مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 2 - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 2
    413MB
    60 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | نحوه برخورد با تهمت - قسمت 2
    58MB
    60 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

415 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3899 روز

    سلام و صد سلام بر استاد عزیز و دوست داشتنی……

    سلام بر مریم جان جانان…..

    سلام بر تمام دوستان هم دوره ای بزرگوار …

    استاد عزیز به لطف پروردگار استارت ادامه این دوره که تعهد داده بودم به ادامه مستمر این دوره، اما به خاطر تضاد مرگ عزیزم، دو هفته نتونستم کامنتی بنویسم و الان خدا سعادت رو نصیبم که شیما بانو ادامه بده ….ادامه بده که لذت از زندگی، ارامش در زندگی …. همین جا است و بس ….

    من که این تضاد سنگین (غم از دست دادن پدر عزیزتر از جانم) و بعد رسیدن به ارامش بیشتر رو دیدم…. فهمیدم که شیما بانو این ها همه نتیجه کار کردن رو خودت است.. تویی که گاهی میگفتی من که به نتیجه مدنظرم نرسیده ام …. اما نتیجه از این بالاتر که تسلیم بودن در پیشگاه پروردگار را در درون خودت حس کنی و فقط بگی خداوندا، پروردگارا‌… شمر به درگاهت …و الخیر فی ما وقع را بیشتر و بیشتر درک کنی و کلی مدارت بالاتر و بالاتر رود ….. حتی با تضاد مرگ عزیز….

    خدا را سپاس

    و حالا اگاهی های ناب این فایل گرانبها….

    اگر کسب به شما تهمت زد، با توجه کردن به اون حرف ها فقط داری به اون فرد قدرت میدی و اون رو خوشحال تر میکنی که تونسته با این حرف هاش، تو رو بهم بریزه و اگر به خدا ایمان داشته باشی ….. اون رو فقط به خود خودش واگزار میکنی و میخندی به حرف هاش و ازش میگذری….. و به فکر این نیستی که بهش اثبات کنی …. پس بهش قدرت نده و به زیبایی ها توجه کن که زندگی ات پر بشه از زیبایی و بس…

    و با توجه کردن، در واقع داری اون مدل رفتارها را در زندگی ات بیشتر ایجاد میکنی …..

    و در اخر اینکه اگر تهمت در مورد کسی و یا حتی حرف درست در مورد عمل بد کسی را میشنوی …اصلا اون ادم رو زود قضاوت نکن… چون معلوم نیست که اون ادم در چه شرایطی اون کار را کرده و اگر تو هم تو اون شرایط بودی، اون کار را میکردی یا نه …. حالا با رها کردن اون صحبت ها، خودت هم رها و آسوده می شوی ، در اغوش خدا جون….

    چی بهتر از آغوش خدا

    چند نکته مهم:

    «« اینکه خودت که اصلا اهل تهمت، غیبت، قضاوت نباش و متهد باش به عدم این رفتارها

    اینکه برای ارتباط های خودت، مرز و حد قرار بده و «« اصلا حاضر نشو با افرادی که این رفتارها را زیاد دارند، ارتباط داشته باشی ….

    «« اگر هدف در زندگی ات داشته باشی، اصلا وقت این اعمال بد و یا گوش دادن به این رفتارهای بد را نداری ….

    «« تجسس در زندگی دیگران که خیلی هم بد است، غیبت به همراه خود دارد و خود غیبت هم که در قران زشتی ان خیلی ذکر شده، کلا باید ازش دوری کرد ….

    «« و خداوند آمرزنده و مهربان است …

    «« اگر ما در مسیر درست زندگی باشیم، فارق از اعمال و رفتار دیگران، میتوانیم موفق باشیم…..»»

    در پناه حق تعالی

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    نحوه‌ برخورد با تهمت قسمت 2

    به گذشته وروند تکاملی ام که نگاه می‌کنم بوضوح میبینم که از زمانی که آگاهانه با نوشتن فایلها وگوش کردن وعمل کردن به آن‌چه در لحظه دریافت کردم وبهش توجه دارم،چقدر آرامشم وانرژی ام بیشتر شده وچقدر از حاشیه هایی که دوستان بعنوان دورهمی ممکنه با صحبت هاشون باورهای محدودکننده ام رو تشدید کنند،خیلی راحت‌تر از قبل فاصله میگیرم وبا سکوتم مشغول نوشتن با گوش کردن فایل مربوطه هستم وروند رشد شخصیتم رو با پذیرش بهتر از قبل مشاهده میکنم وشکر گزار هستم

    وقتی معجزات ارتباطی وهدیه ها وکاهش هزینه ها وکاهش گلایه ها رو با تمرکزم روی نعمتهای روزانه ام بهتر از قبل میبینم،سلامتی وانرژی وتمرکز بالاتری با دور شدن از حاشیه ها رو تجربه میکنم

    تجربه سیکل معیوبی که چند سال قبل خودم با توجه وتمرکز روش خلقش کرده بودم ،با گوش کردن مداوم فایلها ونوشتن وسکوت آگاهانه ام به تدریج به سمت زیبایی های بیشتر در زندگی ام هدایت شدم ومتعهدانه ادامه میدم

    اینکه در آیه 12 سوره نور،خداوند میگه:چرا هنگامی که آن تهمت راشنیدند، مردان وزنان مؤمن نسبت به خودشان گمان نیک نبردند ونگفتند که این تهمتی آشکار هست

    من رو به فکر فرو برد،،،که چقدر خودم با تمرکزم روی اون چالش انرژی ام رو هدر دادم ومتوجه کانون توجه ام نبودم،،،وواقعا این اصل قانون هست ،که زمانی که متعهدانه ذهنم رو بهتر از قبل کنترل کردم،براحتی شرایط تغییر کرد وانرژی من برای حرکت کردن به سمت اهدافم دو چندان شد وخیلی از افراد به راحتی از زندگی ام حذف شدند،،وشکر گزار خداوند وحضور استاد عزیز هستم که با درک بهتر قرآن، چقدر رضایتم از زندگی ومسیری که رو به جلو با شناخت بیشتر خودم ادامه میدم،بیشتر وبهتر از قبل شده

    اینکه نذاریم تحت تاثیر قرار بگیریم،نذاریم شخصیتمون متزلزل بشه،وبه خودمون شک نکنیم که نکنه ایرادی داریم،،،با تمرکزمون رو کنترل ذهنمون در هر لحظه وپذیرش اتفاقات وشرایط توسط خودمون،کمک میکنه کانون توجهمون رو روی نعمتها وخلق آرامش بیشتر با دیدن مسیر رو به جلو بهتر از قبل باشه و روی اهدافمون متمرکز باشیم

    توجه وتمرکز روی آیه 15 سوره نور

    در خصوص اشاعه تهمتی که علم به اون نداریم وفکر میکنیم کار کوچکی هست،در حالیکه نزد خداوند بزرگه،،،،،همون غیبتهایی که در جمع های دوستانه میشه،،که قبلا علی رغم اینکه خودم غیبتی نمیکردم،ولی ممکن بود در شرایطی بشنوم واحساس نارضایتی ونجواهای ذهنی بدنبال اون انرژی زیادی ازم میگرفت،که خدا رو شکر الان راحت تر از قبل صحبت رو عوض میکنم واگر ادامه پیدا کنه براحتی جلسه رو ترک میکنم وخیلی پیامدهای مثبتی بدنبال اون دریافت کردم وبهتر به کارهای روزانه ام رسیدم

    توجه به این نکته که حتی اگر خبر منفی در مورد فردی شنیدیم،،قبل از قضاوت کردن حتی در ذهنمون،از خودمون بپرسیم آیا ما خودمون تا حالا اشتباهی نکردیم که این فرد رو قضاوت می‌کنیم، ،،خیلی بهمون کمک میکنه با پذیرش افراد از حاشیه ها دور باشیم،،،وبپذیریم همه ما هر لحظه داریم تغییر می‌کنیم ورشد می‌کنیم وخودمون رو تجربه می‌کنیم، ،پس بهتر بجای تمرکز روی بقیه روی خودمون ورفتار وگفتاری که در لحظه داریم آگاهانه توجه کنیم ودنبال راهکارهای بهتری برای آرامش خودمون وتجربه خواسته هامون باشیم

    آگاهانه حواسمون باشه در مورد چی صحبت میکنیم وکانون توجهمون روی چی هست که داریم تجربه اش می‌کنیم واحساس نارضایتی داریم ویا بالعکس احساس خوب نسبت به اون داریم

    آیه 12 سوره حجرات

    بهمون یادآوری میکنه که از گمان وظن نسبت به بقیه پرهیز کنیم که بخشی از اون گناهه، ،،چون ما علمی به اون ظن وگمان نداریم

    ظن وگمان باعث نجوای ذهنی وتجسس تو زندگی بقیه وبدنبال اون غیبت کردن میشه،،،وچون ذهن نمیتونه بیکار باشه،،پس بهتره با تمرکز کردن روی خودمون واهدافی که داریم ،فرصتی به ذهن برای گسترش نجواها وهدر دادن انرژی مون ندیم، وبا یادآوری نتایج واتفاقات زیبایی که آگاهانه طی روز خلقش می‌کنیم، ،تمرکزمون روی خودمون وسیر پیشرفت مون باشه

    یادآوری اینکه وقتی کسی در مورد دیگران میخاد خبری بهمون بده،،مصمم بهش بگیم که نمیخام بشنوم وبهتره وقتی طرف حضور داره بگی،،،با تمرین کردن هردفعه بهتر از قبل از هدر دادن وقتمون توسط بقیه وذهن خودمون،جلوگیری می‌کنیم وبا تغییر شخصیتمون تجربه های زیباتری هر روز بهتر از قبل تجربه میکنیم

    وقتی آگاهانه از شنیدن خبرهای منفی در مورد افراد جلوگیری کنیم،،،ذهنیتمون وپیش فرضهای ذهنیمون در مورد اون افراد بد نمیشه وارتباطات بهتری با وجه خوب اون افراد برقرار میکنیم واز حاشیه ها دور میشیم ومسیرمون هموارتر به سمت آرامش بیشتر پیش میره

    وقتی هر لحظه به خودمون یادآوری کنیم که در هر شرایطی الهاماتی که دریافت میکنیم متفاوت از قبل هست، بهتر مسیر تکاملی مون وتغییرات اطرافمون، چه افراد،چه موقعیت ها،چه اهدافی که دنبال می‌کنیم رو می‌پذیریم

    وبرای حرکت نکردن واقدام نکردن،کمتر خودمون رو توجیه میکنیم وبه حاشیه ها توجهی نداریم

    وروی اصل قانون وتغییر شخصیت خودمون توجه داریم

    وقتی عملگرا هستیم،کمتر وقت خودمون وبقیه رو هدر میدیم وبرای این فرصتی که خداوند بهمون داده بیشتر ارزش قائل هستیم

    سلامت وشادوسربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2531 روز

    به نام خدا

    گام 15

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیزم و دوستان مهاجر به مدار بالاتر ، واقعاً درسته منم این تجربه رو داشتم که پیش من از یک خانمی غیبت شده بود که با مردهای زندار هم ارتباط برقرار می‌کنه و چون ذهنیت من نسبت به اون خانم منفی شده بود دقیقاً یه روز که ما و خواهرام و دامادامون نشسته بودیم این خانم توی جمع و مقابل من دقیقاً اومد کنار همسرم نشست و من حس بدی رو گرفتم ، خب این بخاطر نگرش منفی من نسبت به اون خانم بود که این رفتار ایشونو من برانگیخته کردم .

    من هم مثل استاد آدمی هستم که کیفیت آدمهایی که باهاشون ارتباط دارم برام خیلی مهمتر از کمیت شونه و به همین دلیل زیاد دنبال این نیستم که دوستان زیادی داشته باشم دوست خیلی صمیمی ندارم ولی همیشه دلم برای بچه های این سایت تنگ میشه با اینکه تابحال ندیدمشون ولی هر روز و هر شب کامنت هاشونو میخونم و مطمئنم که یه روز از نزدیک همدیگه رو می‌بینیم .

    من با دوره قانون سلامتی 18 کیلو وزن کم کردم و همه‌ی فامیل و آشنایان پشت سر من و همسرم گفته بودن که این زن و شوهر معتاد شدن و چون ما به خودمون مطمئن بودیم و به خودمون شک نداشتیم پیگیرش نشدیم که بهشون اثبات کنیم که نه ما معتاد به مصرف مواد نشدیم .

    من چند ماهه که شروع کردم که به طور جدی روی خودم کار کنم و واقعاً وقت کم میارم طوریکه وقت نمیکنم به مامانم و خواهرام زنگ بزنم و هر روز هم از خدا می‌خوام که به زمانم برکت بده تا بتونم بیشتر روی خودم کار کنم .

    خیلی سپاسگزارم از استاد عزیزم که این دو تا فایل نحوه برخورد با تهمت رو برامون جدید ضبط کردند و باید بارها و بارها این دو تا فایل رو گوش کنم تا این باورها در من نهادینه بشه از دوره احساس لیاقت من تمام سعیمو می‌کردم که در جایی که غیبت و بدگویی و تهمت میشه نباشم و اگر هم پیش می اومد که من می‌شنیدم واقعاً حالم بد میشد به طرف نمیگفتم ولی سعی میکردم که اونجا رو ترک کنم ولی از این به بعد یک تعهد جدی و صد در صد به خودم میدم که حتی در جمع خواهرام و مامانم و خانواده ی همسرم به هیچ عنوان در غیبت و بدگویی افراد نباشم که یا بهشون تذکر میدم یا هم که محل رو ترک میکنم .

    خدایا کمکم کن تا در این مسیر زیبا ثابت قدم باشم و ادامه بدم تا بهترین نتایج رو بگیرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    شکوفه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1078 روز

    بنام خداوندی که هرلحظه هدایتم می‌کنه و قانون رو بهم یادآوری می‌کنه

    سپاس گزارم از استاد عزیز که این آگاهی های ناب رو با ما در اشتراک میزارید‌

    وقتی لبتاپ رو باز کردم که فایل گام 15 ام رو بیینم همونجا گفتم خدایا هزاران بار شکرت که من لایق و آماده دریافت این آگاهی ها هستم

    خدایا شکرت بابت گوش سالم و توانمندی که بهم بخشیدی که این صحبت ها و آگاهی هارو بشنوم و یاد بگیرم که زندگی ای پر از آرامش رو با وجود تو داشته باشم

    هزاران هزار بار شکرت

    بابت همین نتی که هست، گوشی و لبتابی که هست

    صندلی ای که هست که بشینم و آماده بشم برای دریافت این آگاهی ها

    اتاقی که هست

    آرامش و سکوتی که هست تو خونه و چند برابر در اتاقم که با آرامش تمام بیینم و رها باشم

    استاد حرف عالی زدید که رها باشید به خواستتون‌ نچسبید، زندگی کنید ،وقتی تو مدار خواستتون قدم برمی‌دارید بهش میرسید

    از زندگی لذت ببرید

    جاری باشید

    خدارو شکر که باز من رو امتحان کرد و قانون رو بهم یادآوری کرد

    نمی‌دونم این رو تو کامنتای قبلیم گفتم یا نه ،

    من ایمان صد در صد دارم وقتی آگاهی‌ای رو از فایل های استاد دریافت می‌کنم میدونم و بهم ثابت شده که خداوند من رو مطابق با همون آگاهی ها امتحانم می‌کنه تا ببینه چند مرده حَلاجم

    و خدارو شکر از قسمتی از امتحانات سربلند اومدم بیرون و جاهایی هم نه( اگر هم خوب نتونستم به آگاهی ها عمل کنم خدارو شکر خداوند من رو هدایت کرده و یادآوری کرده قانون رو در همون لحظات)

    خلاصه دیروز قسمت اول نحوه برخورد با تهمت رو دیدم

    و بسیار لذت بردم

    اما من دیدم رو فقط تو محدوده خودم نگه داشته بودم

    و می‌گفتم که اوکی اگر چنین اتفاقای برام یک روزی پیش اومد اینطور رفتار کن و اعجاز کن و تمرکز نزار روشون و واکنش نده

    چون اگه واکنش بدی یعنی تو این پیغام رو فرستادی که اونا تونستن درست ببرن تو مغزت‌

    و من اصلا به این فکر نکردم که این قضیه نسبت به من هم هست که نباید کار ناشایسته بکنم

    و حس می‌کنم اینکه سرمون تو زندگی دیگران نباشه، غیبت نکنم، به تهمت ها ادامه ندیم و زنجیره رو قطع کنیم و تهمت نزنیم

    برای من اینجوری واضح شد که مثل قانون ما رو زندگی کسی تاثیر نداریم و دیگران هم در زندگی ما هستش

    توی هر جفت این قانون ها این یادآوری میشه که هر کسی زندگی خودش، انتخاب خودش و … داره

    و اگر صحبت ناپسندی شنیدیم، مثل همین غیبت ، تهمت، چیزهایی رو شنیدیم که باعقاید ما با انتخاب ما سازگار نیست فقط اعجاز کنیم و بی توجه باشیم و وقتی توجه نکنیم رقته رفته از اون مدار نادرست خارج میشیم

    به قول استاد: آقا جان تو ‌وقتی هدف داری و برنامه ریختی براش اصلا وقت نداری به این چرت و پرتا توجه کنی

    تو فضای مجازی بگردی ببینی کی چیکار کرد

    کی چی گفت؟ و …

    و بخوای تهمت هارو که درصد بالاییشون‌ دروغه رو ادامه بدی و گناهکار به حساب بیای

    خلاصه من چند وقتی هست که کنترل می‌کنم ذهنم رو دهانم رو وقتی کسی صحبتی، عقیده ای و … که از دید من نیست و من بخوام بیام بگم که نه اینجوری، نه عباسمنش اینجوری میگه ، نه فلان

    بسیار بسیار تلاش کردم جلو دهنمو بگیرم و بگم تو ذهنم، نه اون انتخابی داره ، اگه تو خوشت نمیاد اعجاز کن

    حتی نسبت به نزدیکانم

    بسیار دارم رو این قضیه رو خودم کار می‌کنم و جاهایی هم بوده که وا دادم

    اما خداروشکر خواهرم بسیار بهتر از من عمل کرده

    و خدارو همیشه شاکرم که خواهری دارم که خیلی خوب در قسمتی عالی رو خودش کار کرده و بهم خداوند از طریق ایشون قانون رو و نتایج رو یادآوری می‌کنه

    خدایا من عاشفتم

    خلاصه امروز دانشگاه بودم یکی از دوستام نیومده بود و اینا

    با اون یکی دوستم پشت تلفن داشتیم باهاش صحبت می‌کردیم و گویا این دوستم یه خواستگاری داره و اصرار دارن که این دو نفر باهم آشنا بشن و یک روز هم سر قرار آشنایی رفته بودن

    خلاصه قضیه رو باز نمی‌کنم،

    خلاصه بدون اینکه من شناختی از اون آقا داشته باشم و طبق شنیده هام شروع کردم به چیزهایی گفتن به دوستم که نه چرا می‌خوای ازدواج کنی و فلان و اینا

    نه به زندگیت بچسب

    شدم کاسه داغ تر از آش

    و اینکه هم اون آقا رو بدون اینکه شناختی داشته باشم قضاوت کردم

    و خداوند رحیم رو هزاران بار شکر کزدم که من رو در زمان درست به این فایل هدایت کرد تا بهم یادآوری کنه که قانون رو به درستی یادنگرفتم و یه دونه زد رو شونم‌ تا از خواب غفلت بیدار بشم که

    توهم می‌تونی یک فرد رو قضاوت کنی و …

    پس حواستو جمع کن

    هرکسی زندگی خودشو داره

    انتخاب خودشو داره

    ما اشرف مخلوقاتیم قدرت انتخاب داریم

    زندگی هیچکس به من ربطی نداره و زندگی من هم به هیچکس

    خدارو هزاران هزار بار شاکرم که من رو با زدن به شونم بیدارم ‌میکنه و روشنم میکنه و از خواب بیدارم می‌کنه

    نمیزاره موقعی بیدار بشم که کلی چک و لقد‌ ها خورده‌امو‌ یه استخر آب یخ ریخته روم و بعد بیدارشدم

    خدایا ازت ‌میخوام هر لحظه من رو هدایت کنی و بهم قانون رو یادآوری کنی

    خدایا می‌خوام که انقدر ظرفم بزرگ تر بشه که خیلی خیلی واضح تر صداتو بشنوم و چک و لقد هارو نخورم و فقط با یه زدن رو شونم‌ برگردم تو مسیر

    هزاران هزاریار شکرت من عاشقتم

    سپاس گزارم از شما استاد عزیز بایت این دو جلسه عالی بخصوص بخش قرآنیش‌ که بسیار لذت میبرم و وقتی با قرآن قانون رو می‌گید حالم خیلی خیلی بهتر از قبل میشم

    و سپاس گزارم از مریم جون بابت اینکه انقدر عالی خداوند هدایتشون کرد و هر قسمت رو به درستی آپلود کردند و این آگاهی هارو در اختیار ما گذاشتند و یادآوری کردن که برای هم مدار بودن با مدار خداوند باید متداوم‌ روی خودمون کار کنیم

    عاشقتونم

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    لیلی سعادت گفته:
    مدت عضویت: 1214 روز

    به نام خداوند هدایتگرمون

    سلام استاد عزیزم

    استاد واقعا جنس فایل های جدیدتون متفاوته به قول سعیده جان که تو کامنتشون گفتن استاد واقعا مشخصه تو یک مدار دیگه داری سیر میکنی از اگاهی های سنگینی که توی فایل های جدیدت هست مشخصه هنوز اونقدری تکاملمو طی نکردم که بفهمم واقعا نکته نکته این حرف هارو

    یک چیز جالبی که تو فایل های جدید هست من دقت کردم موضوع فایل یک چیز دیگس و وقتی استاد شروع میکنه به صحبت کردن راجب اون بحث کلی نکته راجب موضوعات دیگه مطرح میشه از طولانی بودن فایل های جدید هم مشخصه مثلا نمونش این فایل راجب تهمت هستش اما استاد خیلی شیک از تهمت به چه موضوعی رسوندیش بخدا کفم برید

    از قدیم گفتن تهمت نزنید دروغ نگید پشت کسی حرف نزنید غیبت نکنید شاید اون اوایل بخاطر ترس از دین و خدا که اون دنیا تو جهنم نسوزیم این کارو نمیکردم اما بعد که فهمیدم مفاهیم جهنم اینا چرته و خدای واقعی اصلا اون خدایی نیست که از بچگی کردن تو مغزمون دیگه این مفاهیمم جدی نمیگرفتم البته درونن میدونستم کار درستی نیست ولی خب طبق عادت جامعه فامیل دوست اشنا دوره هم جمع شدنی شروع میکردیم صحبت راجب بقیه کی چی کرد کی چی نکرد واقعا به گذشته که نگاه میکنم 80 درصد بحثامون تو دوستامون خانوادمون همش صحبت راجب بقیه بوده شاید 20 درصدش راجب موفقیت پول دراوردن و رشد بوده

    حالا من میدونم این کار بده تهمت غیبت اما چرا انجامش میدم عادت اما استاد امروز خیلی قشنگ با دلیل توضیح دادد

    بابا جان وقتی میشینی راجب نکات منفی یک ادم صحبت میکنی اون ویژگی شو بیشتر بیشتر دریافت میکنی

    وقتی ذهنیتت منفی میشه راجب یک شخص معلومه رفتار مناسبی ام ازش نمیبنی چون ناخوداگاه دیدت منفیه

    در واقع برمیگردیم به اون بحث که ادم فقط خودش که به خودش ستم میکنه کسی توی زندگیش تاثیری نداره

    قضاوت نکردن اینم از بچگی بارها شنیدیم ادم هارو قضاوت نکنید ما جای اونا نیستیم ولی وقتی استاد انقدر قشنگ با دلیل توضیح میده ادم بعدااز شنیدنش مصمم میشه برای اجراش قبلا که میگفتن قضاوت نکنید بازم این کارو میکردیم چون فک نمیکردیم تاثیر خاصی داشته باشه

    یادمه همیشه مامانم میگفت ببین فلانی چ سیاست داره تو روی ادم ها خوبه میگه میخنده پشتشون حرف میزنه ولی من هیچ وقت دوست نداشتم اونطوری باشم خب چ دلیلی داره با یکی حال نمیکنم قطع ارتباط میکنم ولی بهمون یاد داده بودن حتی اگه حال نکردی تو روش خوب باش بزار ادم ها دوست داشته باشند ای دل غافل که همه اینا چرت پرت فرکانس هاست داره کارو پیش میبره نیاز نیست بری چاپلوسی کنی که ادم ها دوست داشته باشند کاری که همیشه ازش متنفر بودم ترجیح میدادم ادما ازم بدشون بیاد ولی چاپلوسی نکنم نیازی به این قضیه نیست تو ذهنت نکات مثبت ادم هارو مرور کن با بقیه راجب نکات مثبتشون حرف بزن اون ادم خود به خود بهترین رفتارو نشون تو میده چی از این قشنگ تر اسون تر

    پس وقتی میشینم غیبت میکنم تهمت میزنم دارم به خودم اسیب میزنم

    نمیدونم ما چرا عادت نداریم چرا کسی یادمون نداد بشینیم راجب نکات مثبت ادم ها حرف بزنیم

    الان این یک اگاهی جدید که دریافت کردم اما ی شبه شخصیت من عوض نمیشه که باید انقدر تکرارش کنم تمرینش کنم که نهادینه شه

    تجسس تو زندگی کسی نکنم بمن چه که کی کجاست و چی میکنه و حتی سلبریتی ها نمیدونم چرا همیشه از بچگی علاقه داشتم تجسس کنم زندگی این بازیگرا و خواننده های هالیودی و بعد ساعت ها تعریف میکردم واسه بقیه فلان ادم معروف امروز خیانتت کرد ال شد بل شد واقعا نمیدونم چه لذتی برام داشت

    راجب کسی حرف نزنم ببین واقعا انگار دست خودمون نیست رفته تو وجوده همممون تا میرم پیش یکی از دوستام شروع میکنیم به حرف زدن راجب دوستای مشترکمون

    نباید دگ حرف بزنم اگرم زدم فقط نکات مثبتشون و موفقیت هاشون بگم اونم تحسینشون کنم نه حسادت

    این تغییرات باید شروع کنم نهادیینه کنم قطعا یک شبه نمیشه

    نکته دگ که استاد گفت و تو کامنت چندتا از بچه هام خوندم نداشتن دوست صمیمی و یا اصلا نیازی به داشتن دوست زیاد نیست

    منم حس میکنم واقعا هیچ وقت دوست صمیمی نداشتم

    تو هر دوره از زندگیم بودن ادمایی که از وجودشون لذت بردم و خوش گذشته ولی یک دوست صمیمی ثابت تو تمام ادوار زندگیم نداشتم فکر میکردم این یک ضعفه ولی امروز فهمیدم نه واقعا نیازی نیست وقتی ادم داعم درحال تغییر و رشده و فرکانس هاش عوض میشه نبایدم یک ادم ثابت از گذشته همراهش باشه

    استاد ممنونتم بخاطر اگاهی های این فایل

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    تهمت2

    چقدر این فایل کامل بود چقدر درس داشت برام

    الان که شنیدم گفتید با چهار شاهد حرفی قبول کنید فهمیدم چقدر ساده بودم چقدر روابطم الکی خراب کزدم با حرفای کساییکه دروغگو و دو رو بودن و بعد هم دیگه نشد درستش کنم

    واقعا بزرگترین اشتباه میتونه همین باشه شنیدن حرفای منفی بدون مستند و ثابت کردن

    شخص میگه یکی گفته نمیگه کی

    پس این حرف رد شده

    شخص میگه من رودر رو نمیکنم یعنی دروغه

    شخص میخواد خودش خوب کنه یا دشمنی بندازه حرفی بی پایه میزنه

    اره من فهمیدم چقدر ساده بودم و اگه برگردم دیگه این اشتباه نمیکنم

    و الان دقیقا با شنیدن صحبتهای شما خیلی عاقل شدم

    اره منم به حرفها دامن میزدم منم بد جنسی های خودمو داشتم الان مچ خودمو گرفتم

    وقتشه که واقعا این رفتار اشتباه اصلاح کنم

    غیبت و تهمت زدن اخرش نتیجه خوبی نداره و وقتی ادمها دارن از بقیه بد میگن در واقع دارن کلی باور منفی بهت میدن

    اره استاد کسیکه حرفی میزنه نه تنها خودش خوبه نمیشه بلکه بمرور دوستای خوبشم از دست میره چون قابل اعتماد نیست

    چقدر ایات بی نظیر بوذ

    استاد واقعا عالی بود چقدر منو عاقل کرد مرسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2749 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    باور اصلی در طول دوره: «من توانایی خلق خواسته‌های مد نظرم را دارم»

    توی این فایل استاد به خوبی به ما یاد دادند که چطور برابر تهمت‌هایی که به ما زده میشه، یا تهمت‌هایی که بعضی از افراد به بعضی دیگه می‌زنند رفتار کنیم.

    من با اجرای این آگاهی‌ها شرایط مد نظر خودم را خلق می‌کنم. من دوست ندارم به کسی تهمت بزنم پس این کار را انجام نمیدم. خدا را شکر از سنین خیلی کم همیشه این باور رو داشتم که نباید در مورد دیگران غیبت کنم، یا پشت سرشون حرف بزنم یا حرف بدی در مورد کسی رواج بدم.

    باید بگم توی این زمینه خیلی خوب عمل کردم.

    و به طرز خیلی عجیبی الان که فکر می‌کنم می‌بینم هیچ موقع به من تهمت ناروا زده نشده. در واقع تا جایی که من یادم میاد کسی به من تهمتی نزده.

    نمی‌دونم که پشت سرم حرف هست یا نه، اما ذهنم گاهی کنجکاوی می‌کنه تا ببینه که بقیه در مورد من چه نظری دارند. ولی واقعاً هر بار خودم را کنترل کردم و نخواستم که بیش از حد کنجکاوی کنم تا بدونم که بقیه در موردم چه حرف‌هایی می‌زنند.

    طبیعتاً خودم هم هیچ موقع این کارو انجام نمیدم.

    من وقتی اول دبیرستان بودم یه دوست خیلی صمیمی داشتم که هنوز هم رابطمون به همون شدت ادامه داره.

    یکی از چیزهای خیلی خوبی که من از دوستم یاد گرفتم این بود که وقتی بهش می‌گفتم: ببین بیا می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

    اون قبل از اینکه من شروع کنم به حرف زدن ازم می‌پرسید: غیبت که نیست؟! و من فهمیدم که این دوستم با اینکه خیلی زیاد آدم مذهبی نبود و شیطنت‌های زیادی هم داشت، اما واقعاً هیچ موقع پشت سر کسی حرف نمی‌زد.

    هنوز هم تحسینش می‌کنم. و من هم از اون موقع به بعد یادم نمیاد غیبت کرده باشم. حتی اگر هم این کارو انجام داده باشم به تعداد انگشت‌های دست نیست.

    توی خانواده و اطرافیان و دوستان هم همگی می‌دونند که من پشت سر کسی بد نمی‌گم.

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر که توی این دام نیستم.

    تنها موردی که باید بیشتر روی خودم کار کنم این هست که وقتی بقیه در مورد دیگران غیبت می‌کنند من خیلی قاطعانه ازشون نمی‌خوام که این کارو انجام ندن و خیلی سرسری بهشون پیشنهاد میدم که این کار رو انجام ندن و اگه ادامه بدن من واکنش خاصی نشون نمیدم و به ادامه حرف‌هاشون گوش میدم.

    که صد البته ریشه در احساس لیاقت داره.

    چه منطق‌های خوبی توی قرآن به ما گفته شد. واقعا من نمی‌دونستم که قرآن به این مسئله انقدر جزئی و با دیدگاه قانون پرداخته باشه.

    خدایا شکرت بابت دیدگاه‌های قشنگی که هر روز بهم میدی.

    خدایا بابت ورودی مالی که داشتم ازت سپاسگزارم.

    خدایا به خاطر باورهای محدود کننده‌ای که امروز با انجام دادن تمرین یکی از فایل‌ها در خودم پیدا کردم ازت سپاسگزارم.

    خدایا ازت ممنونم که کتاب‌های قشنگی رو برام فراهم کردی تا بخونم.

    خدایا به خاطر روز خوبی که شروع کردم ازت ممنونم.

    خدایا به خاطر اینکه دسترسی‌م به سایت راحت‌تر شده ازت سپاسگزارم.

    خدایا به خاطر ایده‌های قشنگی که برای خلق ارزش بهم میدی ممنونم ازت.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 827 روز

    به نام خدا

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم، مریم جانم و تمام دوستانم در سایت

    استاد این فایل منو برد به دورانی که پر از شرک و نیاز بودم نیاز به اینکه دیگران بهم توجه کنن که دوسم داشته باشن که باهام دوست باشن و میخام آگاهانه از احساس خوب بعد از نجات از اون روزا صحبت کنم . خدایا شکرت که آگاهم کردی من باید محترمانه و درست با بقیه رفتار کنم ولی خودمو نکشم تا دوسم داشته باشن خودمو فدا نکنم تا باهام دوست باشن بهم نشون دادی که این کارا بی فایده س در نهایت تویی که بین دلها الفت ایجاد میکنی من هرچقدرم از خودم گذشتم بازم اون آدم ها منو دوست نداشتن بازم از من فاصله گرفتن چون من داشتم شرک میورزیدم من اونا رو خدا کرده بودم برای خودم من به جای اینکه وقت بذارم برای اصلاح و تغییر خودم وقت میذاشتم برای بقیه تا به چشمشون بیام تا بشم دوست صمیمی شون من به شدت از تنهایی میترسیدم ولی الان در تنهایی غرقم با خدا طوریکه سختمه ازش بیام بیرون هزاران بار شکرت بابایی خدا

    از خداوند هدایت میخام که منواز غیبت جدا کنه کمکم کنه که غیبت کردنو بذارم کنار چون هنوز پای صحبت های بقیه میشینم و نمیتونم بگم لطفا غیبت نکنید و چقدر این مسئله ذهن منو اشغال کرد و از هدایت ها دورم کرد خدایا به هممون کمک کن فاصله بگیریم از جمع هایی که پر از غیبت و حاشیه اس

    نکات فایل :

    ببینیم که در قرآن چه درس‌هایی در این زمینه وجود دارد :

    سوره نور ،آیه 11 : همانا کسانی که آن تهمت عظیم را به میان آوردند، کسانی از شما بودند . آن تهمت را برای خودتان شر حساب می‌کنید بلکه خیری است برای شما .

    این یه نکته ی مهمه که اصلاً هیچ صحبتی درباره اینکه چه تهمتی به پیامبر یا همسر پیامبر زده شده، نکرده است . دوستان مفسر قرآن از سال‌ها قبل تا الان متوجه این نکته نشدند و به فرعیاتی مثل اینکه این تهمت دقیقاً چی بوده و در مورد چه کسی گفته شده پرداختند و داستان سرایی کردن که در مورد عایشه همسر پیامبر بوده و هزاران روایت مختلف مطرح کردند . ولی این یه نکته ی مهمه که خداوند درباره تهمت، صحبت نکرده و قطعاً از این صحبت نکردن یه دلیلی داشته . چه اهمیت و ارزشی داره که تهمت درباره چی بوده که دنبال شأن نزول آن بگردیم . خیلی بعیده که فقط یک آیه در قرآن پیدا کنیم که از دید مفسران به یک شأن نزول برگردد حتی یک آیه و هر کس یه داستان متفاوت گفته است در حالی که اگر لازم بود در خود قرآن به آن می‌پرداخت و چقدر این شأن نزول‌ها گمراه کننده است و از مسیر اصل دور می‌کند . در هر جا که نیاز بوده به طور کامل داستان گفته شده و اسم افراد آمده مثل داستان اصحاب کهف یا نمرود و هر جا نیاز نبوده نگفته چون نباید گفته می‌شده . در آیه گفته شده که شما تهمت رو شر تلقی می‌کنید ولی نه تنها شر نیست و به اعتبار پیامبر ضربه نزده، بلکه خیره حتی نگفته خنثی ست بلکه گفته خیره پس اولاً شما خودتان تهمت رو گسترش دادید به این شکل که از یه نفر این حرف رو شنیدید و بعد به بقیه گفتید و ادامه دادید و منجر به گسترش اون شدید

    ( در حالی که اگر 4 شاهد تایید نکرد اصلاً نباید بگی )

    ادامه آیه 11: بر عهده ی هر فردی که بر آنها سهمی از گناه است و آنکه بخش عمده‌ای از دروغ را بر عهده داشته ،عذاب بزرگی است .

    یعنی اینکه نفر اولی که تهمت زده و رفتار نامناسبی رو به کسی نسبت داده به عنوان شروع کننده، بزرگترین گناه را انجام داده و اون کسی که پخش کرده و گسترش داده نیز گناهکاره . به این دلیل که ما نباید با افرادی که راجع به بقیه غیبت می‌کنند و تهمت می‌زنند، نشست و برخاست کنیم چون وقتی آدم اون حرف‌ها رو می‌شنوه، ذهنش در مورد فرد مورد تهمت خراب میشه و نگرشش نسبت به او بد میشه . پس بهترین کار اینکه به غیبت‌ها و تهمت‌ها گوش ندیم و اجازه ندیم وارد ذهنمون بشن و با افرادی که غیبت می‌کنند و تهمت می‌زنند ارتباط نداشته باشیم یا همون اول که می‌خواد شروع به غیبت کنه مانع او بشیم یا اون جمع رو ترک کنیم . چون سخته که یه تهمتی رو بشنویم و نگرشمون در مورد فرد مورد تهمت خراب نشه در صورتی که باید برعکس باشه و نگرشمون در مورد فردی که غیبت می‌کنه و تهمت می‌زنه خراب شه ولی مغز اینطوری کار می‌کنه . بنابراین بهترین کار اینه که به این غیبت‌ها و تهمت‌ها گوش ندهیم و نذاریم عنوان بشن . اگر آدمی در اطراف ما هست که داره غیبت میکنه، تهمت میزنه و مسخره میکنه، اگر فرد ارزشش رو داشت و یا نمی‌دونست که کارش اشتباهه، می‌تونیم تذکر بدیم و بگیم که غیبت و تهمت خط قرمز ماست و همان اول حد و مرزها رو مشخص کنیم

    اما اگه با توجه به شناختی که ازش داریم می‌دونیم که تذکر دادن فایده‌ای نداره و فرد به کارش ادامه میده، از جمع خارج شویم و رابطمون رو با اون فرد ادامه ندیم، اصلاً چرا باید با همچین آدمی ارتباط داشته باشیم؟ بعضی از ما مخصوصاً افراد جوان‌تر خیلی برامون مهمه که دوست‌های زیادی داشته باشیم ولی در دنیای واقعی تعریف دوست صمیمی اینکه هفته‌ای چند بار همدیگر رو می‌بینیم و در مورد مسائل مختلف با هم حرف می‌زنیم و ارتباط خیلی عمیق و راحتی با هم داریم پس به لحاظ زمانی اصلاً امکان نداره آدم بتونه بیشتر از 23 تا دوست صمیمی داشته باشه چون هر کس برای زندگیش برنامه داره . ممکنه آدم اشخاص زیادی رو بشناسه ولی اسم اون‌ها دوست صمیمی نیست مگر اینکه تعریفمون از این واژه اشتباه باشه مثلاً با هر کس سلام و علیک داریم و احترام متقابل برای هم قائلیم، دوست صمیمی تلقی کنیم نه اینطور نیست . من خودم در هر برهه‌ای از زندگیم دوستان زیادی داشتم ولی دوست صمیمی که اگر کاری داشتم با او در میون بزارم و باهاش راحت باشم فقط 12 نفر بودند . چون آدم‌هایی که ما اون‌ها رو دوست صمیمی خطاب می‌کنیم خیلی روی ما تاثیر گذارند، روی تمام ویژگی‌های شخصیتی و باورهامون . پس خیلی در انتخاب اون‌ها باید حساس و picky باشیم که حتی در ذهنمون به یک فرد بگیم دوست صمیمی . اگر می‌خواهیم یه آدمی رو دوست صمیمی خطاب کنیم، باید ویژگی‌های مثبت زیادی داشته باشه که بشه بهش این نسبت رو داد . اگر دیدیم ویژگی‌های نامناسبی مثل غیبت یا تهمت داره، باید خیلی راحت اون رو کنار بذاریم و نگران تنهایی نباشیم چون اگر این رفتار رو در خودمون ایجاد کنیم، جهان آدم‌هایی رو وارد زندگی ما می‌کنه که با ما هم فرکانس هستند و آدم‌های مناسبی‌اند . به شخصه غیبت و تهمت برای من خط قرمزه و خیلی راحت خودم رو از این بازی بیرون می‌کشم هرچند که همیشه خداوند آدم‌های فوق‌العاده‌ای رو وارد زندگی من کرده که نیاز نبوده تذکر بدم البته برای من مهم نیست که حتماً دوستان زیادی داشته باشم .

    سوره نور ،آیه12 : چرا هنگامی که آن تهمت را شنیدند، مردان و زنان مومن نسبت به خودشان گمان نیک نبردند و نگفتند که این تهمتی آشکار است؟

    یعنی چرا بهشون برخورد؟؟!! حال می‌کنید روانشناسی خدا رو !!!! اگر به کسی که تا به حال مواد مخدر مصرف نکرده بگیم معتاد، به احتمال زیاد واکنش شدیدی نشون نمیده و به خودش شک نمی‌کنه ولی اگر به یک آدمی که همین الان در حال مصرفه بگیم معتاد، ما رو تیکه پاره می‌کنه و این یک مثال معروفه!! خداوند میگه چرا وقتی این تهمت رو شنیدین به جای اینکه در مورد خودتون گمان نیک کنید و بگید این حرف مفته و واضحاً دروغه، به خودتون شک کردید؟؟ یعنی چرا تحت تاثیر قرار گرفتید و گذاشتید این تهمت شخصیت شما رو متزلزل کنه .

    سوره نور، آیه 13 : چرا بر آن تهمت 4 شاهد نیاوردند ؟؟ و چون شاهدان را نیاوردند پس خود آنها نزد خداوند محکوم به دروغگویی اند .

    منظور آیه اینه که مثلاً یه نفر یه تهمتی رو درباره کسی مطرح می‌کنه و ما می‌پرسیم خودت این قضیه رو دیدی در جواب میگه( نه من ندیدم ولی فلانی دیده) این فرد که 4 شاهد برای اثبات حرفش نداره، در درگاه خداوند دروغگو محسوب میشه . این برخورد بسیاری از مسائل جامعه شناسی رو حل می‌کنه حتی اگر واقعاً یه نفر در خلوت خودش مرتکب کار اشتباهی شده و در جامعه نبوده و 4 نفر شاهد نبودند و فقط ما آن کار اشتباه رو دیدیم، نباید در موردش با کسی حرف بزنیم

    یه موقع است که یه نفر در جامعه و جلوی دیگران یه کار اشتباهی رو انجام میده که در این حالت باید جلوش گرفته بشه ولی کسی که در خلوت خودش یه کار ناشایست انجام میده و به خودش ضربه می‌زنه و به جامعه هم آسیبی نمی‌رسونه ولی فقط ما می‌بینیم، دلیلی نداره به بقیه چیزی بگیم چون اون نتیجه ی اعمال خودش رو می‌گیره بقیه هم نتیجه ی اعمال خودشون رو . پس این نگاه که اگر ادعایی رو در مورد کسی مطرح می‌کنیم باید 4 شاهد براش بیاریم، باعث میشه که به آزادی های فردی دیگران احترام بگذاریم . اما اگر کسی به اسم آزادی فردی یک کار مخربی رو جلوی جامعه انجام میده و روی جامعه تاثیر منفی می‌گذاره، اون وقت باید جلوش گرفته بشه .

    سوره نور، آیه 15 : آنگاه که آن تهمت را زبان به زبان از یکدیگر می‌گرفتید و با دهانتان چیزی می‌گفتید که هیچ شناختی به آن نداشتید و آن را عملی ناچیز پنداشتید، در حالی که نزد خداوند بزرگ بود .

    یعنی وقتی دارین اون زنجیره ی تهمت و غیبت رو ادامه میدین با این تفکر که کار خاصی نکردی و اشکالی نداره، در حالی که خیلی گناه بزرگیه .

    سوره نور، آیه 16 : چرا وقتی آن را شنیدید نگفتید: ما را نشاید درباره آن صحبت کنیم خدایا تو منزه ای، این تهمتی بزرگ است .

    چرا وقتی این تهمت را شنیدید، زنجیره رو قطع نکردید و به جاش رفتین به بقیه گفتید؟؟ و به قشنگی توضیح میده که در مقابل غیبت‌ها و تهمت‌هایی که به دیگران زده می‌شه چه رفتاری نشون بدیم . چون با شنیدن و صحبت کردن در موردش با دیگران، داریم کمک می‌کنیم که اون تهمت در جامعه پخش بشه حالا چه در جامعه چه در شبکه‌های اجتماعی که این کار خیلی رواج داره در حالی که اغلب صحبت‌هایی که در مدیا پخش می‌شه دروغ و تهمته و هیچکس ندیده و شاهدی براش نداره مخصوصاً در مسائل سیاسی . در جلسه‌ای که برای بررسی وزیر دفاع انتخابی دونالد ترامپ برگزار شد و تهمت‌ها و حرف‌های زیادی در مورد وزیر منتخب مطرح شده بود، یکی از سناتورها گفت به این فکر کردیم سناتورهایی که دور هم جمع شدند تا وزیر دفاع رو ارزیابی کنند، آیا خودشون qualify شدن و واجد شرایط هستند که سناتور آمریکا باشند ؟؟ کدام ویژگی باعث شده ما واجد شرایط این باشیم که وزیر دفاع رو تایید کنیم یا نه؟؟ آیا خود ما تایید شده هستیم که سناتور باشیم در حالی که تنها شرط سناتور شدن اینکه در انتخابات رای بیاریم؟؟ شما ادعا دارین آقای Peter Hegseth یه جاهایی مشروب مصرف کرده، آیا خودتان در جلسات آخر شب کنگره مشروب نخوردید و با حالت مستی در جلسه حضور پیدا نکردید؟؟ شما که خودتون این کارو کردین چرا از این فرد ایراد می‌گیرید!! آیا تمام اتهامات که در مورد ایشون مطرح می‌کنید، درباره خودتون صدق نمی‌کنه؟

    ما هیچ کدوممون کامل نیستیم و همه ما کلی ایراد داریم و مرتکب اشتباهات زیادی شدیم .

    بنابراین اگر می‌خواهیم به کسی یه تهمتی بزنیم یا در مورد او غیبت کنیم یا این زنجیره رو ادامه بدیم، اول از خودمون بپرسیم که آیا ما تا به حال هیچ وقت مرتکب اون کار اشتباه نشدیم یا مرتکب کار اشتباه دیگه‌ای نشدیم؟؟ حتی اگر کاملاً مطمئنیم فرد اون کار اشتباه رو کرده و تهمت نیست، از خودمون بپرسیم آیا من از تمام گناه‌ها مبرا هستم؟؟ تا به حال در زمینه‌های مختلف مرتکب اشتباه و گناه نشدم؟؟ ممکنه من هزاران کار غلط دیگه‌ای رو انجام داده باشم که اون فرد انجام نداده . چرا به این شکل فکر نکنیم؟ چرا اینقدر راحت افراد رو قضاوت می‌کنیم و تهمت می‌زنیم و غیبت می‌کنیم به عنوان مثال اگر بلاها و اتفاقات تلخی که در دوران کودکی برای صدام حسین پیش اومده بود برای هر کدام از ما رخ می‌داد، ممکن بود هزاران برابر بیشتر از اون وحشیانه عمل کنیم وقتی به قدرت می‌رسیدیم . من دارم مغزم رو اینجوری پرورش میدم که نباید کسی رو قضاوت کنم چون نمی‌دونم اگر جای اون بودم چه جوری برخورد می‌کردم، چون نمی‌دونم که اون چه اتفاقاتی رو تجربه کرده که داره اینطوری رفتار می‌کنه . اگر قضاوتش نکنم از مدارش خارج میشم چون توجه ای نمی‌کنم ولی اگر دارم آدم‌ها رو به خاطر کار اشتباهشون قضاوت می‌کنم در واقع دارم به اون اشتباه توجه می‌کنم لذا در اون مدار قرار می‌گیرم تا همون اتفاقات برای من هم رخ بده . وقتی آدم‌ها رو قضاوت نمی‌کنیم، به آنها توجه نمی‌کنیم، غیبت‌ها رو نمی‌شنویم و ادامه نمیدیم، به این شکل از مدار آنها خارج می‌شویم و زندگیمون با اون‌ها متفاوت می‌شه . ولی وقتی داریم در مورد چیزهای نامناسب فکر می‌کنیم، حرف می‌زنیم و بحث می‌کنیم، داریم همون چیزهایی رو که نمی‌خواهیم جذب می‌کنیم پس خیلی مهمه که داریم به چی توجه می‌کنیم . اگه داریم چیزی رو محکوم می‌کنیم، بهش فحش میدیم و اعتراض می‌کنیم، همون چیز رو وارد زندگیمون می‌کنیم که نمی‌خوایم . یه شخصیتی که دائماً به ناخواسته‌ها توجه می‌کنه و دنبال حل کردن تمام مسائل دنیا و fix کردن آن است، نه تنها مسائل جهان رو حل نکرد بلکه برای خودش هم مشکل ایجاد می‌کنه . چون با توجه و اعتراض و ناسزا گفتن به ناخواسته‌ها، فقط اون‌ها رو به زندگی مون دعوت می‌کنیم چون قانون اینه که به هرچی توجه کنیم، اصل و اساس اون بیشتر وارد زندگیمون میشه .

    سوره نور، آیه 17 : خدا شما را اندرز می‌دهد که اگر ایمان دارید هرگز مثل آن را تکرار نکنید

    آیه 18 : و خدا آیات خود را برای شما بیان می‌کند، خداوند دانا و حکیم است .

    پس خیلی قشنگ توضیح داد که وقتی بهتون تهمت زدن، بهتون بر نخوره، زنجیره تهمت رو ادامه ندید، اگر فرد 4 شاهد نیاورد خودش دروغگوعه .

    سوره حجرات، آیه 12 : ای کسانی که ایمان آوردید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید چرا که پاره‌ای از آنها گناه است و در زندگی دیگران تجسس نکنید .

    گمان یعنی چیزی که به آن علم نداریم . اولاً چیزی که از اون مطمئن نیستی و بهش علمی نداری، این یک گمانه و ممکنه که اشتباه باشه پس حواسمون به این باشه و ادامش ندیم . دوما دنبال زندگی دیگران و اینکه دیگران چیکار می‌کنند، نباشیم . به ما چه که دیگران چیکار می‌کنند؟؟ به خدا اگر برای زندگیمون برنامه و هدف داشته باشیم، وقت نمی‌کنیم کارهای خودمون را انجام بدیم . چیکار داریم که بقیه دارند چیکار می‌کنند؟؟ چرا انقدر برای بعضی‌ها مهمه که از زندگی بقیه سر در بیارن؟؟ همیشه اینگونه افراد که سرشون کلاً تو زندگی بقیه است مورد تنفر قرار می‌گیرند . چه نیازه که ما بدونیم فلان آدم معروف چه زندگی ای داره؟؟ چرا باید تجسس کنیم در زندگی دیگران؟؟ چرا باید برای علم بر زندگی دیگران وقت بزاریم؟؟ چرا نشریه‌های زرد خونده می‌شه و چرا مایی که حواسمون به افکار و توجهمون هست، این زنجیره رو ادامه می‌دیم ؟؟ پس اولا از ظن و گمان پیروی نکنیم دوماً تجسس نکنیم در زندگی دیگران و اینکه بقیه دارند چیکار می‌کنند .

    ادامه آیه 12 : و کسی از شما غیبت دیگری نکند . آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد ؟ از آن کراهت دارید و از خدا پروا کنید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است .

    اولاً گفته تجسس نکنید و بعد گفته غیبت نکنید چون اول تجسسه بعد غیبت . چون غیبت از تجسس میاد

    وقتی سرمون رو تو زندگی دیگران می‌کنیم، احتمالاً بعدش غیبت هم می‌کنیم . اگر برای زندگی مون هدف و برنامه داشته باشیم، اصلاً وقت اضافی برای سرک کشیدن در زندگی دیگران و دنبال کردن شبکه‌های اجتماعی نداریم . اگر برای این کارها وقت داریم یعنی مسیرمون اشتباهه و اصلاً هدفی تعیین نکردیم چون اونقدر باید برای رسیدن به هدفمون کارهای مختلف انجام بدیم که اصلاً وقتی برای دنبال کردن چرت و پرت نمیمونه .

    غیبت اونقدر وحشتناکه که مثال زده کسی خواهر یا برادرش فوت کنه و بشینه گوشت بدن اون‌ها رو بخوره یعنی در این حد غیبت کردن رو منفور نشون میده . اگر حرفی هست که باید به فرد بزنیم، همونجا جلوی روش بگیم و اگر خودش نیست هیچ حرفی نزنیم . کار راحتی نیست ولی اگر همین یه کار رو بکنیم، واقعاً زندگیمون در تمام ابعاد تغییر می‌کنه، کلاً آدم تبدیل به یه شخصیت دیگه‌ای میشه و ناخودآگاه غیبت نکردن و تجسس نکردن باعث میشه آدم به اهداف و برنامه‌های خودش توجه کنه . اگر بدونیم که اصلاً قصد نداریم پشت سر دیگران غیبت کنیم، اصلاً یه سری حرف‌ها رو نمی‌شنویم مثلاً یه نفر میاد میگه می‌خوای بهت بگم فلانی چیکار کرده؟؟ همون اول میگیم نه چون من نمی‌خوام راجع بهش با کسی حرف بزنم و غیبت کنم، پس نمی‌خوام بدونم و فکرم رو اشغال کنم یکی از کارهایی که بتونیم در مورد دیگران ذهنیت مثبت ایجاد کنیم، اینه که حرف‌های منفی و غیبت‌ها رو راجع بهشون نشنویم چون با شنیدن این غیبت‌ها ذهنیتمون منفی میشه ولی اگر نشنویم اتفاقاً چون ما ذهنیت منفی در موردشون نداریم، اون آدمی که همه باهاش مشکل دارند، با ما رابطه خوبی خواهد داشت و این نکته خیلی مهمیه . چون با نداشتن ذهنیت منفی راجع به یک فرد، ما روی خوب اون رو برانگیخته می‌کنیم و برعکس اگر ذهنیتمون به وسیله غیبت‌ها و تهمت‌هایی که شنیدیم خراب شده باشه، این ذهنیت منفی رابطمون رو با اون فرد مدیریت می‌کنه و ویژگی‌های منفی اون رو برانگیخته می‌کنه . من زمانی که به آمریکا مهاجرت کردم، هیچ ذهنیت منفی ای در مورد نژادهای مختلف مثل لاتین یا سیاه پوستان نداشتم و اتفاقاً دیدم مثبت بود . روزهای اول در محله‌ای از میامی خونه‌ اجاره کردیم که بهش می‌گفتند black neighborhood و تمام ساکنین محله سیاه پوست بودند . مدرسه‌ای که پسرم می‌رفت همه سیاه بودند و تنها دانش آموز سفید پوست، پسر من بود . ولی من هیچ تجربه بدی از رابطه با سیاه پوستان ندارم درحالیکه همه ذهنیت خیلی بدی راجبشون داشتند و خیلی ازشون بد میگفتند و اتفاقاً چند دوست خیلی خوب سیاه پوست دارم . بعدها از افراد مختلف شنیدم همه ی اونایی که از سیاه پوست ها بد میگفتن،چقدر دچار تجربه‌های تلخ از طرف اون ها شدن چون ویژگی های بد اونهارو برانگیخته کردند .

    در واقع با شنیدن غیبت‌ها و تهمت‌ها، یک پیش فرض پیدا میکنیم لذا منتظریم که گفته‌های اون‌ها اتفاق بیفته .

    سوره حجرات، آیه 1 : ای اهل ایمان در برابر خدا و رسولش پیشی مگیرید از خدا پروا کنید که خداوند شنوا و داناست .

    آیه 2 : ای کسانی که ایمان آوردید، صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید و آن گونه که با یکدیگر سخن می‌گویید با او بلند سخن نگویید مبادا آنکه اعمالتان تباه شود و آن تباهی را درک نکنید .

    یکی از ویژگی‌های اعراب که هنوز هم وجود داره، اینکه با صدای بلند همدیگرو صدا می‌کنند و خداوند می‌فرماید که خودتون رو هرجور دوست دارید صدا کنید ولی پیامبر رو بلند صدا نکنید . یکی از اون چیزهایی که نشون میده کتاب قرآن در ارتباط با شرایطیه که پیامبر باهاش برخورد می‌کرده، همین آیه هاست مثلاً اگر اعراب به صورت کلی با صدای بلند حرف نمی‌زدند، این آیه نمیومد . لذا مهمه هر جا که یه آیه برای ما غیرمنطقیه و ایراددار به نظر میاد، درک کنیم که این کتاب در ارتباط با شرایط و زمانی بوده که پیامبر در آن زندگی می‌کرده و این باعث میشه به الهاماتمون بهتر عمل کنیم چون در هر شرایطی متناسب با خودش به ما الهام میشه و ممکنه این الهام تغییر کنه چون شرایط تغییر می‌کنه درواقع با تغییر شرایط، فرمان خداوند هم تغییر می‌کنه . ولی یه سری مسائل است که خداوند فارغ از شرایط پیامبر اسلام همون صحبت رو با حضرت ابراهیم، با حضرت یعقوب و … داشته در هر شرایطی که هر کدومشون قرار داشتند هیچ فرقی نکرده پس اوناست که اصل قرآنه . با درک این موضوع می‌تونیم بهتر جواب افرادی رو بدیم که دنبال حاشیه و ایراد در قرآن هستند .

    آیه 3 : مسلماً کسانی که صدایشان را نزد رسول خدا پایین می آورند، همانان هستند که خداوند دل‌هاشون را امتحان کرده آنان را آمرزش و پاداشی بزرگ است .

    در آیه توضیح داده که اگر به پیامبر احترام میذاری یعنی دل پاکی داری و پاداشش رو هم خواهی دید.

    آیه 4 : یقیناً کسانی که تو را از پشت اتاق‌ها صدا می‌کنند، بیشترشان معرفت و آگاهی ندارند .

    توضیح میده کسانی که داد می‌زنند فلانی پاشو بیا باهات کار دارم، قطعاً آدم‌های عاقلی نیستند وگرنه می‌دونستند که پیامبر هم برنامه‌ها و زندگی خودش رو داره و قرار نیست هر وقت اون‌ها خواستند در خدمتشون باشی

    آیه 5 : و اگر آنان صبر می‌کردند تا به سویشان بیرون آیی، یقیناً برای آنان بهتر بود و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است .

    در این آیه به قشنگی راجع به احترام گذاشتن به پیامبر صحبت کرده و کمک میکنه که درکمون نسبت به قرآن جامع‌تر و دقیق‌تر بشه و برداشت‌های نادرستی که از قرآن داریم در ذهنمون برطرف بشه .

    آیه 6 : ای اهل ایمان، اگر فاسقی خبری برایتان آورد خبرش رو بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی به گروهی گزند رسانید و بر کرده ی خود پشیمان شوید .

    اولاً اینکه مخاطب آیه همه نیست و اهل ایمانه . دوما گفته اگر یک آدم نامناسبی یک تهمتی، غیبتی یا خبری را عنوان کرد، باید بر طبق سوره نور 4 شاهد براش بیاره تا درستی آن تایید شود و ما نباید اون حرف نادرست رو ادامه بدیم و برای بقیه مشکل ایجاد کنیم .

    در کل تمام تهمت‌ها و غیبت‌هایی که راجع به من زدند، هیچ آسیبی به من وارد نکرد و الان شما دارین نتایج مسیر زندگی من رو می‌بینید تا جایی که تونستم ذهنم رو کنترل کنم و به آموزش‌هایی که به بقیه میدم، خودم عمل کنم هیچ تاثیر منفی در زندگی من نذاشت و شرایطم هر روز بهتر شد پس اگر بتونیم باورهای درست رو به صورت بنیادین بسازیم، فارغ از اینکه بقیه چیکار می‌کنند، شرایط ما هر روز بهتر و بهتر میشه .

    حواسمون باشه خودمون آدمی نباشیم که غیبت می‌کنیم، تهمت می‌زنیم و این زنجیره رو ادامه میدیم .

    خیلی سپاسگزارم از همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    الهام و وحيد گفته:
    مدت عضویت: 1913 روز

    به نام الله هدایتگرم

    نکات فایل برای من الهام

    قضاوت

    وقتی ادم هارو بخاطر اون کار اشتباهاشون قضاوت میکنی

    تو داری به اون کار اشتباهی توجه میکنی و داری تو‌مداری قرار میگیری

    که اون اتفاقات برای توام رخ بده

    ولی وقتی قضاوت نمیکنی عملا بهشون توحه نمیکنی

    میگی من قضاوت نمیکنم

    بهش فکرم نمیکنم

    کاری ام بهش ندارم

    تهمت نمیزنم غیبت نمیکنم به این شکل از مدار اون ادم ها جدا میشی

    وزندگیتو متفاوت میشه

    از زندگی اونا

    ولی وقتی که تو به اون جیزا فکر میکنی

    در موردش بحث میکنی

    داری وارد مدار همون چیزی میشی که نمیخوای تجربه اش کنی

    مهمه که به چی توجه میکنی

    اگه داری چیزی رو محکوم میکنی

    اگه اعتراض میکنی

    اگه فحش میدی داری وارد همون چیزی میشی

    که نمیخوای برات اتفاق بیوفته

    وبعد برات اتفاق میافته

    وقتی توجه میگنی به مسائل و مشگلات داری دعوتش میکنی به زندگیت

    قانون میگه به هر انچه توچه کنی از جنس و اثاس اون وارد زندگیت میشه

    خداوند دانای فرزانه من رو پند میدهد که دیگه هیچ وقت تکرار نکنید

    خداوند بیناست

    از بسیتری گمانها پرهیز کنید

    علم ندارید تجسس در زندگی دیگران نکنید

    دنبال زندگی دیگران نباشید

    اینکه دیگران دارند چکار میکنند رو کاری نداشته باش

    برو دنبال هدف های خودت

    برا هدفت باید کلی کار انجام بدی

    فرکانست بره بالا

    خداوند میفرماید

    اول تجسس در زندگی دیگران نکنیدو

    بعد کسی غیبت دیگری را نکنید

    تصور کنید غیبت برابر با خوردن گوشت برادر مرده

    از خداوند بترسید که خداوند توبه پذیر مهربانه

    در موردش صحبت نکنید

    اگه حرفی داری جلو روش بگو

    وگرنه هیچی نگو

    غیبت هایی که در مورد دیگران میگن رو نشنوید

    اگر ذهنیت منفی در مورد کسی نداشته باشیم خیلی رابطه ی خوبی میتونیم با طرف مقابل داشته باشیم

    ذهنیت منفی یا ذهنیت مثبت رابطه ی من رو با اون مدیریت میکنه

    پیش فرض ها. روابط رو برانگیخته میکنند

    ذهنتون رو‌مسموم نکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    قباد احتشام گفته:
    مدت عضویت: 318 روز

    به نام خدا

    آن‌چه من از این گام می‌فهمم این است که قرآن راه‌کارها و هدایت‌هایی را درباره تهمت دارد. اولین نکته قرآن این است که موضوع تهمت را با دیگران مطرح نکنم و در زنجیره انتشار تهمت قرار نگیرم. دومین نکته این است که آن‌چه در عمل تهمت به دیگران اصولاً اهمیت ندارد، همان موضوع تهمت است و آن‌چه اهمیت دارد، نفس عمل تهمت به دیگران و شنیدن آن و انتشار آن است؛ زیرا در تمام این موارد، ذهن از کانون توجه اصلی خود گمراه و با روی آوردن به ناخواسته‌ها، دچار انحراف می‌شود. سومین نکته این است که فردی که به او تهمت زده شده، دچار شرّ نمی‌شود؛ بلکه حتی خیری برای او در این تهمت نهفته است. چهارمین نکته این است که فردی که به او تمهت زده می‌شود، نیازی به واکنش تند برای مقابله با تهمت ندارد؛ زیرا این اثبات درستی تهمت است که نیازمند دلیل و برهان است و امر عدمی که ثابت نشده، نیازی به اثبات نادرستی آن توسط فرد موضوع تهمت ندارد.

    دوری از حلقه ایجاد، شنیدن و انتشار غیبت و به طور کلی اعراض از آن، برای کنترل ذهن ضروری است؛ زیرا در هر حال، قرار گرفتن در این زنجیره، موجب انحراف ذهن، ولو به اندازه کم نسبت به فرد موضوع تهمت و هم‌چنین، خروج از کنترل ذهن می‌شود. پیش‌داوری و ذهنیت منفی نسبت به فرد موضوع تهمت، موجب تخریب روابط من با اشخاص و تخریب جهان من خواهد شد.

    در خصوص فردی که تهمت می‌زند یا تهمت را منتشر می‌کند، باید به این اصل مهم توجه کنم که باید در ارتباط با افراد مرزبندی داشته باشم. در این صورت، به طور حتم افرادی که در حلقه ارتباط من قرار خواهند گرفت، محدود خواهند بود و آنان که با آنها صمیمیت ویژه دارم، بسیار محدودند. جایگاه افراد، با توجه به کانون تمرکز ذهنی من شکل می‌گیرد و از غریبه تا آشنا و دوست و دوست صمیمی و دوست بسیار صمیمی خواهند بود و این افراد، با توجه به تغییر کانون تمرکز ذهنی من، متغیّر خواهند بود. نکته اینجاست که به طور متقابل، افراد اطراف من، در شکل‌دهی ذهنیت و گرایش‌ها و کنش‌ها و واکنش‌های من تاثیر تعیین‌کننده دارند و در نتیجه، باید از نظر ذهنی، با دقت و وسواس افراد بسیار نزدیک در زندگی‌ام را «انتخاب» کنم.

    نکته دیگر این است که آیا من خودم، شخصاً سرا پا بی‌عیب و ایرادم که عیب دیگران را، ولو واقعاً مرتکب شده باشند، فاش کنم و به دیگران نقل کنم. تجسّس در زندگی دیگران و اقدام به قضاوت دیگران که پیش‌نیاز نقل قول و تهمت و غیبت و تهدید و سایر رفتارهای سمّی است، فی‌نفسه عمل نادرستی است؛ زیرا نشانه انحراف توجه و خروج من از کنترل ذهنم از روی خواسته‌هایم است. یعنی من از همان آغاز، با تجسّس یا قضاوت دیگران، از مدار کنترل ذهن خارج می‌شوم و به همین علت است که در ادامه کار به دیگری تهمت می‌زنم، غیبت می‌کنم، نقل قول بی‌جهت می‌کنم، محکوم می‌کنم، اعتراض می‌کنم، افترا می‌زنم، تهدید می‌کنم و به همین ترتیب است که همان ناخواسته‌ها را از طریق توجه خودم به زندگی‌ام وارد می‌کنم و آینده خودم را با آنها رقم می‌زنم.

    تلاش برای درست کردن کارها و امور، دقیقاً به معنای جذب و دعوت همان ناخواسته‌ها به زندگی خودم است. خداوندا، من به تو ایمان دارم و به توکل می‌کنم و از تو یاری می‌جویم تا تقوا داشته باشم و به راه مستقیم، همان راهی که من را سمت نعمت‌های تو می‌برد، هدایت شوم. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: