شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جهانبخش زمانی گفته:
    مدت عضویت: 3714 روز

    جهانبخش زمانی:

    سلام جواب سوال

    1_ما خودمون رو لایق نمیدونم واسه ثروت میخواییم بهش رشوه بدیم یا بگیم نه به خاطر خودم بلکه بخاطر کودکان سرطانی بهم ثروت بده

    2_سیستم رو باور نکردیم که هرکی رو مدارش باشه پول میسازه نیازی نیست ما بهش بدیم

    3_ایمان مان ضعیفه به اینکه خودمون خالق زندگیمون هستیم و خدارو مثل یک ادم میبینم چیزی ازش میخواییم باید بگیم بخاطر کی و کی که خود شرک هستش واسطه تراشی شرکه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    معصومه میرمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 3396 روز

    باسلام خدمت استادعزیزودوستداشتنی وهمراهان گروه تحقیقاتی عباس منش

    خوشبختانه یامتاسفانه تمام اتفاقات زندگی ما ازذهن مانشات میگیره وآنچیزی که درذهن ما میگذره هرلحظه رابرای ما رقم میزنه .من خودم ازوقتی باسایت استادآشناشدم وقوانین را تاحدودی درک کردم هراتفاقی که توی زندگیم میفته کاملا برای خودم ملموس وآشکارکه که باذهینت خودم بوجود اوردم واین اتفاقات جه منفی وچه مثبت باذهینیت من شکل گرفته .ما برای دریافت خواسته هامون توگام اول خواسته ای که داریم رو خیلی باانگیزه درخواست میکنیم ودرگام دوم تقاضای ما توسط کائنات پذیرفته میشه وقابل اجرا اما درگام سوم که شرایط پذیرش خواسته ست رو خوب فراهم نمیکنیم که به خواستمون نمیرسیم یعنی اگربه خواسته هامون نمیرسیم یاباتاخیرمیرسیم علتش گام سومه که شرایط پذیرش خواسته است یعنی ما باتفکرات منفی وبا گذاشتن تمرکزمون بروی اتفاقاتی که دراطراف مارخ میدهند شرایط رو برای پذیرش خواسته مون خراب میکنیم وقتی من خواسته ام داشتن یک ماشین بامدل فلان هست اما بعدهی توجه ام رو بزارم روی قیمت دلار یا اینکه من ازماشین قدیمی ام خسته شدم ازاینکه اینقدرخرج ماشینم کردم خسته شدم اینها شرایط رو برای پذیرش خواسته ام را خراب میکنندوموانع ذهنی به حساب می آیند .اما باتوجه وتمرکز روی ماشینی که میخواهم داشته باشم چه رنگی چه مدلی چه آپشنی داشته باشه راحتترمیتونم به هدفم برسم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  3. -
    حسین تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2946 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان

    در چند سال گذشته این بوده که چرا انسان مذهبی شاد و خوشبخت داریم و انسان مذهبی و بدبخت و انسان بی دین خوشبخت داریم و انسان بی دین خوشبخت ؟؟؟؟

    که جواب این سوال در جواب سوال من وجود دارد .

    دوستان هیچ فرقی نمی کنه چه دین و مذهب و آیینی داشته باشید تنها و تنها مهم این است در مورد هر چیزی چه باور و فکر و انتظاری داشته باشید و اینکه از خدا بخواهیم که به ما ثروت بدهد تا کمی از آن یا در حالت گشاده دستی نیمی از آنرا ببخشیم باور از این دارد که خداوند وقتی به کسی چیزی می دهد که او سهمی را خرج دیگران کند و اینگونه خدا رو خوشحال کند

    ولی        این باور تنها باور ماست و خدا برای کمک به کسی نیازی به کسی ندارد هرچند خدا به هیچ کس کمک نمی کند مگر اینکه شخص باور داشته باشد که خداوند کمکش کرده والا هر شخص زندگی تودش را ۱۰۰۰٪ خود خودش با افکار و باور و تصاویر ذهنی و انتظاراتش می سازد و چون به ما از بدو تولد اینگونه گفته اند که خدا باید از تو حمایت کند یا اگر خدا بخواهد تو موفق یا ثروتمند میشوی و در غیر این صورت اگر خودت هر کاری کنی و خودت را به کشتن بدهی موفق نمیشوی ؛ پس ما از خدا مانند یک انسان درخواست میکنیم که اگر مبلغی را نصیب من کنی سهمی را به نیازمندان میدهم .

    در مدت این چند سال تحت آموزش های خیلی ها بودم و بیش از ۷۰ کتاب موفقیت فردی که بعضی ها رو چندین مرتبه خواندم و مرور کردم و نت برداشتم و اجرا کردم و در دوره های ۶ ماهه اساتید بزرگ ایرانی که  بنام هستندشرکت کردم و مبالغ زیادی را هزینه کردم و بخصوص زمان بسیار بسیار  زیادی را صرف کردم و هر کدام تکه ای از پازل قانون خدا رو میگفتند و تا اینکه در مدار استاد عباسمنش قرار گرفتم و تا چند روز اول از شناخت قانون توسط استاد در حالتی عجیب و بینهایت شاد و … (نمیدانم چگونه در کلام بگویم )  بودم . این موضوع به قدری ساده و راحت است که گاهی فکر میکنیم نکند راست نباشد و واقعا انتظاری جزء این از خدا نیست که قانونش ساده باشد تا هر شخصی با هر جنسیت ، سن ، سواد ، ثروت و… بتواند انرا درک کند و رشد هر شخص به مقدار استفاده از این قانون بستگی دارد و بس .

    با رعایت قانون خدا خیلی راحت میشود به هرچیزی رسید و رسیدن یا نرسیدن و زیاد یا کم بودنش بستگی به باور ما از قانون دارد که کاملا استاد در مورد تکامل توضیح داده اند و اون جمله معروف :

     با خدا باش و پادشاهی کن و

    بی خدا باش هر چه خواهی کن

    دقیقا مصداق این است که :

    با قوانین خدا باش و پادشاهی کن

    بی قوانین خدا باش و هر چه خواهی کن

    موفقیت و رشد و ثروتمندی شما را آرزومندم

    استاد  تو بینظیری   تو بینظیری   تو بینظیری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  4. -
    عبید رئیسی گفته:
    مدت عضویت: 3142 روز

    سلام.عبید هستم

    از آنجا که خدا خود را رزاق و وهاب و روزی دهنده نامیده و ما هم قبول داریم که همینطور هست .پس اینجا ما با این فرکانس و درخواستمان داریم آن صفت رزاق و وهاب بودن خدا را به خود نسبت میدهیم که سرانجامش ناتوانی و نامیمون است.

    یاد داستان حضرت سلیمان نبی می افتم که به لطف پروردگار بزرگترین پادشاه روی زمین بود{البته با درخواست خودش از خداوند که گفت : ای رب به من ملک و حکومتی عطا کن که همانندش نه قبل از من بوده باشد و نه بعد از من به وجود بیاید که همانا تو وهاب هستی(قانون درخواست)}

    داستان این نبی و پادشاه که به زبان کلیه حیوانات آشنایی داشت و همه فرمانبردار او بودند اینه که یک روز در حین مناجات و دعا(با آن همه قدرتش سپاسگذار خداوند بود و رابطه ی عمیقی با او داشت) از خداوند درخواست کرد که اجازه بدهد همه مخلوقات خداوند رو به یک ضیافت دعوت کند و یک وعده به آنها غذا بدهد و خداوند متعال درخواست سلیمان را نمیپذیرفت و بهش نصیحت میکرد که از این درخواستش دست برداره ولی سلیمان نبی مرتبا بر درخواستش اصرار میکرد. خدا دید که سلیمان نبی خیلی اصرار میکند درخواستش رو پذیرفت و سلیمان که پادشاه تمام جن و انس و حیوانات بود دستور داد که تا میتوانند غذا جمع آوری بکنند و بعد از گذشت ماهها مقدار خیلی زیادی غذا توی یک دشت کنار ساحل گردآوری شد و حضرت سلیمان نبی به خداوند گفت که من آم‍‍‍‍‍اده ام،موجودات و مخلوقاتت رو بفرست که نوبت منه ک بهشون غذا بدم و رسیدگی بکنم.در همین عین اولین مهمون این ضیافت بزرگ که یه نهنگ بزرررگ بود از زیر آب دریا سرشو بیرون آورد،دهانش روکه باز کرد عمق و درازای دهانش به اندازه دریای سیاه میشد و تقاضای صبحونش رو از حضرت سلیمان کرد و با اولین تعارف همه غذایی که حضرت سلیمان نبی و یارانش ماهها وقت گذاشته و زحمت کشیده بودند تا اون حجم از غذا رو جمع آوری کنند این ماهی کوچولو نیم لقمه کرد و هنوزم دهنش باز بود و میگفت گشنمه.

    حضرت سلیمان نبی ازش پرسید مگه تو چقد غذا میخوری؟

    نهنگ کوچولوی ما پاسخ داد که ای نبی الله،خداوند متعال روزی سه قورت غذا بهم میده و اینی که تو بمن دادی نیم قورتش بود و اینکه دوقورتونیمش مونده((منشا ضرب المثل ٬٬دوقورتونیمش مونده٬٬ هم از همینجاست))

    حالا اینکه مابیاییم بگیم خدایا بما پولوثروت بده تا به بندگان و مخلوقاتت کمک کنیم و روزی رسانشون بشیم داستانش این میشه و اتفاقی که میفته اینه که جدای از اینکه خودمون چیزی دستمون نه میاد و نه میمونه بلکه مثل سلیمان نبی وامدار بقیه موجودات خدا هم میشیم که چرا بهشون پول ندادیم و دو قورت و نیمی از صبحونه یه بنده خدایی هم میمونه رودستمون

    پاسخ این مسابقه در توضیحات و مثال بالا کاملا مشهود هست و بنظرم دیگه نیازی به توضیحات بیشتر نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    سید علی جلال الدینی گفته:
    مدت عضویت: 3320 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی

    سوال بسیار چالش برانگیزی استاد طرح کردند ، کامنتهای دوستان را میخواندم تعدادی از آنها به بعضی موضوعات اشاره کرده بودند مثل این که خداوند مثل ما انسانها فکر نمی کند و انرژی است پس شرط و شروط برایش معنی ندارد و یا اینکه ما نمیتوانیم با این کار فقر را از بین ببریم و یا گول زدن خدا و ……. همه اینها که دوستان اشاره کردند باورهای اشتباه است ولی شاید ترمز برای کسب ثروت محسوب نشوند . در عوض باورهایی که ترمزی در برابر ثروتمند شدن هستند و بسیاری از دوستان به تعدادی از آنها اشاره کرده بودند :

    – باور کمبود 1 ( نعمات خداوند محدود است پس در صورتی به تو نعمت میدهد که مقداری از آن را خرج امور خیریه کنی )

    – باور کمبود 2 ( نعمتهای خدا محدود است و اگر تو به ثروت برسی یعنی سهم دیگران را گرفته ای پس بخاطر عذاب وجدان باید مقداری از آن را ببخشی )

    – باور عدم لیاقت ( خودم که لیاقت ثروتمند شدن را ندارم شاید با این شرط خداوند بخاطر فقرا در رحمتش را بروی ما باز کند )

    – باور ثروتمندان از خدا فاصله میگیرند ( با این شرط به خدا میخواهیم ثابت کنیم که ما پس از ثروتمند شدن هم به فکر مستمندان و از همه مهمتر به فکر خدا هستیم )

    – باور احساس گناه ( ثروت داشتن چون انسان را از معنویت دور میکند برای جلوگیری از احساس گناه بخشی از آن را میبخشم و مالم را پاک میکنم )

    – باور نظر مردم ( اگر پولدار بشم و کارهای عام المنفعه بکنم مورد قبول مردم هستم )

    – باور فاصله با خدا ( خدا با ما ارتباط ندارد و به درخواستهای ما بسختی پاسخ می دهد پس باید شرط و شروط بگذاریم شاید مورد توجهش قرار بگیرد )

    – باور هر که فقیرتر است نزد خدا عزیزتر است ( با واسطه کردن نیازمندان شاید خدا بخاطر آنها به ماهم توجه کند )

    – باور هر چیزی برای خودت بخواهی خودخواهانه و مادیگرایانه است و هر چه برای دیگران بخواهی معنوی است

    – باور چشم زخم ( وقتی ثروتمند شوم با بخشش بخشی از ثروتم در مقابل چشم زخم دیگران در امان خواهم بود )

    – باور وابستگی ( فردی که اینچنین و با این شرط و شروط به درخواستش چسبیده و وابسته شده طبق قانون رهایی تا آن را رها نکند به آن نمیرسد )

    باور های مقابل اینها بارها و بارها در فایلهای استاد ذکر شده و مهم به قول استاد اینست که اشکال را پیدا کنیم بعد درمان یا تعمیر آسان میشود .

    یکی از راه هایی که استاد بیان کرده بودند و به نظر من ریشه ای این باورها را درمان میکند کنار گذاشتن ده درصدی درآمدمان برای بخشش است با این کار ما در کنار تکامل در ثروتمند شدن تکامل در بخشش هم داریم و کم کم امر بخشش برایمان بدیهی می شود و من برای این کار حسابی باز کرده ام و آن را در ذهن خودم حساب خداوند نامیده ام و ده درصد درآمدم را به آن واریز میکنم و در همان زمان میگویم خدایا سپاس گذارم که ده برابر آن را به من برگرداندی . تمام بخششهایم از آن حساب است و موقع بخشش اعتبار آن را به خدا میدهم چون من قبلاً 10 برابر آن را از خداوند دریافت کرده ام .

    از پروردگارم و دستان او : استاد عزیز و مسئولین و همراهان سایت عباسمنش بابت اینهمه آگاهی سپاسگزارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    سمیه کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2980 روز

    به نام خدا

    سلام به همه همراهان گل

    یادم میادچندسالی یه ماشین میخاستم وخیلی دعامیکردم اما هیچ جورپولش اوکی نمیشد بدلیل کارم که بایدهمش دررفت وآمدبودم خیلی سختم بودتااینکه اومدم باخدامعامله کردم که اگرماشین بهم بدی هرکی درراه مونده سوارش میکنم تایه روزی بلخره یه ماشین داغون وپوکیده که همیشه دستم به تعمیرش بندبودخریدم اون روزبخاطراینکه فکرمیکردم

    لیاقت ماشین راندارم واینجوری میخاستم خداراقانع کنم یه جورباج بهش بدم تاماشین بهم بده

    دوم فکرمیکردم خدانمیده

    اینکه من ماشین دارنمیشم چون خدانمیخاد

    پس بایداول اونوراضی کنم

    سوم فکرمیکردم اگرثروتمندبشم مغرورمیشم واینجوری میخاستم جلوغرورم رابگیرم

    واین باورهای محدودکننده من بودندکه الان متوجه شدم همه اونااشتباه بودندوالان باورهای ثروتمندرادرخودم دارم میسازم

    وتغییرات راصدهابرابردرزندگی خودم دیدم چه ازلحاظ عشق ومودت وچه مالی خداراشکر بعدازاون پرایدپوکیده

    الان یه۱۱۱ دارم

    که همین هفته میفروشم ویه بلریانس میخرم

    ازهمه دوستان واستادعزیزم سپاسگذارم🌻🌼🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  7. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2156 روز

    سلام استاد عزیزم و بچه های سایت

    موضوع اینجاست که ما درخواستی که میکنیم از خدا میگیم فلان پولو بده کمک کنیم ب بقیه موضوع اینه ک احساس گناه میکنیم احساس عذاب وجدان داریم چون باور مخرب داریم ک ثروت مند بشیم از راه خدا دور میشیم و فک میکنیم با این کار از عذاب وجدانمون کم میکنیم و مثل همیشه شرطی عمل میکنیم میگیم بیا تو ثروت بمن دادی منم ب بقیه کمک کردم پس ببین من دیگه بد نیستم یه جورایی پشت نقابمون قایم میشیم موضوع دوم بر میگرده به احساس بی لیاقتی یعنی من اصلا لیاقت ثروتمند شدنو ندارم چون یه عمر بهمون گفتن خدا کسایی رو که دوس نداره ثروت میریزه جلوشون فکر میکنیم اگه ثروت مند بشیم مغرور میشیم بی دین میشیم و مخصوصا برای افراد مذهبی ک بین ثروت و مذهب یکیو باید انتخاب میکردن یجوری یا اینکه ب خدا میگیم بده تا ما کمک کنیم یعنی ما میخوایم جای تو خدایی کنیم تو که بلد نیستی جهانتو اداره کنی ب کیا بدی بده من میدونم ب کیا بدم و اینکه خدارو انسان میبینیم که اگه گریه کنیم زجه بزنیم دلش میسوزه میگه اکی هر چی تو بگی ک چتین خدایی لایق پرستش نیست اون خدایی ک من تو قران خوندن پیداش کردم چقد قشنگه اصن چقد فاصله داشت با بت ذهنیم که اسمشو گزاشته بودم خدا و هزاران مطلب دیگه که احتمال زیاد دوستان دیگه هم بهش اشاره کردن استادم که باز گل کاشته با سوال پرسیدن هاش و مغز مارو ب چالش کشیدن سپاس گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    شیما گفته:
    مدت عضویت: 1876 روز

    به نام خالق هدایت گرم

    سلام به استادعزیزمم ومریم بانو و تمامی دوستان هم فرکانسم

    دقیقا من این باور رو درافراد زیادی دیدم و میخوام برداشت های خودم رو بگم

    یکی از باورهای محدود کننده و باورکمبود که دراین دیدگاه هست این هست که ما فکر میکنیم که میتونیم توی زندگی بقیه تاثیر بزاریم مثلا فکر میکنیم اگر به یه انسانی که فقیره و مشکلات مالی داره کلی کمک کنیم وپول بدیم اون فرد رو میتونیم خوشبخت کنیم واز مشکلاتش جلوگیری کنیم فارغ ازاینکه اون فرد با باورها و فرکانس هاش زندگیش رو خلق کرده هرجوری که زندگیش هست خودش خلق کرده اگر در اوج ثروت هست یا در اوج فقر ما نمیتونیم مدار اون فرد رو تغییر بدیم و تاثیری توی زندگیش داشته باشیم

    مثلا ما بیایم وکلی پول به یک فرد فقیر ببخشیم مطمئنا چون ظرفش اماده ی دریافت نیست و درمدار ثروت نیست اون پول رو از دست میده و ما نمیتونیم تاثیری توی زندگی کسی داشته باشیم

    دومین مسئله ازهمون باوری میاد که یکی از پاشنه های آشیل خود من هم بوده که خیلی بهتر شدم اما خیلی بیشتر باید روش کاربکنم

    این باور که با ثروتمند شدن آدم های بدی میشیم یا کلا ثروتمند ها آدماس بدین و میایم میگیم خدایا توبه من ثروت بده من قول میدم این کارای خوب رو انجام بدم قول میدم آدم بدی نشم قول میدم کارای بد نکنم گناه کار نشم خلافکار نشم چون باورداریم ثروت مند شدن گناهکار شدنه خلاف کردنه بی خدا شدنه

    چون باورداریم ثروت مارو از خدا دور میکنه بعد میایم بایه استرسی میگیم خدایا من قول میدم آدم بدی نشم توفقط بهم ثروت بده من اینکارو اینکارو اینکاره خوب و انجام میدم

    یه دیدگاه دیگه ای که هست نگاه انسانی به خدا داشتن هست که انگار خدا یه آدمه که داره به حرف ما گوش میده که ما بهش میگیم خدایا بهم ثروت بده تامن اینکارارو بکنم که اون دلش بسوزه یا مهربونی کنه و به ما اعتمادکنه واین ثروت رو به ما داره فارغ ازاینکه خداوندیه سیستمه طبق قانونش عمل میکنه باورها و فرکانس ها و کانون توجه تو زندگیت رو ثروتت رومیسازه نه حرفی که میزنی

    واین باز دیدگاه انسانی به خداهست که ما باید سعی کنیم تغییرش بدیم و دیدمون به سیستمی بودن خدا وقوانینش باشه وبرای گرفتن نتایج دلخواه تمرکزمون روی ساختن باورهامون باشه

    من این باورهارو توی این دیدگاه پیداکردم امیدوارم که مفید بوده باشه

    عاشقتم استاد😍❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  9. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1440 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    تعهد روز صدم

    سلام استادعزیزم و تمامی دوستان گرامی

    خب چه ترمز هایی در این نوع درخواست ثروت از خداوند وجود داره

    من بشخصه خداوند رو انسان میدیدم و آلانم دارم تلاش می‌کنم از این دیدگاه و باور محدود دور شم پس ای ترمز بسیار قوی هست

    یه ذهنیتی ک داشتم و مطمعنن از جامعه و گذشته نشات گرفته بود این باور بود که خداوند از ثروتمندان خوشش نمیاد و آخر سر همون ثروت باعث مشکل میش واسشون

    اینکه اگر قراره از خدا درخواست نعمت و ثروتی داشته باشم باید حتما دل خدارو به رحم بیارم و میومدم سریع میگفتم چند درصدش برا نذر فلان و فلان و کمک به فقرا و خلاصه اینکه به نظر خودم داشتم خدارو با اینکار راضی میکردم برای داشتن لیاقت داشتن ثروت

    و جالبه هیچوقت ب نتیجه هم نمی‌رسید م این‌جاست که قانون نشون میده ک اشتباه فکر و باور داشتمو سپاسگزار خداوند هستم برای این درک

    باور اینکه ثروت داشتن با دین داشتن منافات داره این دیگه خیلی برام اذیت کننده بود و واقعا خیلی بده بها دادن ب باورهای مخربی ک فقط از خدا دورمون میکنه

    باور به اینکه اگر ثروتمند بشم مغرور میشم و کسی دور و برم نمیمونه برا همین این ترس همیشه در ذهنم بود

    و ی باور دیگه که با اطمینان صددرصد بخاطر نرسیدن اطرافیان و همون افراد به ثروت ،به زبون میومد این بود که خدا ابرو و عزت و تن سالم بهمون بده پول چرک کفه دسته و هیشکی با پول به جایی نرسیده!!!خیلی باور سمی هست خیلی زیاد

    و اینکه اگر ثروت و نعمتی بدست بیاریم مورد چشم زخم و حسادت قرار میگیرم و یکی از راه‌های دور کردن این مضرات این بود ک نذر میکردن و کمک و بخشش به راه میوفتاد البته اینا برا وقتایی بود ک پول هنوز نیومده بود دیگه ببین نتیجه چی میشه! مطعنن همون است س و ترس از فقر و ناراحت شدن خداوند سبب همون دقیقا فقر و ضعف و عدم عزت و احترام میشد

    و اگرم ب پولی میرسیدن پنهونش میکردن ک نکنه چشم بخورن و همون پول موجب بدبختیشون بشه برای همین ثروت همواره همراه بود با صدقه ،کار خیر ،دست بقیه رو گرفتن،فردین شدن،رابینهود بودن …و همون افکاری ک همه باهاش آشنا هستیم و قسمت ناراحتش این هست ک خداوند کاملا مخالف این افکار هس نتنها ب بهشت نیاریم بلکه مستقیم جهنم هم این دنیا و هم آخرت.

    این باور رو من دارم که باید زکات پول و مال رو بپردازیم حتی زکات علم رو هم باید پرداخت،ولی این زکات تفاوتش زیاده با باور های بالا

    زکات میدیم تا بیشتر به زندگیمون اضافه شه،چون هرچی بیشتر ببخشیم بیشتر اضافه میشه. نه اینکه بجای خدا بخوایم خدایی کنیم و دل بسوزانیم برای اطرافیان و بیشتر دور شیم از خداوندی که خیلی مهربان تر و بخشنده تر از من و امثال من هست

    و اینکه خداوند ی سیستم هست یکمی برام سخته ولی باید حلش کنم

    میگیم سیستم یعنی عدم وجود احساس؟ولی درواقع همین احساس داشتن، جنس ورودی همین سیستم هست

    پس بهتر میتونم کنار بیام با حس مهربانی خدا و احساسی بودن

    در واقع احساس منظور دلسوزی و گریه و التماس نیست

    منظور همون حال و هوایی هست ک از انجام هر کاری بهمون دست میده

    همون حال و احوال میشه ورودی سیستمی که خدا خلق کرده و اسم قوانین ثابت رو روش گذاشته

    آقا سخته خیلی سخته باور کردن اینکه خودمون سازنده زندگیمون هستیم ،همین الانم برام سخته ولی این واقعیتی تغیر ناپذیر هست

    اگر ثروت بد بود چرا حضر ت سلیمان این حد از ثروت و تحت تسلط داشتن انواع موجودات از لنس و جنس رو داشت؟ پس با باور های بالا در تضادها و این نشون میده خدا عزت و احترام و بی نیازی ما از غیر خودش رو میخواد و لذت هم میبره چون از جنس خودش هستیم

    همه ی امامان در حد خودشون و چه بسا بیشتر ثروتمند بودند ،مثلا حضرت علی اگر ثروتمند نبود که نمیتونست به بقیه بشکل ناشناس آب و خرما و خلاصه آذوقه برسونه

    پس همه بنده های خاص خدا به حدی که دوس داشتن به همه نعمت ها دسترسی داشتن و اگر می‌بینیم میگن ساده زیست بودند ن بخاطر نداشتن پول بوده ،بلکه چون ازش گذشتن ،چون خودشون آگاهانه خودشون خواستن استفاده نکنن و دلایل خودشون رو داشتن ،ن اینکه حدا دوس نداشته و منافات داشته با بهشت رفتنشون

    نمونه ش همین استاد خودمون ک داریم می‌بینیم با وجود بهرحال ثروتمند هستن ولی واقعا خیلی ساده زیست هستن و اصلا اگر نمیدیدم باور نمیکردم نهایتا میگفتم پول دار هست ولی خسیسه!خب خداروشکر دارم بیشتر و بیشتر آگاه میشم ب تشخیص درست تر و در مسیر بودن

    و باید بدونم باید بخوام تا خدا برام بخواد.و به خودم یادآوری کنم هرلحظه ک خودم با چشم های خودم در قرآن خوندم که هرکسی باخدا باشه باید در این دنیا از نعمتهای خدا لذتش رو ببره و با عزت زندگی کنه و این سندی محکم هست برای با ارزش بودن و معنوی بودن ثروتمند بودن در سیستم خداوند یکتا و قطعا وقتی در این دنیا حالم خوبه بهشت هم فراتر از باورهایم خوب و نیکو خواهد بود

    امیدوارم تونسته باشم آگاهی های ک بهم شد رو ب درستی ثبت کرده باشم

    از همه عزیزانی ک لطف داشتند و نظرم رو خوندن کمال تشکر و هدایت خداوند رو خواستارم

    در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دو دنیا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1575 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته و همه ی دوستهای خوبم

    خیلی وقت بود که کامنت نگذاشته بودم ولی امروز که جالب بود برام؛ بیشتر هدایت شدم به فایل های دانلودی! و از عقل کل، که به دنبال جواب بودم برای برداشتن یه کد مخرب و بسیار قدیمی که پاشنه ی آشیلم هم هست (عدم احساس لیاقت و در دل اون احساس قربانی بودن!) به اینجا هدایت شدم و یه حسی همش بهم میگفت بنویس!

    قبلش بگم که؛ چه کامنت های ارزشمندی هست واقعا اینجا!!!

    دم استاد بخاطر این فایل ارزشمند گرم و همینطور دم همه ی بچه هایی که کامنت های انقدر فوق العاده گذاشتن هم گرم واقعا!!!! چقدر ذهن آدم باز میشه با خوندنشون و حتی با خوندن بعضی از کامنت ها، من تازه فهمیدم که یه سری افکاری که تو سرم میان و من فکر میکنم؛ نه دیگه… این که دیگه باور یا فکر ارزشمند و حسابی ایه! تازه میفهمم که اتفاقا چقدر مخربه و از همونجا بیشتر دارم ضربه میخورم !!!

    یکیشون این بود که الان بعد خوندن چندین کامنت به ذهنم اومد و شاید بچه ها هم بهش اشاره کرده باشن و من ندیده باشم هنوز، ولی خب چی بهتر از این تکرار ها میتونه ذهنمون رو آماده کنه برای تغییر!؟

    اینکه در مورد این موضوع، ذهن من اینجوری هم به قضیه فکر میکرده یا میکنه که؛ چون طبق قانون؛ حتی معجزه ها هم، به ظاهر غیر منطقی هستن و در اصل منطقی اند و کاملا هم از لحاظ علمی و قوانین این جهان، طبیعی اتفاق میفتن، و خداوند هم طبق قوانین ثابت خودش در این جهان، اون رو رشد و پیشرفت داده و میده و ثروت و نعمت هاش رو، گسترش میده یا بنده ها و مخلوقاتش رو به خواسته هاشون میرسونه! پس طبیعیه که رسوندن این نعمت ها و ثروت هاشم از طریق های طبیعی و از طریق بینهایت دستانش باشه دیگه!

    خب تا اینجا به ظاهر همه چیز خوب و طبیعی و طبق قانونه!!

    اما مسئله از اونجایی شروع میشه که؛ در مورد این موضوع و بسیاری از قوانین، ذهن من کج فهمی داره و میگه؛

    خب.. خدا از چه طریق این نعمت و ثروت رو گسترش میده؟!

    از طریق کاملا طبیعی و دستانش دیگه!!

    و کدوم دستانش میتونن واسطه ی اینکار بشن؟!

    افرادی که پول دارند و ثروت! و قبلا بهشون ثروت فراوون بخشیده شده!!!

    و چون این دیدگاه رو دارم، فکر میکنم؛ پس وظیفه ی منم همینه که وقتی ثروتمند شدم، اینکار رو انجام بدم!!!! اما با روش کاملا اشتباهی که ذهن محدود من فکر میکنه!!!

    اینکه بیام مستقیم این نعمت و ثروت رو بین فقیر فقرا تقسیم کنم! اون هم با چه نیتی؟!!! اینکه؛ اگه اینکار رو نکنم، به عنوان دست خدا، رسالتم رو انجام ندادم و خدا با این خودخواهی که من دارم، شاکی میشه از دستم و اون پول و ثروت رو ازم میگیره!!!

    پس هم باید قبلش، حتما به خدا بگم که اینکار رو میکنم، هم بعد از اینکه ثروتمند شدم، حواسم باشه یه وقت خودخواه نباشم و یادم نره، که دیگه اونوقت لیاقت اون پول و ثروت رو ندارم از نظر خدا و همه چیز رو از دست میدم و بدبخت میشم!!!!!

    و الان که دارم مینویسم تازه دارم ترمزهای دیگه ای رو، تو دل همین باور محدود و مشکل دار و مخربم، میبینم!

    مثل اینکه؛ من فکر میکنم خدا، مثل ما انسانها محدودیت هایی داره و محتاج هستش به ما!!! (شرک و باور به کمبود، حتی در مورد خدا و راهکارهاش تو ساز و کار جهانش!!!!)

    یا اینکه؛ خدا مثل ما عصبانی میشه یا خشم و غضبش رو با بدبخت کردن ما نشون میده، با اینکه صبح تا شب دارم اینو به خودم میگم که، این اصل اوله: که طبق قانون من و تنها منم که خالق زندگیمم و طبق این اصل اختیار زندگیم و کنترل اون صد درصد تو دستهای خودمه!!!

    یا این تفکر محدود که؛ من به خودی خود، انقدر لایق لذت بردن از نعمت ها و ثروت های این جهان نیستم که؛ بر اساس این لیاقت، بی نیازی و ثروت و نعمت های فراوان رو تجربه کنم، که حتما باید این به نوعی، با انجام یک کار خیر و ارزشمند (از نظر ذهنم و خدایی که برای خودش ساخته!) گره خورده باشه و من فقط از بخشی از اون ثروت، به واسطه ی این کار خیر، بتونم لذت ببرم و اینطوری شاید لایق اون ثروت کمتر باشم !!! و این تفکر چقدر تضعیف کننده س و حس ناجالبی داره خدایا!!!

    (الان بهتر میفهمم که؛ حتی یه بخشی از احساس قربانی بودنمم متصل به همین چهار چوب ارزشی اشتباهمه و چرا هروقت که به کسی کمک میکنم بعدش احساس ناجالبی دارم!!!)

    یا اینکه اگه خودم رو تو اولویت قرار بدم، و قبل از هرکسی به خودم و خواسته هام ارزش بدم، آدم بدی هستم و خودخواهم و لیاقت داشتن پول و ثروت فراوان رو ندارم! چون تو چهارچوب ارزشیم این به اشتباه تعریف شده که؛ کمک به دیگران و از خود گذشتگی، یعنی اینکه ادم خوب و ارزشمندی هستی و دنیا همین ها رو بهت برمیگردونه! اما اینجا باید گفت؛ اوکی! کمک به دیگران خوبه! اما با چه نیتی؟! به چه قیمتی؟!به قیمت نادیده گرفتن خودت و گره زدن ارزشمندی خودت، به خوشحال کردن بقیه و یا حل کردن مشکلاتشون؟! که نه تنها این حس ارزشمندی رو بهت نمیده! بلکه فقط و فقط بیشتر احساس قربانی بودن رو به من میده و این احساس عدم لیاقت رو؛ که پس چرا جهان و بقیه، این مدل رفتار و ارزش رو به من برنمیگردونن؟!

    اما جواب واضحه ذهن عزیز من: چون اینکار خلاف قانون های ثابت جهانه و شرک محضه! چون تو میخوای جای خدا بشینی و تو کارهاش، با این امید واهی که اینجوری ارزشمند میشی! به خودت حس لیاقت و ارزشمندی بدی ! چون همینجوری که هستی باور نداری این رو؛ که لایقی برای دریافت نعمت و ثروت و عشق بی کرانش! و ذهن عزیز! تو با کج فهمی، میخوای قانون مطابق درک محدود تو، رفتار و تغییر کنه!!! و این اتفاق نمیفته! (همون چیزی که شما همیشه تو فایلهاتون میگین استاد و من بازم خیلی جاها میبینم که مصداق منه! و هنوزم خیلی راه دارم برای درک درست و اصل قوانین!!)

    وچندین و چند باور دیگه…

    اما خب چطور میشه این دیدگاه رو تغییر داد و کمی بهتر کرد؟!

    شاید با یاداوری و تکرار این باورهای توحیدی و البته منطقی، که استاد تو اکثر فایل ها و محصولاتشون میگن که؛

    خدا مثل ما انسان ها نیست! مثل ما احساس نداره، عصبانی نمیشه و واکنش نشون نمیده!!!

    خدا یه سیستمه؛ که درسته خودشم از قوانینش تخطی نمیکنه، اما مثل ما و ذهنمون محدود نیست!! بلکه منبع این آگاهی ها و بی نیاز و بی نهایته! و بینهایت هم راه داره برای گسترش و رشد این جهانش! راه ها و روش هایی که شاید ذهن محدود من، حتی نتونه تصورش کنه یا بهش فکر کنه!!! پس به من و امثال من، احتیاجی نداره نه برای ثروت و گسترشش و نه برای خدایی کردنش طبق قانونش!!

    در اصل، این منم که محتاجم به خدا و این منم که باید با تغییر افکارم، بیشتر خودم و اصل وجودیم و سازو کار جهان رو بشناسم و خدای واقعی رو! (که اصرار دارم همونجوری که من میبینمش الان، باشه !!! ) و به جای گره زدن ارزشمندیم به کمک به دیگران و فکر به اینکه اینجوری لایق ثروت میشم و به جای دور زدن قوانین خدا به خیال خودم! بیام و با بالا بردن حس ارزشمندی و لیاقتم با کار کردن روی خودم و باورهام و دوست داشتن خودم و ارزشمند دونستن خودم بی قید و شرط!!! (همونجوری که خدا افریده من رو! که من و ما لایق آفریده شدیم و لیاقت داشتن این نعمت ها و ثروت ها با اومدنمون و اوردنمون به این دنیا، از طریق رب، به ما داده شده!!! ) نعمت و ثروت ها و فراوانی ها رو وارد زندگی و تجربه ی خودم کنم و لذت ببرم ازشون و بیام به جای این تفکر محدود فقیرانه ی الانم؛ که فکر میکنه گسترش جهان فقط با کمک کردن مستقیم به فقرا اتفاق میفته!!! که البته هم اصلا هم راستا با قوانین خدا هم نیست!!! بیام و از راه های دیگه ای این ارزش و گسترش رو ایجاد کنم در جهان؛ مثل خرید و لذت بردن از محصولات عالی و رفاهی شرکت ها، که خواسته ی من رو جواب میدن خیلی وقت ها و نیازهامو برطرف میکنن و یا دوست دارم تجربه شون کنم!

    و سود رسوندن به کسب و کار ها و کمک به رشدشون از این طریق با پول و ثروتم!!! که یه بازی برد برده! یا رشد کسب و کار خودم یا گسترش حرفه ام، که میتونه برای خیلی از افراد فرصت شغلی و پول ایجاد کنه و یا رشد محصولاتم که میتونه نیازهای خیلی ها رو برطرف کنه و البته که ارزش و پول و ثروت بیشتری هم، برای من بسازه! اون موقع حداقل میدونم این رو که نیتم هرچی که باشه، اولیش اینه که بخاطر خودم و احساس بهتر خودم و راحتیم و یا لذت بردنم از این ثروت، دارم اینکار رو انجام میدم!!! و میدونم این رو که؛ با این کار در اصل دارم به سود خودم کار میکنم، تو جهت رشد خودم و ثروتم و با این کار، جریان ثروت و نعمت رو به شکلی طبیعی و لذت بخش، تو زندگیم جاری میکنم!

    الان که داشتم اینهارو مینوشتم؛ متوجه شدم تفکر و دیدگاه دوم با اینکه هنوز شاید خیلی خام باشه، برای منی که اول این راهم، و خیلی جای کار دارم، چقدر احساس بهتری در من میسازه و آروم ترم میکنه!!

    خدایا شکرت

    قرار نبود انقدر طولانی بشه این کامنت، اما وسط نوشته هام هی چیزهای دیگه ای بالا میومد و حسم میگفت بنویسشون، بیشتر برای رد پا گذاشتن از خودم این کامنت رو مینویسم، اما اینم میدونم اگه حتی به درد یک نفر هم بخوره، خیلی خوشحال میشم!

    بازم ممنونم از شما استاد عزیزم و عاشق شما و مریم جانم هستم که فوق العاده ترین و عزیزترین الگوهایی هستین که تو زندگیم دارم و با اینکه ندیدمتون از نزدیک، اما میخوام بدونین این روزها نزدیک ترین افراد و دوستهایی هستین که دارم.️سپاس بیکران

    و همینطور ممنونم از هر دوستی که با صبوری وقت گذاشته و این کامنت رو خونده، امیدوارم و ممنون میشم؛ اگه با خوندنش، باور مخرب دیگه یا راه حل دیگه ای، برای برداشتن این ترمز ها، به ذهنتون رسیده، به من هم بگین که استفاده کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: