اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تشکر ویژه بابت این که واقعا با جونو دل مطلب میزارید چند نوع باور مخرب که توی سوال شگا ذهک منو مشغول کرد
۱:این باور هست که ما باورمون اینه که تا پولدار شدیم به دیگران توجه کنیم و خودمونو نادیده میگیریم با وجود این که وقتی من خودمو بزرگ دونستم لایق اون پول دونستم اول خواسته های شخص خودمو با اون پول براورده کنم همین طور هم صرب اامثل معروف هست میگه خیری که خونه رواست مسجد حرومه
۲:این که ما فک میکنیم اگه اینطور نیتی کنیم دل خودرا رو میسوزونیم خدا میگه اهههه چه بنده ی رئوفی حالا که قصدش خیره پس بهش بدم با وجودی که دلسوزی با عدل خدا مطابقتی نداره
۳:فک می کنیم فقط کافیه به خدا التماس کنیم دیگه میده بدون حرکتی از طرف ما بدون این که ایده ای بکار ببندیم با التماس کردن تلپ یه پولی از جایی میوفته تو دامنمون بازم مثه جریانی بود میگفتن یه بنده خدایی ۳ روز رفت حرف امام رضا گریه و زاری و التماس که کاری کن قرعه کشی بانک برنده شه تا شب اخر امام رضا اومده به خوابش که خونت اباد تو یه حساب باز کن تا مک واسته شم برنده شی
در مورد ترمز ها که باعث عدم پیشرفت می شه در وحله اول فکر فقیرانه که هر لحظه این باور وجود داره که پولی نداری تا کمک کنی باید خداوند به تو بده تا بتونی ببخشی در حالیکه باید در همه حال ببخشی اگر باور داری که ثروتمندی
دوما اینکه عدم لیاقت پول داری و اونورو در درجه اول برای دیگران می خوای نه خودت
مهمترین قسمت و وحشتناکترین قسمت اینکه تو به عدالت خداوند در مورد جایگاه این افراد شک داری و از خالق اونها می خوای پول بده که تو به اونها بدی انگار خداوند اونهارو ندیده و تو دیدی و می خوای عدالت رو اجرا کنی تو اشراف بیشتری به جهان داری در حالیه هر شخص جایگاهی که در اون هست رو خودش انتخاب کرده
تو برای خودت می بخشی پس برای این حس توقع دیگه ای نباید داشته باشی
به نام فرمانروای ثروتمند جهان هستی رب العامین.فرمانروای منبع بی نهایت ثروت ونعمت⭐
در پاسخ به سوال استاد عزیزم
۱_به نظر من کسی که اینجور از خداوند درخواست ثروت دارد قانون جهان را هنوز درک نکرده است..ونمیتواند پاسخ درستی از درخواستش داشته باشد…
۲_عدم لیاقت:خودش را لایق ثروت نمیداند…خودش را لایق فراوانی..لایق اینکه زندگی را به صورت بهشت زندگی کند نمیداند.. لایق اینکه به این دنیا آمده که همچی را به بهترین صورت با عالیترین استانداردها تجریه کند نمیداند.. نمیداند که خداوند اینهمه جهان پر از ثروت را برای بنده خودش خلق کرده..خوده لایتناهی.. خوده روح خدادادیش…با افتخار زندگی کنه..و روز بروز بیشتر بیشتر از خداوندش درخواست کند
۳_ مورد دیگه این است که ما فقط خالق زندگی خودمون هستیم و هیچ تاثیری در زندگی دیگران نداریم ونمیتوانیم به کسی در جایی که لایقشه کمک کنیم ودست اورا بگیریم..چون فقط خداوند به بنده ای که درخواست برای خودش داره را جواب میده…خداوند عاشق اینه بنده ای هست که ازش درخواست کنه.خوشحال میشه از اینکه بنده اش چیزای بیشتر ازش بخاد✌
۴_دلیل دیگه باور به کمبود و فقر است…باور اینکه نمیداند جهان پر از ثروت وفراوانیست…بقدری که اگرتمام دریاها مرکب شوند وهمه درختها قلم نمیتوانند نعمتها وثروتهای خداوند را بشمارند…باید باور کنیم جهان ثروتمند.. گنجها وثروتها دست خداونده👌
۵_ و اینکه هنوز از باور و ایمان به خداوند ناتوان است وهنوز روی ایمان به خداوند فعال نیست…بخاطر همین چون خداوند را باور ندارد..درمورد خودش هم باور ندارد که بتواند به این ثروتی که میخواهد دست پیدا کند
به امید جریان ثروت ونعمت به زندگی همه دوستان عزیزم..به امید روزی که بقدری ثروتمند بشویم که ثروت را باتمام وجودمون لمس کنیم وتجربه کنیم بعد از ثروت بگذریم وبه دیگران ببخشیم🙏👌
به نام خدا من تو این سوالی که استاد مطرح کردند باور عدم لیاقت داشتن ثروت رو میبینم یعنی به طوری که فردی که همچین از درخواستی رو داره به طور پنهانی دارای باور عدم لیاقت داشتن ثروت هستش یعنی اینکه من ثروت رو برای دیگران میخوام برای خوشحال کردن دیگران برای انجام دادن کارهای خیر برای هدیه گرفتن البته دوستان همه اینا به نوبه خودشون بسیار عالی هستند فکر میکنم همه ماها دوست دارم با ثروتمون به دیگران کمک کنیم برای عزیزانمون هدیه بگیرم کار خیر انجام بدیم اما اگر خودما نتونیم از این ثروت لذت ببریم واستفاده کنیم در درجه اول فکر کنم که در اثر باور عدم لیاقت داشتن ثروت باشه که این باور به صورت مخفی در ذهن ما باشه : یعنی من لایق اون مقدار ثروت نیستم که برای خودم استفاده کنم فقط پدر یا مادر یا دوست من لایقش هستش خدایا اون ثروت رو به من بده که به اون ها کمک کنم خدایا اون مقدار ثروت رو به من بده که برای اون ها هدیه بگیرم خود من لایقش نیستم در نتیجه بخاطر این باور خواسته ما که به دست آوردن پول و کمک به دیگران هستش به وسیله اون مقدار ثروت نمیرسیم چون در لایه های باورهامون باور عدم داشتن لیاقت ثروت رو هم داریم یعنی وقتی میفهمیم که این باور رو داریم که همچین خواسته ی داشته باشیم ممنون از استاد عزیز و سپاس از همه شما
سلام به استاد عزیز و سایر همراهان وقتی ما این درخواست رو از خدا میکنیم که خدایا این مقدار پولو اگه بهم بدی فلان کار رو میکنم یعنی اینکه اولا ما باور نداریم که پولی داریم برای بخشیدن ( یعنی ما فقیریم ) که اونو ببخشیم .دوم اینکه برای رسیدن به ثروت باید ببخشی تا بگیری تا نبخشی جای خالی برای ورود ثروتهای خدا نداری . بنظر من اگر درآمد زیر خط فقر هم هست باید بخشی رو ببخشی تا راه برای ورود ثروت باز باشه . ببخش و ایمان داشته باش که دهها برابرش وارد زندگیت میشه.
سلام خدمت استاد عزیز و سایر اعضای خانواده عباس منشی ام
به نظرم در گزاره ی (خدایا به من ثروت بده , من هم فلان کار را میکنم ) چندین کد مخرب ناشی از عدم شناخت صحیح خداوند و عدم درک درست قوانین و سازوکار حاکم بر جهان وجود دارد
1 این کد که ” من به طور طبیعی لیاقت ثروت مند بودن را ندارم ” . چون ثروتمندی طبیعی و لیاقت من نیست , من باید به خدا باج بدهم تا او به ثروتمندی من راضی شود .
2 این باور مخرب که رضایت و خواست خداوند فقط در یکسری کارهای خاص مثل مسجد و مدرسه ساختن و ….است و اینکه من از زندگی و ثروت لذت ببرم , در شادی و رفاه باشم…خواست خدا نیست ,فلذا من باید از طریق وعده کارهایی که خواست خدا هستند او را وارد معامله کنم.
3 این باور غلط که در این معامله; نفع من کسب ثروت و نفع خدا انجام آن کارها توسط من است . انگار خدا دستش بسته است از به انجام رساندن آن کارها و چون آن کارها را میخواهد, معامله را قبول میکند .
در این باور, اینکه از انجام آن کارها من رشد میکنم و در واقع به نفع من است, دیده نمیشود.
4 در این گزاره خودم را “هم اکنون” ثروتمند و در مسیر ثروتمندی نمیبینم . باید ” وقتی ” بیاید که خدا ثروت بدهد و من فلان کار را انجام بدهم . در حالیکه اگر خود را در مسیر ثروت ببینم هر کاری که به نظرم در هنگام ثروتمندی باید انجام دهم- ولو در اسکیل کوچک- انجام میدهم .بنابراین کد مخرب ” من اکنون فقیرم ” هم وجود دارد و علاوه بر این روند تکاملی برای ثروتمند شدن هم دیده نشده است .
5 این گزاره در تناقض با قانون است که ما با فرکانس ها و باورهایمان خالق صد در صد زندگی و شرایط خودمان هستیم . قانون مندی و عدالت سیستماتیک حاکم بر جهان که سنت بدون تغییر الهی است, موجب میشود من بتوانم انتخاب کنم ثروتمند باشم یا نباشم , نه اینکه خدا پارتی من شود که در ازای کاری که خوشش میآید , به من ثروت بدهد. در واقع این گزاره این کد مخرب را دارد که ” من توانایی ثروت شدن ندارم, مسئولیت زندگیم کاملا به عهده من نیست ” .
من خودم بشدت این کد مخرب را دارم بصورت کلی و ریشه ای و حتی در فرم مخرب تری . در واقع خدای من خیلی سخت گیر تر است و وعده بعد از تحقق خواسته را قبول نمیکند . قراردادهای من با خدا اینطوری هستند که اگر فلان کارها را انجام دهی و به خلوص و پاکی ایده آل در نیت و انجام کارها برسی و….. آن وقت لیاقت داری که خدا خواسته ات را اجابت کند و تازه بعدش هم کلی تعهدات! :))
باور مخالف این ترمزها که باید در ذهنمان منطقی کنیم و با تکرار دائمی و تصدیق کردن با نشانه ها تثبیت کنیم , این است که :خواسته خداوند این است که ما امکان و آزادی خلق زندگیمان را داریم . نیروی خیر حاکم برجهان که در واقع خواسته خداوند است این است که ما به ثروت بیشتر , شادی و لذت بیشتر , به سلامتی کامل , به روابط عالی تر , به علم و آگاهی بیشتر و تعالی معنوی غنی تر برسیم .نگاه موحدانه و شناخت هر چه درست تر خودمان و خدایمان موجب میشود باورهایی در تطابقِ هر چه بیشتر با قانون داشته باشیم و راحت و طبیعی به خواسته هایمان برسیم . خدا خواسته که ما این تنوع خواسته ها را داشته باشیم , در واقع خواسته های ما خواسته خداوند هستند . خدا برای ما بهشت را خواسته و مالیاقت مان بهشت است , عالیترین حد تصور برخورداری از هر نعمتی . اتصال با خدا و ارتباط با او هر لحظه برای ما فراهم است , هیچ شرایط ویژه ای نمیخواهد , هر چه بیشتر باور کنیم بیشتر برخوردار میشویم. چشیدن لذت این عشق و ارتباط هرچند با کمند خواسته های کوچک و بزرگ جایی است که ما به رضایت و آرامش میرسیم و میفهمیم اصلا هدف همینجاست!
خدا رو شکر گذارم که باز هم با یک الهام به موقع به استاد یک موضوع بسیار مهم دیگه رو به ما یادآوری کرد. به نظر من این موضوع خیلی خیلی مهمه و چندین ترمز بزرگ در آن هست و ممکنه باور های غلط زیر را داشته باشیم
1. اگر ثروت رو برای کمک به دیگران بخام خدا زودتر بهم ثروت میده
2. اگر ثروت رو برای کمک به دیگران بخام پیش خدا عزیزتر میشم و خدا احساساتی در برابر من عمل میکنه
3. کسانی که میخام بهشون کمک کنم فقط با بخشش افرادی مثل من خوشبخت میشن یا به عبارتی خودشون به ثروت دسترسی ندارن
4. من لایق اینکه ثروت رو برای خودم بخام نیستم
5. اصلا زیبا نیست که مستقیم ثروت رو برای خودم بخام
6. کسانی که غیر از این مدل از خدا ثروت بخان انسان های مادی گرایی هستند
7. دیگران واجب تر از من هستند
8. من اگر به دیگران کمک کنم آنها من را بیشتر دوست می دارن یا به عبارتی نظر آنها در مورد من برام مهمه
استاد عباس منش عزیز بینهایت ممنون و سپاسگذارم که اینچنین عاشقانه و عالی این فایل های فوق العاده رو برای ما ضبط میکنی
یک خواهش کوچیک از شما استاد عزیز دارم که فایلی هم از قایق تفریحی خودتون برامون بذارین و از دیگر ماشین ها و بقیه چیزهای انگیزه بخش
و در واقع سری فایل های (( به رویاهایت باور داشته باش )) رو ادامه بدین
به نظر من وقتی که از خدا میخوایم که به ما ثروت ببخشه که به دیگران کمک کنیم و … این یجور دلسوزی محسوب میشه درصورتی که دلسوزی کردن یجور منفی نگری محسوب میشه
وقتی که شخص خود بنده رو باور ثروت خودم کار کنم خودم رو در مدار ثروت قرار بدم خود بخود روی اطرافیان هم تاثیر مثبت خودم رو میذارم هرکس مسئول زندگیه خودشه
من نباید دلسوزی کنم باید قانون تکامل طی بشه تا کسانی که در شرایط سخت بسر میبرن درسشون رو بگیرن رو باوراشون کار کنن و به اسایش و ارامش برسن
من فقط باید روی باورهای خودم در مورد تکامل خودم کار کنم
سلام و خسته نباشید
تشکر ویژه بابت این که واقعا با جونو دل مطلب میزارید چند نوع باور مخرب که توی سوال شگا ذهک منو مشغول کرد
۱:این باور هست که ما باورمون اینه که تا پولدار شدیم به دیگران توجه کنیم و خودمونو نادیده میگیریم با وجود این که وقتی من خودمو بزرگ دونستم لایق اون پول دونستم اول خواسته های شخص خودمو با اون پول براورده کنم همین طور هم صرب اامثل معروف هست میگه خیری که خونه رواست مسجد حرومه
۲:این که ما فک میکنیم اگه اینطور نیتی کنیم دل خودرا رو میسوزونیم خدا میگه اهههه چه بنده ی رئوفی حالا که قصدش خیره پس بهش بدم با وجودی که دلسوزی با عدل خدا مطابقتی نداره
۳:فک می کنیم فقط کافیه به خدا التماس کنیم دیگه میده بدون حرکتی از طرف ما بدون این که ایده ای بکار ببندیم با التماس کردن تلپ یه پولی از جایی میوفته تو دامنمون بازم مثه جریانی بود میگفتن یه بنده خدایی ۳ روز رفت حرف امام رضا گریه و زاری و التماس که کاری کن قرعه کشی بانک برنده شه تا شب اخر امام رضا اومده به خوابش که خونت اباد تو یه حساب باز کن تا مک واسته شم برنده شی
سلام دوستان و همسفران راه کمال و خوشبختی
در مورد ترمز ها که باعث عدم پیشرفت می شه در وحله اول فکر فقیرانه که هر لحظه این باور وجود داره که پولی نداری تا کمک کنی باید خداوند به تو بده تا بتونی ببخشی در حالیکه باید در همه حال ببخشی اگر باور داری که ثروتمندی
دوما اینکه عدم لیاقت پول داری و اونورو در درجه اول برای دیگران می خوای نه خودت
مهمترین قسمت و وحشتناکترین قسمت اینکه تو به عدالت خداوند در مورد جایگاه این افراد شک داری و از خالق اونها می خوای پول بده که تو به اونها بدی انگار خداوند اونهارو ندیده و تو دیدی و می خوای عدالت رو اجرا کنی تو اشراف بیشتری به جهان داری در حالیه هر شخص جایگاهی که در اون هست رو خودش انتخاب کرده
تو برای خودت می بخشی پس برای این حس توقع دیگه ای نباید داشته باشی
با ارزوی سلامتی سعادت و ثروت برای همه
به نام فرمانروای ثروتمند جهان هستی رب العامین.فرمانروای منبع بی نهایت ثروت ونعمت⭐
در پاسخ به سوال استاد عزیزم
۱_به نظر من کسی که اینجور از خداوند درخواست ثروت دارد قانون جهان را هنوز درک نکرده است..ونمیتواند پاسخ درستی از درخواستش داشته باشد…
۲_عدم لیاقت:خودش را لایق ثروت نمیداند…خودش را لایق فراوانی..لایق اینکه زندگی را به صورت بهشت زندگی کند نمیداند.. لایق اینکه به این دنیا آمده که همچی را به بهترین صورت با عالیترین استانداردها تجریه کند نمیداند.. نمیداند که خداوند اینهمه جهان پر از ثروت را برای بنده خودش خلق کرده..خوده لایتناهی.. خوده روح خدادادیش…با افتخار زندگی کنه..و روز بروز بیشتر بیشتر از خداوندش درخواست کند
۳_ مورد دیگه این است که ما فقط خالق زندگی خودمون هستیم و هیچ تاثیری در زندگی دیگران نداریم ونمیتوانیم به کسی در جایی که لایقشه کمک کنیم ودست اورا بگیریم..چون فقط خداوند به بنده ای که درخواست برای خودش داره را جواب میده…خداوند عاشق اینه بنده ای هست که ازش درخواست کنه.خوشحال میشه از اینکه بنده اش چیزای بیشتر ازش بخاد✌
۴_دلیل دیگه باور به کمبود و فقر است…باور اینکه نمیداند جهان پر از ثروت وفراوانیست…بقدری که اگرتمام دریاها مرکب شوند وهمه درختها قلم نمیتوانند نعمتها وثروتهای خداوند را بشمارند…باید باور کنیم جهان ثروتمند.. گنجها وثروتها دست خداونده👌
۵_ و اینکه هنوز از باور و ایمان به خداوند ناتوان است وهنوز روی ایمان به خداوند فعال نیست…بخاطر همین چون خداوند را باور ندارد..درمورد خودش هم باور ندارد که بتواند به این ثروتی که میخواهد دست پیدا کند
به امید جریان ثروت ونعمت به زندگی همه دوستان عزیزم..به امید روزی که بقدری ثروتمند بشویم که ثروت را باتمام وجودمون لمس کنیم وتجربه کنیم بعد از ثروت بگذریم وبه دیگران ببخشیم🙏👌
امروز از یکی شنیدم که اره چون آبجیم قبلا کمکم کرده
الان که اون نیازمنده کمکه من باید کمکش کنم(قصدش این بود که واسش محبت طرف مقابل رو جبران کنه)
من سریع یاد دوره عزت نفس افتادم
که استاد میگفتن وقتی یکی محبت و لطفی میکنه بهتون بدنبال جبران نباشید
جبران یعنی شرک ورزیدن به خداوند
چون اون کسی که بهت کمک کرده از دستان خداوند بوده
وقتی تو بخوای واسه دستان خداوند جبران کنی یعنی داری اون دستان خداوند رو دلیل اصلی کمک میدونی و شرک میورزی
درصورتی که این خداوند بوده که با دستانش(بنده هاش)
به تو کمک کرده
تو باید سپاسگذار خداوند و بنده ای باشی که بعنوان دستان خداوند عمل کرده
همین و بس.
ی موضوع دیگه هم که ما انسان ها همیشه دنبال جبران محبتیم
حالا چه واسه بنده هاش چه واسه خود خدا
از اونجایی که خدا بهمون پول و ثروت بده ما جوری نمیتونیم واسش جبران کنیم مگه اینکه خوشحالش کنیم و بر اساس باورهای غلطی که داریم
میگیم بزار ببخشم قسمتی از ثروتم رو که خداوند رو خوشحال کنم که بدونه واسش جبران کردم و جواب دادم این محبت خداوند رو
من قبلا واسه این فایل کامنت گذاشتم ولی با آگاهی های قبلا
الان با آگاهی جدیدم
و البته چون تمرکز کردم رو دوره عزت نفس تلفیقش دادم این باور رو با عزت نفسم
و از الان بیشتر سعی میکنم که بدنبال جبران محبت دستان خداوند
نباشم 🤗
ی ترمز دیگه هم شناسایی کردم درمورد اینکه
ثروت راحت نیست بدست آوردنش باید از خدا بخوای بهت بده تا به بقیه که نمیتونن ثروت بسازن کمک کنی
ی دیدگاه رو درست کردم واسه خودم درمورد اینکه
ثروتمند شدن راحته
البته با خوندن کامنتای عالی دوستان
که خداوند از روحش در ما دمیده
پس ما از خداوندیم
خداوند مالک زمین و آسمان هاست
خداوند آفریننده و خالق و مدیر و مدبر و غنی و حمیده😍
پس ما هم چون از خداوندیم میتونیم خالق باشیم میتونیم غنی و حمید باشیم و مدیر و مدبر😍(نه بطور کامل مانند خداوند، چون ما انسانها کامل نیستیم)
وقتی خداوند اینقدر ثروتمنده که این همه بارون میباره رو سرمون و برف و آب و روشنایی خورشید😍بدون اینکه اذیت بشه یا بگه دیگه تموم شد نداریم😅
پس ماهم چون از روح خداوند درونمون داریم
میتونیم ثروتمند باشیم مانند خداوند
میتونیم بی نهایت نعمت رو تجربه کنیم
این همه آب و گرما و روشنایی و زیبایی کوه و دشت و صحرا و آسمون رو میتونیم به راحتی تجربه کنیم
پس ثروتمند شدنم به راحتی میتونیم تجربه کنیم
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام استادجانم و خانم شایسته زیبایم
چه ترمزهایی در این خواسته وجود دارد وقتی من ثروتمند بشوم قسمتی از ثروتم را می بخشم و به خانوادهام کمک میکنم مسجد یا مدرسه می سازم و..؟؟
اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینکه
ترمز اول ما در ذهن ناخوداگاهمون احساس لیاقت نمیکنم که ثروت زیادی داشته باشیم
ترمز دوم اینکه اونقدر ثروت دور می بینیم که براش شرط تعیین می کنیم
ترمز سوم اینکه به دست آوردن ثروت سخته و به آسونی بدست نمیاد برا همین …
ترمز چهارم خدا دوست نداره ما ثروتمند بشیم برا همین میکیم که خدایا اگر بهم ثروت بدی منم از اون در راه خیر می بخشم
ترمز پنجم باور و توکل به خدا نداریم و عوامل بیرونی واسطه قرار دادیم برای اینکه به ثروت برسیم و این یعنی شرک
ترمز ششم ما خودمون ناجی مردم و اطرافیان می دونیم در صورتی که هر کسی مسئول افکار و باورهای خودشه و خودش زندگیشو خلق میکنه
ترمز هفتم من فقط بشینم و دعا کنم و حرکتی نکنم پول از اون بالا می افته برام اگر بگم که قسمتی از اونم می بخشم پس زودتر بهش میرسم
به نام خدا من تو این سوالی که استاد مطرح کردند باور عدم لیاقت داشتن ثروت رو میبینم یعنی به طوری که فردی که همچین از درخواستی رو داره به طور پنهانی دارای باور عدم لیاقت داشتن ثروت هستش یعنی اینکه من ثروت رو برای دیگران میخوام برای خوشحال کردن دیگران برای انجام دادن کارهای خیر برای هدیه گرفتن البته دوستان همه اینا به نوبه خودشون بسیار عالی هستند فکر میکنم همه ماها دوست دارم با ثروتمون به دیگران کمک کنیم برای عزیزانمون هدیه بگیرم کار خیر انجام بدیم اما اگر خودما نتونیم از این ثروت لذت ببریم واستفاده کنیم در درجه اول فکر کنم که در اثر باور عدم لیاقت داشتن ثروت باشه که این باور به صورت مخفی در ذهن ما باشه : یعنی من لایق اون مقدار ثروت نیستم که برای خودم استفاده کنم فقط پدر یا مادر یا دوست من لایقش هستش خدایا اون ثروت رو به من بده که به اون ها کمک کنم خدایا اون مقدار ثروت رو به من بده که برای اون ها هدیه بگیرم خود من لایقش نیستم در نتیجه بخاطر این باور خواسته ما که به دست آوردن پول و کمک به دیگران هستش به وسیله اون مقدار ثروت نمیرسیم چون در لایه های باورهامون باور عدم داشتن لیاقت ثروت رو هم داریم یعنی وقتی میفهمیم که این باور رو داریم که همچین خواسته ی داشته باشیم ممنون از استاد عزیز و سپاس از همه شما
سلام به استاد عزیز و سایر همراهان وقتی ما این درخواست رو از خدا میکنیم که خدایا این مقدار پولو اگه بهم بدی فلان کار رو میکنم یعنی اینکه اولا ما باور نداریم که پولی داریم برای بخشیدن ( یعنی ما فقیریم ) که اونو ببخشیم .دوم اینکه برای رسیدن به ثروت باید ببخشی تا بگیری تا نبخشی جای خالی برای ورود ثروتهای خدا نداری . بنظر من اگر درآمد زیر خط فقر هم هست باید بخشی رو ببخشی تا راه برای ورود ثروت باز باشه . ببخش و ایمان داشته باش که دهها برابرش وارد زندگیت میشه.
با تشکر از استاد عزیز
سلام خدمت استاد عزیز و سایر اعضای خانواده عباس منشی ام
به نظرم در گزاره ی (خدایا به من ثروت بده , من هم فلان کار را میکنم ) چندین کد مخرب ناشی از عدم شناخت صحیح خداوند و عدم درک درست قوانین و سازوکار حاکم بر جهان وجود دارد
1 این کد که ” من به طور طبیعی لیاقت ثروت مند بودن را ندارم ” . چون ثروتمندی طبیعی و لیاقت من نیست , من باید به خدا باج بدهم تا او به ثروتمندی من راضی شود .
2 این باور مخرب که رضایت و خواست خداوند فقط در یکسری کارهای خاص مثل مسجد و مدرسه ساختن و ….است و اینکه من از زندگی و ثروت لذت ببرم , در شادی و رفاه باشم…خواست خدا نیست ,فلذا من باید از طریق وعده کارهایی که خواست خدا هستند او را وارد معامله کنم.
3 این باور غلط که در این معامله; نفع من کسب ثروت و نفع خدا انجام آن کارها توسط من است . انگار خدا دستش بسته است از به انجام رساندن آن کارها و چون آن کارها را میخواهد, معامله را قبول میکند .
در این باور, اینکه از انجام آن کارها من رشد میکنم و در واقع به نفع من است, دیده نمیشود.
4 در این گزاره خودم را “هم اکنون” ثروتمند و در مسیر ثروتمندی نمیبینم . باید ” وقتی ” بیاید که خدا ثروت بدهد و من فلان کار را انجام بدهم . در حالیکه اگر خود را در مسیر ثروت ببینم هر کاری که به نظرم در هنگام ثروتمندی باید انجام دهم- ولو در اسکیل کوچک- انجام میدهم .بنابراین کد مخرب ” من اکنون فقیرم ” هم وجود دارد و علاوه بر این روند تکاملی برای ثروتمند شدن هم دیده نشده است .
5 این گزاره در تناقض با قانون است که ما با فرکانس ها و باورهایمان خالق صد در صد زندگی و شرایط خودمان هستیم . قانون مندی و عدالت سیستماتیک حاکم بر جهان که سنت بدون تغییر الهی است, موجب میشود من بتوانم انتخاب کنم ثروتمند باشم یا نباشم , نه اینکه خدا پارتی من شود که در ازای کاری که خوشش میآید , به من ثروت بدهد. در واقع این گزاره این کد مخرب را دارد که ” من توانایی ثروت شدن ندارم, مسئولیت زندگیم کاملا به عهده من نیست ” .
من خودم بشدت این کد مخرب را دارم بصورت کلی و ریشه ای و حتی در فرم مخرب تری . در واقع خدای من خیلی سخت گیر تر است و وعده بعد از تحقق خواسته را قبول نمیکند . قراردادهای من با خدا اینطوری هستند که اگر فلان کارها را انجام دهی و به خلوص و پاکی ایده آل در نیت و انجام کارها برسی و….. آن وقت لیاقت داری که خدا خواسته ات را اجابت کند و تازه بعدش هم کلی تعهدات! :))
باور مخالف این ترمزها که باید در ذهنمان منطقی کنیم و با تکرار دائمی و تصدیق کردن با نشانه ها تثبیت کنیم , این است که :خواسته خداوند این است که ما امکان و آزادی خلق زندگیمان را داریم . نیروی خیر حاکم برجهان که در واقع خواسته خداوند است این است که ما به ثروت بیشتر , شادی و لذت بیشتر , به سلامتی کامل , به روابط عالی تر , به علم و آگاهی بیشتر و تعالی معنوی غنی تر برسیم .نگاه موحدانه و شناخت هر چه درست تر خودمان و خدایمان موجب میشود باورهایی در تطابقِ هر چه بیشتر با قانون داشته باشیم و راحت و طبیعی به خواسته هایمان برسیم . خدا خواسته که ما این تنوع خواسته ها را داشته باشیم , در واقع خواسته های ما خواسته خداوند هستند . خدا برای ما بهشت را خواسته و مالیاقت مان بهشت است , عالیترین حد تصور برخورداری از هر نعمتی . اتصال با خدا و ارتباط با او هر لحظه برای ما فراهم است , هیچ شرایط ویژه ای نمیخواهد , هر چه بیشتر باور کنیم بیشتر برخوردار میشویم. چشیدن لذت این عشق و ارتباط هرچند با کمند خواسته های کوچک و بزرگ جایی است که ما به رضایت و آرامش میرسیم و میفهمیم اصلا هدف همینجاست!
با سلام به دوستان خوبم و استاد عباس منش عزیز
خدا رو شکر گذارم که باز هم با یک الهام به موقع به استاد یک موضوع بسیار مهم دیگه رو به ما یادآوری کرد. به نظر من این موضوع خیلی خیلی مهمه و چندین ترمز بزرگ در آن هست و ممکنه باور های غلط زیر را داشته باشیم
1. اگر ثروت رو برای کمک به دیگران بخام خدا زودتر بهم ثروت میده
2. اگر ثروت رو برای کمک به دیگران بخام پیش خدا عزیزتر میشم و خدا احساساتی در برابر من عمل میکنه
3. کسانی که میخام بهشون کمک کنم فقط با بخشش افرادی مثل من خوشبخت میشن یا به عبارتی خودشون به ثروت دسترسی ندارن
4. من لایق اینکه ثروت رو برای خودم بخام نیستم
5. اصلا زیبا نیست که مستقیم ثروت رو برای خودم بخام
6. کسانی که غیر از این مدل از خدا ثروت بخان انسان های مادی گرایی هستند
7. دیگران واجب تر از من هستند
8. من اگر به دیگران کمک کنم آنها من را بیشتر دوست می دارن یا به عبارتی نظر آنها در مورد من برام مهمه
استاد عباس منش عزیز بینهایت ممنون و سپاسگذارم که اینچنین عاشقانه و عالی این فایل های فوق العاده رو برای ما ضبط میکنی
یک خواهش کوچیک از شما استاد عزیز دارم که فایلی هم از قایق تفریحی خودتون برامون بذارین و از دیگر ماشین ها و بقیه چیزهای انگیزه بخش
و در واقع سری فایل های (( به رویاهایت باور داشته باش )) رو ادامه بدین
در پناه رب العامین باشید
با سلام و وقت بخیر
به نظر من وقتی که از خدا میخوایم که به ما ثروت ببخشه که به دیگران کمک کنیم و … این یجور دلسوزی محسوب میشه درصورتی که دلسوزی کردن یجور منفی نگری محسوب میشه
وقتی که شخص خود بنده رو باور ثروت خودم کار کنم خودم رو در مدار ثروت قرار بدم خود بخود روی اطرافیان هم تاثیر مثبت خودم رو میذارم هرکس مسئول زندگیه خودشه
من نباید دلسوزی کنم باید قانون تکامل طی بشه تا کسانی که در شرایط سخت بسر میبرن درسشون رو بگیرن رو باوراشون کار کنن و به اسایش و ارامش برسن
من فقط باید روی باورهای خودم در مورد تکامل خودم کار کنم
شاد و پیروز باشید
دوست عزیز سلام
من کامنتهاى زیادى از دوستان خوندم و چقد عالی بودن
اما این کامنت شما دقیقا چیزى بود که من میخاستم بیان کنم
و چقدر شما این رو عالى به نگارش کشیدید
براى شما و دوستان ارزوى بهترینهارو دارم
سلام بسیار جالب بود