نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران


پس از گوش دادن به محتوای این فایل، می توانید در بخش نظرات این صحفه:

درباره تجربیاتی بنویسید از عواقب اعتماد به افرادی که الگوهای تکرار شونده مخرب دارند. سپس این اعتماد سبب شد تا از لحاظ احساسی، مالی، زمانی، انرژی و … صدمه هایی ببینید.

به عبارت ساده تر:

حرف های این افراد مبنی بر اینکه ” قول می دهم دیگر تکرار نشود ” یا ” این بار فرق دارد و من تغییر کرده ام ” و… را باور کردید و دوباره به آنها اعتماد کردید و دچار دردسرهای ناشی از این اعتماد شدید.

یا به قول قرآن دچار جهل (غلبه احساس بر منطق) شدید. به عنوان مثال:

به فردی که سابقه بدی در پرداخت بدهی اش دارد، دوباره اعتماد کردید و پول قرض دادید. سپس بعد از کلی دوندگی و پیگیری، نتوانستید طلب خود را پس بگیرید؛
به فردی که حرف ها و قول هایش غیر قابل اعتماد است، دوباره اعتماد کردید، وظیفه مهمی را به او سپردید و روی انجام آن کار توسط آن فرد حساب کردید. سپس صدمه هایی خوردید که به ارزش، اعتبار، مال و کسب و کار شما صدمه زد؛
انرژی و مال خود را صرف کمک به ترک عادت های مخرب افرادی کردید که بارها قول ترک آن عادتها را داده بودند اما هرگز به قول خود وفا نکرده اند.

مثل مثال خانمی که استاد در فایل توضیحات دادند که مصمم شده بود تا منجی آن فرد معتاد باشد و در این راه نه تنها به عواطف خود ضربه زد بلکه دارای خود را نیز از دست داد…

منتظر خواندن تجربیات و نظرات تأثیرگذارتان هستیم.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران
    865MB
    56 دقیقه
  • فایل صوتی نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران
    51MB
    56 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ریحانه» در این صفحه: 1
  1. -
    ریحانه گفته:
    مدت عضویت: 999 روز

    سلام به دوستان عزیزم..

    پاشنه آشیل اصلی زندگی من که همیشه انرژیمو میگیره.

    همزمان یک خشم پنهان شده از مادرم دارم و همزمان دلم نمیخواد خم به ابروهاش بیاد و با کوچکترین ناراحتیش جهانم از هم میپاشه..

    دلیل خشمم:

    مامانم به شدت برای من، سختگیر و زوووودرنج و بی توجه هست و در بسیاری از موارد به ناحق و همیشه میرنجه ازم و بیشترین احساسات رو از خودش نشون میده و کوله باری از احساس گناه رو همیشه به ناحق حواله من میکنه..

    در حالی که برادرم بیشترین تندی ها و داد و بیدادهای همیشگی رو انجام میده و مامان هیچ انگار نه انگار. باز دلسوزی برادرمو میکنه و میگه حق داره و سرش شلوغه و فلان…

    مامانم کوچکترین مسئولیت پذیریی نسبت به حرف و عملکردش نداره و به راحتی تکذیب میکنه.. به راحتی دروغ میگه. به راحتی قضاوت میکنه.. و هر کاری خودش بخواد انجام میده و هیچ اعتنایی به نظر بقیه نداره.

    تمام تلاشم رو کردم که پیام کوتاه باشه و مختصر، خیلی انرژی منفی ندم.. عذرخواهی میکنم اگر ناراحتتون کردم..

    با اینهمه دلم میخواد همیشه شاد و راضی باشه..

    گاهی سعی میکنم ذهنمو پرت کنم از این موضوع، اما همیشه برمیگرده بهم..

    آیا اگر به هدف تغییرش، بیشتر بپردازم بهش و بیشتر فکرم درگیرش بشه نتیجه منفی نمیگیرم؟!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: