اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اولین باری که در محصول قانون افرینش ۱۰۷ آرزویم را نوشتم یکی از مهمترینش این بود که پولدار بشم و یک مرکز خیریه راه اندازی کنم اما بعد ها این آرزو راخط زدم چون برداشتم از پول وثروت و درآمد تغییر کرد
یادمه وقتی باردار بودم سوار اوتوبوس واحد شدم و با اینکه حال مساعدی نداشتم وقتی پیرزنی وارد اتوبوس شد نتوانستم جلوی حس مسعولیت دلسوزی و ترس از نگاهها و قضاوتهای دیگران روبگیرم و بلند شدم و ایستادم و تحمل کردم تا آن پیرزن بنشیند دفعه ی بعد رفتم توی قسمت مردانه نشستم تا کسی متوجه حضور من نشود اما از آنجایی که نمیتوانستم از فرکانسم فرار کنم باز هم یک پیرزمرد یا پیرزن از قسمت مردانه سوار اوتوبوس میشد و باز باید جایم را ب آن شخص میدادم چون باز هم حس مسعولیت ترس از قضاوت داشتم .خخخخخ. آنجا یک تضاد بود و خواسته ی من مشخص شد که من یک ماشین برای خودم داشته باشم رانندگی یاد بگیرم تا ارامش و راحتی رو برای خودم داشته باشم .
الان با توجه به اموزش های استادعباسمنش متوجه شدم که من میخاستم یهویی و یکدفه پولدار بشم و متوجه قانون تکامل نبودم میخاستم برای اینکه عادی به نظر برسد به خودم سختی بدم تا پولم به نظر خودم ودیگران حلال باشد وترس از نگاهها ترس از چشم خوردن ترس از قضاوتها ی مردم راخنثی کنم و در وجودم و در درونم میخاستم به نیاز مندان کمک کنم اما ازین خبرا نبود و نشد من باید آرام آرامسیر تکاملی خودم رو میگذارندم از نظر فکری و روحی شناخت خود و خدا و سیستم قانون افرینش باخبر میشدم جوری که الان خودم متوجه تکامل و پیشرفتم میشوم و انقدر بدیهی و عادی است که گاهی اوقات یادممیره کی بودم و الان کی هستم خدایا شکرت
و اینکه من یاد گرفتم با کمک کردن به گدا دردی از جامعه دوا نمیشود هم تمرکزم بروی ناخاسته هاست هم باتوجه به فایل رایگان استاد به کبوتر ها غذا ندهید من خسارت هم میزنم با کمک کردنم
این جمله ی با ارزش استاد که در ثروت ۱ گفتند
مشکل ثروتمندان اینه که چجوری کار بیشتر وتولید بیشتر داشته باشن چجوری میتونه پول بیشتری به دست بیاره و کارش رو گسترش بده و مشکل فقرا اینه که چجوری وام بگیرم چجوری قسط هاموبدم خیلی اینجا کارمیده کیو پیدا کنم پارتیم بشه و….
اگر فرکانس و مدار من بالا رود و من هر کاری بکنم نکنم کمک کنم نکنم کار کنم نکنم باشم نباشم باز به این دنیا کمکی نخاهم کرد باز دنیا کار خودش رو میکند و باز پیشرفت میکند
چون دنیا رو به تکامل و پیشرفت است
ولی با تغییر فرکانس من ایده ها راهکارهای عملی به ذهنم میرسد ومیتوانم مفید باشم خدمت کنم احساسم عالی باشه و موثر باشم میتونم الگو باشم برای دیگران راهبر و راهنما باشم
مهم اینه خودم اول پر بشم از فراوانی باور به خدا وایمانم را هر روز تقویت کنم .از زندگی ام لذت ببرم احساس امنیت کنممستقل باشم
و زندگی کنم به بهترین شکل و بگذارم دیگران هم زندگی کنند و لذت ببرند من هر کاری بکنم نمیتونم به یک معتاد حتی اگه نزدیکترین فرد زندگیم باشه کمک کنم ده ها بار به مرکز ترک اعتیاد هم بره پاک میشه ولی تاخودش نخواهد نمیتواند پااااک بمااااند خودش باید رشد کنه وخودش رو از اعتیاد ووابستگی نجات بده
همه چیز برمیگرده به خودم و باورهای درست خودم من هر چه به نیازمندی کمک کنم دردی از اون دوا نکردم سرپوشیست روی باورهای اومن باید ماهیگیری رو یادبدم نه ماهی براش بگیرم
این روزها به این نتیجه رسیدم که دلسوزی یعنی در جایگاه خدا قرار گرفتن یعنی قضاوت عجولانه و ناآگاهانه من فقط مسعول خودم هستم وزندگی خودم آینده ی خودم من حتی مسعول فرزندم و آینده اش هم نیستم چون اون باورهای خودش رو داره خودش باید راهش رو پیدا کنه من مسعول شادی و ارامش خودم هستم و باید اول تغییر را از خودم شروع کنم و فقیر نباشم باورهای درستی داشته باشم به جای سرزنش کردن خودم وترس از قضاوت از وجود فقرا و نیازمندان و احساس گناه بابت غذای خوبی که میخورم لباس مارک داری که میپوشم وووو…. سپاسگذاری کنم از اینکه این تضاد هاهست و من برای خاسته هایم به وضوح میرسم
همه چیز برمیگرده به مدار و فرکانس و ایمان من چرا که افرادی هستند که در خانواده های ثروتمند به دنیا می آیند اما باوجود مدار وباورهای اشتباه نتوانسته اند موفق باشند اما فردی که درخانواده ی فقیر به دنیا اومده اونقدر ایمانش به خدازیاده و مدارش بالا میره که مخترع میشه یا رتبه ی اول دانشگاه قبول میشه و….
به جای اینهمه باور اشتباه باید شاد بود و از تک تک نعمتهای خدای بزرگ سپاسگذاری کرد ولذت برد.
خدایاشکرت برای اینکه هر روز آگاه تر و بیدار تر میشوم وهرکس همان جایی هست که باید باشد ومن همواره درمسیروجای درست و مناسب خودم قرار دارم .
سلام به همه هم مداری های عزیز..سپاس گذار پروردگارم که من رو هدایت میکنه …………..وامیدوارم هرجا هستید روز به روز مدارتون تو همه جنبه ها پیشرفت کنه….این جمله که خدایا تو به من ثروت بده تا من فلان کار خیر رو بکنم با توجه به مطالبی که من تواین چندماه یادگرفتم چندتا ایراد اساسی داره…………
اول اینکه جمله شرطیه یعنی خدایا تا به من ثروت ندی من نمیتونم کار خیر انجام بدم این فرد با گفتن این جمله دست خودشو میبنده چون کارهای خیر زیادی هست که نیازی به پول نداره واین جمله یجور وابستگیه به پوله و به هرچیزی که احساس وابستگی داشته باشی ازش دور میشی… ………….
دوم اینکه اون عزیزی که این جمله رو میگه برای خودش ارزش قائل نیست پول رو برای خودش نمیخواد برای دیگران میخواد که این اصلا غیر ممکنه.امکان نداره کسیکه پول واسه خودش خرج نکنه واسه دیگران خرج کنه.هرکسی زمانی میتونه ببخشه که از پول رها شده باشه و طبق قانون رهایی زمانی میتونه از پول رها بشه که خودش به مقدار زیاد تجربه کرده باشه……………..
سوم اینکه ما مامور خوشبختی یا بدبختی کسی نیستیم فقط زمانی میتونیم ببخشیم که تو مدارش باشیم.و گفتن این جمله یعنی خدا عادل نیست و اون فرد باید عدالت رو اجرا کنه.یجورایی تو این جمله حس ترحم و دلسوزی احساس میشه یعنی کسیکه این جمله رو میگه میخواد تو کار خدا دخالت کنه…………
چهارم اینکه این جمله قانون فراوانی رو هم زیر سوال میبره یعنی خدایا به من ثروت بده تا من ببخشم یعنی خدا محتاج منه و دستان خدا محدودند..در صورتیکه پروردگار بینهایت دست داره و هیچ کار خدا رو زمین نمیمونه……………
پنجم اینکه حتما این فرد که اینو میگه درخواست یه مبلغ زیاد رو از خدا داره و هیچ هدف گذاری نداره.پس طبق قانون تکامل به اون مبلغ نمیرسه تا وقتیکه هدف گذاری کنه و قدم هاشو کوچیک برداره……………..
در اخر چیزیکه من متوجه شدم اینه هر شخصیتی که دوس داریم در اینده باشیم باید بذرش الان کاشته بشه.اگه میخوایم ثروتمند بشیم باید بذر شخصیتی ثروت رو بکاریم.باید مثل ثروتمندان رفتار کنیم حرف بزنیم باید نوع خرج کردنمون مثل ثروتمندان باشه حالا هرکس باتوجه به تواناییش.یک پولدار واقعی ماهی یکبار میره بهترین رستوران شهر بهترین غذا رو سفارش میده.کسیکه میخواد شروع کنه هم باید نوع خرج کردنش همینطوری باشه حالا نمیخواد بهترین رستوران باشه میتونه بره یه رستوران با سطح پایین تر و بهترین غذای اون رستوران رو سفارش بده دفعه بعد میره رستوران بهتر و بهترین غذای اونجا رو میخوره و همینطور پیش میره تا بره بهترین رستوران این مثال غذا خوردن بود تو همه جنبه های زندگی همین ترفند نتیجه میده .
کسیکه میخواد یک خیر باشه باید از همین الان بخشیدن و کار خیر کردن رو شروع کنه حالا با مبلغ کمتر.چون پول شخصیت ادمو عوض نمیکنه فقط شخصیت ادمو پررنگتر میکنه کسیکه از دارایی کمش نمیگذره از ثروت زیاد هم نمیگذره….با 100000تومن هم میشه تو ساخت یک مدرسه کمک کرد حتما لازم نیست میلیاردی هزینه بشه.اون فرد الان با 100000 تومن شروع میکنه بعد کم کم درامدش بیشتر بشه میزان بخشیدنش هم بیشتر میشه.
۱.ایمان و اعتقاد و توکل ما به خدا در سطح خیلی پایینی قرار داره
به این دلیل که ما خدا رو واسطه ای برا نیکی و خوبی کردن به دیگران برا ی خودمون میخایم .خدا رو یه جور دیگه شناخته ایم برای خدا شرط و شروط می ذاریم میگیم که ثروت به من بده تا من به دیگران کمک کنم .
خدا میفرماید ا دعونی استجب لکم .ما معنی این حرف خدا رو وارونه فهمیدیم در این باور وقتی چیزی از خدا میخایم باید با توکل صددرصدی و ایمان قلبی باشد وقتی گفتیم به ما اینو بده یا اینو میخام بدونید که الن حاضره و در دسترس شماس و هیچ شک و تردیدی به دلمون راه ندیم این ایمان ضعیف باعث میشه که در مدار مورد نظر قرار نگیریم باعث میشه به خواسته مون نرسیم چون احساس بدی داشتیم درسته میگفتیم خدا به من ثروت بده تا من به دیگران کمک کنم ولی ته قلبمون و درونمون میگفته پس خودت چی همه ش که شد دیگران و یا میگفتیم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است و این باعث احسا س بد شده و احساس بد مساوی اتفاقات بد .
۲لیاقت نداشتن خودمون برای ثروت مند شون
ما خودمون رو لایق ثروت مند نمیدونیم زیرا اول دیگران رو برخودمون ترجیح داده ایم ما باید اول دلمون به حال خودمون بسوزه بعد دیگران زیرا کوری نمیتواند عصا کش کوری دیگر شود تدر این باور اول دلمون به حال دیگران سوخته بعد خودمون و باعث احساس بد در ما میشه و نتیجه اتفاقات بد
۳کمک به دیگران رو برای جاری شدن ثروت به سمت خودمون نمیدونیم بر این باوریم که هیچی سر جای خودش نیست و ما وظیفه داریم که درستش کنیم
۴قانون تکامل هست که ما اونو نادیده گرفتیم در این باور
ما یه ثروت زیاد از خدا طلب میکنیم که بتوانیم به دیگران کمک کنیم بر این باوریم که الن خدا یه کیسه پر از پول برامون از اسمون میندازه پایین .
ما مراحل و تغییر باور هامونو باید ارام ارام انجام بدیم
۵این باور مثال افرادی است که سطل اب شان هم عمق کمی دارد هم دهانه کوچک
و فکر میکنن که با این درخواست از خدا میتونن جریان ثروت رو به سمت خودشون جاری کنن
۶.من فکر میکنم با این باور ، باید به خدا التماس کرد تا یه چیزی به ما بده و ما رو مورد قبول خودش قرار بده
ما در این باور درخواست درست رو به جهان و کاینات نمیفرستیم بلکه همون تکامل که قبلا گفتم رو میخایم دور بزنیم و با ایثار و فدا کاری و دل سوزی میخایم احساسمون رو به زور خوب کنیم
۷.ما در این باور فکر میکنیم که مورد ازمایش الهی قرار میگیرم و میتونیم از مقربان درگاهش باشیم و غافلیم از این که ازمون های الهی برای خود شناسی خودمون و محک زدن خودمون هست چرا که خداوند ما روافریده و میدونه که ما کی هستیم
۸.تمام این موارد که گفتم همه ش ریشه در عزت نفس ما داره و تا وقتی که اعتماد به نفس خودمون رو مورد بررسی و تحلیل قرار ندیم نمی توانیم باور های درست رو برای خودمون ایجاد کنیم
بحث عزت نفس خیلی طولانی هست و از دوستان میخام که خودشون در این مورد تحقیق بیشتری کنن .
سلام استاد عزیزم بخدا که اینجا دانشگاه ست نمیفهمم کسانی رو که سالهای سال پشت کنکور میمونن یا تمام و کمال موفقیتشون رو تو قبولی و دانشگاه رفتن خدایا شکرت بابت این آگاهی ها من خداروشکر فعال و پرانرژی هستم و همیشه دوست داشتم موفقیت رو تجربه کنم تو تمام جنبه های زندگی که یکیش کار درآمد بود که از ۱۹ سالگی بعدازینکه کنکور شرکت کردم و قبول نشدم بلافاصله تصمیم گرفتم مشغول به کار شم حدود ۶ماهی دنبال کار مورد علاقه ام گشتم تا اینکه سال ۸۰ به خواسته ام به لطف خدا رسیدم خیلی عالی بود از تمام جنبه ها عاشق کارم بودم و هرروز پیشرفت میکردم تا جایی که قدرت مالیم اونقدری رسیده بود که براحتی به خواسته هام میرسیدم خیلی عالی بود پنج سالی گذشت تا اینکه نمیدونم چرا ولی یکسری باورهای اشتباه اومدن سراغم البته الان میفهمم که روی خودم کار نمیکردم و شکرگزاریم کم شده بود که به مرور احساس ناعدالتیها اومد سراغم اینکه من با اینکه مجردم و خانم همه چی دارم ولی آقای فلانی با اینکه زندگی و بچه داره هیچی نداره و به سختی زندگی رو میچرخونه اینکه چقدر من راحت به سفر میرمو خوشحالم همیشه ولی یکسری از اطرافیان خوشحال و شاد نیستن و یطورایی دلم میسوخت یه حسی میگفت خدا اونقدر هام عادل نیست ببین چرا همه یکسان نیستند چرا همه خوشحال نیستن و این افکار شیطانی که خودشو جای یک آدم مهربون و دلسوز جا زده بود باعث شد نعمت و ثروت کم کم ازم دور بشه و اون رفاه رو از دست بدم و باورتون میشه استاد من بعداز سالها حالا که دارم رو خودم کار میکنم متوجه این ترمز بوجود اومده شدم و خوشحالم بابت فهمیدنش که چند روزی میشه و نشونه امروزم که باعث شد بیام و اینجا بنویسم خدایا شکرت ازت طلب بخشش کردم و مطمئنم که منو بخشیدی چون خودت کمکم کردی به درک این باور غلط که جایگزینش میشه : نعمت ثروت و فراوانی در این دنیا اونقدر هست که تمامممم مردم روی زمین ازش بهرمند بشن و تا آخر عمر تو رفاه زندگی کنن فقط باید باورهای درستی نسبت به فراوانی و انرژی ثروت داشته باشند باید ظرفشون رو بزرگ کرده باشن و باید همیشه همیشه به نکات مثبت توجه و تحسین کنند و شکر گزار باشن اگر کسی ازین نعمتها محروم خودش با افکار وباورهای اشتباهش باعث شده نه چیز دیگه ای عدالت خداوند همیشه برقرار بوده و هست و من با احساس لیاقت و عزت نفس این انرژی ثروت رو به زندگیم دعوت میکنم خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم … و همچنین از شما استاد عزیزم
چقدر جالب و دلنشین هستن نوشته هاتون خیلی عالی، دقیقا درسته دلسوزی های بی مورد انسان رو از روند خودش عقب میندازه، نوسته های شما منو یاد یکی از فایلهای استاد میندازه که میگه (( دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم!! ))
من توزندگیم واسه هرچیزی یه عالمه معامله باخداوندکردم ویه عالمه نذردارم که خیلی هاشم ادانکردم وهروقت یه مسعله ایی توزندگیم پیش میومدمیگفتم بخاطرنذرهای ادانشدمه چرامن بااینهمه باورنادرست توقع داشتم ثروتمندم بشم😁
اماالان میفهمم خودمن خدام
خودخودشم
وای که چقدرراحت شدم
دیگه براکسی دلسوزی نمیکنم که چقدربادلسوزیای بیجابه خودم خسارت زدم
دیگه تلاش نمیکنم دیگران راموفق کنم
دیگه جوش نمیزنم انگاریه باربزرگ ازدوشم برداشته شد
الان روخودم وکارام تمرکزدارم که اونچیزی که دوست دارم ازخودم بخام ومطمعنم اگرواقعابخام میشه دیگه دل قرص ترجلومیرم نکنه نشه،نکنه صلاحم نباشه هارفت کنار
من لیاقتش رادارم اگربدستش نیاوردم چون باتردیدحرکت کردم،مطمعن نبودم
چقدرخوبه که من خودم میتونم زندگیم رابسازم
خبرازاین خوشترم مگه هست
حس اینکه بی عدالتی شده،حق من این نبود،مظلوم نمایی واشک های بی پایان تموم شدمگه وقتی آواژورمن روشن نمیشه میشینم گریه میکنم خب انقدراینورواونورش رابررسی میکنم لامپش نسوخته باشه آیادوشاخ به پریزوصله آیابرق هست تابلخره روشنش کنم این یه چیزطبیعیه
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای این خانواده صمیمی
خدایا سپاسگزارم ازت به خاطر صدمین فایل روز شمار تحول زندگی مون. سپاسگزارم ازتون استاد عزیز به خاطر این سؤال فوق العاده و تأمل برانگیز. واقعا اینکه میگید همیشه سؤال های خوب بپرسیم، چه قدر مهمه و باعث میشه به جواب هایی هدایت بشیم که بتونیم باهش زندگی مون رو تغییر بدیم، نه اینکه سؤال هایی باشه که صرفا یه سری کنجکاوی هامون برطرف بشه.
و اما در مورد جواب این سؤال : به نظرم یکی از ترمزهایی که تو این نوع نگاه به ثروت وجود داره عدم داشتن احساس لیاقت هستش، یعنی فرد خودش رو لایق ثروتمند بودن نمیدونه و فکر میکنه زمانی که مقداری از ثروتش رو بتونه ببخشه لایق میشه و میتونه از اون ثروتش استفاده کنه. مورد بعدی بحث باور نداشتن به معنوی بودن ثروته، و فرد فکر میکنه اگه فقط بتونه مقداری از ثروتش رو ببخشه کار معنوی انجام داده و صرفا اینکه ثروت بسازه عملی معنوی نیست، یعنی حتما باید مقداری از ثروتش رو از دست بده تا جنبه معنوی پیدا کنه. ترمز بعدی اینه که فرد فکر میکنه با ثروتمند شدنش ممکنه آدم بدی بشه و اگه یه مقدار از ثروتش رو ببخشه، این بخشش باعث جلوگیری از بد شدنش میشه و این یه جور جنبه مثبت روانی براش داره که الآن دیگه از اون انسان بد شدن دور شدم. مورد بعدی اینکه فردی که همچین باوری داره، حتی ممکنه به خاطر کمبود عزت نفس و ترس از حرف دیگران بخواد مقداری از ثروتش رو ببخشه، تا دیگران قضاوتش نکنند که فلانی که این همه ثروت داره، چرا هیچی به چیچ کس نمیده و هیچ کار خیری نمیکنه و در واقع برای این جلوگیری از حرف مردم میخواد مقداری از ثروتش رو ببخشه تا بقیه رو راضی نگه داره. همچنین این ترمز میتونه از باور کمبود سرچشمه بگیره و فرد فکر میکنه که ثروت در جهان محدوده و اگه مقدار زیادی ثروت به دست بیاره، از یه عده دیگه گرفته شده و اون با بخشیدنش به افراد نیازمند در واقع اون مقداری که از اونا گرفته شده یا بهشون نرسیده رو میخواد جبران کنه. این ترمز باعث میشه که فرد ثروت رو به خودی خود پاک و یه نعمت و برکت از جانب خداوند ندونه و فکر میکنه اگه قسمتی ازش بخشیده بشه اون موقع پاک میشه و میتونه ازش استفاده کنه. در کل به نظر مهمترین آفت این ترمز همون بحث ارزشمند ندونستن خودمونه، چنین ترمزی از این باور نشئت میگیره که فرد خودش رو ارزشمند نمیدونه و نمیتونه ثروت رو به گونه ای بخواد که ازش لذت ببره.
سلام خدمت استاد عباسمنش، مریم جان گرامی و دوستان عزیز
باورهای مخرب من راجب به ثروت:
1) اگر ثروتمند شوم انسان پستی و منفوری میشوم و از درگاه خدا رانده میشوم چون بیشتر ثروتمندان با خوردن مال دیگران و راه های نادرست ثروتمند شدهاند.
2) وقتی ثروتمند شوم حتما خدا در این دنیا و آن دنیا حساب و کتاب سختی با من خواهد داشت و من سخت تر حسابرسی خواهم شد.
3) انسان های مورد قبول خداوند انسان های هستند که دچار فقر، بیماری، مشکلات، غم و سختی هستند و انسان های که زندگی راحتی دارند رانده شده درگاه خداوند هستند.
4) نشانه انسان مورد تایید خدا انسانی است که مشکلات زیادی دارد و زندگی اش شاد و لذت بخش نیست.
5) هیچ وقت نباید همه چیز بر وفق مراد باشد چون علامت هشداری است و باید همیشه یک چیزی کم باشد و نباید خیلی خوشحال باشیم و همه چیز درست پیش برود و بعد از خوشحالی ها و لذت ها باید سختی بکشیم تا آن لذت جبران شود و زندگی بالانس شود.
6) وقتی بیش از حد و همیشگی سلامتی و ثروت را تجربه کنیم مغرور و یاغی میشویم و خداوند ما را رها میکند و جهنمی میشویم.
7) از راه درست و حلال نمیشود ثروت چندانی به دست آورد و حتما باید یک سری مسیر میانبر ولی نادرست طی کرد تا بتوان هدف های بزرگی تیک زد.
8) ثروتمندان افرادی هستند که افسرده، بیمارند و خانواده و کانون خانواده سالم و گرم ندارند و بسیار غمگین و تنها هستند و به پوچی رسیدهاند.
9) افراد فقیر به خدا نزدیکترند و مورد پسند خداوند هستند و خداوند به آنها افتخار میکند.
10) چون در نهایت مرگ را تجربه میکنیم پس بهتر است سبکبار باشیم و مسئولیت خودمان را در دنیا و آخرت سنگین نکنیم.
11) بیشتر تفریحات و ثروت جهان بر خلاف دستورات خداوند است و وقتی ما از آنها لذت ببریم در واقع نارضایتی خداوند را برانگیخته ایم و با تجربه آنها از خدا دور میشویم.
12) و چون ثروتمند شدن احساس گناه در ما ایجاد میکند میخواهیم با نیت و انجام کارهای خیر احساس گناه خودمان را سرکوب کنیم و انگار با ثروتمند شدن کار اشتباهی مرتکب شده ایم و حالا باید با کار خیر در حق دیگران آن را جبران کنیم تا خدا ما را ببخشد.
این باورهای مخربی بود که من همیشه شنیده بودم و الان در واقع مدتی است که به اشتباه و پوچ بودنشان پی برده ام و الان که آنها را نوشتم بیشتر برایم تهی بودنشان فاش شد و همه آنها حاصل جهل اطرافیان بوده اند.
ممنون استاد عباسمنش برای این سوال و خداراشکر که هر لحظه ما را به سمت آگاهی های ناب و ارزشمند هدایت میکند.
در خصوص تمرین به شناخت رسیدن درباره ی ترمزهای ذهنی تان درباره ثروت باید بگم که ….
ما به خاطر اینکه از بچگی دیدیم و شنیدیم که خانواده و جایی که بزرگ شدیم همه ثروت رو بد میدونستن و فکر میکردن که اگر ثروتمند بشن از خدا دور میشن و افراد ثروتمند رو خلافکار میدونستن و از بس تو کمبود بودن نمیتونستن فراوانی رو باور کنن و فکر میکردن زندگی همینه در حدی بخور نمیر داشته باشی و بیشتر نمیشه، اصلا فکر زندگی در رفاه و فراوانی به ذهنشون خطور نمیکرد این پیش فرض ذهنی همه افراد بود حالا جالبه که همشون هم از صبح تا شب برای بدست آوردن پول کلی زحمت میکشیدن، باورهای نادرست در مورد پول را داشتن اما داشتن پول را هم دلشون میخواست، ولی ظاهر نمیکردن این می شد که هیچ وقت به ثروت نمیرسیدن و از اونجایی که ثروت رو هم به معنویت ربط داده بودن که اماما فقیرن درستش اینه که ما هم خوبه که فقیر باشیم و مثله اماما ساده زندگی کنیم، خوش حال هم بودن، حالا کی گفته که اماما فقیر بودن اونها همشون وضعشون خوب بود و کلی ثروت داشتن
حالا اگر کسی پیدا می شد که ثروت داشت و خواسته های اونها را داشت حسادت می کردن و بهشون انگ دزدی و مال مردم خوری می چسبوندن
اگر هم ثروت میخواستن چون معنوی نمیدونستن میگفتن باشه خدایا تو ثروت بده ما کلی کارهای خیر باهاش انجام میدیدم مسجد و بیمارستان و خیریه و بیمارت سرطانی و ….. کمک میکنیم تا با این کار پولمون پاک بشه و بعد در کنارش به خواسته های خودمون هم برسیم و از این طریق ثروت رو پاک و معنوی میکردن تو ذهنشون
در حالیکه ثروت خودش معنویت محضه، اصل و اساس رسیدن به خداوند
کسی که ثروتمند باشه هیچ وقت نمیره دزدی کنه
کسی که ثروتمند باشه هیچ وقت به مال دیگران حسادت نمیکنه چون خودش داره پُره،غنیه
کسی که ثروتمند باشه همیشه خوش اخلاق و با حوصله هست و سر هزینه های زندگی با اطرافیانش در جنگ و جدال نیست
کسی که ثروتمند باشه هیچ وقت بیکار نیست و تازه کلی اشتغال زایی هم میکنه
کسی که ثروتمند باشه حالش خوبه و از زندگی لذت میبره و با خرید کردنهاش باعث رشد و گسترش جهان میشه
کسی که ثروتمند باشه کلا ویژگیهای اخلاقی خوبی داره خدا گونه تر میشه رها میشه از هر دغدغه و مشکلی
برای اینکه بازم بهتر برامون جا بیفته بیاییم یه مثال بزنیم
برای مثال ما دو تا شهر رو با هم مقایسه می کنیم
شهری که تمام شهروندانش ثروتمند هستند با شهری که تمام شهروندانش فقیرن
شهری که مردمانش ثروتمندن امنیت مالی برقراره چون هیچ کسی به مال کس دیگر نیاز نداره چون همه وضعشون خوبه و دارا هستن
اما شهری که همه مردمش فقیرن هیچ امنیت مالی وجود نداره و دزدی خیلی زیاد میشه
شهر با مردمان ثروتمند بسیار زیبا ، تمیزه چون مردم به راحتی مالیات میدن و از اون طرف آبادانی شهرشون بیشتر میشه
اما شهری با مردمان فقیر قطعا جایی مناسب برای زندگی نیست چون اگر هزینه ایی نشه هیچ آبادانی ایی صورت نمیگیره و بدتر خرابی و نازیبایی همه جا را فرا میگیره
مردم شهر ثروتمند بسیار آدمهای باشخصیت و با اخلاق و محترم هستند
اما مردمان شهر فقیر همشون از نظر اخلاقی و شخصیتی مشکل دارند چون تمام رفتارهای غیر اخلاقی ریشه در کمبود ثروت هست
مردمان شهر ثروتمند همه سالم و تندرست و شاد هستند
اما مردمان شهر فقیر دچار بیماری و مریضی و افسردگی هستن
شهر ثروتمند روز به روز پیشرفت میکنه به خاطر خریدهای مردم و باعث میشه اشتغال زایی بیشتر بشه، تولید بیشتر بشه و چرخ کارخونه ها رونتر بچرخه
اما مردم شهر فقیر چون پولی برای خرید ندارن شغلی هم وجود نداره تولیدی هم در کار نخواهد بود چون تقاضایی وجود نداره چون قدرت خریدی وجود نداره
تا همین جا مقایسه فهمیدیم که
ثروت چقدر معنویه و نمیتوانیم کاری را الهی تر و مقدس تر از ثروت ساختن بیابیم
پیش خودم فک میکنم چرا ما الکی هر چی در مورد نکوهش ثروت گفتن را پذیرفتیم و خودمون رو از این موهبت الهی محروم کردیم موهبتی که جزیی از خداونده و خداوند برای ما خلقش کرده و بیشتر از ما میخواد که ما ازش استفاده کنیم و لذتش رو ببریم
خدا را شکر که الان در مسیر دانستن این آگاهی های ارزشمند قرار گرفتیم و انشاالله با کمک خداوند و با استفاده از فایلهای ارزشمند استاد و تحقیق و بررسی و بیشتر فکر کردن در مورد باورهامون بی نهایت ثروت خلق کنیم و به قول استاد مولد ثروت باشیم تا خدا از ما راضی بشه دقیقا برعکس باوری که قبلا داشتیم که خودمون رو از ثروت محروم کنیم تا خدا از ما راضی باشه
رضایت خداوند در اینه که ما از نعمتهایی که آفریده بهره مند بشیم و در مسیری که رضایت داره استفاده کنیم و سپاسگزارش باشیم
رضایت خداوند در اینه که اولا خودمون خوب و راحت زندگی کنیم هر آنچه که بخواهیم رو داشته باشیم و عقده و حسرت هیچ چیزی تو دلمون نمونه و از سرریز شدن نعمتهای زندگیمون دیگران را هم بهره مند کنیم و انفاق کنیم که اونم باز طبق قانون خداوند به خودمون کمک میشه و چند برابر میشه و به زندگی خودمون برمیگرده
پس نتیجه میگیرم؛
ثروت باعث میشه انسان شایسته ایی بشیم،
خداگونه تر بشیم،
سلامت و شاد باشیم،
ارامش داشته باشیم،
از زندگی لذت میبریم،
نزد خداوند محبوب و دوست داشتنی میشیم،
باعث رشد و پیشرفت خودمون و اطرافیانمون و جهان میشیم
که این دقیقا هدف خداونده از آفرینش ما که جهانش رو رشد بدیم و این امر میسر نمیشود مگر با ثروت مقدس و معنوی
خدایا به همه ما بی نهایت ثروت بده که اصلا نتونیم به حساب بیاریم
همگی در پناه الله یکتا شاد و تندرست و ثروتمند و قدرتمند باشیم…
چقدر دنبال خوندن کامنتهای مربوط به ثروت بودم چون واقعا باورهای خیلی عالی تواین کامنتها میشه پیداکرد،کامنتها رو که خوندم متوجه باگ خودمم شدم و چقدر این باور بین اکثریتمون مشترک بود.
باور به اینکه به من ثروت بده نعمت بده تا من ببخشم ،بتونم فقیری میبینم راحت پول بهش بدم،خواهرم اگه پول خواست بهش بدم ،کمک کردن خیلی عالیه ولی تاجایی که جای خدا رو نگیری وبدونی که این کمک تو درحقیقت داره به خودت کمک میکنه نه هیچکس دیگه ای این منم که خوشحالتر میشم احساس ثروت بیشتری میکنم،
بازیکی دیگه از باورام این بود که شغل من پتانسیل ساختن پول رو داره ولی نه پولهای هنگفت،این باور رو باور به اینکه از بینهایت طریق میشه ثروت و نعمت وارد زندگیم بشه،و اینکه زمانیکه من تمرکزم رو بهبود خودم وافزایش مهارتمه از همین کار با همین شرایط با همین زمان با همین مکان میشه درآمدهای خوبی داشت البته درآمدی که من میتونم باورش کنم.
یکی از باورهای من که واقعااااا پاشنه آشیلمه در مورد خواهرمه چون 2سال ازمن کوچیکتره وتنها زندگی میکنه احساس میکنم که باید خیلی هواشو داشته باشم،و این احساس تو قل و زنجیربودن بهم میده ،و سعی کردم این باورو جایگزین کنم که هرکسی سر جای درست خودشه و این شرایط حتما براش لازمه و اون خداست که داره همه چیز رو مدیریت میکنه.
این باورم داشتم که وقتی به یکی کمک میکنم خدابیشتر دوسم داره حتی این اواخر دیگه دلم نمیخواست روند قبل رو در مورد کسی ادامه بدم ولی عذاب وجدان اومد سراغم که مغرور شدی خدا ناراحت میشه واین باورو تغییر دادم که من تاجایی کمک میکنم که احساس و قلبم بهم فرمان میده و حال خوبی رو تجربه میکنم غیر از این باشه ادامه نمیدم.
یکی دیگ از باورهای دیگ که خودم خیلی دوسش دارم وقتی پیداش کردم این بود که من باید یه حرکتی بزنم،یه کاری،یه چیزی،خلاصه دراون صورته که خداوند نعمت و ثروت میده و این باور جایگزین رو ساختم که خداوند بدون هیچ دلیل خاصی میبخشه چون من همیشه و درهرشرایطی لایقم برای دریافت نعمتهاش
سلام خدمت استادگرامی و دوستان خوبم
اولین باری که در محصول قانون افرینش ۱۰۷ آرزویم را نوشتم یکی از مهمترینش این بود که پولدار بشم و یک مرکز خیریه راه اندازی کنم اما بعد ها این آرزو راخط زدم چون برداشتم از پول وثروت و درآمد تغییر کرد
یادمه وقتی باردار بودم سوار اوتوبوس واحد شدم و با اینکه حال مساعدی نداشتم وقتی پیرزنی وارد اتوبوس شد نتوانستم جلوی حس مسعولیت دلسوزی و ترس از نگاهها و قضاوتهای دیگران روبگیرم و بلند شدم و ایستادم و تحمل کردم تا آن پیرزن بنشیند دفعه ی بعد رفتم توی قسمت مردانه نشستم تا کسی متوجه حضور من نشود اما از آنجایی که نمیتوانستم از فرکانسم فرار کنم باز هم یک پیرزمرد یا پیرزن از قسمت مردانه سوار اوتوبوس میشد و باز باید جایم را ب آن شخص میدادم چون باز هم حس مسعولیت ترس از قضاوت داشتم .خخخخخ. آنجا یک تضاد بود و خواسته ی من مشخص شد که من یک ماشین برای خودم داشته باشم رانندگی یاد بگیرم تا ارامش و راحتی رو برای خودم داشته باشم .
الان با توجه به اموزش های استادعباسمنش متوجه شدم که من میخاستم یهویی و یکدفه پولدار بشم و متوجه قانون تکامل نبودم میخاستم برای اینکه عادی به نظر برسد به خودم سختی بدم تا پولم به نظر خودم ودیگران حلال باشد وترس از نگاهها ترس از چشم خوردن ترس از قضاوتها ی مردم راخنثی کنم و در وجودم و در درونم میخاستم به نیاز مندان کمک کنم اما ازین خبرا نبود و نشد من باید آرام آرامسیر تکاملی خودم رو میگذارندم از نظر فکری و روحی شناخت خود و خدا و سیستم قانون افرینش باخبر میشدم جوری که الان خودم متوجه تکامل و پیشرفتم میشوم و انقدر بدیهی و عادی است که گاهی اوقات یادممیره کی بودم و الان کی هستم خدایا شکرت
و اینکه من یاد گرفتم با کمک کردن به گدا دردی از جامعه دوا نمیشود هم تمرکزم بروی ناخاسته هاست هم باتوجه به فایل رایگان استاد به کبوتر ها غذا ندهید من خسارت هم میزنم با کمک کردنم
این جمله ی با ارزش استاد که در ثروت ۱ گفتند
مشکل ثروتمندان اینه که چجوری کار بیشتر وتولید بیشتر داشته باشن چجوری میتونه پول بیشتری به دست بیاره و کارش رو گسترش بده و مشکل فقرا اینه که چجوری وام بگیرم چجوری قسط هاموبدم خیلی اینجا کارمیده کیو پیدا کنم پارتیم بشه و….
اگر فرکانس و مدار من بالا رود و من هر کاری بکنم نکنم کمک کنم نکنم کار کنم نکنم باشم نباشم باز به این دنیا کمکی نخاهم کرد باز دنیا کار خودش رو میکند و باز پیشرفت میکند
چون دنیا رو به تکامل و پیشرفت است
ولی با تغییر فرکانس من ایده ها راهکارهای عملی به ذهنم میرسد ومیتوانم مفید باشم خدمت کنم احساسم عالی باشه و موثر باشم میتونم الگو باشم برای دیگران راهبر و راهنما باشم
مهم اینه خودم اول پر بشم از فراوانی باور به خدا وایمانم را هر روز تقویت کنم .از زندگی ام لذت ببرم احساس امنیت کنممستقل باشم
و زندگی کنم به بهترین شکل و بگذارم دیگران هم زندگی کنند و لذت ببرند من هر کاری بکنم نمیتونم به یک معتاد حتی اگه نزدیکترین فرد زندگیم باشه کمک کنم ده ها بار به مرکز ترک اعتیاد هم بره پاک میشه ولی تاخودش نخواهد نمیتواند پااااک بمااااند خودش باید رشد کنه وخودش رو از اعتیاد ووابستگی نجات بده
همه چیز برمیگرده به خودم و باورهای درست خودم من هر چه به نیازمندی کمک کنم دردی از اون دوا نکردم سرپوشیست روی باورهای اومن باید ماهیگیری رو یادبدم نه ماهی براش بگیرم
این روزها به این نتیجه رسیدم که دلسوزی یعنی در جایگاه خدا قرار گرفتن یعنی قضاوت عجولانه و ناآگاهانه من فقط مسعول خودم هستم وزندگی خودم آینده ی خودم من حتی مسعول فرزندم و آینده اش هم نیستم چون اون باورهای خودش رو داره خودش باید راهش رو پیدا کنه من مسعول شادی و ارامش خودم هستم و باید اول تغییر را از خودم شروع کنم و فقیر نباشم باورهای درستی داشته باشم به جای سرزنش کردن خودم وترس از قضاوت از وجود فقرا و نیازمندان و احساس گناه بابت غذای خوبی که میخورم لباس مارک داری که میپوشم وووو…. سپاسگذاری کنم از اینکه این تضاد هاهست و من برای خاسته هایم به وضوح میرسم
همه چیز برمیگرده به مدار و فرکانس و ایمان من چرا که افرادی هستند که در خانواده های ثروتمند به دنیا می آیند اما باوجود مدار وباورهای اشتباه نتوانسته اند موفق باشند اما فردی که درخانواده ی فقیر به دنیا اومده اونقدر ایمانش به خدازیاده و مدارش بالا میره که مخترع میشه یا رتبه ی اول دانشگاه قبول میشه و….
به جای اینهمه باور اشتباه باید شاد بود و از تک تک نعمتهای خدای بزرگ سپاسگذاری کرد ولذت برد.
خدایاشکرت برای اینکه هر روز آگاه تر و بیدار تر میشوم وهرکس همان جایی هست که باید باشد ومن همواره درمسیروجای درست و مناسب خودم قرار دارم .
آرزوی بهشت رو دردنیا و اخرت برای همه ی شما دارم
حق یاورتان
سخاوت به میزان ثروت و پول بستگی ندارد، مال بزرگ نمیخواهد بلکه قلب بزرگی میخواهد.
آنانکه غنی هستند نمیبخشند، آنانکه در خود احساس غنیبودن میکنند میبخشند.
سلام به همه هم مداری های عزیز..سپاس گذار پروردگارم که من رو هدایت میکنه …………..وامیدوارم هرجا هستید روز به روز مدارتون تو همه جنبه ها پیشرفت کنه….این جمله که خدایا تو به من ثروت بده تا من فلان کار خیر رو بکنم با توجه به مطالبی که من تواین چندماه یادگرفتم چندتا ایراد اساسی داره…………
اول اینکه جمله شرطیه یعنی خدایا تا به من ثروت ندی من نمیتونم کار خیر انجام بدم این فرد با گفتن این جمله دست خودشو میبنده چون کارهای خیر زیادی هست که نیازی به پول نداره واین جمله یجور وابستگیه به پوله و به هرچیزی که احساس وابستگی داشته باشی ازش دور میشی… ………….
دوم اینکه اون عزیزی که این جمله رو میگه برای خودش ارزش قائل نیست پول رو برای خودش نمیخواد برای دیگران میخواد که این اصلا غیر ممکنه.امکان نداره کسیکه پول واسه خودش خرج نکنه واسه دیگران خرج کنه.هرکسی زمانی میتونه ببخشه که از پول رها شده باشه و طبق قانون رهایی زمانی میتونه از پول رها بشه که خودش به مقدار زیاد تجربه کرده باشه……………..
سوم اینکه ما مامور خوشبختی یا بدبختی کسی نیستیم فقط زمانی میتونیم ببخشیم که تو مدارش باشیم.و گفتن این جمله یعنی خدا عادل نیست و اون فرد باید عدالت رو اجرا کنه.یجورایی تو این جمله حس ترحم و دلسوزی احساس میشه یعنی کسیکه این جمله رو میگه میخواد تو کار خدا دخالت کنه…………
چهارم اینکه این جمله قانون فراوانی رو هم زیر سوال میبره یعنی خدایا به من ثروت بده تا من ببخشم یعنی خدا محتاج منه و دستان خدا محدودند..در صورتیکه پروردگار بینهایت دست داره و هیچ کار خدا رو زمین نمیمونه……………
پنجم اینکه حتما این فرد که اینو میگه درخواست یه مبلغ زیاد رو از خدا داره و هیچ هدف گذاری نداره.پس طبق قانون تکامل به اون مبلغ نمیرسه تا وقتیکه هدف گذاری کنه و قدم هاشو کوچیک برداره……………..
در اخر چیزیکه من متوجه شدم اینه هر شخصیتی که دوس داریم در اینده باشیم باید بذرش الان کاشته بشه.اگه میخوایم ثروتمند بشیم باید بذر شخصیتی ثروت رو بکاریم.باید مثل ثروتمندان رفتار کنیم حرف بزنیم باید نوع خرج کردنمون مثل ثروتمندان باشه حالا هرکس باتوجه به تواناییش.یک پولدار واقعی ماهی یکبار میره بهترین رستوران شهر بهترین غذا رو سفارش میده.کسیکه میخواد شروع کنه هم باید نوع خرج کردنش همینطوری باشه حالا نمیخواد بهترین رستوران باشه میتونه بره یه رستوران با سطح پایین تر و بهترین غذای اون رستوران رو سفارش بده دفعه بعد میره رستوران بهتر و بهترین غذای اونجا رو میخوره و همینطور پیش میره تا بره بهترین رستوران این مثال غذا خوردن بود تو همه جنبه های زندگی همین ترفند نتیجه میده .
کسیکه میخواد یک خیر باشه باید از همین الان بخشیدن و کار خیر کردن رو شروع کنه حالا با مبلغ کمتر.چون پول شخصیت ادمو عوض نمیکنه فقط شخصیت ادمو پررنگتر میکنه کسیکه از دارایی کمش نمیگذره از ثروت زیاد هم نمیگذره….با 100000تومن هم میشه تو ساخت یک مدرسه کمک کرد حتما لازم نیست میلیاردی هزینه بشه.اون فرد الان با 100000 تومن شروع میکنه بعد کم کم درامدش بیشتر بشه میزان بخشیدنش هم بیشتر میشه.
سلام و درود به دوستان گرامی
چند مورد هست که به ذهنم میرسه
۱.ایمان و اعتقاد و توکل ما به خدا در سطح خیلی پایینی قرار داره
به این دلیل که ما خدا رو واسطه ای برا نیکی و خوبی کردن به دیگران برا ی خودمون میخایم .خدا رو یه جور دیگه شناخته ایم برای خدا شرط و شروط می ذاریم میگیم که ثروت به من بده تا من به دیگران کمک کنم .
خدا میفرماید ا دعونی استجب لکم .ما معنی این حرف خدا رو وارونه فهمیدیم در این باور وقتی چیزی از خدا میخایم باید با توکل صددرصدی و ایمان قلبی باشد وقتی گفتیم به ما اینو بده یا اینو میخام بدونید که الن حاضره و در دسترس شماس و هیچ شک و تردیدی به دلمون راه ندیم این ایمان ضعیف باعث میشه که در مدار مورد نظر قرار نگیریم باعث میشه به خواسته مون نرسیم چون احساس بدی داشتیم درسته میگفتیم خدا به من ثروت بده تا من به دیگران کمک کنم ولی ته قلبمون و درونمون میگفته پس خودت چی همه ش که شد دیگران و یا میگفتیم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است و این باعث احسا س بد شده و احساس بد مساوی اتفاقات بد .
۲لیاقت نداشتن خودمون برای ثروت مند شون
ما خودمون رو لایق ثروت مند نمیدونیم زیرا اول دیگران رو برخودمون ترجیح داده ایم ما باید اول دلمون به حال خودمون بسوزه بعد دیگران زیرا کوری نمیتواند عصا کش کوری دیگر شود تدر این باور اول دلمون به حال دیگران سوخته بعد خودمون و باعث احساس بد در ما میشه و نتیجه اتفاقات بد
۳کمک به دیگران رو برای جاری شدن ثروت به سمت خودمون نمیدونیم بر این باوریم که هیچی سر جای خودش نیست و ما وظیفه داریم که درستش کنیم
۴قانون تکامل هست که ما اونو نادیده گرفتیم در این باور
ما یه ثروت زیاد از خدا طلب میکنیم که بتوانیم به دیگران کمک کنیم بر این باوریم که الن خدا یه کیسه پر از پول برامون از اسمون میندازه پایین .
ما مراحل و تغییر باور هامونو باید ارام ارام انجام بدیم
۵این باور مثال افرادی است که سطل اب شان هم عمق کمی دارد هم دهانه کوچک
و فکر میکنن که با این درخواست از خدا میتونن جریان ثروت رو به سمت خودشون جاری کنن
۶.من فکر میکنم با این باور ، باید به خدا التماس کرد تا یه چیزی به ما بده و ما رو مورد قبول خودش قرار بده
ما در این باور درخواست درست رو به جهان و کاینات نمیفرستیم بلکه همون تکامل که قبلا گفتم رو میخایم دور بزنیم و با ایثار و فدا کاری و دل سوزی میخایم احساسمون رو به زور خوب کنیم
۷.ما در این باور فکر میکنیم که مورد ازمایش الهی قرار میگیرم و میتونیم از مقربان درگاهش باشیم و غافلیم از این که ازمون های الهی برای خود شناسی خودمون و محک زدن خودمون هست چرا که خداوند ما روافریده و میدونه که ما کی هستیم
۸.تمام این موارد که گفتم همه ش ریشه در عزت نفس ما داره و تا وقتی که اعتماد به نفس خودمون رو مورد بررسی و تحلیل قرار ندیم نمی توانیم باور های درست رو برای خودمون ایجاد کنیم
بحث عزت نفس خیلی طولانی هست و از دوستان میخام که خودشون در این مورد تحقیق بیشتری کنن .
شاد و ثروت مند باشید
سلام استاد عزیزم بخدا که اینجا دانشگاه ست نمیفهمم کسانی رو که سالهای سال پشت کنکور میمونن یا تمام و کمال موفقیتشون رو تو قبولی و دانشگاه رفتن خدایا شکرت بابت این آگاهی ها من خداروشکر فعال و پرانرژی هستم و همیشه دوست داشتم موفقیت رو تجربه کنم تو تمام جنبه های زندگی که یکیش کار درآمد بود که از ۱۹ سالگی بعدازینکه کنکور شرکت کردم و قبول نشدم بلافاصله تصمیم گرفتم مشغول به کار شم حدود ۶ماهی دنبال کار مورد علاقه ام گشتم تا اینکه سال ۸۰ به خواسته ام به لطف خدا رسیدم خیلی عالی بود از تمام جنبه ها عاشق کارم بودم و هرروز پیشرفت میکردم تا جایی که قدرت مالیم اونقدری رسیده بود که براحتی به خواسته هام میرسیدم خیلی عالی بود پنج سالی گذشت تا اینکه نمیدونم چرا ولی یکسری باورهای اشتباه اومدن سراغم البته الان میفهمم که روی خودم کار نمیکردم و شکرگزاریم کم شده بود که به مرور احساس ناعدالتیها اومد سراغم اینکه من با اینکه مجردم و خانم همه چی دارم ولی آقای فلانی با اینکه زندگی و بچه داره هیچی نداره و به سختی زندگی رو میچرخونه اینکه چقدر من راحت به سفر میرمو خوشحالم همیشه ولی یکسری از اطرافیان خوشحال و شاد نیستن و یطورایی دلم میسوخت یه حسی میگفت خدا اونقدر هام عادل نیست ببین چرا همه یکسان نیستند چرا همه خوشحال نیستن و این افکار شیطانی که خودشو جای یک آدم مهربون و دلسوز جا زده بود باعث شد نعمت و ثروت کم کم ازم دور بشه و اون رفاه رو از دست بدم و باورتون میشه استاد من بعداز سالها حالا که دارم رو خودم کار میکنم متوجه این ترمز بوجود اومده شدم و خوشحالم بابت فهمیدنش که چند روزی میشه و نشونه امروزم که باعث شد بیام و اینجا بنویسم خدایا شکرت ازت طلب بخشش کردم و مطمئنم که منو بخشیدی چون خودت کمکم کردی به درک این باور غلط که جایگزینش میشه : نعمت ثروت و فراوانی در این دنیا اونقدر هست که تمامممم مردم روی زمین ازش بهرمند بشن و تا آخر عمر تو رفاه زندگی کنن فقط باید باورهای درستی نسبت به فراوانی و انرژی ثروت داشته باشند باید ظرفشون رو بزرگ کرده باشن و باید همیشه همیشه به نکات مثبت توجه و تحسین کنند و شکر گزار باشن اگر کسی ازین نعمتها محروم خودش با افکار وباورهای اشتباهش باعث شده نه چیز دیگه ای عدالت خداوند همیشه برقرار بوده و هست و من با احساس لیاقت و عزت نفس این انرژی ثروت رو به زندگیم دعوت میکنم خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم … و همچنین از شما استاد عزیزم
سلام دوست عزیزم کامنتت خیلی آگاهی بخش بود ممنونم ازتون
سلام دوست گرامی
ممنون از شما بابت لطفی که به اینجانب دارید این درک و مدار بالای خودتون بوده که به آگاهی رسیدید امیدوارم به مدارهای بالاتر و موفقیتهای بیشتر برسید
سلام خانم پارسا
چقدر جالب و دلنشین هستن نوشته هاتون خیلی عالی، دقیقا درسته دلسوزی های بی مورد انسان رو از روند خودش عقب میندازه، نوسته های شما منو یاد یکی از فایلهای استاد میندازه که میگه (( دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم!! ))
https://abasmanesh.com/fa/compassion-displaced/
این هم لینکش، خیلی عالی و بهتون پیشنهاد میکنم این رو ببینید،
من خودم الان هم دیدم چقدر استاد قشنگ توضیح دادن خدایا شکرت
سلام جناب شاطری عزیز
ممنون از لطفتون و ارسال لینک یکی از آگاهی های ناب دیگه استاد عزیز، سپاس فراوان
سلاام به استادگلم ومریم عزیزم
وقتی استادداشتندازنذریاشرط وشروط هامیگفتندفکرکردم داره دقیقاجملات مناتکرارمیکنه🤭
من توزندگیم واسه هرچیزی یه عالمه معامله باخداوندکردم ویه عالمه نذردارم که خیلی هاشم ادانکردم وهروقت یه مسعله ایی توزندگیم پیش میومدمیگفتم بخاطرنذرهای ادانشدمه چرامن بااینهمه باورنادرست توقع داشتم ثروتمندم بشم😁
اماالان میفهمم خودمن خدام
خودخودشم
وای که چقدرراحت شدم
دیگه براکسی دلسوزی نمیکنم که چقدربادلسوزیای بیجابه خودم خسارت زدم
دیگه تلاش نمیکنم دیگران راموفق کنم
دیگه جوش نمیزنم انگاریه باربزرگ ازدوشم برداشته شد
الان روخودم وکارام تمرکزدارم که اونچیزی که دوست دارم ازخودم بخام ومطمعنم اگرواقعابخام میشه دیگه دل قرص ترجلومیرم نکنه نشه،نکنه صلاحم نباشه هارفت کنار
من لیاقتش رادارم اگربدستش نیاوردم چون باتردیدحرکت کردم،مطمعن نبودم
چقدرخوبه که من خودم میتونم زندگیم رابسازم
خبرازاین خوشترم مگه هست
حس اینکه بی عدالتی شده،حق من این نبود،مظلوم نمایی واشک های بی پایان تموم شدمگه وقتی آواژورمن روشن نمیشه میشینم گریه میکنم خب انقدراینورواونورش رابررسی میکنم لامپش نسوخته باشه آیادوشاخ به پریزوصله آیابرق هست تابلخره روشنش کنم این یه چیزطبیعیه
وای چقدرباخداقهرمیکردم،سعی میکردم باگریه دلش رابسوزونم،قرآن راپرت میکردم🙄😀
معامله میکردم تاشایداونی راکه میخام بدست بیارم
الان بایداون کارهای بی معنی راتمومش کنم وهدف بذارم برنامه ریزی کنم وبهاش راپرداخت کنم درکنارشم روی باورهام کارکنم مطمعنابدستش میارم خیلی کارراحت شد خداراشکررررررت دوستتت دارم 🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای این خانواده صمیمی
خدایا سپاسگزارم ازت به خاطر صدمین فایل روز شمار تحول زندگی مون. سپاسگزارم ازتون استاد عزیز به خاطر این سؤال فوق العاده و تأمل برانگیز. واقعا اینکه میگید همیشه سؤال های خوب بپرسیم، چه قدر مهمه و باعث میشه به جواب هایی هدایت بشیم که بتونیم باهش زندگی مون رو تغییر بدیم، نه اینکه سؤال هایی باشه که صرفا یه سری کنجکاوی هامون برطرف بشه.
و اما در مورد جواب این سؤال : به نظرم یکی از ترمزهایی که تو این نوع نگاه به ثروت وجود داره عدم داشتن احساس لیاقت هستش، یعنی فرد خودش رو لایق ثروتمند بودن نمیدونه و فکر میکنه زمانی که مقداری از ثروتش رو بتونه ببخشه لایق میشه و میتونه از اون ثروتش استفاده کنه. مورد بعدی بحث باور نداشتن به معنوی بودن ثروته، و فرد فکر میکنه اگه فقط بتونه مقداری از ثروتش رو ببخشه کار معنوی انجام داده و صرفا اینکه ثروت بسازه عملی معنوی نیست، یعنی حتما باید مقداری از ثروتش رو از دست بده تا جنبه معنوی پیدا کنه. ترمز بعدی اینه که فرد فکر میکنه با ثروتمند شدنش ممکنه آدم بدی بشه و اگه یه مقدار از ثروتش رو ببخشه، این بخشش باعث جلوگیری از بد شدنش میشه و این یه جور جنبه مثبت روانی براش داره که الآن دیگه از اون انسان بد شدن دور شدم. مورد بعدی اینکه فردی که همچین باوری داره، حتی ممکنه به خاطر کمبود عزت نفس و ترس از حرف دیگران بخواد مقداری از ثروتش رو ببخشه، تا دیگران قضاوتش نکنند که فلانی که این همه ثروت داره، چرا هیچی به چیچ کس نمیده و هیچ کار خیری نمیکنه و در واقع برای این جلوگیری از حرف مردم میخواد مقداری از ثروتش رو ببخشه تا بقیه رو راضی نگه داره. همچنین این ترمز میتونه از باور کمبود سرچشمه بگیره و فرد فکر میکنه که ثروت در جهان محدوده و اگه مقدار زیادی ثروت به دست بیاره، از یه عده دیگه گرفته شده و اون با بخشیدنش به افراد نیازمند در واقع اون مقداری که از اونا گرفته شده یا بهشون نرسیده رو میخواد جبران کنه. این ترمز باعث میشه که فرد ثروت رو به خودی خود پاک و یه نعمت و برکت از جانب خداوند ندونه و فکر میکنه اگه قسمتی ازش بخشیده بشه اون موقع پاک میشه و میتونه ازش استفاده کنه. در کل به نظر مهمترین آفت این ترمز همون بحث ارزشمند ندونستن خودمونه، چنین ترمزی از این باور نشئت میگیره که فرد خودش رو ارزشمند نمیدونه و نمیتونه ثروت رو به گونه ای بخواد که ازش لذت ببره.
خدایا تو را سپاسگزارم که تو این مسیر زیبا هستیم.
خدا رو شکر که برگی دیگه از سفرنامم رو نوشتم.
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمند باشید.
سلام خدمت استاد عباسمنش، مریم جان گرامی و دوستان عزیز
باورهای مخرب من راجب به ثروت:
1) اگر ثروتمند شوم انسان پستی و منفوری میشوم و از درگاه خدا رانده میشوم چون بیشتر ثروتمندان با خوردن مال دیگران و راه های نادرست ثروتمند شدهاند.
2) وقتی ثروتمند شوم حتما خدا در این دنیا و آن دنیا حساب و کتاب سختی با من خواهد داشت و من سخت تر حسابرسی خواهم شد.
3) انسان های مورد قبول خداوند انسان های هستند که دچار فقر، بیماری، مشکلات، غم و سختی هستند و انسان های که زندگی راحتی دارند رانده شده درگاه خداوند هستند.
4) نشانه انسان مورد تایید خدا انسانی است که مشکلات زیادی دارد و زندگی اش شاد و لذت بخش نیست.
5) هیچ وقت نباید همه چیز بر وفق مراد باشد چون علامت هشداری است و باید همیشه یک چیزی کم باشد و نباید خیلی خوشحال باشیم و همه چیز درست پیش برود و بعد از خوشحالی ها و لذت ها باید سختی بکشیم تا آن لذت جبران شود و زندگی بالانس شود.
6) وقتی بیش از حد و همیشگی سلامتی و ثروت را تجربه کنیم مغرور و یاغی میشویم و خداوند ما را رها میکند و جهنمی میشویم.
7) از راه درست و حلال نمیشود ثروت چندانی به دست آورد و حتما باید یک سری مسیر میانبر ولی نادرست طی کرد تا بتوان هدف های بزرگی تیک زد.
8) ثروتمندان افرادی هستند که افسرده، بیمارند و خانواده و کانون خانواده سالم و گرم ندارند و بسیار غمگین و تنها هستند و به پوچی رسیدهاند.
9) افراد فقیر به خدا نزدیکترند و مورد پسند خداوند هستند و خداوند به آنها افتخار میکند.
10) چون در نهایت مرگ را تجربه میکنیم پس بهتر است سبکبار باشیم و مسئولیت خودمان را در دنیا و آخرت سنگین نکنیم.
11) بیشتر تفریحات و ثروت جهان بر خلاف دستورات خداوند است و وقتی ما از آنها لذت ببریم در واقع نارضایتی خداوند را برانگیخته ایم و با تجربه آنها از خدا دور میشویم.
12) و چون ثروتمند شدن احساس گناه در ما ایجاد میکند میخواهیم با نیت و انجام کارهای خیر احساس گناه خودمان را سرکوب کنیم و انگار با ثروتمند شدن کار اشتباهی مرتکب شده ایم و حالا باید با کار خیر در حق دیگران آن را جبران کنیم تا خدا ما را ببخشد.
این باورهای مخربی بود که من همیشه شنیده بودم و الان در واقع مدتی است که به اشتباه و پوچ بودنشان پی برده ام و الان که آنها را نوشتم بیشتر برایم تهی بودنشان فاش شد و همه آنها حاصل جهل اطرافیان بوده اند.
ممنون استاد عباسمنش برای این سوال و خداراشکر که هر لحظه ما را به سمت آگاهی های ناب و ارزشمند هدایت میکند.
سلام
فاطمه خانم
عالی بود
عالی عالیه عالی
تمام این باورهای مخرب رو من ب صورت ریشه ای دارم
و اینجاس ک میفهمیم ک چه باورهایی مشترکی وجود داره در یک کشور
این ریشه ها رو این غده های مثل سرطان رو فقط و فقط خداوند میتونه از ریشه دربیاره
مثل اون بیمار سرطانی ک دکتر ها قطع امید کردن اما خیلی راحت خدا جوری برش میداره ک هیچ وقت انگار نبوده و پزشک ها کلا قبول نمی کنند همچین مسئله ای رو
باید باور کنیم ک بدون قدرت خداوند نمیتونیم این غده هارو برداریم
و خداوند ک تا همینجاش هدایت کرده مارو بقیش رو هم خودش انجام میده اون میدونه ک من ناتوان و ضعیفم ب خاطر همین همه کارهامو انجام میده
ممنون باز هم فاطمه خانم
عالی بود دختر عالی
سلام بر استاد عزیزم و اعضای خانواده دوست داشتنیم
در خصوص تمرین به شناخت رسیدن درباره ی ترمزهای ذهنی تان درباره ثروت باید بگم که ….
ما به خاطر اینکه از بچگی دیدیم و شنیدیم که خانواده و جایی که بزرگ شدیم همه ثروت رو بد میدونستن و فکر میکردن که اگر ثروتمند بشن از خدا دور میشن و افراد ثروتمند رو خلافکار میدونستن و از بس تو کمبود بودن نمیتونستن فراوانی رو باور کنن و فکر میکردن زندگی همینه در حدی بخور نمیر داشته باشی و بیشتر نمیشه، اصلا فکر زندگی در رفاه و فراوانی به ذهنشون خطور نمیکرد این پیش فرض ذهنی همه افراد بود حالا جالبه که همشون هم از صبح تا شب برای بدست آوردن پول کلی زحمت میکشیدن، باورهای نادرست در مورد پول را داشتن اما داشتن پول را هم دلشون میخواست، ولی ظاهر نمیکردن این می شد که هیچ وقت به ثروت نمیرسیدن و از اونجایی که ثروت رو هم به معنویت ربط داده بودن که اماما فقیرن درستش اینه که ما هم خوبه که فقیر باشیم و مثله اماما ساده زندگی کنیم، خوش حال هم بودن، حالا کی گفته که اماما فقیر بودن اونها همشون وضعشون خوب بود و کلی ثروت داشتن
حالا اگر کسی پیدا می شد که ثروت داشت و خواسته های اونها را داشت حسادت می کردن و بهشون انگ دزدی و مال مردم خوری می چسبوندن
اگر هم ثروت میخواستن چون معنوی نمیدونستن میگفتن باشه خدایا تو ثروت بده ما کلی کارهای خیر باهاش انجام میدیدم مسجد و بیمارستان و خیریه و بیمارت سرطانی و ….. کمک میکنیم تا با این کار پولمون پاک بشه و بعد در کنارش به خواسته های خودمون هم برسیم و از این طریق ثروت رو پاک و معنوی میکردن تو ذهنشون
در حالیکه ثروت خودش معنویت محضه، اصل و اساس رسیدن به خداوند
کسی که ثروتمند باشه هیچ وقت نمیره دزدی کنه
کسی که ثروتمند باشه هیچ وقت به مال دیگران حسادت نمیکنه چون خودش داره پُره،غنیه
کسی که ثروتمند باشه همیشه خوش اخلاق و با حوصله هست و سر هزینه های زندگی با اطرافیانش در جنگ و جدال نیست
کسی که ثروتمند باشه هیچ وقت بیکار نیست و تازه کلی اشتغال زایی هم میکنه
کسی که ثروتمند باشه حالش خوبه و از زندگی لذت میبره و با خرید کردنهاش باعث رشد و گسترش جهان میشه
کسی که ثروتمند باشه کلا ویژگیهای اخلاقی خوبی داره خدا گونه تر میشه رها میشه از هر دغدغه و مشکلی
برای اینکه بازم بهتر برامون جا بیفته بیاییم یه مثال بزنیم
برای مثال ما دو تا شهر رو با هم مقایسه می کنیم
شهری که تمام شهروندانش ثروتمند هستند با شهری که تمام شهروندانش فقیرن
شهری که مردمانش ثروتمندن امنیت مالی برقراره چون هیچ کسی به مال کس دیگر نیاز نداره چون همه وضعشون خوبه و دارا هستن
اما شهری که همه مردمش فقیرن هیچ امنیت مالی وجود نداره و دزدی خیلی زیاد میشه
شهر با مردمان ثروتمند بسیار زیبا ، تمیزه چون مردم به راحتی مالیات میدن و از اون طرف آبادانی شهرشون بیشتر میشه
اما شهری با مردمان فقیر قطعا جایی مناسب برای زندگی نیست چون اگر هزینه ایی نشه هیچ آبادانی ایی صورت نمیگیره و بدتر خرابی و نازیبایی همه جا را فرا میگیره
مردم شهر ثروتمند بسیار آدمهای باشخصیت و با اخلاق و محترم هستند
اما مردمان شهر فقیر همشون از نظر اخلاقی و شخصیتی مشکل دارند چون تمام رفتارهای غیر اخلاقی ریشه در کمبود ثروت هست
مردمان شهر ثروتمند همه سالم و تندرست و شاد هستند
اما مردمان شهر فقیر دچار بیماری و مریضی و افسردگی هستن
شهر ثروتمند روز به روز پیشرفت میکنه به خاطر خریدهای مردم و باعث میشه اشتغال زایی بیشتر بشه، تولید بیشتر بشه و چرخ کارخونه ها رونتر بچرخه
اما مردم شهر فقیر چون پولی برای خرید ندارن شغلی هم وجود نداره تولیدی هم در کار نخواهد بود چون تقاضایی وجود نداره چون قدرت خریدی وجود نداره
تا همین جا مقایسه فهمیدیم که
ثروت چقدر معنویه و نمیتوانیم کاری را الهی تر و مقدس تر از ثروت ساختن بیابیم
پیش خودم فک میکنم چرا ما الکی هر چی در مورد نکوهش ثروت گفتن را پذیرفتیم و خودمون رو از این موهبت الهی محروم کردیم موهبتی که جزیی از خداونده و خداوند برای ما خلقش کرده و بیشتر از ما میخواد که ما ازش استفاده کنیم و لذتش رو ببریم
خدا را شکر که الان در مسیر دانستن این آگاهی های ارزشمند قرار گرفتیم و انشاالله با کمک خداوند و با استفاده از فایلهای ارزشمند استاد و تحقیق و بررسی و بیشتر فکر کردن در مورد باورهامون بی نهایت ثروت خلق کنیم و به قول استاد مولد ثروت باشیم تا خدا از ما راضی بشه دقیقا برعکس باوری که قبلا داشتیم که خودمون رو از ثروت محروم کنیم تا خدا از ما راضی باشه
رضایت خداوند در اینه که ما از نعمتهایی که آفریده بهره مند بشیم و در مسیری که رضایت داره استفاده کنیم و سپاسگزارش باشیم
رضایت خداوند در اینه که اولا خودمون خوب و راحت زندگی کنیم هر آنچه که بخواهیم رو داشته باشیم و عقده و حسرت هیچ چیزی تو دلمون نمونه و از سرریز شدن نعمتهای زندگیمون دیگران را هم بهره مند کنیم و انفاق کنیم که اونم باز طبق قانون خداوند به خودمون کمک میشه و چند برابر میشه و به زندگی خودمون برمیگرده
پس نتیجه میگیرم؛
ثروت باعث میشه انسان شایسته ایی بشیم،
خداگونه تر بشیم،
سلامت و شاد باشیم،
ارامش داشته باشیم،
از زندگی لذت میبریم،
نزد خداوند محبوب و دوست داشتنی میشیم،
باعث رشد و پیشرفت خودمون و اطرافیانمون و جهان میشیم
که این دقیقا هدف خداونده از آفرینش ما که جهانش رو رشد بدیم و این امر میسر نمیشود مگر با ثروت مقدس و معنوی
خدایا به همه ما بی نهایت ثروت بده که اصلا نتونیم به حساب بیاریم
همگی در پناه الله یکتا شاد و تندرست و ثروتمند و قدرتمند باشیم…
سلام به دوست عزیزم زینت جان
چقدر کامنتت مثل اسمت زیبا بود وزینت داده شده بود با کلماتی که حتما الهام شده به شما.
واقعا تحسینتون کردم چه کامنت کاملی وچقدر خوب مباحث استاد رو درک کردید.
انگار درسهای استاد برام تکرار شدند به صورت خلاصه.
حقیقتا ثروت معنوی ترین کار دنیاست.
متشکرم زینت عزیز وبرات ارزوی خوشبختی ارامش سلامتی وثروت دارم.
در پناه خدا.
سلام به همگی
چقدر دنبال خوندن کامنتهای مربوط به ثروت بودم چون واقعا باورهای خیلی عالی تواین کامنتها میشه پیداکرد،کامنتها رو که خوندم متوجه باگ خودمم شدم و چقدر این باور بین اکثریتمون مشترک بود.
باور به اینکه به من ثروت بده نعمت بده تا من ببخشم ،بتونم فقیری میبینم راحت پول بهش بدم،خواهرم اگه پول خواست بهش بدم ،کمک کردن خیلی عالیه ولی تاجایی که جای خدا رو نگیری وبدونی که این کمک تو درحقیقت داره به خودت کمک میکنه نه هیچکس دیگه ای این منم که خوشحالتر میشم احساس ثروت بیشتری میکنم،
بازیکی دیگه از باورام این بود که شغل من پتانسیل ساختن پول رو داره ولی نه پولهای هنگفت،این باور رو باور به اینکه از بینهایت طریق میشه ثروت و نعمت وارد زندگیم بشه،و اینکه زمانیکه من تمرکزم رو بهبود خودم وافزایش مهارتمه از همین کار با همین شرایط با همین زمان با همین مکان میشه درآمدهای خوبی داشت البته درآمدی که من میتونم باورش کنم.
یکی از باورهای من که واقعااااا پاشنه آشیلمه در مورد خواهرمه چون 2سال ازمن کوچیکتره وتنها زندگی میکنه احساس میکنم که باید خیلی هواشو داشته باشم،و این احساس تو قل و زنجیربودن بهم میده ،و سعی کردم این باورو جایگزین کنم که هرکسی سر جای درست خودشه و این شرایط حتما براش لازمه و اون خداست که داره همه چیز رو مدیریت میکنه.
این باورم داشتم که وقتی به یکی کمک میکنم خدابیشتر دوسم داره حتی این اواخر دیگه دلم نمیخواست روند قبل رو در مورد کسی ادامه بدم ولی عذاب وجدان اومد سراغم که مغرور شدی خدا ناراحت میشه واین باورو تغییر دادم که من تاجایی کمک میکنم که احساس و قلبم بهم فرمان میده و حال خوبی رو تجربه میکنم غیر از این باشه ادامه نمیدم.
یکی دیگ از باورهای دیگ که خودم خیلی دوسش دارم وقتی پیداش کردم این بود که من باید یه حرکتی بزنم،یه کاری،یه چیزی،خلاصه دراون صورته که خداوند نعمت و ثروت میده و این باور جایگزین رو ساختم که خداوند بدون هیچ دلیل خاصی میبخشه چون من همیشه و درهرشرایطی لایقم برای دریافت نعمتهاش