اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عباسمنش و دوستان عزیز
اینطور درخواست کردن یعنی میخوایم با خدا معامله ای کنیم که در قبال گرفتن ثروت از خدا کاری رو به انجام برسونیم و از نظر من یک شرک خفیفی نسبت به خدا درونش هم هست که وقتی میگیم در قبال بدست آوردن ثروتی میخواهیم کاری رو انجام میدیم چه برای کسانی و یا جامعه ای فرقی نمیکنه یعنی اینکه جا پای خدا میخوایم بزاریم واسه انجام اون مسائل و خدا به اینکه ما بخوایم اون کار رو انجام بدیم و یا ندیم نیاز نداره و خودش میتونه با هزاران دستی که در این جهان وجود داره اون مسائل رو حل کنه و از طریق افراد دیگه ای به انجام برسونه و به شخص ما نیازی نیست!
و این سبک درخواست کردن از خدا میتونه به این معنا هم باشه که یه جورایی احساس لیاقت رو در خودمون نمیبینیم که خدا بخاطر خودمون این خواسته رو بهمون بده و خودمون رو لایق نمیدونیم و وقتی این لیاقت رو در خودمون نبینیم به اون خواسته هامون هم نمیرسیم مثل این دعایی که همه ما بعضی موقع تو زندگی میکنیم و میگیم خدایا فلان خواسته رو اگه جنبشو داریم بهمون بده و اگه جنبشو نداریم بهمون نده! یعنی اینکه خودمون رو لایق اون خواسته نمیدونیم و بهش هم نمیرسیم.
اما این نوع درخواست کردن بیس نگرانی هم درونش هست که ما با خودمون میگیم که نکنه این درخواست رو از خدا داشته باشیم و خدا بهمون نده بخاطر همین میایم در کنارش این موضوع رو هم مطرح میکنیم که خدایا اگه بهم این ثروت رو بدی من هم قول میدم که کارهایی رو در قبالش به انجام برسونم و فکر میکنیم اگه نگیم خدا هم پس بهمون نمیده و از دستمون ناراضی میشه احیانا نه اینطور نیست! و مشکلی که اینطور درخواست کردن بوجود میاره اینه که وقتی ما به اون ثروت و یا خواسته مورد نظر نمیرسیم شاید از خدا نا امید بشیم و بگیم که خدایا من میخواستم در این جهان مفید باشم و کاری رو انجام بدم ولی شاید خواسته تو این بوده و من بدرد بخور نیستم واسه این جهان!
و در کل این نوع درخواست کردن اشتباهه و ما باید باور این رو داشته باشیم که فقط کافیه از خدا ثروت،خوشبختی،سلامتی و یا هر چیزی رو که میخوایم رو طلب کنیم و خدا هم بهمون میده چون ما به این دنیا اومدیم تا لذت رو تجربه کنیم و نیومدیم کاری رو به انجام برسونیم چون خدا آفریننده ی این جهانه و همه ی کارهارو خودش به انجام میرسونه..موفق و پیروز باشید
اول این فایل گوش کردم تا قبل آهنگ نزدیک ۳تن آگاهی ردشد آهنگ و منظره زیبا کلا بحث ذهنم عوض کرد قبل این که نظرم بگم چه طوری میشه این آگاهی شاپورهایی که ازذهنم رد میشه رو همیشه نگه داشت واما بعد
به نظر من و اولین چیزی که از ذهنم رد شد عزت نفس بود . احساس ترحم وفیلم هندی ونگاه انسانی به خداوند ودرضمن به شدت با نظرتون موافقم چون همین امروز از خدا تمام اینا رو ازخدا خواستم
1درمورد عزت نفس اینکه من خودم رو لایق ثروت نمیدونم وباید یه دلیلی برا خدا بتراشم که به من ثروت برسونه ویه جورایی به شرک م میشه ربط داد که خدا اگه بخواد به بنده هاش کمک کنه باید ازطریق من کمک کنه
2دوم نظرم احساس ترحم وفیلم هندی بودن داستان این ه که من فقط میتونم از ثروتی که خدا به من عطا کرده ببخشم مدرسه مسجد بسازم یا قهرمان زندگی شدن وباعث سربلندی پدر مادر یا مردم شدن که بر میگرده به عزت نفس به به چه چه مردم وشرک منه بی چاره که انقد خوبم دوست دارم به مردم کمک کنم یا چیزی شبیه به این شکل داستان
3نگاه انسانی ب خداوندنظرم اینکه که خدا هرچی بخواد بده به شرط … میده و باید در این راه خرج کنی اینم به باورهای بچه گی مون برمیگرده که همه چیز را به شرط بدست آوردیم
اول عزخداتشکرکردمب خاطر هدایتش ب این جای زیبا ک تو شهر کویری مثل یزد اینموقع سال این هوای بارونی و مه الود و الان وتواسنساعت دارم تجربه میکنم ک من نشانه ایی میبینم از بوی نعمت وثروت و فراوانی ک دارم هدایت میشم سمتش
دوم اینکه اقا ،مرد،مومن تو چه کردی بااین سایتت
وای ک چقدر میخام دادبزنم و ازته دل خداروباصدای بلند صداکنم و سجده ی شکر بجابیارم همینجا
من چرافکرمیکردم کثروتمند بشم واسه پدروماادرم و برادرهام کاری انجام بدم
چرافکر میکردم ثروتمند بشم تا چندتا بچه ب سرپرستی بگیرم
چراثروتمند بشم تا بتونم جهیزیه تهیه کنم
اقا اینهاهمش خوبه وتموم ثروتمندها این کارها روانجاممیدن ولی ،ولی
اخ کاینجا مج ذهنمو گرفتم بعد از ۳۶سال وچقدر گریه کردم
استاد چندساله عضوسایتتونم
هرروز مخصوصا این یکسال گذشته روزاانه بیش از ۱۰ساعت ویس گوش میدم مینویسم
تکرارمیکنم ورودی مناسب و اگاهانه انتخاب میکنم
ولی نمیتونستم پول بسازم
از طریق دستان خود ثروت میلیونی وارد زندگیممیشد ولی خودم ،،،،؟خودِخودم نمیتونستم پول و ثروت و بسازم
جالبه میدونستم بخاطر دوتاباوراینکار صورت نمیگیره
یکی باور فراوانی واعتقاد ب باور فراوانی واون یکیش عدم لیاقت
چیدر نعمت وفراوانی و دیدم وازتهدل تحسین کردم
چقدرالگوهایی مثل خودمودیدموذهنمو منطقی کردم
ولی بابت عدم لیاقت این باور ک من میگم اصلی ترین رکن ثروته چقدر ترمز ریز داشتم و من هروز هم درمورد اون دوتا کار اول ک کفتم فکرمیکردم بهش وب خودمم افتخارمیکردم
الان فهمیدم ک عزیزم اونا عامل بازدارنده ی تو از ساخت ثروت بودن
چرابودن ؟؟؟؟؟
چون من وذهن من نمیگفت ثروتمند بشو بخاطر خودت اول
پول بساز بخاطر خودت اول
پول بساز چون تو لایقترینی نسبت ب دیگران برای اولویت بندیت محبوبه خانم
تاتولذت نبری محبوبه نه پدرت نه مادرت ونه بچه هایی ک میخای سرپرستیشون وبگیری نمیتونن لذت ببرن چون نمیتونی پولی بسازی
وای ک چی بود این چهارتا کامنت بخام همشو بخونم چی میشه ازالان میدونم ک قراره ازخودم بیخود بشم میدونم ک قراره شروع کنم ب اشک شوق ریختن
سلام جابر هستم و بخودم افتخار میکنم که دارم تغییر میکنم
من ثروت رو برای خودم میخوام
من ثروت رو برای استفاده شخصی خودم میخوام
اصلا قرار اینه که هرکسی زندگی شخصی خودش رو بسازه
اینکه ثروتی از خدابخوایم و واسطه و شرط بزاریم که حالا به این خاطر بده یا به دلیل دیگه باید بدی یجور احساس ضعیف بودن میده و از جایگاه قدرتمندی نیست
چه ما اینو بپذیرم چه نپذیریم قانون تغییر نمیکنه
احساس ضعیف بودن و احساس رحم کردن و یکاری برای کسانی کردن که توی دنیای شخصی خودشون هستن و روح الله رو دارند
فقط و فقط طبق قانون نفعی نه به ما داره و نه به اونا
قانون رو بیاد بیاریم
بیاد بیاریم که کی هستیم و چرا به این دنیا اومدیم
ما همه روح خداوند هستیم
که مسؤل زندگی فقط خودمون هستیم و بقیه هم همینطور
ثروت خواستن الهی است و کاملا باعث خشنودی خدا میشه
باعث گسترش جهان میشه
باعث خیلی خوبی ها و نیکی ها و برکت ها میشه
دلیل پیدا کردن برای ورود پول به زندگی
مثلا بخاطر فلانی بمن بده
فلان کارو میکنم بده
و و و
اینا هم از جایگاه درستی نمیاد و هدایت میشی بازم به کمبودها و ضعیف تر ها و چیزی رو تغییر دادن ها و رحم کردن ها و دلسوزی ها اما هرجا هدایت شدی انگشت اشاره ی خودت رو لطف کن سمت خود و درون خودت بگیر و دنبال چیزی در بیرون نباش
وقتی قدرت خودت رو بیاد بیاری و بدونی که چه قدرتی داری و چه کسی تورو خلق کرده و چقدر دوستت داره دیگه نیازی نداری بخوای که کاری برای بقیه بکنی میگی خداوندا ثروت رو بمن بده چون تو بی نهایت وهابی…. اینو یادت باشه که دلیل نیاری و توضیح و توجیح نیاز نیست اصولا
فقط باور میخواد که لایق ثروت مند شدن هستی
و اینکه خداوند بدون قید و شرط دوست داره نعمت و ثروت بمن بده
گاهی موقع ها دوست داریم یجوری دیگه صحبت کنیم با خدا
اشکال نداره که چجوری صحبت میکنی باهاش
اما قبلش درک درست از خداوندی که توی ذهنمون هست یا توی قرآن هست داشته باشیم بعد
راحت باش و ازش زیاد بخواه
اینجوری نگاه کن که نشسته نعمت بده و ثروت بده کارش اینه ها
کارش بخشندگی و دهندگی هست ها
کارش رزاق بودن و وسعت بخشیدن هست ها
کارش رو بلده به کمک تو نیاز نداره برای چیزی
غنی هست و بی نیاز از هر چیزی
شاید او میخواد
تو لذت ببری و شاد باشی و بخوای
شاید اصلا کار تو این نیست که درگیر فرعیات باشی
کارتو بندگی کردن هست مابقیش خودش درست میشه
ثروت میاد اطرافت نگاه کن ثروت فراوانه
پول میخوای پولم بهت میده چون اون خود پوله
اکسیژن میخوای داره میده بهش توجه کن یکم ببین چجوری میده بهت، مگه برای دریافت اکسیژن تو کاری میکنی یا میگی خدایا اکسیژن رو امروز بده که به دوست دخترم یا دوست پسرم یا همسرم بدم بنده ی خدا نیاز داره
نه اینطور نیست او به همه اکسیژن میده
برای اینکه هم اکسیژن بده به دوستت، به کمک تو نیاز نداره
حالا برای اینکه پول بهمون بده جلوش سد درست کردیم که رضا تقی علی و محسن و سارا و مریم و ندا هم در کنار من نیاز دارن میخوام با اینا شریک بشم آخه دوستم هست دیگه قول میدم ندا رو با خودم ببرم مسافرت یا به رضا برای خرید خونش کمک کنم بده دیگه خدا بده دیگه
سالها گذشته اینجوری رفتی جلو و تغییر نیومد
مولفه ها رو ثابت نگه داشتی محسنو سارا و رضا هنوز توی درخواست ها هست ها اما پوله نیست
ایراد از فلانیه از بهمانی دیگه
خدا برام نخواسته دیگه میدونی
این کویره که باید باشه دیگه برنج هم بایده بده دیگه
خدایا برنج رو بده بمن
تو برای خودت بخواه بدون هیچ دلیلی بدون هیچ مدرکی
اینو بخودم میگم ها این حرفا برای خودم بود اول
کلی سیمان چسبیده به این ذهن ما و بعد خدارو مقصر میدونیم
کلی الگو قرآنی داریم که بزرگترینش حضرت سلیمان بوده دیگه
دعاش رو خیلیهامون بارها خوندیم و شنیدیم اما هیچ وقت نگفت که اون حجم از ثروت و نعمت رو بمن بده بخاطر اینکه میخوام فلان حرکت رو بزنم
میدونی
ثروت بده بمن چون من اومدم که سربلند باشم و جانشین تو باید مثل خودت ثروتمند باشه خدای خوبم
ثروت بمن بده چون تو بی نهایت رزاق هستی
شلاق رو بزاریم زمین
از زندگیمون لذت ببریم
اینم نیست که بگیم شد شد نشد نشد دیگه یبار زنده هستیم
نه وقتی یک بعلاوه یک مساوی است با دو
و قانون داره و توی هر ماشین حسابی بزنی جواب دو میشه
قطعا وقتی فکرت درست بشه باورات بصورت ریشه ای تغییر کنه و حس و حال در کل تغییر کنه انگیز بالا بره و هدفمند زندگی کنی مساوی است با پول
من تا این زمان دو تا از محصولات استاد عباسمنش رو خریداری کردم، قانون آفرینش و رویاهایی که رویا نیستند، کلیه فایل های رایگان رو بارها مشاهده کردم و تعدادی از کامنت های اعضای سایت رو روزانه مطالعه می کنم، و اخیرا هم بخش راهکارهای مسایل شما که واقعا هرچی در موردش تعریف کنیم کمه…..
می خوام بگم که تا الان بسته های روانشناسی ثروت رو مشاهده نکردم، ولی یک تصویر کلی از محتویات این بسته ها بدست آوردم، امیدوارم و مطمین هستم در مسیری که هستم در زمانی نه چندان دور، می تونم سایر محصولات استاد رو تهیه کنم، اما با این وجود فکر می کنم در حدی هستم که در این مسابقه شرکت کنم،
به عقیده من طرز فکر افرادی که از خداوند می خواهند به آنها ثروت زیادی ببخشد در عوض، آنها مقداری از آن ثروت را در جهت انجام کارهای خیر استفاده کنند اساسا با قوانینی که من آموخته ام در تضاد است، یعنی کلیت تفکر اشکال دارد نه اینکه تفکر درست باشد ولی یک موانع کوچکی در آن نهفته باشد.
طبق قوانینی که من آموخته ام اصولا هر مخلوقی خودش مستقیما می تواند از خداوند هر نوع نعمتی را درخواست کند و دریافت نماید، بی هیچ محدودیتی فقط به شرطی که فرکانس های درستی ارسال کند و حتی لازم نیست تعهد بدهد که قسمتی از نعمت را به دیگران خواهد بخشید. و اگر فرکانس های ارسالی به هر دلیل مناسب نباشد، هیچ مخلوق دیگری نمی تواند به او کمک کند، بنابراین این تفکر که ما به جای خدا به بندگان خدا کمک کنیم اساسا اشکال دارد. اما ما باید در هر زمان که می توانیم به بندگان دیگر خدا کمک برسانیم ولی با این نیت که جریان ثروت را در جهان جاری کنیم و بهتر است این باور را داشته باشیم که طبق قرآن، هر مقدار که ببخشیم، قطعا هفتصد برابر دریافت خواهیم کرد.
ولی هنوز این موضوع برایم مبهم است که چگونه این تفکر ترمزی برای رسیدن به ثروت است؟
با تشکر از استاد گرامی در خصوص برگزاری این مسابقه ی بی نظیر
از نظر من باور غلط در این جمله این است که برای خداوند شرط قرار می دهیم و دست خدا را می بندیم اینگونه که باور داریم در ذهن خود که خداوندا تو هیچ جوره به من کمک نخواهی کرد مگر اینکه من بگویم من این کار خیر را انجام میدهم یا به فلان شخص کمک میکنم و تو اینگونه است که فقط به من کمک میکنی و پولی که میخواهم را به من میدهی و اگر من نگویم که اینکار خیر را انجام میدهم تو پوم من هیچ کار خیری انجام ندادم به من هیچ کمکی نمی کنی یعنی جواب دادن به درخواست من در گروه انجام دادن کار خیر من است وگرنه تو هیچ جوابی به درخواستم نمیدهی
مادر اعماق وجودمون به این فکر میکنیم که خداوند بخاطر این کارهای خیری که ما میخواهیم انجام بدیم بما ثروت میدهد فکر میکنیم این ی شرط برای ثروت مند شدن ما در صورتی که همه جیز به باور و مداری که در ان هستیم بستگی دارد ما باید با ورودی های مناسب وباورهای ثروت ساز ثروت رو خلق کنیم و خداوند هم بما کمک میکند .
باورهای محدود کننده ای که من پیدا کردم عبارتند از:
1- شرط بندی و گرو کشی با خدا …. اینکه به خدا بگیم تا این خواسته رو بهم ندی فلان کارو نمی کنم! یا هر وقت ثروتمند شدم بعد می بخشم! یا پول بده تا باهاش این کارا رو بکنم و فلان قدرش رو هم ببخشم و صرف امور خیریه کنم!
این باور باعث می شه هیچ وقت به اون خواسته نرسیم. چون شالوده همچین تفکری کمبود، نبود وعدم حضور اون خواسته در زندگیمون هست و باور داریم الان نداریمش چون واقعیت اون لحظه مون رو می بینیم. بنابراین فرکانسی که می فرسیم، فرکانس عدم داشتن اون خواسته است!!
حالا اینکه در ازای دریافت خواستمون کار خیری هم انجام بدیم یا ندیم دیگه خیلی فرقی نداره! چون اصولا به اون خواسته نمی رسیم با همچین تفکر و باوری!
باور درست یا بهتر برای اینکه ما رو به ثروت برسونه اینه که فکر کنیم همین الان داریمش و واقعا به این وضوح رسیده باشیم که اون خواسته همین الان تو زندگیمون هست. ( یکی از تمرینات این مدل فکر کردن اینه که مثل آدمهای ثروتمند رفتار کنیم- جاهایی که اونا می رن ما هم بریم- بارها و بارها خودمون رو در وضعیت مالی ای که دوست داریم داشته باشیم تجسم کنیم و تمرینات دیگه ای که استاد به تفضیل بارها در موردشون صحبت کردند.)
با این باور، کانون توجه و تمرکز ما روی داشتن اون خواسته است، نه نداشتنش!
بنابراین به عقیده من اگر کسی می خواد کار خیری هم، بعد از دریافت پول از جانب خدا، انجام بده بهتره با ایمان و با قدرت اون کار خیر رو پیشاپیش انجامش بده. اینطوری هم به خدا ثابت می کنه که من اینقدر مطمئنم که خواستم رو بهم می دی که پیشاپیش به قولم عمل کردم و هم ایمان خودش رو تقویت می کنه.
2- باور غلط اینکه این منم که به بنده های نیازمند می تونم کمک کنم به واسطه پولم!
اشکال این باور اینه که ربوبیت و قدرت و حاکمیت خدا رو نادیده گرفته! خداوند از بی نهایت دستانش به بندگانش کمک می کنه و نیازی نداره با ما وارد معامله بشه تا ما به بندگانش کمک کنیم!
بنابراین باور بهتر اینه که با این فرض مدرسه، مسجد، خیریه و … بسازیم که داریم به خودمون کمک می کنیم- داریم با تقواتر می شیم- داریم می بخشیم که بیشتر بدست بیاریم- برای رضای خدا می بخشیم- پول و ثروت و تمام نعمتهای خدا دست ما امانت هست، می بخشیم که از این امانت بیشتر نصیبمون بشه.
3- یک باور محدود کننده دیگه در این جمله که ” به من پول بده تا مدرسه و … بسازم” اینه که اگر به هر دلیلی تو ذهن اون آدم، افرادی که مدرسه و بیمارستان و … ساختند افراد درستکار و با ایمانی نبوده باشند و یا ثروتشون رو از راه نادرست بدست آورده باشن( حتی اگر یک نفر با همچین مشخصاتی تو ذهن اون آدم باشه) و باور خودش این باشه که می خواد آدم خوب و با ایمانی بمونه، خود به خود ضمیرناخودآگاه این فرد جلوی ثروتمند شدنش رو می گیره. چون نمی خواد بذاره این آدم به یک فرد بی ایمان تبدیل بشه!
4- هدف اصلی ثروتمند شدن نزدیکتر شدن به خدا و شناخت بهتر قوانین جهان هستی است. پس بهتره در وهله اول ثروت رو برای این بخوایم تا بتونیم خدا و عدالتش رو بهتر درک کنیم…تا بتونیم بیشتر از نعمتهایی که برای ما آفریده استفاده کنیم… تا تجربه بهتری از این دنیای مادی داشته باشیم و زندگی بهتری برای خودمون وفرزندان و اطرافیانمون و در نهایت برای مردم دنیا بسازیم… تا سلامتی بیشتر، خوشبختی بیشتر، آرامش بیشتر، ایمان بیشتر و به طور کلی سعادت بیشتر هم در این دنیا وهم در آخرت نصیبمون بشه.
تا به قول استاد ” خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کنیم.”
5- و در نهایت آخرین اشکالی که درجمله مسابقه پیدا کردم رو با ذکر تجربه شخصی خودم در جهت ثروتمند شدن بیان می کنم و اون اینکه:
زمانی که روی کاغذ واضح و مشخص تمام حساب و کتابهام ( درآمد و ورودی های مالی و تمام مخارج ماهانه) رو مکتوب کردم و برای ذهنم کاملا شفاف شد که چقدر ورودی دارم و چقدر خرج ( چون تا قبل از اون حدودی می دونستم و نمی نوشتم!)، جریانی از پول به زندگیم وارد شد.
این رو به این خاطر گفتم چون در جمله مسابقه آمده ” مقداری از پول رو در جهت انجام کارهای خیریه استفاده کنه”
به نظر من تا زمانی که حساب و کتابها و اعداد و ارقام برای ذهن واضح نشده باشه و عددشون مشخص نباشه پول راهش رو به زندگیمون پیدا نمی کنه! چون پول و ثروت جایی می ره که نظم و ترتیب وجود داره.
بنابراین وقتی می خوایم درخواست پول کنیم اولا باید عددش برای جهان کاملا مشخص باشه. وگرنه جهان با رسوندن یک اسکناس 1000 تومانی هم فکر می کنه ماموریتش رو انجام داد و ما رو ثروتمند کرد!
دوما باید دقیق مشخص کنیم ” مقداری ” از پول برای بخشش و امور خیریه یعنی دقیقا چه مقدار از پول؟ مثلا 10/1 یا مثلا 5/1
و یک نکته ای که دوست داشتم اضافه کنم اینه که طبق گفته قرآن بخشش اموال باید اول به نزدیکان و آشنایانی باشه که به واسطه رابطه نزدیکمون با اونها می دونیم که وضعیت مالی خوبی ندارند. بنابراین ساخت مدرسه و … خوبه به شرطی که سلسله مراتب گفته شده در قرآن رعایت شده باشه.
اینها مواردی بود که به ذهنم رسید. امیدوارم به سهم خودم تونسته باشم کمکی کرده باشم تا بتونیم باورهای محدود کننده ، قفلهای ذهنی و ترمزها رو پیدا کنیم و روز به روز قدمهای محکمتری در راه کسانی که خدا بهشون نعمت داده و نه گمراهان برداریم.
برای همگی شما در هر کجای این دنیا که هستید سلامتی، خوشبختی، ثروت و سعادت در دنیا و آخرت رو خواستارم.
امیدوارم هر جایی که هستی شادتر، ثروتمندتر و با لبی خندون تر باشی.
ممنونم بابت نظر زیبایی که گذاشتی نشان از درک خوبت نسبت به قانون و مهم تر از آن عمل کردن آن که داری انجام میدی. ایول
گزینه 5 نظرت منو وا داشت تا بیشتر به کاغذ رجوع کنم تا از نظر مالی خودمو دقیق تر کنم .
“” نظم و ترتیب “” “عددش”
” به نظر من تا زمانی که حساب و کتابها و اعداد و ارقام برای ذهن واضح نشده باشه و عددشون مشخص نباشه پول راهش رو به زندگیمون پیدا نمی کنه! چون پول و ثروت جایی می ره که نظم و ترتیب وجود داره.
بنابراین وقتی می خوایم درخواست پول کنیم اولا باید عددش برای جهان کاملا مشخص باشه. وگرنه جهان با رسوندن یک اسکناس ۱۰۰۰ تومانی هم فکر می کنه ماموریتش رو انجام داد و ما رو ثروتمند کرد!”
یکی از بزرگترین ترمزها در این سوال به این بر می گردد که وقتی انسان با خدا شرط می گذارد که تو ثروت بده تا من ببخشم یعنی اصلا به توانمندی خدا در ثروت و بخشش اعتقادی ندارند . به عنوان مثال وقتی ما جایی مشغول کار میشویم(شرکت – اداره )هیچ وقت انتظار نداریم اول حقوق بگیریم و بعد کار کنیم چون میدونیم که اگر کار کنیم در آخر ماه حقوق داریم ولی ما خدا رو اندازه یک شرکت هم باور نداریم حتی کارفرما هایی که چندین ماه به کارمندانشان حقوق نمی دهند باز پرسنل سر کار میروند . چرا ؟ چون باور دارند که به صورت معوقه هم که شده بالاخره پرداخت خواهد شد .
در صورتیکه خدا گفته من روزی شمارو میدهم و تمام بنده های من و موجودات زنده در جهان توسط من روزی برایشان مقدر می شود ولی باز به علت عدم باور با خدا هم شرط می کنیم .
سوالی که ممکن است پیش بیایید این است که اگر ما پیش پیش هزینه کنیم ولی پولی نیایید چی؟
میشه گفت در واقع این مشکل خودمون است یعنی تا زمانی که خرج می کنیم و پول نمی یاد یعنی باور فراوانی و روزی دادن خدا رو قبول نداریم.
اینم مثل همون مسئله است که از یک طرف میگیم تو را در پناه خدا می سپارم ولی از طرف دیگه اگر بچه ات بره تنها تو کوچه همه به عنوان یک موضوع منفی میگند بچت را تو کوچه به امان خدا ول کردی ؟
در واقع برای همین است که دعا ها و خواسته هابر آورده نمیشه
نمازها ارتباطی بر قرار نمیشه
دعا اگر دعا باشد باید همون موقع برآورده شود و نماز اگر نماز باشد باید همون موقع ارتباط و اتصال بر قرار شود .
سلام به استاد عشق و آگاهی و یار محبوبشان که این صدای دلنشینشان روی بعضی فایل ها زیبایی رو دوچندان میکنه…
بریم سراغ تعدادی ترمز عمیق ک چند وقته شناسایی شدن و تصمیم گرفتم تمرکزی کار کنم روشون…
1. ثروت منو از خدا دور میکنه پس من با کمک کردن به نیازمندان ین دوری رو جبران میکنم
2. یه ترمز خیلی وحشتناک دیگم اینه ک ثروتمندا همه بی بندوبارن، مردای ثروتمند همسن من همگی مشکل اخلاقی دارن ، در صورتی که الان با چند تا آدم ثروتمند در ارتباطم میبینم که چقدر انسانهای شریف اصیل و نجیبی هستند و چقدر زندگیشون سرتاسر آرامش و احترامه، علاوه بر اون خیلی برای آدمهای اطرافشون هم ارزش قائلند.
3. اگه ثروتمند بشم همه ازم پول قرض میخوان منم که نمیتونم بهشون نه بگم و نه گفتن برام رنج بزرگیه پس الان که ندارم خیلی راحت میگم ندارم و اگه داشته باشم و بگم ندارم باز دروغ گفتم باز این هم عذاب وجدان داره برام… که این ریشه در عدم عزت نفسم داره و باید روش کار کنم.
4. اگه ثروتمند بشم بیشتر ثروتم رو همسرم مدام خرج میکنه و این باز برام سخت و زجر آوره پس همین ک ندارم و همسرم پولامو خرج نمیکنه بهتره دیگه عذاب نمیکشم… که این باز ریشه در باور کمبود داره، درستش اینه که اونقد از خدا بخوام ک فراتر از تمام خریدهای همسرم باشه و اینکه هرچه همسرم درخواست بیشتری داشته باشه این سبب دریافت بیشترم از زندگی میشه .
5.اگه میخوام ثروتمند بشم باید از یه سختی بزرگ، یه پیچ تند، ی تنگنای سخت و تاریک عبور کنم و در کل تو ی مرحله از زندگیم حسابی زجر بکشم و تازه اگه جا نزدم اونوقت به ثروت میرسم… درحال اینکه من کلی اتفاقات تو این مدت آشنایی با قانون برام رخ داده به آسونترین شکل ممکن.
مثل پیدا کردن شریک زندگیم، مهاجرتم به رودان و بعد بندرعباس ، پیدا شدن خونه به ساده ترین شکل ممکن، تهیه لوازم خونه، برگزاری مراسم عروسیمون با بهترین کیفیت ، ماشینم رو دزد برد و دوروز بعد کاملا هدایتی خدا منو برد دقیقا پای ماشینم ، جور شدن پول ماشین نو … در واقع وقتی طبق قانون پیش بری و خودتو بسپاری به جریان هدایت خداوند دیگه قطعا آسون میشی برای آسونی ها… خدایا شکرت…
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عباسمنش و دوستان عزیز
اینطور درخواست کردن یعنی میخوایم با خدا معامله ای کنیم که در قبال گرفتن ثروت از خدا کاری رو به انجام برسونیم و از نظر من یک شرک خفیفی نسبت به خدا درونش هم هست که وقتی میگیم در قبال بدست آوردن ثروتی میخواهیم کاری رو انجام میدیم چه برای کسانی و یا جامعه ای فرقی نمیکنه یعنی اینکه جا پای خدا میخوایم بزاریم واسه انجام اون مسائل و خدا به اینکه ما بخوایم اون کار رو انجام بدیم و یا ندیم نیاز نداره و خودش میتونه با هزاران دستی که در این جهان وجود داره اون مسائل رو حل کنه و از طریق افراد دیگه ای به انجام برسونه و به شخص ما نیازی نیست!
و این سبک درخواست کردن از خدا میتونه به این معنا هم باشه که یه جورایی احساس لیاقت رو در خودمون نمیبینیم که خدا بخاطر خودمون این خواسته رو بهمون بده و خودمون رو لایق نمیدونیم و وقتی این لیاقت رو در خودمون نبینیم به اون خواسته هامون هم نمیرسیم مثل این دعایی که همه ما بعضی موقع تو زندگی میکنیم و میگیم خدایا فلان خواسته رو اگه جنبشو داریم بهمون بده و اگه جنبشو نداریم بهمون نده! یعنی اینکه خودمون رو لایق اون خواسته نمیدونیم و بهش هم نمیرسیم.
اما این نوع درخواست کردن بیس نگرانی هم درونش هست که ما با خودمون میگیم که نکنه این درخواست رو از خدا داشته باشیم و خدا بهمون نده بخاطر همین میایم در کنارش این موضوع رو هم مطرح میکنیم که خدایا اگه بهم این ثروت رو بدی من هم قول میدم که کارهایی رو در قبالش به انجام برسونم و فکر میکنیم اگه نگیم خدا هم پس بهمون نمیده و از دستمون ناراضی میشه احیانا نه اینطور نیست! و مشکلی که اینطور درخواست کردن بوجود میاره اینه که وقتی ما به اون ثروت و یا خواسته مورد نظر نمیرسیم شاید از خدا نا امید بشیم و بگیم که خدایا من میخواستم در این جهان مفید باشم و کاری رو انجام بدم ولی شاید خواسته تو این بوده و من بدرد بخور نیستم واسه این جهان!
و در کل این نوع درخواست کردن اشتباهه و ما باید باور این رو داشته باشیم که فقط کافیه از خدا ثروت،خوشبختی،سلامتی و یا هر چیزی رو که میخوایم رو طلب کنیم و خدا هم بهمون میده چون ما به این دنیا اومدیم تا لذت رو تجربه کنیم و نیومدیم کاری رو به انجام برسونیم چون خدا آفریننده ی این جهانه و همه ی کارهارو خودش به انجام میرسونه..موفق و پیروز باشید
باسلام خدمت استاد عزیز
اول این فایل گوش کردم تا قبل آهنگ نزدیک ۳تن آگاهی ردشد آهنگ و منظره زیبا کلا بحث ذهنم عوض کرد قبل این که نظرم بگم چه طوری میشه این آگاهی شاپورهایی که ازذهنم رد میشه رو همیشه نگه داشت واما بعد
به نظر من و اولین چیزی که از ذهنم رد شد عزت نفس بود . احساس ترحم وفیلم هندی ونگاه انسانی به خداوند ودرضمن به شدت با نظرتون موافقم چون همین امروز از خدا تمام اینا رو ازخدا خواستم
1درمورد عزت نفس اینکه من خودم رو لایق ثروت نمیدونم وباید یه دلیلی برا خدا بتراشم که به من ثروت برسونه ویه جورایی به شرک م میشه ربط داد که خدا اگه بخواد به بنده هاش کمک کنه باید ازطریق من کمک کنه
2دوم نظرم احساس ترحم وفیلم هندی بودن داستان این ه که من فقط میتونم از ثروتی که خدا به من عطا کرده ببخشم مدرسه مسجد بسازم یا قهرمان زندگی شدن وباعث سربلندی پدر مادر یا مردم شدن که بر میگرده به عزت نفس به به چه چه مردم وشرک منه بی چاره که انقد خوبم دوست دارم به مردم کمک کنم یا چیزی شبیه به این شکل داستان
3نگاه انسانی ب خداوندنظرم اینکه که خدا هرچی بخواد بده به شرط … میده و باید در این راه خرج کنی اینم به باورهای بچه گی مون برمیگرده که همه چیز را به شرط بدست آوردیم
بچه ها بخونین
این کامنتها روبخونین
نمیتونین هیجا مول اینهاروپیداکنید
سلام و درود ب شما عزیزانم
استاد عزیزم مریم جان زیبا 🙋🏼♀️سلام
واقعا چی بگم
من فقط چهارتااز کامنتهای صفحه ی اول و خوندم
توجاده ام وزیربارون
اول عزخداتشکرکردمب خاطر هدایتش ب این جای زیبا ک تو شهر کویری مثل یزد اینموقع سال این هوای بارونی و مه الود و الان وتواسنساعت دارم تجربه میکنم ک من نشانه ایی میبینم از بوی نعمت وثروت و فراوانی ک دارم هدایت میشم سمتش
دوم اینکه اقا ،مرد،مومن تو چه کردی بااین سایتت
وای ک چقدر میخام دادبزنم و ازته دل خداروباصدای بلند صداکنم و سجده ی شکر بجابیارم همینجا
من چرافکرمیکردم کثروتمند بشم واسه پدروماادرم و برادرهام کاری انجام بدم
چرافکر میکردم ثروتمند بشم تا چندتا بچه ب سرپرستی بگیرم
چراثروتمند بشم تا بتونم جهیزیه تهیه کنم
اقا اینهاهمش خوبه وتموم ثروتمندها این کارها روانجاممیدن ولی ،ولی
اخ کاینجا مج ذهنمو گرفتم بعد از ۳۶سال وچقدر گریه کردم
استاد چندساله عضوسایتتونم
هرروز مخصوصا این یکسال گذشته روزاانه بیش از ۱۰ساعت ویس گوش میدم مینویسم
تکرارمیکنم ورودی مناسب و اگاهانه انتخاب میکنم
ولی نمیتونستم پول بسازم
از طریق دستان خود ثروت میلیونی وارد زندگیممیشد ولی خودم ،،،،؟خودِخودم نمیتونستم پول و ثروت و بسازم
جالبه میدونستم بخاطر دوتاباوراینکار صورت نمیگیره
یکی باور فراوانی واعتقاد ب باور فراوانی واون یکیش عدم لیاقت
چیدر نعمت وفراوانی و دیدم وازتهدل تحسین کردم
چقدرالگوهایی مثل خودمودیدموذهنمو منطقی کردم
ولی بابت عدم لیاقت این باور ک من میگم اصلی ترین رکن ثروته چقدر ترمز ریز داشتم و من هروز هم درمورد اون دوتا کار اول ک کفتم فکرمیکردم بهش وب خودمم افتخارمیکردم
الان فهمیدم ک عزیزم اونا عامل بازدارنده ی تو از ساخت ثروت بودن
چرابودن ؟؟؟؟؟
چون من وذهن من نمیگفت ثروتمند بشو بخاطر خودت اول
پول بساز بخاطر خودت اول
پول بساز چون تو لایقترینی نسبت ب دیگران برای اولویت بندیت محبوبه خانم
تاتولذت نبری محبوبه نه پدرت نه مادرت ونه بچه هایی ک میخای سرپرستیشون وبگیری نمیتونن لذت ببرن چون نمیتونی پولی بسازی
وای ک چی بود این چهارتا کامنت بخام همشو بخونم چی میشه ازالان میدونم ک قراره ازخودم بیخود بشم میدونم ک قراره شروع کنم ب اشک شوق ریختن
بچه ها بخونین ب ولله بخونین
پشیمون نمیشین
سلام جابر هستم و بخودم افتخار میکنم که دارم تغییر میکنم
من ثروت رو برای خودم میخوام
من ثروت رو برای استفاده شخصی خودم میخوام
اصلا قرار اینه که هرکسی زندگی شخصی خودش رو بسازه
اینکه ثروتی از خدابخوایم و واسطه و شرط بزاریم که حالا به این خاطر بده یا به دلیل دیگه باید بدی یجور احساس ضعیف بودن میده و از جایگاه قدرتمندی نیست
چه ما اینو بپذیرم چه نپذیریم قانون تغییر نمیکنه
احساس ضعیف بودن و احساس رحم کردن و یکاری برای کسانی کردن که توی دنیای شخصی خودشون هستن و روح الله رو دارند
فقط و فقط طبق قانون نفعی نه به ما داره و نه به اونا
قانون رو بیاد بیاریم
بیاد بیاریم که کی هستیم و چرا به این دنیا اومدیم
ما همه روح خداوند هستیم
که مسؤل زندگی فقط خودمون هستیم و بقیه هم همینطور
ثروت خواستن الهی است و کاملا باعث خشنودی خدا میشه
باعث گسترش جهان میشه
باعث خیلی خوبی ها و نیکی ها و برکت ها میشه
دلیل پیدا کردن برای ورود پول به زندگی
مثلا بخاطر فلانی بمن بده
فلان کارو میکنم بده
و و و
اینا هم از جایگاه درستی نمیاد و هدایت میشی بازم به کمبودها و ضعیف تر ها و چیزی رو تغییر دادن ها و رحم کردن ها و دلسوزی ها اما هرجا هدایت شدی انگشت اشاره ی خودت رو لطف کن سمت خود و درون خودت بگیر و دنبال چیزی در بیرون نباش
وقتی قدرت خودت رو بیاد بیاری و بدونی که چه قدرتی داری و چه کسی تورو خلق کرده و چقدر دوستت داره دیگه نیازی نداری بخوای که کاری برای بقیه بکنی میگی خداوندا ثروت رو بمن بده چون تو بی نهایت وهابی…. اینو یادت باشه که دلیل نیاری و توضیح و توجیح نیاز نیست اصولا
فقط باور میخواد که لایق ثروت مند شدن هستی
و اینکه خداوند بدون قید و شرط دوست داره نعمت و ثروت بمن بده
گاهی موقع ها دوست داریم یجوری دیگه صحبت کنیم با خدا
اشکال نداره که چجوری صحبت میکنی باهاش
اما قبلش درک درست از خداوندی که توی ذهنمون هست یا توی قرآن هست داشته باشیم بعد
راحت باش و ازش زیاد بخواه
اینجوری نگاه کن که نشسته نعمت بده و ثروت بده کارش اینه ها
کارش بخشندگی و دهندگی هست ها
کارش رزاق بودن و وسعت بخشیدن هست ها
کارش رو بلده به کمک تو نیاز نداره برای چیزی
غنی هست و بی نیاز از هر چیزی
شاید او میخواد
تو لذت ببری و شاد باشی و بخوای
شاید اصلا کار تو این نیست که درگیر فرعیات باشی
کارتو بندگی کردن هست مابقیش خودش درست میشه
ثروت میاد اطرافت نگاه کن ثروت فراوانه
پول میخوای پولم بهت میده چون اون خود پوله
اکسیژن میخوای داره میده بهش توجه کن یکم ببین چجوری میده بهت، مگه برای دریافت اکسیژن تو کاری میکنی یا میگی خدایا اکسیژن رو امروز بده که به دوست دخترم یا دوست پسرم یا همسرم بدم بنده ی خدا نیاز داره
نه اینطور نیست او به همه اکسیژن میده
برای اینکه هم اکسیژن بده به دوستت، به کمک تو نیاز نداره
حالا برای اینکه پول بهمون بده جلوش سد درست کردیم که رضا تقی علی و محسن و سارا و مریم و ندا هم در کنار من نیاز دارن میخوام با اینا شریک بشم آخه دوستم هست دیگه قول میدم ندا رو با خودم ببرم مسافرت یا به رضا برای خرید خونش کمک کنم بده دیگه خدا بده دیگه
سالها گذشته اینجوری رفتی جلو و تغییر نیومد
مولفه ها رو ثابت نگه داشتی محسنو سارا و رضا هنوز توی درخواست ها هست ها اما پوله نیست
ایراد از فلانیه از بهمانی دیگه
خدا برام نخواسته دیگه میدونی
این کویره که باید باشه دیگه برنج هم بایده بده دیگه
خدایا برنج رو بده بمن
تو برای خودت بخواه بدون هیچ دلیلی بدون هیچ مدرکی
اینو بخودم میگم ها این حرفا برای خودم بود اول
کلی سیمان چسبیده به این ذهن ما و بعد خدارو مقصر میدونیم
کلی الگو قرآنی داریم که بزرگترینش حضرت سلیمان بوده دیگه
دعاش رو خیلیهامون بارها خوندیم و شنیدیم اما هیچ وقت نگفت که اون حجم از ثروت و نعمت رو بمن بده بخاطر اینکه میخوام فلان حرکت رو بزنم
میدونی
ثروت بده بمن چون من اومدم که سربلند باشم و جانشین تو باید مثل خودت ثروتمند باشه خدای خوبم
ثروت بمن بده چون تو بی نهایت رزاق هستی
شلاق رو بزاریم زمین
از زندگیمون لذت ببریم
اینم نیست که بگیم شد شد نشد نشد دیگه یبار زنده هستیم
نه وقتی یک بعلاوه یک مساوی است با دو
و قانون داره و توی هر ماشین حسابی بزنی جواب دو میشه
قطعا وقتی فکرت درست بشه باورات بصورت ریشه ای تغییر کنه و حس و حال در کل تغییر کنه انگیز بالا بره و هدفمند زندگی کنی مساوی است با پول
اینجا میشه
توی این جهان هرچیزی و هر خواسته ای حالا میشه
خیلی راحت و ساده این اتفاق میفته
عشق من
سلام جابر عزیز
ممنون و سپاس گذارم بابت کامنت فوق العااااده جذابت
مخصوصا اون قسمتی که گفتی حضرت سلیمان درخواست کرد بدون هیچ شرط و شروطی
و مبحث اکسیژن که مطرح کردی
خیلی خیلی زیاد برام درس داشت
بی انصافی بود فقط با امتیاز دادن از کامنتت رد بشم
سپاس گذار خداوندم بابت وجود ارزشمند تک تکتون
شما
لایق بهترینها هستید
در پناه خداوند وهاب باشید
با سلام خدمت همسفران عزیز
من تا این زمان دو تا از محصولات استاد عباسمنش رو خریداری کردم، قانون آفرینش و رویاهایی که رویا نیستند، کلیه فایل های رایگان رو بارها مشاهده کردم و تعدادی از کامنت های اعضای سایت رو روزانه مطالعه می کنم، و اخیرا هم بخش راهکارهای مسایل شما که واقعا هرچی در موردش تعریف کنیم کمه…..
می خوام بگم که تا الان بسته های روانشناسی ثروت رو مشاهده نکردم، ولی یک تصویر کلی از محتویات این بسته ها بدست آوردم، امیدوارم و مطمین هستم در مسیری که هستم در زمانی نه چندان دور، می تونم سایر محصولات استاد رو تهیه کنم، اما با این وجود فکر می کنم در حدی هستم که در این مسابقه شرکت کنم،
به عقیده من طرز فکر افرادی که از خداوند می خواهند به آنها ثروت زیادی ببخشد در عوض، آنها مقداری از آن ثروت را در جهت انجام کارهای خیر استفاده کنند اساسا با قوانینی که من آموخته ام در تضاد است، یعنی کلیت تفکر اشکال دارد نه اینکه تفکر درست باشد ولی یک موانع کوچکی در آن نهفته باشد.
طبق قوانینی که من آموخته ام اصولا هر مخلوقی خودش مستقیما می تواند از خداوند هر نوع نعمتی را درخواست کند و دریافت نماید، بی هیچ محدودیتی فقط به شرطی که فرکانس های درستی ارسال کند و حتی لازم نیست تعهد بدهد که قسمتی از نعمت را به دیگران خواهد بخشید. و اگر فرکانس های ارسالی به هر دلیل مناسب نباشد، هیچ مخلوق دیگری نمی تواند به او کمک کند، بنابراین این تفکر که ما به جای خدا به بندگان خدا کمک کنیم اساسا اشکال دارد. اما ما باید در هر زمان که می توانیم به بندگان دیگر خدا کمک برسانیم ولی با این نیت که جریان ثروت را در جهان جاری کنیم و بهتر است این باور را داشته باشیم که طبق قرآن، هر مقدار که ببخشیم، قطعا هفتصد برابر دریافت خواهیم کرد.
ولی هنوز این موضوع برایم مبهم است که چگونه این تفکر ترمزی برای رسیدن به ثروت است؟
با سلام به خانواده ی صمیمی عباسمنش
با تشکر از استاد گرامی در خصوص برگزاری این مسابقه ی بی نظیر
از نظر من باور غلط در این جمله این است که برای خداوند شرط قرار می دهیم و دست خدا را می بندیم اینگونه که باور داریم در ذهن خود که خداوندا تو هیچ جوره به من کمک نخواهی کرد مگر اینکه من بگویم من این کار خیر را انجام میدهم یا به فلان شخص کمک میکنم و تو اینگونه است که فقط به من کمک میکنی و پولی که میخواهم را به من میدهی و اگر من نگویم که اینکار خیر را انجام میدهم تو پوم من هیچ کار خیری انجام ندادم به من هیچ کمکی نمی کنی یعنی جواب دادن به درخواست من در گروه انجام دادن کار خیر من است وگرنه تو هیچ جوابی به درخواستم نمیدهی
مادر اعماق وجودمون به این فکر میکنیم که خداوند بخاطر این کارهای خیری که ما میخواهیم انجام بدیم بما ثروت میدهد فکر میکنیم این ی شرط برای ثروت مند شدن ما در صورتی که همه جیز به باور و مداری که در ان هستیم بستگی دارد ما باید با ورودی های مناسب وباورهای ثروت ساز ثروت رو خلق کنیم و خداوند هم بما کمک میکند .
سلام به همگی شما دوستان خوبم،
باورهای محدود کننده ای که من پیدا کردم عبارتند از:
1- شرط بندی و گرو کشی با خدا …. اینکه به خدا بگیم تا این خواسته رو بهم ندی فلان کارو نمی کنم! یا هر وقت ثروتمند شدم بعد می بخشم! یا پول بده تا باهاش این کارا رو بکنم و فلان قدرش رو هم ببخشم و صرف امور خیریه کنم!
این باور باعث می شه هیچ وقت به اون خواسته نرسیم. چون شالوده همچین تفکری کمبود، نبود وعدم حضور اون خواسته در زندگیمون هست و باور داریم الان نداریمش چون واقعیت اون لحظه مون رو می بینیم. بنابراین فرکانسی که می فرسیم، فرکانس عدم داشتن اون خواسته است!!
حالا اینکه در ازای دریافت خواستمون کار خیری هم انجام بدیم یا ندیم دیگه خیلی فرقی نداره! چون اصولا به اون خواسته نمی رسیم با همچین تفکر و باوری!
باور درست یا بهتر برای اینکه ما رو به ثروت برسونه اینه که فکر کنیم همین الان داریمش و واقعا به این وضوح رسیده باشیم که اون خواسته همین الان تو زندگیمون هست. ( یکی از تمرینات این مدل فکر کردن اینه که مثل آدمهای ثروتمند رفتار کنیم- جاهایی که اونا می رن ما هم بریم- بارها و بارها خودمون رو در وضعیت مالی ای که دوست داریم داشته باشیم تجسم کنیم و تمرینات دیگه ای که استاد به تفضیل بارها در موردشون صحبت کردند.)
با این باور، کانون توجه و تمرکز ما روی داشتن اون خواسته است، نه نداشتنش!
بنابراین به عقیده من اگر کسی می خواد کار خیری هم، بعد از دریافت پول از جانب خدا، انجام بده بهتره با ایمان و با قدرت اون کار خیر رو پیشاپیش انجامش بده. اینطوری هم به خدا ثابت می کنه که من اینقدر مطمئنم که خواستم رو بهم می دی که پیشاپیش به قولم عمل کردم و هم ایمان خودش رو تقویت می کنه.
2- باور غلط اینکه این منم که به بنده های نیازمند می تونم کمک کنم به واسطه پولم!
اشکال این باور اینه که ربوبیت و قدرت و حاکمیت خدا رو نادیده گرفته! خداوند از بی نهایت دستانش به بندگانش کمک می کنه و نیازی نداره با ما وارد معامله بشه تا ما به بندگانش کمک کنیم!
بنابراین باور بهتر اینه که با این فرض مدرسه، مسجد، خیریه و … بسازیم که داریم به خودمون کمک می کنیم- داریم با تقواتر می شیم- داریم می بخشیم که بیشتر بدست بیاریم- برای رضای خدا می بخشیم- پول و ثروت و تمام نعمتهای خدا دست ما امانت هست، می بخشیم که از این امانت بیشتر نصیبمون بشه.
3- یک باور محدود کننده دیگه در این جمله که ” به من پول بده تا مدرسه و … بسازم” اینه که اگر به هر دلیلی تو ذهن اون آدم، افرادی که مدرسه و بیمارستان و … ساختند افراد درستکار و با ایمانی نبوده باشند و یا ثروتشون رو از راه نادرست بدست آورده باشن( حتی اگر یک نفر با همچین مشخصاتی تو ذهن اون آدم باشه) و باور خودش این باشه که می خواد آدم خوب و با ایمانی بمونه، خود به خود ضمیرناخودآگاه این فرد جلوی ثروتمند شدنش رو می گیره. چون نمی خواد بذاره این آدم به یک فرد بی ایمان تبدیل بشه!
4- هدف اصلی ثروتمند شدن نزدیکتر شدن به خدا و شناخت بهتر قوانین جهان هستی است. پس بهتره در وهله اول ثروت رو برای این بخوایم تا بتونیم خدا و عدالتش رو بهتر درک کنیم…تا بتونیم بیشتر از نعمتهایی که برای ما آفریده استفاده کنیم… تا تجربه بهتری از این دنیای مادی داشته باشیم و زندگی بهتری برای خودمون وفرزندان و اطرافیانمون و در نهایت برای مردم دنیا بسازیم… تا سلامتی بیشتر، خوشبختی بیشتر، آرامش بیشتر، ایمان بیشتر و به طور کلی سعادت بیشتر هم در این دنیا وهم در آخرت نصیبمون بشه.
تا به قول استاد ” خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کنیم.”
5- و در نهایت آخرین اشکالی که درجمله مسابقه پیدا کردم رو با ذکر تجربه شخصی خودم در جهت ثروتمند شدن بیان می کنم و اون اینکه:
زمانی که روی کاغذ واضح و مشخص تمام حساب و کتابهام ( درآمد و ورودی های مالی و تمام مخارج ماهانه) رو مکتوب کردم و برای ذهنم کاملا شفاف شد که چقدر ورودی دارم و چقدر خرج ( چون تا قبل از اون حدودی می دونستم و نمی نوشتم!)، جریانی از پول به زندگیم وارد شد.
این رو به این خاطر گفتم چون در جمله مسابقه آمده ” مقداری از پول رو در جهت انجام کارهای خیریه استفاده کنه”
به نظر من تا زمانی که حساب و کتابها و اعداد و ارقام برای ذهن واضح نشده باشه و عددشون مشخص نباشه پول راهش رو به زندگیمون پیدا نمی کنه! چون پول و ثروت جایی می ره که نظم و ترتیب وجود داره.
بنابراین وقتی می خوایم درخواست پول کنیم اولا باید عددش برای جهان کاملا مشخص باشه. وگرنه جهان با رسوندن یک اسکناس 1000 تومانی هم فکر می کنه ماموریتش رو انجام داد و ما رو ثروتمند کرد!
دوما باید دقیق مشخص کنیم ” مقداری ” از پول برای بخشش و امور خیریه یعنی دقیقا چه مقدار از پول؟ مثلا 10/1 یا مثلا 5/1
و یک نکته ای که دوست داشتم اضافه کنم اینه که طبق گفته قرآن بخشش اموال باید اول به نزدیکان و آشنایانی باشه که به واسطه رابطه نزدیکمون با اونها می دونیم که وضعیت مالی خوبی ندارند. بنابراین ساخت مدرسه و … خوبه به شرطی که سلسله مراتب گفته شده در قرآن رعایت شده باشه.
اینها مواردی بود که به ذهنم رسید. امیدوارم به سهم خودم تونسته باشم کمکی کرده باشم تا بتونیم باورهای محدود کننده ، قفلهای ذهنی و ترمزها رو پیدا کنیم و روز به روز قدمهای محکمتری در راه کسانی که خدا بهشون نعمت داده و نه گمراهان برداریم.
برای همگی شما در هر کجای این دنیا که هستید سلامتی، خوشبختی، ثروت و سعادت در دنیا و آخرت رو خواستارم.
شاد و موفق و پیروز باشید در پناه الله یکتا
سلام مهراوه جان
امیدوارم هر جایی که هستی شادتر، ثروتمندتر و با لبی خندون تر باشی.
ممنونم بابت نظر زیبایی که گذاشتی نشان از درک خوبت نسبت به قانون و مهم تر از آن عمل کردن آن که داری انجام میدی. ایول
گزینه 5 نظرت منو وا داشت تا بیشتر به کاغذ رجوع کنم تا از نظر مالی خودمو دقیق تر کنم .
“” نظم و ترتیب “” “عددش”
” به نظر من تا زمانی که حساب و کتابها و اعداد و ارقام برای ذهن واضح نشده باشه و عددشون مشخص نباشه پول راهش رو به زندگیمون پیدا نمی کنه! چون پول و ثروت جایی می ره که نظم و ترتیب وجود داره.
بنابراین وقتی می خوایم درخواست پول کنیم اولا باید عددش برای جهان کاملا مشخص باشه. وگرنه جهان با رسوندن یک اسکناس ۱۰۰۰ تومانی هم فکر می کنه ماموریتش رو انجام داد و ما رو ثروتمند کرد!”
با سلام
یکی از بزرگترین ترمزها در این سوال به این بر می گردد که وقتی انسان با خدا شرط می گذارد که تو ثروت بده تا من ببخشم یعنی اصلا به توانمندی خدا در ثروت و بخشش اعتقادی ندارند . به عنوان مثال وقتی ما جایی مشغول کار میشویم(شرکت – اداره )هیچ وقت انتظار نداریم اول حقوق بگیریم و بعد کار کنیم چون میدونیم که اگر کار کنیم در آخر ماه حقوق داریم ولی ما خدا رو اندازه یک شرکت هم باور نداریم حتی کارفرما هایی که چندین ماه به کارمندانشان حقوق نمی دهند باز پرسنل سر کار میروند . چرا ؟ چون باور دارند که به صورت معوقه هم که شده بالاخره پرداخت خواهد شد .
در صورتیکه خدا گفته من روزی شمارو میدهم و تمام بنده های من و موجودات زنده در جهان توسط من روزی برایشان مقدر می شود ولی باز به علت عدم باور با خدا هم شرط می کنیم .
سوالی که ممکن است پیش بیایید این است که اگر ما پیش پیش هزینه کنیم ولی پولی نیایید چی؟
میشه گفت در واقع این مشکل خودمون است یعنی تا زمانی که خرج می کنیم و پول نمی یاد یعنی باور فراوانی و روزی دادن خدا رو قبول نداریم.
اینم مثل همون مسئله است که از یک طرف میگیم تو را در پناه خدا می سپارم ولی از طرف دیگه اگر بچه ات بره تنها تو کوچه همه به عنوان یک موضوع منفی میگند بچت را تو کوچه به امان خدا ول کردی ؟
در واقع برای همین است که دعا ها و خواسته هابر آورده نمیشه
نمازها ارتباطی بر قرار نمیشه
دعا اگر دعا باشد باید همون موقع برآورده شود و نماز اگر نماز باشد باید همون موقع ارتباط و اتصال بر قرار شود .
با سپاس
سلام به استاد عشق و آگاهی و یار محبوبشان که این صدای دلنشینشان روی بعضی فایل ها زیبایی رو دوچندان میکنه…
بریم سراغ تعدادی ترمز عمیق ک چند وقته شناسایی شدن و تصمیم گرفتم تمرکزی کار کنم روشون…
1. ثروت منو از خدا دور میکنه پس من با کمک کردن به نیازمندان ین دوری رو جبران میکنم
2. یه ترمز خیلی وحشتناک دیگم اینه ک ثروتمندا همه بی بندوبارن، مردای ثروتمند همسن من همگی مشکل اخلاقی دارن ، در صورتی که الان با چند تا آدم ثروتمند در ارتباطم میبینم که چقدر انسانهای شریف اصیل و نجیبی هستند و چقدر زندگیشون سرتاسر آرامش و احترامه، علاوه بر اون خیلی برای آدمهای اطرافشون هم ارزش قائلند.
3. اگه ثروتمند بشم همه ازم پول قرض میخوان منم که نمیتونم بهشون نه بگم و نه گفتن برام رنج بزرگیه پس الان که ندارم خیلی راحت میگم ندارم و اگه داشته باشم و بگم ندارم باز دروغ گفتم باز این هم عذاب وجدان داره برام… که این ریشه در عدم عزت نفسم داره و باید روش کار کنم.
4. اگه ثروتمند بشم بیشتر ثروتم رو همسرم مدام خرج میکنه و این باز برام سخت و زجر آوره پس همین ک ندارم و همسرم پولامو خرج نمیکنه بهتره دیگه عذاب نمیکشم… که این باز ریشه در باور کمبود داره، درستش اینه که اونقد از خدا بخوام ک فراتر از تمام خریدهای همسرم باشه و اینکه هرچه همسرم درخواست بیشتری داشته باشه این سبب دریافت بیشترم از زندگی میشه .
5.اگه میخوام ثروتمند بشم باید از یه سختی بزرگ، یه پیچ تند، ی تنگنای سخت و تاریک عبور کنم و در کل تو ی مرحله از زندگیم حسابی زجر بکشم و تازه اگه جا نزدم اونوقت به ثروت میرسم… درحال اینکه من کلی اتفاقات تو این مدت آشنایی با قانون برام رخ داده به آسونترین شکل ممکن.
مثل پیدا کردن شریک زندگیم، مهاجرتم به رودان و بعد بندرعباس ، پیدا شدن خونه به ساده ترین شکل ممکن، تهیه لوازم خونه، برگزاری مراسم عروسیمون با بهترین کیفیت ، ماشینم رو دزد برد و دوروز بعد کاملا هدایتی خدا منو برد دقیقا پای ماشینم ، جور شدن پول ماشین نو … در واقع وقتی طبق قانون پیش بری و خودتو بسپاری به جریان هدایت خداوند دیگه قطعا آسون میشی برای آسونی ها… خدایا شکرت…
بابت پیدا شدن این ترمزها