نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران


پس از گوش دادن به محتوای این فایل، می توانید در بخش نظرات این صحفه:

درباره تجربیاتی بنویسید از عواقب اعتماد به افرادی که الگوهای تکرار شونده مخرب دارند. سپس این اعتماد سبب شد تا از لحاظ احساسی، مالی، زمانی، انرژی و … صدمه هایی ببینید.

به عبارت ساده تر:

حرف های این افراد مبنی بر اینکه ” قول می دهم دیگر تکرار نشود ” یا ” این بار فرق دارد و من تغییر کرده ام ” و… را باور کردید و دوباره به آنها اعتماد کردید و دچار دردسرهای ناشی از این اعتماد شدید.

یا به قول قرآن دچار جهل (غلبه احساس بر منطق) شدید. به عنوان مثال:

به فردی که سابقه بدی در پرداخت بدهی اش دارد، دوباره اعتماد کردید و پول قرض دادید. سپس بعد از کلی دوندگی و پیگیری، نتوانستید طلب خود را پس بگیرید؛
به فردی که حرف ها و قول هایش غیر قابل اعتماد است، دوباره اعتماد کردید، وظیفه مهمی را به او سپردید و روی انجام آن کار توسط آن فرد حساب کردید. سپس صدمه هایی خوردید که به ارزش، اعتبار، مال و کسب و کار شما صدمه زد؛
انرژی و مال خود را صرف کمک به ترک عادت های مخرب افرادی کردید که بارها قول ترک آن عادتها را داده بودند اما هرگز به قول خود وفا نکرده اند.

مثل مثال خانمی که استاد در فایل توضیحات دادند که مصمم شده بود تا منجی آن فرد معتاد باشد و در این راه نه تنها به عواطف خود ضربه زد بلکه دارای خود را نیز از دست داد…

منتظر خواندن تجربیات و نظرات تأثیرگذارتان هستیم.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «در دستان خدا» در این صفحه: 1
  1. -
    در دستان خدا گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    سلام آقای خوشدل

    چقدر امروز من به این حرفها احتیاج داشتم.از روزی که الگوهای تکرار شونده اومد روی سایت من ذهنم توی گوش کردن بقیه فایلها مقاومت داشت چون یاد گذشته افتاده بودم واعصابم خرد میشد.امروز صبح انقدر حالم بد بود نشستم گریه کردم از اینکه چرا من در تغییر دادن رفتارهای پسرم و مادرم ناتوانم و همیشه باید به حرفهای اونا گوش کنم و روی خوش نشون بدم و از ترس کلام قرآن هم هیچوقت به مامانم نه نگفتم واین به جایی رسیده که الان از هر صد تا کلمه ای که بامن حرف میزنه 99 تاش مسخره کردنه و من فقط گوش میکنم و حرص میخورم.

    پسرم رو میخواستم بزور تغییر بدم که بره دنبال یه کاری و تنبل نباشه…

    چقدر بجا و بموقع هدایت شدم خدایا واقعا شکرت..من فقط اومدم ببینم اگر کامنتا چیزی داره که نشون میده این فایل بدرد من میخوره برم فایل رو دانلود کنم اما حالا میفهمم که هدایت شدم…خدایا شکرت بخاطر وجود این استاد…الان بینهایت از ته قلبم خوشحالم و شکر گزار…

    جناب خوشدل ممنون که تجاربتون و هدایتهاتون رو اینجور راحت و بی کم وکاست دراختیار ما قرار میدید.

    استاد عزیزم ممنون ازینکه چشم مارو به حقایق این جهان باز میکنید…ممنون که دستی شدید برای گسترش کلام خدا در بین ما و زبان از تشکر کردن از شما قاصره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: