آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 1
آگاهی های این فایل، مراقبه ای است با صدای استاد عباس منش برای به صلح رسیدن با خود. همچنان که متن را می خوانید،حتماً بارها فایل صوتی را گوش دهید و به مفاهیم آن فکر کنید.
قلبت را پاک کن. سلامت میکنم و آنجا که من و تو یکی هستیم را گرامی میدارم. آنجا که من و تو یکی هستیم سکوت کن و دل بسپار. چه اهمیت دارد که کیست که میگوید و کیست که میشنود؟ چه اهمیت دارد که من کجا هستم و تو کجا؟ چه اهمیت دارد که من به اور دارم و تو به چه؟
اینها همه قیل و قالهای نفس توست حال آنکه خود متعالی تو میخواهد آرام باشد؛ بی هیچ نام، بی هیچ مکان، بی هیچ قبیله، بی هیچ قضاوت، آزاد و نامحدود. بیحرف فرم و قالب.
این قید و بندهای زمینی را، این طبقهبندیهای نفسانی را کنار بزن. نام را، مکان را، باور را و هر تفاوتی را با ذهنی آرام بنشین و بشنو. میخواهم برایت بگویم و تو بشنوی، بشنو و تجربه کن.
بیا از پیش داوریها و حتی قضاوتها رها شویم و فقط گوش کنیم. بیا باور کنیم که لزوم ندارد همیشه از خودمان دفاع کنیم. بیا گوش دادن ساده را تجربه کنیم و رها شویم از قضاوت، رها شویم از هرگونه قبیله و طبقه، رها از باورهایمان و پاک از همه قالبهایی که محدودمان میکنند و تنها رها و آرام است که میشنوی. آرامش این برکه سبز را تجربه کن. بیا تا فقط گوش بدهیم و تجربه کنیم.
قلبت را پاک کن. اتفاقات خوب تنها وقتی از راه میرسند که قلبت را پاک کردهای.
تو پارهای از خدایی. تو فراتر از جسمت و فراتر از ذهنت، آگاهی هستی و آگاهی تو اصل توست. خود حقیقی توست. خود متعالی توست. تو لایتناهی هستی و مقدس. آگاهی تو پارهای از آگاهی همه جهان است و پارهای از خداست. خود خداست. مثل قطرهای از دریا که پارهای از دریاست. خود دریاست.
تو پارهای از خدایی و من هم و او که کنار تو نشسته است و او که آن سوی دنیا است و کهکشانی که آن سوی کیهان و تو پارهای از من هستی و من پارهای از تو مثل دو قطره از دریا که هر دو دریا هستند، یکی هستند. جایگاهی را ارج مینهیم و گرامی میداریم که من و تو یکی هستیم و خدا.
برای ۳ روز آینده فقط برای ۳ روز با همه هستی یکی شو. همه هستی را از وجود خودت ببین. فقط برای ۳ روز خودت را و همه را گرامی بدار. چون پارهای از خودت، چون قلبت، چون پارهای از خداوند.
فقط برای ۳ روز با هر موجودی که روبهرو میشوی این جمله را در ذهن تکرار کن: «او پارهای از من است. پارهای از خداست.» و ببین که عشق بیقید و شرط چگونه در تو جاری میشود.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- آرامش در پرتو آگاهی | قسمت ۱3MB4 دقیقه
- داستان تولید آرامش در پرتو آگاهی0MB0 دقیقه














دیروز متوجه شدم که برای رها شدن از باور کمبودی که تا عمق ذهنم نفوذ کرده و حتی توی خواب ها و رویاهای شبانه ام هم رسوخ کرده لازمه که دوباره نیروی خیالم رو بیدار کنم و امروز با خواندن مقاله ی مریم جان عزیز در رد پای ۳۳، چقدر درک کردم که این یک الهام قلبی بوده و من در مدار شنیدن این صحبت ها هستم و واقعا تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی، گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش…
این کاری هست که من خیلی خوب بلدم انجامش بدم چند سالی بود به خاطر باورهای محدودکننده این نیروی الهی توی خوابی عمیق فرو رفته بود اما کم کم داره بیدار میشه و من میخوام از این نیرو استفاده کنم هم برای رها شدن از باور کمبود و هم برای سلامتی فرزندم، میخوام هر روز این تخیل و تجسم همراه من باشه که اینقدر پول دارم توی حسابم که هر کاری باهاش میتونم انجام بدم بعدش از خودم بپرسم اگر الان فلان قدر پول داشتم چکارا میکردم بعدش برم توی عالم خیال و شروع کنم به خرج کردن پول های زیاد و اینطوری آرام آرام ذهنم رو از باور کمبود بشورم آرام آرام توجه ام رو از روی کمبود و مشکلات بردارم و به فراوانی توجه کنم.
این تمرین راحتترین و لذتبخش ترین تمرینیه که میشه انجامش داد و حتی اگر آدم نتیجه هم نگیره (که محاله نگیره) باز میخواد ادامه بده چون مغز همون لحظه داره پاداشش رو به شکل لذت دریافت میکنه.
ما همگی توی بچگی این نیرو رو به شکلی قوی داشتیم اما هر چقدر بزرگتر شدیم کمرنگ تر شد و هر چقدر استفاده نکردیم مثل عضله ای که استفاده نشه تحلیل میره شروع کرد به تحلیل رفتن اما خبر خوب اینه که میشه دوباره شروع کرد و این عضله رو قوی کرد.
من تصور میکردم نیروی خیال فقط برای بچه هاست اما الان متوجه شدم اصلا سن و سال نمیشناسه و یکی از دلایلی که انیشتین اینقدر موفق بوده همین جدی گرفتن قدرت خیالش بوده.
ذهنم میاد دخالت کنه ایمانم رو به این نیرو کم کنه میاد با نجواهاش بگه اینا وقت تلف کنیه برو روی باورات کار کن، برو به فلان ایده عمل کن، برو… اما ایمان دارم به نتیجه بخش بودنش چون قبلا بارها ازش نتیجه گرفتم اصلا همین هدایتم به سایت و مسیر ثروت خودش دلیلش همون تخیلات سابقم بوده.
برای من تخیل مثبت، همون کار کردن روی باورام هست همون توجه به خواسته هاس، توجه به موارد مثبت هست، توجه ام به ثروت هاست، برای من تخیل تمرین فراوانیه.
توی مذهب، تخیل مذمت شده اما مذهب جعلی ای که به خورد ما رفته چه چیز خوبی هست که توش مذمت نشده باشه؟ثروت مذمت شده شادی مذمت شده خیال مذمت شده…
و حالا که همه چیز محیاست وقت عمل به قانونه، هم استفاده از نیروی خیال رو خوب بلدش هستم و توش خبره ام و یه جورایی این استعدادم ذاتیه، هم اینکه بهش باور دارم و قبلا کلی ازش نتیجه دیدم و سوم اینکه تضادها هولم داده و مجبورم کرده و شده یه نیروی محرکه ی قوی.
خدایا شکرت به خاطر همه چیز.
قسمت هایی از مقاله ی مریم عزیز که خیلی روم تاثیر گذاشت:
* همان نیرویی که، راهکارهایش آنقدر ساده و وعدههایش آنقدر ناباورانه عالی و بینقص است که، قبول کردنش به این آسانی نیست.
* نیرویی که به خدا وصل است،
نیرویی که پیغام خداست… یا نه، اصلاً خودِ خداست،
چون محدودیت را نمیشناسد، زمان و مکان را نمیشناسد، مرزی ندارد و مقایس، فاصله و اندازه براش معنایی ندارد
* اتصال به این نیرو، برای خلق جهان دلخواهمان کافی است.
پس به جای کنارهگیری، به آن وصل شو و به جای حساب و کتاب کردن، برکاتش را بپذیر و اجازه بده در تو جاری شود و رویاهای همیشگیات را متجلی کند.
* برای من نیروی خیال، ملکوت خداست. جایی همه چیز امکان ظهور دارد.
* کار ما، دوباره باور کردن این نیرو و دوباره وصل شدن به این نیرو است.