن نعمت را با دیگران شریک شویم تا لایق برخورداری از آن نعمت و ثروت شویم.
مورد بعدی موضوع تکامل انسان هست. حس میکنم وقتی این دعا رو میکنیم انگار داریم علاوهبر طرف حساب قرار دادن خداوندی با خصوصیات انسانی که میشه باهاش معامله کرد، میخوایم از زیر بار جمله «نابرده رنج گنج میسر نمیشود» هم در بریم. به عبارتی میخوایم با کلک یا پارتیبازی، از خدا بخوایم که بوسیله یک میانبر و یا استثنا قائل شدن، ما رو به خواستهمون که ثروت هست برسونه و رنج این مسیر رو (فارغ از اینکه بخواهد رنج فیزیکی یا ذهنی باشه) برای ما اصلا نخواد.
همینجا به خاطر اون جمله باید بگم که:
میشه در جوانی و سن پایین به آرزوها، خوشبختی و ثروتمندی رسید؛ لزوما نباید کلی زمان بگذره.
میشه بدون سختی و رنج فیزیکی بسیار به ثروت و نعمت رسید؛ اتفاقا میشه از کاری که کرد خیلی هم لذت برد و به ثروت رسید.
میشه به راحتی ثروتمند شد اگر روی افکار غالب خود کار کنیم، باورهای درست داشته باشیم و فرکانس مناسب را به جهان ارسال کنیم.
میشه از راههای آسون و لذتبخش به خواستهها رسید، میشه عشق کرد با شغلی که داریم و از گذر زمان لذت برد و در همین حین کلی پول درآورد و ثروتمند شد.
میشه هم ثروتمند بود، هم سلامت بود، هم خوشبخت بود، هم آرامش داشت، هم به خدا نزدیک بود، هم آدم خیلی خوبی بود، هم زندگی عاشقانه و پاکی داشت، هم عمر طولانی و باعزت داشت.
اما چیزی که میخوام بگم این هست که تکامل انسان در مورد رسیدن به اهداف و آرزوهاش باید طی بشه. حالا لزوما منظور طی کردن سالها زمان نیست، این روند تکاملی میتونه خیلی زود طی بشه؛ البته اگر و فقط اگر باورهای صحیح و قدرتمندکنندهای داشته باشیم، فرکانس مناسب رو به جهان ارسال کرده و در مدار مناسب قرار داشته باشیم.
نتیجه این شد که روند تکاملی باید طی شود. حالا برای بعضی از افراد این سیر تکاملی با سرعت طی شده و برای برخی دیگر از افراد، این روند آهستهتر خواهد بود. دلیل این تفاوت هم به باورهایی که در ذهن افراد نهادینه و یا ساخته شده است و نیز فرکانسهای آنها بستگی دارد.
بنابراین اگر باورها، باورهای درستی باشند، اگر ورودیهای ذهن را کنترل کرده و هر چیزی را به خورد آن ندهیم، اگر «احساس خوب = اتفاقات خوب» را به یاد داشته باشیم، اگر «زیباییهای زندگی کنونی خود را ببینیم» و شکرگزار باشیم، اگر با باورهای قدرتمندکنندهای که ساختهایم، «فرکانسهای مناسبی را به جهان زیبایمان ارسال کنیم»، اگر «خود را موجودی ارزشمند و لایق نعمت و ثروت بدانیم»، و خوشحال باشیم و «از زندگی هر روزه خود لذت ببریم»، هر آنچه آرزو و رویای ماست در وقت مناسب به ما قطعا داده میشود.
احساس کردم به اندازه خیلی کم، شاید در حد 1 درصد، این موضوع (ترمز) در این دعا نهفته شده باشه؛ به همین خاطر خواستم یکم بسطش بدم.
ما نمیتونیم به دیگران کمک کنیم و هر کس خودش باید تصمیم بگیره و با باورها و فرکانسی که داره، شرایط زندگیش و سرنوشتش رو تغییر بده. بنابراین به جای اینکه انرژی خودمون رو در جایگاه اشتباهی صرف کنیم و مثلا بگیم من میخوام دنیا رو تغییر بدم و فلان، اگر نوع نگرش، افکار و باورهای خودمون رو اصلاح کنیم، خواهیم دید که جهان ما نیز دگرگون میشود.
یاد این جمله زیبا افتادم:
«دیروز، باهوش بودم و میخواستم دنیا را تغییر دهم؛ امروز، خردمند هستم بنابراین میخواهم خودم را تغییر دهم.»
البته اینکه بخوایم آدم نیکوکار و دست به خیری باشیم و به دیگران کمک کنیم قطعا کار پسندیدهای هست و وقتی این کار را با نیت سالمی انجام میدیم در واقع داریم به خودمون کمک میکنیم و باور داریم که جهان ما جهان فراوانی نعمتهاست و ایمان داریم که جریان ثروت به زندگی ما بطور سیلآسا روانه است و با کمک کردن و ساختن و بنا کردن و… داریم به گسترش این جهان زیبا کمک میکنیم.
اینکه من صبر کنم تا خدا به من میلیاردها پول بده تا من بعدا به دیگران کمک کنم، بماند که چقدر ترمز در دلش وجود داره (مثل نگاه انسانی داشتن به خدا و عدم درک سیستم قانونمند حاکم بر جهان و در واقع نادیده گرفتن انرژی قدرتمندی که از رگ کردن به ما نزدیکتر هست، عدم احساس ارزشمندی و لیاقت، عدم تایید فراوانی نعمتها و ثروت در جهان، عدم تمرکز کانون توجه به فراوانیها، نیکو به حساب نیاوردن ثروت و ثروتمندی، …).
اگر من واقعا باورهای صحیحی دارم و فرکانس مناسب را ارسال میکنم و این حقیقت بزرگ را پذیرفتم که خداوند هرآنچه را بخواهم در وقت مناسب به من میدهد و زندگی من چیزی نیست جز باورهای من، آن زمان از همین امروز کار خیر کردن را انجام میدهم، با همین شرایطی که امروز دارم شروع میکنم به کمک کردن به دیگران، چراکه میدانم ثروت جهان بیانتهاست و حال که گنج آسمان و زمین در دستان خداست، من هم زندگی سراسر در آسایش و رفاه و غوطهور شدن در ثروت و لذت بردن از نعمتها و چشیدن طعم خوشبختی را در زندگیام حتما و قطعا تجربه خواهم کرد.
من حدود 11 ماه پیش هیچ درآمدی نداشتم، کمکم درآمد پیدا کردم، پس از مدتی درآمدم رشد پیدا کرد، پسانداز خوبی کردم، برای خودم طلا خریدم، دلار خریدم، وسایل مختلف خریدم، الان حتی زمانی که کار هم نکنم باز هم خدا رو شکر ی مبلغی بطور ثابت هر ماه به حسابم واریز میشه، نه که بگم الان وضعم عالیه عالیه، نه؛ اما قشنگ دارم روند زیبای تکاملیم رو میبینم؛
با ی چکاپ فرکانسی ساده و در صدم ثانیه، میشه متوجه شد که بله من نسبت به 11 ماه پیش وضعم واقعا عالیه اما این نمبارونه پیش از سیله، سیل ورود ثروت به زندگیم. خلاصه اینکه الان که تقریبا حقوق یک کارمند رو دارم هم میتونم کار خوب انجام بدم و چرا این کار خوب موکول بشه به زمانی دیگه، تبدیل بشه به یک معامله که از اساس پر از ترمز و اشکال هست.
برای بار چندمه نمیدونم، اما باز هم از عمد برای ذهن نجواگرم تکرار میکنم که «جهان زیبای ما جهان فراوانی ثروت و نعمتهاست» و من میخوام نقشی در گسترش این جهان سخاوتمند داشته باشم؛ به همین خاطر از باورهای خودم شروع کردم و خوشبختی و ثروتمندی خودم رو در درون خودم جستوجو میکنم و ابدا به عوامل بیرونی نسبت نمیدم چون اونها قدرتی در رقم زدن اتفاقات و شرایط زندگی من ندارند و البته که همه اینها خواست و اراده خداست که این سیستم و جهان و این من انسان رو با این قدرت خلقکنندگی آفریده و همه ما رو داره هدایت میکنه.
مورد بعدی که تازه متوجه اون شدم این هست که اگر ما واقعا توحیدی باشیم، (و قبول داشته باشیم که خداوند بخشنده و مهربان نسبت به خوشبختی و ثروتمندی ما مشتاق هست)، دیگه نباید موقع دعا کردن و بیان درخواستها، قید و شرط رو در نظر بگیریم.
یعنی این حس معامله کردن با خداوند و در واقع خداوند رو محدود کردن به اندازه یک انسان، اصلا درست و توحیدی نیست؛ به عبارت بهتر، همانطور که بارها گفته شده، خداوند یک انرژی قدرتمند و یک سیستم قانونمنده که برای نعمتهاش انتهایی وجود نداره.
بنابراین اگر ما بنظر خودمون خواسته بزرگی داریم مثل بسیار ثروتمند شدن، باید اونو از خداوند با اطمینان و یقین و حتی خوشحالی بخواهیم چونکه این کار نشاندهنده این هست که ما به قدرت و مهربانی بیپایان خداوند و نعمتهای بیشمارش یقین و باور داریم، یعنی اون خواسته و آرزو از نظر ذهن ما بزرگه ولی برای قادر مطلق و تنها هدایتکننده جهان هستی اون خواسته نهتنها بسیار کوچک و ساده است، بلکه اگر بخواهد به اراده او به آنی برای ما برآورده میشود؛ بدین ترتیب اگر واقعا انسانی باایمان و توحیدیای باشیم، دیگه موقع دعا کردن ابدا شک و تردید نداریم و اساسا با قید و شرط، استیصال و درماندگی و یا حتی با ناامیدی به درگاه خداوند دعا نمیکنیم.
بیایید بخش دیگری از نامه 31 امام علی به امام حسن که در مورد توجه به دعا هست رو بخونیم:
“ و از گنجینههاى رحمت او چیزهایى را درخواست کن که جز او کسى نمىتواند عطا کند. هر گاه او را بخوانى، ندایت را مىشنود، و چون با او راز دلگویى راز تو را مىداند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غمهاى تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یارى رساند؛ مانند عمر بیشتر، تندرستى بدن، و گشایش در روزى. سپس خداوند کلیدهاى گنجینههاى خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن داد، پس هر گاه اراده کردى مىتوانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشایى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد. هرگز از تأخیر اجابت دعا نا امید مباش؛ زیرا بخشش الهى باندازه نیّت است، گاه، در اجابت دعا تأخیر مىشود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزاى آرزومند کاملتر شود، گاهى درخواست مىکنى امّا پاسخ داده نمىشود؛ زیرا بهتر از آنچه خواستى به زودى یا در وقت مشخّص، به تو خواهد بخشید…”
پیشنهاد میکنم جلسه مربوط به نامه امام علی به امام حسن که درباره باورهای ثروتساز هست رو حتما گوش بدید؛ شاید مثل من انقلابی در نگرش و افکارتون بوجود بیاد :)
سلام به اجی مریم عزیزم که باورم نمیشه چقدر زیبا و دوست داشتنی اینگونه سخن میگوید …
هر لحظه و هر کلمه از کامنتت به من ارامش میداد …
چقدر خوب یاد گرفته ای
چقدر زیبا مینویسی و چقدر زیبا درک میکنی …
ازت ممنونم
مخصوصا انجا که این کلمات را میگفتی :
.
هی نشین اشتباهات گذشتهات رو مرور کن، خودت رو ببخش، به خودت احترام بزار، تو آدم خوبی هستی و هر روز داری بهتر و بهتر میشی. تو انسان ارزشمندی هستی. تو انسان بالیاقتی هستی و لایق یک زندگی فوقالعاده در آسایش و رفاه هستی. تو لایق ثروت هستی. تو لایق نعمتهای خداوند هستی. تو قراره دستی از دستان خدا باشی. تو قرارت به گسترش این جهان زیبا کمک کنی. تو قرار زندگی فوقالعادهای رو در این جهان سخاوتمند تجربه کنی و اثر خوبی از خودت بر جای بزاری.
من هم گاهی شاید از این قرار دادها با خداوند داشتم الان ک این سوال مطرح شد یاد حرف های که از استاد بارها شنیدم افتادم ؛
استاد جان فکر میکنم یکی از اشتباهات ما این باشه که فکر میکنیم در جایگاهی هستیم که میتونیم به دیگران کمک کنیم در حالیکه اگر ما پولی رو به فردی ببخشیم با این نیت ک اونو نجات بدیم تاثیر مثبتی نه برای خود ما داره و نه اینکه میتونیم کسی رو از بدبختی نجات بدیم،
در واقع بخشش از جانب ما با این نیت باید باشه که این درصد که می بخشیم متعلق به خود ما نیست و سهمی هست ک از مال ما باید خارج بشه تا جا برای ثروت بیشتر باز بشه نه اینکه من میتونم به دیگران کمک کنم
و احتمالا دچار یه شرک خفی هم میشیم که فکر میکنیم غیر از خدا کسی میتونه با مقداری پول به دیگران کمک کنه و زندگی دیگران رو متحول کنه
و هم اینکه هر شخصی خودش مسئول تمام اتفاقات که براش رخ میده و تا خودش نپذیره این موضوع رو و نخواد که تغییر کنه تلاش ما برای اون تاثیری نداره و احتمالا اگه اصرار به این قضیه داشته باشیم خودمون هم وارد مدار اون شخص میشیم و اتفاقات مشابه اون رو تجربه میکنیم و از مسیر اصلی خودمون دور میشیم..
به نظرم میشه اینو هم درنظر گرفت که بابخشیدن این پول یا یه کمک رسانی به دیگران اینطور تصور کنیم که اون لحظه خدا مارو به عنوان دستی از دستهای خداییش فرستاده که به اون فرد کمک کنیم.چون اون لحظه اون شخص درمقابل کا ظاهر نمیشد.من غالبا همین تصورو دارم و خدارو شکر گذاری میکنم که از طریقی عالی درجایی دیگه بهم کمک میکنه.
امیدوارم فرکانسی که فرستادم تا به اینجا دزست باشه اگر اشتباه هست ممنون و سپاسگذار هستم که راهنمایی ام کنید
به نظر من ترمز یا کد مخرب ما این هستش که برای خدا شرایط میذاریم که خدایا تو ثروت بده تا من اینکار یا اینکار رو بکنم واین یک کد مخرب هست که ما برای خدا تعین تکلیف میکنیم درصورتی که اگر کسی قصد کمک ویا هر کار خیر دیگه ای رو داره از همین الان و همین چیزی که الان داره باید شروع کنه 100هزار تومن وقتی ما حاضر نیستم 100هزار ببخشیم توقع بی جایی هستش که خدایا ثروت بده تا فلان کار رو بکنم با ارزوی بهترین ها برای شما استاد بزرگوار شاد باشید وشکر گزار
من خیلی این طور درخواست کردنو دوروبرم دیدم شاید خودمم اینطوریم به نظر من کسی که اینطوری درخواست میکنه یعنی چیزی از قوانین جهان نمیدونه
داره میگه خدایا به من پول بده که بدم بقیه یا بهتر بگم داره میگه من که لیاقت ندارم به خاطر اینکه میخوام پا تو کفش تو کنم و بنده هاتو از بدبختی نجات بدم به من پول بده.
اونا که نمیتونن خوشبخت یا پولدار بشن تو به من پول بده من اونارو خوشبخت کنم یا بهتر بگم من که با کار کردن روی باورهای ثروت افرینم نمیتونم پولدار بشم پس بیا معامله کنیم (یعنی خدا رو به عنوان سیستم قبول نداره و فکر میکنه خدا رفتار های انسان گونه داره که باهاش معامله میکنه و فکر میکنه چون با اون پولا میخواد کارهای خوب انجام بده خدا هم قبول میکنه یعنی قوانینو نمیدونه که بتونه صحیح درخواست کنه)
من در این نوع دیدگاه باورهای محدودکننده زیادی رو می بینم که خیلیاشون واقعاً پنهان هستند و به راحتی ما نمی تونیم این باگ هارو پیدا کنیم که در ادامه باورهای محدودکننده ای که به نظرم در این نوع طرز فکر هست رو لیست می کنم
1- باور کمبود : یکی از باورهای محدودکننده این فکر باور کمبود است که متناقض با باور فراوانی است یعنی ما میگیم اینقدر پول و ثروت نیست که به من بدهی پس حداقل به من پول قرض بده من سعی می کنم به دیگران کمک کنم و با این کار های خیر جبران کنم
2- اعتماد به نفس نداشتن : یعنی من که نمی تونم خودم با کارکردن پول بسازم پس خدایا تو بهم پول مفتی که بهاش رو نپرداخته باشم بده من در عوضش این کارهای خوب رو هم انجام میدم
3- ایمان نداشتن به خدا : یعنی خدا اینقدر مهربون نیست که بخواد بهم پول بده حتماً من باید یکسری کارهایی که فکر میکنم خدا دوست داره رو انجام بدم و بعداً بیاد بهم پول بده
4- نپرداختن بها : یعنی من نمیخوام بهای چیزی رو که می خوام بپردازم و دوست دارم یک کیسه پول از بالا بیاد وبیوفته برای من
من هنوز هیچ دیدگاهی نخوندم و میخوام اول کامنت خودم رو بزارم و بعد برم سراغ بقیه ی دوستان دلیل این کارم این هست که اول ترمزهای خودم رو پیدا کنم چون آدم وقتی دیدگاهی رو میخونه بلاخره یه ذهنتی پیدا میکنه و در نوشته اش از اون استفاده میکنه اما من میخوام با توجه به درک خودم و با توجه به آگاهی های خودم بیام بنویسم و بعد کامنتهای بقیه ی دوستان رو بخونم .
چقدر با این فایل استاد متوجه تغییرات خودم از زمان آشنایی با این سایت تا الآنم شدم من هم اون اوایل آشنایی با سایت این نگاه رو به ثروت داشتم که ثروتمند بشم تا ثروت رو برای بخشیدن به اطرافیانم و نیازمندان و کار خیر و این جور چیزها خرج کنم حالا برای خودمم یکم در ذهنم میخواستم اما بیشتر از خودم برای بقیه میخواستمش و از خدا درخواست ثروت میکردم اما مدتی هست با توجه به تضادها و درک قوانین میگم من ثروت رو میخوام که خودم مثل ملکه ها زندگی کنم من ثروت رو میخوام که اعتماد به نفسم بیشتر بشه من ثروت رو میخوام که از خودم بیشتر راضی باشم من ثروت رو میخوام که به خدا نزدیکتر بشم من ثروت رو میخوام که شادتر باشم من ثروت رو میخوام که بتونم
به استاد در رسالتش کمک کوچکی کنم من ثروت رو برای رشد و پیشرفتم و برای لذت بیشتر از زندگی و دنیا میخوام و یعنی باید بگم من ثروت رو برای رضایت بیشتر از زندگی که همون اوج ایمان هست میخوام که با ثروت بزرگتر بشم
من ثروت رو میخوام که بتونم الگوی خیلیها
در این مسیر و سایت یا حتی اطرافیانم باشم یا حداقل برای بچه هام یه نمونه از فردی باشم که خودم با این آموزشها تونستم زندگیم رو خلق کنم و باید بگم من ثروت رو میخوام که هم خودم خوب زندگی کنم هم باعث بشم بقیه خوب زندگی کنن من ثروت رو میخوام که با اون چهان رو گسترش بدم من ثروت رو میخوام که روم باشه در مورد این قوانین با خانوادم حرف بزنم چون که همیشه میگن تو داری شب و روز چیکار میکنی و اگر بگم دارم روی خودم کار میکنم و کلی دستاورد داشتم مثل آرامش و حال خوب و ….. میخندن چون اونها دنبال نتیجه های قابل لمس هستن . من ثروت رو میخوام که از نعمتهای با کیفیت تر استفاده کنم من ثروت رو میخوام که جهان رو بشناسم و تجربه های جدیدی داشته باشم مثل استاد من ثروت رو میخوام که در مدارهای بالا زندگی کنم من ثروت رو میخوام که با افتخار بگم من جانشین خدا روی زمین هستم من ثروت رو میخوام که بگم فرد با ایمانی هستم و این ثروت نتیجه ی ایمان و توکل من هست من ثروت رو میخوام که بگم خالقم من ثروت رو میخوام روکه بگم فرد توانمندی هستم من ثروت رو میخوام که بگم میشه به خدا میشه فقط باید ادامه داد …..
و اما باورهای مخربی که در این جمله ی اگر ثروتمند بشم میخوام ثروتم رو به اطرافیان و فقرا ببخشم چی هست :
1_ فرد ثروتمندی خوبه که از پولش به بقیه بده و پول رو خرج خودش نکنه (بی ارزش دونستن خودش )
2- پول رو باید خرج بقیه کنم من خودم که مهم نیستم .( احساس بی لیاقتی )
3_ فرد ثروتمند فرد خوبی نیست مگر کار خیر انجام دهد که نزد خدا عزیز بشود .( پول کثیف هست )
4_فرد ثروتمند از خدا دور میشه باید کار خیر کند که به خدا نزدیک شود
.
5_ من لایق داشتن پول زیاد نیستم باید پول رو خرج بقیه کنم
6_من میوتنم زندگی بقیه رو با کمک هام از فقر نجات بدم .
7_ باور مخرب کمبود هست که در جهان پول به اندازه کافی نیست و افراد زیادی پول ندارن و من میخوام کمک بقیه کنم .
8_ تمرکز بر روی نداشته ها و کمبود ها و افراد فقیر که همون کنترل نکردن کانون توجه هست
.
9_ اینکه انگار بعضی افراد رها شده هستن و خداوند این افراد رو فراموش کرده و من میخوام برای اونها خدایی کنم که از فقر نجات پیدا کنن که همون شرک محض هست ( من باید با عشق و حال خوب به افراد کمک کنم )
10_پول زیاد نباید در حساب من باشه چون با پول راحت نیستم و باید همه یا بیشترش رو ببخشم که راحت بشم
11_ آخه من نمیشه در این دنیا در اوج لذت و خوشی باشم و اما بقیه ندار و فقیر باشن امکان نداره و باید کمک کنم تا همه خوش باشند ( هرگز نمیشه همه جهان رو مثل هم یک دست کرد ) و با این افکار و کارها عدالت خدا رو زیر سوال میبریم .چون این جهان دو قطبی هست .
12_ با این کار شاید به دنبال جلب توجه و تایید بقیه باشیم که ما هم فرد خوبی هستیم و این اوج ذلت بشر هست چون ما فقط باید به دنبال تایید خدا باشیم( نه اینکه کمک کردن به دیگران بد هست اما نیت ما از انجام این کار خیلی مهم هست) ..
13 شاید با این نیت میبخشیم ( نه حتما شاید )که اطرافیانم هم یه جایی هوای من رو داشته باشن که این همون حساب باز کردن روی بقیه میشه که ما رو از ثروت دورتر میکنه
14 _ شاید ما با کمک کردن به بقیه میخوایم از شر قدرت چشم زخم و این حرفها در امان باشیم که این قدرت دادن به غیر از خدا هست و هیچ وقت صاحب ثروت نمیشیم .
15 _ با بخشیدن ثروت به فقرا میخواییم با خیال راحت تر بخوابیم و یا زندگی کنیم و یا برای خودمون پول خرج کنیم که همون دید اشتباه داشتن به خداوند هست که خدا دوست نداره ما این همه ثروت داشته باشیم و باید مقداری از اون رو به بقیه بدیم ( در حالیکه باید بگم خدا عاشق ثروتمند شدن ما هست )
16 _با این کار به جای ریشه کن کردن فقر در جامعه و دولت و مردم به فقیر شدن اونها بیشتر کمک میکنیم و کار نادرستی هست
اگر بخام قوانین جهان رو برای خودم مرور کنم میگم از دو تا باور اساسی باید شروع کرد
1- من خالق زندگی خودم هستم
2-خدا آدم نیست و ویژگی های انسانی نداره بلکه سیستمه
فقط کافیه تجربه های زندگی مو بذارم کنار هم و به یاد بیارم زمانی رو ک با التماس و زجه زدن از خدا چیزی رو میخایم هیچ اتفاقی نمیوفته
پس نتیجه میگیریم خدا اصلا دلسوز نیست و اصلا شخص نیست ک یه جایی باشه و به من نگاه کنه
من فکر میکنم اگ همین دوتا باور رو خوب روش کار کنم پنجاه درصد راهو رفتم
میمونه چندتا باور مهم دیگ
1- باور فراوانی
همه چیز در این جهان داره برای بیشتر شدن به وجود میاد ، هر گیاهی ، هر میوه ای ، هر درختی ، هزاران بذر داخلشه
هر موجودی میتونه ده ها وصدها بچه تولید مثل کنه
شهر ما چندهفته ای بود برف و بارون نمیومد و همه مردم میگفتن امسال خشکسالی میشه و ایران فلان شده و بهمان شده ، اما این هفته چنان برف هایی بارید ک همه مردم شوکه شدن
من وقتی عمیق فکر کردم گفتم واقعاً این برف ها چطور تولید شدن ؟ از کجا
غیر از اینه ک جهان نامحدوده همه چیزش
چنان برفی بارید تو شهرمون ک زمین سه روزه داره همینجوری ازش آب میاد ، برفا دارن آب میشن
باور اصلی بعدی
2-باور لیاقت
دوره احساس لیاقت استاد تمرکز میکنه روی این یدونه باور ، واقعاً هم شاید بزرگترین پاشنه آشیل همه ماست
اگر من به عنوان یک انسان به این جهان اومدم یعنی لایق تمام نعمت ها هستم ، چون خداوند از طریق انسان ک همواره خواسته هایی داره ، درحال گسترش جهانه …. در واقع خواسته های من خواسته های خداست … پس اگ من این جمله رو باور کنم ، ک خواسته من خواسته ی خداست
دیگ همه چی حل شدس ، نیازی به معامله نداریم با خدا
چون همینکه من به خواسته ام برسم درواقع رسالت مو انجام دادم ،،، حتی خواسته های غیر مذهبی من هم خواسته های خداست ، مثل خواستن یک شخص خاص برای سکس و لذت ،،، اینم خواسته ی خداست ،،، چون خدا همه چیه ، من هم قسمتی از خداهستم ک برنامه ی خدا این بوده ک جهان رو از طریق خواسته های من گسترش بده
اگ من هیچی نخام در واقع برخلاف برنامه ریزی جهان دارم عمل میکنم
من هر چقدر بیشتر بخام در واقع انسان بهتری هستم
باور بعدی
3- ارتباط بین ثروت و معنویت
این باور هم ک اگر باورهای قبلی رو در خودم بسازم یه جورایی این دیگ حل شدس
چون گفتم خواسته ی من ، خواسته ی خداست
پس من باید برسم به خواسته هام
اگر من ثروتمند باشم انسان بهتری هستم یا اگر فقیر باشم؟
احتمال کارهای نادرست مثل دزدی ، دوروغ ، کفر ، خشم ، شرک و … زمانی ک من فقیر هستم خیلی بیشتره
من اگر ثروتمند باشم با خودم و جهان و خدا در صلحم
سلامت ترم ، روابط بهتری دارم چون حالم خوبه
اگ فقیر باشم حوصله خودمم ندارم چ برسه دیگران ، بنابراین هرروز افسرده تر و خشمگین تر میشم و احتمال تصمیمات نادرست در زندگی خیلی بیشتره چون فشار فقر نمیذاره آرامش داشته باشم
از اونور طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب و احساس بد = اتفاقات بد اگر فقیر باشم اتفاقات ناخوشایند بیشتری جذب میکنم مثل خرابی ماشین ، گم شدن وسایل ، خرابی سقف خونه ، برخورد با آدمای نامناسب و….
برعکس اگ ثروتمند باشم احساس خوبم اتفاقات عالی رو برام میاره و تمام جنبه های زندگیم با کیفیت تر میشه ، چون حالم خوبه
من روی باور های این که نوشتی بودی،نکته برداری کردم و یک پادکس فوقالعاده برای کانال ام درست کردم و اگاهی های بسیار در من زنده کرد ،سپاسگزارم از تو
اولین بار که میبینم و متوجه میشوم که هر چه قدر خواسته بیشتر داشته باش ام، انسان بهتری ام ،چون همیشه برخلاف اش فکر میکردم ، همیشه من میگفتند باید قانع باشم و انسان های قانع که خواسته های کمی دارند ،خداوند اون ها رو بیشتر دوست داره و اون ها در جامعه محبوب ترند .
سپاسگزاری که باعث شدی که یک باور مخرب در ذهن ام شناسایی کنم
آقا سعید عزیز به چه نکته ی جالبی اشاره کردید که این نکته رو برای ما بهتر جامیندازه ، این مثالی که از سریال حضرت یوسف و نذر کردن و گرو کشی مشرکین از بتها شون گفتین
بسیار برای من جلب توجه کرد و بازهم اشتباه بودن نذر و گروکشی از خداوند برام تثبیت شد و فهمیدم که نشانه ی شرک وناامیدی از خداوند هست.
درود به نیک اندیشان مهربان
از دیدگاه من ما انسانها در لحظه کمک به دیگران دستان خداوند هستیم و نه خود خداوند _تمام
به نام انرژی قدرتمندی که بیشتر از خودم به خوشبختی، ثروتمندی و داشتن زندگی عاشقانه برای من مشتاق و مصر است
و قدرت خلقکنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به من داده
تا بتوانم از راههای لذتبخش به تمام آرزوها و زندگی رویاییام برسم و عشقی فوقالعاده و ناب را تجربه کنم
به نام سیستمی قانونمند و خالقی قدرتمند، هدایتگر و حامی که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم های خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و من را نیز موجودی بسیار عزتمند و ارزشمند خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمتهایش را دارد.
*
سلام به جهان زیبا و سخاوتمند من که غنی هست از خوبی، زیبایی، نعمت، فراوانی، ثروت، فرصت، برکت و آدمهای بسیار خوب، باایمان، موفق و ثروتمند
*
چند روز پیش هدایت شدم به فایل فوقالعاده “منطقهایی قوی برای تغییر بنیادین باورها” که استاد عباسمنش توی اون فایل صحبت از یک فایل فوقالعاده دیگه کردند با عنوان “شناسایی ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت”، یعنی همین جلسه ارزشمندی که این همه کامنت سودمند براش گذاشته شده. اونقدر استاد از خوبی و تاثیر مثبتی که فکر کردن به این سوال و پاسخ دادن بهش و همچنین خوندن کامنتهای عالی دوستان صحبت کردن که واقعا با اشتیاق تمام اومدم این صفحه. با طرح این سوال ساده و ریشهای، استاد ی هدف حسابی رو نشونه رفتن، چراکه چیزی که عایده ما شده فقط نکتههای حیاتی و سرنوشتسازه. تا الان فقط با خوندن چند تا کامنت از بین اون همه کامنت، کلی آگاهی و نکته خوب بوسیله نقطهنظرهای مختلف کسب کرد.
*
اول از همه باید بگم که «باران نعمتهای خداوند همیشه در حال باریدن است و هر کدام از ما به اندازه ظرفی که داریم نعمتها از جمله ثروت را دریافت میکنیم.»
به همین خاطر احساس میکنم این نوع دعا، از “ظرف کوچک داشتن” حکایت میکند. یعنی وقتی تو برای خودت اونقدر ارزش قائل نیستی که ثروت رو برای خودت بخوای و فکر میکنی اگر کم بخوای درستتره، یک جورایی یعنی عدم خودارزشمندی و ظرف کوچک رو زیر باران نعمتهای الهی گرفتن.
به عبارتی باز هم موضوع بنیادین و اساسی احساس لیاقت داشتن میاد وسط؛ یعنی به اندازهای که برای خودت ارزش قائل باشی میتوانی از نعمتهای جهان بهره ببری.
و به اندازهای که خودت را باور داری میتوانی هدف و آرزوی بزرگی مانند ثروتمندی و داشتن پول و ثروت بسیار را تنها برای شخص خودت بخواهی. «یعنی نعمتهای خداوند بینهایت هستند، پس تو خودت محدود نباش.»
به قول ابوسعید ابوالخیر:
“من بـی تو دمی قرار نتوانم کرد احسان تو را شـمار نتـوانم کرد
گربرتن من زبان شود هر مویی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
حال که از شکر و حتّی شمارش نعمتهای الهی عاجزیم، چه باید کرد؟”
این متن این رو به من میفهمونه که:
احسان خداوند انتها نداره،
نعمتهای خداوند بیشمار و بیانتهاست،
اونقدر که ما نمیتونیم شکرگزاری واقعی رو ادا کنیم.
مورد بعدی مربوط هست به نوع نگاهی که ما به خداوند داریم؛ خداوند یک انسان یا موجودی با ویژگیها و محدودیتهای انسانی نیست. خداوند یک سیستم قانونمند و یک انرژی قدرتمند هست که به ما قدرت خلقکنندگی بخشیده و ما رو بوسیله افکار و باورهامون، خالق اتفاقات و شرایط زندگیمون قرار داده.
به قول نظامی گنجوی:
“ای همه هستی ز تو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کاینات ما به تو قائم چو تو قائم بذات”
خداوند یکی است؛ خداوند قدرتمندترینه؛ خداوند مهربانترینه؛ خداوند بخشندهترینه؛ خداوند بهترین دوسته؛ خداوند توصیف همه خوبیهاست؛ خداوند در درون ماست؛
به لطف خدا، این خود ما هستیم که با نوع باورهایی که داریم یا میسازیم و فرکانسهایی که ارسال میکنیم، زندگی خودمون رو رقم میزنیم. بنابراین «زندگی ما چیزی نیست جز باورها و فرکانسهای ما.»
حالا با این نگرش و این نوع دعا کردن، این طور بنظر میرسه که ما داریم از این قدرت خلقکنندگی و قوانین جهان هستی چشمپوشی میکنیم و یا به بیان بهتر، زندگیمون رو تحت کنترل خودمون نمیبینیم که هیچ، از لطف خداوند به خودمون مطمئن نیستیم. یعنی باز هم موضوع مهم عدم احساس خودارزشمندی و لیاقت و عدم پذیرش داشتن قدرت خلقکنندگی و عدم قبول شدنی بودن و امکانپذیری رسیدن به خواستهها برای خودمان.
پس بیایید یکبار دیگه چند تا نکته رو با هم مرور کنیم:
خداوند یک انرژی و یک سیستم قانونمند است که با لوسبازی، حس ترحم، خشم و یا دلسوزی کار نمیکند.
ما میدانیم که «قانون حاکم بر جهان قانون فرکانس است.»
بنابراین باید فرکانس مناسبی را به جهان ارسال کنیم؛
یعنی باورهای ما احساس خوبی به ما بدهند؛
بدین منظور، «باید باورهای قدرتمندکننده را جایگزین باورهای محدودکننده نماییم»؛
برای این کار باید مراقب افکاری که هر روز در سر میپرورانیم باشیم؛
برای این کار نیز «باید مراقب ورودیهای ذهن خود باشیم»، یعنی با چه افرادی در مورد چه موضوعاتی صحبت میکنیم، چه میبینیم، چه میشنویم، چه میخوانیم…همه را به نوعی فیلتر کرده و به شدت مراقب چیزهایی که به خورد ذهنمان میدهیم باشیم.
زیرا «زندگی ما چیزی نیست جز باورهای ما» و دقیقا این «باورهای ما هستند که اتفاقات و شرایط زندگی ما را رقم میزنند.»
زیرا احساس خوب = اتفاقات خوب
باید خود را لایق خوشبختی، نعمت و ثروت بدانیم؛ بدان معنا که فارغ از گذشتهای که داشتیم، فارغ از اشتباهاتی که مرتکب شدیم، توبه را فراموش نکرده و به سوی خدا برگردیم. یعنی حتی اگر 100 بار توبه شکستی بازآ دوست من :)
خداوند غفور و رحیم هست؛ خداوند مهربانترین و بخشندهترین هست؛ اگر واقعا پشیمان هستی از خطاهای گذشته، بدان که خداوند آغوشش به روی تو باز هست و مشتاق به بازگشت من و تو پیش خودش هست. «خداوند برای ما ارزش قائله و دوستمون داره.»
پس هی نشین اشتباهات گذشتهات رو مرور کن، خودت رو ببخش، به خودت احترام بزار، تو آدم خوبی هستی و هر روز داری بهتر و بهتر میشی. تو انسان ارزشمندی هستی. تو انسان بالیاقتی هستی و لایق یک زندگی فوقالعاده در آسایش و رفاه هستی. تو لایق ثروت هستی. تو لایق نعمتهای خداوند هستی. تو قراره دستی از دستان خدا باشی. تو قرارت به گسترش این جهان زیبا کمک کنی. تو قرار زندگی فوقالعادهای رو در این جهان سخاوتمند تجربه کنی و اثر خوبی از خودت بر جای بزاری.
باور داشته باش که جهان، جهان فراوانی نعمتهاست. جهان ما مملو است از زیبایی و نعمت. جهان زیبای ما
سرشار است از آدمهای خوب. جهان ما لبریز است از فرصتها و ایدههای فوقالعاده و پولساز. «جهان ما جهان بینهایت نعمت و ثروت است.» جهان ما غنی است از نعمت و برکت. در جهان زیبای ما بینهایت ثروت وجود داره. در جهان زیبای ما بیشمار راه رسیدن به ثروت وجود داره. جهان ما جهان فراوانی ثروت و نعمت و فرصت است.
بنابراین نعمتها و افراد ثروتمند و خوشبخت را تحسین کرده،
فراوانی نعمت و ثروت در جهان را تایید کن
و ثروتمندی و خوشبختی را برای خودت امری امکانپذیر و شدنی بدان.
علاوهبرآن، خداوند قدرتمندترین خالق جهان است که آن را پیوسته هدایت میکند؛ بنابراین اگر با ایمان و باور به این حقیقت که اون قدرتمندترین است دست به دعا میشوی، نباید غمگین باشی؛ چراکه در این صورت به قدرت خداوند شک داری! بنابراین با خوشحالی و امید فراوان از خداوند خواستهها و آرزوهایت را بخواه و اطمینان داشته باش که خداوند قادر است هر چیز دستنیافتنی از دیدگاه محدود ذهنت را وارد زندگیت نماید، به گونهای که حتی رویاهایت به تجربه زندگیت تبدیل شوند.
با دانستن این حقیقت، خواستههایت را محدود نکرده و بی کم و کاست آنها را از خداوند خواهی خواست. آرزو میکنی، هر روز هم آرزو میکنی، بیشتر هم آرزو میکنی، آرزوهای بزرگ هم میکنی، پس از رسیدن به یک آرزو باز هم آرزوی دیگری میکنی. چراکه این سیستم قانونمند اینگونه سخاوتمند عمل میکند.
بنابراین با دانستن اینکه خدا برای من ارزش قائل است،
و من موجودی ارزشمند و لایق برخورداری از نعمتها، ثروت بسیار و خوشبختی هستم،
و در جهانی فراوان از نعمت و ثروت و فرصت و آدمهای خوب زندگی میکنم
که تنها بر اساس باورها و فرکانسهای من عمل میکند
و خالق آن قدرتمندترین و مهربانترین خالق است
که از رگ کردن به من نزدیکتر است
چرا باید کم بخوام
چرا با احساس عجز، ناامیدی و درماندگی از خداوند چیزی بخوام
چرا اصلا خواستههایم را با شرط و شروط بیان کنم
چرا باید با نگاهی معاملهآمیز از خداوند درخواستی داشته باشم…
من واقعا از شناخت این خدا احساس خوشبختی و قدرت میکنم. من واقعا هم خدا رو خیلی دوست دارم و هم جهان زیبایی که آفریده و هم منی که خلق شدم تا توی این جهان زیبا، رویاهامو زندگی کنم. این خدا واقعا لایق پرستیدن، توکل کردن و دوست داشتنه و به حق جایگاهش در ذهن و قلب و روح ماست.
به قول سعدی:
“به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست”
مورد بعدی، مبحث احساس لیاقت و ارزشمندی است. ما فکر میکنیم چون در گذشته خطا کردیم پس احتمالا لایق ثروت و زندگی در کمال آرامش و خوشبختی نیستیم؛ حتی شاید فکر کنیم لایق این نیستیم که با خداوند بطور مستقیم و بدون واسطه درد و دل کنیم و خواستههایمان را بگوییم، چه برسد که آرزوی نعمت بسیار و ثروت آنچنانی داشته باشیم.
موضوع داشتن عزتنفس و احساس لیاقت حیاتیتر از آن چیزی است که فکرش را میکردم. اما باید بدانیم که طبع انسان اینگونه است که اشتباه میکند و مدام میرویم و اشتباهات خود را مرور میکنیم که متاسفانه این کار نه تنها ما را به خدا نزدیک نمیکند، بلکه از او دورتر هم میشویم.
بنابراین اگر واقعا از اشتباهات پشیمان هستی، اکنون زمان آن رسیده که با خداوند بزرگ که بسیار غفور و رحیم است درد و دل کنی، توبه کنی، خودت را ببخشی و بدانی که خداوند هم تو را دوست دارد، برای تو ارزش قائل است و تو را خیلی وقت پیش، به خاطر همه آن اشتباهات بخشیده و تو داری بیهوده زندگی رو برای خودت تلخ میکنی.
پس حتی اگر هزار بار توبه شکستیم، باز هم خداوند مشتاق برگشت ما به سوی خودش است و راه توبه را برایمان باز گذاشته؛ ما موجوداتی ارزشمند هستیم و میتوانم بدون هیچ واسطه و حایلی با او درد و دل کرده و خواستههایمان را حتی اگر خیلی بزرگ باشند، بخواهیم. بدان که هر روز یک تولد دوباره است، پس قدر این موهبت و این زمان ارزشمند را خوب بدان و زندگی که لایق آن هستی را برای خودت بساز. این باور را داشته باش که موجودی ارزشمند و لایق هستی.
بیایید بخشی از نامه 31 امام علی به امام حسن رو که در رابطه با توبه و بازگشت به سوی خداست رو یکبار بخونیم؛
“ …در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است؛ در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار تو است، رسوا نساخته، و براى بازگشت به خویش شرایط سنگینى مطرح نکرده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان، نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است…”
وقتی فایل جدید استاد با عنوان هدفی متفاوت برای سال جدید رو گوش دادم، تصمیم گرفتم مثل همیشه به حرف استاد عباسمنش گوش بدم و برای سال جدید روی شخصیت خودم و احساس لیاقت و خودارزشمندیم بیشتر کار کنم. من باور دارم که اگر این احساس بنیادین رو در خودم پرورش بدم، همه نعمتها اعم از ثروت و عشق و… وارد زندگیم میشن؛ چون به همان اندازه که برای خودم ارزش قائل باشم، جهان برای من ارزش قائل خواهد بود؛ به اندازهای که خودم رو لایق آرزوهای بزرگ بدونم و باورهام صحیح و قدرتمندکننده داشته باشم، نعمت و ثروت و سلامتی و همسر ایدهآلم وارد زندگیم شده و اون زندگی رویایی، پاک و عاشقانه و در کمال آسایش و رفاه رو تجربه خواهم کرد.
بنابراین از امسال به جای آرزو کردن فلان خانه یا ماشین یا هر چیز خوب دیگهای، در پی بهبود شخصیت خودم قدم در راه گذاشتم؛ روی احساس لیاقتم کار میکنم؛
غذای سالم میخورم چون بدنم برام عزیز و ارزشمنده،
همیشه لباس زیبا و تمیز میپوشم چون لیاقتشو دارم،
توی بهترین فنجان برای خودم چای خوشمزه سرو میکنم،
هر روز قدم میزنم، ورزش میکنم، چون لایق سلامتی هستم،
به موزیکهای لایت و موردعلاقهام گوش میدم، چون لایق آرامش هستم،
هر روز مطالعه میکنم تا چیزهای خوب یاد بگیرم و رشد پیدا کنم، چون لایق پیشرفت، موفقیت و ثروت هستم،
هر روز میام سایت استاد عباسمنش، چون لایق هدایت خداوند و رسیدن به رویاهام هستم.
هر روز ویژگیهای خوبم رو مرور میکنم، و به دنبال ایجاد و پرورش ویژگیهای خوبه دیگه در خودم هستم، تا هر روز آدم خوبتر و بهتری از دیروز باشم، تا لایق اون همسر و زندگی عاشقانهای که میخوام باشم. (یعنی ی جورایی به قول آنتونی رابینز دارم تواناییها و شایستگیهای خودمو گسترش میدم.)
اگر اون فایل استاد عباسمنش رو گوش ندادید بهتون پیشنهاد میکنم حتما این لطف رو به خودتون بکنید.
https://abasmanesh.com/fa/a-different-goal-for-new-year/
ترمز بعدی مربوط به باور به کمبود و عدم قبول فراوانی در جهان است. بزارید بهتر بگم، ما این نکته رو میدونیم که «توجه کردن به هر موضوعی به خودی خود اون موضوع رو وارد زندگی ما میکنه.»
بنابراین زمانی که کانون توجه من روی نعمت و ثروت و فرصت و برکت و زندگی در رفاه و آسایش و… باشه، نه روی کمبود و … این جور موارد، طبیعتا نعمت بیشتری هم وارد زندگی من میشود.
مانند وقتیکه مثلا ماشین بخصوصی را مورد توجه قرار میدهیم، همان ماشین را در جاهای مختلف همش جلوی چشممان میبینیم. یعنی انگار در مدار اون نعمت قرار گرفتهایم؛ حالا چه زمان آن نعمت وارد زندگی ما میشود؟، این به باورها و فرکانسهای ارسالی ما به جهان هستی بستگی دارد.
به همین خاطر فارغ از قیمت، من از دیدن خانهها و ویلاهای جدید و زیبا، ماشینهای برند و لاکچری، وسایل و امکانات رفاهی جذاب و این قبیل نعمتها که هر روز تعداد و تنوعشان زیاد میشود، بسیار لذت برده و به وجد میام. میبینم که چقدر نعمتهای مختلف در جهان وجود داره و از این همه فراوانی لذت میبرم و از بین آن نعمتها، آنهایی را که دوست دارم را برای خودم انتخاب میکنم و به لیست خواستههایم اضافه میکنم؛ زیرا میدانم هر آنچه را بخواهم، حتی هرچقدر که بخواهم را میتوانم از خداوند بدون واسطه بخواهم؛ زیرا خداوند برای من ارزش قائل است و کسی که به خدا و قدرتش قلبا ایمان و یقین داشته باشد، آرزو میکند، آن هم آرزوهای بزرگ، آرزوهای زیاد، و با خوشحالی هم آرزو میکند، چراکه اطمینان دارد خداوند در وقت مناسب، آن نعمتها و یا خیلی بهتر از آن نعمتها را به او میدهد.
علاوهبرآن، دیدن خوشبختی، رشد، پیشرفت و ثروتمندی افراد را هم قضاوت نکرده و اتفاقا آن افراد و نعمتهایی که از آنها برخوردار هستند را تحسین و تایید میکنم؛ تحسین به خاطر اینکه آنها راه را پیدا کرده و باورها و فرکانس مناسب و صحیح را به جهان ارسال میکنند. تایید هم برای فراوانی این جهان؛ برای اینکه واقعا این جهان زیبا، غنی و سرشار است از بینهایت نعمت، فرصت و ثروت و بیشمار آدمهای خوب، باایمان و باوجدان. همچنین این امر را امکانپذیر میدانم که اگر برای آن افراد این همه خوشبختی و پیشرفت رخ داده است، بنابراین برای من هم امکانپذیر است که اینچنین زندگی فوقالعادهای داشته باشم؛
چراکه همه ما انسانها یک سیستم عصبی داریم، همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم و حایلی بین ما و خداوند نیست؛ بنابراین روی هم رفته اگر آنها توانستهاند آن همه مال و ثروت را داشته باشند، من هم میتوانم همان اندازه و حتی خیلی خیلی بیشتر از دارایی آنها را در زندگیم تجربه کنم. البته طبیعتا این موضوع فقط در مورد ثروت صادق نبوده و در مورد مسئله ازدواج، یافتن همسر ایدهآل و داشتن زندگی عاشقانه، موفقیت تحصیلی و شغلی، سلامتی، آرامش و… هم صدق میکند.
توی این دعا که خدایا به من پول و ثروت بده من از اون ثروت به نیازمندان و فقیران کمک میکنم… در واقع داره به نبود چیزی توجه میشه. تمرکز داره میره به سمت ناخواستهها مثل کمبود، فقر، مردم نیازمند، رنج، سختی و… به عبارتی همین توجه به ظاهر کوچک به این موارد که در دل این دعا نهفته شده، میتونه فقر و نداری بیشتری رو جلوی چشمهای ما بیاره و در مدار نامناسب قرار بگیریم. به همین خاطر باز هم به اشتباه بودن اساس این نوع نگرش و دعا پی میبریم؛
از اینرو از کمبودها و بطور کلی ناخواستهها باید رویگرداند، آغوش را باید برای دریافت خواستهها باز کرد، باید به چشم و گوش خود بیاموزیم که تمام زیباییهای کوچک و بزرگ، نعمتهای متنوع و بیشمار، ثروت بیانتهایی که در جهان در گردش است و آدمهای خوب و حتی بینهایت افکار و نیتها و آرزوهای خوب و… را بهتر ببینند و بشنوند. به تحسین افراد موفق و ثروتمند بپردازیم، به تایید فراوانی در جهان تمرکز کنیم، امکانپذیری رسیدن به آرزوها و به تبدیل رویاها به تجربه زندگیمان ایمان بیاوریم و شکرگزار باشیم به خاطر نعمتهایی که داریم، چراکه
“شکر نعمت نعمتت افزون کند”
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ…
و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما میافزایم…
(آیه 7 سوره ابراهیم)
این همه توضیح دادم که به این جمله برسم که اگر با شک دودلی، ترس و اضطراب، درماندگی و ناامیدی، عدم اطمینان و با قید و شرط از خداوند چیزی رو میخواهیم، این یعنی به فراوانی و ثروت این جهان باور نداریم؛ فکر میکنیم نعمتها و ثروت در جهان محدود هستن و ما نباید خودخواه باشیم و زیادش رو تنها برای خودمون بخوایم، و اگر مقداری از اون رو انفاق کنیم، عدالت برقرار میشه. اما حقیقت اینطور نیست.
چراکه ما در جهان فراوانی نعمت، ثروت، فرصت و برکت و همه خوبیها زندگی میکنیم.
ما در جهانی مملو از افکار و ایدهها و راهکارهای پولساز زندگی میکنیم.
خداوند این جهان غنی و سخاوتمند را برای خوشبختی و ثروتمندی ما خلق کرده، و میخواد که ما به گسترش این جهان زیبا کمک کنیم.
خداوند دوستمان دارد و برای ما ارزش قائل است.
مورد بعدی به زبان خیلی ساده، خوب بودن ثروت و خوب بودن آدم ثروتمند است. وقتی به این شیوه، دعای خود را بیان میکنیم، که خدایا ثروت به ما بده و من قول میدم مقداری رو در جهت کار خیر صرف کنم، انگار پول و ثروت رو ی جورایی چرک و کثیف میدونیم که قراره با کمک کردن به نیازمندان، اون رو طیب و پاک کنیم. (ای کاش منظورم رو تونسته باشم خوب برسونم).
دوست دارم قبل از توضیح بیشتر این آیه 32 سوره اعراف رو با هم مرور کنیم:
قُلۡ مَنۡ حَرَّمَ زِینَهَ ٱللَّهِ ٱلَّتِیٓ أَخۡرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّیِّبَٰتِ مِنَ ٱلرِّزۡقِۚ قُلۡ هِیَ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ فِی ٱلۡحَیَوٰهِ ٱلدُّنۡیَا خَالِصَهٗ یَوۡمَ ٱلۡقِیَٰمَهِۗ کَذَٰلِکَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓیَٰتِ لِقَوۡمٖ یَعۡلَمُونَ
اى پیامبر] بگو: چه کسی زینت خدا را که براى بندگانش پدید آورده و نیز روزى هاى پاکیزه [او] را، حرام کرده است؟ بگو: این (نعمتها) در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آوردهاند [هر چند کفّار هم از این نعمتها استفاده مىکنند]، در حالى که در روز قیامت فقط مخصوص مؤمنان خواهد بود، [آرى] بدینسان آیات خود را براى آن دسته اى که مىدانند، به تفصیل بیان مىکنیم.
قبلا استاد عباسمنش بارها و بارها تاکید کردن که «ثروتمند بودن جز معنویترین کارهاست.»
این یعنی پول خوبه، پولدار بودن خوبه، ثروت داشتن کار خوبیه، زندگی در آسایش و رفاه کار خوبیه، بتونی از راه درست پول بسازی خوبه، «آدمهای ثروتمند آدمهای خوبی هستند» و در یک کلام، «وقتی تو پولدار و ثروتمند باشی به خداوند نزدیکتری»، «وقتی تو پولدار و ثروتمند باشی آدم بهتر و نیکوکارتری هستی».
پس اینکه بخوای ثروتمند باشی اتفاقا هدف خوبیه، چون ابنطوری هم به خدا نزدیکتری، هم به پدر و مادر و هر کسی که بخوای میتونی کمک کنی و اتفاقا کاری کنی تا اونها هم راه درست رو مثل تو پیدا کنن و پول حلال بسازند و به گسترش جهان کمک کنن، چون این درستشه.
بنابراین موقع دعا کردن یادمون باشه که:
اگر خدا به ما لطفی میکند به خاطر افکار و باورها و ایمان خودمان است؛
و آن دست که به ما ثروت را میدهد دستی است از دستان خداوند است
و این برای هر کس که باور درست داشته باشد اتفاق میافتد؛
و حتما نباید ما آن نعمت را با دیگران شریک شویم تا لایق برخورداری از آن نعمت و ثروت شویم.
مورد بعدی موضوع تکامل انسان هست. حس میکنم وقتی این دعا رو میکنیم انگار داریم علاوهبر طرف حساب قرار دادن خداوندی با خصوصیات انسانی که میشه باهاش معامله کرد، میخوایم از زیر بار جمله «نابرده رنج گنج میسر نمیشود» هم در بریم. به عبارتی میخوایم با کلک یا پارتیبازی، از خدا بخوایم که بوسیله یک میانبر و یا استثنا قائل شدن، ما رو به خواستهمون که ثروت هست برسونه و رنج این مسیر رو (فارغ از اینکه بخواهد رنج فیزیکی یا ذهنی باشه) برای ما اصلا نخواد.
همینجا به خاطر اون جمله باید بگم که:
میشه در جوانی و سن پایین به آرزوها، خوشبختی و ثروتمندی رسید؛ لزوما نباید کلی زمان بگذره.
میشه بدون سختی و رنج فیزیکی بسیار به ثروت و نعمت رسید؛ اتفاقا میشه از کاری که کرد خیلی هم لذت برد و به ثروت رسید.
میشه به راحتی ثروتمند شد اگر روی افکار غالب خود کار کنیم، باورهای درست داشته باشیم و فرکانس مناسب را به جهان ارسال کنیم.
میشه از راههای آسون و لذتبخش به خواستهها رسید، میشه عشق کرد با شغلی که داریم و از گذر زمان لذت برد و در همین حین کلی پول درآورد و ثروتمند شد.
میشه هم ثروتمند بود، هم سلامت بود، هم خوشبخت بود، هم آرامش داشت، هم به خدا نزدیک بود، هم آدم خیلی خوبی بود، هم زندگی عاشقانه و پاکی داشت، هم عمر طولانی و باعزت داشت.
اما چیزی که میخوام بگم این هست که تکامل انسان در مورد رسیدن به اهداف و آرزوهاش باید طی بشه. حالا لزوما منظور طی کردن سالها زمان نیست، این روند تکاملی میتونه خیلی زود طی بشه؛ البته اگر و فقط اگر باورهای صحیح و قدرتمندکنندهای داشته باشیم، فرکانس مناسب رو به جهان ارسال کرده و در مدار مناسب قرار داشته باشیم.
نتیجه این شد که روند تکاملی باید طی شود. حالا برای بعضی از افراد این سیر تکاملی با سرعت طی شده و برای برخی دیگر از افراد، این روند آهستهتر خواهد بود. دلیل این تفاوت هم به باورهایی که در ذهن افراد نهادینه و یا ساخته شده است و نیز فرکانسهای آنها بستگی دارد.
بنابراین اگر باورها، باورهای درستی باشند، اگر ورودیهای ذهن را کنترل کرده و هر چیزی را به خورد آن ندهیم، اگر «احساس خوب = اتفاقات خوب» را به یاد داشته باشیم، اگر «زیباییهای زندگی کنونی خود را ببینیم» و شکرگزار باشیم، اگر با باورهای قدرتمندکنندهای که ساختهایم، «فرکانسهای مناسبی را به جهان زیبایمان ارسال کنیم»، اگر «خود را موجودی ارزشمند و لایق نعمت و ثروت بدانیم»، و خوشحال باشیم و «از زندگی هر روزه خود لذت ببریم»، هر آنچه آرزو و رویای ماست در وقت مناسب به ما قطعا داده میشود.
احساس کردم به اندازه خیلی کم، شاید در حد 1 درصد، این موضوع (ترمز) در این دعا نهفته شده باشه؛ به همین خاطر خواستم یکم بسطش بدم.
ما نمیتونیم به دیگران کمک کنیم و هر کس خودش باید تصمیم بگیره و با باورها و فرکانسی که داره، شرایط زندگیش و سرنوشتش رو تغییر بده. بنابراین به جای اینکه انرژی خودمون رو در جایگاه اشتباهی صرف کنیم و مثلا بگیم من میخوام دنیا رو تغییر بدم و فلان، اگر نوع نگرش، افکار و باورهای خودمون رو اصلاح کنیم، خواهیم دید که جهان ما نیز دگرگون میشود.
یاد این جمله زیبا افتادم:
«دیروز، باهوش بودم و میخواستم دنیا را تغییر دهم؛ امروز، خردمند هستم بنابراین میخواهم خودم را تغییر دهم.»
البته اینکه بخوایم آدم نیکوکار و دست به خیری باشیم و به دیگران کمک کنیم قطعا کار پسندیدهای هست و وقتی این کار را با نیت سالمی انجام میدیم در واقع داریم به خودمون کمک میکنیم و باور داریم که جهان ما جهان فراوانی نعمتهاست و ایمان داریم که جریان ثروت به زندگی ما بطور سیلآسا روانه است و با کمک کردن و ساختن و بنا کردن و… داریم به گسترش این جهان زیبا کمک میکنیم.
اینکه من صبر کنم تا خدا به من میلیاردها پول بده تا من بعدا به دیگران کمک کنم، بماند که چقدر ترمز در دلش وجود داره (مثل نگاه انسانی داشتن به خدا و عدم درک سیستم قانونمند حاکم بر جهان و در واقع نادیده گرفتن انرژی قدرتمندی که از رگ کردن به ما نزدیکتر هست، عدم احساس ارزشمندی و لیاقت، عدم تایید فراوانی نعمتها و ثروت در جهان، عدم تمرکز کانون توجه به فراوانیها، نیکو به حساب نیاوردن ثروت و ثروتمندی، …).
اگر من واقعا باورهای صحیحی دارم و فرکانس مناسب را ارسال میکنم و این حقیقت بزرگ را پذیرفتم که خداوند هرآنچه را بخواهم در وقت مناسب به من میدهد و زندگی من چیزی نیست جز باورهای من، آن زمان از همین امروز کار خیر کردن را انجام میدهم، با همین شرایطی که امروز دارم شروع میکنم به کمک کردن به دیگران، چراکه میدانم ثروت جهان بیانتهاست و حال که گنج آسمان و زمین در دستان خداست، من هم زندگی سراسر در آسایش و رفاه و غوطهور شدن در ثروت و لذت بردن از نعمتها و چشیدن طعم خوشبختی را در زندگیام حتما و قطعا تجربه خواهم کرد.
من حدود 11 ماه پیش هیچ درآمدی نداشتم، کمکم درآمد پیدا کردم، پس از مدتی درآمدم رشد پیدا کرد، پسانداز خوبی کردم، برای خودم طلا خریدم، دلار خریدم، وسایل مختلف خریدم، الان حتی زمانی که کار هم نکنم باز هم خدا رو شکر ی مبلغی بطور ثابت هر ماه به حسابم واریز میشه، نه که بگم الان وضعم عالیه عالیه، نه؛ اما قشنگ دارم روند زیبای تکاملیم رو میبینم؛
با ی چکاپ فرکانسی ساده و در صدم ثانیه، میشه متوجه شد که بله من نسبت به 11 ماه پیش وضعم واقعا عالیه اما این نمبارونه پیش از سیله، سیل ورود ثروت به زندگیم. خلاصه اینکه الان که تقریبا حقوق یک کارمند رو دارم هم میتونم کار خوب انجام بدم و چرا این کار خوب موکول بشه به زمانی دیگه، تبدیل بشه به یک معامله که از اساس پر از ترمز و اشکال هست.
برای بار چندمه نمیدونم، اما باز هم از عمد برای ذهن نجواگرم تکرار میکنم که «جهان زیبای ما جهان فراوانی ثروت و نعمتهاست» و من میخوام نقشی در گسترش این جهان سخاوتمند داشته باشم؛ به همین خاطر از باورهای خودم شروع کردم و خوشبختی و ثروتمندی خودم رو در درون خودم جستوجو میکنم و ابدا به عوامل بیرونی نسبت نمیدم چون اونها قدرتی در رقم زدن اتفاقات و شرایط زندگی من ندارند و البته که همه اینها خواست و اراده خداست که این سیستم و جهان و این من انسان رو با این قدرت خلقکنندگی آفریده و همه ما رو داره هدایت میکنه.
مورد بعدی که تازه متوجه اون شدم این هست که اگر ما واقعا توحیدی باشیم، (و قبول داشته باشیم که خداوند بخشنده و مهربان نسبت به خوشبختی و ثروتمندی ما مشتاق هست)، دیگه نباید موقع دعا کردن و بیان درخواستها، قید و شرط رو در نظر بگیریم.
یعنی این حس معامله کردن با خداوند و در واقع خداوند رو محدود کردن به اندازه یک انسان، اصلا درست و توحیدی نیست؛ به عبارت بهتر، همانطور که بارها گفته شده، خداوند یک انرژی قدرتمند و یک سیستم قانونمنده که برای نعمتهاش انتهایی وجود نداره.
بنابراین اگر ما بنظر خودمون خواسته بزرگی داریم مثل بسیار ثروتمند شدن، باید اونو از خداوند با اطمینان و یقین و حتی خوشحالی بخواهیم چونکه این کار نشاندهنده این هست که ما به قدرت و مهربانی بیپایان خداوند و نعمتهای بیشمارش یقین و باور داریم، یعنی اون خواسته و آرزو از نظر ذهن ما بزرگه ولی برای قادر مطلق و تنها هدایتکننده جهان هستی اون خواسته نهتنها بسیار کوچک و ساده است، بلکه اگر بخواهد به اراده او به آنی برای ما برآورده میشود؛ بدین ترتیب اگر واقعا انسانی باایمان و توحیدیای باشیم، دیگه موقع دعا کردن ابدا شک و تردید نداریم و اساسا با قید و شرط، استیصال و درماندگی و یا حتی با ناامیدی به درگاه خداوند دعا نمیکنیم.
بیایید بخش دیگری از نامه 31 امام علی به امام حسن که در مورد توجه به دعا هست رو بخونیم:
“ و از گنجینههاى رحمت او چیزهایى را درخواست کن که جز او کسى نمىتواند عطا کند. هر گاه او را بخوانى، ندایت را مىشنود، و چون با او راز دلگویى راز تو را مىداند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غمهاى تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یارى رساند؛ مانند عمر بیشتر، تندرستى بدن، و گشایش در روزى. سپس خداوند کلیدهاى گنجینههاى خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن داد، پس هر گاه اراده کردى مىتوانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشایى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد. هرگز از تأخیر اجابت دعا نا امید مباش؛ زیرا بخشش الهى باندازه نیّت است، گاه، در اجابت دعا تأخیر مىشود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزاى آرزومند کاملتر شود، گاهى درخواست مىکنى امّا پاسخ داده نمىشود؛ زیرا بهتر از آنچه خواستى به زودى یا در وقت مشخّص، به تو خواهد بخشید…”
پیشنهاد میکنم جلسه مربوط به نامه امام علی به امام حسن که درباره باورهای ثروتساز هست رو حتما گوش بدید؛ شاید مثل من انقلابی در نگرش و افکارتون بوجود بیاد :)
https://abasmanesh.com/fa/ali-empowering-beliefs-in-letter31/
*
من به دنیا آمدهام تا زندگی عالی در این دنیا داشته باشم،
آبرومند باشم،
عزتمند باشم،
ثروتمند باشم،
شاد باشم،
قوی باشم،
سلامت باشم،
زیبا باشم،
آرامش داشته باشم،
در رفاه باشم،
لذتهای مختلف رو تجربه کنم،
موفق باشم،
عاشق باشم،
عاشقم باشن،
تا خوشبخت زندگی کنم،
به دنیا آمدهام تا به گسترش این جهان زیبا و سخاوتمند کمک کنم،
تا اثر خوبی از خودم به جا بزارم،
تا برسم و لذت ببرم و شکرگزار باشم.
*
من باور دارم که در جهانی بسیار زیبا، غنی و سخاوتمند زندگی میکنم که
در آن بیشمار نعمت و فرصت و ثروت و آدمهای خوب وجود دارد و
من قرار است سفری بسیار لذتبخش و عاشقانه را در این جهان داشته باشم و
در کمال خوشبختی و سعادتمندی، پیوسته شکرگزار خالق بخشنده و مهربانش باشم.
*
خدایا، خداوندا
من فقط و فقط به تو ایمان دارم
و تنها تسلیم تو هستم
و تنها به تو توکل میکنم
و تنها از تو یاری میجویم
و میدانم تو برایم کافی هستی
و با یاد تو قلبم آرام میگیرد.
*
خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم مرا به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، آگاهیها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.
به نام خداوندی که هرچه دارم از اوست
سلام به مریم عزیزم …
سلام به اجی مریم عزیزم که باورم نمیشه چقدر زیبا و دوست داشتنی اینگونه سخن میگوید …
هر لحظه و هر کلمه از کامنتت به من ارامش میداد …
چقدر خوب یاد گرفته ای
چقدر زیبا مینویسی و چقدر زیبا درک میکنی …
ازت ممنونم
مخصوصا انجا که این کلمات را میگفتی :
.
هی نشین اشتباهات گذشتهات رو مرور کن، خودت رو ببخش، به خودت احترام بزار، تو آدم خوبی هستی و هر روز داری بهتر و بهتر میشی. تو انسان ارزشمندی هستی. تو انسان بالیاقتی هستی و لایق یک زندگی فوقالعاده در آسایش و رفاه هستی. تو لایق ثروت هستی. تو لایق نعمتهای خداوند هستی. تو قراره دستی از دستان خدا باشی. تو قرارت به گسترش این جهان زیبا کمک کنی. تو قرار زندگی فوقالعادهای رو در این جهان سخاوتمند تجربه کنی و اثر خوبی از خودت بر جای بزاری.
.
عاشقتم …
دوست دارم صد بار این کامنت رو بخونم …
ممنونم ازت …
دوستت دارم ..
سلام ملیکا، دوست زیبا و خوشقلب من
خیلی ممنونم ازت که بعد از خوندن کامنتم، برام کامنت دلنشینی گذاشتی و حس و حال زیبات رو با محبتی که داری با من به اشتراک گذاشتی.
خودت و نظرت از جمله اتفاقات شیرین امروز من هستین که بابتش از خدای مهربون خیلی متشکرم. شکر واقعا.
تو باعث شدی خودم دوباره برم کامنت خودم رو بخونم و حس خوبم، عالی بشه.
برای تو آرزوی رسیدن به خیلی بیشتر از سقف تمام آرزوهات رو دارم
و امیدوارم در سلامتی و آرامش، زندگی عاشقانه و پاکی رو تجربه کنی
و هر روز موفقتر، ثروتمندتر و خوشبختتر از روز قبل باشی.
دوست تو، مریم
سلام به عباسمنشی های عزیز ???
من هم گاهی شاید از این قرار دادها با خداوند داشتم الان ک این سوال مطرح شد یاد حرف های که از استاد بارها شنیدم افتادم ؛
استاد جان فکر میکنم یکی از اشتباهات ما این باشه که فکر میکنیم در جایگاهی هستیم که میتونیم به دیگران کمک کنیم در حالیکه اگر ما پولی رو به فردی ببخشیم با این نیت ک اونو نجات بدیم تاثیر مثبتی نه برای خود ما داره و نه اینکه میتونیم کسی رو از بدبختی نجات بدیم،
در واقع بخشش از جانب ما با این نیت باید باشه که این درصد که می بخشیم متعلق به خود ما نیست و سهمی هست ک از مال ما باید خارج بشه تا جا برای ثروت بیشتر باز بشه نه اینکه من میتونم به دیگران کمک کنم
و احتمالا دچار یه شرک خفی هم میشیم که فکر میکنیم غیر از خدا کسی میتونه با مقداری پول به دیگران کمک کنه و زندگی دیگران رو متحول کنه
و هم اینکه هر شخصی خودش مسئول تمام اتفاقات که براش رخ میده و تا خودش نپذیره این موضوع رو و نخواد که تغییر کنه تلاش ما برای اون تاثیری نداره و احتمالا اگه اصرار به این قضیه داشته باشیم خودمون هم وارد مدار اون شخص میشیم و اتفاقات مشابه اون رو تجربه میکنیم و از مسیر اصلی خودمون دور میشیم..
نظرتان درباره بخشش جالب بود
سلام عزیزم سپاسگذارم از این دیدگاه عالیتون
به نظرم میشه اینو هم درنظر گرفت که بابخشیدن این پول یا یه کمک رسانی به دیگران اینطور تصور کنیم که اون لحظه خدا مارو به عنوان دستی از دستهای خداییش فرستاده که به اون فرد کمک کنیم.چون اون لحظه اون شخص درمقابل کا ظاهر نمیشد.من غالبا همین تصورو دارم و خدارو شکر گذاری میکنم که از طریقی عالی درجایی دیگه بهم کمک میکنه.
امیدوارم فرکانسی که فرستادم تا به اینجا دزست باشه اگر اشتباه هست ممنون و سپاسگذار هستم که راهنمایی ام کنید
چون تازه دارم باورهامو تغییر و اصلاح میکنم
باسلام به استاد بزرگوار وخانواده صمیمی عباس منش
به نظر من ترمز یا کد مخرب ما این هستش که برای خدا شرایط میذاریم که خدایا تو ثروت بده تا من اینکار یا اینکار رو بکنم واین یک کد مخرب هست که ما برای خدا تعین تکلیف میکنیم درصورتی که اگر کسی قصد کمک ویا هر کار خیر دیگه ای رو داره از همین الان و همین چیزی که الان داره باید شروع کنه 100هزار تومن وقتی ما حاضر نیستم 100هزار ببخشیم توقع بی جایی هستش که خدایا ثروت بده تا فلان کار رو بکنم با ارزوی بهترین ها برای شما استاد بزرگوار شاد باشید وشکر گزار
با سلام خدمت استاد عزیزم و هم فرکانسی های عزیز
من خیلی این طور درخواست کردنو دوروبرم دیدم شاید خودمم اینطوریم به نظر من کسی که اینطوری درخواست میکنه یعنی چیزی از قوانین جهان نمیدونه
داره میگه خدایا به من پول بده که بدم بقیه یا بهتر بگم داره میگه من که لیاقت ندارم به خاطر اینکه میخوام پا تو کفش تو کنم و بنده هاتو از بدبختی نجات بدم به من پول بده.
اونا که نمیتونن خوشبخت یا پولدار بشن تو به من پول بده من اونارو خوشبخت کنم یا بهتر بگم من که با کار کردن روی باورهای ثروت افرینم نمیتونم پولدار بشم پس بیا معامله کنیم (یعنی خدا رو به عنوان سیستم قبول نداره و فکر میکنه خدا رفتار های انسان گونه داره که باهاش معامله میکنه و فکر میکنه چون با اون پولا میخواد کارهای خوب انجام بده خدا هم قبول میکنه یعنی قوانینو نمیدونه که بتونه صحیح درخواست کنه)
استاد ممنون به خاطر این فایل عاالی
سپاسگزارم خدا جون
به نام خدا سلام به همه دوستان عباسمنشی
من در این نوع دیدگاه باورهای محدودکننده زیادی رو می بینم که خیلیاشون واقعاً پنهان هستند و به راحتی ما نمی تونیم این باگ هارو پیدا کنیم که در ادامه باورهای محدودکننده ای که به نظرم در این نوع طرز فکر هست رو لیست می کنم
1- باور کمبود : یکی از باورهای محدودکننده این فکر باور کمبود است که متناقض با باور فراوانی است یعنی ما میگیم اینقدر پول و ثروت نیست که به من بدهی پس حداقل به من پول قرض بده من سعی می کنم به دیگران کمک کنم و با این کار های خیر جبران کنم
2- اعتماد به نفس نداشتن : یعنی من که نمی تونم خودم با کارکردن پول بسازم پس خدایا تو بهم پول مفتی که بهاش رو نپرداخته باشم بده من در عوضش این کارهای خوب رو هم انجام میدم
3- ایمان نداشتن به خدا : یعنی خدا اینقدر مهربون نیست که بخواد بهم پول بده حتماً من باید یکسری کارهایی که فکر میکنم خدا دوست داره رو انجام بدم و بعداً بیاد بهم پول بده
4- نپرداختن بها : یعنی من نمیخوام بهای چیزی رو که می خوام بپردازم و دوست دارم یک کیسه پول از بالا بیاد وبیوفته برای من
سلام به استاد و همگی عزیزانم در این سایت
من هنوز هیچ دیدگاهی نخوندم و میخوام اول کامنت خودم رو بزارم و بعد برم سراغ بقیه ی دوستان دلیل این کارم این هست که اول ترمزهای خودم رو پیدا کنم چون آدم وقتی دیدگاهی رو میخونه بلاخره یه ذهنتی پیدا میکنه و در نوشته اش از اون استفاده میکنه اما من میخوام با توجه به درک خودم و با توجه به آگاهی های خودم بیام بنویسم و بعد کامنتهای بقیه ی دوستان رو بخونم .
چقدر با این فایل استاد متوجه تغییرات خودم از زمان آشنایی با این سایت تا الآنم شدم من هم اون اوایل آشنایی با سایت این نگاه رو به ثروت داشتم که ثروتمند بشم تا ثروت رو برای بخشیدن به اطرافیانم و نیازمندان و کار خیر و این جور چیزها خرج کنم حالا برای خودمم یکم در ذهنم میخواستم اما بیشتر از خودم برای بقیه میخواستمش و از خدا درخواست ثروت میکردم اما مدتی هست با توجه به تضادها و درک قوانین میگم من ثروت رو میخوام که خودم مثل ملکه ها زندگی کنم من ثروت رو میخوام که اعتماد به نفسم بیشتر بشه من ثروت رو میخوام که از خودم بیشتر راضی باشم من ثروت رو میخوام که به خدا نزدیکتر بشم من ثروت رو میخوام که شادتر باشم من ثروت رو میخوام که بتونم
به استاد در رسالتش کمک کوچکی کنم من ثروت رو برای رشد و پیشرفتم و برای لذت بیشتر از زندگی و دنیا میخوام و یعنی باید بگم من ثروت رو برای رضایت بیشتر از زندگی که همون اوج ایمان هست میخوام که با ثروت بزرگتر بشم
من ثروت رو میخوام که بتونم الگوی خیلیها
در این مسیر و سایت یا حتی اطرافیانم باشم یا حداقل برای بچه هام یه نمونه از فردی باشم که خودم با این آموزشها تونستم زندگیم رو خلق کنم و باید بگم من ثروت رو میخوام که هم خودم خوب زندگی کنم هم باعث بشم بقیه خوب زندگی کنن من ثروت رو میخوام که با اون چهان رو گسترش بدم من ثروت رو میخوام که روم باشه در مورد این قوانین با خانوادم حرف بزنم چون که همیشه میگن تو داری شب و روز چیکار میکنی و اگر بگم دارم روی خودم کار میکنم و کلی دستاورد داشتم مثل آرامش و حال خوب و ….. میخندن چون اونها دنبال نتیجه های قابل لمس هستن . من ثروت رو میخوام که از نعمتهای با کیفیت تر استفاده کنم من ثروت رو میخوام که جهان رو بشناسم و تجربه های جدیدی داشته باشم مثل استاد من ثروت رو میخوام که در مدارهای بالا زندگی کنم من ثروت رو میخوام که با افتخار بگم من جانشین خدا روی زمین هستم من ثروت رو میخوام که بگم فرد با ایمانی هستم و این ثروت نتیجه ی ایمان و توکل من هست من ثروت رو میخوام که بگم خالقم من ثروت رو میخوام روکه بگم فرد توانمندی هستم من ثروت رو میخوام که بگم میشه به خدا میشه فقط باید ادامه داد …..
و اما باورهای مخربی که در این جمله ی اگر ثروتمند بشم میخوام ثروتم رو به اطرافیان و فقرا ببخشم چی هست :
1_ فرد ثروتمندی خوبه که از پولش به بقیه بده و پول رو خرج خودش نکنه (بی ارزش دونستن خودش )
2- پول رو باید خرج بقیه کنم من خودم که مهم نیستم .( احساس بی لیاقتی )
3_ فرد ثروتمند فرد خوبی نیست مگر کار خیر انجام دهد که نزد خدا عزیز بشود .( پول کثیف هست )
4_فرد ثروتمند از خدا دور میشه باید کار خیر کند که به خدا نزدیک شود
.
5_ من لایق داشتن پول زیاد نیستم باید پول رو خرج بقیه کنم
6_من میوتنم زندگی بقیه رو با کمک هام از فقر نجات بدم .
7_ باور مخرب کمبود هست که در جهان پول به اندازه کافی نیست و افراد زیادی پول ندارن و من میخوام کمک بقیه کنم .
8_ تمرکز بر روی نداشته ها و کمبود ها و افراد فقیر که همون کنترل نکردن کانون توجه هست
.
9_ اینکه انگار بعضی افراد رها شده هستن و خداوند این افراد رو فراموش کرده و من میخوام برای اونها خدایی کنم که از فقر نجات پیدا کنن که همون شرک محض هست ( من باید با عشق و حال خوب به افراد کمک کنم )
10_پول زیاد نباید در حساب من باشه چون با پول راحت نیستم و باید همه یا بیشترش رو ببخشم که راحت بشم
11_ آخه من نمیشه در این دنیا در اوج لذت و خوشی باشم و اما بقیه ندار و فقیر باشن امکان نداره و باید کمک کنم تا همه خوش باشند ( هرگز نمیشه همه جهان رو مثل هم یک دست کرد ) و با این افکار و کارها عدالت خدا رو زیر سوال میبریم .چون این جهان دو قطبی هست .
12_ با این کار شاید به دنبال جلب توجه و تایید بقیه باشیم که ما هم فرد خوبی هستیم و این اوج ذلت بشر هست چون ما فقط باید به دنبال تایید خدا باشیم( نه اینکه کمک کردن به دیگران بد هست اما نیت ما از انجام این کار خیلی مهم هست) ..
13 شاید با این نیت میبخشیم ( نه حتما شاید )که اطرافیانم هم یه جایی هوای من رو داشته باشن که این همون حساب باز کردن روی بقیه میشه که ما رو از ثروت دورتر میکنه
14 _ شاید ما با کمک کردن به بقیه میخوایم از شر قدرت چشم زخم و این حرفها در امان باشیم که این قدرت دادن به غیر از خدا هست و هیچ وقت صاحب ثروت نمیشیم .
15 _ با بخشیدن ثروت به فقرا میخواییم با خیال راحت تر بخوابیم و یا زندگی کنیم و یا برای خودمون پول خرج کنیم که همون دید اشتباه داشتن به خداوند هست که خدا دوست نداره ما این همه ثروت داشته باشیم و باید مقداری از اون رو به بقیه بدیم ( در حالیکه باید بگم خدا عاشق ثروتمند شدن ما هست )
16 _با این کار به جای ریشه کن کردن فقر در جامعه و دولت و مردم به فقیر شدن اونها بیشتر کمک میکنیم و کار نادرستی هست
به نام خدا
اگر بخام قوانین جهان رو برای خودم مرور کنم میگم از دو تا باور اساسی باید شروع کرد
1- من خالق زندگی خودم هستم
2-خدا آدم نیست و ویژگی های انسانی نداره بلکه سیستمه
فقط کافیه تجربه های زندگی مو بذارم کنار هم و به یاد بیارم زمانی رو ک با التماس و زجه زدن از خدا چیزی رو میخایم هیچ اتفاقی نمیوفته
پس نتیجه میگیریم خدا اصلا دلسوز نیست و اصلا شخص نیست ک یه جایی باشه و به من نگاه کنه
من فکر میکنم اگ همین دوتا باور رو خوب روش کار کنم پنجاه درصد راهو رفتم
میمونه چندتا باور مهم دیگ
1- باور فراوانی
همه چیز در این جهان داره برای بیشتر شدن به وجود میاد ، هر گیاهی ، هر میوه ای ، هر درختی ، هزاران بذر داخلشه
هر موجودی میتونه ده ها وصدها بچه تولید مثل کنه
شهر ما چندهفته ای بود برف و بارون نمیومد و همه مردم میگفتن امسال خشکسالی میشه و ایران فلان شده و بهمان شده ، اما این هفته چنان برف هایی بارید ک همه مردم شوکه شدن
من وقتی عمیق فکر کردم گفتم واقعاً این برف ها چطور تولید شدن ؟ از کجا
غیر از اینه ک جهان نامحدوده همه چیزش
چنان برفی بارید تو شهرمون ک زمین سه روزه داره همینجوری ازش آب میاد ، برفا دارن آب میشن
باور اصلی بعدی
2-باور لیاقت
دوره احساس لیاقت استاد تمرکز میکنه روی این یدونه باور ، واقعاً هم شاید بزرگترین پاشنه آشیل همه ماست
اگر من به عنوان یک انسان به این جهان اومدم یعنی لایق تمام نعمت ها هستم ، چون خداوند از طریق انسان ک همواره خواسته هایی داره ، درحال گسترش جهانه …. در واقع خواسته های من خواسته های خداست … پس اگ من این جمله رو باور کنم ، ک خواسته من خواسته ی خداست
دیگ همه چی حل شدس ، نیازی به معامله نداریم با خدا
چون همینکه من به خواسته ام برسم درواقع رسالت مو انجام دادم ،،، حتی خواسته های غیر مذهبی من هم خواسته های خداست ، مثل خواستن یک شخص خاص برای سکس و لذت ،،، اینم خواسته ی خداست ،،، چون خدا همه چیه ، من هم قسمتی از خداهستم ک برنامه ی خدا این بوده ک جهان رو از طریق خواسته های من گسترش بده
اگ من هیچی نخام در واقع برخلاف برنامه ریزی جهان دارم عمل میکنم
من هر چقدر بیشتر بخام در واقع انسان بهتری هستم
باور بعدی
3- ارتباط بین ثروت و معنویت
این باور هم ک اگر باورهای قبلی رو در خودم بسازم یه جورایی این دیگ حل شدس
چون گفتم خواسته ی من ، خواسته ی خداست
پس من باید برسم به خواسته هام
اگر من ثروتمند باشم انسان بهتری هستم یا اگر فقیر باشم؟
احتمال کارهای نادرست مثل دزدی ، دوروغ ، کفر ، خشم ، شرک و … زمانی ک من فقیر هستم خیلی بیشتره
من اگر ثروتمند باشم با خودم و جهان و خدا در صلحم
سلامت ترم ، روابط بهتری دارم چون حالم خوبه
اگ فقیر باشم حوصله خودمم ندارم چ برسه دیگران ، بنابراین هرروز افسرده تر و خشمگین تر میشم و احتمال تصمیمات نادرست در زندگی خیلی بیشتره چون فشار فقر نمیذاره آرامش داشته باشم
از اونور طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب و احساس بد = اتفاقات بد اگر فقیر باشم اتفاقات ناخوشایند بیشتری جذب میکنم مثل خرابی ماشین ، گم شدن وسایل ، خرابی سقف خونه ، برخورد با آدمای نامناسب و….
برعکس اگ ثروتمند باشم احساس خوبم اتفاقات عالی رو برام میاره و تمام جنبه های زندگیم با کیفیت تر میشه ، چون حالم خوبه
درود برتو علی عزیز
سپاسگزارم بابت این کامنت فوق العاده ایی که نوشتی
بسیار قلم گیرایی داری
سپاسگزارم بابت وجودت در این بهشت فوقالعاده…
من روی باور های این که نوشتی بودی،نکته برداری کردم و یک پادکس فوقالعاده برای کانال ام درست کردم و اگاهی های بسیار در من زنده کرد ،سپاسگزارم از تو
اولین بار که میبینم و متوجه میشوم که هر چه قدر خواسته بیشتر داشته باش ام، انسان بهتری ام ،چون همیشه برخلاف اش فکر میکردم ، همیشه من میگفتند باید قانع باشم و انسان های قانع که خواسته های کمی دارند ،خداوند اون ها رو بیشتر دوست داره و اون ها در جامعه محبوب ترند .
سپاسگزاری که باعث شدی که یک باور مخرب در ذهن ام شناسایی کنم
به نام خدای زیبایی ها
تشکر از خدای مهربان و بعد تشکر از شما خانواده خوبم و استاد ارجمندم
اون چیزی که من متوجه شدم
ما از خدا چیزی رو می خواهیم بعد میگیم جاش فلان کار رو می کنیم برای تو و بنده هات ؟؟؟
جالبه من هم همین جوری فکر میکنم!!!!
اما جالب تر اینجاست نعمتی یا ثروتی که خدا به من داده با منت بهش به بنده هاش می خوام بدم
خدا تو 100 ملیون به من بده من 5 تومان شو میدم به اون فقیر یک ملیونم هم نذر در راه تو میدم .
ثروتی که خدا داده کمترین مقدار شو با منت بهش میدم.
خدا که منبع ثروته اگه چیزیو به بنده اش میده به خاطر اینه که اون رو دوست داره و بدون هیچ چشم داشتی به بندهاش میده حالا ما میایم این حرفا میگیم.
— وقتی تلویزیون تبلیغ قرعه کشی بانک یا فروشگاهی میکنه خانواده یا آشنایان می شنوم میگن خدایا ما هم برنده بشیم اینکارو و اون کارو میکنیم برای تو.
یاد فیلم یوسف پیامبر افتادم معبد آمون دقیقا بت پرستان این کار رو می کردن.
توی این فیلم زلیخا شبانه به معبد آمون رفت و یوسف درخواست کرد و گفت جای اون کلی هدیه به معبدش میدهد .
چقدر شبیه بت پرستان فکر میکنم .
چقدر شرک وجود داره توی این طرز فکر .
تمام تلاشم رو میکنم این کد خراب رو از اول باز نویسی کنم.
در پناه خدا شاد باشید.
به نام الله یکتا
سلام به همه ی عزیزان
آقا سعید عزیز به چه نکته ی جالبی اشاره کردید که این نکته رو برای ما بهتر جامیندازه ، این مثالی که از سریال حضرت یوسف و نذر کردن و گرو کشی مشرکین از بتها شون گفتین
بسیار برای من جلب توجه کرد و بازهم اشتباه بودن نذر و گروکشی از خداوند برام تثبیت شد و فهمیدم که نشانه ی شرک وناامیدی از خداوند هست.
سپاسگزارم برای این مثال خوب و به جا
در پناه خدا موفق و پایدار باشید
سلام بر همگی
به نظر من کد های مخرب زیر وجود دارد
۱. پاسخ خداوند همواره مثبت نیست با شروطی پاسخ میده
اونم اینکه پول یک قسمتش حتما ببخشیم یعنی خدا بفهمه که ما ادم خوبه هستیم بعد میده که بنظر به علت وجود احساس گناه در فرد هست
۲. نمیشه به راه طبیعی ثروتمند بشم (عدم لیاقت)مگر با درخواست اینجوری از خداوند
۳. نعمت داده نمیشود اگر همش برای خودت خرج کنی
(فقط خود را دیدن و حواسشون به دیگران نبودن
اینکه ما مسئول فقر یا ثروت دیگران هستیم)
۳. خداوند ثروت به همه نمیده
ثروت داده نمیشود مگر تا وقتی که در خواست اینجوری بدی (وجود روش یا روش های خاص برای ثروتمند شدن
وجود یک راز و سری )
در پناه خداوند موفق باشید
من با جواب به این سوال فهمیدم چه ترمزهایی دارم و خبر ندارم
خدایا شکرت
آفرین بر شما …موفق باشید