اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها تا خوب زندگی کنم و کمک کنم دنیا جای بهتری برای زیستن باشه
خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی سپاسگزارم که ازاین طریق بهت وصلم سپاسگزارم که این نیرو رو در وجودم گذاشتی و خیر و شر رو هر لحظه بهم الهام میکنی با پیروی ازاین نیرو ، من آسان میشم برای آسانی هاو چرخ زندگیم روانتر میچرخه ، هنوز بلد نیستم همه جا ازش استفاده کنم و تو هیاهوی بیرون ، این صدای درونیم گم میشه اما میدونم که هروقت آرامش بیشتری داشتم و تونستم گفتگوهای درونیمو ساکت کنم اون مواقع بهتر صدای ندای درونمو شنیدم و بهش عمل کردم که هربار ازش استفاده کنم قوی ترش میکنم،وهربار که ازش استفاده کردم بی برو برگرد از نتیجش راضی بودم ، اون موقع که صدای درونم خیلی بلند و واضح بود و تپش های قلبمو تند تر میکرد و حس فوق العاده خوبی بهم میداد متوجه میشدم که صدای درونمه و با پیروی ازش قلبم آرام میگرفت آنقدر این ندا قوی بود که اصلا نمیتونستم نادیدش بگیرم ، دلم میخواد برای قدم به قدم لحظه های زندگیم ازش بهره ببرم و این درخواست رو دادم و درامتدادش درحال تقویت باورهای مربوط به اون هستم تا بتونم تقویتش کنم که این فایل این نوشتن دیدگاه این تأمل کردن راجبش و یاد تجربیاتش افتادن بهم کمک میکنه تا باورم قوی تر بشه ….
««مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درونمون ، اینه که در درجه اول باور کنیم که همچین راهنمایی هست و وجود داره در درونمون ، و باور کنیم فارغ از اینکه ما چقدر انسان مذهبی هستیم یا نیستیم ، این نیروی هدایتگر توی وجود ما هست ، و باور کنیم که وقتی که ازش درخواست میکنیم اگر ایمان داشته باشیم که وجود داره و پاسخ میده ، به ما پاسخ خواهد داد ، این مهم ترین باوره در مورد اینکه آدم راهنمای درونش رو فعال کنه تا بتونه از الهاماتش استفاده کنه ،این نیرو به اندازه ای که ما ایمان و باور داریم ، به اندازه ای که تسلیم باشیم ، به اندازه ای که روی عقل و منطق و تجربیات گذشته خودمون حساب نکنیم به ما جواب میده »»
حساب نکردن روی تجربیات گذشته ،با اطلاعاتی که درگذشته بمن رسیده زمین تا آسمون فرق داره
من همیشه شنیدم که رو تجربیات خودت و همینطور تجربیات بزرگترانت همینطور تجربیات دیگران حساب کن ، از اونا درس عبرت بگیر و الگوی زندگیت قرار بده، اینا اطلاعات ناکارآمدی بود که بمن رسیده بود و همیشه سعی براین داشتم که ازاین طریق بهتر زندگی کنم درحالی که ابدا بهم کمک نمیکرد، حالا آگاهی های ناب و کارآمد و زندگی ساز جدیدی ازطریق استاد عباس منش عزیزم بهم میرسه که بهم میگه تجربیات رو بزار کنار عقل رو بزار کنار ، خیرو شرت از طریق قلبت بهت الهام میشه از اونا پیروی کن تا راهت هموار تربشه تا راحت تر به خواستت برسی که راحت زندگی کردن ، شیوه ی طبیعی زندگی کردنه.
مهربان پروردگارِ سخاوتمندم رو هزاران بار سپاسگزارم که هدایتم کرد به این مسیر تا با آگاهی های این سایت بتونم خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه
هزاران بار از استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
و درنهایت از خودم سپاسگزارم که متعهدانه پای بهبود کوچک اما دائمی خودم ایستادم.
دوستتون دارم و یک دنیا عشق تقدیم میکنم به خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام شش 6 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام ششم ، که در رابطه با موضوع : فرهنگ ناب « لا اِکْراهَ فِی الدّین » هست ، که واقعا بنظرم یکی از موضوعات مهمه و مبحثی هست ک میشه ساعتها بهش بپردازیم ، استاد جانم هم خیلی عالی راجب این مبحث توضیحات مهمی گفتن و خیلی هم عالی به سوالات دوستان پاسخ دادن مثل همیشه ، امیدوارم که هممون از این آگاهی های ناب استفاده کنیم و اونها در زندگیمون اجرا و عملی کنیم .
مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درونمون ، اینه که در درجه اول باور کنیم که همچین راهنمایی هست و وجود داره در درونمون ، و باور کنیم فارغ از اینکه ما چقدر انسان مذهبی هستیم یا نیستیم ، این نیروی هدایتگر توی وجود ما هست ، و باور کنیم که وقتی که ازش درخواست میکنیم اگر ایمان داشته باشیم که وجود داره و پاسخ میده ، به ما پاسخ خواهد داد ، این مهم ترین باوره در مورد اینکه آدم راهنمای درونش رو فعال کنه تا بتونه از الهاماتش استفاده کنه .
من به شخصه خودم خیلی استفاده میکنم از راهنمای درونم ، یعنی جاهایی که شک دارم که در واقع ذهن منطقی من شک میندازه توی وجودم ، در اون لحظه فقط از صدای قلبم و نداری درونیم استفاده میکنم و به حرف اون گوش میکنم ، و روزانه صدها بار میگم خدایا خودت من رو هدایت کن ، در هر مسیر و راهی که بخوام برم یا هر کاری رو که بخوام انجام بدم میگم خدایا خودت راه درست رو نشونم بده و من رو هدایت کن ، و با تمام وجودم حسش میکنم این نیرو رو که در همه جنبه ها ما رو هدایت میکنه و بهمون نشونه ها و الهامات رو هم میده .
این نیرو به اندازه ای که ما ایمان و باور داریم ، به اندازه ای که تسلیم باشیم ، به اندازه ای که روی عقل و منطق و تجربیات گذشته خودمون حساب نکنیم به ما جواب میده .
یکی از عامل های مهمی هم که ممکنه که راهنمای درونمون برامون اونقدر زیاد فعال نباشه اینه که ما با ذهن منطقی و عقلانی خودمون به تجربیات گذشتمون فکر میکنیم و از این تجربیات استفاده میکنیم ، افراد فکر میکنن چون قبلا نشده ممکنه الآن هم نشه ، در صورتی که یه حسی بهشون میگه نه بابا قبلا رو پاک کن ، اصلا تجربه رو پاک کن ، و راهنمایی میکنه که میگه الآن این کار رو انجام بده جواب میده و … ، ولی آدمها چون تجربیات قبلی رو دارن و ذهنی که منطقیشون میکنه و ذهن بهشون میگه من چندین بار اینکار رو کردم و جواب نداده و … افراد هم اون کار رو نمیکنن ! ، و اگر کسی اون لحظه گوش کنه به گفته و الهام اون حس درونی و به اون عمل کنه بعدش میبینه که جواب میدهد ، بعد تازه میفهمه که هزاران هزار بار دیگه هم توی موقعیت های مختلف این به من گفته ولی من گوش نکردم .
میلیاردها میلیارد مثال میتونیم بیاریم راجب اینکه راهنمای درونی چقدر دقیق و موفقیت آمیز عمل میکنه ، و البته که باید در نظر داشته باشیم که ذهن منطقی ما جلوی ما رو میگیره برای اینکه ما در واقع از الهاماتمون استفاده کنیم .
حالا ما از کجا میتونیم بفهمیم که اون حس ، الهامه یا نجواهای شیطانی هست ؟! _ جوابش خیلی راحته ، در واقع اون ایده و راهکار حس درونی به ما احساس خوبی میده ، اما اگر اون حس احساس ترس به ما بده و یا ناراحتمون کنه و منفی باشه و … اون نجوای شیطانیه ! .
اون جنس احساسی که داره اون گفتگوهای ذهنی ، جنس احساسش مشخص میکنه که مسیر کدومه ، و کدوم صدا داره با ما صحبت میکنه ! ، و برای درک هر چه بهتر این موضوعات هم استاد خیلی توضیحات جامع و کاملی دادن در فایل ها و دوره های متخلف .
در واقع ما باید همیشه گفتگوهای ذهنیمون رو روش کار کنیم و نجواهایی که به ما احساس بدی میده رو با باورهای مناسب جایگزین کنیم ، این یه کار همیشگی هست برای ما ، اتفاقا یه نکته ای هم که هست اینه که خود به خودی ممکنه بد بشه اما خوب نمیشه ! .
برای رسیدن به موفقیت و ثروت ، علاوه بر اینکه باید صبر داشته باشیم و عجلول نباشیم ، خیلی مهمه که در نظر داشته باشیم که باید روی باورهامون هم کار کنیم ، ولی اجازه بدیم که نتایجش رخ بده ، نه اینکه بخوایم با زدن یه دکمه همه چیز رو درست کنیم .
زمانی که ما روی باورهامون کار میکنیم نشونه هاش میاد ، در واقع از همون اول نشونه هاش میاد ، مثال : ممکنه یه پول توی خیابون پیدا کنی ، یا مثلا پیامک موبایل بانکت میاد که برای شما یه مبلغی واریز شده ، یا مثلا یه نفر بهت یه هدیه ای میده ، یا یه افزایش حقوق و درآمدی برات اتفاق میفته ، و هزاران هزار نشونه دیگه ، حتی ممکنه که اون عدد بزرگ نباشه ، اما یه نشونه اینطوری داره اتفاق میفته ، که باعث میشه که ما ذوق زده بشیم که آره داره جواب میده ، و این نشون میده که ما داریم روی باورهامون کار میکنیم ، و ما باید همیشه این مسیر رو ادامه بدیم ، و ما تا زمانی که با ذوق و شوق روی جلسات و فایل ها کار میکنیم ، نتایج هم میان و ما هر چقدر که بیشتر ادامه بدیم ، نتایج هم بزرگتر و بیشتر و با کیفیت تر میشن .
منشا نتایجی که میاد اینه که ما روی خودمون کار میکنیم ، و زمانی که ما این تغییرات رو در درون خودمون ایجاد میکنیم این نتایج هم خلق میشن ، و اگر کار کنیم هی پر رنگ و پر رنگ تر میشه برامون نتایجمون ، بنابراین ما از روی این نشونه ها میفهمیم که در واقع باید همین مسیر رو ادامه بدیم و این مسیر درست هست برامون صد در صد ، که این مسیر کار کردن روی خودمون یک مسیر الهی و کائناتی هست .
لازم نیست که همه شرایط عالی باشه تا ما قدم برداریم ، ما در هر شرایطی باید اقدام کنیم به ادامه دادن و گام برداشتن در مسیر ، حتی اگر در اون شرایط رفاهی و … نباشیم ! ، حتی یکی از دلایلی که طرف میخواد که رشد کنه و در رفاه باشه و حرکت کنه اینه که تو زندگیش تضاد داره و تو رفاه نیست ، و این خودش یه اهرم رنج هست و یا دلیلی برای رشد هستش ، و این تضاد برای ما این خواسته ها رو ایجاد میکنه .
در کل ما نباید اینطوری فکر کنیم و این دیدگاه رو داشته باشیم که منفیها و تضادها بد هستن ، در واقع اینها همه جزئی از مسیر زندگی هستن ، و در دل این تضادهاست که آدم خواستههاش رو پیدا میکنه .
هر چی که تضاده و همه فکر میکنن خیلی بده ، ما باید اینطوری نگاه کنیم و این دیدگاه رو داشته باشیم که اینها همه قسمتی از مسیر زندگی هستش که اتفاقا آدم خواستههاش رو با اینها میشناسه ، و میفهمه که چی رو میخواد و اینها محرک های پیشرفت هستن ، پس بنابراین از این زاویه دید به این قضیه نگاه میکنم ، و اینها نباید ما رو اذیت کنن و ما باید به چشم یه ماجراجویی به اینها نگاه کنیم ، حتی اگر در ظاهر اینطوری باشه ، اینها برامون خوبه که خواسته هامون رو پیدا میکنیم .
در واقع ما باید این رو هم بدونیم و در نظر داشته باشیم ، که مسئولیت خوشبخت کردن دیگران با ما نیست و حتی خود استاد هم با این موضوع موافق نیستن ، حتی اگر دیگرانی که گفتم فرزندت باشه ! ، این یکی از مباحث چالشی هست که ممکنه خیلی از افراد هم با این دیدگاه موافق نباشن .
ما در کل نباید با کسی بحثی کنیم راجب موضوعی ، یا اصراری داشته باشیم برای تحمیل کردن نظراتمون به دیگران ، حالا میخواد این دیدگاهها راجب هر چی باشه چه درست باشه و چه غلط ! ، اصلا خود قرآن یه سری آگاهی ها رو به ما داده و اجباری هم نکرده ، یا به اینها عمل میکنی یا نه ، و ما آزدایم که انتخاب کنیم ، و همه افراد هم آزادن تا که دیدگاههاشون رو بیان کنن ، همه هم آزادن از آگاهی هایی که دریافت میکنن و اطلاعاتی که گفته میشه عمل کنن یا نکنن ، و ما تنها کاری که باید بکنیم اینه که اگه یه دیدگاهی رو دوست نداریم ازش اعراض کنیم و انجامش ندیم ، و حتی به هیچ وجه هم نباید با کسی سر عقیده هامون و دیدگاههامون و … بحث کنیم که چرا فلان نفر فلان دیدگاه رو داره ! .
و هیچوقت ما نباید با کسی بحث کنیم و … ، و حتی یکی از دلایلی که استاد خیلی از شرایطشون و فضا و نوع سیستم آموزشیشون راضی هستن ، اینه که در واقع یه پیامی رو ارسال میکنن و یه سری از آدمها میشنون و یه سری های دیگه هم که تو مدارش نیستن نمیشنون ، و در واقع اون سری افرادی که میشنون یه سریشون قبول نمیکنن و یه سری آدم دیگه میشنون و قبول میکنن ، و به اندازه ای که قبولش میکنن هم نتیجه میگیرن ، استاد هم همین راه و طریق رو ادامه میدن ، که حتی در قرآن به پیامبر هم گفته شده : که تو وکیل کسی نیستی ، و بارها به پیامبر گفته شده که رسالت تو فقط ابلاغ و پیام هست ( و همین ، نه چیز دیگه ای ) ، و بارها و بارها در قرآن گفته شده این موضوع که : رسالت تو ابلاغ همین پیامی هست که از طریق جبرئیل به تو الهام میکنه ، دیگه اینکه بقیه گوش میکنن یا نمیکنن یا مسخره میکنن یا هر چیز دیگه ای این دیگه کاری نیست که به تو ربط داشته باشه ، و تو وکیل وصی مردم نیستی .
و طبق فرمایشات قول قرآن کریم :
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ : اگر خدا می خواست آنان [ به طور اجبار ] شرک نمی آوردند ، [ ولی خواست خدا آزادی انسان در انتخاب است ] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [ تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنی ] .
و همین طور خدا به پیامبر میفرماید ما تو رو وکیل و وصی مردم قرار ندادیم ، تو فقط کارت رو انجام بده ، و حتی خود استاد هم فرمودن که در مورد خود استاد هم همینطوره که یکسری دیدگاه هایی رو بهش رسیدن ، الکی هم بهشون نرسیده ! ، بسیار بسیار تحقیق کردن ، و خیلی هم روی خودشون کار کردن و نتیجه گرفتن ، و بعدش اومدن گفتن به ما ، و گفتن که بحثی هم با کسی ندارن .
اصلا ممکنه کسی حرفهای ایشون رو گوش نکنه و دوست نداشته باشه این حرفها رو .
ما کلا نباید بخوایم که همدیگه رو قانع کنیم ، و به قول استاد چقدر خوبه که بتونیم تحمل کنیم دیدگاههای افراد رو .
در واقع کلا در مورد مباحث مختلف چقدر خوبه که ما به دیدگاه ها و نظرات دیگران احترام بزاریم ، چون هرکسی دیدگاه ها و نظرات خودشون رو داره و ما هم همینطور ، پس این احترام وقتی متقابل باشه چقدر خوبه .
این اصلا درست نیست که ما رابطهمون با خداوند رو بر پایه تقلید از دیگران بنا کنیم ، این اصلا درست نیست به هیچ وجه ، و حتی بارها هم به این موضوعات در قرآن اشاره شده که شما تعقل کنید ، که شما تفکر کنید .
و طبق فرمایشات قرآن کریم :
تعقّل و اندیشه ، از معیارهاى ارزش و کرامت آدمى در پیشگاه خداوند است :
1. « انَّ شَرَّ الدَّوابّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ البُکمُ الَّذینَ لا یَعقِلون [1] : بدترین جنبندگان نزد خدا ، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمیکنند » .
2. « ام تَحسَبُ انَّ اکثَرَهُم یَسمَعونَ او یَعقِلونَ ان هُم الّا کالانعمِ بَل هُم اضَلُّ سَبیلا [2] : آیا گمان میبری بیشتر آنان میشنوند یا میفهمند ؟! آنان فقط همچون چهارپایان هستند، بلکه گمراهترند ! » .
این نکته هم مجددا یادآوری کنیم که : اگر ما در کل با یک دیدگاهی موافق نیستیم ، اعراض کنیم ، دوری کنیم ازش ، نه اینکه بخوایم بریم باهاش بحث کنیم و … ! ، البته که یکی از بدترین کشورها هم که بحث میکنن راجب موضوعات متاسفانه ایرانی ها هستن ! ، اصلا ما نباید کاری به زندگی دیگران داشته باشیم ، نباید دخالت کنیم و باید بزاریم که طرف زندگیش رو کنه ، اصلا کاری هم به دیدگاههای طرف نداشته باشیم .
هر کسی با هر طوری که هست حق داره همونطوری زندگی کنه و نظرش رو هم بیان کنه ، ما که نباید ناراحت بشیم ! ، و اینطوری خیلی منطقیتر هست ! ، هر کسی هم نتیجه اعمال خودش رو میگیره .
واقعا من در این فایل ، کلیت بحث موافقت و مخالفت با دیدگاههای دیگران رو خیلی بهتر و بیشتر درک کردم ، و این فرهنگ در من خیلی بیشتر شد ، چند روز پیش هم این فایل رو گوش کرده بودم و الآن برای بار چندم هست که گوش میکنم این موضوع رو و خداروشکر خیلی هم بهتر درکش کردم ، امیدوارم در کشور ما هم این فرهنگ روز به روز هر چه بیشتر بشه ، و این فرهنگ هم بالاتر بره و هم با کیفیت تر بشه .
ما همه باید کنار هم با دیدگاههای مختلف ، با دین های مختلف ، با عقاید مختلف ، با باورهای مختلف ، زندگی کنیم در صلح و صفا ، و امیدوارم که این حالت روز به روز در کشور عزیزمون هم بیشتر بشه .
اصلا یه نکته ای الآن به یادم اومد ، و از اول خواستم بنویسم داخل کامنت و ردپام اما فراموش کرده بودم ، اما الآن خدا هدایتم کرد و به یادم اومد ،
در واقع ما بازهم میرسیم به فرمایشات خود قرآن کریم ، که میفرماید :
لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ { بقره 256 } : در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [ کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد ]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [ به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم ] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [ که شیطان، بت و هر طغیان گری است ] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.
و واقعا همین آیه کافیه راجب دین و حتی از روی اجبار نبودن دین و اختیاری که خداوند به ما داده تا پس از تفکر خودمون به دین و خداوند وصل بشیم و اون رو بپذیریم و قوانین الهی و کائناتی رو هر چه بیشتر در زندگیمون اجرا کنیم ، و حتی عنوان این فایل هم همین بود و این مبحث یکی از محورهای مهمش همین بود که حول محور این موضوع میچرخید .
ما مسئول هیچکسی نیستیم ، نه خانواده ، نه همسر ، نه فرزند ، نه خواهر ، نه برادر ، یا هر کسی دیگه ای در این جامعه ، ما اصلا مسئول کسی نیستیم ، ما فقط مسئول خودمون هستیم ، بارها و بارها خداوند توی قرآن فرموده به پیامبرش : که اونهایی که یه مسیری رو میرن اونها خودشون مسئولن .
و ما هم که هر کاری رو میکنیم خودمون مسئول اون هستیم ، در واقع ما باید این نکته رو هم به خودمون یادآوری کنیم ، که هیچکسی بار دیگری رو بر دوش نمیکشه ، و هرکسی که هر مسیری رو میره خودش مسئولشه ، و این باوری که حتی در ذهن خیلی از پدر و مادرهای دلسوز هست اینه که من این بچه رو به دنیا آواردم و من مسئول خوشبخت کردنش هستم ، در واقع ما اصلا مسئول خوشبخت کردن کسی نیستیم ، اصلا تواناییش رو نداریم ، اصلا کسی نمیتونه کسی رو خوشبخت کنه .
ما فقط باید مسیر درست رو بریم ، اون راهی که فکر میکنیم و حس درونیمون میگه درسته رو باید بریم ، و هر اتفاقی هم که افتاد باید افراد خودشون برن و زندگی خودشون رو رقم بزنن و زندگیشون رو خلق کنن ، در واقع این یه بایده ! .
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
الهامات قلبی هر باوری که بتونه به انسان آرامش بده و انسان آروم باشه اون باور از طرف خداست و هر باوری که انسانو بترسونه ترس تو دلش بندازه اون باور درستی نیست و اون از طرف شیطانه اگر ما هر قدر بتونیم از این الهامات پیروی کنیم بیشتر میتونیم استفاده کنیم اگه نکنیم کمرنگ میشه دیگه نمیتونیم دریافتش کنیم و اینکه ما مسئول خوشبخت کردن کسی یا تغییر زندگی دیگران نیستیم ما راه خودمونو بریم مسیر خودمون درست باشه اون وقته که همه چیز درسته دنبال تغییر دیگران نباشیم اگه اونا تو مدارش باشن نیاز به ما ندارند به روش دیگهای تغییر میکند و هیچ چیزی بد نیست هر تضادی که ما بهش برمیخوردیم اگه به خیریتش نگاه کنیم یه درسی داره به ما خواستههامونو برامون واضح میکنه و باعث میشه که ما به خواستهمون بیشتر فکر کنیم و اگه چیزی رو دوست نداریم خیلی اصرار نکنیم که به بقیه ثابت کنیم که این چیز اون چیزی نیست که باید باشه باید نادیدش بگیریم بهش توجه نکنیم و اینجوری خیلی آرامش بیشتر داریم سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه ای عزیزان
خوشحالم چون ربی جونم رو در کنارم دارم. خوش حالم چون کلی هدایتهای گوگولی و عالی دریافت کردم و ذوق از نتایجی که برام به همراه داشت از گوش کردن فایل در زمان مناسب و گرفتن کلی انرژی و انجام دادن کارها به موقع تا گوش جان سپردن به سوره دوست داشتنی یس تک به تک آیههاش انقدر زیبا و شگفت انگیز که نمیدانم کدام رو بردارم. ربی جونم خودت هدایتم کن.
و برای ما مَثَلی زد،آفرینش خود را فراموش کرد. گفت: «چه کسی این استخوانها را در حالیکه خاکستر شدهاند زنده میکند؟» (78)
بگو: « همان کس که نخستین بار آنها را پدید آورد، آنها را زنده میکند و اوست که به هر (گونه) آفرینشی بسی داناست.» (79)
============≈======================
خداجونم من خیلی فراموشکارم و خودت بیشتر از من به من واقفی. چرا که تو من را خلق کردی. به ریز و بمم آگاهی، میدانی کجا ضعف دارم و کجا نقطه قوتم هست. میدانی هر کاری را چه طوری انجام دهم به نتیجه دلخواهم میرسم.
از همه چیز آگاهی، ربی جونم بیشتر از قبل هدایتم کن تا ازت بیشتر بخواهم، بیشتر ازت مشورت بگیرم و عمل کنم به آنچه که بهم میگی.
اگه همان اولِ اول، ازت کمک بخواهم و به حرفت گوش کنم فارغ از این که تجربه گذشته و منطق ام چی میگه خیلی راحت به نتیجه میرسم. درست مثل امروز که قدم به قدم هدایتم کردی به این سمت و این لحظه. عاشقتم و بهت اعتماد دارم یارب العالمین جونم.
هیچ کس مسئول خوش بختی و بدبختی دیگران نیست. یعنی تواناییش را ندارد. بارها ربی جونم گفتی مثل این آیهها:
گفتند رب ما میداند همانا ما به سوی شما فرستادگانیم. (یس 16)
وَ ما عَلَیْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِینُ
و وظیفه ما فقط رساندن آشکار (پیام) است.»
یس -17
فرستادههای رب و پیامبر هم، همچین مسئولیتی نداشتند بعد من برای چی فکر میکنم میتوانم کسی رو خوش بخت کنم؟ یا همچین مسئولیتی دارم؟ من فقط میتوانم در جهت رشد و پیشرفت خودم حرکت کنم و نتیجه این حرکت، رشد و گسترش جهان اطرافم هست.
طبق وعده خودش که حقم هست. به نسبتی که من ایمان بیارم به ربی جونم و در کوچکترین کارهام ازش هدایت بخواهم به همان نسبت هدایت ها رو میشنوم . اگرم میخواهم کیفیت این گفت و شنودها بهتر و واضح تر بشه باید به آنچه که گفته میشه عمل کنم.
ربیجونم متشکرم برای صلاه امروز، متشکرم برای یک قدم دیگه که برداشتم و یه کوچولو دیگه بهت نزدیک شدم. عاشقتم رب العالمین ام.
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم خیلی خوشحالم که گام ششم رو هم در کنارتون بودم و خیلی چیزای جدید یاد گرفتم و همچنین برام خیلی از چیزا یادآوری شد .
درمورد این فایل خواستم تجربیات و الگوهایی که تا الان دیدم و مثال بزنم تا اینطوری گفته های استاد برام بهتر جا بیوفته و راحت تر اونا رو درک کنم .
یکی از چیزایی که خیلی سعی میکنم بهش عمل کنم اینه که هیچ کسی رو برای هیچ کاری قانع نکنم یا سعی نکنم که اونو با خودم همراه کنم چون به وضوح دیدم که علاوه بر اینکه اونا حتی سعی هم نمیکنن که تغییر کنن بلکه کم کم متوجه میشی خودتم داری میزنی جاده خاکی و به خودت میای میبینی تمام وجودت حس بد و پشیمونیه
این مورد رو هم تو رفتار خودم دیدم هم اطرافیانم ،یادمه پدرم که تازه با شما آشنا شده بود خیلی خودشو به این ور و اونور میزد که به همه بگه حرفای شما رو و یه جوری که انگار فکر میکرد اگه همه رو با خودش هم مسیر کنه (منظور خانواده اش)خیلی راحت تر میشه و من همیشه این تو ذهنم بود که چرا پدرم به هیچ جایی نمیرسه و فقط الکی میگه داره رو خودش کار میکنه اون موقع با خودم میگفتم شاید باید ما تغییر کنیم که اون بتونه رشد کنه ،خلاصه بعد چندین سال ما به شما خیلی علاقه مند شدیم و خب همه حرفای شما رو قبول داشتیم و من بازم دیدم که پدرم هیچ فرقی نکرده بلکه خودش از ما کمتر به حرفاش عمل میکنه و اونجا فهمیدم که مهم نیست شرایط اطرافت چیه مهم نیست که کجا زندگی میکنی یا تو چه کشوری هستی ،اگه خودت نخوای که تغییر کنی اگه جهان هم تو راه درست باشه بازم بی راهه میری …
این برام یه درس بزرگ بود که هر وقت خواستم برای رشدم بهونه بیارم که شرایط فلان و بهمان اینو به یاد بیارم که پدرم از چه مسیری رفت و به کجا رسید و این فایل دوباره به من یادآوری کرد که :
«ما مسئول خوشبختی هیچکس نیستیم و برعکس»
ما با کار کردن روی خودمون اونم بدون اینکه به کسی بگیم شرایط و برای خودمون بهتر میکنیم و بعد حتی اگه خواستیم به کسی چیزی بگیم (که نباید بگیم درواقع اونا خودشون به سمت ما میان)این بار با نتایجمون صحبت میکنیم نه فقط چند مشت حرف بدون عمل .
در واقع من همیشه وقتی خواستم که کسی رو قانع کنم همیشه حسم بد بوده و از روی همین حس بد باید فهمید که این کار اشتباهه و فقط انرژیتو تلف میکنه .
از خدا میخوام که خودش هدایتم کنه و باعث رشدم بشه چرا که من هیچی نیستم بدون وجود اون و هر چی دارم از خودشه و خودشم برام همه چیزو درست میکنه .
زینب جان دقیقا کامنتتون رو درک میکنم و با اینکه استاد بارها و بارها بخصوص توی فایلهای کلاب هاوس تکرار و تاکید کردند که نگیم به کسی و نخواییم اصطلاحا بریم بالای منبر برای دیگران
تمرکزمون رو خودمون باشه در سکوت و بزاریم نتیجه هامون حرف بزنن
و البته که منم اوایل مث پدرتون بودم و دلم میخواست به بقیه خونوادمم بگم که اونام رو آگاه کنم …. اما خب فیدبک هاشون و یا اینکه خودم در حد حرف بودم و عمل نداشتم و خب طبیعتا نتیجه هم نداشتم و قضاوتشون هم خب منفی بود.
اما از وقتی بیشتر رو خودم تمرکز کردم واقعاااااا حس و عمل و نتیجه ها کاملا محسوس شدن و خودم و البته اطرافیان باورمون بیشتر و بیشتر شده و میشه ( البته بازم گاهی میرم رو منبر :) )
کامنتتون باعث شد حواسم باشه که همون گاهی هم که بالا تو پرانتز گفتم رو حواسمو جمع کنم.
02 اسفند 1401 برای ین فایل کامنت نوشتم و کامنتمم کاملا درست هست و باورش دارم
اما چجوری این باور و ایمان رو در عمل بیارم که نتیجه های همون باور رو در زندگیم ببینم ؟
نیروی هدایتگرم ( راهنمای درونم ) رو فعال کنم ،که تو وجودم هست باید ازش خودم رو بهره مند کنم ازش درخواست کنم و پاسخ میده و من انجامش بدم. ( از جنس امید و حس خوب و شوق هست ) عقل و منطق گذشته رو پافشاری نکنم و تسلیم حس هدایتگرم بشم و عمل کنم و بگم عع دختررررر هزاران بار گفت و رد دادم ببین با عمل کردن چه نتیجه ای گرفتم.
الان بهم گفت برم تمرین زبانم رو برای درس اسپیکینگ فمیلی انجام بدم.
سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.
سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش سلام
دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند
راه های ارتباط با راهنمای درون چیست؟
استاد عباسمنش
اولین قدم و مهم ترین راه برای راهنمای درون این است که انسان باید باور کند راهنمای درون دارد و باور کنیم که راهنمای درون داریم یعنی ما فارغ از اینکه مذهبی هستیم یا نیستیم راهنمای درون داریم و باور کنیم که نیروی هدایتگر در درون ما هست و وقتی درخواست کنیم و ایمان داشته باشیم که پاسخ میدهد حتما امید داشته باشید که پاسخ میدهد و با این باور راهنمای درون را فعال کنیم و از آن در همه امور جزیی و کلی استفاده کنیم
البته به اندازه ای که آدم ایمان داشته باشد تسلیم باشد به اندازه ای که آدم روی خودش و غیر خودش حساب نکند آدم روی عقل و منطق و تجربیات گذشته اش حساب نکند میتواند از الهامات راهنمای درون استفاده کند
یکی از عواملی که آدمها از راهنمای درون شان استفاده نمیکنند این است که از تجربیات گذشته استفاده میکنند و چون قبلا این روشها را رفتند و جواب نگرفتند حالا نباید از آن راه و روش ها استفاده کنند و فکر میکنند چون قبلا نشده الان هم نمیشود در حالی که حسی از درون به آنها میگوید قبلا را رها کن الان انجام بده جواب میدهد و باید بدانیم گذشته با باورهای اشتباه انجام میدادیم که جواب نمیگرفتیم ولی اگر همان روش و راه را با باورهای درست انجام دهیم و از راهنمای درون کمک بگیریم حتما جواب میدهد
اما وقتی طبق حس راهنمای درون انجام میدهیم و اتفاقا جواب میگیریم به خودمان میگوییم قبلا هم ده ها بار به من گفته شد انجام بدهم ولی من بخاطر تجربیات گذشته انجام نمیدادم
از کجا بفهمیم راهکارها الهام هستند یا نجوای شیطانی
آیا آن راهکار و گفتگوی ذهنی به ما احساس خوب و آرامش میدهد یا احساس ترس و نگرانی و دغدغه میدهد و ناراحتتان میکند
جنس احساسی که آن گفتگوهای ذهنی دارند مشخص میکنند که مسیر کدام است چه کسی دارد با شما صحبت میکند جنس احساس مثبت آرامش آفرین و اطمینان بخش و امیدواری باشد الهام یا راهنمای درونتان است و اگر جنس احساس ترس، کمبود، شکست و نگرانی و وسوسه برانگیز باشد آن وقت یا ذهنیتات گذشته و تجربیات گذشته است که با شما حرف میزند و یا نجواهای شیطان هست
آیا باید روی گفتگوهای ذهنی کار کنیم یا خودبخود خوب میشوند؟
باید همیشه روی گفتگوهای ذهنی خودمان کار کنیم و نجواهای ذهنی که به ما احساس بدی میدهند را با باورهای مناسب جایگزین کنیم و این کار همیشگی ما باید باشد که احساس منفی گفتگوهای ذهنی منفی را با احساس خوب و گفتگوی مناسب جایگزین کنیم
باورها و گفتگوهای ذهنی خودبخود درست ایجاد نمیشوند بلکه باید همیشه آنها را مدیریت کنیم هر کجا باور غلطی داشتیم که به ما احساس منفی داد باید با باور مثبت و نمودهای عینی مثبت جایگزین کنیم و اتفاقا گفتگوهای ذهنی و باورهای ما خودبخود بد و منفی میشوند بصورت زنجیری پیوسته در مسیر احساس بد میفتند اگر روی آنها مدام و همیشه کار نکنیم
برای بدست آوردن ثروت باید روی باورهایمان کار کنیم و صبر داشته باشیم همین که ما روی باورهایمان کار میکنیم خودش صبر هست وقتی باور به یقین رسید و نتایج هم می آید نتایج که بیاید باورها قویتر ایمان و یقین بیشتر و نتایج هم بهتر میشود و همین چرخه ادامه میباد
وقتی روی باورهایمان کار میکنیم از همان ابتدا نشانه های می آید( باید نشانه های کوچک و بزرگ را دریافت کنیم ) و خوشحال میشویم و باید همین مسیر را ادامه بدهیم هر چه با ذوق و شوق مستمر روی باورهایمان کار کنیم و فایل ها را گوش کنیم اتفاقات خوب و نشانه های فراوانی را دریافت میکنیم و وقتی یواش یواش روی خودمان کار نکنیم اتفاقات خوب کمرنگ میشوند و بعد …. منشاء نتایج از کار کردن روی باورهایمان و تغییراتی ست که در ذهن و باورهایمان ایجاد شده است و نتایج و نشانه های خوب یهویی و اتفاقی نیستند بلکه حاصل تلاش ما هستند که یک مدت مستمر روی باورهایمان کار کردیم و تغییر کردیم و اگر روی خودمان کار نکنیم نتایج کمرنگ میشوند
اگر با دیدگاهی موافق نیستیم اعراض کنیم آدمها با هر نظری و هر تفکری حق دارند دیدگاه خودشان را ابراز کنند ما اگر خوشمان نمی آید بجای بحث و دفاع و یا انتقاد و متقاعد کردن اعراض کنیم و کسی را اجبار به تغییر باورهایش نکنیم دوری کنیم از آن فرد یا فضا و ذهن خودمان را بر روی چیزهایی که به ما احساس خوب میدهد و موافق هستیم متمرکز کنیم و ببینیم کدام دیدگاه ما را به موفقیت میرساند آن را ادامه دهیم و هر کسی با هر دیدگاهی حق انتخاب و زندگی دارد همانند پیامبر اسلام و یارانش که در کنار مسیحی ها و یهودی ها با صلح و صفا زندگی میکردند و در راه تبلیغ دیدن خداوند به او فرمود تو فقط باید کلام حق را به گوششان برسانی تو هشداردهنده ای و بیم دهنده و تو مسئول ایمان آوردنشان نیستی پس لاتحزن اندوهگین مباش ..
پس ما باید با باورهای درست دنبال اهداف خودمان برویم و نباید بخاطر ترس از آینده عزیزانمان اهداف مان را دنبال نکنیم چون فلانی به سختی می افتد و البته وقتی با باورهای درست دنبال اهداف مان برویم سختی پیش نمی آید و اگر چبز به ظاهر سختی هم پیش آمد خیلی راحت راه حلش به ما گفته خواهد شد و نتایج خوبی از همان تضاد برای ما بوجود می آید
باید بدانیم ما فقط مسئول خودمان هستیم و مسئول پدر مادر فرزند خواهر برادرمان نیستیم و کلا ما این توانایی را نداریم که کسی را خوشبخت یا بدبخت کنیم در قران آمده : که هیچ کس بار دیگری را به دوش نمیکشد هر کس مسئول راه و مسیر و افکار خودش هست هر کس نان باورهای خودش را میخورد ما مسیری را که میدانیم درست هست را در پیش میگیریم آنها وقتی نتایج ما را دیدند میتوانند به مسیر ما هدایت شوند
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها تا خوب زندگی کنم و کمک کنم دنیا جای بهتری برای زیستن باشه
خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی سپاسگزارم که ازاین طریق بهت وصلم سپاسگزارم که این نیرو رو در وجودم گذاشتی و خیر و شر رو هر لحظه بهم الهام میکنی با پیروی ازاین نیرو ، من آسان میشم برای آسانی هاو چرخ زندگیم روانتر میچرخه ، هنوز بلد نیستم همه جا ازش استفاده کنم و تو هیاهوی بیرون ، این صدای درونیم گم میشه اما میدونم که هروقت آرامش بیشتری داشتم و تونستم گفتگوهای درونیمو ساکت کنم اون مواقع بهتر صدای ندای درونمو شنیدم و بهش عمل کردم که هربار ازش استفاده کنم قوی ترش میکنم،وهربار که ازش استفاده کردم بی برو برگرد از نتیجش راضی بودم ، اون موقع که صدای درونم خیلی بلند و واضح بود و تپش های قلبمو تند تر میکرد و حس فوق العاده خوبی بهم میداد متوجه میشدم که صدای درونمه و با پیروی ازش قلبم آرام میگرفت آنقدر این ندا قوی بود که اصلا نمیتونستم نادیدش بگیرم ، دلم میخواد برای قدم به قدم لحظه های زندگیم ازش بهره ببرم و این درخواست رو دادم و درامتدادش درحال تقویت باورهای مربوط به اون هستم تا بتونم تقویتش کنم که این فایل این نوشتن دیدگاه این تأمل کردن راجبش و یاد تجربیاتش افتادن بهم کمک میکنه تا باورم قوی تر بشه ….
««مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درونمون ، اینه که در درجه اول باور کنیم که همچین راهنمایی هست و وجود داره در درونمون ، و باور کنیم فارغ از اینکه ما چقدر انسان مذهبی هستیم یا نیستیم ، این نیروی هدایتگر توی وجود ما هست ، و باور کنیم که وقتی که ازش درخواست میکنیم اگر ایمان داشته باشیم که وجود داره و پاسخ میده ، به ما پاسخ خواهد داد ، این مهم ترین باوره در مورد اینکه آدم راهنمای درونش رو فعال کنه تا بتونه از الهاماتش استفاده کنه ،این نیرو به اندازه ای که ما ایمان و باور داریم ، به اندازه ای که تسلیم باشیم ، به اندازه ای که روی عقل و منطق و تجربیات گذشته خودمون حساب نکنیم به ما جواب میده »»
حساب نکردن روی تجربیات گذشته ،با اطلاعاتی که درگذشته بمن رسیده زمین تا آسمون فرق داره
من همیشه شنیدم که رو تجربیات خودت و همینطور تجربیات بزرگترانت همینطور تجربیات دیگران حساب کن ، از اونا درس عبرت بگیر و الگوی زندگیت قرار بده، اینا اطلاعات ناکارآمدی بود که بمن رسیده بود و همیشه سعی براین داشتم که ازاین طریق بهتر زندگی کنم درحالی که ابدا بهم کمک نمیکرد، حالا آگاهی های ناب و کارآمد و زندگی ساز جدیدی ازطریق استاد عباس منش عزیزم بهم میرسه که بهم میگه تجربیات رو بزار کنار عقل رو بزار کنار ، خیرو شرت از طریق قلبت بهت الهام میشه از اونا پیروی کن تا راهت هموار تربشه تا راحت تر به خواستت برسی که راحت زندگی کردن ، شیوه ی طبیعی زندگی کردنه.
مهربان پروردگارِ سخاوتمندم رو هزاران بار سپاسگزارم که هدایتم کرد به این مسیر تا با آگاهی های این سایت بتونم خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه
هزاران بار از استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
و درنهایت از خودم سپاسگزارم که متعهدانه پای بهبود کوچک اما دائمی خودم ایستادم.
دوستتون دارم و یک دنیا عشق تقدیم میکنم به خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام شش 6 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام ششم ، که در رابطه با موضوع : فرهنگ ناب « لا اِکْراهَ فِی الدّین » هست ، که واقعا بنظرم یکی از موضوعات مهمه و مبحثی هست ک میشه ساعتها بهش بپردازیم ، استاد جانم هم خیلی عالی راجب این مبحث توضیحات مهمی گفتن و خیلی هم عالی به سوالات دوستان پاسخ دادن مثل همیشه ، امیدوارم که هممون از این آگاهی های ناب استفاده کنیم و اونها در زندگیمون اجرا و عملی کنیم .
مهم ترین راه ارتباط با راهنمای درونمون ، اینه که در درجه اول باور کنیم که همچین راهنمایی هست و وجود داره در درونمون ، و باور کنیم فارغ از اینکه ما چقدر انسان مذهبی هستیم یا نیستیم ، این نیروی هدایتگر توی وجود ما هست ، و باور کنیم که وقتی که ازش درخواست میکنیم اگر ایمان داشته باشیم که وجود داره و پاسخ میده ، به ما پاسخ خواهد داد ، این مهم ترین باوره در مورد اینکه آدم راهنمای درونش رو فعال کنه تا بتونه از الهاماتش استفاده کنه .
من به شخصه خودم خیلی استفاده میکنم از راهنمای درونم ، یعنی جاهایی که شک دارم که در واقع ذهن منطقی من شک میندازه توی وجودم ، در اون لحظه فقط از صدای قلبم و نداری درونیم استفاده میکنم و به حرف اون گوش میکنم ، و روزانه صدها بار میگم خدایا خودت من رو هدایت کن ، در هر مسیر و راهی که بخوام برم یا هر کاری رو که بخوام انجام بدم میگم خدایا خودت راه درست رو نشونم بده و من رو هدایت کن ، و با تمام وجودم حسش میکنم این نیرو رو که در همه جنبه ها ما رو هدایت میکنه و بهمون نشونه ها و الهامات رو هم میده .
این نیرو به اندازه ای که ما ایمان و باور داریم ، به اندازه ای که تسلیم باشیم ، به اندازه ای که روی عقل و منطق و تجربیات گذشته خودمون حساب نکنیم به ما جواب میده .
یکی از عامل های مهمی هم که ممکنه که راهنمای درونمون برامون اونقدر زیاد فعال نباشه اینه که ما با ذهن منطقی و عقلانی خودمون به تجربیات گذشتمون فکر میکنیم و از این تجربیات استفاده میکنیم ، افراد فکر میکنن چون قبلا نشده ممکنه الآن هم نشه ، در صورتی که یه حسی بهشون میگه نه بابا قبلا رو پاک کن ، اصلا تجربه رو پاک کن ، و راهنمایی میکنه که میگه الآن این کار رو انجام بده جواب میده و … ، ولی آدمها چون تجربیات قبلی رو دارن و ذهنی که منطقیشون میکنه و ذهن بهشون میگه من چندین بار اینکار رو کردم و جواب نداده و … افراد هم اون کار رو نمیکنن ! ، و اگر کسی اون لحظه گوش کنه به گفته و الهام اون حس درونی و به اون عمل کنه بعدش میبینه که جواب میدهد ، بعد تازه میفهمه که هزاران هزار بار دیگه هم توی موقعیت های مختلف این به من گفته ولی من گوش نکردم .
میلیاردها میلیارد مثال میتونیم بیاریم راجب اینکه راهنمای درونی چقدر دقیق و موفقیت آمیز عمل میکنه ، و البته که باید در نظر داشته باشیم که ذهن منطقی ما جلوی ما رو میگیره برای اینکه ما در واقع از الهاماتمون استفاده کنیم .
حالا ما از کجا میتونیم بفهمیم که اون حس ، الهامه یا نجواهای شیطانی هست ؟! _ جوابش خیلی راحته ، در واقع اون ایده و راهکار حس درونی به ما احساس خوبی میده ، اما اگر اون حس احساس ترس به ما بده و یا ناراحتمون کنه و منفی باشه و … اون نجوای شیطانیه ! .
اون جنس احساسی که داره اون گفتگوهای ذهنی ، جنس احساسش مشخص میکنه که مسیر کدومه ، و کدوم صدا داره با ما صحبت میکنه ! ، و برای درک هر چه بهتر این موضوعات هم استاد خیلی توضیحات جامع و کاملی دادن در فایل ها و دوره های متخلف .
در واقع ما باید همیشه گفتگوهای ذهنیمون رو روش کار کنیم و نجواهایی که به ما احساس بدی میده رو با باورهای مناسب جایگزین کنیم ، این یه کار همیشگی هست برای ما ، اتفاقا یه نکته ای هم که هست اینه که خود به خودی ممکنه بد بشه اما خوب نمیشه ! .
برای رسیدن به موفقیت و ثروت ، علاوه بر اینکه باید صبر داشته باشیم و عجلول نباشیم ، خیلی مهمه که در نظر داشته باشیم که باید روی باورهامون هم کار کنیم ، ولی اجازه بدیم که نتایجش رخ بده ، نه اینکه بخوایم با زدن یه دکمه همه چیز رو درست کنیم .
زمانی که ما روی باورهامون کار میکنیم نشونه هاش میاد ، در واقع از همون اول نشونه هاش میاد ، مثال : ممکنه یه پول توی خیابون پیدا کنی ، یا مثلا پیامک موبایل بانکت میاد که برای شما یه مبلغی واریز شده ، یا مثلا یه نفر بهت یه هدیه ای میده ، یا یه افزایش حقوق و درآمدی برات اتفاق میفته ، و هزاران هزار نشونه دیگه ، حتی ممکنه که اون عدد بزرگ نباشه ، اما یه نشونه اینطوری داره اتفاق میفته ، که باعث میشه که ما ذوق زده بشیم که آره داره جواب میده ، و این نشون میده که ما داریم روی باورهامون کار میکنیم ، و ما باید همیشه این مسیر رو ادامه بدیم ، و ما تا زمانی که با ذوق و شوق روی جلسات و فایل ها کار میکنیم ، نتایج هم میان و ما هر چقدر که بیشتر ادامه بدیم ، نتایج هم بزرگتر و بیشتر و با کیفیت تر میشن .
منشا نتایجی که میاد اینه که ما روی خودمون کار میکنیم ، و زمانی که ما این تغییرات رو در درون خودمون ایجاد میکنیم این نتایج هم خلق میشن ، و اگر کار کنیم هی پر رنگ و پر رنگ تر میشه برامون نتایجمون ، بنابراین ما از روی این نشونه ها میفهمیم که در واقع باید همین مسیر رو ادامه بدیم و این مسیر درست هست برامون صد در صد ، که این مسیر کار کردن روی خودمون یک مسیر الهی و کائناتی هست .
لازم نیست که همه شرایط عالی باشه تا ما قدم برداریم ، ما در هر شرایطی باید اقدام کنیم به ادامه دادن و گام برداشتن در مسیر ، حتی اگر در اون شرایط رفاهی و … نباشیم ! ، حتی یکی از دلایلی که طرف میخواد که رشد کنه و در رفاه باشه و حرکت کنه اینه که تو زندگیش تضاد داره و تو رفاه نیست ، و این خودش یه اهرم رنج هست و یا دلیلی برای رشد هستش ، و این تضاد برای ما این خواسته ها رو ایجاد میکنه .
در کل ما نباید اینطوری فکر کنیم و این دیدگاه رو داشته باشیم که منفیها و تضادها بد هستن ، در واقع اینها همه جزئی از مسیر زندگی هستن ، و در دل این تضادهاست که آدم خواستههاش رو پیدا میکنه .
هر چی که تضاده و همه فکر میکنن خیلی بده ، ما باید اینطوری نگاه کنیم و این دیدگاه رو داشته باشیم که اینها همه قسمتی از مسیر زندگی هستش که اتفاقا آدم خواستههاش رو با اینها میشناسه ، و میفهمه که چی رو میخواد و اینها محرک های پیشرفت هستن ، پس بنابراین از این زاویه دید به این قضیه نگاه میکنم ، و اینها نباید ما رو اذیت کنن و ما باید به چشم یه ماجراجویی به اینها نگاه کنیم ، حتی اگر در ظاهر اینطوری باشه ، اینها برامون خوبه که خواسته هامون رو پیدا میکنیم .
در واقع ما باید این رو هم بدونیم و در نظر داشته باشیم ، که مسئولیت خوشبخت کردن دیگران با ما نیست و حتی خود استاد هم با این موضوع موافق نیستن ، حتی اگر دیگرانی که گفتم فرزندت باشه ! ، این یکی از مباحث چالشی هست که ممکنه خیلی از افراد هم با این دیدگاه موافق نباشن .
ما در کل نباید با کسی بحثی کنیم راجب موضوعی ، یا اصراری داشته باشیم برای تحمیل کردن نظراتمون به دیگران ، حالا میخواد این دیدگاهها راجب هر چی باشه چه درست باشه و چه غلط ! ، اصلا خود قرآن یه سری آگاهی ها رو به ما داده و اجباری هم نکرده ، یا به اینها عمل میکنی یا نه ، و ما آزدایم که انتخاب کنیم ، و همه افراد هم آزادن تا که دیدگاههاشون رو بیان کنن ، همه هم آزادن از آگاهی هایی که دریافت میکنن و اطلاعاتی که گفته میشه عمل کنن یا نکنن ، و ما تنها کاری که باید بکنیم اینه که اگه یه دیدگاهی رو دوست نداریم ازش اعراض کنیم و انجامش ندیم ، و حتی به هیچ وجه هم نباید با کسی سر عقیده هامون و دیدگاههامون و … بحث کنیم که چرا فلان نفر فلان دیدگاه رو داره ! .
و هیچوقت ما نباید با کسی بحث کنیم و … ، و حتی یکی از دلایلی که استاد خیلی از شرایطشون و فضا و نوع سیستم آموزشیشون راضی هستن ، اینه که در واقع یه پیامی رو ارسال میکنن و یه سری از آدمها میشنون و یه سری های دیگه هم که تو مدارش نیستن نمیشنون ، و در واقع اون سری افرادی که میشنون یه سریشون قبول نمیکنن و یه سری آدم دیگه میشنون و قبول میکنن ، و به اندازه ای که قبولش میکنن هم نتیجه میگیرن ، استاد هم همین راه و طریق رو ادامه میدن ، که حتی در قرآن به پیامبر هم گفته شده : که تو وکیل کسی نیستی ، و بارها به پیامبر گفته شده که رسالت تو فقط ابلاغ و پیام هست ( و همین ، نه چیز دیگه ای ) ، و بارها و بارها در قرآن گفته شده این موضوع که : رسالت تو ابلاغ همین پیامی هست که از طریق جبرئیل به تو الهام میکنه ، دیگه اینکه بقیه گوش میکنن یا نمیکنن یا مسخره میکنن یا هر چیز دیگه ای این دیگه کاری نیست که به تو ربط داشته باشه ، و تو وکیل وصی مردم نیستی .
و طبق فرمایشات قول قرآن کریم :
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ : اگر خدا می خواست آنان [ به طور اجبار ] شرک نمی آوردند ، [ ولی خواست خدا آزادی انسان در انتخاب است ] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [ تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنی ] .
و همین طور خدا به پیامبر میفرماید ما تو رو وکیل و وصی مردم قرار ندادیم ، تو فقط کارت رو انجام بده ، و حتی خود استاد هم فرمودن که در مورد خود استاد هم همینطوره که یکسری دیدگاه هایی رو بهش رسیدن ، الکی هم بهشون نرسیده ! ، بسیار بسیار تحقیق کردن ، و خیلی هم روی خودشون کار کردن و نتیجه گرفتن ، و بعدش اومدن گفتن به ما ، و گفتن که بحثی هم با کسی ندارن .
اصلا ممکنه کسی حرفهای ایشون رو گوش نکنه و دوست نداشته باشه این حرفها رو .
ما کلا نباید بخوایم که همدیگه رو قانع کنیم ، و به قول استاد چقدر خوبه که بتونیم تحمل کنیم دیدگاههای افراد رو .
در واقع کلا در مورد مباحث مختلف چقدر خوبه که ما به دیدگاه ها و نظرات دیگران احترام بزاریم ، چون هرکسی دیدگاه ها و نظرات خودشون رو داره و ما هم همینطور ، پس این احترام وقتی متقابل باشه چقدر خوبه .
این اصلا درست نیست که ما رابطهمون با خداوند رو بر پایه تقلید از دیگران بنا کنیم ، این اصلا درست نیست به هیچ وجه ، و حتی بارها هم به این موضوعات در قرآن اشاره شده که شما تعقل کنید ، که شما تفکر کنید .
و طبق فرمایشات قرآن کریم :
تعقّل و اندیشه ، از معیارهاى ارزش و کرامت آدمى در پیشگاه خداوند است :
1. « انَّ شَرَّ الدَّوابّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ البُکمُ الَّذینَ لا یَعقِلون [1] : بدترین جنبندگان نزد خدا ، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمیکنند » .
2. « ام تَحسَبُ انَّ اکثَرَهُم یَسمَعونَ او یَعقِلونَ ان هُم الّا کالانعمِ بَل هُم اضَلُّ سَبیلا [2] : آیا گمان میبری بیشتر آنان میشنوند یا میفهمند ؟! آنان فقط همچون چهارپایان هستند، بلکه گمراهترند ! » .
این نکته هم مجددا یادآوری کنیم که : اگر ما در کل با یک دیدگاهی موافق نیستیم ، اعراض کنیم ، دوری کنیم ازش ، نه اینکه بخوایم بریم باهاش بحث کنیم و … ! ، البته که یکی از بدترین کشورها هم که بحث میکنن راجب موضوعات متاسفانه ایرانی ها هستن ! ، اصلا ما نباید کاری به زندگی دیگران داشته باشیم ، نباید دخالت کنیم و باید بزاریم که طرف زندگیش رو کنه ، اصلا کاری هم به دیدگاههای طرف نداشته باشیم .
هر کسی با هر طوری که هست حق داره همونطوری زندگی کنه و نظرش رو هم بیان کنه ، ما که نباید ناراحت بشیم ! ، و اینطوری خیلی منطقیتر هست ! ، هر کسی هم نتیجه اعمال خودش رو میگیره .
واقعا من در این فایل ، کلیت بحث موافقت و مخالفت با دیدگاههای دیگران رو خیلی بهتر و بیشتر درک کردم ، و این فرهنگ در من خیلی بیشتر شد ، چند روز پیش هم این فایل رو گوش کرده بودم و الآن برای بار چندم هست که گوش میکنم این موضوع رو و خداروشکر خیلی هم بهتر درکش کردم ، امیدوارم در کشور ما هم این فرهنگ روز به روز هر چه بیشتر بشه ، و این فرهنگ هم بالاتر بره و هم با کیفیت تر بشه .
ما همه باید کنار هم با دیدگاههای مختلف ، با دین های مختلف ، با عقاید مختلف ، با باورهای مختلف ، زندگی کنیم در صلح و صفا ، و امیدوارم که این حالت روز به روز در کشور عزیزمون هم بیشتر بشه .
اصلا یه نکته ای الآن به یادم اومد ، و از اول خواستم بنویسم داخل کامنت و ردپام اما فراموش کرده بودم ، اما الآن خدا هدایتم کرد و به یادم اومد ،
در واقع ما بازهم میرسیم به فرمایشات خود قرآن کریم ، که میفرماید :
لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ { بقره 256 } : در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [ کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد ]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [ به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم ] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [ که شیطان، بت و هر طغیان گری است ] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.
و واقعا همین آیه کافیه راجب دین و حتی از روی اجبار نبودن دین و اختیاری که خداوند به ما داده تا پس از تفکر خودمون به دین و خداوند وصل بشیم و اون رو بپذیریم و قوانین الهی و کائناتی رو هر چه بیشتر در زندگیمون اجرا کنیم ، و حتی عنوان این فایل هم همین بود و این مبحث یکی از محورهای مهمش همین بود که حول محور این موضوع میچرخید .
ما مسئول هیچکسی نیستیم ، نه خانواده ، نه همسر ، نه فرزند ، نه خواهر ، نه برادر ، یا هر کسی دیگه ای در این جامعه ، ما اصلا مسئول کسی نیستیم ، ما فقط مسئول خودمون هستیم ، بارها و بارها خداوند توی قرآن فرموده به پیامبرش : که اونهایی که یه مسیری رو میرن اونها خودشون مسئولن .
و ما هم که هر کاری رو میکنیم خودمون مسئول اون هستیم ، در واقع ما باید این نکته رو هم به خودمون یادآوری کنیم ، که هیچکسی بار دیگری رو بر دوش نمیکشه ، و هرکسی که هر مسیری رو میره خودش مسئولشه ، و این باوری که حتی در ذهن خیلی از پدر و مادرهای دلسوز هست اینه که من این بچه رو به دنیا آواردم و من مسئول خوشبخت کردنش هستم ، در واقع ما اصلا مسئول خوشبخت کردن کسی نیستیم ، اصلا تواناییش رو نداریم ، اصلا کسی نمیتونه کسی رو خوشبخت کنه .
ما فقط باید مسیر درست رو بریم ، اون راهی که فکر میکنیم و حس درونیمون میگه درسته رو باید بریم ، و هر اتفاقی هم که افتاد باید افراد خودشون برن و زندگی خودشون رو رقم بزنن و زندگیشون رو خلق کنن ، در واقع این یه بایده ! .
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 29 آذر 1404
سلام به استاد عزیزم
خیلی ممنون بابت این فایل قشنگتون
خداوند هدایتگر من هست.و باید به الهامات قلبی خودم گوش کنم و اجرا کنم.در اینجا هم باید تجربیات گذشته ام رو کنار بذارم.
من باید از تضادهای زندگیم برای پیشرفت زندگیم استفاده کنم.تضادها برای من آمدن که پیشرفت کنم. تضادها قسمتی از زندگیم هستند.
من مسئول فقط خودم هستم.و مسئول خوشبختی دیگران نیستم.با این حرفاتون استاد خیلی موافقم.
من آزادم که هرفکری و دیدگاهی میتونم داشته باشم.لازم نیست برای کسی ثابت کنم.
من به این نتیجه رسیدم که هرکسی افکاری دارد و قابل احترام هست.نباید کسی رو قانع کنم
و نباید کسی رو مجبور کنم مثل من فکر کند که نتیجه اش حس بد.
اگر به روی باورهای خودم کار کنم نشانه ها از راه میان.
به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
وقتی آرامش داریم الهامات رو به راحتی دریافت میکنیم و از سمته خداست و این باور توحیدیست
و اگر ترس و استرس و نگرانی باشه اون باور شیطانی ست و نادرست و نامناسبه
وقتی در مسیر درست باشیم خداوند هدایت میکند
در هر شرایطی باید احساسمون رو خوب نگه داریم
و دیدگاه مثبت داشته باشیم و به اون موضوع طوری نگاه کنیم که به ما احساسه خوبی بدهد
خدابا شکرت برای تمام داشته هایم شکرت شکرت شکرت
خدایا برای اتفاقات خوب امروزم شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
روز ششم
الهامات قلبی هر باوری که بتونه به انسان آرامش بده و انسان آروم باشه اون باور از طرف خداست و هر باوری که انسانو بترسونه ترس تو دلش بندازه اون باور درستی نیست و اون از طرف شیطانه اگر ما هر قدر بتونیم از این الهامات پیروی کنیم بیشتر میتونیم استفاده کنیم اگه نکنیم کمرنگ میشه دیگه نمیتونیم دریافتش کنیم و اینکه ما مسئول خوشبخت کردن کسی یا تغییر زندگی دیگران نیستیم ما راه خودمونو بریم مسیر خودمون درست باشه اون وقته که همه چیز درسته دنبال تغییر دیگران نباشیم اگه اونا تو مدارش باشن نیاز به ما ندارند به روش دیگهای تغییر میکند و هیچ چیزی بد نیست هر تضادی که ما بهش برمیخوردیم اگه به خیریتش نگاه کنیم یه درسی داره به ما خواستههامونو برامون واضح میکنه و باعث میشه که ما به خواستهمون بیشتر فکر کنیم و اگه چیزی رو دوست نداریم خیلی اصرار نکنیم که به بقیه ثابت کنیم که این چیز اون چیزی نیست که باید باشه باید نادیدش بگیریم بهش توجه نکنیم و اینجوری خیلی آرامش بیشتر داریم سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه ای عزیزان
خدایا شکرت که تورا دارم
سلام وقت به خیر
مرتضی ازغندی هستم
خیلی خوشحالم که دانشجوی سایت استاد عباسمنش هستم
چند وقتی هست خیلی خوب و مرتب دارم روی خودم کار میکنم
این قسمتی که تو سایت هست مرا به سمت نشانه ام هدایت کن خیلی خوبه
یعنی
خیلی
هدایتوارانه
یه نکته ای تو فایل در میاد که راه حل مسئلهت از آب در میاد دو روزه پشت سر هم دارم از این بخش استفاده میکنم و عین دو روزشم همین بوده…
.
.
.
استاد تو روانشناسی ثروت 3 جلسه 2 توضیح میده در مورد فعال کردن نیروی هدایت گر…
.
.
.
.
.
.
وقتی استاد در مورد اختلاف عقیده داشت صحبت میکرد…
جملهی :« اگر شما به یک دیدگاهی موافق نیستی اعتراض کنید » مستقیما رو به من گفته شد و منم دقیقا دقیقا همین اختلاف رو با مادرم دارم
که راه حل بهم اعلام شد…
ممنون از استاد عزیز و سپاس از خداوند
.
.
.
سلامت و ثروت باشید
1404/08/15
03:00
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام
خوشحالم چون ربی جونم رو در کنارم دارم. خوش حالم چون کلی هدایتهای گوگولی و عالی دریافت کردم و ذوق از نتایجی که برام به همراه داشت از گوش کردن فایل در زمان مناسب و گرفتن کلی انرژی و انجام دادن کارها به موقع تا گوش جان سپردن به سوره دوست داشتنی یس تک به تک آیههاش انقدر زیبا و شگفت انگیز که نمیدانم کدام رو بردارم. ربی جونم خودت هدایتم کن.
وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلقَهُ قالَ مَن یُحیِی العِظامَ وَهِیَ رَمیمٌ (78 یس)
قُل یُحییهَا الَّذی أَنشَأَها أَوَّلَ مَرَّهٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلقٍ عَلیمٌ (79)
و برای ما مَثَلی زد،آفرینش خود را فراموش کرد. گفت: «چه کسی این استخوانها را در حالیکه خاکستر شدهاند زنده میکند؟» (78)
بگو: « همان کس که نخستین بار آنها را پدید آورد، آنها را زنده میکند و اوست که به هر (گونه) آفرینشی بسی داناست.» (79)
============≈======================
خداجونم من خیلی فراموشکارم و خودت بیشتر از من به من واقفی. چرا که تو من را خلق کردی. به ریز و بمم آگاهی، میدانی کجا ضعف دارم و کجا نقطه قوتم هست. میدانی هر کاری را چه طوری انجام دهم به نتیجه دلخواهم میرسم.
از همه چیز آگاهی، ربی جونم بیشتر از قبل هدایتم کن تا ازت بیشتر بخواهم، بیشتر ازت مشورت بگیرم و عمل کنم به آنچه که بهم میگی.
اگه همان اولِ اول، ازت کمک بخواهم و به حرفت گوش کنم فارغ از این که تجربه گذشته و منطق ام چی میگه خیلی راحت به نتیجه میرسم. درست مثل امروز که قدم به قدم هدایتم کردی به این سمت و این لحظه. عاشقتم و بهت اعتماد دارم یارب العالمین جونم.
هیچ کس مسئول خوش بختی و بدبختی دیگران نیست. یعنی تواناییش را ندارد. بارها ربی جونم گفتی مثل این آیهها:
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَهٍ وَ أَجْرٍ کَرِیمٍ. ( یس11)
جز این نیست که بیم دهی آن را که پیروی کند این پند را و بترسد از مهر گستر در نهان پس مژده بده او را به آمرزش و پاداشی ارجمند ( یس11)
قالُوا رَبُّنا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ
گفتند رب ما میداند همانا ما به سوی شما فرستادگانیم. (یس 16)
وَ ما عَلَیْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِینُ
و وظیفه ما فقط رساندن آشکار (پیام) است.»
یس -17
فرستادههای رب و پیامبر هم، همچین مسئولیتی نداشتند بعد من برای چی فکر میکنم میتوانم کسی رو خوش بخت کنم؟ یا همچین مسئولیتی دارم؟ من فقط میتوانم در جهت رشد و پیشرفت خودم حرکت کنم و نتیجه این حرکت، رشد و گسترش جهان اطرافم هست.
طبق وعده خودش که حقم هست. به نسبتی که من ایمان بیارم به ربی جونم و در کوچکترین کارهام ازش هدایت بخواهم به همان نسبت هدایت ها رو میشنوم . اگرم میخواهم کیفیت این گفت و شنودها بهتر و واضح تر بشه باید به آنچه که گفته میشه عمل کنم.
ربیجونم متشکرم برای صلاه امروز، متشکرم برای یک قدم دیگه که برداشتم و یه کوچولو دیگه بهت نزدیک شدم. عاشقتم رب العالمین ام.
یاحق
به نام خدای قشنگم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم خیلی خوشحالم که گام ششم رو هم در کنارتون بودم و خیلی چیزای جدید یاد گرفتم و همچنین برام خیلی از چیزا یادآوری شد .
درمورد این فایل خواستم تجربیات و الگوهایی که تا الان دیدم و مثال بزنم تا اینطوری گفته های استاد برام بهتر جا بیوفته و راحت تر اونا رو درک کنم .
یکی از چیزایی که خیلی سعی میکنم بهش عمل کنم اینه که هیچ کسی رو برای هیچ کاری قانع نکنم یا سعی نکنم که اونو با خودم همراه کنم چون به وضوح دیدم که علاوه بر اینکه اونا حتی سعی هم نمیکنن که تغییر کنن بلکه کم کم متوجه میشی خودتم داری میزنی جاده خاکی و به خودت میای میبینی تمام وجودت حس بد و پشیمونیه
این مورد رو هم تو رفتار خودم دیدم هم اطرافیانم ،یادمه پدرم که تازه با شما آشنا شده بود خیلی خودشو به این ور و اونور میزد که به همه بگه حرفای شما رو و یه جوری که انگار فکر میکرد اگه همه رو با خودش هم مسیر کنه (منظور خانواده اش)خیلی راحت تر میشه و من همیشه این تو ذهنم بود که چرا پدرم به هیچ جایی نمیرسه و فقط الکی میگه داره رو خودش کار میکنه اون موقع با خودم میگفتم شاید باید ما تغییر کنیم که اون بتونه رشد کنه ،خلاصه بعد چندین سال ما به شما خیلی علاقه مند شدیم و خب همه حرفای شما رو قبول داشتیم و من بازم دیدم که پدرم هیچ فرقی نکرده بلکه خودش از ما کمتر به حرفاش عمل میکنه و اونجا فهمیدم که مهم نیست شرایط اطرافت چیه مهم نیست که کجا زندگی میکنی یا تو چه کشوری هستی ،اگه خودت نخوای که تغییر کنی اگه جهان هم تو راه درست باشه بازم بی راهه میری …
این برام یه درس بزرگ بود که هر وقت خواستم برای رشدم بهونه بیارم که شرایط فلان و بهمان اینو به یاد بیارم که پدرم از چه مسیری رفت و به کجا رسید و این فایل دوباره به من یادآوری کرد که :
«ما مسئول خوشبختی هیچکس نیستیم و برعکس»
ما با کار کردن روی خودمون اونم بدون اینکه به کسی بگیم شرایط و برای خودمون بهتر میکنیم و بعد حتی اگه خواستیم به کسی چیزی بگیم (که نباید بگیم درواقع اونا خودشون به سمت ما میان)این بار با نتایجمون صحبت میکنیم نه فقط چند مشت حرف بدون عمل .
در واقع من همیشه وقتی خواستم که کسی رو قانع کنم همیشه حسم بد بوده و از روی همین حس بد باید فهمید که این کار اشتباهه و فقط انرژیتو تلف میکنه .
از خدا میخوام که خودش هدایتم کنه و باعث رشدم بشه چرا که من هیچی نیستم بدون وجود اون و هر چی دارم از خودشه و خودشم برام همه چیزو درست میکنه .
ممنونم بابت این فایل محشرررررر️️
خیلی دوستتون دارم امیدوارم همیشه بهترینا براتون اتفاق بیوفته
زینب جان دقیقا کامنتتون رو درک میکنم و با اینکه استاد بارها و بارها بخصوص توی فایلهای کلاب هاوس تکرار و تاکید کردند که نگیم به کسی و نخواییم اصطلاحا بریم بالای منبر برای دیگران
تمرکزمون رو خودمون باشه در سکوت و بزاریم نتیجه هامون حرف بزنن
و البته که منم اوایل مث پدرتون بودم و دلم میخواست به بقیه خونوادمم بگم که اونام رو آگاه کنم …. اما خب فیدبک هاشون و یا اینکه خودم در حد حرف بودم و عمل نداشتم و خب طبیعتا نتیجه هم نداشتم و قضاوتشون هم خب منفی بود.
اما از وقتی بیشتر رو خودم تمرکز کردم واقعاااااا حس و عمل و نتیجه ها کاملا محسوس شدن و خودم و البته اطرافیان باورمون بیشتر و بیشتر شده و میشه ( البته بازم گاهی میرم رو منبر :) )
کامنتتون باعث شد حواسم باشه که همون گاهی هم که بالا تو پرانتز گفتم رو حواسمو جمع کنم.
گلاره عزیزمم خیلی خیل ممنونم بابت این کامنت قشنگت
خیلی خوشحالم که کامنت من یه یادآور کوچیک برای شما شده ..
امیدوارم سرتاسر زندگیت پر از قشنگی و حال خوب باشه (:
امروز با کامنتت خیلی خوشحال شدم و روزم و ساختی قشنگم
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-11/#comment-1075637
02 اسفند 1401 برای ین فایل کامنت نوشتم و کامنتمم کاملا درست هست و باورش دارم
اما چجوری این باور و ایمان رو در عمل بیارم که نتیجه های همون باور رو در زندگیم ببینم ؟
نیروی هدایتگرم ( راهنمای درونم ) رو فعال کنم ،که تو وجودم هست باید ازش خودم رو بهره مند کنم ازش درخواست کنم و پاسخ میده و من انجامش بدم. ( از جنس امید و حس خوب و شوق هست ) عقل و منطق گذشته رو پافشاری نکنم و تسلیم حس هدایتگرم بشم و عمل کنم و بگم عع دختررررر هزاران بار گفت و رد دادم ببین با عمل کردن چه نتیجه ای گرفتم.
الان بهم گفت برم تمرین زبانم رو برای درس اسپیکینگ فمیلی انجام بدم.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.
سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش سلام
دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند
راه های ارتباط با راهنمای درون چیست؟
استاد عباسمنش
اولین قدم و مهم ترین راه برای راهنمای درون این است که انسان باید باور کند راهنمای درون دارد و باور کنیم که راهنمای درون داریم یعنی ما فارغ از اینکه مذهبی هستیم یا نیستیم راهنمای درون داریم و باور کنیم که نیروی هدایتگر در درون ما هست و وقتی درخواست کنیم و ایمان داشته باشیم که پاسخ میدهد حتما امید داشته باشید که پاسخ میدهد و با این باور راهنمای درون را فعال کنیم و از آن در همه امور جزیی و کلی استفاده کنیم
البته به اندازه ای که آدم ایمان داشته باشد تسلیم باشد به اندازه ای که آدم روی خودش و غیر خودش حساب نکند آدم روی عقل و منطق و تجربیات گذشته اش حساب نکند میتواند از الهامات راهنمای درون استفاده کند
یکی از عواملی که آدمها از راهنمای درون شان استفاده نمیکنند این است که از تجربیات گذشته استفاده میکنند و چون قبلا این روشها را رفتند و جواب نگرفتند حالا نباید از آن راه و روش ها استفاده کنند و فکر میکنند چون قبلا نشده الان هم نمیشود در حالی که حسی از درون به آنها میگوید قبلا را رها کن الان انجام بده جواب میدهد و باید بدانیم گذشته با باورهای اشتباه انجام میدادیم که جواب نمیگرفتیم ولی اگر همان روش و راه را با باورهای درست انجام دهیم و از راهنمای درون کمک بگیریم حتما جواب میدهد
اما وقتی طبق حس راهنمای درون انجام میدهیم و اتفاقا جواب میگیریم به خودمان میگوییم قبلا هم ده ها بار به من گفته شد انجام بدهم ولی من بخاطر تجربیات گذشته انجام نمیدادم
از کجا بفهمیم راهکارها الهام هستند یا نجوای شیطانی
آیا آن راهکار و گفتگوی ذهنی به ما احساس خوب و آرامش میدهد یا احساس ترس و نگرانی و دغدغه میدهد و ناراحتتان میکند
جنس احساسی که آن گفتگوهای ذهنی دارند مشخص میکنند که مسیر کدام است چه کسی دارد با شما صحبت میکند جنس احساس مثبت آرامش آفرین و اطمینان بخش و امیدواری باشد الهام یا راهنمای درونتان است و اگر جنس احساس ترس، کمبود، شکست و نگرانی و وسوسه برانگیز باشد آن وقت یا ذهنیتات گذشته و تجربیات گذشته است که با شما حرف میزند و یا نجواهای شیطان هست
آیا باید روی گفتگوهای ذهنی کار کنیم یا خودبخود خوب میشوند؟
باید همیشه روی گفتگوهای ذهنی خودمان کار کنیم و نجواهای ذهنی که به ما احساس بدی میدهند را با باورهای مناسب جایگزین کنیم و این کار همیشگی ما باید باشد که احساس منفی گفتگوهای ذهنی منفی را با احساس خوب و گفتگوی مناسب جایگزین کنیم
باورها و گفتگوهای ذهنی خودبخود درست ایجاد نمیشوند بلکه باید همیشه آنها را مدیریت کنیم هر کجا باور غلطی داشتیم که به ما احساس منفی داد باید با باور مثبت و نمودهای عینی مثبت جایگزین کنیم و اتفاقا گفتگوهای ذهنی و باورهای ما خودبخود بد و منفی میشوند بصورت زنجیری پیوسته در مسیر احساس بد میفتند اگر روی آنها مدام و همیشه کار نکنیم
برای بدست آوردن ثروت باید روی باورهایمان کار کنیم و صبر داشته باشیم همین که ما روی باورهایمان کار میکنیم خودش صبر هست وقتی باور به یقین رسید و نتایج هم می آید نتایج که بیاید باورها قویتر ایمان و یقین بیشتر و نتایج هم بهتر میشود و همین چرخه ادامه میباد
وقتی روی باورهایمان کار میکنیم از همان ابتدا نشانه های می آید( باید نشانه های کوچک و بزرگ را دریافت کنیم ) و خوشحال میشویم و باید همین مسیر را ادامه بدهیم هر چه با ذوق و شوق مستمر روی باورهایمان کار کنیم و فایل ها را گوش کنیم اتفاقات خوب و نشانه های فراوانی را دریافت میکنیم و وقتی یواش یواش روی خودمان کار نکنیم اتفاقات خوب کمرنگ میشوند و بعد …. منشاء نتایج از کار کردن روی باورهایمان و تغییراتی ست که در ذهن و باورهایمان ایجاد شده است و نتایج و نشانه های خوب یهویی و اتفاقی نیستند بلکه حاصل تلاش ما هستند که یک مدت مستمر روی باورهایمان کار کردیم و تغییر کردیم و اگر روی خودمان کار نکنیم نتایج کمرنگ میشوند
اگر با دیدگاهی موافق نیستیم اعراض کنیم آدمها با هر نظری و هر تفکری حق دارند دیدگاه خودشان را ابراز کنند ما اگر خوشمان نمی آید بجای بحث و دفاع و یا انتقاد و متقاعد کردن اعراض کنیم و کسی را اجبار به تغییر باورهایش نکنیم دوری کنیم از آن فرد یا فضا و ذهن خودمان را بر روی چیزهایی که به ما احساس خوب میدهد و موافق هستیم متمرکز کنیم و ببینیم کدام دیدگاه ما را به موفقیت میرساند آن را ادامه دهیم و هر کسی با هر دیدگاهی حق انتخاب و زندگی دارد همانند پیامبر اسلام و یارانش که در کنار مسیحی ها و یهودی ها با صلح و صفا زندگی میکردند و در راه تبلیغ دیدن خداوند به او فرمود تو فقط باید کلام حق را به گوششان برسانی تو هشداردهنده ای و بیم دهنده و تو مسئول ایمان آوردنشان نیستی پس لاتحزن اندوهگین مباش ..
پس ما باید با باورهای درست دنبال اهداف خودمان برویم و نباید بخاطر ترس از آینده عزیزانمان اهداف مان را دنبال نکنیم چون فلانی به سختی می افتد و البته وقتی با باورهای درست دنبال اهداف مان برویم سختی پیش نمی آید و اگر چبز به ظاهر سختی هم پیش آمد خیلی راحت راه حلش به ما گفته خواهد شد و نتایج خوبی از همان تضاد برای ما بوجود می آید
باید بدانیم ما فقط مسئول خودمان هستیم و مسئول پدر مادر فرزند خواهر برادرمان نیستیم و کلا ما این توانایی را نداریم که کسی را خوشبخت یا بدبخت کنیم در قران آمده : که هیچ کس بار دیگری را به دوش نمیکشد هر کس مسئول راه و مسیر و افکار خودش هست هر کس نان باورهای خودش را میخورد ما مسیری را که میدانیم درست هست را در پیش میگیریم آنها وقتی نتایج ما را دیدند میتوانند به مسیر ما هدایت شوند
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید