نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران


پس از گوش دادن به محتوای این فایل، می توانید در بخش نظرات این صحفه:

درباره تجربیاتی بنویسید از عواقب اعتماد به افرادی که الگوهای تکرار شونده مخرب دارند. سپس این اعتماد سبب شد تا از لحاظ احساسی، مالی، زمانی، انرژی و … صدمه هایی ببینید.

به عبارت ساده تر:

حرف های این افراد مبنی بر اینکه ” قول می دهم دیگر تکرار نشود ” یا ” این بار فرق دارد و من تغییر کرده ام ” و… را باور کردید و دوباره به آنها اعتماد کردید و دچار دردسرهای ناشی از این اعتماد شدید.

یا به قول قرآن دچار جهل (غلبه احساس بر منطق) شدید. به عنوان مثال:

به فردی که سابقه بدی در پرداخت بدهی اش دارد، دوباره اعتماد کردید و پول قرض دادید. سپس بعد از کلی دوندگی و پیگیری، نتوانستید طلب خود را پس بگیرید؛
به فردی که حرف ها و قول هایش غیر قابل اعتماد است، دوباره اعتماد کردید، وظیفه مهمی را به او سپردید و روی انجام آن کار توسط آن فرد حساب کردید. سپس صدمه هایی خوردید که به ارزش، اعتبار، مال و کسب و کار شما صدمه زد؛
انرژی و مال خود را صرف کمک به ترک عادت های مخرب افرادی کردید که بارها قول ترک آن عادتها را داده بودند اما هرگز به قول خود وفا نکرده اند.

مثل مثال خانمی که استاد در فایل توضیحات دادند که مصمم شده بود تا منجی آن فرد معتاد باشد و در این راه نه تنها به عواطف خود ضربه زد بلکه دارای خود را نیز از دست داد…

منتظر خواندن تجربیات و نظرات تأثیرگذارتان هستیم.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «معصومه» در این صفحه: 1
  1. -
    معصومه گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    سلام بر شما آقای خوشدل عزیز

    چه زیبا نوشتید، با همه وجود می فهممتون. منم در این مدتی که با قوانین آشنا شدم سعی می کنم دلسوزی بیجا نکنم. خیلی عوض شدم. شاید نزدیکانم این حس رو از من بگیرن که اون معصومه احساساتی و غمخوار چرا این‌قدر سنگدل شده؟! اما با این وجود هنوز گاهی اوقات احساس گناه سراغم میاد که مثلا چرا من فلان کار رو برای بابام یا داداشم انجام ندادم؟ تا این حس میاد سراغم میرم و یکی از فایلای دوره عزت نفس رو گوش می‌کنم و آروم میشم و دوباره به خودم یادآوری میکنم که تو مهم‌تری. وقتی تو شاد و سالم و پولدار نباشی، چطور میتونی به بقیه کمک کنی. چرا باید از نیازهای خودت بزنی که بقیه ازت راضی باشند.

    و دیگه اینکه دارم سعی می‌کنم که فقط به حرفهای خدا گوش کنم و تنها تکیه گاهم باشه. خیلی بهتر شدم. تا از کار یه نفر می‌ترسم یادم میاد که ترس دشمن ایمانه. و به خودم میگم ببین تو داری این آدم رو شریک خدا قرار میدی، داری بهش قدرت میدی، فکر کردی کاری ازش ساخته هست؟ تو برو و فقط روی خودت کار کن و توکلت به خدا باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: