آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 7 - صفحه 15


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

192 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1384 روز

    بنام خدا

    چقدر این موضوع جریان طبیعت برایم اگاهی بخش هست تنها یک جریان خیر در جهان وجود دارد و ما ان را خداوند میدانیم که در تک تک سلولهای کیهان هست و همه چی رو خلق کرده و با علم رهبری و هدایت میکند در این سیستم خوشبختی یعنی هم جهت شدن و وصل شدن به جریان ما وقتی فقط میگیریم و بیرون نمیدیم یعنی وصلمون به این جریان را قطع میکنیم من برداشتم این هست که ما با گفتگوهای ذهنی و باورهامون جریان را قطع میکنیم مثلا وقتی به جنبه منفی یه نفر توجه میکنیم میگیریم و بیرون نمیدیم و اینجوری قطع میشیم

    بخشش فقط پول نیست بخشش از یه لبخند گرفته تا یه تحسین تا یه شاخه گل تا یه جمبه مثبت واقعا بخشش ویژگی اصلیش سادگیشه و به خاطر خودمونه

    سوال نفس: چه منفعتی برای من دارد؟

    سوال روح یا خود لایتناهی: چه خدمتی میتونم انجام بدم

    چقدر خوبه از این سوالات استفاده کنم حتی تو کسی و کارم چون وقتی یا سوال دوم میری برای کسب و کارت قدم ورمیداری و به مشتری جواب میدی با خدمتی که انجام میدی صروت دنبالت میاد

    تمرین میکنم برای سه روز حداقل اگلهانه دهنده باشم تا طبیعت هم به من بده

    تمرین میکنم برای حداقل سه روز فکرهام و رفتار و گفتارم خداگونه باشد . به خودم ارامش میدم و اگاهانه حواسم هست که همه اتفاقات نتیجه انرژی های خودمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1499 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»

    (ﺍﺯ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻣﺮﺩﺍﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻭﻓﺎ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ آنان ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﻰﺑﺮﻧﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺒﺪﻳﻠﻲ ﻧﺪﺍﺩﻩﺍﻧﺪ)

    (٢٣ أحزاب)

    ————————————————————————————

    سلام و درود به همه دوستان عزیزم.

    داشتم کتاب 21 قانون مولانا رو می‌خوندم. و یه لحظه یه نوتیفیکیشن روی گوشی دیدم که نوشته بود «توحید عملی». رفتم توی فولدر فایلهای اجرای توحید در عمل و دیدم نوبت فایل «تسلیم بودن در برابر خداوند» هست که گوش بدم.

    هر چقدر بگم این فایل بی‌نظیر و فوق العاده ست کم گفتم. و چقدر توی شرایط حساس آگاهی های این فایل به یادم اومده و کمکم کرده آرامش داشته باشم و توی مسیر متعهد بمونم.

    بی اختیار از شنیدن فایل احساس خوشبختی بی قید و شرط میکردم. احساس بی نیازی، احساس نورانیت و باز شدن قلب…

    یه حسی بهم گفت بزن روی نشانه روزانه ، بزن روی نشانه روزانه… گفتم الان وقتش نیست ولی اون حسه دوباره بهم گفت ، گفتم چه کاریه مقاومت میکنم، خب بزن دیگه ، کتک که نمی‌خوری…

    و این فایل قسمت 7 آرامش در پرتو آگاهی باز شد.

    و چقدر جالب بود برام که فایل در مورد بخشش بود. اینکه بخشنده باشیم تا جهان بهمون بیشتر ببخشه.

    می‌خوام یه نکته از کتاب 21 قانون مولانا رو اینجا براتون بنویسم.

    (نظام الهی کسانی را پاداش می‌دهد که به نور ، به روشنایی، و به رشد ، کمک میکنند. تنها راه دعوت چیزی که به آن نیاز داری این است که همان را با سخاوت به دیگران ببخشی)

    برام جالب بود ارتباط مستقیم بین مطلبی که توی کتاب خوندم و فایل نشانه روزانه. و راستشو بخواین هنوز هم از این همزمانی ها شگفت زده میشم و برام جالبه ، ولی بازم به خودم میگم اگر جز این بود باید تعجب کرد. مگه نه اینه که ما در هر لحظه داریم هدایت میشیم ، در هر لحظه اجابت میشیم ؛ مگر نه اینه که خداوند ما رو لایق هم صحبتی با خودش قرار داده؟ مگر نه اینه که اجابت کردن و هدایت کردن بندگان رو بر خودش واجب کرده؟ مگر نه اینه که توی کتاب آسمانی بارها و بارها انسان رو به سوی نور خودش دعوت کرده؟

    «حق تعالی گر سماوات آفرید ؛ از برای رفع حاجات آفرید»

    «هر کجا دردی دوا آنجا رود ؛ هر کجا فقری نوا آنجا رود»

    هر کجا مشکل جواب آنجا رود ؛ هر کجا کشتی ست آب آنجا رود»

    «آب کم جو ، تشنگی آور بدست ؛ تا بجوشد آب از بالا و پست»

    «دفتر سوم مثنوی معنوی مولانا»

    در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و موفق باشید.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 90 رای:
    • -
      زهرا قنبری گفته:
      مدت عضویت: 2321 روز

      سلام به شما اقای امیری

      میخوام من هم بنویسم ولی نمیدونم به کلام میگنجد یا نه

      راسش نمیدونم چطور شروع کنم و چجور پیش ببرم ولی حس میکنم باید بنویسم

      دارم اگاهانه روی دوره ثروت 1 کار میکنم جلسه اول گوش کردم یه جاهایی الهاماتی اومد پرانتز باز کردم و درک خودم نوشتم

      و اول شروع تعهد کردم که 6 ماه بمباران کنم افکارم

      چون یکی از هدایتها این بود

      که زهرا یادته میخواستی زیان المانی یاد بگیری تو با همون ده دقیقه روزانه داشتی رشد میکردی

      و اگه ادامه میدادی در مدت کمتر مسلط تر میتونستی صحبت کنی

      درسته که یه بازه زمانی لازمه که هر بار مرور کنی ولی دیگه یاد گیری و صحبت کردن اگه خودت بمباران میکردی با کتاب و بازی و فیلم المانی حتمااا سرعت بیشتر میشد یک شبه نمیشد دو شبه هم نمیشد ولی بعد 4 5 6 ماه مطمئنن میتونسی از یه مکالمه خوبی لذت ببری

      به هر حال با این الهام تعهد نوشتم و گفتم خوب

      من روزی یه فایل میبینم و اون روز کامل میزارم واسه خوندن کامنتای اون جلسه

      استاد گفتن به محض شروع نشونه میبینی ضعیفه ولی نشونه واقعیه و ادامه بده

      بعد نمیدونم چی شد یهو دلم خواست وسط کامنت خوندن دنبال نشونه خدا باشم گفتم شروع کردم دیگه نشونه کجاست

      قلبم گفت چه نشونه ای بهتر از نشونه سایت بزار اینو بزنم

      زدم و کلید واژه ها و خود عنوان واسم بینظیر بود گفتم یا خداا اگاهی در پرتو الهی اونم 7

      کلید واژه ها فراوانی را باور کن

      گفتم خدایا نشونه رو دیدم ولی اخه چطور از کجا میدونستی من الان بعد از خوندن کامنت اونجا دلم میخواد بیام نشونه رو بزنم و این همه اتفاق معجزه ای از دید خودم رقم بخوره

      یهو یه دری از اگاهی به روم باز شد

      همه اینا رو نوشتم که بشه مقدمه این قسمتی که به کلام و تصویر سازی واسم سخته

      “همه سوالهایی که میدانی و سوالهایی که نمیدانی رو خدا میدونه و جواب همه رو میدونه همه این فرضیه ها همه ی زهرا ها با تمام این سوالا و قدمها و هر مسیری که ممکنه بخوای بری از قبل تو جهان هست انگاری یه عالمه زهرا با یه عالمه تصمیم هایی که میخواد بگیره وجود داره و من این لحظه بعد از انتخاب هرکدوم اونو میتونم تجربه کنم

      فکر کنم از فیزیک کوانتون راحتتر بشه کمک گرفت واسه درکش

      همه این مسیر ها وجود داره و این منم که انتخاب میکنم کدوم میخوام

      واسه همینه خدا عق کله منبعه وقتی اینهمه چیز تونسته دقیق طراحی کنه پس لایقه که خدا باشه و من بنده و انتخاب کننده

      واقعنی خیلی سخته به قلم اوردن اون درک

      حالا برگردم به ادامه اون الهام اول که گفت بزن رو نشانه

      بعد این همه اگاهی رفتم یه ابی چیزی بخورم و برگردم به این صفحه تو مسیر رفت و اومد واضح شنیدم صفحه دوم کامنت برتر برو بخون

      گفتم باشه ولی مگه اونجا چه خبره

      که دیدم کامنت اولی شما هستین

      تاریخش دیدم

      ا واسه امساله

      فهمیدم شما هم نشونه ای اومدین و رد پا گذاشتین

      منم تصمیم گرفتم اینجا تو جواب کامنت شما اینارو بنویسم.

      و نوشتم

      خیلی زیاد حالتون عالی باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1207 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای تنی سالم

    شکرت برای وجود قانونت که مسیری بهشتیه

    شکرت برای هدایت هات

    وجهان زیبا منظمت

    هنوزم توی قانون حرفه ای نشدم ودارم سعی میکنم

    ولی بازم ممنون برای گزینه نشونه

    بازم ممنون برای متکا ها پتو نرم شب ساکتم

    بازم ممنون برای وجودت که همه جا هستی

    شکرت ببرای وجود بی نهایتت که نابود نشدنی هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1810 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    ( برای سه روز آینده)

    ذهن خود را از هر آنچه که خدایی نیست پاک کن و کلام خود را، و رفتار خود را …

    زمانی را برای آرامش بگذار، بگذار انرژی‌های پاک جهان در تو جاری شوند و از کارمای بد پاک ات کنند.

    زمانی را برای خدمت بگذار، خدمت، نفس تو را به سکوت وا می‌دارد و کارمای بد را از تو پاک می‌کند.

    فقط برای سه روز زندگی‌ات را بازتاب انرژی‌هایی ببین که خود به طبیعت داده ای، و انرژی‌هایی که خود با پندار و گفتار و کردارت جذب کرده ای

    با بیان این نکته برای اطرافیان، آن را در ذهن خود پایدار کن و بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود.

    نزدیکترین رهایی به معنای واقعی ، عشق بلاعوض، وبخشش واقعی رو حدودا 4 سال پیش تجربه کردم.

    زمانیکه همه کاری کردم تا ازدواج دومم که زندگیم رو نجات بدم ولی نشد که نشد، وحتی برای بیرون اومدن از اون زندگی هم باید بهای زیادی پرداخت میکردم.

    بهاش، شاید در نگاه همه مادی به نظر میرسد.ولی برای من امر بزرگی محسوب میشد، وفقط موضوع مالی وسط نبود…

    بخشیدن مهریه ام وکل حق وحقوق شرط ضمن طلاق ، که در موقع طلاق باید نصف دارایی همسرم به من میرسید که مبلغ قابل توجهی میشد.

    ولی من انموقعه اواخر زندگیمون دیگه با شما استاد قشنگم آشنا شده بودم، و نسبتا هم کمی آگاه شده بودم در مورد قوانین، اینکه هرچی بوده دیگه گذشته، حالا که میدونم قانون چیه، دیگه کرو کشی و دعوا جنگ و مال من و بده وبده وبده نداریم.!!!

    باید از نو شروع کنم وبسازم همه چیز رو ، ولی اینبار من وخدا مشارکتی…

    خیلی برام سخت بود، تا قبل ازدواج من خونه داشتم داده بودم اجاره، کار داشتم، امتیازات کاری وشغلی وجایگاه خانوادگی واجتماعی خیلی خوبی داشتم، مقدار قابل توجهی پس انداز وسرمایه داشتم ، بیمه داشتم، خلاصه زندگیم همه جوره عالی بود….

    ولی حالا وسط یه زندگی بودم، به خاطر تفاوت فرهنگی و تفاوت دیدگاه و تفاوت سطح دارایی، و درک متقابل نداشتن و خیلی از باورها وافکار وگفتار و رفتار اشتباه، به خاطر نداشتن اعتماد به نفس واقعی ودرونی، احساس میکردم هیچ احترامی هیچ توجهی هیچ ارزشی ، بهم داده نمیشه تواون زندگی و فقط نقش مادر وپرستار رو برای اون شخص و فرزندش دارم، واز این طرف خودم وفرزندم شدیدا تحت فشار بودیم…

    ترسهام خیلی زیاد بود، 3 سال بود که با متاهل شدنم دیگه شغل ودرآمدی نداشتم، بیمه ای نداشتم، سرمایه ام رو همینطور خورد خورد استفاده کرده بودم به خاطر اینکه پسرم زیر منت اون شخص نباشه…

    خلاصه دیگه خودتون میدونید باورهای اشتباه، اگاه نبودن از قوانین جهان هستی ونشناختن خود وخداوند چقدر می تونه یه ادم رو نابود کنه…

    ولی به لطف الله مهربان، خدا درخواست ها ودعاهای منو مثل همیشه شنید وطبق یه برنامه ریزی که در ظاهر فقط تضاد بود وتضاد…

    منو وارد این مسیر پر خیر وبرکت کرد…

    جائیکه دیگه نمی تونستم بگم طرف مقابلم، دیگری، خانواده وجامع وشرایط و تقدیر و خدا ….مقصر هستند.

    تنها کاری که باید میکردم این بود که گفتم مینا 38 سال با کله خودت و خانوادت و ده تا مثل خودت پیش رفتی، حالا با یه نفر به اسم سیدحسین عباسمنش آشنا شدی، که داری می بینی هزاران نفر ازش آموختند وزندگیشون خوب شده، شرایطشون عالی شده، حرفهاشم که عطر خدارو داره ومیاد قشنگ میشینه وسط قلبت، پس به حرفش گوش کن هرچی بادا باد…

    باید تصمیم مهمی میگرفتم، باید اعراض میکردم از جنک ودعوا و ….

    باید اجازه میدادم خداوند زندگیم رو تحت مراقبت خودش پیش ببره….

    باید بیشتر سکوت میکردم..

    باید از عجله ودودلی دست برمیداشتم..

    باید تمرکزم رو آگاهانه میذاشتم روی اونچه که واقعییت داره واصل هست….

    باید زندگیم واموراتم رو با خداوند به صورت شراکتی وقدم به قدم وروز به روز پیش میبردم…

    باید مسئولیت صد درصد زندگیم رو وانچه که انجام میدم و میگم رو میپذیرفتم…

    از خداوند هدایت خواستم، گفتم خدایا داری می بینی من هرکاری کردم که سازش کنم ولی نشد که نشد حالا بگو چیکار کنم؟

    نیت کردم رفتم سراغ قرآن..

    الله واکبر الله اکبر الله اکبر به خدا شنوا وبینا وتوانا ونزدیک بودن خداوند….

    با این آیه حجت رو بر من تمام کرد…

    النِّسَآء

    وَإِنِ امْرَأَهٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا ۚ وَالصُّلْحُ خَیْرٌ ۗ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ ۚ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا(١٢٨)

    اگر زنی نشانه‌های ناسازگاری یا بی‌مهری در شوهرش ببیند، بد نیست که با کوتاه‌آمدن از بعضی حقوق خود، با شوهرش به‌خوبی سازش کند؛ چون‌که به‌هرحال، صلح بهتر از اختلاف است. بماند که خودخواهی و تنگ‌نظری در وجودِ انسان‌ها، مانع گذشت و بزرگواری‌شان می‌شود! البته اگر با بانوانتان خوش‌رفتاری کنید و مراقب رفتارتان باشید، خدا از این رفتارتان آگاه است. (١٢٨)

    داشتم از تعجب دیوانه میشدم، چقدر پیام واضح وهدایت واضحی بود!! الله اکبر…

    چندساعت توی حال وهوای معنوی خاصی بودم اون شب، گفتم اوکی خدا شما میگی از قسمتی از حق وحقوقم بگذرم، که اختلاف تموم بشه، شما خودت جواب این رفتار وبخشش رو می بینی، پس انجامش میدم…

    میرم مهریه و تمام حق وحقوم رو می بخشم…

    خوابیدم صبح شد، تا چشم باز کردم نجواها شروع شد..

    احمق نباش، چرا باید تو از حقت بگذری؟

    چرا اون آدم که مسبب این اختلافات ومشکلات هست حقتو بالا بکشه با این همه مال واموال دارایی ، بعد بره باز برای بار سوم زن بگیره، باز ازدواج کنه یکی دیگه رو بدبخت کنه؟

    چرا تو میخوای کوتاه بیای که اون فک کنه کم آوردی ،خسته شدی، پس حق با اون بوده بعد به ریشت بخنده!!!

    حرف خانوادت چی؟

    حالا که برگشتی شهر خودت، اینجا کار کمه، پول کمه، دیگه مثل تهران نیست که سری کار پیدا کنی سری به درآمد برسی….

    شیطان در گوشم انقدر گفت وگفت، که پاشدم اومدم سایت وتمرکز کردم روی فایلهای سفر به دور امریکا وزندگی دربهشت وفایلهای توحیدی و…

    دوباره آروم شدم، دوباره مراقبه کردم، دوباره از خدا خواستم برام نشونه بفرسته که آیا همه چیز رو ببخشم وجدا بشم؟

    که برای بار دوم هم همین ایه جلو چشمم باز شد.

    دیگه قلبم قرص ومحکم شد….

    انگار ایمان واطمینان خیلی بزرگی کل وجودم رو پر کرده بود….

    رفتم تهران، دفتر خونه همه چیز رو بخشیدم، ثبت با سند برابر وتمام…

    برگشتم تو خونه ی کسیکه تا چند روز قبلش، ازش متنفر بودم، وتا یکماه قبلش دلم میخواست تفنگ داشتم و میکشتمش….

    یکماه نشد که پیامهای دادگاه شروع شد، رفته بود با همون برگه درخواست طلاق داده بود…

    خیلی خیلی کنترل ذهن برام سخت بود، خانواده همش سرزنش میکردند ، نجواها میومد، وسط سال بود نمیدونستم چطور حالا بعد انجام طلاق باید خونه رو از مستاجر که یه زن پیر بود 8 سال توی خونم بود خالی میکردم که با پسرم برم خونه خودم زندگی کنم…

    خونه ام یه خوابه بود وبرام خیلی سخت بود برم تو یه خونه کوچیک ونیاز به نقاشی وبازسازی هم داشت…

    اولین کاری که کردم با خانوادم قطع ارتباط کردم، که از قضاوتها وسرزنشهاشون در امان باشم تا تمرکزم نره سمت منفی ها…

    گوشی ها خاموش، خط جدید گرفتم که فقط نتش وصل بشه بیام سایت..

    خودم خودم رو آگاههانه تنها کردم…

    هدف مشخص بود، باید رهایی، بخشش، آزادی واختیار خدا دادی، اعتقاد وایمان وتوکلم رو در عمل نشون میدادم وبه خودم ثابت میکردم…

    از پس اندازی که داشتم واجاره خونه کمی که میگرفتم، زندگیم میگذشت…

    از هر فرصتی استفاده میکردم که برم پیاده روی، حالا که بعد 20 سال برگشته بودم به زادگاهم ، به استان زیبای گیلان، شهر رشت، مثل بچه ها برای تجربه ی همه چیز ذوق داشتم…

    سفر به دور امریکارو که می دیدم، انگیزه گرفته بودم سفر در شهر رشت وگیلان رو شروع کنم، پیاده یا سواره، تنهایی یا باپسرم یا تورهای گردشگری، فرقی نمی کرد….

    هر هفته میرفتم تنهایی سینما….

    کاریو که سالها کنار گذاشته بودم ،( نویسندگی وشعر گفتن) رو دوباره شروع کردم…وچندتا کتاب قصه و کتاب موفقییت ورمان نوشتم تو اون تایم….

    از همون جا همون خونه شروع کردم، نگفتم خونه ی من نیست ولش کن منکه چندماه دیگه باید از این خونه برم، چرا خونه ی کسی رو که اینجوری نامردی کرده در حقم وزندگیم رو سیاه کرده بهش رسیدگی کنم؟

    شیرهای آبی رو که چیکه میکردند تعمیر کردم…

    تمام کابینت ها نیاز به ریگلاژ داشتند ردیفشون کردم…

    یه بخشی از خونه و راه پله نقاشی میخواست خودم رنگشون کردم…

    وخلاصه خیلی سرو وضع خونه رو روبراه کردم..

    گفتم بلاخره اون آدم هم شاید امید به زندگی داشته که بعد 38 سال زندگی تو تهران، اومده توی شهر من خونه گرفته که شاید زندگیمون روبراه بشه ونشده حالا..

    شروع کردم نوشتن از خوبیها ومثبت های خودش وپسر کوچولوش، و پدر ومادرش و …..تا به خودم کمک کنم تا شادی درونی بیشتری رو تجربه کنم وقلبم پاک بشه از آلودگیها…

    شروع کردم اندازه توان به درست کردن کارهای دستی، کار با کناف وصدف روی شیشه و تنگ و بطری و….

    با مبالغ خیلی کم تو بازار رشت و به غریبه ها میفروختم…

    خلاصه انقدر زندگیم صبح تاشب، پراز کارهای مثبت ومفید بود که کلا از خاطرم رفت که تا چندماه قبل توی زندگیم چه خبر بود و حالا بعدش میخواد چی بشه…

    انقدر برام پیامکهای دادگاه مهم نبود که چک نمیکردم بازشون نمیکردم، تا اینکه بعد 8و9 ماه برگه از کلانتری اومد، که از سمت دفتر خونه تهران بود که آقای فلانی شمارو طلاق داده بیاین که مهر طلاق بخوره تو شناسنامتون ….

    وبعدش نامه تخلیه خونه اومد دم در…

    من جوری شاد وخوشحال بودم، وجوری شبانه روز اشک شوق میریختم از اینکه، چه چیزهای بی ارزشی رو بخشیدم وازشون گذشتم و جدا و دور شدم ازشون…

    از همسرم گرفته تا خانوادم و حرف وحدیث مردم و مال واموال و…..

    ولی خدااااامو پیدا کردم…..

    ولی با خدام بعد سالها آشتی کرده بودم…

    که از هر سمتی تکیه میکردم شونه ی خدا بود وبس..

    خیلی وقته حال اون سال رو تجربه نکردم، یعنی اون حد از رهایی و شگفتی وایمان وتوکل ویکتاپرستی واقعی رو…

    ودر نهایت، خداوند طوری برنامه ریزی کرد، که نه تنها مجبور نشم مستاجرم رو از اون خونه بلند کنم ، بلکه از رزق بی حد وحسابش و عالم غیبش، جوری برام پول جور کرد وهمه چیز دست به دست هم داد که من یه خونه ی ویلایی بزرگ با حیاط بزرگ که پر درخت میوه وگل وگیاه بود رهن کنم، وکلی روزها وشبهای عالی رو اونجا منو پسرم تجربه کنیم و بعد شروع کار جدیدمو ….

    فروش خونه ی یک خوابه و تبدیل شدنش به یه خونه ی نوساز دوخوابه و….

    چاپ 3 تا از کتابهام …در حالیکه صوتی کردنشون، طراحی ونقاشی صفحه هاتشم خودم انجام داده بودم…

    همه ی اینها در کمتر از 2 سال صورت گرفت…

    آیا من انجامش دادم؟

    آیا با سخت کار کردنم می تونستم انقدر ورودی مالی داشته باشم؟

    ایا من می تونستم کسانی رو پیدا کنم که هم توی شغلم بهم کمک کنند وهم رزق بهم برسونند؟

    آیا من اصلا عقلم به اون چیزها واون ایده ها و پیدا کردن اون آدمها و درست کردن همه چیز به اون زیبایی میرسید؟ نه هرگز…

    من فقط سرسوزن ایمان نشون داده بودم

    فقط سرسوزن توکل کرده بودم

    من فقط دست از شرک برداشته بودم

    من فقط دست از گفتگوها ورفتارهای باطلم برداشته بودم…

    من فقط سر سوزن تسلیم اونکه قدرت تمام جهان در دستان پرمهرش هست شده بودم…

    وتعجبی نداشت که خداوند هم به وعده اش عمل کنه…

    خدایی که عدل وانصافش کل جهان رو در برگرفته…

    ازش پرسیدم همه اش کار تو بود درسته؟

    بهم گفت:…

    هُود

    إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ(١١)

    اما کسانی که در برابر سختی‌ها استقامت می‌ورزند و به‌شکرانۀ نعمت‌ها کارهای خوب می‌کنند، آمرزش و پاداشی بزرگ در انتظارشان است. (١١)

    امروز آرزو کردم با تمام وجودم، که در تمام عمرم بتونم هر روز وهمیشه، مثل اون دوران، صبور، شاکر، متواضع با ایمان ومتوکل ویکتاپرست باشم.اگرچه صد درجه بهتر شدم، واز همه نظر در جایگاه خوبی هستم خصوصا در جایگاه ایمان وتقوا وعمل صالح، ولی میخوام هزاران درجه توی معنوییت ونزدیکی به خدا وعمل صالح ودرستی وراستی وایمان ویکتاپرستی بالاتر برم…ان شالله به لطف خودش

    تا پاداشش که رهایی ،آسودگی، شادی، ارامش وحس رضایت وخوشبختی بیشتر هست رو، هر روز در زندگیم بیشتر وبیشتر تجربه کنم.آمین

    استاد قشنگم میدونم چه من دعا کنم چه نکنم، خداوند پاداشهای بیشماری هم در این دنیا وهم در اون دنیا نصیبتون میکنه، چون میدونه چطور با آموزش توحید ویکتاپرستی، هزاران نفر رو اوردید به مسیر صراط مستقیم…ولی من هر بار باز از خدا میخوام …که

    خیر دنیا وآخرت نصیبتون باشه هر لحظه وهمیشه، دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
    • -
      کوثر احسانی تبار گفته:
      مدت عضویت: 2044 روز

      سلام به مینا عزیز

      من چند روز که دارم قدم 7 جلسه 3 رو گوش میدم که مربوط به رهایی!

      جاهایی تو زندگیم رها کردم،زودتر به خواسته م رسیدم.

      رهایی یعنی نبود نگرانی،حال بد و استرس رهایی یعنی ارامش ،ایمان و توکل‌.

      من امروز که زدم روی نشانه برام این فایل امد بعد که امدم شروع

      کنم به کامنت خوندن خوردم به کامنت شما و چقدر خوشحال شدم که منم مثل شما باید شروع کنم،دلم رو صاف کنم،دوری کنم از همه،ویژگیهای مثبت رو بنویسم.

      خدا حفظتون کنه که کامنت نوشتید.بسیار ممنونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    افشین مهرابی گفته:
    مدت عضویت: 733 روز

    بنام پرودرگار خوبیها

    سلام استاد دوست داشتنی و همه هم مسیران خوش قلبم

    بازهم شاکر و قدردان خداوند هستم که اومدم یعنی هدایتم کرد به سمت کامنت نوشتن و انرژی گرفتن و نشون دادن تعهدم به قانون به خودم خداروشکر که به فایل هفتم این دوره رسیدم و خیلی خوشحال هستم که واقعا این فایلها من رو این چندوقت به آرامش رسوندن و رها کردن رو تا حدود زیادی بواسطه این دوره یاد گرفتم خیلی خوشحالم واقعا استاد صمیمانه ازت تشکر میکنم که کل داستان درست زندگی کردن رو بر اساس این قوانین الهی هم داری نشون ما میدی

    من واقعا تو این زمینه دهنده بودن واقعا به جرات بگم از همون بچگی تو این مورد قانون سر خود بودم یعنی همیشه از مادرم یاد میگرفتم و نشونم میداد و همیشه به زبون لری بهم میگفت روله دس و دلواز با یعنی فرزندم همیشه دست و دلباز باش بخاطراینکه پدرم به شدت خسیس بود و هست و من هیچوقت دوس نداشتم و ندارم مثل پدرم باشم

    و بعضی جاها که استاد از پدرشون میگن واقعا عین همدیگه هستند ولی خوب ازین مورد واقعا خداروشکر میکنم که مشکلی ندارم و وقتی رسیدم به قوانین و این مسیر خوب راه درست دهنده بودن رو هم یاد گرفتم و دارم یاد میگیرم که بهتر بتونم به مرحله اجرا درارمش یعنی یه جورایی توش میخوام استاد باشم

    امروز یکی از بچه ها یه فایل برام فرستاد که واقعا به این فایل میخورد و من واقعا اشکم درومد که آقای احسان علیخانی داره تو برنامه تلویزیون از یه آقایی بنام محمدتقی داور پناه که تو کار خیر بودن سوال میکرد و ایشون 236 مدرسه تا الان تو کشور ساختن و یه جایی ازش پرسیدن نمیگفتی از پولت کم میشه؟وایشون ج دادن باور کنید زیادتر شد که کمتر نشد

    الهی به عظمت وجودت شکر چطور یک مرد بدون سواد میاد انقدر خودش رو رشد میده و بعد میاد به رشد جهان و کشورش هم کمک میکنه تا دنیا جای بهتری برای زندگی باشه و من هم از خداوند خواستم که یک روزی بیام و اینجوری خدمت کنم به خلق خداوند

    خدایا شکرت بخاطر قلب مهربون و بی کینه ام خدایا شکرت بخاطر فضل سخاوتت خدایا به بخشندگیت شکر خدایا شکرت بخاطر استاد توی زندگیم خدایا شکرت بخاطر این همه برادر خواهرایی که تو این سایت دارم و همگی کمکم میکنن تا رشد کنم

    عاشقتونم و دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    فاطمه رئیسی گفته:
    مدت عضویت: 3353 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گلم و خانم شایسته عزیز

    امروز این فایل بسیار زیبا نشانه روز من بود

    یه مدتی هست که دچار نجواهای شدیدی میشم توی حوزه روابط و

    فکرم درگیر میشه خیلی

    به طرفم شک میکنم و بهش سوئظن دارم

    احساس میکنم باهام روراست نیست و داره منو میپیچونه و…

    همش افکرا بدی میاد توی ذهنم و یه لحظه به خودم میام میبینم اووو تا کجاها که پیش نرفته افکارم ینی بدترین چیزها رو به دنبال یه فکر کوچک واسم ترسیم میکنه و …

    امروز با درخواست مرا به نشانه ام هدایت کن و گوش دادن به این جملات خدایی واقعا قلبم ارام شد.

    خیلی باید حواسم به افکارم باشه هر چیزی را که به طبیعت میدهی به تو باز می گرداند…

    درسته استاد قوانین جهان همواره درست عمل میکنه…

    نمیدونم چه چیزی به جهان دادم که باعث شدم حالم خوب نباشه ولی خداراشکر خدارا که دارم و هدایت همیشگی خدا که اکثر مواقع از زبان استاد عزیزم دریافتش میکنم دوباره منو به مسیر برمیگردونه.

    خدایا سپاسگزارم بایت این لطف و فضل و مهربانیت که بهم ارزانی داشتی…

    در پناه خدای بینظیر عاشق و مهربانی ها باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سارا نظامی گفته:
    مدت عضویت: 427 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم جان

    من امروز به این فایل زیبا و آرام بخش هدایت شدم این چند روز خیلی به آرامش نیاز داشتم که فقط نفس بکشم فقط آرام باشم و فقط ذهنم را آرام کنم خدایا شکرت که مرا هدایت کردی به این فایل آرام بخش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1135 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که دوست دارم حضورشو در هر لحظه در زندگی و کسب و کارم ببینم الهی شکرت می‌گویم برای بزرگیت برای قدرتت برای فراوانی جهانت

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم دو تا از زیباترین دستانه خداوند

    آرامش در پرتوی آگاهی” چند روزیه دارم گوش میدم و مراقبه میکنم با چشمانی بسته و چقدر لذت دارد خدا رو حس میکنم در کنارم چقدر درکم بالا رفته از زندگی و کارم الهی شکرت ای خدای خوبم

    فقط برای سه روز به جای اینکه به دنبال منفعت در هر چیزی باشیم بگیم چگونه میتوانم خدمت

    کنم ؟

    چقدر زیباست این جمله که چه نفعی دارد پرسشه ذهن ست

    و چگونه خدمت کنم پرسش خود متعالی من ست

    با این پرسش بی قراریهای مرا به آرامش تبدیل کرده و چه بهتر از این همه جا خدا رو میبینم

    جهان به توجه و فرکانس من پاسخ میدهد

    پس باید سه روز هواسم باشد فقط به خوبی و زیبایی توجه کنم تا خوبی و زیبایی به زندگی و کسب و کارم وارد شود

    چون به طبیعت هر چه بدهی به خودت باز می‌گرداند

    این قانونه جهان ست

    این سه روز طوری صحبت کنم طوری رفتار و عمل کنم که خوب و زیبا باشد که این انرژی و فرکانس به خودم برمی‌گردد

    باید سه روز ذهنمو پاک کنم از هر آنچه که خدایی نیستن

    رفتار و گفتار و کردار را و سکوت کنم تا نفس آرام بگیرد

    استاد بی نهایت ممنونم بابته این فایلهای زیبا و پر از

    فرکانس و آگاهیه بالا

    این چند تا فایل آرامش در پرتوی آگاهی یه گنج هستن

    نابه ناب

    خدایا سپاسگزارتم که منو هدایت کردی که در مسیر درک این مطالب قرار بگیرم و به تو نزدیک تر بشم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    امید بزرگ زاده گفته:
    مدت عضویت: 226 روز

    خداوندا مرابه مقام رهایی برسان

    تابه آرامش برسم

    رهاکردن روازتوبیاموزم که همه ماانسانها که تکه ای ازتو هستیم روی زمین را رهایمان کردی تاباقدرت و اختیاری که به ما داده ای کانون توجه درستی رابرای خودمان برگزینیم ولحظه به لحظه برآگاهی هامان بیافزاییم تا بادستی پر وقلبی پرازنورپرمهرو گرمابخشت ازین دنیا فارغ شویم وجسم خودرابه طبیعت بسپاریم وبه آغوش پرمهرومحبت وآرامش بخشت بشتابیم….خداوندامن به هرآنچه ازمهرومحبت وثروت وبرکت واگاهی که ازتو به من برسد فقیرم…

    دوستت دارم پروردگاربی همتابانهایت وجودم ازتومیخام تا این نعمت رابه من بدهی تاهم صحبت خوبی برایت باشم

    تاازهم صحبتی باتو به آرامش برسم ای یگانه رب العالمین……وچه صدای موسیقی زیبایی بود که باصدای استاد میکس شده بودوحس رهایی وآرامش خاصی روبه من هدیه داد

    سپاس ازاینهمه ذوق ووقت وحوصله ای که میزازین استاد عزیزم

    بابت تک تک فایل های هدیه سپاسگزارم

    (دوستدارشما امید)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1135 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که بخشنده و رزاق ست

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا

    بخشندگی یکی از صفات خداوند ست که هر کسی در وجودش نیست

    بیشتر ماها فکر می‌کنیم بخشندگی فقط در مال و ثروت است

    اما من میگم در سادگی در مهربانی و لبخند و تعریف کردن از کسی ست بخشندگی یه صفت ست صفتی زیبا و خدا پسندانه

    باید آرامش رو در وجودمون دعوت کنیم سه روز بی قضاوت و بی حسادت بگذرونیم سکوت کنیم

    به همه نگاه خدایی داشته باشیم

    همه رو تکه ای از خداوند بدانیم و بی قید و شرط دوستشون بداریم چون خداوند مارو همه جوره دوست داره هر طور که هستیم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
      مدت عضویت: 479 روز

      سلام کبری جانم، چقدر کامنتت زیباست مخصوصا اونجایی که گفتی « بخشندگی در لبخند و در سادگی و تعریفیست

      واقعا خیلی زیبا بود

      و همچنین ازتون سپاسگزارم که تو عقل کل منو به این فایل « ارامش در پرتو اگاهی» هدایت کردین

      واقعا ارامش بینظیزی به آدم میده

      تشکر میکنم ازتون….

      دوست، دوست داشنتی ام (◠‿◕)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: