مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- تحقق خواسته ها ترکیبی است از انجام اعمال هماهنگ با خواسته یا به قول قرآن (اعمال صالح) + ترک یک اعمال ناهماهنگ با خواسته؛
- رسیدن به خواسته ها معنوی ترین کار دنیاست؛
- وقتی به هر خواسته ای می رسی، جهان پیرامون خود را در ابعاد زیادی رشد می دهی؛
- تئوری مدارها
- رابطه مستقیم میان “تحقق یک خواسته” و ” معنویت”
- چگونه از مدار فعلی به مدار بالاتر صعود کنیم
- باورهایی برای امکان پذیر بودن خواسته ها
- امکان پذیری رسیدن به خواسته ات را با محدودیت های شرایط کنونی ات نسنج
- چگونه از مسیر تحقق خواسته هایم لذت ببرم؛
تمرین دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”:
با توجه به آگاهی های این قسمت، چه راهکاری شخصی را می توانید برای صعود از مدار فعلی به مدار، برای خود لیست کنید؟
منابع کامل درباره محتوای این قسمت: دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
آگاهی های این دوره در یک کلام، ردّ پاهای استاد عباس منش در مسیر تغییر شرایط نادلخواه، خلق شرایط دلخواه و تحقق خواسته ها یکی پس از دیگری است.
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم198MB20 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | چگونه وارد مدار خواسته ام شوم18MB20 دقیقه













به نام الله یکتا
دیشب یه جورایی با خدا قهر کردم دعوام شد و بهش گفتم از دستت عصبانیم و کلی غرغر کردم باهاش و خیلی زود تلاش کردم از این حال هوا در بیام چون خوب میدونستم که اگه فرکانس منفی بفرستم اوضاع سختتر میشه.حالم یکم بهتر شد اما اون آرامش همیشگی رو نداشتم تصمیم گرفتم بخوابم و صبح زود پاشم و برم سراغ سایت و مرور دورهها و …
اما یه دفعه متوجه شدم که دخترم که هنوز شیرخواره نق نق میکنه و نمیخوابه و کم کم تبدیل شد به گریه و این شد که تا حدود ساعت 3 بیدار بودم و دوباره انگار سطح انرژیم پایین بود و دیگه خوابیدم سر صبح که بیدار شدم حس کردم که به اندازه ی هر روز انرژی ندارم اما خدا را شکر از هر راهی شده استفاده میکنم تا سطح انرژیم رو بالا ببرم.همین که چشمام رو باز کردم طبق عادت شروع کردم تمرین ستاره قطبی رو در ذهنم انجام دادم و اولین خواستم مطابق هر روز احساس آرامش عمیقتر و حضور در لحظه است.
دومین خواستم گفتم خدایا من حس میکنم انگیزم برای رسیدن به اهدافم پایین اومده و دوست دارم امروز یه اتفاقی بیفته که انگیزه و انرژی مضاعفی بهم بده و امیدوارتر از قبل در جهت اهدافم قدم بردارم و بعد هم رفتم تو سایت کامنت گذاشتم و مطالبمو مرور کردم و نزدیکای ظهر با همسرم و دخترام رفتیم پیادهروی و تو مسیر پیادهروی یه دفعه دختر بزرگم که 9 سالشه و خیلی باهوشه و معمولاً هم کلی ایده داره در مورد موضوعات مختلف شروع کرد به صحبت کردن که ما باید زمین بخریم و خونه جدید مطابق خواستههامون بسازیم اولش با خودم گفتم یه چیزی میگه این بچه اما یه لحظه با تمام وجودم به حرفاش گوش دادم و تلاش کردم حرفی از نشدن نزنم ناخودآگاه به همسرم گفتم فلان جا زمیناش قیمتش حدود 3 میلیارد اگه ما آپارتمانمونو بفروشیم حدود یه میلیارد دستمون میاد زمینم میتونیم بخریم یه مقدار هم پول پس انداز داریم پس میشه به عنوان گزینه بهش نگاه کرد
همسرم هم گفت آره فکر خوبیه و همه این حرفها رو من ناخودآگاه زدم اما بعد که بهش فکر کردیم دیدیم شدنیه و خیلی حس خوبی بهمون داد🙂جالبترش این بود که من چند لحظه بعد متوجه شدم من از خدا یک انگیزه خواستم و من عاشق خونه ویلاییم و از اون جالبتر این بود که من زدم روی نشانه روزانم و دقیق این فایل اومد و انگار خدا خیلی واضح با من حرف زده بود که بله میشه تو فقط باور کن همه چی میشه…
تو فقط به من تکیه کن همه چی شدنیه انقدر زود قهر نکن باهام حتی وقتی شرایط به ظاهر به نفع تو نیست به من اعتماد کن🥰
خدایا سپاس که اینقدر زیبا با من حرف می زنی
به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام هفده 17 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام هفدهم، که در رابطه با موضوع : ” چگونه وارد مدار خواسته ام شوم ” هست، که قبلا هم چند بار من این فایل رو گوش کردم و از آگاهیهاش استفاده کردم در زندگیم، و اما این بار میخوام که بعد از گوش کردن این فایل در این پروژه ردپام رو هم به ثبت برسونم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه که بتونم به بهترین نحو و کاملا هدایتی این کار رو انجام بدم، و البته که فکر میکنم که این موضوع یکی از موضوعات مهم هم هستش، و احتمالا سوال اکثر ماهایی که توی این مسیر هستیم هم هست.
واقعا همین اول، که متن ابتدای این قسمت رو که خوندم با اینکه متن هم کوتاه بود، اما خیلی برام آگاهی داشت و من رو به درک بالاتری رسوند نسبت به این موضوع خداروشکر.
ما زمانی که به خواستههامون میرسیم، باعث هر چه بیشتر گسترش در جهان میشیم که این گسترش هم یکی از اهداف خداوند هست، و رسیدن به خواستهها یه امر مقدس هست، ما وقتی به خواستهها، و رویاها، و آرزوهامون میرسیم یه عالمه آدم رو تحت تأثیر خودمون قرار میدیم، و جهان رو هم تحت تأثیر قرار میدیم، وقتی که ما به خواستهمون میرسیم اگه از بُعد کارآفرینی بخوایم بهش نگاه کنیم یه عالمه آدم در جهان میرن سر کار وقتی که ما به خواستهمون میرسیم، یه عالمه اختراع و اکتشاف در جهان ایجاد میکنیم، یه عالمه چیز جدید تولید میکنیم، یه عالمه خدمات جدید ارائه میدیم.
برای اینکه به رویاها و آرزوها و اهدافمون برسیم یکسری کارها رو باید انجام بدیم، و یکسری کارها رو نباید انجام بدیم، یعنی در واقع یه سری قدمها رو باید برداریم برای رسیدن بهشون، و یه سری قدمهایی که قبلا برمیداشتیم و تمرکزهایی که قبلا میکردیم و روی چیزهای دیگهای که میزاشتیم رو باید کنار بزاریم، و اون آشغالها و منفیهای ذهنی رو باید بریزیم بیرون، و در واقع به همون اندازهای که داریم خوراک خوب به ذهنمون میدیم، به همون اندازه که باورهای درست برای خودمون ایجاد میکنیم، و این نکته هم که خیلی مهمه، به همون اندازه هم مهمه که ما یکسری چیزها رو بریزیم بیرون، و یه سری کارها رو نکنیم، یه سری قدمها رو برنداریم، و یه سری توجهها رو نداشته باشیم، و این خیلی نکته مهمی بود واقعا برام.
ما باید بتونیم ورودیهامون رو کنترل کنیم، هدفهامون رو مشخص کنیم، و در جهت اهدافمون هم حرکت کنیم.
تمام اتفاقات زندگی ما رو کانون توجه ما به وجود میاره، باورهای ما دارن به وجود میارن اتفاقات رو.
قانون جهان اینه که ما با افکارمون، با باورهامون، توی مدار خاصی قرار میگیریم، توی هر مداری هم خب یک سری چیزها وجود داره، یه سری اتفاقات هست، و هر کسی هم که در هر مداری هست اتفاقاتی از اون دست اتفاقات اون مدار رو داره توی زندگیش تجربه میکنه.
ما باید جهان رو مدارهای متحدالمرکزی ببینیم که بیانتها هستن، که از بدترین مدار داخلش هست، تا بهترین مدارها، و اینها هی درجه درجه از تاریکی به روشنایی هی تغییر میکنن، و هر چقدر هم که به مدار بالاتر و به مدار روشنتر بریم، اتفاقات بهتر رو تجربه میکنیم، نعمتهای بیشتری رو تجربه میکنیم، ایدههای بهتری رو تجربه میکنیم، آدمهای بهتری وارد زندگیمون میشن، درآمدمون بالاتر میره، و کلا همه چیز بهتر و بهتر میشه، و انگار همه چیز در اون مدارِ سادهتره، راحتتره، و در واقع ما باید جهان رو اینطوری ببینیم.
و کاری که ما باید انجام بدیم اینه که بیایم با باورهامون، با افکارمون، خودمون رو به مدار بالاتر برسونیم، با توجه کردن به چیزهایی که به من احساس بهتری میده، با نگاه کردن به نعمتها، با سپاسگزار خداوند بودن، با به هر مسئله و مشکلی جوری نگاه کردن که ازش انرژی و قدرت بگیریم به جای اینکه ما رو ناراحت کنه، ما به این شکل میتونیم وارد مدار بالاتر بشیم، و نکتهای هم که هست اینه که ما کاملا باید بحث تکامل رو هم درک کنیم، و یک شبه هم مدارها تغییر نمیکنن، از یه مداری که داریم هر دفعه یه ذره میریم بالاتر، و هر دفعه این موضوع تکرار میشه، و وقتی هم که چند سال این کار رو انجام میدیم، مثل کسی میمونیم که چند ساله داره ورزش میکنه، و از زمین تا آسمون همه چی تغییر میکنه.
و در واقع ذهن ما مثل یک دستگاه فرستندهست که داره یه سری فرکانسها رو به جهان ارسال میکنه،
و به قول حضرت مولانا :
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید ندا ها را صدا
یعنی اینکه این فرکانسها رو ما به جهان ارسال میکنیم، این جهان هم یه کانورتور هست که فرکانس رو تبدیل میکنه به اتفاقات و وارد زندگیمون میکنه اونها رو، و این اتفاقات هم زمانی وارد زندگی ما میشن که ما وارد یه مدار دیگهای میشیم، دقیقا عین این ماهوارههایی که دور کره زمین دارن میچرخن، عین این امواج رادیویی، و ما زمانی میتونیم اتفاقات و شرایط رو خلق کنیم که وارد اون مدار بشیم، فقط بحث اینجاست که چیکار کنیم که از این مداری که هستیم وارد اون مدار بشیم ؟! ، و جوابش اینه که : با کنترل ورودیهامون، چیزهای نامناسب رو نشنویم و در موردشون صحبت نکنیم، با کنترل تمرکزمون، با ایجاد باورهایی که به ما احساس قدرت و احساس ایمان میده، احساس توکل میده، احساس خوب میده، و با انجام دادن این کارها ما میتونیم مدارمون رو تغییر بدیم، ولی ذهن هم مقاومت میکنه، ذهن قبول نمیکنه در شروع کار، باید این کار رو هی ادامه بدیم، باید تمرین کنیم، باید کار کنیم روی خودمون.
و با انجام دادن این کارها رویاهامون به حقیقت میپیونده، هیچ رویایی نیست که اونقدر بزرگ باشه که ما نتونیم داشته باشیمش، و باید این موضوع رو بپذیریم.
فقط باید باور کنیم، فقط باید نزاریم اون مسائل و تضادها و مسائلی که الآن هست ما رو تسلیم کنه، نزاریم اون موقعیت فعلی ما رو از اهدافمون دور کنه، باید بتونیم رویاهامون رو توی ذهنمون نگه داریم، باید بتونیم بهش بال و پر بدیم، باید بتونیم تغذیهش کنیم، باید بتونیم خدا رو باور کنیم، باید بتونیم از تواناییهامون استفاده کنیم، فقط باید حرکت کنیم، در مسیر درست حرکت کنیم.
باید اول باورهامون رو درست کنیم و بعدش در مسیر درست حرکت کنیم، باید با عشق حرکت کنیم، حرکت کنیم و بدوییم اما دویدن با لذت، با شادی، و زمانی هم که این دیدگاه و نگرش رو داشته باشیم برای حرکت در مسیر، هیچوقت خسته نمیشیم اصلا، و اینکه ما اگر در مسیر علائقمون هم حرکت کنیم همین موضوع باعث میشه که ما با احساس خوب ادامه بدیم، و اون دویدنمون برامون لذت بخش میشه برامون.
و وقتی هم که ما قوانین رو درک میکنیم و میفهمیم که چی رو دوست داریم توی زندگیمون، چه تواناییهایی داریم، چه خواستههایی داریم، چه استعدادهایی داریم، چه مسیری رو میخوایم طی کنیم، و با عشق و باورهای درست و با ایمان و توکل وارد اون مسیر میشیم، اون وقت اصلا خود مسیر برامون لذت بخش هست، و البته مسیر هم خودش یه نوع نتیجهست.
ما نباید رویاهامون رو فراموش کنیم، باید حرکت کنیم در مسیر درست، حرکت با توکل، با ایمان، با احساس خوب، با باورهای خوب.
من خودم به شخصه تمام فایلهای سایت رو بارها و بارها گوش میکنم، و بعد از هر بار که گوش میکنم و نکته برداری میکنم درکم بالاتر میره و مسیر درست رو بهتر میتونم پیدا کنم تا درش حرکت کنم، و بهتر میفهمم قضیه رو، و هر بار هم که فرکانس و مدار ما تغییر میکنه، خب ما به درک جدیدتری و بهتر و کاملتری از این آگاهیها میرسیم، و لامپهای جدید توی ذهن ما روشن میشه بخاطر اینکه ما داریم تغییر میکنیم، بخاطر اینکه نگاه ما داره تغییر میکنه.
تمام اهداف ما، چه مادی باشه، چه غیرمادی باشه، چه در رابطه با سلامتی باشه، روابط باشه، هر چی که باشه، اگر که در مسیر درست حرکت کنیم، در واقع خیلی زود بهش میرسیم.
و از همون لحظهای که ما شروع میکنیم که روی خودمون کار کنیم، از همون لحظه هم نتایج میاد، و ما در هر گام مدارمون بالا و بالاتر میره، و همه چیزمون تغییر میکنه، شخصیتمون، دیدگاهمون، نگاه و نگرشمون، و کلا یه آدم دیگهای میشیم، با یه سبک زندگی جدید، و زمانی هم که این مسیر رو ادامه میدیم، اینقدر برامون لذت بخش هست که هی هر چقدر هم که ادامه میدیم هی نتایج بهتر و بهتر و بهتر میشه، و مدارها هم که انتهایی نداره، و هر روز باید به مدارهای بالاتر فکر کنیم، و هر روز باید به قانون توجه کنیم، که بهتر یاد بگیریم که چجوری باورهامون رو درست کنیم، که چجوری توجهمون رو کنترل کنیم، چجوری ورودیهامون رو کنترل کنیم، چه فرکانسی بفرستیم برای رسیدن به خواستههای بیشتر، این مسیر که انتهایی نداره، باید همیشه در این مسیر حرکت کنیم، توقف اصلا معنایی نداره در دنیای مادی، در دنیای مادی همه چیز در حال حرکته، یا داریم میریم بالا یا داریم میایم پایین، واینسادیم ما هیچکدوممون، اگر روی خودمون کار نکنیم داریم میریم پایین، اما اگر روی خودمون کار کنیم داریم میریم بالا، و باید همیشه توی این مسیر با عشق حرکت کنیم، خوب زندگی کنیم، لذت ببریم از زندگی، و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن بکنیم.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 11 دی 1404