مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 1


سوال:

یکی از مسائلی که انرژی زیادی از من می گیرد و من را در احساس بد نگه می دارد، تهمت هایی است که دیگران به من می زنند یا دروغ هایی است که درباره من می گویند. استاد شما با اینکه فرد مشهوری هستید، با چه نگاه یا باوری، ذهن تان را در مقابل سنگ اندازی های دیگران یا دیدگاه های بر علیه شما کنترل کرده اید. سنگ اندازی هایی مثل توهین، غیبت یا حتی تهدید های دیگران؟

چه باوری باعث شده از اینکه  تهمت های دیگران، روی اعتبار یا روی کسب و کار شما تاثیر منفی بگذارد، نترسید؟

 چه باوری به ما کمک می کند تا حرف مردم در زندگی مان کم اهمیت شود؟


در قسمت اول از این فایل استاد عباس منش درباره شرایط زیر که ممکن است هر کدام از ما در زندگی در چنین شرایطی قرار گرفته باشیم، صحبت کرده اند. همچنین راهکارهایی برای کنترل ذهن، بهبود شخصیت و ساختن باورهای توحیدی در هر کدام از این شرایط ارائه داده اند که عمل به آنها موجب خوشبختی در دنیا و آخرت می شود:

1) افرادی که عمداً خود را در معرض اتهام و شایعه سازی قرار می دهند تا توجه جلب کنند که این روزها در دنیای مجازی بسیار شایع است. اساس این رفتار احساس بی ارزشی است و نتیجه این جنس از فرکانس، قطعا احساس بی ارزشی بیشتر است؛

2) افرادی که به صورت ناخواسته، در معرض اتهام و دروغ قرار می گیرند و راهکارهایی درباره اینکه چطور در این مواقع می توانند از عهده کنترل ذهن برآیند تا نه تنها آسیبی نبینند بلکه همه چیز در نهایت به نفع آنها نیز تمام شود؛

3) افرادی که آگاهانه یا ناخودآگاه، خودشان حلقه ای از زنجیره ای هستند که این اتهامات، شایعات یا دروغ ها را پخش می کنند و بی خبرند از اینکه: کمترین ضربه ورود به این مدار این است که: فرد نادلخواه ترین وجه آدمهای روابط خود را برانگیخته می کند. به طوریکه این گروه از آدمها معمولا روابط نامناسب و پر از تشنجی را تجربه می کنند، آدمهای محبوبی نیستند، درد سر مرتباً به دنبال این افراد روانه است و خودشان هم نمی دانند چرا. ضمنا راهکارهایی ارائه شده که چطور جزو این زنجیره نباشیم و همواره از این مدار خارج بمانیم؛

در قسمت دوم از این فایل، که در روزهای آینده بر روی سایت قرار خواهد گرفت، استاد عباس منش آیاتی از قرآن را توضیح می دهد که در این آیات خداوند راهکارهایی جامع دارد برای خارج شدن از این مدار، کنترل ذهن و چگونگی پرورش ویژگی های شخصیتی خداگونه و توحیدی. 

آگاهی های توحیدی قسمت 1 را با دقت بشنوید. از آنها نکته برداری کنید سپس درس هایی که گرفته اید را با ما به اشتراک بگذارید.


مفاهیمی که استاد عباس منش در قسمت 1 توضیح داده اند:

  • ضعف های شخصیتی ای که باعث می شود اصولاً یک فرد به دیگران تهمت بزند یا درباره آنها دروغ بگوید؛
  • مهم ترین باور برای کنترل ذهن در مواقع قرار گرفتن در معرض تهمت و دروغ؛
  • رفتار هماهنگ با قانون در زمانی که با فردی همنشین می شویم که در حال غیب کردن یا تهمت زدن است؛
  • رفتار هماهنگ با قانون، وقتی فردی به شما تهمت می زند یا درباره شما دروغ می گوید؛
  • چه اصولی برای خود انتخاب کنیم تا به صورت ناخودآگاه در این مواقع، رفتار درست را داشته باشیم؛
  • به هر آنچه توجه کنی، اساس آن جنس از توجه را در زندگی ات گسترش می دهی؛
  • ارتباط “واکنش نشان دادن به حرف مردم” با “شرک”
  • باورهای توحیدی برای کنترل ذهن و کم اثر کردن حرف مردم در زندگی؛
  • ممکن است دیگران آب را گل آلود کنند اما اگر به جای دست و پا زدن در این آب، آرام شوی و طبق اصول درست خودت حرکت کنی، به زودی آب آرام و شفاف می شود؛
  • ویژگی های شخصیتی قوی در خود بساز که برایت مهم نباشد دیگران از شما خوششان بیاید یا نه. آنوقت دیگر از اساس نگران نیستی که نکند دیگرن با تهمت یا دروغ، اعتبار من را نزد سایرین از بین ببرد یا وجه ام را خراب کنند؛
  • شما کنترلی بر اینکه دیگران درباره شما چه حرفی بزنند نداری، اما کنترل کاملی بر واکنش خودت درباره آن گفته ها داری و آن واکنش ها، نتیجه نهایی را مشخص می کند نه حرفهای دیگران؛
  • کانون توجه شما، مهم ترین سرمایه شما برای خلق تجربه هایت است. شما این سرمایه را در کدام مسیر خرج می کنید؟ خلق خواسته ها؟ یا خلق ناخواسته ها؟!
  • مراقب باش اولاً آگاهانه خود را در معرض شایعات دیگران قرار ندهی؛ ثانیاً تمام تمرکز خود را صرف مسیر اهدافت کن؛
  • هرآنچه از معرض “کانون توجه” شما خارج شود، از “فرکانس های” شما خارج می شود و هر آنچه از فرکانس های شما خارج شود از “دنیای تجربی” شما خارج می شود؛
  • ویژگی شخصیتی که ساختن آن، حرف مردم را در زندگی ما کم اهمیت می کند و نتیجه ی پرورش این ویژگی شخصیتی در زندگی مان؛
  • راهکارهایی که باعث می شود به جای واکنش نشان دادن به رفتارهای دیگران، بر مسیر خواسته های خود متمرکز بمانیم و از مسیر منحرف نشویم؛

منتظر خواندن نوشته های تأثیرگذارتان هستیم.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 1
    296MB
    48 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 1
    46MB
    48 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

450 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عرفان خزائی گفته:
    مدت عضویت: 1658 روز

    به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه

    « پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام چهارده 14 »

    سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکامل‌م رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .

    با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .

    در این گام چهاردهم، که در رابطه با موضوع : ” نحوه برخورد با تهمت – قسمت 1 ” هست، بی‌صبرانه منتظر شنیدن این فایل و دریافت این آگاهی‌ها هستم، مدت‌ها بود که به این موضوع فکر میکردم اما اونقدر اطلاعات و آگاهی‌های زیادی ازش نداشتم، اما طبق الهام‌ها و شهودی که از خداوند رسیده بود بهم، این رو در کار عملی یاد گرفتم که هر کسی هر چیزی گفت فقط سکوت کنم و اصلا کاری هم نداشتم، و حتی اگر کسی هم خواست اون موضوع رو برام تعریف کنه سریع حواسم رو به جای مثبت تغییر میدم، و به طرف هم میگم لطفا نگو اصلا من نمیخوام این موضوع رو بدونم، حالا این درکی بود که تا همین لحظه داشتم، اما مطمئنم که بعد از شنیدن این فایل و دریافت آگاهی‌هاش و کار کردن و عملی کردنش در زندگیم هم اطلاعاتم بیشتر میشه و هم بهتر میتونم این موضوع رو در عمل اجرا کنم.

    نکته مهمی که همین اول برام بازم تکرار شد، این بود که، کانون توجه ما مهم‌ترین سرمایه ما برای خلق تجربه هامون هست، و ما باید در جهت خواسته‌هامون ازش استفاده کنیم، و مواظب باشیم که تمام تمرکز خودمون رو صرف مسیر اهدافمون کنیم، چون هر چیزی که از کانون توجه ما خارج بشه، در واقع از فرکانس‌های ما خارج میشه، و هر چیزی هم که از فرکانس‌های ما خارج بشه، از دنیای تجربی ما خارج میشه، و اتفاق میفته.

    ما باید بجای واکنش نشون دادن به رفتارها و حرف‌های دیگران، به مسیر خواسته‌های خودمون متمرکز بمونیم، و از مسیر منحرف نشیم.

    همه ما طبق باورهایی که توسط جامعه و خانواده بهمون داده شده این باور رو داشتیم که حرف مردم خیلی مهمه، و باید یه جوری رفتار کنیم که مردم پشت سرمون حرف نزنن و …، و هرکسی هم ممکنه تحت تاثیر این موضوع باشه، چون که این باور یه باوری از نوع ریشه داری هست، و حتی ممکنه برای بعضی افراد پاشنه آشیل هم باشه، ما باید از خودمون سوال بپرسیم که : هدفت چقدر مهمه ؟! ، و اگه هدف‌مون اونقدری برامون مهمه که حرف مردم در مقابلش کم اهمیت میشه می‌تونیم با قدرت ادامه بدیم، و از همون لحظه‌ای که شروع میکنیم به حرکت کردن باید تکلیف خودمون رو روشن کنیم که آیا برامون مهمه مردم در موردمون چه فکری میکنن یا ن!.

    اگه آدم خودش باشه، و نیازی هم به جلب توجه دیگران نداشته باشه، خیلی از کارها رو اصلا انجام نمیده.

    توی این مسیر ممکنه یه سری اتفاقات بیفته، و تهمت‌هایی هم بزنن بعضی از افراد، و البته این هم باید در نظر داشته باشیم، این ممکنه در برابر افرادی که به ما لطف و محبت میکنن، حتی ممکنه یک به میلیارد هم نباشه، اما ذهن همون یه دونه چیز منفی رو پیش میگیره و هی به اون فکر میکنه و چند هزار و یا چند میلیارد برابرش میکنه در واقع و هی میگردونه این مورد رو توی مغزمون، و این ممکنه احساس بدی هم به فرد بده.

    یکی از باورهایی که خیلی به ما کمک میکنه تا خیلی خیلی کمتر تحت تاثیر و درگیر این موضوعات بشیم، اینه که، ما خودمون خالق زندگی‌مون هستیم، ما داریم اتفاقات‌مون رو رقم می‌زنیم، اصلا مهم نیست که بقیه راجب ما چه فکری میکنن، این ما هستیم که اتفاقات خودمون رو رقم می‌زنیم، اگر به حرف بقیه توجه کنیم و این موضوع توی ذهنمون اهمیت پیدا کنه در نتیجه حرف بقیه توی زندگیمون تاثیر میزاره، نه به این دلیل که اپنها تاثیرگذار هستن، به این دلیل که ما داریم بهش توجه می‌کنیم و بهش قدرت میدیم.

    و البته که ما هر چقدر از لحاظ شخصیتی قوی‌تر بشیم، خیلی کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیریم، هر چند که ما زمانی هم که میخوایم کاری رو انجام بدیم نیاز هستش که اصلا نگران این موضوع نباشیم!.

    این موضوع هم باید در نظر داشته باشیم، که کسی هم که تهمت میزنه و غیبت میکنه آدم ضعیفی هست، آدمی هست که میخواد بی‌عرضگی و ناتوانی خودش رو از این طریق اینطوری بپوشونه، میخواد بگه که اگر من به جایی نرسیدم به این دلیل بی‌عرضگی نیست، به این دلیل هست که اونی که به یه جایی رسیده آدمی بوده که از یه راه نادرست به این موفقیت و ثروت و … رسیده، و در واقع یعنی همه اینها مکانیزم دفاعی ذهنشون هست برای اینکه بقیه رو تخریب کنن و برای اینکه احساس کنن بی‌مصرف و بی‌عرضه نیستن.

    و در واقع این نکته رو هم باید به یاد داشته باشیم، که هر وقت هر کسی داره تهمت میزنه به کسی دیگه‌ای این نشانه ضعفش هست، این نشانه خلا وجودیِ که توی ذهنش و روحش هست، و این خلا خیلی شدیدی که در درونشون هست باعث میشه که خیلی راحت پشت سر بقیه غیبت میکنن، خیلی راحت تهمت میزنن، تمسخر میکنن بقیه رو، و اگه آدم یه ذره بیشتر باهاشون آشنا بشه متوجه میشه که اونها چقدر خلا دارن و چقدر آدم‌های ضعیفی هستن، ولی اگه ما میخوایم توی زندگیمون پیشرفت کنیم باید یاد بگیریم و باید این باور رو در خودمون تقویت کنیم که ما هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم، فارغ از اینکه بقیه چه فکری راجب ما میکنن، فارغ از اینکه بقیه چه نگاهی به من دارن، و اگر یه ذره آدم بیشتر ادامه بده، متوجه میشه که تهمت‌هایی که بقیه میزنن هیچ تاثیری در زندگیمون نداره، بلکه به قول قرآن کریم به نفع‌ش هم میشه.

    و این نشون میده که یه آدمی اگر براش مهم نباشه حرف مردم و کار خودش رو انجام بده در نهایت نتیجه میگیره، حتی اون تهمت‌ها هم به نفعش میشه به قول قرآن، و همه چیز تغییر میکنه برای ما، زمانی که مهم نباشه مردم چه حرف‌هایی رو راجب ما میزنن، و این همون چیزیه که باعث میشه آدم قوی‌تر بشه، و کاری به نظر دیگران در مورد خودش نداشته باشه، و باید یاد بگیریم که مسیر خودمون رو بریم، و کاری نداشته باشیم که بقیه در موردمون چه فکری میکنن، و این باور رو در خودمون تقویت کنیم که هیچ کسی تاثیری در زندگی ما نداره مگه اینکه ما بهشون قدرت بدیم، و هیچکسی تحت هیچ شرایطی هیچ تغییری در زندگی ما نمیتونه ایجاد کنه مگه ما بهش قدرت بدیم!.

    و اگر هم کسی حرفی زد و …،نیازی به دفاع کردن نیست، حقیقت خودش روشن میشه، اگر که ما داریم توی مسیر درست حرکت می‌کنیم، به قول معروف ماه پشت ابر نمیمونه، خورشید پشت ابر نمیمونه، بالاخره خودش رو نشون میده، و در واقع حقیقت روشن میشه، ممکنه که گل آلود کنن آب رو یه سری افراد، ولی بالاخره آب آروم و روشن و شفاف میشه اگر که ما در مسیر درست قرار بگیریم.

    و یکی از اون کارهایی که در مواقع تهمت و … باید حواسمون باشه، این باور رو باید در خودمون ایجاد کنیم که ما خودمون هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم، و حتی به نفع ما هم میشه، و نیازی نیست که اصلا بخوایم بهش واکنش نشون بدیم، و حتی نیازی هم نیست که بشنویمش اون حرف رو.

    این نکته مهم روانشناسی خیلی مهمه : اگر که یه کسی به ما تهمت بزنه و ما پاسخ بدیم، و ما بخوایم که از خودمون دفاع کنیم، داریم این پیغام رو به اون فرد و به دیگرانی که ممکنه از این فرصت سواستفاده کنن داریم میدیم که ما تحت تاثیر قرار گرفتیم، و این پیغام رو ارسال می‌کنیم که اونها تونستن ما رو اذیت کنن، تونستن که دستشون رو بکنن تو مخ ما، ولی وقتی بی‌محلی کنی داریم این پیغام رو میدیم که اصلا برای من هیچ ارزشی ندارید که من بخوام حتی پاسخ بدم به حرف‌هایی که شما میزنید، اصلا برای من مهم نیستید، و اونها حتی ممکنه که چند بار امتحان کنن و ببینن آیا واقعا این جواب نمیده و وقتی که ما جواب ندیم اونها میفهمن که نتونستن دست تو مخ ما کنن، و نتونستن که ما رو اذیت کنن.

    ما هم باید یاد بگیریم که برامون مهم نباشه که بقیه راجب ما چه فکری میکنن، و حتی اگر بقیه هم راجب‌مون بد بگن باید جوری توی ذهنمون تعبیرش کنیم که به نفع من میشه، و واقعا هم همینطوره همیشه به نفع‌مون میشه، و باید یاد بگیریم که تحت تاثیر قرار نگیریم، و در این موقع باید هزاران بار به خودمون بگیم که همه چیز به نفع ماست.

    ما باید انقدر قوی بشیم که برامون مهم نباشه که بقیه چه فکری در مورد ما میکنن، برامون مهم نباشه که دیگران اصلا خوششون از ما بیاد یا ن، در واقع ما اگر قانون رو درک کرده باشیم دیگرانی وجود ندارن، ما اتفاقات رو خودمون رقم میزنیم، چون ما البته کنترلی هم نداریم بر روی دیگران که چه فکری راجب ما میکنن، اما کنترل این رو داریم که چه واکنشی نشون بدیم، میتونیم افکار خودمون رو کنترل کنیم، میتونیم بهش توجه نکنیم، میتونیم به راحتی بی‌محلش کنیم، ممکنه که اوایل به راحتی نباشه، اما اگه تمرین کنیم برامون راحت و راحت‌تر میشه، و اگر بتونیم توی این مسیر حرکت کنیم، و اگر برامون مهم نباشه که دیگران چه فکری در مورد ما میکنن، و اگر باور داشته باشیم که اتفاقات رو ما خودمون رقم می‌زنیم، فارغ از اینکه بقیه خوششون بیاد از ما یا خوششون نیاد از ما، اونوقت می‌بینیم که همه چی به نفع ما تموم میشه، حتی می‌توینم در مورد این موضوع هزاران مثال بیاریم.

    در واقع نیاز هست که ما یک‌سری اصول داشته باشیم برای خودمون، و طبق اون اصول هم حرکت می‌کنیم، چه مردم خوششون بیاد چه خوششون نیاد، و باید این باور رو هم داشته باشیم که اگر در مسیر درست حرکت کنیم بالاخره دیده میشه ویژگی‌های مثبت‌مون، و اگر هم کسی خواست نسبت به ما تهمت بزنه و غیبت کنه و …، باید سعی کنیم که بهش توجه نکنیم، حتی نباید اصلا سعی کنیم که بخوایم از خودمون دفاع کنیم، اصلا نباید بهش فکر کنیم، اصلا نباید کاری باهاش داشته باشیم، و فقط و فقط باید کار خودمون رو انجام بدیم، و اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم، و حرکت کنیم در این مسیر، و ادامه بدیم گام به گام این مسیر رو بالاخره توسط همون مردم دیده می‌شود، هر چند که آدم نباید نیازمند باشه که کارهای خوبش دیده بشه، یکی هست اون بالا داره می‌بینه، و جهان داره واکنش نشون میده به افکار ما، ولی مردم هم می‌بینن، بنابراین نگران نباشیم که دیگران در مورد ما چه فکری می‌کنن، نخوایم از خودمون دفاع کنیم.

    نکته خیلی مهم دیگه اینه که، خیلی مهمه که کانون توجه ما سراغ نکات منفی نره، این خیلی مهمه، ما باید تمرکز کنیم روی کاری که داریم انجام میدیم، تمرکز کنیم روی مسیری که داریم حرکت می‌کنیم درش.

    توی این موارد منفی اگر هم چیزی گفتن، ما باید به خودمون بگیم که ما که خودمون رو می‌شناسیم، پس دیگه نباید نگران باشیم، وقتی که ما خودمون رو می‌شناسیم که چه نوع شخصیت و ویژگی داریم، بقیه هم هر فکری میخوان بکنن، اصلا این موضوع مهم نیست، در کل باید سعی کنیم حرف مردم رو توی ذهنمون کم اهمیت جلوه بدیم، سعی کنیم که پر رنگ‌شون نکنیم، سعی کنیم نخونیمشون، سعی کنیم گوش نکنیم بهشون، سعی کنیم جواب ندیم، و این پیغام رو ناخودآگاه بهشون ندیم که شما تونستید روی ما تأثیر بزارید و شما تونستید دست کنید تو مخ ما، و بعدش هم می‌بینیم که این حرف‌ها و تهمت‌ها و … میاد و میره، خداوند هم کارها رو انجام میده، خداوند هم محافظت میکنه، حقیقت هم همیشه نشون میده خودش رو و در نهایت هم همه چیز خوب پیش میره، نمیگیم که این کار آسونی هست، اما هر بار که آدم انجامش بده آسون‌تر و آسون‌تر پیش میره براش.

    اصلا هم نباید نگران حرف دیگران باشیم، چون که ما داریم خودمون زندگی خودمون رو رقم می‌زنیم، ما خودمون داریم شرایط‌مون رو رقم می‌زنیم، که با افکارمون هم داریم این کار رو انجام میدیم، و این خیلی مهمه که به حرف‌های دیگران توجه نکنیم، و نزاریم توی ذهنمون بازی کنه این افکار، نزاریم این فکر حرکت کنه تا رشد پیدا کنه، و فقط روی خودمون کار کنیم، و به مسیر خودمون ادامه بدیم.

    من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسی‌م به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیت‌تر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .

    همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .

    با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 10 دی 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 611 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام و درود خدمت همه ی عزیزان

    وقتی قدرت رو در دست یگانه قدرت عالم ، پروردگار بزرگ بدونیم و باور داشته باشیم همه چیز در دست اونه ، عزت و اعتبار رو اون میده ، دیگه اهمیتی به حرف بقیه نمیدیم

    وقتی بدونیم همه ی ما از یک روحیم ، و هممون خوبیم دیگه حرف کسی اذیتمون نمیکنه ، وقتی یکی در موردمون چیزی میگه حالا چه رو در رو چه پشت سر ، ناراحت نمیشیم ازش و میگیم خب اونم نظرشه و اینقدر جهان رو درک کرده ، حرف اون به شحصیتی که برای خودش ساخته مربوطه وربطی به من نداره، از تحسین دیگران تشکر میکنیم و سعی میکنیم ما هم خصوصیت تحسین کردن رو در خودمون پرورش بدیم ، و از سرزنش دیگران اذیت نمیشیم و سعی میکنیم این اخلاق رو در خودمون کاهش بدیم ،

    همه ی ما از یک قدرت مطلقه افریده شدیم ، همه ی ما ذات پاک داریم و در روند زندگی یکی بیشتر و یکی کمتر به سفید نگه داشتن این درون الهی توجه کرده و اگه حرفی از درونش میاد به خاطر ذات بدش نیست ، به خاطر هزاران باور نادرستیه که درش ایجاد شده و خودشم شاید ندونه که باید روی اون باورها کار کنه تا راحت تر زندکی بکنه،

    اگه ما به خاطر کار نکردن یکی دیگه روی خودش ، به خاطر تلاش نکردن و زحمت نکشیدن یکی دیگه برای رشد شخصیش و شخصیتی که میتونست بسازه و نساخته ناراحت شیم ، این اشتباه ماست نه اشتباه اون !

    طبق قانون جهان هستی ما به هر چی توجه کنیم بیشتر و بیشتر از جنس اون در زندگی مون خلق میکنیم ، اگه در شرایطی هستیم که زیاد مورد سرزنش و انتقاد و تهمت دیگران قرار میگیریم باید نگاهی به خودمون بندازیم و ببینیم در طول روز به چیا داریم توجه میکنیم؟ باید ببینیم خودمون چقدر داریم دیگران رو قضاوت میکنیم و در موردشون صحبت میکنیم؟ این شجاعت میخواد که قبول کنیم باعث تهمت ها خودمون هستیم نه اونا !

    و اگه هم خودمون این مورد رو رعایت میکنیم و کاری به بقیه نداریم صد در صد این موارد خیلی کم برامون پیش میاد ، و وقتی هم پیش اومد باز نیاز نیست بگیم خب من که اصلا با بقیه این کارو نمیکنم چرا این حرفو زدن؟ ما میدونیم که فرکانس های ما هیچ وقت خالص نیست و اگه اتفاقی به صورت نادر میفته نیاز نیست بریم تو جزئیاتش و ببینیم چرا شده ، مهم اینکه زاویه دیدمون رو بهش درست انتخاب کنیم و بگیم خب حتما این میخواد چیزی یادم بده ، اصلا این حرف زده شده تا جهان میزان کنترل ذهن منو بسنجه و اگه خوب کنترلش کنم و واکنش نشون ندم میخواد پاداش بزرگی بهم بده ،

    هیچ ادمی و هیچ واکنشی و هیچ حرفی و هیچ چیزی از ، سمت بقیه تاثیری در زندگی ما نداره، البته زمانی تاثیر نداره که اینجوری فکر میکنیم ولی اگه برعکسش فکر کنیم و به حرف دیگران واکنش نشون بدیم و خودمون ناراحت کنیم و« نگران» بشیم که نکنه فلان حرف و فلان رفتار در زندگی و آبروی من تاثیر منفی بزاره داریم شرک میورزیم و واقعا هم اون حرفا تاثیرش رو در زندگیمون میزاره و ناراحت ترمون میکنه.

    بنابراین با این فکر که اونم ادمه ، هم جنس منه ، از یک خداییم و از یک روح ، و اگه حرفی زده به خاطر ناراحتی های درونشه و حرفش ربطی به شخصیت من نداره میتونیم خودمون رو اروم کنیم و ذهنمون رو کنترل کنیم و به نازیبایی ها توجه نکنیم و یه حرف رو ادامه ندیم ، اینجوری اون حرف و اون حرکت و هرچی که هست هم تاثیر منفی که هیچ تاثیر مثبت هم در زندگی من خواهد داشت.

    ما اگه میخواهیم اتفاقات خوب وانرژی های خوب رو وارد زندگیمون کنیم باید با این انرژی ها هم فرکانس بشیم و خودمون رو تبدیل کنیم به انرژی خوب و با این انرژی به سمت اتفاقات بریم ، تهمت انرژی خوب نداره ، اما وقتی با انرژی خوب به سمتش بریم نتیجه اش تو زندگی ما اومدن نعمت و برکت میشه ، اگه با انرژی ناجالب و مقاومت به سمتش بریم ، مثلا با عصبانیت ، با تلافی کردن با غیبت کردن با ترس و نگرانی که همشون انرژی های ناجالبی دارن ، حس سنگینی دارن ، مقاومتشون بالاست ، اونوقت نمیتونیم انرژی خوب رو وارد زندگیمون کنیم، بلکه از همون جنس انرژی که باهاش به سراغ تهمت رفتیم بیشتر و بیشتر وارد زندگی میکنیم ، اگه با انرژی عشق و بخشش به سراغ تهمتی بریم که به ما زده شده اونوقت عشق بیشتری وارد زندگیمون میکنیم ، درسته که سخته و کنترل ذهن میخواد اما با توکل به قدرت خداوند مهربان و تمرین و تمرین و خود کنترلی اروم اروم میتونیم به جایی برسیم که دیگه واکنش منفی به اتفاقات اطراف نداشته باشیم و وجودمون پر از عشق و بخشش و ارامش میشه.

    سپاسگذار خداوند مهربان که عشق را افرید و قلب و روح مارو با عشق مزین کرد و ان شاء الله کمکمون کنه از این نعمت زیبا برای ارامش خودمون و دیگران بیشتر استفاده کنیم

    ای که میپرسی نشان عشق چیست

    عشق چیزی جز ظهور مهر نیست

    عشق یعنی مشکلی آسان کنی

    دردی از در مانده ای درمان کنی

    در میان این همه غوغا و شر

    عشق یعنی کاهش رنج بشر

    عشق یعنی گل به جای خار باش

    پل به جای این همه دیوار باش

    عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر

    واگذاری آب را، بر تشنه تر

    عشق یعنی دشت گل کاری شده

    در کویری چشمه ای جاری شده

    عشق یعنی ترش را شیرین کنی

    عشق یعنی نیش را نوشین کنی

    هر کجا عشق آید و ساکن شود

    هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 797 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و دوستان سایت، خداوند این فایل آورد روی صفحه گوشیم منو هدایت کرد، خدایا شکرت بابت آگاهی های این فایل هر تهمت و غیبت و توهین و ناسزا آخرش به نفع من خواهد بود، من واکنش نشون نخواهم داد خدای بزرگ به همه چیز آگاه هست این برای من کافیه، من خالق صد درصدی زندگی خودم با باورها و افکارم هستم، من اتفاقات و شرایط دارم خلق میکنم، هیچکس قدرت تغییر و تاثیر گذاری در زندگی من ندارد خدایا شکرت که این باورها هی تکرار میکنم تا در من قوی و قوی تر شوند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 125 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    چیزهایی که من از این فایل یاد گرفتم اینه که ما نباید به حرف‌های بقیه توجه کنیم به خصوص که مورد بدش باشه یادمه حدود یه هفته پیش یه نفری به هم مزاحمت می‌کرد و همش پیام‌های ناجور می‌فرستاد و من به گفته استاد تصمیم گرفتم این چیزا رو نبینم و اصلاً نگاهشون نکردم ذهنمو پرت کردم و توجه نکردم بهش و خودش کلاً ناپدید شد بدون اینکه من بخوام بلاکش کنم به خدا و یاد حرف استاد افتادم که می‌گفت اگه به هر چیزی توجه کنی بیشتر میشه منم گفتم نباید این کارو بکنم و چون این کارو انجام دادم کلاً از بین رفت به هر چیزی توجه کنیم از اون چیز بیشتر و بیشتر میشه خدایا کمکم کن بتونم این کلمه رو درست استفاده کنم اگه یه چیزی یه حرفی ما رو ناراحت می‌کنه اونو نادیده بگیریم اگه کسی به ما تهمت می‌زنه ما توجه نکنیم زمانی که بهش توجه می‌کنیم یعنی بهش می‌فهمونیم که تو موفق شدی که تمرکز منو به هم بزنی دستتو بکنی توی مغزم و این باعث میشه حال خودمون به هم بخوره و اون آدم بیشتر و بیشتر موفق بشه تا این کارو انجام بده به گفته استاد سگ محلشون کنیم واصلا نبینیمشون و به هر چیزی توجه کنی بیشتر میشه توجهمونو بذاریم رو زیبایی‌ها رو اتفاقات خوبی که برامون میفته اون وقت همه چیز زیباتر و بهتر می‌شه خدایا تنهایم نگذار پاس از استاد عزیزم بابت این فایل بی‌نهایت عالی به امید موفقیت همه عزیزان در پناه خدا باشید

    خدایا شکرت که تو رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 3187 روز

    سلام اوری بادی

    امروز که خواستم این فایل رو شروع کنم با خودم گفتم بهتره این دو تا فایل رو بگذارم برای بعد و الان گام شانزده رو شروع کنم چون عنوانش تهمت بود و من الان در شرایطی هستم که بشدت می‌خوام به نقطه ای برسم که عشق و علاقه رو واردش بشم.

    الان که این کامنت رو دارم می‌نویسم در این تاریخ شب قبل تمرین جلسه هشتم از پروژه تغییر را در آغوش بگیر رو انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که باید آگهی بازرگانی رو شروع کنم انجام دادن باز و ترس از حرف مردم رو تو وجودم به این واسطه کمترش کنم تا بتونم حرکتهای قویتر و اقدامات بیشتری در مسیر پیش روم بزنم.

    ولی حسم گفت ببین ما هدایتت کردیم گوش بده ببین چی میگم و من گفتم راست میگه من هدایت میشم درخواست‌های من جواب داده میشه یه چیزی تو این فایلها هست که چراغ راهه باید از نور این چراغم استفاده کنم قراره من چیز یا چیزهایی رو بشنوم که لازمه یاد آوری بشه بهم دوباره و الان که به دقیقه 5 فایل رسیدم میفهمم چقدر نیاز داشتم به یاد آوری این آگاهی ها.

    میدونید من دیشب به این فکر کردم که استادم موقع شروع کارشون مسلما توسط خانواده و دوستان چک می‌شدند و کلی مسخرش می‌کردند تهمت بهش می‌زدند از لحاظ روحی تخریبش می‌کردند اما استاد کارش رو ادامه داد و الان استاد دارند می‌گند تو این فایل که به خودم گفتم چقدر هدف برات مهمه؟ و اگر اونقدر مهمه که حرف مردم در مقابلش کم اهمیت میشه میتونی با قدرت ادامه بدی.اینجاست که میفهمم وقتی خدا هدایتم می‌کنه به مسیری و میگه میخوای به این نقطه برسی راهش اینه من باید کل راهو برم چیزی رو نخوام فاکتور بگیرم اون با شناختی که از من داره می‌دونه نیاز من چیه می‌دونه من رو باید چطور آماده کنه برای رسیدن به اون خواسته می‌دونه کجاها ضعف دارم و چطور باید اونها رو بمن بگه تا ظرف من آماده بشه من فقط باید بگم چشم و حرکت کنم این همون نقطه تسلیمه دیگه خدا رو شکر اینقدر از لحاظ شخصیتی قوی شدم که خیلی زودتر از قبل تسلیم میشم و بهش گوش میدم منطق خودم رو دیگه نمیارم وسط وای خدایا شکرت آره راحت میگم چشم منطق خودم خاموشه.

    تو این زمینه حرف مردم من دقت کردم اون جاهایی که به آزادی های من مربوطه به هیچ عنوان نگران حرف مردم نیستم و طبق اون چیزی که دوست دارم و فکر میکنم درسته رفتار میکنم اصلا برام مهم نیست کی چی میگه یا چقدر مخالفه از بچگی اینجوری بودم اما در سایر موارد مثل درآمدم میزان فروشم اینا رو قشنگ میبینم که برام مهمه مردم(همکاران)فکر نکنند من نمی‌فروشم حتما خنگم یا ناتوانم یا بی عرضم یا جنسم خوب نیست.باز نگران میشم نکنه بگن من گرون فروشم خیلی دنبال این تایید گرفتنه هستم که بر میگرده به احساس بی ارزشی من اگر بفروشم احساس ارزشمندی میکنم اگر نفروشم احساس بی ارزشی میکنم و سرم میوفته زیر تمام احساس ارزشمندی من به میزان فروشم گره خورده.

    انصافا تا حالا تهمت خاصی بمن زده نشده که بتونم بگم چه واکنشی نشون دادم اما از وقتی با استاد آشنا شدم حساس شدم نسبت به افراد معروف و مشهور و دقت میکنم وقتی زیر بار فشار تهمتها یا قضاوت‌ها قرار می‌گیرند چیکار میکنند که منم درس بگیرم و همون قدر شخصیتم قوی بشه ضد ضربه بشه خداییش دوست دارم اینقدر قوی بشم که نتونه کسی دست تو مخم کنه این خیلی برام مهمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فاطمه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    روز بیست و یکم

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام

    راستش امروز و البته این چند روز یک صدایی در ذهنم نجوا می کرد. نجوایی شرک آلود. نجوایی که می گفت ممکن است کسانی بتوانند برای من دردسر ایجاد کنند.

    یا بخواهند با نیت بد برایم حرف و حدیث بسازند یا تهمت بزنند.

    خدایا شکرت که به من یاداوری کردی اینها شرک است. ولی متاسفانه شیارهایی در ذهنمان از گذشته شکل گرفته است که هنوز نتوانسته ام آنقدر روی خودم کار کنم که شیارهای جدیدی برای افکار و باورهای مثبت و توحیدی ایجاد شده باشد.

    اما باز هم خدا رو شکر که سریع ذهنم آلارم داد. گاهی زیاد از خودم توقع دارم می گویم اصلا چرا باید این فکر شرک آلود به ذهنم می رسید.

    اما ذهن است دیگر و من که یک عمر اینطور زندگی کرده ام. اما خدا به ما آگاه است خوب می داند که ما چگونه می اندیشیم. نمی توانم از او پنهان کنم افکار و نجواهای شیطانی ذهنم را.

    او هم غفور است و بزرگوار و حلیم و می داند این بنده خطاکاری که سالها با افکار شرک الود زیسته است نمی تواند ذهنش را مانند لوح پاک و سفیدی گرداند.

    او غفور است و می آمرزد زمانی که طلب مغفرت از او دارم.

    چقدر این خدا زیباست. خدایی مهربان و بخشنده و غفور . خدایی که به احوال بندگانش آگاه است.

    خدایی که مثل یک ناظم سختگیر نایستاده تا با کوچکترین خطایی چوب تنبیه اش را بر ما فرود آورد.

    این خدا می داند که تلاش دارم باورهای شرک الود را از خودم دور کنم و او خودش مرا یاری می دهد.

    خدایی که اگاه است تلاش دارم مومنتوم مثبت را حفظ کنم. قلبم را آرام می کند و می گوید می دانم که یک لحظه شرک ورزیدی اما تو را می بخشم چون آگاهانه به سمت من آمدی .

    چقدر این خدایی که به تازگی در این چند سال اندک شناخته ام زیبا و بزرگ و مهربان و بخشنده است. چقدر راحتم با او

    چقدر دوست و رفیق من است.

    چقدر خیالم راحت است.

    چقدر …

    خدایا سپاسگزارم فقط همین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سیدعلی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 429 روز

    بنام خداوند ربی که قبل از من بعد از من تمام امکانات دنیا و آخرت را خلق کرده است در راستای خوشبختی و سعادتمندی بشر در اختیارش گذاشته و صد البته حق انتخاب داده است…

    درود فراوان دوستان عزیز استاد عباس منش و خانم شایسته

    من به خودم آفرین میگم و افتخار میکنم که توانایی در مواردی داشتم و در این فایل گفته شده بود همچنین در کامنتهای دوستان

    در اکتر شرایط متوجه و آگاه هستم که فقط میتونم روی خودم کار کنم تا معنی و مفهوم باورهای درست، سازنده و در مسیر تکاملی برام ایجاد بشه تا حقیقت حال خوب اتفاقات خوب رو خلق کنم و دریافت کنم خیلی خیلی هم قوی‌تر شدم در لحظه و آن واحد این کارها روش ها رو حداقل 70 درصد درست انجام میدم به لطف پرودگار بقیشم رها میکنم خدا انجام میده و بارها دیدم چقدر خوشگل تر نازتر از اونچیزی که میخواستم انجام داده ایمانم رو قوی‌تر کرده دلگرم و خوشحال شدم جالبه همین هارو خاطره شیرین تو ذهنم می‌سازم و هر زمانی که بخوام ازشون یاد میکنم بابتشون خداروشکر میکنم حس و حال سپاسگزاری میتونم داشته باشم مینویسم آنقدر که قدرتش رو دقیقتر متوجه میشم انگیزه شور و شوق میشه که به خودم صدها بار عنوان میکنم در طی روز علی ببین اینجا تونستی اینجا شد ازش رد شدی بعدش شادی رو حس کردی آرامش خاطر برات داشت خوشحال بودی کیف کردی مسئله بعدی رو بهتر انجام دادی راحت و با اعتماد به نفس بالاتر چون کار درست بود نیتت پاک بود هر جا هم نیاز بود اصلاحش کردی ایده تازه اجر کردی و و و و….

    خیلی خوشحال و شکرگزارم هدایت شدم به این فایل تا دوباره ثابت بشه که همچنان خداوند ربم میتونه و داره انجام میده از خودش مستقیم بخواه با خوشحالی بخواه با خیالی راحت بخواه بعدش رها کن…

    دوستتون دارم خودم رو بیشتر و بهتر و برای همتون آرزوی بهترین ها رو دارم شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1133 روز

    به نام خدای مهربانم خدای رزاق ووهابم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    چند ساله پیش که با اقوام رفت و آمد داشتیم

    پشت سر من و دخترام حرف زیاد میگفتن

    وقتی می‌شنیدم اذیت میشدم اما هیچ موقع

    نرفتم و باهاشون رو در رو صحبت کنم و بگم حق با منه وووو

    تنها کاری که میکردم بی اعتنایی بود بچه ها میگفتن چرا نمیری بهشون بگی منم جواب میدادم اگر برم حرفی بزنم مثل اونا میشم تنها راهش بی اعتناییست و الان که آگاه به قوانین شدم متوجه شدم نا خود آگاه اعراض میکردم و چقدر عالیه

    از اون چیزی که دوست نداشتم اعراض میکردم

    اما از زمانی تغییر دادم خودمو دیگه از همچین افراد دور شدم و کس دیگه به من و دخترام حرفی یا تهمتی نزدن و چقدر این قانون و اجرا کردنش زیباست و بجای اون افراد بیهوده انسان‌هایی مهربان و ثروتمند و آگاه جایگزین شدن

    و خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر می‌گویم سپاسگزارتم

    در پناه‌ خداوند مهربانم باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: