آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 1 - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

980 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شیرین انصاری گفته:
    مدت عضویت: 2861 روز

    سلاااام بر پاره های من و خدا??

    این فایل و چند ماه پیش تو مترو داشتم میرفتم خونه ،حالم زیاد خوب نبود و این فایل و تو تلگرامم باز کردم و شروع به اشک ریختن کردن خیلی زیباست و از همونجا تو مترو شروع کردم به همه میگفتم او پاره ای از من است پاره ای از خداست،???کلا ورد زبونم شده بود یه مدت ولی الان دیگه کم رنگ شده بود هر از گاهی میگفتمش،دوباره که شنیدمش به خودم فرو رفتم،،،

    بی نظییییییررررررررر

    فوق العاااااادست

    ممنونم استاد جان

    خدایاااا شکرت صدهزاران مرتبه???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    خدیجه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2257 روز

    بنام پروردگاری که هدایت من را بر خود واجب کرد

    سلام به همپاره های نازنینم که این بهشت رو بهشتی تر میکنن و سلام به استاد عزیزم و مریم نازنینم

    روز سی و‌سوم سفرم:آرامش در پرتو آگاهی

    اومدم کامنتم رو بنویسم اما خواب بدجور چشمامو گرفته بود و هر چی زور زدم به ذهنم چیزی نرسید که بنویسم. به ناچار گوشی رو گذاشتم کنار و رفتم سراغ ظرفشویی تا ظرفهای شام رو بشوررم. یاد کامنت مرضیه جان افتادم و یاد کلمه نذر. و یادم اومد از نذری دادنها.

    بعد همینجور که شیر آب باز بود یاد کامنت یکی از دوستان در مورد اسراف افتادم که چند روز پیش خونده بودم و اتفاقا همین امروز صبح با خواهرم در موردش صحبت کردیم. با خودم گفتم آره هر صرفه جویی کردنی از باور کمبود میاد. و هر بریز و بپاشی از باور به فراوانی. و باز یادم اومد آدمهایی که روز عاشورا نذریهای بزرگ میدادن با کلی بریز و بپاش.. میگفتن پول نذری رو امام حسین خودش میرسونه. گفتم ببین این امام حسین نبوده که میرسونده. این باور اون آدمهاست که طبق قانون جواب میداده براشون. وگرنه که امام حسین که نمیتونه روزی رسون کسی باشه و فهمیدم اینم یکی دیگه از شرکهای ما ملته.

    که نذری میدیم که خونه بخریم. نذری میدیم که سالم بشیم. نذری میدیم که ……….

    غافل از اینکه اون نذریه نیست که کار می کنه بلکه اون باوری که پشتشه داره جواب میده. اون امام نیست که پول نذری رو فراهم می کنه بلکه اون باوری که داری برات کارها رو آسون می کنه.

    نمیدونم چرا با شنیدن این فایل امروز این چیزا اومد به ذهنم و گفت اینا رو بنویسم. با خودم گفتم خب اینا چه ربطی داره به این فایل که بنویسم. گفت مگه قرار نیست که تو هر روز آگاهی رو که دریافت می کنی بنویسی. خب اینا رو دریافت کردی دیگه.

    منم تصمیم گرفتم به هدایتم عمل کنم و اینا رو بنویسم فارغ از اینکه دیگران با خوندن کامنت من چه فکری می کنن.

    استاد من این فایلهای آرامش در پرتو آگاهی رو خیلی دوست دارم و چند وقتی بود هر روز گوش میکردمشون. ولی بعد باز ولشون کردم. راستش تصور این که هر موجود زنده ای رو که میبینم پاره ای از خودم ببینم خیلی سخته مخصوصا در مورد آدمهایی که خیلی ازشون خوشم نمیاد. ولی فکر کنم وقتی اونم قسمتی از خودم ببینم راحتتر میتونم بپذیرم که خودم با افکارم اون شخص رو به اون شکل و اون رفتار خلق کردم. راستش پذیرش اینکه قسمتهای خوب زندگیمو خودم خلق کردم کار راحتیه ولی تو پذیرش اون قسمتهایی که برامون ناگواره کار سخت میشه. و فکر کنم اینم از کمبود عزت نفسه و امیدوارم بتونم کم‌کم روی همه قسمتهای عزت نفسم کار کنم و خودمو ارتقا بدم. چون اگه بخوام نعمتهایی که دارم بهتر و بروز تر بشه باید نسخه بهتری از خودم ارائه بدم………

    در پناه الله یکتا سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 1331 روز

    آرامش در پرتو آگاهی

    چقد این اسم نشون میده همه چیزایی ک فراموش کردیم

    آگاه ک باشی آرومی ، آگاهانه میشه آروم بود

    چقدد این فایل فوق العاده بود استاد مهربونم

    اون روز ک دلم گرفته بود و میخواستم که ی روانشناس داشته باشم ک حرفام بش بزنم و وارد سایت شدم

    آرامش اومد تو قلبم چقد دور شدم از بگو مگو ، چقد دور شدم از غیبت کردن ، چقد دور شدم از حرفایی ک گوش دادنشون هیچ کمکی ب من نمیکرد

    چقد دور شدم از خود نمایی چقد راحت شدم از اون همه دغدغه ک برا فلان مهمونی چی بپوشم

    چقد راحت شدم از اینک ناراحت بشم ک فلانی چرا این حرف زد

    بهم مسئولیت پذیری یاد دادی ، من تو 24 سالگیم بزرگ شدم خداروشکر که خیلی از تصمیمات زندگیم قبل این نگرفتم و الان با آرامش خدا داره هدایتم میکنه

    چقدخوبه ک همیشگی بمونه این حس

    خیلی سخته تو هر شرایطی آروم بود ولی خدای مهربونم کمکم کن بتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سماء گفته:
    مدت عضویت: 3789 روز

    بنام خداوند بینهایت ها

    سلام دوستان عزیزم

    یادم یماداولین بار که این فایل رو شنیدم خیلی حالم خوب بود مثل الان که از دیشب که باوجود اینکه حالم خوب نبود ولی این کلمات انگار داره میره توی وجودم

    اینکه گفته میشه تو پاره ای از خداوندی و بقیه همه پاره ای از خداوند هستند انگار یه ابی روی اتیش ریخته میشه

    چقدر اینکه میگه قلبت رو پاک کن خوبه تو فراتر از جسمت هستی و تو اگاهی هستی

    تو لایتناهی هستی

    اگاهی تو پاره ای از خداست و خوده خداست و همه دنیا پاره ای ازخداست

    میخوام تا 3 روز اینکارا رو انجام بدم:

    1- همه دنیا را جزیی از خودت بدان

    2- همه را و همه دنیا را گرامی و باارزش بدان چون جزیی از خداوند است همانطور که خدا را گرامی میداری دنیارا هم گرامی بدار

    3- با هر موجودی که روبرو میشوی در زهنت بگو او پاره ای از من است پاره ای از خداست

    میخوام اینکارا رو انجام بدم تا با دنیا و زنذگی و همه مردم دنیا اشتی کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2621 روز

    سلام استاد عزیز و مریم خانم قشنگم

    خیلی زیباست زمانیکه به خدا نزدیک میشیم یه جورایی رنگ و بوی خدایی میگیریم آرام،مهربان،زلال و پاک دوست داریم مثل خداوند یه همه کس و همه چیز خوبی کنیم با خیالی آسوده وقتی ما با کسی دوست میشیم یه جورایی به مرور زمان شبیه اون میشیم چه زیباست که با خداوندمون یکی بشیم تا خلق و خوی اون رو بگیریم هم این دنیا و زیبایی هاش رو تجربه کنیم هم اون دنیا رو کنیم ممنونم معبود مهربان که اجازه میدی همنشینت بشم…فقط بتونیم سه روز لحظه به لحظه ازش هدایت بخوایم و کامل حواسمون باشه به اعمال و رفتارمون بعد نتیجه این سه روز رو مقایسه کنیم مطمئنم نتایج عالی،زیبا و متفاوتی میگیریم…خدایا شکرت به خاطر تمام مهربانی ها و هدایتهات.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    جانا گفته:
    مدت عضویت: 897 روز

    به نام خداوند بخشاینده

    سی و سومین روز از تحول زندگی من

    امروز به درک بخشی از آگاهی ها رسیدن

    اول اینکه به مدت 2روز تمرین کنم هر موجودی رو دیدم در دلم بگم تو بخشی از منی و تو پاره ای از خداوند هستی

    امروز یادآور شدبرام که من که هستم و چه دیدی میتونم به خانواده ، مردم عادی وهمسایه هام داشته باشم و‌‌‌‌‌…..

    از امروز در وجودم جز زیبایی چیزی نخواهم دیدم همه از جنس خداو ند هستیم

    همه یکی هستیم

    این فایل رو 10 باز از صبح گوش دادم و به شدنپت احساس خوب به من داده

    از این آرامش و آگاهی ها ..

    سپاسگذار خداوند و استاد عزیزم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    محسن فصاحت گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    درود وقت زیبایتان به خیر و شادی

    استاد گرانقدر:

    انتهایی برای شمردن امواج اقیانوس خوبی مهربانی آگاهی عشق نیست آنگاه :

    که از عشق توحید و آرامش در پرتو آگاهی سخن می گویید

    آنگاه که کلامتان دم مسیحا دارد…

    این فایل زیبا و ارزشمند من را به یاد کتاب کشیش معروف جول اوستین انداخت کتاب آرامش در پرتو ایمان به شما کمک می کند تا از قدرت و انرژی کلام‌تان آگاه شوید. بسیاری از مردم درباره خودشان، خانواده‌شان و آینده‌شان چیزهای منفی می گویند. حرف‌هایی مثل «هرگز موفق نخواهم شد. این بیماری مرا از پا خواهد انداخت» و یا… شبیه این جملات منفی. این افراد نمی‌فهمند که دارند آینده‌شان را پیشگویی می‌کنند. نکته کلیدی این است که ما آنچه را می‌گوییم، به دست می‌آوریم.

    یعنی شما به کلمات جان می دهید ،باید کلماتتان را به همان مسیری بفرستید که دوست دارید زندگی‌تان درآن مسیر پیش برود. نمی توانید از شکست حرف بزنید و آنگاه انتظار پیروزی داشته باشید. نمی‌توانید از کمبودها حرف زد و انتظار وفور داشت. شما همان چیزی را می‌آفرینید که می‌گویید. اگر می‌خواهید بدانید که پنج سال دیگر در چه حال خواهید بود، به آنچه درباره خودتان می‌گویید، گوش کنید.

    ما با کلمات مان هم می توانیم به آینده‌مان برکت ببخشیم و هم آن را نفرین کنیم.

    و اما از عشق که فرمودید به یاد استاد والاگهر حکیم فرزانه حسین الهی قمشه‌ای افتادم گویی که ایشان هم عشق را خوب می داند هم مکتب عشاق را مدرس است.

    البته به نظر شخصی خودم:

    عشق احساسی مقدس است

    درباره عشق زیاد شنیده اید اما اجازه بدهید بررسی کنیم عاشق کیست؟!

    آری پرسش اینجاست عاشق واقعی کیست ؟!

    عاشق کسی است که آماده یک جرقه ای است تا غوغایی و آتشفشانی در درونش شعله‌ور شود قلبی خاشع و بی ادعا دارد

    به آسانی گوش جان به سخنان جانان می سپارد و در مسلک عشق پاکباز است و سرسپرده تمام قد به تمام رخ یار نظاره گر است و در حسرت دیدارش روز و شب نمی شناسد

    عشاق راهکوبانند الف قامتشان از بیم قیامت چون نون

    و چون پیمانه پیاله الست را شنیدند و در دم قالو بلا گفتند و تمام عشق را نوشیدند، تسلیم بودند و همیشه زیبایی دانایی نیکویی را سرلوحه خویش قرار داده چون فضیل عیاض ها با شنیدن یک آیه فهمیدند که اکنون وقت آن رسیده

    اَلَمْ یَأن للَّذینَ ءامَنوُا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللهِ * : آیا هنوز وقت آن نرسیده که دلهای مردم با ایمان با یاد خدا خاضع و خاشع شود ؟. 16 حدید

    استاد گرانقدر که چونان شهریاران از شهر یاران برخاستید و نجوای سروش را به ندای توحید سرودید چونان هزاران و بلبلان که در ارض و سما رقص کنان برخیزندطره ناز و نیاز برچینند و نغمه شادی و شعف و شور برپا کنند،پرستوی مهاجری شدید،اکنون باران عشق را بدرقه راهتان می کنم و از خداوند می خواهم وصال حاصل گردد و نسیمی از بهشت پردیس پارادایس و روضه رضوان به ما آرد…

    جهان با نگاه تیزبینت که چون شکارچی زیرک در پی بهترین و آسان ترین شکار خویش است ، زیباتر می شود وقتی نرگس چشمانت بر آفاق می نگرد ،ستاره سهیلی هستی که جهان را پرفروغ می کنی گویی که با هر تبسمت مرواریدهای نقره فامت چون الماسی تراش خورده به آفاق بپاشید و کلمات چون زر و در و گوهر و فیروزه ناب قلب‌ها را تسخیر خویش کرد.

    عطر وجودت چون کمندی جهان را در خود پیچیده است چون مشک و عنبری ناب فقط عطار با بوییدن مشک آهویی که از خطن آورده ای بهشت را به یاد آورده و در گردونه مدار عشقت مانده است.

    هر چقدر از صدق بالحسنایت از گفتن راستی نیکویی هایت رخ چون ماه تمامت می نویسم شور و شعفی وصف ناشدنی در ژرفای وجودم پیدا می شود،گویی تمام ترانه های عالم را برای تو سروده اند و تمام شعرها در وصف گل و زیبایی برای توست…

    دوستت دارم،ساده بدون هیچ پیچیدگی خاصی وقتی به روی ماهت نگاه می کنم،مرا به یاد پیچیدگی و سحرآمیز بودن عشق می اندازد که با تمام قدرتی که دارد هنوز ناشناخته است وکسی نتوانسته آنچنان که باید در مدحش بگوید یا بنویسد .

    کیست کز عهده شکرش به درآید؟

    یا

    کیست که شکر یکی از هزار کرد؟

    و چه زیبا و تحسین برانگیز قطعا که لایق تحسین هستید.

    مگر می شود شنید و تحسین نکرد زیبایی طبیعت و اصل و اساس عشق و زیبایی را

    شما را به خداوند عشق و زیبایی می سپاریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حسین امامی گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    بعد از ماه هایی که داشتیم یکی از اتفاقات دیشب این بود که رفتم گیمنت دوستم و خداوند یکی یکی باور هایی رو بهم میگفت که واقعن با هر باور انگار یک پرده از سیاهی از من گرفته میشد و نوره خدا تویه وجودم بیشتر میشد و آرامشم خیلی بیشتر شد چیزی که متوجه میشم من تاززه دارم زاییده میشم و در عجیبم که چقدر همیشه استرس داشتم از درد کشیدن تا عادی بودن برام روز ها و سال ها دستو چاهام ازاین استرس و اظطراب پر بود و رسید به امشب یکم با چند تضااد حالم بد شد و وقتی رسیدم خونه و شروع کردم به نوشتن چقدرر حالم بهتر شد و تونستم کم کم نزدیکتر شدم حرف ها سید خیلی روی من تاثیر گذاره من چند سالی بود مدیتیشن نمیکردم و چون سید رو خیلی قبول دارم و نمیدونستم سید هم اینقدر به مدیتیشن اعتقاد داره من 3 سال شاید بیشتره تو سایتم این قسمت و این زیبایی رو ندیده بودم و نمیدونم چطور هدایت شدم آها از گوگل سرچ کردم برای استرسم و دیدم سایت تو دسته دومیه و خوشحال شدم و زدم دیدم اومدم در آرامش در پرتو آگاهی و قسمت 5 این فایل بود دانلود کردم و اومدم تا از اول هم دنبال کنم با این مدیتیشن و یک مدیتیشن دیگه شاید بیشتر یک ساعت ادامه دادم تا به یاری خداوند آرامش اومد به وجودم و الان انگار باز تازه دارم زندگی رو میفهمم خیلی حالم عالیه خیلی آرامش دارم واقعن میدیدم که گذر از این راهرو های ذهن و تا رسیدن و اجاز ه دادن خالی شدن تا هم مدار بشیم با جهانه هستی و به رهایی برسیم و این انرژی که یقینن هم اون وما عادیه که آرامش داشته باشیم ولی من سپاسگزارم از همین که میدونم اینها نعمت های بدیهیه و میتونم خودم رو استیبل کنم به یاری خداوند و رشد کنم چرا که حقیقت همینه و با تمامه وجودم میخام یکی بودن با هستی رو تجربه کنم خیلی سپاسگزارم از تک تکتون و کامنت های زیباتون در پناه خداوند یکتا فعلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2908 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام و احترام

    روز 33/ آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 1

    چقدر خوب میشه ادم در دل طبیعت این فایل رو گوش کنه و به خودش نزدیک تر بشه و این فایل ارامش دهنده رو بارها گوش کنه و به یا بیاره که خداوند همیشه کنارشه و نزدیکشه …

    به یاد بیارم که تنها شرط رسیدن به خواسته ها فقط و فقط یک عشق بی قید و شرط داشتن نسبت به خودمه که همینجوری که هستم خودم رو بپذیرم و من برای رسیدن به خواسته هام نیاز به تقلی کردن یا تحصیلات خاص داشتن یا مهارت عحیب و غریب داشتن ندارم .. بلکه باید بی قید و شرط خودم رو دوست داشته باشم و باور کنم خداوند همواره با منه .. این شرط رسیدن به خواسته هاش..

    احساس لیاقتی که منجر بشه بی قید و شرط خدا رو در قلبم باور کنم !!!

    احساس لیاقتی که منجر بشه یک خدایی که منبع ثروت و نعمته رو بی قید و شرط در قلبم باور کنم و بتونم خودم رو بسپرم بهش..

    اخساس لیاقتی که منحر بشه خودم رو به خدایی بسپرم که بسیار ثزوتمند و مهربان و رزاقه و من رو اسون و هموار میکنه بزای اسانی ها و نه سختی ها و احساس لیاقتی که منحر میشه باور کنم که خداوند فقط میخواد من از زندکیم لذت ببرم و من اومدم توی این دنیا که لذت ببرم و قراز نبوده زجر و سختی بکشم !!

    اینا همش احساس لیاقت میخواد..

    چون ادمی که اخساس لیاقت نداره باورش بر اینه که اومده توی این دنیا که با سختی کشیدن و زجر کشیدن ازمایش پس بده و اینجوری مقرب تر بسه به خداوند … ولی واقعیت اینه که با زجر کشیدن نمیشه به خدایی که ماهیتش لذت و فراوانیه نزدیک شد !!! بلکه با لذت بردن و ثروتمند بودن و سلامت بودن و عشق و حال کرذنه که میشه به این خدا نزدیک شد !!!

    یکی از باورهایی که به نظرم مخصوصا کوردها دارن اینه که اصن سرنوشتمون سختی کشیدن و زجر کشیدنه ،، و به همین دلیل با این تفکره و این باوره من هر جا که رفتم توی مداری قرار گرقتم که خیلی خیلی سخت پول ساختم … و این تفکر احساس لیاقت رو از من گرفته و من رو اسان کرده برای سختی ها !!!

    چقدر من شنیدم که فلاااانی عجب صبر و تحمل بالایی دارع بببییییین چقدرررر داره توی زندکیش سختی میکشه و زجر میکشه ولی همچنان داره این ناملایمات رو تحمل میکنه و ادامه میده ،، عجببببب مردددددد قوی و صبوریه !!!

    نه عزیز مننن این ادم قوی و صبور نیست بلکه ابلههه !!! چون فقط یه ادم ابله اینجوری با این تفکر زندگی میکنه !!!

    اگر قرار بود من سختی و زجر بکشم پس چرا اصلا خدا به من قدرت تفکر داده ؟؟!!! اون وقت من چه فرقی با دیگر موحودات داشتم !!؟؟؟ من خدا به من قدرت تفکر داده که این قدرت تفکر رو هر بار میتونم بهبود بدم و زندکیم رو اسون تر و لذت بخش تر کنم !!!

    و یکی از مهترین باورهایی که موجب میسه ادم ها در زندکیشون سختی بکشن،، همین بحث باور عدم لیاقته !!!

    ..

    یعنی مثلا من مدت هاست میخوام مهاجرت کنم و هر بار توی مسیری سختی قرار میگیرم و به خواستم نمیرسم .. دلیلش چیه ؟؟ باور عدم لیاقت .. باور عدم لیاقتی که منجر میشه من اسان بشم بزای سختی ها ،، چون باور کردم که خداوند میخواد من زجر بکشم !!!

    الان میدونم مشکلم باور عدم لیاقته ،، بعد به خودم میگم تموم شد و من باور کردم که انسان لایقی هستم پس حالا اگر مهاجرت کنم ایندفه من دیگه سختی نمیکشم !!! نه نه .. چون اگر من باور کرده بودم لایق هستم شرایط زندکی من و نتایج مالی من همینجایی که هستم باید تغییر میکرد !!! پس ازونجایی که شرایط مالی من همینجایی که هستم تغییری نکرده پس در نتیجه من هتوز باور نکردم که انسان لایقی هستم … توی این استان کرمانشاه به این بزرگی زندگی مالی من تغییر خاصی نکرده ،، چرا تغییر خاصی نکرده ؟؟ چون باورهای من تغییر خاصی نکرده … کدوم باور ؟؟ باور احساس لیاقت !!!

    چون من هنوز باور دارم که یک شهرستانی هستم و یک کورد هستم پس در نتیجه ادم نیستم و خدا میخواد من زجر بکشم .. پس با این تفکره هر جا میرم هی سختی میکشم و به شدت اذیت میشم.. چون باورم اینه من یه شهرستانی کورد هستم و بی ارزش هستم و تهرااااانی ها یه ادمای خاص و عحیب و غریبی هستن ،، پس من احتمالا اگر برم تهران موفق میشم !! و چون باورم اینه که ادم ارزسمندی نیستم هر جا میزم یک نتیجه یکسان رو دریاقت میکنم ..

    پس زمانی من میتونم بگم که باورم تغییر کرده که همینجا و در همین استان خودم و یا شهر خودم اوضاع مالی من بهبود یابد !!! و بعد با پشتوانه ی این احساس لیاقت که نتیجه به همراه اورده است ،، من هر جا برم موفق خواهم بود !!!

    مثلا در اسکیل بزرگتر طرف باورش اینه چون یه ایرانیه و توی ایران نمیشع موفق شد و باید مثلا بره امریکا موفق بشه …

    نه اینا چرت و پرته .. به ایرانی بودن و شهرستانی بودن و کورد بودن و اینا نیست.. بلکه به اینه که باید باور کنم همینی که هستم ارزشمندم و خداوند بی قید و شرط به من میبخشد

    و اگر این باور در من تغییر کنه ،، نتیجه هم تغییر میکنه .. اگر تغییر نکرده،، چون هنوز باوره تغییر نکرده !!!

    این حرف ها رو هی دارم به خودم یاد اوری میکنم که همیسه به یاد بیارم که من فقط با لذت بردن و عشق و حال کردن میتونم به خدا نزدیکتر بشم و هی به یاد بیارم که خداوند خودش میخواد من همیشه لذت ببرم و شاد باشم و خوشحال باشم

    خب اینم از رد پای من از روز 33,, خدایا کمکم کت گام ها رو تا انتها بردارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      فاطمه تکوری گفته:
      مدت عضویت: 871 روز

      سلام ممنونم اینقدر قشنگ توضیح دادین منم همین مشکل رو دارم که باید با سختی پول درآورد و هرکسی تحملش بیشتر باشه صبورتره ولی تحمل به معنای صبوری نیست صبر یعنی تکامل یعنی امید یعنی لذت ببری از تک تک لحظات زندگی مخصوصا من بیشتر موقع ها یا تو آیندم یا تو گذشته هستم به خودم یادآوری میکنم که لحظه حال مساویه با خدا بودن و سعیمو میکنم تو لحظه ی خدایی زندگی کنم واقعا وقتی تو لحظه ی خدایی زندگی میکنم انگار وسطه بهشت خدا هستم خدایا شکرت.. اینکه گفتین سختی کشیدن یعنی عدم احساس لیاقت واقعا همینه وقتی اینو امروز خوندم گفتم خدایا ازت ممنونم بهم یادآوری میکنی این حس ارزشمندی خیلی مهمه من باید خیلی خیلی روی خودم کار کنم.سپاسگزارم ازتون.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: