شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رقیه ساسان نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2875 روز

    سلام خدمت تمام دوستان و استاد عزیزم

    درمورد سوال این فایل من چندتا کد مخرب رو از نظر خودم پیدا کردم و میخام براتون بنویسمش

    ۱_از نظر من این افراد هنوز قبول نکردن که هر نفر و هر انسان خودش خالق زندگی خودشه و هرکس خودش زندگیش رو با باورهاش میسازه

    ۲_انگار که میخان یه مورد رو بیان کنن تا دلیل این باشه که بخان به خاطر بقیه موفق بشن یه جور ی که مثلا احساس میکنن خدا یک انسانه و مثلا اگه من اینو بهش بگم و اینو بخام ازش دلش میسوزه و حتما منو به خاستم میرسونه

    ۳_فکر میکنن که میتونن شرایط بقیه رو رقم بزنن و زندگی بقیه رو متحول کنن طبق قرآن حتی زمانی که پیامبر ناراحت میشد و تلاش میکرد که قومش و افراد رو با اصرار به این نتیجه برسونه که خداوقوانین جهان هستی رو باور کنن حتی خداوند این هشدار رو به پیامبر داده که تو مسئول زندگی بقیه نیستی هر کسی خودش زندگی خودش رو خلق میکنه طبق قانون جهان هستی

    ۴_دوست دارن خودشون رو مظلوم جلوه بدن تا خدا دلش به رحم بیادو براشون یه کاری بکنه و بگه بزار من این ثروت رو به این بندم بدم تا دست بقیه بنده هامم بگیره آخه گناه دارن بنده هام

    ۵_خودشون رو لایق داشتن ثروت و لذت از زندگی نمیدونن

    ۶_بیشتر میخان که به خاستشون برسن برای جلوه توجه که بقیه بگن فلانی چقدر انسان خوبیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 85 رای:
    • -
      سیمین منصوری گفته:
      مدت عضویت: 1312 روز

      به نام الله یکتا

      سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه ی اعضای عزیز خانواده ام

      و سلام به رقیه جان

      من با نظرات شما کاملا موافقم و لذت بردم از کامنت کاملتون

      کلا از دور زدن تو این سایت بینظیر لذت میبرم اصلا متوجه گذر زمان نمیشم و‌همش دارم یاد میگیرم

      که انشالله به لطف خداوند بتونم عمل کنم ، هرچند که همین حالا هم هر عملی که بتونم رو انجام میدم و به دل ترس‌هایی میزنم که تا حالا جراتشو نداشتم ، خدارو شکر

      ولی نکته اول کامنت برای من جذاب بود ، هرچند در کامنت خیلی از دوستان عزیزم دیدم ، ولی الان انگار برام یه دینگ کردو پر رنگ شد

      و اون اینکه ما باید باور کنیم که قدرت ساختن زندگیمون دست خودمون هست که با باورها و افکارمون رقمش می‌زنیم و البته قدرت از آن خداست که با قوانین بدون تغییرش به خودمون داده

      بسیار نکته ی مهمی هست که استاد هم بسیار در فایلها بهش اشاره کردن.

      با آرزوی موفقیت و خوشبختی کامل و از هر نظر برای همه ی عزیزان و دوستانم

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    رضا مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2979 روز

    زمانی که ما هدف ثروتمند شدن خود را ضروریات و خواسته های بیرون از خود تعیین میکنیم چند مساله مضر در ذهن ما ایجاد میشود.

    1. اگر ثروتمند شدن را بخاطر پدر و مادر خود میخواهیم پس ما ناخودآگاه خود را قربانی رفاه پدر و مادر خود میکنیم و این یعنی خود ما مهم نیستیم.

    2. اگر ثروتمند شدن را بخاطر خدمت به جامعه میخواهیم علاوه بر قربانی کردن خود بخاطر جامعه میخواهیم با ساختن مثلا یک مکتب نامی از ما بعد از مرگ در بین مردم باقی بماند و این یعنی ما حتی بعد از مرگ خود هم نگران حرف مردم هستیم. یعنی حرف و نظر مردم هم در حیات ما و هم در ممات ما برای ما مهم است.

    3. و اغلب اوقات اگر انگیزه ایجاد ثروت خود ما نباشیم ممکن است در مسیر رسیدن به ثروت با برخورد با مشکلات بی انگیزه شویم و بگیم چون ثروت را بخاطر خدمت به دیگران میخواهم پس اگر ثروتمند نشوم هم اشکالی ندارد.

    4. هنگامی که ما ثروت را به دلایل فوق میخواهیم، ناخودآگاه به کمبود، به نبود، به فقر، به ناتوانی، به احتیاج فکر می کنیم و این یعنی تمرکز روی ناخواسته ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 79 رای:
  3. -
    علی ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 2423 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    با عرض سلام خدمت استاد عزیز و کلیه همفرکانسیهای عزیزم

    به به استاد عجب سوالی پرسیدین دقیقا دست گذاشتین رو پاشنه آشیل من

    انگار این سوال برا منه چون من قبلا همچین درخواستی رو از خدا داشتم

    وقتی من این سوال رو نشستم رو برگه نوشتم که چرا من قبلا از خدا میخواستم که خدایا تو به من انقد پول و ثروت بده من قول میدم یه موسسه خیریه بزنم یا به مردم فقیر کمک میکنم قول میدم خدایا من قسم میخورم که دستان تو باشم بر روی زمین

    و ذهنمو شخم زدم باین نتیجه رسیدم که به چندعلت من از خدا همچین درخواستی داشتم

    اول اینکه من به خاطر احساس گناه و به خاطر گناه و خطاهایی که قبلا مرتکب شدم احساس میکنم که لیاقت پول و ثروت رو ندارم به همین خاطر با این حرفها و درخواست ها خدایا یه کاری میکنم که تطهیر بشم وگرنه من گناهکار رو چه به ثروت و نعمت من ادم شرمنده رو چه به ثروت

    دوم احساس عدم لیاقت

    چون من خودم رو لایق ثروت نمیدونم و چون خودم رو ادم بی ارزشی میدونم از خدا میخوام که خدایا تو این نعمت و ثروها رو به من بده من قول میدم اینو استفاده درست کنم به بندگانت کمک میکنم موسسه خیریه میزنم و خدایا من که این نعمتو برا خودم که نمیخوام من اصلا ارزششو ندارم من میخوام به بنده هات کمک کنم

    سوم ایمان نداشتن به خدا و رحمانیت و رزاق و وهاب بودن خدا اصلا در یه کلمه نبود ایمان به خدا

    ما چون به خدا ایمان نداریم و خدارو نمیشناسیم و خدارو باور نداریم و اینکه اگه خدا چیزی به ما میده چرتکه میندازه و حساب دو دوتا چهارتا میکنه و اگه بیشتر ازش بخوایم میگه دیگه پررو نشو و خدا منو دوست نداره که و با من مشکل داره باعث میشه همچین درخواستی بکنیم

    چهارم به خاطر باور کمبود

    چون ما فکر میکنیم که نعمتهای خداوند کمه و نعمت و ثروتهای خداوند به یه مقدار محدود و مشخصیه و اگر خداوند بخواد نعمت و ثروت به من بده باید از سهم یه نفر دیگه کم کنه و به من بده به همین خاطر میگم خدایا تو این نعمت و ثروتها رو به من بده قول میدم خیریه بزنم به مردم کمک کنم یه جوری هوای بندگانتو دارم و یه کاری میکنم که تو خوشحال شی

    پنجم

    بخاطر اینکه ما فکر میکنیم که باید به دیگران کمک کنیم و زندگیشون رو تغییر بدیم و خودمون رو منجی میدونیم و وظیفه شرعی الهی خودمون میدونیم که مردم رو نجات بدیم انگار که ما زاده شدیم که به دیگران کمک کنیم و از خودمون بگذریم در حالی که ما نمیتونیم به کسی کمک کنیم جز خودمون

    انگار که خدا خودش نمیتونه حتما ما باید کمک کنیم

    از عوامل دیگه که باعث میشه این درخواست رو داشته باشیم نداشتن اعتماد به نفس

    نیاز به دیده شدن و تحسین دیگران

    عدم شناخت خودمون و توانایی هامون و…‌

    امیدوارم مفید واقع شده باشه

    دوستون دارم بامید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
    • -
      فرزانه جانفزا گفته:
      مدت عضویت: 2101 روز

      درود جناب پروانه گرامی

      بسیار استفاده کردم ،تمام موارد رو نکته برداری کردم و سپاسگزارم از اینکه توانایی هوش و جهانبینی خودتون رو با ما به اشتراک گذاشتید،من البته قصد معامله با خداوند رو نداشتم قصدم کارآفرینی بوده ولی خب با اشارات شما ان شالله همون هم تصحیح میشه و اون نکته مهم شماره ۵ یعنی منجی بودن خیلی بفکر برده منو باید خیلی روی خودم کار کنم چون اصلا دید من به استاد عباسمنش هم قهرمانوار و منجیگریِ! انگاری از اساس باید متحول بشم و خودم رو رفرش کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        علی ثروتمند گفته:
        مدت عضویت: 2423 روز

        بسم الله الرحمن الرحیم

        سلام و درود فراوان بر بانوان قدرتمند و ثروتمند سرزمینم

        خیلی از شما تشکر میکنم و سپاسگذارم که وقت گذاشتین کامنت منو مطالعه کردین برا من کامنت گذاشتین

        ممنون بابت نظر زیباتون

        از خداوند و استاد عزیزم خیلی تشکر میکنم به خاطر این خانواده بزرگ و دوسداشتنی

        با آرزوی موفقیت شادی و ثروتمندی برای کل جهان هستی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    علیرضا شمشیرگر گفته:
    مدت عضویت: 2281 روز

    به نام خدای رازق وهاب

    سلام به استاد عزیز و مریم خانم مهربون و تمام دوستان صمیمی و دوست داشتنی

    سوال:

    تو دوره کشف قوانین زندگی تلاش بر پیدا کردن ترمزهای مخفی ذهن در زمینه های مختلف هست.دوستانی هستن که مثل من یه سری خواسته دارن کلی در موردش تجسم کردیم ، عبارت تاکیدی و در موردش نوشتیم تو موضوعات ازدواج ،کار،سلامتی و ثروت که آخری مورد نظر من هست و چند ماهه دارم روش کار میکنم ، هر ایده ای هم که به ذهنم رسید انجام دادم اما هیچ اتفاق بزرگی نیفتاده و موفقیتی که مد نظرم هست کسب نشده .دلیلش یک یا چند کد مخرب در این باورهاست که بهش ترمز میگن ، ما گاز میدیم و کلی انرژی مصرف میکنیم ولی هیچ حرکتی صورت نمیگیره چون پای ما روی ترمزهاست.حالا سوال مسابقه به این صورته که خیلی از دوستان قبل از اینکه از لحاظ مالی پیشرفت کنن از خدا میخوان که خدایا به من اینقدر ثروت بده من میخوام به بندگانت کمک کنم ، میخوام اینو واسه پدر مادرم بخرم ، میخوام واسه دوستم اونو بخرم ، میخوام خیر مدرسه ساز بشم ، به بیماران سرطانی کمک میکنم ، بیمارستان میسازم ، مسجد میسازم ، در کل خدایا یه پولی بهم بده میخوام کمک کنم به بنده هات ، حتی مینویسیم و تعهد میدیم گاهی اوقات که این کارهای خیریه رو انجام میدیم و یه همچین قراردادی با خدا میبندیم ، تو همین جملات استاد که نوشتم چند تا کد مخرب هست و هدف پیدا کردن این کدهای مخربه.سوال اینه خیلی از ماها وقتی که از خدا ثروت میخواهیم پشت سرش هم به خدا میگیم تو به من ثروت بده منم یه همچین کارایی میخوام بکنم و تعهد میدم که یه سری کارا یا برای خونواده یا برای دیگران ،تو همین درخواست یه سری کد مخرب هست

    جواب:

    جوابهایی که به ذهن من رسید بعد از اینکه چند بار فایل رو نگاه کردم و نوشتم و فکر کردم به این صورت بود:

    1-نکته ریز اولی قبل از رسیدن به ثروت هست و قبل از پیشرفته که خدایا بهم اینقدر ثروت بده من میخوام کار خیر کنم ، به ظاهر نیت قشنگه و نیت خیر هست و کمک رسانی به بندگان ولی آیا این دخالت در کار خدا نیست؟ ما شاید هدفمون تغییر در زندگی خونواده یا دیگران باشه ، میخواهیم زندگی یک یا چند نفر رو تغییر بدیم در حالیکه استاد بارها تو فایلهاشون مثل فایل مصاحبه با استاد محمدرضا شعبانعلی گفتن که هر کسی سر جای خودش هست و ما هیچ تغییری تو زندگی کسی نمی تونیم بدیم ، یه نفر اگه فقیر باشه و باورش فقیر باشه حتی میلیاردها تومن هم بهش کمک کنیم باز همه رو از دست میده مثالش کسانی که تو لاتاری یا مسابقات شرط بندی برنده شدن و تو اینترنت هم خودم دیدم و این ثروت یه شبه و باد آورده رو خیلی سریع از دست دادن ، بین اطرافیان خودم کسانی هستند که واقعا الان که دارم با قانون آشنا میشم به وضوح میبینم چقدر ترمز قوی مذهبی دارن که ثروت خوب نیست و فقط دعا و نماز و روزه اصلا این دنیا رو ول کردن و به قول معروف شتر سواری دولا دولا ، یه پول کمی هر ماه به زحمت جمع میکنن که فقط بخور نمیره و یه جوری فقط زنده بمونن ، حتی تو فامیل کسانی میشناسم که وضع مالی بهتری دارن و خونه و ماشین مدل بالاتر ولی باز سد و محدودیت مالی میذارن و از یه حدی به خودشون اجازه پیشرفت نمیدن و به منم همین رو میگن ولی من که به حرف اونا گوش نمیدم ، اصلا اینقدر دارم روی خودم کار میکنم تو حوزه ثروت که بقیه هم فهمیدن بدون اینکه چیزی بگم ،من بیشتر سکوت میکنم و فقط روی خودم کار میکنم و گوش میدم ، اوایل با مادرم جروبحث میکردم که این روش غلطه و راهش اینه و این ترمزها رو داری ولی دیدم اصلا فایده نداره فقط خودم پایین تر میرم دیگه بیخیال اطرافیان شدم ، همین هم یه ترمزه که ما به هدف کمک به دیگران چه مالی چه نصیحت کردن بخواهیم زندگیشون رو تغییر بدیم ، اشتباه اینه که تحت تاثیر موج منفی اونا قرار میگیریم و ناخودآگاه ما باورهای داغون اونا رو تایید میکنه و خودش ترمزی میشه واسه ما برای پیشرفت مالی در نتیجه نیت ما باید از کمک خیریه به خونواده و اطرافیان جریان ثروت بیشتر تو زندگی خودمون باشه نه تغییر زندگی دیگران ، ما با این کمک های خیریه ثروت بیشتری رو وارد زندگی خودمون میکنیم و خدا هزاران برابر شاید بیشتر و بی حد و حصر به زندگیمون وارد میکنه و همین جا هم اضافه کنم که ورودی های ذهن رو باید حسابی کنترل کنیم و مراقب حرفهای اطرافیان و اثرات مخرب تلویزیون و رادیو و جامعه باشیم

    2-وقتی از خدا ثروت میخواهیم واسه انجام کارهای خیر آیا واقعا از خدا این ثروت رو طلب میکنیم یا شرک توشه؟ آیا دنبال وام از بانک و گرفتن قرض از فلانی و بهمانی هستیم ؟ آیا منتظریم رییس یا صاحب کار یه افزایش حقوق بده؟ آدم وقتی از خدا ثروت طلب میکنه باید ببینه چقدر به رزاق و وهاب بودن خدا ایمان داره ، از راههایی که فکرش رو آدم نمیکنه میرسه به شرطی که فقط از خود الله یکتا بخواد نه از بنده های خدا.

    3-هدف از کمک های خیریه به پدر و مادر و دوست و اطرافیان و مردم دنیا چی هست؟ پز دادن و فخر فروختن؟ نفر اول شدن و رقابته؟ اینا همش کد مخربه و ترمزهای ذهنی هست که میگه تو از خدا ثروت بخواه و مثل فلانی و بهمانی معروف شو و کمک های خیریه کن که بین مردم معروف بشی و دور و برت رو بگیرن و مثلا امضا بدی و از این نجواهای شیطانی در حالیکه استاد تو فایل میخواهی ثروتمند ترین فرد تاریخ شوی میگه بهترین خودت باش و دنبال رقابت نباش.خود رقابت و نیت رقابت داشتن و اول شدن یه ترمزه و نگرانی ایجاد میکنه و شاید یه نفر اصلا عمرش کفاف نده بتونه مثلا ثروتمندترین آدم دنیا بشه یا مثلا بتونه از یه نفر تو کسب و کار خودش که اوله جلو بزنه ، هدف باید هر روز پیشرفت هر چند جزیی نسبت به روز قبل باشه ،هدف باید رقابت با خودت باشه نه دیگری اونوقت بهترین خودت باش و همین بهترین به مرور زمان میتونه تبدیل به بهترین تو حوزه کاری خودت هم بشه و اولین بشی ولی به شرطی که در رقابت با کسی نباشی و کاری به کسی نداشته باشی

    4-یه مورد دیگه اینکه چقدر به این ثروتی که از خدا درخواست کردیم چسبندگی داریم؟ آیا این ثروت رو فقط میخواهیم مال خودمون کنیم و وقتی رسیدیم به بهانه های مختلف کارهای خیریه رو به فردا موکول میکنیم؟ آیا همین الان با همین درآمد هر چقدر هم کم باشه کارهای خیریه کردیم؟ صدقه و خیراتی تا الان دادیم؟ آیا برنامه ماهیانه داریم درصدی از حقوق و درآمد خودمون رو بخشش کنیم یا حتما باید به یه رقم بالایی برسیم تا بعد انجام بدیم؟ اگه ثروت رو یه انرژی پاک و هدیه خدا بدونیم که باید جریان پیدا کنه و از طریق ما به دیگران برسه چسبندگی و وابستگی بهش نداریم و براحتی باهاش کارهای خیریه انجام میدیم

    5-بعد از دعا و طلب از خدا آیا دست رو دست میذاریم که یه کیسه پول از آسمون بیفته پایین؟ آیا اقدامی هم انجام میدیم؟ آیا تو دل ترسهامون میریم؟ آیا وقتی بهمون الهامی میشه واقعا انجام میدیم؟

    6-خود دعا کردن و استجابت دعا شرایطی داره که استاد خیلی زیبا در فایل نامه 31 نهج البلاغه توضیح میدن .آیا ما واقعا با شور و شوق و خوشحالی دعا میکنیم؟ آیا این طلب ثروت با این ایمان هست که خدا میده یا با غم و غصه و حالت التماس و گریه هست؟ آیا واقعا ایمان داریم خدایی هست که گنجهای آسمان و زمین در دستش هست و خودش فرمان داده که فقط از خودش درخواست کنیم تا استجابت کنه اونم بدون واسطه؟

    7-یه نکته دیگه احساس ما زمان طلب کردن و طی این مسیر هست که استاد بارها تاکید کردن احساس خوب مساوی اتفاقات خوب هست ، اگه اتفاقی نمیفته شاید احساس هر روز ما اون احساس عالی نیست ، شاید هر روز شکرگذاری رو خوب رعایت نمیکنیم ، شاید احساس خوب و شکرگذاری رو داریم موکول میکنیم به بعد از ساختن مسجد و بیمارستان و کمک های خیریه که بعد از اون شادی کنیم و حسمون عالی بشه که اینم یه ترمز ذهنیه و باور غلطه ، همین الان با هر موقعیتی که داریم باید احساسمون عالی باشه و شکرگذار همه چیزایی باشیم که داریم که همین چیزا آرزوی خیلی ها هست که واسه ما طبیعی شده و به چشم ما شاید نیاد یه مثالش هوایی هست که تنفس میکنیم این هوا و تنفس یه چیز خیلی طبیعی هست ولی اونی که مشکل ریه داره و دستگاه اکسیژن بهش وصله قدر این نعمت رو واقعا میدونه حتی به خاطر همین هوای رایگان و طبیعی هم باید شاکر بود و خیلی نعمات بزرگ دیگه

    8-چقدر به خودمون اهمیت میدیم و چقدر خواسته های خودمون در اولویت هستن؟ آیا هدف از ثروتمند شدن و طلب ثروت از خدا فقط کارهای خیریه و کمک به دیگرانه؟ پس خودمون چی؟ پس خواسته ها و اهداف ما چی؟ خونه و ماشین و رابطه عالی که همه نیاز به ثروت دارن رو فراموش کردیم؟

    9-هدف از این کارهای خیریه و کمک کردن مثلا به بیماران سرطانی و بیمارستان ساختن آیا دلسوزیه؟ آیا ترحم کردنه؟ اگه این نیت درونی هست اینم یه ترمز دیگه هست که نباید ما در حق کسی دلسوزی کنیم و احساسی عمل کنیم چه بسا همین احساس دلسوزی بعدا ضربه به خودمون بزنه و یه سری از کارهای خیریه خودشون پشیمون بشن مثلا کسی که کار و زندگیش رو ول میکنه واسه ساختن یه بیمارستان یا مدرسه ولی وقتی تمام شد اون حس خوب رو نداره و اینقدر به خودش فشار اورده و خودش رو خسته کرده که احساس رضایت نداره همون حس عالی یا بعدش دیگه هدفی نداره

    10-چقدر احساس لیاقت داریم؟ آیا وقتی این ثروت رو از خدا طلب میکنیم واقعا این احساس رو داریم که لایق این همه ثروت هستیم؟ یادمه هر سال تو ایامی مثل محرم افرادی با قبض یا بدون قبض میومدن در تک تک خونه ها رو میزدن و واسه برپایی تکیه و مجالس روضه کمک جمع میکردن ، بالاخره یه سری افراد هم کمک میکردن بهشون ، این درخواست از خدا واسه ثروت و قرارداد با خدا بستن برای کمکهای خیریه نشه مثل این افرادی که کمک جمع میکردن

    11-ثروتمند ترین افراد دنیا مثل بیل گیتس و وارن بافت ،بنیادهای خیریه بزرگی دارن و کمکهای مالی سنگین میکنن و مقدار زیادی از دارایی و ثروت خودشون رو صرف امور خیریه کردن اما آیا بیل گیتس قبل از ثروتمند شدن با ساختن مدرسه و بیمارستان شروع کرد؟ اون یه ایده داشت و ایده خودش رو اجرایی کرد و مایکروسافت رو تاسیس کرد و ثروتمند شد و بعد به کارهای خیریه پرداخت یا وارن بافت در اصل یه سرمایه گذار هست بعد یه خیر ، نتیجه اینکه اول باید تو کاری که بهش علاقه داریم به ثروت برسیم بعد با قسمتی از اون ثروت هم میشه کارهای خیریه زیادی کرد ، اول باید روی باورها کار کرد و ثروت خلق کرد بعد به دیگران کمک کرد

    این چند مورد ، چیزایی بود که قبل از خوندن کامنت های دوستان به نظرم رسید امیدوارم خدا درک و آگاهی بیشتری بهم بده و هر روز به قوانین تسلط بیشتری پیدا کنم و خدا رو شکر میکنم که در جمع این خانواده و عزیزان دوست داشتنی هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 69 رای:
  5. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 3785 روز

    باسلام خدمت تمام دوستان

    من در این موضوع:کمک به دیگران و درخواستهایی که داشتم ، از گذشته تا به امروز تجربیاتی دارم که دوست دارم آن را بسیار واضح بیان کنم که دوباره برای برای خودم تکرار شود

    بابت این موضوع یا بهتر بگم هر موضوعی در رابطه با دیگران ؛ سیلی هایی خوردم که فقط و فقط لطف و کرامت خداوند بوده که از من آدم بدی نساخت وبلکه به من کمک کرد تا جایی که زورم میرسه روی خودم تمرکز کنم.

    روز هایی بود که اینقدر التماس خدا رو میکردم که به من ثروت دهد. نتیجه ای نمیدیدم و بلکه من آدمی ضعیف وضعیف تر میشدم با خودم میگفتم دوست دارم کسی دیگر ضعیف نباشد احساس کمبود ثروت را داشتم

    فکر میکردم پول دست عده ای است وبقیه باید زجر بکشند. میخواستم ناجی تمام آدم ها باشم و طلبی اشتباه میکردم. و چون نتیجه ای نمیدیدم با خودم میگفتم خدا من رو کلا بی خیال شده. میگفتم خدا من رو خلق کرده تا به من بخنده سر گرم باشه و از این جملات. فکر میکردم خدا احساس داره و بهش بر میخوره

    بعد از مدتی ادامه دادن دنبال ترهم دیگران، احساس لیاقت، تائید شدن از سمت دیگران بودم. اینجا بود که کلا اعتماد به نفسم عزت نفسم کم کم داشت از بین میرفت باز هم برای دیگران طلب داشتم

    وسط این نوشتن هام یاد شعر مولانا افتادم

    آنها که طلبکار خدائید،خدائید

    بیرون ز شما نیست شمائید شمائید

    چیزی که نکردید گم؟ از بهر چه جوئید؟

    وندر طلب گم نشده بهره چرائی؟

    در خانه نشینید مگردید به هر سو

    زیرا که شما خانه و هم خانه خدائید

    اسمید وحروفید وکتابید وکلامید

    جبریل امینید وسماوات علائید

    روزی با این سایت آشنا شدم و کم کم تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم. فایل گوش میدادم، نظرات میخوندم، مینوشتم وفکر میکردم به فکر بهتری رسیدم. با خودم میگفتم؛قانونی را که درک کردم باید به دیگران هم بگوییم و باز هم از خداوند میخواستم به من آنقدر بدهد که کمک دیگران کنم. اصلا من از عمق باورهای درستم از عمق یادگیری هایم برای این موضوع دلیل می آوردم مثلا(خدایا مرا پول دار کن که به دیگران ببخشم، تا بفهمند چقدر ثروت روی زمین است. چقدر فراوانی در ثروت است) باز هم میخواستم قانون را دستکاری کنم. بدون اینکه مسر طی شود به موفقیت برسانم. باز هم بی نتیجه

    سعی کردم فقط روی خودم کار کنم. همش یاده حرف استاد می افتادم میگفت؛ عملکرد شما نشان میدهد که چقدر تغییر کردید

    وقتی به عملکردم نگاه میکنم. کیلومتر ها با خواسته هام فاصله دارم. یعنی هنوز نفهمیدم و حرف مفت میزنم.

    باز دوباره فایل باز دوباره نوشتن خواندن چون به این راه اعتقاد دارم تا نتیجه نگیرم ول نمیکنم

    وقتی با خودم فکر میکردم دچار یک گیجی میشدم. ودر لابلای ای گیجی و خلصه فقط به این فکر میکردم اگه درست نمیشه پس مشکلی درون من هست. تا این فایل بر روی سایت قرار گرفت.

    دوستان ۳ روز است مغزم داره میپاشه همش مینویسم و خط میزنم. میخونم ونمیفهمم. در این نوشتن ها وخوندن ها یک چیز رو در آوردم. برای خودم این سوال را معکوس کردم. با خودم گفتم اگر تمام آدمها خوشبخت،ثروتمند ودرای آرامش باشند؟آیا خوشحالی؟ اگر تمام آدمایی که تو میشناسی خودشان به ثروت برسند؟ آیا تو از ته دل خوشحالی میکنی؟ آیا دیگران که ثروت مند میشوند؟تو آنها را تحسین میکنی.

    جواب؛ نه دوستان برای من به این شکل نیست خوشحال نمیشوم تحسین نمیکنم با خودم میگم خدایا به همه ثروت بده به همه آرامش بده همه چیز های خوب را به همه بده ولی به من یا با اونا بده با هم رشد کنیم یا زودتر??

    فکر میکنم اگر آنها پولدار شوند و من راکت بمانم. من را تخریب خواهند کرد یعنی پولدارهارا آدم بدی میدانم. فکر میکنم باید من با آنها پولدار شوم یا اصلا من زودتر پولدار شوم. وگرنه محکوم به فنا هستم. اصلا ذات پول این شکلی است. ندیدن عدل خدا

    بهتر بگم طلب من مانند وضعیت امروز ایران است. دلار گرون شده جنس گرون شده من پول دارم انبار میکنم ودر زمان قحطی به بقیه هم کمک میکنم من اول میخوام خودمو نجات بدم اگر ماند به بقه هم میدم.

    . دوستان برای من این گونه است، قحطی درون ذهنم ایجاد کردم که آن را هم کمبود ثروت در دنیا میدانم

    آخییییییی چقدر آروم شدم وقتی اینها رو نوشتم دمت گرم استاد کاری کردی خودم را کمی تخریب کنم. باور من در مورد ثروت خانه ای هست خشت وگلی هرچه از درون به آن رسیدگی کنم مثلا گچ کنم سرامیک کنم تمیزش کنم. با اولین باران روز از نو خرابی از نو باید آن را تخریب کنم تا بتوانم روی زمینی محکم فنداستیون خانه جدیدم را بنا کنم

    اینها را در آوردم ولییییی باز دوباره نوشتن باز دوباره خواندن گوش دادن نتیجش این شده فعلا :

    دوستان امروز کمک برای من فقط باور سازی است آن هم نه با حرف مفت فقط وفقط وفقط با عملکرد در زندگی ام و دیدن نتایج. هر روزی که من رشد کنم. بهتر و بهتر شوم امیدی در دل کسانی خواهد افتاد و با خودشان خواهند گفت محمد توانست ماهم میتوانیم آنوقت است که کمک کردم.

    اصلا خدا خودش گفته ما همه را یکسان آفریدیم چطور میشه به من کمک کنه به دیگران کمک نکنه وبالعکس

    البته این را هم بگوییم شاید بعضی وقتها بعضی شرایط پیش بیایید که به دلم بیفتد پولی بدهم حرفی بزنم که آن هم برای کمک به خودم هست کمک به حال خوبه خودم

    و اینقدر این باور را کار میکنم تا جزئی از من بشود

    ودوباره نوشتن دوباره خوندن گوش دادن عملکرد و در نهایت به اندازه زحمت نتیجهُ حاصلهِ

    استاد بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم

    یا علی حق نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 77 رای:
    • -
      فریما مزیدی گفته:
      مدت عضویت: 2994 روز

      سلام اقای محمد عظیمی

      دوست عزیز چقدر صادقانه باورهایتان را نوشتید

      حالا که ترمزها رو شناسایی کردید با جدیت کار کنید و از خدای بزرگ هدایت بخواهید

      وقتی داشتم روی ثروت ۱ کار میکردم یه باور مخربی داشتم که ته دلم نمیتونستم بهش امتیاز ندم اینکه بعضی از ثروتمندان از راه حلال پول در نیاوردن

      روی خیلی از باورها کار کرده بودم و موفق بودم ولی این یکی خاموش نمیشد

      تا اینکه از خدا کمک خواستم

      یه روز یه تاکسی گرفتم اومدم خونه وقتی میخواستم کرایه رو حساب کنم دقیق ۲برابر نرخ معمول میخواست از من کرایه بگیره

      بهش گفتم اصرار میکنی این مبلغ رو پرداخت میکنم ولی اصلا رضایت ندارم به راحتی به من گفت شما پول مردمو خوردید مال حرام خوردید که توی این محله میشینید ،اینجا خونه دارید وگرنه ادم با پول حلال که نمیتونه اینجا خونه داشته باشه

      اولش ناراحت شدم وقتی فکر کردم دیدم باور مخرب من هم از همین جنسه از جنس همین حرفا …

      بعد ازاون هرگز و هرگز چنین باوری نداشتم همان شب اومدم توی خیابونای اطراف خونه و هر ساختمون زیبایی میدیم از ته دلم صاحبشو تحسین میکردم

      همه ی ثروتمندان برای من قابل احترامند واین نتیجه رو از راهنمایی و هدایت خدا گرفتم

      دوست عزیز از خدا هدایت بخواهید فقط همین

      موفق باشید و سربلند??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      حمید خالقی گفته:
      مدت عضویت: 4204 روز

      خیلی عالی جواب گفتین به خصوص از این حرفتون بیشتر خوشم اومد که گفتین : اصلا خدا خودش گفته ما همه را یکسان آفریدیم چطور میشه به من کمک کنه به دیگران کمک نکنه وبالعکس

      واقعا عالی نوشتین محمد جان.

      خیلی از ممنونم با بت این جمله عالی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      شیدا جمشیدی گفته:
      مدت عضویت: 3612 روز

      (دوستان ۳ روز است مغزم داره میپاشه همش مینویسم و خط میزنم. میخونم ونمیفهمم. در این نوشتن ها وخوندن ها یک چیز رو در آوردم. برای خودم این سوال را معکوس کردم. با خودم گفتم اگر تمام آدمها خوشبخت،ثروتمند ودرای آرامش باشند؟آیا خوشحالی؟ اگر تمام آدمایی که تو میشناسی خودشان به ثروت برسند؟ آیا تو از ته دل خوشحالی میکنی؟ آیا دیگران که ثروت مند میشوند؟تو آنها را تحسین میکنی.)

      آقای عظیمی بسیار عالی بود متشکرم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      بهار فعلی گفته:
      مدت عضویت: 2990 روز

      عالی وتاثیر گذار بود دوست عزیز….ی جورایی انگار ضعیف عمل میکنیم در رابطه با دونسته هاموووون…ولی با تکراروتمرین استاد میشیم .استاد قانونو خلق کردن…درپناه حق باشیدوبهترینارو میخوام برای هممووووووووون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    آزاد مهروند گفته:
    مدت عضویت: 3773 روز

    سلاااااااااااااااااااام به هممممممممممممممممممه ی شما عزیزای عالم

    سپاسگزار خداوندم که چنین فضای زیبایی را خلق کرده که این همه دوستان گل و با معرفت دور هم جمع شوند…

    و اما آنچه به نظر من میرسد اینکه :

    اولا ) در چنین گفتگویی ، انسان خودش را از خداوند ، که ثروت مطلق هست ، جدا میداند و فکر میکند که خداوند و ثروت باید از جای دیگری برایش برسد و این در حالی است که « انسان » و « خداوند » و « ثروت » جدا از همدیگر نیستند که بخواهد از جای دیگری بیاید و به او ملحق شود …

    راهکارش این است که باور داشته باشیم که « خداوند و من » یکی هستیم و در این صورت احساس ما عالی و عالی تر خواهد شد و احساس عالی = اتفاقات عالی

    دوما )) در چنین گفتگویی ، انسان خودش را ثروتمند نمیداند … در خودش « « احساس ثروت » » و تعالی نمیکند و فکر میکند که « باید اول داشته باشم تا بتوانم ببخشم » و این دقیقاً یعنی احساس بد ،،، یعنی احساس عدم لیاقت برای بخشیدن ،،، یعنی که هنوز من لایق نیستم که به کسی چیزی ببخشم ،،،

    یعنی من هنوز « چیزی ندارم » و این یعنی ندیدن و عدم سپاسگزاری برای خیلی خیلی خیلی خیلی نعمت ها و داشته هایی که داری و به آنها بی اعتنایی میکنی و با این « احساس عدم سپاسگزاری » هرگز آنها را نمیتوانی درک کنی …

    و تا زمانی که با هر آنچه که « داری » احسسسسسساس ششششششادی و شووووووووور و شعف و لذذذذذذذت نداشته باشی و « از داشته هایت لذت نبری و سپاسگزار نباشی » نمیتوانی متوقع باشی که از مدار خودت صعود کنی و به مدار بالاتر بروی که مدار بالاتر یعنی نعمت های بیشتر از این مدار …

    امیدوارم همیشه شاد و ثروتمند باشید که همه ی اینها یعنی خداوند…

    از همه دوستان سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 81 رای:
  7. -
    فریما مزیدی گفته:
    مدت عضویت: 2994 روز

    سلام

    برای دختر من بیرون رفتن به همراه دوستان و همکلاسیهاش یجورایی نعمته ، وقتی میخواد رضایت منو جلبکنه کلی مقدمه چینی میکنه

    مامان اگه اجازه بدی برم قول میدم اومدم درسامو بخونم

    یا فلان کارو که میدونه از نظر من مثبته رو انجام میدم

    همیشه اولین فکری که به ذهنم خطور میکنه اینه :

    چرا اینقدر بی اعتماد بنفس و ضعیفه

    چرا فکر میکنه من در ازای انجام کاری میخوام بهش اجازه بدم انگار میخواد منو فریب بده

    توی دلم میگم اخه دختر عزیزم من اینقدر عاشق تو هستم که نیازی به شرط و شروط نیست اصلا شرط هاشو نمیشنوم, وقتی شرط میزاره دیگه حس خوبی ندارم

    این یه مثال سادست از روزمرگی های ما

    حالا فکر کنید وقتی به خدای عالم ،افریننده ی جهان که همه قدرت ازان اوست میگیم فلان چیزو میخوام اگه بهم بدی فلان کارو انجام میدم

    اولین دلیل اینه که من عزت نفس اینو ندارم به خالقم بگم من اینو میخوام، من خودمو لایق داشتن این نعمت نمیدونم یا اینکه خدایا تو بقیه ادما رو بیشتر از من دوست داری اگه به من فلان نعمت رو بدی من به عزیزانت خدمت میکنم یجورایی عدل خدا رو زیر سوال میبریم

    تصور کنید به یک رستوران سلف سرویس عالی رفتید و از همه ی غذاها و نوشیدنی ها به هر مقدار که میخواهید میتونید استفاده کنید انوقت شما به صاحب رستوران بگویید اگر فلان غذا رو به من بدی من ظرفهای رستوران رو هم میشورم تصور کنید پاسخ چیست

    سفره ی نعمت خدا گستردست نیازی نیست ما برای برخورداری از نعمتها شرطی بزاریم کافیه خودمونو لایق داشتن نعمتها بدونیم

    کافیه طبق قوانین عمل کنیم برای اینکه از غذاهای رستوران برخوردار شیم باید راهی رو طی کنیم تا به رستوران برسیم یه راه مشخص

    فقط همین راه مشخص رسیدن به نعمتها استفاده از قوانینه ،یه قوانین مشخص

    وقتی راهو طی کردیم و رسیدیم میتونیم از همه ی غذاها استفاده کنیم بدون اینکه شرطی بزاریم

    مثالهایی که زدم انقدر احساس بدی نسبت به شرط گذاشتن و نذر و …در ذهنم ایجاد کرد که یقینا هیچگاه برای رسیدن به خواسته هام مثل گذشته عمل نخواهم کرد

    دوستان نوشتن نظرها در درجه اول به خودمون کمک میکنه

    هر چی یادمه برای خدا شرط گذاشتم جالب اینجاست به هیچ کدوم از اون خواسته ها هم نرسیدم تازه فهمیدم همون شرط و شروط ترمز رسیدن به خواسته هام بودن

    امان از این باور کمبود

    امان از شرک

    میجنگم باهاشون و پیروز میشم همین الان هم خیلی پیشرفت کردم

    خدا رو شکر بخاطر اینهمه اگاهی که در اختیارم میزاره

    خدایا سپاسگزارتم که منو هر روز هدایت میکنی

    دوستانی که فقط نظرها رو میخونید به خودتون خدمت کنید و نظر بدید ،باورهای مخربتونو بکشید بیرون

    فقط با نوشتن این اتفاق میفته

    اولین نظری که در سایت گذاشتم انگار قوانین رو فقط حفظ کرده بودم ولی اینبار عمق فاجعه باورهای مخرب و ترمز های سالیان سال افکارم رو درک کردم

    بنویسید نظراتتون رو دوستان ،هر چیزی که به ذهنتون خطور میکنه ،اگر احساس کردید موضوع براتون بزرگ نیست چندین بار نظرهاتونو بنویسید تا درکتون تکاملشو طی کنه ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 74 رای:
    • -
      رضا عطارروشن گفته:
      مدت عضویت: 4117 روز

      سلام دوست خوبم

      چقدر عالی بود

      چه مثال خوبی زدید که بچه ها نسبت به والدین همین احساسی رو دارند که والدین نسبت به خدا دارند

      عالی بود

      خدا رو شکر که این دیدگاه رو خوندم و درس خوبی گرفتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مريم صالح گفته:
      مدت عضویت: 3712 روز

      دوست عزیز مثال زیبایی زدید .مثالی که هممون چه در جایگاه فرزند چه پدر یا مادر تجربه اش کردیم و واقعا همین طوره ، وقتی کوچیک هستیم ،قدرتی در خودمون نمیبینیم ،یه قدرت بالاتر هست به اسم (مامان و بابا )که میخواهیم با هر ترفندی که شده راضیشون کنیم غافل از اینکه پدر و مادر دست ما رو خیلی زودتر از اونچه که ما فکر کنیم خوندن(مثل خداوند که فکر ما رو میخونه) و حتی اگه دلیل منطقی هم بیارن که ما زیر بار نمیریم اون موقع فقط میخواهیم به هر قیمتی که شده فقط خواسته مون رو عملی کنیم اصلا به عواقبش هم فکر نمیکنیم حتی گاهی بهای سنگینی بابتش پرداخت میکنیم ، دقیقا مثل سیستم هوشمند جهان که همان حس کودکی رو درباره اش پیاده میکنیم ،به قول استاد خداوند رو انسانی میبینیم که با هر ترفندی میخواهیم راضیش کنیم . غافل از اینکه این سیستم هوشمند هی به ما پیغام میدهد که جاااااانم اول چاله چوله های رسیدن به خواسته ات رو پر کن (شناسایی موانع ذهنیمون)، نشونه ها رو ببین ، به درون خودت رجوع کن ، اونوقت دیگه نمیخواد زور بزنی و من رو راضی کنی ، منی نیست که بخواد راضی بشه ، تو خود حجاب خودی از میان برخیز ، ولی خوب دیگه بهاش رو باید بپردازیم چون خداوند با زبان نشانه با ما صحبت میکند ، و این ما هستیم که باید نشانه ها رو درک کنیم .?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم م گفته:
      مدت عضویت: 3057 روز

      دوست عزیز لذت بردم ،

      ???????

      یاد خودم افتادم که چندین سال پیش که

      میخواستم کنکور قبول بشم ، همش توی دعاهام میگفتم خدایا مت قبول بشم که مادرم خوشحال بشه و بزرگترین دلیلم خوشحالی مادرم بود و اصلا مهم نبود بقیه ش و وقتی هم قبول شدم شهرستان قبول شدم که اصلا دوست نداشتم برم و با پافشاری مادرم رفتم و چقدر اون چند سال به من سخت گذشت

      این یکی از نمونه های درخواستهایم از خدا بود و توش باور عدم لیاقت نسبت به خودم بود ?

      و یکی دیگه ش همش میگم خدایا من ثروتمند بشم به برادرهام کمک کنم ، و دقیقا عادل نبودن خدا و باز عدم لیاقت توی این درخواست است

      ولی یه چیزی در مورد کمک کردن و لذت بردن ازش هست که دوست دارم استاد بیشتر برامون باز کنه مثلا یکی از خواسته هام اینه که ثروتمند بشم تا یه سالن آمفی تاتر بزنم اما نمیدونم آیا باز تدی این درخواست هم شرک هست و یا ترمز

      در هر حال این سوال استاد خیلی چالش برانگیزه

      ممنون از همه دوستان خوبم با جوابهای عالی که خیلی از ترمزهایی که خودمون ناونشتیم پیدا کنیم توی این جوابها می بینیم

      ????????

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      نگار گفته:
      مدت عضویت: 1818 روز

      سلام به شما دوست عزیزم

      وای خدای من. نمیدونید این کامنت شما در وجود من چه انقلابی به پا کرد!

      داشتم کامنت های اقای عطار روشن رو از ابتدای عضویتشون تا به امروز میخوندم که رسیدم به پاسخی که به کامنت شما دادند، و رسیدم به کامنت شما. عجب مثالی زدید! قشنگ دوزاریم افتاد فکر میکنم. خدا همیشه بهترین و قشنگتربن ها رو نصیبتون کنه و همیشه در ارامش و در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    فاطمه باباخان گفته:
    مدت عضویت: 2898 روز

    ما باید بپذیریم هیچ قدرتی در تغییر زندگی دیگران، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی، نداریم.

    باید قبول کنیم که هرگز نمی توانیم فردی را تغییر دهیم که هنوز آماده ایجاد تغییر نیست.

    ما هیچ قدرتی برای تبدیل یک فرد فقیر، به فردی ثروتمند نداریم، حتی اگر تمام ثروت مان را به او تقدیم کنیم.

    باید بپذیریم که هر فردی تنها خودش توانایی تغییر خودش را دارد و تا زمانی که آماده پذیرش این تغییر نشود، هر اقدامی نه تنها بیهوده است، نه تنها ما را ناامید و از مسیر اهداف مان دور می کند، بلکه آن فرد را نیز از موفقیت مدِ نظرِ ما، دورتر می سازد.

    بنابراین اگر این قانون را درک کنیم که: مشکلات، تنها تضادهایی هستند برای شناساندن خواسته های واقعی ما و فرصتی برای جهت دادن به اهداف زندگی مان،

    و مهم تر از همه، اگر بتوانیم افراد درگیر مشکلات را به عنوان افرادی ببینیم که در مرحله برخورد با تضاد و شناسایی خواسته های واقعی شان هستند، نه تنها به خودمان اجازه می دهیم تا شادتر زندگی کنیم، بلکه به آن افراد نیز اجازه می دهیم تا با برخورد با تضادها و تجربه تضادها، خیلی سریع تر، راهشان را پیدا و به سمت خواسته های شان هدایت بشوند.

    این قانون جهان است و باید این مسئله را به عنوان بخشی از مسیر هدایت آن افراد به سمت خواسته های شان، بپذیریم. زیرا همه ی ما به یک اندازه به خداوند، به عنوان منبع رحمت، ثروت و برکت نزدیکیم و به یک اندازه، امکان دریافت حمایت و هدایت او را داریم.

    این نوشته ها، آموزش های خود استاد می باشد پس اگر ما هدفمان از ثروتمندشدن فقط کمک به نیازمندان باشد پس این قوانین و باورها را که استاد فرمودند هنوز قبول نکردیم واین خود همان کدهای مخرب ذهن است چون همه ما به یک اندازه به خدا نزدیکیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 76 رای:
    • -
      نسترن زارع بی نهایت آزادی گفته:
      مدت عضویت: 2245 روز

      سلام دوست عزیز

      این قسمتی که گفتی بزاریم دیگران باتضادهایی که دارن

      باشن تا هدفشون واضح بشه

      وزودتربه خواستشون برسن

      واقعاموافقم

      خیلی دیدگاه مهمه هستش

      که از اینکه خودمان یادیگران

      به تضادی برخوردیم

      ناراحت نشیم که گناه داره طفلی

      بیا من خدایی کنم

      بیا من دستشو بگیرم

      نه اتفاقا باید بگیم این تضادها

      به کمک مااومدن تا ما خواسته هامون بشناسیم و شفاف شیم

      این کار جهانه

      هیچ بی عدالتی رخ نداده

      هیچ بی نطمی توی جهان نیست

      همه چی داره درست جلو میره

      دیدگاه ما خیلی به مسائل پایین

      باید اجازه بدیم دیگران هم برای

      زندگی خودشان فکر کنند

      تصمیم بگیرن.

      کارماخدایی نیست که بخواهیم

      بااین نیت کمک کنیم که طفلیز

      گناه داره بااین همه تضاد.

      بزارم بهش کمک کنم

      خخخخخخخ

      باید یادمون باشه قبل از ما

      خدا خودش خدایی کرده

      اونم چه خدایی

      خدایی که عدالته مطلقه. خدایی که حتی اندازه ذره ای به بندگانش ستم نمیکنه

      پس مطمعن باشیم همه چیز جای درستشه

      وخدا داره به نحواحسن خدایی میکنه

      وتضاد هم جززندگی ما

      مایی که درست نتونستیم

      خواستمونوتشخیص بدیم

      وحالاباتضاد برخوردیم

      ودیگه هیچ جای دلسوزی برای

      دبگران نمیمونه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1285 روز

      سلام و درود بر فاطمه عزیز

      به به ، به این کامنت بی نظیر

      به به ،به این اندیشه پاک و درستی که این کامنت بسیااااار زیبا و این نور آگاهی زیباتر و خلق کرد تا من امروز بعد 6سال در مسیرش قرار بگیرم و حالمو خوب کنه و بهم نهایت لذت و بده نهایت آگاهی درستو بده که یک عمر درش غرقم

      که به لطف یکسال وواندی شاگردی این مکتب توحیدی و کردن و به لطف این کامنت الهی بیدار شمو بخودم بیامو راهمو پیدا کنم هرچند از قبل بهتر شدم ولی هنوز باید عالی تر بشم تا نتایج درستو ببینم تا لذت بیشترو احساس خوب بهترو درک کنم ممنونم ازت خواهر گلم بینظیری بینطیر

      کولاک کردی با من درونمو شستی از ترمز ای بی اس خطری خخخخخخ

      تحسینت میکنم چون بصورت بسیاااار خلاصه و مفید برام این ترمز و روشن کردی که یکعمر داشتم الانم ته ذهنم دارم هنوز خودم کامل رشد نکردم پیشرفت نکردم میخوام دست اینو اونم بگیرم مهمترین مشکلم اول اینه که تا زن و بچهام یا پدرومادرم یا خواهر برادرام حرف منفی میزنن زود از کوره درمیرم شروع میکنم به سخنرانی کردن و ایرادگرفتن و نصیحت کردن که هیچ نتیجه مثبتی نداره حال خودمو بدتر میکنم و بعدش احساس گناه و پشیمانی که همه چیو در من به گند میکشه وضعی میشم که نگو وونپررررررس ولی خدارو هزااااااران مرتبه شکر با تذکر همسر عزیزم که اونو دست خدا میدونم یخورده بخودم میام و توبه میکنم تا حالا هزار بار توبه شکستم ووباز گشتم خخخخخخ

      ولی الانا از وقتی که با استاد نازنین و سایتش آشنا شدم خیلی خیلی بهتر شدم ولی هنوز این ترمز در من هست گاهیی آزارم میده و الان میفهمم آیات قرآنی که خداوند به پیامبر میگفت که تو فقط انذار کننده ای بخاطر رفتارهای مردم خودتو ناراحت و اعصبانی نکن یعنی چی و پیامبرم چون راه رو پیدا کرد میخواست فریاد بزنه ای ایهاناس اگه بیاین زیر پرچم اسلام و اندیشه هاتونو پاک کنین آسان میشین برای آسانی ها وقتی ما الان نمیفهمیم و یا مشکل داریم با وجود همچین سایت هایی و همچین آگاهی هایی و همچین ابزارهای اطلاعاتی وای بحااااااال اون دوره مردم و چه صبری پیامبرا داشتن خدایااااااا شکرت که اینارو در حال درکم الهی شکرت بابت کامنت زیبای این خواهرگلم الهی شکرت

      ممنونم که به چیزای بسیار عالی اشاره کردین چون خودم همه اینارو تجربه کردم و چقد حال آدمو بد میکنه و آدم و از راه درست خارج میکنه فهمیدم دیگه حتی برای عزیزترین کسم نجنگم من فقططططط میتونم با ذوم کردن روی خودم و با موفق شدن و رشد و پیشرفت عالی مال و معنویم الگوی عملی برای امربه معروف و نهی از منکر شوم من فقط باید با قوی شدن خودم به الگویی عالی تبدیل شوم اونوقته که اونچه تو آرزوهام هست براحتی بدون هیچ جنگی رخ میده دیگه زن و بچهام عزیزام با دیدن من خودشون میان اصرار میکنن این راز و بهشون بگم اونوقت نتیجه موشکی و اتمی میده

      آره این کامنت شما برای من حکم طلا رو داشت تو دفترم نوشتم تا هرروز بخودم یادآوریش کنم

      خواهر گلم خیلیییییی ازت سپاسگزارم خیلی خیلی خیلی

      و چقد تضاد و زیبا توضیح دادین و اشاره بسیار عالی کردین که اگه تمام ثروت مونو بدیم به نیازمند اون زندگیش تغیر نمیکنه تا افکارشو تغییر بده و منم نمیتونم به پسرم همسرم دخترم تک تک عزیزانم کمگ کنم تا اول خودمو تغییر بدم کامل نتیجه بگیرم تا اونا انگیزه بگیرن با دیدن هر روز من تا در صدد تغییر افکارشون باشند

      سپااااااااااااااس عزیز خدا سپاس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سیمین منصوری گفته:
      مدت عضویت: 1312 روز

      به نام الله یکتا

      سلام به همه ی عزیزان

      سلام فاطمه جان

      ممنون برای کامنت زیبا و کاملتون

      من خیلی لذت بردم از متن کامل و روان و ساده ای که نوشتید

      و بازهم یادآوری کردید که اولا ما نمی‌توانیم زندگی کسی غیر از خودمون رو کنترل کنیم و یا تغییر بدیم و هم اینکه تضادها فقط برای رشد هستند و بس ، پس خیلی هم خوب هستند.

      ممنون عزیزم

      خدارو شکر که این سایت و دوستان بینظیرم هستند و من به این مسیر عالی و روشن هدایت شدم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فاطمه فتاحی گفته:
    مدت عضویت: 2873 روز

    به نام خدا

    سلام بر استاد عزیز و همه ی دوستان هم فرکانسی

    سپاس گزار خداوند یکتا هستم که هر لحظه ما رو هدایت میکنه

    چند روزی بود که فکرم درگیر این بود که هر وقت پولدار شدم چه آرزویی دارم و دوست دارم چه کاری انجام بدم و دیدم که خیلی ساله آرزو داشته ام تا ثروت زیادی داشته باشم تا بتوان فقری را که درطایفه پدری ام وجود دارد برطرف کنم و با دیدن این سوال مسابقه شوکه شدم که خداوند چقدر راحت و با چه روش عالی من را هدایت کرد ..با این که پدرم خدا رو شکر از نظر مالی تامین هستن ولی همیشه در خانه ما صحبت از نداشتن و فقر بقیه فامیل بوده است و پدرم از طرق مختلف به آنها کمک میکردن ولی هیچ گاه فقر آنها از بین نرفته است ولی در عوض الان ما سه تا خواهر بعد از ازدواج از نظر مالی دچار کمبود هستیم البته من در ابتدا شرایط خوبی داشتم ولی بعد شوهرم ورشکست شد و شدیم آویزان پدر و ایشون برامون تا حد توان کمک کردن ولی بدهی های ما زیاد بود که خدا رو شکر بعد از آشنایی با این سایت اوضاعمون داره کم کم بهتر میشه..خلاصه بعد از دیدن سوال ابتدا هنگ کردم و بعد از خواندن کامنتهای دوستان تازه متوجه شدم که من چقدر باور محدود کننده داشته ام تا جایی که حتی آرزویم این بوده که فقر را از بین ببیرم در خانواده در صورتی که من با این فکر فقط به فقر توجه داشته ام و در اصل فرکانس فقر فرستاده ام و چون باور کمبود وجود داشته میخواستم بدون طی کردن مسیر تکاملی و با استفاده از راه میانبر به خیال خودم ثروت هنگفتی یکجا بدستم برسد تا کسانی را که من مسول زندگی آنها نیستم را نجات دهم و برای طایفه ی خود خدایی کنم و اکنون سپاس گزار خداوندم و از همه ی شما عزیزان که دستی از دستان خداوند شدید برای هدایت من سپاس گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 89 رای:
  10. -
    ابراهیم هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 3324 روز

    با سلام و درود خدمت استاد معنوی خودم و خانواده صمیمی سایت گروه تحقیقاتی عباسمنش

    راستش وقتی به موضوعی که استاد مطرح کردند فکر کردم در نگاه اول اصلا متوجه کد اشتباه و ترمزی نمیشدم برای همین هم شروع کردم به نوشتن (چون من با نوشتن خیلی تمرکزم بیشتر میشه و بهتر تعمق میکنم ) در حین نوشتن متوجه چند ترمز شدم اول اینکه برای کمک کردن اصلا نیازی نیست من به ثروت قابل توجهی برسم من همین الان و با همین چیزی که دارم میتوانم کمک کنم و ببخشم و نه فقط از لحاظ مالی و پول بلکه از طرق مختلف مثل کمک کردن تو خونه مهربان بودن لبخند زدن به دیگران و حتی آب دادن به یک گیاه. وقتی میگویم خدایا به من ثروت بده تا مثلا به انجمن حمایت از معلولین کمک کنم در واقع این کد را مینویسم که چیزی ندارم و توجهم به نداشتن و کمبود است و این یعنی کمبود بیشتر. ترمز بعدی این است که من کنترلی روی شرایط و اتفاقات زندگی ام ندارم در صورتی که خداوند ما را مثل خودش خالق آفریده و ما خالق شرایط و اتفاقات زندگیمان هستیم و ثروت را خداوند از قبل داده و کافیست ما با ساختن باورهای قدرتمند کننده و باور خداوند وارد آن مدار شویم و با آن ثروت بخصوص برخورد کنیم. فعلا فقط اینا به ذهنم رسید. ممنون استاد جونم که اینقدر آگاهی های ناب را به ما انتقال میدی و همه چیزو یه جورایی تو فایل های رایگان و در قالب مسابقه با ما در میان می گذارید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 92 رای: