نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران


پس از گوش دادن به محتوای این فایل، می توانید در بخش نظرات این صحفه:

درباره تجربیاتی بنویسید از عواقب اعتماد به افرادی که الگوهای تکرار شونده مخرب دارند. سپس این اعتماد سبب شد تا از لحاظ احساسی، مالی، زمانی، انرژی و … صدمه هایی ببینید.

به عبارت ساده تر:

حرف های این افراد مبنی بر اینکه ” قول می دهم دیگر تکرار نشود ” یا ” این بار فرق دارد و من تغییر کرده ام ” و… را باور کردید و دوباره به آنها اعتماد کردید و دچار دردسرهای ناشی از این اعتماد شدید.

یا به قول قرآن دچار جهل (غلبه احساس بر منطق) شدید. به عنوان مثال:

به فردی که سابقه بدی در پرداخت بدهی اش دارد، دوباره اعتماد کردید و پول قرض دادید. سپس بعد از کلی دوندگی و پیگیری، نتوانستید طلب خود را پس بگیرید؛
به فردی که حرف ها و قول هایش غیر قابل اعتماد است، دوباره اعتماد کردید، وظیفه مهمی را به او سپردید و روی انجام آن کار توسط آن فرد حساب کردید. سپس صدمه هایی خوردید که به ارزش، اعتبار، مال و کسب و کار شما صدمه زد؛
انرژی و مال خود را صرف کمک به ترک عادت های مخرب افرادی کردید که بارها قول ترک آن عادتها را داده بودند اما هرگز به قول خود وفا نکرده اند.

مثل مثال خانمی که استاد در فایل توضیحات دادند که مصمم شده بود تا منجی آن فرد معتاد باشد و در این راه نه تنها به عواطف خود ضربه زد بلکه دارای خود را نیز از دست داد…

منتظر خواندن تجربیات و نظرات تأثیرگذارتان هستیم.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Qudrat G Yasamin» در این صفحه: 1
  1. -
    Qudrat G Yasamin گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    و دوستان گلم استاد ازتون ممنونم بابت فایل های خوب و عالی تون استاد من الگو تکراری مانند اینکه همش یادم میره خیلی زود فراموش میکنم یعنی توخانه باسم یا سرکار اکر کسی بهم بگه این کار را انجام بدی یا مادرم بگه مثلا یک ساعت بعد چنین کاری را انجام بدی من یادم میره و با هرکسی آشنا میشم طرف ظرف چند روز با خانوده ام میگه پسرتون خیلی ادم ساده است با اینکی من ساده نیستم طرف فیک میکنه من ساده ام نمدونم دلیلش چیه با من نگاه میکنه میگه چقدر پسر مظلوم و ساده است و من ب شدت حالم بهم میخوره با خودم میگم چرا اینا منو انطور میگه من که نیستم و دیگه من هواسم نمدونم چرا پرت هم میشه از کودکی تا سن مثلا الان 19 ساله هستم فکرم تو کارای دیگه بود مثلا نجوم فظا تو درسرهایم عالی بودم و کارای که برعس جامعه است و من زیاد هواسم ب این نبود که دیگرا چه میگه چبکار مبکنه چه میپوشه چه نمیپوشه و مادرم همیشه ب من میگفت تو پسر ب جای نمرسی همش فکرت تو جاهای دیگه هستی چرا فکرت تو تمام کارا نیست من خانه فامیلم رفته بودم ب من گفت برو مثلا چنین سبزی بیار نام یک سبزی ساده با اینکه من گیاه خوار نیستم ولی میگفتم این سبزی چ سکلیه و یه عالمه حرفه های ساده و غیره و حتی بعضی از وسایل های خانه را نمدونم اسمش چیه ولی از لحاض مثلا دیگه بحس ها مثلا در مورد فرهنگ و غیره خیلی اطلاعات دارم مثلا منو دوستم میگه بعنی تو بلد نیستی این کار را انجام بدی یا اسم این وسیله را نمدونی میگه تو کجا بزرگ شدی،،،، من چون فکرم هواسم تو کارا و چیزای دیگه بوده اصلا الان با خودم میگم چرا هواسم تو همه کارا نبوده الان تو مشکل میخورم و از این حرفای دیگرا ب شدت عثبی میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: