اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام با اینکه زمان زیادی از طرح این سوال میگذره اما امشب جوابی رو که بعد مدتها بهش رسیدم رو میدم.
به نظر من مهمترین و اساسی ترین نکته و دلیلی که ما به ثروت و در کل به خواسته هامون نمی رسیم این هست که ما🤔
فقط در ظاهر داریم فرکانس درست رو میفرستیم، فکرمثبت، عبارات تاکیدی، شاد بودن، و….
در صورتی که باید تک تک سلولهای بدنمون از اساس و بنیان فروبریزه ویک انسان جدید متولد بشه که بر طبق قوانین الهی حرکت کنه و درکل خودمونو گول نزنیم با چند عبارت در ظاهر، و نخواهیم و قبول و باور کنیم سیستم دور زدنی نیست، ما باید دوباره متولد بشیم در هر زمینه ای که میخواهیم پیشرفت کنیم و با تمام عالم در صلح باشیم تا قدرت خداوند رو در زندگیمون تقسیم نکنیم نه قضاوت کنیم نه حکم صادر کنیم، بلکه فقط و فقط در راه درست و الهی در جهت قوانین حاکم بر جهان هستی حرکت کنیم❤️ که خداوند به ما با رسیدن به خواسته هامون پاداش بده ❤️
و در آخر میخوام بگم
پول و ثروت میخواهیم باید به درجه ای برسیم که حس و باور کنیم همین الان پول به اندازه کافی در زندگیمون جاری است،وبه جهان هستی نشان بدهیم وثابت کنیم که ما در همه جنبه های زندگی عالی هستیم، در کل به مقام سپاسگذاری واقعی برسیم تا ارتعاش درست رو ارسال کنیم وپاداش این ارتعاش رسیدن به خواسته هاست ❤️
سلام ،الان حدودای ۵.۱۷ من معمولاصبح زودبلندمیشم وازاین سکوت وانرژی که توهواپراکندست استفاده میکنم
یه مدتیشن ده دقیقه ای انجام دادم وازخداوندکه البته من بهش بابایی میگم کمک خواستم منوبه سمت نشونه امروزم هدایت کنه واین فایل برای من بازشد،وچقدددددرجالب که یه باورمخرب رو شناسایی کردم وبابتش سپاسگزارم
من ازهمسرم جداشدم نزدیک ۱۰ ساله وپسرم بامن زندگی نمیکنه،و وقتی به ثروت فکرمیکنم ناخودآگاه دلم برای پسرم میسوزه وحتی امروز هم تو مدیتیشن تجسم کردم،منم میتونم رفاه روبرای پسرم فراهم کنم یعنی یکی از خواسته های من برای ثروتمندشدن بخشیدن زندگی بهتر ورفاه برای پسرمه واین احساس منو به سمت دلسوزی وحال بد میبره
قربونش برم چقدرزیبا منوهدایت کرد امروز هدایتم کرد که متوجه بشم قرارنیست جای پسرم تصمیم بگیرم واون هم به اندازه من به خدانزدیکه وخودش داره خلق میکنه واگه من بخوام ثروتمندبشم دردرجه اول به خاطرخودمه وبعدبااحساس خوب بایدببخشم نه دلسوزی
البته من این باورمحدودکننده رو درمورد بقیه دیگه نداشتم چون روش کارکرده بودم ولی پسرم چون نزدیکترین فردبه منه اینو شناسایی نکرده بودم ،بازم بابتش سپاسگزارم
چندروز قبل هم به یک ایده جدیدرسیدم والبته نتیجش به خاطراستفاده کردن ازآموزشهای آقای عباس منشه،واون اینه که من بعدازاینکه یه رابطه خراب که دقیقا مشکل خودم بودم وعزت نفس وخودباوری وارزش من پایین بوددنیا اون ارتباط روبرام به وجوداورد وباعث رشدمن شدچون من به اندازه کافی باهوش بودم که نخوام تو اوشرایط بمونم وبخوام که شرایط زندگیموازهرلحاظ بهترکنم وشروع کردم رو کارکردن رو باوارام وارتباطات من تغییرکرد اززمین به آسمون شد والان هرکی ازم بپرسه رابطه خوب کمه یا نیست برام عجیبه چون داشتن رابطه عالی برای من خیلی راحت شده چرا؟
چون تو اون فرکانس قرارگرفتم،ثروت هم همینه کافیه با کارکردن روی خودمون وباورهای زیبا فقط وفقط تو فرکانسش قراربگیریم باحال خوب بااحساس خوب تو مسیرش قرارمیگیریم
من برای داشتن رابطه خوب نه زیباترازقبل شدم نه خوش هیکترشدم البته هم زیبام هم خوش استایل،ولی میخوام بگم تلاشی جز کارکردن رو باورام نکردم چراقبلا اینطور نبود والان داشتن رابطه خوب برام راحت شده،خوشحالم که تونستم این پیاموباشمابه اشتراک بزارم
بنظر من این یک باور مخرب هست که خب متاسفانه اکثر افراد این باور رو دارند ,این که ما از خدا خواسته ای درخواست کنیم خیلی خوبه ولی اینکه در ازای اون خواسته بخواهیم کاری انجام بدیم قسمت مخرب باوره, یکی از بدترین باورهاش این هست که ما خودمون رو لایق ثروت نمی دونیم,با خودمون میگیم این پول به دستم برسه من فوری میخوام خرجش کنم اونم نه برای خودم برای دیگران, همین که شما اون پول که هنوز نیومده رو میخوای واسه کسی دیگه خرج کنی یعنی باور این رو داری که پول بده و نباید تو جیبت باشه, و ازطرفی هم خودت رو لایق نمیدونی
دومین قسمت مخرب این هست که رابطه با خداوند رو شرطی میکنی,درحالی که رابطه عاشقانه معامله نیست,خدا عاشق بنده خودشه لازم به شرط و شروط نیست که بخوای از خدا درخواست کنی و در قبالش کاری بخوای انجام بدی
وقتی نگاه میکنم به دنیا و زندگی خودم میبینم خدا خیلییی بزرگه و این من هستم که تو ذهنم خدا رو به اندازه خواسته هام کوچیک میبینم درحالی که اون نامحدوده,
امیدوارم بتونم زودتر این باور درخودم ایجاد کنم که من قسمتی از خداوند هستم اینطور میتونم باور کنم که ففط لایق عشق و ثروت و شادی هستم,چون وقتی خودت رو جزئی از خدا بدونی اونوقت هیچ وقت مریضی و هیچ چیز منفی وارد زندگیت نمیشه
چون خدا فقط نوره,خوبیه,عشفه, اگر خودمون قسمتی از اون بدونیم پر از ارامش میشیم و دیگه باهاش معامله نمیکنیم , اما و اگر نمیاریم چون میدونیم اون بی حد و اندازه خودش بهمون از همه چی خواهد داد
تعهد میدم تمام تلاشم بکنم که این باور درست رو درخودم ایجاد کنم
باورت نمیشه که وقتی کامنتت رو می خوندن انگار تبدیل شده بودم به دو نفر …
یکی خواننده ی کامنت تو و دیگری ذهنی که یا باید تایید میکرد و یا رد …
از همان ابتدای کامنتت بزار بگم …
پرسیدی ..؛
چرا من ثروتمند نمیشم ؟
چون فکر میکنم برای اینکه ثروتمند بشم باید
1. یه عالمه زمان بزارم از وقت زندگیم و بچه هام و شوهرم بزارم کار کنم تا بتونم اون مقداری که میخوام پول دربیارم
.
.
.
مغز من :دقیقا درسته
تو اگه بخوای پولدار بشی باید از همه چیز بزنی …نه دیگه آزادی مالی داری نه زمانی نه مکانی …باید وایسی سر بیزینس…مخصوصا توی سن کمی مثل تو که هیچی بلد نیستی …
اگر برام داری دلیل میاری که نه اون دختره هم سن منه ولی ثروتمنده باید بگم که ببینش …ببین چقدر داره میدوه ..18 ساعت در روز داره کار میکنه …دیگه حوصله نداره دیگه انگار فقط داره میدوه تا به ثروتش اضافه کنه …
اگه بخوای توی این سن کم پولدار بشی… باید یا رویا فروشی کنی و کلاه بزاری سر ملت …یا صبر کنی تا یکم بزرگ تر بشی …
.
.
من ،خواننده ی کامنت .
که دوست دارم رشد کنم با تعجب به مغز خودم نگاه کردم ….
.
.به مغزم گفتم …
بابا …
وات دِ فاز ؟
چی داری میگی …چه ربطی داره ….
ببین ثروتمند شدن من هیچ ربطی به زمان و اینا نداره …اون دختره اصلا حتی هم فرکانس با بچه های عباسمنشی هم نشده… برای همین داره از مسیر خارج میشه و فقط می خواد پول رو پول بزاره …اینکه اون توی این سن پولدار شده عالیه …و همین کافیه…. تو چیکار داری مسیرش چطوری بوده …بعدشم کی گفته برای ثروتمند شدن زمان و مکان و خانواده باید فدا بشن ….
من میتونم هزار تا مثال نقض بیارم …
..
.
مغز و منطق محدود من : عه ! آره جون عمت …بگو ببینم !؟
.
.
منی که می خوام رشد کنم با اعتماد به نفس کامل گفتم ….
اولیش همین استاد عباسمنش …
کو
کجا
بگو ببینم
چند ساعت
چقدر محدودیت ..
این ادم ببین چقدر درسته …
هم پول میسازه
هم لذت میبره
هم آزادی زمانی و مکانی خودشو داره
هم روابط عالی داره …
هم برای خودش
هم پسرش
هم عزیز دل
هم خانواده و دوستانی که از راه دور باهاش در تماس اند
هم مادرو پدرش که آنلاین در تماس اند
هم دوستان نزدیک
هم مسافرت میره
هم سالمه
هم اینقدر جون نمیکنه
هم هر روز خود به خود پول داره رو پولش میاد ….
.
.
.
مغز منطقی و محدود من که فکر میکرد من این جوابو بدم با حاضر جوابی گفت :
اون که استثناست
عباسمنش یه ایده نو و جدید داشت…
بعدشم تو خودتو با اون مقایسه میکنی …
قبول نیست …
.
.
من که مطمئن بودم اون قبول نمیکنه گفتم …
خیلی خب …
اول اینکه ثروت برابره با ارزش پس منو تو هرچی ارزش بیشتری خلق کنیم ثروت بیشتری خلق میکنیم مثل استاد که زندگی رو توحیدی تر و راحت تر کرده و این بزرگ ترین ارزشه …
حالا بیا تا بهت بگم چه ارزش هایی توی همین ایران به راحتی باعث ساخت ثروت فراوان شده…
اولیش همین اسنپ و تپسی …ببین چقدر کارو راحت کرده …چقدر ارزش داده …یه هوش مصنوعی اسنپ الان داره در تمام حوضه های دریوری یا نقل و انتقالات ثروت خلق میکنه …نه تنها از تاکسی بلکه از انتفال غذا یا دارو یا سوپری یا حتی نون وایی ….
و فقط با یه سیستم درست و حسابی هست که اون کارفرما فقط داره مدریت میکنه و گسترش میده و اون ارزش و اپ داره براش پول میسازه …
همین خوده من …یه نفرم …
توی اصفهان …فقط تا الان ماهی دو ملیون تومن کم کم اسنپ گرفتم فقط برای دانشگاه ….دیگه خرید از سوپری و غذا ها و رستوران هاش و حتی نون وایی که نگم ….
بعد تازه من یه دختر 20 ساله هستم که تنها دغدغه ام رفتن به دانشگاه و بعضی اوقات خرید غذای بیرونه ….
و تازه دو سه ماهه که با این خطم کار میکنم و اسنپ میگیرم…
حالا بیا یکم گسترده تر بگیم …
ما یه خانواده ی 5 نفره هستیم که هممون با خط های جدا اسنپ داریم حتی داداش 15 ساله ام هم برای رفتن به باشگاه و کلاس هر روز اسنپ میگیره .
.دیگه مامانم رو نگم که از سوپری چقدر با اسنپ خرید میکنه یا صبح ها نون میخره ….یا برای کارش چقدر اسنپ باکس میگیره …
دیگه درباره ی پدرم هم که چقدر باهاش کار میکنه و علاوه بر اسنپ از وانت اسنپ هم برای کارش استفاده میکنه که نگم برات ….
خب فرض میکنیم که هر ماه 3ملیون ما یک خانواده داریم از اسنپ خرید میکنیم و اگر بگم اسنپ 15 درصد رو برای خودش کم کم بر میداره که 10 درصد مالیات حالا بگیریم 5 درصد برای خود اسنپ میمونه فقط ماهیانه 100 تومن از من سود خالص میگیره…دیگه مامانو اینام که اینقدر بیشتر من کار میکنند که هیچی …حالا بگیریم اصلا 500 تومن از همه …حالا 500 نه 250 تومن سود خالص …خب اون مگه کاری کرد ؟ مگه وقتی گذاشت …؟ نه
فقط به خاطر ارزشی که ایجاد کرد و این بستر رو فراهم کرد داره از من پول میگیره تازه تمام کار ها رو هم داره هوش مصنوعی میکنه …خب ما توی یه ساختمونه 10 واحده زندگی میکنیم…
که هر کدوم یه خانواده بین 3 تا 5 نفر هستن …
خب یعنی اسنپ سود خالص با احتساب هر خوانواده ماهیانه 200 هزارتومن از ساختمان ما فقط میشه 2 ملیون تومان ….
خب کنار ساختمان ما 2 تا ساختمون مسکونی و 2 تا هم تازه داره ساخته میشه…اونا رو هم حساب نکنیم فقط از این ساختمون و دوتا ساختمون بغلی حدود حالا بگیر 4 یا 5 ملیون سود خالص داره …خب خیابون ما تقریبا مسکونی هست و به جز چند تا سوپری و لبنیاتی و املاکی مغازه نداره که کمه کمه به فاصله ی هر 100 متر 10 تا آپارتمان هست (رفتم توی نقشه دیدم )تازه فقط یه طرف خیابون و از اول تا آخر. این خیابون 1.2 کیلومترها…
که یعنی میشه حالا بگیریم 1000متر که بشه 10000تا ساختمون که به صورت متغیر بین 2تا 6 طبقه دارند و هر طبقه بین 2تا 3 تا واحد داره …که حالا واحد رو هم ول کن …
تعداد طبقه رو هم 4 تا میگیریم …
یعنی فقط یک طرف این خیابون بدون حساب کردن خونه های کوچه ها و بن بست ها 40000تا طبقه داریم که اگه هر طبقه که 2 یا 3 واحده مال یه خونواده باشه و از هر خونواده فقط 100 هزار تومن سود داشته باشه اونم ماهیانه میشه 4.000.000.000یعنی …از یه طرف خیابون یک کیلومتری فقط از آپارتمان های دم خیابون 4 میلیارد تومن سود خالص …
حالا این خیابون دو طرفه است و حدودا 40 تا کوچه و بن بست داره و توی هر کوچه باز بن بست های متفاوت …که هرکدومشون به اندازه ی یک خیابون طولانی اند …
خب …حالا تو بگو …
اصفهان چند تا خیابون داره …
حالا بگو استان اصفهان چند تا شهر داره
حالا بگو مگه اسنپ فقط توی اصفهانه…؟….دیگه تهران با اون ساختمان های با عظمت 40 طبقه ای رو چی میگی ؟ حالا بگو اسنپ توی چند تا استان فعالیت داره ؟
حالا بگو چند تا استان توی کشور داریم ….
.
.
.
بچه هااااااا
قیافه ی مغزم .؛
یعنی به معنای واقعی ترکید …
اصلا تا همینجا که از یه طرف یه جاده ی 1کیلومتری 4میلیارد سود خالص داشته باشی رو هم نتونستم هضم کنم چه برسه به کشور ایران …
حالا بیا بزرگ ترش کنیم …
آمازون…و کل جهان 🫡
حالا حالا …وایسا …دو اَپ کپی هم داریم تپسی و ماکسیم …
بوم ….
حالا حالا
وایسا
سایت ترب و دیوارم یه همچین مدل آمازون توی ایرانه و جالبه بدونی که دیوار توی امارات هم رواج دارا ….
بوم …
حالا وایسا وایسا دیجی کالا که همه چیز میفروشه رو چی میگی …
؟
بوم….
حالا حالا وایسا …
اینا که کالا و خدمات لمس کردنه…
اپارات و هزینه های تبلیغاتی که میگره بخاطر اینکه روی فیلم دیگران پخش کنه رو چی میگی ؟….
بوم ….
حالا بریم بالاتر …دیگه یوتیوب جهانی رو چی میگی
…
بوم …
توی تمام اینا که گفتم …
کدوم آدمی صبحشو با زجر و بدو بدو داره میگذرونه …اینا که همش کار هوش مصنوعی بود …یه اَپ یه سایت …
و سود خالص خالص ….
وای خدا جون …
من هنوز توی کف اون 4 میلیارد تومن سود خالص که تازه کم کم ماهیانه 100 تومن حساب کردم اونم از هر خانواده نه تکی …
اوفففففف
خیلی طولانی شد …فردا حتما میام دوباره بقیشو میگم برات مغز منطقی محدود…فعلا با این بریم بخوابیم که به به چقدر ثروت و فرصت و آزادی زیاده …
فقط باید باورهامو تغییر بدم؛ رفتارمو عوض کنم تا ثروت وارد زندگی من بشه: همین تمرکزی که روی آموزشهای فایل های دانلودی سایت دارم میذارم تغییر رفتاره، تمریناتی که انجام میدم، کامنتی که مینویسم .دفتر سپاسگذاری نوشتن.. سحر خیزی .. تعهد نامه نوشتن برای کار کردن روی فایل تحول زندگی من .. یا فایل مصاحبه با استاد عباسمنش که قبلاً روش کار کردم و گوش دادن تمام فایل ها و خواندن کامنت دوستان و در عقل کل چرخیدن و پاسخ نوشتن و این تغییرات درونی خودش رو توی کلام من داره نشون میده. توی اعمال و رفتارم داره نشون میده
باورهای مخرب و محدود کننده
مدتی هست که دارم روی این باورهایم کار میکنم چون واقعا هنوز اون باور مخرب و بازدارنده برای پولداری و ثروتمندی رو کشف نکردم و این فایل خیلی ارزشمنده وجای کار داره واحساس کردم میتونه خیلی به پیشرفتم کمک کنه و با خواندن کامنت های دوستان این باورها و کد های مخرب رو شناسایی کردم وخیلی از ترمزهام و بوسیله کامنت دوستان شناسایی کردم
1)یکی دیگه از ترمز های من این بود که توان نگهداری پول رو در خودم نمیدیدم
2)قرض ندم کلا مگر تحت شرایطی که استاد گفتن
3)یکی از ترمزهایم این است که اگر نعمتی در زندگی ام وارد شود سریع دوست دارم با دیگران ان را تقسیم کنم وبه دیگران هم بدهم
این برمیگرد به باورهای قدیم ما باورهای محدود کننده که جلوی نعمت های بیشتر را ازما گرفته
در واقع دید انسانی و معامله گرایانه ای با خدا داریم، تو به من پول بده من یکمیشم میدم به بقیه
در حالیکه اصلا خدا کاری نداره ما با پول چیکار میکنیم
تو اصن پول رو بریز تو جوب
تو پول رو برای خودت بخواه
باز این برمیگرده به احساس لیاقت
باز برمیگرده به عزت نفس
باز برمیگرده به احساس ارزشمندی
خداوند یک سیستمه اصلا احساسات انسانی نداره که بخواد با ما وارد معامله بش
4)عجله داشتن برای زودتر به نتیجه رسیدن، و این عجله باعث میشه نفهمم زمان زندگیم چطور میگذره همش باعث عجله کردن و لذت نبردن از مسیرم میشه
5)زیادی به خیلی چیزها چسبیدن
چیزهایی که خودم دوست دارم تغییر کنن ولی نمیدونم این چیه که من میخوام بچسبم
6)وقتی خواسته ای رو برای این بخوایم که به بقیه نشون بدیم ببین من این رو بدست آوردم و یا بزنیم تو سر بقیه و یا اون حرفایی که بمون زدن رو تلافی کنیم، این خواسته چه بدستش بیاریم چه بدستش نیاریم در رنج خواهیم بود. پس این هم یک ترمز ذهنی است
7) باورهای مخرب مذهبی
این رفتار که میایم به خدا تعهد میدیم که اگر به ما ثروت بدی ما کار های خیر میکنیم
از این باور ها نشأت میگیره که 1: پول عامل گمراهی و فساد هست 2: خدا قبل از اینکه به ما ثروت بده باید مطمئن بشه که ما گمراه نمیشیم و 3: اینکه ما خودمونو به طور طبیعی و ذاتی لایق ثروت نمیدونیم و با این تعهدات میخوایم لیاقتمونو نشون بدیم 4: فکر میکنیم خدا چون نمیخواد گمراه بشیم بهمون ثروت نمیده 5: فکر میکنیم ثروتمندان انسان های بد و گمراهی هستن و ما نمیخواهیم جزوشون باشیم
8)راهکار برای پولدار شدن ارایه داده باشیم ..در واقع مسیر پولدار شدن ما از هر مسیری و از هر دستی ممکن است حتما نباید از همون مسیری که خودمون فکر می کنیم پولدار شویم ..
9)باور نداشتن وهابیت خداوند یعنی هنوز
خداوند را در اعماق وجودمون باور نکردیم ،
10) ترمز دیگه… انگار من خودم به تنهایی لیاقت ثروتمند شدن و پول زیاد داشتن رو ندارم
و اگه میخوام اونهمه پول رو داشته باشم باید به دیگرانم بدم
11)کد مخرب بعدی اینه ک انگار پول ادم ها رو بد میکنه ادم هارو ظالم میکنه
و من دارم اینجا قول میدم ک اگ ثروتمند شم ادم خوبی بمونم
13)اگر دلیل رسیدن به پول و ثروت به احساس خوب برای خودمون باشه که خوبه
…اما اگه از سر دلسوزی بخواهیم به دیگران و فقرا و خیریه کمک کنیم باشه با دل سوختمون یه احساس منفی رو به جهان ارسال میکنیم که در نتیجه احساس منفی اتفاقات منفی هم برامون پیش میاد.
14)من کلا این باور رو داشتم از بچگی که اگه چیزی رو که دوستش دارم و یا نیاز دارم رو بدم به کسی خودم تو فشار وسختی میفتم (باورکمبود)
و با این واژه آشنا بودم که تو خسیسی و ….
من هم چون برچسب خسیس بهم خورده شده میدادم ولی ته حسم خوب نبود رضایت قلبی کامل نداشتم
اگه هم نمیدادم عذاب وجدان میگرفتم و انگار برام خیر نداشت چون احساس میکردم خدا هم از کارم خوشحال نیست
خلاصه من با هر (انفاقی) که خودم رو مجبور میکردم به انجامش ،داشتم لیاقت و عزت نفس خودمو تخریب میکردم.
با اینکه خیلی تغییرات عظیمی در شخصیتم ایجاد کردم
باید هرکاری رو با احساس 100درصد خوب و رضایت کامل انجام بدیم ….
این باورهای مخرب باعث شده که من همیشه ناخودآگاه از ثروت و نعمت زیاد بترسم چون بعدش خودمو مجبور میبینیم که باید با اجبار واکراه یه بخشیشو بدم به کسی و لایق همش نیستم
واین ترمز منه برای دریافت نعمت و ثروت … تونستم با خواندن کامنت دوستان به یکی از باورهای مخفی ذهنم پی ببرم البته قبلاً اینو کشف کرده بودم ولی جدی نگرفتمش ولی امروز با یک تضادی که با دخترم داشتیم که کاملا به همین نکته ی آخری ربط داشت حجت بر من تمام شد که دقیقا این ترمز رو باید از سر راهم بردارم
یعنی باید به این باور برسم که من هر چیزی رو به کسی میدم و یا میبخشم و یا هزینه می کنم و خرج می کنم هزار برابرش به من برگشته و به حسابم واریز شده
خدایاااا شکرت ممنون و سپاس
خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
خدایاااااا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت و آزادی آگاهانه در انجام دادن و جهت دهی درست و مناسب افکار و باورهایمان را داشته باشیم.
خدایا کمکم کن تا پیدا کنم ترمزهای مخربی که نمیزاره من با ثروتمند شدنم به تو نزدیک بشم و باعث گسترش جهان بشم
من آدمی بودم که اگر میدیدم کسی چیزی لازم داره سریع وارد میشدم و تا جاییکه میتونستم بهش کمک میکردم حتی اگر خودم عاشق اون وسیله بودم هدیه میکردم به نیازمندان
البته شاید نظرم اینم بود که حالا میاد دیگه
یا دوباره میخرم این اخریه خیلی تو ذهنم میچرخید که دوباره میرم میخرم
کلا آدم دست و دلبازی ام
من وقتی تمرینها رو انجام میدم خیلی سریع نتیجه وارد میشه و اینو همه میدونستن و همیشه بهم میگفتن تو سلطان نتیجه هستی ولی خودم اینو متوجه نمیشدم و اگر درآمدم بیشتر از بقیه میشد دلم میسوخت و توجهم میرفت ب این سمت که آخی بنده خدا فلانی چرا درآمد نداره ! بزار ی کمی بهش کمک کنم :(
البته با کمال میل بهش کمک میکردم ولی اگر خودم ب پول نیاز داشتم اصلا ب کسی نمیگفتم و از درون خودمو نابود میکردم
تا اینکه درآمدم صفر شد تمرین میکردم ولی درآمدم صفر شد
مداوم از خدا میپرسیدم که عه خدایا چی شد ؟پشیمون شدی:)
بلاخره با کلی فکر کردن و استعانت از خدا آروم آروم فهمیدم که مشکل از کجا آب میخوره
1_ من دلسوزی میکردم و نقش خدا رو برای دیگران بازی میکردم و از حق خودم میگذشتم (شرک خفی)
2_غرور داشتم و دیگران تو کسب نتیجه با خودم مقایسه میکردم
3_خیلی ب نتیجه وابسته بودم
میخواستم برم خواستگاری برای پسرم حتی پول ی جعبه شیرینی هم نداشتم تا چ برسه به چیزهای دیگه
ولی من منتظر پول نشدم قرار گذاشتم برای رفتن و آشنایی با خانواده ها
با همون مقدار پولی که تو حسابم بود رفتم ی جعبه شکلات خوب خریدم با حس خوب رفتم ب مهمونی
خلاصه که ایمانم ثابت کردم و گفتم من منتظر پول نمیمونم من اقدام میکنم
دفعه دوم قرار شد با همسرم بریم این دفعه دو برابر شیرینی قبل خرید کردم و خیلی شیک و پیک رفتیم
دفعه بعد پول خریدن یه انگشتر تو حسابم بود اونم قصه خیلی خوبی داره
داشتم میرفتم خونه مادرم که تهرانه با خودم میگفتم خدایا من حداقل برای خریدن ی انگشتر کوچولو باید پنج تومنی که تو حسابم هست بدم
ازین بابت ی کم دلنگران بودم تا اینکه رسیدم خونه مادرم دیدم ی انگشتر درست و حسابی (یعنی بیشتر از اون چیزی که من مد نظرم بود ) تو دستشه گفتم به به مبارک باشه چند خریدی گفت پنج تومن :))
چون ما میخواستیم ی انگشتر برای مادرم بخریم که قبلاً خواهرم نشون داده بود و اون انگشتر خیلی نازک بود بخاطر همین پیش فرض من شکل گرفته بود و من نگران کرده بود
اونقدر خوشحال شدم که حد نداشت
رفتم و ی انگشتر بعنوان انگشتر نشون در حد 3 ملیون خریدم و این منو خیلی در برابر. قدرت خداوند منقلب کرد که
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» [1]
کسانی که رابطه با خدا دارند، از آینده ترسی ندارند برای اینکه خدا را دارند. از گذشته غم و غصه ندارند، برای اینکه خدا را دارند، و کسی که خدا را دارد، دلهره و اضطراب خاطر و نگرانی ندارد.
و من فهمیدم که من بجای اینکه روی خدا حساب باز کنم روی پول حساب باز کرده بودم
استغفرالله الربی و اتوب الیه
بنابراین تو این پروسه درسهایی که گرفتم این بود
مغرور نشو
دلسوزی نکن
روی خدا حساب کن
و در کل این پروسه ب صفر رسیدن درآمدم کلی برام درس داشت اینکه بتونم اینها رو درست کنم هم ی پروسه دیگه داره ولی از اونحا که پول هم مثل انسان ،انرژی هست باید همون کارهایی رو که برای درست کردن روابط انجام میدم برای پول هم انجام بدم
چقدر قشنگ فرمودین که من به جای اینکه روی خدا حساب باز کنم روی پول حساب باز میکردم
لعنت خدا بر شیطان،بیشتر نجواها از کمبودهاست و بیشتر کمبودها از پول هست و چقدر راحت شیطان ورود میکند و چقدر هم موفق عمل میکند و چقدر راحت ما ازش پیروی میکنیم،خودم رو میگم
بخاطر ترمزهای مخفی و عمیقی که در اعماق ذهنمون هست نه تنها رشد نمیکنیم بلکه خسته و ناامید میشیم و جهان آینه باورهای ماست
به خدا پناه میبرم و به هر خیری که به من برسد سخت محتاجم…
من رفتم مدرسه دخترم کارد نامه بگیرم مدیرشون بهم گفت اقای حسینی کمک به مدرسه چی شد
من اونجا گفتم باشه در اولین فرصت میارم وقتی که از انجا رفتم تو ناخوداگاه من این شرط را برای خدا گداشتم اگر من الان ثروث مند بودم سریع کارت می کشیدم وکمک میکردم
این به من یه تلنگری زد که من تو نا خود اگاه خودم یه ترمز ذهنی دارم
ترمز ذهنی این است که من که لیاقت ثروتمند شدن را ندارم به خاطر کمک به دیگران این لیاقت را به من عطا کن اینجا فهمیدم که باید درونم احساس لیاقت ثروت مند شدن را تقویت کنم
من چند تا باور برای احساس لیاقت برای ثروتمندشدن مینویسم اول به خودم بگم بعد به دوستانم که اگر دوست داشتن میتونند بنویسن
من همان طور که هستم لیاقت ثروتمند شدن را دارم
من لایق ثروتمند شدن هستم
من ثروتمند نشم پس کی بشه
من شایسته ثروت ورفاه هستم
من باور دارم که ثروت میتواند زندگی من ودیگران را بهتر کند
من باور دارم هرچه قدر من ثروتمند باشم نیتوانم به دیگران کمک کنم
تلاش من ارزش دارد ولیاقت پاداش مالی را دارم
من میتوانم با صداقت ومهارت وخلاقیتم ثروتمند شوم
من باور دارم هر چه قدر ثروتمند باشم خداوند از من بیشتر میخواهد ثروتمند باشم
ثروتمند شدن حق اللهی من است
من افریده شدم برای ثروتمند شدن
ثروت من درامد من هر روز هر روز بیشترو بیشتر میشود
من باور دارم ثروت وپول از راه هایی که من اصلا انتضاری ندارم به سمت کارت بانکی من وارد میشود
امید وارم این باورهای ثروت واحساس لیاقت به دوستان کمک کرده باشه
الان که این فایلو دیدم خیلی خستهام ولی واقعا دلم میخواد زودتر این ترمزها پیدا بشن و بتونیم راحتر زندگی کنیم.
ترمزها…!
1.اولین ترمزی که خیلی واضحه اینه که من و خواسته های من مهم نیستن و تمام تلاش من اینه که دیگرانو به خواسته هاشون برسونم ولی بیشتر این درخواست شرک هستش چون نیت من اینه که با رسوندن دیگران به خواسته هاشون تایید اونارو بگیرم و اونا بهم بیشتر توجه کنن و هرجا میشینن از من تعریف کنن که فلانی برام این کارو کرد و در واقع واسه خودم آدم جمع کنم که یروزی هم اونا اگه کاری داشتم با کله بیان کمکم کنن و توجهمو از روی خدا بردارم و به بندگانش قدرت بدم.
2.من توانایی ساختن ثروت رو ندارم پس حالا که به من نمیدی حداقل بده به من که برسونم دست دیگران چون من لیاقت ثروت و خوشبختی رو ندارم.
3.من پیش خودم میگم من که میدونم نمیرسم پس بذار اینجوری بگم خدا دلش بسوزه بخاطر دیگران هم که شده بهم بده چون من که بارها خواستم به خودم بده نداده پس دیگه من نمیتونم و ظاهراً دلش نمیخواد بهم بده .
4.دلسوزی کردن به حال دیگران و توجه کردن به فقر و کمبودها و اینکه دلمون میخواد به زور مدار دیگرانو تغییر بدیم و فقرو کمبود رو از بین ببریم تو اطرافمون ،یکی از مخرب ترین باورها اینکه به حال دیگران دلسوزی کنیم معنیش این میشه که دنیا درست کار نمیکنه و خداوند عادل نیست.
5.معامله کردن با خدا و گول زدن خودمون ،بارها واسه من پیش اومده که همچین خواستهای داشتم و وقتی بهش رسیدم گفتم که،من که به دیگران قولی ندادم خدا هم که حرفی نداره پس چون پول و ثروت کمه و ممنکه دیگه گیرم نیاد بذار اینو واسه خودم خرج کنم ،باور کمبود ونبودن ثروت.
بی صبرانه منتظر خواندن نظرات دوستان عزیز هستم که با کمک هم این ترمزهارو پیدا کنیم.
سلام خدمت استاد گل و دوستان و خانواده محترم عباس منش
استادجان وقتی تو جمله ای اگر اوردیم وگفتیم خدایا اگر این اتفاق برای من بیوفتد منم این حرکتو میزنم این اگر خودش نتیجه عکس میدهد و این یه خواسته منفی هست.وقتی ما میگیم خدایا اگر این اتفاق بیفوفتد یعنی ما اعتماد نداریم به خدا و از کهکشان میخواهیم اول اون یحرکت برای ما انجام دهد بعدا در قبال حرکت خدا ما عملی برایش انجام دهیم و این هیچوقت اتفاق نخواهد افتاد.ما باید اگرها را بذاریم کنار وا واقعا بریم و حرکت کنیم به دنبال هدف و ارزوهایی که داریم حتما کهکشان تسخیر خواسته ما خواهند شد و هرانچه خواهیم خواست براورده میشود.
سلام استاد.دلیل اصلیش اینه که به قوانین جهان آگاهی کامل نداریم و باور نداریم که خداوند منباء تمام ثروت ها و قدرت هاست و فکر میکنیم که این میزان ثروت باید بیاد در دست ما تا ما بتونیم به افراد محتاج و نیازمند کمک کنیم. در صورتی که اگر واقعا باور داشته باشیم که خداوند منبع اصلی تمام ثروت ها و نعمت هاست دیگه این حرف رو نمیزنیم و باور داریم که اون خدایی که منبع تمام ثروت ها و نعمت ها در جهانه خودش از هزاران راه میتونه به بنده هاش نعمت برسونه به شرطی که بنده ها در مدار درستی باشن. پس اصلا نیازی نیست که ما به بنده های خدا با این دید کمک کنیم که ما داریم کمک میکنیم و اون بنده محتاج کمک ماست بلکه اگر به کسی کمک میکنیم صرفا برای ایجاد احساس خوب در وجود خودمون باشه چون خداوندی که منبع تمام نعمت های جهانه خودش از هزاران راه میتونه به بنده هاش خیر و سلامتی و نعمت و ثروت برسونه. اگر قانون رو درست درک کرده باشیم میدونیم که اگر هر انسانی در مسیر درست باشد و طبق قوانین ثابت الهی عمل کند اون انسان فارق از شرایط و موقعیت کنونیش میتونه به تنهایی به این منبع دسترسی داشته باشه و نیازی نیست که از دست انسان دیگری بهش خیر و برکت برسه بلکه اون خدایی که منبع تمام خوبی هاست خودش به بنده هایی که در مدار درست باشن بی نهایت و از هزاران دست هر چیزی که بخوان میده و و هرکس برای دریافت نعمت های الهی فقط کافیه ارتباطش رو با این منبع هرلحظه هماهنگ تر کنه و این هماهنگی 1. با شناخت قوانین و 2. با عمل به قوانیت ایجاد میشه. پس با این وجوددیگه نیازی نیست که برای خدا شرط بذاریم که اونقدر به من نعمت بده تا به فقیر و بیماران و نیازمندا کمک کنم چون خداوند برای کمک به بنده هاش نیازی به ثروتمند کردن ما نداره چون اونه که به ما نعمت و ثروت میده و قطعا اون خدایی که به تمام بنده هاش نعمت و ثروت میده و این دنیارو داره با یکسری قوانین ثابت اداره میکنه اصلا هیچ بنده ای رو محتاج بنده ی دیگری نیافریده بلکه همه ی ما بنده های خدا فقط و فقط محتاج خداوندیم و بس و فقط کافیه قوانین ثابت خداوند رو بشناسیم و بهش عمل کنیم و هرچقدر بهتر بتونیم به این قوانین عمل کنیم یعنی در مسیر درست در حال حرکت هستیم و هرچقدر بیشتر در مسیر درست حرکت کنیم دسترسی بیشتری به نعمتهای خداوند داریم. دقیقا همون مثال تئوری سطل آب که این نعمت و ثروت مثل باران بی انتها داره همواره میباره و اصلا هیچ محدودیت و پایانی هم نداره و فقط کافیه هر انسانی ظرفش رو بزرگ تر کنه تا بتونه نعمت بیشتری رو دریافت کنه. پس اگر قوانین رو درست درک کرده باشیم هرگز این درخواست رو از خدا نمیکنیم که اونقدر به من نعمت و ثروت بده تا بتونم به نیازمندان کمک کنم چون اون خداوند خودش منبع تمام نعمتهاست و اگر این باور رو درست کنیم در مداری قرار میگیریم که میتونیم به منبع گنج خداوند از تمام جنبه های زندگی دسترسی بینهایت داشته باشیم و این هم سیر تکاملی داره. من مطمئنم که این دقیقا همون جواب درسته.
بنام خداوند بی همتا
سلام با اینکه زمان زیادی از طرح این سوال میگذره اما امشب جوابی رو که بعد مدتها بهش رسیدم رو میدم.
به نظر من مهمترین و اساسی ترین نکته و دلیلی که ما به ثروت و در کل به خواسته هامون نمی رسیم این هست که ما🤔
فقط در ظاهر داریم فرکانس درست رو میفرستیم، فکرمثبت، عبارات تاکیدی، شاد بودن، و….
در صورتی که باید تک تک سلولهای بدنمون از اساس و بنیان فروبریزه ویک انسان جدید متولد بشه که بر طبق قوانین الهی حرکت کنه و درکل خودمونو گول نزنیم با چند عبارت در ظاهر، و نخواهیم و قبول و باور کنیم سیستم دور زدنی نیست، ما باید دوباره متولد بشیم در هر زمینه ای که میخواهیم پیشرفت کنیم و با تمام عالم در صلح باشیم تا قدرت خداوند رو در زندگیمون تقسیم نکنیم نه قضاوت کنیم نه حکم صادر کنیم، بلکه فقط و فقط در راه درست و الهی در جهت قوانین حاکم بر جهان هستی حرکت کنیم❤️ که خداوند به ما با رسیدن به خواسته هامون پاداش بده ❤️
و در آخر میخوام بگم
پول و ثروت میخواهیم باید به درجه ای برسیم که حس و باور کنیم همین الان پول به اندازه کافی در زندگیمون جاری است،وبه جهان هستی نشان بدهیم وثابت کنیم که ما در همه جنبه های زندگی عالی هستیم، در کل به مقام سپاسگذاری واقعی برسیم تا ارتعاش درست رو ارسال کنیم وپاداش این ارتعاش رسیدن به خواسته هاست ❤️
…….
سعادتمند، پیروز در دنیا و آخرت باشید
سلام ،الان حدودای ۵.۱۷ من معمولاصبح زودبلندمیشم وازاین سکوت وانرژی که توهواپراکندست استفاده میکنم
یه مدتیشن ده دقیقه ای انجام دادم وازخداوندکه البته من بهش بابایی میگم کمک خواستم منوبه سمت نشونه امروزم هدایت کنه واین فایل برای من بازشد،وچقدددددرجالب که یه باورمخرب رو شناسایی کردم وبابتش سپاسگزارم
من ازهمسرم جداشدم نزدیک ۱۰ ساله وپسرم بامن زندگی نمیکنه،و وقتی به ثروت فکرمیکنم ناخودآگاه دلم برای پسرم میسوزه وحتی امروز هم تو مدیتیشن تجسم کردم،منم میتونم رفاه روبرای پسرم فراهم کنم یعنی یکی از خواسته های من برای ثروتمندشدن بخشیدن زندگی بهتر ورفاه برای پسرمه واین احساس منو به سمت دلسوزی وحال بد میبره
قربونش برم چقدرزیبا منوهدایت کرد امروز هدایتم کرد که متوجه بشم قرارنیست جای پسرم تصمیم بگیرم واون هم به اندازه من به خدانزدیکه وخودش داره خلق میکنه واگه من بخوام ثروتمندبشم دردرجه اول به خاطرخودمه وبعدبااحساس خوب بایدببخشم نه دلسوزی
البته من این باورمحدودکننده رو درمورد بقیه دیگه نداشتم چون روش کارکرده بودم ولی پسرم چون نزدیکترین فردبه منه اینو شناسایی نکرده بودم ،بازم بابتش سپاسگزارم
چندروز قبل هم به یک ایده جدیدرسیدم والبته نتیجش به خاطراستفاده کردن ازآموزشهای آقای عباس منشه،واون اینه که من بعدازاینکه یه رابطه خراب که دقیقا مشکل خودم بودم وعزت نفس وخودباوری وارزش من پایین بوددنیا اون ارتباط روبرام به وجوداورد وباعث رشدمن شدچون من به اندازه کافی باهوش بودم که نخوام تو اوشرایط بمونم وبخوام که شرایط زندگیموازهرلحاظ بهترکنم وشروع کردم رو کارکردن رو باوارام وارتباطات من تغییرکرد اززمین به آسمون شد والان هرکی ازم بپرسه رابطه خوب کمه یا نیست برام عجیبه چون داشتن رابطه عالی برای من خیلی راحت شده چرا؟
چون تو اون فرکانس قرارگرفتم،ثروت هم همینه کافیه با کارکردن روی خودمون وباورهای زیبا فقط وفقط تو فرکانسش قراربگیریم باحال خوب بااحساس خوب تو مسیرش قرارمیگیریم
من برای داشتن رابطه خوب نه زیباترازقبل شدم نه خوش هیکترشدم البته هم زیبام هم خوش استایل،ولی میخوام بگم تلاشی جز کارکردن رو باورام نکردم چراقبلا اینطور نبود والان داشتن رابطه خوب برام راحت شده،خوشحالم که تونستم این پیاموباشمابه اشتراک بزارم
باسلام به همه دوستان عزیزم
بنظر من این یک باور مخرب هست که خب متاسفانه اکثر افراد این باور رو دارند ,این که ما از خدا خواسته ای درخواست کنیم خیلی خوبه ولی اینکه در ازای اون خواسته بخواهیم کاری انجام بدیم قسمت مخرب باوره, یکی از بدترین باورهاش این هست که ما خودمون رو لایق ثروت نمی دونیم,با خودمون میگیم این پول به دستم برسه من فوری میخوام خرجش کنم اونم نه برای خودم برای دیگران, همین که شما اون پول که هنوز نیومده رو میخوای واسه کسی دیگه خرج کنی یعنی باور این رو داری که پول بده و نباید تو جیبت باشه, و ازطرفی هم خودت رو لایق نمیدونی
دومین قسمت مخرب این هست که رابطه با خداوند رو شرطی میکنی,درحالی که رابطه عاشقانه معامله نیست,خدا عاشق بنده خودشه لازم به شرط و شروط نیست که بخوای از خدا درخواست کنی و در قبالش کاری بخوای انجام بدی
وقتی نگاه میکنم به دنیا و زندگی خودم میبینم خدا خیلییی بزرگه و این من هستم که تو ذهنم خدا رو به اندازه خواسته هام کوچیک میبینم درحالی که اون نامحدوده,
امیدوارم بتونم زودتر این باور درخودم ایجاد کنم که من قسمتی از خداوند هستم اینطور میتونم باور کنم که ففط لایق عشق و ثروت و شادی هستم,چون وقتی خودت رو جزئی از خدا بدونی اونوقت هیچ وقت مریضی و هیچ چیز منفی وارد زندگیت نمیشه
چون خدا فقط نوره,خوبیه,عشفه, اگر خودمون قسمتی از اون بدونیم پر از ارامش میشیم و دیگه باهاش معامله نمیکنیم , اما و اگر نمیاریم چون میدونیم اون بی حد و اندازه خودش بهمون از همه چی خواهد داد
تعهد میدم تمام تلاشم بکنم که این باور درست رو درخودم ایجاد کنم
سلام بر همگی
من تین فایلو چندبار دیدم ولی هیچ وقت دست به قلم نشدم
البته کامنتارو خوندم ولی خودم چیزی ننوشتم
تا اینکه امروز که برای بار چندم گوش میکردم یه جا یه جرقه ای زد که بیام بنویسم اونجا که استاد گفت از خودتون بپرسید و ببینین چی از تو ذهنتون درمیاد
همیشه فقط خوندم و گوش کردم تکرار کردم سعی کردم عمل کنم ولی اینار میخوام بنویسم تا خودمو بفهمم
پس مینویسم
چرا من ثروتمند نمیشم ؟
چون فکر میکنم برای اینکه ثروتمند بشم باید
1. یه عالمه زمان بزارم از وقت زندگیم و بچه هام و شوهرم بزارم کار کنم تا بتونم اون مقداری که میخوام پول دربیارم
2همه اونایی که کسب و کارشون شبیه منه و پولدار شدن یه عالمه کار کردن و زمان گذاشتن تا به اینجا برسن به این سادگیا که نیست
3. حتما باید دانش کاملی تو حوزه کاریم داشته باشم تا بتونم ازش پول دربیارم
4. تو این شغلی که من دارم نمیشه به راحتی پول دراورد
5. دلم میخواد واسه خودم کار کنم ولی ایا من به تنهایی میتونم یه کارو اداره کنم؟
6. اونایی که هم رشته منن خیلی از من با سواد ترن بیشتر بلدن
7.من چون از اول ادم کم رویی بودم خیلی طول میکشه راه و رسم بازار و مشتری رو یاد بگیرم
8. اصلا دلم نمیخواد همه ی وقتم صرف کارم بشه و دیگه واسه خودم زمان نداشته باشم
9. اگر پولدار بشم همه از من توقع دارن
فامیلا فک میکنن چه جوری پولدار شدم حتما از راه حرام
زندگی شخصیم خراب میشه
رابطه هم با همسرم بد میشه
ادم بدی میشم
بچه خام بی تربیت میشن
پر توقع میشن
قدر پولو نمیدونن
ولخرج میشن
زیاد میخورم چاق میشم
اسراف کار میشم چون زیاد دارم
فقرا منو میبینن اه میکشن حسرت میخورن
اه فقرا منو میگیره
خدا ازم ناراضیه اگر به خلقش کمک نکنم
مسلمان نیستم اگر همسایه م گشنه بخوابه
ما هیچ وقت نمیتونیم پولدار شیم چون خانوادمون هیچ وقت پولدار نبودن
اینا باورایی که تو ذهنم هست دارم باهاشون زندگی میکنم رو زندگیم اثر میزارن ولی من ازشون بی خبرم و خیلی وقتا انکارشون میکنم
ولی اونا با منن و دارن کارشونو می کنن
تغییرشون و شناساییشون سخته ولی اگر بخوام براشون وقت بزارم شدنیه
اما تکاملی
ممنونم از ازینکه کامنت منو میخونین
سلام به همه عزیزان سایت
یلدا جان عالی نوشتی
چقدر خوب و موشکافانه نوشتی در مورد باورهای دوری از ثروت …
اینطور که نوشتی کاملا توجهمو جلب کردی به این صحبت ها و باورهای خودم…
مرسی که اینقدر جز به جز نوشتی عزیزم
انگار یه صدایی تو گوشم زنگ زد که دقت کنم…
ممنونم از تو و همه دوستانی که کامنت های عالی و فکر برانگیز مینویسن همیشه.
به نام خدایی که هرچه دارم از اوست …
وای خدای من …
یلدای عزیزم …
باورت نمیشه که وقتی کامنتت رو می خوندن انگار تبدیل شده بودم به دو نفر …
یکی خواننده ی کامنت تو و دیگری ذهنی که یا باید تایید میکرد و یا رد …
از همان ابتدای کامنتت بزار بگم …
پرسیدی ..؛
چرا من ثروتمند نمیشم ؟
چون فکر میکنم برای اینکه ثروتمند بشم باید
1. یه عالمه زمان بزارم از وقت زندگیم و بچه هام و شوهرم بزارم کار کنم تا بتونم اون مقداری که میخوام پول دربیارم
.
.
.
مغز من :دقیقا درسته
تو اگه بخوای پولدار بشی باید از همه چیز بزنی …نه دیگه آزادی مالی داری نه زمانی نه مکانی …باید وایسی سر بیزینس…مخصوصا توی سن کمی مثل تو که هیچی بلد نیستی …
اگر برام داری دلیل میاری که نه اون دختره هم سن منه ولی ثروتمنده باید بگم که ببینش …ببین چقدر داره میدوه ..18 ساعت در روز داره کار میکنه …دیگه حوصله نداره دیگه انگار فقط داره میدوه تا به ثروتش اضافه کنه …
اگه بخوای توی این سن کم پولدار بشی… باید یا رویا فروشی کنی و کلاه بزاری سر ملت …یا صبر کنی تا یکم بزرگ تر بشی …
.
.
من ،خواننده ی کامنت .
که دوست دارم رشد کنم با تعجب به مغز خودم نگاه کردم ….
.
.به مغزم گفتم …
بابا …
وات دِ فاز ؟
چی داری میگی …چه ربطی داره ….
ببین ثروتمند شدن من هیچ ربطی به زمان و اینا نداره …اون دختره اصلا حتی هم فرکانس با بچه های عباسمنشی هم نشده… برای همین داره از مسیر خارج میشه و فقط می خواد پول رو پول بزاره …اینکه اون توی این سن پولدار شده عالیه …و همین کافیه…. تو چیکار داری مسیرش چطوری بوده …بعدشم کی گفته برای ثروتمند شدن زمان و مکان و خانواده باید فدا بشن ….
من میتونم هزار تا مثال نقض بیارم …
..
.
مغز و منطق محدود من : عه ! آره جون عمت …بگو ببینم !؟
.
.
منی که می خوام رشد کنم با اعتماد به نفس کامل گفتم ….
اولیش همین استاد عباسمنش …
کو
کجا
بگو ببینم
چند ساعت
چقدر محدودیت ..
این ادم ببین چقدر درسته …
هم پول میسازه
هم لذت میبره
هم آزادی زمانی و مکانی خودشو داره
هم روابط عالی داره …
هم برای خودش
هم پسرش
هم عزیز دل
هم خانواده و دوستانی که از راه دور باهاش در تماس اند
هم مادرو پدرش که آنلاین در تماس اند
هم دوستان نزدیک
هم مسافرت میره
هم سالمه
هم اینقدر جون نمیکنه
هم هر روز خود به خود پول داره رو پولش میاد ….
.
.
.
مغز منطقی و محدود من که فکر میکرد من این جوابو بدم با حاضر جوابی گفت :
اون که استثناست
عباسمنش یه ایده نو و جدید داشت…
بعدشم تو خودتو با اون مقایسه میکنی …
قبول نیست …
.
.
من که مطمئن بودم اون قبول نمیکنه گفتم …
خیلی خب …
اول اینکه ثروت برابره با ارزش پس منو تو هرچی ارزش بیشتری خلق کنیم ثروت بیشتری خلق میکنیم مثل استاد که زندگی رو توحیدی تر و راحت تر کرده و این بزرگ ترین ارزشه …
حالا بیا تا بهت بگم چه ارزش هایی توی همین ایران به راحتی باعث ساخت ثروت فراوان شده…
اولیش همین اسنپ و تپسی …ببین چقدر کارو راحت کرده …چقدر ارزش داده …یه هوش مصنوعی اسنپ الان داره در تمام حوضه های دریوری یا نقل و انتقالات ثروت خلق میکنه …نه تنها از تاکسی بلکه از انتفال غذا یا دارو یا سوپری یا حتی نون وایی ….
و فقط با یه سیستم درست و حسابی هست که اون کارفرما فقط داره مدریت میکنه و گسترش میده و اون ارزش و اپ داره براش پول میسازه …
همین خوده من …یه نفرم …
توی اصفهان …فقط تا الان ماهی دو ملیون تومن کم کم اسنپ گرفتم فقط برای دانشگاه ….دیگه خرید از سوپری و غذا ها و رستوران هاش و حتی نون وایی که نگم ….
بعد تازه من یه دختر 20 ساله هستم که تنها دغدغه ام رفتن به دانشگاه و بعضی اوقات خرید غذای بیرونه ….
و تازه دو سه ماهه که با این خطم کار میکنم و اسنپ میگیرم…
حالا بیا یکم گسترده تر بگیم …
ما یه خانواده ی 5 نفره هستیم که هممون با خط های جدا اسنپ داریم حتی داداش 15 ساله ام هم برای رفتن به باشگاه و کلاس هر روز اسنپ میگیره .
.دیگه مامانم رو نگم که از سوپری چقدر با اسنپ خرید میکنه یا صبح ها نون میخره ….یا برای کارش چقدر اسنپ باکس میگیره …
دیگه درباره ی پدرم هم که چقدر باهاش کار میکنه و علاوه بر اسنپ از وانت اسنپ هم برای کارش استفاده میکنه که نگم برات ….
خب فرض میکنیم که هر ماه 3ملیون ما یک خانواده داریم از اسنپ خرید میکنیم و اگر بگم اسنپ 15 درصد رو برای خودش کم کم بر میداره که 10 درصد مالیات حالا بگیریم 5 درصد برای خود اسنپ میمونه فقط ماهیانه 100 تومن از من سود خالص میگیره…دیگه مامانو اینام که اینقدر بیشتر من کار میکنند که هیچی …حالا بگیریم اصلا 500 تومن از همه …حالا 500 نه 250 تومن سود خالص …خب اون مگه کاری کرد ؟ مگه وقتی گذاشت …؟ نه
فقط به خاطر ارزشی که ایجاد کرد و این بستر رو فراهم کرد داره از من پول میگیره تازه تمام کار ها رو هم داره هوش مصنوعی میکنه …خب ما توی یه ساختمونه 10 واحده زندگی میکنیم…
که هر کدوم یه خانواده بین 3 تا 5 نفر هستن …
خب یعنی اسنپ سود خالص با احتساب هر خوانواده ماهیانه 200 هزارتومن از ساختمان ما فقط میشه 2 ملیون تومان ….
خب کنار ساختمان ما 2 تا ساختمون مسکونی و 2 تا هم تازه داره ساخته میشه…اونا رو هم حساب نکنیم فقط از این ساختمون و دوتا ساختمون بغلی حدود حالا بگیر 4 یا 5 ملیون سود خالص داره …خب خیابون ما تقریبا مسکونی هست و به جز چند تا سوپری و لبنیاتی و املاکی مغازه نداره که کمه کمه به فاصله ی هر 100 متر 10 تا آپارتمان هست (رفتم توی نقشه دیدم )تازه فقط یه طرف خیابون و از اول تا آخر. این خیابون 1.2 کیلومترها…
که یعنی میشه حالا بگیریم 1000متر که بشه 10000تا ساختمون که به صورت متغیر بین 2تا 6 طبقه دارند و هر طبقه بین 2تا 3 تا واحد داره …که حالا واحد رو هم ول کن …
تعداد طبقه رو هم 4 تا میگیریم …
یعنی فقط یک طرف این خیابون بدون حساب کردن خونه های کوچه ها و بن بست ها 40000تا طبقه داریم که اگه هر طبقه که 2 یا 3 واحده مال یه خونواده باشه و از هر خونواده فقط 100 هزار تومن سود داشته باشه اونم ماهیانه میشه 4.000.000.000یعنی …از یه طرف خیابون یک کیلومتری فقط از آپارتمان های دم خیابون 4 میلیارد تومن سود خالص …
حالا این خیابون دو طرفه است و حدودا 40 تا کوچه و بن بست داره و توی هر کوچه باز بن بست های متفاوت …که هرکدومشون به اندازه ی یک خیابون طولانی اند …
خب …حالا تو بگو …
اصفهان چند تا خیابون داره …
حالا بگو استان اصفهان چند تا شهر داره
حالا بگو مگه اسنپ فقط توی اصفهانه…؟….دیگه تهران با اون ساختمان های با عظمت 40 طبقه ای رو چی میگی ؟ حالا بگو اسنپ توی چند تا استان فعالیت داره ؟
حالا بگو چند تا استان توی کشور داریم ….
.
.
.
بچه هااااااا
قیافه ی مغزم .؛
یعنی به معنای واقعی ترکید …
اصلا تا همینجا که از یه طرف یه جاده ی 1کیلومتری 4میلیارد سود خالص داشته باشی رو هم نتونستم هضم کنم چه برسه به کشور ایران …
حالا بیا بزرگ ترش کنیم …
آمازون…و کل جهان 🫡
حالا حالا …وایسا …دو اَپ کپی هم داریم تپسی و ماکسیم …
بوم ….
حالا حالا
وایسا
سایت ترب و دیوارم یه همچین مدل آمازون توی ایرانه و جالبه بدونی که دیوار توی امارات هم رواج دارا ….
بوم …
حالا وایسا وایسا دیجی کالا که همه چیز میفروشه رو چی میگی …
؟
بوم….
حالا حالا وایسا …
اینا که کالا و خدمات لمس کردنه…
اپارات و هزینه های تبلیغاتی که میگره بخاطر اینکه روی فیلم دیگران پخش کنه رو چی میگی ؟….
بوم ….
حالا بریم بالاتر …دیگه یوتیوب جهانی رو چی میگی
…
بوم …
توی تمام اینا که گفتم …
کدوم آدمی صبحشو با زجر و بدو بدو داره میگذرونه …اینا که همش کار هوش مصنوعی بود …یه اَپ یه سایت …
و سود خالص خالص ….
وای خدا جون …
من هنوز توی کف اون 4 میلیارد تومن سود خالص که تازه کم کم ماهیانه 100 تومن حساب کردم اونم از هر خانواده نه تکی …
اوفففففف
خیلی طولانی شد …فردا حتما میام دوباره بقیشو میگم برات مغز منطقی محدود…فعلا با این بریم بخوابیم که به به چقدر ثروت و فرصت و آزادی زیاده …
عاشقتم …
ممنونم ازت
در پناه الله یکتا
بنام خداوند عشق و نور و آگاهی
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم
و سلام به همگی دوستان عزیزم
روز صدم 100
روز شمار تحول زندگی من فصل 4
ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت
فقط باید باورهامو تغییر بدم؛ رفتارمو عوض کنم تا ثروت وارد زندگی من بشه: همین تمرکزی که روی آموزشهای فایل های دانلودی سایت دارم میذارم تغییر رفتاره، تمریناتی که انجام میدم، کامنتی که مینویسم .دفتر سپاسگذاری نوشتن.. سحر خیزی .. تعهد نامه نوشتن برای کار کردن روی فایل تحول زندگی من .. یا فایل مصاحبه با استاد عباسمنش که قبلاً روش کار کردم و گوش دادن تمام فایل ها و خواندن کامنت دوستان و در عقل کل چرخیدن و پاسخ نوشتن و این تغییرات درونی خودش رو توی کلام من داره نشون میده. توی اعمال و رفتارم داره نشون میده
باورهای مخرب و محدود کننده
مدتی هست که دارم روی این باورهایم کار میکنم چون واقعا هنوز اون باور مخرب و بازدارنده برای پولداری و ثروتمندی رو کشف نکردم و این فایل خیلی ارزشمنده وجای کار داره واحساس کردم میتونه خیلی به پیشرفتم کمک کنه و با خواندن کامنت های دوستان این باورها و کد های مخرب رو شناسایی کردم وخیلی از ترمزهام و بوسیله کامنت دوستان شناسایی کردم
1)یکی دیگه از ترمز های من این بود که توان نگهداری پول رو در خودم نمیدیدم
2)قرض ندم کلا مگر تحت شرایطی که استاد گفتن
3)یکی از ترمزهایم این است که اگر نعمتی در زندگی ام وارد شود سریع دوست دارم با دیگران ان را تقسیم کنم وبه دیگران هم بدهم
این برمیگرد به باورهای قدیم ما باورهای محدود کننده که جلوی نعمت های بیشتر را ازما گرفته
در واقع دید انسانی و معامله گرایانه ای با خدا داریم، تو به من پول بده من یکمیشم میدم به بقیه
در حالیکه اصلا خدا کاری نداره ما با پول چیکار میکنیم
تو اصن پول رو بریز تو جوب
تو پول رو برای خودت بخواه
باز این برمیگرده به احساس لیاقت
باز برمیگرده به عزت نفس
باز برمیگرده به احساس ارزشمندی
خداوند یک سیستمه اصلا احساسات انسانی نداره که بخواد با ما وارد معامله بش
4)عجله داشتن برای زودتر به نتیجه رسیدن، و این عجله باعث میشه نفهمم زمان زندگیم چطور میگذره همش باعث عجله کردن و لذت نبردن از مسیرم میشه
5)زیادی به خیلی چیزها چسبیدن
چیزهایی که خودم دوست دارم تغییر کنن ولی نمیدونم این چیه که من میخوام بچسبم
6)وقتی خواسته ای رو برای این بخوایم که به بقیه نشون بدیم ببین من این رو بدست آوردم و یا بزنیم تو سر بقیه و یا اون حرفایی که بمون زدن رو تلافی کنیم، این خواسته چه بدستش بیاریم چه بدستش نیاریم در رنج خواهیم بود. پس این هم یک ترمز ذهنی است
7) باورهای مخرب مذهبی
این رفتار که میایم به خدا تعهد میدیم که اگر به ما ثروت بدی ما کار های خیر میکنیم
از این باور ها نشأت میگیره که 1: پول عامل گمراهی و فساد هست 2: خدا قبل از اینکه به ما ثروت بده باید مطمئن بشه که ما گمراه نمیشیم و 3: اینکه ما خودمونو به طور طبیعی و ذاتی لایق ثروت نمیدونیم و با این تعهدات میخوایم لیاقتمونو نشون بدیم 4: فکر میکنیم خدا چون نمیخواد گمراه بشیم بهمون ثروت نمیده 5: فکر میکنیم ثروتمندان انسان های بد و گمراهی هستن و ما نمیخواهیم جزوشون باشیم
8)راهکار برای پولدار شدن ارایه داده باشیم ..در واقع مسیر پولدار شدن ما از هر مسیری و از هر دستی ممکن است حتما نباید از همون مسیری که خودمون فکر می کنیم پولدار شویم ..
9)باور نداشتن وهابیت خداوند یعنی هنوز
خداوند را در اعماق وجودمون باور نکردیم ،
10) ترمز دیگه… انگار من خودم به تنهایی لیاقت ثروتمند شدن و پول زیاد داشتن رو ندارم
و اگه میخوام اونهمه پول رو داشته باشم باید به دیگرانم بدم
11)کد مخرب بعدی اینه ک انگار پول ادم ها رو بد میکنه ادم هارو ظالم میکنه
و من دارم اینجا قول میدم ک اگ ثروتمند شم ادم خوبی بمونم
13)اگر دلیل رسیدن به پول و ثروت به احساس خوب برای خودمون باشه که خوبه
…اما اگه از سر دلسوزی بخواهیم به دیگران و فقرا و خیریه کمک کنیم باشه با دل سوختمون یه احساس منفی رو به جهان ارسال میکنیم که در نتیجه احساس منفی اتفاقات منفی هم برامون پیش میاد.
14)من کلا این باور رو داشتم از بچگی که اگه چیزی رو که دوستش دارم و یا نیاز دارم رو بدم به کسی خودم تو فشار وسختی میفتم (باورکمبود)
و با این واژه آشنا بودم که تو خسیسی و ….
من هم چون برچسب خسیس بهم خورده شده میدادم ولی ته حسم خوب نبود رضایت قلبی کامل نداشتم
اگه هم نمیدادم عذاب وجدان میگرفتم و انگار برام خیر نداشت چون احساس میکردم خدا هم از کارم خوشحال نیست
خلاصه من با هر (انفاقی) که خودم رو مجبور میکردم به انجامش ،داشتم لیاقت و عزت نفس خودمو تخریب میکردم.
با اینکه خیلی تغییرات عظیمی در شخصیتم ایجاد کردم
باید هرکاری رو با احساس 100درصد خوب و رضایت کامل انجام بدیم ….
این باورهای مخرب باعث شده که من همیشه ناخودآگاه از ثروت و نعمت زیاد بترسم چون بعدش خودمو مجبور میبینیم که باید با اجبار واکراه یه بخشیشو بدم به کسی و لایق همش نیستم
واین ترمز منه برای دریافت نعمت و ثروت … تونستم با خواندن کامنت دوستان به یکی از باورهای مخفی ذهنم پی ببرم البته قبلاً اینو کشف کرده بودم ولی جدی نگرفتمش ولی امروز با یک تضادی که با دخترم داشتیم که کاملا به همین نکته ی آخری ربط داشت حجت بر من تمام شد که دقیقا این ترمز رو باید از سر راهم بردارم
یعنی باید به این باور برسم که من هر چیزی رو به کسی میدم و یا میبخشم و یا هزینه می کنم و خرج می کنم هزار برابرش به من برگشته و به حسابم واریز شده
خدایاااا شکرت ممنون و سپاس
خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
خدایاااااا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت و آزادی آگاهانه در انجام دادن و جهت دهی درست و مناسب افکار و باورهایمان را داشته باشیم.
IN GOD WE TRUST
سلام
خدایا کمکم کن تا پیدا کنم ترمزهای مخربی که نمیزاره من با ثروتمند شدنم به تو نزدیک بشم و باعث گسترش جهان بشم
من آدمی بودم که اگر میدیدم کسی چیزی لازم داره سریع وارد میشدم و تا جاییکه میتونستم بهش کمک میکردم حتی اگر خودم عاشق اون وسیله بودم هدیه میکردم به نیازمندان
البته شاید نظرم اینم بود که حالا میاد دیگه
یا دوباره میخرم این اخریه خیلی تو ذهنم میچرخید که دوباره میرم میخرم
کلا آدم دست و دلبازی ام
من وقتی تمرینها رو انجام میدم خیلی سریع نتیجه وارد میشه و اینو همه میدونستن و همیشه بهم میگفتن تو سلطان نتیجه هستی ولی خودم اینو متوجه نمیشدم و اگر درآمدم بیشتر از بقیه میشد دلم میسوخت و توجهم میرفت ب این سمت که آخی بنده خدا فلانی چرا درآمد نداره ! بزار ی کمی بهش کمک کنم :(
البته با کمال میل بهش کمک میکردم ولی اگر خودم ب پول نیاز داشتم اصلا ب کسی نمیگفتم و از درون خودمو نابود میکردم
تا اینکه درآمدم صفر شد تمرین میکردم ولی درآمدم صفر شد
مداوم از خدا میپرسیدم که عه خدایا چی شد ؟پشیمون شدی:)
بلاخره با کلی فکر کردن و استعانت از خدا آروم آروم فهمیدم که مشکل از کجا آب میخوره
1_ من دلسوزی میکردم و نقش خدا رو برای دیگران بازی میکردم و از حق خودم میگذشتم (شرک خفی)
2_غرور داشتم و دیگران تو کسب نتیجه با خودم مقایسه میکردم
3_خیلی ب نتیجه وابسته بودم
میخواستم برم خواستگاری برای پسرم حتی پول ی جعبه شیرینی هم نداشتم تا چ برسه به چیزهای دیگه
ولی من منتظر پول نشدم قرار گذاشتم برای رفتن و آشنایی با خانواده ها
با همون مقدار پولی که تو حسابم بود رفتم ی جعبه شکلات خوب خریدم با حس خوب رفتم ب مهمونی
خلاصه که ایمانم ثابت کردم و گفتم من منتظر پول نمیمونم من اقدام میکنم
دفعه دوم قرار شد با همسرم بریم این دفعه دو برابر شیرینی قبل خرید کردم و خیلی شیک و پیک رفتیم
دفعه بعد پول خریدن یه انگشتر تو حسابم بود اونم قصه خیلی خوبی داره
داشتم میرفتم خونه مادرم که تهرانه با خودم میگفتم خدایا من حداقل برای خریدن ی انگشتر کوچولو باید پنج تومنی که تو حسابم هست بدم
ازین بابت ی کم دلنگران بودم تا اینکه رسیدم خونه مادرم دیدم ی انگشتر درست و حسابی (یعنی بیشتر از اون چیزی که من مد نظرم بود ) تو دستشه گفتم به به مبارک باشه چند خریدی گفت پنج تومن :))
چون ما میخواستیم ی انگشتر برای مادرم بخریم که قبلاً خواهرم نشون داده بود و اون انگشتر خیلی نازک بود بخاطر همین پیش فرض من شکل گرفته بود و من نگران کرده بود
اونقدر خوشحال شدم که حد نداشت
رفتم و ی انگشتر بعنوان انگشتر نشون در حد 3 ملیون خریدم و این منو خیلی در برابر. قدرت خداوند منقلب کرد که
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» [1]
کسانی که رابطه با خدا دارند، از آینده ترسی ندارند برای اینکه خدا را دارند. از گذشته غم و غصه ندارند، برای اینکه خدا را دارند، و کسی که خدا را دارد، دلهره و اضطراب خاطر و نگرانی ندارد.
و من فهمیدم که من بجای اینکه روی خدا حساب باز کنم روی پول حساب باز کرده بودم
استغفرالله الربی و اتوب الیه
بنابراین تو این پروسه درسهایی که گرفتم این بود
مغرور نشو
دلسوزی نکن
روی خدا حساب کن
و در کل این پروسه ب صفر رسیدن درآمدم کلی برام درس داشت اینکه بتونم اینها رو درست کنم هم ی پروسه دیگه داره ولی از اونحا که پول هم مثل انسان ،انرژی هست باید همون کارهایی رو که برای درست کردن روابط انجام میدم برای پول هم انجام بدم
توکل بر خدا
آغوش خدا پناهتان باد
به نام خدایی که هرچه دارم از اوست
سلام آجی زهرا
امیدوارم هرکجا هستی پر از شادی و فراوانی باشی …
ممنونم از کامنت قشنگت …
مخصوصا اونجا که گفتی من روی خدا حساب باز نکرده بودم
روی پول حساب کرده بودم …
نمیتونم بگم چند بار برام همچین موقعیت هایی اومده …
که برای داشتن یک خواسته روی پول حساب کرده بودم و نشده بود …
یا جاهایی که پول و اینا نداشتمو روی خدا حساب کرده بودم و به صورت معجزه واری یا پولش جور میشو اونو میخریدم یا یکی برام میخرید و بهم هدیه میداد ….
.
ممنونم برای کامنت قشنگت …
دوستت دارم
منتظر نتایج بی نظیرت هستم …
به نام الله یکتا
چقدر قشنگ فرمودین که من به جای اینکه روی خدا حساب باز کنم روی پول حساب باز میکردم
لعنت خدا بر شیطان،بیشتر نجواها از کمبودهاست و بیشتر کمبودها از پول هست و چقدر راحت شیطان ورود میکند و چقدر هم موفق عمل میکند و چقدر راحت ما ازش پیروی میکنیم،خودم رو میگم
بخاطر ترمزهای مخفی و عمیقی که در اعماق ذهنمون هست نه تنها رشد نمیکنیم بلکه خسته و ناامید میشیم و جهان آینه باورهای ماست
به خدا پناه میبرم و به هر خیری که به من برسد سخت محتاجم…
خدایا شکرت
سلام آقای اسدی بزرگوار
ممنون که کامنت منو مطالعه کردید
و برام نوشتید
چند روز پیش داشتم ب خواهرم که
داشت از خدا ی اتاق دلار
درخواست میکرد گفتم
خیلی بده که از خدا پول میخوای
گفت وا چرا بده
گفتم اینهمه داری تقلا میکنی
آخرشم ی چیز کوچیک میخوای
با تعجب نگام کرد گفت پس چی بخوام
گفتم ازش خودشو بخواه
شنیدی میگن با خدا باش
پادشاهی کن بی خدا باش هر چه
خواهی کن
پول خیلی ناچیزه و خدا همه چیزه
واقعا هر وقت چیزی خواستم
نه ننوشتم و نه گفتم فقط ته ته دلم
خوشم اومده ! براحتی مهیا شده
یکبار دلم ی ظرف غذای نذری
خواست ولی فورا نجوا گفت ول
کن طرف شما کسی غذای نذری نمی پزه
گفتم اوکی پس فلان چیز میخوام
ب خودش قسم علاوه براجابت اون
خواسته اومدم
دیدم ی ظرف غذای نذری آوردن
پرسیدم گفتن ی بنده خدا ده
پانزده تا ظرف غذای نذری برمی داره
میاره طرف ما (خونه ما دور از مرکز
شهره) و همون موقع همسر من
می بینه ی ظرف غذای نذری میده
ب والله ن بخاطر اون غذا بلکه
بخاطر لطف و مهربانی خدا ب
پهنای صورتم اشک میریختم اصلا
خجالت کشیدم که چرا خودش
نخواستم
خدا عشقه خدا مهره خدا همه چیز میشود همه کس را
در پناه خدا باشید
استاد من با صحبت های شما وگفتن متن وخوندنش
این ترمز ذهنی هم درون من است ومن را به یاد اور د
یه تجربه چند روز پیش داشتم میخواهم اینجا بنویسم
من رفتم مدرسه دخترم کارد نامه بگیرم مدیرشون بهم گفت اقای حسینی کمک به مدرسه چی شد
من اونجا گفتم باشه در اولین فرصت میارم وقتی که از انجا رفتم تو ناخوداگاه من این شرط را برای خدا گداشتم اگر من الان ثروث مند بودم سریع کارت می کشیدم وکمک میکردم
این به من یه تلنگری زد که من تو نا خود اگاه خودم یه ترمز ذهنی دارم
ترمز ذهنی این است که من که لیاقت ثروتمند شدن را ندارم به خاطر کمک به دیگران این لیاقت را به من عطا کن اینجا فهمیدم که باید درونم احساس لیاقت ثروت مند شدن را تقویت کنم
من چند تا باور برای احساس لیاقت برای ثروتمندشدن مینویسم اول به خودم بگم بعد به دوستانم که اگر دوست داشتن میتونند بنویسن
من همان طور که هستم لیاقت ثروتمند شدن را دارم
من لایق ثروتمند شدن هستم
من ثروتمند نشم پس کی بشه
من شایسته ثروت ورفاه هستم
من باور دارم که ثروت میتواند زندگی من ودیگران را بهتر کند
من باور دارم هرچه قدر من ثروتمند باشم نیتوانم به دیگران کمک کنم
تلاش من ارزش دارد ولیاقت پاداش مالی را دارم
من میتوانم با صداقت ومهارت وخلاقیتم ثروتمند شوم
من باور دارم هر چه قدر ثروتمند باشم خداوند از من بیشتر میخواهد ثروتمند باشم
ثروتمند شدن حق اللهی من است
من افریده شدم برای ثروتمند شدن
ثروت من درامد من هر روز هر روز بیشترو بیشتر میشود
من باور دارم ثروت وپول از راه هایی که من اصلا انتضاری ندارم به سمت کارت بانکی من وارد میشود
امید وارم این باورهای ثروت واحساس لیاقت به دوستان کمک کرده باشه
سلام به استاد عزیز و دوستان خوشگلم
الان که این فایلو دیدم خیلی خستهام ولی واقعا دلم میخواد زودتر این ترمزها پیدا بشن و بتونیم راحتر زندگی کنیم.
ترمزها…!
1.اولین ترمزی که خیلی واضحه اینه که من و خواسته های من مهم نیستن و تمام تلاش من اینه که دیگرانو به خواسته هاشون برسونم ولی بیشتر این درخواست شرک هستش چون نیت من اینه که با رسوندن دیگران به خواسته هاشون تایید اونارو بگیرم و اونا بهم بیشتر توجه کنن و هرجا میشینن از من تعریف کنن که فلانی برام این کارو کرد و در واقع واسه خودم آدم جمع کنم که یروزی هم اونا اگه کاری داشتم با کله بیان کمکم کنن و توجهمو از روی خدا بردارم و به بندگانش قدرت بدم.
2.من توانایی ساختن ثروت رو ندارم پس حالا که به من نمیدی حداقل بده به من که برسونم دست دیگران چون من لیاقت ثروت و خوشبختی رو ندارم.
3.من پیش خودم میگم من که میدونم نمیرسم پس بذار اینجوری بگم خدا دلش بسوزه بخاطر دیگران هم که شده بهم بده چون من که بارها خواستم به خودم بده نداده پس دیگه من نمیتونم و ظاهراً دلش نمیخواد بهم بده .
4.دلسوزی کردن به حال دیگران و توجه کردن به فقر و کمبودها و اینکه دلمون میخواد به زور مدار دیگرانو تغییر بدیم و فقرو کمبود رو از بین ببریم تو اطرافمون ،یکی از مخرب ترین باورها اینکه به حال دیگران دلسوزی کنیم معنیش این میشه که دنیا درست کار نمیکنه و خداوند عادل نیست.
5.معامله کردن با خدا و گول زدن خودمون ،بارها واسه من پیش اومده که همچین خواستهای داشتم و وقتی بهش رسیدم گفتم که،من که به دیگران قولی ندادم خدا هم که حرفی نداره پس چون پول و ثروت کمه و ممنکه دیگه گیرم نیاد بذار اینو واسه خودم خرج کنم ،باور کمبود ونبودن ثروت.
بی صبرانه منتظر خواندن نظرات دوستان عزیز هستم که با کمک هم این ترمزهارو پیدا کنیم.
شاد باشید.
سلام خدمت استاد گل و دوستان و خانواده محترم عباس منش
استادجان وقتی تو جمله ای اگر اوردیم وگفتیم خدایا اگر این اتفاق برای من بیوفتد منم این حرکتو میزنم این اگر خودش نتیجه عکس میدهد و این یه خواسته منفی هست.وقتی ما میگیم خدایا اگر این اتفاق بیفوفتد یعنی ما اعتماد نداریم به خدا و از کهکشان میخواهیم اول اون یحرکت برای ما انجام دهد بعدا در قبال حرکت خدا ما عملی برایش انجام دهیم و این هیچوقت اتفاق نخواهد افتاد.ما باید اگرها را بذاریم کنار وا واقعا بریم و حرکت کنیم به دنبال هدف و ارزوهایی که داریم حتما کهکشان تسخیر خواسته ما خواهند شد و هرانچه خواهیم خواست براورده میشود.
باتشکر از همه عزیزان
سلام استاد.دلیل اصلیش اینه که به قوانین جهان آگاهی کامل نداریم و باور نداریم که خداوند منباء تمام ثروت ها و قدرت هاست و فکر میکنیم که این میزان ثروت باید بیاد در دست ما تا ما بتونیم به افراد محتاج و نیازمند کمک کنیم. در صورتی که اگر واقعا باور داشته باشیم که خداوند منبع اصلی تمام ثروت ها و نعمت هاست دیگه این حرف رو نمیزنیم و باور داریم که اون خدایی که منبع تمام ثروت ها و نعمت ها در جهانه خودش از هزاران راه میتونه به بنده هاش نعمت برسونه به شرطی که بنده ها در مدار درستی باشن. پس اصلا نیازی نیست که ما به بنده های خدا با این دید کمک کنیم که ما داریم کمک میکنیم و اون بنده محتاج کمک ماست بلکه اگر به کسی کمک میکنیم صرفا برای ایجاد احساس خوب در وجود خودمون باشه چون خداوندی که منبع تمام نعمت های جهانه خودش از هزاران راه میتونه به بنده هاش خیر و سلامتی و نعمت و ثروت برسونه. اگر قانون رو درست درک کرده باشیم میدونیم که اگر هر انسانی در مسیر درست باشد و طبق قوانین ثابت الهی عمل کند اون انسان فارق از شرایط و موقعیت کنونیش میتونه به تنهایی به این منبع دسترسی داشته باشه و نیازی نیست که از دست انسان دیگری بهش خیر و برکت برسه بلکه اون خدایی که منبع تمام خوبی هاست خودش به بنده هایی که در مدار درست باشن بی نهایت و از هزاران دست هر چیزی که بخوان میده و و هرکس برای دریافت نعمت های الهی فقط کافیه ارتباطش رو با این منبع هرلحظه هماهنگ تر کنه و این هماهنگی 1. با شناخت قوانین و 2. با عمل به قوانیت ایجاد میشه. پس با این وجوددیگه نیازی نیست که برای خدا شرط بذاریم که اونقدر به من نعمت بده تا به فقیر و بیماران و نیازمندا کمک کنم چون خداوند برای کمک به بنده هاش نیازی به ثروتمند کردن ما نداره چون اونه که به ما نعمت و ثروت میده و قطعا اون خدایی که به تمام بنده هاش نعمت و ثروت میده و این دنیارو داره با یکسری قوانین ثابت اداره میکنه اصلا هیچ بنده ای رو محتاج بنده ی دیگری نیافریده بلکه همه ی ما بنده های خدا فقط و فقط محتاج خداوندیم و بس و فقط کافیه قوانین ثابت خداوند رو بشناسیم و بهش عمل کنیم و هرچقدر بهتر بتونیم به این قوانین عمل کنیم یعنی در مسیر درست در حال حرکت هستیم و هرچقدر بیشتر در مسیر درست حرکت کنیم دسترسی بیشتری به نعمتهای خداوند داریم. دقیقا همون مثال تئوری سطل آب که این نعمت و ثروت مثل باران بی انتها داره همواره میباره و اصلا هیچ محدودیت و پایانی هم نداره و فقط کافیه هر انسانی ظرفش رو بزرگ تر کنه تا بتونه نعمت بیشتری رو دریافت کنه. پس اگر قوانین رو درست درک کرده باشیم هرگز این درخواست رو از خدا نمیکنیم که اونقدر به من نعمت و ثروت بده تا بتونم به نیازمندان کمک کنم چون اون خداوند خودش منبع تمام نعمتهاست و اگر این باور رو درست کنیم در مداری قرار میگیریم که میتونیم به منبع گنج خداوند از تمام جنبه های زندگی دسترسی بینهایت داشته باشیم و این هم سیر تکاملی داره. من مطمئنم که این دقیقا همون جواب درسته.