https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh1.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-21 10:01:022020-08-22 09:51:05«قوانین ثابت خداوند» را بهتر بشناسیم
606نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سپاسگزار خداوندی هستم که با هدایت و حمایتش مرا در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.
ممنونم از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم و خانم فرهادی مهربانم و آقا ابراهیم بینظیر برای این سایت فوقالعاده
خدای من این فایل اصلأ قابل مقایسه با هیچ کدوم از فایل های دیگه شما نیست و فکر می کنم که این بخاطر رشد مداری من باشه که درکم نسبت به آموزه های شما بیشتر شده.
استاد احساس می کنم که نوشتن یک کامنت سریع گذشتن از این همه آگاهی های نابه، پس به الهام خداجونم برای جرعه جرعه نوشیدن این آموزه ها عمل می کنم تا هر زمان که هدایت شدم در چندین کامنت برداشتم از این فایل بی نظیر رو بنویسم.
سوال آقا ابراهیم:« نظر شما راجبه اینکه بعد از مرگ روح کسی رو احضار کنه ، باهاش صحبت کنه یا مشورت کنه، نتیجه بگیره، چیزای که ما ندونیم و بخوایم یک نفر دیگه که مرده بهمون بگه، نظرتون راجبش چیه؟»
پاسخ استاد عزیزم: «من فکر نمی کنم که از لحاظ فرکانسی دسترسی داشته باشیم ، نه مرده ها به ما دسترسی دارند و نه ما به مرده ها. مثل اینکه یک برنامه رو موج fm داره پخش میشه، من گیرنده ام روی موجam باشه و بخوام اونو بشنوم ، امکان نداره، تحت هیچ شرایطی امکان نداره، وقتی ما میمیریم، بحث فرکانسه دیگه، اصلا ما توی یک فرکانس دیگه ای هستیم و اونایی که زنده هستم دسترسی به اون فرکانس ندارند. هر کسی با توجه به اعتقاداتش میگه ، ژاپنی و مکزیکی و یا شیعه کلا هر کسی هر ارتباطی که میگه برقرار کرده خیلی خیلی مربوطه به باورها و محیط زندگی اون آدمی که میگه من ارتباط برقرار کردم ، بعد متوجه میشویم که این ذهنیت خودش در واقع این تصور به وجود اومده که من یک ارتباطی بر قرار کردم، یکسری آگاهی ها از یک مرده ای گرفتم، ون هر چی میگه خیلی ربط داره به فضای ذهنی خودش، ربط داره به فرهنگی که خودش توش زندگی کرده، به نظر من خیلی چیز مهمی نیست و خیلی هم واقعیت نداره»
در مورد خواب دیدن ، من همیشه اون خواب رو یک نشانه ازخواسته یا تصمیمی که گرفتم دیدم و یا یک نشانه بود برام از به حاشیه رفتنم که فوری متوجه میشم و با هدایت خدا سریع به مسیر برمیگردم. خیلی خیلی زیاد از خواب هام هم اصلأ یادم نمیمونه. و در مورد احضار و روح و این حرفها هم خدا رو هزاران مرتبه شکر اصلأ اعتقادی ندارم.
استاد توضیحاتتون در مورد بودن ما و مرده ها در دو فرکانس کاملا متفاوت ، برام خیلی درس داشت و خیلی به درک بیشترم در مورد مدارها و فرکانس ها بهم کمک کرد. خدا رو شکر
صحبت آقا ابراهیم عزیز هم در مورد اینکه ما توی خواب کسی نمیریم، اون فرد خواب ما رو مبینه و ما هیچ اختیاری در این مورد نداریم روح مون هم از این موضوع بی خبره، پس کسی هم نمی تونه بیاد توی خواب ما ، خیلی عالی بود و خیلی منطق قوی داشت ممنونم.
و توضیحات استاد هم در مورد اینکه توی خواب کسی رو دیدم و چیزهایی رو شنیدن که انتظار داشتن. هم دلیل دیگه ای برای درک بهتر این موضوع.
سوال آقا ابراهیم عزیز:« یونیک بودن شما در اینکه روی خودمون کار کنیم و خودمون رو تغییر بدهیم و نتایج مون تغییر می کنه و سعی نکنیم هدایتگر دیگران باشیم، اون نقطه ای که شما رسونده اینجا که توی صحبتهاتون نمیشنویم که نجات بخش دیگران باشیم، من مسیر خودم رو می روم و آدم های دیگه که در این مدار باشن با ما هم مسیر می شوندو قرار نیست من اونا رو مجبور کنم تا از ناراحتی ها و ناخواسته هاشون دربیان برسن به خواسته هاشون، وقتی که من رسیدم. این قانون ها رو فهمیدم سوال من دقیقا اینه که چرا خیلی کمه و من هیچ کس دیگه ای رو غیر از شما نمی بینم که در مورد این موضوع اصلا حرف زده باشه چه برسه به اینکه عمل کنه، مثل شما که دارین به طرزی که هیچ کس دیگه ای نمیگه دارین عمل می کنید این خیلی نکته مهمیه، من اینو بزرگ میبینم اگر لطف کنید بازش کنید ممنون میشم .»
درود بر شما آقا ابرهیم عزیز برای این سوال خوبتون، سوالهای خوب از باورهای عالی نشأت می گیرد ، پس تحسینتان می کنم برای باورهای عالی تون و رشد مداریتون. و اینکه میخواهید اصل رو بفهمید، ممنونم از این سوال عالی تون.
پاسخ استاد عزیزم:« وقتی که آدم قانون رو درک می کنه، همه اینا بر میگرده به درک قانون»
استاد بعد از پنج بار گوش دادن این فایل اصلی تری ایده ای که بهم الهام شد ادامه دادن با تمرکز و تعهد بیشتر به شناخت و درک و عمل کردن به قانون.
«من اتفاقا برای خودم خیلی این سوال پیش می اومد که چرا بقیه اینجوری نیستن،بعد مثال تبلیغات در یوتیوب رو میزنن… همیشه برام سوال بود که چرا طرف داره اینقدر اصرار می کنه؟ اگر قانون رو کسی بدونه، اصلأ لازم به انجام این کارها نیست، چرا باید تبلیغات کنه هزینه کنه، پول بده؟»
استاد من عاشقتم که نه تنها این ویژگی در شما هست بلکه اینقدر جزیی از شخصیتتون شده که تعجب می کنید چرا بقیه مثل شما عمل نمی کنند.
«اگر من قانون رو بدونم، میدونم هر فردی با توجه به فرکانسی که داره، توی جهان با افرادی هم فرکانس خودش برخورد می کنه، افراد، شرایط، موقعیت ها، ایده ها، همه چیزی که توی زندگی هر کسی میاد، ارتباط مستقیمی داره با فرکانس هاش، ارتباط مستقیمی داره با باورهای قالبش، ارتباط مستقیمی داره با کانون توجهش »
کانون توجه، کانون توجه، کانون توجه، چقدر باید حواسمان به این کانون توجه مون باشه ، چون کانون توجه مون، باورهای ما رو می سازه، باورهامون فرکانس هامون رو و فرکانس ها هم تجربیات و موقعیت های زندگی مون رو وارد زندگی مون می کنه.
«اصلأ نیازی نیست که کار دیگه ای بکنه، کل کاری که باید انجام بده اینه کانون توجهاش رو مدیریت کنه، رو باوراش کار کنه، حواسش باشه داره به چی توجه میکنه، و بعدش ارتباط برقرار می کنه با چیزهایی که داره بهش توجه می کنه، چیزایی که توجه بیشتری بهش می کنه، و جهان این کار رو انجام میدهد»
مرضیه جان عزیزدلم درک کن، جهان اینکار رو می کنه ، جهان ، نیازی نیست تو هیچ کاری بکنی، تو فقط به همین مسیر ادامه بده روی خودت کار کن متعهدانه، اون وقت جهان بهترین ها رو برات فراهم می کنه.
«اصلأ نیازی نیست که دنبال کنی، شنیده بودی که می گفتن فلانی مریدی بوده که دنبال مراد می رفته؟ و … به نظرم اینا همش داستانه، اینا اصلأ توی واقعیت جهان، جهانی که حداقل من درک کردم به این شکل نیست، وقتی که من دنبال یک چیزی باشم و کانون توجه ام در موردش باشه، خود به خود هدایت می شم، جهان اینکارو انجام میده ، این توی یک اسکل خیلی بزرگتره، کاری ندارم که من میخوام بقیه رو هدایت کنم یا نکنم،در هر موردی ما، به صورت کاملاً دقیق داریم هدایت میشیم به سمت اون چیزایی که بیشتر بهش توجه می کنیم، یعنی دسترسی فرکانسی ما فقط به اون چیزاییه که فقط توی فرکانسمون هست، یعنی ما به آدم ها و شرایط و موقعیتی دسترسی داریم از لحاظ فرکانسی که خودمون توی اون فرکانس هستیم، به چیزی غیر از اون دسترسی نداریم»
اصلأ کل کاری که من باید بکنم تکرار کردن این قوانین و درک فرکانس و مدارهاست و وقتی درک کردم عمل کردن، عمل کردن عمل کردن
«به خاطر همین اگر آدم این درک کنه، کل کاری که باید بکنه اینه که روی خودش کار کنه، و هر چقدر که خودش قوی تر بشه، مثلا من نوعی میخوام با افراد قوی ارتباط برقرار کنم، چیزی که بقیه توصیه می کنند اینه که کلی برنامه بریز تا آدم های قوی رو ببینید، ولی هرچقدر که بیشتر می گذره من بیشتر می فهمم که اصلأ بازی اینجوری نیست، بازی اینه که من میام روی خودم کار می کنم، آدم قوی میشم، و جهان هدایت می کنه آدم های قوی رو به من ، یا من رو به آدم های قوی. اون تیکه ای که بخوام پیدا کنم، کار من نیست، من فقط باید روی خودم کار کنم»
استاد اینکه هنوز هم به حرفها و توصیه های دیگران یا نجواهای ذهن گوش میدم و میخوام دنبال چگونگی باشم و راهش رو پیدا کنم ، نشانه اینه که باید خیلی بیشتر روی خودم کار کنم، خیلی خیلی بیشتر این قوانین رو درک کنم تا بشه جزئی از ناخودگاهم.
«حالا در مورد مسائل مالی هم همینه، میگن برید بگردید دنبال ایده ها، من می گم، اگر من از لحاظ ذهنی، ذهن ثروتمندی داشته باشم، ایده ها، موقعیت ها، افرادی که شرایط مالی بهتری دارند و ایده هائیکه ثروت بیشتری خلق می کنند، وارد زندگی من میشه، وارد ذهن من میشه، من برخورد می کنم باهش، وارد فرکانس من میشه»
استاد جان ممنونم که اینقدر این قانون رو در مورد ثروت و موفقیت مالی هم باز می کنی ، چون همیشه ذهن ما میشه برای سلامتی و روابط و … میشه اما برای ثروت یکم داستان فرق می کنه، ولی شما با این تکرار تون هر با. این نجوای ذهن رو ضعیف تر می کنید.
«اگر آدم اینو درک کنه، در سطح کلانش اصلأ نیازی نداره که بگه من میخوام کسی رو هدایت کنم، در مورد پیامبر هم بارها گفته، ما ترو وصی دیگران قرار ندادیم، تو موکل کسی نیستی ، رسالت تو فقط ابلاغه، دیگه اون وقت تو این فضا قرار نمیگیری، منم شاید اون اوایل خیلی خیلی کم انصافاً، من سعی کردم که در واقع به زور آدما رو تغییر بدم، خیلی زمانش کوتاه بود ، ولی اون اوایل منم اینجوری فکر می کردم که آدم باید کمک کنه به بقیه»
استاد دقیقا منم اوایل اینجوری بودم ولی خوب خدا رو شکر نه خیلی، و خیلی خیلی در این مورد رشد کردم، مخصوصا در مورد همسرم که آخرین نفر ی بود که من می خواستم بیاد توی این مسیر ، کلا رها کردم این موضوع رو خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم.
«اما هر چی که گذشت فهمیدم اینکه کیا باید این حرفها رو بشنون به من ربطی نداره، چیزی که به من ربط داره اینه که من روی خودم کار کنم، وقتی که من روی خودم کار کنم خود به خود اون آدمی که آماده دریافته، اون آدم میاد میشنوه اون حرفها رو ، و من لازم نیست اصلأ کاری بکنم برای اینکه اون آدم رو پیدا کنم، جهان این کار رو انجام میده
کبوتر با کبوتر ، باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز.
در جهان هر چیز ، چیزی جذب کرد
گرم گرمی را کشد و سرد سرد
جهان اتفاقش رو بوجود میاره.»
استاد این دارم از شما عالی یاد می گیرم واقعاً رها هستین در این مورد و عالی دارین عمل می کنید. تحسینتان می کنم.
«اگر من برخورد می کنم با آدمهای نامناسب، به این دلیله که من آدم نامناسبیم، اگر من خودم رو مناسب کنم برخورد می کنم با آدم مناسب، اصلأ نیاز نیست دنبال آدم مناسب بگردم، اصلأ نیاز نیست، من باید روی خودم کار کنم من باید دنبال چیزای مناسب توی وجود خودم بگردم، باید اونا رو پیدا کنم توی وجود خودم، اگر من توی وجود خودم پیداشون کنم، خود به خود جهان نشون میده توی بیرون من، اون وجه درونی خودم رو»
خدای من ، استاد با این قسمت از توضیحاتتون دیوانه شدم ، خدای من اون چیزای مناسب توی وجود من هست، من فقط باید پیداش کنم،
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
خدای من چه احساس عزت نفس و ارزشمندی با این آگاهی ها احساس کردم ممنونم ممنونم ممنونم
«اون چیزی که ما داریم دریافت می کنیم از جهان، در واقع آینه تمام نمای درون خودمونه. حالا اگر من روی خودم کار کنم اصلأ اصراری نیست.»
بله جهان آینه تمام نمای درون ماست و هر آنچه که ما تجربه می کنیم نتیجه باورها و فرکانس های ماست.
بعد استاد مثال اون استاد قرآنی در خارج از کشوره و ۵۰ ساله داره قرآن رو تدریس میکنه رو می زنن…« من واقعیتش تعجب کردم از این پیامش، گفتم اصلأ چه دلیلی داره تو بخوای به بقیه خودت رو ثابت کنی، من نوعی اگر بدونم توی مسیر درست هستم، اصلأ نگران آدمهایی که توی فرکانس دیگه ای هستن، نیستم که اون آدما در مورد من چه فکری می کنند، اصلأ من دنبال راضی کردن اونا نیستم»
استاد این مهم بودن نظر دیگران در مورد خودمون برای من پاشنه آشیل بود و خدا رو هزاران مرتبه شکر که دارم عالی پیش میرم مخصوصا با جلسه ۵ عزت نفسم با خودم عهد گذاشتم تا این پاشنه آشیل رو تا حد قابل قبولی ضعیف نکردم نرم جلسه بعد . استاد عزیزم بازم از همین جا برای محصول بی نظیر عزت نفس ازتون ممنونم ممنونم ممنونم
ان شاالله ادامه دارد…
این هزارمین کامنت من در این خانواده صمیمه، خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖
ممنونم که این کامنت بی نظیر رو با ما به اشتراک گذاشتین.
الان منظورت رو فهمیدم از قدم ۹ ک میگفتی آگاهی خداوند در وجود من هست و من همهشون رو انتشار میدم و ب خدای خودم میگم حالا ی آگاهی جدید تر بده ب من و خدا هم آگاهی های جدید رو در اختیارت قرار میده.
چقدر این قسمت از کامنتتون نشانه ای بود برای من برای ادامه دادن به کامنت نوشتنم، انتشار اون آگاهی هایی که درک کردم تا به درک بهتری از آگاهی ها جدید برسم. ممنونم ازتون دست خیررسان خدا
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایتان خواستارم
من عاشق شما هستم که کامنت نوشتی و درک و آگاهی های عالیت رو با ما به اشتراک گذاشتی تا من از زاویه دید زیبای تو هم این فایل رو بهتر درک کنم ممنونم عزیز دلم
چقدر خوبه که آدم با کسی کار کنه که هم مدار خودشه و مثل بقیه نیست به جای پرداختن به چرت و پرتهای بقیه ساعتها در مورد قوانین خداوند حرف بزنن و از رشد و پیشرفت خودشون بگن و در مورد اینکه چطور می تونن خودشون تغییر کنن و زندگی بهتری داشته باشن بگن نه اینکه چطور بیاییم دیگران رو تغییر بدیم و کمک کنیم به بقیه !
چقدر این خواسته برام وضوح بیشتری پیدا کرد ممنونم عزبزم، واقعاً یک نعمت بزرگیه اینکه اطرافیانت هم با قانون آشنا باشند و ساعت ها باهاشون در مورد قانون صحبت کنی، پس من باید بیشتر روی خودم کار کنم، شناخت خودم رو نسبت به قانون بیشتر و بیشتر کنم، تا قانون بشه جزئی از وجودم بشه یک عینک که باهاش همه چیز رو ببینم، مثل یک دیکشنری که تمام صحبت ها و تجربیات و همه چیز رو با این دیکشنری ترجمه کنم برای خودم، اون وقت خدا افرادی رو به زندگیم وارد می کنه که ساعت ها باهاشون در مورد قانون صحبت کنم. ان شاالله
بازم ممنونم که به ندای قلبت گوش دادی و این کامنت رو با ما به اشتراک گذاشتی.
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم 😘😘🌹🌹
رفته رفته شرک زیاد شد به حدی بود که مدیون شدیم مدیون شدیم و در صدد جبران براومدیم تا رسیدیم به حس این که داریم سواستفاده میکنیم و همه چی خراب شد
چقدر این قسمت از کامنتت منو تکون داد، منم چنین روابطی رو تجربه کردم ولی متوجه شرکتی که گفتی نشدم و خدا رو هزاران مرتبه شکر که به وسیله شما منو هدایت کرد که که مواظب این شرک که مثل مورچه سیاه روی سنگ سیاه در تاریکی شب پنهانه.
ممنونم دوست خوبم
برایت از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را خواستارم 😘😘🌹🌹
میدونید، داشتم فکر میکردم که چرا این چند سال چنین فایلی رو نداشتیم؟ آیا استاد نخواسته بود بذاره؟ آیا چیزی مانعش شده بود؟ بعد دیدم نه بابا، ما بودیم که هنوز اونقدر رشد نکرده بودیم که چنین آگاهی هایی رو بشنویم، و گرنه استاد که هر روز داره درباره قوانین صحبت میکنه، چرا یه روزش از اون مکالمه ها رو ما نشنیدیم؟ بعد دیدم اصلا به طور معجزه آسایی ما الان اینجاییم و مثل اینکه فرکانسمون خداروشکر خیلی رشد کرده.
با تمام وجودم این قسمت از کامنتتون رو تایید کردم و چقدر تحسینتان کردم که اینقدر. عالی حرف دل من رو بیان کردید
کل کامنت تون پر از سوال های مثبته که مطمئنا جواب های عالی هم گرفتین.
برای شروع کاری که دارین به انجامش هدایت میشین تحسینتان می کنم و بهتون تبریک می گم و منتظر خواندن موفقیت های روز افزونتون هستم
یعنی از وقتی که شروع به نوشتن کردم و عملکردِ خودم رو گزاشتم جلوم ، همینجور ترمز و باگ ذذهنیه که داره برام رو میشه و با این منطق هایِ عالی جایگزین میشه .. تازه فقط دوبار گوش دادم!!
چقدر عالی گفتی درکت از فایل رو همین طور که آقا ابراهیم عزیز گفتن، در مورد درک ایشون از دوره کشف قوانین که باعث شد کل زندگی شون تغییر کنه، « حالا وقتش پات رو از روی ترمز برداری»
این فایل داره یکی یکی ترمزها و باگ هامون رو نشون من میده و همچنین منطق های عالی بهمون میده تا جایگزین اون ترمزها کنیم بعد با این گازی که مدت ها داریم میدیم با سرعت و لذت رسیدن به خواسته ها محقق میشه ان شاالله
ممنونم عزیز دلم که درک عالیت از این فایل و قانون رو با ما به اشتراک گذاشتی.
دوستت دارم عزیزززززززم
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم 😘😘🌹🌹
منم گاهی از این کامنت ها می نویسم راستش اولاش نه ها، تازه چند وقته که می نویسم، می نویسم با این دلیل که این ردپا هم ازم بمونه که اگر هر وقت در ادامه مسیرم وقتی به چنین حالی رسیدم به یاد بیارم که من نهایتاً از این چالش هم گذشتم و با عشق و لذت دوباره ادامه دادم.
چون این تضاد مطمئناً درهایی از آگاهی رو برامون باز می کنه که بعداً تو تضادهای شاید بزرگتر هم راهگشامون میشه.
پس همین حال مون رو هم باید دوست داشته باشیم ، کلا تحت هر شرایطی باید عاشق این یکی یک دونه خودمون این دل خوشگلمون باشیم.
من خیلی خیلی برای تمام موفقیت هایی که کسب کردی برای تمام خواسته هایی که بهش رسیدی تحسینت می کنم.
و چقدر عالی احساس لیاقت و ارزشمندیت رو به رخ ذهن فراموشکار و نجوا گرت کشیدی که خدا برای خوب کردن حالت به استاد الهام کرده این مکالمه رو به عنوان فایل رو سایت قرار بده.
من عاشقتم دوست جان
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم 😘😘🌹🌹
به نام تنها فرمانروای جهانیان
سلام به همه عزیزانم
سپاسگزار خداوندی هستم که با هدایت و حمایتش مرا در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.
ممنونم از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم و خانم فرهادی مهربانم و آقا ابراهیم بینظیر برای این سایت فوقالعاده
خدای من این فایل اصلأ قابل مقایسه با هیچ کدوم از فایل های دیگه شما نیست و فکر می کنم که این بخاطر رشد مداری من باشه که درکم نسبت به آموزه های شما بیشتر شده.
استاد احساس می کنم که نوشتن یک کامنت سریع گذشتن از این همه آگاهی های نابه، پس به الهام خداجونم برای جرعه جرعه نوشیدن این آموزه ها عمل می کنم تا هر زمان که هدایت شدم در چندین کامنت برداشتم از این فایل بی نظیر رو بنویسم.
سوال آقا ابراهیم:« نظر شما راجبه اینکه بعد از مرگ روح کسی رو احضار کنه ، باهاش صحبت کنه یا مشورت کنه، نتیجه بگیره، چیزای که ما ندونیم و بخوایم یک نفر دیگه که مرده بهمون بگه، نظرتون راجبش چیه؟»
پاسخ استاد عزیزم: «من فکر نمی کنم که از لحاظ فرکانسی دسترسی داشته باشیم ، نه مرده ها به ما دسترسی دارند و نه ما به مرده ها. مثل اینکه یک برنامه رو موج fm داره پخش میشه، من گیرنده ام روی موجam باشه و بخوام اونو بشنوم ، امکان نداره، تحت هیچ شرایطی امکان نداره، وقتی ما میمیریم، بحث فرکانسه دیگه، اصلا ما توی یک فرکانس دیگه ای هستیم و اونایی که زنده هستم دسترسی به اون فرکانس ندارند. هر کسی با توجه به اعتقاداتش میگه ، ژاپنی و مکزیکی و یا شیعه کلا هر کسی هر ارتباطی که میگه برقرار کرده خیلی خیلی مربوطه به باورها و محیط زندگی اون آدمی که میگه من ارتباط برقرار کردم ، بعد متوجه میشویم که این ذهنیت خودش در واقع این تصور به وجود اومده که من یک ارتباطی بر قرار کردم، یکسری آگاهی ها از یک مرده ای گرفتم، ون هر چی میگه خیلی ربط داره به فضای ذهنی خودش، ربط داره به فرهنگی که خودش توش زندگی کرده، به نظر من خیلی چیز مهمی نیست و خیلی هم واقعیت نداره»
در مورد خواب دیدن ، من همیشه اون خواب رو یک نشانه ازخواسته یا تصمیمی که گرفتم دیدم و یا یک نشانه بود برام از به حاشیه رفتنم که فوری متوجه میشم و با هدایت خدا سریع به مسیر برمیگردم. خیلی خیلی زیاد از خواب هام هم اصلأ یادم نمیمونه. و در مورد احضار و روح و این حرفها هم خدا رو هزاران مرتبه شکر اصلأ اعتقادی ندارم.
استاد توضیحاتتون در مورد بودن ما و مرده ها در دو فرکانس کاملا متفاوت ، برام خیلی درس داشت و خیلی به درک بیشترم در مورد مدارها و فرکانس ها بهم کمک کرد. خدا رو شکر
صحبت آقا ابراهیم عزیز هم در مورد اینکه ما توی خواب کسی نمیریم، اون فرد خواب ما رو مبینه و ما هیچ اختیاری در این مورد نداریم روح مون هم از این موضوع بی خبره، پس کسی هم نمی تونه بیاد توی خواب ما ، خیلی عالی بود و خیلی منطق قوی داشت ممنونم.
و توضیحات استاد هم در مورد اینکه توی خواب کسی رو دیدم و چیزهایی رو شنیدن که انتظار داشتن. هم دلیل دیگه ای برای درک بهتر این موضوع.
سوال آقا ابراهیم عزیز:« یونیک بودن شما در اینکه روی خودمون کار کنیم و خودمون رو تغییر بدهیم و نتایج مون تغییر می کنه و سعی نکنیم هدایتگر دیگران باشیم، اون نقطه ای که شما رسونده اینجا که توی صحبتهاتون نمیشنویم که نجات بخش دیگران باشیم، من مسیر خودم رو می روم و آدم های دیگه که در این مدار باشن با ما هم مسیر می شوندو قرار نیست من اونا رو مجبور کنم تا از ناراحتی ها و ناخواسته هاشون دربیان برسن به خواسته هاشون، وقتی که من رسیدم. این قانون ها رو فهمیدم سوال من دقیقا اینه که چرا خیلی کمه و من هیچ کس دیگه ای رو غیر از شما نمی بینم که در مورد این موضوع اصلا حرف زده باشه چه برسه به اینکه عمل کنه، مثل شما که دارین به طرزی که هیچ کس دیگه ای نمیگه دارین عمل می کنید این خیلی نکته مهمیه، من اینو بزرگ میبینم اگر لطف کنید بازش کنید ممنون میشم .»
درود بر شما آقا ابرهیم عزیز برای این سوال خوبتون، سوالهای خوب از باورهای عالی نشأت می گیرد ، پس تحسینتان می کنم برای باورهای عالی تون و رشد مداریتون. و اینکه میخواهید اصل رو بفهمید، ممنونم از این سوال عالی تون.
پاسخ استاد عزیزم:« وقتی که آدم قانون رو درک می کنه، همه اینا بر میگرده به درک قانون»
استاد بعد از پنج بار گوش دادن این فایل اصلی تری ایده ای که بهم الهام شد ادامه دادن با تمرکز و تعهد بیشتر به شناخت و درک و عمل کردن به قانون.
«من اتفاقا برای خودم خیلی این سوال پیش می اومد که چرا بقیه اینجوری نیستن،بعد مثال تبلیغات در یوتیوب رو میزنن… همیشه برام سوال بود که چرا طرف داره اینقدر اصرار می کنه؟ اگر قانون رو کسی بدونه، اصلأ لازم به انجام این کارها نیست، چرا باید تبلیغات کنه هزینه کنه، پول بده؟»
استاد من عاشقتم که نه تنها این ویژگی در شما هست بلکه اینقدر جزیی از شخصیتتون شده که تعجب می کنید چرا بقیه مثل شما عمل نمی کنند.
«اگر من قانون رو بدونم، میدونم هر فردی با توجه به فرکانسی که داره، توی جهان با افرادی هم فرکانس خودش برخورد می کنه، افراد، شرایط، موقعیت ها، ایده ها، همه چیزی که توی زندگی هر کسی میاد، ارتباط مستقیمی داره با فرکانس هاش، ارتباط مستقیمی داره با باورهای قالبش، ارتباط مستقیمی داره با کانون توجهش »
کانون توجه، کانون توجه، کانون توجه، چقدر باید حواسمان به این کانون توجه مون باشه ، چون کانون توجه مون، باورهای ما رو می سازه، باورهامون فرکانس هامون رو و فرکانس ها هم تجربیات و موقعیت های زندگی مون رو وارد زندگی مون می کنه.
«اصلأ نیازی نیست که کار دیگه ای بکنه، کل کاری که باید انجام بده اینه کانون توجهاش رو مدیریت کنه، رو باوراش کار کنه، حواسش باشه داره به چی توجه میکنه، و بعدش ارتباط برقرار می کنه با چیزهایی که داره بهش توجه می کنه، چیزایی که توجه بیشتری بهش می کنه، و جهان این کار رو انجام میدهد»
مرضیه جان عزیزدلم درک کن، جهان اینکار رو می کنه ، جهان ، نیازی نیست تو هیچ کاری بکنی، تو فقط به همین مسیر ادامه بده روی خودت کار کن متعهدانه، اون وقت جهان بهترین ها رو برات فراهم می کنه.
«اصلأ نیازی نیست که دنبال کنی، شنیده بودی که می گفتن فلانی مریدی بوده که دنبال مراد می رفته؟ و … به نظرم اینا همش داستانه، اینا اصلأ توی واقعیت جهان، جهانی که حداقل من درک کردم به این شکل نیست، وقتی که من دنبال یک چیزی باشم و کانون توجه ام در موردش باشه، خود به خود هدایت می شم، جهان اینکارو انجام میده ، این توی یک اسکل خیلی بزرگتره، کاری ندارم که من میخوام بقیه رو هدایت کنم یا نکنم،در هر موردی ما، به صورت کاملاً دقیق داریم هدایت میشیم به سمت اون چیزایی که بیشتر بهش توجه می کنیم، یعنی دسترسی فرکانسی ما فقط به اون چیزاییه که فقط توی فرکانسمون هست، یعنی ما به آدم ها و شرایط و موقعیتی دسترسی داریم از لحاظ فرکانسی که خودمون توی اون فرکانس هستیم، به چیزی غیر از اون دسترسی نداریم»
اصلأ کل کاری که من باید بکنم تکرار کردن این قوانین و درک فرکانس و مدارهاست و وقتی درک کردم عمل کردن، عمل کردن عمل کردن
«به خاطر همین اگر آدم این درک کنه، کل کاری که باید بکنه اینه که روی خودش کار کنه، و هر چقدر که خودش قوی تر بشه، مثلا من نوعی میخوام با افراد قوی ارتباط برقرار کنم، چیزی که بقیه توصیه می کنند اینه که کلی برنامه بریز تا آدم های قوی رو ببینید، ولی هرچقدر که بیشتر می گذره من بیشتر می فهمم که اصلأ بازی اینجوری نیست، بازی اینه که من میام روی خودم کار می کنم، آدم قوی میشم، و جهان هدایت می کنه آدم های قوی رو به من ، یا من رو به آدم های قوی. اون تیکه ای که بخوام پیدا کنم، کار من نیست، من فقط باید روی خودم کار کنم»
استاد اینکه هنوز هم به حرفها و توصیه های دیگران یا نجواهای ذهن گوش میدم و میخوام دنبال چگونگی باشم و راهش رو پیدا کنم ، نشانه اینه که باید خیلی بیشتر روی خودم کار کنم، خیلی خیلی بیشتر این قوانین رو درک کنم تا بشه جزئی از ناخودگاهم.
«حالا در مورد مسائل مالی هم همینه، میگن برید بگردید دنبال ایده ها، من می گم، اگر من از لحاظ ذهنی، ذهن ثروتمندی داشته باشم، ایده ها، موقعیت ها، افرادی که شرایط مالی بهتری دارند و ایده هائیکه ثروت بیشتری خلق می کنند، وارد زندگی من میشه، وارد ذهن من میشه، من برخورد می کنم باهش، وارد فرکانس من میشه»
استاد جان ممنونم که اینقدر این قانون رو در مورد ثروت و موفقیت مالی هم باز می کنی ، چون همیشه ذهن ما میشه برای سلامتی و روابط و … میشه اما برای ثروت یکم داستان فرق می کنه، ولی شما با این تکرار تون هر با. این نجوای ذهن رو ضعیف تر می کنید.
«اگر آدم اینو درک کنه، در سطح کلانش اصلأ نیازی نداره که بگه من میخوام کسی رو هدایت کنم، در مورد پیامبر هم بارها گفته، ما ترو وصی دیگران قرار ندادیم، تو موکل کسی نیستی ، رسالت تو فقط ابلاغه، دیگه اون وقت تو این فضا قرار نمیگیری، منم شاید اون اوایل خیلی خیلی کم انصافاً، من سعی کردم که در واقع به زور آدما رو تغییر بدم، خیلی زمانش کوتاه بود ، ولی اون اوایل منم اینجوری فکر می کردم که آدم باید کمک کنه به بقیه»
استاد دقیقا منم اوایل اینجوری بودم ولی خوب خدا رو شکر نه خیلی، و خیلی خیلی در این مورد رشد کردم، مخصوصا در مورد همسرم که آخرین نفر ی بود که من می خواستم بیاد توی این مسیر ، کلا رها کردم این موضوع رو خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم.
«اما هر چی که گذشت فهمیدم اینکه کیا باید این حرفها رو بشنون به من ربطی نداره، چیزی که به من ربط داره اینه که من روی خودم کار کنم، وقتی که من روی خودم کار کنم خود به خود اون آدمی که آماده دریافته، اون آدم میاد میشنوه اون حرفها رو ، و من لازم نیست اصلأ کاری بکنم برای اینکه اون آدم رو پیدا کنم، جهان این کار رو انجام میده
کبوتر با کبوتر ، باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز.
در جهان هر چیز ، چیزی جذب کرد
گرم گرمی را کشد و سرد سرد
جهان اتفاقش رو بوجود میاره.»
استاد این دارم از شما عالی یاد می گیرم واقعاً رها هستین در این مورد و عالی دارین عمل می کنید. تحسینتان می کنم.
«اگر من برخورد می کنم با آدمهای نامناسب، به این دلیله که من آدم نامناسبیم، اگر من خودم رو مناسب کنم برخورد می کنم با آدم مناسب، اصلأ نیاز نیست دنبال آدم مناسب بگردم، اصلأ نیاز نیست، من باید روی خودم کار کنم من باید دنبال چیزای مناسب توی وجود خودم بگردم، باید اونا رو پیدا کنم توی وجود خودم، اگر من توی وجود خودم پیداشون کنم، خود به خود جهان نشون میده توی بیرون من، اون وجه درونی خودم رو»
خدای من ، استاد با این قسمت از توضیحاتتون دیوانه شدم ، خدای من اون چیزای مناسب توی وجود من هست، من فقط باید پیداش کنم،
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
خدای من چه احساس عزت نفس و ارزشمندی با این آگاهی ها احساس کردم ممنونم ممنونم ممنونم
«اون چیزی که ما داریم دریافت می کنیم از جهان، در واقع آینه تمام نمای درون خودمونه. حالا اگر من روی خودم کار کنم اصلأ اصراری نیست.»
بله جهان آینه تمام نمای درون ماست و هر آنچه که ما تجربه می کنیم نتیجه باورها و فرکانس های ماست.
بعد استاد مثال اون استاد قرآنی در خارج از کشوره و ۵۰ ساله داره قرآن رو تدریس میکنه رو می زنن…« من واقعیتش تعجب کردم از این پیامش، گفتم اصلأ چه دلیلی داره تو بخوای به بقیه خودت رو ثابت کنی، من نوعی اگر بدونم توی مسیر درست هستم، اصلأ نگران آدمهایی که توی فرکانس دیگه ای هستن، نیستم که اون آدما در مورد من چه فکری می کنند، اصلأ من دنبال راضی کردن اونا نیستم»
استاد این مهم بودن نظر دیگران در مورد خودمون برای من پاشنه آشیل بود و خدا رو هزاران مرتبه شکر که دارم عالی پیش میرم مخصوصا با جلسه ۵ عزت نفسم با خودم عهد گذاشتم تا این پاشنه آشیل رو تا حد قابل قبولی ضعیف نکردم نرم جلسه بعد . استاد عزیزم بازم از همین جا برای محصول بی نظیر عزت نفس ازتون ممنونم ممنونم ممنونم
ان شاالله ادامه دارد…
این هزارمین کامنت من در این خانواده صمیمه، خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖
سلام آقا مجید عزیز
ممنونم از صداقت بی نظیرتان در این دلنوشته تون
ممنونم که این کامنت بی نظیر رو با ما به اشتراک گذاشتین.
الان منظورت رو فهمیدم از قدم ۹ ک میگفتی آگاهی خداوند در وجود من هست و من همهشون رو انتشار میدم و ب خدای خودم میگم حالا ی آگاهی جدید تر بده ب من و خدا هم آگاهی های جدید رو در اختیارت قرار میده.
چقدر این قسمت از کامنتتون نشانه ای بود برای من برای ادامه دادن به کامنت نوشتنم، انتشار اون آگاهی هایی که درک کردم تا به درک بهتری از آگاهی ها جدید برسم. ممنونم ازتون دست خیررسان خدا
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایتان خواستارم
سلام فرحناز جانم
من عاشق شما هستم که کامنت نوشتی و درک و آگاهی های عالیت رو با ما به اشتراک گذاشتی تا من از زاویه دید زیبای تو هم این فایل رو بهتر درک کنم ممنونم عزیز دلم
چقدر خوبه که آدم با کسی کار کنه که هم مدار خودشه و مثل بقیه نیست به جای پرداختن به چرت و پرتهای بقیه ساعتها در مورد قوانین خداوند حرف بزنن و از رشد و پیشرفت خودشون بگن و در مورد اینکه چطور می تونن خودشون تغییر کنن و زندگی بهتری داشته باشن بگن نه اینکه چطور بیاییم دیگران رو تغییر بدیم و کمک کنیم به بقیه !
چقدر این خواسته برام وضوح بیشتری پیدا کرد ممنونم عزبزم، واقعاً یک نعمت بزرگیه اینکه اطرافیانت هم با قانون آشنا باشند و ساعت ها باهاشون در مورد قانون صحبت کنی، پس من باید بیشتر روی خودم کار کنم، شناخت خودم رو نسبت به قانون بیشتر و بیشتر کنم، تا قانون بشه جزئی از وجودم بشه یک عینک که باهاش همه چیز رو ببینم، مثل یک دیکشنری که تمام صحبت ها و تجربیات و همه چیز رو با این دیکشنری ترجمه کنم برای خودم، اون وقت خدا افرادی رو به زندگیم وارد می کنه که ساعت ها باهاشون در مورد قانون صحبت کنم. ان شاالله
بازم ممنونم که به ندای قلبت گوش دادی و این کامنت رو با ما به اشتراک گذاشتی.
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم 😘😘🌹🌹
سلام دوست عزیزم
رفته رفته شرک زیاد شد به حدی بود که مدیون شدیم مدیون شدیم و در صدد جبران براومدیم تا رسیدیم به حس این که داریم سواستفاده میکنیم و همه چی خراب شد
چقدر این قسمت از کامنتت منو تکون داد، منم چنین روابطی رو تجربه کردم ولی متوجه شرکتی که گفتی نشدم و خدا رو هزاران مرتبه شکر که به وسیله شما منو هدایت کرد که که مواظب این شرک که مثل مورچه سیاه روی سنگ سیاه در تاریکی شب پنهانه.
ممنونم دوست خوبم
برایت از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را خواستارم 😘😘🌹🌹
سلام رویا جانم
ممنونم عزیز دلم برای این دلنوشته زیبا که از دل برآمد لاجرم بر دل نشیند
من عاشق شما هستم که اینقدر عالیییییییی درک خودت رو از این فایل با ما به اشتراک گذاشتی
دوستت دارم عزیزززززززم
برایت از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را خواستارم 😘😘🌹🌹
سلام نگار جانم
با خوندن هر جمله از کامنت با لبخندی از جنس عشق و آرامش تحسینت کردم عزیز دلم
ممنونم که به ندای قلبت گوش دادی پدر اتصال با خدا قرار گرفتی و اینقدر روان هدایت خدا رو به اشتراک گذاشتن
ممنونم که درکت از سیستمی بودن خدا رو برامون نوشتی، باید اینقدر این آموزه های ناب رو با هم به اشتراک بذاریم و تکرار کنیم که بشه جزئ ناخودآگاه مون.
دوستت دارم عزیزززززززم
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم 😘😘🌹🌹
سلام آقای حسینی عزیز
میدونید، داشتم فکر میکردم که چرا این چند سال چنین فایلی رو نداشتیم؟ آیا استاد نخواسته بود بذاره؟ آیا چیزی مانعش شده بود؟ بعد دیدم نه بابا، ما بودیم که هنوز اونقدر رشد نکرده بودیم که چنین آگاهی هایی رو بشنویم، و گرنه استاد که هر روز داره درباره قوانین صحبت میکنه، چرا یه روزش از اون مکالمه ها رو ما نشنیدیم؟ بعد دیدم اصلا به طور معجزه آسایی ما الان اینجاییم و مثل اینکه فرکانسمون خداروشکر خیلی رشد کرده.
با تمام وجودم این قسمت از کامنتتون رو تایید کردم و چقدر تحسینتان کردم که اینقدر. عالی حرف دل من رو بیان کردید
کل کامنت تون پر از سوال های مثبته که مطمئنا جواب های عالی هم گرفتین.
برای شروع کاری که دارین به انجامش هدایت میشین تحسینتان می کنم و بهتون تبریک می گم و منتظر خواندن موفقیت های روز افزونتون هستم
در پناه خدا در تمام جوانب زندگی موفق باشید
سلام لیلا جانم
ای جانم برای این حال قشنگ دلت، دقیقا می فهمم چی میگی چون دقیقا منم همین احساس رو داشتم
من عاشقتم که با همون شور و شوقی کامنت رو نوشتی تا دوباره اشک شوق منو جاری کنی.
من تحسینت می کنم برای تصمیمات عالی که گرفتی عزیز دلم
دوستت دارم عزیزززززززم
در پناه خدا در تمام جوانب زندگی موفق باشی گلم 😘😘🌹🌹
سلام نگین جانم
یعنی از وقتی که شروع به نوشتن کردم و عملکردِ خودم رو گزاشتم جلوم ، همینجور ترمز و باگ ذذهنیه که داره برام رو میشه و با این منطق هایِ عالی جایگزین میشه .. تازه فقط دوبار گوش دادم!!
چقدر عالی گفتی درکت از فایل رو همین طور که آقا ابراهیم عزیز گفتن، در مورد درک ایشون از دوره کشف قوانین که باعث شد کل زندگی شون تغییر کنه، « حالا وقتش پات رو از روی ترمز برداری»
این فایل داره یکی یکی ترمزها و باگ هامون رو نشون من میده و همچنین منطق های عالی بهمون میده تا جایگزین اون ترمزها کنیم بعد با این گازی که مدت ها داریم میدیم با سرعت و لذت رسیدن به خواسته ها محقق میشه ان شاالله
ممنونم عزیز دلم که درک عالیت از این فایل و قانون رو با ما به اشتراک گذاشتی.
دوستت دارم عزیزززززززم
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم 😘😘🌹🌹
سلام ندا جانم
من به این کامنت ها میگم خود افشاگری
منم گاهی از این کامنت ها می نویسم راستش اولاش نه ها، تازه چند وقته که می نویسم، می نویسم با این دلیل که این ردپا هم ازم بمونه که اگر هر وقت در ادامه مسیرم وقتی به چنین حالی رسیدم به یاد بیارم که من نهایتاً از این چالش هم گذشتم و با عشق و لذت دوباره ادامه دادم.
چون این تضاد مطمئناً درهایی از آگاهی رو برامون باز می کنه که بعداً تو تضادهای شاید بزرگتر هم راهگشامون میشه.
پس همین حال مون رو هم باید دوست داشته باشیم ، کلا تحت هر شرایطی باید عاشق این یکی یک دونه خودمون این دل خوشگلمون باشیم.
من خیلی خیلی برای تمام موفقیت هایی که کسب کردی برای تمام خواسته هایی که بهش رسیدی تحسینت می کنم.
و چقدر عالی احساس لیاقت و ارزشمندیت رو به رخ ذهن فراموشکار و نجوا گرت کشیدی که خدا برای خوب کردن حالت به استاد الهام کرده این مکالمه رو به عنوان فایل رو سایت قرار بده.
من عاشقتم دوست جان
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم 😘😘🌹🌹