اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نظر من اولین کد مخرب این موضوع اینه که خدا به هر کی که تو مسیر و فرکانس قرار بگیره میده پس خدا هیچ نیازی به کمک ما به اماکن مذهبی یا آموزشی یا افرا د نیازمند نداره بلکه ما بعد از به دست آوردن برای کمک به خودمان به کسایی که نیازمند باشن کمک میکنم . مسله دوم آینه که کسی که تو فرکانس بدبختی و بیچاره ای باشه ما نمی توانیم این را به فرکانس خوشبختی سوق بدیم بلکه خودش باید این کار انجام بده . مسله سوم ما باید تمرکز و توجه خودمان را به فراوانی و ثروت بگذاریم و ما با تعهدی که میدهیم عملا تمرکز روی کمبود و نیاز دیگران میگذاریم و این باعث میشه ما هرگز به خواسته هایمان نرسیم . مسله بعدی اینه ما زمانی می توانیم کمک کنیم که خودمان داشته باشیم ما هنوز به جیزی نرسیده چطور قول بخشش و انفاق میدیم به نظرم ترمزهای ما آینه که بدست بیار بعد قولش بده . خداوند هیچ نیازی به قول قرار ما نداره چونکه خداوند از همه چیز قبلا آگاهی کامل داشته است .
یا من عطاوه شریف( ای که عطا و بخشش شریف و ارجمند است)
یا من لا عطاء الا عطاوه( ای که بخششی جز بخشش او نیست)
یکی از ترمزهایی که در این درخواست وجود دارد این است که فرد درخواست کننده باور به بخشنده بودن خداوند ندارد باوری که خداوند میبخشد بدون انکه نیازی داشته باشد خداوند بینهایت وهاب و بی نهایت رزاق است و به هر کسی به اندازه ی ظرف وجودیش میبخشد و نیازی به معامله با بنده ی خود ندارد و خداوند است که روزی دهنده است و اوست که بخشش مایه سعادت است.یکی دیگر از ترمز های این درخواست این است که فرد درخواست کننده خود را لایق این ثروتی که از خداوند درخواست دارد نمیداند و میخواهد از این طریق با خدا معامله کند که خدایا به من ثروت بده من برای خودم نمیخوام که همشو ، میخوام به دیگرانم کمک کنم من میدونم لایق این ثروت نیستم به خاطر کارای خوبی که میخوام انجام بدم به من ثروت بده و کسی که خودشو لایق ثروت ندونه ثروت سراغش نمیرود. ترمز دیگر این درخواست این است که باور ندارد به خدایی که بخشش همگانی است ینی خداوند به همه ی بندگانش میبخشد. یا من فضله عمیم (ای که فضل و بخشش عمومی است).و اگر فردی با چنین خصوصیاتی بخواهد ثروتش راببخشد به خاطر ارامشی و لذتی که از بخشش انجام میدهد نیست و شاید احساس نگرانی به از دست دادن ثروتش هم سراغ او بیاید و این احساس ناشی از این است که فرد به فروانی ثروت و اینکه هر روز ثروت ها بیشتر و بیشتر میشوند ندارد. از استاد عزیزم سپاسگذارم.
یکی دیگه از ترمزها این میتونه باشه که فرد خودشو مسئول زندگی پدر و مادر یا اطرافیان یا هر مشکلی که در جامعه وجود داره میدونه و این حس نگرانی و ترس به طرف میده و هر کس مسئول زندگی خودشه.
قرارداد با خداوند .چرا باید خدا وارد قرارداد با ما شود .اینها ناشی از دیدگاه انسانی به خداوند است .خدا مگه انسان است که ما با او شرط وشروط بگذاریم .
ما هر چه بخواهیم خدا به ما می دهد بدون قید وشرط . فقط باید باورهایمان را تغییر دهیم . خداوند انرژی است و سیستمی را خلق کرده که با قوانین مشخصی کار میکند و قوانینی که هیچ وقت تغییر نمی کنند (خوب روی این جمله فکر کنید ) . هدف سیستم گسترش جهان هستی است .
بیاییم ریشه ای تر به این مطلب نگاه کنیم ، اگر به درک این مطلب برسیم که ما خالق زندگی خودمان هستیم چه نیازی است که با خداوند شرط و شروط بگذاریم . اگر درک کنیم که باورهای ما دارای انرژی می باشد خوب یا بد وقتی ما فرکانسمون رو ارسال می کنیم جهان هستی طبق قوانین ثابت خودش به ما جواب می دهد .
موضوع این است که اگر باورهای ما دارای فرکانس ، طول موج و انرژِ هستند اگر این انرژِی احساس خوب بوجود بیاره جهان هستی نتیجه ای خوب را برای ما ایجاد میکند اما اگر احساس بدی داشته باشیم جهان هستی اتفاقات بدی را برای ما رقم می زنه .
ما باید نگاه سیستمی به خداوند داشته باشیم که خداوند سیستمی را خلق کرده که هیچ گونه احساسی ندارد، در مورد کسی قضاوت نمی کند ، اصلا باسش مهم نیست که برای ما چه اتفاقی می افتد فقط به فرکانس های ما جواب می دهد .
پس الان چرا باید شرط و شروط بگذاریم تا به خواستومون برسیم این دیدگاه ناشی از این است که هنوز نمی توانیم نگاه سیستمی به جهان هستی داشته باشیم.
دقت کنید به این جمله پر معنی : ما خالق زندگی خودمون هستیم نه کس دیگه ای .
اگر می خوای ثروتمند شی فقط کافیه که کدهای مربوط به خواسته ات رو بنویسی اگر F5 رو زدی و جواب نگرفتی بدون که تو باوراتو ساختی باید بری سراغ ترمزات . حالا می خوای ترمزات رو از بین ببری کافی که برای ذهنت یک تمرین ایجاد کنی و دلایل منطقی بیاری برای ذهنت اگر من به خواسته هام برسم چه اتفاقاتی می افته .مغزت از نظر منطقی باید اون باورها رو قبول کنه البته با نگاه سیستمی به این موضوع .
اشتیاق به خواسته یا هدف معجزه می کنه .
حتما پیشنهاد می کنم کتاب چگونه ذهن خدا را بخوانیم رو مطالعه کنید
فقطططططططططططططط خیلی دوستون دارم با احساس خوووووووببببببببببب.
اتفاقی که پشت صحنه این گفتگو با خدا میوفته ولی به زبون نمیاد و در واقع خودشو در قالب فرکانسهای ارسالی مون نشون میده ( همون ترمزی که دنبالش میگردیم ) و چیزی که جهان ازین دیالوگ دریافت میکنه و اتفاقات همسنگشو وارد زندگیمون میکنه رو من مینویسم:در واقع در حالت عادی و قبل از دونستن سازوکار فرکانسهای ارسالی و درک سیستم باورها ما فقط ظاهر کلمات و منظور خودمون رو میفهمیدیم ولی حالا میتونیم اتفاقی که پس از این گفتگو در جهان فرکانسی میوفته و فرکانسی که داریم ارسال میکنیم و قراره طبق اون نتیجه بگیریم رو هم درک میکنیم.پشت صحنه این درخواست همچین گفتگویی بین ما و خدا اتفاق میوفته:
بارالها هردومون میدونیم که من همینجوریش لیاقت ندارم ثروتمند باشم و همچین جسارتی هم نمیکنم که از تو بی دلیل ثروت بخوام … من خودم اینو میدونم و الانم نیومدم همینجوری ازت ثروت بخوام برا کیف خودم.بلکه اومدم بگم اگر تو این بی لیاقتی من برای داشتن ثروت رو نادیده بگیری و به من با وجود اینکه صلاحیت و شرایطشو ندارم ثروت بدی در عوض من هم میام و به نفع تو بخشی از اون رو به نیازمندا میبخشم.خدایا اگه بخوام واضح تر بگم اینطوری بیان میکنم که اگر من خودم لیاقت و توانایی بدست اوردن این ثروت رو در حالت طبیعی داشتم اولا این شکلی به تو رو نمینداختم و با شرط و شروط نمیومدم باهات معامله کنم ثانیا مطمین باش که در اون شرایط تضمینی برای دادن بخشی ازون به نیازمندا نبود و این از خود گذشتگی رو من در قبال این کار تو انجام میدم که معامله برنده برنده اتفاق بیوفته.اینطوری هم من راضی ام هم تو راضی ای هم بندگان نیازمندت.ولی اگه به من ثروت ندی دو حالت داره اول اینکه هم من فقیر بمونم و هم نیازمندانی که قرار بود بهشون کمک کنم دیگه کمکی بهشون نمیشه و حالت دوم اینکه تو به من ثروت ندی و من بعدها خودم به ثروت برسم که بازم تضمینی برای کمک به نیازمندان نخواهد بود.ولی در حالتی که من الان پیشنهاد میدم من از خواسته خودم که خرج کردن همه پول برای خودمه میگذرم و تو هم عدم توانایی و شایستگی من برای ثروتمند شدن رو نادیده میگیری و زودتر به من ثروت میدی.
در واقع خدایا دو حالت داره.یا من باید پدرم دربیاد خودم پول بدست بیارم که دراون صورت عقلم کم نیست که پولی که با همچین زحمتی بدست اوردم رو به نیازمندا بدم یا اینکه تو همینجوری و بدون اینکه پوستم کنده شه پولو بیاری به من بدی که اونوقت من دستم بازه و دلم نمیسوزه که بخشی ازون رو به فقرا بدم و باهاش کار خیر انجام بدم.
خوب حالا باورهای منفی راحت تر دیده میشن و میشه اونها رو بیرون کشید.
باور عدم لیاقت :اولین و واضح ترین ترمز و کد مخربی که داره ارسال میشه اینه که من همینجوری که هستم لیاقت و توانایی و شایستگی داشتن ثروت رو ندارم و باید برای داشتنش شرط و شروط بذارم و با خدا مذاکره کنم و قانعش کنم و تازه بیام قسمتیش رو اونجور که فک میکنم خدا دوس داره صرف امور خیریه کنم تا شاید خدا درخواستمو بپذیره.
باور سخت بدست اومدن پول:دومین کدی که داره فرکانانسهایی برخلاف خواسته ظاهری مون ارسال میکنه و در نقش ترمز عمل میکنه اینه که پول به سختی به دست میاد.چون اگه راحت بدست میومد که من تاحالا به روشهای مختلف به دست اورده بودمش و به این شکل از تو نمیخواستمش و اصلا این گفتگو و درخواست شکل نمیگرفت.
باور کمبود:سومین کد مخفی مخرب باور کمبوده.چون در حالت طبیعی برنامه ای برای بخشش و کمک نداریم.چون میگیم باران ثروت الهی اونقدر نمیباره که من بدون حساب کتاب بتونم ببخشم و جاش دوباره پر شه. در واقع این تلفیقی از باور کمبود و سخت بدست اومدن ثروته.
و میگیم بخاطر کمبود ثروت من در حالتی میتونم ببخشم که خدا بیاد و این دعای منو بپذیره و خودش از یه راهی که بهتر میدونه این ثروت لعنتی رو به من بده تا بتونم یه بخشی شو با اکراه ببخشم.
البنه الان که فکر میکنم میبینم کدهای ریز مخرب دیگه ای هم هستند مثل بحث رشوه دادن به خدا و عدم درک فلسفه امور خیریه و … ولی چون من به شدت مبتلا به کمال طلبی هستم تا همینجا جوابمو ارسال میکنم تا بیشتر ازین به تاخیر نندازمش.
اینکه به نظرمون پول کثیفه رو هم باید اضافه میکردم.چون نشون میده در حالت عادی اگه شرط مصرف در امور خیریه رو اضافه نکنیم به صورت پیش فرض اون پول قراره صرف لذت و خوشی بشه که به نظرمون گناهه.حالا میایم میگیم خدایا اینطوری نیست و برعکس قراره صرف کارهای خیر و امور خیریه هم بشه.در واقع این امور خیریه در نقش پاک کننده هدف شوم ما که همون لذت بردن ازون پول به طرق مختلفه میشه
البته اینو به نظر خودم نرسیده بود و بعد از خوندن کامنت دوستان فهمیدم واقعا که چقدر مخفی و نااگاهانه این فرکانسها رو میفرستیم و چه لذتی داره رمز گشایی فرکانسهای ارسالی.منکه جایزه مو ازت گرفتم عباسمنش جان.
سلام به همه دوستان دوست داشتنی سایت استاد عباس منش. من معراج الدین هستم از شهر کابل افغانستان
فایل دوم کشف قوانین زندگی را در ساعات اخیر رسمیات در دفتر کارم دیدم ابتدا هیچ چیز از آن نیاموختم و از دفترم که می برامدم با خودم میگفتم استاد هیچ چیز آموزنده ای جدیدی نداشت و در راه پیاده روان بودم و از اینکه چیزی در این فایل نیافتم با خودم در جنگ بودم که ناگاه در ذهنم آمد که باید فکر کنم چه ترمزی وجود دارد که من به حد اقل دو خواسته مهمم که خریدن خانه و موتر است موفق نشده ام، در ظرف حدود 5 دقیقه که فکر میکردم یک بار ترمز را یافتم و قاه قاه خندیدم و گفتم ای شیطان تو اینجا چه میکنی تو را یافتم. ترمز این بود که من باور داشتم کسانی که در شهر کابل خانه دارند در خانه های شان دزدان داخل شده و اجناس شان را می برند و گاهی هم اطفال شانرا اختطاف میکنند. چون این وضعیت گاهگاهی در شهر کابل اتفاق می افتد این موضوع به یک باور مخرب من تبدیل شده بود و من هم با اتکا بر همین باور همیشه در بلاک های رهایشی سکونت میکنم یعنی از سکونت در خانه ها هراس داشتم. باور جایگزین را یافتم و گفتم هزاران نفر در این شهر آرام و آسوده و بدون کدام هراسی در خانه های شخصی شان زندگی مرفهی دارند من هم میتوانم بدون کدام ترسی خانه داشته باشم در مورد موتر هم اینکه در این شهر در مواردی موتر های شخصی را یا میدزدند و یا هم در ساعات و ساحاتی که خلوت است دزدان سر راه موتر را گرفته مالکش را از موتر بیرون انداخته و موتر را با خود می برند و این شده بود باور مخرب من. باور جایگزین را یافتم و او اینکه صدها هزار نفر با موتر های شخصی شان در این شهر خیلی پاک، با وقار و با عزت رفت و آمد دارند که نه بر لباس شان خاک می نشیند و نه بر بوتهای شان من هم میتوانم و شایسته ای چنین موتر هایی هستم
باور مخرب دیگرم این بود که از راه حلال و از طریق معاش نمی توان خانه خرید چون قیمت ها بالا و معاش ناکافی است اما عملا یافتم و دیدم کسانی را که با معاش شان خانه خریدند و درامد شان هم مشروع بود و این شد باور جایگزینم.
اکنون در حال تکرار جملات تاکیدی هستم که باورهای مخربم را تصحیح کرده و باور های مناسب جایگزین شود.
میخواستم این موضوع را بعد از اینکه به خواسته ام رسیدم بنویسم اما از اینکه استاد خواستند هر کسی ترمز مخربی را یافت با دیگران شریک سازد تا دیگران هم از آن سود ببرند من هم این را نوشتم امید مفید تمام شود
یکی از دوستان یه مثال جالبی زده بود که مطمئنم خیلیامون ازش رد شدیم و جدی نگرفتیم، خواستم همون مثال رو به شیوه ی دیگه ای تو یک کامنت جداگانه بذارم، خیلی حال کردم باهاش:
ببینید دوستان، مگه غیر از اینه که ما کارهای نیک رو فقط به خاطر خدا انجام میدیم؟ خوب اینجور قول و قرار گذاشتن با خدا مثل اینه که ما به بابامون بگیم بابا اگه مثلا 100میلیارد به من بدی من 10 میلیاردشو برای خودت یه ماشین حرفه ای سوپر لوکس میخرم!!!! هر چقدر که این درخواست خنده دار به نظر میرسه، درخواست های ما از خدا در عوض انجام کار خیر هم خنده دار خواهد بود. خدا میگه آخه بنده ی من تو برو اول به فکر خودت باش مطمئن باش به جایی خواهی رسید که به شیوه خدا بخشش هم خواهی کرد. مرا به کار خیر تو چه نیاز؟ تو اگه با بخشش و فضل من حالت خوب شد کاری کن که دیگران هم حالشون خوب بشه و به سمت من بیان
باور بسیار چموش و مخفی که در ما وجود دارد باور عدم احساس لیاقت در مورد ثروت است. این باور به قدری مخفی است که حتی اگر موضوع بخوبی پیش برود تداوم ندارد و خیلی زود ما نعمات و ثروت هایی را که ساخته ایم از دست میدهیم و حتی در یک قدمی خواسته هایمان به آن نمیرسیم. میزان نعمات وارد شده و میزان ناخواسته های وارد شده در زندگی ما دقیقا طبق قانون است و در صورت باورهای اشتباه ما که اکثرا بسیار مخفی هستند ما به خیلی از خواسته هایمان نمیرسیم علیرغم اینکه تلاش زیادی میکنیم برای ساخت باورهایمان اما یکسری از باورها مثل احساس لیاقت در مورد ثروت فراوانی و توحیدی فونداسیونهای ساخت باورهای قدرتمند و ثروت هستند در صورت ایراد داشتن در این باورها خیلی از نعمات را دریافت نمیکنیم
بدان، خدایى که گنجهاى آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطهاى پناه ببرى، و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار توست، رسوا نساخته، و براى بازگشت به خویش شرائط سنگینى مطرح نکرده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است. هر گاه او را بخوانى، ندایت را مىشنود، و چون با او راز دل گویى راز تو را مىداند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غمهاى تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یارى رساند.
بنظرم در دنیایی که فرکانس ها و کانون توجه انسانه که زندگیش رو رقم میزنه، برای دلسوزی و کمک با هدف بهبود شرایط زندگی کسی، جایی وجود نداره.
به قول استاد اگه میخوای کمک کنی کمک کن، ولی یادت باشه تو هیییچ نقشی در تغییر دیگران نمیتونی داشته باشی تا زمانی که خودشون نخوان .
قانون میگه احساس خوب = اتفاقات خوب. حالا اگه این کمک باعث ایجاد احساس خوب در اعماق وجود تو میشه (با هر توجیحی)، خیلی هم خوب، میتونی کمک کنی تا اتفاقات خوب بیشتری در زندگی خودت خلق کنی.
یکبار دیگه تاکید میکنم، هدف رسیدن به احساس خوبه، نه تغییر زندگی دیگران .
راجب یکی از ترمز های خودم میخوام صحبت کنم.
منتظر نمون
و فکر نکن که حتما باید یه اتفاق خاصی بیفته تا شروع کنی به پول ساختن.
هر ایده ی کوچک و بزرگی که از سرت رد میشه و ازش بوی هدایت استشمام میشه،
شروعش کن.
هر کاری براش میتونی بکن.
چون نتیجش دو حالت داره،
یا تو رو مستقیما میزاره تو راهی که قبلا درخواست کرده بودی،
یا یک قدم به شروع اون راه نزدیکترت میکنه (حتی اگه تو در اون برهه زمانی فایدش رو درک نکنی).
یه ترمز دیگه.
هر ثروتمندی از راه نادرست به ثروت رسیده و با به ثروت رسیدنش، حق بقیه رو خورده.
بارزترین نمودش هم اینه که اکثریت مردم وقتی یه ماشین مدل بالا میبینن یا از جلوی یه خونه ی مجلل و زیبا رد میشن، میگن معلوم نیست یارو چی کارست و به کی وصله.
این نشون دهنده ی این باور محدودکنندست که انسان فقط از راه نادرسته که می تونه به ثروت برسه.
و از اونجایی هم که خودشون رو خیلی آدم های خوبی میدونن اگه هم یک درصد لطف خدا شامل حالشون بشه و موقعیت ثروت سازی براشون پیش بیاد با آتش این باور محدودکنندشون، تا ذره آخر فرصتشون رو خاکستر میکنن.
ترمز بعدی.
خودِ من نظر بقیه، یعنی کسایی که براشون احترام قائلم و یا مدت زمان زیادیه که میشناسمشون، خیلی برام مهمه.
چیزی که اصلا فکرشم نمیکردم تو وجودم باشه!
تا یه نشونه برای خودم گذاشتم. گفتم هر موقع ترس اومد سراغت و احساس کردی داره ذهنت رو به هم میریزه، بدون که تو در ذهنت به اون عامل خیلی قدرت دادی و این خیلی خیلی بده. چون هم داره عزت نفست رو تخریب میکنه و هم فرصت های پولساز رو ازت دور میکنه. چرا؟ چون اگه اون راهه مورد قبول عامل دارنده قدرت و ایجاد ترس در تو، نباشه، یکی یکی فرصت هات رو میسوزونی.
اینارو هم نوشتم که یادم نره، اولین قدم برای تغییر باورهای قبلی شناسایی و مهم تر از اون اعتراف به اوناست.
به نام خدا
دوستان عزیز سلام .
به نظر من اولین کد مخرب این موضوع اینه که خدا به هر کی که تو مسیر و فرکانس قرار بگیره میده پس خدا هیچ نیازی به کمک ما به اماکن مذهبی یا آموزشی یا افرا د نیازمند نداره بلکه ما بعد از به دست آوردن برای کمک به خودمان به کسایی که نیازمند باشن کمک میکنم . مسله دوم آینه که کسی که تو فرکانس بدبختی و بیچاره ای باشه ما نمی توانیم این را به فرکانس خوشبختی سوق بدیم بلکه خودش باید این کار انجام بده . مسله سوم ما باید تمرکز و توجه خودمان را به فراوانی و ثروت بگذاریم و ما با تعهدی که میدهیم عملا تمرکز روی کمبود و نیاز دیگران میگذاریم و این باعث میشه ما هرگز به خواسته هایمان نرسیم . مسله بعدی اینه ما زمانی می توانیم کمک کنیم که خودمان داشته باشیم ما هنوز به جیزی نرسیده چطور قول بخشش و انفاق میدیم به نظرم ترمزهای ما آینه که بدست بیار بعد قولش بده . خداوند هیچ نیازی به قول قرار ما نداره چونکه خداوند از همه چیز قبلا آگاهی کامل داشته است .
با سپاس از استاد عباسمنش
صدیقی
به نام خداوند ثروت و فراوانی
سلام
یا من عطاوه شریف( ای که عطا و بخشش شریف و ارجمند است)
یا من لا عطاء الا عطاوه( ای که بخششی جز بخشش او نیست)
یکی از ترمزهایی که در این درخواست وجود دارد این است که فرد درخواست کننده باور به بخشنده بودن خداوند ندارد باوری که خداوند میبخشد بدون انکه نیازی داشته باشد خداوند بینهایت وهاب و بی نهایت رزاق است و به هر کسی به اندازه ی ظرف وجودیش میبخشد و نیازی به معامله با بنده ی خود ندارد و خداوند است که روزی دهنده است و اوست که بخشش مایه سعادت است.یکی دیگر از ترمز های این درخواست این است که فرد درخواست کننده خود را لایق این ثروتی که از خداوند درخواست دارد نمیداند و میخواهد از این طریق با خدا معامله کند که خدایا به من ثروت بده من برای خودم نمیخوام که همشو ، میخوام به دیگرانم کمک کنم من میدونم لایق این ثروت نیستم به خاطر کارای خوبی که میخوام انجام بدم به من ثروت بده و کسی که خودشو لایق ثروت ندونه ثروت سراغش نمیرود. ترمز دیگر این درخواست این است که باور ندارد به خدایی که بخشش همگانی است ینی خداوند به همه ی بندگانش میبخشد. یا من فضله عمیم (ای که فضل و بخشش عمومی است).و اگر فردی با چنین خصوصیاتی بخواهد ثروتش راببخشد به خاطر ارامشی و لذتی که از بخشش انجام میدهد نیست و شاید احساس نگرانی به از دست دادن ثروتش هم سراغ او بیاید و این احساس ناشی از این است که فرد به فروانی ثروت و اینکه هر روز ثروت ها بیشتر و بیشتر میشوند ندارد. از استاد عزیزم سپاسگذارم.
یکی دیگه از ترمزها این میتونه باشه که فرد خودشو مسئول زندگی پدر و مادر یا اطرافیان یا هر مشکلی که در جامعه وجود داره میدونه و این حس نگرانی و ترس به طرف میده و هر کس مسئول زندگی خودشه.
با سلام به بهترینا و استاد توحیدی ام
قرارداد با خداوند .چرا باید خدا وارد قرارداد با ما شود .اینها ناشی از دیدگاه انسانی به خداوند است .خدا مگه انسان است که ما با او شرط وشروط بگذاریم .
ما هر چه بخواهیم خدا به ما می دهد بدون قید وشرط . فقط باید باورهایمان را تغییر دهیم . خداوند انرژی است و سیستمی را خلق کرده که با قوانین مشخصی کار میکند و قوانینی که هیچ وقت تغییر نمی کنند (خوب روی این جمله فکر کنید ) . هدف سیستم گسترش جهان هستی است .
بیاییم ریشه ای تر به این مطلب نگاه کنیم ، اگر به درک این مطلب برسیم که ما خالق زندگی خودمان هستیم چه نیازی است که با خداوند شرط و شروط بگذاریم . اگر درک کنیم که باورهای ما دارای انرژی می باشد خوب یا بد وقتی ما فرکانسمون رو ارسال می کنیم جهان هستی طبق قوانین ثابت خودش به ما جواب می دهد .
موضوع این است که اگر باورهای ما دارای فرکانس ، طول موج و انرژِ هستند اگر این انرژِی احساس خوب بوجود بیاره جهان هستی نتیجه ای خوب را برای ما ایجاد میکند اما اگر احساس بدی داشته باشیم جهان هستی اتفاقات بدی را برای ما رقم می زنه .
ما باید نگاه سیستمی به خداوند داشته باشیم که خداوند سیستمی را خلق کرده که هیچ گونه احساسی ندارد، در مورد کسی قضاوت نمی کند ، اصلا باسش مهم نیست که برای ما چه اتفاقی می افتد فقط به فرکانس های ما جواب می دهد .
پس الان چرا باید شرط و شروط بگذاریم تا به خواستومون برسیم این دیدگاه ناشی از این است که هنوز نمی توانیم نگاه سیستمی به جهان هستی داشته باشیم.
دقت کنید به این جمله پر معنی : ما خالق زندگی خودمون هستیم نه کس دیگه ای .
اگر می خوای ثروتمند شی فقط کافیه که کدهای مربوط به خواسته ات رو بنویسی اگر F5 رو زدی و جواب نگرفتی بدون که تو باوراتو ساختی باید بری سراغ ترمزات . حالا می خوای ترمزات رو از بین ببری کافی که برای ذهنت یک تمرین ایجاد کنی و دلایل منطقی بیاری برای ذهنت اگر من به خواسته هام برسم چه اتفاقاتی می افته .مغزت از نظر منطقی باید اون باورها رو قبول کنه البته با نگاه سیستمی به این موضوع .
اشتیاق به خواسته یا هدف معجزه می کنه .
حتما پیشنهاد می کنم کتاب چگونه ذهن خدا را بخوانیم رو مطالعه کنید
فقطططططططططططططط خیلی دوستون دارم با احساس خوووووووببببببببببب.
اتفاقی که پشت صحنه این گفتگو با خدا میوفته ولی به زبون نمیاد و در واقع خودشو در قالب فرکانسهای ارسالی مون نشون میده ( همون ترمزی که دنبالش میگردیم ) و چیزی که جهان ازین دیالوگ دریافت میکنه و اتفاقات همسنگشو وارد زندگیمون میکنه رو من مینویسم:در واقع در حالت عادی و قبل از دونستن سازوکار فرکانسهای ارسالی و درک سیستم باورها ما فقط ظاهر کلمات و منظور خودمون رو میفهمیدیم ولی حالا میتونیم اتفاقی که پس از این گفتگو در جهان فرکانسی میوفته و فرکانسی که داریم ارسال میکنیم و قراره طبق اون نتیجه بگیریم رو هم درک میکنیم.پشت صحنه این درخواست همچین گفتگویی بین ما و خدا اتفاق میوفته:
بارالها هردومون میدونیم که من همینجوریش لیاقت ندارم ثروتمند باشم و همچین جسارتی هم نمیکنم که از تو بی دلیل ثروت بخوام … من خودم اینو میدونم و الانم نیومدم همینجوری ازت ثروت بخوام برا کیف خودم.بلکه اومدم بگم اگر تو این بی لیاقتی من برای داشتن ثروت رو نادیده بگیری و به من با وجود اینکه صلاحیت و شرایطشو ندارم ثروت بدی در عوض من هم میام و به نفع تو بخشی از اون رو به نیازمندا میبخشم.خدایا اگه بخوام واضح تر بگم اینطوری بیان میکنم که اگر من خودم لیاقت و توانایی بدست اوردن این ثروت رو در حالت طبیعی داشتم اولا این شکلی به تو رو نمینداختم و با شرط و شروط نمیومدم باهات معامله کنم ثانیا مطمین باش که در اون شرایط تضمینی برای دادن بخشی ازون به نیازمندا نبود و این از خود گذشتگی رو من در قبال این کار تو انجام میدم که معامله برنده برنده اتفاق بیوفته.اینطوری هم من راضی ام هم تو راضی ای هم بندگان نیازمندت.ولی اگه به من ثروت ندی دو حالت داره اول اینکه هم من فقیر بمونم و هم نیازمندانی که قرار بود بهشون کمک کنم دیگه کمکی بهشون نمیشه و حالت دوم اینکه تو به من ثروت ندی و من بعدها خودم به ثروت برسم که بازم تضمینی برای کمک به نیازمندان نخواهد بود.ولی در حالتی که من الان پیشنهاد میدم من از خواسته خودم که خرج کردن همه پول برای خودمه میگذرم و تو هم عدم توانایی و شایستگی من برای ثروتمند شدن رو نادیده میگیری و زودتر به من ثروت میدی.
در واقع خدایا دو حالت داره.یا من باید پدرم دربیاد خودم پول بدست بیارم که دراون صورت عقلم کم نیست که پولی که با همچین زحمتی بدست اوردم رو به نیازمندا بدم یا اینکه تو همینجوری و بدون اینکه پوستم کنده شه پولو بیاری به من بدی که اونوقت من دستم بازه و دلم نمیسوزه که بخشی ازون رو به فقرا بدم و باهاش کار خیر انجام بدم.
خوب حالا باورهای منفی راحت تر دیده میشن و میشه اونها رو بیرون کشید.
باور عدم لیاقت :اولین و واضح ترین ترمز و کد مخربی که داره ارسال میشه اینه که من همینجوری که هستم لیاقت و توانایی و شایستگی داشتن ثروت رو ندارم و باید برای داشتنش شرط و شروط بذارم و با خدا مذاکره کنم و قانعش کنم و تازه بیام قسمتیش رو اونجور که فک میکنم خدا دوس داره صرف امور خیریه کنم تا شاید خدا درخواستمو بپذیره.
باور سخت بدست اومدن پول:دومین کدی که داره فرکانانسهایی برخلاف خواسته ظاهری مون ارسال میکنه و در نقش ترمز عمل میکنه اینه که پول به سختی به دست میاد.چون اگه راحت بدست میومد که من تاحالا به روشهای مختلف به دست اورده بودمش و به این شکل از تو نمیخواستمش و اصلا این گفتگو و درخواست شکل نمیگرفت.
باور کمبود:سومین کد مخفی مخرب باور کمبوده.چون در حالت طبیعی برنامه ای برای بخشش و کمک نداریم.چون میگیم باران ثروت الهی اونقدر نمیباره که من بدون حساب کتاب بتونم ببخشم و جاش دوباره پر شه. در واقع این تلفیقی از باور کمبود و سخت بدست اومدن ثروته.
و میگیم بخاطر کمبود ثروت من در حالتی میتونم ببخشم که خدا بیاد و این دعای منو بپذیره و خودش از یه راهی که بهتر میدونه این ثروت لعنتی رو به من بده تا بتونم یه بخشی شو با اکراه ببخشم.
البنه الان که فکر میکنم میبینم کدهای ریز مخرب دیگه ای هم هستند مثل بحث رشوه دادن به خدا و عدم درک فلسفه امور خیریه و … ولی چون من به شدت مبتلا به کمال طلبی هستم تا همینجا جوابمو ارسال میکنم تا بیشتر ازین به تاخیر نندازمش.
اینکه به نظرمون پول کثیفه رو هم باید اضافه میکردم.چون نشون میده در حالت عادی اگه شرط مصرف در امور خیریه رو اضافه نکنیم به صورت پیش فرض اون پول قراره صرف لذت و خوشی بشه که به نظرمون گناهه.حالا میایم میگیم خدایا اینطوری نیست و برعکس قراره صرف کارهای خیر و امور خیریه هم بشه.در واقع این امور خیریه در نقش پاک کننده هدف شوم ما که همون لذت بردن ازون پول به طرق مختلفه میشه
البته اینو به نظر خودم نرسیده بود و بعد از خوندن کامنت دوستان فهمیدم واقعا که چقدر مخفی و نااگاهانه این فرکانسها رو میفرستیم و چه لذتی داره رمز گشایی فرکانسهای ارسالی.منکه جایزه مو ازت گرفتم عباسمنش جان.
ممنون خیلی خوب بود
سلام به همه دوستان دوست داشتنی سایت استاد عباس منش. من معراج الدین هستم از شهر کابل افغانستان
فایل دوم کشف قوانین زندگی را در ساعات اخیر رسمیات در دفتر کارم دیدم ابتدا هیچ چیز از آن نیاموختم و از دفترم که می برامدم با خودم میگفتم استاد هیچ چیز آموزنده ای جدیدی نداشت و در راه پیاده روان بودم و از اینکه چیزی در این فایل نیافتم با خودم در جنگ بودم که ناگاه در ذهنم آمد که باید فکر کنم چه ترمزی وجود دارد که من به حد اقل دو خواسته مهمم که خریدن خانه و موتر است موفق نشده ام، در ظرف حدود 5 دقیقه که فکر میکردم یک بار ترمز را یافتم و قاه قاه خندیدم و گفتم ای شیطان تو اینجا چه میکنی تو را یافتم. ترمز این بود که من باور داشتم کسانی که در شهر کابل خانه دارند در خانه های شان دزدان داخل شده و اجناس شان را می برند و گاهی هم اطفال شانرا اختطاف میکنند. چون این وضعیت گاهگاهی در شهر کابل اتفاق می افتد این موضوع به یک باور مخرب من تبدیل شده بود و من هم با اتکا بر همین باور همیشه در بلاک های رهایشی سکونت میکنم یعنی از سکونت در خانه ها هراس داشتم. باور جایگزین را یافتم و گفتم هزاران نفر در این شهر آرام و آسوده و بدون کدام هراسی در خانه های شخصی شان زندگی مرفهی دارند من هم میتوانم بدون کدام ترسی خانه داشته باشم در مورد موتر هم اینکه در این شهر در مواردی موتر های شخصی را یا میدزدند و یا هم در ساعات و ساحاتی که خلوت است دزدان سر راه موتر را گرفته مالکش را از موتر بیرون انداخته و موتر را با خود می برند و این شده بود باور مخرب من. باور جایگزین را یافتم و او اینکه صدها هزار نفر با موتر های شخصی شان در این شهر خیلی پاک، با وقار و با عزت رفت و آمد دارند که نه بر لباس شان خاک می نشیند و نه بر بوتهای شان من هم میتوانم و شایسته ای چنین موتر هایی هستم
باور مخرب دیگرم این بود که از راه حلال و از طریق معاش نمی توان خانه خرید چون قیمت ها بالا و معاش ناکافی است اما عملا یافتم و دیدم کسانی را که با معاش شان خانه خریدند و درامد شان هم مشروع بود و این شد باور جایگزینم.
اکنون در حال تکرار جملات تاکیدی هستم که باورهای مخربم را تصحیح کرده و باور های مناسب جایگزین شود.
میخواستم این موضوع را بعد از اینکه به خواسته ام رسیدم بنویسم اما از اینکه استاد خواستند هر کسی ترمز مخربی را یافت با دیگران شریک سازد تا دیگران هم از آن سود ببرند من هم این را نوشتم امید مفید تمام شود
??
بازم سلام
یکی از دوستان یه مثال جالبی زده بود که مطمئنم خیلیامون ازش رد شدیم و جدی نگرفتیم، خواستم همون مثال رو به شیوه ی دیگه ای تو یک کامنت جداگانه بذارم، خیلی حال کردم باهاش:
ببینید دوستان، مگه غیر از اینه که ما کارهای نیک رو فقط به خاطر خدا انجام میدیم؟ خوب اینجور قول و قرار گذاشتن با خدا مثل اینه که ما به بابامون بگیم بابا اگه مثلا 100میلیارد به من بدی من 10 میلیاردشو برای خودت یه ماشین حرفه ای سوپر لوکس میخرم!!!! هر چقدر که این درخواست خنده دار به نظر میرسه، درخواست های ما از خدا در عوض انجام کار خیر هم خنده دار خواهد بود. خدا میگه آخه بنده ی من تو برو اول به فکر خودت باش مطمئن باش به جایی خواهی رسید که به شیوه خدا بخشش هم خواهی کرد. مرا به کار خیر تو چه نیاز؟ تو اگه با بخشش و فضل من حالت خوب شد کاری کن که دیگران هم حالشون خوب بشه و به سمت من بیان
باور بسیار چموش و مخفی که در ما وجود دارد باور عدم احساس لیاقت در مورد ثروت است. این باور به قدری مخفی است که حتی اگر موضوع بخوبی پیش برود تداوم ندارد و خیلی زود ما نعمات و ثروت هایی را که ساخته ایم از دست میدهیم و حتی در یک قدمی خواسته هایمان به آن نمیرسیم. میزان نعمات وارد شده و میزان ناخواسته های وارد شده در زندگی ما دقیقا طبق قانون است و در صورت باورهای اشتباه ما که اکثرا بسیار مخفی هستند ما به خیلی از خواسته هایمان نمیرسیم علیرغم اینکه تلاش زیادی میکنیم برای ساخت باورهایمان اما یکسری از باورها مثل احساس لیاقت در مورد ثروت فراوانی و توحیدی فونداسیونهای ساخت باورهای قدرتمند و ثروت هستند در صورت ایراد داشتن در این باورها خیلی از نعمات را دریافت نمیکنیم
ممنون ازپاسخ هوشمندانه تون?
موفق باشید
سلام به همگی دوستانو استاد عزیزم
میخاستم از فیلمبردار خوش ذوق و باسلیقه این فایلها تشکر کنم
خیلی قشنگن
خیلی لذت بخشن
و ممنونم که وقت میزارین و از طبیعت زیبا خیلی با شوق وسلیقه برامون فیلم میگیرین
روحمون تازه میشه
????
منم فایلو تازه دیدم فردارو روش فکر میکنم و بعد پاسخ میدم
سلام
بله موافقم ایشون خیلی با علاقه و ذوق فیلم برداری میکنن که تشکر میکنیم بی نهایت ازشون.
راستی یکی از دوستان ما دقیقا هم اسم شما هست که ما مدت زیادی هست که ازشون خبر نداریم گفتم شاید اینجا هم فرکانس شدیم و باهم برخورد کرده باشیم.?
سلام روز بخیر
ولی من اسم شما به خاطر نمیارم??
قال امیرالمومنین علیه السلام :
نشانه هاى رحمت الهى
بدان، خدایى که گنجهاى آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطهاى پناه ببرى، و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار توست، رسوا نساخته، و براى بازگشت به خویش شرائط سنگینى مطرح نکرده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است. هر گاه او را بخوانى، ندایت را مىشنود، و چون با او راز دل گویى راز تو را مىداند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غمهاى تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یارى رساند.
نهج البلاغه
قسمت دهم ترجمه نامه 31
فوق العاده عالی بود مرسی
متشکرم دوست خوبم خیلی به موقع بود یادآوری این متن
عالی بود!
سلام به دوستان، استاد، و خانم شایسته عزیز
بنظرم در دنیایی که فرکانس ها و کانون توجه انسانه که زندگیش رو رقم میزنه، برای دلسوزی و کمک با هدف بهبود شرایط زندگی کسی، جایی وجود نداره.
به قول استاد اگه میخوای کمک کنی کمک کن، ولی یادت باشه تو هیییچ نقشی در تغییر دیگران نمیتونی داشته باشی تا زمانی که خودشون نخوان .
قانون میگه احساس خوب = اتفاقات خوب. حالا اگه این کمک باعث ایجاد احساس خوب در اعماق وجود تو میشه (با هر توجیحی)، خیلی هم خوب، میتونی کمک کنی تا اتفاقات خوب بیشتری در زندگی خودت خلق کنی.
یکبار دیگه تاکید میکنم، هدف رسیدن به احساس خوبه، نه تغییر زندگی دیگران .
راجب یکی از ترمز های خودم میخوام صحبت کنم.
منتظر نمون
و فکر نکن که حتما باید یه اتفاق خاصی بیفته تا شروع کنی به پول ساختن.
هر ایده ی کوچک و بزرگی که از سرت رد میشه و ازش بوی هدایت استشمام میشه،
شروعش کن.
هر کاری براش میتونی بکن.
چون نتیجش دو حالت داره،
یا تو رو مستقیما میزاره تو راهی که قبلا درخواست کرده بودی،
یا یک قدم به شروع اون راه نزدیکترت میکنه (حتی اگه تو در اون برهه زمانی فایدش رو درک نکنی).
یه ترمز دیگه.
هر ثروتمندی از راه نادرست به ثروت رسیده و با به ثروت رسیدنش، حق بقیه رو خورده.
بارزترین نمودش هم اینه که اکثریت مردم وقتی یه ماشین مدل بالا میبینن یا از جلوی یه خونه ی مجلل و زیبا رد میشن، میگن معلوم نیست یارو چی کارست و به کی وصله.
این نشون دهنده ی این باور محدودکنندست که انسان فقط از راه نادرسته که می تونه به ثروت برسه.
و از اونجایی هم که خودشون رو خیلی آدم های خوبی میدونن اگه هم یک درصد لطف خدا شامل حالشون بشه و موقعیت ثروت سازی براشون پیش بیاد با آتش این باور محدودکنندشون، تا ذره آخر فرصتشون رو خاکستر میکنن.
ترمز بعدی.
خودِ من نظر بقیه، یعنی کسایی که براشون احترام قائلم و یا مدت زمان زیادیه که میشناسمشون، خیلی برام مهمه.
چیزی که اصلا فکرشم نمیکردم تو وجودم باشه!
تا یه نشونه برای خودم گذاشتم. گفتم هر موقع ترس اومد سراغت و احساس کردی داره ذهنت رو به هم میریزه، بدون که تو در ذهنت به اون عامل خیلی قدرت دادی و این خیلی خیلی بده. چون هم داره عزت نفست رو تخریب میکنه و هم فرصت های پولساز رو ازت دور میکنه. چرا؟ چون اگه اون راهه مورد قبول عامل دارنده قدرت و ایجاد ترس در تو، نباشه، یکی یکی فرصت هات رو میسوزونی.
اینارو هم نوشتم که یادم نره، اولین قدم برای تغییر باورهای قبلی شناسایی و مهم تر از اون اعتراف به اوناست.
شاد باشید🌿🌻