نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران


پس از گوش دادن به محتوای این فایل، می توانید در بخش نظرات این صحفه:

درباره تجربیاتی بنویسید از عواقب اعتماد به افرادی که الگوهای تکرار شونده مخرب دارند. سپس این اعتماد سبب شد تا از لحاظ احساسی، مالی، زمانی، انرژی و … صدمه هایی ببینید.

به عبارت ساده تر:

حرف های این افراد مبنی بر اینکه ” قول می دهم دیگر تکرار نشود ” یا ” این بار فرق دارد و من تغییر کرده ام ” و… را باور کردید و دوباره به آنها اعتماد کردید و دچار دردسرهای ناشی از این اعتماد شدید.

یا به قول قرآن دچار جهل (غلبه احساس بر منطق) شدید. به عنوان مثال:

به فردی که سابقه بدی در پرداخت بدهی اش دارد، دوباره اعتماد کردید و پول قرض دادید. سپس بعد از کلی دوندگی و پیگیری، نتوانستید طلب خود را پس بگیرید؛
به فردی که حرف ها و قول هایش غیر قابل اعتماد است، دوباره اعتماد کردید، وظیفه مهمی را به او سپردید و روی انجام آن کار توسط آن فرد حساب کردید. سپس صدمه هایی خوردید که به ارزش، اعتبار، مال و کسب و کار شما صدمه زد؛
انرژی و مال خود را صرف کمک به ترک عادت های مخرب افرادی کردید که بارها قول ترک آن عادتها را داده بودند اما هرگز به قول خود وفا نکرده اند.

مثل مثال خانمی که استاد در فایل توضیحات دادند که مصمم شده بود تا منجی آن فرد معتاد باشد و در این راه نه تنها به عواطف خود ضربه زد بلکه دارای خود را نیز از دست داد…

منتظر خواندن تجربیات و نظرات تأثیرگذارتان هستیم.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مرضیه ملک پور» در این صفحه: 1
  1. -
    مرضیه ملک پور گفته:
    مدت عضویت: 904 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    در مورد الگوی شونده و پترن دیگران

    با کسی میخواستم ازدواج کنم شرایط خوبی داشت ولی سرکار نمیرفت درامدش از راه دلالی و کارهای اینحوری بود و اغلب بیکار بود به من میگفت کار پیدا میکند قصد داره کار کند هی کار پیدا میکرد ولی هر دفعه یه ایرادی از کاره میگرفت و دنبال کار دیگه میرفت خلاصه چندسال هیمنجوری بود خودم شروع کردم پیشنهاد کار بهش دادم دیدم اولش قبول میکرد بعدش انگار دنبال بهانه بود دوباره ایرادی بگیره و سرکار نباید دیدم فایده ای نداره این ادم میخواد ولی نمیتونه کار کنه و براش سخته حتی حاضر نبود شروع کند بعدش میبینه توی ذهنش کاره سخت بوده

    کلا از کاه کوه میساخت

    ممنونم از اسناد عزیزم که این اختیار بهم داد بتونم نظر خودما برای بقیه دوستان بزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: