داستان تحول من
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- به رؤیاهایت باور داشته باش 1377MB32 دقیقه
شرایط سخت و طاقت فرسا، شروع تحول زندگی من بود. پس از سالها زندگی در شرایط ناخواسته، مصمّم شدم تا زندگی دلخواهم را بسازم. به ندای قلبم اعتماد کردم و ذهنم را برای تغییر همه چیز باز گذاشتم:
- تغییر شهری که سالها در آن زندگی کرده بودم و همه جای آن را میشناختم؛
- تغییر روابط و دوستانی که آن روزها مهمترین سرگرمی زندگیام بودند.
- تغییر شغلی که تصور میکردم تنها کاری است که انجامش را بلدم.
- و مهمتر از همه تغییر باورهای محدودکنندهای که، بعداً فهمیدم منشأ همهی این ناخواستهها بودند؛
زیرا “نشانهها” به وضوح فریاد میزدند که زندگی به سبک اکثریت جامعه، مثل زنجیر، تو را در این شرایط نادلخواه نگه داشته و مرتباً همین ناخواستهها را برایت تکرار میکند.
آن روزها با این وضوح که در دوره 12 قدم آموزش دادهام، بلد نبودم فکر خدا را بخوانم و قوانین بدون تغییر این نیرو را بفهمم. آن روزها با این وضوح، ارتباط بین باورهایم و شرایطی که تجربه میکنم را نمیدیدم. آن روزها به دقتِ تمرین ستاره قطبی، بلد نبودم فرکانس خواستههایم را به جهان ارسال کنم. اما داستان تحوّل من با مشاهده زندگی افرادی شروع شد که در همان شهر و اوضاع اقتصادی همان کشور زندگی میکردند و با اینکه استعداد و توانایی بیشتری نسبت به من نداشتند، زندگی روی خوش و پربرکت خودش را به آنها نشان میداد و باعث شک کردن من به پیش فرضهای ذهنم میشد.
همهی عمر رویای زندگی در آزادی مالی، زمانی و مکانی را داشتم تا بتوانم هر ایدهای که دارم را اجرا کنم؛ هرجای دنیا که خواستم زندگی کنم؛ هر وقت که خواستم مسافرت بروم، بیآنکه نگران هزینههای آخر ماه یا کمبود وقت و انرژی باشم.
یادم میآید برای سالهای متوالی، عید هر سال باز هم به جیب خالیام نگاه میکردم و به خودم میگفتم:
- “عید سال بعد، دیگر مشکلات مالی امسال را ندارم و میتوانم برای عزیزانم هدایایی ارزشمند بخرم”
دیدن آدمهایی که آرزوهای من، واقعیت زندگی آنها بود، این رویا را هر روز قویتر میکرد. مشاهدهی زندگی آنها، این ایمان را در دلم رشد میداد که شرایط کنونی را به عنوان واقعیت زندگی یا سرنوشت غیر قابل تغییر، نپذیرم.
همین ایمان بود که مرا به سمت کشف قوانین زندگی هدایت کرد. هرچه قوانین زندگی را بهتر میشناختم، رؤیای زندگی در آزادی مالی و زمانی و مکانی، امکان پذیرتر به نظر میرسید و رسیدن به آرزوهایم برای ذهنم منطقتر میشد.
رمز تغییر این است که در شروع کار، ثابت قدم بمانی و مسیر درست را ادامه دهی حتی اگر ظاهراً نتیجه خیلی عظیمی نمیبینی. آن روزها فقط یک راننده تاکسی بودم و ذهنم مملو از باورهای محدود کننده و فقر آلودی بود که اجازه دیدن فراوانی نعمتها را به من نمیداد. ذهنم آنقدر با باورهای محدودکننده برنامهنویسی شده بود که نمیتوانستم دلیل زندگی در شرایط ناخواسته را باورهای محدودکنندهام بدانم، نه پدرم! نه جامعه! و نه هر عامل دیگری بیرون از من.
اما میدانستم قدم اول از پذیرفتن این مسئولیت شروع میشود.
قدم اول این است که بپذیری شرایط سخت مالی زندگیات را خودت با باورهایت ایجاد کردهای و ربطی به شرایط اقتصادی مملکت ندارد؛ بپذیری این تحقیر شدنها در رابطه، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به ویژگی های اخلاقی همسر یا اطرافیانات ندارد؛ بپذیری شرایط زندگیات، نتیجه باورهای خودت است و ربطی به مکان جغرافیاییای که در آن به دنیا آمدهای، ندارد؛
در ابتدای مسیر، وقتی هنوز نتیجهی خیلی بزرگی در دست نداری که بتوانی حریف نجواهای ذهن بشوی، باید بتوانی ایمانت را حفظ کنی؛برای تغییر باورهایت مصمم بمانی و ادامه دهی؛
به جای واکنش نشان دادن به شرایط ناخواسته کنونی، “احساس خوب داشتن” را اصل بدانی و به شیوه محدودکننده قبلی برنگردی؛
من در مسیر تغییر باورهایم، جای خالیِ “همراهان مثبت و حمایتکننده” را به وضوح میدیدم. خصوصاً در ابتدای مسیر که ذهن تمام تلاش خود را میکند تا تو را به شیوه قبلی برگرداند. در چنین لحظاتی که کنترل ذهن سختترین کار دنیا میشود، حضور در یک محیط ایزوله مثل “خانواده صمیمی عباسمنش”، برای تقویت ایمانم حیاتی می شد. برای همین مصمم شدم تا “این محیط صمیمی” را بسازم و مسیر را برای اعضای این خانواده، هموار کنم.
- زیرا حضور در این محیطِ سرشار از آگاهیهای خالص، میتوانست راهنمایی راستین باشد برای تقویت ایمانِ نوپایم در شروع مسیر؛
- محیطی که هر بار به آن وارد میشوم، کلیدهای هدایتگر را در دستم بگذارد و باورهای نوپای مرا با ورودیهای قدرتمندکننده تغذیه کند؛
- محیطی که بودن در آن، مدام به یادم آورد: “ساختن باورهای قدرتمند کننده“، ارزشمندترین سرمایهگذاری در زندگیام است؛
- کنترل ورودیهای ذهنم، مهمترین مسئولیت زندگی من است.
اگر در لحظات ناامیدی که ترسِ “اگر جواب ندهد چه” در من رخنه میکرد، محیطی مثل خانواده صمیمی عباس منش را داشتم، قانون احساس خوب = اتفاقات خوب را سریعتر به یاد میآوردم؛ ضرورت اجرای این قانون را بهتر درک می کردم و این یادآوری، قدمهایم را برای استمرار ورزیدن در این مسیر، استوارتر می کرد. در حقیقت، پیچ و خمهایی که من در مسیر درک قوانین زندگی و نحوه هماهنگ شدن با آنها تجربه کردم، باعث شد تا بخواهم این دانشگاه زندگی ساز را ایجاد کنم:
- دانشگاهی که “توحید” را به عنوان اصل و اساس رسیدن به آزادی مالی و زمانی و مکانی، به من یاد بدهد؛
- دانشگاهی که این اساس را به من بفهماند که: “تمام اتفاقات زندگیام بدون استثناء نتیجه باورهای خودم است“؛
- دانشگاهی که رابطه “توحید عملی” با “این اساس را به من نشان دهد تا بتوانم شرکهای مخفی ذهنم را بشناسم؛
- شرکهایی که تلاش میکنند عواملی مثل شانس، جبر جغرافیایی، وضعیت خانواده و… را عامل تعیین کنندهی شرایط زندگیام بدانم و به این شکل مسئولیت تغییر زندگیام را به عهده نگیرم؛
- دانشگاهی که در صلح بودن با خودم را به من یاد بدهد؛
دانشگاهی که با آموزههایی چون دوره جهانبینی توحیدی، توانایی کنترل ذهن را به من بیاموزد. به گونهای که: آرامش را جایگزین نگرانیهایم کند؛ ایمان را جایگزین ترسهایم کند؛ توحید را جایگزین شرکهای مخفی وجودم نماید؛
دانشگاهی که با آگاهیهایی اصل و خالص ” دوره روانشناسی ثروت ۱ “، منطقهایی قوی دربارهی امکان پذیربودنِ رسیدن به استقلال مالی در دستم بگذارد و به من کمک کند تا «ساختن استقلال مالی» را از همین جایی که هستم و همین شرایط و امکاناتی که دارم، شروع کنم. آگاهیهایی که در یک فرایند لذتبخش، باورهای قدرتمند کننده را جایگزین باورهای محدودکنندهای نماید که در تمام این سالها ذهنم را برای فقر طراحی کرده بود؛
دانشگاهی که تا با آگاهیهای خالص “دوره روانشناسی ثروت ۳ “، مرا به این اطمینان برساند که، برای راه اندازی کسب و کارم، نیاز به سرمایه اولیه هنگفت ندارم، بلکه نیاز به باورهای ثروتآفرین دارم؛ نیاز به تشخیص هدایتهای خداوند و حساب کردن روی آنها دارم؛ نیاز به شناخت علایقم و ارزشمند دانستن آنها دارم؛
نیاز به پرورش توانایی حل مسئله دارم؛ نیاز دارم باور کنم همه ی شغل ها پتانسیل یکسانی برای ساختن ثروت دارند اما آنچه مرا به ثروت واقعی میرساند، رفتن در مسیر علایقم است؛ باورهای ثروت آفرین ساختن درباره علایقم است؛
به آگاهی هایی نیاز دارم که قدرت “تشخیص اصل از فرع” را به من بیاموزند تا به جای تلاش برای یک شبه پولدار شدن، قدم به قدم باورهایم را تقویت کنم؛ برای خلق ثروت بیشتر، با کسب و کارم ارزش بیشتری خلق کنم، مسائل بیشتری را در جامعهام حل کنم و به این شکل ظرف وجودم را برای دریافت ثروتهای بیشتر، بزرگتر کنم.
آن روزها،به راهنمایی مثل ۱۲ قدم نیاز داشتم تا در یک فرایند تکاملی و لذتبخش، گاری سنگین و زهوار در رفته باورهای محدودکننده را از دوشم باز کند، مرا از مسیر سنگلاخی باورهای محدودکنندهام، به مسیر هموار و لذتبخش باورهای قدرتمندکننده هدایت کند. راهنمایی که به من یاد بدهد تا فکر خدا را بخوانم و آسان شوم برای آسانیها.
چقدر خوب میشد اگر آن روزها میدانستم خداوند چگونه فکر میکند و چه قوانینی بر جهانش مقرر کردهاست؟!
چگونه میتوانم قوانین آفرینش را درک کنم؛ با این قوانین هماهنگ شوم و کنترل همه جانبه زندگیام را در دست بگیرم.
چقدر خوب میشد اگر راهنمایی عملی در دستم بود که به من میفهماند مهمترین اصل در رسیدن به خواستهها، ساختن باورهای هماهنگ با آن خواسته است. راهنمایی عملی که باورهای هماهنگ با خواستههایم را به من میشناساند و چگونگی ایجاد آنها را در عمل با من تمرین میکرد.
آن روزها راهنمایی مثل دوره کشف قوانین زندگی میتوانست آگاهیهای فراموش شدهی قبل از تولد را به یادم آورد. همان آگاهیهایی که هر بار در قالب رؤیا و آرزو در دلم زنده میشد، ولی ترمزهای مخفی ذهنم و باورهای کهنه و محدود کنندهای که ذهنم را برنامه ریزی کرده بود، مجالی به بروز آنها نمیدانند.
در حالیکه وجود راهنمای مثل دوره کشف قوانین زندگی، بدون نیاز به آزمون و خطا، چگونگی شناساییِ این ترمزها و حذف آنها را به من یاد میداد تا بدون تقلا، خواستههایم به صورت طبیعی وارد زندگیام شوند.
آن روزها راهنمایی نیاز داشتم تا زندگی به سبک قانون سلامتی را به من بیاموزد و این خوشبختی را به من هدیه دهد که هم تناسب اندام داشته باشم، هم انرژی بالا برای حرکت در مسیر اهدافم و هم سلامتی کامل جسمانی.
به خاطر ثباتم در این مسیر، خداوند همانگونه که وعده داده بود، بیش از آنچه می خواستم به من نعمت بخشید و مرا به فراتر از آرزوهایم رسانید. نعمت هایی در قالب ثروت، روابطی عالی، دوستانی فوق العاده، سلامتی و.. به قول قرآن: چه کسی وفادارتر از خداوند به عهد خویش است.
به عبارت بهتر، تضادهایی که در مسیر تغییر زندگیام با آنها مواجه شدم، خواستههای بسیاری را در دلم زنده کرد و پایداری من در این مسیر، تمام آن خواسته ها را وارد زندگی ام کرد. اما با اطمینان می گویم برای من با ارزشترین پاداشِ استمرار در این مسیر، تولد خانواده صمیمی عباس منش و تجربهی بودن در جمع صمیمی این خانواده است.
داستان تولد خانواده صمیمی عباس منش و تلاش ما برای بهبود همیشگیِ این خانواده این است که:
آگاهی های منتشر شده در این محیط، ردپاهایی باشند برای همهی افرادی که آمادهاند تا شرایط زندگی خود را به سمت دلخواه تغییر دهند.
من هرگز فراموش نکردم که وجود مأمنی مطمئن مثل خانواده صمیمی عباسمنش، چقدر میتوانست مسیر را برایم هموار و تغییر را برایم آسان و لذت بخش کند.
برای همین، مانند پدری که به خاطر گذراندن کودکیاش در فقر و کمبود، به خاطر تمام آرزوهایی که بر دلش مانده، تمام اسباب بازیهای که نخریده، تمام کیک تولدهایی که نخورده ، تمام هدایایی که نگرفته و تمام بازیهایی که تجربه نکرده است، میخواهد بهترینِ همهی اینها را برای فرزندش انجام دهد، تصمیم گرفتم تمام آنچه را برای شما بسازم که در مسیر این تغییر، با تمام وجودم جای خالیاش را احساس کرده ام.
خانواده صمیمی عباسمنش متولد شده تا همراه و راهنمایی باشد برای شما که آمادهی تغییر شده ای و این جملات الهام بخش را می خوانی؛
- برای شما که مثل من متعهد شدهای تا رؤیاهایت را باور کنی؛
- برای شما که متعهد شدهای تا به جای کوچک کردن خواسته هایت، باورهایت را بزرگ کنی؛
- متعهد شده ای تا به شیوه ی بی حاصل قدیمی شک کنی و قوانین خداوند را بشناسی تا بتوانی برنامهنویس زندگی خود باشی.
بنیان خانواده صمیمی عباس منش بر پایه اشاعه توحید و یکتاپرستی است تا همه ما که اینجا جمع شدهایم، همواره به یاد داشته باشیم:
خداوند به عنوان سیستمی که این جهان را آفریده و هدایت میکند و تنها منبع قدرت و ثروت است، مقرر کرده تا زندگی ما در دست باورها و فرکانسهای خودمان باشد.
همه ما به یک اندازه به این منبع قدرت و هدایت وصل هستیم اما به اندازهی ایمان به این نیرو و هماهنگی با قوانین این سیستم، به این منبع وصل میشویم و این اتصال را به شکل: آزادی مالی، آزادی زمانی، رابطه عاشقانه، سلامتی، شغل مورد علاقه، آرامش و در یک کلام خوشبختی تجربه میکنیم.
تنها کار زندگی ما این است که قوانین این نیرو را بهتر بشناسیم و در اجرای آن بهتر شویم.
این تنها راهی است که کنترل آگاهانه اتفاقات زندگیمان را در دست خودمان میگذارد. هیچ چیز بیشتر از این به شما احساس آرامش میدهد که احساس کنی کنترل زندگیات در دست خودت است.
این جنس از آرامش، رمز جاری شدن هموارهی نعمتها به زندگی است.
سلام استادعباس منش گرامی
انرژی مثبت
تغییرکردن باورهاخییییلی سخته ونیاز به تکراروتمرین خیلی زیادداره…چکارکنیم که بتونیم راحتتر اوناتغییربدیم درمسیرمثبت…
من هرچی تمرین میکنم بازیادم میره باز دراون موقعیتش که قرارمیگیرم همون آش وهمون کاسه…
خوب بلدم برای دیگران روضه بخونم ولی وقتی پای عمل میرسه خودم بعضی وقتاکم میارم بخداخیلی سخته…
اگه میشه یه راهی بگید که روزانه بشه ازآن برای تغییرباورها استفاده کرد
خیلی ممنون استاد
صدالبته وقتی شمابااون شرایط سخت زندگیتون تونستین همه چی رو تغییر بدین پس ماهم میتونیم حتما
ب لطف خدا وکمک شما
سلام دوست عزیز … استاد خودشون میگن راه های زیادی برای تغییر باور ها هست
مثلا میتونیم جملات تاکیدی درباره اون باور بگیم و صدامون و ضبط کنیم و گوش بدیم مخصوصا زمانی که خواب هستیم گوش بدیم به این فایل و اینکه میتونید کسی و پیدا کنید اطرافتون که مثال بارزی هست از رویاهاتون یعنی شخصی که همون جور که خواستین به رویای شما رسیده و این مثال میتونه باورتون و عوض کنه … مثلا استاد میگفتن در اوایل فکر میکردن که برای موفق شدن باید بارها شکست بخورن و برای تغییر این باور فردی و پیدا کردن که انگلیسی بوده و خیلی موفق بوده و از شروع کسب و کارش هیچ شکستی هم نخورده …
سلام مهسای عزیز ممنون از راهنماییهای خوبتون…
متاسفانه اطرافم انرژی مثبت وباور درست کسی راندارم
ولی خودم تلاش میکنم درست بشم
ممنون
باسلام
یه روزی که خیلی داغون بودم به همه شک می کردم از دیوار پشت سرم هم می ترسیدم از همه نگاهها اینکه نکنه فلانی برای زندگی من نقشه کشیده باشه نکنه فلانی زندگیمو بهم بزنه نکنه تنها بشم و هزارتا از این نکنه ها یه جای که حساب پس اندازم بااینکه هر ماه یه پول نه چندان کمی توش می آمد ولی مبلغش اصلا افزایش پیدا نمی کرد و من باور کرده بودم فقط همینه همه دارای من و خجالت می کشیدم از اینکه بگم من چقدر پس انداز دارم بعد از این همه سال کار کردن یه روزی که خیلی چیزا دلم میخواست ولی مدام توی ذهنم چیزایی که میخواستم برام رویا شده بود و به بعدا موکول می شد و رابطه رابطه ای که هر روز برای حفظش باید می نشستم نقشه می کشیدم که آیا باید چیکار کنم خدا و هر روزم با اشک به شب می رسید و کم پیش می آمد من خوشحال باشم و راضی از داشته هام و شکر گذارمدام گله می کردم خلاصه داغون داغون بودم و خدا رو شکر الحمدالله فقط با صحبت با یه دوست خوب من رو به اینجا هدایت کرد که چقدر مشتاق شدم تا اینجا بیام جواب همه سوالامو اینجا گرفتم اینجا فهمیدم چقدر اشتباه کردم اینجا خیلی چیزا رو یادم انداخت خدایا شکرت
من بدهی به کسی نداشتم تنها یه بدهی سنگین به خودم داشتم بدهی که تمام روزا و ساعت ها و لحظه های که بدون خدا گذشت با بی اعتمادی به خالقم گذشت بدهی که که در خودم بود خدایا شکرت ممنونم از ان لحظه که فهمیدم تمامی دردام پشت سر هم دوا شد گره ها خدا رو شکر دارن باز می شن نگاه به زندگیم تغییر کرد جز چندتا ترمز که می دونم باید روشون کار کنم مدام خدایا شکرت
سلام عزیزم
خداروبسیار شکر میکنم که همه چیز برای شما رنگ و بویی دیگه پیدا کرده و به این خانواده صمیمی هدایت شدی از طرف خداوند مهربان و هدایتگر و بخشنده
واقعا فضل خداوند بی انتهاست
خداروشکر میکنم هر روز فضل خداوند رو در زندگی خودم و آدمها بیشتر و بیشتر میبینم
و بیشتر ذوق میکنم
از این بخشندگی از این عظمت
واقعا زبان کم میاره
دلم میخاد در برابرش سجده کنم😊
در پناه رب❤
استاد عزیزم سلام
الان که دارم این دیدگاه رو نسبت به این فایل شما می نویسم اینجا باران رحمت خداوند در حال جاری شدن است
این فایل عجیب بر قلب من نفوذ کرد و من را به یکباره تکان داد که میشود خدا انسان را از فرش به عرش برساند اگر فقط و فقط روی او حساب باز کنیم من شما را تحسین میکنم و به آموزه های شما و آگاهی هایی که در اختیارمان می گذارید شهادت میدهم و ایمان می آورم
استاد عزیزم شما با نشان دادن این ماشین ها و موتورها و خانه و ملک ها به من اطمینان دادید که با خدا باش و پادشاهی کن ، بی خدا باش و هر چه خواهی کن
واقعا برایم تحسین برانگیز هستید به یقین رسیدم که خدایمان خدای شادی ها و نعمت های فراوان و با برکتی است . از خدا می خواهم به این بارانی که هم اکنون در حال باریدن در این لحظه ایی که این ها را می نویسم قسم یاد کنم شما دستانی از دستان خداوند مهربانم هستید که در زندگیم جاری شد و من و زندگی ام را تحت تاثیر خودش قرار داده است
از شما و از خداوندم و تمامی اعضای مهربان سایت عباس منش سپاس گزارم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید
سلام
من یک جا از شما انتقاد کردم
که تمامی مباحثی که شما مطرح میکنید کلمه به کلمش از قرآن و احادیث گرفته شد که به رایگان در اختیار مردم قرارا دادن ولی شما شکل و شمایلش رو تغییر میدهید و به مردم به صورت میلیونی میفروشید
بعد برای این که من رو جذب کنید میاید ایمیل میزنید که چگونه مثل خدا فکر کنیم
و از روش قران برای قانون جذب صحبت میکنید که بخرمش
چه مردم ساده ای داریم
وقتی اصل رو رها میکنند وفرع رو میچسبن باید گیر شما بیفتن و پول میلیونی بدن
اگر شما از قران و مردم ایران حرف میزنید عکس پرچم آمریکا روی کلاهت چیه اونها که قران رو قبول ندارن
واقعا مضحکید
سلام به استاد عزیز هر بار وارد سایت پربارتون شدم اعتراف میکنم پر از غرور شدم به خاطر چنین جهانی با چنین خداوندی به خاطر موجودیت خودم به عنوان انسان که خداوند بینهایت بهش قدرت بخشیده که میتونه اتفاقات زندگیش رو خودش خلق کنه که انسانهای ساده و صادقی چون شما که هیچ فرقی با من و هیچ کس دیگه ای در جهان نداره جز باورهایش. و تنها با تغییر نوع نگاه به همه چیز از ضعف بسیار به قدرت بینهایت میرسه . من از خدای خودم بینهایت سپاسگزارم و از شما که ادامه دادید این مسیر رو تا به خودمون و همه وجود این قوانین و درست بودنشون ثابت بشه واقعا ممنون.
باسلام وادب خدمت استاد گرامی وسرشاد از انرژی مثبت
بادیدن این فایل های شما واقعاتصمیم جدی گرفتم که باورهایم راتغییربدم وب آنچه که دوست دارم تمرکز کنم
وشماراواقعاتحسین میکنم بخاطر این باور زیبا ومثبت واین پشتکار وپیشرفت
وقتی شماتونستین حتماماهم میتونیم درپناه حق
انشالاهمیشه شادوسلامت وسعادتمندباثروت بیشترباشید استادگرامی
بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید
دسته گلی تقدیم تان می کند
این روزها زندگی من پر شده از اتفاقات خوب و دستان خدا که همواره منو به مسیر صحیح هدایت می کنه
فایل های سفرنامه دید منو نسبت زندگی تغییر داد
ایاک نعبده و ایاک نستعین
درود برتو مرد دوست داشتنی،که خدارو اینگونه زیبا به تصویر میکشی ومعرفی میکنی.خدا واقعا همینی هست که تومیگویی نه اونیکه آبا و اجدادمون و ملاها به خورد ما دادند.در این کلبه مهربونت که مارا گرد هم آورده ای چقدر بوی محبت به مشام میرسد.بوی خدایی به مشام میرسد که نه میترساند،نه ترساننده س.خوشحالم ازینکه پیش شخصیت دوست داشتنی مثل شما واین دوستان گلم،که هممون باعزمی راسخ اومدیم تا ذهنمون را با تغذیه باورهای عالی ازنو بسازیم. درنهایت تشکر ازشما و مریم خانوم شایسته دوست داشتنی و اون پسر جذابتون(که تو فایلای سفربه دور آمریکا که میبینمش میگم خدایا این پسرچقدر به کریس رونالدو شبیه)????
احساس خیلییی خوبی به من دست داد.گویا کسی از درونم مرا میخواند.بسیار سپاس
سلام به همه دوستان عزیزم و استاد گرامی
من تقریبا نزدیک به یک سال و نیم هست که عضو این خانواده شدم با خریدن فایل قانون آفرینش آغاز گر این مسیر بودم و این فایل ها رو شاید بالای ۵۰ بار گوش دادم از اون به بعد هر روز روی باورهام بیشتر و لی
بیشتر کار کردم و هر دفعه نتیجه خیلی خیلی معجزه گونه ای گرفتم برای رسیدن به ارامش به نظر من باید مدام این فایل ها رو گوش بدیم مدام تو مدار باقی بمونیم مدام از قدرت کلام و تجسم خودمون بهره ببریم قانون شکرگذاری خیلی خیلی مهمه اون هر روز و هر لحظه رعایت کنیم به پدر و مادرمون خدمت کنیم و تلاش دایمی کنیم .
به قانون تکامل اعتقاد داشته باشیم تا خدای وهاب مون آروم آروم همه چیز بهمون ببخشه
برای استاد عزیزم سلامتی و برای همه دوستان هم مدارم آرزوی ثبات قدم تا رسیدن به بهترین ها رو ارزوی میکنم