مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 43 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»110MB30 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»28MB30 دقیقه














سلام و صد سلام….
أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
تنها و فقط تنها با یاد خدا دلها ارام میشود ….
گام ششم:
اصلا استاد جان ما فقط از یاد خدا، ارامش میخواهیم و بس ….
در دین هیچ اجباری نیست…..
مهم اینه که با یاد خدا جون ارام باشی و به نظر دیگران هم احترام بزاری و با صلح در کنار هم باشیم….
استاد جان من هم اخیرا معنا و مفهوم هدایت را بیشتر دارم درک میکنم و حال دلم عالی تر است …. اینجوری میشه که نگرانی و اضطراب بهت کمتر غلبه میکنه ….
حالا شما فرمودین که برای اینکه بفهمید که این شنیدن ها الهامات الهی هستند یا نجوای شیطان، به احساسات و حال دلتون نگاه کنین ….. اگر خوب بود، الهامات الهی و اگر بد بود، نجوای شیطان است و بس …..
قدر خوب. قانون خدا آسون است …..
من که تا نگران میشم که خدایا تو این شرایط چکار کنم …. سریع میگم خودت باید هدایتم کنی به بهترین راه …. حتما که خیر در ان است و بس … من تسلیم هر خیری هستم از جانب تو …..
خیلی فقیرم … با الهامات تو فقط آرومم … خودم چکاره ام …… دوست دارم تو اغوش تو قدم بردارم ….
با باورهای درست، اتفاقات ناخوشایند در زندگی کمتر و کمتر هستند و حتی اگر باشند هم ، تو خواسته ات را میشناسی و با جایگزین کردن باورهای درست تر، میتونی زندگی بهتری داشته باشی ….
تضاد ها در زندگی، خواسته های ما را به ما نشان میدهند و شروعی برای گام بعدی هستند ….
ممنون استاد جانم …
خدا رو شکر استاد جانم …..
خدا قوت به استاد جان، مریم بانو جانان و خودم به خاطر استمرارم در این سایت الهی و تلاش به عمل به اموزه ها در زندگی ….
خدا رو سپاس
ماشاءالله لا قوه الا بالله ….. نیست قدرتی به جز قدرت خدا….
در پناه حق تعالی
شیما بانو
به نام خدایی که هرانچه که دارم از آن اوست.
سلام به استادان عزیز و همه اعضا این خانواده ی صمیمی
مصاحبه با استاد قسمت ششم :
به نظر من در مورد راهنمای درون وقتی که ما متعهدانه روی خودمان کار کنیم و ورودی ها رو به شدت کنترل کنیم و استمرار در مسیر داشته باشیم و ادامه بدیم و از الگوهایی بخونیم و توجه کنیم بهشون که ارتباط گرفتن با خدای درونشان.
کم کم این باور رو پیدا میکنیم که یک اگاهی برتری هست که داره منو هدایت میکنه و صدامو میشنوه و حواسش به من و خواسته ها و سوالاتم هست.
و وقتی همزمانی ها رو میبینی این باور تقویت میشه. و بعد سر هر سوال و مساله ای تو روزانه ات ازش می پرسی و نشونه می زاری و هدایت میشی.
این روندی هست که برای خودم اتفاق افتاد.
هیچ باوری الکی ساخته نمیشه اولا یک بازه زمانی میخاد طی بشه بعدشم باید حسش کنی و لمسش کنی تو زندگیت.
و به اندازه ای که ایمان داریم و باور داریم و تسلیم هستیم و اعتماد می کنیم و روی تجربیات گذشته پا فشاری نکنیم می تونیم ارتباط بگیریم با خدای درونمون.
در مورد مسئولیت دیگران خودم اولین بار خیلی مقاومت داشتم بخصوص در مورد فرزندان و پدر و مادر
ولی هر چه گذشت و با قانون توی ذهن منطقی کردم دیدم ما واقعا در تغییر دیگران نتوانیم. اگر کسی خود ِ خودش نخاد نمیشه اونو وارد مسیری که ما دوست داریم بکنیم.
در مورد این سوال که اگر برم دنبال اهداف و ایده های شخصی ام ممکنه خانواده ام اذیت بشن و آسیب ببینند این برای منم یک ترمز بود و بدجوری منو استاپ داده بود به خصوص به خاطر 2تا بچه ام. ولی وقتی باورهام عوض شد و خدا الگو ها رو نشونم داد من برام منطقی شد و اقدام کردم و واقعا الان که حدودا یک سال گذشته میبینم نه تنها برای بچه هام بد نشده بلکه بهتر هم شدن چون به من خیلی وابسته بودن و الان مستقل تر شدن و رابطه شون با هم دیگه خیلی عالی شده و اون ترس ها و ترمز ها همش نجوا بود و واهی بود.
اوایل دختر کوچیکم کمی گریه و بی تابی میکرد ولی بعد کنار اومد و الان باهام خداحافظی میکنه و راحت و خوب عادت کردن.
و چه قدر این دقایق پایانی فایل برام لذت بخش بود که من اشتباه نکردم و مسیرم درسته.
و یادم اومد توی دوره 12قدم استاد مفصل موضوع مسولیت و مسئول دیگران بودن را باز کردن.
و واقعا دوباره رسیدم به این که خوشبختی یک نوع دیدگاه و نگاه هست و چقدر دیدگاه استاد به موضوعات با اکثریت مردم جامعه متفاوته و همین هم دلیل نتایج ایشون هست.
این که مواردی مثل بی پولی. مستاجری. طلاق. بیماری و… را محرک هایی برای رشد و پیشرفت و مسیر زندگی می دانند.
و به اتفاقات در ذهنشون برچسب خاصی نمی زنند.
ممنونم از همگی موفق باشید.
بنام الله باری تعالی
سلام
راه های ارتباط با راهنمای درون چیست و مهم ترین باور برای فعال کردن این راهنمای درونی چیست
مهمترین راه ارتباطی با راهنمای درون اینکه باور داشته باشیم همچین هدایتی هست فارغ از اینکه آدم مذهبی ای هستیم یا نه
من از وقتی با شما آشنا شدم سعی میکنم بیشتر این باور رو تکرار میکنم که خداوند با منه هدایتم میکنه این نیروی هدایت گری که کیهان رو مدیریت میکنه منم هدایت میکنه
وقتی روی خودت کار میکنی نشانه ها میاد مثلاً تو محیط کاری خودم کار م همون کاره فقط افرادی که باهاشون کار میکنم عوض شدند واز وقتی اومدند کار من کمتر شده وحتی کار من رو هم انجام میدهند واقعا آدم ها خوبند
جهان سرشار از مردمانی نازنین مهربان ودوست داشتنی است که از هر طریق به من کمک میکنند که زندگی ام را زیبا تر کنند
اون جایی که گفتید اگر مخالف دیدگاه من باشه درگیر نمیشم ونمیخوام قانع کنم طرف رو،واقعا این کار درست تمرین موضعی است که میتونیم داشته باشیم
میپذیرم که هر کسی آزاد است دیدگاه خودش رو داشته باشه حتی اگر حرف های من و دیدگاه من رو دوست نداره میتونه کلید dletرو بزنه نیاز نیست پای صحبت های من بشینه خخخخواقعا احسنت
خدا رو شکر زیبا بینی ام بیشتر شده خیلی وقته تمرکز کردم روی نکات مثبت رییس وهی به خودم یاد آوری میکنم آدم خوبیه توانمنده ،مدیریت خوبی داره هواسش به همه چیز هست آدم آسون گیریه ،خوش اخلاقه و روی ذهنم کار میکنم میدونم زیبا بینی جواب میده البته روی همه چیز میتونم زیبا بین باشم توجه کنم به خوبی ها ولی در این زمینه ضعف دارم که سعی میکنم بیشتر تمرکز کنم به امید الله
من سمت خودم رو درست انجام بدهم خداوند سمت خودش رو انجام میده نشونش اینکه احساس خوبی دارم و کارها روانتر انجام میشه و نتیجه دهنده است
اگر من مسیر ثروت رو برم یا تو مسیر به تضادی بخورم که رفاه خانواده کم بشه فکر نمیکنم بد هست خود من هم در رفاه نبودم بدنشد اتفاقا همین تضاد باعث پیشرفت من شد
این دیدگاه شما خیلی دیدگاه خوبیه وباعث میشه انسان آزادی عمل داشته باشه ،تمرکزش روی کار خودش باشه وبدونه خدایی که من رو هدایت میکنه فرزند من رو هم هدایت میکنه واین براشون خوبه حتی اگر ظاهر جالبی نداشته باشه
من مسئولیت خوشبخت کردن دیگران رو ندارم من در مقابل خودم مسئول هستم اتفاقا امروز قرآن رو میخوندم یه آیه ای برام باز شد با این مضمون که کسی بار دیگری رو به دوش نمی کشه وشفیعی از کسی قبول نمیشه هر کسی مسول خودشه
البته جامعه جور دیگری برامون گفتند یادمه بچه که بودم میگفتند مواظب آبجی کوچیکه باش مسئولش تویی یا خیلی شنیدم اگر فرزند خانواده به جایی نرسیده خانواده مسئولشن وحتی مقصرن که با آیات قرآن در تضاد هست
من خودم مسیولیت 100درصد زندگیم رو دارم
من باید فرکانس های درست بفرستم تا اتفاقات خوبی برام رقم بخوره به قول قرآن ببینید برای فردایتان چه پیش فرستاده اید
هر خیری به شما میرسد از طرف خداست وهر شری به شما برسد از طرف خودتان است
سپاسگزارم
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-11/#comment-1075637
02 اسفند 1401 برای ین فایل کامنت نوشتم و کامنتمم کاملا درست هست و باورش دارم
اما چجوری این باور و ایمان رو در عمل بیارم که نتیجه های همون باور رو در زندگیم ببینم ؟
نیروی هدایتگرم ( راهنمای درونم ) رو فعال کنم ،که تو وجودم هست باید ازش خودم رو بهره مند کنم ازش درخواست کنم و پاسخ میده و من انجامش بدم. ( از جنس امید و حس خوب و شوق هست ) عقل و منطق گذشته رو پافشاری نکنم و تسلیم حس هدایتگرم بشم و عمل کنم و بگم عع دختررررر هزاران بار گفت و رد دادم ببین با عمل کردن چه نتیجه ای گرفتم.
الان بهم گفت برم تمرین زبانم رو برای درس اسپیکینگ فمیلی انجام بدم.
سلام و درود فراوان بر جناب عباس منش عزیز .
من حدود ۴ ماه پیش توسط خواهرم با شما آشنا شدم و در عرض یک هفته شاید کمتر به شدت متحول شدم طوری که هر روز اشک میریختم و احساس میکردم از شدت انرژی مثبتی که توی سلولهای بدنم پیدا شده بود قدرتی ماورای بشری پیدا کرده بودم . من چند کسالت داشتم که بعضا از یکسال قبل با من بودن . خلاصه بعد از دو سه هفته توی خونه نشسته بودیم که دختر کوچیکم گفت مسافرت ! و چون تصمیم گرفته بودم تسلیم باشم گفتم بریم و همسرم هم اومد خونه و گفت نمیدونم چرا ولی چون مرخصی زیاد داشتم ۱۰ روز مرخصی گرفتم ! همین باعث شد یقین پیدا کنم باید بریم مسافرت و باورتون نمیشه اگه بگم چقدررر این مسافرت معجزه داشت برام . الان که شما فرمودید درمورد ندای درونتون یاد این افتادم که چقدر توی سفر ندای درون کمکم کرد . منو همسرم رسیدیم به شهر کوچکی که هتل نداشت و به همسرم گفتم جلوی این سوپری بایست تا یه سوییت پیدا کنم همینکه داشتم میرفتم سمت سوپری یه آقا دیدم که با گوشیش حرف میزد درونم خیلی واضح گفت برو ازین بپرس و من گفتم بابا این که املاکی نیست برم از عابر پیاده بپرسم خونه داری زشته ! خلاصه از من انکار و از ندای درون اصرار ! همش توی صدم ثانیه اتفاق افتاد . رفتم توی مغازه گفتم آقا سوییت سراغ ندارید گفت از همین آقا بپرس گفتم کدوم ؟؟؟ گفت همین که بیرونه دیگه 😦 یعنی مو به بدنم سیخ شد اون آقا املاکی بود که با قیمت خیلی مناسب برامون سوییت جور کرد . خلاصه شب اول که موندیم من دچار دلدرد شدیدی شدم که بشدت هم ببخشید بالا میاوردم و هم آبکی شده بود معدم (کرونا نبود نگران نباشید 😅)و درونم پر از آتش شده بود و به همسرم گفتم یقین دارم خیری در این هست و باورتون نمیشه فردا ظهر که دلدردم خوب شد تمام کسالتهای چند ساله به همراهش از بدنم خارج شدند برای همیشه ! الهی شکرت چقدر تسلیم بودن فوق العادست .. و چه اتفاقات بینظیری در این سفر پیش اومد از ابری که فقط بالای سر ما میبارید تا چیزهای فوق العاده دیگر .
الهی شکر درآمدم بدون هیچ تلاشی دوبرابر شد ثروتم توی همین چندماه خیلی بیشتر شده و به هرکجا سفرمیکنم خیر و برکت همراهم هست به لطف خداوند . بهم الهام شد روزه گوشت بگیرم و من ۱۰ روز گوشت نخوردم و اونهم خیلی بهم کمک کرد.
شروع کردم ترجمه قرآن رو با ترجمه حدیث دهلوی خوندم و هیچ عجله ای هم ندارم زود تمومش کنم چون میخوام با تمام وجودم درکش کنم . باورتون نمیشه خداوند خردی فرابشری به من عطا کردند که به نکات بسیتر عمیقی فرابشری رسیدم و دارم به این کار ادامه میدم .
مراقبه زیاد انجام میدم و حافظه گذشته من رو پاک میکنه که خیلی آرومم میکنه و مطالعه کتب مختلف هم خیلی کمکم میکنه . خوابهای صادقه میبینم که قبلا کمتر میدیدم .
خداوند بهم بصیرتی داده که انسانها و انرژیشون رو بهتر میفهمم . من از ابتدایی که آقای عرشیانفر رو دیدم حس خوبی بهشون نداشتم مخصوصا که صحبتهای آقای عباس منش رو تکرار میکردن و میدونستم انقدر که ایشون تشنه قدرت و پیشرفت سریع و پول هستن سعی میکنن از آقای عباس منش هم در جهت رسیدن به خواسته شون استفاده کنن و اتفاقا خیلی اتفاقی دیدم با شما لایو گذاشتن و آخر لایو هم چند بار تکرار کردن شما کسالت دارید که طرفداراتون رو زده کنن (لطفا جناب عباس منش عزیز درمورد ارتباطتون با سایر انسانها خیلی دقت کنید و اونها رو لز روی خوبی خودتون قضاوت نکنید) و اینکه دیدم انقدر خشم و کینه چشماشون رو کور کرده که با عصبانیت میگن من انسانهایی که کارامو میفروشن به زانو درمیارم و به زندان میندازم درصورتیکه شما که به کسی کار ندارید چقدررر اتفاقا پیشرفت عالی دارید و اصلا خودتون رو در مدار خشم و نفرت و جدال با انسانها قرار نمیدید همین هم من رو هنوز در کنار کاراتون قرار داده . این رو لز من داشته باشید با همین سرعتی که باد شدن با همین سرعتم بادشون خالی میشه فقط اجازه ندید از شما استفاده ابزاری کنن که خدا با شماست . عذرخواهی میکنم وقتتون رو گرفتم
از الله مهربان و یگانه براتون سربلندی بیشتر تمنا دارم .
چقدر عالیه این مصاحبه با استاد و چقدر عالیتر که هر روز بهتر از دیروزی
استاد من با مادر و خواهرم یه برنامه ای چیدیم که سر صبحانه روزهای تعطیل که خونه ام نوبتی یه نیتی می کنیم و سوالی رو از شما می پرسیم بدون اینکه به همدیگه بگیم بعد روی دگمه ی نشانه ی امروز من و به سوی نشانه ام هدایتم کن می زنیم و عاشقانه و مشتاقانه صحبتهای شما رو گوش می دیم. و چقدر زیبا و عالی که امروز به جلسه دهم مصاحبه با استاد هدایت شدیم و دقیقا در مورد هدایت درونی و گوش کردن به ندای درون صبحت شد. خدایا شکرت . استاد باورتون نمیشه همین اتفاق برای خواهرم افتاد وقتی به سفری رفته بودن و خواهر دیگه ام رو در سفر گم کرده بود و مستآصل شده بود و دنبالش می گشت یه ندایی درون قلبش بهش گفته بود برو کنار اون دیوار که یه نفر نشسته و شالش رو روی سرش کشیده و شالش رو بده بالا و صورتش رو ببین (اون لحظه خواهرم میگه من کلی با خودم سرو کله زدم که بابا الان طرف یه چیزی بهم میگه که تو دیونه ای مگه برم یهویی شال طرف رو از سرش بردارم چه اتفاقی ممکنه بیوفته ) ولی با این حال یه چیزی درونش همش تکرار می کرد که این کار رو انجام بده خواهرم میگه رفتم و با همه تفکراتم شال رو از سر اون خانم برداشتم و ناباورانه دیدم که خواهرم جایی که اصلا فکرش رو نمی کردم دچار افت قند شده و اونجا نشسته و حتی توان کشیدن شالش رو نداره و صورتش پنهان بوده و من اونجا تمام بدنم یخ کرد و فقط با خودم گفتم که خدایا این ندا چی بود و خدایا شکرت که به اون حرف عمل کردم.
استاد ازت ممنونم که به ما یادآوری می کنی که آگاهانه زندگی کنم.
سلام بازم اومدم با اینکه حدسش رو نمیزدم و حالش رو نداشتم 😂😂
اصلا عجیب من میام به نیت دیدن ولی اون خدای درون میگه حداقل اینجا رو یه کامنت بنویس که بعدها هم به خودت و هم به بقیه کمک کنه!
ما هم میگیم چشم هر چی ما بگی اطاعت امر میکنیم!
اومدم در مورد همین بحث تناقض حرف های استاد حرف بزنم!
منم خودم اوایل میگفتم ای بابا چه داستانی داریم با این عباس آقا هر بار یه چیز میگه!
اصولا از همون اول هم تو مدرسه جوری بودم اگر حرف معلم دو تا میشد قاطی میکردم!
ولی بعدها رفته رفته تکامل خب طی شد به صورت خودکار و به قول یه عزیزی هر کسی در زندگی جای پیشرفت داره و این نیست که یکی به ته خط علم و دانش برسه!
اگر حرف استاد دو تا میشه چه خوب این نشون میده فعال و پیشنهاد من این که اون حرف جدید رو سرمشق قرار بدیم!
یه چیز دیگه هم این بحث زاویه دیدگاه بود که استاد در مورد عزت نفس گفت!
استاد میگه برای حرکت باید بگیم اگر فلانی رسیده به 1 المپیک پس منم میتونم!
این ابزار ما رو تا نصفه های راه همراهی میکنه!
از اون به بعد ادامه دادن با این ابزار مثل سم خوردن میمونه!
باید تغییرش بدیم و بگیم که آقا دارم تو یه مسیر تکاملی زیبا حرکت میکنم پس فارغ از نتایج هر کسی من به اون درجه ای که می خوام میرسم کِی و کجا نمیدونم اما میشود!
دقیقا مثل این مسابقات فرمول 1 میمونه
وقتی زمین خشک برای برنده شدن با تایرهای سافت یا سوپر سافت مسابقه رو شروع میکنن!
وسط های بازی اگر زمین خیس بشه و بارون بیاد
میان تو پیت لِین (سرویسگاه) و تایرهای رِین میزارن!
حالا اگر کسی بگه نه من سوپر سافت میزارم چون سرعتی تره؛ صد درصد تو اون جاده ی خیس کنترل ماشین رو از دست میده و فاتحه!!!
پس همیشه اینقدر انعطاف پذیر باشیم که اگر لازم بود راه و روش رو عوض کنیم، بهمون فشار نیاد!
در پناه الله مهربان منم که آرین همیشگی هستم و 17 سالم و تو تهرانم!
فعلا خداوند یار و نگهدارتون!
بنام خدا
روز 67 سفر
خدایا شکرت که بازم هدایتم کردی و بازم این شکلی با من حرف زدی و بازم مشکل دیروز و روزهای قبلم رو با این فایل بهم گفتی اصلا انگار که استاد داره با من تلفنی حرف میزنه وای خدا چقد این سایت و این فایلها خوبه بخدا اصلا چرا باید من در روز 67 سفر باشم و دیشب یک تضادی رخ بده و صبح با این فایل بهم جواب داده بشه ؟ واقعا حیرت انگیزه .
اون جمله ای که استاد گفت رو یادم رفته بود که اخر فایل گفت . با این یاد آوری در این زمان خاص من درجا توبه کردم و به خدا گفتم هدایتم کنه و بازم مثل همیشه که استاد با فایلهای خودش انگار داره با من تلفنی حرف میزنه من فورا میرم مینویسم این بار هم دقیقا اینکارو کردم و نوشتم و کلی راهکار واسه خودم میخوام بنویسم و این موضوع رو برای همیشه حلش کنم . از خدای بزرگم سپاسگزارم که راهمو هموار میکنه و به من نشانه هایی میده که من بهتر بتونم برم جلو . خداروشکر میکنم که من را به مسیر های بهتر هدایت میکند .
بنام معبود بی همتاییم
سلام و درود به استاد عباس منش عزیزم ومریم جان عزیزم
استاد چقدر صبحت های امروز شما روی من تاثیر بسیار عالی و عمیقی گذاشت و من از خدای مهربانم سپاسگزارم که در هر موردی که میخواهم از طریقهای مختلف با من سخن میگوید
چقدر خدای مهربان و بخشنده ای دارم
خیلی خوشحالم از این مسیر خیلی شاکر خداوندم
خیلی از شما استاد عزیزم سپاسگزارم
چقدر همه چیز به بهترین شکل ممکن پیش میره تا من را غرق در نعمت های بی کران خداوند مهربانم کنه
انقدر امروز خوشحالم و شادهستم بخاطر این اتفاقات خوب وبزرگ زندگی ام که حد نداره
اینکه میگم اتفاقات خوب منظورم اتفاقات عجیب وغریب نیست
منظورم این حال خوشمه.شادمانی درونیمه.تسلیم بودن درونیم در برابر معبودم
کاش میشد اینجا وصفش کنم این حالم را این احساس سبک بالی و پروازم را خدایا سپاسگزارم
سپاسگزارم سپاسگزارم
چقدر من خوشبختم استاد که با شما آشنا شدم
چقدر معبودم من را دوستداره که تو این مسیر هستم
چقدر من خوشبخت وثروتمندم بخاطر تک تک نعمتهام بخاطر نشانه های زیبای زندگی ام .
معبود قشنگم هر لحظه با من حرف میزنه برام نشونه میفرسته .و من را غرق وجود خود میکنه
استاد خیلی خوشحالم
خودم را خوشبختترین فرد دنیا میدونم
خدایا سپاسگزار
خدایا سپاسگزار
استاد عزیزم ممنونم از شما
چقدر این دوره مهاجرت به مدار بالاتر دستاورد های قشنگی را برایم بوجود آورده
دقیقا همونیه که میخوام.
خدایا سپاسگزار که من خالق زندگی خود هستم
این نعمت بزرگ را خداوند بهمون داده شکرت خدا جووونم
سلام استاد عباس منش عزیزم
استاد قبل اینکه این فایل رو گوش بدم دوست داشتم که نظرم رو در اینجا راجع بع یک مساله ای عنوان کنم که واقعا مهمه .
ما با اشنایی با شما و افکار و باورهایی جدیدی که در ذهن خودمان داریم میسازیم هرگز نباید با کسانی که در مدار تغییر و در مدار و هم فرکانس ما نیستند راجع به این مسائل صحبت کنیم چون مواردی که برای ما نشانه ای از کائنات و نشانه ای تغییر و رشد هست هرگز کسی که در این مدار و فرکانس نیست هرگز و هرگز قابل درک نیست این نتیجه تجربه ای است که خودم دارم وقتی که از نتایج خودمون به کسانی که در مدار نیستند می گوییم قطعا شاید در نگاه اول تایید کنند ولی چون برایشان قابل درک نیست هرگز درک واقعی نخواهند داشت و نتیجه ای از این گفتن نتایج به دیگران نخواهید داشت و شاید هم مواردی رو به شما عنوان کنند که واقعا برای شما نا خوشایند باشد. من خودم وقتی نتایج کوچکی که می گیرم و با نزدیکانم به اشترام میذارم واقعا شاید اولش تایید میکنن ولی بعدش چیزایی میگن که واقعا خندم میگیره و بعضی وقتا باعث ناراحتی من میشه . من چون کسب و کار اینترنتی دارم نتایجم فعلا کوچیکه چون دارم تکاملم رو طی میکنم و برمیگردن به من میگن برو دنبال یه کار دیگه که در کنار این کار بتونی پول در بیاری. یعنی باورشون این هست که برای کار واقعا باید از خونه بری بیرون و از صب تا شب کار کنی و شب هم بیای خونه و بگی اینقد کار کردم باور ندارن که میشه نشست تو خونه و خیلی ساده پول سازی کرد .
استاد واقعا اتفاقی که دیروز افتاد و فهمیدم که واقعا هرچیزی که باور کنیم همون توی زندگیمون رخ میده سومین فروش از محصولاتم بود که ازشون نا امید شده بودم . باروم واقعا قوی تر شد که نتایج بزرگ تر و عالی تر هم واقعا می تونه در زندگیم رخ بده .
استاد من تا بحال محصولی از شما خرید نکردم ولی مطمئنم که کمک کنننده و راهگشا هستند .
ان شالله نتایج تکامل و فروش های بعدی ام رو در اینجا با دوستان به اشتراک میذارم .
در هر کجای این سرزمین پهناور که هستید همگی در پناه خدای یکتا و بی همتا باشید .