شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 62 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهسا میهن خواه گفته:
    مدت عضویت: 1956 روز

    سلام عزیزانم و بهترین ها

    باورهای مخرب این درخواست

    _آشنا نبودن با سیستم و مکانیزم جهان هستی و ارتعاش و فرکانس

    _غیر الهی و غیر معنوی پنداشتن پول وثروت

    _ضعف اعتماد به نفس احساس گناه، عدم ارزشمندی ولیاقت

    _ثروتمندان انسان های خوبی نیستند

    _توجه به فقر، احساس کمبود ثروت، عدم فراوانی

    _انسان فرض کردن خدا و شرط گذاشتن برای او

    _خودمان را جای خدا گذاشتن و عقل کل دانستن

    _پول درآوردن کار سخت و پر زحمتیه

    _بخشیدن پول و کمک به نیازمندان برای جلوگیری از چشم زخم و سوءنظر افراد

    راه حل:

    این جهان و خداوند فقط فقط سیستمی است از انرژی،که تمام جهان را براساس دریافت انرژی هدایت میکنه

    تمام آنچه را که بخواهیم و فرکانس هم جهت با آن را بفرستیم بدون شک به دقیقی طلوع خورشید از شرق هر روزه به آنها میرسیم

    وقتی ما ثروت رو حق مسلم خودمون بدونیم و اونو به فراوانی و راحتی اکسیژن ودر دسترس برای خودمون بدو نیم

    که هروقت اراده کنیم نفس بکشیم اکسی و دریافت میکنیم و خداوند بیشتر از ما علاقه به ثروتمند شدن ما دارد تا جهان گسترش پیدا کند.

    و ما اشرف مخلوقاتیم

    وتمامی دنیا مسخر ماست تا عالی‌ترین با کیفیت ترین و مجهز ترین و ولوکس ترین زندگی در تمام ابعاد تجربه کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    حسین نیساری گفته:
    مدت عضویت: 1132 روز

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته

    من هم این باور ها رو داشتم وقتی در اون فضا هستی نمی تونی به این موضوع به این شکل الان نگاه کنی و صحبت بر سر این هست که این ترمز از کجا و شاید کجاها نشات گرفته است

    یکی از جهاتی که می شود به این موضوع پرداخت این هست که می خواستیم احساس دلسوزی خدا رو فعال کنیم به این شکل که ما آدم خوبی هستیم به ما بده تا به اون هایی که ندارند بدهیم یه جوری سر خدا رو انگار می خواستیم کلاه بذاریم

    به یه شکل دیگه هم بخوایم نگاه کنیم این هست که خودمون رو لایق ثروت نمی دونستیم یعنی با این کار می خواستیم به خدا بگیم حالا که من لایق این ثروت نیستم تو بده تا من به بندهات بدم که لایق باشم

    ترمز دیگه اینه که وضعیت کنونی خودمون رو داشتیم توجیه می کردیم به این شکل که فلانی اگه داره به نیازمندان کمک می کنه منم اگه داشتم به فقرا کمک می کردم پس به من بده تا منم کمک کنم

    در کل انگار توقع داشتیم خدا بهمون بده یعنی قبل از این که شما بگید خدا مثل یه سیستم کار می کنه همش فکر دور زدن یا احساس ترحم و دلسوزی خدا بودیم که دلش رو به رحم بیاریم که یک اتفاق خوبی بیافته باز هم این خودش یه نوع قدرت دادن به عوامل بیرونی بوده به این شکل که هیچ کاری نکنیم خدا بده تا ما به بنده هاش کمک کنیم خو چه کاریه مگه خودش بلد نیست به بنده هاش بده خو خودش می ده چکاریه که به من بده تا به بنده هاش بدم یه جور تنبلی در وجود ما بوده

    اصلا اون فضا و فرکانس همش می خواستیم که یه چیزی از بیرون تغییر کنه که ما تغییر کنیم

    در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1662 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز و همه بچه های خانواده عباسمنش

    شاید الان کمتر ولی بار ها و بارها این حرفا رو با خدای خودم گفتم گفتم تو این پولو بده یا این مساله رو حل کن یا این کار اوکی بشه بعد منم فلا کار میکنم برای خونوادم خونه میگیرم برای بقیه فامیل کار راه میندازم یا بهشون کار میدم وبه شکل های مختلف دارم باهاش معامله میکنم تو ذهنم

    ولی الان که این فایل رو دیدم انگار حس کردم اولا خودم رو لایق نمیدونم و فکر میکنم اگه من بخوام این پولو داشته باشم به اندازه کافی لیاقت ندارم پس این کارو کنم که حداقل خدا دلش بسوزه بهم بده

    یا فکر میکنم خدا رو درست نشتاختم و انگار به اندازه ای که به بقیه نزدیکه به من نزدیک نیست چون باور کردم که ادمایی که به خدا نزدیکن کا خیر میکنن و اونا خوبن از بچگی کردن تو ذهنم پس منم اگه میخوام به خدا نزدیک باشم باید کار خوب انجام بدم

    یا شاید به خاطر اینکه فکر میکنم ثروت منو از خدا دور کنه پس باید کنار ثروتمندی یه کار خیر کنم تا خدا پولمو ازم نگیره و بهش نزدیک باشم

    یا فکر‌میکنم که بخوام پول و ثروت رو تو چشم بقیه کنم نمیدونم ولی من از این سوال این ترمزها تو ذهتم صدا داد

    ممنون استاد که مارو تو مسیر درست قرار میدی

    و خدایا شکرت که اینجام تا یه پله اگاهیم بیشتر بشه و بهتر درک کنم

    خدارو شکر

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    RF گفته:
    مدت عضویت: 3201 روز

    نسبت به این دیدگاه باید عرض کنم که ما در جهانی زندگی میکنیم که در صورت نیاز پاسخ قطعی هست. دریافت نیز باید قطعی باشد اما با مقاومت های ما دریچه ورود نعمت ها بسته میماند تا این موانع و این مقاومت ها از ما کنده شود و ما رهایی بیابیم و بزرکتر شویم. با بزرگتر شدن ما دریافتی ها بزرگتر و دریچه ورودی ما گشاد تر و باز تر میشود. در این ضمینه مانعی که میتواند جلوی ورودی نعمت های مبارک و مقدس را به زندگی ما بگیرد اسم معامله ایست که انجام میدهیم. ما خود را لایق آنچه طلب میکنیم نمیبینیم. ما دنیا را غرق در مشکلاتی میبینیم که خداوند آن را فراموش کرده است. البته این نگاهی زیباست که نوری باشیم در مقابل تاریکی. دستی از طرف خداوند باشیم برای کمک به انسان ها. این خود خصلتی خدایگونه ست. اما خداون برای دادن نعمت شرطی قرار نداده. خداوند نعمت را میدهد به اندازه ظرف آدمی. بی هیچ شرطی. بی هیچ معامله ای. پس برای منی که خود را لایق نعمت های زیبا میدانم من که خود را لایق بی نیازی میدانم و من که خود را به عنوان جانشین خداوند یکتا بر روی این جهان ثروت مند میدانم باید این را نیز بپذیرم که خداون در خدمت ماست تا آنچه که در جهتش باور سالم و ایمان با حرکت دارم دریافت کنم. خالق من، من را خالق آفرید تا با آفریده هایم افتخاری برای خودم و خدای خودم باشم. پس خداون هیچ شرطی برای دادن نعمت ندارد. وظیفه ما خوشبختی ست و عالی زندگی کردن و خداند به قول استاد در نهایت عدالی به بنده هاش نعمت و ثروت میده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    داود زارعی گفته:
    مدت عضویت: 4328 روز

    با سلام و احترام

    موانع ذهنی مهم در این درخواست از خداوند به این باور اشاره دارد که در عمق باورهایمان خود را لایق ثروتمند شدن نمی دانیم و باور نداریم که این ثروت میتواند از طرف خداوند به ما داده شود که از آن لذت ببریم و زندگی بهتری داشته باشیم و این باور به این صورت خود را نشان میدهد که حتی با چنین درخواستی از خداوند و بخشش آن کار معنوی و مقدسی را انجام میدهیم اما در حقیقت در عمق ناخودآگاهمان خود را لایق داشتن چنین ثروتی نمیدانیم و دیگران را بر خود ترجیح می دهیم…

    موضوع مهم دیگری که در این نوع در خواست مطرح است وجود باور بسیار مهمی است که میگوید ثروتمند شدن و ثروت داشتن معنوی نیست و هر که ثروتمند شود از راه خدا دور میشود و با چنین درخواستی ثروتی را میخواهیم که آن را به دیگران عطا کنیم و خودمان از آن ثروت بهره ای نبریم چون در عمق وجودمان باور فوق وجود دارد و این درخواست با این باور مخفی و ریشه ای هماهنگ است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    آقا فرشاد گفته:
    مدت عضویت: 4318 روز

    استاد عزیزم و تمامی دوستان گلم سلام

    به نظرم مانعی که در این نوع درخواست کردن وجود داره اینه که شخص درخواست کننده، این ثروت رو به خاطر خودش و لذت بردن از اون، از خدا نمی‌خواد، یعنی خودش رو لایق ثروت زیاد نمیدونه و فکر میکنه که خدا در صورتی که این ثروت رو در جهت کار خیر خرج کنه بهش میده (باور عدم لیاقت داشتن پول زیاد) و همینطور فک میکنه که اگه خدا بهش ثروت زیاد بده از حق بقیه انسان‌ها کم کرده و به او داده، پس یک احساس گناهی درش بوجود میاد و بخاطر همین می‌خواد بخشی از ثروتش رو ببخشه تا حق کسی رو پایمال نکرده باشه. (باور کمبود پول و بی عدالتی در تقسیم ثروت)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    زهرا گلیج گفته:
    مدت عضویت: 4232 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز و دوستان گرامی

    به محض دیدن فایل اولین نکته ای که به ذهنم رسید این بود که این نوع درخواست به خاطر عدم شناخت خداوند و سیستمی بودن جهان در ذهن ما شکل گرفته ما چون خداوند را مانند یک انسان می دانیم بنابراین براساس ویژگیهای انسانی او را مقایسه می کنیم. معمولا وقتی می خواهیم از کسی درخواستی بکنیم به او وعده می دهیم. مثل پدر و مادر که برای تغییر رفتار فرزند و درس خواندن و موفقیت تحصیلی به او وعده می دهند و یا بالعکس کودکان یا فرزندان با والدین خویش صحبت کرده و به او وعده می دهند که اگر فلان کار را انجام دهد برای جبرانش در آینده فلان کار را می کند تا والدین هم به آن دل خوش کنند و در مقابل آن خواسته تسلیم شوند. اینها همه ویژگیهای انسانی است که به خاطر و عده و شرط فرد مقابل تسلیم می شود و یا آن خواسته را می پذیرد. این ویژگی را در میان افراد تاجرمآب بسیار دیده ام که برای اینکه بتوانند یک موقعیت را از آن خود کنند معامله می کنند و اغلب این معاملات شرطی است.

    در حالی که خداوند براساس سیستم جهان را اداره می کند و تنها به فرکانسهای ما پاسخ می دهد و لاغیر. خداوند بارها وعده داده که من همیشه دارم درخواستهای شما را اجابت می کنم ولی اگر ما آن خواسته ها را دریافت نمی کنیم به خاطر فرکانسهای ما است به خاطر فاصله فرکانسی بین ما و آن خواسته است.

    نکته دیگری که از این تعبیر استاد به نظرم رسید که ترمز من و اکثر افراد است نظریه تعادلی ثروت است طبق این نظریه ثروت در جهان محدود است و همان ثروت محدود در اختیار گروه کمی از افراد ثروتمند است و در واقع افراد ثروتمند با ثروتمند شدن خویش از سهم افراد فقیر برداشته اند و با کمک کردن به افراد فقیر باعث این تعادل و عدالت در جهان می شوند. حال ما با بخشش مان به فقرا به افراد باعث میشویم که این ثروت کم به افراد فقیر هم برسد و انگار ما به خدا می گوییم من سهم خود را ادا کردم حالا به من بده. به دلیل باور کمبود در جهان فکر می کنیم این ثروت چندرغازی که در جهان هست را اگر بدست بیاوریم باعث فقر افراد دیگر می شویم. این باور به دلیل باور نداشتن فراوانی و بینهایت بودن ثروت در جهان است و اینکه همه افراد می توانند ثروتمند شوند فقط کافیست وارد مدار ثروت شوند.

    حال اینکه خداوند عادل است و ما با قدرت خلق دنیای خویش می توانیم ثروت و نعمت کسب کنیم و در مدار ثروت قرار بگیریم و این بزرگترین عدالت در جهان است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    حسین مسعودی گفته:
    مدت عضویت: 3223 روز

    اگر خداوند بخواهد به فردی ثروت بدهد نیازی نیست که از دست بنده دیگری بدهد بلکه خودش از نعمت بی کرانش به هر فردی میدهد ..گاهی وقتها هم خداوند دوست دارد بداند بنده ها چقدر جنبه دارن وانها را در موقعیت خوب امتحان میکند بداند واقعا لیاقت این همه نعمت بی کرانی که خدا داده هست یا نه ..دوما زمانیکه خداوند به ما نعمت میدهد ما فقط باید انسانیت را در این مورد رعایت کرده و به بندگان دیگر کمک کنیم نه اینکه از خدا ثروت بخواهیم تا به دیگران بدهیم …شما وقتی ثروتی از خدا میخواهید باید کسی را این وسط ضمانت نگذاریدیعنی اینکه تو به من بده تا من به دیگران بدم چرا خودش به دیگران ندهد مگر خودش نمی تواند بدهد او که تونایی همه کار را دارد پس اشتباه اول این هست که ما تقاضا برای خودمان نداریم بلکه به خدا می گوییم دیگران را ثروت بده چون ما میخواهیم به دیگران بدهیم در اصل میشود گفت در دعای ما اشتباهی بزرگی وجود دارد ما برای خودمان دعا نمیکنیم بلکه برای دیگران .. سومین مورد ما به دعا خودمان داریم به ضمیر نا خود اگاه خودمان می فهمانیم که ادم فقیر زیاد هست وما باید ثروتمند شویم تا دیگران را کمک کنیم در این واقع ضمیر نا خوداگاه به شما خواهد فهماند فقیر زیاد هست و شما هم باید فقیر بمانیدتا بالاخره یکی ثروتمند شود به شما هم کمک کند ….فرض کنید شما دعا میکنید دگتر بشوید ولی همیشه انسان دعا میکنه دگتر بشه نه اینکه خدای منو دگتر کن تا مریض ها را خوب کنم خدا خودش می تواند مریض ها را خوب کند شما با این دعا یک جوری به خودتان می فهمانید ادمهای زیادی مریض هست بلکه شما فقط دعا کردین مریض های زیادی خوب بشوند نه اینکه خودتان دگتر بشوید ….چهارما وقتی دعایی میکنیم مثلا من اگه فلان بشم فلان نذر میکنم یه جورایی دارین اون عظمت خدا را زیر سوال می برین یعنی اینکه خدا تو برای من فلان کار را انجام بده تا منم فلان کار را انجام بدم این میشه دقیقا همون دومینو یکی تو بده یکی من..وقتی دعای کنیم که یک چیز ضمانت باشد این دعا نیست بلکه التماس هست التماس یعنی شما در حالت عادی این دعا را نکردین مشکلات فراوان را دیدین حالا امدین التماس میکنین تا از این موقعیت به موقعیت ها بهتری انتقال پیدا کنید ..دعا باید برای خودمان باشد نه اینکه با خدا خرید فروش کنیم فقط به خدا بگیم به من بده جون دوستش دارم چون عاشقشم چون من لیاقت دارم چون تو بخشنده ایی ساده تر بگم مانند کودکان دعا کنیم خدایا من یک عالمه بستنی می خوام به من بده نه اینکه خدایا اگر تو به من یک عالمه بستنی دادی منم بچه با تربیتی میشم فقط باید از خدا خواست نه اینکه در قبالش چیزی به خدا داد چون ما ضعیف تر از انیم که با خدا معامله کنیم تو اگر حرف منو گوش کردی منم حرف تو را گوش میکنم کاملا اشتباست …گاهی وقتها اندکی اندیشه کنیم می توان با خدا بهتر حرف زد نه اینکه سخاوت کنیم در دعا شاید خدا کمکمان کرد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  9. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3792 روز

    سلام برهمه ی عزیزان خانواده صمیمی عباسمنش ؛ سپاسگزار خدای عزیزم هستم که اینجا هستم واین آگاهی ها رانصیب من کرد

    آن شکر ؛آن جان جانان ؛آن معبود همه چیز؛لحظه به لحظه در حال هدایت من ودادن آگاهی های زیبا وباورهای قدرتمنددر تمام زمینه ها به من است .خدایا سپاسگزارم .

    این مسابقه مرا یاد سخن آقای عباسمنش انداخت که دریک فایل صوتی شما فرمودید من هر سال عید به خانه عمویم میرفتم وعمویم 15-16 روز از ما پذیرایی میکرد ومن دوست داشتم که ثروت زیادی داشته باشم وبتوانم به انها کمکی بکنم یا یک هدیه خوب برایشان بگیرم وهرسال نمیشد ومن نگران میشدم که امسال هم نشد اما بعد از مدتها من فهمیدم که باید روی خودم راتغییر بدهم باورام عوض کنم و….

    ودر جایی دیگر میگویید من بیشتر از ارزش اموال منقول وغیر منقولم روی خودم سرمایه گذاری کردم که بسیار سخن آموزنده ای برای من بود

    بزگترین سرمایه گذاری هر کسی؛ سرمایه گذاری است که روی خودش انجام میدهد واین یک چیز درونی است

    دراین مسابقه به نظر من شرک وجود دارد . عدم احساس آرامش وعدم لیاقت وجود دارد . برای چیزی از خدا خواستن شرطی وقراردادی وجود ندارد اگرهر کسی خواسته ای از خداوند دارد وآرامش ندارد به آن ثروت نخواهد رسید . هر انسانی باید این شرط رابرای خودش درست کند که اگر میخواهی به ثروت به غیرحساب برسی شرطش این است که فقط وفقط بنده ی او باشی نه بنده ی ثروت ونه هیچ چیز دیگر ….

    ماباید در زندگی یاد بگیریم که فقط بندگی اورابکنیم بقیه چیزها خودش خواهند آمد .تمام گنج ها وخزاین این جهان پیش اوست واگر ما باورهای درست داشته باشیم ودر ریل درست حرکت کنیم ثروت هم خواهد آمد بنده ی او شویم واز سر پادشاهی کون ومکان باشیم . وقتی 100٪ بنده ی اوشدی ثروت هم خواهد آمد وآن وقت میتوانی کارهای خوب هم انجام بدهی

    داشتن ثروت روی یک موج خاص است روی یک ریل خاص است اگر هرکسی وارد این ریل شود وباورهای درست داشته باشد به ثروت هم خواهد رسید . اگر بنده ی اوشدیم وباورهای درست داشتیم وروی آن ریل خاص حرکت کردیم ؛ به صورت طبیعی ثروت وارد زندگیمان میشود

    داشتن ثروت شرط نمیخواهد فقط شرطش این است که ما بندگی اورا بکنیم واون خدا خودش بلد است چطور بنده نوازی کند وثروت بدهد .

    خداوندی که این جهان را طوری طراحی کرده است واین سیستم را طوری طراحی کرده است که وقتی خداوند خودش را نور آسمانها وزمین معرفی میکند واین نور به” ناظر “وبه فرکانس وباور “ناظر” واکنش نشان میدهد . از این بهتر میشود ؟؟/؟ این خدایی که ما از آن دم میزنیم هر لحظه ؛ هر لحظه در خدمت “باورهای “ماست . بروید ومستندات رفتار نور را مطالعه کنید . این نور (خدا) هر لحظه دارد به “باورهای ” ما واکنش نشان میدهد وهمان ها را وارد زندگیمان میکند .چقدر زیباست چقدر من بنده ی او ؛ خوشحالم ….. پس با قدرت باورهای خوب در هر زمینه ای بسازد تا در زندگیتان هویدا شوند

    شرط وشروط گذاشتن در قوانین این خدا نیست وکسی که چنین باورهای داشته باشد هرگز به ثروت نمیرسد

    خلاصه کلام : ماباید بندگی او بکنیم ووارد ریل خاص ثروت شویم با باورهای درست وحرکت کنیم این خدا ؛ هرگز از قوانینش ؛ سنت شکنی نمیکند .اگر تو در ریل ثروت باشی وباورهای درست داشته باشی این سیستم به تو ثروت خواهد داد .

    خدابا من است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    ندا رامی گفته:
    مدت عضویت: 3707 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عباسمنشی خودم

    دوست عزیزم آقای رحمان نژاد تبریک میگم و خیلی خوشحالم که درک خوبی از قوانین پیدا کردین و ممنون از پاسخ زیباتون به این چالش قشنگ.امیدوارم در تمام جنبه های زندگیتون موفق عمل کنید و در پناه خدا باشید. دوست خوبم آقای عباسعلی ممنون از نظر جامع و کاملتون و چقدر قشنگ تمام این ترمزهارو یه جا جمع کردید و چقدر حال منو خوب کرد خوندن کامنت شما و توضیحات بسیار موثر شما.

    من هم عمیقا فکر کردم به تمام این ترمز ها که سالیان سال مانع حرکت ما شدند و مارو از حرکت باز داشتند.

    نشستم و کلمات و جملات زیبای شمارو به باورهای قدرتمند کننده تبدیک کردم تا با خودم هر لحظه تکرار کنم تا جزیی از من شود و انها را با دوستان پربارم به اشتراک میذارم:

    1.وقتی من ثروتمند باشم انسان بهتری میشوم و به خدا نزدیکتر میشوم.

    ۲.وقتی من ثروتمند شوم انسان با ایمانی میشومو هم دنیارو دارم و هم آخرت را.

    ۳.من لیاقت پول و ثروت رو دارم چون مثل بقیه با ارزشم

    ۴.من لیاقت ثروت رو دارم چون به تنهایی توانایی استفاده از آن را دارم.

    ۵.اول باید از هرچیزی که در حال حاضر دارم ببخشم تا ثروت وارد زندگیم شود.

    ۶.من از راه های زیادی به جز ثروت هم میتوانم به دیگران کمک کنم مثل روابط،سلامتی،معنویت و آموزش و …

    ۷.بی نهایت ثروت در جهان وجود دارد و به اندازه ی تمام آدمهای روی زمین ثروت و نعمت وجود دارد.

    ۸.منابع خداوند بیکران و فراوان است و خداوند دوست دارد من هم ثروتمند شوم.

    ۹.نعمتها و برکتهای خداوند زیاد است و وقتی دلایل مالی برای ثروتمند شدن داشته باشم خداوند به راحتی آن را وارد زندگیم میکند.

    ۱۰.خداوند انسان نیست بلکه یک سیستم قانونمند است که دارای احساسات نیستو با فرکانسهایم میتوانم آنچه را که میخواهم خلق کنم.

    ۱۱.همه ی انسانها به یک اندازه به نعمتها و ثروتهای خداوند دسترسی دارندو میتوانند از آن بهره ببرند.

    ۱۲.ثروت برای لذت بردن از زندگی و رفاه و آسایش ماست در جوانی و میانسالی و در همه حال از زندگی لذت میبریم.

    ۱۳.با ثروتمند شدن به استقلال مالی میرسم و دیگه نیازی نیست از صبح تاشب کار کنم و در عوض میتونم به کارهای خیر خواهانه بپردازم و کنار عزیزانم باشم.و حتی در حال تفریح هم پول بسازم.

    ۱۴.وقتی من ثرتمند شوم میتوانم به امور و خواسته های خودم بپردازم چون من مسئول خوشبخت کردن کسی نیستم حتی فرزندم یا خانوادم.

    ۱۵.وقتی پول و ثروت وارد زندگیم بشن با خود آسایش و رفاه و آرامش می آورند و من میتوانم به دیگران هم ماهیگیری یاد بدم تا آنها هم ماهی داشته باشند.

    وقتی ثروتمند شدم و از دیگران ثروتمندتر شوم بسیار احساس خوبی خواهم داشت زیرا میتوانم به دیگران یاددهم تا آنها هم ثروتمند شوند.

    ۱۷.وقتی ثروتمند شوم و برای آسایش و آرامش خودم یا دیگران پول میردازم دیگران هم خوشحال میشوند و از من میخواهند به آنها راه های ثروتمند شدن را یاد بدهم.

    ۱۸.هر چقدر ثروتمندتر شوم احساس راحتی بیشتری میکنم.

    ۱۹.هرچقدر که ثروتمند تر شدم افراد فوق العاده زیادی وارد زندگیم میشن.

    ۲۰.مسائل دنیای مادی قابل حل و بسیار آسان استو جواب هر مسئله درون آن نهفته ست.

    ۲۱.با حل مسائل مادی میتوان رشد کرد و ثروتمند شد.

    ۲۲.از راه های طبیعی و قانونی میتوان ثروتمند شد و راه های زیادی برای ثروتمند شدن وجود دارد.

    ۲۳.خداوند بدون هیچ قیدو شرطی سخاوتمندانه میبخشد او وهاب و رزاق است.

    ۲۴.برای رسیدن به خواسته و ثروتمند شدن نیازی نیست چیزی را از دست بدهم تا چیزی بدست بیاورم فقط با ارسال فرکانس درست خواسته هایم به واقعیت تبدیل میشوند.

    ۲۵.خداوند قدرت مطلق استو میتواند از هر راهی به بندگانش کمک کند خداوند دستان زیادی روی زمین دارد.

    ۲۶.خداوند از راه های زیادی میتواند مرا به ثروت برساند.

    ۲۷. هدف خداوند از بخشیدن ثروت به منلذت بردن از دنیا و زندگی کردن در رفاه و آسایش است.

    ۲۸.هرچقدر ثروتمند تر شوم اطراف من از انسانهای فوق العاده پر میشود.

    ۲۹.وقتی ثروتمند شوم دیگران هم خوشحال میشوند و لذت میبرند.

    ۳۰.سرنوشت انسانها به دست خود آنهاست و ما خالق زندگی خودمون هستیم.

    ۳۱.وقتی ثروتمند باشمو از زندگی لذت ببرم دنیا جای بهتری برای زندگی کردن است و از راه های مختلفی میتوان به دیگران کمک کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: