نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران
    865MB
    56 دقیقه
  • فایل صوتی نحوه برخورد با الگوهای تکرار شونده دیگران
    51MB
    56 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

644 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Qudrat G Yasamin گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    و دوستان گلم استاد ازتون ممنونم بابت فایل های خوب و عالی تون استاد من الگو تکراری مانند اینکه همش یادم میره خیلی زود فراموش میکنم یعنی توخانه باسم یا سرکار اکر کسی بهم بگه این کار را انجام بدی یا مادرم بگه مثلا یک ساعت بعد چنین کاری را انجام بدی من یادم میره و با هرکسی آشنا میشم طرف ظرف چند روز با خانوده ام میگه پسرتون خیلی ادم ساده است با اینکی من ساده نیستم طرف فیک میکنه من ساده ام نمدونم دلیلش چیه با من نگاه میکنه میگه چقدر پسر مظلوم و ساده است و من ب شدت حالم بهم میخوره با خودم میگم چرا اینا منو انطور میگه من که نیستم و دیگه من هواسم نمدونم چرا پرت هم میشه از کودکی تا سن مثلا الان 19 ساله هستم فکرم تو کارای دیگه بود مثلا نجوم فظا تو درسرهایم عالی بودم و کارای که برعس جامعه است و من زیاد هواسم ب این نبود که دیگرا چه میگه چبکار مبکنه چه میپوشه چه نمیپوشه و مادرم همیشه ب من میگفت تو پسر ب جای نمرسی همش فکرت تو جاهای دیگه هستی چرا فکرت تو تمام کارا نیست من خانه فامیلم رفته بودم ب من گفت برو مثلا چنین سبزی بیار نام یک سبزی ساده با اینکه من گیاه خوار نیستم ولی میگفتم این سبزی چ سکلیه و یه عالمه حرفه های ساده و غیره و حتی بعضی از وسایل های خانه را نمدونم اسمش چیه ولی از لحاض مثلا دیگه بحس ها مثلا در مورد فرهنگ و غیره خیلی اطلاعات دارم مثلا منو دوستم میگه بعنی تو بلد نیستی این کار را انجام بدی یا اسم این وسیله را نمدونی میگه تو کجا بزرگ شدی،،،، من چون فکرم هواسم تو کارا و چیزای دیگه بوده اصلا الان با خودم میگم چرا هواسم تو همه کارا نبوده الان تو مشکل میخورم و از این حرفای دیگرا ب شدت عثبی میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    منیژه رجاییان گفته:
    مدت عضویت: 1709 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و دوست داشتنی

    و همه دوستان همراه در این سایت بی نظیر

    ممنونم بابت فایل بسیار بسیار بی‌نظیر و تاثیرگذارتون واقعا از این فایل و نکته‌های آموزندش می‌تونیم تکلیف خودمون رو با الگوهای تکرار شونده دیگران روشن کنیم و واقعاً می‌فهمیم که نباید امیدی داشته باشیم به تغییر کردن اونا توی الگوهای تکرار شونده و بزرگترین امتیازی که این آگاهی داره اینه که تکلیف خودمونو با خودمون مشخص می‌کنیم و بسیار راحت‌تر می‌تونیم تصمیم بگیریم بدون اینکه هیچ امید واهی داشته باشیم

    و یه نکته بسیار اساسی که این آموزش داشت این بود که واقعاً ما خودمون توی تغییر الگوهای تکرار شونده خودمون هم ناتوانیم تا زمانی که تصمیم به تغییر کردن نکنیم

    چه برسه به دیگران

    وواقعا این جمله استاد بسار آدمو تکون میده که افراد نمیتونننننن تغییر کنن نه اینکه نخوان چون باورهایی بسیار قدیمی و محکم پشت اون رفتارها هست که یه شبه بوجود نیامدن که یه شبه از بین برن.

    من یه سوالی که برام پیش اومده بود اینه که ما چطوری اون اصل اون باورو پیدا بکنیم مثلاً از کجا بفهمیم که این الگوی تکرار شونده ای که خودمون داریم اصلش چیه آیا اصلش کم بوده عزت نفسه؟ اصلش باور کمبوده؟ یا هر باور دیگه‌ای ممنون میشم از دوستان اگر که لطف کنن راهنمایی کنند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  3. -
    نسترن نظامی گفته:
    مدت عضویت: 1214 روز

    سلام به استاد عزیزم

    استاد جان بسیار سپاسگزارم از بابت این همه آگاهی که به من دادین.

    خدا را شکر خیلی عالی بود.

    ممنونم که گفتین چطور از این انتقادات به نفع خودمون استفاده کنیم.

    من خودم همیشه سعی می‌کنم وقتی از کسی انتقاد می‌کنم لحن و بیانم طوری باشه که اون فرد متوجه سازنده بودن انتقادم بشه و من در واقع دارم بهش کمک می‌کنم .

    و همینطور سعی می‌کنم که توجهم روی نکات مثبت افراد باشه و به ندرت از کسی انتقاد می‌کنم.

    اما بیشترین جایی که واکنش سریع نشون میدم در مقابل انتقادانی که همسرم میکنه ازم هستش نه اینکه پرخاش کنم و تند بشم

    آروم و منزوی میشم و از درون خودمو سرزنش میکنم .

    و الان متوجه شدم که این نوع رفتار به خاطر اینکه من خودم خودم رو مورد انتقاد قرار میدم و خودمو دوس ندارم .

    و باید روی این مسئله کار کنم .

    ممنونم استاد عزیزم

    از این آگاهی های ناب ، حتما تمرین میکنم و اصلاح میکنم خودم رو

    که انشالله نتایج رو ببینم و بهتون بگم .

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    شهلا صدوقی گفته:
    مدت عضویت: 1966 روز

    باسلام خدمت استاد عزیزم نمدونم استاد چطوووووووور چه شکلی ازتون تشکر کنم شمابااین فایلهای تکرار شونده ذهن وباور هرانچه به عنوان اعتقاد می دانست همه رو کن فیکون کردید واقعا من دارم سه ماهه فقط دارم روهمین فایلها ی الگوها کارمیکنم واگر تااخرسال هم ادامه داشته باشه بازم من فقط رو همینا تمرکزی کارمیکنم استاد مردفوق العاده که تونستید چطور بازی ذهن وسیستمش رو بفهمید خدابهتون خیر کثیر بده امیدوارم منم بتونم جوابگوی این عشق شما لطف شما این خدمات ارزنده شما باشم و بتونم اینقدر ثروتمند بشم که تماااام محصولات شمارو به عنوان تشکر خریداری کنم استاد من قانون سلامتی رو خریدم اما می‌دونی چیه قسمت سخت و تاسف بار داستان اینه که من باید روزی 500هزار تومن گوشت بخورم واین پولو ندارم که هرروز هزینه کنم اول رژیم گرفتم کللللی پیشرفت کردم ولی دیدم نمیتونم ادامه بدم

    فقط بخاطر نبووووووووووود پوووووول ای ذهن بفهم بخاطر نبود ثروت نتونستم این هزینه رژیم رو پرداخت کنم واز یه مدتی به بعد به عادت غذایی برگشتم واین قسمت حقارت وتاسف بار داستان رو هزاران بار دارم بودم میگم وبه خودم قول دادم واز خداوند کمک خواستم تمااااااااااام انرژیمو بذاررم تو مسیر نعمت صراط مستقیم قرار بگیرم ننگ بر توای ذهن اگر بخواهی این حقارت رو تحمل کنی ننگ برهرچه فقر ننگ برهرچه باور کثیف وسیاهی که از حس قربانی حس بی لیاقتی وترس میاد استاد تو واقعا عالی هستی که تونستی ازفقربه ثروت برسی .آفرین دست مریزاد من فقط با درسهای دانشگاه تو حااال میکنم اصلن بااستادهای موفقیت دیگه نمییییتونم ارتباط بگیرم البته آقای عرشیانفرهم بدنیست ولی استاد به پای شما نمی‌رسه شما یه جور دیگه درس میدی یه جور دیگه حرفات می‌ره تومغز واستخون یه جور دیگه ادمو تکون میدی استاد واقعا ازت ممنونم مرسی ازت بخاطر این فایلها خواهش میکنم که بیشتر ازاین فایلهای سراسر ذهن کش بذار فایلهای سراسر راهنمایی نور ورهایی به امید رو بسیار نزدیکی که بیام واز نتایجم فریاااد بزنم که مردم بیدارشید همه چیز باااوره وعمل به هدایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    فرزاد بازیار گفته:
    مدت عضویت: 1031 روز

    سلام خدمت همه دوستان و استاد

    من چند وقته سرکار دچار همین موضوع شدم ولی خوب چیزی نگفتم که حتی اونایی که زیر که در میارن و به کارای بیرونشون برسن،حتی خیلی هم تکرار شده که من علاوه بر کار خودم کار اونام مجبورم انجام بدم یه الگوی تکراری شده ولی خوب اول اینکه نمی‌دونم چی بگم دوم تو کامنت بعضی دوستان متوجه شدم که بعضی وقتا رها کن حالا یا میگم یا اون از دایره من خارج میشه یا من بالاخره حرفمو میزنم،ولی خوب یه الگوی تکرار شونده یی هست که زیاده و متوجه میشم که دوستانم دارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    علی محققی گفته:
    مدت عضویت: 1405 روز

    بنام یزدان پاک

    سلام و درود بر استاد ارجمند و بزرگوار

    و همچنین خانم شایسته عزیزو گرامی و خانواده باعشق سایت استاد عباس منش

    خدایا شکرررررت

    بینهایت ازت سپاسگزارررررم

    که تواین مکان و زمان هستم و از این در گرانبهایی که خداوند به ما اعطا کرده استفاده بهینه داریم

    استاد این یک فایل خودش یک دوره اس و میشه با همین دانسته ها جلوی خیلی از ناملایمتی ها و تضادها رو گرفت و ازش بهره‌مند شد به شرطی که به نکات ایمان و عمل داشته باشیم

    استاد چقدر خوب و راحت و قابل درک توضیح دادین و چقدر مثل‌های خوبی رو بیان کردین و فهم و درکش رو برای من روان و لذت بخش گفتین جوری که اگه این فایل 56ساعت هم ادامه داشت ازش سیر نمی‌شدم و اصلا نفهمیدم کی تموم شد،،،

    اونجاهایی که بادقت و تاکید جمله هاتون رو می‌گفتین خیلی حواسمو جمع میکردم که دارید اصل و اساس رو تاکید مکنید و تمام الگوهایی که کن تو زندگیم باهاش برخوردم مثل فیلم از ذهنم می‌گذشت

    استاد بابت این آگاهی هایی که به اشتراک می این از تون نهایت تشکر رو دارم

    حتی پدر- مادر دوست مربی و معلم اینقدر دلسوزانه و واضح و روشن نمیان این آگاهی ها رو بگن

    من الان فروشنده حضوری هستم و با مشتریان متعددی سر و کار دارم که هر کدوم یه شخصیت خاص و جدا از هم دارن و این مثال کاملا برای من آشکار و روشن است که بیان میکنم

    یه تجربه ای هست که خدا بهم رحم کرد و خیلی دوستم داشت که دامن گیرم نشد و ازش درس گرفتم

    سال 400 یه مشتری عمده داشتم که سنگین خرید میکرد و چک میداد جوری که من به واسطه اون نفر اول فروش میشدم و حس خوبی داشتم و انتظارمن هم بالا رفته بود که باید هر دفعه بهش بار بدم

    اون یکی دو سری اول چکش رو به موقع پاس کرد و بعد یواش یواش برگشت میخورد و بلافاصله پرداخت میکرد بعدش هی زمان می‌خرید هی امروز فردا میکرد و تا20روز یک ماه عقب مینداخت و هی اذیت میکرد برای پرداخت پولش

    و از اونجایی که من به فروش و ریال اون احتیاج داشتم و میدونستم آدم بد قول شده و اکثر تلفن هاشو جواب نمیده و با علم به اینکه اگه بار بدم باید هزار دفعه زنگ بزنم و برو پیشش بازم نمی‌تونستم خودمو راضی کنم و به قول استاد پلن bرو بچینم و خودمو گول میزدم که اشکال ندارد عوضش سفارش خوبی میده و هر دفعه بهش بار میدادم و باز اذیت میشدم

    تا اینکه آخرین بار 70 میلیون بار دادم و با بدبختی و ت. چند مرحله ازش گرفتم جوری که دیگه ترسیده بودم و نگران شده بودم

    بعداز اون قضیه باز سفارش داد نمی‌دونم دقیقا چی شد که من راغب نبودم و زیاد جدی نگرفتمش و امروز فردا کردم

    تا اینکه بعد از یک هفته متوجه شدم از همه فروشنده ها کالا گرفته و فرار کرده و چند میلیاردی باخودش برده

    همین که من شنیدم که بهش بار نداده بودم کلی خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم که چه خطری از بیخ گوشم گذشته بود

    اون شد که دیگه برام درس عبرت شد کسی که به تعهداتش عمل نمیکنه و با چرب زبانی و عذر خواهی میخواد باز براش کار انجام بدی نباید باورش کنی و باید برای خودت ارزش قائل بشی و یک چارچوب و الگو داشته باشی و طبق اون امیال و خواسته و رفتارت با دیگران برخورد کنی و انتظار داشته باشی از اون به بعد سعی میکنم البته سعی میکنم که دیگه طبق الگو و قانون خودم رفتار کنم که بعداً هم دچار از دست رفتن احساسات و سو ظن و بد بینی نشم و هم انرژی و پولمو از دست ندم و سرخورده نشم

    تجربه دیگه ای که داشتم تو سالهای 89-93حدود 4سال فروشگاه داشتم مشتری‌ها ازمون نسیه میبردن و به قولشون عمل نمی‌کردم و وقتی میومدن عذر خواهی و هزارتا داستان و باز نسیه میخواستم و من باز نسیه میدادم

    چطوری که چند میلیون من توسط تعدادی از همین جنس مشتری رفت و دیگه اثری ازشون ندیدم

    مثال دیگه که میشه زد تو برنامه هایی که از افراد کلاهبردار و دزد و زورگیر میان تهیه میکنن و میپرسن چندمین باره که دستگیر شدی آدم مخش شود می‌کشه …..

    که هر دفعه نادم و پشیمون و…..

    تجربه ای که ازش استفاده کردم و نتایجش می دیدم این بود که به قول استاد من روند کسانیکه بد قوای میکنم و تعهد ندارن رو از لیست مشتریان حذف کردم و به خودم گفتم که من با این رفتار و سیستمی که اونها دارن و بیخیال و بی تعهد هستن کار نمیکنم چون ضرر شود از خیرشون بیشتره و درنهایت من حذفشون کردم و انرژیمو برای ساختن مشتری‌ها جدید درست صرف میکنم بی درد سر و شسته و رفته

    خدایا شکرت بابت این فایل عالی

    من هنوز کامنتهای دوستان رو نخوندم و مطمعنم کلی تجربه و درس میشه از کامنتهای بچه ها کسب کرد

    به امید دیدار تک تک دوستان کنار استاد دوستداشتنیمون امین خداجونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    شکوفه خیرخواه نیا گفته:
    مدت عضویت: 1169 روز

    سلام به استاد عزیز

    واقعا ممنونم بابت مطالب خوبی که گفتین. من قبل از این فایل اصلا نمیدونستم که در اطرافیانم پترنی وجود داره و فکر میکردم این روند زندگی هست.

    اولین پترنی که خیلی تجربش کردم و مربوط به نزدیک ترین فرد به من هست‌. همیشه با دوست پسرش دعواش میشد و اون آقا پسر خیلی اذیتش میکرد ،هرموقع با گریه میومد سمت من و درخواست کمک میخواست و میگفت من دیگه از این پسر جدا میشم ، من هم نصیحتش میکردم و کلی باهاش صحبت میکردم و از آخر کار خودشو انجام میداد و بر میگشت به دوست پسرش و این پترن برای من هزااارااان بار تکرار شده:))))))))

    پترن دیگه دیر کردن دوستانم هست و من بیشتر اوقات به موقع سر قرار میرسیدم ولی نزدیک نیم ساعت دوستام دیر میومد.

    دختر دایی من پترنش اینه که یه جا بشینه باهمههه در مورد همههه چی غیبت میکنه (البته من به خاطر حرفایی که استاد گفتن ، دیگه پای غیبتاش نمی نشستم) خلاصه الان فهمیدم پترنش اینه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    رامین حاتمی گفته:
    مدت عضویت: 1222 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی ️

    من با شرایط مالی رو ضعف

    فقط تونستم با گوش دادم من تموم وجود تک تک حرف باورکردم استاد عزیزم

    ب قول خود استاد تا آماده شنیدن یک مطلب نشوی هرگز اون مطلب نخواهی شنید

    من باور کردم شرایط دلخواه زندگی خودمون رقم بزنیم

    من هنوز از لحاظ مالی و هر رابطه دیگه رو ب رشدم

    این باورهای محدود کننده ک از درون باید تغییر کنه خدا هزاران مرتبه شکر تونستم اکثر باور های مخرب پیدا کنم

    و برطرفش کنم

    ب عنوان مثال من چون تو خوانواده ی بزرگ شدم ک همیشه ثروت نیست باید با سختی بدست بیاد

    این باورهای محدود کننده ک باعث من تو هر شرایطی من ضربه بخورم

    افکار و باور کننده ک درون ما هست باعث میشه که زندگی رقم بخوره

    ب هر آنچه که فکر کنیم همون شرایط زندگی رقم میخوره

    من از خدا میخواهم ک نشانه های بهم نشون بده چ قدر مقدمه فایل دروه ای کشف قوانین زندگی بهم کمک کرده خداشکر هزاران بار گوش دادن تکرار نمیشه هربار گوش دادن ی ایده ی دیدگاه متفاوت خیلی خدا هزاران مرتبه شکر بهترین هدایت تو کل زندگیم بود بازم خداشکر هزاران مرتبه شکر خیلی تغییر در زندگیم رخ داد

    جا داره تشکر ویژه از استاد کنم ک شما مثل نوری هدایت تاریکی بود

    خدایا شکرت واسه این همه نعمت ️

    خداشکر واسه وجود استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    همه شما دوستان عزیز و استاد گرامی ب دست ثروتمند خدا میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    محمد منجزی گفته:
    مدت عضویت: 3851 روز

    استاد سلام

    استاد شما در خیلی از دوره هاتون گفتید اگر تمرکز تون بر روز ویژگی های مثبت افراد باشه یا اونها تغییر پیدا میکنن یا شرایط شما تغییر پیدا میکنه الان شما می گید افراد تغییر پیدا نمی کنند این حرف با تکنیک شما که می گید روی ویژگی مثبت افراد تمرکز کنید تا تغییر کنند تناقص داره لطفا برای اینکه سردرگم نشیم لطفا این نکته رو توصیح بدید. با تشکر از لطف تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فریده گفته:
      مدت عضویت: 2076 روز

      دوست عزیز استاد در مورد نکات مثبت هر شخصی گفته که اگه شما بهش توجه کنید نکات مثبت بیشتری می‌بینید.. در مورد الگوها ما نمیتونیم الگوی کسی رو تعغییر بدیم.. ما به سختی الگوهای خودمان رو هم تعغییر میدیم چه برسه به شخص دیگه.. پس توجه به نکات مثبت با درک الگوها کاملا فرق داره.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مجتبی یعقوبی زاده گفته:
      مدت عضویت: 2911 روز

      دوست عزیز وقتی تمرکزت روی نکات مثبت باشه تو روابط هم فقط ویژگی های مثبت اون شخص رو به یاد بیارید وبیتوجهی کنی به نکات منفیش باعث ایجاد برانگیختگی روابط میشه ونکات مثبت بیشتری از وجود اون شخص جذب میکنید ودر بعضی از اوقات وقتی شما تمرکزت رو خودت باشه وسعی کنی مدارتو تغییر بدی آدمای ناهماهنگ با شما از مدارتون خارج میشن ودیگه نمیبینیدش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2478 روز

    به نام خالق صلح و مهربانی

    سلام به استاد و خانم شایسته و تمام دوست‌های عزیزم

    چند تا مثال مشهود دارم از همین چند وقت پیش خودم

    که با اتکا به آگاهی های این فایل و فایل دلیل نتایج پایدار و فایل حاضری چه چیزی برای رسیدن به هدفت قربانی کنی چندین دوستی که باهاشون ارتباط نزدیک کاری داشتم رو گذاشتم کنار

    (صرفاً اسم هاشون رو می‌نویسم که اگه بعداً برگشتم و رسیدم به این دیدگاه بدونم با چه اشخاصی به چه دلایلی کات کردم)

    1- مهدی، در مواقعی که با هم قرارداد مشترک داشتیم در هنگام بازدید و عقد قرارداد و مخصوصاً بعد از عقد قرارداد به شدت استرس می گرفت و توی ذهنش این بود که هرچییییی که مشتری میگه حق با اونه چون کمیسیون داده چون ما وظیفمون هست و ….

    و به این شکل مشکلات زیادی هم برای خودش هم برای من درست می کرد و باعث میشد، مشتری کاملاً سو استفاده بکنه و درخواست های غیر منطقی ای داشته باشه که اصلاً و ابداً در شرح وظایف من مشاور یا دفتر املاک نیومده!!

    من چند باری تحملش کردم

    با توجه به اینکه ایشون سنش هم از من بیشتر بود بهش گفتم آقای فلانی این اشتباه ها… و… ولی گوشش به این حرف ها بدهکار نبود

    اونجایی که استاد در فایل دلیل نتایج پایدار گفت اگر من برای خودم ارزش قائل باشم! با کسی که میدونم برام مشهوده که داره بهم لطمه میزنه هرچقدر هم خوبی داشته باشه دیگه کات می کنم، تمام، پروندش رو در ذهنم می بندم

    من هم به غرورم برخورد و با اینکه خیلی برایم سخت بود چون طی چند ماه اخیرش رابطه‌ی دوستانه و همکاری قشنگی رو با هم شکل داده بودیم باهاش کات کردم و خیلی شیک و محترمانه بدون اینکه به ایشون چیزی بگم دیگه کاری باهاش نداشتم سراغی ازش نگرفتم و خیلی جالبه جهان ایشون رو جا به جا کرد برد یه منطقه‌ی دیگه‌ی شهر و دیگه اصلاً نمی بینمش

    شمارش هم که همون روزها پاک کردم

    بعداً هم در موقعیت های مختلف چند باری زنگ زد و سعی می کرد رابطه‌رو اصلاح کنه چون فهمیده بود من سرد و غیر دوستانه جواب میدهم ولی وقتی من استمرار به خرج دادم دیگه خدا رو شکر زنگ هم نزده و اصلا از ایشون خبر ندارم

    مورد بعدی

    2- یکی از دوستانم که آقا هست و همکار هم بودیم، چند سال با هم رفیق بودیم و خاطرات بسیار قشنگی رو در کنار هم تجربه کردیم

    این اواخر به صورت واضح به یه سری الگوهای رفتاری پی برده بودم ولی ترس!! ترس از تنها شدن و شرک باعث میشد که ایشون رو در زندگیم نگه دارم

    ولی وقتی فهمیدم در یه سری موارد کاری به طرز مشهودی ایشون داره از من سو استفاده می کنه و اسمش هم میزاره لطف!!

    و یا یه جاهایی به خاطر غرور بی جا رسماً من و دیگر دوستانی که باهاش بودن رو تخریب می کنه!! البته به صورت غیر مستقیم و با کنایه زدن

    به خودم گفتم محمد هرررر چقدر خوب باشه!! دیگه نمی خواهم با این آدم دوست باشم عطاشو به لقایش می بخشم

    به خودم می گفتم محمد یادت باشه این آدم رو یه روزی تو درخواست کردی خدا آورد تو زندگیت

    حالا خدا که اصل کاری هست رو فراموش کردی چسبیدی به این آدم!!

    باور کنید به خاطر رابطه‌ی عمیق رفاقتی خیلییی سخت بود این تصمیم ولی به خودم گفتم محمد اگه نیای بیرون از این دوستی یعنی مشرکی

    و

    یادت باشه در یک قلب دوتا فرمانروا نمی گنجه یا خدا قدرت مطلق هستش و می پرستیش یا این بنده‌ی خدا رو!! اینجوری با این حرف ها خودم رو قوی می کردم…

    به لطف خدا الان یکی دو ماهی هست که ازش خبر ندارم

    شمارش هم پاک کردم

    شماره ‌ی تمام اطرافیانش هم پاک کردم

    یعنی ایشون از من جدا شد و رفت یه دفتر املاک دیگه که من از اون دفتر و آدم هایش اصلا حس خوب نمی گرفتم

    تمام شماره‌هاشون رو … خانم منشی که اون هم از دوستان قدیمی و خوبم بود ، خانم حسابدار که ایشون هم از دوستان خوبم بود در گذشته ، مدیر اون دفتر که… به همین شکل و هرچیزی که از اون دفتر و آدم هاش بود رو از موبایلم و از ذهنم آگاهانه حذف کردم تاکیید می کنم آگاهانه و دیگه آگاهانه اون دفتر نمیرم و آگاهانه حتی وقتی پیاده یا با ماشین از اونجا رد میشم (چون در یکی از شاه راه های این محله است و اتوبوس و تاکسی هایی که از داخل شهر به سمت محل کارم یا خونم میان از اونجا رد میشن) صورتم رو می چرخونم به سمت اون طرف مخالف یا با موبایلم کار می کنم یعنی به قول قرآن آگاهانه اعراض می کنم

    خداوند کمکم کنه ان شا الله اینقدر ادامه بدهم تا از نطر فیزیکی هم لوکیشنم عوض بشه و از این شهر مهاجرت کنم به نیت‌ بزرگتر شدن رشد کردن و توکل کردن در عمل

    و باورم هم اینه که درهایی از نعمت و ثروت با مهاجرت به روی زندگیم باز میشه

    مورد شماره 3- زهرا خانم، ایشون هم یکی از همکار هایی بود که در یک بازه‌ی زمانی مشخص خیلی ارتباط همکارانه‌ی زیادی داشتیم و ساعات زیادی از روز رو با هم سپری می کردیم

    ایشون هم یه سری رفتار ها ازش دیدم که متوجه شدم انگار داره از من سو استفاده می کنه!! به‌همین شکل ایشون هم شماره هایش رو پاک کردم و سعی کردم به هر شکل ازش دور بشم

    در این سه مورد یادم رفت بگم که من با این آدم ها یه سری عکس و فیلم هم داشتم

    همشون رو … همه و همه و همه رو پاک کردم … نقطه سر خط

    نمی خواستم حتی سر سوزنی اثری از این آدم ها در زندگیم بمونه

    نتیجه‌ای که تا الان متوجه اش شدم طی این چند ماه آرامش و آرامش و آرامش بوده و البته که یه احساس غرور خوبی دارم یه حسی از اعتماد به نفس که من برای بهبود شخصیتم و رفتن به مدارهای بالاتر رفتم تو دل ترس های بزرگم ، بها پرداخت کردم

    آرامش و حس خوب تازه نتایج اولیه است و قطعا پاداش های بزرگتر هم وارد زندگیم میشه به شرطی که من این مسیر رو ادامه بدهم و بر نگردم به مسیر قبلی…

    برای خودم و برای شما از خداوند ایمان راستین، ایمانی که عمل بیاورد، طلب می کنم

    پایدار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: