این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/07/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-13 07:46:222025-01-15 07:20:52مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به بهترین روزهای زندگیم ، سلام به استاد عشقم ، سلام به دوستان عزیزم
سللااااااااااااااااااااااام
توضیح :
از زمانی که دوره جهان بینی توحیدی 1 شروع شد و دوستان عزیزم توی این دوره نظرات بسیار ارزشمندشون قرار دادن ، من هم شروع به مطالعه تک تک نظرات کردم و با هدایت فرمانروای کل کیهان هر نکته مثبت ، باوری خوب و کلا هرچیزی خوبی که توی نظرات بود به صورت 100 نکته 100 نکته روی آخرین فایلهای رایگان سایت قرار دادم.
این 100 نکته نهم از آخرین پیام قبلی تا صفحه 316 دوره جهان بینی توحیدی 1 که شامل جلسه نهم و قسمتهایی از نکات جلسه دهم دوره جهان بینی میباشد
“”””” نکات جلسه 10 از شماره 85 شروع میشود “””””
100 نکته هشتم به دلیل تعداد بالای کلمات شامل 8 صفحه میباشد.
ایجاد یک باور توحیدی برای هدایت به مسیر الهامات و استفاده از این نیرو برای تحقق هر خواسته ای.
طی این چندروزه برای انجام چند کار، به کسب و کارهای مختلفی مراجعه کردم که یکی از سوالات مشترک آن کسب و کارها از من به عنوان یک مشتری این بود که:
“از چه طریق با ما آشنا شده ای؟”
این سوال، روزهای شروع کار خودم در تهران را به یادم آورد و ایده هایی که برای جذب مشتری داشتیم. ما نیز چنین سوالاتی از مشتریان می پرسیدیم تا با تجزیه و تحلیل آنها، بدانیم کدامیک از شیوه های جذب مشتری مان، موثر تر بوده است.
در واقع، مهم ترین دغدغه هر فردی که تصمیم به ایجاد کسب و کاری می گیرد، “تأمین و جذب مشتری” است.
دلیل اینکه افراد زیادی، با وجود دانش و مهارت کافی درباره انجام آن کار مورد علاقه شان، باز هم برای شروع اش مردداند یا کلاً بی خیال انجامش شده اند، این است که نتوانسته اند پاسخ قانع کننده ای برای این سوال بیابندکه:
چگونه مشتری های لازم را وارد کسب و کارشان نمایند!!
قصدم از بازگویی این تجارب و مأموریت این جلسه، این است که ، “استفاده از قدرت الهامات بعنوان بهترین راه حل هر مسئله” را درک نمایی و قادر به شناسایی الهامات بشوی، نحوه نحوه عمل به آنها را جزو عادات خود نمایی و مهم تر از همه، ارتباط میان باورهایی که داری و الهاماتی که دریافت می کنی را بیابی و به این وسیله متعهد به ساختن باورهای قدرتمند کننده تر برای ایجاد نتایج بهتر درباره هر خواسته ای بشوی.
خواه جذب مشتری به کسب و کارت باشد، ورود به رابطه ای عاشقانه، یافتن سلامتی ات یا هر خواسته دیگر
اما پیام مهم این جلسه اینجاست: “مأموریت هر الهام، هدایت تو به یک مرحله بالاتر است”
یادم می آید در اوایل شروع کار که قطعاً باورهای قدرتمند کننده ای در زمینه مالی نداشتم، یکی از الهاماتی که به آن عمل نمودم، طراحی، و پخش پوسترهای تبلیغاتی همایش ها بود. بنابراین چندین پرینتر خریده و شبانه روز مشغول انحام این کار بودیم تا بتوانیم با هزینه کمتری این کار را انجام دهیم.
خودم طراح پوسترها بودم و شیوه انجام این کار نیز از جملاتی که نوشته می شد تا رنگ مورد استفاده و حتی مکان نصب، دقیقاً بر اساس الهاماتی بود که آنها را جدی می گرفتم.
در حقیقت،“عمل به الهامات”، یکی از مهم ترین ویژگی هایی بوده که به محض آشنایی با قوانین کیهانی، آن را درک و به خوبی در هر برهه ای از زندگی ام اجرا نموده ام. مهم ترین موفقیت های زندگی من، بدون شک حاصل عمل به یک الهام بوده است.
درست است آن روزها نتایج مالی خوبی نداشتم، اما دلیلش، اشکال در آن الهامات یا نحوه عمل به آنها نبود. بلکه اشکال در باورهایم بود. سپس هرچه بیشتر این قانون را درک نمودم که “جهان در هر لحظه به باورهایمان واکنش نشان می دهد و بازتاب آنها را وارد زندگی مان می کند”، بیشتر توانستم رابطه میان الهاماتی که دریافت می کنیم و نوع مداری که به خاطر باورهایمان در آن قرار گرفته ایم، را درک نمایم. اما نکته مهم اینجاست که: در صورت عمل به آن الهامات، بهترین نتیجه ی موجود در آن مدار را قطعاً دریافت می کنید.
به همین دلیل مطمئن شدم وضعیت مالی من با تغییر باورهایم تغییر می کند، نه یافتن یک روش تبلیغاتی بهتر یا استفاده از نظرات کارشناسان و خبره گان این حوزه. زیرا مطمئن شدم که عوامل موفقیتم، بیرون از من نیست، بلکه همه نتایج بیرونی، در درون من و توسط باورهایم شکل می گیرد. این درک از قوانین، اعتماد کردن به خداوند و بیشتر حساب کردن روی هدایت او و کمتر حساب کردن روی عقل و منطق انسانی را عمیقاً به من آموخت.
به من آموخت که اگر به جای صرف زمان برای چسباندن پوستر و تکیه کردن بر عقل و منطق انسانی، بیشتر روی باورهایم کار کنم، بیشتر روی دریافت هدایت خداوند به مسیر نعمت ها و هماهنگی با قوانینش حساب باز کنم و در برابر این قدرت و این خِرَد که “برگی به اذن او به زمین نمی افتد” تسلیم شوم، آنوقت این نیرو از هزاران طریق، مشتری ها و رونقی را به کسب و کار من هدایت می کند که بالاترین سطح از عقل و منطق انسانی من، نمی تواند هیچ ایده ای برایش داشته باشد.
دلیل تأکیدم در همه این سالها، بر ساختن باورهایی توحیدی، این است که به شما بگویم هرچه به این نیرو بیشتر اعتماد نمایی و در برابرش تسلیم تر باشی، موهبت ها و برکات بیشتری را به زندگی ات روانه می سازی و هرچه برعقل و منطق انسانی خودت تکیه نمایی، خود را از موهبت ها و برکات بیشتری محروم می سازی.
اعتماد به این نیرو، شما را به بیش از خواسته هایتان می رساند، همانگونه که درباره من و هزاران نفر اتفاق افتاده.
وقتی به مسیر زندگی و کسب و کارم نگاه می کنم، به وضوح نتایج اعتماد به این نیرو را می بینم که چگونه از طریق دستان بی شمارش، افراد آماده و علاقه مند به آموزش هایم را به راحتی وارد کسب و کارم نموده و مهم ترین شیوه تبلیغاتی ام شده است.
اگر به شیوه آشنایی خودت با مباحث آموزشی من نگاهی بیاندازی، متوجه می شوی که ذهن شما اول آماده ی شنیدن شد و سپس به سمت دریافت این آگاهی ها هدایت شدی. یعنی ورود تو به جمع خانواده صمیمی عباس منش و شنیدن این مباحث آموزشی، پاسخ خداوند به درخواست هایی بوده که قبلاً داشته ای. برای همین است که همواره تأکید دارم:
“مدیریت مشتری در کسب و کارت را به خدا بسپار”
“استخدام نیروهای مناسب را به خدا بسپار”
“هدایت به ایده ها و راهکارهای نتیجه بخش، افراد عالی را در هر جنبه های از زندگی ات، به خدا بسپار”
منظورم این نیست که یک گوشه بنشینی و منتظر فرو افتادن یک گونی پول از آسمان باشی. برای درک بهتر این موضوع، لازم است متذکر شوم که منطق و قانون “دریافت الهامات” و هدایت به مسیر خواسته ها، این است که:
اولاً:
الهاماتی که دریافت می کنی، همیشه هم جنس با مداری است که در آن قرار داری و به اندازه ظرف باورهای شماست. اما عمل به آن الهام، شما را بهترین نتیجه ای می رساند که در آن مدار می توانستی دریافت نمایی.
ثانیاً:
الهامات، همیشه قرار است قدم بعدی را به شما بگوید، نه کل مسیر و مقصد را. اما نتیجه عمل به آن الهام، ورود به یک مدار بالاتر است که هم باورهای شما قدرتمند کننده تر شده و هم ظرف وجودتان برای دریافت الهامات نتیجه بخش تر، رشد نموده.
نتیجه درک منطق الهامات:
1٫ وقتی بدانی که الهامات قرار است یک مرحله و یک قدم شما را پیش ببرد و به الهام بعدی هدایت کند، آنوقت در مسیر خواسته هایت صبورتر می شوی یعنی نمی خواهی یک شبه، ره صدساله بروی
2٫ از آنجا که ایمان داری در طی مسیر، قدم های بعدی به تو الهام می شود، از مسیرت لذت می بری زیرا نگران آینده نیستی
3٫ ب الهاماتی که دریافت می کنی را، بی چون و چرا عملی می سازی. یعنی دیگر حساب و کتاب نمی کنی و شک و تردیدی درباره اجراشان نداری. زیرا می دانی این الهام فقط برای این لحظه و این مرحله است و تنها به وسیله انجامش به مرحله بعدی هدایت شوی.
سرفصل های جلسه هشتم:
بررسی اصل و اساس گسترش اسلام در زمان پیامبر با نگاه قوانین کیهانی و استفاده از این اصل درباره چگونگی تحقق خواسته ها
توضیح مهم ترین باور توحیدی که منشأ اصلی دریافت الهامات برای هدایت به مسیر خواسته هاست.
توضیح باورهای توحیدی ای که سبب افزایش فروش و افزایش مشتری به کسب و کار می گردد
چرا کار کردن روی باورها، برای همیشه یک الزام است؟
مراحل تکاملی ای که هر فرد در دریافت الهامات طی می نماید
2- به قول استاد نگران سوالات بی جوابت نباش هدایت میشی و بهت گفته میشه و به همون اندازه ای که خدارو باور میکنی بهت نعمت داده میشه و هرروز بیشترش میشه
3- از جایی که هستی شروع کن، از وسایلی که داری استفاده کن، آنچه که تواناییش رو داری انجام بده!!!
Start where you are, Use what you have, Do what you can!!!
«Arthur Ashe»
4- خدا رو شکر من راجب این باور که خدا باهامون دوسته و ما رو کلا بخشیده هیچ مقاومتی ندارم و اعتقادم اینه که خدا حتی اشتباهات آینده ی منو هم که ممکنه انجام بدم بخشیده ………. خدا همون موقع که دارم اشتباه میکنم منو میبخشه ……….
این شعرو نوشتم و زدم به کمدم و بارها و بارها خوندمش :
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش / که از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش / گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
و این شعری که الان برامون توضیحش دادین : هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر / آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم / هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر / رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
5- استاد خوبم متشکرم ازتون ……یادمه یه روزی گفتید شما مثل آدمی هستید که روی برف راه رفتید و جا پای شما روی برف مونده و به ماها میگید بیاییم جا پای شما رو روی برفا پیدا کنیم و به همون نتایجی برسیم که شما رسیدید ……. چه قدر الان این حرفو درک میکنم …… آروم آروم اومدم و جا پاهای شما رو روی برفا پیدا کردم و آروم آروم دارم پیش میرم ………..
6- استاد جونم دیشب بخش اول فایل 9 رو گوش کردم و صبح که بیدار شدم و رفتم پیاده روی مدام یه جمله از این فایل توی ذهنم تکرار میشد که تمام وجودمو غرق خوشحالی کرده بود، گفتید بعد از اینکه دوره های شما رو خیلی خوب کار کردیم و مدارمون بالاتر رفت به سمت کسی هدایت میشیم که آگاهیش از شما بالاتره، احساس کردم که به سمت آرزوم هدایت میشم و نزدیکه اون روز و هرگز محبت و مهربونی های شما رو از یاد نمیبرم
7- رب جهانیان رو بسیار شاکرم که به هدایت بندگانش بیشتر از خودشون مشتاقتره
خدایی که میگه اگر تو یه قدم بیایی من 100 قدم میام
خداوندی که عاااااااااااادل هست
خداوندی که خیییییییلی مهربون هست
به قول حضرت ابراهیم
خداوند من همواره نسبت به من بسیار رحیم بوده ( خیییییییییییییییییییییلی خیییییییییییییییییلی مهربان )
خدا خیرتون بده
از شما ممنونم
خیییییییلی .
این جمله ای که خدا بهتون الهام کرده بود که به شما ثروت فراوانی میدهد شبیه اون برای من هم بود
تقریبا 8 ماه پیش .
من شنیدم که خدا به کل کائنات با این مضمون گفت : این بنده ی من هر چه بخواهد به او ارزانی بدارید
8- آگاهانه سعی که به نکات مثبت و اتفاقات خوبی که تو سال جدید برات افتاده فکر کنی و دائمن در حال شکر گذاری و تصویر سازی اون اتفاقات و اون احساسای خوب باشی و ببینی که شرایط کاریت و فروشت مثل همیشه و خوب داره پیش میره.واحساست رو در هر لحظه روی فرکانس خوب و عالی نگه دار.
ایمان دارم که تنها در این شرایط میتونی از این مسئله به بهترین شکل و بهترین نتیجه عبور کنی.چون سیستم و قانون اینو میگه و نه قانون تغییر میکنه و نه سیستم اشتباه میکنه.و تو با احساسات مثبت هست که شرایط و اتفاقات خوب رو رقم میزنی.
با در احساس خوب بودن بهت ایده های مثبت الهام خواهد شد و نتیجه 100٪ به نفع تو خواهد بود.
فقط با اجرای قانونه که سیستم کار میکنه و سیستم به احساس تو واکنش نشون میده
احساس خوب=نتایج خوب
احساس بد=نتایج بد
خداوند از سنتهایش عدول نمیکند
9- یه فایل رایگانی تو سایت هست که اسمش کم برده میشه به اسم “بررسی موردی یک دوست در موردقوانین ثروت” چقدر من عاشق این فایلم ! کلی هم واسه خودم جملات عالی ازتوش دراوردم و هرروز بهشون گوش میدم. اونجا هم استاد در مورد الهامات حرف میزنه و دقیقا همین بحث مدارها در الهامات رو هم میگه در مورد دوستشون : که انتظار داشته ایده مدارهای بالاتر بهش برسه و خب طبیعیه که نمیرسیده. بخاطر همین منتظر میمونده و اصلا به اون الهاماتی که مربوط به مدار خودش میشده عمل نمیکرده و اخر و عاقبتشم که معلومه… اگه دوست دارید جملات عالی برای باورسازی الهامات با صدای استاد داشته باشید اون فایلو بارها و بارها گوش بدید..
10- جلسه چهارم در مورد بی نهایت بودن موقعیتها برای کسب و کار بود… یه مورد جالبی رو توی نت دیدم که طرف اومده بود “جناغ مرغ مصنوعی!!!” تولید کرده بود و خیلیییی زیاد هم استقبال شده ازش ! همون سنت شکستن جناغ رو ازش استفاده کرده و داره پول درمیاره ! یاد حرف استاد افتادم که شما اگه بخوای منجوق دوزی رو پرتغال رو هم یاد بدی یه عده هستن که مشتری میشن ! واقعا از هرچیزی میشه پول دراورد..
11- جلسه نهم هم در مورد الهامات… که یه تمرین داشت و اونم اینکه بگیم چطوری به این سایت هدایت شدیم و یادمون بیاد که خدا همیشه در حال هدایت ماست…
12- وسط حرفاش یه جایی گفت که اگه قانون جذب رو سرچ کنید اسم ما اوله توی گوگل و.. . منم از سر کنجکاوی رفتم سرچ کردم و تو صفحه اول علاوه بر سایت ایشون ؛ دیدم یه جا نوشته گروه تحقیقاتی عباسمنش و….. خلاصه اومدم و فایلها رو دیدم و…….! یعنی فکر کنید ایشون اومد برای خودش تبلیغ کنه که ببینید من اولم و فلانم و…. در واقع تبلیغی شد برای استاد ! ( واقعا حرف استاد درسته که نیازی به تبلیغ نیست و خدا برام میفرسته! یکی از بینهایت راه خدا هم همین بود!)
13- یه چیز خیلی جالب توی صحبتهای اون خانوم هم بود ..اونم اینکه میگفت من همیشه ادمهای خوب رو ملاقات میکنم و…. ( و این باورش بود که ادمهایی که باهاش برخورد میکنن همه خوبن). ببینید واقعا باور چه میکنه ! ! این خانوم بیاد توی اون استیت پارک و استاد هم همونجا باشه و بهش الهام بشه در مورد سبک شخصی بگه و بیاد سراغ ایشون و… ! باور داشته همه ادمهاییکه میبینه خوبن و باورش هم بهش ثابت میشه و استاد میاد سراغش برای مصاحبه… افتاب امد دلیل افتاب ! خیلی برام جالب بود این تیکه اش…
14- موضوع : نکته های قسمت 9
توی این چند روز توی هر شرکتی میرفتم یا کسی میومد برای ما کاری انجام بده ازم می پرسید شما از چه طریق با ما آشنا شدید این سوالی ک تو ایران هم میپرسند مثلا از طریق اینترنت از طریق تبلیغات فلان روزنامه فلان مجله خلاصه دوست دارند بودند ک شما از چه طریق با اونها آشنا شدید ک بدونند کدوم یکی از تبلیغات معاصر تر کدوم بهتره بعد من یادم اومد اوایل هم من کارم و شروع کرده بودم ما هم همین کار و میکردیم اس ام اس میفرستادیم پوستر میچسبوندیم وقتی بچه ها ثبت نام میکردند تو دوره های حضوری ما ,ما یه سوال داشتیم شما از چه طریق با ما آشنا شدید مثلا اگر میگفت پوستر می گفتیم از کدوم منطقه برای اینکه بدونیم کدوم منطقه بیشتر دیده میشود من خیلی سال پیش این کارها رو میکردم بعد داشتم فکر میکردم ک چی شد دیگه این کارو نکردم بعد یادم اومد دلیلش این بود ک من یه سری باورها رو در خودم ایجاد کردم ک من وقتی روی خودم کار میکنم روی باورهام کار میکنم توی مداری قرار میگیرم ک یه سری از آدم ها وقتی یک سری سوال دارند به اون مدار هدایت میشن با من یا برنامه های من آشنا میشن از وقتی من این قانون و درک کردم یعنی قانونی ک همه چیز از درون من داره اتفاق می افته نه بیرون من اون وقت بود ک من هیچ تبلیغی نکردم برای کار خودم به هیچ عنوان نمیخوام بگم تبلیغات چیز خوبی نیست میخوام بگم موضوع سر یه چیز دیگست یه اساس دیگه ای رو میخوام توضیح بدم وقتی این باور رو در خودم ایجاد کردم فقط نشستم روی خودم کار کردم و اجازه دادم الهامات منو هدایت کنه و بعد این الهامات به من میگفت روی سایت کار کن یه همچین فایلی رو بزار این دوره رو آماده کن این فایل رایگان و بزار و همه کارهایی ک انجام شده یعنی اینا به من گفته میشد و من انجام میدادم
الهامات یه تصویر یه صدا یک جمله تو کتاب یه صحبت بین دو نفر یه چیزی ک یه لحظه بلد میشه و یه حسی تایید ش میکنه یعنی اصلا چیز متافیزیکی و عجیب و غریب نیست من در مورد پیامبر اسلام هم مطمئنم اون جبرئیل ک گفت اقرار بسم ربک الذی خلق اصلا این جور نبوده ک فقط تو غار حرا بوده باشه یا یه صدای عجیب و غریب بوده باشه یه چیزی با قلب پیامبر صحبت کرده ک با قلب همه ی ما صحبت میکنه اصلا یه چیز عجیب و غریب ک فقط مختص یه سری ها باشه نیست یه حالت طبیعی از حیات مثل همون الهامی ک به گلبول های سفید میشه وقتی یه ویروس یا یه باکتری وارد بدن میشه و اونا میرن سریع سراغش و جلوشو میگیرند مثل الهامی ک به قلب ما میشه و قلب ما می تپه یعنی این طبیعی هست
هر چقدر شما بیشتر روی خودتون کار کنید بیشتر می فهمیدش و الا بودنش ک همیشه بوده و به قول خداوند تو قرآن مشخصه حق از باطل جدا میشه مشخصه قابل درک میشه بخاطر همین دوست دارم این باور رو به شما بدم ک این خیلی طبیعیه با شما هست بوده و خواهد بود فقط موقعی ک شما روی خودتون کار میکنید صداش بلندتر میشه تصویرش واضح تر میشه مطمئن تری ک این الهام مطمعن تری ک این مسیری هست ک باید بری
این کارهایی ک من انجام میدادم طبق اون باوری ک گفتم خداوند همه ی این کارها رو انجام میدهد
وقتی من روی خودم کار میکنم خداوند افراد و وارد زندگی من میکنه وارد کسب و کار من میکنه
من نمیخواد کار بیرونی خاصی انجام بدم کل کار درونی من باید روی خودم کار کنم باورهام و درست کنم همون باورهایی ک تو دوره ها گفتم من باید روی اون باورها کار کنم بعد وقتی ک مدارم می ره بالاتر افرادی ک به اون جوابها نیاز دارند اون ها منو پیدا میکنند یعنی خدا اون ها رو ,ما رو باهم ارتباط میدهد به بینهایت طریق ک من عقلم هم نمیرسه اصلا از اون موقع بود ک دیگه تبلیغات نکردم و فقط روی خودم کار کردم
تمام اتفاقات بیرونی ما توسط درون ما داره اتفاق می افته خداوند داره همه کارها رو مدیریت میکنه وقتی تو باورهات و درست میکنی وقتی روی خودت کار میکنی همه ی اتفاقات برات ایجاد میشه خداوند این کار و انجام میده یعنی اون کسی ک کشتی رو داره تو بیابون می سازه اون حضرت نوحی ک کشتی رو وسط بیابون می سازه خداوند آب رو میاره برای اون کشتی تا اون کشتی شناور بشه خداوند کارها رو انجام میده اما کی این کارها اتفاق می افته موقعی ک تو رو خودت داری کار میکنی موقعی ک تو میای باورهات و درست میکنی موقعی ک تو میای دنیا رو جور دیگه ای میبینی و آرام آرام هدایت میشی به راههای بهتر
هر کسی ک میخواد یه شغلی بزنه هر کدوم از شما ها و هر فردی تو جهان ک میخواد یه بیزینس ایجاد کنه اولین سوال ش اینه ک من چجوری خودمو معرفی کنم به دیگران من چجوری به دیگران بفهمونم ک من یه سری خدمات یا یه محصول دارم ارائه میکنم اینو چیکار کنم یعنی همه ی سوال اصلیشون تو بیزینس تو درآمد و کسب و کارشون اینه و چون جواب این سوال و نمیدونند و چون اون راه رو هم بسیار پر هزینه هست تبلیغات بیلبورد اس ام اس ووووو خیلی چیزهای دیگه تبلیغات پر هزینه ای هست احتمال اینکه از همون اول بیخیال این کار بشه خیلی خیلی زیاده و میگن ما همه کارها رو کردیم مغازه گرفتیم وسایل گرفتیم حالا مشتری رو چیکار کنیم اینو چیکار کنیم این سوالی ک خیلی ها نمیدونند و من میخوام بگم ک این سوال هم از درون ما اتفاق می افته و جوابش تو درون ماست و ما هدایت میشیم و مشتری ها هدایت میشن
ما باید روی خودمون کار کنیم و بقیه کارها رو بسپاریم به خداوند ما تقسیم کار میکنیم با خداوند یه سری کارها رو ما انجام میدیم یک درصد کارها رو ما انجام میدیم نود و نه درصد کارها رو خداوند انجام میده اون یک درصد کارها هم یه کار درونی هست یه کاری هست ک باید روی باورهامون کار کنیم بعد یه سری الهامات به ما داده میشه و ما انجام میدیم یعنی در نهایت یک اعمالی اتفاق می افته اما اعمال کی اتفاق می افته بعد از دریافت الهامات اتفاق می افته یعنی شما تو مسیری حرکت میکنید به شما گفته میشود و بعد شما انجامش میدید تاکید میکنم انجامش میدید مثلا در مورد کار من همون فایل ها فیلم برداری میشه تدوین میشه تولید میشه یعنی یه سری کارها داره انجام میشه حالا تو کار هر کسی بستگی به اون فضای کاریش متفاوت میتونه باشه اما چه کاری داره انجام میشه اون کاری ک الهام میشود چه چیزی الهام میشود این خیلی مهمه با توجه به فرکانس تو با توجه به مدار حال حاضر تو چیزهایی به شما الهام میشود ک قدم بعدیه یعنی بعضی ها فکر میکنند اون الهام کل مسیره
یعنی الهامات اون جور نیست ک کسی ک توی اون فرکانس چیزی بهش الهام شود ک مربوط به ده تا مدار بالا تره
این ک من انقدر در مورد تکامل حرف میزنم در مورد مدارها حرف میزنم ک بگم این مدارها متفاوتند و با کار کردن روی باورهاتون وارد مدارهای بالاتر می شید و تو مدارهای بالاتر چیزهای متفاوتی نسبت به مدار قبلی هست برای اینکه این موضوع رو درک کنید
اون چیزی ک به شما الهام میشود بستگی داره به فضای فکری تو بستگی داره به ظرف تو بستگی داره به اندازه تو بستگی داره به موقعیت تو بستگی داره به خواسته های تو یعنی همه ی اینها مشخص میکنه ک قدم بعدی رو چی برداری حالا تو قدم بعدی فضای فکریت عوض میشه موقیعتت عوض میشه ظرفت بزرگتر میشه خواسته هات تغیر میکنه و بعد دوباره قدم بعدی بهت گفته میشه و همین جور قدم بعدی و بعدی همه چی تغییر میکنه اگر شما اینو درک کنید چند تا اتفاق می افته یکی خیلی صبورتر عمل میکنی یعنی نمیخوای یه دفعه از صفر به صد برسی دو خیلی از زندگی لذت میبری بخاطر اینکه مطمئنی در زمان مناسب به شما گفته میشه سه به الهاماتت عمل میکنی چون مطمعنی این الهام برای این لحظه هست و باید عمل کنی تا قدم بعدی بهت گفته بشه
یعنی خیلی دو دوتا چهار تا نمیکنی خیلی فکر نمیکنی ک این قدم چجوری میخواد منو به خواستم برسونه یعنی خواسته شما با چیزی ک العان توش هستی خیلی فاصله داره و الهام تو رو از این مدار به یه مدار بالاتر میبره نه به اون خواسته ای ک بسیار بسیار متفاوت از اون چیزی ک العان هستی برای خودت در نظر گرفتی بعد اون الهامات ک بهت گفته میشه هر چی فکر میکنی میگی این چیزی ک العان به من گفته شد یک میلیارد وم اون خواسته منو هم نمیتونه تامین کنه اصلا برای چی برم دنبالش
ولی وقتی قانون و درک میکنی خیلی بهتر اون مسیر و ادامه میدی بنابراین اون چیزی ک به شما گفته میشه با توجه به فضای شماست با توجه به ظرف شماست با توجه به مدار شماست و بعد قدم بعدی گفته میشه و شما میری جلوتر
این خدایی ک من دارم در موردش صحبت میکنم اون داره همه کارها رو انجام میده این ک من دارم انقدر در مورد توحید صحبت میکنم این قدر میگم آقا ما باید بفهمیم ک هیچ چیزی نیستیم همه ی کارها رو اون داره انجام میده این که ما کردیت و اعتباری ک خدا انجام میده میزاریم به نام بقیه این یعنی شرک
نمی دونید چقدر آدم ها دنبال یه سری از افراد هستند تا یه سری کارها رو براشون انجام بدن برای اینکه شناخته بشن تو حوزه خودشون مشتری پیدا کنند در صورتی ک همه ی این کارها رو خدا انجام میده برای شما
کی انجام میده موقعی ک تو داری روی خودت کار میکنی موقعی ک تو این موضوع رو باور میکنی ک اصلا خدا میتونه این کار و انجام بده اصلا اصولا آیا کسی باور میکنه این قضیه رو ک خدا میتونه این کارو انجام بده یا باور نمیکنه
بحث سر اینه ک اصلا ما فکر میکنیم ک جهان داره چه جوری کار میکنه اگر ما بفهمیم جهان داره با فرکانس های ما کار میکنه نه با چیز دیگه ای اون وقت ما خیلی راحت میتونیم خداوند و باور کنیم قدرت شو باور کنیم توحید و باور کنیم یکتا پرستی رو باور کنیم و اون موقع ما بیایم روی خودمون کار کنیم خدا رو باور کنیم و به خدا بگیم خدایا میدونم ک تو این توانایی رو داری ک افراد و وارد بیزینس من کنی و منو بشناسونی و دل افراد و نسبت به من نرم کنی همون چیزی ک بارها تو قرآن گفته شده دل افراد و به سمت من نرم کنی منو محبوب کنی و تو این کارو میتونی انجام بدی همین ک شما اینو باور داشته باشید این میتونه اتفاق بی افته و خداوند میتونه این کارو انجام بده و این کار زمانی اتفاق می افته ک تو باور کنی این قضیه رو با باورهای مناسب بدون ک اون خداوندی ک این جهان و خلق کرده با این دقت با این ظرافت ما داریم نفس می کشیم قلب مون داره می تپه این زمین داره به دور خورشید می چرخه این گیاهان دارند رشد میکنند اصلا نمیشه در موردش صحبت کرد این مغز جواب نمیده من بخوام بگم چه اتفاقاتی تو جهان هستی داره می افته ک اصلا ما هیچ خبری نداریم هیچ کاری براش انجام نمیدیم با دقتی ک هیچ کامپیوتری در جهان نمیتونند همچین دقتی رو درک کنند و داشته باشند داره اتفاقات رخ میده داره انجام میشه همه چی
این خدایی ک داره انجام میده خیلی راحته براش ک آدم هایی رو وارد حوزه کسب و کار شما بکنه ک هدایت شون کنه سمت کسب و کار شما و تبدیلشون کنه به مشتری
وقتی باور تو در مورد ثروت ایراد داره اصلا ته باورهات اینه ک من اگر پول دار بشم آدم بدی میشم یا از خدا دور میشم یا هر ک بامش بیشتر برفش بیشتر حالا یه زره هم مشتری برای من زیاد بشه کلی دردسر داره حسابداری داستان داره یا اگر مشتری برای من زیاد بشه من بلد میشم واسه رقیب هام میریزند سرم اگر العان کاری باهام ندارند بخاطر اینه یه گوشه ای دارم کارم و انجام میدم یه زره معروف بشم آدم حسابی بشم کله گنده بشم همه ی اون ها روم زوم میکنند
میدونید چقدر باورهای شرک آلود ما داریم در مورد موضوع های مختلف ک باعث میشه ما به خواسته هامون نرسیم این که من میگم با توجه به مداری ک توش هستی بهت گفته میشه منظورم این هاست تا وقتی این باورها وجود دارند با توجه به این باورها یه قدم کوچولو بهت گفته میشه وقتی تو باورهات و بهتر میکنی اون قدم هی بزرگتر میشه اون مشتری ها هی بیشتر و بیشتر میاد بخاطر همین ما نیاز داریم این باورها رو ایجاد کنیم اون باورهایی ک در مورد ثروت هست حالا در مورد سلامتی هر چی ک هست اون ها رو باید درست کنیم تا ترکیب همه ی اونها باعث بشه مدار ما تغییر کنه در مدار جدید اگر باور داشته باشیم خداوند به ما الهام میکنه مسیرهای درست رو و قدم بعدی به ما میگه و بعد اتفاقات و مشتری ها و درآمد ها رو برامون بوجود میاره ترکیب همه ی اینها هی مرحله به مرحله ما رو میبره جلوتر
اگر اصل و ساختار جهان رو و سیستم خداوند رو درک کنیم توی هر بهره ای میتونی اون نتیجه ای ک میخوای رو بگیری
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
15- فایل نهم که مثال اسب رو زدید که باید بهمون اعتماد کنه و ایمان بیاره و وحشی بازی در نیاره و نمیدونید این مثال چقدر ارزشمند بود….واقعا ما باید به خدا اعتماد کنیم و خودمونو در دستانش رها کنیم و بذاریم که کارشو بکنه و وحشی بازی در نیاریم و همه چیزو با ذهن محدود و منطقیمون که خیلی از جاها با روحمون فاصله ی زیاد گرفته نخوایم حل کنیم و تسلیم بشیم در برابر خدای یکتا و چقدر من آرومم و چقدر همه چیز دوست داشتنیه و چقدر شما عااااالی هستید……
16- بعد ازشنیدن قسمت نهم یه سوال قدیمی تو ذهنم زنده شد و برگشتم یه فایل قدیمی رو گوش کردم؛ اما بازم نتونستم جوابم رو پیدا کنم.
اونجایی که استاد میگن دوستاشون به ایشون میگفتن : اون موقه گفتی اون الهامه، اما الان میگی این یکی الهامه، چجوری میشه اینا که باهم جور در نمیان!
و ایشون به ما جواب میدن اون موقه مدار من اون بوده و اون راه بهم الهام شده و الان چون فرکانسم تغییر کرده یه راه خیلی بهتر (و حتی متفاوت با قبلی) به من گفته شده…
این جواب، منو یاد توضیح استاد در مورد استخاره انداخت؛ جایی که میگن خداوکیلی شما چن نفر سراغ دارین که استخاره بهشون گفته این ازدواج خوبه و الان از زندگیشون راضی نیستن؟ یا چن نفر جواب استخاره شون برای بیزینسشون مثبت اومده اما الان به بدترین صورت ورشکست شدن؟!!
و این موضوع تو این سه روزی که فایل جدید روی سایت قرار گرفته ذهن منو خیلی درگیر کرده که با این اوصاف تفاوت بین نشونه و استخاره چی میتونه باشه وقتی هردوشون با توجه فرکانس فعلی مون بهمون پاسخ میدن؟
(تو فایل استخاره استاد خیلی رو این موضوع مانور میدن که اگه برای گرفتن استخاره به کسی قدرت بدیم یا اون رو از خودمون بالاتر ببینیم این شرکه. خوب بله دقیقا همینطوره.)
17- بعدش اونجا کنار دو خانم نشسته بودم و اصلا هوای کولر به ما نمیزد و گفتم که برم صندلیهای اونور و بعدش چاخان گفت برم اون ور چی اونور اون اقا پسرا نشستن الان میگن عمدا میخواد بره اونورو من جوابشو ندادم و بعدکه توضیحات اون اقای مدرس تموم شد بهشون گفتم ببخشین هوای اینجا خیلی گرمه انگار کولر تون هوای خنکم نداره گفتن ببخشید راس میگین ولی همین قضیه صرفه جوییی در مصرف برق و ایناست و منم گفتم به یه اقا پسری که رو به روم بود گفتم ببخشین اون کولر هواش میزنه به شما گفتن بله اینجا بهتره و منم خیلی با اعتماد به نفس پاشدم و رفتم اون ور نشستم و بعدش گفتم خدایا شکرت اگه قبلنا بود خدااا شاهده تا اخر جلسه اصصصصصصلا روم نبود نه درخواست کنم نه یه کلام حرف بزنم ولی خیلی عالی شد ….همه نجواهای ما به خاطر فرهنگ غلط و باورهای اشتباهمونه که انقدر در موردد جنس مخالف اشتباه بهمون اموزش دادند …..انقدر باورهای اشتباه به خوردمون دادند به قول دوستان باور کنین منم استرس اینو داشتم که اگه اقا پسرای سایتو و اینجا رو به اسم کوچیک صدا بزنم چاخان بهم میگفت الان در موردت چی فکر میکنند ……خلاصه اینکه انقدر خوشحال بودم
همه شرکت ها و افکار وقتی یه کاری رو انجام می دهند به شکل های مختلف خودشون و کارشون رو تبلیغ می کنند تا افرادی که به اون محصول نیاز دارند بیان و اون رو خریداری کنند
من هم در شروع کارم تبلیغات می کردم به شکل های مختلف و خیلی برام مهم بود که کدوم روش تبلیغاتی موثر تر هست که بتونم روی همون تمرکز کنم و از یه جایی به بعد دیگه تبلیغات نکردم میدونین چرا؟!!!
چون اومدم روی باورهام کار کردم و این باور رو ساختم که وقتی روی باورهام کار می کنم و روی خودم کار میکنم در مداری قرار می گیرم که افرادی که یه سری سوالات دارند به اون مدار هدایت می شوند و با برنامه های من آشنا می شوند
وقتی به این آگاهی رسیدم که هر اتفاقی میافته در درون من هست نه در بیرون من از اون وقت به بعد دیگه هیچ وقت برای کار خودم تبلیغ نکردم.
موضوع این نیست که تبلیغات خوب نیست چرا گاهی تبلیغات لازم هست موضوع چیز دیگه ای هست.
وقتی این باور رو ایجاد کردم فقط و فقط روی خودم کار کردم و اجازه دادم که الهامات من رو هدایت کنه.
این الهامات به من می گفت مثلا روی سایت کار کن یه همچین فایلی رو بزار یه همچین کاری رو انجام بده.
تو این لوکیشن فایل ضبط کن ،درباره همچین موضوعی صحبت کن ،
این دوره رو آماده کن ،این فایل رایگان رو اماده کن و…
اینا به من گفته می شد و من انجام میدادم
نمیخوام موضوع رو سخت کنمکه تو ذهنتون ایجاد بشه یه فضای روحانی و خاص یا قدیس گونه تو ذهنتون ایجاد بشه نه خیلی ساده و راحت قضیه.
ارتباط خاص و عجیب غریب نیست و نمی خواد.
الهامات یه تصویر،یه حرف،یه جمله ای توی یه کتاب،یه صحبت بین دو تا دوست،یه چیزی که برجسته میشه توی ذهنت و یه حسی تاییدش می کنه،
چیز متافیزیکی عجیب و غریبی نیست.
فکر می کنم در مورد پیامبر اسلام هم وقتی جبرئیل گفته اقر بسم ربک الذی خلق یه صحبتی با قلب پیامبر بوده که با همه ما هم صحبت می کنه.
که قبلا هم با قلب پیامبر صحبت شده اما اون زمان چون داشته روی خودش کار می کرده تونسته واضح بشنوه و بفهمه و درکش کنه .
و بگه بقیه بنویسنش.
اصلا موضوع متافیزیکی و عجیب و غریب نیست.
یه چیز طبیعی و جزئی از طبیعت هست مثل الهامی که به گلبول های سفید میشه و اونا میرن سراغ میکروب ها.
مثل الهامی که به قلب ما میشه و قلب ما می تپه
مثل وقتی توی خواب آب دهانت راه هوایی رو بسته و شروع می کنی به سرفه کردن و بیدار میشی.
مثل الهامی که وقتی شیر میپره توی گلوی کودک واکنش نشون میده که مادرش بفهمه.
این الهام همیشه هست جزئی از طبیعت جهان هستی این الهام.
مثل الهامی که به زنبور عسل میشه
خیلی راحت چیز عجیب و غریبی نیست که یه آدم خاص دین دار توی کوهستان سالها مراقبه کنه و دریافتش کنه
نه همیشه هست فقط هرچی بیشتر روی خودتون کار می کنید بیشتر می فهمیدش و درکش می کنید. و گرنه همیشه هست
فقط وقتی روی باورهاتون کار می کنید واضح تر میشه.
و گرنه خداوند در قرآن می فرماید مشخص هست حق از باطل مشخصه و جدا میشه.
قابل درک میشه.
این خیلی طبیعیه همیشه بوده هست و خواهد بود.فقط هرچی بیشتر روی خودتون کار می کنید صدا بلند تره، تصویر واضح تره،مطمئن تری که این الهام هست،مطمئن تری که این مسیری هست که باید بری،احساس ارامش درونی بیشتری داری.
وقتی من روی خودم کار می کنم خداوند همه کارها رو انجام می دهد خداوند افراد رو وارد زندگی من می کند. وارد کسب و کار من می کند.
نیاز به کار بیرونی خاصی نیست باید کار درونی انجام بشه باید روی باورها کار کرد همون باورهایی که در دوره های مختلف گفته شد.
وقتی روی خودم کار می کنم مدارم بالاتر میره و افرادی که نیاز دارند من رو پیدا می کنند خدا اونها رو هدایت میکنه به سمت من
خدا مارو به هم ارتباط می دهد به بی نهایت طریقی که من عقلم هم نمی رسد.
من دیگه تبلیغات نمیکنم چون الان جواب داده یه نفر که توی ایران هم نیست و بدون اینکه راههای معمولی که همه می روند رو رفته باشه بیزینسش جواب داده است.
اونایی که تبلیغات کار کرده اند گوگل اد ورز ،بنر ایمیل مارکتینگ و… میدونن که کار خیلی هزینه بری هست.و کاملا ریسک بالایی دارد.
من با این باور در این مسیر قرار گرفتم بدون هیچ گونه تبلیغاتی.
یه زمانی خیلی روی تبلیغات وقت گذاشتم و هزینه کردم و دردسر کشیدم.که صد نفر دویست نفر،سیصد نفر بیان توی یه معارفه رایگان که از اون تعداد چند نفر بیان توی دوره ثبت نام کنن.
البته که الهاماتی هم تو این مسیر دریافت می کردم توی طراحی پوستر و بقیه موارد
همه این درد سر ها رو داشته باشین با کلی بدهی و زحمت و رنج
این رو هم ببینید که تو میای روی باورهات کار می کنی و هیچ کدوم از اون کارها نباشه هیچ کدوم از اون تبلیغات،اون پوستر چسبوندن ها ،اون هزینه کردن ها و…
همه اون ها کلا حذف شود و افراد به بی نهایت طریق با شما آشنا شوند.
همین الان خود شما که داری این فایل رو گوش می کنی و این پیام رو می خونی می تونی بگی کع چطور خداوند به بی نهایت طریق شما رو هدایت کرده به این جا.
هر کسی یه داستان متفاوت داره از اشناییش با این سایت.
وقتی این باورها شکل گرفت و من باور کردم و عمل کردم و تمرکز کردم فقط روی خودم کار کردن و مطمئن بودم این اتفاق میافته.
اونوقت این اتفاق افتاد که از جاهای مختلف دنیا که من فکرش رو هم نمی کردم از ژاپن ،کانادا،استرالیا،هلند از جاهایی که اصلا من چجوری می خواستم تبلیغ کنم!!!
میان توی سایت ما و از برنامه های سایت ما استفاده می کند و از فایل ها و دوره ها و محصولات استفاده می کنند و کامنت میزارن.
این نشون میده که تموم اتفاقات بیرونی ما توسط درون ما داره اتفاق میافته.
توسط باورهای ما داره اتفاق میافته
خداوند داره همه ما رو هدایت می کنه وقتی که تو باورهات رو تغییر می دهی و درست می کنی و روی خودت کار می کنی همه اتفاقات برات ایجاد میشه .
خداوند این کار رو انجام می دهد.
خداوند این کار رو انجام می دهد.
اون حضرت نوح که داره کشتی میسازه وسط بیابان خداوند اون آب رو میاره که اون کشتی شناور بشه
خداوند کارها رو انجام می دهد کی این اتفاقات میافته وقتی تو داری روی خودت کار می کنی
وقتی تو باورهات رو تغییر می دهی.
وقتی تو سعی می کنی جهان رو جور دیگه ای ببینی و آرام آرام هدایت میشی به سمت باورهای بهتر.
در مورد بیزینس هر کسی هر کاری می خواد انجام بده اولین سوالش اینه که چجوری مشتری ها من رو پیدا کنن؟!!!
بقیه موارد و کارها مشخص هست برای افراد اما جواب این سوال رو نمیتونن بدهند.
و راههایی که میدونن هم بسیار پر هزینه هست احتمال اینکه همون اول بیخیال اون کار بشن خیلی زیاد هست که چجوری مشتری جذب کنم؟!!
جواب این سوال در درون ماست و ما هدایت میشیم و مشتریها هدایت می شوند ما فقط باید روی باورهامون کار کنیم
و بقیه کارها رو بسپاریم به خداوند
در دوره روانشناسی ثروت 3در مورد تقسیم کار با خداوند بسیار صحبت شد که ما تقسیم کار می کنیم با خداوند
یک درصد کارها رو ما انجام میدهیم و نود و نه درصد کارها رو خداوند انجام می دهد. اون یک درصد هم یه کار درونی هست
باید روی باورهامون کار کنیم،وقتی روی باورهامون کار می کنیم یه سری الهامات به ما داده می شود،و ما به اون الهامات عمل می کنیم
یعنی در نهایت یک اعمالی اتفاق می افتاد،اما اعمال بعد از دریافت الهامات اتفاق می افتد.
یعنی در مسیر که حرکت می کنید و به شما گفته می شود و انجامش می دهید.
تا کید ،تاکید و تاکید می کنم انجامش می دهید!!!
یعنی اینطور نیست که من نشسته باشم تو خونه و روی خودم کار کرده باشم فقط و هیچ عملی رو هم انجام ندهم.
از اون بالا آدم ها من رو بشناسند
مثلا در مورد کار من فایل ها آماده میشه ضبط میشه تدوین میشه روی سایت قرار داده میشه.
یه سری کارها انجام می شود و در مورد کار هر کسی میتونه متفاوت باشه
چه کاری انجام می شود؟آنچه الهام می شود
چه چیزی الهام می شود؟
با توجه به فرکانس تو با توجه به مدار حال حاضر تو یه چیزهایی بهت الهام می شود که قدم بعدی است.
برای مداری که من بودم برای موقعیتی که من بودم برای باورهایی که من داشتم
توی اون مسیر به من الهام شد که از این کلید واژه ها توی پوسترت استفاده کن که بهره وری پوسترت چندین برابر شود.و همین اتفاق هم می افتاد هرچند اون مسیر مسیر خیلی عالی نبود اما برای اون فضا ی فکری من و اون فضای فرکانسی من و اون مداری که در اون قرار داشتم اون قدم اول بود.
یا بهترین کار تو اون فرکانس بود
یعنی اینطور نیست که فردی در فضای فرکانسی الانش چیزی بهش الهام شود مربوط به ده مدار بالاتراست.
اینکه من اینقدر در مورد تکامل و مدارها صحبت می کنم می خوام بگم که مدارها متفاوت از هم هستند.
با کار کردن روی باورهاتون وارد مدارهای بالاتر می شوید و درهر مدار چیزهای متفاوتی نسبت به مدار قبلی هست. برای اینه که این موضوع رو درک کنید.
اون زمان هم از طرف همین خدا به من الهام می شد اما جنس الهامات متناسب بود با فضای فرکانسی که در اون قرار داشتم.
در قرآن ترتیب نزول آیات هست،سوره های جز سی قرآن و سوره های کوتاه دراوایل رسالت پیامبر بهش الهام شده و سوره های توضیح دار و بلند در اواخر رسالت پیامبر بهش الهام شده.
خود خدا هم در قرآن این رو گفته که ما این کتاب رو آرام آرام به تو الهام کردیم
یعنی با توجه به ظرف فکری و باوری که پیامبر داشت بهش الهام شد نه اینکه در همون ابتدا یه آیه سنگین و با یک مفهوم سنگین بهش گفته بشه و بعد
با توجه به شرایط زمانه آیه ها بهش گفته شد
و اگر قرآن رو با توجه به ترتیب نزول آیات قران رو مطالعه کنید کاملا متوجه می شید که اون الهامی گه به پیامبر اسلام شده کاملا بستگی داشته به فضای فکری پیامبر یعنی به ظرفی که داره اماده میشه یعنی به اندازه ای که پیامبر میتونسته دریافت کنه و به شرایطی که پیامبر توی اون قرار داشته.
اینقدر این مدارها دقیق هستند
در آیه هفت سوره آل عمران که خداوند میگه بعضی آیات محکم و برخی متشابه هستند و در ادامه میگه اونایی که مرضی در قلبشون هست میرن سراغ تفسیر آیات متشابه و کسانی که راسخون فی العلم هستند می گویند همه این آیات از طرف خداوند است بستگی به ظرف پیامبر در اون لحظه به شرایط در اون لحظه،
این نکته خیلی مهم است که درک کنید چجوری جهان اطراف رو می شناسید و درک می کنید.
بعضی دوستان می پرسند که یه زمانی یه کارهایی رو گفتین به من الهام شد که اون کار روانجام بده و به زمان بهم الهام شد اون کار رو انجام نده کدومش الهام بوده ؟؟؟
جواب اینه که هردو الهام بوده بستگی به ظرف من داشته،بستگی به شرایط و موقعیت من داشته،بستگی به باورهای من داشته بستگی به فضای فرکانسی داشته که در اون قرار داشتم.
اینکه این متن رو بنویس این کلمات رو بلد کن این رنگ ها رو استفاده کن اون برای اون زمان من با اون باورها خیلی هم عالی بوده
که همون موقع که ما این کارها رو انجام می دادیم یه بدعتی توی طراحی پوستر اتفاق افتاد و بقیه افراد هم همون طرح ها رو استفاده کردند چون جواب داده بود.
اما زمانی که بیشتر روی خودم کار کردم و روی باورهایم کار کردم و ظرفم بزرگ تر شد من هدایت شدم به مسیر های بهتر.
تو هر برحه ای از زمان الهاماتی که به من شده چندین هزار کیلومتر من رو جلو تر برده برای رسیدن به خواسته هام.
بعضی افراد میگن اونچه به من الهام شد و من رفتم و اون نتیجه ای که می خواستم رو نداد.
اون الهام که کل نتیجه نیست که اون یه قدم هست وقتی میری قدم بعدی بهت گفته میشه وقتی انجامش میدهی قدم بعدی بهت گفته میشه و این قدم ها تا بی نهایت ادامه دارد و بستگی دارد به اندازه ظرف تو
1400 سال قبل مردم یه ظرفی داشته اند برای درک مفاهیم
الان خودمون رو با بچه های الان مقایسه کنیم هرچی زمان می گذره ظرف درک افراد بیشتر میشه مغزشون بهتر عمل میکنه
هر نسلی یه چیز هایی رو بهتر درک می کنه
این کتاب در زمانی و در منطقه ای اومده که باید با توجه به فضای فکری و ظرف افراد اون منطقه گفته می شد.
اینکه توی قرآن در باره آووکادو نیومده درباره کیوی نیومده درباره عدس درباره خرما اومده ،درختان سر سبز
مثالهایی که خداوند درباره بهشت میزنه:درختان سر سبزی که از زیر آنها نهر هایی جاری است از شیر و عسل
متالی زده میشه که برای مردم اون منطقه جغرافیای چیز جذابی بوده باشه،اگه مثلا مردم عربستان در جنگهای آمازون زندگی می کردند این خبر بدی بود که بهشت جای سر سبزی که سایه است و نهر ها جاری است و …
چون اونا اینقدر عطش آفتاب دارند که اگه بهشون می گفتند بهشت یه صحرایی پر از گرمای انرژی بخش
یا افرادی که در قطب زندگی می کردند اصلا علاقه ای ندارند به این چیزها فضای باز و گرمی رو دوست دارند نه جنگل های پوشیده و درختان در هم تنیده
اینا رو میگم که منطق خداوند رو درک کنید منطق این سیستم رو درک کنیم .هرآنچه گفته می شود با توجه به فضای فرکانسی شماست.با توجه به مدار شما و با توجه به خواسته های شماست.
اونچه که بهت گفته می شود بستگی داره به ظرف تو به فضای فرکانسی تو به باورهای تو.
همه این موقعیت ها قدم بعدی رو مشخص می کنه در قدم بعدی فضای فکریت عوض میشه ظرفت بزرگ تر میشه باروهات تغییر می کنه.خواسته هات تغییر میکنه.
اگه این رو درک کنید:
1٫خیلی صبورتر عمل می کنید ،نمیخواید یک دفعه از صفر به صد برسید.
2٫خیلی بیشتر از زندگیتون لذت میبرید چون مطمئن هستید در زمان مناسب بهتون گفته می شود.
3٫به الهاماتتون عمل می کنید چون مطمئن هستید این الهام برای این لحظه است باید بری و قدم بعدی بهت گفته می شود ،خیلی دو دوتا چهارتا نمی کنید.خیلی فکر نمی کنید که حالا این قدمه چجوری میخواد من رو به خواسته ام برسونه
وقتی خواسته ات خیلی خیلی بزرگ هست و با مداری که توش هستی خیلی خیلی فاصله داره ،و این الهامه برای اینه که تورو به مدار بالاتر ببره نه اینکه وقتی که هنوز خونه نداری ماشین نداری حقوقت خیلی خیلی پایین هست خواسته ات یه خونه ویلایی فلان یه ماشین فوق العاده یه تصویر بسیار بسیار متفاوت با اون موقعیتی که الان داری
وقتی الهام بهت گفته میشه هرچی فکر می کنی می بینی که آخه چجوری این قدم من رو به خواسته ام می رسونه این الهام اصلا یک میلیاردم اون خواسته ام رو هم نمیتونه تامین کنه اصلا چرا برم دنبالش؟
وقتی قانون رو درک می کنی خیلی بهتر اون مسیر رو ادامه می دهی کاری که من هم انجام می دهم ،البته که منم یه جاهایی کم میاوردم یه جاهایی شک می کردم ولی به نسبت خیلی ها کمتر
اینطور نبوده که بگم من بدون شک و بدون تردید به الهاماتم عمل کردم نه اینطور نبوده
اما نسبت به خیلی ها بهتر عمل کردم.
بنابراین آنچه که به شما گفته میشه با توجه به فضای شماست با توجه به ظرف شماست با توجه به باورهای شماست با توجه به مدار شماست و البته قدم بعدی هست و قدم به قدم بهت گفته میشه.
در مورد تبلیغات این تفکر رو ایجاد کردم که خداوند داره همه کارها رو برام انجام میده همونطور که من به طرز عجیب غریبی با بعضی چیزها و بعضی افراد آشنا شدم افراد هم به طرز عجیب و غریبی که الان برای من ناشناخته است با من آشنا می شوند.
کی این اتفاق میافته وقتی دارم روی خودم کار می کنم و یه سری باورها رو نهادینه می کنم به اتدازه ای که این کار رو انجام میدهم این اتفاق میافته افراد میان و با برنامه های من آشنا میشن و استفاده می کنن
الان اونایی که توی حوضه کامپیوتر و اینترنت هستند بهتر این حرف من رو درک می کنن
الکسای سایت مارو ببینید( یه افزونه ای هست وقتی نصبش می کنی روی مرورگر بهت آمار رتبه سایت و بازدید کاربران رو نشون میده)
با اینکه کاربران سایت فارسی زبان هستند و در مقایسه با سایتهای انگلیسی که زبان های دیگه سایت انگلیسی رو سرچ می کنند اما سایت فارسی رو فقط فارسی زبانان سرچ می کنند
رتبه الکسا رو که ببینید چقدر تفاوت دارد
اونوقت متوجه می شوید که اون خدایی که داریم در باره اش صحبت می کنیم اینهمه از توحید داریم میگیم .باید بدونیم که ما هیچی نیستیم همه اون کارهارو اون داره انجام میده.
اینکه اعتبار کارهایی که خدا داره انجام میده رو میزاریم به نام بقیه این یعنی شرک.
چقدر آدم ها دنبال این هستند که افراد یه کارهایی رو براشون انجام بدهند برای اینکه شناخته بشوند و تو حوزه کاری خودشون مشتری پیدا کنند.
در صورتی که همه این کارها رو خدا داره انجام میده برای شما چه وقت این کار رو انجام میده ؟ وقتی تو داری روی خودت کار می کنی.
وقتی که باور می کنی که خدا میتونه این کار رو انجام بده
اصولا آیا کسی باور می کنه که خدا میتونه این کار رو انجام بده یا باور نمی کنه؟
بحث سر اینه که جهان چجوری داره کار می کنه؟
اگه بفهمیم که جهان داره با فرکانس های ما کار می کنه اونوقت خیلی راحت می تونیم خداوند رو باورکنیم،
قدرتش رو باور کنیم
توحید رو باور کنیم
یکتاپرستی رو باور کنیم
اونوقت که خدا رو باورکردیم به خدا بگیم خدایا من میدونم که توانایی این رو داری که افراد رو وارد بیزینس من کنی و بیزینس من رو به افراد بشناسونی . دل افراد رو نسبت به من نرم کنی
چیزی که بارها در قرآن گفته شده دل افراد رو نسبت به من نرم کنی،من رو محبوب کنی و
تو میتونی این کار رو انجام بدهی همین که باور داشته باشید که می شود
و خداوند میتونه این کار رو انجام بده و زمانی که باور کنی این قضیه رو و مثال های مناسب برای خودت بزنی تا باور پذیر تر بشه برات.
به این دلیل من اینقدر در باره خودم مثال میزنم که باور پذیر بشه برات به عینه ببینی که اتفاق افتاد از وقتی من باور کردم اتفاق افتاد.
این خدایی که این همه اتفاقات در جهان رو با چه دقت و چه نظمی داره اداره می کنه زنبورها عسل تولید می کنن،درختان رشد می کنن،کوه ها دریاها و…
خیلی راحت براش که افراد رو وارد کسب و کار شما کنه.
که افراد رو هدایت کنه به سمت کسب و کار شما که تبدیلشون کنه به مشتری مگه کاری داره براش
کسی که این قلب شما رو این مغز شما رو به این دقت و ظرافت داره کارش رو انجام میده میتونه کار من رو هم مدیریت کنه.
وقتی منطقی بهش نگاه میکنی درک نمی کنی و باورت نمیشه که می شود میگی مگه میشه من روی خودم کار کنم یکی بیاد من رو پیدا کنه؟
من باید برم داد و فریاد بزنم تا من رو بشناسند.
من اون زمان این آگاهی رو نداشتم و تکاملم رو طی کردم اما به این معنا نیست که شما هم باید این سختی ها رو بکشین نه من اگه اون زمان یه نفر بود که این ها رو به من می گفت خیلی مسیرم راحت تر بود و سریع ترمی شد
البته نداشتن راهنما و الگو هم به مدارمن بر می گرده چون اون اوایل خیلی مقاومت ها داشتم خیلی ذهن منطقی داشتم و نگاه می کردم که بیزینس چجوری داره شکل میگیره تو تهرام من هم همون کارها رو انجام بدهم.
حرف من اینه که:
1٫در هر مداری که هستی با توجه به ظرفت با توجه به فرکانست داره مسیر های بعدی بهت گفته میشه
2٫اون خدایی که داره همه این کارها رو انجام میده که مغزت نمیتونه درکش کنه کارهای ساده تر از این کارها رو هم میتونه انجام بده
مثل اینکه کسب و کار شما رو به همه معرفی کنه
توی همه زمینه های دیگه هم همینطور هست
میتونه رابطه شما رو با همسرت زیباتر کنه
میتونه بچه سالم و صالح بهت بده
میتونه جسم تو رو سالم کنه
میتونه این بیماری که همه دنیا میگن لا علاجه رو درمان کنه
وقتی اون خدا رو باور میکنی که داره همه اون کارها رو انجام میده کاری نداره که اون مقدار انسولین مورد نیاز بدنت رو تامین کنه که دیگه مشکل دیابت نداشته باشی وقتی باور کنی هدایت می شوی بهت گفته میشه به اندازه ای که باور میکنی بهت گفته میشه عمل میکنی میگه فلان میوه رو بخور فلان ورزش رو بکن به سری اتفاقات بهت گفته میشه انجام میدهی یهو می بینی اااا اصلا نه خبری از بیماری هست و نه هیچی
و داری همه چی می خوری و لذت می بری و سالم سالمی
حالا این در مورد روابط عاطفی باشه در مورد بیزینس باشه در مورد سلامتی باشه درس خوندن باشه در مورد همه چی
اون خدا همه کار رو میتونه انجام بده فقط به اندازه باور تو
اولین مشکلی که کسب و کارهای تازه تاسیس و همه کسب و کارها دارند
اینه که مشتری چجوری ایجاد کنیم؟؟؟؟!!!!
خداوند خودش افراد رو وارد کسب و کارت می کنه کارت رو درست انجام بده روی باورهات همیشه کار کن
کارت رو به بهترین شکل ممکن انجام بده باورت رو در مورد پول درست کن که ثروت اصولا خوب هست که وارد زندگیت بشه
وقتی باورت درباره ثروت ایراد دارده
که هرکی بامش بیش برفش بیشتر حالا هرچی بیزینس من بیشتر رشد کنه کلی دردسر حسابداری و داستان و فلان داره
یا من بولد می شم یه سری رقیب ها میریزن سرم اگه الان کاری بهم ندارند به این خاطر هست که یه گوشه ای دارم کارم رو انجام میدم یه ذره معروف بشم و آدم حسابی بشم و کله گنده بشم همه روم زوم می کنن و دولت زوم و میکنه و فلان ارگان روم زوم میکنه
چقدر باور شرک آلود داریم که باعث میشه به خواسته هامون نرسیم وقتی که بهت میگم با توجه به مداری که توش هستی بهت گفته میشه منظورم ایناست تا وقتی این باورها وجود داره با توجه به این باورها یه قدم کوچولو بهت گفته میشه وقتی باورهات رو تغییر میدی و بهترشون میکنی قدم ها بهت گفته میشه قدم ها بزرگتر میشه مشتری ها بیشتر و بیشتر میان به سمتت وقتی داری این فایل رو بارها و بارها گوش میکنی و درموردش می نویسی و در موردش صحبت می کنی مشتری های جدید وارد کسب و کارت میشن
بعد میگی دیدی !!دیدی!! همین اتفاق افتاد !!!
اما اون مشتری های جدید به اندازه ای که باورت تغییر کرد رخ می دهند دو روز بعد که این فایل ها و حرف ها رو فراموش کنی و از این فضا دور بشی اونا هم براحتی میرن
به همین خاطر است که نیاز داریم باورهارو رو خودمون ایجاد کنیم
باورها در مورد سلامتی و ثروت و روابط رو هم باید درست کنیم تا ترکیب همه اونها باعث بشه مدارمون تغییر کنه و در مدار جدید اگر باور داشته باشیم خداوند به ما الهام میکنه مسیر های درست رو و قدم بعدی رو به ما میگه واتفاقات جدید و مشتری ها و در آمدها رو برامون میاره ترکیب همه اینها مرحله به مرحله ما رو میبره جلو تر
دوست دارم اصل چیزی رو که از جهان درک کردم و نتیجه گرفتم رو به شما بگم اون ساختار کلی جهان رو به قول انیشتین بتونم فکر خدا رو بخونم اون چیزی که از فکر خدا درک کردم رو به شما بگم و شما بتونید به روش خودتون ازش استفاده کنید حالا هر کسی یه سبکی داره
و در هر برحه ای یه سری خواسته داره موقعیتش که عوض میشه خواسته هاش هم تغییر میکنه.
اما اگر اصل و ساختار کلی جهان رو درک کنی توی هر برحه ای میتونی اون نتیجه ای که می خوای رو بگیری
بنابراین اون فردی که باورهاش در مورد ثروت ایجاد کنه وقتی این باور رو ایجاد کنه که خداوند مشتری هم می شود مشتری هاش زیاد میشن اما نه خیلی زیاد
چون یه عالمه باور ایراد دار در مورد شرک دارند مثلا:
اگه مشتری زیاد بشه درد سر هاش هم بیشتر میشه سیستم حسابداری باید درست کنم رقیب ها فلان میشن دولت رو من زوم میکنه یه باورهای شرک آلودی که هرکسی یه ذره گنده بشه جلوشو می گیرن تا وقتی هنوز خبری نیست ویه گوشه ای داری کار می کنی کاری بهت ندارند اما همین که ببینن یه ذره گنده شدی و یه ذره معروف شدی همچین می زننت زمین که نتونی بلند بشی مواظب باش خیلی گنده نشی چون اینا نمیتونن تحمل کنن یه نفر خیلی رشد کنه و گنده بشه پاشو از گلیم خودش دراز تر کنه.
چقدر مردم راحت دارن خوشبختی و سعادت رو از خودشون دور می کنند به خاطر این منبع آلودگی و شرک که تو وجود همه ما هست
بعید میدونم توی امریکا این تفکر باشه که اگه من رشد کنم و گنده بشم یکی جلو من رو می گیره و نمیزاره رشد کنم.یه همچین رد پایی رو تو امریکا ندیدم
چرا اکثر کسب و کارهای زنجیره ای در جهان تو امریکاست؟ چون این باور مضخرف رو ندارند.
اینکه میگی چرا نتیجه نمی گیرم؟؟!!!
وقتی روی الهامات کار می کنی به تدریج به این باور میرسی که خدا میتونه به من الهام کنه
وقتی روی باورهای توحیدی بیشتر کار میکنی به این باور میرسی که خدا میتونه مشتریها رو برای من بیاره
از اون طرف این باور رو داری که اگه مشتری زیاد بشه رقیب ها فلان میشن ،کارهای حسابداری پیچیده میشه، نمیزارن بری بالاتر ،باید باج بدیو از این چرت و پرت ها
این دوتا نمیتونن کنار هم بگنجند برای همین که میگم به اندازه ظرفت دریافت می کنی
در مورد پیامبر اسلام هم همین بود جهان یکسان عمل میکنه اگه فکر می کنی که پیامبر اسلام یه آدم خیلی خاص هست همینقدر بهت بگم که در مورد پیامبر هم به اندازه ظرفش بهش گفته شد این که خدا تو قرآن میگه پیامبر هم مثل خودتونه تو بازار راه میره مثل شما احتیاج داره غذا می خوره این یه آدم هست دقیقا مثل شما فقط داره روی خودش کار می کنه
یه نفر هست در حال حاضر یه کلیپی میزاره روی اینترنت خیلی سریع مشهور میشه ،این رو الان میتونیم درک کنیم .
ولی اون زمان که نه اینترنت بوده نه هواپیما بوده نه تلویزیون بوده هیچی نبوده همه هم با هاش مشکل داشتن یه نفر اینقدر مشهور میشه و از سراسر دنیا از چین و افریقا و مصر و ارو پا و هند و ایران کرور کرور آدم بلند میشن پای پیاده از صحرا و بیابون عبور می کنن میان و پیداش می کنن !!تا پیامش رو در یافت کنن با اون سختی مسیر که قابل تصور نیست !!!الان یه نفر از چین بلیط میگیره دو ساعت بعد توی فرودگاه جده هست توی هوا خوب که فرقی نمیکنه زمستون باشه یا تابستون ولی اون زمان تصورشم سخته الان.
تو زمانی که اینترنت نیست که یه دکمه بزنی یه میلیون نفر پیام رو ببینند
تو زمانی که مکه مرکز مقاومت بود همه مخالف پیامبر بودن و اول دعوت پنهان بود بعد آشکار شد و کسانی که بارها و بارها می خواستن پیامبر رو بکشن میان می گن این فرش قرمز نوکرت هم هستیم تو بیا و پرده دار کعبه شو اصلا این شهر و این کشور هرچی هست مال تو باشه
چی میشه که این همه آدم پیداش کنن قلبشون بخوادتش برن سمتش و بهش ایمان بیارن اصلا فکرش رو بکنید کی این کار رو کرد؟ پوستر چسبوند توب اینترنت کلیپ پخش کرد؟ تو امریکن گت تلنت مثلا یه جمله توحیدی گفت ملت همه شنیدن گفتن بریم ببینیم این بابا کیه؟
کی این کارهارو براش انجام داد؟همون قدرتی که براش این کارها رو انجام داد برای من هم میتونه انجام بده برای تو هم میتونه انجام بده
همون قدرتی که ژنتیک انسان ها رو نسل به نسل داره منتقل می کنه همون قدرتی ک سیارات رو با نظم دقیق نگه داشته و مدیریت می کنه منظومه ها و کهکشان ها رو داره اداره می کنه همون کاری کرد که مردم این پیام رو بشنون
مغز آدم جواب نمیده که اون زمان محمد 23 سال پیامبر اسلام بوده چجوری!!!
همین الانش قابل تصور نیست با این همه امکانات و تکنولوژی و اینترنت و …یه آدمی بیزینسش رو شروع کنه 23 سال بعد بشه جهان شمول کل جهان بشناسنش همین الان با این همه تبلیغات تصورش سخته.
ترامپ تو سن 70 سالگی دو سال تمام شبانه روز کار کرد و هزینه کرد و تبلیغات و سمینار و… که بشه رئیس جمهور اینقدر هم معروف باشه اینقدر تلاش کرد تازه رای بیشتر هم نتونست بگیره ابن قدر زحمت کشید
حالا تو 1400 سال قبل پیامبر چیکار کرد مگه؟ شما هیچ تفاوتی با پیامبر ندارید فقط به اندازه ای که پیامبر روی خودش کار کرد باید کار کنی و ایمان بیاری .
شرکت هایی که توی تبلیغات دارن متفاوت عمل می کنن شرکت تسلا هست.
اصلا تبلیغات نداره شرکت تسلا با باورها و ایده های جدید برای R&D(تحقیق و توسعه )هزینه میکنه اما برای تبلیغات هزینه نمیکنه شرکتی که بزرگترین پیش فروش تاریخ جهان رو داره در یک هفته شرکتی که تبلیغ نمیکنه.
اعتقادشون به اینه که قیمت محصول رو بیاریم پایین تر و قیمتش رو ببریم بالاتر هزینه ها رو تو این زمینه ها صرف کنیم نه تبلیغات.
که خود مردم میان برای تسلا تبلیغ می کنن رایگان برای این کمپانی تبلیغ می کنن اینقدر تاثیر گذار هست. روی یو تیوپ چقدر اومدن ویدیو گذاشتن خود مردم.
همه چیز میتونه متفاوت باشه وقتی باورهای شما متفاوت هست نسبت به باورهای اکثریت جامعه.
همه چیز میتونه تغییر کنه
همه چیز از درونه
همه چیز از درونه
همه چیز رو شما دارید بهش شکل میدید
همه چیز رو شما دارید خلق و ایجاد می کنید همه چیز از درون شما شکل می گیره
هیچ چیز در بیرون نیست
هیچ کاری در بیرون اگر تغییر کنه نتیجه ایجاد نمیکنه
اونچه ازدرون تغییر میکنه نتایج بیرون رو ایجاد میکنه
اون خدایی که تمام این کهکشان ها رو خلق کرده و داره مدیریت می کنه اون تمام کارها رو برای من و شما میتونه انجام بده
به شرط این که ما باور کنیم که میتونه این کار رو انجام بده و باورهای درستی رو بزاریم
من سالهاست که یک ریال تبلیغ نکردم که خودم و کسب و کارم رو معرفی کنم
هرکسی که الان این حرف هارو می شنوه و این مطالب رو می خونه فکر کنه که چجوری آشنا شده با این سایت !!!!
و فکر کنید و باور کنید که همونطور که شما با این سایت و این مطالب آشنا شدید مشتریان شما هم میتونن با شما و خدمات شما و محصولات شما آشنا بشن.
این توی بحث مشتری هست این رو تعمیم بدید توی همه کارهایی که خداوند میتونه برای شما انجام بده.
و همه چی رو میتونید از طریق الهامات دریافت کنید الهامات قدم اول به شما گفته میشه وقتی انجام میدهید توی الهام بعدی قدم بعدی به شما گفته میشه بنابراین شک نکنید به الهامات که این چجوری میتونه من رو به خواسته ام برسونه با این چیزی که الان داره به من میگه اون در اون زمان با توجه به ظرفت بهت گفته می شود اون مرحله ایه که باید انجام بشه و بعد که طرفت بزرگتر میشه باورهات بهتر میشه الهامه یه مسیر دیگه رو بهت میگه یه چیز دیگه ای رو نشونت میده.
متفاوت با مسیر قبلی به این معنا نیست که اون مسیر که رفتی اشتباه بود نه اون مسیر باید می رفتی تا به اینجا میرسیدی تا بهت گفته می شد اینها رو می خوام که قشنگ و درست و اساسی درک کنید نمی خوام اشتباه متوجه قضیه بشید
که مسیرتون طولانی بشه هرچند که هر کس با تمام وجود از خدا بخواد که هدایت بشه هرچقدر مسیر رو اشتباه بره هرچند که مسیر اشتباهی رو هم بره بازم هدایت میشه به مسیر درست مخصوصا شماها که دارید روی این فایل ها کار می کنید و دارید روی باورهاتون کار می کنید هرچقدر هم گم کنید مسیر رو بازم پیدا میکنید
تا وقتی که روی خودتون کار میکنید تا وقتی که خدا رو باور دارید هیچ چیزی از دست نمیره اصلا نگران نباشید که کاش اون مسیر رو میرفتم به الهامم عمل نکردم چه موقعیتی رو از دست دادم اون موقع که گفته بود دلار بخر نخریدم دلار رفت بالا
اون موقع که گفته بود فلان چیز رو بفروش نفروختم اومد پایین
اون موقع که گفته بود فلان کسب و کار رو بزنم نزدم
اون موقع که گفته بود فلانی رو اخراج کن نکردم ببین چه بلایی سرم آورد.
اصلا نگران نباشید هرجا که گوش نکردید و هر اتفاقی که افتاد میتونید با وارد شدن به مسیر هزاران هزار برابر اون موضوع رو جبران کنید.
فقط روی خودت کار کن و ایمان داشته باش این جهان با فرکانس داره کار میکنه وقتی تو فرکانس های مناسبی رو ارسال می کنی امکان نداره اتفاقات هماهنگ با اون فرکانس ها برای شما رخ نده چطور رخ میده من نمیدونم چطور رخ میده
هیچ کس نمیدونه چطور رخ میده
افراد مورد نیاز میان
الهامات بهت گفته میشه
شرایط برات فراهم میشه
اگه جایی هم مسیر رو اینور اونور رفتی اصلا خودتو تقطعه نکن درونت و قلبت و روحت رو سرکوب نکن و انتقاد نکن نسبت به خودت و بگو خداوند صدها برابر برای من جبران میکنه یه جایی حواسم پرت شد.
مثل رانندگی نیست که اولین اشتباه آخرین اشتباه اگه رفتی تو دره هرچی بگی غلط کردم فایده نداره نه اصلا اینطور نیست اصلا اینطور نیست.
وقتی در مسیر درست قرار میگیری یه کوچولو هم حواست پرت بشه یه ذره هم انحراف پیدا کنی از مسیر دوباره مسیرت رو پیدا می کنی و بر می گردی و بارها و بارها نتایج بزرگتر می گیری
به خاطر جاهایی که گوش نکردی ،به خاطر جاهایی که مسیر رو اشتباه رفتی،من بارها و بارها توی زندگیم توی کسب و کارم این اتفاق افتاد اما تهش اینه که الان دارم با همه اون کفر و شرک که گاها داشتم با تمام اون بی ایمانی که داشتم اما به اندازه ای که ر وی خودم کار کردم توی زندگیم جواب داده مسیر مشخص شده و گفته شده بهم
در مورد الهامات صحبت کردیم در مورد اینکه چطور خداوند با انسان صحبت می کنه اما تاکید می کنم به این معنا نیست که بشینی توی خونه و همینجوری فکر کنی که هیچ کاری نمی خواد بکنی و خدا خودش همه کار رو درست می کنه.
بارها و بارها گفتم بازهم میگم ایمانی که عمل نیاورد ایمان نیست حرف مفته
وقتی به شما الهام میشه این کار رو انجام بده باید اینکار رو انجام بدهی تا نتایج اتفاق بیافته اگه انجام نمیدی یعنی باور نداری
پیامبر اسلام اون کارها رو انجام داد گفت این کار و انجام بده ای اینجا برو این حرف رو بزن اینو بنویس انجام داد
به نوح گفته شد در بیابان کشتی بساز نوح کشتی رو ساخت و بعد بقیه کارها انجام شد
به ابراهیم گفته شد خانه بساز ابراهیم خانه را ساخت
به ابراهیم گفت بچه رو بزار و برو ابراهیم انجام داد بعد چشمه زمزم جوشید.
به مادر موسی گفت بچه رو رها کن ما حمایت و هدایتش می کنیم انجام داد و این اتفاق افتاد اگه انجام نمیداد سرش میبریدن مثل بقیه
هر قدم رو که انجام می دهی قدم بعدی گفته می شود در هر قدم یه میلیارد برابر خدا داره کارها رو انجام میده
اینهمه آدم صبح تا شب دارن می دوند هیچ اتفاقی نمی افته
حالا شما میای یه سری کارها رو انجام میدهی که به مراتب آسون تر و راحت تر و سریع تر هست و نتایج کاملا متفاوت با دیگران دریافت می کنی چون خدا داره بقیه کارها رو انجام میده.
من این باور رو دارم که تا وقتی که دارم روی باورهایم کار می کنم
خداوند داره افراد رو به سمت من هدایت می کنه.
این که دارم اینهمه روی توحید دارم پافشاری می کنم به خاطر اینه که به وضوح بهم گفته شد تا وقتی که خدا رو داری فریاد میزنی ما همه کارها رو برات انجام میدهیم.
وقتی فکر کردی یه آدمی هستی و همه کارها رو خودت انجام میدهی و خودت رو به آدم خاص فرض کردی و گفتی من این کارهارو کردم دیگه هیچ کاری برات انجام نمیشه فقط یادت باشه که این هارو یکی دیگه داره برات انجام میده نیاز نیست به بقیه بگی تا وقتی خودت اینها رو می فهمی و درک می کنی کارها برات انجام می شود.
ولی اگه یه روزی به این نتیجه رسیدی که من خودم من هوشم من یه ادم فلانم و باهوش و توانمندم و رمز و رازهایی رو کشف کردم وقتی که به اینجا رسیدی خودت برو انجام بده ما دیگه برات کار انجام نمیدیم مثل بقیه برو خودت کارهات رو انجام بده .
اون بابایی که صبح تا شب داره میدوه دنبال یه لقمه نون خودش داره انجام میده جهان این جوری عمل نمیکنه خودت برو بدو یه لقمه نون با زجر و بد بختی دربیار که نتونی ازش استفاده کنی نه بتونی خوشیش رو ببینی خودت برو انجام بده.
من قشنگ این پیام رو درک کردم اینقدر واضح بود که حد نداشت این که من همش دارم میگم بابا یکی دیگه داره این کارها رو انجام میده چون از همون روز اول گفت یا این رو باور می کنی و ما برات انجام میدهیم یا فکر می کنی خودت یه کاره ای هستی خودت برو انجام بده.
با خدا باش و پادشاهی کن
با خودت باش و هرچه خواهی کن
تا وقتی می فهمی که خداوند داره این کار رو برای شما انجام میده کردیتش رو اعتبارش رو میدی به خداوند.سپاسگذاریش هم مال خداوند هست.
این که میگم من از تعریف های شما خوشحال نمیشم به این خاطر که اون این کارها رو کرده اون این حرف ها رو زده بعد اعتبارش رو من بگیرم ؟!!!
من به خودن غره بشم؟؟؟ که واوووو من چه آدم خاصی هستم؟
اون همه کارها رو انجام میده اون داره اون گیاه و دانه رو تبدیل به درخت میکنه تو چیکار میکنی؟
تو فقط حالا یه هرس اگه بکنی که اونم با قدرت اونه که بدنت رو به این شکل داره مدیریت میکنه وگرنه آفتاب و آب و خاک و ژنتیک گیاه و نور و هوا و همهش رو اون فراهم کرده حتی مغز توروهم اون داره مدیریت می کنه چه اعتباری به خودت میدی؟
فردی که کشاورزی می کنه می خواد بگه من چیکار کردم در مقابل کاری که خدا انجام داده اصلا قابل مقایسه است؟
اون مادری که بچه رو به دنیا میاره چیکار کرده در برابر کاری که خدا انجام داده نه ماه جنین رو حمل کرده با خودش فقط بقیه کارها رو کی انجام داده بعد اعتبارش رو بدیم به مادر؟؟؟!!!
همه چی پدر مادر برادر دوست خواهر
اونا چیکار کردن؟؟؟ خدا چیکار کرده؟؟؟؟
بحث سر سپاسگذاری نیست!!! من سپاسگذار هستم اما تو قلبم اعتبارش رو به کس دیگری می دهم
چون من این کارها رو نکردم که از تعاریف شما خوشحال بشم.
مثل این میمونه که یه نفر دزدکی کتاب یکی دیگه رو گرفته از روش نوشته بعد کتاب شده بهترین کتاب سال
همه جادعوتش می کنن آیی تو نابغه نویسندگی هستی و فلانی اون درونن میدونه که من اینارو ننوشتم که رفتم تو کتابخونه یه کتاب دست نویسی پیدا کردم نویسنده اشم مرده خبر نداره اومدم چاپ کردم
خودش میدونه که هیچ کار نکرده چرا باید خوشحال باشه از تشویق ها
وقتی این رو میدونید و درک می کنید که خداوند همه کارها رو انجام میده بسیار یر به زیر و به قول قرآن خداوند می فرماید خاشع هستند مومنین،تقوا دارند مومنین
خیلی خاشعانه می فهمی و می پذیری که خداوند این کارها رو انجام داده مشتری هارو آورده ایده هارو بهت گفته کارمند خوب برات پیدا کرده اینکه کارمندات خوب کار کنن خداوند داره اینکار رو برات انجام میده.
همه اینارو که کنار هم میزاری درکت نسبت به جهان بهتر میشه درکت نسبت به خواسته هات بهتر میشه
درکت نسبت به مسیر رسیدن به خواسته هات بهتر میشه
همه چیز رو باید در درون تغییر بدهی و بعد دنیای بیرونت تغییر میکنه
کی این تغییر رو ایجاد میکنه؟ خداوند ایجاد میکنه
سپاسگذار کی باید باشیم ؟سپاسگذار خداوند باید باشیم.
و تا وقتی درک می کنیم این قضیه رو و باورش می کنیم این نتایج می تونه بزرگ و بزرگ و بزرگ تر بشه تا بی نهایت بزرگ همونجور که برای پیامبر اسلام اتفاق افتاد تا کجا پیش رفت؟
یه آدم معمولی به قول خود قرآن یه آدم امی یه آدم معمولی مثل شما مثل بقیه مردم به خاطر ایمانش به این جایگاه رسید همه ما وقتی میایم روی باورهامون کار می کنیم
وقتی نگاهمون رو متفاوت می کنیم از راههایی که شاید بقیه بهش فکر نکنن نتیجه می گیریم حالا توی بیزینس و تبلیغات این مثال رو زدم.
با هر منطقی سایت مارو بررسی کنید به چیزی میرسید که برای شما جای سوال داره برای خیلی ها که تو بیزینس کار می کنن
پلن کسب و کار می نویسن تو بیزینس من هیچ کدوم از اون کارها رو انجام ندادم
اصلا نمیدونم بیزینس پلن چی هست یه کتاب خوندم الانم یادم نمیاد پی نوشته بود توش
یا اون استارت آپ هایی که می رفتم اصلا بهشون عمل نکردم چون خیلی پیچیده و منطقی بود و سیستماتیک بود و من از قلبم تبعیت می گرفتم نه از مغزم و به من گفته می شد و من انجام میدادم و الان که چند سال از اون قضیه گذشته میتونی تفاوت نتایجی که من گرفتم رو با میلیون ها نفر که به شیوه های مرسوم کار کردند یعنی خودشون تلاش کردند زحمت کشیدن نه اینکه خدا براشون پیش ببره
برای من خدا پیش برد برای تو هم خدا پیش میبره من با همه افراد کار نمی کنم من با تعداد خیلی اندکی کار دارم که می تونن جهان رو اینجوری باور کنند
و اونهایی که توی این مدار قرار می گیرند که میتونند جهان رو جور دیگه ای باور کنند با برنامه های من آشنا میشن
اول اون آمادگی ایجاد می شود و بعد با برنامه های من آشنا می شوند
اول آماده شدید و بعد به یه طریق عجیب غریبی با این سایت آشنا شدید
امکان نداره یه نفر که توی این مدار نباشه و این چیزها رو قبول نداشته باشه و باور نداشته باشه یهویی منقلب بشه و بگه واوو من فهمیدم جهان چجوری عمل میکنه بریم که اینجوری عمل کنیم امکان نداره امکان نداره این اتفاق افتاده باشه.
برای همین میگم فردی که توی این مدار نیست اگه این حرف هارو بهش بگید چهارتا فحش و دری وری می شنوید مسخره تون می کنه.
کسی که تو این مدار نیست بارها و بارها تا کید میکنم که فقط و فقط روی خودتون کار کنید و اصلا نمی خواد بگین به بقیه عباس منش کیه!!!
این برخلاف اصول بیزینس هست توی همه بیزینس ها میگن مت رو معرفی کنید.
البته توی حوزه تغییر باورها به این شکل هست توی کسب و کارهای دیگه فرق می کنه اشتباه نکنید.
اگه آماده باشه خودش پیدا میکنه نیاز نیست کسی رو زوری بیاری تو این حوزه اگر کسی صد درصد آمادگی نداشته باشه این حرف ها رو بهش بزنید بد میشه براتون مسخره اتون میکنه اذیتتون
ولی وقتی آماده باشه خودش پیدا میکنه همونطور که شما پیدا کردید.
باید آماده دریافت باشی بعد به این جنس از صحبت ها هدایت می شوی
افرادی که در مدار پایین تر هستند اول با افراد دیگه ای تو حوزه کاری ما آشنا میشن که در مدار پایین تر هستند آمادگی پیدا می کنند بعد با ما آشنا میشن این در حالتی هست که من در مدار بالاتر باشم
اگه من در مدار پایین هم باشم همینه اول با من آشنا میشید بعد به مدار بالاتر و افراد بالاتر هدایت می شید.
در واقع یه نفر با برنامه های یه دوستی آشنا میشه و بعد می خواد بره بالاتر اگه من بالاتر باشم وارد مدار من میشه یا مدار هر کسی دیگه ای ممکنه باشه.
کلیت ماجرا می خوام بگم اگه به نحوه آشناییتون نگاه کنید بهتر میتونید قوانین رو درک کنید و قوانین بهتر خودش رو نشون میده.
یه جورایی اونایی که در مدار پایین تر از من هستند برای من هم تبلیغ می کنند چون یه سری افراد وارد اون مدار و آموزش ها میشن و آمادگی پیدا می کنند بعد که می خوان به مدار بالاتر برند خداوند هدایتشون میکنه به سمت آموزش های من. و این روند به مدارهای بالاتر از من هم ادامه دارد.از بی نهایت طریق .
جهان این کار رو انجام میدهد ،جهانی که مبتنی بر قانون مدار ،مبتنی بر قانون فرکانس،
وقتی این اصول رو درک می کنید:
رابطه عاطفی شما ساده تر میشه
خوشبختی شما ساده تر میشه
سلامتی شما ساده تر میشه
کسب و کار شما ساده تر میشه
پول دراوردن شما ساده تر میشه
همه چی ساده تر میشه به اندازه ای که این قانون رو درک می کنی خوشبختی به مقدار بیشتری وازد زندگیتون میشه
هم خوشبختی هم سلامتی هم ثروت همه چی همه چی
مطمئن هستم این فایل رو باید بیش از صد بار گوش کنیم شاید هزار بار
من اگه جای شما باشم فایل هارو که گوش می کنم،من کلا اینجوریم هر فایلی که از خودم گوش می کنم یا هر مطلبی خوبی یا یه آیه از قرآن هر جا که یه نکته ای داره یه چراغ روشن میکنه برام استاپ می کنم پاز می کنم و ممکنه دوروز راجع بهش فکر کنم بعد میرم سراغ آیه بعدی یا جمله بعدی و به همین طریق یعنی ممکنه یه فایل یک ساعتی دو ماه طول بکشه و قدم به قدم گوش می کنم و دوباره از اول و هرجا یه نکته داره و بهش فکر می کنم و ایده کشف میکنم و پلن میریزم
هر فایلی رو دریافت می کنید برای هر یه جمله ای که چراغی رو تو ذهنت روشن می کنه ساعت ها بهش فکر کن و تکرارش کن و ببین چه الهامی رو دریافت می کنی و برو جلو سریع نگذر ازشون که فقط گوش کرده باشی
در پناه الله یکتا شاد باشید سالم باشید ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت خدا نگهدارتون باشه
19- توی یکی از فایلای رایگان استاد در مورد یه الهامی که بهشون شده بوده و گفته بوده به هرچی بخوای میرسی ؛ صحبت کردن و گفتن این الهام به خیلیاتون شده ولی جدی نمیگیرن خیلیا… از همونجا یه خواسته ای تو من شکل گرفت و گفتم خدایا به هر زبونی که خودت میخوای بهم بگو من به خواسته هام حتما میرسم.. دلم میخواد از زبون تو بشنوم و حس کنم …
چندروز بعد داشتم استراحت میکردم که یهو اسم “طه” جلوی چشمم برق زد! من اصلا به فکر قران و.. نبودم اون لحظه و برای خودمم جالب بود. گفتم حتما این الهامه… برم بخونم ببینم چه پیامی واسم داره. سوره طه رو خوندم ولی تمام فکرم رفته بود طرف موسی و مار و … و اصلا اصلا اون ایه واضحی که الان میگم چی بود رو ندیدم! به خودم گفتم عجب! این چی بود دیگه !!!
گذشت تا امروز که داشتم کانالهارو جابجا میکردم رسیدم به شبکه قران.. دوست داشتم گوش بدم تلاوت قرانیکه پخش میشد رو ؛ ولی یه حسی بهم گفت اینجا رو ول کن و بزن شبکه نهال (که مال کودک و نوجوانه)!! زدم و دیدم ااا داره سوره طه پخش میشه! (همش کارتون میده ها! ولی اون لحظه چون دقیقا قبل اذان بود داشت قران پخش میکرد)
اینجا بود که جناب چاخان اومد و دقیقا تو گوشم گفت هههههه اینم از حست! طه رو که قبلا خوندی ؛ چیزی نداشت برات. الهام و اینارو ول کن بابا و… منم با تکنیک جلسه ششم کاملا خاموشش کردم و گفتم ساکت باش ببینم چی میگه! و گوش کردم…
اونجایی که موسی داشت به خدا درخواستاشو میداد : رب اشرح لی صدری ویسر لی أمری واحلل عقده من لسانی … خیلی حس و حال خوبی پیدا کرده بودم تا اینکه رسید به این ایه :
قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یَا مُوسَى….گفت : ای موسی ، هر چه خواستی به تو داده شد ….
وای خدای من به اینجا که رسدی واقعا خشکم زد… من به خدا گفته بودم بهم بگو به خواسته هام میرسم … بعد یکبار هم نه… دوبار این سوره رو جلوی چشمم میاره.. سوره ای که توی اون حضرت موسی خواسته هاشو داره میگه و خدا هم میگه هرچه خواستی بهت داده شد…
اگه یه وقت خسته شدم ؛ اگه نجواهای شیطان اومد و گفت به رویاهات نمیرسی میخوام با خودم حرفی که خدا خودش مستقیم بهم گفتو با خودم تکرار کنم : قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ ….
20- استاد شما اونقدر تو مدار خوبی هستین
که کانالهایی هم که دارن از محصولات شما استفاده سوء میکنند
سبب خیر میشن براتون
من از طریق کانالهای فیک شما با محصولاتتون اشنا شدم وبعد هدایت شدم به سوی سایت شما و بعد خرید محصول شما
گفتم کار خدارو ببین یکی دیگه کانال درست کرده یکی دیگه داره تبلیغ میکنه یکی دیگه کلی وقت گذاشته برا کانالش
ولی هدایت خدا به سمت درست وبه سمت شماست
میگن عدو سبب خیر شود
دقیقا مثل شما و این کانالهای فیک از محصولات شماست
21- از پسر عموم راجب قانون جدب پرسیدم هیچ اطلاعی نداشت و اساتید خارجی هم نمیشناخت
ولی عجیب هماهنگ بود با قوانین از لحاظ سلامتی روابط و مالی فوق العاده عالی بود
ی حرفی هم بهمون زد که همش با خودم تکرارش میکنم
گفت فکر مجانیه میتونی صبح تا شب فکر کنی و بابتش هیچی ازت نمیگیرن(منظورش فکر منفی بود)
میگفت ولی بعداز 20سال همون فکر همه چیزو ازت گرفته روحیتو شادی تو زندگیتو و تو افسرده وناامید شدی
تو زندگی تا میتونین شادباشین و فکر نکنین(یعنی تمرکزتون روی افکار منفی نباشه ، روی خوشی ها و زیبایی ها و روی نکات مثبت و…)
این عین هماهنگی با قوانینه
22- در مورد قانون تکامل وای که چقد فوق العادست و چقدر برای من شندیدن این حرفها لازم بود
خیلی چیزهارو از ذهنم ریختم بیرون و گفتم اول تکامل
فوق العاده عالی بود مطالب
این مطالب ادمو از ورشکستگی نجات میده
از ایده های میلیاردی
وادمو متوجه مدارها میکنه
میتونم بگم من تکاملمو توی روابط طی کردم
وقتی اقای عباس منش از روابط خانوادگی گدشتشون صحبت میکنن تمامی گذشته من هم برام تداعی میشه
دقیقا من هم جو خانوادگی پر تنشی رو داشتم مادرم فوت شده بود و پدرم همسری دیگرداشت
و روابط فوق العاده افتضاح با پدری دهن بین و بسیار اهل تنبیه جسمی
خلاصه از لحاظ مالی جانی وروانی اسایش نداشتیم
از زمانی که سعی کردم توجه نکنم
و از زمانی که متوجه قوانین شدم
باور نمیکنید همان خانه ایی که برایم جهنم بود محیط امن و اسایشم شده
همان پدر و همان همسرش الان برایم دوسداشتنی اند
الان اذعان دارم که شاید بهترین زن بابای عالم رو دارم
نمیدونم چجوری عوض شد فقط تغییر کرد
فقط میدونم الان در این شرایطم
و الان گدشته برام عجیب و بعید شده
خدارو هزار مرتبه شکر روابطم در کل از زمین تا اسمان فرق کرده
و این موضوع در گذر زمان و با تغییر من اتفاق افتاد
از روابط افتضاح به روابط خوبی رسیدم و باتغییر مدارهایم یقین دارم به روابط عالی میرسم همان گونه که تا بحال همه چیز عوض شده در اینده هم خواهد شد
برایم جالب این است که من در گذشته هیچ وقت فکر نمیکردم که حتی یک روز در خانه پدرم ارامش داشته باشم و حال این موضوع را کاملا بدیهی میدانم
الان به دنبال تکامل سیر مالی ام هستم
که فعلا جملات تاکیدی را صبط کردم و هر روز ساعتها انها را گوش میدهم
به امید موفقیت برای همگی دوستان
شاد باشید
23- استاد اللن دارم فایل 9 رو گوش میکنم برای اولین بار و اون قسمتیش هستم که میگید اصلا نگران نباش تا وقتی که داری روی خودت کار میکنی واز خدا هدایت میخوای قطعا هرایت میشی حتی اگه راه رو هم اشتباه رفتی یه موقعی و به الهاماتت عمل نکردی بازهم نگران نباش چون هدایت میشی و فقط دارم اشک شوق میریزم به قدری احساسم در این لحظه عااااااالیه که نمیتونم توصیفش کنم باور کنید همین لحظه همینجا تو بهشت امن الهی ام استاد قربون اون خدایی برم که این حرفها رو به زبان شما جاری کرده و منو توی این لحظه توی این مکان قرار داده که این حرفها رو بشنوم استاد خیلی حالم خوبه اونقدر این احساس در وجودم در این لحظه قوی بود که مثل شعله های عظیم آتش زبانه میکشه و بهم گفت بیام این احساس خوبمو بهتون بگم. خدایا شکرت. اولین روزایی که با تعهد تازه این مسیرو شروع کرده بودم توی خواب با شما سوار یه لیموزین مشکی شدم توی یه شب بارونی شما منو بردید پیش یه آقایی که شبیه پیرمردای کاوویی بود و ریشای بلند داشت توی یه مزرعه بزرگ و خونه اش زیر زمین بود از یه پنجره ی کوچیک وارد اون زیر زمین شدیم و اون آقا با اون کلاهش که مثل کلاه لوک خوش شانس بود و ریشای بلند داشت اومد و من ازش پرسیدم چطوری به این همه نعمت رسیدید شماها به من گفت هذا من فضل ربی هذا من فضل ربی هذا من فضل ربی و من از خواب بیدار شدم و فقط تکرار میکردم هذا من فضل ربی. استاد خیلی احساسم خوبه از خدا میخوام با تمام وجود میخوام که هممونو همواره به راه راست هدایت کنه و یقیین دارم تا وقتی که ما بخوایم خدا مشتاقه که مارو به راه راست هدایت کنه اصلا خدا میخواد که عاشقانه مارو به مسیر ثروت و نعمت و عشق خودش هدایت کنه فقط منتظره که ما بخوایم. استاد خیییییلییییی حالم خوبه خیییییلی دوستون دارم خییییییلی خوشبختیم که یه همچین خدایی داریم… خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا شکررررررتتتتتتت
24- موضوع : نکته های قسمت 9
همه چیز میتونه متفاوت باشه وقتی باورهای شما متفاوت نسبت به باورهای اکثریت جامعه همه چیز میتونه تغییر کنه
همه چیزو از درون شما دارید بهش شکل میدید شما دارید همه چیزو خلق میکنید شما دارید همه چیزو ایجاد میکنید همه چیز داره از درون شما شکل میگیره هیچ چیز از بیرون نیست هیچ کاری
اگر از بیرون تغییر کنه نتیجه نمیکنه. اون چه ک از درون تغییر میکنه نتایج بیرون و ایجاد میکنه اون خدایی ک تمام کهکشانها رو خلق کرده و مدیریت میکنه اون همه کارها رو میتونه برای من و شما انجام بده به شرط اینکه ما باور کنیم ک میتونه انجام بده و باورهای درستی بسازیم
من در مورد سایت خودم واضح دارم میگم من سالهاست ک یک ریال تبلیغ نکردم برای اینکه سایت و معرفی کنم من اومدم کار خودم و انجام دادم و فایل هامو گذاشتم و شما با بینهایت طریق آشنا شدید هر کسی ک میشنوه این فایل و فقط فکر کنه ک چجوری با من آشنا شده اون وقت میفهمه
ک جهان چجوری داره عمل میکنه و میتونید بفهمید و درک کنید به همون شکلی ک شما با من آشنا شدید افراد میتونند با خدمات و محصولات شما یا کسب و کار شما آشنا بشند حالا این تو بحث مشتری حالا من میگم اینو تعمیم بدید تو همه ی کارهایی ک خداوند میتونه برای شما انجام بده و همه چیزو از طریق الهامات دریافت کنید و باز هم تاکید میکنم الهامات قدم اول و به شما میگه اگر انجام بدید تو الهام بعدی قدم بعدی گفته میشه بنابراین شک نکنید به الهامات ک آقا این چجوری میخواد منو به خواستم برسونه با این چیزی ک العان داره به من میگه اون در اون زمان با ظرف شما اون مرحله ای ک باید انجام بشه و بعد ک ظرفت بزرگتر شد باورهات بهتر میشه الهام یه مسیر دیگه ای رو بهت میگه متفاوت با مسیر قبلی به این معنا نیست ک اون الهام اشتباه بود نه اون مسیر و باید میرفتی تا به اینجا برسی تا بهت گفته میشد یعنی دوست دارم اینا رو درست و اساسی درک کنی نمیخوام اشتباه بفهمید ک مسیرتون طولانی بشه هر چند ک من مطمئنم کسی ک با تمام وجود از خدا بخواد ک هدایت بشه حتی اگر چند روز مسیر و هم اشتباه بره در نهایت هدایت میشه و بر میگرده به مسیر درست مخصوصا ک شما دارید روی این باورها کار میکنید هر چقدر ک گم کنید مسیر و بازم پیدا میکنید تا وقتی ک دارید روی باورهاتون کار میکنید تا وقتی ک خدا رو باور دارید هیچ چیزی از دست نمی ره اصلا نگران نباشید ک آقا من اشتباه کردم کاشکی اون موقع به اون الهام م گوش میکردم اون مسیر و خدا به من گفت من نرفتم چه موقعیتی رو از دست دادم اون موقع ک گفته بود دلار بگیر نگرفتم العان دلار رفت بالا چه بلایی سرم اومد نه اصلا نگران نباشید هر کجا ک گوش نکردید یا هر اتفاقی ک افتاد هیچ اشکالی نداره میتونی با وارد شدن تو مسیر هزاران هزار برابر اون موضوع رو جبران کنی و فقط روی خودت کار کنی و ایمان داشته باشی این جهان با فرکانس داره کار میکنه وقتی تو فرکانس های مناسبی رو داری ارسال میکنی امکان نداره اتفاقات هماهنگ با اون فرکانس ها برای شما رخ نده
چطور رخ بده من نمیدونم چطور رخ میده هیچ کس نمی دونه چطور رخ میده اصلا موقیعتتون مهم نیست شرایط تون مهم نیست اتفاقات برات رخ میده آدم های مورد نیاز ت میان الهامات مورد نیاز بهت گفته میشه
ایمانی ک عمل نیاره حرف مفت هست وقتی به شما الهامی گفته میشه باید اونو انجام دهید تا نتایج اتفاق بی افته اگر انجام نمیدی یعنی باور نداری ک این کارو انجام نمیدی به نوح گفت کشتی بساز کشتی ساخت و بعد بقیه کارها رو انجام داد به ابراهیم گفت این خانه رو بساز ابراهیم ساخت به ابراهیم گفت این بچه رو بزار برو و بعد اون چشمه زمزم و وسط بیابون ایجاد شد به مادر موسی گفت این بچه رو رها کن ما حمایتش میکنیم هدایتش میکنیم انجام داد و بعد اون اتفاق افتاد اگر انجام نمی داد میومدن سرشو میبریدن مثل همه بچه های بنی اسرائیل در اون زمان یعنی این کارها انجام شد الهامات به شما گفته میشود و شما انجام میدید قدم اول و و بعد قدم بعدی گفته میشه انجام میدهی و بعد دوباره قدم بعدی گفته میشه و انجام میدهی در همین حین ک داری انجام میدی خداوند داره یک میلیارد برابر تو کارها رو انجام میده یک میلیارد چیه اصلا نمیشه مقایسه کرد مگه کاری ک من انجام دادم با کاری ک خدا انجام میده قابل مقایسه هستند من چیکار کردم اون چیکار کرد
هزاران هزار میلیون ها نفر از من یک میلیارد کار سخت تر انجام دادند اونا چرا این نتیجه براشون اتفاق نیافتاد یعنی بازم تاکید میکنم انجام کار به تنهایی جواب نمیدهد و الهام دریافت کردن و انجام ندادن هم جواب نمیدهد ترکیب این دوتا ست ک کارها رو انجام میده والا چند میلیارد نفر هستند ک صبح تا شب می دوند فعالیت میکنند کار میکنند برای بیزینس حالا به هر شکلی تبلیغ میکنند این ور اون ور و هیچ اتفاق خاصی براشون اتفاق نمی افته همش درگیری همش دویدن
اما اینکه تو بیای یه سری از کارها رو انجام بدی ک به مراتب کمتر از اون کارهایی بود ک بقیه انجام میدهد و آسون تر بوده چرا آسون تر بوده چون خدا انجام میداده و نتایج هم به مراتب بزرگتر از نتایجی بوده ک اونا داشتند
چرا چون خدا داشته انجام میداده و این باور و ساخته بودم ک من تا وقتی ک دارم روی باورهای خودم کار میکنم خداوند داره افراد و به طرف من هدایت میکنه اینکه من انقدر روی توحید پافشاری میکنم بخاطر اینکه همون روز اول خدا به من گفت به وضوح شنیدم به من گفته شد تا وقتی ک فقط خدا رو فریاد میزنی ما همه کارها رو برات انجام میدیم وقتی ک فکر کردی خودت یه آدمی هستی ک این کارها رو کردی و خودتو یه آدم خاص فرض کردی و گفتی من این کارها رو کردم دیگه هیچ کاری برات انجام نمیشه فقط یادت باشه ک اینارو یکی دیگه داره برات انجام میده تا وقتی این یادته اصلا مهم نیست به بقیه بگی یا نگی تا وقتی خودت اینو می فهمی تا وقتی خودت اینو درک میکنی کارها برات انجام میشود ولی اگر روزی به این نتیجه رسیدی ک نه بابا من بودم این کارها رو انجام دادم من یه آدم باهوش و توانمندی بودم اون موقع ما دیگه کاری برات انجام نمیدیم خودت برو انجام بده کاری ک بقیه دارند انجام میدند خودشون انجام میدن اون بابایی ک صبح تا شب داره می دود دنبال یه لقمه نون در بیاره با زجر و بدبختی ک نه میتونی ازش استفاده کنی نه میتونی و نه میتونی خوشی شو ببینی انقدر قشنگ من اینو درک کردم و این پیام چقدر واضح بود و من مدام میگم بابا یکی دیگه داره این کارها رو انجام میده این ک من میگم با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هر چه خواهی کن همینه روز اول اینو به من گفت یعنی تا وقتی ک تو میدونی کارها رو خدا انجام میده کردیت شو میدی به خدا و سپاسگزارش میشی وقتی می فهمی اون خداوند ک همه کارها رو برای شما انجام میده اون وقت سر به زیر و به قول قرآن خاشعانه می فهمی و می پذیری ک خداوند این کارو برای تو انجام داده
همه ی اینها رو کنار هم بزارید اون وقت درون به جهان و بیزینس ت به مسیر رسیدن به خواسته ها ت بهتر میشه اون وقت می فهمی ک همه چی از درون و از درون ک تغییر میدی دنیای بیرون ت هم تغیر میکنه و کی این تغییر و انجام میده خداوند انجام میده
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
25- به قول اون خانوم که در فایل سبک شخصی صحبت می کنن: وقتی عاشق کارت باشی همیشه یک خنده ی بزرگ روی صورتت هست
26- سلااااام، هنوز فایل 2 جلسه 9 رو ندیدم ولی به قدری فایل اول تاثیرش عاااالی بود که میدونم کلی با این فایل کار دارم و باید حسابی گوشش بدم. چقدر باورهای عاااالی توی این فایل هست. خدا همه کار برامون میکنم فقط به شرطی که اجازه بدیم به شرطی که نخوایم رو خودمون و عقلمون حساب باز کنیم به شرطی که ما قدمی رو که بهمون میگه رو برداریم و خودش دیگه 99 درصد کارارو برامون به هزار طریق که تو عقل ناقص مانمیگنجه انجام میده. تصور کنید که چقدر کار راحت میشه وقتی که اینو باورش کنیم دیگه ترسی نمیمونه دیگه نگرانی وجود نداره ما فقط کاری رو که بهمون گفته میشه رو میکنیم و اون نیروی قدرتمند اون خدایی که همه چیزو داره در جهان مدیریت میکنه اون خدایی که سیستم دقیق و بدون نقصی رو طراحی کرده تا جهان رو به بهترین شکل ممکن اداره کنه همون همه شرایط و موقعیت هارو برامون فراهم میکنه آدمها و شرایط رو به سمت ما هدایت میکنه اون همه کار برامون میکنه فقط کافیه که باور کنیم که همه کار برامون میکنه اونوقت فقط باید بشینیم و تماشا کنیم و لذت ببریم از حضورش اون به ما میگه و ما انجام میدیم و بقیه اش دیگه دست خودشه وای خدای من تو چقدر قدرتمندی چقدر بزرگی چقدر با تو بودن خوبه چقدر پادشاهی با تاجی که تو بر سر ما میزاری لذت بخشه خدای خوبم تو همه چیزی نمیدونین چقدر احساس خوشبختی میکنم که این قوانین و درک کردم چقدر سوالات توی ذهنم به جواب رسیدن دیگه هیران و سرگردان از کار دنیا نیستم دقیقا استاد یه کاتالوگ یه نقشه تمام عیار دست من دادی از دنیایی که توش زندگی میکنم خدایا ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی کافیه از خدا بخوایم اون با عشق با دست و دلبازی تمام هدایتمون میکنه راهنماییمون میکنه اصلا مهم نیست اگه زمانهایی از مسیر خارج بشیم به راحتی به مسیر بازمیگردیم به سرعت بازهم هدایت رو دریافت میکنیم چون اون خدا خیلی خیلی مهربونه خیلی خیلی بخشنده است خیلی خیلی نزدیکه. دوستای خوبم نمیدونم چطوری و با چه زبانی از خدا تشکر کنم که منو از معدود افرادی قرار داده که توی این خانواده حضور پیدا کنم همه دارو ندارم از خودشه همه وجودم از اونه اونه که منو به همه چیزهایی که میخواستم رسونده استاد من عاااااشق این خدام من عاااااشق این وجود همیشه حاضرم این وجودی که به محضی که میگیم موجود باش موجود میشه این وجودی که همیشه وجود داشته و داره از ازل بوده و تا ابد هم هست اونی که تمام قدرت جهان و کیهان در دستانشه اونی که اگه طبق قوانینش حرکت کنیم غیر ممکنه به بینهایت خوشبختی هدایتمون نکنه اونی که اونقدر عادله که قوانینش برای همه حتی پیامبرش یکسانه خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم بهترین سرمایه گذاری های دنیا و آخرت سرمایه گذاری روی شناخت و درک عظمت و خوبی و قوانین توه. من واقعا یک برنده ام چون خدا رو دارم وقتی ایمان داری که باعشق هدایتت میکنه به زیباترین و بهترین مسیرها توی فرکانسی که هستی و آرام آرام هدایتت میکنه به فرکانس بالاتر و بازهم بهترین حالت در همون فرکانس و بازهم مدار بالاتر و این روند تا بی نهایت ادامه داره یعنی دنیا پر از موقعیته پر از فراوانیه پر از خوشبختیه، قدرت چیه حکومت کیه نظام چی میگه تا قدرت دست اونه هیچکس هیچ کاره نیست حتی به باور خیلیا بزرگترین قدرتها هم پشیزی در مقابل عظمت و قدرت اون ارزش ندارن. واقعا فکرش و بکنید اون کسی که اعتماد و ایمان پیامبر اسلام بهش تونست پیامبرو به اون جایگاه در اون موقعیت برسونه تو شرایطی که هیچ رسانه ای نبوده همه کار میتونه برای ما بکنه فقط کافیه مثل پیامبر باورش کنیم وای خدا عااااااشقتم تو خیلی خوبی. استاد ممنون که هستید و به الهاماتتون عمل میکنید دوستون دارم بنده ی خوب خدا.
27- هررر تضادی که پیش بیاد باعث رشد و برای پیشرفت ماست
شما اصلا نباید نگران و ناراحت بشید و به قول استاد باید بگید اخ جون یه فرصت دیگه برای رشد
مگه تا حالا کم بوده از این جنس اتفاق!؟ در نهایت چی شده؟ برند اصلی با قدرت به فروش خودش ادامه داده
شما باید این اتفاق رو یه فرصت ببینی، یه موقعیت برای متفاوت شدن و ببینی مثلا میتونی چیکار کنی که محصول اصلی یه وجه تمایز داشته باشه با این مدل فیکش
و با این کار برند خودتون رو معتبرتر کنید و عاملی بشه برای فروش بیشتر.
به قول استاد میگه از دل تضادها راه موفقیت بیشتر رو پیدا کنید، تضادها اومدن برای رشد ما نه ضربه زدن به ما.
پس دوست من شما توجه ات رو از ناخواسته ها و کم شدن فروش و رقیب و … بردار و فقط تمرکز کن روی رشد بیشتر، روی فروش بیشتر و از خدا بخواه که بهترین راه رو براتون روشن کنه تا از دل این تضاد به رشد بیشتری برسید
خدایی که همه چیز میشه همه کس را پس میتونه برای شما هم مشتری بیشتر بشه به شرطی که بهش اعتماد کنی ، قدرتش رو باور کنی و ازش هدایت بخوای
تا از دل این شرایط به ظاهر بد شما رو به مرفقیت بیشتر برسونه ،تفاوت ادم های موفق و غیر موفق توی همین لحظه هاس و نحوی برخورد با همین تضادها
موفق و سربلند باشید
28- سلاااااام و صد سلام. فایل 2 جلسه 9 رو تا ساعت 4 صبح داشتم میدیدم و کلیییی لذت بردم. تسلیم شدن در برابر پروردگار به معنای پذیرفتن تقدیری که خدای مهربون برامون مقدر کرده و تقدیر همه ی ما انسانهای روی کره ی زمین سعادت و خوشبختی و ثروت و سلامتی و آرامش بی نهایته، تقدیر همه ی ما زندگی در بهشت دنیوی و اخروی خداونده فقط ما باید بپذیریم و تسلیم باشیم تا خداوند ما رو به تقدیرمون که همون خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرته برسونه توی شرایط به ظاهر سخت تسلیم شدن در برابر امر پروردگار کار هرکسی نیست کار راحتی نیست نیاز به یک ایمان قوی داره نیاز داره که رو خودمون کار کنیم تا بتونیم با تمام وجود ایمانمون رو حفظ کنیم و تسلیم خداوند باشیم و بدونیم که خدا فقط و فقط برای ما خیر مطلق میخواد و اونه که به همه ی امور آگاهه و هدایت همه چیز دست اونه ما فقط باید روی خودمون و ایمانمون و باورهای خودمون کار کنیم وقتی که ما روی توحید و قدرت خدا حساب کنیم وقتی که فقط خدا رو ببینیم و تسلیم امر اون باشیم وقتی توی هر شرایطی تمرکزمون روی توحید و یگانگی و درک عظمت و قدرت خدای توانمندمون باشه و تسلیمش باشیم اونوقته که به اون تقدیر اصلیه که خدا برامون مقدر کرده و خوشبختی و سعادت ما در دنیا و آخرته دست پیدا میکنیم. پیروز باشید.تسلیم باشید تسلیم باشیم.
29- اگر 20 بار این دوره رو گوش کنید دفعه 21 ام چیزای جدیدی میشنوید!
یه جای دیگه گفتی طبیعیه که ما ثروتمند باشیم، طبیعیه که خوشبخت باشیم . همین که مقاومتی نباشه کافیه، به قول استاده عزیزم : این طبیعیه که ما ثروتمند باشیم، این طبیعیه که ما سلامت باشیم ، این طبیعیه که ما خوشبخت باشیم
طبیعیه
طبیعیه
طبیعیه
30- نکات جلسه 9 قسمت دوم (1)
هر کاری که اولش سخته و پیچیدست با تمرین راحت میشه انقدر راحت میشه که اصلا باور نمیکنی که این کار قبلا چه غولی بوده برات،هر کاری که میبینید یه نفر داره عالی انجام میدهدو شما تعجب میکنید که چطور اون فرد انجام میده حالا مثلا میتونه از رو طناب رد شدن باشه،یا یه حرکت آکروباتیک،یا یه زبان خاصی صحبت میکنه،یا ریاضی مسئله خاصی رو حل میکنخ اولش اینطوری نبوده ..اول از حرکتهای ساده شروع کرده و با تمرین و تکرار و ممارست به اون مهارت رسیده..
هر کاری که شما بخواید انجام بدید خیلی خیلی راحت میتونید انجامش بدید به شرط اینکه قدمهارو دونه به دونه بردارید و نخواید از همون اول به پله آخر برسید..
چون خیلی وقتا وقتی میخوابن یه کاری رو شروع کنید یکی رو میبینین که داره روی طناب راه میره،یا رو پایی با توپ میزنه،یا انگلیسی صحبت کنه،یا هر کار دیگه ای میره کلاس و دوره میبینه بعذ مثلا 5 دقیقه،ده دقیقه،ببیست دقیقه اون کارو انجام میده بعد میبینن نه نمیتونن مث اون یارو انجامش بدن،اما واقعیت اینجاست که اونم عین شما بوده،با همین توانایب ها فقط به خاطر علاقه ای که داشته ،به خاطر عشقی که داشته گفته من حتما باید این کارو انجام بدم و صبر کرده و قدمهای کوچولو کوچولو شروع کرده و الان بعد این همه قدم برداشتن به اینجا رسیده..خیلی از ماها یه چیزایی رو تو دنیا میبینیم خیلی خوشمون میاد ،خیلی دوس داریم (مثلا یکی گیتار خوب میزنه،یا یه کار مذیریتی رو خوب انجام میده یا هر چیز دیگه) بعد خودمون میایم انجام میدیم یه ذره کار میکنیم میبینیم نمیتونم با اون کیفیت انجام بدیم و ناامید میشیم غافل از اینکه هر کاری هر کاری که شما میبینید یک نفر داره عالی انجام میده از ساده ترین حرکتها شروع کرده و تکرار کرده و تمرین کرده و تونسته انجامش بده..و شما هم میتونید انجام بدید به چه شرطی ؟؟؟ به شرطی که از همون مسیر برید.عشق و علاقه ای که اون داره رو داشته باشید،اون تکراره،اون تمرین و ممارست و پشتکاری رو که اون داشته شمام داشته باشید،به این شکل شمام به اون نتایج میرسید.
بارها و بارها شده یه چیزی برای شما غول بوده و انجامش دادیم و تکرارش کردیم و الان برامون راحت شده،و فکر میکنیم که چه جوری من فکر میکردم فلان کار سخت بوده؟ چرا فکر میکردم پیچیدست؟ الان که عین آب خوردن دارم انجامش میدم و تمرین کردم و الان قشنگ راه افتادم..
خیلی خوبه که ما در مورد چیزایی که بقیه دارن انجام میدن فکر کنیم که اون کار پیچیده نیست فقط اشتیاق،علاقه و تمرین میخواد…دلیل اینکه افراد تمرین نمیکنن اینه که اون اشتیاق و علاقه کافی نیست و گرنه اگر اشتیاق و علاقه به اندازه کافی باشه ،اون فرد انقدر شوق و شور و انرژی داره که میره تمرین میکنه،صبر میکنه،و حاضره زمان بذاره..انرژی بذاره،و حاضره خواب و خوراک نداشته باشه که اون کارو انجام بده یعنی قدرتی که شور و شوق داره هیچ چیزی نداره،برای انجام یه کار ،بحث ،بحث تنبلی نیست که آدما یه سری کارارو انجام نمیدن بحث بحث انگیزست اگر انگیزه نباشه هیچ کاری انجام نمیشه…
اما اگر انگیزه باشه هر کاری رو انسان میتونه انجام بده،به شرطیکه انگیزه داشته باشه،و البته باورهای درست داشته باشه.یعنی کسی که انگیزه داره برای دیدن غروب خورشید مهم نیست با چه سرعتی به سمت شرق حرکت میکنه در هر صورت به هدفش نمیرسه ولی اگر انگیزه + باورهای درست داشته باشه و در مسیر درست حرکت کنه خیلی زود به هدفش میرسه،پس اینکه یه سری کارارو انجام نمیدیم بخاطر تنبلی نیست به خاطر بی انگیزگیمونه ،به خاطر نداشتن شور و شوقه،شور و شوق باعث میشه هر کاری برامون راحت میشه و از انجام هیچ کاری نترسید ..اگر کسی داره داره کاری رو انجام میده بدونید قانونش چی بوده،صبر داشته باشید و باورهای درست ایجاد کنید و تمرین کنید شمام میتونین به اون شکل عمل کنید
ادامه دارد….
31- تازگیا یکی از نزدیکانم بچه دار شده …… با عمل سزارین بچه رو به دنیا آورده و طفلک به هر حال درد کشیده و الانم که اون بچه تقریبا 7-8 روزه هست به هر حال مامان بچه هنوز خیلی درد داره و باید غذاهای خاصی رو بخوره و دارو بخوره و هنوز وقتی میخواد بچه رو شیر بده نمیتونه بچه رو کامل بقل کنه چون جای عملش درد میکنه و نمیتونه هنوز درست راه بره و به هر حال درهایی که یه مادر متحمل میشه واسه به دنیا آوردن بچه …… قبلش هم که باردار بود 3-4 ماه آخر که شکمش بزرگ شده بود طفلک راه رفتن واسش سخت بود و با اینکه دلش میخواست بره باشگاه ولی نمیتونست و خلاصه اون مادر خوش هیکل با اون اندام متناسبش به خاطر به دنیا آوردن بچه الان مجبوره دوباره اندامش رو بسازه ………….. داشتم به این فکر میکردم که این بچه خیلی کوچیکه و هنوز حتی تو دست هم نمیاد و باید با احتیاط فراوان بقلش کرد و چه قدر بچه بزرگ کردن سخته و همش باید حواس مامان و بابا بهش باشه ……. داشتم به این فکر میکردم که این مادر و پدر چرا این قدر بچه شونو دوست دارن ؟ واقعا جز خدا کی میتونه مهر این بچه رو این طوری بندازه تو دل مامان و باباش که الان نه زبونی داره نه میتونه کاری کنه و الان جز زحمت چیزی نداره واسه مامان و باباش ………..شاید اگه یه کم بزرگ تر بود دلبری میکرد شیرین زبونی میکرد ….. ولی الان مامانش هنوز درد زایمان داره و نمیتونه طفلک درست بشینه و باباهه بچه رو بقلش میکنه و به خانمش کمک میکنه به بچه شیر بده ………….. میخوام بگم خدا مهر بچه رو میندازه تو دل مادر و پدرش …………..و همه ی ما …………خیلی خوبه از مامان وباباهامون قدردانی کنیم ولی باید یادمون باشه ته دلمون قدرت و باید بدیم به خدا ……. اصلا چرا اطرافیان ما ما رو دوست دارن ؟ کی مهر ما رو میندازه تو دل اطرافیانمون ؟ استاد خوبم این قضیه که کردیت رو باید بدیم به خدا پاشنه ی آشیل من بود ……………. وقتی خدا مهر منو میندازه تو دل دیگران اعتبار دادن به دیگران نامردیه ………. استاد خوبم گاهی میگفتم واااای این آدم چه قدر منو دوست داره و کارایی که برام کرده برای خیلی ها عجیبه و میگن سمانه فلانی خیلی دوست داره هاااااااا …….. حالا میفهمم چرا …………… حالا میفهمم کار کی بوده ……….و من چه قدر غافل بودم ……… همین چند ماه پیش که من رو رابطه ام با خدا کار کردم و سعی کردم توحید رو بیارم تو ی زندگیم دیگه گفتم من چه بنده ی خوبی هستما …… خداییش خیلی خوب بحث توحید و فهمیدم …… گاهی تو اوج روزمره گی های زندگیم با خودم تکرار میکردم که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان و مخفیه ……گاهی که تو دلم قدرت رو میدادم دست خدا از اینکه تو اون لحظه ی خاص تونستم یاد خدا باشم به خودم میبالیدم …………… استاد این بحث کردیت رو از کجا آوردین ؟ که یهو آوار شد روی سرم ……و گفتم واااااااای وااااااااای سمانه از این همه غفلت …………من سرم تو برف بوده ………….چه طور این همه سال نفهمیدم خدا که تو بودی که مهر منو انداختی تو دل آدمها ……….. خدا یه تیشه گرفتی و داری میزنی به ریشه ی باورهای من ……
32- نکته دوم trust )اعتماد
جلسه نهم بخش دوم
(استاد تو مصاحبه ای که با اون خانوم داشتن اون خانوم راجب اسبشون صحبت میگنن که این حیوون باید به من اعتماد کنه،چون من میخوام بهش محبت کنم،میخوام تمیزش کنم پس باید افسارشو به من بسپاره و برای اینکه اعتماد ایجاد بشه باید صبر کنم ،تلاش کنم،تا بتونم بهش کمک کنم و اون بهم اعتماد کنه)
رابطه ما با خداوند هم همینه ،خداوند بیشتر از ما میخواد که ما ثروتمند بشیم چرا؟ چون این ابزار گسنرش جهان هست،خوشبختی شما،سعادت شما،ثروتمنذ شدن شما همه اینها ابزار گسترش جهان هست،به همین دلیل خدا بیشتر از ما میخواد که ما ثروتمند بشیم،اما آیا شما اعتماد میکنی که این اتفاق بیفته؟ همونجوری که صاحب این اسب از اسب میخواد که بهش اعتماد کنه و بذاره تا بهش کمک کنه خداوند هم اعتماد ما رو میخواد..تسلیم بودن ما رو میخواد ،این همه توی قرآن راجب این موضوع صحبت شده که وقتی تسلیم میشید بهتون گفته میشه ،تسلیم شدن یعنی اعتمادکردن ..یعنی باور کردن خداوند ..
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامتر از آهو بی باکتر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید ،،زنجیر پی زنجیر
تقدیر همه ما خوشبختیه،تقدیر همه ما ثروتمند شدنه،تقدیر همه ما سلامتی،فراوانی ،نعمت و ثروته..خداوند برای همه ما فقط اینارو میخواد..اما اینکه شما اجازه میدید دریافتش کنید این به خودتون برمیگرده..قرار بوده که ما شاد باشیم،قرار بوده که ما خوشبخت باشیم،قرار بوده که ما ثروتمند باشیم،و این چیزیه که قبل تولد میدونستیم و با این شور و شوق وارد این دنیا شدیم.اما اینکه اجازه بدیم این اتفاق بیفته این برمیگرده به خودمون..
هر لحظه که تسلیممدر کارگه تقدیر
آرامتر از آهو ،بی باک تر از شیرم
دو تضاد با هم آورده،یعنی هم از آهو آرامترم هم از شیر نترس ترمیعنی هر دوتارو دارم..شجاعت و آرامش..چرا؟
چون میدونم اون داره اون کارارو انجام میده ،اینکه شما فکر کنید و باور کتید که قدرت برتر جهام پشت شماست،،چقدر آرامید..چقدر نترسید..چقدر شجاعید..
مثلا طرف رفته بانک رییس بانک بهشش قول داده بهش وام میده چقدر اون شخص خوشحال میشه و سرشو میگیره بالا و مطمن قدم برمیداره به خاطر اینکه قول و وعده رو گرغته !حالا شما حساب کن خداوند به شما گفته باشه،ببین چقدر آرام هستی،چقدر مطمنی،چقدر شجاعی…
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید ….زنجیر پی زنجیر
هر وقت که میگم عقل من باید بهم بگه،من باید یه راهی پیدا کنم…من …من ….من…هر وقت من میخوام مسائلو حل کنم اوضاع خیلی سخت میشه چون من نمیتونم این کارو انجام بدم..هر وقت که من میخوام این کارو انجام بدم ،هر وقت تنخا بدون اون قدرت خداوند بخواممشکلاتو حل کنم من ناتوان میشم…رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر..
یعنی یک دریایی از مسائل و مشکلات پیش میاد،به خاطر همینم میگم هر موقع رو خودتون حساب میکنید همه چیز رو برای خودتون سخت میکنید..شما فرض کنید یه حیوونی دازید و به زعم خوذدتون میخواین بهش کمک کنین ولی اون حیوون ممکنه بترسه،ممکنه نفهمه این قضیه رو،و ممکنه بخاطرجثه و هیکلی که داره بالا بپره،لگد بزنه،گاز بگیره،وحشی بازی کنه ،بعد شما اعصابت خورد میشه میگی حیوون ساکت شو…من میخوام بهت کمک کنم،اصلا وقتی تو داری این کارارو میکنی من نمیتونم بهت کمک کنم..ما به عنوان یک انسان در مورد حیوون خونگیمون اینجوری فکر میکنیم و میگیم إ من میخوام کمکش کنم چرا انقدر مقاومت میکنه،چرا؟؟؟؟ چون اون حیوون داره از عقل خودش استفاده میکنه،از چیزی که به عنوان عریزه بهش گفته میشه داره استفاده میکنه،اون اصلا نمیدونه بعد اینکه افساره باز میشه چی کار میتونه بکنه،اون فقط اینو میدونه که یکی اومده گرفتتش،بستتش،و اینجوری قضیه رو میبینه..و نمیدونه چه اتفاقی قراره بیفته و نمیدونه صاحبش میخواد کمکش کنه..
همین نگاه رواگر ما به خالقمون داشته باشیم خیلی از مسائل رو میتونیم درک کنیم،که خیلی موقع ها ما نمیذاریم کار انجام بشه،اون یه راهی باز کرده،یه دری پیش روی ما باز شده ،یه اتفاق به ظاهر سختی رخ داده میخواد کلی نعمت و ثروت پشتش به ما بده
این تضاده میخواد خواسته های ما رو مشخص کنه ،ما رو به کلی ثروت و نعمت برسونه اما ما وحشی بازی میکنین،،ما مقاومت میکنیم ،ما دست و پا میزنیم،نمیدونیم بعد این چه اتفاقی میخواد برامون بیفته..
در صورتی که اگر تسلیم باشیم ،اگر بدونیم الخیر فی ما وقع میدونیم هر اتفاقی که بیفته به نفع منه …
ایمان یعنی چی؟؟؟ توکل یعنی چی؟؟توکل یعتی اینکه من چیزی که نمیبینم بهش ایمان دارم،خداوندی که برگی بدون اذنش به زمین نمیفته اون داره از من حمایت میکنه…اون گفتهاگر به من ایمان بیاری هیچ نگرانی واندوهی نداری
آیه صریح قرآنه که میگه
((اون کسانیکه به من ایمان می آورند در دنیا و آخرت اندوهگین نمیشوند)) لا خوف علیهم و لا هم یحزنون…
آرامتر از آهو…بی باکتر از شیرم
نه ترس دارن،نه رنج دارن…کیا؟ اونایی که اجازه میدن خداوند کارشون رو انجام بده
اونایی که قبول میکنن که خداوند میتونه این کارا رو انجام بده…
اونابی که اجازه میدن این اتفاق براشون بیفته…
اونایی که تسلیم میشن
و نشانه تسلیم بودن چی هست؟؟؟
نشانش آرامشه …
وقتی افکاری وارد ذهن شما میشه که ایجاد آرامش میکنه ،زمانی که شما با تمرین و ممارست افکاری رو تکرار میکنی که بهت احساس آرامش میده،یعنب داری تسلیم میشی..
تو هر موقعیتی هر اتفاقی که میفته به خودت میای جوری به قضیه نگاه میکنی که میگی خدا هوامو داره،،همه چیز عالی میشه…من میدونم یه چیز بهتر قراره برام پیش بیاد..
اگه یه مشتری اومد و خرید نکرد میگی اشکالی نداره،حتما یه اتفاق بهتر میخواد بیفته..حتما یه راه بهتری هست،من سر در نمیارم،من تسلیمم..این فکر به شما آرامش میده..به این معناست که شما در مسیر رسیدن به خواسته هات قرار گرفتب..
تمام داستان اینه که آیا ما تسلیم هستیم یا نیستیم؟؟ میذاریم خداوند کارشو بکنه؟ ما اجازه میدیم خداوند ما رو هدایت کنه؟ ما قبول میکنیم که بهتر از ما میتونه به ما کمک کنه؟
وقتی احساس آرامش داریم،یعنی تسلیمیم…
یعنی اجازه دادیم خداوند همیشه در کاره
.اما نتیجه موقعی اتفاق میفته که ما اجازه میدیم ولی وقتی تسلیم نیستیم رنج از پی رنج آید و زنجیر پی زنجیر..
اینکه افعال مضارع تو قرآن هست هم تو بحث ایمان وهم تو بحث کفر دلیلش اینه که وقتی شما میری تو مدار نادرست زنجیر پی زنججیر ،رنج پی رنجه..وقتی میری تو مدار درست ثروت پشت ثروته،سلامتی پشت سلامتیه…خوشبختی پشت خوشبختیه..به خاطر همین هم در وعده های بهشتی افعال مضارع هست.
وقتی که رو اون چیزی که خودت میدونی حساب میکنی نمیذاری خداوند هدایتت کنه…
و چون نمیتونی راهشوپیدا کنی کم میارب،سردرگم میشی..دیوانه و عصبی میشی ..ما تو این مسیر باید حرکت کنیم …
33- ترس از شب و تاریکی قایل مقایسه با ترسهای اساسی وجود انسان نیست. اگر می خواهید پیشرفت بیشتری داشته باشید سراغ ترسهایی بروید که تحت هیچ شرایطی جرات نزدیک شدن به آن را ندارید.
34- کار را اگه به خداوند بسپاریم و نه به عقل و منطق محدود خودمون ،همه چیز را در بهترین زمان به بهترین نحو برامون انجام میده.
35- در مورد بحث انگیزه داشتن و اینکه گفتین هر کسی که علاقه و انگیزه داشته باشه واقعا هر کاری حاضره برای اون علاقش انجام بده و هیچ کس تنبل نیست و اگه کسی کاری رو انجام نمیده بخاطر اینه که اون شوق و شور و انگیزه رو نداره
قبلا که میرفتم کلاس 3 ماه بود که رفتم ولی حتی یه ترانه رو به سختی میزدم اون موقع من فقط عشق داشتم ولی باورم این بود که نت خوانی سخته،حتما باید زمان بذاری ،حالا کوو تا من راه بیفتم دقیقا مثال همون شخصی که گفتید استاد که کسی که عاشق اینه غروب خورشید رو ببینه مهم نیست با چه سرعتی میره به هدفش نمیرسه ولی اگه با همون عشق و باورای درست بره به هدفش میرسه..الان میفهمم دلیل اون درجا زدنا تو علاقه هام همین بود که باورای درستی نداشتم و کند و دیر دیش میرفتم ،جوری که زده میشدمو ادامه نمیدادم،و جهان هم که همیشه به باور ما پاسخ میده منو تو شرایطی میذاشت که دقیقا همسو با باورهام بود ولی الان بعد گذشت 4 جلسه انقد اتفاقات خوب برام افتاده،انقد خوب راه افتادم،انقد مربیم خانوم خوبیه و انرژیش مثبته که هر وقت میرم واقعا از بودن تو اون کلاس لذت میبرم و الان دوتا دوست خوب شدیم برای هم ،من زبان بهش آموزش میدم اون گیتار..و من حالم خوبه،چون خوشبختی همین حال خوبمه ،حال خوبمه که همه چیزو خلق میکنه،خوشبختی یعنی حس کنی خدارو تو هر لحظت،انقد قشنگ همه چیزو برنامه ریزی میکنه که حد نداره،و یه اتفاق قشنگ دیگم که دیروز افتاد این بود که مربیم گفتش که همزمان با گیتارت آوازم بهت آموزش میدم اونم مجانی و واقعا مث یه دوستی که سالهاست منو میشناسه داره کمکم میکنه ،و قطعاا ایشون دستی هست از طرف خدا ،کسی که همهمفرکانسمه،و من واقعا خوشحالم از این موضوع..قبل این اصلا این چیزارو تجربه نمیکردم قبل این همیشه آدمایی که فکرشون منفی بود سر راهم قرار میگرفتن ،و اینکه من دوس داشتم آهنگایی که کار میکنم موزیکای شاد باشه و یه ویژگی مثبت دیگه هم که این دوست و مربی عزیزم داره همینه که مانورش فقط رو موزیکای شاده و باورش اینه که آدم باید همیشه حتی برای دل خودشم که میخواد بنوازه شاد بزنه،و خیلی رو متن ترانه ها حساسه ..وااقعااا تغییر فرکانس چه کارایی که نمیکنه..خیلی خوشحالم که تو مسیر علایقم دارم حرکت میکنم و با طی کردن تکاملم مطمنم نتایج خیلی خوبی میگیرم که حتما مینویسمش..دوستتون دارم و به خدا میسپارمتون
36- شما در هر لحظه با گفتارتون، یا دارید به نجواهای شیطان قدرت میدهید و یا به الهامات درونتان.
37- بعضی وقتها خدا کامنت یه دوست میشه تا لبخند بیاره روی لب بنده اش، یا نور میشه برای ادامه ی مسیر، یا امید و ایمان برای یه قلب که مشتاق هدایته، و خدا اون لحظه به دل دوستت میندازه و توی ذهنش جاری میشه تا بنویسه و تو یا هر کسی که نیاز داره بخونی و خدا رو شکر کنی و اون دوست به قول استاد فقط یه دست از طرف خدایی بوده که عاشقانه تو رو دوست داره و میخواد که باهاش بمونی…
38- من یه باور غلط توی ذهنمه در مورد رابطه میشه خواهش کنم کمکم کنید و باور درست رو بهم یاد بدید؟ شاید خنده دار باشه ولی از بچگی بارها اینو شنیدم و البته هنوز دوره عشق رو کامل گوش ندادم شاید استاد داخل اون دوره گفته باشن ولی ممنونت میشم اگه استاد نگفته کمکم کنی و یه باور مناسب رو بهم بگی جای این باور بگذارم، بارها شنیده بودم که مردی که شلوارش دوتا میشه زیر سرش بلند میشه???البته آقایون و استاد جان ببخشند???
جواب
این جمله دراثر باورهای محدود جامعه در ذهن اجداد ما یاهمون مادرو مادربزرگهای ماشکل گرفته..زمانی که زن باورداشته که هیچ قدرتی نداره و مرد تنها قدرت وصاحب اختیار اونه (که البته این باورنوعی شرک خفی هستش)
مااگر روی باورهای توحیدیمون کارکنیم وباورکنیم که مرد هم یک انسانه و درکنارماست نه در بندما وهمچنین همسرما صاحب ما و اختیاردار ما نیست بلکه فقط همدم و رفیق ماست..اگر باورکنیم بهترین رابطه ما رابطه باخداست و هرانسان حتی اگر همسرماباشه هرلحظه که بهردلیلی بخواد بره باید بتونه بره..دیگه این مسائل در ذهن ما حل میشه..نگران دوتا شدن شلوارواین مسائل نیستیم..ماباید انقدر عزت نفس داشته باشیم وانقدر ایمان که اجازه بدیم همسر ماهم بعنوان یک انسان برای زندگی ورابطه خودش تصمیم بگیره (والبته متقابلا این حق روبرای خودمون قایل باشیم) اونوقت دیگه هرگز نگران حرف مردم نیستیم..و بی شک این حس رهایی باعث میشه هیچوقت نه دو همسری بوجود بیاد نه یک زن انقدر حقیرانه فکرکنه که باید این مساله روحتی یک شب تحملش کنه حالا بهردلیلی…پس همه چیز به باورهای ما برمیگرده../تو خود حجاب خودی حافظ ازمیان برخیز.
39- قسمت نهم …بخش دوم ..
نکات (3)
بعضی موقع ها هم ما اشتباه میکنیم
خیلی خوبه که آدم بپذیره که اشتباه میکنه،اشتباه میکنیم بعد دوباره برمیگردیم هیچ اشکالی نداره،،اصلا به خودتون سخت نگیرید که اگه یه راهی رفتم دیگه راه برگشت نداره ،،دیگه تمومه..نه بعضی موقع ها آدم اشتباه میکنه،تجربه کسب میکنه،راهو پیدا میکنه..پس نباید خودمونو سرزنش کنیم،و اشتباهاتمونو باید بپذیریم و نباید نسبت به اشتباهاتمون احساس گناه داشته باشیم و بگیم عیبی نداره،مهم نیست اشتباهت تو چه حوزه ای باشه،کوچک یا بزرگ ..خیلی راحت خودمونو باید ببخشیم و بپذیریم وججود انسانی خودمون رو که ممکنه خطا کنه،ممکنه اشتباه کنه،چون اینجوری اگر فکر کنیم تعداد خطاهامون کمتر میشه و درسهای خیلی خوبی میگیریم از اون اشتباهات.
خیلی مهمه که شما به عنوان یک انسان بپذیری که آقا من فلان جا ممکنه اشتباه کرده باشم یا ممکنه اشتباه بکنم یا اشتباه کردم حالا درسش چیه؟ چی میتونم یاد بگیرم ازش؟ و بگذرم و برم جلو..
انسانهای موفق،انسانهایی که پیشرفت میکنن،خیلی تو این زمینه با خودشون در صلحن.خیلی خودشونو دوست دارن،خیلی خودشونو میپذیرن،اون ویژگی های انسانیشون رو..واقعا نکته مهمی هست واقعا دلیل اینکه خیلیا یه اشتباهو بارها و بارها تکرار میکنن اینه که خودشونو نمیبخشن ،انقدر میگن من فلان،من بهمان،انقد خودشونو تخریب میکنن قبلاپدر مادرشون تخریبشون میگرده حالا که اونا نیستن خودشون خودشونو تخریب میکنن،،مثل یه زندانبان خودشونو زندانی میکنن،خودشون دارن مث یه قاضی،یه قاضی بسیار سخت گیر خودشون رو مجکوم میکنن،در واقع به همین دلیله که خیلی از افراد اشتباهاتو تکرار میکنن،و این عین چیزیه که من به خودم میگم
((هیچ اشکالی نداره،یه چیزی یاد گرفتم،دفعه بعد بهتر عمل میکنم)) حالا هر اتفاقی بیفته من همینو میگما اصلام مهم نیست اتفاقه چقدر بزرگ یا چقدر کوچک باشه ها..این کلامیه که ورد زبون منه..
و باید راحت خودتو ببخشی چون وقتی نبخشی یعنی داری بهش توجه میگنی و طبق قانون توجه به هر چیزی که توجه کنی وارد زندگیت میکنی و جذبش میکنی،و طبق این قانون اون اشتباهی کع اژش فراری بودی باز به شکلهای مختلف تو زندگیت تکرار میشه و تعجب میکنی که چرا این کار اشتباهو دوباره انجام دادم ..اصلا مهم نیست که چه اشتباهی کردید با احساس گناهی مقابله کنید و خیلی راحت خودتونو در آغوش بگیرید،ببوسید،و بگید یه درسی یاد گرفتم دیگه ام تکرار نمیشه
این نکته بسیار بسیار مهمیه اگر میخوای پیشرفت کنی ،مردم دوست دارن به آدم احساس گناه بدن ،یعنی وقتی شما یه اشتباهی میکنی همه دوس دارن بگی که من چقدر اشتباه کردم،چقدر حماقت کردم،مثل همین فوتبال جام جهانی ،وقتی یه بازیکن توپو خراب میکنه مردم دوس دارن بازیکنه آخر بازی گریه کنه،سرشو بزنه زمین،اشک بریزه،بیاد تو صفحه های اجتماعی بگه من اشتباه کردمو این حرفا،،مردم دوست دارن این اتفاق بیفته و مردم اگه یکی این کارو کنه میگن عیبی نداره میبخشیمش ..اما اونایی که بالاترین ظرفیتای فکری رو دارن اونایی که بالاترین توانایی های ممکن رو دارن اونا خیلی راحت خ.دشونو میبخشن و به بازیشون ادامه میدن حالا میخواد پنالتی رو خراب کرده باشن یا هر چیز دیگه..ؤ همون لحظه به خودش میگه اشتباه کردم،اشکال نداره ازش درس میگیرم دفعه بعد بهتر عمل میکنم…یعنی مردم خیلی پذیرفتس براشون که وقتی شما اشتباه میکنی خیلی ضجه بزنی،مثلا بگی من خاکبرسر،من نفهم،من فلان..این چیزاروخیلی دوس دارن بشنون ،اما بر عکسش شما باید نهتنهانخواید به اونا همچین چیزی رو نشون بدید بلکه بگید اشتباه کردم تموم شد رفت..فکرتو پاک کن،سالم کن،و اون مسیر درست رو ادامه بده ..مردمم میخوان خوششون بیاد از این نگاه میخواد بدشون بیاد،تو راه درستو برو،تو فکر درستو بکن،تو مسبر درستو برو،نخواه که از نگاه مردم اون آدم خوبه باشی،نه اشتباه کردی خیلی راحت خودتو ببخش،با خودت در صلح باش،و مسیرتو برو،
ریشه خیلی از اشتباهات همینه که فکر کنیم مردم چی میگن،مردم چه فکری میکنن..
ازتون میخوام که خودتونو ببخشید خیلی ساده و راحت اگر میخواید پیشرفت کنید و اصلام براتون مهم نباشه که از نظر مردم شما یه آدمی هستی که به اشتباهاتت پی بردی یا نبردی و اشتباه جزیی از زندگی آدمه..و این مهم نبودن نظر آدما بسیار بسیار میتونه تو زندگی کمکتون کنه
45- ز جلسه نهم یاد گرفت برای اینکه موفق باشم در زندگی باید از ذهن مراقبت ویژه نمود مانند یک نوزاد که نیاز به مراقبت ویژه ای دارد
46- دنیای درونیِ هر انسانی زیباست و قسمتی از خداوندِ.سعی کن توجهت رو بذاری رو نکاتِ مثبتت.بازهم اینو میگم که یاداوری باشه برای ذهن فرار و چموشِ ما(من مشکلاتِ زیادی تو زندگیم دارم ولی حتی لبهای منم ازشون خبر ندارن)چاپلین اینو گفته و جمله ای هست که همیشه در ذهنِ من مثلِ ترموستات عمل میکنه و کمکم میکنه تا بالانس کنم افکارم رو و اجازه ندم حالم رو بد کنم.
شیطان همیشه در کمین نشسته و با بیشتر شدن آگاهیهای تو اونم آگاهتر میشه و میگرده تا روزنه ای پیدا کنه و نفوز کنه به ذهنت,به دنیایِ آرامشِ مادی.ولی به اون وجودِمعنویت که همیشه با منبآ در ارتباط هست دسترسی نداره.از تمامِ نقطه ضعفهات خبر داره و وقتی میبینه که طعمه آگاهیش بالا هست وحالت خوبه,وجودِ معنوی با مادی در یک راستا دارن حرکت میکنن و حالِت خوبه صریع از اون نقطه ضعفت استفاده میکنه تا حالِت و بد کنه و ارتباطت رو با منبآ قطع کنه.و قطع ارتباط با منبع نتیجه ای جز حال و احساسِ بد نداره.این جور مواقع سعی کن توجهت رو ببری روی نکاتِ مثبتی که داری,اتفاقای خوب و قشنگی که برات رُخ داده,موهبتها و نعمتهایی که داری,و اونا رو ببین.با درونت در ارتباط باش.شاید منم از نظر ظاهری ایراداتی داشته باشم ولی اصلن بهشون فکر نمیکنم.روزانه انقدر اتفاقای خوب میوفته برام که وقت نمیشه به اونا فکر کنم
در جهانِ من همه چیز زیباست خداوندا سپاسگذارم
این جمله خیلی پر محتواست.ی شکر گذاریِ معمولی نبینش
منظورش از دنیای من,لحظاتیِ که من با افکارم و چشمام و گوشهام و لبهام دارم بهش توجه میکنم
خبرای خوب رو میشنوم.به نکاتِ مثبتِ خودم و اتفاقای مثبتی که روزانه برام پیش میاد دائمن فکر میکنم و توجه میکنم.در مورد چیزایی که میخوام حرف میزنم و فکر میکنم.فرکانسِ فکریت و خودت باید تنظیم کنی.رو هر موجی تنظیم کنی همون موج میشه دنیات همون موج میشه چیزایی که تو دنیای تو دارن اتفاق میوفتن و امواجِ ارسالیِ تو رو تشکیل میدن.و نتیجه هم که بستگی به ارسالهای تو داره
47- واقعااااااا این جلسه 8 چقدر عااااالیه خیلی عااااالیه ، خدا خیر و برکت به زندگیت بده!
بخشی از صحبت های سید حسین عباسمنش در جلسه 8 دوره جهانبینی توحیدی 1:
نباید با چیزی که الان هستید بیایید به خودتون بگید که ای بابا، من چجوری میخوام به اون خواسته ام برسم!!!
اون چیزی که الان هست، بخاطر باورهای قبلی توست. بخاطر عملکرد قبلی توست، اون چیزی که الان هست رو اصلا روش حساب نکن، اینا تغییر میکنه!
ینی بدون این چیزی که الان هست نتیجه ی یکسری باورهاست!!!!!! شما باورهارو تغییر بده نتیجه هم تغییر خواهد کرد.
حالا که داری قوانین رو درک میکنی، نیا بگو آقا پس چجوری؟؟؟ من با این شرایط خانوادگی، با این وضعیت مالی و …. چجوری میتونم به خواسته ام برسم!
بحث اینجاست که آقا این چیزی که الان در زندگی تو هست، بخاطر باورهای قبلی که دارید!! این نتیجه اون باورهاست!
اگر اون باورها رو ادامه بدی این نتیجه هم تا ابد ادامه پیدا میکنه، اما اگر اون باورها رو تغییر بدی و بشینی روش کار کنی و متعهد باشی ! این نتیجه آرام آرام
تغییر میکنه، یکسری ابزارها وارد زندگیت میشه، که با اون ابزاره میتونی به خواسته ات برسی!
مثال: فرض کن وسط یک بیابون نشستی، دست خالی و هیچی هم نداری، ولی میدونی که اگه چند متر زمین رو حفر کنی، به آب و آبادانی و خوشبختی میرسی، اما الان هیچی نداری و با پنجه خالی هم نمیتونی این کار رو بکنی!!!
میای میگی آقا من با پنجه خالی چطور میتونم این کار رو انجام بدم؟ بعد چون فکر میکنی نمیتونی این کار رو انجام بدی و اوضاع همیشه همینه و تغییر نمیکنه!!! پس اون هدف و اون خواسته رو بیخیالش میشی!
ولی اگه باورهات درست باشه، هدایت میشی به 4 متر اونطرف تر و پشت تپه ای، بین علفها و … یه ابزاری، بیلی، وسیله ای پیدا میکنی که باهاش میتونی خیلی راحت زمین رو حفر کنی و به اون خواسته ات برسی!!!
اما چون آدما با اون وضعیت فعلی که دارند ، میخواهند با همون وضعیت به خواسته هاشونم برسند و چون نمیتونن ارتباطی بین وضعیت فعلی شون و رسیدن به اون خواسته ها پیدا کنن، هیچ جوره نمی تونن درک کنن!!!
مگه میشه کسی که الان پول بلیط مترو هم نداره به این فکر کنه که یه ماشین داشته باشه که فقط تعویض روغنش 8-9 میلیون پولش باشه؟؟؟؟!!!! بعد اون نفر میگه آقا من حیرون 50 هزارتومنم، پول مترو ندارم بدم، بعد پول تعویض روغن ماشینم 9 میلیون باشه؟؟؟؟؟ چجوری میتونم به یه همچین خواسته ای فکر کنم؟؟؟
و چون هیچ ارتباطی نمیتونه پیدا کنه با وضعیت فعلیش، و اون چیزی که میخواد بنابراین کلا خواسته اش رو فراموش میکنه و حذفش میکنه! بعد به فردی که اون ماشینو داره یا فحش میده یا تهمت میزنه و … اگه هم خیلی ادم خوبی باشه میگه که این خواسته مال از ما بهترونه و من لیاقتش رو ندارم خدا واسه من نخواسته!
* حرف اینجاست، صحبت من اینجاست، اون نگاه توحیدی این جاست، که باور کنید خداوند رو، باور کنید دستان خداوند رو، باور کنید که اگر به اون داده است، پس نتیجه اش اینه که به من هم می تواند بدهد. باور کنید که میتونه زندگی شما تغییر کنه، باور کنید که اوضاع و شرایط رو خودتون بوجود آوردید و این چیزی که الان هست نتیجه افکار و باورهای خودتونه و نه هیچ چیزی خارج از این دایره!!!
اگر شما این رو باور کنید، اونوقت خواسته هاتون رو زنده نگه میدارید، میروید سراغ قدم های کوچک تر، میگین من به اون قدم بزرگه میتونم برسم، به اون ماشین خاص و …! حالا آرام آرام با باورام اول میام به یه خواسته کوچکتر که واسه ذهنم منطقی هست میرسم. بعد که به اون رسیدم ، از رسیدن به اون و از انرژی و اشتیاق و قدرت باوری که از رسیدن به اون ایجاد شده استفاده میکنم و می روم سراغ خواسته بزرگتر و همینطور ادامه میدم تا به خواسته ام که اون ماشین خاص هست برسم. (تو مثال قبل اون فردی که پول مترو هم نداشت اول باوراش رو درست میکنه و به یک پراید میرسه، بعد از انرژی رسیدن به اون به یه ماشین بهتر و همینطور ادامه میده تا به اون ماشین خاص و گرون قیمت میرسه!!!)
سوال اینجاست که چه وقت به خواسته بزرگ و خاص خودت میرسی؟؟؟
وقتی که باور داشتی شرایط خودت رو داری خودت رقم میزنی!!! باور داشتی خداوندی که به اون داده به تو هم میدهد!!! و باور داشته باشی که شرایط فعلی تو قراره تغییر کنه، وقتی که تو تغییر میکنی! ابزارهات قراره تغییر کنه! آدم هایی که تو زندگیت میان قراره تغییر کننن!
ینی همه چیز تغییر میکنه اینقدر ایستا نبینید شرایط فعلی تون رو، اینقدر غیرقابل تغییر نبینید شرایط الان خودتون رو!!! بابا همه چیز تغییر میکنه وقتی باورهای تو تغییر میکنه!
شرایط فعلی تو ماحصل باورای گذشته تو هست ماحصل فرکانس های گذشته تو هست! به ماقدمت ایدیهم هس به قول قرآن، به واسطه آنچه که ارسال کرده ای هست!!!
بارها و بارها خداوند در قران میفرماید که هیچ ظلمی خداوند به بندگانش نمی کند، هر آنچه بدست میاری و روبرو میشی باهاش، به ما قدمت ایدیهم، به ما کانو یعملون هست.
اینا اون نگاه توحیدی هست که میشه تو زندگی فردی ازش استفاده کرد!!! نگاه توحیدی فقط بحث این نیست که ما تو کلاممون بیاییم خدا خدا کنیم و بگیم خدایا تورا دوست دارم ، خدایا تورا میپرستم و … نگاه توحیدی ینی باورکنیم دست خداوند رو در زندگی خودمون، که وقتی باورمیکنی عمل میکنی!!!!
بحث اصلا بحث حرف نیست، وقتی که من باور میکنم، من دارم تغییر میکنم پس خداوند دستانی رو تو زندگی من میاره،پس اتفاقات میتونه تغییر کنه!!! اونوقت هست که من بلند میشوم و حرکت میکنم، اونوقت هست که من اون ایده های جدید رو ایجاد میکنم! اونوقت هست که من قدم هارو برمیدارم، وقتی که خدارو باور کرده باشم!!!!!!
وقتی که باورکرده باشم این اتفاق میوفته، اگر باور نکرده باشم که من قدم برنمی دارم!!!! میگم آقا اول اون اتفاقه بیوفته بعد من قدم هارو برمیدارم. مثل همون داستان بنی اسرائیل: که به موسی گفتن از خدای خودت بخواه که به ما مرغ و عدس و غذاهای خوب بده، خدا به موسی گفت، برید وارد این شهر بشید همه چیزایی که میخواهید اونجا واستون هست!!!
از اون بالا که مرغ و غذاهای خوب نمیندازن پایین براتون!!! بهتون گفتم چیزی از اون بالا نمیوفته پایین از طرف خدا(منظور معجزه به این شکل که یه کیسه پول از بالا بیوفته پایین وجود نداره) موقعیتش فراهم شده و تو مدارت رو تغییر میدی! حالا تو باید باور داشته باشی که بخوای حرکت کنی دیگه! باید باور داشته باشی که تو اون شهره هست . بنی اسرائیل گفتند نهههههه!!!! اون شهر یک حاکم قوی داره که ما بریم اونجا تیکه پاره مون میکنه! موسی تو بیا با خدای خودت برو تو اون شهر و بزن همه چی رو درست کن، اون غذای خوشمززه رو هم بزار رو گاز بپزه، زعفرونم بهش بزن، آماده شد یه تک زنگ بزنی یا پیامک بدی ما همه با هم میریزیم تو شهر!!!!
خدا هم گفت بخاطر این بی ایمانی تون تا ابد باید سرگردان باشید!!!
ایمان ینی که من میدونم ، به من گفته اون موقعیت هست! تو حرکت کن!!! وقتی ما میگیم شرایط تغییر میکنه، اگر تو باور داشته باشی اینو شروع میکنی به کار کردن روی خودت ولی اگر باور نداشته باشی میگی: آقای عباسمنش!!! یچیزی میگیا! حالا من بیام رو باورام کار کنم ، نگاهم رو عوض کنم و… من که میدونم همه چی همین جوری میمونه!! و تغییر نمیکنه پس چرا رو خودم کار کنم؟؟؟؟؟؟
ولی وقتی من باور داشتم که آقا شرایط تغییر میکنه، حالا که من یه کوچلو رو خودم کار کردم و یه عالمه اوضاع من بهتر شد، پس من اگر یذره بیشتر و با اطمینان و باور بیشتر رو خودم کار کنم چقدر میخواد اوضاع بهتر شه؟؟؟؟؟
این کار کردن رو باورها هم ذهنی هست و هم عملی . هم اینکه رو باورات کار میکنی، خدا واقعا گفته که توی اون شهر غذا هست و هم اینکه بلند بشی بری تو اون شهره! بری و حرکت کنی! ولی بعضیا میگن نه! اول اتفاقه بیوفته بعد من باور میکنم. نخیر اینجوری اتفاق نمیوفته!!!!
به همین دلیل من تمام سعی ام این بوده که در شما این باور رو ایجاد کنم که شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید. آگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کار رو انجام می دهید، من سعی میکنم اون قسمتی رو که ناآگاهانه داره اتفاق میوفته رو به شما بگم که شما اون قسمتارو هم آگاهانه به نفع خودتون تغییر بدید.
بعد به این شکل می تونید زندگیتون رو به اون شکل که میخواهید خلق کنید، یکی از اون راه هایی که خواسته های شما رو ایجاد میکنه،اینه که شما میبینید چه چیزهایی تو دنیا هست و بجای حسرت خوردن، لذت ببرید و باور کنید و اینو سنده واقعی بودن خواسته هاتون بدونید. اگر برای فلانی اتفاق افتاده پس برای منم میتونه واقعی بشه! من فقط باید تو مدار قرار بگیرم.
همه چی تغییر میکنه وقتی تو مدارت رو تغییر میدی! تو به همه چی میتونی برسی! همه چیز رو میتونی داشته باشی! ولی باید بتونی مدارت رو تغییر بدی. راهش اینه و راه دیگه ای هم نداره، به همین دلیل هست من دوست دارم یسری الگوهارو به شما نشون بدم حالا هم از زندگی خودم هم از زندگی دیگران!!! که اولا بدونی میشود به این خواسته ها رسید و اینکه باید چه باورهایی ایجاد کنی تا به اون خواسته برسی، این مسیری هست که من دارم طی میکنم و امیدوارم که شما هم با من طی کنید.
48- خدا رو شکر که ایران خودمون اینقدر قشنگه، چهارتا فصل داره، تویه زمستون برف داریم، جنگل داریم، کویر داریم، کلی جزیره داریم، بناهای تاریخی داریم که قدمت چند هزار ساله داره، اینقدر مردم خونگرم و صبور داریم و کلی نعمتهای کوچیک و بزرگ دیگه که خدا رو صد هزار مرتبه شکر………. وقتی که نعمتها همیشه جلوی چشممون هستن و برای ما عادی میشن و ما میخوایم ازشون فرار کنیم و به جای دیگه پناه ببریم، حکایت من و هم کلاسی های مدرسه زبانمون بود. خوشبختانه من از هر کشوری یه اطلاعات جزیی و مختصری دارم و باعث میشد که سریع سر صحبت رو باز کنم. آقا من با این تایلندی ها که ماشالا تعداد قابل توجهی هم بودن که صحبت میکردم، یکی دوتاشون جمله خیلی عجیبی گفتن، گفت به من که دبی از تایلند خیلی قشنگ تره، منو میگین : واااااا ، مگه میشه ، مگه داریم، چطوری حساب میکنی؟ این بنده خدا گفت که تایلند همش درخت داره، همش بارون داره، همش سبزه …… ولی دبی قشنگتره چون درخت نداره، بارون نداره، همش آفتابه …… یا یه همکلاسی برزیلی داشتم که عاشقانه دبی رو دوست داشت و با برج خلیفه حااااال میکردا و مثلا میگفت که نمایش فواره ها رو دیدی که نور پردازی و رقص داشت؟ خیلی محشره …… واااااا ……. بابا همه مردم دنیا عاشق فستیوال رقص برزیل هستن ، اونوقت داداشمون میگه که این رقص نور فواره ها محشره، بی نظیره، خارق العادست …..
“اول باید با محیطی که الان هستی در صلح باشی و لذت ببری” ، همون جا بود که من این جمله استاد رو بهتر فهمیدم و درک کردم.
49- استاد دیروز نجواهای شیطان اومده بود سراغم یه ذره حالموو بد کرد و هر کاری میکردم اونجوری که باید آروم نمیشدم،رفتم یه دوش گرفتم ،استاد شاید راتون عجیب باشه ولی من همیشه وقتی زیر دوش آب هستم کلی احساسم خوب میشه،یعنی تا یه کم حالم گرفته میشه میرم دوش میگیرم،دیروز یه عالمه با خدا حرف زدم اصلا دلم نمیخواست از حموم بیام بیرون انقد قشنگ و بلند صداشو میشنیدم که حد نداره،بهم میگفت من همیشه هواتو دارم،نگران چی هستی؟تو بنده خوب منی،من تو رو هدایت کردم مگه میشه ازت غافل باشم و من فقط اشک میریختم دوست داشتم ساکت باشم تا اون حرف بزنه ولی باورتون نمیشه اونم از من سوال میپرسید ،یه مکالمه طولانی داشتیم،جوری که وقتی دوش گرفتنم تموم شد دیگه حتی یه ذره هم حسم بد نبود ،قبلا فک میکردم این نجواها توهمات ذهن خودمه ،ولی نه…دیروز خیلی نزدیک بود ،ازش پرسیدم کجایی،گفت من از رگ گردن بهت نزدیکترم ،اصلا من خودتم ،درون خودت ،،گفتم خدایا هدایتم کن اگه این ندا و صدا متعلق به خودته،،گفت نشونه ها…همه جا پر از نشونست،مث یه دوست بهم آرامش داد ،دلداری داد..صبر کن من همه چیز رو برات هموار میکنم ،تو بنده خوب منی،تو اون چند دیقه من انگار تو خواب بودم باورتون نمیشه حتی الان مکالمه دقیقمون هم یادم نیست فقط همین چندتا جمله یادم بود که نوشتمش ،آخرش هم خواستم برام یه نشونه بفرسته که نشونش رو خیلی سریع برام فرستاد..آخر شب موقع خواب فایل جلسه 6 رو گوش کردم و استاد واااقعااا با تمام وجود درکش کردم ،هر وی بگم این جلسه عالیه کم گفتم ،اون جایی که میگین حتی وقتی شرایط زندگیت هم خوبه میاد و تراژدیای عجیب غریب درست میکنه دقیقا دیروز همین کارو داشت میکرد ولی همون لحظه یاد حرفای شما افتادم ،که تا نجواها اومد باید باورای خوبتو تکرار کنی باید کنترلش کنی،وگرنه انقد میترسونتت که حست بد میشه ،خیلی خوشحال شدم که دیروز خدا کمکم کرد و باهام عاشقانه حرف زد..خدارو شکر میکنم که این دوره رو تهیه کردم واقعا ارزش این جلسات از مبلغی که براش در نظر گرفته شده خیلی بیشتره ،،و اگه کسی این دوره رو نگرفته پیشنهاد میکنم تعلل نکنه ،این دوره ده جلسه نیست بیست جلسست بیست جلسه ای که ارزشش رو تا نشنوی درک نمیکنی .که هر بار بخشای اولو دومو گوش میکنی واقعا چیزای جدیدی میفهمی،و باید تکرار کنی اونقدر تکرار کنی که با گوشت و پوست و استخونت عجین بشه ..این سفری که شروع کردیم شاید با جلسه دهم ظاهرا تموم بشه ولی در واقع این سفر بی انتهاست،سفری نیست که تمومی داشته باشه،فقط میتونم بگم بهترین سفری بوده که تو عمرم تجربه کردم..وقتی خودمو با قبل دوره مقایسه میکنم میبینم چقد تو طول مسیر اتفاقات خوب برام افتاد ..چقد به خدای خودم نزدیک شدم ..و اینا همش لطف و رحمت خدا بود ..
50- جلسه 9 رو امروز داشتم میدیدم و قسمت دومش تکمیل کننده ی بخش اول بود.یعنی تا اعتمادِ من نباشه بازم سیستم کار نمیکنه تو زندگیم.باید من اعتماد کنم و خودم رو در اختیارش قرار بدم تا اون بتونه کارش رو انجام بده.مثلِ دکتری که اجازه میدم تا عملم کنه.مثل پولی که پرده میذارم بانک تا سود بیاد روش.تا من اون پول رو نذارم که سودی تعلق نمیگیره بهش.
وقتی از درون به خدا میسپارم همه چیز اوکی میشه و سیستم شروع میکنه به کار کردن.حتی هدایت شدنها و الهامات هم تا بهشون عمل نکنم کار ساز نمیشن.
فایلِ اولِ جلسه 9 که آخرش استاد گفتن باید مو به مو به فیلها گوش بدم و نکته برداری کنم و باورها رو بکشم بیرون واقعآ عالی بود اینم خیلی قفلها رو باز کرد برام که چجوری از فایلها بیشترین استفاده رو ببرم
ممنونم استاد که انقدر صریح و ساده سیستم و برام توضیح میدی.این جلسه 9 ی جورایی گفت کمتر حرف بزن و عمل کن به دونسته هات.
51- عباسمنش ولی تو خیلی با معرفتی که از ترسهایت شکست هایت و زندگیت صادقانه میگویی از ارتباطت با پدرت و… صادقانه میگویی تا به دیگران کمک شود اهل ژست و فیلم و کلاس نیستی اینها عالی است
من در این دوره خیلی چیزها فهمیدم اما مهمتر از همه اینکه خیلی از نرسیدنهایم بخاطر طی نکردن تکاملم بوده و دیگر اینکه همیشه دنبال جادو و فرمولی بودم که وجود نداشت هم در nlpهم در هیپنوتیزم وهم در cbtو هم در اناگرام و… بیش از 20 مدرک معتبر دارم و بخاطر همین وقتی میگویی جادو نیست وباید سیر تکامل طی شود را می فهمم و به نشانه ی عمر تلف شده سر تکان میدهم وقتی در مورد باورهایی میگویی که زورمان می آید تغییر دهیم وهمان ها مانع می شود می فهمم چه میگویی
آن فردی که در موردش گفتید که قرار بود دیوید کاپرفیلد ساز شود را من هم دیدم و با او صحبت کردم یکی از همایش هایش در همان ساختمان بعد از میدان ولیعصر بود که من کلاس nlpمی رفتم 50 هزارتومان آن زمان برای هرجلسه می گرفت ولی یادمه هیچ کس پیشش نرفت یا اگر هم رفت من ندیدم ولی پرسروصدا آمد و غیب شد مثل خیلی از دروغهای دیگر
در کل من هنوز هروقت شما را می بینم آن جوان از بندرعباس آمده را به یاد می آورم و به مرور میخواهم محصولات شما راتهیه کنم وگاهی فکر میکنم اگر آن سال از بندرعباس به تهران نمی آمدی چقدر الان جایت خالی بود و چه آدمهایی که نیامدند ، اقدامی نکردند والان جایشان خالی است آخرین توصیه استیو جابز را از شما می خواهم:
سید جان همیشه دیوانه بمان وهمیشه گرسنه بمان
52- دوست عزیزم سلام برات آرزوی تندرستی و دنیایی از آرامش دارم با خودم فکر میکنم خدایی که میتونه از هیچ خلق کنه، خدایی که میتونه از یه نطفه کودکی رو بیافرینه و بهش دست و پا و قلب و چشم و…بده حتما میتونه مورد تو رو هم حل کنه چه اهمیت داره که دکترها چی میگین اونها وقتی علمشون قد نده به چیزی که می بینند میگن دیگه راهی نداره، (با احترامی که برای همه ی دکترها قائلم) ولی مادرم بارها شد که بیماری هایی گرفته بود که دکتر ها کامل جوابش کرده بودند و گفته بودند تا چند روز دیگه بیشتر زنده نمی مونه ولی هر بار معجزه وار سلامتی شو به دست آورد، تو میگی موردت مادر زادیه ولی شاید یه کودک تازه متولد شده بتونه یه الگوی خوبی باشه برای تو تا سلامتیتو به دست بیاری، این خدا همه کاره ست، این خدا بهترین طبیبه،احساس میکنم این خدایی که میتونه یک کودک رو در تاریکی شکم مادرش بسازه بتونه سلامتی رو به تو برگردونه،
53- سلام استاد عزیزم و دوستای خوبم از وقتی اولین جلسه فایل 9 رو دیدم مرتب دارم گوشش میکنم و نشانه های خیلی عاااالی دارم میبینم و این بهم نشون میده که راه و درست دارم میرم و آرام ارام باورهام داره تغییر میکنه، مرتب با خودم تکرار میکنم که ستاره خودتو به خدا بسپار و به الهاماتی که بهت گفته میشه عمل کن و تو یک درصد کارارو انجام بده خدا 99 درصد کارارو برات میکنه، مدام با خودم زمزمه میکنم خدا راه رو نشونت میده خدا به بی نهایت طریق درهارو برات باز میکنه میگم ستاره تو عقل ناقصت به خیلی چییییزا نمیرسه ولی خدایی داری که از همه چیز آگاهه میتونی به اون توکل کنی و به همه چیز برسی و اون همه درها رو برات باز کنه و همه دلهارو برات نرم کنه یا اینکه میتونی رو عقل خودت حساب کنی و با اون پیش بری و به ناکامی ها برسی. بچا فکر میکنید چی شد؟ دیروز یکی از دوستام زنگ زد و گفت ستاره دختر خاله ام توی اینترنت خیلی فعاله و خیلی خوب میتونه کارای فروش رو انجام بده و به من پیشنهاد داده گفته من هنرشو ندارم شما که هنرشو دارید بیاین با هم یه تیم تشکیل بدیم شما به من کار برسونید و من میفروشم. حتی گفته یه سری مشتری خاص دارم که یه سری لباسهای خاص میپوشند و درویش مسلک اند و اونا دنبال یه سری لباسهای چاپی اند بیاین روی تیشرتا چاپ بزنید و فروشش با من و من خیلی خنده ام گرفته بود گفتم خدا جونم تو به هزاران طریق میتونی به ما روزی برسونی، من فقط یکم روی این باور کار کردم و نشانه هاشو دیدم. حتی توی این اوضاعی که همه دارن از کارشون مینالن شوهرم کلی سفارش کار داره میگیره به لطف خدای مهربون هرروز میاد و میگه رفته بودم اندازه گیری و کلی سفارش میگیره، همه چیز باوره همه چیز ایمانه همه چیز توکل به رب العالمینه خدایا شکرت که نتیجه توکل و کار کردن روی خودمو همیشه داری نشونم میدی خدایا شکرت که من میتونم به تو توکل کنم و خیللم راحت باشه که تو همه کار برام میکنی. استاد ممنونم که به ندای قلبیتون گوش میکنید و به ما هم یاد دادین که همه ی ما این خدارو این ندارو بهش دسترسی داریم ممنون که خدا رو بدون هیچ پیچیدگی باور کردید و به ما همیاد دادین که این خدای ساده و بدون هیچگونه پیچیدکی رو باور کنیم و به سعادت برسیم. ممنون که راه تکامل رو درک کردید و یاد ما هم دادین که این مسیر یه سیر تکاملی داره و باید قدم به قدم این مسیرو طی کنیم تا آرام آرام مدارمون بالاتر بره. ممنون که یادم دادین توی هر مداری که قرار بگیرن خدای من بهترین مسیر رو نصبت به همون مدارم بهم الهام میکنه و من عمل میکنم و یه قدم بالاتر میرم و بعد دوباره بهترین الهام در مدار بعدی ووو…. این مسیر همینطور طی میشه و قدم قدم مسیر طی میشه. استاد چقدر این دوره منو رشد داد خداروشکر که در فرکانس دریافتش بودم از خدا میخوام همواره کمکم کنه تا توی این مسیر ثابت قدم باشم و به آنچه که آموختم عمل کنم. خدایاشکررت.
54- سلام
از کامنتهای دوره جهان بینی خیلی چیزا یاد گرفتم خیلی مواقع اسکرین شات میگرفتم و امروز همه رو مرور کردم ،و حسم گفت اونهارو بنویسم،خیلی از ماها یه لحظه یه احساسهایی میاد سراغمون یه الهاماتی بهمون میشه که تو قسمت نظرات مینویسیمش و شاید بعدا یادمون بره چی گفتیم،چی نوشتیم..امروز وقتی داشتم اسکرین شاتهارو میخوندم با خودم میگفتم باباااا دمتون گررم چقد نکات مهمی نوشتین و دلم خواست خلاصه همشونو بنویسم البته خیلی خلاصست..نمیشد همه رو نوشت ،بعضیاش باوره،بعضیاش شعره،بعضیاش یه آیه از قرآنه بعضیاش حرف دله.بعضیاشم جمله های خود استاده…ببخشید اگه اسمهارو نمینویسم چون اسکرین شاتهارو فقط از متن گرفتم ولی میخوام از همتون تشکر کنم که انقد آگاهین و تسلط دارین بر قوانین …اینها همه حرفاییه که شما نوشتین و یه حسی بهم گفت باید بنویسیش و تشکر کنی..از کامنتها خیلی چیزها یاد گرفتم پس به نام الله یکتا شروع میکنم و امیدوارم لذت ببرید
√و هر گاه بندگان من از تو درباره من بپرسند بگو من نزدیکم…و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند
از کامنتها یاد گرفتم که :
√هیچ تجربه و اتفاقی در زندگی ما بی دلیل نیست و زمانبندی خداونددقیقه و همه اتفاقات زندگیمون مثل زنجیر به هم متصلن
√آموختم:
اگر هر قدمی که بر میدارین یا هر پولی که هزینه میکنین یا هر آموزشی که ثبت نام میکنین اصلا به نتایج متعارف و روتین اون موضوع نگاه نکنید ،شما فقط حرکت کنید و اصلا نوع و مقدار نتیجه را تعیین نکنید اونوقت از تودل اون ماجرا یه دری براتون باز میشه که شگفت زدتون میکنه پش شما فقط حرکت کنید
√آموختم:
تو پای در راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید کرد
آموختم
√خدا همیشه همراه منه،از همه چیز آگاهه،جواب همه سوالات رو میدونه و در حل مسائل میتونه کمکت کنه،هیچ وقت منو ترک نمیکنه هیچ وقت رابطش با من قطع نمیشه
آموختم:
√وقتی احساست خوب باشه اونوقته که رسیدن به هدف برات طبیعیه
آموختم:
√هر سرمایه گذاری که رو خودت انجام بدی بهترین سرمایه گذاریه،و یه کار رو فقط بخاطر پولش قبول نکن.
آموختم
√باید مثبت فکر کنی،باید مثبت حرف بزنی،مثبت ها رو بخونی و ببینی تا درونت و روحت بزرگ شه …وقتی چشمات فراوونی رو میبینه ،گوشهات فراوونی رو میشنوه ،توجه به فراوانی داری دیگه چیزی به نام کمبود تو ذهنت باقی نمیمونه چون دائما داری فراوانی رو میبینی،وقتی تمام مویرگهای افکارت رو با باور فراوانی پر میکنی به طرف فراوانی کشیده میشی
آموختم:
√نشونه ها واضح هستن،مثل معجزه میمونن اما کوچیکن…و تو باید تاییدشون کنی،یادداشتشون کنی و سپاسگزار باشی.
آموختم√
خواسته هاتو بنویس:تصور کن،و ازشون لذت ببر اما خودت رو رها کن
آموختم√
ایمان داشته باشیم،و دقیقا به وقتش به خواسته هامون میرسیم و پاداش ایمانمون رو میگیریم و این وعده خداست
آموختم √
از اتفاقات کوچیک کیف کن و لذت ببر انقدر که کل صورتت رو لبخند بپوشونه
آموختم:
همیشه باید به کار کردن روی باورهات ادامه بدی حتی بعد اینکه به خواسته هات رسیدی
آموختم:
روش رشد کردن چند مرحله اس:
حذف علفهای هرز(افکار منفی) ..دادن کود و موادمغذی(باورهای درست) …کنترل ونظارت (کنترل ورودیهای ذهن) …تمرکز بر رویش گیاهان و میوه ها (تحسین موفقیت ها،نعمتها،ثروتها،و شکرگزاری بابت آنها) این انتخاب ماست که تبدیل بشیم به علف هرز یا یه درخت پربار..
آموختم√
خدا به هزاران طریق به من نعمت میده ..من خالق زندگی خودمم ..من اونچه رو که میحوام خلق میکنم و لذت میبرم..
آموختم:
خدا به بنده اش میگوید
مهربان باش…با دیگران مهربان باش،زیرا من آنهارا نیز به اندازه تودوست دارم ..مممکن است مثل تو لباس نپوشند،یا مثل تو صحبت نکنند یا به شیوه تو زندگی نکنند ..اما من عاشق همه شما هستم
آموختم:
برای بهترین بودن باید تمام وجودترو روی اون کار بذاری،و فقط روی اون کار تمرکز کنی و رمز موفقیت ایجاد باورهای درسته ،باید تصمیم بگیری و رها کنی چیزایی رو که مانعت هستن ..
آموختم:√
خدا دلهارو برام نرم میکنه…
خوشبختی همین قطعات کوچک خوشی و شادیست که خداوند وارد زندگی من میکنه
آموختم√
راه حل صحیح موفقیت اینه که اشتیاق شما به پیروزی بیشتر از ترس شما از شکست باشد
آموختم:
آگاهانه هر لحظه دنبال نشانه های فراوانی در زندگیم باشم
آموختم:
من از هر چه در این دنیا رنگ تعلق داره آزادم …من فقط روی خدا حساب میکنم
آموختم √
من به همه خواسته هام در زمان و مکان مناسب میرسم
آموختم √
باید برای خودمون و به سبک خودمون زندگی کنیم
آموختم√
کل زندگی همینه،خواسته هاتو مشخص کن ،باورهاتو درست کن،و خلق کن اون چیزی رو که میخوای ،و با خلق هر کدوم یه پله به خدا نزدیکتر شو..
آموختم :
انسانها نه دوستان تواند و نه دشمنان تو آنها فقط معلمان تو هستند
آموختم: √
هر اتفاقی که میفته همواره به نفع منه ،من همیشه در مکان مناسب در زمان مناسب و در روابط درست هستم
آموختم :√
هیچ چیز نیست که نتونی باشی،،هیچ کاری نیست که نتونی انجام بدی،هیچچیزی نیست که نتونی داشته باشی…
تو باشکوه ترین ،عالی ترین ،پر رزق و برکت ترین موجودی هستی که خدا خلق کرده،اما خودت نمیدونی چی هستی..و تو تصور میکنی خیلی کمتری..بذار اینو بهت بگم این تو هستی که انتخاب میکنی که چه کسی و چه چیزی هستی و میخوای باشی
√آموختم:√
شاید من مشکلات زیادی داشته باشم ولی حتی لبهای من هم از اونها بیخبرند.
آموختم:√
[نخواه که ترسی نباشد فقط ایمانی راسخ را بخواه که بر ترسهایت غلبه کند]
و آموختم و آموختم و آموختم…خیلی وقتها با کامتتهاتون خندیدم،اشک شوق رریختم،افتخار کردم،و کلی با خوندن کامتهاتون حسم عالی شد..خیلی چیزارو یاد گرفتم که اسکرین شات نگرفتم …یاد گرفتم فقط خدا رو ببینم حتی تودل تاریکی شب،و توکلم فقط به خودش باشه..
یاد گرفتم وقتی سفر میکنم فقط به زیبایی ها توجه کنم..
یاد گرفتم نشونه هارو هر چند کوچیک تایید کنم..و چشمم فقط زیبایی هارو ببینه ..ممنونم از استاد عزیزم و همه خواهر و برادرای خوبم که تو این سفر همراه بودن چه اونایی که دوره رو تهیه کردن و چه اونایی که دورادور کامتتارو خوندن و تشکر کردن..آقای مرادی نظیف،آقای حکمت،تینا خانوم …براتون شادی و سلامتی و ثروت رو از خدا میخوام
و آخر کامنتتم با شعر زیبایی که یکی از دوستان نوشته بود تموم میکنم
خواجه مقبل که ز خود غافلی…
خواجه نه ای..بنده ناقابلی
از ره غفلت به گدایی رسی
ور به خود آیی،به خدایی رسی…
55- یه پیام از حاج اسماعیل دولابی بهم رسید… اگر یک شخص غنی که به او اطمینان داری به تو بگوید نگران نباش و غصه ی بدهی هایت را نخور خیالت راحت باشد من هستم… ببین این حرف چقدر به تو آرامش می بخشد و راحت میشوی، خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته «آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست»
56- سلام
دیشب یه مستند داشت از تلوزیون پخش میشد نمیدونم کدوم شبکه بود ولی خیلی باورای قشنگی میشد از توش پیدا کرد..جالبه من اصن تلوزیون نمیبینم ولی دقیقا دیشب اون حرفی که تو جلسه یک قانون آفرینش گفتین برام تداعی شد ((اگه لازم باشه چیزی رو از تلوزیون بشنوم میشنوم که همراستا با قوانین باشه)) خلاصه این مستند مربوط میشد به یه روستا تو خراسان که مردمش کاشت زرشک داشتن و یه نفر تو اون روستا اومده بود یه کارگاه کوچیک درست کرده بود و 25 نفر رو تو همون کارگاه استخدام کرده بود برای اینکه این زرشکارو بسته بندی کنن البته به گفته خودش این 25 نفر فقط داخل کارگاه کار میکردن و اشخاص دیگه ای هم بودن که خارج کارگاه بقیه کارارو انجام میدادن ،خیلی برام جالب بود،حسم گفت ببین این برنامه رو باید ببینی،خلاصه نشستم و تا آخرشو نگاه کردم یه زمین خیلی بزرگ پر از زرشک که باور فراوانی رو تقویت میکرد اونم تو یه منطقه ای که بیشترش بیابون بود و جای فوق العاده گرمی بود …و مردم اون روستام راضی بودن از کسب و کارشون بعد از اون با یه آقایی مصاحبه کردن که این آقا اومده بود از انرژی خورشید برق تولید میکرذ و میفروخت به اهالی اون روستا ،و جالب بود میگفت شما اگه یه خونه 500 تومنی داشته باشی نهایتا هر ماه یه اجاره کمی رو میتونی ازش در بیاری و این پولت راکد میمونه و 500 تومنت در عرض دو سال نهایت دویست تومن میاد روش ولی من با این کار در عرض دو سال میتونم این 500 تومن رو دو یا سه برابر یا حتی بیشتر کنم،و با اینکه تو منطقه محرومی زندگی میکرد چقد ذهن این آدم باز بود ،باورش این بود که از هر چیزی میشه پول درآورد …یه قسمت دیگه از برنامه رفتن تو کویر همین آقا میگفت اینجا زیاد گردشگر میاد ایرانی و خارجی،و میگفتش که به یه جوون سپردم که بره موتور چهارچرخ بخره و بیاره و ساعتی اجاره بده و از اجاره اون پول منو هم بهم بده..اینجوری هم دست یه آدم دیگه رو دادم به کار هم خودم سود میکنم..
یه قسمت دیگش اینا سوار ماشین بودن و از کلی کویر و بیابون گذشتن و رسیدن به یه جایی که پر از درحت و آب بود باز همین آقا میگفت اینجا رو کمتر کسی میشناسه ولی اهالی همین منطقه و گردشگرای خارجی میشناسنش و گونه های خاص جانوری و گیاهی اینجا هست ،میگفتش که اینجا یه چشمست که شما حتی اگه یه ذره از خاک اینجا رو بزنی کنار از زیرش آب در مباد بعد میگفتش که تنها مسئله که برای گردشگرا وجود داره اینه که وقتی میان اینجا نمیتونن شب بمونن چون جایی درست نشده که بتونن شب اتراق کنن برای همین تصمیم گرفتم یه چندتا کلبه و اتاق بسازیم که بتونیم اجارش بدیم..حالا فک کنین این آقا از چندتا چیز ساده چقد راحت تبدیل به کارآفرین شده بود ،اون قسمت سرسبزی که تو بیابون بودو داشتن با ماشسن میرفتن همش تو ذهنم میگفتم اینا چه کار مزخرفیدارن میکنن این همه بیابونودارن میرن که به کجا برسن خب معلومه همش خشکیه دیگه..ولی وقتی رسیدن به اون جای سرسبز واقعا تعجب کردم چطور تو دل بیابون یه عالمه درخت و تازه یه چشمه وجود داره که انقد زیباست..و جالبتر اینکهگردشگرای خارجی میشناسنش ولی ما که تو ایرانیم هنوز نفهمیدیم که همین مملکت خودمونم پر از زیبایی و ثروت و فراوانیه و یه آدم تونسته از همین محدودیتهایی که به چشم ما محدودیته کلی پول دربیاره..اسم مستنده نمیدونم چی بودولی چندتا درس داشت برام
1..مهم نیست تو چه منطقه جغرافیایی داری زندگی میکنی مهم اینه که باورت راجب پول درآوردن چیه
2.از کوچکترین و پیش پا افتاده ترین چیزا میشه پول ساخت
3.ثروت و فراوونی همه جا هست کافیه بخوای ببینیش و باورش کنی…
خدایا شکرت که قدرت درک این مسائلو بهم دادی و شکرت که بهم فهمونذی باید جور دیگه ای ببینمو درک کنم .
57- جلسات این دوره چنان تاثیر عمیق و جالبی در من گذاشته بود که شروع کردم به گوش کردن دوباره روانشناسی ثروت 1 استاد خیلی برام جالبه البته احتمالا این تجربه رو بقیه بچه هام داشتن هرچی به جلسات این دوره بیشتر گوش میکردم صحبتهای استاد رو در بقیه محصولاتی که ازشون دارم بهتر درک میکردم دوستان عزیزم یه اشتیاقی در من ایجاد شده بود این مدت که نگو و نپرس شروع کردم به نت برداری از دوره روانشناسی ثروت و اتفاق جالبی که برام افتاد این بود که درکم نسبت به حرفای استاد چندین برابر شده که فک میکنم همش بر میگرده به قانون تکامل که استاد در این محصول عالی توضیحش دادن.
58- چه ها یک حسی در درونم به محض بیدارشدنم ازخواب بمن گفت بیام این اتفاق رو که حدود دوهفته پیش تجربش کردیم براتون بنویسم:
قبلش بگم که خواهرکوچیکم که یکساله حدودا ازدواج کرده دریک منزل مستقل باهمسرشون مستاجر بودن…هال وپذیرایی خونه خیلی خیلی کوچیک بود..بطوریکه هروقت یادش میفتادم احساس دلسوزی بهم دست میداد تاوقتی که از استاد یادگرفتم بجای دلسوزی باید اون رو دربهترین حالت ممکن تجسم کنم..و ماهها بود که هروقت یادخونه خواهرم میفتادم تجسم میکردم که داره دریک خونه باهال وپذیرایی زیبا وبزرگی زندگی میکنه وواقعا هم احساسم خوب میشد…
تااینکه دوهفته پیش بمن زنگ زد گفت یه خونه پیداکردم ،اما شوهرم قبول نمیکنه ازاینجا پاشیم..من خیلی دلم میخواد یه خونه بزرگتربگیریم..وچون پول پیشمون همش سه تومنه خیلی کم خونه پیدامیشه بااین قیمت..بهش گفتم غزاله جان شمابرو خونه رو ببین …ورفت…بعدازظهرش به من زنگ زد گفت آبجی خونش اصلا خوب نبود…اما کاش شوهرم راضی میشد بریم دنبال خونه بگردیم..من فقط بهش گفتم :خداخودش آیدینو راضی میکنه..ومکالمه تمام شد…
فردای همون روز بازدیدم داره زنگ میزنه خیلی خیلی ناراحت بود.گفتم چیشده؟ ..گفت صاحبخونمون زنگ زده گفته 70تومن باید بکشید روی کرایتون..اخه این خونه بااین قیمت خیلی زیاده..برای همینم شوهرم به صاحبخونه گفته ما پامیشیم.حالا چکارکنیم ؟!!(بسیارهم آشفته و درمونده بودصداش) من خندم گرفت گفتم دیدی گفتم خدا آیدینو راضی میکنه :)….بنده خدا به این بعد قضیه فکرنکرده بود اونم خندش گرفت…بعد دوباره نگران بود که بااین پول خونه پیدانمیشه…بهش گفتم بازم ازخدا بخواه..خدا برات بهترین خونه میشه…وشاید باورتون نشه بعداز دوسه روز گشتن یه خونه پیداکرد بامدل جدید وهال بزرگ و کف سرامیک اتفاقا بهمراه کولر(چون تو شمال خونه ها کانال کشی نداره وما ازکولرهای گازی استفاده میکنیم وخونه قبلیشون چون کوچیک بود و کولرم نداشتن بسیاربسیار گرم بود)، و با خوشحالی بمن خبرداد که خونه هم پیداکردن..بعدازدوروز دوباره زنگ زد گفت صاحبخونه بما میگه پولتونو ندارم که بدم..حالا ماچکارکنیم اون خونه رو ازدست ندیم؟!گفتم شمابرید بیعانه بگذارید..همون خدایی که آیدینو راضی کرده و واست یه خونه عالی شده واسش کاری نداره که برات پولم بشه …ورفتن و قولنامه کردن و تمام…چندروز بعدش صاحبخونم زنگ زد و گفت پولتونو ریختم بحساب تاخونتونو ازدست ندید(ازااین ببعد وخواهرم برام تعریف کرد) گفت :صبحی که رفتم بانک پولو بگیرم.نوبت نشستم :همون لحظه دلم خیلی شورمیزد.تودلم گفتم خدایا همه چیزو بخودت سپردم..نوبتم شد و رفتم پشت باجه …مسوول باجه پول رو اماده کرد و رو میزگذاشت وگفت :کار ت ملی لطفا!!!(ازقضا خواهرم کارت ملیش یادش رفته بود.)..هرچقدر میگردم توکیفم می بینیم نیست..متصدی بانکم میگه مبلغ میلیونیه من نمیتونم بدون کارت ملی بهتون بدم…خواهرم میگفت من رفتم توسکوت..وچیزی نگفتم..یهو خود متصدی میگه میشه شماره ملیتو بنوییسی برام..و باهمین نوشتنه پولشو بهش میده…خواهرم انقدر خوشحال بود ازاین اتفاق که بازبمن زنگ زد و تعریفش کرد..و خلاصه درعرض یک هفته خدا شوهرش و راضی کرد،خدا براش یک خونه بزرگ باکولر شد باقیمتتت خیلی پایین،خدابراش پول شد و بالاخره جمعه اثاث کشی کردن وماهمه دستهای خداشدیم برای کمکشون…ووقتی توخونه جدیدش نشستم..تودلم گفتم ببین که خدا همه چیز میشود همه کس را ،به شرط اعتقاد،به شرط پاکی دل،به شرط معامله نکردن باابلیس…
59- العان چند روزه ک من تو بیمارستان بستری هستم و به علت اینکه قبلا هم سزارین کردم العان هم باید سزارین کنم تا فرزندم و به دنیا بیارم بخاطر همین هنوز تو بیمارستان هستم و هنوز هم فرزندم بدنیا نیومده از دیشب خیلی حالم بد بود و کلی رفته بودم تو مدار خیلی بدی ک از زمین و زمان شاکی بودم چرا انقدر بلا سرم میاد کلی ازم خون گرفتن حالم خیلی بد بود تا امروز شروع کردم با خدا حرف زندن ک چرا این اتفاق برای من افتاد و حس بهم گفت تو کانالی ک برای خودم درست کردم به اسم شکر گزاری , شکر گزاریهامو توش می نویسم شروع کنم به نوشتن هر چیزی ک از بچگی تا العان خدا بهم داده بنویسم و من هم همین کارو کردم کلی نعمت های ک خدا از بچگی بهم داده تا العان و نوشتم بعد خدا شروع کرد باهام حرف زدن ک چرا این بلا سرم اومده من قبلا خیلی خوب ورودیهای ذهنم و کنترل میکردم اصلا اجازه نمی دادم کسی جلوی من حرفی بزنه ک احساسم و بد کنه ولی العان حدود دوماه بود ک فکر میکردم خیلی عالی شدم و به قول معروف خیلی رو خودم حساب باز کرده بودم ک دیگه هیچ چیز روی من اثر نمیزاره و خیلی به خودم اعتماد کرده بودم مثلا این دوستم ک گفتم افغان هست چهار ماه پیش زایمان کرده بود و توی همین بیمارستان بستری بود مدام از بدیها تعریف میکرد بخاطر اینکه تمرکز ش رو ناخواسته ها بود فقط هم ناخواسته ها رو جذب میکرد خلاصه هر وقت میرفتم پیشش از بدیهای بیمارستان و آدم هاش تعریف میکرد من گوش میکردم و پیش خودم می گفتم برای تو اینجوری بوده بخاطر باورهات و فکر میکردم همین و بگم کافیه تا اینکه امروز خدا مستقیم به من گفت فقط گوش کردن فایل ها فایده نداره باید عمل کنی عمل کنی همه چیز توجه با توجه به هر چیزی اونو جذب میکنی وقتی استاد میگه ورودیهای ذهنتان و کنترل کنید و هر چیزی رو گوش نکنید یعنی گوش نکنید خوراک بد به ذهنتان راه ندید آره امروز فهمیدم تمام این بلاهایی ک این چند روز سر من اومد تمام اون اتفاقهای بود ک دوستم تعریف کرده بود بخاطر اینکه من توجه میکردم و روی خودم هم خیلی حساب میکردم فکر کرده بودم این حرفها رو من تاثیر نداره خدا درس بزرگی به من داد و همین لحظه هم از من تعهد گرفت ک به خواسته هام توجه کنم و وردویهامو بطور جدی کنترل کنم اصلا هر چیز بدی ک کسی تعریف کرد و گوش نکنم و فقط و فقط اعراض کنم و هر روز شکر گزاری کنم بابت تمام نعمت هایی ک دارم این دوتا موضوع رو از من خواست و گفت ک اینجا هم بنویسم میدونم حتما کسایی هستند ک باید به این دو موضوع توجه کنند و این پیغام خداست
توجه به خواسته ها هر چیزی رو گوش نکنید به طور جدی ورودیهای ذهن و کنترل کنید
هر روز بابت نعمت هایی ک خدا داده شکر گزاری کنید
خدایا شکرت هر وقت از تو مدار درست خارج میشم خودت مثل پدری مهربان و مادری دلسوز دستم و میگیری میاری تو مدار درست و کلی هم بهم درس میدی
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
60- یه باور دارم خیییییییییلی مخفی که فکر میکردم واقعا تغییرش دادم …..اینکه من هرجاای که هستم بهترین مکان و بهترین زمان برای پیشرفت و ثروتمند شدنه ….
ینی من همممممممممیشه میگفتم من فقط از ایران برم ….یا حداقل برم تهران دیگه میتونم بهتر زندگی کنم …شهرما که اصلا جای موفقیت نیست ….انقدر که کوچیکه ..واااااقعا استاد من قبلنام حرفهای شما رو گوش دادم به کررررات و به کررررات و به کررررات اما فقط سرمو به نشونه تایید تکون میدادم و فکر میکردم با تایید صحبتهای شما باور منم تغییر کرده ..یا اینکه فقط صدای شما رو شنیدم اما کلماتشو نشنیدم …خدایا شکرت ……خدااااااااایا شکررت ….
61- استاد اونجایی که تو جلسه 5 گفتید اگه احساستون بد میشه بدونید یه باور غلطی دارید و باید اون رو اصلاح کنید که احساستون خوب بشه خیلی کمکم کرد. من وقتی رفتار دیگران که باب میلم نبود رو میدیدم خیلی اعصابم میریخت بهم و وقتی که سعی در تغییرشون داشتم و به حرفم گوش نمیدادن بیشتر میرختم بهم وقتی این جمله رو شنیدم مثله آبی بود که رو آتیش ریخته شد و آرامش عجیبی منو در بر گرفت.
62- وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَکُوا وَ ما جَعَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکیلٍ (107) (انعام)
و اگر خدا مىخواست آنها شرک نمىآوردند، و ما تو را نگهبان ایشان نکردیم و تو وکیل آنها نیستى. (107)
63- فک کنم این دوره پیش نیازه هر دوره ای باشه، ینی وقتی که این سفر و این دوره زیبا و شگفت انگیز رو شروع میکنی، راجب یه موضوع خاص نیس، یه راه حل مخصوص نیس، یه فرمول خاص نیس، یه ابزار بهت نمیده، این دوره بهت نحوه ساخت ابزار واسه رسیدن به هر خواسته و یا حل هر ناخواسته ای رو بهت میده، بهت کل مطلب رو میگه، اینکه برای برخورد با هر موضوعی تو زندگی چجوری و با چه فرمول و راه حلی به جواب برسم!
64- یاد حرف استاد میفتم که در دوره آفرینش میگفتن اتفاقا سوالی هم بود میگفتن:” پس تضاد دررابطه خوبه یابده؟” بعد پاسخ میدادن خیلی هم خوبه..چون باعث میشه ما بفهمیم چی رو میخوایم ..وچه خواسته ای ازیک رابطه ایده ال داریم…
65- اگه تغییر احساستون وابسته به تغییر دیگران از دیدگاه خودتون هست نه خودتون شاد میشید نه اون فرد. کسی خودش رو برای شما تغییر نمیده، اگر که میخواستن تغییر کنند برای خودشون تغییر میکردند
66- استاد تاکید داشتن : به خدا همه چی تغییر میکنه، همه چی تغییر میکنه، همه چی تغییر میکنه، اینقدر همه چی رو ایستا نبینین…
67- به قول استاد که مرتب تاکید می کنن: خداوند بیشتر از ما می خواهد که ما ثروتمند و سعادتمند و…… شویم
68- استاد جونم این روزا خدا برام همه کار میکنه استاد واقعا کافیه سطلت رو بزرگ کنی تا نعمت ها رو دریافت کنی، روزهای اول واقعا نمیفهمیدم فایل تئوری سطل آب چی میگه یعنی میفهمیدم اما اصلا درکش نمیکردم چون تو مدارش نبودم اما حالا خیلی خوب درک میکنم وقتی میگین باران این نعمت بی نهایته و هیچ پایانی نداره و همیشه میباره فقط کافیه که تو چشمت به سطل دیگران نباشه کافیه که تو این نعمت و باورش کنی کافیه که تو باباورهای درست عمق و حجم این سطلو هم از قطر هم از عمق افزایشش بدی و اونموقع است که این نعمتها رو تو هم دریافت میکنی.
69- استاد جونم دوره جهانبینی توحیدی خیلی خیلی دوره ی ارزشمندیه شما در این دوره با صحبتهاتون به من درک خیلی خیلی بالاتری از قوانین دادید و خیلی از ابهامات توی ذهنم رو به یقیین و آگاهی تبدیل شد و این لطف خدای مهربان بود که من هم توی این سفر ارزشمند حضور پیدا کنم. به قول بچه ها این دوره رو باید تا آخر عمر گوشش کرد از بس آگاهی هاش زیاده. از خدای خوبم میخوام که همواره و در همه حال هممون رو در مسیر درست هدایت کنه و بهمون کمک کنه که همچنان استوار و ثابت قدم و با ایمان و انگیزه در این مسیر ارزشمند حرکت کنیم. تنها راه رسیدن به سعادت در دنیا و آخرت همین مسیره که شما به ما معرفی کردین تنها راهش درک این قوانین و عمل کردن به اوناست هر بار که درست از قوانین در زندگیم استفاده میکنم نتایج بی نظیری میگیرم از خدا میخوام که کمکم کنه توحید رو اصل زندگیم قرار بدم خداروشکر که به این مسیر فوق العاده هدایت شدم.
70- این دوره اصلا نمیشه قیمت گذاشت روش میدونی تازه من به یه چیز دیگه هم پی بردم انقدر آروم آروم زندگی ما عوض میشه و تغییرات انجام میشه ک اگر حواسمون نباشه نمی فهمیم ک این تغییرات بخاطر کار کردن روی این دوره هست و بعد فکر میکنیم این چیزها طبیعی ولی بچه ها حواستون باشه تک تک تغییرات زندگی تون و بنویسید و تحسین کنید تا اتفاقهای بزرگتر خودشو نشون بده وگرنه چاخان خیلی راحت میتونه ما رو از مسیر دور کنه
71- الان که دارم دوره ی عشق رو کار میکنم باورهایی که اونجا در مورد وابستگی گفتین واقعا عالین و اونها رو با صدای خودم ضبط میکنم و گوش میدم، مثل این باوره افراد و شرایط دستانی از دستان خداوندند اونها وارد زندگی من شدند تا من خواسته هام و راهم رو بهتر بشناسم، همه ی ما روح ها و تکه هایی از خداوندیم که به این دنیا اومدیم و دوباره پس از مدتی به خداوند بر میگردیم و زندگی چند روزه ی این دنیا در برابر ابدیتی که ازش اومدیم یک پلک بر هم زدن هم نیست
72- شاید دوهفته پیش بود به خدا گفتم حوصله ام سر رفته، دخترم هم که دیگه تعطیل شده و توی خونه… و مرتب میگفت منو ببرید بیرون، از همون روز تا همین دیشب ما فقط یه روز توی خونه تنها بودیم، خدا ما رو میبرد عقد، مهمونی، پارک… اصلا یه وضعی بودا بدون این که من چیزی بگم خود به خود اینور و اونور دعوت میشدیم عجب خداییه این خدا، کافیه چیزی از دلم بگذره خیلی وقتها دیگه به سرعت جواب میده دیگه اون خدای چند سال قبل نیست که جواب نمیداد و از صبرش لجم میگرفت، در واقع اون همیشه سریع الجواب بوده و هست و مشکل از من بود، سپااااس خدای سریع الجواب و نزدیکم
73- کنار شماره صفحات پایین سایت یه گزینه به نام «برو به» گذاشتین که نمیدونم چی شد یهو زدمش قبلنا که میزدم هیچ اتفاقی نمی افتاد،ولی الان که زدم،یه کادر کوچیک برام آورده میگه:«شماره صفحه ای که میخواهید به آن بروید را انتخاب کنید.»
می خواستم بگم چه ایده باحال و بدرد بخوریییی،دمتون گرم،برو بچه های زحمت کش سایت خدا قوتتون بده و خدا شماهارو برا همه ماها حفظ کنه،سپاسگزارم که اینقدر کار ماهارو راحت کردین
سید حسین از توی بزرگوار و دست و دلباز و باهوش هم خیلی خیلی خیلی سپاسگزارم که همچین تیم باهوشی رو دور هم جمع کردی
74- سلاااااام استاد خوبم و دوستای نازنینم. خییییلی خییییلی خوشحال شدم وقتی که متن قسمت دهم رو خوندم و دل تو دلم نیست که دانلودش کنم و ببینم و چقدر خوشحال شدم که قراره براتون یه فایل ارسال کنم از نتایجی که از این دوره ارزشمند گرفتم چون عااااااشقانه میخوام که این نتایج رو با همه ی کسانی که وارد فرکانس دریافت آگاهی های این دوره ارزشمند میشن رو به اشتراک بگذارم تا ایمانشون قوی تر بشه که این راه صد درصد جواب میده و این مسیر تنها مسیر رسیدن به سعادت در دنیا و آخرته. تا با حرفهای من ایمانشون به این مسیر بیشتر بشه با حرفهایی که خدای من قراره روی لبهای من بیاره تا اون حرفها گفته بشه چون من خوب میدونم که توی این راه به همه چیز رسیدم من خدایی رو یافتم که خودش توی قرآنش میگه من از رگ گردن به شما نزدیک ترم من عشقی رو یافتم که هرگز تا قبل از این تجربه اش نکرده بودم من راهی رو یافتم که فقط سرسبزیه راهی که خیلی روشنه و فقط کافیه از این مسیر خارج بشم اونقدر واضح پیامهای الهی رو دریافت میکنم و اونقدر خوب نجواهای ذهنم یا همون شیطان درونم رو شناختم که خوب میفهمم این مسیر مسیر همیشه سرسبزی که منو به سعادت میرسونه نیست مسیریه که اشتباهه چون خبری از احساسای خوب درش نیست و خیلی زود دوباره بازمیگردم به مدار خوبی ها مدار ثروت ها مدار دریافت نعمتها همون مداری که جنسش از خداست همون مداری که یه جاده ی سرسبز و زیباست که فقط هدایت الله راهگشای تک تک لحظه هاست. بله من با این دوره ارزشمند خیلی خیلی رشد کردم خیلی خیلی بزرگ شدم خیلی خیلی قوانین رو بهتر درک کردم حتما حتما حتما به لطف خدای مهربانم فایل نتایجم رو براتون ارسال میکنم با عشق با لذت با امید به اینکه انگیزه بخش باشه برای کسایی که میخوان وارد این مسیر بشن تا بفهمن این مسیر حقیقت محضه قوانین تغییر ناپذیر و ثابتی داره که هرکس از این قوانین پیروی کنه غیر ممکنه سعادت در دنیا و آخرت نصیبش نشه. پیروز باشید.یه دنیا عششششق تقدیم به شما استاد خوبم و همکاران گرامیتون و تک تک دوستای گلی که این کامنت رو میخونن.
75- واقعا این ندای درونی همیشه باماست و مارو خیلی راحت هدایت میکنه بشرطیکه باور کنیم هست و بشرطیکه نجواهای ذهنو خاموش کنیم تا صداشو بشنویم … نشانه خاموش شدن نجوائه هم احساس خوبه…
76- اونجاکه استادمیگفت دوستان لذت لذت لذت ببریدازلحظه به لحظه ی زندگیتون همش صداتون توگوشم بود
77- استفاده کردن از قانون و به کار بستنش و اجرا کردنش برای هر کس ی روش خواصی داره ولی بیسِ اجرا کردنش یِ چیزه.احساس خوب و توجه به نکاتِ مثبت و شکرگذاری به خاطر داشته ها و لذت بردن از مسیرِ زندگی.حالا هر کدوم از ما به شیوه ای که خودمون راحتیم اجراش میکنیم.
ولی استاد تو این فایلِ 10 کامل توضیح دادن که چجوری اجراش کنیم تو کارای روز مره تا نتیجه ی بهتر و کاملتری بهمون بده.من خودم تو اجرا کردنش ضعیف بودم یعنی ی جاهایی رو ضعیف عمل کردم.وقتی پای صحبتهای افراد میشینم و گوشم میشنوه و چشمم میبینه,همینا باعث میشه که تنظیماتِ فرستنده ام به هم بخوره.وقتی خونه هستم فایل گوش میدم,کامنت میخونم,کتاب میخونم,تمرین میکنم و … ولی وقتی میرم بیرون و در معرضِ اینجور صحبتها قرار میگیرم سیستمِ فرکانسیم به هم میخوره و من نمیدونستم که تاثیر عکس میذاره.فکر میکردم که چون تمرینات و انجام میدم,دیگه اینا تاثیری نمیتونن داشته باشن.وقتی جلسه 10 رو گوش دادم متوجه شدم که باید فقط به چیزایی توجه کنم که,میخوام تو زندگیم باشه.
78- استاد این فایل جلسه 10 خیلی حرفها داشت برام….
یه جاهایی از فایل ….فرزند حضرت نوح و اینکه خداوند میگه اون اصلا فرزند تو نیست …و این موضوع رو باز میکنید برای خیلی از ماها و حداقل خوده من پذیرفتنش درد داره….اینکه خانواده من عزیزانم خواهرم برادرم پدرم هم مدارهای مننن نه هم خون ها ی من…و من اون لحظه اشک ریختم از اینکه این وابستگی ها چقدر درد داره و باید بپذیرم که من با هم مدار های خودم هم خونم ….و اونها هستن که با من میمونن…
وقتی گفتید که باید هدفن به گوش هامون بزنیم و رابطه هارو الک کنیم حس کردم نیاز دارم خیلی روی خودم کار کنم در صورتی که فقط یه رابطه خانوادگی این شکلی دارم و اصلا ارتباطات انچنانی ندارم و میدونم اونو باید فیلتر کنم ولی با این حال حس وابستگی کردم….
و چقدر اینها نیازمند جهاده اکبره…
79- بچه ها خیلی خوشحالم وای وقتی فایل خودم مو تو کانال استاد دیدم داشتم از خوشحالی بال در میآوردم فقط یه لحظه خودمو با قبل از شروع این دوره مقایسه کردم اصلا باورم نمیشه این منم ,منی ک از مسخره شده می ترسیدم از قضاوت شدن می ترسیدم دیگران چی میگن در مورد من اگر میخواستم یه کامنت دو خطی بنویسم یک ساعت با خودم کلنجار میرفتم ک چی بنویسم ک دیگران میخونند نظر خوب بدن وابسته به تایید دیگران بودم وووو کلی ضعف های دیگه ک اگر بخوام بنویسم یه دفتر میشه حالا ببین چه قدر تغییر این منم با کلی تغیر ات از هیچی نمی ترسم هر چی قلبم بگه سریع بدون معطلی انجام میدم من به قدرت درونم ایمان دارم اون خدای ک قبل از این دوره از من تعهد گرفت ک کوچکترین نشونه ها رو باید تو سایت بنویسم باید تمرینات و انجام بدم خودش می دونست با من چیکار کنه خودش منو رشد داد خودش منو تو سفری بدون پایان قرار داد خدایا با من چه کردی تمام ضعف هایی ک از دوران بچگی تا العان با من بود پر کردی به من بال پرواز دادی به من آرامش دادی به من زندگی خوب دادی العان با این چند دقیقه فیلم به من نشون دادی ک پیروز شدم خدایا چقدر تو خوبی خدایا چطوری ازت سپاسگزاری کنم خدایا تو با تک تک جمله های استاد توی این دوره مستقیم با من حرف زدی و آروم آروم مدارم و تغییر دادی اصلا نفهمیدم چطور ب این جا رسیدم واقعا با تو خدا جونم زندگی چه لذتی داره چقدر ما خوشبختیم تو این سفر قرار گرفتیم خدایا شکرت
80- سلام استاد جونم و تمام دوستان عزیزم
مرسی عزیزان با محبت و عشق به من تبریک گفتید از همتون بینهایت سپاسگزارم
دلم برای همتون حسابی تنگ شده بود العان هم حسم گفت ک این تجربه چند روز و براتون بنویسم
العان چند روزه ک من تو بیمارستان بستری هستم و به علت اینکه قبلا هم سزارین کردم العان هم باید سزارین کنم تا فرزندم و به دنیا بیارم بخاطر همین هنوز تو بیمارستان هستم و هنوز هم فرزندم بدنیا نیومده از دیشب خیلی حالم بد بود و کلی رفته بودم تو مدار خیلی بدی ک از زمین و زمان شاکی بودم چرا انقدر بلا سرم میاد کلی ازم خون گرفتن حالم خیلی بد بود تا امروز شروع کردم با خدا حرف زندن ک چرا این اتفاق برای من افتاد و حس بهم گفت تو کانالی ک برای خودم درست کردم به اسم شکر گزاری , شکر گزاریهامو توش می نویسم شروع کنم به نوشتن هر چیزی ک از بچگی تا العان خدا بهم داده بنویسم و من هم همین کارو کردم کلی نعمت های ک خدا از بچگی بهم داده تا العان و نوشتم بعد خدا شروع کرد باهام حرف زدن ک چرا این بلا سرم اومده من قبلا خیلی خوب ورودیهای ذهنم و کنترل میکردم اصلا اجازه نمی دادم کسی جلوی من حرفی بزنه ک احساسم و بد کنه ولی العان حدود دوماه بود ک فکر میکردم خیلی عالی شدم و به قول معروف خیلی رو خودم حساب باز کرده بودم ک دیگه هیچ چیز روی من اثر نمیزاره و خیلی به خودم اعتماد کرده بودم مثلا این دوستم ک گفتم افغان هست چهار ماه پیش زایمان کرده بود و توی همین بیمارستان بستری بود مدام از بدیها تعریف میکرد بخاطر اینکه تمرکز ش رو ناخواسته ها بود فقط هم ناخواسته ها رو جذب میکرد خلاصه هر وقت میرفتم پیشش از بدیهای بیمارستان و آدم هاش تعریف میکرد من گوش میکردم و پیش خودم می گفتم برای تو اینجوری بوده بخاطر باورهات و فکر میکردم همین و بگم کافیه تا اینکه امروز خدا مستقیم به من گفت فقط گوش کردن فایل ها فایده نداره باید عمل کنی عمل کنی همه چیز توجه با توجه به هر چیزی اونو جذب میکنی وقتی استاد میگه ورودیهای ذهنتان و کنترل کنید و هر چیزی رو گوش نکنید یعنی گوش نکنید خوراک بد به ذهنتان راه ندید آره امروز فهمیدم تمام این بلاهایی ک این چند روز سر من اومد تمام اون اتفاقهای بود ک دوستم تعریف کرده بود بخاطر اینکه من توجه میکردم و روی خودم هم خیلی حساب میکردم فکر کرده بودم این حرفها رو من تاثیر نداره خدا درس بزرگی به من داد و همین لحظه هم از من تعهد گرفت ک به خواسته هام توجه کنم و وردویهامو بطور جدی کنترل کنم اصلا هر چیز بدی ک کسی تعریف کرد و گوش نکنم و فقط و فقط اعراض کنم و هر روز شکر گزاری کنم بابت تمام نعمت هایی ک دارم این دوتا موضوع رو از من خواست و گفت ک اینجا هم بنویسم میدونم حتما کسایی هستند ک باید به این دو موضوع توجه کنند و این پیغام خداست
توجه به خواسته ها هر چیزی رو گوش نکنید به طور جدی ورودیهای ذهن و کنترل کنید
هر روز بابت نعمت هایی ک خدا داده شکر گزاری کنید
خدایا شکرت هر وقت از تو مدار درست خارج میشم خودت مثل پدری مهربان و مادری دلسوز دستم و میگیری میاری تو مدار درست و کلی هم بهم درس میدی
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
81- هیچوقت هیچوقت وهیچوقت دوسال پیش به ذهنم خطور نمیکرد که روزهای شاد زندگی هم میاد
همگی شاد باشین
بزرگترین تضاد زندگی من باعثه قدم گذاشتن من در این مسیر شد
خدایا خیلی خدایی ممنونم ازت
82- ( جلسه 10 ) اینجایی که میگین اگه داری یه سری چیزایی رو میشنوی پس معلومه هنوز تو فرکانسش هستی که میشنوی ،،فهمیدم که خیلی بیشتر باید رو خودم کار کنم .
83- دوره سوم که به لطف خدای رحمان تهیه کردم دوره فوووووووووووووووق العاده جهان بینی توحیدی یک بود که به معننننننننای واقعی من این جمله رو درک کردم که ایمممممانی که عمل نیاورد ایممممان نیست حرف مفته .واااااقعا واااااقعا وااااقعا این جمله رو با تموووم پوست و استخونم درک کردم ….واقعا این دوره قشششششنگ بهم یادد داد که چه طور به خدا ایمان بیارم ….چه طور دستمو تو دستای خدا بذارم و اقدام کنم ….و نجواها رو که همش تواناییهای ادمو به حد منفی میرسونه ساکت کنم …به لطف خدای مهربان موسسمو زدم و اسمشم گذاشتم آفرینش .که واقعا یک الهامی بود که در کسری از ثانیه بهم الهام شد …دلبل انتخاب اسمم چون با دوره افرینش استاد من مجددا افرینش شدم و کلا مسیر زندگیم عوض شد و اینکه خود این موسسم باعث شد مجددا من آفرینش بشم .ّ…خیلی حس خوبی دارم…..خیلی خیییلییییی ….ماااهههها بود که من دودوتا چهارتا میکردم ولی تو این دوره فقططططو فقط گوش میدادم به الهاماتم و تا میدیدم حس خوب پیدا میکنم پیش میرفتم و عمل میکردم …..خدایا شکککککرت ….خدایا صددددهزار مرتبه شکرت ….
84- واما اون کوچولوی خوشکل که داشت با آب بازی میکرد..خیلی ذهنم مشغولش شد…اول به این نکته توجه کردم که بچه ها درهیچ کجای جهان وخارج از حدو مرز مثل همن…همشون از لحظه ها لذت میبرن..واصلا فرقی نمیکنه یک کودک امریکایی باشه یا ایرانی یا هندی یا بلغاری و…کودکان ازیک رنگ و نژادن از نژاد ناب خدا وهماهنگ بادرون وخالص.
وچقدر ازنحوه تربیت کودکانشون لذت بردم یعنی همون لحظه به همین فکرکردم که چقدر راحت وقتی بچه میفته مادرش نمیدواِ که بگیرتش وبلندش کنه…وبچه براحتی بلند میشه بدون اینکه الکی نق بزنه وگریه کنه خودش رو میتکونه و به بازیش ادامه میده ..(دقیقا برعکس مادران ایرانی که فکرمیکنن بچه ها نیاز به مراقبت شدید اونها دارن)
85- مردم بقیه کشورها زندگی میکنن ولی مردم ما فقط دارن تلاش میکنن که زنده بمونن
86- استاد یعنی اون قسمتی که در مورد کنترل ورودیها گفتید عالی بووووود… اینکه نگیم ما حواسمون هست و بذار ورودیهای منفی رو بدن ، من که حواسم هستتتتت
این اشتباهی بود که میکردم و متوجه شدم که از کجا آب میخورد عوض نشدن یه سری باورهام..
امروز جلسه دوم عشق و مودت رو هم داشتم میدیدم اونجا هم دقیقا همینو گفتید که نشینید پای حرف بقیه که مردا یا زنها اینطورین ؛ بعد بگید که نهههههه من اصلا اینارو قبول ندارم…
چون ” حرفهای شما اهمیتی نداره، این شنیده ها و دیده هاتونه که اروم اروم باورهاتونو شکل میده..”
یه تمرینی هم همین الان انجام دادم ؛ اومدم مهمونی و همه دارن در مورد حباب سکه و گرونی دلار و انگور کیلو 43 تومنی! حرف میزنن.. اگه هفته قبل بود قشنگ مینشستم گوش میدادم و تو دلم بهشون میخندیدم که ایناروووو چقد باورهای خرابی دارن، گناه دارن طفلیا… غافل ازینکه بعد یه مدت خودمم میشدم از همونایی که گناه دارن..
ولی رفتم و گوشیمو اوردم و مشغول خوندن کامنتها شدم تا ورودیهای خوب به خودم بدم…
87- این دوره فوق العاده تموم شد و به قول استاد تا وقتی که در مسیر درست و فرکانس عالی هستیم دوره ادامه داره و تازه از این به بعد باید نتایجی که حاصل از ارسال فرکانس های مناسب هست در جهان پیرامون ، بیشتر شکل بگیره و پررنگ تر بشه ، تاوقتی که با استفاده از آموزه های این دوره ارسال فرکانس خوب ادامه داره این دوره هم ادامه داره ، من که تا الان نتایج فوق العاده ای گرفتم که بارها هم در کامنت های قبلی اعلام کردم بازهم اگر نتایج قوی تری بگیرم که حتما همینطوره میام و همینجا به اشتراک میزارم
88- یکی از فایل های استاد رو گوش میدادم که میگفت خدا 99 در صد کارهاتون انجام میده و یه درصد رو شما
89- سوالی درباره رشد کسب و کار و ساختن ثروت
سوال:
من خیاطم وتوخونه کار میکنم اگه من توخونه کار کنم ورو باورم کار کنم بازم اوضای مالیم خوب میشه یا نه باید بیرون کار کنم تا کسب کارم بزرگ بشه ولی من میخوام یکم اوضام بهتر بشه شغلمو عوض کنم ایا تو خونه هم ثروتم بیشتر میشه یا نه
پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش
اولاً دلیل ثروتمند شدن شما هیچگاه شغل تان نیست. زیرا تمامی شغل ها پتانسیل ایجاد ثروت را دارند. اما تنها می توان با ایجاد باورهای قدرتمند کننده درباره ثروت، از شغل مورد علاقه ات، ثروت ساخت.
به همین دلیل، همواره سراغ کار مورد علاقه ات برو اما درباره ثروت، باورهای قدرتمند کننده ای نیز بساز تا از انجام کاری که عاشقش هستی، هم لذت ببری و هم ثروت بسازی.
اما چگونگی هدایت شما به این مسیر و قرار گرفتن در این روند، قدم به قدم همراه با ساختن باورهای تان به شما گفته می شود. این کار قوانین جهان است.
بنابراین، منظور از باور ساختن، این نیست که یک گوشه بنشینی و فقط روی باورهایت کار کنی و سپس همه چیز تمام و باور آماده ی بهره بردای شود.
آدمهای زیادی “باور ساختن” را مثل تولید یک کالا می داند. یعنی فکر می کنند همانگونه که یک کالا یک پرسه تولید دارد و پس از آماده شدن آن کالا، سپس فرایند تولید برای همیشه درباره آن کالا تمام و تبدیل به شیئی می شود که می توان از آن استفاده کرد، باور نیز به همین شکل است و می خواند همین روند را نیز درباره ساختن باور انجام دهند.
اما باور ساختن، مثل تولید یک کالا نیست.
ساختن باور فرایندی همیشگی است. یعنی ساختن باور چیزی جدا از اجرای اقداماتی نیست که به واسطه بودن در فرایند ساختن باورها، به سمت آنها هدایت می شویم.
باور ساختن مثل روییدن یک جوانه است که مرحله به مرحله رشد می کند. شما دانه را می کاری اما انتظار نداری بلافاصله جوانه بزند، میوه بدهد و فرایند رسیدگی به آن تمام شود.
بلکه همزمان که دانه را می کاری و به صورت پیوسته به آن رسیدگی می کنی یعنی خاک، آب، نور و در یک کلام شرایط مناسب برای رشد را برایش فراهم می کنی، دانه ات به شما نتیجه می دهد.
یعنی در اولین مرحله، ریشه ها شروع به رشد می کند، اما با اینکه آنها را نمی بینی ولی به رسیدگی به آن دانه ادامه می دهی.
سپس نتیجه کمی بزرگتر شده و جوانه ای از دل خاک بیرون می آید. اینجا خیلی ذوق می کنی، خوشحال می شوی و مطمئن که دانه شما در حال رشد بوده.
یعنی این نتیجه به ظاهر کوچک، انگیزه ای برایت ایجاد می کند تا هم بدانی همه چیز درباره رشد دانه مرتب است و هم دوباره به فرایند رسیدگی به دانه، ادامه می دهی اما این بار با ایمان و انگیزه ای بیشتر.
سپس جوانه بزرگتر شده و شکوفه می دهد، باز هم دیدن این نتیجه ،ایمانت را بیشتر و انگیزه ات را قوی تر می نماید تا با رسیدگی های بیشتر مثل کود مناسب، سمپاشی و … به رشد بیشتر و ثمر بیشتر آن کمک کنی.
سپس شکوفه ها تبدیل به میوه می شود و باز هم انگیزه ای می شود تا دانه های بیشتری بکاری و هم رسیدگی ها ویژه تری برای این درخت میوه داشته باشی مثل هرس کردن و …
و این نتایج تا زمانی ادامه دارد که این روند رسیدگی ادامه داشته باشد اما هر بار ثمر آن درخت بیشتر و کیفیت میوه هایش مرغوب تر می شود.
یعنی در سال اول ممکن است تمام شکوفه ها بریزند و فقط یک دو میوه داشته باشد
اما سال بعد میوه ها بیشتر و سال بعد خیلی بیشتر و مرغوب تر خواهند بود.
روند ساخن باور هم اینگونه است. وقتی روی باورهایت کار می کنی، در ابتدا چیزی به جز احساس خوب نداری.
احساس خوب در اینجا حکم همان ریشه های دانه ات را دارد که در زمین هستند اما شما آنها را نمی بینی.
احساس خوب به شما می گوید که باورهایی که در حال ساختنشان هستی، در حال رشد اند و باید این روند را همچنان ادامه دهی.
بنابراین شما با اینکه هنوز جز احساس خوب، نتیجه ای ملموس نداری، اما با ایمان، به مسیر ساختن باورهایت ادامه می دهی، چون پذیرفته ای که، تمام اتفاقات زندگی ما حاصل باورهای ماست.
لذا در ابتدای راه، با اینکه هنوز در دنیای بیرون، جز احساس خوب هیچ نشانه ای نمی بینی، باز هم این روند را ادامه می دهی و به خاطر این ثبات، کم کم ایده ای به تو الهام می شود، سپس آن ایده را اجرا می کنی و نتیجه ای کوچک می بینی. این نتیجه، هم به تو انگیزه می دهد و هم ایمانت را قوی تر و تردید هایت را کمتر می کند که ساختن باور، همه چیز است.
در نتیجه با ایمان بیشتری این روند را ادامه می دهی.
آگاهانه، بیشتر سعی می کنی خود را در معرض ووردی های ذهنی نامناسب قرار ندهی
و آگاهانه بیشتر به نکات مثبت و هر موضوعی که احساس بهتری به شما می دهد، قرار بگیری.
سپس به واسطه این تلاش بیشتر ذهنی، ایده های بهتری الهام می شود، به شرایط بهتری هدایت می شود، مشتری های بیشتری می آید و اوضاع باز هم بهتر می شود.
این نتایج نه تنها باور قبلی را قدرتمند کننده تر می نماید، بلکه همزمان این ایمان در دلت بیشتر می سازد که عامل فقط باور است و تنها کار ما کنترل ورودی های ذهن مان و ساختن باورهای قدرتمند کننده است.
این نتایج دوباره انگیزه ی بیشتری برای ادامه روند به شما می بخشد و همزمان به همراه باور های ساخته شده و شور و شوق حاصل شده، دوباره به مسیرهای بهتری هدایت می شوی که قبلا هیچ ایده ای برایش نداشتی.
مثل همین حال که می گویی:
آیا باید در خانه بمانم و به خیاطی ادامه دهم؟! آیا باید مغازه ای در بیرون بزنم؟ آیا باید شغلم را تغییر دهم؟ آیا باید از طریق آنلاین مشتری جذب کنم؟ و…
بنابراین، فرایند ساختن باور، شامل کار کردن روی ذهن+ عمل به ایده های الهام شده و اقدام برای آنهاست.
در این فرایند، همزمان احساس شما بهتر می شود، به خاطر ماندن در احساس خوب، می توانید ایده ها را دریافت و به شرایط بهتری هدایت شوید و نتایجی را تجربه نمایید که موجب قدرتمند تر شدن باورهاتان و افزایش انگیزه تان برای ادامه مسیر شود.
و همه جزئیات این روند، اعتماد به نفس شما را برای برداشتن قدم بعدی با ایمانِ بیشتر، افزایش می دهد زیرا شما در مرحله قبلی دیدی که چگونه در شروع کار از احساس نگرانی به احساس آرامش رسیدی
سپس در ادامه دیدی که چگونه در احساس آرامش ماندی و یک ایده به شما الهام شد و انجام آن یک نتیجه کوچک را به همراه داشت
و این مسیر همچنان برای همیشه ادامه دارد. خواسته های ما همزمان با باورهای ما و اعتماد به نفس ما، رشد می کند
در زمینه ساختن باورهای قدرتمند کننده درباره کسب و کار، دوره روانشناسی ثروت3 ، یک راهنمای کامل و بهترین سرمایه اولیه برای رشد کسب و کار شخصی است.
اگر سوالت این است که آیا این دوره برای کسب و کار من نیز مناسب است، پاسخ این است که:
مهم نیست که کسب و کار شما یک فروشگاه آنلاین باشد، یک مغازه سوپر مارکت، یک کارخانه تولید قطعات ساختمانی، یا کالاهای پزشکی!
مهم نیست شما یک آموزگار باشید یا پزشکی که قصد دارد از اطلاعات پزشکیاش کسب و کاری موفق خلق کند یا مطب و کلینیک خودش را داشته باشد اما نمیداند باید از کجا و چگونه این توانایی را به یک کسب و کار تبدیل نماید
یا حتی خانم خانه داری که تصمیم گرفته توانمندیاش در خیاطی، آشپزی، بچه داری و همسر داری و .. را تبدیل به کسب و کاری سودآور نماید که از آشپزخانه یا اتاق خانهی خودش قابل اداره کردن است
اتفاقاً یکی از مهمترین مأموریتهای این دوره، چگونگی استفاده از امکانات موجود و آنچه که همین حالا در اختیار داری، برای شروع یک کسب و کار فوق العاده و سپس چگونگی رشد آن، بوسیله وارد کردن کسب و کار، حال هرچه که میخواهد باشد، به فضای آنلاین، بین المللی و فرامرزی است.
اما نکته اینجاست که فردی میتواند فرصتهای موجود در اطرافش را برای ساختن کسب و کارببیند، که باورهای قدرتمند کنندهای ساخته باشد.
در این دوره شما بیشتر از آنکه تکنیک فروش و بازاریابی بیاموزی، یاد میگیری باورهایی را بسازی که موجب میشود به سمت بهترین راهکارها برای جذب و ایجاد بازارهایی جدید در کسب و کارت هدایت شوی.
یاد میگیری وارد مداری شوی که بتوانی فرصتها را در اطرافت ببینی، از آنها کسب و کاری جدید یا بازای پرسود برای کسب و کار موجود بسازی.
یاد میگیری از اتاق خانهات، مشتریها و حتی نیرویهای انسانیات را مدیریت و پیشتیبانی نمایی.
این دوره به شما راهکار ساختن را یاد میدهد. این دوره به شما یاد میدهد از هر مسئلهای که در کسب و کارت با آن مواجه میشوی، یک فرصت برای تولید بازاری برای خلق ثروت بسازی! این دوره میآموزد که چگونه کسب و کارت را به مسیری ببری که هزینههایش هر روز کمتر و سود و درآمدش افزایش مییابد ودر یک کلام به شما یاد میدهد تا حد امکان، کار را برای خودت و کسب و کارت راحتتر، اما پرسودتر نمایی.
مروری جامع بر نحوه کارکرد جهان هستی و چگونگی هماهنگی با آن به منظور زیستن زندگی دلخواه:
هرچند این آخرین جلسه از اولین دوره جهان بینی توحیدی است. اما سفری که با هم شروع نموده ایم، پایانی برایش متصور نیست. تا زمانی زنده ایم و تلاش می کنیم با کنترل ذهن و تغییر زاویه نگاه مان به همه مسائل، به احساس بهتری برسیم، این سفر و مواجهه با نعمت ها و زیبایی های بیشتر، ادامه دارد.
مهم نیست در کدام محله، شهر، کشور و حتی قاره زندگی می کنی.جهان مبتنی بر باور ما، این چیزها برایش مفهومی ندارد. بلکه کار او این است که افراد هم فرکانس را در یک مدار قرار دهد و دنیای اطراف شان را با شرایط و رویدادهایی از جنس باورهای شان، شکل دهد. بنابراین، خواهر و برادرهای تو، پدر و مادرت، فرزندان و دوستانت، افراد هم مدار با تو اند.
جهان تو با کانون توجه ات رقم می خورد. باورهای تو با تکرار آنچه به آن توجه می کنی شکل می گیرد و تعیین می کند وارد چه مداری شوی، چه اتفاقات و شرایطی را تجربه نمایی، تا کی در این مدار بمانی و چه زمانی به مدارهای بالاتر ارتقا بیابی.
هدف این جلسه مروری جامع بر اصل و اساسی است که درک و اجرایش، سعادت دنیا و آخرتمان را تضمین می کند.
همان اصلی که ابراهیم را در حساس ترین مقاطع زندگی اش هدایت نمود، نوح را در مسیرش ثابت قدم گرداند، مادر موسی را در اعتماد به الهاماتش مطمئن گرداند، تسلیم بودن را به موسی آموخت و پیام محمد را در تمام جهان گسترش داد، همان اصل نیز قادر به مدیریت تمام جنبه های زندگی تک تک مان است. فقط کافی است اولین قدم را برداریم و در این مسیر ثابت قدم بمانیم.
قدم اول رسیدن به نقطه ای است که با 100% یقین و مانند وحی منزل بپذیری که:
“تمام اتفاقات زندگی ات به وسیله کانون توجه ات و ورودی ها ذهن ات ساخته می شود” و هیچ امکانی غیر از این وجود ندارد. منظورم پذیرشی از جنس یقین مادر موسی که موجب شد فرزندش را در رودی بزرگ با هزاران احتمال خطر، رها سازد.
باید بپذیری قدرت کنترل تمام جوانب زندگی ات به تو داده شده و به دلیل وجود همین توانایی است که خداوند می فرماید:
همه اتفاقات زندگی شما به واسطه آنچه است که از پیش فرستاده اید (فرکانس) و خداوند هرگز به بندگانش ستم نمی کند.
وقتی به چنین درجه ای از یقین درباره قوانین کیهانی و نقش باورهایت در تک تک اتفاقات زندگی ات برسی، یعنی اولین قدم را برداشته ای و دانه ی باورهای قدرتمند کننده را در ذهنت کاشته ای.
قدم های بعدی با وفادار ماندن به چنین درجه ای از یقین و ثابت قدم بودن در این مسیر، برداشته می شود. حتی اگر در لحظاتی به خاطر باورهای محدود کننده قبلی ات اوضاع به ظاهر بد شود یا تجارب ناخواسته ای رخ دهد!
زیرا راز تثبیت نتایج و موفقیت ها، در تکرار و تقویت ایمان به قوانین کیهانی است. زیرا تقوی و تعهدی می سازد در وجودت می سازد تا همانگونه که ورود غذای گندیده به بدنت پیشگیری می نمایی، همانگونه که خود را در معرض بلندی ای خطرناک قرار نمی دهی، ورودی های مسموم را نیز به ذهنت راه نمی دهی.
بلکه مراقب هستی با کنترل ورودی های ذهن، این دانه را کم کم رشد دهی، جوانه ای از آن پدید آوری و تبدیل به درختی پرثمر بسازی که ریشه هایش تمام جوانب وجودت را فراگرفته و تأثیرش در تک تک رفتارها، گفتارها و نگرشت به همه چیز دیده می شود.
این نقطه شروع عمل به آموخته ها و کار همیشگی شماست. زیرا درخت باورهای قدرتمند کننده ات، در صورتی به ثمر دادن ادامه می دهد که مرتباً با ورودی های مناسب تغذیه گردد.
این درخت به همان اندازه برایت به ثمر می نشیند که تعهد و توجه دریافت می کند. به همان اندازه که قادر به کنترل نجواهای ذهنت می شوی و به الهامات قلبت گوش می دهی که کارش پراکندن امید، ایمان، خوشبینی و مثبت اندیشی است، آنگاه به همان اندازه نیز در مدار بالاتری قرار می گیری و جهان با کیفیت تری برای خودت می سازی.
آدمهای کمی از عهده نجواهای ذهن شان بر می آیند. آدمهای کمی قادرند اوضاع و شرایط را به جای آنچه هست، به گونه ای ببینند که دوست دارند باشد. زیرا آدمهای کمی توانسته اند این اصل و اساس را درک کنند که:
شرایط کنونی زندگی آنها، هر چقدر هم نامناسب، فقط حاصل فرکانس های قبلی شان است. حاصل روزهایی که به نجواهای ذهن شان اجازه تاخت و تاز دادند.
اما یقین دارند با ایمانی که اکنون به قوانین جهان آورده اند و با فرکانس های جدیدشان، بدون شک شرایط همانگونه خواهد بود که می خواهند باشد. زیرا آنها اکنون توانسته اند به نقش باورهایشان در ساختن شرایط زندگی شان، پی ببرند.
به همین دلیل سکان کشتی زندگی شان در دست الهامات قلب شان است و نه نجواهای ذهن شان! به همین دلیل اینچنین پر نشاط و امیدوارند، آرامش دارند و می توانند بدون نگرانی از آینده، از مسیر لذت ببرند بی آنکه محتاج نتیجه باشند. در یک کلام، به دلیل چنین حدی از پذیرش، توکل و تسلیم در برابر قوانین است که لاخوف علیهم و لاهم یحزنون شده اند.
به دلیل چنین حدی از یقین به قوانین است که جرأت ماندن در احساس بد و ادامه دادن به توجه به ناخواسته ها را ندارند و آگاهانه مراقب ورودی های ذهن شان هستند و همواره به هر مسئله ای به گونه ای نگاه کنند که به احساس خوب برسند.
اگر می خواهی کنترل زندگی ات در دست خودت باشد، نقطه شروع ، از کنترل ورودی های ذهنت است. اما نیاز نیست در آغاز راه به خودت سخت بگیری تا در انجام این کاربی نقص باشی.
زیرا همانگونه که در روزهای اول حضور در کلاس اول، نوشتن ساده ترین کلمه هم برایت سخت بود اما با تمرین و ممارست، هر بار خوش خط تر شدی، کلمات بیشتری آموختی، با سرعت بیشتری نوشتی، املایت بهتر شد و کم کم حتی بدون تمرکز زیاد هم قادر به نوشتن سریع جمله با املای درست شدی، مهارت کنترل ذهن و ساختن باورهای قدرتمند کننده، کم کم در طی زمان ساخته می شود.
راز رسیدن به مرحله ای که قادر شوی راحت تر از عهده نجواهای ذهن بر آیی، ثابت قدم ماندن در این مسیر است زیرا:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود!
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود!
سید حسین عباس منش
سرفصل های جلسه دهم:
چگونگی ایجاد مهارت “کنترل ذهن” به وسیله توجه به نکات مثبت
مثالهایی درباره “نحوه کنترل ذهن به منظور ایجاد عادت درباره توجه به نکات مثبت”
فرمول کلی ساختن باور درباره سلامتی، ثروت، روابط و…
چگونگی تقویت باورهای قدرتمند کننده ای که تا کنون ساخته ای
یک شاخص مطلق درباره اینکه “آیا در حال ساختن باورهای قدرتمند کننده هستی یا باورهای محدود کننده!”
مروری اجمالی درباره ” شناخت صحیح خداوند” و درک ” سیستمی بودن جهان”
مروری اجمالی درباره “مدارها” و چگونگی ارتقاء دادن مداری که اکنون در آن هستی
ویژگی مشترک همه افراد موفق در جهان و چگونگی ایجاد این ویژگی
از یه بازارچه محلی شروع کردیم به گشت و گذار در پارک:
تفاوتی از لحاظ کیفیت و جنس کالا وخدمات بین کالایی که در بازار چه محلی به قیمت پایین عرضه می شود با کالایی که در شانزلیزه پاریس یا هر جای دیگه ای به عنوان برند به قیمت بسیار بالایی عرضه می شود وجود ندارد حتی ممکن است در بازارچه محلی بسیار زیبا تر و با کیفیت تر باشد اما قیمتش پایین است تفاوت فقط در باور افراد است و هیچ چیز دیگری فقط باور.
از هرجایی که هستید هر کاری که میتونید انجام بدهید شروع کنید و خجالت نکشید شرایط تغییر می کنه کار کردن رو عار ندونید و با افتخار کسب درآمد کنید.قدم اول رو بردارید قدم های بعدی به شما گفته می شود. همه ما یه سری توانایی ایی داریم که می تونیم اون هارو عرضه کنیم فقط یه سری باورهای محدود داریم:
کسی برای توانایی من ارزش قائل نیست.
کسی پولی پرداخت نمی کنه
و…
اما اگه شروع کنیم با رعایت قانون تکامل آرام آرام کیفیت کارمون رو می بریم بالاتر ،می فهمیم که چجوری باید محصولاتمون روبفروشیم چجوری مشتری پیدا کنیم همشون بهمون الهام میشه در مسیر وقتی باور داشته باشیم به خداوند و بعد خیلی قشنگ از همون چیزی که هست از همون چیز هایی که مورد علاقه امون هست ثروت هم می سازیم و هم لذت می بریم و عشق می کنیم.
ایده های زیادی رو در جهان می بینیم که از مواد اولیه خیلی خیلی ساده استفاده کرده اند.
هر انسانی از یک محیط میتونه تجارب متفاوتی با دیگران داشته باشه از برخورد و ارتباط گرفتن با انسان ها چون باورهای افراد با هم فرق می کند.
تو این بازارچه های محلی نکته جالب دیگه اینه که از هر سنی پیر و جوون هستند زن و مرد همه با انرژی دارن فعالیت می کنند.
در آمریکا مواد غذایی و محصولات کشاورزی از کیفیت بالایی برخوردار است به خاطر تکنولوژِی هایی که استفاده می کنند و اگه کیفیت پایین باشه مردم استفاده نمی کنند.
در ادامه رسیدیم یه نهار خوشمزه با استاد عزیز نوش جان کردیم .
بعد از نهار رفتیم سراغ بچه های دبیرستانی داوطلب که داشتن پارک رو تمیز می کردند.و علف های هرز رو می چیدند.
توی امریکا به خاطر آب و هوا و بارندگی علف های هرز خیلی زیاد و سریع رشد می کنند و مرتب باید تمیز بشه و نکته جالب اینه که برای این کار از معلولان ذهنی استفاده میشه بهشون یه پولی میدهند و اونها هم میتونند کار کنند و از تنهایی در بیان و با این کار بهشون نشون می دهند که شما انسان های مفیدی هستید شما دارید به جامعه خدمت می کنید. و وقتی که این افراد میان بیرون و این کار تمیز کردن رو انجام میدهند خیلی خوشحال هستند خیلی خوب برخورد می کنندو خیلی با انگیزه تر از قبل می شوند.
در ادامه بازدید از پارک بچه های دبیرستانی که کار شست و شوی ماشین انجام میدادند و نی نی کوچولوی شیطون و بامزه ای که اون وسط شیطنتش گرفته بود و مادرش چقدر با آرامش بهش اجازه داد شیطونیش رو بکنه خخخخ
این بچه های دبیرستانی که خیلی هم وارد نبودند و میرفتن راننده هاروها رو ترغیب می کردند بیان و اینا ماشنشونو بشورن و کار تیمی رو چقدر عالی انجام می داند اگه یه جایی یه نفر اشتباه می کرد با هم دیگه برخورد درستی داشتند و اینکه اصلا کار کردن رو عار نمیدونن و خجالت نمی کشن از کار کردن و پدر و مادرها هم راحت اجازه ی دهند که بچه ها کار کنند. اینجوری نیست که پدر و مادر ها خجالت بکشند از کار کردن فرزندانشون اصلا آدم های تنبلی نیستند و عاشق کار کردن هستن. زندگی رو راحت میگیرن خیلی راحت می گیرن هم کسب درامد هست هم مهارت ارتباط با هم دیگه و کار گروهی رو یاد می گیرند .
در ادامه به همراه استاد و میکائیل به جنگل و طبیعت رفتیم الیگیتور دیدیم .
همینجوری که داشتیم میرفتیم یهویی یه چیزی توجهمون رو جلب کرد و آرام آرام ارام رفتیم جلو و دیدیم که یه لاک پشت قشنگ که اومده آفتاب بگیره ما هم رفتیم و بهش افتخار آشنایی با خودمون رو دادیم اونم خیلی خوشحال شد و با این که سنگین بود جو گرفتش خواست ژانگولر بازی در بیاره یهویی فکر کرد غزال تیز پاست مثل جت شروع کرد به دویدن و رفت تو در یاچه.
برین طبیعت، دشت ،کوه ،کویر،دریا زمان بزارید برای خودتون و خلوت کنید یه زمانهایی رو به اهدافتون فکر کنید و بنویسیدشون .از این سکوت طبیعت استفاده کنید با خدا راز و نیاز کنید باورهای مناسب رو پیدا کنید، تمرین کنید ،اون هارو بگید ،بخندید،عشق بازی کنید،و لذت ببرید.
بسیار بسیار طبیعت بهتون کمک می کنه تا خودتون رو بهتر بشناسید خودتون رو درک کنید. خدارو بهتر بشناسید وصدای خداوند رو واضح تر بشنوید.حتما زمان هایی رو بزارید و برید ب دل طبیعت و هیچ بهونه ای هم نیست .هرکسی هرجایی زندگی می کنه این امکان رو داره که هفته ای یه بار دو هفته ای یه بار بره به دل طبیعت و با خودش و خدای خودش خلوت کنه.
این خیلی بهتون کمک میکنه که با خودتون هماهنگ تر بشید.این تمرین رو من از سال ها پیش داشتم یه دفتری رو بر می داشتم و می رفتم تو طبیعت می نوشتم ،با خدا حرف می زدم ایده ها و هدف هامو می نوشتم سپاسگذاری می کردم.
خیلی از ایده هایی که باعث موفقیت های من شد در همون زمان هایی به من گفته شد که در دل طبیعت تنها با خدای خودم صحبت کردم نوشتم گفتم خندیدم و عشق بازی کردم. حتما این کار رو انجام بدهید.
منتظر برنامه های دیگه باشید این مسیر رو ما با هم هستیم حالا حالا ها تا وقتی که داریم روی خودمون کار می کنیم تا وقتی که داریم پیشرفت می کنیم ما با همیم
عاشقتونم دوستون دارم فعلا خدا نگهدارتون باشه.
92- یه چیز دیگه استاد منم همیشه این سوال بود برام که استادهمیشه میگه باورهاتونا درست کنید آخه چطوری باورها را درست کنیم ولی الان فهمیدم چقدر راحت میشه باورها را ساخت اونم باگفتگو کردن باخودمون بانوشتنشون باسپاس گذاری کردن که البته من به نوشتن خیلی اعتقاد دارم ونتیجه دیدم واین که شما گفتین که توقرآن هزاران باور هستش یکی اعتماد مادرموسی وانداختن بچه اش توآب ودیگری حضرت ابراهیم که زن وبچه اش را توبیابون رهاکردورفت وهزاران داستان دیگه که بارهاشنیدیم الان چندوقته هروقت نجواهای شیطانی میادسراغم میگم همون خدای موسی که از آب نجاتش داد همون خداهم بهم کمک میکنه که ……. واینقدربااین گفتگوها آروم میشم که انگارنه انگار وبه راحتی نگرانیهام ازبین میره….
تمام آنچه که برای رسیدن میخواهی در درونت وجود داره
93- دوست عزیز من قبلا خیلی از مرگ ترس داشتم، البته در مورد عزیزانم، ولی وقتی تجربه ی شخصی رو که وارد کما شده بود و بعد برای لحظاتی مرگ رو تجربه کرده بود و دوباره زنده شده بود رو خوندم خیلی نظرم نسبت به مرگ و اون دنیا عوض شدم و چقدر احساس خوبی داشتم، بهتون پیشنهاد میکنم تجربه ی این افراد رو از توی گوگل پیدا کنید و مطالعه کنید، و همین طور تکرار این باور که :افراد و شرایط دستی از دستان خداوندند همه ی ما مجرد به این دنیا اومدیم و مجرد هم از دنیا میریم و دوباره به خداوند برمیگردیم و زندگی چند روزه ی این دنیا در برابر ابدیتی که ازش اومدیم هیچه
94- دقیقا منم وقتی چیزی رو میخوام مینویسم ، یه لیست درست کردم به اسم کارهای خدا..هر چی که میخوامو مینویسم تو اون لیست و بعد مدتها اتفاقی پیش میاد میبینمش و میبینم دقیقا الان دارمش..خدارو شکر میکنم و خیلی خوشحالم که به خواستت رسیدی عزیزم همیشه شاد و سالم باشی
95- سلام
موضوع جلسه دهم دوره جهان بینی 1
تا وقتی داریم روی خودمون کار می کنیم ما مسافر این اتوبوس هستیم و هر لحظه در حال هدایت شدنیم. اما اگه به نجواهای ذهنی اجازه بدهیم که بلند تر بشوند از این مسیر خارج خواهیم شد پس همواره و هر لحظه باید روی خودمون کار کنیم تا ابد.
در این جلسه در مورد کلیت قوانین حاکم بر جهان هستی صحبت شد و کل قوانین مرور شد
قدم اول اینه که باور کنیم این دقیقا اصل قوانین هست یعنی ما اگه باور کنیم که جهان به این شکل که ما درکش کردیم داره عمل می کنه اگه این رو با تمام وجود باور کنیم،خیلی راحت تر میتونیم بهش عمل کنیم یعنی اینکه ما عمل می کنیم به آنچه دانسته ایم خیلی ارتباط داره به اندازه باور ما،به اینکه آیا باور داریم آنچه که دانسته ایم اصل و اساس کیهان هست یا نه؟!!
و من با اطمینان بهتون میگم آنچه که در این جلسه و سایر جلسات گفته شد و گفته میشود صد درصد اصل قوانین هست قوانینی که داره جهان با اون ها کار می کنه.
هرچی جلوتر میریم بهتر میتونیم بفهمیمش و درکش کنیم و اونچه که تا الان درک کردیم همون چیزیه که تو جهان داره اتفاق میافته.همون بحث مدارها و فرکانس ها و وقتی که به اون شکل فکر کنید نتایجش رو می گیرید و نتایج زندگی من گواه بر این هست که انچه باور کردم و به اندازه ای که بهش عمل کردم نتیجه اش توی زندگیم اومده.
هیچ وقت خودم رو در استفاده از قانون حرفه ای نمیدونم هنوز خیلی باید کار کنم اما به اندازه ای که عمل کردم به قوانین، به اندازه ای که نجوای شیطان رو تونستم بهش بی توجه باشم و اعراض کنم و به الهام درونی و نیروی هدایت گری که در وجود همه ما هست توجه کنم و گوش کنم، به اون اندازه تونستم خو شبختی رو در زندگی خودم تجربه کنم.
خوشبختی چی هست؟ خوشبختی همه چیز های خوب و زیبایی هست که شما می خواهید هر کدوم از ما در هر برحه ای از زندگی مون یه سری خواسته ها داریم.
هر کدوم از ما متفاوت فکر می کنیم ،خواسته های متفاوتی داریم و در برحه های متفاوت زندگی خواسته هامون عوض میشه.خواسته های الان ما ممکن در آینده تغییر کنه .
خوشبختی یعنی اینکه آنچه شما اراده می کنی رو بتونی خلق کنی در زندگی خودت.می خواد سلامتی باشه ،می خواد روابط قشنگ باشه می خواد معنویت باشه،می خواد زیبایی باشه،می خواد عشق باشه، می خواد ثروت باشه هرچی که می خواد باشه.
خوشبختی یعنی داشتن احساس خوب ،یعنی داشتن احساس اطمینان از اینکه کنترل زندگی خودت رو در دست خودت داری.
خوشبختی یعنی من به همراه خدایی که تو وجود من هست داریم زندگیمون رو اونجوری که دوست داریم خلق می کنیم.این آرامش و خوشبختیه.این خوشبختی واقعیه که هر کسی در جهان میتونه بهش برسه.اما تعداد کمی باور می کنند قوانین جهان هستی رو و دنبال یادگیری قوانین جهان هستی هستند.
اصلا باور ندارند که یه همچین چیز هایی وجود داره کاملا خودشون رو تسلیم وقایع و شرایط زندگی می دونن ،خودشون رو مثل برگی در باد می دونن،که هر کجا باد بخواد میتونن برن.
اما ما که در این مسیر حرکت می کنیم ما که سوار این اتوبوس شدیم،ما که داریم با هم مسیر رو طی می کنیم باور داریم که خودمون داریم با افکار و باورهاون داریم زندگیمون رو خلق می کنیم و هرچقدر بیشتر تمرین کنیم هرچقدر بیشتر روی خودمون کار کنیم.این قانون رو بهتر درک می کنیم ،اصولی تر میتونیم ازش استفاده کنیم و من به شما قول می دهم،اگر بتونیم اینطور فکر کنیم و اگر بتونیم از قوانین به درستی و در عمل در زندگیمون استفاده کنیم.ما هیچ محدودیتی در زندگی نداریم
دقیقا مثل خداوند خلق می کنیم هرآنچه که می خواهیم رو در زندگیمون.
فقط باید کار کنیم.
فقط باید باور کنیم.
فقط باید ورودی هامون رو کنترل کنیم.
فقط باید افکارمون رو هدایت کنیم باید احساسمون رو خوب نگه داریم و اونوقت زندگی بسیار بسیار زیبا میشه.
بیاید با هم دیگه قانون رو مرور کنیم:
فرکانس و مدار:
ما در جهانی زندگی می کنیم مبتنی بر فرکانس و مدار،ببینید،ممکن هست شما در یک خانواده با خواهر یا برادر و پدر و مادرتون زندگی کنید،شاید محل زندگی شما یکی باشه اما اتفاقات زندگی شما به این دلیل میافته که در یک مدار خاصی هستید فارغ از اینکه پدر و مادرتون هستند یا خواهر و برادراتون هستند.
اصلا موضوع محل زندگی نیست،اصلا موضوع ژنتیک نیست اصلا موضوع کشوری که در آن به دنیا میاید نیست اصلا موضوع سن و جنسیت شما نیست.
موضوع در هر لحظه داره اتفاق میافته،در هر لحظه افکار شما دارن جهان اطراف شما رو خلق می کنند.افکار شما دارن زندگی شما رو خلق می کنند فارغ از اینکه بقیه چجوری دارن زندگی می کنند یا چجوری فکر می کنند.شما فقط میتونید زندگی خودتون رو اونجوری که دوست دارید خلق کنید به چه شکل با افکارتون این کار رو انجام می دهید.
افکار چی هست؟آقا اصلا فکر چیه؟
فکر یعنی توجه، همیشه جایه کلمه فکر رو در صحبت های من بزارید توجه. فکر یعنی توجه به چیزی که داری توجه می کنی داری بهش فکر می کنی.حالا می خواد یه خاطره از گذشته باشه ،یه اتفاقی که الان افتاده یا تجسمی باشه در اینده،یا داستانی که تو ذهنت داری میسازیش.
این خیلی مهمه که به چیزی که داریم توجه می کنیم داریم بهش فکر می کنیم.
با تغییرکانون توجهمون افکارمون تغییر می کنه.وقتی یه فکری در مورد یه موضوع خاص زیاد تکرار میشه تبدیل میشه به باور در مورد اون موضوع خاص.
مثلا وقتی یک فکری در مورد سلامتی زیاد تکرار می شود تبدیل میشه به یک باور در مورد سلامتی.
وقتی یک فکر مشابه در مورد ارتباطات زیاد تکرار می شود تبدیل میشه به یک باور در مورد ارتباطات.
وقتی یک فکر ،یه نوع فکر،یک شکلی از فکر،یک جنس فکر در مورد ثروت زیاد تکرار می شود تبدیل می شود به باور در مورد ثروت.
من سعی می کنم همه جوره این قانون رو به شما بگم که باورهای ما حاصل افکار تکراری در مورد یک موضوع خاص هست.
باور ما در مورد یک موضوع خاص،ما بی نهایت باور در مورد بینهایت موضوع داریم فقط اینا چجوری بوجود میاد؟
اینا با تکرار توجه(گفتم همیشه جای فکر کلمه توجه بزارید) به یک موضوع خاص در مورد ثروت اون باورها شکل می گیرند.
مثلا توجه می کنی به کمبود ثروت ،کمبود مشتری ،همش حواست هست که این خراب نشه،اگه این خراب بشه دیگه پول ندارم دوباره بخرمش. اگه لباسم پاره بشه دیگه نمیتونم لباس خوب داشته باشم.اگر کیفم گم بشه خیلی اتفاق بدی میافته.هر شکلی از توجه به کمبود ثروت.
داره باور ایجاد میکنه در مورد کمبود و نبودن ثروت،
هرشکلی از توجه به بیماری که الان من سرما خوردم،اگه الان این رو بخورم حالم بد میشه،الان زمستون هوا سرد ممکن هست سرما بخورم.الان اینجا بیمارستان کلی میکروب تو هوا هست هر شکلی از هر نوع توجه.
وقتی تکرار میشه زیاد تبدیل میشه به باور.
برای اینکه باورهای خوبی ایجاد کنیم باید کانون توجهمون رو به سمت چیزهایی ببریم که به ما احساس خوبی می دهند،به ما احساس بهتری می دهند.
این فکر که اگه من شغلم رو از دست بدهم خیلی اوضاع بد میشه.به ما احساس بدی می دهد .
اما این فکر که هر اتفاقی بیافته به نفع من هست. الخیر فی ما وقع.
بی نهایت فرصت وجود داره
خداوند همیشه با من هست.
بی نهایت امکان روتمند شدن هست.
بی نهایت مشتری هست.
بی نهایت ثروت در جهان هستی هست.این فکر به من به شما احساس بهتری میدهد.
وقتی یک فکری رو پیدا می کنی،یک نوع توجهی رو پیدا میکنی که بهت احساس بهتری می دهد. باید شروع کنی یه تکرار اون.
به شکل های مختلف نوشتن،فکر کردن،صحبت کردن،سپاسگذاری کردن،به شکل تعمیم دادن،به شکل مثال اوردن،به شکل الگو براش پیدا کردن.
و بعد هی فکر کنی چطور این فکر رو جهت دهی کنم که احساسم از این خوبی که الان هست بهتر بشه چطور،از این احساس بهتر باز هم بهتر بشه؟
در مراحل بعدی که تکاملمون رو طی می کنیم میتونیم از احساس بهتر به احساس خوب برسیم از احساس خوب به احساس عالی برسیم از احساس عالی به احساس عالی تر برسیم.و به عشق بی نهایت برسیم این مسیری هست که باید طی بشه .
فقط باید این رو بدونیم که تمام اتفاقات شرایط موقعیت ها و ایده ها و هرچه که در زندگی ما هست،به واسطه همین افکار تکرار شونده یا توجهات تکرار شونده داره بوجود میاد.
این اون چیزی هست که باید درک بشه.حالا اگر من این رو درک کنم سعی می کنم در جهان خودم به مسائل زندگیم چوری نگاه کنم که بهم احساس بهتری بده.
فرض می کنیم که فرزند ما حالش بده،بد بودن حال فرزند ما میتونه این افکار رو در ذهن ما بیاره که باید الان ببرمش بیمارستان الان خدا میدونه چی بشه ،آمپول باید بهش بزنند بچه دردش میگیره گریه اش میگیره،نکنه حالش بد تر بشه ،نکنه اتفاق بد تری براش بیافته،هزینه هاش رو چکار کنم؟
و یه عالمه افکار منفی که به ما احساس بدی میده
احساس بدی یعنی اینکه داریم،ما از مدار خوشبختی و سعادت و ثروت خارج میشیم.
اما میتونم این فکر رو بکنم که بدن فرزند من گلبول های سفید خیلی خیلی قوی داره خیلی عالی وسریع میتونه از پس خودش بر بیاد.
اینم یه تجربه است هیچ اتفاقی نمی افته اگه درد داشته باشه بهش برای رشد بیشتر کمک می کنه.
خیلی خیلی زود حالش خوب میشه اتفاقا این باعث میشه که حواسش بیشتر به خودش جمع باشه غذای مناسب تر بخوره تجربه بهتری براش خواهد شد.
شاید براش درد داشته باشه اما در انتها باعث میشه که در مسیر بهتری قرار بگیره.
این فکر به من احساس بهتری میده .حالا کاری که باید بکنم اینه که این نوع فکر و کانون توجه رو باید تکرار کنم تا بتونم خودم رو در احساس بهتری نگه دارم.
در شروع کار ممکن هست که نتونیم بیشتر از چند ثانیه در احساس بهتر بمونیم و سریع اون افکاری که نه حالش بد و ….
در اون ابتدا تمرکز کردن به یه موضوع به ظاهر بد اما به احساس خوب رسیدن کار دشواری هست. اول برای اونایی که مبتدی هستند کار سختی هست برای منم اینطور بوده و من هم درک می کنم این قضیه رو.
اما مثل هر تمرین دیگه ای که اولش برای ما چون انجام ندادیم سخته مثل زمانی که رفتیم کلاس اول ابتدایی و به سختی قلم رو نگه میداشتیم ،خطها رو کج و کوله می کشیدیم،یکی بلند بود یکی کوتاه،یه آب بابا رو کلی تمرین کردیم تا تونستیم بنویسیم.اون روزهای اول مدرسه برای یه خط صاف هم عاجز بودیک یکی باید دست مارو می گرفت .برای نوشتن اب بابا نان عاجز بودیم.
اون نون رو می خاستیم نیم دایره بکشیم کج می شد بزرگ می شد کوچیک می شد. اما با تکرار و تمرین یاد گرفتیم و نوشتن برامون مثل اب خوردن شد.
هرکاری وقتی برای اولین بار داره انجام میشه ذهن مقاومت داره تو انجامش اما وقتی تکرار و تکرار و تکرار و تمرین و تمرین و نمرین و استمرار و استمرار و استمرار داری اون کار راحت تر میشه.
برای من فکر کردن به نکات مثبت یک موضوع راحت تر هست نسبت به کسی که تازه داره با این قوانین آشنا میشه و روی خودش کار می کنه.
من سالها این کار رو تکرار کردم در واقع برای من نوشتن نسبت به کسی که هنوز اول ابتدایی هست راحت تره.
با تمرین و تکرار این نوع تفکر راحت تر میشه و به اندازه ای که اینکار راحت تر میشه و به اندازه ای که شما میتونید ذهنتون رو کنترل کنید. میتونید زندگی خودتون رو خلق کنید.
چطور میتونیم این کار رو انجام بدهیم؟ با تمرین بیشتر.
چطور میتونیم تمرین کنیم؟ قدم اول اینه که باور کنیم که اتفاقات رو داریم خودمون با افکار خودمون بوجود میاریم.
حالا ما داریم در دنیایی زندگی می کنیم که تنوع بسیار زیادی در باورها و افکار وجود داره آدم های بسیاز زیادی در زندگی ما هستند که به شکل های مختلفی در مورد موضوعات مختلف فکر می کنند. تو این تنوع بی نهایت ما تصمیم گرفتیم که به یک شکل متفاوت فکر کنیم و زندگی کنیم برای این کارما باید بتونیم افکارمون رو از جامعه ای که در اون زندگی می کنیم جدا کنیم،
باید متفاوت فکر کنیم تا متفاوت نتیجه بگیریم باید بتونیم اینکار رو انجام بدهیم.
در شروع کار مثل نوشتن مشق در کلاس اول ابتدایی کار یه ذره سخته اما همونجور که اون مشق نوشتن راحت شد اینم راحت می شود.
من روز های اول بسیار بسیار کنترل ذهن برام سخت تر از الان بود ،الان اون مسائلی که برام کنترلش سخت بود اون زمان مثل آب خوردن ذهنم رو کنترل می کنم.
اما در مورد مسائل دیگه ای هنوز نیاز دارم به کار کردن روی خودم،حالا روی اونایی نیاز دارم به کار کردن بیشتر کار میکنم،قوی تر میشم و به همون نسبت کنترل زندگی خودم رو بیشتر در دست می گیرم.به همون نسبت به خواسته های بیشتری میرسم ولی باز هم یه سری چیز ها هست که باید رو خودم کار کنم.
مثل همون مشق نوشتن هست وقتی تمرین کردیم و دست خط مون یه ذره بهتر شد بعد رفتیم سراغ بقیه مطالب ریاضی رو تمرین کردیم جدول ضرب رو یاد گرفتیم اولش خیلی سخت بود قاطی می کردیم همیشه تکرار می کردیم با خودمون به روش های مختلف.جدول ضرب رو یاد گرفتیم رفتیم بالاتر منشتق و انتگرال رو یاد گرفتیم و استفاده کردن ازشون رو یا د گرفتیم.
بیس کار یه چیز هست:
باید به مسائل و شرایط جوری نگاه کنیم که به ما احساس بهتری بدهد
این کاری هست که اغلب جامعه نمی کنند . اینکه جامعه رو ملاک قرار بدهیم که مسیر درست کدومه و مسیر غلط کدوم صد درصد اشتباه هست.چون جامعه اغلب هیچ کنترلی بر افکارش نداره.به همین دلیل جامعه فارغ از شهر و کشور هر جایی رو که نگاه کنیم اکثریت مردم با مشکلات عدیده از بیماری گرفته،از فقرو بدهکاری گرفته از مشکلات کاری از مشکلات روابط گرفته .
اغلب مردم با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و افراد کمی هستند که زندگیشون سرشار از آرامش هست و زیبایی. ثروت سلامتی،ارتباطات عالی با دیگران هست عشق به خداست.
خیلی کمتر هستند این افراد.
مثال اینکه از افرادی که میرن مدرسه و درس می خونند افراد کمی هستند که میشن پروفسوور، پروفسوری که به جهان چیز ارزشمند و خوبی رو اضافه می کنه به همون نسبت آدم های خیلی خیلی کمی هم هستند که میتونند ذهنشون رو کنترل کنند.
آدم های خیلی خیلی کمی میتونن جوری به موضوعات نگاه کنند که احساس خیلی بهتری بهشون بده
آدم های خیلی خیلی کمی میتونن اوضاع رو اونجوری که هست نبینند اوجوری که می خوان باشه ببینند.
آدم های خیلی خیلی کمی میتونن اوضاع رو اونجوری که هست نبینند اوجوری که می خوان باشه ببینند.
چون اونچیزی که الان هست به خاطر افکار و باورهای خودشون هست که خلقش کردند و اگه می خوان تغییر کنه باید جوری که می خوان باشه بتونن نگاهش کنند و بتونن احساسش کنن.
من توی امریکا که بهترین و ثروتمند ترین کشور دنیاسست واقعا آدم های خیلی کمی رو میبینم که میتونن به این شکل فکر کنند.
هر بار من احاطه میشم با افرادی که در مورد زندگی من و همه چیز در زندگی من متعجب هستند اینقدر که نمیتونند باورش کنند درکش کنند و بفهمنش
بنا براین من با اطمینان به شما میگم که اگه قرار باشه جامعه اون چیزی که نرم و عرف هست به شما بگه چی درست هست و چی غلط صد درصد ما در مسیر غلطی قرار می گیریم.
جامعه به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی معلم و الگوی خوبی برای ما نیست.
چرا نیست؟؟!!!
به خاطر اینکه تعداد بسیار بسیار زیادی از افراد جامعه ما نمیتونن ذهن خودشون رو کنترل کنند. نمیتونن ذهن خودشون رو کنترل کنند. اونها برگ هایی هستند در باد که به هر سمتی که باد بره اونها رو با خودش میبره.
بنا براین ما باید یه کاری رو انجام بدهیم برخلاف اونچیزی که در جامعه داره انجام میشه،این نیاز داره به ممارست بیشتر این نیاز داره به ایمان بیشتر. اما ارزشش روداره اگه می خوای زندگی خودت رو جوری خلق کنی که سرشار از سعادت و آرامش باشه.
یعنی زندگی حال حاضر من زندگی سرشار از زیبایی سلامتی ثروت نعمت ارتباطات عالی آرامش و خوشبختی و بدون هیچ گونه نگرانی.
به خدا قسم با ایمان میتونم بگم تقریبا هیچ گونه نگرانی در مورد آینده ندارم.(یه ذره ولوم صدارو ببرید بالاتر زمان خوندن) این چیزیه که تقریبا میتونم بگم یک دهم درصد مردم جامعه هم ندارنش.
نگران نبودن در مورد آینده،لذت بردن از زندگی در این لحظه ،غصه نخوردن به خاطر گذشته.
لا خوف علیهم و لا هم یحزنون.
اون عبارت جادویی که خداوند در مورد مومنان در روز قیامت که ایمان آورده اند و نیکوکار و صالح هستند استفاده می کنه.آنها لاخوف علیهم و لا هم یحزنون.
آنها نه غمی دارند در مورد گذشته(چون غم از گذشته میاد ما در مورد آینده غمگین نیستیم ،در مورد آینده میترسیم،در مورد گذشته نمیترسیم.در مورد گذشته غصه می خوریم.) نه ترسی دارند از آینده و نه اندوهگین می شوند.
با اطمینان بهتون میگم اگر بتونید ذهنتون رو کنترل کنید میتونید زندگی خودتون رو کنترل کنید.
همیشه میگم تمام افراد موفق ثروتمند و خوشبخت در دنیا فارغ از اینکه چه ویژگی اخلاقی دارند فارغ از اینکه چه جنسیتی دارند فارغ از اینکه کجا زندگی می کنند چند سال سن دارند.
فارغ از اینکه چه شغلی دارند،فارغ از اینکه یه ورزشکار خیلی موفق هستند یا یه بیزینس من خیلی موفق هستند،یا یه دانشمند خیلی موفق هستند فارغ از هر چیزی ویژگی مشترک همه اونها اینه که توانایی کنترل ذهنشون رو بیشتر از مردم عادی و کلیت جامعه دارند.
این ویژگی مشترک در مورد همه افراد موفقی هست که شما می شناسید.
ادامه دارد…
چه تو بحث ثروت،چه تو بحث ورزش،چه تو بحث سلامتی،چه تو بحث روابط،چه تو بحث معنویت هر کسی تو هر زمینه ای تونسته به یه موفقیتی برسه توانایی کنترل ذهنشو در اون حوزه داشته.
ممکن هست کسی در حوزه ثروت موفق شده اما در حوزه روابط خیلی خیلی خوب نبوده،این به این معنا هست که اون فرد توانایی کنترل ذهنش رو در حوزه ثروت داشته تونسته ذهنش رو اونجوری که دوست داره جهت دهی کنه ،اما در مورد روابط مثلا نداشته یا در مورد سلامتی مثلا اونجوری که میتونه در مورد ثروت ذهنش رو به سمت دلخواهش جهت دهی کنه در مورد سلامتی نتونسته این کار رو انجام بده.
اما اگر شما بدونید کل داستان همینه،کل داستان کنترل ذهن هست کل داستان نگاه کردن به اوضاع و شرایط به شکلی هست که یه ذره احساسمون بهتر بشه،چون در شروع کار نمیتونیم مثلا وقتی فرزندمون خیلی بیمار هست به این فکر کنیم که این خیلی هم براش خوبه.
شاید بتونیم فکر کنیم که این بیماری کمتر اذیتش کنه یا زودتر خوب بشه ،شاید در شروع کار بتونیم این شکلی کار کنیم اما در شروع کار نمیتونیم اینجوری فکر کنیم که بیماری در شروع کار خیلی هم براش خوبه.
میتونیم فکر کنیم که انشالله زودتر حالش خوب میشه به همین شکل وقتی که تمرین می کنیم هی قوی تر میشیم،هی راحتتر میتونیم فکرمون رو کنترل کنیم ،هی راحت تر میتونیم ذهنمون رو جهت دهی کنیم به شکلی که به ما احساس خوبی بده.
در واقع احساس ما به ما می گوید که ما چقدر داریم این کار رو خوب انجام میدهیم. اگر احساس خیلی خوبی پیدا میکنیم وقتی که به موضوعات از زاویه های دیگر نگاه می کنیم یعنی اینکار رو داریم خیلی خوب انجام میدهیم.
چه اتفاقی می افتد وقتی اینکار رو خوب انجام میدهیم؟ شما در یک مدار جدیدی قرار می گیرید که اتفاقات بهتر شرایط بهتر،نعمتها و ثروت ها و خوشبختیهای بیشتری در زندگیتون وجود داره .
یعنی قانونی که من درک کردم از جهان هستی و بهش عمل کردم و به این نتایج عالی رسیدم و دوستان خیلی زیادی دارن بهش عمل می کنند و به اندازه ای که میتونن درکش کنن و بهش عمل کنن به همون اندازه نتیجه گرفته اند اینه که ما با توجهمون به موضوعات مختلف داریم اتفاقات رو برای خودمون خلق می کنیم و اگر بتونیم توجهمون رو کنترل کنیم به شیوه ای و به شکلی که به ما احساس بهتری بدهد.
مثلا تو خیابون داریم میریم لاستیک پنچل میشه،اگه به این فکر کنیم که تو این گرما باید پنچرگیری کنم لاستیک زاپاسم ایراد داره ،الان هزینه تعمیر لاستیک رو ندارم اگه به این شکل فکر کنیم به ما احساس بدی می دهد.
این به این معناست که ما نتونستیم ذهنمون رو کنترل کنیم این طبیعی و خاصیت ذهن هست که تو هر اتفاقی بدترین حالت ها رو میبینه،ما نتونستیم ذهنمون رو کنترل کنیم. و افسارش رو ول کردیم هرجا دوست داشته رفته.
میتونیم هم این شکلی فکر کنیم که یه اتفاقی جلوتر می خواسته بیافته خدا به من لطف داشته و من رو اینجا متوقف کرده که جلوتر بلایی سرم نیاد خیلی هم راحت هیچ عجله ای در کار نیست هیچی رو از دست نمی دهم حتما اینجوری بهتر بوده ،اتفاقا یه تجربه خوبی هم میشه برام.
میشینم با آهنگ و آواز لاستیک رو در میارم از عقب ماشین و کارم رو انجام میدهم کلی هم لذت بخش و حال می کنم تازه از این طبیعت و فضا و هوایی که این بیرون هست لذت میبرم حال و هوام عوض میشه خوابم میپره و با انرژی خیلی بیشتر شاد و خندان به مسیر ادامه میدهم.
اگر کسی بتونه اینجوری فکر کنه به احساس بهتری میرسه و اگر کسی بتونه در زمان های بیشتری از زندگیش به این شکل فکر کنه میتونه زندگیش رو خلق کنه و اونطور که می خواد اتفاقات و شرایط رو رقم بزنه.
اینکه تاکید میکنم در زمان های بیشتری به این خاطر هست که نمی خوام کمال گرا فکر کنیم نسبت به این قضیه و بگیم من در تمام موارد باید درست عمل کنم .مثل وقتی که یه بچه اول ابتدایی نمیتونه مقاله دوره دکتری رو بخونه وبنویسه و اگر ما انتظار داشته باشیم ازش که باید بتونه و اینکار رو انجام بده واقعا انتظار بیجایی هست به همون نسبت هم نباید از خودمون انتظار داشته باشیم که در تمام موارد بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم در شروع کار از چیزهای کوچولو شروع می کنیم اما هرچقدر تمرین میکنیم،هرچقدر نتیجه در زندگیمون بوجود میاد،هرچقدر ارامش بیشتر نتایج و خوشبختی بیشتر رو تجربه میکنیم و متعهد هستیم به انجام این روند به انجام کنترل ذهن اونوقت خوشبختی و نعمت ها بیشتر میشه به صورت تصاعدی و بینهایت وارد زندگیمون میشه.
این اون چیزی هست که ازتون میخوام درکش کنید و ازش استفاده کنید. به قول مولوی :
این جهان کوه است و فعل ما ندا /سوی ما آید نداها را صدا
ما در جهانی زندگی می کنی که فرکانس هایی که ارسال می کنیم رو تبدیل میکنه و کانورت می کنه به شرایط و اتفاقات این کار جهان هست. این کار سیستم هست.
وقتی که در مورد خداوند به شکل سیستمی صحبت می کنم و میگم هیچ احساسی تحت تاثیر نمیده این سیستم رو،نه خدا دلسوزی داره نه خدا تحت تاثیر قرار میگیره ، خدا طبق قانونش وقتی که حضرت نوح در خواست میکنه از اینکه پسرش رو فرزندش رو نجات بدهد این خدایی که من میشناسم نمیاد بگه خوب حالا بزار ببینم یه کاریش می کنیم،بزار ببینیم چی میشه ،اگه قول بده بچه خوبی باشه،حالا نوح تو گفتی ما روی تورو که زمین نمیندازیم.
تو هم به خاطر ما اینقدر ایمان داشتی از این داستان ها ملت رو رفتی جمع کردی،به حرف ما گوش کردی ما هم یه جورایی باید به حرفت گوش کنیم دیگه،نه اون خدایی که من میشناسم و در قرآم پیداش کردم یک سیستم بدون کوچکترین احساس انسانی،که بخواد تحت تاثیر قرار بگیره در جواب نوح که پیامبر هست،که فرزندش رو میخواد نجات بده،خداوند این جواب رو میده :
ای نوح جاهل نباش اون اصلا بچه تو نیست
یعنی اصلا بحث پدر و فرزندی تو این قوانین وجود نداره بحث بحث هم مدار بودن و هم فرکانس بودنه بحث، بحث خون و ژنتیک نیست
بحث، بحث اینه که اونی که هم مدار تو هست نجات پیدا میکنه،اونی که هم مدار تو نیست از تو نیست.
اونی که هم مدار تو هست اون فرزند تو اون خواهر تو اون مادر تو اون پدر تو اون برادر تو.
بچه معنا نداره.
اون خدایی که من میشناسم فرکانس رو میگیره تبدیلش میکنه به شرایط و وارد زندگیت می کنه.
چه خوشت بیاد چه،چه بدت بیاد، چه به نفعت باشه،چه باعث خوشبختیت بشه چه باعث هلاکتت بشه.
این که من در مورد سیستماتیک بودن خداوند،و این که خداوند یه انرژی که جهان از اون شکل گرفته و این سیستم از یک سری قوانین ثابت و بدون تغییر پیروی میکنه و عمل میکنه.صحبت می کنم می خوام بگم:
اون نگاه انسانی که دارید به خداوند همه ما یه نگاهی به یه شکلی به خداوند داریم می خوام اون نگاه رو تغییر بدهم.
این انرژی در راستای قوانین به قول خداوند که به پیامبر می فرماید تو هرگز تبدیلی در قوانین الهی نخواهی یافت
هیچ تغییری نمی کنند،این اصول از ابتدا بوده اند الان هستند و تا ابد هم خواهند بود.
شما توی قرآن بارها و بارها و بارها دوباره میرسیم به حضرت ابراهیم ،در واقع این نگاه احساسی مارو پیامبران هم داشته اند اما جواب یه چیز هست.
حضرت ابراهیم از خدا می خواهد که خدایا همه پیامبران بعد از من رو از ذریه من از فرزندان من انتخاب کن.پاسخ خدا ایم نیست که باشه چشم پاسخ خدا اینه که عهد من به نا اهلان نمیرسد.
چه می خواهی پیامبر باشی یا هرکس دیگه ای قانون ثابت.
در واقع افکار ما فرکانس های ما جهت فکری ما جهت توجه ما به جهان ارسال می شود جهان اون رو دریافت می کنه ،در قالب شرایط اتفاقات ایده ها موضوعات افراد.
اون انرژی به ورودی که تو بهش میدهی پاسخ می دهد.
در واقع ما به عنوان خلیفه خداوند بر روی زمین به قول خداوند ما نام ها را به انسان آموختیم ،ما به عنوان ژنریتور،ما به عنوان خلق کننده افکار ما به عنوان ایجاد کننده بسیار بسیار متنوع از فرکانس فرکانس هایی رو به شکل توجه کردن خلق می کنیم.
به شکل توجه کردن به موضوعات مختلف از زوایای مختلف ما این فرکانس ها رو خلق می کنیم
و این خداوند این انرژی که همه چی از اون شکل گرفته با فرکانس های ما جهان اطراف ما رو ،جهان اطراف تک تک مارو خلق میکنه.
یعنی هرکدوم از ما در یک جهان متفاوت داریم زندگی میکنیم،جهانی متفاوت از خواهر و برادر و دوست و همسایه .و این جهان اطراف ما با ورودی های ما داره تنظیم میشه.
ورودی های ما کانون توجه ما هست.چجوری این کانون توجه رو آگاهانه در دست بگیریم؟ باید اون ورودی هایی که به این کانون توجه می دهد رو کنترل کنیم. اون چیزهایی که میبینیم،اون چیز هایی که میگیم،اون چیزهایی که می خونیم،اون چیزهایی که مینویسیم،اون چیزهایی که می شنویم.
این هارو باید کنترل کنیم تا اون ورودی که به جهان هستی می دهیم کنترل شده باشد.افکاری که به جهان هستی میدهی باید حواست باشه که خروجی ذهنت چیزی متفاوت از ورودی نخواهد بود.نمیتونی ورودی بد دریافت کنی و خروجی خوب ارسال کنی این یک قانون محکم ثابت و بدون تغییر هست پس دوست عزیز مراقب ورودی های ذهنت باش حواست به ورودی های ذهنت باشه.
اگه دیگران دارن صحبت هایی در مورد اوضاع نامناسب می گویند و شما گوش می کنی فکر نکن که من فرق می کنم من یه آدم متفاوتی هستم مدارم فرق میکنه با شما و فلان نه اولا که شما هم تو همون مدار هستی که داری اون حرف هارو می شنوی وگرنه این حرف هارو نمیشنیدی.
اگه یه حرف هارو میشنوی فکر نکن که شانسی داری اون حرف هارو میشنوی مطمئن باش یه ارتباط فرکانسی داری که داری اون حرف هارو می شنوی.
وقتی که خیلی فاصله فرکانسی پیدا کنی از اون حرف ها دیگه اون حرف هارو نمیشنوی ،نه جایی هستید که اون بد بختی هارو ببینید نه دوستی دارید که در مورد اون بد بختی ها صحبت کنه.
اصلا نیستید،تو اون محیط نیستید نه از لحاظ ذهنی نه از لحاظ فیزیکی اگه یه سری حرف هارو دارید می شنوید ،یه سری چیز ها رو دارن بهت میگن،یه سری افکار نامناسب رو داری دریافت می کنی،به این دلیل هست که تو هنوز تو اون فضا هستی.
اگه فضای فرکانسیت تغییر کنه جهان تورو به جایی خواهد برد که متفاوت هست.
منی که اینقدر روی خودم کار کردم جهان از لحاظ مکانی و فیزیکی هم من رو جا به جا کرد.در واقع تو آمریکا نیم درصد هم ندیدم که مردم در مورد بدبختی و دولت و مملکت و چرا این جوری چرا اونجوری حرف بزنن.من نشنیدم ،در صورتی که قبلا خیلی میشنیدم من هنوز جزئی از اون تفکر بودم وقتی که روی خودم کار کردم و ادامه دادم و ارام آرام فضای فرکانسی من عوض شد و به تدریج کمتر دیدم کمتر دیدم و کمتر و کمتر و کمتر شد. نمیگم اصلا نیست چون من هنوز اون تغییر کلی رو نکردم ولی میتونم بگم یک درصد تا 5 درصد هست.
پس اگه یه سری حرف هارو داریم میشنویم توی اون سطح هستیم که داریم میشنویمش فکر نکنیم من که فلان من که بهمان.
و این تفکر خیلی بیجاست که ما یک ورودی نا مناسب رو بدهیم ،توی قابلمه غذامون آشغال بریزیم انتظار داشته باشیم وقتی که شعله گاز رو روشن میکنیم یه غذای خوشمزه و سالم و درست باشه.اگه توی قابلمه اشغال و کثافت و بیماری میریزی امکان نداره بعد یه ساعت تغییر و تحول این غذا غذای درستی باشه.امکان نداره.
اگر ما داریم توی مغزمون با ورودی نامناسب ذهنمون رو بیمار میکنیم امکان نداره بتونیم افکار مناسب به جهان هستی ارائه کنیم. نشونه اش چیه؟ نشونه اش اینه که احساسمون بد میشه وقتی اون افکار رو می شنویم احساس ترس ،احساس نگرانی،احساس غم ،عصبانیت ،نفرت ،کینه،دودلی،تردید همه اینها داره نشون میده که ورودی شما دارن شما رو از مسیر دورمی کنن.
ما باید بتونیم ورودی هامون رو اگاهانه کنترل کنیم،مثل یه ماشینی هست که برای اینکه راه بیافته اول باید هلش بدی، باید ورودی های ذهنت رو کنترل کنی،افراد نا مناسب رو از زندگیت حذف کنی،یه سری هارو که باید خودت حذف کنی و یه سری ها هم خود به خود حذف می شوند.
کتاب های نامناسب رو نخونی فیلم های نا مناسب رو نبینی،حرف های نا مناسب رو نزنی و نشنوی ،یعنی اولش اگاهانه باید سعی کنی با یه هدفون توی گوشت ورودی های ذهنت رو کنترل کنی. صداهای بیرون رو خفه کنی.با نرفتن بیرون با ادم های نا مناسب یه عالمه از ورودی هارو از بین ببری دلیلی نداره که ما بخوایم حتما با آدم های نا مناسب ارتباط داشته باشیم.
اگه یه فردی نا مناسب هست فارغ از اینکه هرکسی که هست دوستت ،خواهرت،برادرت اگه یه عالمه افکار منفی داره میده باورهای منفی داره دلیلی نداره که ما با اون ها ارتباط داشته باشیم.در شروع کار ما باید آگاهانه جلو خودمون رو بگیریم در ادامه کار من به شما قول میدهم جهان اون هارو از شما جدا میکنه مگر اینکه اونها تغییر کنن و در مسیر شما قرار بگیرن.همونجوری که جدا کرد پسر نوح رو از نوح،هونطور که جدا کرد همسر لوط رو از لوط.
به قول قرآن که خداوند می فرماید:ما جدا کردیم کافران رو از صالحان در اون لحظات تاریخی عذاب همیشه جدا کردیم.در قانون الهی هرگز و هرگز خشک و تر با هم نمی سوزند.
برخلاف اون چیزی که همیشه شنیدی وقتی مملکت فلان بشه دلار بره بالا خشک و تر با هم میسوزند.اصلا امکان نداره که خشک و تر با هم بسوزند.اگر مملکت هر اتفاقی که براش بیافته اونهایی که در مسیر درست هستندبا اون اتفاق به نفعشون میشه،و اونهایی که در مسیر نادرست هستند با اون اتفاق به ضررشون میشه.
یه اتفاق یکسان دو نتیجه کاملا متفاوت میاره اون سیل و باران سیل اسایی که از آسمان بارید یه عالمه آدم باعث نابودیشون شد،برای نوح و کشتیش و اون حیوونات و افراد باعث بی نهایت نعمت و ثروت شد. هیچ وقت هیچ وقت اتفاقات به ظاهر بد نتایج یکسان برای همه ندارند در طول تاریخ در سال 2008 میلادی،که یکی از بزرگترین اکونومی کرش های تاریخ آمریکارخ داد در واقع سقوط اقتصادی در امریکا رخ داد که هزاران نفر خودکشی کردند،
اما همون اتفاق به ظاهر بد سقوط اقتصادی باعث شد که یه سری کمپانی ها بسیار بسیار قدرتمند بشن،از دل همون اتفاقات شرکت های بسیار موفقی بوجود امدند و شرکت های بسیار موفق و افراد توانمند نه تنها ضربه نخوردند بلکه بسیار رشد کردند.یک اتفاق دو نتیجه کاملا متضاد بوجود آورد برای دو نوع مدار متفاوت ،
به همین دلیل اصلا مهم نیست که شرایط چجوری داره پیش میره تو داری زندگی خودت رو خلق می کنی.اما اگر گوش می کنی به جامعه و همون ورودی هایی که جامعه به خورد خودشون می دهند تو هم داری به خورد خودت میدهی نتایج تو با نتایج جامعه متفاوت نخواهد بود .
جامعه منظورم اغلب افراد هست.اما اگر داری به شکل متفاوت فکر می کنی ،به شکل متفاوت از اکثریت جامعه میتونی ذهنت رو کنترل کنی نتایج تو به همون مقداری متفاوت خواهد بود فارغ از اینکه هر اتفاقی می خواد برای مردم جامعه بیافته.
شما هرگز توانایی کنترل زندگی حتی فرزند خودتون رو ندارید چه برسه به توانایی کنترل زندگی جامعه و بقیه افراد .هرکسی خودش خالق زندگی خودش هست در هر لحظه،اما افرادی که دریک مدار هستند از بیرون که نگاه می کنی فکر می کنی اینا همه با هم این بلا سرشون اومده اما این بلا برای تک تک اونا افتاد فقط به این دلیل که تک تک اونها در یک مدار بوده اند،این بلا انگار برای همه اونها رخ داده.
وقتی که بهتر بتونید جهان رو نگاه کنید وقتی بهتر بتونید بفهمید که چطور افکار شما و باورهای شما و کانون توجه شما داره اتفاقات رو رقم میزنه خیلی بهتر میتونید زندگی خودتون رو اونجوری که دوست دارید رقم بزنید.
تاکید میکنم مثل بچه ای که کلاس اول ابتدایی و نوشتن براش کار سختی در شروع کار این کار کار ساده ای نیست.اصلا هم اشکال نداره اگر یک درصد از قبل بهتر عمل کنی خوشحال باش ،فردا میکنیمش دو درصد ،پس فردا میشه سه درصد. اما بدون اگر یک درصد بهتر از قبل عمل کردی زندگیت یک درصد بهتر نمیشه ،بیست درصد بهتر میشه،اگر دو درصد بهتر عمل می کنی زندگیت چهل درصد بهتر میشه.پنجاه درصد بهتر میشه.
خیلی خیلی زود میتونیم تغییر کنیم. من در مورد مسائل مالی سال 91 به صورت اصولی روی باورهای ثروت آفرینم کار کردم.شش سال گذشته از اون زمانی که شروع کردم به کار کردن روی باورهام یکی دو سال بعدش من دیگه بدهی هام رو کامل داده بودم و به صفر رسیده بودم بعد از اون در حوزه موفقیت مالی من به موفقیت زیادی رسیدم. در واقع هرچقدر بیشتر تونستم متفاوت فکر کنم همون باورهایی که در روانشناسی ثروت یک و دو گفتم اون باورها کاملا متفاوت از باورهای اکثریت جامعه است. به اندازه ای که تونستم به اون شکل فکر کنم،اگه من یک درصد تونستم متفاوت فکر کنم ده درصد بیست درصد بهتر شد اوضاع.
به همین دلیل وقتی میگم که من بعد دو سال 150 برابر شد یعنی 15000%
درامد رو میشه عدد ها رو بزاری کنار هم کم و زیاد کنی مثال بزنی.
اما سلامتی رو نمیشه،روابط رو نمیشه،عشق شما به خدا رو نمیشه اینجوری بزاری رو کاغذ ضرب و منها کنی درصدش رو در بیاری اما عدد رو میشه حساب کرد.
وقتی روی خودت کا رمیکنی و متفاوت فکر می کنی نتایج خیلی بزرگه. خیلی بزرگه اما باید ادامه پیدا کنه در مورد من دو سال طول کشید.اگر بیشتر باور داشتم شاید کمتر.
یه دوره تکاملی رو باید طی می کردم این نحوه تفکر و نحوه کنترل ذهن باید تبدیل بشه به یک مهارت مثل خوشخط نوشتن که اولش خیلی باید دقت کنیم آروم بنویسیم .اما وقتی کلاس خوشنویسی میری و زیاد تمرین می کنی به جایی میرسی که میتونی با سرعت خوش خط بنویسی و دیگه نا خود آگاه و خود به خود خوشخط می نویسی.
وقتی روی خودتون کار می کنید و افکار و ذهن و کانون توجهتون رو کنترل می کنید خود به خود در یه سری مسائل درست فکر می کنید.برای همین هم یه سری نتایج پایدار ادامه پیدا میکنه.حالا اگه میخوام نتایج بهتر بشه باید روی موضوعات دیگه ای که توش یه ذره ضعف دارم روی اون موضوعات کار کنم.
ادامه دارد….
یادمه که یه مصاحبه ای خوندم از لیونل مسی ،گفتند تو بهترین بازیکن جهان هستی و بهترین بودی تا الان و فلان بهمانی،چه چیزی هست که فکر میکنی توش میتونی بهتر بشی؟!!!
گفت درسته که من خیلی خوب هستم اما هنوز هم در یه سری مسائل نیاز دارم خیلی روی خودم کار کنم و خیلی ضعف دارم.خبرنگار تعجب کرد که تو چی ضعف داری واقعا؟!! گفت من تو پنالتی زدن مسئله دارم هنوز و باید خیلی تمرین کنم.
کی این حرف رو زد بهترین بازیکن دوران!!!
درسته که توی جاهایی خیلی خوب کار کردم و از همه بهتر دریبل می کنم و خیلی کارهارو انجام بدهم اما تو اینقسمت هنوز ضعف دارم.
این که توی فوتبال هست اما در زمینه کنترل ذهن هم هیچ زمانی نیست که ما بگیم تموم شد کار.همیشه اگه می خوایم بالاتر بریم و زندگیمون بهتر و زیباتر بشه باید توانایی کنترل ذهنمونو در مورد مسائل مختلف بهبود ببخشیم اما نتیجه چیه؟
نتیجه بینهایت هست.
نتیجه فوق العاده است.
همیشه میگم اکثریت جامعه به خاطر اینکه زنده بمونند،به خاطر اینکه زنده بمونند صبح تا شب دارن میرن سرکار فقط برای زنده موندن،فقط برای اینکه از گشنگی نمیرند و صاحبخونه از خونه پرتشون نکنه بیرون صبح تا شب میرن سر کار با فلاکت و بد بختی تو سرما و گرما تو مترو و اتوبوس و پای پیاده و با دوچرخه میرن سرکار این ور و اونور و هزارتا حرف و حدیث و توهین رو هم میشنوند فقط برای زنده موندن.
چرا من نوعی نیام روی افکارم کار کنم به خاطر اینکه به بینهایت سعادت و ثروت و خوشبختی برسم؟ سعادت دنیا و آخرت.
برای زنده موندن دارن ملت روزی 16 ساعت میدوند حالا من نیام روزی چند ساعت روی افکارم کار کنم؟روی مهارت کنترل توجه فکرم کار کنم؟نکنم این کاررو؟ وقتی که نتیجه اش اینقدر بینهایت هست؟!! نیام ورودی هام رو کنترل کنم؟ نیام یه سری ادم نامناسب رو تو زندگیم حذف کنم؟
نیام در مورد نعمت هام بنویسم؟!!وقتی دارم در مورد نعمتهام می نویسم و صحبت میکنم و سپاسگذاری می کنم به خاطر این متکای نرم،این خونه قشنگ به خاطر این دوچرخه نرم و روون،به خاطر این سلامتی ،به خاطر این چشمی که دارم میبینم. این کفشی که دارم میپوشم .
به خاطر این آب گرمی که میرم حموم شیر آب رو باز می کنم اب گرمه خدایا شکرت چه حالی میده آب گرم.وای اگه این آّب سر و یخ بود چه زجری داشت حموم رفتن،توی هوای سرد میرم حموم با آب گرم چقدر حال میده،خدایا شکرت.
وقتی میام به خاطر داشته های زندگیم وقت میزارم در طول روز ،توجهم رو به جای اینکه بزارم روی بد بختی ها و مشکلات و دلار و مردم و داستانها و فلان میام میزارم روی اون چیزی که دارم میام میزارم روی اون یه لقمه نونی که دارم می خورم با عشق.و لذت میبرم.
به سلامتی فرزندم و خوانواده ام و خودم نگاه میکنم. میام به همون دوچرخه ای که دارم که روون هست و هست که میتونه من رو با سرعت بیشتری به محل کارم برسونه و سپاسگذاری میکنم و به احساس خوب میرسم.چرا اینکار رو انجام ندهم؟؟!!
وقتی میدونم کل داستان اینه اگر بتونم ذهن خودم رو کنترل کنم که نشونه اش اینه که به احساس بهتری میرسم. یعنی وقتی دارم ذهن خودم رو کنترل می کنم باید احساس خوبی داشته باشم.
اگر احساس خوبی ندارم یعنی نتونستم ذهن خودم رو کنترل کنم مهم نیست که چی میگی یا چی مینویسی یا داری عبادت می کنی یا نماز می خونی، یا سپاسگذاری میکنی.
اگر احساس خوبی در خودت ایجاد نکردی پس نتونستی ذهن خودت رو کنترل کنی. داری سعیت رو می کنی اما نتونستی اینکار رو انجام بدهی. وقتی من میام ذهنم رو کنترل میکنم جهان پاسخی متفاوت از قبل رو به من میده.
آدم های متفاوت رو وارد زندگیم میکنه نعمت های بیشتری رو وارد زندگیم میکنه.ایده های پولساز بهتری رو وارد ذهنم میکنه.موقعیت های بهتر کارهای بهتر.
جهان برای من بقیه کارها رو انجام میدهد.وقتی من میام ذهنم رو کنترل می کنم این اون کاری هست که بقیه نمیتونن انجامش بدهند. وقتی من به خاطر اشتباهی که در گذشته در زندگیم انجام داده ام عذاب وجدان دارم.
احساس عذاب وجدان و ناراحتی به این معناست که من نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم. نتونستم تو این قسمت ذهنم رو کنترل کنم. باید به گذشته خودم جوری نگاه کنم که احساس عذاب وجدان نداشته باشم. و آروم آروم جوری نگاه کنم که احساس خوبی هم داشته باشم تازه.
کنترل ذهن یک مهارت هست که با تکرار بوجود می آید.
کل قانون جهان اینه که افکار شما کانون توجه شما جهت فکری شما داره فرکانس هایی رو به جهان هستی ارسال می کنه. جهان هستی واکنش نشون میده به فرکانس های شما در هر لحظه مهم نیست که دیروز چه اتفاقی افتاده شما امروز میتونی با تغییر کانون توجهت از همین امروز شرایط رو برای خودت تغییر بدهی.
مهم نیت که چقدر بدهکاری ،چقدر روابطت داغونه چقدر بیماری چقدر مشکل داری تو زندگیت اگر بتونی از همین امروز یه جور دیگه به قضایا نگاه کنی و اینکار رو تمرین کنی و این هدفون رو بزاری توی گوشت و این دفتر رو برداری و بنویسی و تلاش کنی ذهنت رو به شکلی که می خواهی برنامه ریزی کنی و اگر این کار رو ادامه بدی و ادامه بدی از همین امروز شرایط تغییر میکنه.
از همین امروز نشانه هاش رو میبینی و از همین امروز کنترل زندگیت دستت میاد.
فارغ از اینکه دیروز چه گندی به این زندگی زدی چه اشتباهی کردی،چه سوتی دادی،چه چیزی رو از دست دادی،چه معامله غلطی رو انجام دادی.
ووو…چه گناه کبیره یا صغیره ای.
اگر از همین امروز ورودی ذهنت رو وخروجی ذهنت رو کنترل کنی و از همین امروز سعی کنی با اینکه میدونم کار راحتی نیست در شروع کار مثل نوشتن مشق در روز اول مدرسه.
اگر بتونی اینکار رو انجام بدهی و بخودت سخت نگیری و آرام آرام به ازای هر لحظه ای که احساس خوب داری ،خوشحال باشی و بگی اخجون دارم کارم رو خوب انجام میدهم. و این احساس خوب الانم در این لحظه داره اتفاقات خوبی رو برای من رقم میزنه.
و با یاد اوری این نکته در این لحظه به خودت به احساس بهتر بیشترو پایدارتر برسی اونوقت که داری زندگی خودت رو رقم میزنی و بعد از چند سال می فهمی که من داشتم چی می گفتم.
درکش می کنی با تمام وجودت درکش میکنی که چطور تمام اتفاقات زندگی خودت رو خودت خلق کردی چطور بوجود اوردی و چطور الان زندگی تو هیچ ربطی به چند سال پیشت به یه ماه پیشت به یه روز پیشت نداره. می فهمی من دارم چی میگم. و من دوست دارم فریاد بزن این قانون رو
و دوست دارم فریاد بزنم عدل خداوند رو که به ما این اجازه رو داده در نهایت عدالت که هرکدوم از ما فارغ از اینکه کجا بدنیا اومدیم، فارغ از اینکه تو کدوم خانواده بودیم فارغ از جنسیتمون،فارغ از وضعیت مالی پدر و مادرمون فارغ از کشورمون،فارغ از اوضاع سیاسی یا هرچیز دیگه ای ،فارغ از دین و مسلک و مذهبمون خودمون داریم زندگی خودمون رو در این دنیای مادی و البته در دنیای پس از مرگ رقم میزنیم.
و البته در دنیای پس از مرگ رقم میزنیم.
هزارتا تمرین میتونی انجام بدی برای خودت بسازی که نتیجه اش این باشه که جوری کانون توجهت به مسائل مختلف در گذشته و آینده و حال گرفته در مورد فرزند و ازدواج و سلامتی ومعنویت گرفته در مورد شغل و غذا خوردن و در مورد همه چی و همه چی میتونی کانون توجه خودت رو با تجسم کردن با نوشتن با صحبت کردن با یادآوری گذشته با شنیدن حرف های مناسب و نشنیدن حرف های نامناسب و اوردن مثال با یادآوری قانون که این یادآوری قانون به شما قدرت می دهد که احساس خوبی داشته باشی از اینکه میتونی زندگی خودت رو اونجوری که هست رقم بزنی فارغ از اینکه دیروز یا یک ماه قبل یا یکسال قبل چه اشتباهاتی در زندگی خودت داشتی ،یا چه اتفاقاتی برات رخ داده !! به این شکل اگر بتونی ذهنت رو کنترل کنی اونوقت میتونی دنیای خودت رو کنترل کنی هزاران نوع تمرین میتونید برای خودتون طراحی کنید.برای خودت میتونی تمرین کنی. هرکسی به هرشکلی بتونه اینکار رو انجام بده داره تمرین انجام میده.
هرکسی که بتونه با تغییر کانون توجهش به موضوعات مختلف در حوزه های مختلف باورهای خوبی برای خودش ایجاد کنه داره تمرینش رو درست انجام میدهد.براش وقت بزارید ارزشش رو داره اطرافیانتون تغییر می کنند نگران نباشید.نگید با این آدم من چطور تغییر کنم و اینطوری فکر کنم؟ با این زن با این بچه با این شوهر با این رئیس با این کارمند با این خانواده با این شهر با این مردم با این شهر با این کشور اینهارو نگید.
وقتی ورودی هارو کنترل میکنی،وقتی کانون توجهت رو کنترل می کنی نتایج زود تغییر میکنه،خیلی زود زندگی من گواه این حقیقته.
که یه عالمه آدم که به درد نمیخوردند به صورت اتوماتیک از زندگی من حذف شدند نه ازشون خبر دارم ،کسایی که قبلا تو زندگی من بودند همیشه در موردشون میشنیدم،همیشه برخورد داشتم باهاشون نه میدونم الان کجا هستند،نه میفهممشون نه خبر دارم ازشون نه چیزی ازشون میشنوم. خودش جهان اینکار رو برای من انجام داد و من احاطه شدم با آدم های بسیار بهتر.
و کاملا متفاوت با اون چیزی که قبلا تجربه کردم در محیط کاملا متفاوت با شرایط کاملا متفاوت با چیزی که قبلا داشتم و این گواه این قانون هست و این قانون اگر بتونید کارتون رو درست انجام بدهید کار شما رو بی نقص انجام میده.
تو هست یکه باید کارت رو درست انجام بدهی وگرنه اون بدون شک کارش رو عالی انجام میده.
کارش چی هست؟ کارش اینه که اطراف تورو و دنیای تورو هماهنگ کنه با فرکانس هایی که داری ارسال میکنی.
کارش اینه که تورو در مداری قرار بده که هماهنگ باشه با فرکانس های ارسالیت.
اون کارش روبدون شک عالی انجام خواهد داد اون کارش رو بدون نقص انجام خواهد داد این تویی که باید کارت رو خوب انجام بدهی. در مورد کار اون شک نکن.با تمام وجود کار کن روی خودت و لذت ببر از زندگیت.
به فکر آینده نباش که چی میشه چی نمیشه؟؟از این لحظه اتون لذت ببرید.لذت ببرید.
پایه همه اتفاقات خوبی لذت هایی که در این لحظه در زندگیتون دارید.
لذت ها چجوری بوجود میاد؟؟ نه با مشروب و سیگار و فلان…
لذت ها با تغییر کانون توجهت بوجود میاد با اینکه جوری به گذشته و حال و آینده نگاه کنی که به احساس بهتری برسی. لذت ببرید از زندگیتون و زندگی لذت های بسیاربسیار بسیار بیشتری رو خواهد داشت .
وقتی که بهش میرسی برات عادی خواهد بود چرا؟ چون میدونی که قانون اینه و تو از قانون تبعیت کردی و منتظرشون بودی و الان در زندگیت هست.و هر روز و هر روز و هرروز بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه.
من لذت بردم از دوره جهانبینی توحیدی یک من زندگی کردم با این حرف ها من این حرف هارو دارم در وحله اول به خودم میزنم. به خودم میزنم.
به خدا نمیدونید که وقتی این فایل هارو گوش می کنم لذت میبرم. چقدر افکارم بهتر میشه چقدر نگاهم بهتر میشه. من این الهامات رو در وحله اول برای خودم دریافت می کنم.
و شما هم ازش استفاده میکنید من لذت میبرم از انجام اینکار.
و انشالله این مسیر رو با هم ادامه خواهیم داد هزاران شهر و کشور قشنگ هست که ببینیم.
هزاران تجربیات قشنگ هست که با هم به اشتراک بزاریم و هزاران حرف قشنگ هست که بشنویم.
عاشقتونم کوچکترین احساس دلتنگی ندارم چون ما با هم هستیم تا وقتی که داریم کنترل میکنیم کانون توجه فکرمون رو دوستون دارم هرکجا هستید در دنیا و آخرت سرشار از سلامتی و خوشبختی و ثروت و نعمت باشید. خدارو صد هزار مرتبه شکر به خاطر اینکه این توانایی رو به من داد به خاطر این الهاماتی که به من میکنه به خاطر دوستانم به خاطر همه چیزهایی که دارم.
96- روزی که با سایت آشنا شدم از خودم سئوال کردم تا کی از این آموزشها استفاده کنم ؟ بعد از مدتی فکر کردن متوجه شدم ؛ سئوالم اصلا درست نبوده ؛ چون به این نتیجه رسیدم که استفاده از آموزه های سایت همیشه و همه جا لازم و ضروریه . انسان هیچ وقت از شر شیطان در امان نیست مگر اینکه به طور دائم به یاد خداوند باشه ؛ من این مطلب رو از جلسه ای که درباره نجواهای شیطان صحبت کردین یاد گرفتم ؛ اون جلسه بسیار برای من سودمند بود ؛ چون زمانهایی که حسم بد میشد به شدت احساس گناه میکردم برای اینکه به قانون تمام و کمال عمل نکردم ؛ اما من از اون جلسه یاد گرفتم که کار شیطان همینه که مرتب انسان رو وسوسه کنه ؛ و چه لذتی از این بالاتر که انسان بر این نجواها غلبه کنه ؛ وقتی فهمیدم که شغل شیطان بد کردن حس انسان هست ؛ دیگه اون حس گناه رو ندارم و جالب اینکه خیلی کمتر دچار اون حس میشم به طور کلی آموختم که هر چی کمتر حس گناه داشته باشم ؛ کمتر اشتباه میکنم . و من به خاطر صحبتهای شگفت انگیز شما در اون جلسه در اکثر مواقع به راحتی بر این نجواها غلبه میکنم ………………..
97- تو این چند روز مجددا چند جلسه از دوره رو گوش کردم، یه موضوعی که به هیچ عنوان نمیشه کتمانش کرد بحث پیشرفت و بالا رفتنه مداره که باعث میشه هربار که جلسات رو گوش میکنم چیزهای جدیدی میشنوم، موضوعاتی که شاید دفعات پیش اصلا بهش توجهی نکرده بودم
این دوره ها باید تکرار و تکرار بشه تا تبدیل بشه به باور و تو زندگیمون خودشو نشون بده
یک بار دیگه که دوره جهانبینی توحیدی رو دوره کنم قصد دارم تمام محصولاتی که گرفتم رو از اول شروع کنم، طوری که انگار بار اولمه دارم گوش میدم و همه تمریناتشم انجام بدم
فکر میکنم به درک بیشتری از موضوعات خواهم رسید
98- من با کامنتهای دوستان دوره عشق ومودت وهمچنین با اموزشهای عالی استاد در فایل نهم و دهم دوره افرینش بسیار بسیار روی خودم کارکردم و تا تونستم تمرین انجام دادم ونتیجشم دارم به وضوح در زندگی مشترکم می بینم..وهمچنین در دو فایل عالییییییییی مصاحبه بااستاد عباس منش قسمت 5و توضیحات بیشتر که خیلی روی خودم کارکردم وهمون یک ذره وابستگی هم کلا ازبین رفت و به توحید در روابط واقعا ایمان دارم….یعنی همین امروز من یا همسرم بخوایم ازاین زندگی بریم بیرون اون یکی نمیگه چرا؟!! و هرگز اصرار به موندن کسی که نمیخواد در زندگیم بمونه نخواهم داشت…وپیشنهاد میکنم شماهم واقعا روی این باورها کارکنید..ووقتی اسم جدایی میاد دست ودلتون نلرزه ونخواید که بهرقیمتی یک رابطه حفظ بشه…بخدا همسر مثل یک دوسته که اگر در فرکانس مانباشه از زندگی ماخارج میشه ..بهمین راحتی…همسر به هیچ وجه یک بت یاخدا نیست که بهرقیمتی بخوایم حفظش کنیم در زندگیمون.که اگر به این شکل فکرکنیم دچار شرک خفی میشیم..من اززمانی که این باوررو پیداکردم زندگیم خیلی خیلی لذت بخش شده…
99- میخواستم عاشقانه به استادم بگم ممنونم و سپاسگذارم که زندگی این دنیا رو با آموزشهاتون برامون گلستان کردید بهشت واقعی رو بهمون نشون دادین و کمکمون کردید که بهشت رو هم دی این دنیا تجربه کنیم و هم درآخرت به سعادت برسیم بهمون یاد دادین که برای رسیدن به بهشت آخرت و رفتن به بهشت پس از مرگ اصلا و اصلا نیازی نیست توی این دنیا زجر بکشیم و پوستمون کنده بشه بهمون یاد دادین فقط باید بهشت رو در این دنیا تجربه کنیم و خدای خودمون رو بشناسیم و نعمتهاشو ببینیم و در مسیر هدایتش گام برداریم و از زندگی و مسیر لذت ببریم و اون موقع است که بهشت در آخرت رو هم تجربه میکنیم استاد عزیزم بیییی نهایت سپاسگذارم.
دوستای گلی که براتون سواله که با این وضعیت چکار باید کرد و دلار و…. میخواستم بهتون بگم به خداوندی خدا فقط کافیه تو مسیر درست باشی نعمت از درو دیوار برات میرسه فقط کافیه سپاسگذار نعمتهایی که داری باشی هیییییچ ربطی به دلار و اوضاع و اقتصادو… نداره به خدا نداره زندگی خودم گواهه همین حقیقته دقیقا از زمانی که اوضاع اینطوری شد و دلار بالارفت و این اتفاقا افتاد همین شرایط بهم کمک کرد تا هم بازار خونه جون بگیره و خونم فروش بره و خونه ی بهتری به لطف خدا بخریم هم اوضاع کاری همسرم خیلی خیلی بهتر شده باور کنید میاد میگه مشتری از درو دیوار داره رو سرم میباره و به لطف خدای مهربان کارش رونق بیشتری گرفته به خدا این اتفاقات اتفاقی نیست به جان خودم نتیجه ی کار کردن روی باورهامه نتیجه بودن در مسیر درسته نتیجه ی سپاسگذاریامه که با تمام وجوووودم از خدای خودم دارم نتیجه ی تجربه ی عشق و بودن در آغوش گرم خدای مهربانمه. هر موقع برق خونمون میره اونقدر سپاسگذاری میکنم از خدا که نگو میگم خدایا ممنونم که با دوساعت برق رفتن با تمام وجودم میفهمم و درک میکنم که چه نعمتی رو در اختیارم قرار دادی به دورانی فکر میکنم که برقی وجود نداشت و شمع تنها روشنایی مردم اون زمان بود به دورانی که بادبزن تنها وسیله سرمایشی بود به پادشاهانی فکر میکنم که اونا بودن که برای فرار از گرما خدمتکار داشتن که بادشونو بزنه و مردم عادی برای فرار از گرما ناچار بودن ساعتها با دستاشون باد خودشون و بزنن و ما الان چقددددررررر نعمت داریم که از پادشاهای اون دوران هم داریم شاهانه تر زندگی میکنیم و بعد با خودم میگم خدایااااا شکککررررت که این بینش و این نگرش و توسط آموزه های استادم به من یاد دادی که در اوضاعی که همه ازش شاکی ان و همه غر غر میکنن و با افکارم و با باورهام در همون شرایط چیزی جز نعمت نبینم چیزی جز برکت و مهربانی تو نبینم چیزی جز تو جز خدای خوب و وهابم نبینم. این بهشته منه این دنیای شیرینیه که درکش کردم و دارم زندگیش میکنم این عشقیه که با تمام وجود دارم تجربه اش میکنم. بله دوستای گلم اگه تو مسیر درست گام برداری غیر ممکنه که نتایج درست براساس همون فرکانسهای عالی که ارسال کردی نبینی حتی اگر شرایط همه ی جامعه طوری باشه که بخوان غرق بشن تو جزء یاران نوح میشی تو سوار کشتی نوح میشی و تو به سعادت میرسی
100- استاد گلی، اول که میخواستم روی باور وابستگیم کار کنم، اون قسمتش که میگید همه ی ما مجرد به این دنیا اومدیم و مجرد هم از دنیا میریم و زندگی چند روزه ی این دنیا در برابر ابدیتی که ازش اومدیم هیچه و… (باوری هم هست در مورد مرگ و …)
استاد خوبم این گفته شما را بر روى صفحه موبایلم بزرگ نوشته ام تا جلوى چشمم باشد که: “خداوند نه به اندازه باورها بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که میبخشد.”
وقتی کامنتتون توی کانال دیدم و به این جمله رسیدم یه لحظه تو عمق این مطلب رفتم…
چقدر چقدر چقدر این تسلیم شدن ، این ایمان به انسان قدرت و لذت و هرچیزی که بخواد میده
خیلی خیلی عالی بود
خیلی انگیزه بخش و لذت بخش بود کل کامنتتون
خیلی احساس خوبی در من ایجاد کرد
واقعا ممنونم
همیششششه شاااااد و سلااامت و خندااان و سعادتمنند و ثروتمننننننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشید
سلام به بهترین روزهای زندگیم ، سلام به استاد عشقم ، سلام به دوستان عزیزم
سللااااااااااااااااااااااام
توضیح :
از زمانی که دوره جهان بینی توحیدی 1 شروع شد و دوستان عزیزم توی این دوره نظرات بسیار ارزشمندشون قرار دادن ، من هم شروع به مطالعه تک تک نظرات کردم و با هدایت فرمانروای کل کیهان هر نکته مثبت ، باوری خوب و کلا هرچیزی خوبی که توی نظرات بود به صورت 100 نکته 100 نکته روی آخرین فایلهای رایگان سایت قرار دادم.
این 100 نکته نهم از آخرین پیام قبلی تا صفحه 316 دوره جهان بینی توحیدی 1 که شامل جلسه نهم و قسمتهایی از نکات جلسه دهم دوره جهان بینی میباشد
“”””” نکات جلسه 10 از شماره 85 شروع میشود “””””
100 نکته هشتم به دلیل تعداد بالای کلمات شامل 8 صفحه میباشد.
لینکهای 100 نکته های قبلی :
100 نکته اول :
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-4/#comment-300417
100 نکته دوم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-11/#comment-301816
100 نکته سوم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-14/#comment-302700
100 نکته چهارم:
https://abasmanesh.com/fa/be-richest-person-in-history/comment-page-17/#comment-303548
100 نکته پنجم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-1/comment-page-53/#comment-305508
100 نکته ششم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-2/comment-page-11/#comment-308185
100نکته هفتم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-5/comment-page-16/#comment-311695
100 نکته هشتم:
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-7/comment-page-8/#comment-314159
100 نکته نهم :
https://abasmanesh.com/fa/interview-with-master-14/comment-page-4/#comment-317192
————————————————————————————————————————————————————————————-
1- جلسه 9
بخش اول
موضوع جلسه:
ایجاد یک باور توحیدی برای هدایت به مسیر الهامات و استفاده از این نیرو برای تحقق هر خواسته ای.
طی این چندروزه برای انجام چند کار، به کسب و کارهای مختلفی مراجعه کردم که یکی از سوالات مشترک آن کسب و کارها از من به عنوان یک مشتری این بود که:
“از چه طریق با ما آشنا شده ای؟”
این سوال، روزهای شروع کار خودم در تهران را به یادم آورد و ایده هایی که برای جذب مشتری داشتیم. ما نیز چنین سوالاتی از مشتریان می پرسیدیم تا با تجزیه و تحلیل آنها، بدانیم کدامیک از شیوه های جذب مشتری مان، موثر تر بوده است.
در واقع، مهم ترین دغدغه هر فردی که تصمیم به ایجاد کسب و کاری می گیرد، “تأمین و جذب مشتری” است.
دلیل اینکه افراد زیادی، با وجود دانش و مهارت کافی درباره انجام آن کار مورد علاقه شان، باز هم برای شروع اش مردداند یا کلاً بی خیال انجامش شده اند، این است که نتوانسته اند پاسخ قانع کننده ای برای این سوال بیابندکه:
چگونه مشتری های لازم را وارد کسب و کارشان نمایند!!
قصدم از بازگویی این تجارب و مأموریت این جلسه، این است که ، “استفاده از قدرت الهامات بعنوان بهترین راه حل هر مسئله” را درک نمایی و قادر به شناسایی الهامات بشوی، نحوه نحوه عمل به آنها را جزو عادات خود نمایی و مهم تر از همه، ارتباط میان باورهایی که داری و الهاماتی که دریافت می کنی را بیابی و به این وسیله متعهد به ساختن باورهای قدرتمند کننده تر برای ایجاد نتایج بهتر درباره هر خواسته ای بشوی.
خواه جذب مشتری به کسب و کارت باشد، ورود به رابطه ای عاشقانه، یافتن سلامتی ات یا هر خواسته دیگر
اما پیام مهم این جلسه اینجاست: “مأموریت هر الهام، هدایت تو به یک مرحله بالاتر است”
یادم می آید در اوایل شروع کار که قطعاً باورهای قدرتمند کننده ای در زمینه مالی نداشتم، یکی از الهاماتی که به آن عمل نمودم، طراحی، و پخش پوسترهای تبلیغاتی همایش ها بود. بنابراین چندین پرینتر خریده و شبانه روز مشغول انحام این کار بودیم تا بتوانیم با هزینه کمتری این کار را انجام دهیم.
خودم طراح پوسترها بودم و شیوه انجام این کار نیز از جملاتی که نوشته می شد تا رنگ مورد استفاده و حتی مکان نصب، دقیقاً بر اساس الهاماتی بود که آنها را جدی می گرفتم.
در حقیقت،“عمل به الهامات”، یکی از مهم ترین ویژگی هایی بوده که به محض آشنایی با قوانین کیهانی، آن را درک و به خوبی در هر برهه ای از زندگی ام اجرا نموده ام. مهم ترین موفقیت های زندگی من، بدون شک حاصل عمل به یک الهام بوده است.
درست است آن روزها نتایج مالی خوبی نداشتم، اما دلیلش، اشکال در آن الهامات یا نحوه عمل به آنها نبود. بلکه اشکال در باورهایم بود. سپس هرچه بیشتر این قانون را درک نمودم که “جهان در هر لحظه به باورهایمان واکنش نشان می دهد و بازتاب آنها را وارد زندگی مان می کند”، بیشتر توانستم رابطه میان الهاماتی که دریافت می کنیم و نوع مداری که به خاطر باورهایمان در آن قرار گرفته ایم، را درک نمایم. اما نکته مهم اینجاست که: در صورت عمل به آن الهامات، بهترین نتیجه ی موجود در آن مدار را قطعاً دریافت می کنید.
به همین دلیل مطمئن شدم وضعیت مالی من با تغییر باورهایم تغییر می کند، نه یافتن یک روش تبلیغاتی بهتر یا استفاده از نظرات کارشناسان و خبره گان این حوزه. زیرا مطمئن شدم که عوامل موفقیتم، بیرون از من نیست، بلکه همه نتایج بیرونی، در درون من و توسط باورهایم شکل می گیرد. این درک از قوانین، اعتماد کردن به خداوند و بیشتر حساب کردن روی هدایت او و کمتر حساب کردن روی عقل و منطق انسانی را عمیقاً به من آموخت.
به من آموخت که اگر به جای صرف زمان برای چسباندن پوستر و تکیه کردن بر عقل و منطق انسانی، بیشتر روی باورهایم کار کنم، بیشتر روی دریافت هدایت خداوند به مسیر نعمت ها و هماهنگی با قوانینش حساب باز کنم و در برابر این قدرت و این خِرَد که “برگی به اذن او به زمین نمی افتد” تسلیم شوم، آنوقت این نیرو از هزاران طریق، مشتری ها و رونقی را به کسب و کار من هدایت می کند که بالاترین سطح از عقل و منطق انسانی من، نمی تواند هیچ ایده ای برایش داشته باشد.
دلیل تأکیدم در همه این سالها، بر ساختن باورهایی توحیدی، این است که به شما بگویم هرچه به این نیرو بیشتر اعتماد نمایی و در برابرش تسلیم تر باشی، موهبت ها و برکات بیشتری را به زندگی ات روانه می سازی و هرچه برعقل و منطق انسانی خودت تکیه نمایی، خود را از موهبت ها و برکات بیشتری محروم می سازی.
اعتماد به این نیرو، شما را به بیش از خواسته هایتان می رساند، همانگونه که درباره من و هزاران نفر اتفاق افتاده.
وقتی به مسیر زندگی و کسب و کارم نگاه می کنم، به وضوح نتایج اعتماد به این نیرو را می بینم که چگونه از طریق دستان بی شمارش، افراد آماده و علاقه مند به آموزش هایم را به راحتی وارد کسب و کارم نموده و مهم ترین شیوه تبلیغاتی ام شده است.
اگر به شیوه آشنایی خودت با مباحث آموزشی من نگاهی بیاندازی، متوجه می شوی که ذهن شما اول آماده ی شنیدن شد و سپس به سمت دریافت این آگاهی ها هدایت شدی. یعنی ورود تو به جمع خانواده صمیمی عباس منش و شنیدن این مباحث آموزشی، پاسخ خداوند به درخواست هایی بوده که قبلاً داشته ای. برای همین است که همواره تأکید دارم:
“مدیریت مشتری در کسب و کارت را به خدا بسپار”
“استخدام نیروهای مناسب را به خدا بسپار”
“هدایت به ایده ها و راهکارهای نتیجه بخش، افراد عالی را در هر جنبه های از زندگی ات، به خدا بسپار”
منظورم این نیست که یک گوشه بنشینی و منتظر فرو افتادن یک گونی پول از آسمان باشی. برای درک بهتر این موضوع، لازم است متذکر شوم که منطق و قانون “دریافت الهامات” و هدایت به مسیر خواسته ها، این است که:
اولاً:
الهاماتی که دریافت می کنی، همیشه هم جنس با مداری است که در آن قرار داری و به اندازه ظرف باورهای شماست. اما عمل به آن الهام، شما را بهترین نتیجه ای می رساند که در آن مدار می توانستی دریافت نمایی.
ثانیاً:
الهامات، همیشه قرار است قدم بعدی را به شما بگوید، نه کل مسیر و مقصد را. اما نتیجه عمل به آن الهام، ورود به یک مدار بالاتر است که هم باورهای شما قدرتمند کننده تر شده و هم ظرف وجودتان برای دریافت الهامات نتیجه بخش تر، رشد نموده.
نتیجه درک منطق الهامات:
1٫ وقتی بدانی که الهامات قرار است یک مرحله و یک قدم شما را پیش ببرد و به الهام بعدی هدایت کند، آنوقت در مسیر خواسته هایت صبورتر می شوی یعنی نمی خواهی یک شبه، ره صدساله بروی
2٫ از آنجا که ایمان داری در طی مسیر، قدم های بعدی به تو الهام می شود، از مسیرت لذت می بری زیرا نگران آینده نیستی
3٫ ب الهاماتی که دریافت می کنی را، بی چون و چرا عملی می سازی. یعنی دیگر حساب و کتاب نمی کنی و شک و تردیدی درباره اجراشان نداری. زیرا می دانی این الهام فقط برای این لحظه و این مرحله است و تنها به وسیله انجامش به مرحله بعدی هدایت شوی.
سرفصل های جلسه هشتم:
بررسی اصل و اساس گسترش اسلام در زمان پیامبر با نگاه قوانین کیهانی و استفاده از این اصل درباره چگونگی تحقق خواسته ها
توضیح مهم ترین باور توحیدی که منشأ اصلی دریافت الهامات برای هدایت به مسیر خواسته هاست.
توضیح باورهای توحیدی ای که سبب افزایش فروش و افزایش مشتری به کسب و کار می گردد
چرا کار کردن روی باورها، برای همیشه یک الزام است؟
مراحل تکاملی ای که هر فرد در دریافت الهامات طی می نماید
2- به قول استاد نگران سوالات بی جوابت نباش هدایت میشی و بهت گفته میشه و به همون اندازه ای که خدارو باور میکنی بهت نعمت داده میشه و هرروز بیشترش میشه
3- از جایی که هستی شروع کن، از وسایلی که داری استفاده کن، آنچه که تواناییش رو داری انجام بده!!!
Start where you are, Use what you have, Do what you can!!!
«Arthur Ashe»
4- خدا رو شکر من راجب این باور که خدا باهامون دوسته و ما رو کلا بخشیده هیچ مقاومتی ندارم و اعتقادم اینه که خدا حتی اشتباهات آینده ی منو هم که ممکنه انجام بدم بخشیده ………. خدا همون موقع که دارم اشتباه میکنم منو میبخشه ……….
این شعرو نوشتم و زدم به کمدم و بارها و بارها خوندمش :
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش / که از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش / گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
و این شعری که الان برامون توضیحش دادین : هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر / آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم / هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر / رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
5- استاد خوبم متشکرم ازتون ……یادمه یه روزی گفتید شما مثل آدمی هستید که روی برف راه رفتید و جا پای شما روی برف مونده و به ماها میگید بیاییم جا پای شما رو روی برفا پیدا کنیم و به همون نتایجی برسیم که شما رسیدید ……. چه قدر الان این حرفو درک میکنم …… آروم آروم اومدم و جا پاهای شما رو روی برفا پیدا کردم و آروم آروم دارم پیش میرم ………..
6- استاد جونم دیشب بخش اول فایل 9 رو گوش کردم و صبح که بیدار شدم و رفتم پیاده روی مدام یه جمله از این فایل توی ذهنم تکرار میشد که تمام وجودمو غرق خوشحالی کرده بود، گفتید بعد از اینکه دوره های شما رو خیلی خوب کار کردیم و مدارمون بالاتر رفت به سمت کسی هدایت میشیم که آگاهیش از شما بالاتره، احساس کردم که به سمت آرزوم هدایت میشم و نزدیکه اون روز و هرگز محبت و مهربونی های شما رو از یاد نمیبرم
7- رب جهانیان رو بسیار شاکرم که به هدایت بندگانش بیشتر از خودشون مشتاقتره
خدایی که میگه اگر تو یه قدم بیایی من 100 قدم میام
خداوندی که عاااااااااااادل هست
خداوندی که خیییییییلی مهربون هست
به قول حضرت ابراهیم
خداوند من همواره نسبت به من بسیار رحیم بوده ( خیییییییییییییییییییییلی خیییییییییییییییییلی مهربان )
خدا خیرتون بده
از شما ممنونم
خیییییییلی .
این جمله ای که خدا بهتون الهام کرده بود که به شما ثروت فراوانی میدهد شبیه اون برای من هم بود
تقریبا 8 ماه پیش .
من شنیدم که خدا به کل کائنات با این مضمون گفت : این بنده ی من هر چه بخواهد به او ارزانی بدارید
8- آگاهانه سعی که به نکات مثبت و اتفاقات خوبی که تو سال جدید برات افتاده فکر کنی و دائمن در حال شکر گذاری و تصویر سازی اون اتفاقات و اون احساسای خوب باشی و ببینی که شرایط کاریت و فروشت مثل همیشه و خوب داره پیش میره.واحساست رو در هر لحظه روی فرکانس خوب و عالی نگه دار.
ایمان دارم که تنها در این شرایط میتونی از این مسئله به بهترین شکل و بهترین نتیجه عبور کنی.چون سیستم و قانون اینو میگه و نه قانون تغییر میکنه و نه سیستم اشتباه میکنه.و تو با احساسات مثبت هست که شرایط و اتفاقات خوب رو رقم میزنی.
با در احساس خوب بودن بهت ایده های مثبت الهام خواهد شد و نتیجه 100٪ به نفع تو خواهد بود.
فقط با اجرای قانونه که سیستم کار میکنه و سیستم به احساس تو واکنش نشون میده
احساس خوب=نتایج خوب
احساس بد=نتایج بد
خداوند از سنتهایش عدول نمیکند
9- یه فایل رایگانی تو سایت هست که اسمش کم برده میشه به اسم “بررسی موردی یک دوست در موردقوانین ثروت” چقدر من عاشق این فایلم ! کلی هم واسه خودم جملات عالی ازتوش دراوردم و هرروز بهشون گوش میدم. اونجا هم استاد در مورد الهامات حرف میزنه و دقیقا همین بحث مدارها در الهامات رو هم میگه در مورد دوستشون : که انتظار داشته ایده مدارهای بالاتر بهش برسه و خب طبیعیه که نمیرسیده. بخاطر همین منتظر میمونده و اصلا به اون الهاماتی که مربوط به مدار خودش میشده عمل نمیکرده و اخر و عاقبتشم که معلومه… اگه دوست دارید جملات عالی برای باورسازی الهامات با صدای استاد داشته باشید اون فایلو بارها و بارها گوش بدید..
10- جلسه چهارم در مورد بی نهایت بودن موقعیتها برای کسب و کار بود… یه مورد جالبی رو توی نت دیدم که طرف اومده بود “جناغ مرغ مصنوعی!!!” تولید کرده بود و خیلیییی زیاد هم استقبال شده ازش ! همون سنت شکستن جناغ رو ازش استفاده کرده و داره پول درمیاره ! یاد حرف استاد افتادم که شما اگه بخوای منجوق دوزی رو پرتغال رو هم یاد بدی یه عده هستن که مشتری میشن ! واقعا از هرچیزی میشه پول دراورد..
11- جلسه نهم هم در مورد الهامات… که یه تمرین داشت و اونم اینکه بگیم چطوری به این سایت هدایت شدیم و یادمون بیاد که خدا همیشه در حال هدایت ماست…
12- وسط حرفاش یه جایی گفت که اگه قانون جذب رو سرچ کنید اسم ما اوله توی گوگل و.. . منم از سر کنجکاوی رفتم سرچ کردم و تو صفحه اول علاوه بر سایت ایشون ؛ دیدم یه جا نوشته گروه تحقیقاتی عباسمنش و….. خلاصه اومدم و فایلها رو دیدم و…….! یعنی فکر کنید ایشون اومد برای خودش تبلیغ کنه که ببینید من اولم و فلانم و…. در واقع تبلیغی شد برای استاد ! ( واقعا حرف استاد درسته که نیازی به تبلیغ نیست و خدا برام میفرسته! یکی از بینهایت راه خدا هم همین بود!)
13- یه چیز خیلی جالب توی صحبتهای اون خانوم هم بود ..اونم اینکه میگفت من همیشه ادمهای خوب رو ملاقات میکنم و…. ( و این باورش بود که ادمهایی که باهاش برخورد میکنن همه خوبن). ببینید واقعا باور چه میکنه ! ! این خانوم بیاد توی اون استیت پارک و استاد هم همونجا باشه و بهش الهام بشه در مورد سبک شخصی بگه و بیاد سراغ ایشون و… ! باور داشته همه ادمهاییکه میبینه خوبن و باورش هم بهش ثابت میشه و استاد میاد سراغش برای مصاحبه… افتاب امد دلیل افتاب ! خیلی برام جالب بود این تیکه اش…
14- موضوع : نکته های قسمت 9
توی این چند روز توی هر شرکتی میرفتم یا کسی میومد برای ما کاری انجام بده ازم می پرسید شما از چه طریق با ما آشنا شدید این سوالی ک تو ایران هم میپرسند مثلا از طریق اینترنت از طریق تبلیغات فلان روزنامه فلان مجله خلاصه دوست دارند بودند ک شما از چه طریق با اونها آشنا شدید ک بدونند کدوم یکی از تبلیغات معاصر تر کدوم بهتره بعد من یادم اومد اوایل هم من کارم و شروع کرده بودم ما هم همین کار و میکردیم اس ام اس میفرستادیم پوستر میچسبوندیم وقتی بچه ها ثبت نام میکردند تو دوره های حضوری ما ,ما یه سوال داشتیم شما از چه طریق با ما آشنا شدید مثلا اگر میگفت پوستر می گفتیم از کدوم منطقه برای اینکه بدونیم کدوم منطقه بیشتر دیده میشود من خیلی سال پیش این کارها رو میکردم بعد داشتم فکر میکردم ک چی شد دیگه این کارو نکردم بعد یادم اومد دلیلش این بود ک من یه سری باورها رو در خودم ایجاد کردم ک من وقتی روی خودم کار میکنم روی باورهام کار میکنم توی مداری قرار میگیرم ک یه سری از آدم ها وقتی یک سری سوال دارند به اون مدار هدایت میشن با من یا برنامه های من آشنا میشن از وقتی من این قانون و درک کردم یعنی قانونی ک همه چیز از درون من داره اتفاق می افته نه بیرون من اون وقت بود ک من هیچ تبلیغی نکردم برای کار خودم به هیچ عنوان نمیخوام بگم تبلیغات چیز خوبی نیست میخوام بگم موضوع سر یه چیز دیگست یه اساس دیگه ای رو میخوام توضیح بدم وقتی این باور رو در خودم ایجاد کردم فقط نشستم روی خودم کار کردم و اجازه دادم الهامات منو هدایت کنه و بعد این الهامات به من میگفت روی سایت کار کن یه همچین فایلی رو بزار این دوره رو آماده کن این فایل رایگان و بزار و همه کارهایی ک انجام شده یعنی اینا به من گفته میشد و من انجام میدادم
الهامات یه تصویر یه صدا یک جمله تو کتاب یه صحبت بین دو نفر یه چیزی ک یه لحظه بلد میشه و یه حسی تایید ش میکنه یعنی اصلا چیز متافیزیکی و عجیب و غریب نیست من در مورد پیامبر اسلام هم مطمئنم اون جبرئیل ک گفت اقرار بسم ربک الذی خلق اصلا این جور نبوده ک فقط تو غار حرا بوده باشه یا یه صدای عجیب و غریب بوده باشه یه چیزی با قلب پیامبر صحبت کرده ک با قلب همه ی ما صحبت میکنه اصلا یه چیز عجیب و غریب ک فقط مختص یه سری ها باشه نیست یه حالت طبیعی از حیات مثل همون الهامی ک به گلبول های سفید میشه وقتی یه ویروس یا یه باکتری وارد بدن میشه و اونا میرن سریع سراغش و جلوشو میگیرند مثل الهامی ک به قلب ما میشه و قلب ما می تپه یعنی این طبیعی هست
هر چقدر شما بیشتر روی خودتون کار کنید بیشتر می فهمیدش و الا بودنش ک همیشه بوده و به قول خداوند تو قرآن مشخصه حق از باطل جدا میشه مشخصه قابل درک میشه بخاطر همین دوست دارم این باور رو به شما بدم ک این خیلی طبیعیه با شما هست بوده و خواهد بود فقط موقعی ک شما روی خودتون کار میکنید صداش بلندتر میشه تصویرش واضح تر میشه مطمئن تری ک این الهام مطمعن تری ک این مسیری هست ک باید بری
این کارهایی ک من انجام میدادم طبق اون باوری ک گفتم خداوند همه ی این کارها رو انجام میدهد
وقتی من روی خودم کار میکنم خداوند افراد و وارد زندگی من میکنه وارد کسب و کار من میکنه
من نمیخواد کار بیرونی خاصی انجام بدم کل کار درونی من باید روی خودم کار کنم باورهام و درست کنم همون باورهایی ک تو دوره ها گفتم من باید روی اون باورها کار کنم بعد وقتی ک مدارم می ره بالاتر افرادی ک به اون جوابها نیاز دارند اون ها منو پیدا میکنند یعنی خدا اون ها رو ,ما رو باهم ارتباط میدهد به بینهایت طریق ک من عقلم هم نمیرسه اصلا از اون موقع بود ک دیگه تبلیغات نکردم و فقط روی خودم کار کردم
تمام اتفاقات بیرونی ما توسط درون ما داره اتفاق می افته خداوند داره همه کارها رو مدیریت میکنه وقتی تو باورهات و درست میکنی وقتی روی خودت کار میکنی همه ی اتفاقات برات ایجاد میشه خداوند این کار و انجام میده یعنی اون کسی ک کشتی رو داره تو بیابون می سازه اون حضرت نوحی ک کشتی رو وسط بیابون می سازه خداوند آب رو میاره برای اون کشتی تا اون کشتی شناور بشه خداوند کارها رو انجام میده اما کی این کارها اتفاق می افته موقعی ک تو رو خودت داری کار میکنی موقعی ک تو میای باورهات و درست میکنی موقعی ک تو میای دنیا رو جور دیگه ای میبینی و آرام آرام هدایت میشی به راههای بهتر
هر کسی ک میخواد یه شغلی بزنه هر کدوم از شما ها و هر فردی تو جهان ک میخواد یه بیزینس ایجاد کنه اولین سوال ش اینه ک من چجوری خودمو معرفی کنم به دیگران من چجوری به دیگران بفهمونم ک من یه سری خدمات یا یه محصول دارم ارائه میکنم اینو چیکار کنم یعنی همه ی سوال اصلیشون تو بیزینس تو درآمد و کسب و کارشون اینه و چون جواب این سوال و نمیدونند و چون اون راه رو هم بسیار پر هزینه هست تبلیغات بیلبورد اس ام اس ووووو خیلی چیزهای دیگه تبلیغات پر هزینه ای هست احتمال اینکه از همون اول بیخیال این کار بشه خیلی خیلی زیاده و میگن ما همه کارها رو کردیم مغازه گرفتیم وسایل گرفتیم حالا مشتری رو چیکار کنیم اینو چیکار کنیم این سوالی ک خیلی ها نمیدونند و من میخوام بگم ک این سوال هم از درون ما اتفاق می افته و جوابش تو درون ماست و ما هدایت میشیم و مشتری ها هدایت میشن
ما باید روی خودمون کار کنیم و بقیه کارها رو بسپاریم به خداوند ما تقسیم کار میکنیم با خداوند یه سری کارها رو ما انجام میدیم یک درصد کارها رو ما انجام میدیم نود و نه درصد کارها رو خداوند انجام میده اون یک درصد کارها هم یه کار درونی هست یه کاری هست ک باید روی باورهامون کار کنیم بعد یه سری الهامات به ما داده میشه و ما انجام میدیم یعنی در نهایت یک اعمالی اتفاق می افته اما اعمال کی اتفاق می افته بعد از دریافت الهامات اتفاق می افته یعنی شما تو مسیری حرکت میکنید به شما گفته میشود و بعد شما انجامش میدید تاکید میکنم انجامش میدید مثلا در مورد کار من همون فایل ها فیلم برداری میشه تدوین میشه تولید میشه یعنی یه سری کارها داره انجام میشه حالا تو کار هر کسی بستگی به اون فضای کاریش متفاوت میتونه باشه اما چه کاری داره انجام میشه اون کاری ک الهام میشود چه چیزی الهام میشود این خیلی مهمه با توجه به فرکانس تو با توجه به مدار حال حاضر تو چیزهایی به شما الهام میشود ک قدم بعدیه یعنی بعضی ها فکر میکنند اون الهام کل مسیره
یعنی الهامات اون جور نیست ک کسی ک توی اون فرکانس چیزی بهش الهام شود ک مربوط به ده تا مدار بالا تره
این ک من انقدر در مورد تکامل حرف میزنم در مورد مدارها حرف میزنم ک بگم این مدارها متفاوتند و با کار کردن روی باورهاتون وارد مدارهای بالاتر می شید و تو مدارهای بالاتر چیزهای متفاوتی نسبت به مدار قبلی هست برای اینکه این موضوع رو درک کنید
اون چیزی ک به شما الهام میشود بستگی داره به فضای فکری تو بستگی داره به ظرف تو بستگی داره به اندازه تو بستگی داره به موقعیت تو بستگی داره به خواسته های تو یعنی همه ی اینها مشخص میکنه ک قدم بعدی رو چی برداری حالا تو قدم بعدی فضای فکریت عوض میشه موقیعتت عوض میشه ظرفت بزرگتر میشه خواسته هات تغیر میکنه و بعد دوباره قدم بعدی بهت گفته میشه و همین جور قدم بعدی و بعدی همه چی تغییر میکنه اگر شما اینو درک کنید چند تا اتفاق می افته یکی خیلی صبورتر عمل میکنی یعنی نمیخوای یه دفعه از صفر به صد برسی دو خیلی از زندگی لذت میبری بخاطر اینکه مطمئنی در زمان مناسب به شما گفته میشه سه به الهاماتت عمل میکنی چون مطمعنی این الهام برای این لحظه هست و باید عمل کنی تا قدم بعدی بهت گفته بشه
یعنی خیلی دو دوتا چهار تا نمیکنی خیلی فکر نمیکنی ک این قدم چجوری میخواد منو به خواستم برسونه یعنی خواسته شما با چیزی ک العان توش هستی خیلی فاصله داره و الهام تو رو از این مدار به یه مدار بالاتر میبره نه به اون خواسته ای ک بسیار بسیار متفاوت از اون چیزی ک العان هستی برای خودت در نظر گرفتی بعد اون الهامات ک بهت گفته میشه هر چی فکر میکنی میگی این چیزی ک العان به من گفته شد یک میلیارد وم اون خواسته منو هم نمیتونه تامین کنه اصلا برای چی برم دنبالش
ولی وقتی قانون و درک میکنی خیلی بهتر اون مسیر و ادامه میدی بنابراین اون چیزی ک به شما گفته میشه با توجه به فضای شماست با توجه به ظرف شماست با توجه به مدار شماست و بعد قدم بعدی گفته میشه و شما میری جلوتر
این خدایی ک من دارم در موردش صحبت میکنم اون داره همه کارها رو انجام میده این ک من دارم انقدر در مورد توحید صحبت میکنم این قدر میگم آقا ما باید بفهمیم ک هیچ چیزی نیستیم همه ی کارها رو اون داره انجام میده این که ما کردیت و اعتباری ک خدا انجام میده میزاریم به نام بقیه این یعنی شرک
نمی دونید چقدر آدم ها دنبال یه سری از افراد هستند تا یه سری کارها رو براشون انجام بدن برای اینکه شناخته بشن تو حوزه خودشون مشتری پیدا کنند در صورتی ک همه ی این کارها رو خدا انجام میده برای شما
کی انجام میده موقعی ک تو داری روی خودت کار میکنی موقعی ک تو این موضوع رو باور میکنی ک اصلا خدا میتونه این کار و انجام بده اصلا اصولا آیا کسی باور میکنه این قضیه رو ک خدا میتونه این کارو انجام بده یا باور نمیکنه
بحث سر اینه ک اصلا ما فکر میکنیم ک جهان داره چه جوری کار میکنه اگر ما بفهمیم جهان داره با فرکانس های ما کار میکنه نه با چیز دیگه ای اون وقت ما خیلی راحت میتونیم خداوند و باور کنیم قدرت شو باور کنیم توحید و باور کنیم یکتا پرستی رو باور کنیم و اون موقع ما بیایم روی خودمون کار کنیم خدا رو باور کنیم و به خدا بگیم خدایا میدونم ک تو این توانایی رو داری ک افراد و وارد بیزینس من کنی و منو بشناسونی و دل افراد و نسبت به من نرم کنی همون چیزی ک بارها تو قرآن گفته شده دل افراد و به سمت من نرم کنی منو محبوب کنی و تو این کارو میتونی انجام بدی همین ک شما اینو باور داشته باشید این میتونه اتفاق بی افته و خداوند میتونه این کارو انجام بده و این کار زمانی اتفاق می افته ک تو باور کنی این قضیه رو با باورهای مناسب بدون ک اون خداوندی ک این جهان و خلق کرده با این دقت با این ظرافت ما داریم نفس می کشیم قلب مون داره می تپه این زمین داره به دور خورشید می چرخه این گیاهان دارند رشد میکنند اصلا نمیشه در موردش صحبت کرد این مغز جواب نمیده من بخوام بگم چه اتفاقاتی تو جهان هستی داره می افته ک اصلا ما هیچ خبری نداریم هیچ کاری براش انجام نمیدیم با دقتی ک هیچ کامپیوتری در جهان نمیتونند همچین دقتی رو درک کنند و داشته باشند داره اتفاقات رخ میده داره انجام میشه همه چی
این خدایی ک داره انجام میده خیلی راحته براش ک آدم هایی رو وارد حوزه کسب و کار شما بکنه ک هدایت شون کنه سمت کسب و کار شما و تبدیلشون کنه به مشتری
وقتی باور تو در مورد ثروت ایراد داره اصلا ته باورهات اینه ک من اگر پول دار بشم آدم بدی میشم یا از خدا دور میشم یا هر ک بامش بیشتر برفش بیشتر حالا یه زره هم مشتری برای من زیاد بشه کلی دردسر داره حسابداری داستان داره یا اگر مشتری برای من زیاد بشه من بلد میشم واسه رقیب هام میریزند سرم اگر العان کاری باهام ندارند بخاطر اینه یه گوشه ای دارم کارم و انجام میدم یه زره معروف بشم آدم حسابی بشم کله گنده بشم همه ی اون ها روم زوم میکنند
میدونید چقدر باورهای شرک آلود ما داریم در مورد موضوع های مختلف ک باعث میشه ما به خواسته هامون نرسیم این که من میگم با توجه به مداری ک توش هستی بهت گفته میشه منظورم این هاست تا وقتی این باورها وجود دارند با توجه به این باورها یه قدم کوچولو بهت گفته میشه وقتی تو باورهات و بهتر میکنی اون قدم هی بزرگتر میشه اون مشتری ها هی بیشتر و بیشتر میاد بخاطر همین ما نیاز داریم این باورها رو ایجاد کنیم اون باورهایی ک در مورد ثروت هست حالا در مورد سلامتی هر چی ک هست اون ها رو باید درست کنیم تا ترکیب همه ی اونها باعث بشه مدار ما تغییر کنه در مدار جدید اگر باور داشته باشیم خداوند به ما الهام میکنه مسیرهای درست رو و قدم بعدی به ما میگه و بعد اتفاقات و مشتری ها و درآمد ها رو برامون بوجود میاره ترکیب همه ی اینها هی مرحله به مرحله ما رو میبره جلوتر
اگر اصل و ساختار جهان رو و سیستم خداوند رو درک کنیم توی هر بهره ای میتونی اون نتیجه ای ک میخوای رو بگیری
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
15- فایل نهم که مثال اسب رو زدید که باید بهمون اعتماد کنه و ایمان بیاره و وحشی بازی در نیاره و نمیدونید این مثال چقدر ارزشمند بود….واقعا ما باید به خدا اعتماد کنیم و خودمونو در دستانش رها کنیم و بذاریم که کارشو بکنه و وحشی بازی در نیاریم و همه چیزو با ذهن محدود و منطقیمون که خیلی از جاها با روحمون فاصله ی زیاد گرفته نخوایم حل کنیم و تسلیم بشیم در برابر خدای یکتا و چقدر من آرومم و چقدر همه چیز دوست داشتنیه و چقدر شما عااااالی هستید……
16- بعد ازشنیدن قسمت نهم یه سوال قدیمی تو ذهنم زنده شد و برگشتم یه فایل قدیمی رو گوش کردم؛ اما بازم نتونستم جوابم رو پیدا کنم.
اونجایی که استاد میگن دوستاشون به ایشون میگفتن : اون موقه گفتی اون الهامه، اما الان میگی این یکی الهامه، چجوری میشه اینا که باهم جور در نمیان!
و ایشون به ما جواب میدن اون موقه مدار من اون بوده و اون راه بهم الهام شده و الان چون فرکانسم تغییر کرده یه راه خیلی بهتر (و حتی متفاوت با قبلی) به من گفته شده…
این جواب، منو یاد توضیح استاد در مورد استخاره انداخت؛ جایی که میگن خداوکیلی شما چن نفر سراغ دارین که استخاره بهشون گفته این ازدواج خوبه و الان از زندگیشون راضی نیستن؟ یا چن نفر جواب استخاره شون برای بیزینسشون مثبت اومده اما الان به بدترین صورت ورشکست شدن؟!!
و این موضوع تو این سه روزی که فایل جدید روی سایت قرار گرفته ذهن منو خیلی درگیر کرده که با این اوصاف تفاوت بین نشونه و استخاره چی میتونه باشه وقتی هردوشون با توجه فرکانس فعلی مون بهمون پاسخ میدن؟
(تو فایل استخاره استاد خیلی رو این موضوع مانور میدن که اگه برای گرفتن استخاره به کسی قدرت بدیم یا اون رو از خودمون بالاتر ببینیم این شرکه. خوب بله دقیقا همینطوره.)
17- بعدش اونجا کنار دو خانم نشسته بودم و اصلا هوای کولر به ما نمیزد و گفتم که برم صندلیهای اونور و بعدش چاخان گفت برم اون ور چی اونور اون اقا پسرا نشستن الان میگن عمدا میخواد بره اونورو من جوابشو ندادم و بعدکه توضیحات اون اقای مدرس تموم شد بهشون گفتم ببخشین هوای اینجا خیلی گرمه انگار کولر تون هوای خنکم نداره گفتن ببخشید راس میگین ولی همین قضیه صرفه جوییی در مصرف برق و ایناست و منم گفتم به یه اقا پسری که رو به روم بود گفتم ببخشین اون کولر هواش میزنه به شما گفتن بله اینجا بهتره و منم خیلی با اعتماد به نفس پاشدم و رفتم اون ور نشستم و بعدش گفتم خدایا شکرت اگه قبلنا بود خدااا شاهده تا اخر جلسه اصصصصصصلا روم نبود نه درخواست کنم نه یه کلام حرف بزنم ولی خیلی عالی شد ….همه نجواهای ما به خاطر فرهنگ غلط و باورهای اشتباهمونه که انقدر در موردد جنس مخالف اشتباه بهمون اموزش دادند …..انقدر باورهای اشتباه به خوردمون دادند به قول دوستان باور کنین منم استرس اینو داشتم که اگه اقا پسرای سایتو و اینجا رو به اسم کوچیک صدا بزنم چاخان بهم میگفت الان در موردت چی فکر میکنند ……خلاصه اینکه انقدر خوشحال بودم
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????
18- به نام خدای مهربان
موضوع :جلسه نهم جهان بینی توحیدی یک
همه شرکت ها و افکار وقتی یه کاری رو انجام می دهند به شکل های مختلف خودشون و کارشون رو تبلیغ می کنند تا افرادی که به اون محصول نیاز دارند بیان و اون رو خریداری کنند
من هم در شروع کارم تبلیغات می کردم به شکل های مختلف و خیلی برام مهم بود که کدوم روش تبلیغاتی موثر تر هست که بتونم روی همون تمرکز کنم و از یه جایی به بعد دیگه تبلیغات نکردم میدونین چرا؟!!!
چون اومدم روی باورهام کار کردم و این باور رو ساختم که وقتی روی باورهام کار می کنم و روی خودم کار میکنم در مداری قرار می گیرم که افرادی که یه سری سوالات دارند به اون مدار هدایت می شوند و با برنامه های من آشنا می شوند
وقتی به این آگاهی رسیدم که هر اتفاقی میافته در درون من هست نه در بیرون من از اون وقت به بعد دیگه هیچ وقت برای کار خودم تبلیغ نکردم.
موضوع این نیست که تبلیغات خوب نیست چرا گاهی تبلیغات لازم هست موضوع چیز دیگه ای هست.
وقتی این باور رو ایجاد کردم فقط و فقط روی خودم کار کردم و اجازه دادم که الهامات من رو هدایت کنه.
این الهامات به من می گفت مثلا روی سایت کار کن یه همچین فایلی رو بزار یه همچین کاری رو انجام بده.
تو این لوکیشن فایل ضبط کن ،درباره همچین موضوعی صحبت کن ،
این دوره رو آماده کن ،این فایل رایگان رو اماده کن و…
اینا به من گفته می شد و من انجام میدادم
نمیخوام موضوع رو سخت کنمکه تو ذهنتون ایجاد بشه یه فضای روحانی و خاص یا قدیس گونه تو ذهنتون ایجاد بشه نه خیلی ساده و راحت قضیه.
ارتباط خاص و عجیب غریب نیست و نمی خواد.
الهامات یه تصویر،یه حرف،یه جمله ای توی یه کتاب،یه صحبت بین دو تا دوست،یه چیزی که برجسته میشه توی ذهنت و یه حسی تاییدش می کنه،
چیز متافیزیکی عجیب و غریبی نیست.
فکر می کنم در مورد پیامبر اسلام هم وقتی جبرئیل گفته اقر بسم ربک الذی خلق یه صحبتی با قلب پیامبر بوده که با همه ما هم صحبت می کنه.
که قبلا هم با قلب پیامبر صحبت شده اما اون زمان چون داشته روی خودش کار می کرده تونسته واضح بشنوه و بفهمه و درکش کنه .
و بگه بقیه بنویسنش.
اصلا موضوع متافیزیکی و عجیب و غریب نیست.
یه چیز طبیعی و جزئی از طبیعت هست مثل الهامی که به گلبول های سفید میشه و اونا میرن سراغ میکروب ها.
مثل الهامی که به قلب ما میشه و قلب ما می تپه
مثل وقتی توی خواب آب دهانت راه هوایی رو بسته و شروع می کنی به سرفه کردن و بیدار میشی.
مثل الهامی که وقتی شیر میپره توی گلوی کودک واکنش نشون میده که مادرش بفهمه.
این الهام همیشه هست جزئی از طبیعت جهان هستی این الهام.
مثل الهامی که به زنبور عسل میشه
خیلی راحت چیز عجیب و غریبی نیست که یه آدم خاص دین دار توی کوهستان سالها مراقبه کنه و دریافتش کنه
نه همیشه هست فقط هرچی بیشتر روی خودتون کار می کنید بیشتر می فهمیدش و درکش می کنید. و گرنه همیشه هست
فقط وقتی روی باورهاتون کار می کنید واضح تر میشه.
و گرنه خداوند در قرآن می فرماید مشخص هست حق از باطل مشخصه و جدا میشه.
قابل درک میشه.
این خیلی طبیعیه همیشه بوده هست و خواهد بود.فقط هرچی بیشتر روی خودتون کار می کنید صدا بلند تره، تصویر واضح تره،مطمئن تری که این الهام هست،مطمئن تری که این مسیری هست که باید بری،احساس ارامش درونی بیشتری داری.
وقتی من روی خودم کار می کنم خداوند همه کارها رو انجام می دهد خداوند افراد رو وارد زندگی من می کند. وارد کسب و کار من می کند.
نیاز به کار بیرونی خاصی نیست باید کار درونی انجام بشه باید روی باورها کار کرد همون باورهایی که در دوره های مختلف گفته شد.
وقتی روی خودم کار می کنم مدارم بالاتر میره و افرادی که نیاز دارند من رو پیدا می کنند خدا اونها رو هدایت میکنه به سمت من
خدا مارو به هم ارتباط می دهد به بی نهایت طریقی که من عقلم هم نمی رسد.
من دیگه تبلیغات نمیکنم چون الان جواب داده یه نفر که توی ایران هم نیست و بدون اینکه راههای معمولی که همه می روند رو رفته باشه بیزینسش جواب داده است.
اونایی که تبلیغات کار کرده اند گوگل اد ورز ،بنر ایمیل مارکتینگ و… میدونن که کار خیلی هزینه بری هست.و کاملا ریسک بالایی دارد.
من با این باور در این مسیر قرار گرفتم بدون هیچ گونه تبلیغاتی.
یه زمانی خیلی روی تبلیغات وقت گذاشتم و هزینه کردم و دردسر کشیدم.که صد نفر دویست نفر،سیصد نفر بیان توی یه معارفه رایگان که از اون تعداد چند نفر بیان توی دوره ثبت نام کنن.
البته که الهاماتی هم تو این مسیر دریافت می کردم توی طراحی پوستر و بقیه موارد
همه این درد سر ها رو داشته باشین با کلی بدهی و زحمت و رنج
این رو هم ببینید که تو میای روی باورهات کار می کنی و هیچ کدوم از اون کارها نباشه هیچ کدوم از اون تبلیغات،اون پوستر چسبوندن ها ،اون هزینه کردن ها و…
همه اون ها کلا حذف شود و افراد به بی نهایت طریق با شما آشنا شوند.
همین الان خود شما که داری این فایل رو گوش می کنی و این پیام رو می خونی می تونی بگی کع چطور خداوند به بی نهایت طریق شما رو هدایت کرده به این جا.
هر کسی یه داستان متفاوت داره از اشناییش با این سایت.
وقتی این باورها شکل گرفت و من باور کردم و عمل کردم و تمرکز کردم فقط روی خودم کار کردن و مطمئن بودم این اتفاق میافته.
اونوقت این اتفاق افتاد که از جاهای مختلف دنیا که من فکرش رو هم نمی کردم از ژاپن ،کانادا،استرالیا،هلند از جاهایی که اصلا من چجوری می خواستم تبلیغ کنم!!!
میان توی سایت ما و از برنامه های سایت ما استفاده می کند و از فایل ها و دوره ها و محصولات استفاده می کنند و کامنت میزارن.
این نشون میده که تموم اتفاقات بیرونی ما توسط درون ما داره اتفاق میافته.
توسط باورهای ما داره اتفاق میافته
خداوند داره همه ما رو هدایت می کنه وقتی که تو باورهات رو تغییر می دهی و درست می کنی و روی خودت کار می کنی همه اتفاقات برات ایجاد میشه .
خداوند این کار رو انجام می دهد.
خداوند این کار رو انجام می دهد.
اون حضرت نوح که داره کشتی میسازه وسط بیابان خداوند اون آب رو میاره که اون کشتی شناور بشه
خداوند کارها رو انجام می دهد کی این اتفاقات میافته وقتی تو داری روی خودت کار می کنی
وقتی تو باورهات رو تغییر می دهی.
وقتی تو سعی می کنی جهان رو جور دیگه ای ببینی و آرام آرام هدایت میشی به سمت باورهای بهتر.
در مورد بیزینس هر کسی هر کاری می خواد انجام بده اولین سوالش اینه که چجوری مشتری ها من رو پیدا کنن؟!!!
بقیه موارد و کارها مشخص هست برای افراد اما جواب این سوال رو نمیتونن بدهند.
و راههایی که میدونن هم بسیار پر هزینه هست احتمال اینکه همون اول بیخیال اون کار بشن خیلی زیاد هست که چجوری مشتری جذب کنم؟!!
جواب این سوال در درون ماست و ما هدایت میشیم و مشتریها هدایت می شوند ما فقط باید روی باورهامون کار کنیم
و بقیه کارها رو بسپاریم به خداوند
در دوره روانشناسی ثروت 3در مورد تقسیم کار با خداوند بسیار صحبت شد که ما تقسیم کار می کنیم با خداوند
یک درصد کارها رو ما انجام میدهیم و نود و نه درصد کارها رو خداوند انجام می دهد. اون یک درصد هم یه کار درونی هست
باید روی باورهامون کار کنیم،وقتی روی باورهامون کار می کنیم یه سری الهامات به ما داده می شود،و ما به اون الهامات عمل می کنیم
یعنی در نهایت یک اعمالی اتفاق می افتاد،اما اعمال بعد از دریافت الهامات اتفاق می افتد.
یعنی در مسیر که حرکت می کنید و به شما گفته می شود و انجامش می دهید.
تا کید ،تاکید و تاکید می کنم انجامش می دهید!!!
یعنی اینطور نیست که من نشسته باشم تو خونه و روی خودم کار کرده باشم فقط و هیچ عملی رو هم انجام ندهم.
از اون بالا آدم ها من رو بشناسند
مثلا در مورد کار من فایل ها آماده میشه ضبط میشه تدوین میشه روی سایت قرار داده میشه.
یه سری کارها انجام می شود و در مورد کار هر کسی میتونه متفاوت باشه
چه کاری انجام می شود؟آنچه الهام می شود
چه چیزی الهام می شود؟
با توجه به فرکانس تو با توجه به مدار حال حاضر تو یه چیزهایی بهت الهام می شود که قدم بعدی است.
برای مداری که من بودم برای موقعیتی که من بودم برای باورهایی که من داشتم
توی اون مسیر به من الهام شد که از این کلید واژه ها توی پوسترت استفاده کن که بهره وری پوسترت چندین برابر شود.و همین اتفاق هم می افتاد هرچند اون مسیر مسیر خیلی عالی نبود اما برای اون فضا ی فکری من و اون فضای فرکانسی من و اون مداری که در اون قرار داشتم اون قدم اول بود.
یا بهترین کار تو اون فرکانس بود
یعنی اینطور نیست که فردی در فضای فرکانسی الانش چیزی بهش الهام شود مربوط به ده مدار بالاتراست.
اینکه من اینقدر در مورد تکامل و مدارها صحبت می کنم می خوام بگم که مدارها متفاوت از هم هستند.
با کار کردن روی باورهاتون وارد مدارهای بالاتر می شوید و درهر مدار چیزهای متفاوتی نسبت به مدار قبلی هست. برای اینه که این موضوع رو درک کنید.
اون زمان هم از طرف همین خدا به من الهام می شد اما جنس الهامات متناسب بود با فضای فرکانسی که در اون قرار داشتم.
در قرآن ترتیب نزول آیات هست،سوره های جز سی قرآن و سوره های کوتاه دراوایل رسالت پیامبر بهش الهام شده و سوره های توضیح دار و بلند در اواخر رسالت پیامبر بهش الهام شده.
خود خدا هم در قرآن این رو گفته که ما این کتاب رو آرام آرام به تو الهام کردیم
یعنی با توجه به ظرف فکری و باوری که پیامبر داشت بهش الهام شد نه اینکه در همون ابتدا یه آیه سنگین و با یک مفهوم سنگین بهش گفته بشه و بعد
با توجه به شرایط زمانه آیه ها بهش گفته شد
و اگر قرآن رو با توجه به ترتیب نزول آیات قران رو مطالعه کنید کاملا متوجه می شید که اون الهامی گه به پیامبر اسلام شده کاملا بستگی داشته به فضای فکری پیامبر یعنی به ظرفی که داره اماده میشه یعنی به اندازه ای که پیامبر میتونسته دریافت کنه و به شرایطی که پیامبر توی اون قرار داشته.
اینقدر این مدارها دقیق هستند
در آیه هفت سوره آل عمران که خداوند میگه بعضی آیات محکم و برخی متشابه هستند و در ادامه میگه اونایی که مرضی در قلبشون هست میرن سراغ تفسیر آیات متشابه و کسانی که راسخون فی العلم هستند می گویند همه این آیات از طرف خداوند است بستگی به ظرف پیامبر در اون لحظه به شرایط در اون لحظه،
این نکته خیلی مهم است که درک کنید چجوری جهان اطراف رو می شناسید و درک می کنید.
بعضی دوستان می پرسند که یه زمانی یه کارهایی رو گفتین به من الهام شد که اون کار روانجام بده و به زمان بهم الهام شد اون کار رو انجام نده کدومش الهام بوده ؟؟؟
جواب اینه که هردو الهام بوده بستگی به ظرف من داشته،بستگی به شرایط و موقعیت من داشته،بستگی به باورهای من داشته بستگی به فضای فرکانسی داشته که در اون قرار داشتم.
اینکه این متن رو بنویس این کلمات رو بلد کن این رنگ ها رو استفاده کن اون برای اون زمان من با اون باورها خیلی هم عالی بوده
که همون موقع که ما این کارها رو انجام می دادیم یه بدعتی توی طراحی پوستر اتفاق افتاد و بقیه افراد هم همون طرح ها رو استفاده کردند چون جواب داده بود.
اما زمانی که بیشتر روی خودم کار کردم و روی باورهایم کار کردم و ظرفم بزرگ تر شد من هدایت شدم به مسیر های بهتر.
تو هر برحه ای از زمان الهاماتی که به من شده چندین هزار کیلومتر من رو جلو تر برده برای رسیدن به خواسته هام.
بعضی افراد میگن اونچه به من الهام شد و من رفتم و اون نتیجه ای که می خواستم رو نداد.
اون الهام که کل نتیجه نیست که اون یه قدم هست وقتی میری قدم بعدی بهت گفته میشه وقتی انجامش میدهی قدم بعدی بهت گفته میشه و این قدم ها تا بی نهایت ادامه دارد و بستگی دارد به اندازه ظرف تو
1400 سال قبل مردم یه ظرفی داشته اند برای درک مفاهیم
الان خودمون رو با بچه های الان مقایسه کنیم هرچی زمان می گذره ظرف درک افراد بیشتر میشه مغزشون بهتر عمل میکنه
هر نسلی یه چیز هایی رو بهتر درک می کنه
این کتاب در زمانی و در منطقه ای اومده که باید با توجه به فضای فکری و ظرف افراد اون منطقه گفته می شد.
اینکه توی قرآن در باره آووکادو نیومده درباره کیوی نیومده درباره عدس درباره خرما اومده ،درختان سر سبز
مثالهایی که خداوند درباره بهشت میزنه:درختان سر سبزی که از زیر آنها نهر هایی جاری است از شیر و عسل
متالی زده میشه که برای مردم اون منطقه جغرافیای چیز جذابی بوده باشه،اگه مثلا مردم عربستان در جنگهای آمازون زندگی می کردند این خبر بدی بود که بهشت جای سر سبزی که سایه است و نهر ها جاری است و …
چون اونا اینقدر عطش آفتاب دارند که اگه بهشون می گفتند بهشت یه صحرایی پر از گرمای انرژی بخش
یا افرادی که در قطب زندگی می کردند اصلا علاقه ای ندارند به این چیزها فضای باز و گرمی رو دوست دارند نه جنگل های پوشیده و درختان در هم تنیده
اینا رو میگم که منطق خداوند رو درک کنید منطق این سیستم رو درک کنیم .هرآنچه گفته می شود با توجه به فضای فرکانسی شماست.با توجه به مدار شما و با توجه به خواسته های شماست.
اونچه که بهت گفته می شود بستگی داره به ظرف تو به فضای فرکانسی تو به باورهای تو.
همه این موقعیت ها قدم بعدی رو مشخص می کنه در قدم بعدی فضای فکریت عوض میشه ظرفت بزرگ تر میشه باروهات تغییر می کنه.خواسته هات تغییر میکنه.
اگه این رو درک کنید:
1٫خیلی صبورتر عمل می کنید ،نمیخواید یک دفعه از صفر به صد برسید.
2٫خیلی بیشتر از زندگیتون لذت میبرید چون مطمئن هستید در زمان مناسب بهتون گفته می شود.
3٫به الهاماتتون عمل می کنید چون مطمئن هستید این الهام برای این لحظه است باید بری و قدم بعدی بهت گفته می شود ،خیلی دو دوتا چهارتا نمی کنید.خیلی فکر نمی کنید که حالا این قدمه چجوری میخواد من رو به خواسته ام برسونه
وقتی خواسته ات خیلی خیلی بزرگ هست و با مداری که توش هستی خیلی خیلی فاصله داره ،و این الهامه برای اینه که تورو به مدار بالاتر ببره نه اینکه وقتی که هنوز خونه نداری ماشین نداری حقوقت خیلی خیلی پایین هست خواسته ات یه خونه ویلایی فلان یه ماشین فوق العاده یه تصویر بسیار بسیار متفاوت با اون موقعیتی که الان داری
وقتی الهام بهت گفته میشه هرچی فکر می کنی می بینی که آخه چجوری این قدم من رو به خواسته ام می رسونه این الهام اصلا یک میلیاردم اون خواسته ام رو هم نمیتونه تامین کنه اصلا چرا برم دنبالش؟
وقتی قانون رو درک می کنی خیلی بهتر اون مسیر رو ادامه می دهی کاری که من هم انجام می دهم ،البته که منم یه جاهایی کم میاوردم یه جاهایی شک می کردم ولی به نسبت خیلی ها کمتر
اینطور نبوده که بگم من بدون شک و بدون تردید به الهاماتم عمل کردم نه اینطور نبوده
اما نسبت به خیلی ها بهتر عمل کردم.
بنابراین آنچه که به شما گفته میشه با توجه به فضای شماست با توجه به ظرف شماست با توجه به باورهای شماست با توجه به مدار شماست و البته قدم بعدی هست و قدم به قدم بهت گفته میشه.
در مورد تبلیغات این تفکر رو ایجاد کردم که خداوند داره همه کارها رو برام انجام میده همونطور که من به طرز عجیب غریبی با بعضی چیزها و بعضی افراد آشنا شدم افراد هم به طرز عجیب و غریبی که الان برای من ناشناخته است با من آشنا می شوند.
کی این اتفاق میافته وقتی دارم روی خودم کار می کنم و یه سری باورها رو نهادینه می کنم به اتدازه ای که این کار رو انجام میدهم این اتفاق میافته افراد میان و با برنامه های من آشنا میشن و استفاده می کنن
الان اونایی که توی حوضه کامپیوتر و اینترنت هستند بهتر این حرف من رو درک می کنن
الکسای سایت مارو ببینید( یه افزونه ای هست وقتی نصبش می کنی روی مرورگر بهت آمار رتبه سایت و بازدید کاربران رو نشون میده)
با اینکه کاربران سایت فارسی زبان هستند و در مقایسه با سایتهای انگلیسی که زبان های دیگه سایت انگلیسی رو سرچ می کنند اما سایت فارسی رو فقط فارسی زبانان سرچ می کنند
رتبه الکسا رو که ببینید چقدر تفاوت دارد
اونوقت متوجه می شوید که اون خدایی که داریم در باره اش صحبت می کنیم اینهمه از توحید داریم میگیم .باید بدونیم که ما هیچی نیستیم همه اون کارهارو اون داره انجام میده.
اینکه اعتبار کارهایی که خدا داره انجام میده رو میزاریم به نام بقیه این یعنی شرک.
چقدر آدم ها دنبال این هستند که افراد یه کارهایی رو براشون انجام بدهند برای اینکه شناخته بشوند و تو حوزه کاری خودشون مشتری پیدا کنند.
در صورتی که همه این کارها رو خدا داره انجام میده برای شما چه وقت این کار رو انجام میده ؟ وقتی تو داری روی خودت کار می کنی.
وقتی که باور می کنی که خدا میتونه این کار رو انجام بده
اصولا آیا کسی باور می کنه که خدا میتونه این کار رو انجام بده یا باور نمی کنه؟
بحث سر اینه که جهان چجوری داره کار می کنه؟
اگه بفهمیم که جهان داره با فرکانس های ما کار می کنه اونوقت خیلی راحت می تونیم خداوند رو باورکنیم،
قدرتش رو باور کنیم
توحید رو باور کنیم
یکتاپرستی رو باور کنیم
اونوقت که خدا رو باورکردیم به خدا بگیم خدایا من میدونم که توانایی این رو داری که افراد رو وارد بیزینس من کنی و بیزینس من رو به افراد بشناسونی . دل افراد رو نسبت به من نرم کنی
چیزی که بارها در قرآن گفته شده دل افراد رو نسبت به من نرم کنی،من رو محبوب کنی و
تو میتونی این کار رو انجام بدهی همین که باور داشته باشید که می شود
و خداوند میتونه این کار رو انجام بده و زمانی که باور کنی این قضیه رو و مثال های مناسب برای خودت بزنی تا باور پذیر تر بشه برات.
به این دلیل من اینقدر در باره خودم مثال میزنم که باور پذیر بشه برات به عینه ببینی که اتفاق افتاد از وقتی من باور کردم اتفاق افتاد.
این خدایی که این همه اتفاقات در جهان رو با چه دقت و چه نظمی داره اداره می کنه زنبورها عسل تولید می کنن،درختان رشد می کنن،کوه ها دریاها و…
خیلی راحت براش که افراد رو وارد کسب و کار شما کنه.
که افراد رو هدایت کنه به سمت کسب و کار شما که تبدیلشون کنه به مشتری مگه کاری داره براش
کسی که این قلب شما رو این مغز شما رو به این دقت و ظرافت داره کارش رو انجام میده میتونه کار من رو هم مدیریت کنه.
وقتی منطقی بهش نگاه میکنی درک نمی کنی و باورت نمیشه که می شود میگی مگه میشه من روی خودم کار کنم یکی بیاد من رو پیدا کنه؟
من باید برم داد و فریاد بزنم تا من رو بشناسند.
من اون زمان این آگاهی رو نداشتم و تکاملم رو طی کردم اما به این معنا نیست که شما هم باید این سختی ها رو بکشین نه من اگه اون زمان یه نفر بود که این ها رو به من می گفت خیلی مسیرم راحت تر بود و سریع ترمی شد
البته نداشتن راهنما و الگو هم به مدارمن بر می گرده چون اون اوایل خیلی مقاومت ها داشتم خیلی ذهن منطقی داشتم و نگاه می کردم که بیزینس چجوری داره شکل میگیره تو تهرام من هم همون کارها رو انجام بدهم.
حرف من اینه که:
1٫در هر مداری که هستی با توجه به ظرفت با توجه به فرکانست داره مسیر های بعدی بهت گفته میشه
2٫اون خدایی که داره همه این کارها رو انجام میده که مغزت نمیتونه درکش کنه کارهای ساده تر از این کارها رو هم میتونه انجام بده
مثل اینکه کسب و کار شما رو به همه معرفی کنه
توی همه زمینه های دیگه هم همینطور هست
میتونه رابطه شما رو با همسرت زیباتر کنه
میتونه بچه سالم و صالح بهت بده
میتونه جسم تو رو سالم کنه
میتونه این بیماری که همه دنیا میگن لا علاجه رو درمان کنه
وقتی اون خدا رو باور میکنی که داره همه اون کارها رو انجام میده کاری نداره که اون مقدار انسولین مورد نیاز بدنت رو تامین کنه که دیگه مشکل دیابت نداشته باشی وقتی باور کنی هدایت می شوی بهت گفته میشه به اندازه ای که باور میکنی بهت گفته میشه عمل میکنی میگه فلان میوه رو بخور فلان ورزش رو بکن به سری اتفاقات بهت گفته میشه انجام میدهی یهو می بینی اااا اصلا نه خبری از بیماری هست و نه هیچی
و داری همه چی می خوری و لذت می بری و سالم سالمی
حالا این در مورد روابط عاطفی باشه در مورد بیزینس باشه در مورد سلامتی باشه درس خوندن باشه در مورد همه چی
اون خدا همه کار رو میتونه انجام بده فقط به اندازه باور تو
اولین مشکلی که کسب و کارهای تازه تاسیس و همه کسب و کارها دارند
اینه که مشتری چجوری ایجاد کنیم؟؟؟؟!!!!
خداوند خودش افراد رو وارد کسب و کارت می کنه کارت رو درست انجام بده روی باورهات همیشه کار کن
کارت رو به بهترین شکل ممکن انجام بده باورت رو در مورد پول درست کن که ثروت اصولا خوب هست که وارد زندگیت بشه
وقتی باورت درباره ثروت ایراد دارده
که هرکی بامش بیش برفش بیشتر حالا هرچی بیزینس من بیشتر رشد کنه کلی دردسر حسابداری و داستان و فلان داره
یا من بولد می شم یه سری رقیب ها میریزن سرم اگه الان کاری بهم ندارند به این خاطر هست که یه گوشه ای دارم کارم رو انجام میدم یه ذره معروف بشم و آدم حسابی بشم و کله گنده بشم همه روم زوم می کنن و دولت زوم و میکنه و فلان ارگان روم زوم میکنه
چقدر باور شرک آلود داریم که باعث میشه به خواسته هامون نرسیم وقتی که بهت میگم با توجه به مداری که توش هستی بهت گفته میشه منظورم ایناست تا وقتی این باورها وجود داره با توجه به این باورها یه قدم کوچولو بهت گفته میشه وقتی باورهات رو تغییر میدی و بهترشون میکنی قدم ها بهت گفته میشه قدم ها بزرگتر میشه مشتری ها بیشتر و بیشتر میان به سمتت وقتی داری این فایل رو بارها و بارها گوش میکنی و درموردش می نویسی و در موردش صحبت می کنی مشتری های جدید وارد کسب و کارت میشن
بعد میگی دیدی !!دیدی!! همین اتفاق افتاد !!!
اما اون مشتری های جدید به اندازه ای که باورت تغییر کرد رخ می دهند دو روز بعد که این فایل ها و حرف ها رو فراموش کنی و از این فضا دور بشی اونا هم براحتی میرن
به همین خاطر است که نیاز داریم باورهارو رو خودمون ایجاد کنیم
باورها در مورد سلامتی و ثروت و روابط رو هم باید درست کنیم تا ترکیب همه اونها باعث بشه مدارمون تغییر کنه و در مدار جدید اگر باور داشته باشیم خداوند به ما الهام میکنه مسیر های درست رو و قدم بعدی رو به ما میگه واتفاقات جدید و مشتری ها و در آمدها رو برامون میاره ترکیب همه اینها مرحله به مرحله ما رو میبره جلو تر
دوست دارم اصل چیزی رو که از جهان درک کردم و نتیجه گرفتم رو به شما بگم اون ساختار کلی جهان رو به قول انیشتین بتونم فکر خدا رو بخونم اون چیزی که از فکر خدا درک کردم رو به شما بگم و شما بتونید به روش خودتون ازش استفاده کنید حالا هر کسی یه سبکی داره
و در هر برحه ای یه سری خواسته داره موقعیتش که عوض میشه خواسته هاش هم تغییر میکنه.
اما اگر اصل و ساختار کلی جهان رو درک کنی توی هر برحه ای میتونی اون نتیجه ای که می خوای رو بگیری
بنابراین اون فردی که باورهاش در مورد ثروت ایجاد کنه وقتی این باور رو ایجاد کنه که خداوند مشتری هم می شود مشتری هاش زیاد میشن اما نه خیلی زیاد
چون یه عالمه باور ایراد دار در مورد شرک دارند مثلا:
اگه مشتری زیاد بشه درد سر هاش هم بیشتر میشه سیستم حسابداری باید درست کنم رقیب ها فلان میشن دولت رو من زوم میکنه یه باورهای شرک آلودی که هرکسی یه ذره گنده بشه جلوشو می گیرن تا وقتی هنوز خبری نیست ویه گوشه ای داری کار می کنی کاری بهت ندارند اما همین که ببینن یه ذره گنده شدی و یه ذره معروف شدی همچین می زننت زمین که نتونی بلند بشی مواظب باش خیلی گنده نشی چون اینا نمیتونن تحمل کنن یه نفر خیلی رشد کنه و گنده بشه پاشو از گلیم خودش دراز تر کنه.
چقدر مردم راحت دارن خوشبختی و سعادت رو از خودشون دور می کنند به خاطر این منبع آلودگی و شرک که تو وجود همه ما هست
بعید میدونم توی امریکا این تفکر باشه که اگه من رشد کنم و گنده بشم یکی جلو من رو می گیره و نمیزاره رشد کنم.یه همچین رد پایی رو تو امریکا ندیدم
چرا اکثر کسب و کارهای زنجیره ای در جهان تو امریکاست؟ چون این باور مضخرف رو ندارند.
اینکه میگی چرا نتیجه نمی گیرم؟؟!!!
وقتی روی الهامات کار می کنی به تدریج به این باور میرسی که خدا میتونه به من الهام کنه
وقتی روی باورهای توحیدی بیشتر کار میکنی به این باور میرسی که خدا میتونه مشتریها رو برای من بیاره
از اون طرف این باور رو داری که اگه مشتری زیاد بشه رقیب ها فلان میشن ،کارهای حسابداری پیچیده میشه، نمیزارن بری بالاتر ،باید باج بدیو از این چرت و پرت ها
این دوتا نمیتونن کنار هم بگنجند برای همین که میگم به اندازه ظرفت دریافت می کنی
در مورد پیامبر اسلام هم همین بود جهان یکسان عمل میکنه اگه فکر می کنی که پیامبر اسلام یه آدم خیلی خاص هست همینقدر بهت بگم که در مورد پیامبر هم به اندازه ظرفش بهش گفته شد این که خدا تو قرآن میگه پیامبر هم مثل خودتونه تو بازار راه میره مثل شما احتیاج داره غذا می خوره این یه آدم هست دقیقا مثل شما فقط داره روی خودش کار می کنه
یه نفر هست در حال حاضر یه کلیپی میزاره روی اینترنت خیلی سریع مشهور میشه ،این رو الان میتونیم درک کنیم .
ولی اون زمان که نه اینترنت بوده نه هواپیما بوده نه تلویزیون بوده هیچی نبوده همه هم با هاش مشکل داشتن یه نفر اینقدر مشهور میشه و از سراسر دنیا از چین و افریقا و مصر و ارو پا و هند و ایران کرور کرور آدم بلند میشن پای پیاده از صحرا و بیابون عبور می کنن میان و پیداش می کنن !!تا پیامش رو در یافت کنن با اون سختی مسیر که قابل تصور نیست !!!الان یه نفر از چین بلیط میگیره دو ساعت بعد توی فرودگاه جده هست توی هوا خوب که فرقی نمیکنه زمستون باشه یا تابستون ولی اون زمان تصورشم سخته الان.
تو زمانی که اینترنت نیست که یه دکمه بزنی یه میلیون نفر پیام رو ببینند
تو زمانی که مکه مرکز مقاومت بود همه مخالف پیامبر بودن و اول دعوت پنهان بود بعد آشکار شد و کسانی که بارها و بارها می خواستن پیامبر رو بکشن میان می گن این فرش قرمز نوکرت هم هستیم تو بیا و پرده دار کعبه شو اصلا این شهر و این کشور هرچی هست مال تو باشه
چی میشه که این همه آدم پیداش کنن قلبشون بخوادتش برن سمتش و بهش ایمان بیارن اصلا فکرش رو بکنید کی این کار رو کرد؟ پوستر چسبوند توب اینترنت کلیپ پخش کرد؟ تو امریکن گت تلنت مثلا یه جمله توحیدی گفت ملت همه شنیدن گفتن بریم ببینیم این بابا کیه؟
کی این کارهارو براش انجام داد؟همون قدرتی که براش این کارها رو انجام داد برای من هم میتونه انجام بده برای تو هم میتونه انجام بده
همون قدرتی که ژنتیک انسان ها رو نسل به نسل داره منتقل می کنه همون قدرتی ک سیارات رو با نظم دقیق نگه داشته و مدیریت می کنه منظومه ها و کهکشان ها رو داره اداره می کنه همون کاری کرد که مردم این پیام رو بشنون
مغز آدم جواب نمیده که اون زمان محمد 23 سال پیامبر اسلام بوده چجوری!!!
همین الانش قابل تصور نیست با این همه امکانات و تکنولوژی و اینترنت و …یه آدمی بیزینسش رو شروع کنه 23 سال بعد بشه جهان شمول کل جهان بشناسنش همین الان با این همه تبلیغات تصورش سخته.
ترامپ تو سن 70 سالگی دو سال تمام شبانه روز کار کرد و هزینه کرد و تبلیغات و سمینار و… که بشه رئیس جمهور اینقدر هم معروف باشه اینقدر تلاش کرد تازه رای بیشتر هم نتونست بگیره ابن قدر زحمت کشید
حالا تو 1400 سال قبل پیامبر چیکار کرد مگه؟ شما هیچ تفاوتی با پیامبر ندارید فقط به اندازه ای که پیامبر روی خودش کار کرد باید کار کنی و ایمان بیاری .
شرکت هایی که توی تبلیغات دارن متفاوت عمل می کنن شرکت تسلا هست.
اصلا تبلیغات نداره شرکت تسلا با باورها و ایده های جدید برای R&D(تحقیق و توسعه )هزینه میکنه اما برای تبلیغات هزینه نمیکنه شرکتی که بزرگترین پیش فروش تاریخ جهان رو داره در یک هفته شرکتی که تبلیغ نمیکنه.
اعتقادشون به اینه که قیمت محصول رو بیاریم پایین تر و قیمتش رو ببریم بالاتر هزینه ها رو تو این زمینه ها صرف کنیم نه تبلیغات.
که خود مردم میان برای تسلا تبلیغ می کنن رایگان برای این کمپانی تبلیغ می کنن اینقدر تاثیر گذار هست. روی یو تیوپ چقدر اومدن ویدیو گذاشتن خود مردم.
همه چیز میتونه متفاوت باشه وقتی باورهای شما متفاوت هست نسبت به باورهای اکثریت جامعه.
همه چیز میتونه تغییر کنه
همه چیز از درونه
همه چیز از درونه
همه چیز رو شما دارید بهش شکل میدید
همه چیز رو شما دارید خلق و ایجاد می کنید همه چیز از درون شما شکل می گیره
هیچ چیز در بیرون نیست
هیچ کاری در بیرون اگر تغییر کنه نتیجه ایجاد نمیکنه
اونچه ازدرون تغییر میکنه نتایج بیرون رو ایجاد میکنه
اون خدایی که تمام این کهکشان ها رو خلق کرده و داره مدیریت می کنه اون تمام کارها رو برای من و شما میتونه انجام بده
به شرط این که ما باور کنیم که میتونه این کار رو انجام بده و باورهای درستی رو بزاریم
من سالهاست که یک ریال تبلیغ نکردم که خودم و کسب و کارم رو معرفی کنم
هرکسی که الان این حرف هارو می شنوه و این مطالب رو می خونه فکر کنه که چجوری آشنا شده با این سایت !!!!
و فکر کنید و باور کنید که همونطور که شما با این سایت و این مطالب آشنا شدید مشتریان شما هم میتونن با شما و خدمات شما و محصولات شما آشنا بشن.
این توی بحث مشتری هست این رو تعمیم بدید توی همه کارهایی که خداوند میتونه برای شما انجام بده.
و همه چی رو میتونید از طریق الهامات دریافت کنید الهامات قدم اول به شما گفته میشه وقتی انجام میدهید توی الهام بعدی قدم بعدی به شما گفته میشه بنابراین شک نکنید به الهامات که این چجوری میتونه من رو به خواسته ام برسونه با این چیزی که الان داره به من میگه اون در اون زمان با توجه به ظرفت بهت گفته می شود اون مرحله ایه که باید انجام بشه و بعد که طرفت بزرگتر میشه باورهات بهتر میشه الهامه یه مسیر دیگه رو بهت میگه یه چیز دیگه ای رو نشونت میده.
متفاوت با مسیر قبلی به این معنا نیست که اون مسیر که رفتی اشتباه بود نه اون مسیر باید می رفتی تا به اینجا میرسیدی تا بهت گفته می شد اینها رو می خوام که قشنگ و درست و اساسی درک کنید نمی خوام اشتباه متوجه قضیه بشید
که مسیرتون طولانی بشه هرچند که هر کس با تمام وجود از خدا بخواد که هدایت بشه هرچقدر مسیر رو اشتباه بره هرچند که مسیر اشتباهی رو هم بره بازم هدایت میشه به مسیر درست مخصوصا شماها که دارید روی این فایل ها کار می کنید و دارید روی باورهاتون کار می کنید هرچقدر هم گم کنید مسیر رو بازم پیدا میکنید
تا وقتی که روی خودتون کار میکنید تا وقتی که خدا رو باور دارید هیچ چیزی از دست نمیره اصلا نگران نباشید که کاش اون مسیر رو میرفتم به الهامم عمل نکردم چه موقعیتی رو از دست دادم اون موقع که گفته بود دلار بخر نخریدم دلار رفت بالا
اون موقع که گفته بود فلان چیز رو بفروش نفروختم اومد پایین
اون موقع که گفته بود فلان کسب و کار رو بزنم نزدم
اون موقع که گفته بود فلانی رو اخراج کن نکردم ببین چه بلایی سرم آورد.
اصلا نگران نباشید هرجا که گوش نکردید و هر اتفاقی که افتاد میتونید با وارد شدن به مسیر هزاران هزار برابر اون موضوع رو جبران کنید.
فقط روی خودت کار کن و ایمان داشته باش این جهان با فرکانس داره کار میکنه وقتی تو فرکانس های مناسبی رو ارسال می کنی امکان نداره اتفاقات هماهنگ با اون فرکانس ها برای شما رخ نده چطور رخ میده من نمیدونم چطور رخ میده
هیچ کس نمیدونه چطور رخ میده
افراد مورد نیاز میان
الهامات بهت گفته میشه
شرایط برات فراهم میشه
اگه جایی هم مسیر رو اینور اونور رفتی اصلا خودتو تقطعه نکن درونت و قلبت و روحت رو سرکوب نکن و انتقاد نکن نسبت به خودت و بگو خداوند صدها برابر برای من جبران میکنه یه جایی حواسم پرت شد.
مثل رانندگی نیست که اولین اشتباه آخرین اشتباه اگه رفتی تو دره هرچی بگی غلط کردم فایده نداره نه اصلا اینطور نیست اصلا اینطور نیست.
وقتی در مسیر درست قرار میگیری یه کوچولو هم حواست پرت بشه یه ذره هم انحراف پیدا کنی از مسیر دوباره مسیرت رو پیدا می کنی و بر می گردی و بارها و بارها نتایج بزرگتر می گیری
به خاطر جاهایی که گوش نکردی ،به خاطر جاهایی که مسیر رو اشتباه رفتی،من بارها و بارها توی زندگیم توی کسب و کارم این اتفاق افتاد اما تهش اینه که الان دارم با همه اون کفر و شرک که گاها داشتم با تمام اون بی ایمانی که داشتم اما به اندازه ای که ر وی خودم کار کردم توی زندگیم جواب داده مسیر مشخص شده و گفته شده بهم
در مورد الهامات صحبت کردیم در مورد اینکه چطور خداوند با انسان صحبت می کنه اما تاکید می کنم به این معنا نیست که بشینی توی خونه و همینجوری فکر کنی که هیچ کاری نمی خواد بکنی و خدا خودش همه کار رو درست می کنه.
بارها و بارها گفتم بازهم میگم ایمانی که عمل نیاورد ایمان نیست حرف مفته
وقتی به شما الهام میشه این کار رو انجام بده باید اینکار رو انجام بدهی تا نتایج اتفاق بیافته اگه انجام نمیدی یعنی باور نداری
پیامبر اسلام اون کارها رو انجام داد گفت این کار و انجام بده ای اینجا برو این حرف رو بزن اینو بنویس انجام داد
به نوح گفته شد در بیابان کشتی بساز نوح کشتی رو ساخت و بعد بقیه کارها انجام شد
به ابراهیم گفته شد خانه بساز ابراهیم خانه را ساخت
به ابراهیم گفت بچه رو بزار و برو ابراهیم انجام داد بعد چشمه زمزم جوشید.
به مادر موسی گفت بچه رو رها کن ما حمایت و هدایتش می کنیم انجام داد و این اتفاق افتاد اگه انجام نمیداد سرش میبریدن مثل بقیه
هر قدم رو که انجام می دهی قدم بعدی گفته می شود در هر قدم یه میلیارد برابر خدا داره کارها رو انجام میده
اینهمه آدم صبح تا شب دارن می دوند هیچ اتفاقی نمی افته
حالا شما میای یه سری کارها رو انجام میدهی که به مراتب آسون تر و راحت تر و سریع تر هست و نتایج کاملا متفاوت با دیگران دریافت می کنی چون خدا داره بقیه کارها رو انجام میده.
من این باور رو دارم که تا وقتی که دارم روی باورهایم کار می کنم
خداوند داره افراد رو به سمت من هدایت می کنه.
این که دارم اینهمه روی توحید دارم پافشاری می کنم به خاطر اینه که به وضوح بهم گفته شد تا وقتی که خدا رو داری فریاد میزنی ما همه کارها رو برات انجام میدهیم.
وقتی فکر کردی یه آدمی هستی و همه کارها رو خودت انجام میدهی و خودت رو به آدم خاص فرض کردی و گفتی من این کارهارو کردم دیگه هیچ کاری برات انجام نمیشه فقط یادت باشه که این هارو یکی دیگه داره برات انجام میده نیاز نیست به بقیه بگی تا وقتی خودت اینها رو می فهمی و درک می کنی کارها برات انجام می شود.
ولی اگه یه روزی به این نتیجه رسیدی که من خودم من هوشم من یه ادم فلانم و باهوش و توانمندم و رمز و رازهایی رو کشف کردم وقتی که به اینجا رسیدی خودت برو انجام بده ما دیگه برات کار انجام نمیدیم مثل بقیه برو خودت کارهات رو انجام بده .
اون بابایی که صبح تا شب داره میدوه دنبال یه لقمه نون خودش داره انجام میده جهان این جوری عمل نمیکنه خودت برو بدو یه لقمه نون با زجر و بد بختی دربیار که نتونی ازش استفاده کنی نه بتونی خوشیش رو ببینی خودت برو انجام بده.
من قشنگ این پیام رو درک کردم اینقدر واضح بود که حد نداشت این که من همش دارم میگم بابا یکی دیگه داره این کارها رو انجام میده چون از همون روز اول گفت یا این رو باور می کنی و ما برات انجام میدهیم یا فکر می کنی خودت یه کاره ای هستی خودت برو انجام بده.
با خدا باش و پادشاهی کن
با خودت باش و هرچه خواهی کن
تا وقتی می فهمی که خداوند داره این کار رو برای شما انجام میده کردیتش رو اعتبارش رو میدی به خداوند.سپاسگذاریش هم مال خداوند هست.
این که میگم من از تعریف های شما خوشحال نمیشم به این خاطر که اون این کارها رو کرده اون این حرف ها رو زده بعد اعتبارش رو من بگیرم ؟!!!
من به خودن غره بشم؟؟؟ که واوووو من چه آدم خاصی هستم؟
اون همه کارها رو انجام میده اون داره اون گیاه و دانه رو تبدیل به درخت میکنه تو چیکار میکنی؟
تو فقط حالا یه هرس اگه بکنی که اونم با قدرت اونه که بدنت رو به این شکل داره مدیریت میکنه وگرنه آفتاب و آب و خاک و ژنتیک گیاه و نور و هوا و همهش رو اون فراهم کرده حتی مغز توروهم اون داره مدیریت می کنه چه اعتباری به خودت میدی؟
فردی که کشاورزی می کنه می خواد بگه من چیکار کردم در مقابل کاری که خدا انجام داده اصلا قابل مقایسه است؟
اون مادری که بچه رو به دنیا میاره چیکار کرده در برابر کاری که خدا انجام داده نه ماه جنین رو حمل کرده با خودش فقط بقیه کارها رو کی انجام داده بعد اعتبارش رو بدیم به مادر؟؟؟!!!
همه چی پدر مادر برادر دوست خواهر
اونا چیکار کردن؟؟؟ خدا چیکار کرده؟؟؟؟
بحث سر سپاسگذاری نیست!!! من سپاسگذار هستم اما تو قلبم اعتبارش رو به کس دیگری می دهم
چون من این کارها رو نکردم که از تعاریف شما خوشحال بشم.
مثل این میمونه که یه نفر دزدکی کتاب یکی دیگه رو گرفته از روش نوشته بعد کتاب شده بهترین کتاب سال
همه جادعوتش می کنن آیی تو نابغه نویسندگی هستی و فلانی اون درونن میدونه که من اینارو ننوشتم که رفتم تو کتابخونه یه کتاب دست نویسی پیدا کردم نویسنده اشم مرده خبر نداره اومدم چاپ کردم
خودش میدونه که هیچ کار نکرده چرا باید خوشحال باشه از تشویق ها
وقتی این رو میدونید و درک می کنید که خداوند همه کارها رو انجام میده بسیار یر به زیر و به قول قرآن خداوند می فرماید خاشع هستند مومنین،تقوا دارند مومنین
خیلی خاشعانه می فهمی و می پذیری که خداوند این کارها رو انجام داده مشتری هارو آورده ایده هارو بهت گفته کارمند خوب برات پیدا کرده اینکه کارمندات خوب کار کنن خداوند داره اینکار رو برات انجام میده.
همه اینارو که کنار هم میزاری درکت نسبت به جهان بهتر میشه درکت نسبت به خواسته هات بهتر میشه
درکت نسبت به مسیر رسیدن به خواسته هات بهتر میشه
همه چیز رو باید در درون تغییر بدهی و بعد دنیای بیرونت تغییر میکنه
کی این تغییر رو ایجاد میکنه؟ خداوند ایجاد میکنه
سپاسگذار کی باید باشیم ؟سپاسگذار خداوند باید باشیم.
و تا وقتی درک می کنیم این قضیه رو و باورش می کنیم این نتایج می تونه بزرگ و بزرگ و بزرگ تر بشه تا بی نهایت بزرگ همونجور که برای پیامبر اسلام اتفاق افتاد تا کجا پیش رفت؟
یه آدم معمولی به قول خود قرآن یه آدم امی یه آدم معمولی مثل شما مثل بقیه مردم به خاطر ایمانش به این جایگاه رسید همه ما وقتی میایم روی باورهامون کار می کنیم
وقتی نگاهمون رو متفاوت می کنیم از راههایی که شاید بقیه بهش فکر نکنن نتیجه می گیریم حالا توی بیزینس و تبلیغات این مثال رو زدم.
با هر منطقی سایت مارو بررسی کنید به چیزی میرسید که برای شما جای سوال داره برای خیلی ها که تو بیزینس کار می کنن
پلن کسب و کار می نویسن تو بیزینس من هیچ کدوم از اون کارها رو انجام ندادم
اصلا نمیدونم بیزینس پلن چی هست یه کتاب خوندم الانم یادم نمیاد پی نوشته بود توش
یا اون استارت آپ هایی که می رفتم اصلا بهشون عمل نکردم چون خیلی پیچیده و منطقی بود و سیستماتیک بود و من از قلبم تبعیت می گرفتم نه از مغزم و به من گفته می شد و من انجام میدادم و الان که چند سال از اون قضیه گذشته میتونی تفاوت نتایجی که من گرفتم رو با میلیون ها نفر که به شیوه های مرسوم کار کردند یعنی خودشون تلاش کردند زحمت کشیدن نه اینکه خدا براشون پیش ببره
برای من خدا پیش برد برای تو هم خدا پیش میبره من با همه افراد کار نمی کنم من با تعداد خیلی اندکی کار دارم که می تونن جهان رو اینجوری باور کنند
و اونهایی که توی این مدار قرار می گیرند که میتونند جهان رو جور دیگه ای باور کنند با برنامه های من آشنا میشن
اول اون آمادگی ایجاد می شود و بعد با برنامه های من آشنا می شوند
اول آماده شدید و بعد به یه طریق عجیب غریبی با این سایت آشنا شدید
امکان نداره یه نفر که توی این مدار نباشه و این چیزها رو قبول نداشته باشه و باور نداشته باشه یهویی منقلب بشه و بگه واوو من فهمیدم جهان چجوری عمل میکنه بریم که اینجوری عمل کنیم امکان نداره امکان نداره این اتفاق افتاده باشه.
برای همین میگم فردی که توی این مدار نیست اگه این حرف هارو بهش بگید چهارتا فحش و دری وری می شنوید مسخره تون می کنه.
کسی که تو این مدار نیست بارها و بارها تا کید میکنم که فقط و فقط روی خودتون کار کنید و اصلا نمی خواد بگین به بقیه عباس منش کیه!!!
این برخلاف اصول بیزینس هست توی همه بیزینس ها میگن مت رو معرفی کنید.
البته توی حوزه تغییر باورها به این شکل هست توی کسب و کارهای دیگه فرق می کنه اشتباه نکنید.
اگه آماده باشه خودش پیدا میکنه نیاز نیست کسی رو زوری بیاری تو این حوزه اگر کسی صد درصد آمادگی نداشته باشه این حرف ها رو بهش بزنید بد میشه براتون مسخره اتون میکنه اذیتتون
ولی وقتی آماده باشه خودش پیدا میکنه همونطور که شما پیدا کردید.
باید آماده دریافت باشی بعد به این جنس از صحبت ها هدایت می شوی
افرادی که در مدار پایین تر هستند اول با افراد دیگه ای تو حوزه کاری ما آشنا میشن که در مدار پایین تر هستند آمادگی پیدا می کنند بعد با ما آشنا میشن این در حالتی هست که من در مدار بالاتر باشم
اگه من در مدار پایین هم باشم همینه اول با من آشنا میشید بعد به مدار بالاتر و افراد بالاتر هدایت می شید.
در واقع یه نفر با برنامه های یه دوستی آشنا میشه و بعد می خواد بره بالاتر اگه من بالاتر باشم وارد مدار من میشه یا مدار هر کسی دیگه ای ممکنه باشه.
کلیت ماجرا می خوام بگم اگه به نحوه آشناییتون نگاه کنید بهتر میتونید قوانین رو درک کنید و قوانین بهتر خودش رو نشون میده.
یه جورایی اونایی که در مدار پایین تر از من هستند برای من هم تبلیغ می کنند چون یه سری افراد وارد اون مدار و آموزش ها میشن و آمادگی پیدا می کنند بعد که می خوان به مدار بالاتر برند خداوند هدایتشون میکنه به سمت آموزش های من. و این روند به مدارهای بالاتر از من هم ادامه دارد.از بی نهایت طریق .
جهان این کار رو انجام میدهد ،جهانی که مبتنی بر قانون مدار ،مبتنی بر قانون فرکانس،
وقتی این اصول رو درک می کنید:
رابطه عاطفی شما ساده تر میشه
خوشبختی شما ساده تر میشه
سلامتی شما ساده تر میشه
کسب و کار شما ساده تر میشه
پول دراوردن شما ساده تر میشه
همه چی ساده تر میشه به اندازه ای که این قانون رو درک می کنی خوشبختی به مقدار بیشتری وازد زندگیتون میشه
هم خوشبختی هم سلامتی هم ثروت همه چی همه چی
مطمئن هستم این فایل رو باید بیش از صد بار گوش کنیم شاید هزار بار
من اگه جای شما باشم فایل هارو که گوش می کنم،من کلا اینجوریم هر فایلی که از خودم گوش می کنم یا هر مطلبی خوبی یا یه آیه از قرآن هر جا که یه نکته ای داره یه چراغ روشن میکنه برام استاپ می کنم پاز می کنم و ممکنه دوروز راجع بهش فکر کنم بعد میرم سراغ آیه بعدی یا جمله بعدی و به همین طریق یعنی ممکنه یه فایل یک ساعتی دو ماه طول بکشه و قدم به قدم گوش می کنم و دوباره از اول و هرجا یه نکته داره و بهش فکر می کنم و ایده کشف میکنم و پلن میریزم
هر فایلی رو دریافت می کنید برای هر یه جمله ای که چراغی رو تو ذهنت روشن می کنه ساعت ها بهش فکر کن و تکرارش کن و ببین چه الهامی رو دریافت می کنی و برو جلو سریع نگذر ازشون که فقط گوش کرده باشی
در پناه الله یکتا شاد باشید سالم باشید ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت خدا نگهدارتون باشه
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????
19- توی یکی از فایلای رایگان استاد در مورد یه الهامی که بهشون شده بوده و گفته بوده به هرچی بخوای میرسی ؛ صحبت کردن و گفتن این الهام به خیلیاتون شده ولی جدی نمیگیرن خیلیا… از همونجا یه خواسته ای تو من شکل گرفت و گفتم خدایا به هر زبونی که خودت میخوای بهم بگو من به خواسته هام حتما میرسم.. دلم میخواد از زبون تو بشنوم و حس کنم …
چندروز بعد داشتم استراحت میکردم که یهو اسم “طه” جلوی چشمم برق زد! من اصلا به فکر قران و.. نبودم اون لحظه و برای خودمم جالب بود. گفتم حتما این الهامه… برم بخونم ببینم چه پیامی واسم داره. سوره طه رو خوندم ولی تمام فکرم رفته بود طرف موسی و مار و … و اصلا اصلا اون ایه واضحی که الان میگم چی بود رو ندیدم! به خودم گفتم عجب! این چی بود دیگه !!!
گذشت تا امروز که داشتم کانالهارو جابجا میکردم رسیدم به شبکه قران.. دوست داشتم گوش بدم تلاوت قرانیکه پخش میشد رو ؛ ولی یه حسی بهم گفت اینجا رو ول کن و بزن شبکه نهال (که مال کودک و نوجوانه)!! زدم و دیدم ااا داره سوره طه پخش میشه! (همش کارتون میده ها! ولی اون لحظه چون دقیقا قبل اذان بود داشت قران پخش میکرد)
اینجا بود که جناب چاخان اومد و دقیقا تو گوشم گفت هههههه اینم از حست! طه رو که قبلا خوندی ؛ چیزی نداشت برات. الهام و اینارو ول کن بابا و… منم با تکنیک جلسه ششم کاملا خاموشش کردم و گفتم ساکت باش ببینم چی میگه! و گوش کردم…
اونجایی که موسی داشت به خدا درخواستاشو میداد : رب اشرح لی صدری ویسر لی أمری واحلل عقده من لسانی … خیلی حس و حال خوبی پیدا کرده بودم تا اینکه رسید به این ایه :
قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یَا مُوسَى….گفت : ای موسی ، هر چه خواستی به تو داده شد ….
وای خدای من به اینجا که رسدی واقعا خشکم زد… من به خدا گفته بودم بهم بگو به خواسته هام میرسم … بعد یکبار هم نه… دوبار این سوره رو جلوی چشمم میاره.. سوره ای که توی اون حضرت موسی خواسته هاشو داره میگه و خدا هم میگه هرچه خواستی بهت داده شد…
اگه یه وقت خسته شدم ؛ اگه نجواهای شیطان اومد و گفت به رویاهات نمیرسی میخوام با خودم حرفی که خدا خودش مستقیم بهم گفتو با خودم تکرار کنم : قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ ….
20- استاد شما اونقدر تو مدار خوبی هستین
که کانالهایی هم که دارن از محصولات شما استفاده سوء میکنند
سبب خیر میشن براتون
من از طریق کانالهای فیک شما با محصولاتتون اشنا شدم وبعد هدایت شدم به سوی سایت شما و بعد خرید محصول شما
گفتم کار خدارو ببین یکی دیگه کانال درست کرده یکی دیگه داره تبلیغ میکنه یکی دیگه کلی وقت گذاشته برا کانالش
ولی هدایت خدا به سمت درست وبه سمت شماست
میگن عدو سبب خیر شود
دقیقا مثل شما و این کانالهای فیک از محصولات شماست
21- از پسر عموم راجب قانون جدب پرسیدم هیچ اطلاعی نداشت و اساتید خارجی هم نمیشناخت
ولی عجیب هماهنگ بود با قوانین از لحاظ سلامتی روابط و مالی فوق العاده عالی بود
ی حرفی هم بهمون زد که همش با خودم تکرارش میکنم
گفت فکر مجانیه میتونی صبح تا شب فکر کنی و بابتش هیچی ازت نمیگیرن(منظورش فکر منفی بود)
میگفت ولی بعداز 20سال همون فکر همه چیزو ازت گرفته روحیتو شادی تو زندگیتو و تو افسرده وناامید شدی
تو زندگی تا میتونین شادباشین و فکر نکنین(یعنی تمرکزتون روی افکار منفی نباشه ، روی خوشی ها و زیبایی ها و روی نکات مثبت و…)
این عین هماهنگی با قوانینه
22- در مورد قانون تکامل وای که چقد فوق العادست و چقدر برای من شندیدن این حرفها لازم بود
خیلی چیزهارو از ذهنم ریختم بیرون و گفتم اول تکامل
فوق العاده عالی بود مطالب
این مطالب ادمو از ورشکستگی نجات میده
از ایده های میلیاردی
وادمو متوجه مدارها میکنه
میتونم بگم من تکاملمو توی روابط طی کردم
وقتی اقای عباس منش از روابط خانوادگی گدشتشون صحبت میکنن تمامی گذشته من هم برام تداعی میشه
دقیقا من هم جو خانوادگی پر تنشی رو داشتم مادرم فوت شده بود و پدرم همسری دیگرداشت
و روابط فوق العاده افتضاح با پدری دهن بین و بسیار اهل تنبیه جسمی
خلاصه از لحاظ مالی جانی وروانی اسایش نداشتیم
از زمانی که سعی کردم توجه نکنم
و از زمانی که متوجه قوانین شدم
باور نمیکنید همان خانه ایی که برایم جهنم بود محیط امن و اسایشم شده
همان پدر و همان همسرش الان برایم دوسداشتنی اند
الان اذعان دارم که شاید بهترین زن بابای عالم رو دارم
نمیدونم چجوری عوض شد فقط تغییر کرد
فقط میدونم الان در این شرایطم
و الان گدشته برام عجیب و بعید شده
خدارو هزار مرتبه شکر روابطم در کل از زمین تا اسمان فرق کرده
و این موضوع در گذر زمان و با تغییر من اتفاق افتاد
از روابط افتضاح به روابط خوبی رسیدم و باتغییر مدارهایم یقین دارم به روابط عالی میرسم همان گونه که تا بحال همه چیز عوض شده در اینده هم خواهد شد
برایم جالب این است که من در گذشته هیچ وقت فکر نمیکردم که حتی یک روز در خانه پدرم ارامش داشته باشم و حال این موضوع را کاملا بدیهی میدانم
الان به دنبال تکامل سیر مالی ام هستم
که فعلا جملات تاکیدی را صبط کردم و هر روز ساعتها انها را گوش میدهم
به امید موفقیت برای همگی دوستان
شاد باشید
23- استاد اللن دارم فایل 9 رو گوش میکنم برای اولین بار و اون قسمتیش هستم که میگید اصلا نگران نباش تا وقتی که داری روی خودت کار میکنی واز خدا هدایت میخوای قطعا هرایت میشی حتی اگه راه رو هم اشتباه رفتی یه موقعی و به الهاماتت عمل نکردی بازهم نگران نباش چون هدایت میشی و فقط دارم اشک شوق میریزم به قدری احساسم در این لحظه عااااااالیه که نمیتونم توصیفش کنم باور کنید همین لحظه همینجا تو بهشت امن الهی ام استاد قربون اون خدایی برم که این حرفها رو به زبان شما جاری کرده و منو توی این لحظه توی این مکان قرار داده که این حرفها رو بشنوم استاد خیلی حالم خوبه اونقدر این احساس در وجودم در این لحظه قوی بود که مثل شعله های عظیم آتش زبانه میکشه و بهم گفت بیام این احساس خوبمو بهتون بگم. خدایا شکرت. اولین روزایی که با تعهد تازه این مسیرو شروع کرده بودم توی خواب با شما سوار یه لیموزین مشکی شدم توی یه شب بارونی شما منو بردید پیش یه آقایی که شبیه پیرمردای کاوویی بود و ریشای بلند داشت توی یه مزرعه بزرگ و خونه اش زیر زمین بود از یه پنجره ی کوچیک وارد اون زیر زمین شدیم و اون آقا با اون کلاهش که مثل کلاه لوک خوش شانس بود و ریشای بلند داشت اومد و من ازش پرسیدم چطوری به این همه نعمت رسیدید شماها به من گفت هذا من فضل ربی هذا من فضل ربی هذا من فضل ربی و من از خواب بیدار شدم و فقط تکرار میکردم هذا من فضل ربی. استاد خیلی احساسم خوبه از خدا میخوام با تمام وجود میخوام که هممونو همواره به راه راست هدایت کنه و یقیین دارم تا وقتی که ما بخوایم خدا مشتاقه که مارو به راه راست هدایت کنه اصلا خدا میخواد که عاشقانه مارو به مسیر ثروت و نعمت و عشق خودش هدایت کنه فقط منتظره که ما بخوایم. استاد خیییییلییییی حالم خوبه خیییییلی دوستون دارم خییییییلی خوشبختیم که یه همچین خدایی داریم… خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا شکررررررتتتتتتت
24- موضوع : نکته های قسمت 9
همه چیز میتونه متفاوت باشه وقتی باورهای شما متفاوت نسبت به باورهای اکثریت جامعه همه چیز میتونه تغییر کنه
همه چیزو از درون شما دارید بهش شکل میدید شما دارید همه چیزو خلق میکنید شما دارید همه چیزو ایجاد میکنید همه چیز داره از درون شما شکل میگیره هیچ چیز از بیرون نیست هیچ کاری
اگر از بیرون تغییر کنه نتیجه نمیکنه. اون چه ک از درون تغییر میکنه نتایج بیرون و ایجاد میکنه اون خدایی ک تمام کهکشانها رو خلق کرده و مدیریت میکنه اون همه کارها رو میتونه برای من و شما انجام بده به شرط اینکه ما باور کنیم ک میتونه انجام بده و باورهای درستی بسازیم
من در مورد سایت خودم واضح دارم میگم من سالهاست ک یک ریال تبلیغ نکردم برای اینکه سایت و معرفی کنم من اومدم کار خودم و انجام دادم و فایل هامو گذاشتم و شما با بینهایت طریق آشنا شدید هر کسی ک میشنوه این فایل و فقط فکر کنه ک چجوری با من آشنا شده اون وقت میفهمه
ک جهان چجوری داره عمل میکنه و میتونید بفهمید و درک کنید به همون شکلی ک شما با من آشنا شدید افراد میتونند با خدمات و محصولات شما یا کسب و کار شما آشنا بشند حالا این تو بحث مشتری حالا من میگم اینو تعمیم بدید تو همه ی کارهایی ک خداوند میتونه برای شما انجام بده و همه چیزو از طریق الهامات دریافت کنید و باز هم تاکید میکنم الهامات قدم اول و به شما میگه اگر انجام بدید تو الهام بعدی قدم بعدی گفته میشه بنابراین شک نکنید به الهامات ک آقا این چجوری میخواد منو به خواستم برسونه با این چیزی ک العان داره به من میگه اون در اون زمان با ظرف شما اون مرحله ای ک باید انجام بشه و بعد ک ظرفت بزرگتر شد باورهات بهتر میشه الهام یه مسیر دیگه ای رو بهت میگه متفاوت با مسیر قبلی به این معنا نیست ک اون الهام اشتباه بود نه اون مسیر و باید میرفتی تا به اینجا برسی تا بهت گفته میشد یعنی دوست دارم اینا رو درست و اساسی درک کنی نمیخوام اشتباه بفهمید ک مسیرتون طولانی بشه هر چند ک من مطمئنم کسی ک با تمام وجود از خدا بخواد ک هدایت بشه حتی اگر چند روز مسیر و هم اشتباه بره در نهایت هدایت میشه و بر میگرده به مسیر درست مخصوصا ک شما دارید روی این باورها کار میکنید هر چقدر ک گم کنید مسیر و بازم پیدا میکنید تا وقتی ک دارید روی باورهاتون کار میکنید تا وقتی ک خدا رو باور دارید هیچ چیزی از دست نمی ره اصلا نگران نباشید ک آقا من اشتباه کردم کاشکی اون موقع به اون الهام م گوش میکردم اون مسیر و خدا به من گفت من نرفتم چه موقعیتی رو از دست دادم اون موقع ک گفته بود دلار بگیر نگرفتم العان دلار رفت بالا چه بلایی سرم اومد نه اصلا نگران نباشید هر کجا ک گوش نکردید یا هر اتفاقی ک افتاد هیچ اشکالی نداره میتونی با وارد شدن تو مسیر هزاران هزار برابر اون موضوع رو جبران کنی و فقط روی خودت کار کنی و ایمان داشته باشی این جهان با فرکانس داره کار میکنه وقتی تو فرکانس های مناسبی رو داری ارسال میکنی امکان نداره اتفاقات هماهنگ با اون فرکانس ها برای شما رخ نده
چطور رخ بده من نمیدونم چطور رخ میده هیچ کس نمی دونه چطور رخ میده اصلا موقیعتتون مهم نیست شرایط تون مهم نیست اتفاقات برات رخ میده آدم های مورد نیاز ت میان الهامات مورد نیاز بهت گفته میشه
ایمانی ک عمل نیاره حرف مفت هست وقتی به شما الهامی گفته میشه باید اونو انجام دهید تا نتایج اتفاق بی افته اگر انجام نمیدی یعنی باور نداری ک این کارو انجام نمیدی به نوح گفت کشتی بساز کشتی ساخت و بعد بقیه کارها رو انجام داد به ابراهیم گفت این خانه رو بساز ابراهیم ساخت به ابراهیم گفت این بچه رو بزار برو و بعد اون چشمه زمزم و وسط بیابون ایجاد شد به مادر موسی گفت این بچه رو رها کن ما حمایتش میکنیم هدایتش میکنیم انجام داد و بعد اون اتفاق افتاد اگر انجام نمی داد میومدن سرشو میبریدن مثل همه بچه های بنی اسرائیل در اون زمان یعنی این کارها انجام شد الهامات به شما گفته میشود و شما انجام میدید قدم اول و و بعد قدم بعدی گفته میشه انجام میدهی و بعد دوباره قدم بعدی گفته میشه و انجام میدهی در همین حین ک داری انجام میدی خداوند داره یک میلیارد برابر تو کارها رو انجام میده یک میلیارد چیه اصلا نمیشه مقایسه کرد مگه کاری ک من انجام دادم با کاری ک خدا انجام میده قابل مقایسه هستند من چیکار کردم اون چیکار کرد
هزاران هزار میلیون ها نفر از من یک میلیارد کار سخت تر انجام دادند اونا چرا این نتیجه براشون اتفاق نیافتاد یعنی بازم تاکید میکنم انجام کار به تنهایی جواب نمیدهد و الهام دریافت کردن و انجام ندادن هم جواب نمیدهد ترکیب این دوتا ست ک کارها رو انجام میده والا چند میلیارد نفر هستند ک صبح تا شب می دوند فعالیت میکنند کار میکنند برای بیزینس حالا به هر شکلی تبلیغ میکنند این ور اون ور و هیچ اتفاق خاصی براشون اتفاق نمی افته همش درگیری همش دویدن
اما اینکه تو بیای یه سری از کارها رو انجام بدی ک به مراتب کمتر از اون کارهایی بود ک بقیه انجام میدهد و آسون تر بوده چرا آسون تر بوده چون خدا انجام میداده و نتایج هم به مراتب بزرگتر از نتایجی بوده ک اونا داشتند
چرا چون خدا داشته انجام میداده و این باور و ساخته بودم ک من تا وقتی ک دارم روی باورهای خودم کار میکنم خداوند داره افراد و به طرف من هدایت میکنه اینکه من انقدر روی توحید پافشاری میکنم بخاطر اینکه همون روز اول خدا به من گفت به وضوح شنیدم به من گفته شد تا وقتی ک فقط خدا رو فریاد میزنی ما همه کارها رو برات انجام میدیم وقتی ک فکر کردی خودت یه آدمی هستی ک این کارها رو کردی و خودتو یه آدم خاص فرض کردی و گفتی من این کارها رو کردم دیگه هیچ کاری برات انجام نمیشه فقط یادت باشه ک اینارو یکی دیگه داره برات انجام میده تا وقتی این یادته اصلا مهم نیست به بقیه بگی یا نگی تا وقتی خودت اینو می فهمی تا وقتی خودت اینو درک میکنی کارها برات انجام میشود ولی اگر روزی به این نتیجه رسیدی ک نه بابا من بودم این کارها رو انجام دادم من یه آدم باهوش و توانمندی بودم اون موقع ما دیگه کاری برات انجام نمیدیم خودت برو انجام بده کاری ک بقیه دارند انجام میدند خودشون انجام میدن اون بابایی ک صبح تا شب داره می دود دنبال یه لقمه نون در بیاره با زجر و بدبختی ک نه میتونی ازش استفاده کنی نه میتونی و نه میتونی خوشی شو ببینی انقدر قشنگ من اینو درک کردم و این پیام چقدر واضح بود و من مدام میگم بابا یکی دیگه داره این کارها رو انجام میده این ک من میگم با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هر چه خواهی کن همینه روز اول اینو به من گفت یعنی تا وقتی ک تو میدونی کارها رو خدا انجام میده کردیت شو میدی به خدا و سپاسگزارش میشی وقتی می فهمی اون خداوند ک همه کارها رو برای شما انجام میده اون وقت سر به زیر و به قول قرآن خاشعانه می فهمی و می پذیری ک خداوند این کارو برای تو انجام داده
همه ی اینها رو کنار هم بزارید اون وقت درون به جهان و بیزینس ت به مسیر رسیدن به خواسته ها ت بهتر میشه اون وقت می فهمی ک همه چی از درون و از درون ک تغییر میدی دنیای بیرون ت هم تغیر میکنه و کی این تغییر و انجام میده خداوند انجام میده
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
25- به قول اون خانوم که در فایل سبک شخصی صحبت می کنن: وقتی عاشق کارت باشی همیشه یک خنده ی بزرگ روی صورتت هست
26- سلااااام، هنوز فایل 2 جلسه 9 رو ندیدم ولی به قدری فایل اول تاثیرش عاااالی بود که میدونم کلی با این فایل کار دارم و باید حسابی گوشش بدم. چقدر باورهای عاااالی توی این فایل هست. خدا همه کار برامون میکنم فقط به شرطی که اجازه بدیم به شرطی که نخوایم رو خودمون و عقلمون حساب باز کنیم به شرطی که ما قدمی رو که بهمون میگه رو برداریم و خودش دیگه 99 درصد کارارو برامون به هزار طریق که تو عقل ناقص مانمیگنجه انجام میده. تصور کنید که چقدر کار راحت میشه وقتی که اینو باورش کنیم دیگه ترسی نمیمونه دیگه نگرانی وجود نداره ما فقط کاری رو که بهمون گفته میشه رو میکنیم و اون نیروی قدرتمند اون خدایی که همه چیزو داره در جهان مدیریت میکنه اون خدایی که سیستم دقیق و بدون نقصی رو طراحی کرده تا جهان رو به بهترین شکل ممکن اداره کنه همون همه شرایط و موقعیت هارو برامون فراهم میکنه آدمها و شرایط رو به سمت ما هدایت میکنه اون همه کار برامون میکنه فقط کافیه که باور کنیم که همه کار برامون میکنه اونوقت فقط باید بشینیم و تماشا کنیم و لذت ببریم از حضورش اون به ما میگه و ما انجام میدیم و بقیه اش دیگه دست خودشه وای خدای من تو چقدر قدرتمندی چقدر بزرگی چقدر با تو بودن خوبه چقدر پادشاهی با تاجی که تو بر سر ما میزاری لذت بخشه خدای خوبم تو همه چیزی نمیدونین چقدر احساس خوشبختی میکنم که این قوانین و درک کردم چقدر سوالات توی ذهنم به جواب رسیدن دیگه هیران و سرگردان از کار دنیا نیستم دقیقا استاد یه کاتالوگ یه نقشه تمام عیار دست من دادی از دنیایی که توش زندگی میکنم خدایا ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی کافیه از خدا بخوایم اون با عشق با دست و دلبازی تمام هدایتمون میکنه راهنماییمون میکنه اصلا مهم نیست اگه زمانهایی از مسیر خارج بشیم به راحتی به مسیر بازمیگردیم به سرعت بازهم هدایت رو دریافت میکنیم چون اون خدا خیلی خیلی مهربونه خیلی خیلی بخشنده است خیلی خیلی نزدیکه. دوستای خوبم نمیدونم چطوری و با چه زبانی از خدا تشکر کنم که منو از معدود افرادی قرار داده که توی این خانواده حضور پیدا کنم همه دارو ندارم از خودشه همه وجودم از اونه اونه که منو به همه چیزهایی که میخواستم رسونده استاد من عاااااشق این خدام من عاااااشق این وجود همیشه حاضرم این وجودی که به محضی که میگیم موجود باش موجود میشه این وجودی که همیشه وجود داشته و داره از ازل بوده و تا ابد هم هست اونی که تمام قدرت جهان و کیهان در دستانشه اونی که اگه طبق قوانینش حرکت کنیم غیر ممکنه به بینهایت خوشبختی هدایتمون نکنه اونی که اونقدر عادله که قوانینش برای همه حتی پیامبرش یکسانه خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم بهترین سرمایه گذاری های دنیا و آخرت سرمایه گذاری روی شناخت و درک عظمت و خوبی و قوانین توه. من واقعا یک برنده ام چون خدا رو دارم وقتی ایمان داری که باعشق هدایتت میکنه به زیباترین و بهترین مسیرها توی فرکانسی که هستی و آرام آرام هدایتت میکنه به فرکانس بالاتر و بازهم بهترین حالت در همون فرکانس و بازهم مدار بالاتر و این روند تا بی نهایت ادامه داره یعنی دنیا پر از موقعیته پر از فراوانیه پر از خوشبختیه، قدرت چیه حکومت کیه نظام چی میگه تا قدرت دست اونه هیچکس هیچ کاره نیست حتی به باور خیلیا بزرگترین قدرتها هم پشیزی در مقابل عظمت و قدرت اون ارزش ندارن. واقعا فکرش و بکنید اون کسی که اعتماد و ایمان پیامبر اسلام بهش تونست پیامبرو به اون جایگاه در اون موقعیت برسونه تو شرایطی که هیچ رسانه ای نبوده همه کار میتونه برای ما بکنه فقط کافیه مثل پیامبر باورش کنیم وای خدا عااااااشقتم تو خیلی خوبی. استاد ممنون که هستید و به الهاماتتون عمل میکنید دوستون دارم بنده ی خوب خدا.
27- هررر تضادی که پیش بیاد باعث رشد و برای پیشرفت ماست
شما اصلا نباید نگران و ناراحت بشید و به قول استاد باید بگید اخ جون یه فرصت دیگه برای رشد
مگه تا حالا کم بوده از این جنس اتفاق!؟ در نهایت چی شده؟ برند اصلی با قدرت به فروش خودش ادامه داده
شما باید این اتفاق رو یه فرصت ببینی، یه موقعیت برای متفاوت شدن و ببینی مثلا میتونی چیکار کنی که محصول اصلی یه وجه تمایز داشته باشه با این مدل فیکش
و با این کار برند خودتون رو معتبرتر کنید و عاملی بشه برای فروش بیشتر.
به قول استاد میگه از دل تضادها راه موفقیت بیشتر رو پیدا کنید، تضادها اومدن برای رشد ما نه ضربه زدن به ما.
پس دوست من شما توجه ات رو از ناخواسته ها و کم شدن فروش و رقیب و … بردار و فقط تمرکز کن روی رشد بیشتر، روی فروش بیشتر و از خدا بخواه که بهترین راه رو براتون روشن کنه تا از دل این تضاد به رشد بیشتری برسید
خدایی که همه چیز میشه همه کس را پس میتونه برای شما هم مشتری بیشتر بشه به شرطی که بهش اعتماد کنی ، قدرتش رو باور کنی و ازش هدایت بخوای
تا از دل این شرایط به ظاهر بد شما رو به مرفقیت بیشتر برسونه ،تفاوت ادم های موفق و غیر موفق توی همین لحظه هاس و نحوی برخورد با همین تضادها
موفق و سربلند باشید
28- سلاااااام و صد سلام. فایل 2 جلسه 9 رو تا ساعت 4 صبح داشتم میدیدم و کلیییی لذت بردم. تسلیم شدن در برابر پروردگار به معنای پذیرفتن تقدیری که خدای مهربون برامون مقدر کرده و تقدیر همه ی ما انسانهای روی کره ی زمین سعادت و خوشبختی و ثروت و سلامتی و آرامش بی نهایته، تقدیر همه ی ما زندگی در بهشت دنیوی و اخروی خداونده فقط ما باید بپذیریم و تسلیم باشیم تا خداوند ما رو به تقدیرمون که همون خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرته برسونه توی شرایط به ظاهر سخت تسلیم شدن در برابر امر پروردگار کار هرکسی نیست کار راحتی نیست نیاز به یک ایمان قوی داره نیاز داره که رو خودمون کار کنیم تا بتونیم با تمام وجود ایمانمون رو حفظ کنیم و تسلیم خداوند باشیم و بدونیم که خدا فقط و فقط برای ما خیر مطلق میخواد و اونه که به همه ی امور آگاهه و هدایت همه چیز دست اونه ما فقط باید روی خودمون و ایمانمون و باورهای خودمون کار کنیم وقتی که ما روی توحید و قدرت خدا حساب کنیم وقتی که فقط خدا رو ببینیم و تسلیم امر اون باشیم وقتی توی هر شرایطی تمرکزمون روی توحید و یگانگی و درک عظمت و قدرت خدای توانمندمون باشه و تسلیمش باشیم اونوقته که به اون تقدیر اصلیه که خدا برامون مقدر کرده و خوشبختی و سعادت ما در دنیا و آخرته دست پیدا میکنیم. پیروز باشید.تسلیم باشید تسلیم باشیم.
29- اگر 20 بار این دوره رو گوش کنید دفعه 21 ام چیزای جدیدی میشنوید!
یه جای دیگه گفتی طبیعیه که ما ثروتمند باشیم، طبیعیه که خوشبخت باشیم . همین که مقاومتی نباشه کافیه، به قول استاده عزیزم : این طبیعیه که ما ثروتمند باشیم، این طبیعیه که ما سلامت باشیم ، این طبیعیه که ما خوشبخت باشیم
طبیعیه
طبیعیه
طبیعیه
30- نکات جلسه 9 قسمت دوم (1)
هر کاری که اولش سخته و پیچیدست با تمرین راحت میشه انقدر راحت میشه که اصلا باور نمیکنی که این کار قبلا چه غولی بوده برات،هر کاری که میبینید یه نفر داره عالی انجام میدهدو شما تعجب میکنید که چطور اون فرد انجام میده حالا مثلا میتونه از رو طناب رد شدن باشه،یا یه حرکت آکروباتیک،یا یه زبان خاصی صحبت میکنه،یا ریاضی مسئله خاصی رو حل میکنخ اولش اینطوری نبوده ..اول از حرکتهای ساده شروع کرده و با تمرین و تکرار و ممارست به اون مهارت رسیده..
هر کاری که شما بخواید انجام بدید خیلی خیلی راحت میتونید انجامش بدید به شرط اینکه قدمهارو دونه به دونه بردارید و نخواید از همون اول به پله آخر برسید..
چون خیلی وقتا وقتی میخوابن یه کاری رو شروع کنید یکی رو میبینین که داره روی طناب راه میره،یا رو پایی با توپ میزنه،یا انگلیسی صحبت کنه،یا هر کار دیگه ای میره کلاس و دوره میبینه بعذ مثلا 5 دقیقه،ده دقیقه،ببیست دقیقه اون کارو انجام میده بعد میبینن نه نمیتونن مث اون یارو انجامش بدن،اما واقعیت اینجاست که اونم عین شما بوده،با همین توانایب ها فقط به خاطر علاقه ای که داشته ،به خاطر عشقی که داشته گفته من حتما باید این کارو انجام بدم و صبر کرده و قدمهای کوچولو کوچولو شروع کرده و الان بعد این همه قدم برداشتن به اینجا رسیده..خیلی از ماها یه چیزایی رو تو دنیا میبینیم خیلی خوشمون میاد ،خیلی دوس داریم (مثلا یکی گیتار خوب میزنه،یا یه کار مذیریتی رو خوب انجام میده یا هر چیز دیگه) بعد خودمون میایم انجام میدیم یه ذره کار میکنیم میبینیم نمیتونم با اون کیفیت انجام بدیم و ناامید میشیم غافل از اینکه هر کاری هر کاری که شما میبینید یک نفر داره عالی انجام میده از ساده ترین حرکتها شروع کرده و تکرار کرده و تمرین کرده و تونسته انجامش بده..و شما هم میتونید انجام بدید به چه شرطی ؟؟؟ به شرطی که از همون مسیر برید.عشق و علاقه ای که اون داره رو داشته باشید،اون تکراره،اون تمرین و ممارست و پشتکاری رو که اون داشته شمام داشته باشید،به این شکل شمام به اون نتایج میرسید.
بارها و بارها شده یه چیزی برای شما غول بوده و انجامش دادیم و تکرارش کردیم و الان برامون راحت شده،و فکر میکنیم که چه جوری من فکر میکردم فلان کار سخت بوده؟ چرا فکر میکردم پیچیدست؟ الان که عین آب خوردن دارم انجامش میدم و تمرین کردم و الان قشنگ راه افتادم..
خیلی خوبه که ما در مورد چیزایی که بقیه دارن انجام میدن فکر کنیم که اون کار پیچیده نیست فقط اشتیاق،علاقه و تمرین میخواد…دلیل اینکه افراد تمرین نمیکنن اینه که اون اشتیاق و علاقه کافی نیست و گرنه اگر اشتیاق و علاقه به اندازه کافی باشه ،اون فرد انقدر شوق و شور و انرژی داره که میره تمرین میکنه،صبر میکنه،و حاضره زمان بذاره..انرژی بذاره،و حاضره خواب و خوراک نداشته باشه که اون کارو انجام بده یعنی قدرتی که شور و شوق داره هیچ چیزی نداره،برای انجام یه کار ،بحث ،بحث تنبلی نیست که آدما یه سری کارارو انجام نمیدن بحث بحث انگیزست اگر انگیزه نباشه هیچ کاری انجام نمیشه…
اما اگر انگیزه باشه هر کاری رو انسان میتونه انجام بده،به شرطیکه انگیزه داشته باشه،و البته باورهای درست داشته باشه.یعنی کسی که انگیزه داره برای دیدن غروب خورشید مهم نیست با چه سرعتی به سمت شرق حرکت میکنه در هر صورت به هدفش نمیرسه ولی اگر انگیزه + باورهای درست داشته باشه و در مسیر درست حرکت کنه خیلی زود به هدفش میرسه،پس اینکه یه سری کارارو انجام نمیدیم بخاطر تنبلی نیست به خاطر بی انگیزگیمونه ،به خاطر نداشتن شور و شوقه،شور و شوق باعث میشه هر کاری برامون راحت میشه و از انجام هیچ کاری نترسید ..اگر کسی داره داره کاری رو انجام میده بدونید قانونش چی بوده،صبر داشته باشید و باورهای درست ایجاد کنید و تمرین کنید شمام میتونین به اون شکل عمل کنید
ادامه دارد….
31- تازگیا یکی از نزدیکانم بچه دار شده …… با عمل سزارین بچه رو به دنیا آورده و طفلک به هر حال درد کشیده و الانم که اون بچه تقریبا 7-8 روزه هست به هر حال مامان بچه هنوز خیلی درد داره و باید غذاهای خاصی رو بخوره و دارو بخوره و هنوز وقتی میخواد بچه رو شیر بده نمیتونه بچه رو کامل بقل کنه چون جای عملش درد میکنه و نمیتونه هنوز درست راه بره و به هر حال درهایی که یه مادر متحمل میشه واسه به دنیا آوردن بچه …… قبلش هم که باردار بود 3-4 ماه آخر که شکمش بزرگ شده بود طفلک راه رفتن واسش سخت بود و با اینکه دلش میخواست بره باشگاه ولی نمیتونست و خلاصه اون مادر خوش هیکل با اون اندام متناسبش به خاطر به دنیا آوردن بچه الان مجبوره دوباره اندامش رو بسازه ………….. داشتم به این فکر میکردم که این بچه خیلی کوچیکه و هنوز حتی تو دست هم نمیاد و باید با احتیاط فراوان بقلش کرد و چه قدر بچه بزرگ کردن سخته و همش باید حواس مامان و بابا بهش باشه ……. داشتم به این فکر میکردم که این مادر و پدر چرا این قدر بچه شونو دوست دارن ؟ واقعا جز خدا کی میتونه مهر این بچه رو این طوری بندازه تو دل مامان و باباش که الان نه زبونی داره نه میتونه کاری کنه و الان جز زحمت چیزی نداره واسه مامان و باباش ………..شاید اگه یه کم بزرگ تر بود دلبری میکرد شیرین زبونی میکرد ….. ولی الان مامانش هنوز درد زایمان داره و نمیتونه طفلک درست بشینه و باباهه بچه رو بقلش میکنه و به خانمش کمک میکنه به بچه شیر بده ………….. میخوام بگم خدا مهر بچه رو میندازه تو دل مادر و پدرش …………..و همه ی ما …………خیلی خوبه از مامان وباباهامون قدردانی کنیم ولی باید یادمون باشه ته دلمون قدرت و باید بدیم به خدا ……. اصلا چرا اطرافیان ما ما رو دوست دارن ؟ کی مهر ما رو میندازه تو دل اطرافیانمون ؟ استاد خوبم این قضیه که کردیت رو باید بدیم به خدا پاشنه ی آشیل من بود ……………. وقتی خدا مهر منو میندازه تو دل دیگران اعتبار دادن به دیگران نامردیه ………. استاد خوبم گاهی میگفتم واااای این آدم چه قدر منو دوست داره و کارایی که برام کرده برای خیلی ها عجیبه و میگن سمانه فلانی خیلی دوست داره هاااااااا …….. حالا میفهمم چرا …………… حالا میفهمم کار کی بوده ……….و من چه قدر غافل بودم ……… همین چند ماه پیش که من رو رابطه ام با خدا کار کردم و سعی کردم توحید رو بیارم تو ی زندگیم دیگه گفتم من چه بنده ی خوبی هستما …… خداییش خیلی خوب بحث توحید و فهمیدم …… گاهی تو اوج روزمره گی های زندگیم با خودم تکرار میکردم که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان و مخفیه ……گاهی که تو دلم قدرت رو میدادم دست خدا از اینکه تو اون لحظه ی خاص تونستم یاد خدا باشم به خودم میبالیدم …………… استاد این بحث کردیت رو از کجا آوردین ؟ که یهو آوار شد روی سرم ……و گفتم واااااااای وااااااااای سمانه از این همه غفلت …………من سرم تو برف بوده ………….چه طور این همه سال نفهمیدم خدا که تو بودی که مهر منو انداختی تو دل آدمها ……….. خدا یه تیشه گرفتی و داری میزنی به ریشه ی باورهای من ……
32- نکته دوم trust )اعتماد
جلسه نهم بخش دوم
(استاد تو مصاحبه ای که با اون خانوم داشتن اون خانوم راجب اسبشون صحبت میگنن که این حیوون باید به من اعتماد کنه،چون من میخوام بهش محبت کنم،میخوام تمیزش کنم پس باید افسارشو به من بسپاره و برای اینکه اعتماد ایجاد بشه باید صبر کنم ،تلاش کنم،تا بتونم بهش کمک کنم و اون بهم اعتماد کنه)
رابطه ما با خداوند هم همینه ،خداوند بیشتر از ما میخواد که ما ثروتمند بشیم چرا؟ چون این ابزار گسنرش جهان هست،خوشبختی شما،سعادت شما،ثروتمنذ شدن شما همه اینها ابزار گسترش جهان هست،به همین دلیل خدا بیشتر از ما میخواد که ما ثروتمند بشیم،اما آیا شما اعتماد میکنی که این اتفاق بیفته؟ همونجوری که صاحب این اسب از اسب میخواد که بهش اعتماد کنه و بذاره تا بهش کمک کنه خداوند هم اعتماد ما رو میخواد..تسلیم بودن ما رو میخواد ،این همه توی قرآن راجب این موضوع صحبت شده که وقتی تسلیم میشید بهتون گفته میشه ،تسلیم شدن یعنی اعتمادکردن ..یعنی باور کردن خداوند ..
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامتر از آهو بی باکتر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید ،،زنجیر پی زنجیر
تقدیر همه ما خوشبختیه،تقدیر همه ما ثروتمند شدنه،تقدیر همه ما سلامتی،فراوانی ،نعمت و ثروته..خداوند برای همه ما فقط اینارو میخواد..اما اینکه شما اجازه میدید دریافتش کنید این به خودتون برمیگرده..قرار بوده که ما شاد باشیم،قرار بوده که ما خوشبخت باشیم،قرار بوده که ما ثروتمند باشیم،و این چیزیه که قبل تولد میدونستیم و با این شور و شوق وارد این دنیا شدیم.اما اینکه اجازه بدیم این اتفاق بیفته این برمیگرده به خودمون..
هر لحظه که تسلیممدر کارگه تقدیر
آرامتر از آهو ،بی باک تر از شیرم
دو تضاد با هم آورده،یعنی هم از آهو آرامترم هم از شیر نترس ترمیعنی هر دوتارو دارم..شجاعت و آرامش..چرا؟
چون میدونم اون داره اون کارارو انجام میده ،اینکه شما فکر کنید و باور کتید که قدرت برتر جهام پشت شماست،،چقدر آرامید..چقدر نترسید..چقدر شجاعید..
مثلا طرف رفته بانک رییس بانک بهشش قول داده بهش وام میده چقدر اون شخص خوشحال میشه و سرشو میگیره بالا و مطمن قدم برمیداره به خاطر اینکه قول و وعده رو گرغته !حالا شما حساب کن خداوند به شما گفته باشه،ببین چقدر آرام هستی،چقدر مطمنی،چقدر شجاعی…
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید ….زنجیر پی زنجیر
هر وقت که میگم عقل من باید بهم بگه،من باید یه راهی پیدا کنم…من …من ….من…هر وقت من میخوام مسائلو حل کنم اوضاع خیلی سخت میشه چون من نمیتونم این کارو انجام بدم..هر وقت که من میخوام این کارو انجام بدم ،هر وقت تنخا بدون اون قدرت خداوند بخواممشکلاتو حل کنم من ناتوان میشم…رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر..
یعنی یک دریایی از مسائل و مشکلات پیش میاد،به خاطر همینم میگم هر موقع رو خودتون حساب میکنید همه چیز رو برای خودتون سخت میکنید..شما فرض کنید یه حیوونی دازید و به زعم خوذدتون میخواین بهش کمک کنین ولی اون حیوون ممکنه بترسه،ممکنه نفهمه این قضیه رو،و ممکنه بخاطرجثه و هیکلی که داره بالا بپره،لگد بزنه،گاز بگیره،وحشی بازی کنه ،بعد شما اعصابت خورد میشه میگی حیوون ساکت شو…من میخوام بهت کمک کنم،اصلا وقتی تو داری این کارارو میکنی من نمیتونم بهت کمک کنم..ما به عنوان یک انسان در مورد حیوون خونگیمون اینجوری فکر میکنیم و میگیم إ من میخوام کمکش کنم چرا انقدر مقاومت میکنه،چرا؟؟؟؟ چون اون حیوون داره از عقل خودش استفاده میکنه،از چیزی که به عنوان عریزه بهش گفته میشه داره استفاده میکنه،اون اصلا نمیدونه بعد اینکه افساره باز میشه چی کار میتونه بکنه،اون فقط اینو میدونه که یکی اومده گرفتتش،بستتش،و اینجوری قضیه رو میبینه..و نمیدونه چه اتفاقی قراره بیفته و نمیدونه صاحبش میخواد کمکش کنه..
همین نگاه رواگر ما به خالقمون داشته باشیم خیلی از مسائل رو میتونیم درک کنیم،که خیلی موقع ها ما نمیذاریم کار انجام بشه،اون یه راهی باز کرده،یه دری پیش روی ما باز شده ،یه اتفاق به ظاهر سختی رخ داده میخواد کلی نعمت و ثروت پشتش به ما بده
این تضاده میخواد خواسته های ما رو مشخص کنه ،ما رو به کلی ثروت و نعمت برسونه اما ما وحشی بازی میکنین،،ما مقاومت میکنیم ،ما دست و پا میزنیم،نمیدونیم بعد این چه اتفاقی میخواد برامون بیفته..
در صورتی که اگر تسلیم باشیم ،اگر بدونیم الخیر فی ما وقع میدونیم هر اتفاقی که بیفته به نفع منه …
ایمان یعنی چی؟؟؟ توکل یعنی چی؟؟توکل یعتی اینکه من چیزی که نمیبینم بهش ایمان دارم،خداوندی که برگی بدون اذنش به زمین نمیفته اون داره از من حمایت میکنه…اون گفتهاگر به من ایمان بیاری هیچ نگرانی واندوهی نداری
آیه صریح قرآنه که میگه
((اون کسانیکه به من ایمان می آورند در دنیا و آخرت اندوهگین نمیشوند)) لا خوف علیهم و لا هم یحزنون…
آرامتر از آهو…بی باکتر از شیرم
نه ترس دارن،نه رنج دارن…کیا؟ اونایی که اجازه میدن خداوند کارشون رو انجام بده
اونایی که قبول میکنن که خداوند میتونه این کارا رو انجام بده…
اونابی که اجازه میدن این اتفاق براشون بیفته…
اونایی که تسلیم میشن
و نشانه تسلیم بودن چی هست؟؟؟
نشانش آرامشه …
وقتی افکاری وارد ذهن شما میشه که ایجاد آرامش میکنه ،زمانی که شما با تمرین و ممارست افکاری رو تکرار میکنی که بهت احساس آرامش میده،یعنب داری تسلیم میشی..
تو هر موقعیتی هر اتفاقی که میفته به خودت میای جوری به قضیه نگاه میکنی که میگی خدا هوامو داره،،همه چیز عالی میشه…من میدونم یه چیز بهتر قراره برام پیش بیاد..
اگه یه مشتری اومد و خرید نکرد میگی اشکالی نداره،حتما یه اتفاق بهتر میخواد بیفته..حتما یه راه بهتری هست،من سر در نمیارم،من تسلیمم..این فکر به شما آرامش میده..به این معناست که شما در مسیر رسیدن به خواسته هات قرار گرفتب..
تمام داستان اینه که آیا ما تسلیم هستیم یا نیستیم؟؟ میذاریم خداوند کارشو بکنه؟ ما اجازه میدیم خداوند ما رو هدایت کنه؟ ما قبول میکنیم که بهتر از ما میتونه به ما کمک کنه؟
وقتی احساس آرامش داریم،یعنی تسلیمیم…
یعنی اجازه دادیم خداوند همیشه در کاره
.اما نتیجه موقعی اتفاق میفته که ما اجازه میدیم ولی وقتی تسلیم نیستیم رنج از پی رنج آید و زنجیر پی زنجیر..
اینکه افعال مضارع تو قرآن هست هم تو بحث ایمان وهم تو بحث کفر دلیلش اینه که وقتی شما میری تو مدار نادرست زنجیر پی زنججیر ،رنج پی رنجه..وقتی میری تو مدار درست ثروت پشت ثروته،سلامتی پشت سلامتیه…خوشبختی پشت خوشبختیه..به خاطر همین هم در وعده های بهشتی افعال مضارع هست.
وقتی که رو اون چیزی که خودت میدونی حساب میکنی نمیذاری خداوند هدایتت کنه…
و چون نمیتونی راهشوپیدا کنی کم میارب،سردرگم میشی..دیوانه و عصبی میشی ..ما تو این مسیر باید حرکت کنیم …
تسلیم یعنی این…..
(ادامه دارد)
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????
33- ترس از شب و تاریکی قایل مقایسه با ترسهای اساسی وجود انسان نیست. اگر می خواهید پیشرفت بیشتری داشته باشید سراغ ترسهایی بروید که تحت هیچ شرایطی جرات نزدیک شدن به آن را ندارید.
34- کار را اگه به خداوند بسپاریم و نه به عقل و منطق محدود خودمون ،همه چیز را در بهترین زمان به بهترین نحو برامون انجام میده.
35- در مورد بحث انگیزه داشتن و اینکه گفتین هر کسی که علاقه و انگیزه داشته باشه واقعا هر کاری حاضره برای اون علاقش انجام بده و هیچ کس تنبل نیست و اگه کسی کاری رو انجام نمیده بخاطر اینه که اون شوق و شور و انگیزه رو نداره
قبلا که میرفتم کلاس 3 ماه بود که رفتم ولی حتی یه ترانه رو به سختی میزدم اون موقع من فقط عشق داشتم ولی باورم این بود که نت خوانی سخته،حتما باید زمان بذاری ،حالا کوو تا من راه بیفتم دقیقا مثال همون شخصی که گفتید استاد که کسی که عاشق اینه غروب خورشید رو ببینه مهم نیست با چه سرعتی میره به هدفش نمیرسه ولی اگه با همون عشق و باورای درست بره به هدفش میرسه..الان میفهمم دلیل اون درجا زدنا تو علاقه هام همین بود که باورای درستی نداشتم و کند و دیر دیش میرفتم ،جوری که زده میشدمو ادامه نمیدادم،و جهان هم که همیشه به باور ما پاسخ میده منو تو شرایطی میذاشت که دقیقا همسو با باورهام بود ولی الان بعد گذشت 4 جلسه انقد اتفاقات خوب برام افتاده،انقد خوب راه افتادم،انقد مربیم خانوم خوبیه و انرژیش مثبته که هر وقت میرم واقعا از بودن تو اون کلاس لذت میبرم و الان دوتا دوست خوب شدیم برای هم ،من زبان بهش آموزش میدم اون گیتار..و من حالم خوبه،چون خوشبختی همین حال خوبمه ،حال خوبمه که همه چیزو خلق میکنه،خوشبختی یعنی حس کنی خدارو تو هر لحظت،انقد قشنگ همه چیزو برنامه ریزی میکنه که حد نداره،و یه اتفاق قشنگ دیگم که دیروز افتاد این بود که مربیم گفتش که همزمان با گیتارت آوازم بهت آموزش میدم اونم مجانی و واقعا مث یه دوستی که سالهاست منو میشناسه داره کمکم میکنه ،و قطعاا ایشون دستی هست از طرف خدا ،کسی که همهمفرکانسمه،و من واقعا خوشحالم از این موضوع..قبل این اصلا این چیزارو تجربه نمیکردم قبل این همیشه آدمایی که فکرشون منفی بود سر راهم قرار میگرفتن ،و اینکه من دوس داشتم آهنگایی که کار میکنم موزیکای شاد باشه و یه ویژگی مثبت دیگه هم که این دوست و مربی عزیزم داره همینه که مانورش فقط رو موزیکای شاده و باورش اینه که آدم باید همیشه حتی برای دل خودشم که میخواد بنوازه شاد بزنه،و خیلی رو متن ترانه ها حساسه ..وااقعااا تغییر فرکانس چه کارایی که نمیکنه..خیلی خوشحالم که تو مسیر علایقم دارم حرکت میکنم و با طی کردن تکاملم مطمنم نتایج خیلی خوبی میگیرم که حتما مینویسمش..دوستتون دارم و به خدا میسپارمتون
36- شما در هر لحظه با گفتارتون، یا دارید به نجواهای شیطان قدرت میدهید و یا به الهامات درونتان.
37- بعضی وقتها خدا کامنت یه دوست میشه تا لبخند بیاره روی لب بنده اش، یا نور میشه برای ادامه ی مسیر، یا امید و ایمان برای یه قلب که مشتاق هدایته، و خدا اون لحظه به دل دوستت میندازه و توی ذهنش جاری میشه تا بنویسه و تو یا هر کسی که نیاز داره بخونی و خدا رو شکر کنی و اون دوست به قول استاد فقط یه دست از طرف خدایی بوده که عاشقانه تو رو دوست داره و میخواد که باهاش بمونی…
38- من یه باور غلط توی ذهنمه در مورد رابطه میشه خواهش کنم کمکم کنید و باور درست رو بهم یاد بدید؟ شاید خنده دار باشه ولی از بچگی بارها اینو شنیدم و البته هنوز دوره عشق رو کامل گوش ندادم شاید استاد داخل اون دوره گفته باشن ولی ممنونت میشم اگه استاد نگفته کمکم کنی و یه باور مناسب رو بهم بگی جای این باور بگذارم، بارها شنیده بودم که مردی که شلوارش دوتا میشه زیر سرش بلند میشه???البته آقایون و استاد جان ببخشند???
جواب
این جمله دراثر باورهای محدود جامعه در ذهن اجداد ما یاهمون مادرو مادربزرگهای ماشکل گرفته..زمانی که زن باورداشته که هیچ قدرتی نداره و مرد تنها قدرت وصاحب اختیار اونه (که البته این باورنوعی شرک خفی هستش)
مااگر روی باورهای توحیدیمون کارکنیم وباورکنیم که مرد هم یک انسانه و درکنارماست نه در بندما وهمچنین همسرما صاحب ما و اختیاردار ما نیست بلکه فقط همدم و رفیق ماست..اگر باورکنیم بهترین رابطه ما رابطه باخداست و هرانسان حتی اگر همسرماباشه هرلحظه که بهردلیلی بخواد بره باید بتونه بره..دیگه این مسائل در ذهن ما حل میشه..نگران دوتا شدن شلوارواین مسائل نیستیم..ماباید انقدر عزت نفس داشته باشیم وانقدر ایمان که اجازه بدیم همسر ماهم بعنوان یک انسان برای زندگی ورابطه خودش تصمیم بگیره (والبته متقابلا این حق روبرای خودمون قایل باشیم) اونوقت دیگه هرگز نگران حرف مردم نیستیم..و بی شک این حس رهایی باعث میشه هیچوقت نه دو همسری بوجود بیاد نه یک زن انقدر حقیرانه فکرکنه که باید این مساله روحتی یک شب تحملش کنه حالا بهردلیلی…پس همه چیز به باورهای ما برمیگرده../تو خود حجاب خودی حافظ ازمیان برخیز.
39- قسمت نهم …بخش دوم ..
نکات (3)
بعضی موقع ها هم ما اشتباه میکنیم
خیلی خوبه که آدم بپذیره که اشتباه میکنه،اشتباه میکنیم بعد دوباره برمیگردیم هیچ اشکالی نداره،،اصلا به خودتون سخت نگیرید که اگه یه راهی رفتم دیگه راه برگشت نداره ،،دیگه تمومه..نه بعضی موقع ها آدم اشتباه میکنه،تجربه کسب میکنه،راهو پیدا میکنه..پس نباید خودمونو سرزنش کنیم،و اشتباهاتمونو باید بپذیریم و نباید نسبت به اشتباهاتمون احساس گناه داشته باشیم و بگیم عیبی نداره،مهم نیست اشتباهت تو چه حوزه ای باشه،کوچک یا بزرگ ..خیلی راحت خودمونو باید ببخشیم و بپذیریم وججود انسانی خودمون رو که ممکنه خطا کنه،ممکنه اشتباه کنه،چون اینجوری اگر فکر کنیم تعداد خطاهامون کمتر میشه و درسهای خیلی خوبی میگیریم از اون اشتباهات.
خیلی مهمه که شما به عنوان یک انسان بپذیری که آقا من فلان جا ممکنه اشتباه کرده باشم یا ممکنه اشتباه بکنم یا اشتباه کردم حالا درسش چیه؟ چی میتونم یاد بگیرم ازش؟ و بگذرم و برم جلو..
انسانهای موفق،انسانهایی که پیشرفت میکنن،خیلی تو این زمینه با خودشون در صلحن.خیلی خودشونو دوست دارن،خیلی خودشونو میپذیرن،اون ویژگی های انسانیشون رو..واقعا نکته مهمی هست واقعا دلیل اینکه خیلیا یه اشتباهو بارها و بارها تکرار میکنن اینه که خودشونو نمیبخشن ،انقدر میگن من فلان،من بهمان،انقد خودشونو تخریب میکنن قبلاپدر مادرشون تخریبشون میگرده حالا که اونا نیستن خودشون خودشونو تخریب میکنن،،مثل یه زندانبان خودشونو زندانی میکنن،خودشون دارن مث یه قاضی،یه قاضی بسیار سخت گیر خودشون رو مجکوم میکنن،در واقع به همین دلیله که خیلی از افراد اشتباهاتو تکرار میکنن،و این عین چیزیه که من به خودم میگم
((هیچ اشکالی نداره،یه چیزی یاد گرفتم،دفعه بعد بهتر عمل میکنم)) حالا هر اتفاقی بیفته من همینو میگما اصلام مهم نیست اتفاقه چقدر بزرگ یا چقدر کوچک باشه ها..این کلامیه که ورد زبون منه..
و باید راحت خودتو ببخشی چون وقتی نبخشی یعنی داری بهش توجه میگنی و طبق قانون توجه به هر چیزی که توجه کنی وارد زندگیت میکنی و جذبش میکنی،و طبق این قانون اون اشتباهی کع اژش فراری بودی باز به شکلهای مختلف تو زندگیت تکرار میشه و تعجب میکنی که چرا این کار اشتباهو دوباره انجام دادم ..اصلا مهم نیست که چه اشتباهی کردید با احساس گناهی مقابله کنید و خیلی راحت خودتونو در آغوش بگیرید،ببوسید،و بگید یه درسی یاد گرفتم دیگه ام تکرار نمیشه
این نکته بسیار بسیار مهمیه اگر میخوای پیشرفت کنی ،مردم دوست دارن به آدم احساس گناه بدن ،یعنی وقتی شما یه اشتباهی میکنی همه دوس دارن بگی که من چقدر اشتباه کردم،چقدر حماقت کردم،مثل همین فوتبال جام جهانی ،وقتی یه بازیکن توپو خراب میکنه مردم دوس دارن بازیکنه آخر بازی گریه کنه،سرشو بزنه زمین،اشک بریزه،بیاد تو صفحه های اجتماعی بگه من اشتباه کردمو این حرفا،،مردم دوست دارن این اتفاق بیفته و مردم اگه یکی این کارو کنه میگن عیبی نداره میبخشیمش ..اما اونایی که بالاترین ظرفیتای فکری رو دارن اونایی که بالاترین توانایی های ممکن رو دارن اونا خیلی راحت خ.دشونو میبخشن و به بازیشون ادامه میدن حالا میخواد پنالتی رو خراب کرده باشن یا هر چیز دیگه..ؤ همون لحظه به خودش میگه اشتباه کردم،اشکال نداره ازش درس میگیرم دفعه بعد بهتر عمل میکنم…یعنی مردم خیلی پذیرفتس براشون که وقتی شما اشتباه میکنی خیلی ضجه بزنی،مثلا بگی من خاکبرسر،من نفهم،من فلان..این چیزاروخیلی دوس دارن بشنون ،اما بر عکسش شما باید نهتنهانخواید به اونا همچین چیزی رو نشون بدید بلکه بگید اشتباه کردم تموم شد رفت..فکرتو پاک کن،سالم کن،و اون مسیر درست رو ادامه بده ..مردمم میخوان خوششون بیاد از این نگاه میخواد بدشون بیاد،تو راه درستو برو،تو فکر درستو بکن،تو مسبر درستو برو،نخواه که از نگاه مردم اون آدم خوبه باشی،نه اشتباه کردی خیلی راحت خودتو ببخش،با خودت در صلح باش،و مسیرتو برو،
ریشه خیلی از اشتباهات همینه که فکر کنیم مردم چی میگن،مردم چه فکری میکنن..
ازتون میخوام که خودتونو ببخشید خیلی ساده و راحت اگر میخواید پیشرفت کنید و اصلام براتون مهم نباشه که از نظر مردم شما یه آدمی هستی که به اشتباهاتت پی بردی یا نبردی و اشتباه جزیی از زندگی آدمه..و این مهم نبودن نظر آدما بسیار بسیار میتونه تو زندگی کمکتون کنه
45- ز جلسه نهم یاد گرفت برای اینکه موفق باشم در زندگی باید از ذهن مراقبت ویژه نمود مانند یک نوزاد که نیاز به مراقبت ویژه ای دارد
46- دنیای درونیِ هر انسانی زیباست و قسمتی از خداوندِ.سعی کن توجهت رو بذاری رو نکاتِ مثبتت.بازهم اینو میگم که یاداوری باشه برای ذهن فرار و چموشِ ما(من مشکلاتِ زیادی تو زندگیم دارم ولی حتی لبهای منم ازشون خبر ندارن)چاپلین اینو گفته و جمله ای هست که همیشه در ذهنِ من مثلِ ترموستات عمل میکنه و کمکم میکنه تا بالانس کنم افکارم رو و اجازه ندم حالم رو بد کنم.
شیطان همیشه در کمین نشسته و با بیشتر شدن آگاهیهای تو اونم آگاهتر میشه و میگرده تا روزنه ای پیدا کنه و نفوز کنه به ذهنت,به دنیایِ آرامشِ مادی.ولی به اون وجودِمعنویت که همیشه با منبآ در ارتباط هست دسترسی نداره.از تمامِ نقطه ضعفهات خبر داره و وقتی میبینه که طعمه آگاهیش بالا هست وحالت خوبه,وجودِ معنوی با مادی در یک راستا دارن حرکت میکنن و حالِت خوبه صریع از اون نقطه ضعفت استفاده میکنه تا حالِت و بد کنه و ارتباطت رو با منبآ قطع کنه.و قطع ارتباط با منبع نتیجه ای جز حال و احساسِ بد نداره.این جور مواقع سعی کن توجهت رو ببری روی نکاتِ مثبتی که داری,اتفاقای خوب و قشنگی که برات رُخ داده,موهبتها و نعمتهایی که داری,و اونا رو ببین.با درونت در ارتباط باش.شاید منم از نظر ظاهری ایراداتی داشته باشم ولی اصلن بهشون فکر نمیکنم.روزانه انقدر اتفاقای خوب میوفته برام که وقت نمیشه به اونا فکر کنم
در جهانِ من همه چیز زیباست خداوندا سپاسگذارم
این جمله خیلی پر محتواست.ی شکر گذاریِ معمولی نبینش
منظورش از دنیای من,لحظاتیِ که من با افکارم و چشمام و گوشهام و لبهام دارم بهش توجه میکنم
خبرای خوب رو میشنوم.به نکاتِ مثبتِ خودم و اتفاقای مثبتی که روزانه برام پیش میاد دائمن فکر میکنم و توجه میکنم.در مورد چیزایی که میخوام حرف میزنم و فکر میکنم.فرکانسِ فکریت و خودت باید تنظیم کنی.رو هر موجی تنظیم کنی همون موج میشه دنیات همون موج میشه چیزایی که تو دنیای تو دارن اتفاق میوفتن و امواجِ ارسالیِ تو رو تشکیل میدن.و نتیجه هم که بستگی به ارسالهای تو داره
47- واقعااااااا این جلسه 8 چقدر عااااالیه خیلی عااااالیه ، خدا خیر و برکت به زندگیت بده!
بخشی از صحبت های سید حسین عباسمنش در جلسه 8 دوره جهانبینی توحیدی 1:
نباید با چیزی که الان هستید بیایید به خودتون بگید که ای بابا، من چجوری میخوام به اون خواسته ام برسم!!!
اون چیزی که الان هست، بخاطر باورهای قبلی توست. بخاطر عملکرد قبلی توست، اون چیزی که الان هست رو اصلا روش حساب نکن، اینا تغییر میکنه!
ینی بدون این چیزی که الان هست نتیجه ی یکسری باورهاست!!!!!! شما باورهارو تغییر بده نتیجه هم تغییر خواهد کرد.
حالا که داری قوانین رو درک میکنی، نیا بگو آقا پس چجوری؟؟؟ من با این شرایط خانوادگی، با این وضعیت مالی و …. چجوری میتونم به خواسته ام برسم!
بحث اینجاست که آقا این چیزی که الان در زندگی تو هست، بخاطر باورهای قبلی که دارید!! این نتیجه اون باورهاست!
اگر اون باورها رو ادامه بدی این نتیجه هم تا ابد ادامه پیدا میکنه، اما اگر اون باورها رو تغییر بدی و بشینی روش کار کنی و متعهد باشی ! این نتیجه آرام آرام
تغییر میکنه، یکسری ابزارها وارد زندگیت میشه، که با اون ابزاره میتونی به خواسته ات برسی!
مثال: فرض کن وسط یک بیابون نشستی، دست خالی و هیچی هم نداری، ولی میدونی که اگه چند متر زمین رو حفر کنی، به آب و آبادانی و خوشبختی میرسی، اما الان هیچی نداری و با پنجه خالی هم نمیتونی این کار رو بکنی!!!
میای میگی آقا من با پنجه خالی چطور میتونم این کار رو انجام بدم؟ بعد چون فکر میکنی نمیتونی این کار رو انجام بدی و اوضاع همیشه همینه و تغییر نمیکنه!!! پس اون هدف و اون خواسته رو بیخیالش میشی!
ولی اگه باورهات درست باشه، هدایت میشی به 4 متر اونطرف تر و پشت تپه ای، بین علفها و … یه ابزاری، بیلی، وسیله ای پیدا میکنی که باهاش میتونی خیلی راحت زمین رو حفر کنی و به اون خواسته ات برسی!!!
اما چون آدما با اون وضعیت فعلی که دارند ، میخواهند با همون وضعیت به خواسته هاشونم برسند و چون نمیتونن ارتباطی بین وضعیت فعلی شون و رسیدن به اون خواسته ها پیدا کنن، هیچ جوره نمی تونن درک کنن!!!
مگه میشه کسی که الان پول بلیط مترو هم نداره به این فکر کنه که یه ماشین داشته باشه که فقط تعویض روغنش 8-9 میلیون پولش باشه؟؟؟؟!!!! بعد اون نفر میگه آقا من حیرون 50 هزارتومنم، پول مترو ندارم بدم، بعد پول تعویض روغن ماشینم 9 میلیون باشه؟؟؟؟؟ چجوری میتونم به یه همچین خواسته ای فکر کنم؟؟؟
و چون هیچ ارتباطی نمیتونه پیدا کنه با وضعیت فعلیش، و اون چیزی که میخواد بنابراین کلا خواسته اش رو فراموش میکنه و حذفش میکنه! بعد به فردی که اون ماشینو داره یا فحش میده یا تهمت میزنه و … اگه هم خیلی ادم خوبی باشه میگه که این خواسته مال از ما بهترونه و من لیاقتش رو ندارم خدا واسه من نخواسته!
* حرف اینجاست، صحبت من اینجاست، اون نگاه توحیدی این جاست، که باور کنید خداوند رو، باور کنید دستان خداوند رو، باور کنید که اگر به اون داده است، پس نتیجه اش اینه که به من هم می تواند بدهد. باور کنید که میتونه زندگی شما تغییر کنه، باور کنید که اوضاع و شرایط رو خودتون بوجود آوردید و این چیزی که الان هست نتیجه افکار و باورهای خودتونه و نه هیچ چیزی خارج از این دایره!!!
اگر شما این رو باور کنید، اونوقت خواسته هاتون رو زنده نگه میدارید، میروید سراغ قدم های کوچک تر، میگین من به اون قدم بزرگه میتونم برسم، به اون ماشین خاص و …! حالا آرام آرام با باورام اول میام به یه خواسته کوچکتر که واسه ذهنم منطقی هست میرسم. بعد که به اون رسیدم ، از رسیدن به اون و از انرژی و اشتیاق و قدرت باوری که از رسیدن به اون ایجاد شده استفاده میکنم و می روم سراغ خواسته بزرگتر و همینطور ادامه میدم تا به خواسته ام که اون ماشین خاص هست برسم. (تو مثال قبل اون فردی که پول مترو هم نداشت اول باوراش رو درست میکنه و به یک پراید میرسه، بعد از انرژی رسیدن به اون به یه ماشین بهتر و همینطور ادامه میده تا به اون ماشین خاص و گرون قیمت میرسه!!!)
سوال اینجاست که چه وقت به خواسته بزرگ و خاص خودت میرسی؟؟؟
وقتی که باور داشتی شرایط خودت رو داری خودت رقم میزنی!!! باور داشتی خداوندی که به اون داده به تو هم میدهد!!! و باور داشته باشی که شرایط فعلی تو قراره تغییر کنه، وقتی که تو تغییر میکنی! ابزارهات قراره تغییر کنه! آدم هایی که تو زندگیت میان قراره تغییر کننن!
ینی همه چیز تغییر میکنه اینقدر ایستا نبینید شرایط فعلی تون رو، اینقدر غیرقابل تغییر نبینید شرایط الان خودتون رو!!! بابا همه چیز تغییر میکنه وقتی باورهای تو تغییر میکنه!
شرایط فعلی تو ماحصل باورای گذشته تو هست ماحصل فرکانس های گذشته تو هست! به ماقدمت ایدیهم هس به قول قرآن، به واسطه آنچه که ارسال کرده ای هست!!!
بارها و بارها خداوند در قران میفرماید که هیچ ظلمی خداوند به بندگانش نمی کند، هر آنچه بدست میاری و روبرو میشی باهاش، به ما قدمت ایدیهم، به ما کانو یعملون هست.
اینا اون نگاه توحیدی هست که میشه تو زندگی فردی ازش استفاده کرد!!! نگاه توحیدی فقط بحث این نیست که ما تو کلاممون بیاییم خدا خدا کنیم و بگیم خدایا تورا دوست دارم ، خدایا تورا میپرستم و … نگاه توحیدی ینی باورکنیم دست خداوند رو در زندگی خودمون، که وقتی باورمیکنی عمل میکنی!!!!
بحث اصلا بحث حرف نیست، وقتی که من باور میکنم، من دارم تغییر میکنم پس خداوند دستانی رو تو زندگی من میاره،پس اتفاقات میتونه تغییر کنه!!! اونوقت هست که من بلند میشوم و حرکت میکنم، اونوقت هست که من اون ایده های جدید رو ایجاد میکنم! اونوقت هست که من قدم هارو برمیدارم، وقتی که خدارو باور کرده باشم!!!!!!
وقتی که باورکرده باشم این اتفاق میوفته، اگر باور نکرده باشم که من قدم برنمی دارم!!!! میگم آقا اول اون اتفاقه بیوفته بعد من قدم هارو برمیدارم. مثل همون داستان بنی اسرائیل: که به موسی گفتن از خدای خودت بخواه که به ما مرغ و عدس و غذاهای خوب بده، خدا به موسی گفت، برید وارد این شهر بشید همه چیزایی که میخواهید اونجا واستون هست!!!
از اون بالا که مرغ و غذاهای خوب نمیندازن پایین براتون!!! بهتون گفتم چیزی از اون بالا نمیوفته پایین از طرف خدا(منظور معجزه به این شکل که یه کیسه پول از بالا بیوفته پایین وجود نداره) موقعیتش فراهم شده و تو مدارت رو تغییر میدی! حالا تو باید باور داشته باشی که بخوای حرکت کنی دیگه! باید باور داشته باشی که تو اون شهره هست . بنی اسرائیل گفتند نهههههه!!!! اون شهر یک حاکم قوی داره که ما بریم اونجا تیکه پاره مون میکنه! موسی تو بیا با خدای خودت برو تو اون شهر و بزن همه چی رو درست کن، اون غذای خوشمززه رو هم بزار رو گاز بپزه، زعفرونم بهش بزن، آماده شد یه تک زنگ بزنی یا پیامک بدی ما همه با هم میریزیم تو شهر!!!!
خدا هم گفت بخاطر این بی ایمانی تون تا ابد باید سرگردان باشید!!!
ایمان ینی که من میدونم ، به من گفته اون موقعیت هست! تو حرکت کن!!! وقتی ما میگیم شرایط تغییر میکنه، اگر تو باور داشته باشی اینو شروع میکنی به کار کردن روی خودت ولی اگر باور نداشته باشی میگی: آقای عباسمنش!!! یچیزی میگیا! حالا من بیام رو باورام کار کنم ، نگاهم رو عوض کنم و… من که میدونم همه چی همین جوری میمونه!! و تغییر نمیکنه پس چرا رو خودم کار کنم؟؟؟؟؟؟
ولی وقتی من باور داشتم که آقا شرایط تغییر میکنه، حالا که من یه کوچلو رو خودم کار کردم و یه عالمه اوضاع من بهتر شد، پس من اگر یذره بیشتر و با اطمینان و باور بیشتر رو خودم کار کنم چقدر میخواد اوضاع بهتر شه؟؟؟؟؟
این کار کردن رو باورها هم ذهنی هست و هم عملی . هم اینکه رو باورات کار میکنی، خدا واقعا گفته که توی اون شهر غذا هست و هم اینکه بلند بشی بری تو اون شهره! بری و حرکت کنی! ولی بعضیا میگن نه! اول اتفاقه بیوفته بعد من باور میکنم. نخیر اینجوری اتفاق نمیوفته!!!!
به همین دلیل من تمام سعی ام این بوده که در شما این باور رو ایجاد کنم که شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستید. آگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کار رو انجام می دهید، من سعی میکنم اون قسمتی رو که ناآگاهانه داره اتفاق میوفته رو به شما بگم که شما اون قسمتارو هم آگاهانه به نفع خودتون تغییر بدید.
بعد به این شکل می تونید زندگیتون رو به اون شکل که میخواهید خلق کنید، یکی از اون راه هایی که خواسته های شما رو ایجاد میکنه،اینه که شما میبینید چه چیزهایی تو دنیا هست و بجای حسرت خوردن، لذت ببرید و باور کنید و اینو سنده واقعی بودن خواسته هاتون بدونید. اگر برای فلانی اتفاق افتاده پس برای منم میتونه واقعی بشه! من فقط باید تو مدار قرار بگیرم.
همه چی تغییر میکنه وقتی تو مدارت رو تغییر میدی! تو به همه چی میتونی برسی! همه چیز رو میتونی داشته باشی! ولی باید بتونی مدارت رو تغییر بدی. راهش اینه و راه دیگه ای هم نداره، به همین دلیل هست من دوست دارم یسری الگوهارو به شما نشون بدم حالا هم از زندگی خودم هم از زندگی دیگران!!! که اولا بدونی میشود به این خواسته ها رسید و اینکه باید چه باورهایی ایجاد کنی تا به اون خواسته برسی، این مسیری هست که من دارم طی میکنم و امیدوارم که شما هم با من طی کنید.
48- خدا رو شکر که ایران خودمون اینقدر قشنگه، چهارتا فصل داره، تویه زمستون برف داریم، جنگل داریم، کویر داریم، کلی جزیره داریم، بناهای تاریخی داریم که قدمت چند هزار ساله داره، اینقدر مردم خونگرم و صبور داریم و کلی نعمتهای کوچیک و بزرگ دیگه که خدا رو صد هزار مرتبه شکر………. وقتی که نعمتها همیشه جلوی چشممون هستن و برای ما عادی میشن و ما میخوایم ازشون فرار کنیم و به جای دیگه پناه ببریم، حکایت من و هم کلاسی های مدرسه زبانمون بود. خوشبختانه من از هر کشوری یه اطلاعات جزیی و مختصری دارم و باعث میشد که سریع سر صحبت رو باز کنم. آقا من با این تایلندی ها که ماشالا تعداد قابل توجهی هم بودن که صحبت میکردم، یکی دوتاشون جمله خیلی عجیبی گفتن، گفت به من که دبی از تایلند خیلی قشنگ تره، منو میگین : واااااا ، مگه میشه ، مگه داریم، چطوری حساب میکنی؟ این بنده خدا گفت که تایلند همش درخت داره، همش بارون داره، همش سبزه …… ولی دبی قشنگتره چون درخت نداره، بارون نداره، همش آفتابه …… یا یه همکلاسی برزیلی داشتم که عاشقانه دبی رو دوست داشت و با برج خلیفه حااااال میکردا و مثلا میگفت که نمایش فواره ها رو دیدی که نور پردازی و رقص داشت؟ خیلی محشره …… واااااا ……. بابا همه مردم دنیا عاشق فستیوال رقص برزیل هستن ، اونوقت داداشمون میگه که این رقص نور فواره ها محشره، بی نظیره، خارق العادست …..
“اول باید با محیطی که الان هستی در صلح باشی و لذت ببری” ، همون جا بود که من این جمله استاد رو بهتر فهمیدم و درک کردم.
49- استاد دیروز نجواهای شیطان اومده بود سراغم یه ذره حالموو بد کرد و هر کاری میکردم اونجوری که باید آروم نمیشدم،رفتم یه دوش گرفتم ،استاد شاید راتون عجیب باشه ولی من همیشه وقتی زیر دوش آب هستم کلی احساسم خوب میشه،یعنی تا یه کم حالم گرفته میشه میرم دوش میگیرم،دیروز یه عالمه با خدا حرف زدم اصلا دلم نمیخواست از حموم بیام بیرون انقد قشنگ و بلند صداشو میشنیدم که حد نداره،بهم میگفت من همیشه هواتو دارم،نگران چی هستی؟تو بنده خوب منی،من تو رو هدایت کردم مگه میشه ازت غافل باشم و من فقط اشک میریختم دوست داشتم ساکت باشم تا اون حرف بزنه ولی باورتون نمیشه اونم از من سوال میپرسید ،یه مکالمه طولانی داشتیم،جوری که وقتی دوش گرفتنم تموم شد دیگه حتی یه ذره هم حسم بد نبود ،قبلا فک میکردم این نجواها توهمات ذهن خودمه ،ولی نه…دیروز خیلی نزدیک بود ،ازش پرسیدم کجایی،گفت من از رگ گردن بهت نزدیکترم ،اصلا من خودتم ،درون خودت ،،گفتم خدایا هدایتم کن اگه این ندا و صدا متعلق به خودته،،گفت نشونه ها…همه جا پر از نشونست،مث یه دوست بهم آرامش داد ،دلداری داد..صبر کن من همه چیز رو برات هموار میکنم ،تو بنده خوب منی،تو اون چند دیقه من انگار تو خواب بودم باورتون نمیشه حتی الان مکالمه دقیقمون هم یادم نیست فقط همین چندتا جمله یادم بود که نوشتمش ،آخرش هم خواستم برام یه نشونه بفرسته که نشونش رو خیلی سریع برام فرستاد..آخر شب موقع خواب فایل جلسه 6 رو گوش کردم و استاد واااقعااا با تمام وجود درکش کردم ،هر وی بگم این جلسه عالیه کم گفتم ،اون جایی که میگین حتی وقتی شرایط زندگیت هم خوبه میاد و تراژدیای عجیب غریب درست میکنه دقیقا دیروز همین کارو داشت میکرد ولی همون لحظه یاد حرفای شما افتادم ،که تا نجواها اومد باید باورای خوبتو تکرار کنی باید کنترلش کنی،وگرنه انقد میترسونتت که حست بد میشه ،خیلی خوشحال شدم که دیروز خدا کمکم کرد و باهام عاشقانه حرف زد..خدارو شکر میکنم که این دوره رو تهیه کردم واقعا ارزش این جلسات از مبلغی که براش در نظر گرفته شده خیلی بیشتره ،،و اگه کسی این دوره رو نگرفته پیشنهاد میکنم تعلل نکنه ،این دوره ده جلسه نیست بیست جلسست بیست جلسه ای که ارزشش رو تا نشنوی درک نمیکنی .که هر بار بخشای اولو دومو گوش میکنی واقعا چیزای جدیدی میفهمی،و باید تکرار کنی اونقدر تکرار کنی که با گوشت و پوست و استخونت عجین بشه ..این سفری که شروع کردیم شاید با جلسه دهم ظاهرا تموم بشه ولی در واقع این سفر بی انتهاست،سفری نیست که تمومی داشته باشه،فقط میتونم بگم بهترین سفری بوده که تو عمرم تجربه کردم..وقتی خودمو با قبل دوره مقایسه میکنم میبینم چقد تو طول مسیر اتفاقات خوب برام افتاد ..چقد به خدای خودم نزدیک شدم ..و اینا همش لطف و رحمت خدا بود ..
50- جلسه 9 رو امروز داشتم میدیدم و قسمت دومش تکمیل کننده ی بخش اول بود.یعنی تا اعتمادِ من نباشه بازم سیستم کار نمیکنه تو زندگیم.باید من اعتماد کنم و خودم رو در اختیارش قرار بدم تا اون بتونه کارش رو انجام بده.مثلِ دکتری که اجازه میدم تا عملم کنه.مثل پولی که پرده میذارم بانک تا سود بیاد روش.تا من اون پول رو نذارم که سودی تعلق نمیگیره بهش.
وقتی از درون به خدا میسپارم همه چیز اوکی میشه و سیستم شروع میکنه به کار کردن.حتی هدایت شدنها و الهامات هم تا بهشون عمل نکنم کار ساز نمیشن.
فایلِ اولِ جلسه 9 که آخرش استاد گفتن باید مو به مو به فیلها گوش بدم و نکته برداری کنم و باورها رو بکشم بیرون واقعآ عالی بود اینم خیلی قفلها رو باز کرد برام که چجوری از فایلها بیشترین استفاده رو ببرم
ممنونم استاد که انقدر صریح و ساده سیستم و برام توضیح میدی.این جلسه 9 ی جورایی گفت کمتر حرف بزن و عمل کن به دونسته هات.
51- عباسمنش ولی تو خیلی با معرفتی که از ترسهایت شکست هایت و زندگیت صادقانه میگویی از ارتباطت با پدرت و… صادقانه میگویی تا به دیگران کمک شود اهل ژست و فیلم و کلاس نیستی اینها عالی است
من در این دوره خیلی چیزها فهمیدم اما مهمتر از همه اینکه خیلی از نرسیدنهایم بخاطر طی نکردن تکاملم بوده و دیگر اینکه همیشه دنبال جادو و فرمولی بودم که وجود نداشت هم در nlpهم در هیپنوتیزم وهم در cbtو هم در اناگرام و… بیش از 20 مدرک معتبر دارم و بخاطر همین وقتی میگویی جادو نیست وباید سیر تکامل طی شود را می فهمم و به نشانه ی عمر تلف شده سر تکان میدهم وقتی در مورد باورهایی میگویی که زورمان می آید تغییر دهیم وهمان ها مانع می شود می فهمم چه میگویی
آن فردی که در موردش گفتید که قرار بود دیوید کاپرفیلد ساز شود را من هم دیدم و با او صحبت کردم یکی از همایش هایش در همان ساختمان بعد از میدان ولیعصر بود که من کلاس nlpمی رفتم 50 هزارتومان آن زمان برای هرجلسه می گرفت ولی یادمه هیچ کس پیشش نرفت یا اگر هم رفت من ندیدم ولی پرسروصدا آمد و غیب شد مثل خیلی از دروغهای دیگر
در کل من هنوز هروقت شما را می بینم آن جوان از بندرعباس آمده را به یاد می آورم و به مرور میخواهم محصولات شما راتهیه کنم وگاهی فکر میکنم اگر آن سال از بندرعباس به تهران نمی آمدی چقدر الان جایت خالی بود و چه آدمهایی که نیامدند ، اقدامی نکردند والان جایشان خالی است آخرین توصیه استیو جابز را از شما می خواهم:
سید جان همیشه دیوانه بمان وهمیشه گرسنه بمان
52- دوست عزیزم سلام برات آرزوی تندرستی و دنیایی از آرامش دارم با خودم فکر میکنم خدایی که میتونه از هیچ خلق کنه، خدایی که میتونه از یه نطفه کودکی رو بیافرینه و بهش دست و پا و قلب و چشم و…بده حتما میتونه مورد تو رو هم حل کنه چه اهمیت داره که دکترها چی میگین اونها وقتی علمشون قد نده به چیزی که می بینند میگن دیگه راهی نداره، (با احترامی که برای همه ی دکترها قائلم) ولی مادرم بارها شد که بیماری هایی گرفته بود که دکتر ها کامل جوابش کرده بودند و گفته بودند تا چند روز دیگه بیشتر زنده نمی مونه ولی هر بار معجزه وار سلامتی شو به دست آورد، تو میگی موردت مادر زادیه ولی شاید یه کودک تازه متولد شده بتونه یه الگوی خوبی باشه برای تو تا سلامتیتو به دست بیاری، این خدا همه کاره ست، این خدا بهترین طبیبه،احساس میکنم این خدایی که میتونه یک کودک رو در تاریکی شکم مادرش بسازه بتونه سلامتی رو به تو برگردونه،
53- سلام استاد عزیزم و دوستای خوبم از وقتی اولین جلسه فایل 9 رو دیدم مرتب دارم گوشش میکنم و نشانه های خیلی عاااالی دارم میبینم و این بهم نشون میده که راه و درست دارم میرم و آرام ارام باورهام داره تغییر میکنه، مرتب با خودم تکرار میکنم که ستاره خودتو به خدا بسپار و به الهاماتی که بهت گفته میشه عمل کن و تو یک درصد کارارو انجام بده خدا 99 درصد کارارو برات میکنه، مدام با خودم زمزمه میکنم خدا راه رو نشونت میده خدا به بی نهایت طریق درهارو برات باز میکنه میگم ستاره تو عقل ناقصت به خیلی چییییزا نمیرسه ولی خدایی داری که از همه چیز آگاهه میتونی به اون توکل کنی و به همه چیز برسی و اون همه درها رو برات باز کنه و همه دلهارو برات نرم کنه یا اینکه میتونی رو عقل خودت حساب کنی و با اون پیش بری و به ناکامی ها برسی. بچا فکر میکنید چی شد؟ دیروز یکی از دوستام زنگ زد و گفت ستاره دختر خاله ام توی اینترنت خیلی فعاله و خیلی خوب میتونه کارای فروش رو انجام بده و به من پیشنهاد داده گفته من هنرشو ندارم شما که هنرشو دارید بیاین با هم یه تیم تشکیل بدیم شما به من کار برسونید و من میفروشم. حتی گفته یه سری مشتری خاص دارم که یه سری لباسهای خاص میپوشند و درویش مسلک اند و اونا دنبال یه سری لباسهای چاپی اند بیاین روی تیشرتا چاپ بزنید و فروشش با من و من خیلی خنده ام گرفته بود گفتم خدا جونم تو به هزاران طریق میتونی به ما روزی برسونی، من فقط یکم روی این باور کار کردم و نشانه هاشو دیدم. حتی توی این اوضاعی که همه دارن از کارشون مینالن شوهرم کلی سفارش کار داره میگیره به لطف خدای مهربون هرروز میاد و میگه رفته بودم اندازه گیری و کلی سفارش میگیره، همه چیز باوره همه چیز ایمانه همه چیز توکل به رب العالمینه خدایا شکرت که نتیجه توکل و کار کردن روی خودمو همیشه داری نشونم میدی خدایا شکرت که من میتونم به تو توکل کنم و خیللم راحت باشه که تو همه کار برام میکنی. استاد ممنونم که به ندای قلبیتون گوش میکنید و به ما هم یاد دادین که همه ی ما این خدارو این ندارو بهش دسترسی داریم ممنون که خدا رو بدون هیچ پیچیدگی باور کردید و به ما همیاد دادین که این خدای ساده و بدون هیچگونه پیچیدکی رو باور کنیم و به سعادت برسیم. ممنون که راه تکامل رو درک کردید و یاد ما هم دادین که این مسیر یه سیر تکاملی داره و باید قدم به قدم این مسیرو طی کنیم تا آرام آرام مدارمون بالاتر بره. ممنون که یادم دادین توی هر مداری که قرار بگیرن خدای من بهترین مسیر رو نصبت به همون مدارم بهم الهام میکنه و من عمل میکنم و یه قدم بالاتر میرم و بعد دوباره بهترین الهام در مدار بعدی ووو…. این مسیر همینطور طی میشه و قدم قدم مسیر طی میشه. استاد چقدر این دوره منو رشد داد خداروشکر که در فرکانس دریافتش بودم از خدا میخوام همواره کمکم کنه تا توی این مسیر ثابت قدم باشم و به آنچه که آموختم عمل کنم. خدایاشکررت.
54- سلام
از کامنتهای دوره جهان بینی خیلی چیزا یاد گرفتم خیلی مواقع اسکرین شات میگرفتم و امروز همه رو مرور کردم ،و حسم گفت اونهارو بنویسم،خیلی از ماها یه لحظه یه احساسهایی میاد سراغمون یه الهاماتی بهمون میشه که تو قسمت نظرات مینویسیمش و شاید بعدا یادمون بره چی گفتیم،چی نوشتیم..امروز وقتی داشتم اسکرین شاتهارو میخوندم با خودم میگفتم باباااا دمتون گررم چقد نکات مهمی نوشتین و دلم خواست خلاصه همشونو بنویسم البته خیلی خلاصست..نمیشد همه رو نوشت ،بعضیاش باوره،بعضیاش شعره،بعضیاش یه آیه از قرآنه بعضیاش حرف دله.بعضیاشم جمله های خود استاده…ببخشید اگه اسمهارو نمینویسم چون اسکرین شاتهارو فقط از متن گرفتم ولی میخوام از همتون تشکر کنم که انقد آگاهین و تسلط دارین بر قوانین …اینها همه حرفاییه که شما نوشتین و یه حسی بهم گفت باید بنویسیش و تشکر کنی..از کامنتها خیلی چیزها یاد گرفتم پس به نام الله یکتا شروع میکنم و امیدوارم لذت ببرید
√و هر گاه بندگان من از تو درباره من بپرسند بگو من نزدیکم…و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند
از کامنتها یاد گرفتم که :
√هیچ تجربه و اتفاقی در زندگی ما بی دلیل نیست و زمانبندی خداونددقیقه و همه اتفاقات زندگیمون مثل زنجیر به هم متصلن
√آموختم:
اگر هر قدمی که بر میدارین یا هر پولی که هزینه میکنین یا هر آموزشی که ثبت نام میکنین اصلا به نتایج متعارف و روتین اون موضوع نگاه نکنید ،شما فقط حرکت کنید و اصلا نوع و مقدار نتیجه را تعیین نکنید اونوقت از تودل اون ماجرا یه دری براتون باز میشه که شگفت زدتون میکنه پش شما فقط حرکت کنید
√آموختم:
تو پای در راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید کرد
آموختم
√خدا همیشه همراه منه،از همه چیز آگاهه،جواب همه سوالات رو میدونه و در حل مسائل میتونه کمکت کنه،هیچ وقت منو ترک نمیکنه هیچ وقت رابطش با من قطع نمیشه
آموختم:
√وقتی احساست خوب باشه اونوقته که رسیدن به هدف برات طبیعیه
آموختم:
√هر سرمایه گذاری که رو خودت انجام بدی بهترین سرمایه گذاریه،و یه کار رو فقط بخاطر پولش قبول نکن.
آموختم
√باید مثبت فکر کنی،باید مثبت حرف بزنی،مثبت ها رو بخونی و ببینی تا درونت و روحت بزرگ شه …وقتی چشمات فراوونی رو میبینه ،گوشهات فراوونی رو میشنوه ،توجه به فراوانی داری دیگه چیزی به نام کمبود تو ذهنت باقی نمیمونه چون دائما داری فراوانی رو میبینی،وقتی تمام مویرگهای افکارت رو با باور فراوانی پر میکنی به طرف فراوانی کشیده میشی
آموختم:
√نشونه ها واضح هستن،مثل معجزه میمونن اما کوچیکن…و تو باید تاییدشون کنی،یادداشتشون کنی و سپاسگزار باشی.
آموختم√
خواسته هاتو بنویس:تصور کن،و ازشون لذت ببر اما خودت رو رها کن
آموختم√
ایمان داشته باشیم،و دقیقا به وقتش به خواسته هامون میرسیم و پاداش ایمانمون رو میگیریم و این وعده خداست
آموختم √
از اتفاقات کوچیک کیف کن و لذت ببر انقدر که کل صورتت رو لبخند بپوشونه
آموختم:
همیشه باید به کار کردن روی باورهات ادامه بدی حتی بعد اینکه به خواسته هات رسیدی
آموختم:
روش رشد کردن چند مرحله اس:
حذف علفهای هرز(افکار منفی) ..دادن کود و موادمغذی(باورهای درست) …کنترل ونظارت (کنترل ورودیهای ذهن) …تمرکز بر رویش گیاهان و میوه ها (تحسین موفقیت ها،نعمتها،ثروتها،و شکرگزاری بابت آنها) این انتخاب ماست که تبدیل بشیم به علف هرز یا یه درخت پربار..
آموختم√
خدا به هزاران طریق به من نعمت میده ..من خالق زندگی خودمم ..من اونچه رو که میحوام خلق میکنم و لذت میبرم..
آموختم:
خدا به بنده اش میگوید
مهربان باش…با دیگران مهربان باش،زیرا من آنهارا نیز به اندازه تودوست دارم ..مممکن است مثل تو لباس نپوشند،یا مثل تو صحبت نکنند یا به شیوه تو زندگی نکنند ..اما من عاشق همه شما هستم
آموختم:
برای بهترین بودن باید تمام وجودترو روی اون کار بذاری،و فقط روی اون کار تمرکز کنی و رمز موفقیت ایجاد باورهای درسته ،باید تصمیم بگیری و رها کنی چیزایی رو که مانعت هستن ..
آموختم:√
خدا دلهارو برام نرم میکنه…
خوشبختی همین قطعات کوچک خوشی و شادیست که خداوند وارد زندگی من میکنه
آموختم√
راه حل صحیح موفقیت اینه که اشتیاق شما به پیروزی بیشتر از ترس شما از شکست باشد
آموختم:
آگاهانه هر لحظه دنبال نشانه های فراوانی در زندگیم باشم
آموختم:
من از هر چه در این دنیا رنگ تعلق داره آزادم …من فقط روی خدا حساب میکنم
آموختم √
من به همه خواسته هام در زمان و مکان مناسب میرسم
آموختم √
باید برای خودمون و به سبک خودمون زندگی کنیم
آموختم√
کل زندگی همینه،خواسته هاتو مشخص کن ،باورهاتو درست کن،و خلق کن اون چیزی رو که میخوای ،و با خلق هر کدوم یه پله به خدا نزدیکتر شو..
آموختم :
انسانها نه دوستان تواند و نه دشمنان تو آنها فقط معلمان تو هستند
آموختم: √
هر اتفاقی که میفته همواره به نفع منه ،من همیشه در مکان مناسب در زمان مناسب و در روابط درست هستم
آموختم :√
هیچ چیز نیست که نتونی باشی،،هیچ کاری نیست که نتونی انجام بدی،هیچچیزی نیست که نتونی داشته باشی…
تو باشکوه ترین ،عالی ترین ،پر رزق و برکت ترین موجودی هستی که خدا خلق کرده،اما خودت نمیدونی چی هستی..و تو تصور میکنی خیلی کمتری..بذار اینو بهت بگم این تو هستی که انتخاب میکنی که چه کسی و چه چیزی هستی و میخوای باشی
√آموختم:√
شاید من مشکلات زیادی داشته باشم ولی حتی لبهای من هم از اونها بیخبرند.
آموختم:√
[نخواه که ترسی نباشد فقط ایمانی راسخ را بخواه که بر ترسهایت غلبه کند]
و آموختم و آموختم و آموختم…خیلی وقتها با کامتتهاتون خندیدم،اشک شوق رریختم،افتخار کردم،و کلی با خوندن کامتهاتون حسم عالی شد..خیلی چیزارو یاد گرفتم که اسکرین شات نگرفتم …یاد گرفتم فقط خدا رو ببینم حتی تودل تاریکی شب،و توکلم فقط به خودش باشه..
یاد گرفتم وقتی سفر میکنم فقط به زیبایی ها توجه کنم..
یاد گرفتم نشونه هارو هر چند کوچیک تایید کنم..و چشمم فقط زیبایی هارو ببینه ..ممنونم از استاد عزیزم و همه خواهر و برادرای خوبم که تو این سفر همراه بودن چه اونایی که دوره رو تهیه کردن و چه اونایی که دورادور کامتتارو خوندن و تشکر کردن..آقای مرادی نظیف،آقای حکمت،تینا خانوم …براتون شادی و سلامتی و ثروت رو از خدا میخوام
و آخر کامنتتم با شعر زیبایی که یکی از دوستان نوشته بود تموم میکنم
خواجه مقبل که ز خود غافلی…
خواجه نه ای..بنده ناقابلی
از ره غفلت به گدایی رسی
ور به خود آیی،به خدایی رسی…
55- یه پیام از حاج اسماعیل دولابی بهم رسید… اگر یک شخص غنی که به او اطمینان داری به تو بگوید نگران نباش و غصه ی بدهی هایت را نخور خیالت راحت باشد من هستم… ببین این حرف چقدر به تو آرامش می بخشد و راحت میشوی، خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته «آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست»
56- سلام
دیشب یه مستند داشت از تلوزیون پخش میشد نمیدونم کدوم شبکه بود ولی خیلی باورای قشنگی میشد از توش پیدا کرد..جالبه من اصن تلوزیون نمیبینم ولی دقیقا دیشب اون حرفی که تو جلسه یک قانون آفرینش گفتین برام تداعی شد ((اگه لازم باشه چیزی رو از تلوزیون بشنوم میشنوم که همراستا با قوانین باشه)) خلاصه این مستند مربوط میشد به یه روستا تو خراسان که مردمش کاشت زرشک داشتن و یه نفر تو اون روستا اومده بود یه کارگاه کوچیک درست کرده بود و 25 نفر رو تو همون کارگاه استخدام کرده بود برای اینکه این زرشکارو بسته بندی کنن البته به گفته خودش این 25 نفر فقط داخل کارگاه کار میکردن و اشخاص دیگه ای هم بودن که خارج کارگاه بقیه کارارو انجام میدادن ،خیلی برام جالب بود،حسم گفت ببین این برنامه رو باید ببینی،خلاصه نشستم و تا آخرشو نگاه کردم یه زمین خیلی بزرگ پر از زرشک که باور فراوانی رو تقویت میکرد اونم تو یه منطقه ای که بیشترش بیابون بود و جای فوق العاده گرمی بود …و مردم اون روستام راضی بودن از کسب و کارشون بعد از اون با یه آقایی مصاحبه کردن که این آقا اومده بود از انرژی خورشید برق تولید میکرذ و میفروخت به اهالی اون روستا ،و جالب بود میگفت شما اگه یه خونه 500 تومنی داشته باشی نهایتا هر ماه یه اجاره کمی رو میتونی ازش در بیاری و این پولت راکد میمونه و 500 تومنت در عرض دو سال نهایت دویست تومن میاد روش ولی من با این کار در عرض دو سال میتونم این 500 تومن رو دو یا سه برابر یا حتی بیشتر کنم،و با اینکه تو منطقه محرومی زندگی میکرد چقد ذهن این آدم باز بود ،باورش این بود که از هر چیزی میشه پول درآورد …یه قسمت دیگه از برنامه رفتن تو کویر همین آقا میگفت اینجا زیاد گردشگر میاد ایرانی و خارجی،و میگفتش که به یه جوون سپردم که بره موتور چهارچرخ بخره و بیاره و ساعتی اجاره بده و از اجاره اون پول منو هم بهم بده..اینجوری هم دست یه آدم دیگه رو دادم به کار هم خودم سود میکنم..
یه قسمت دیگش اینا سوار ماشین بودن و از کلی کویر و بیابون گذشتن و رسیدن به یه جایی که پر از درحت و آب بود باز همین آقا میگفت اینجا رو کمتر کسی میشناسه ولی اهالی همین منطقه و گردشگرای خارجی میشناسنش و گونه های خاص جانوری و گیاهی اینجا هست ،میگفتش که اینجا یه چشمست که شما حتی اگه یه ذره از خاک اینجا رو بزنی کنار از زیرش آب در مباد بعد میگفتش که تنها مسئله که برای گردشگرا وجود داره اینه که وقتی میان اینجا نمیتونن شب بمونن چون جایی درست نشده که بتونن شب اتراق کنن برای همین تصمیم گرفتم یه چندتا کلبه و اتاق بسازیم که بتونیم اجارش بدیم..حالا فک کنین این آقا از چندتا چیز ساده چقد راحت تبدیل به کارآفرین شده بود ،اون قسمت سرسبزی که تو بیابون بودو داشتن با ماشسن میرفتن همش تو ذهنم میگفتم اینا چه کار مزخرفیدارن میکنن این همه بیابونودارن میرن که به کجا برسن خب معلومه همش خشکیه دیگه..ولی وقتی رسیدن به اون جای سرسبز واقعا تعجب کردم چطور تو دل بیابون یه عالمه درخت و تازه یه چشمه وجود داره که انقد زیباست..و جالبتر اینکهگردشگرای خارجی میشناسنش ولی ما که تو ایرانیم هنوز نفهمیدیم که همین مملکت خودمونم پر از زیبایی و ثروت و فراوانیه و یه آدم تونسته از همین محدودیتهایی که به چشم ما محدودیته کلی پول دربیاره..اسم مستنده نمیدونم چی بودولی چندتا درس داشت برام
1..مهم نیست تو چه منطقه جغرافیایی داری زندگی میکنی مهم اینه که باورت راجب پول درآوردن چیه
2.از کوچکترین و پیش پا افتاده ترین چیزا میشه پول ساخت
3.ثروت و فراوونی همه جا هست کافیه بخوای ببینیش و باورش کنی…
خدایا شکرت که قدرت درک این مسائلو بهم دادی و شکرت که بهم فهمونذی باید جور دیگه ای ببینمو درک کنم .
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????
57- جلسات این دوره چنان تاثیر عمیق و جالبی در من گذاشته بود که شروع کردم به گوش کردن دوباره روانشناسی ثروت 1 استاد خیلی برام جالبه البته احتمالا این تجربه رو بقیه بچه هام داشتن هرچی به جلسات این دوره بیشتر گوش میکردم صحبتهای استاد رو در بقیه محصولاتی که ازشون دارم بهتر درک میکردم دوستان عزیزم یه اشتیاقی در من ایجاد شده بود این مدت که نگو و نپرس شروع کردم به نت برداری از دوره روانشناسی ثروت و اتفاق جالبی که برام افتاد این بود که درکم نسبت به حرفای استاد چندین برابر شده که فک میکنم همش بر میگرده به قانون تکامل که استاد در این محصول عالی توضیحش دادن.
58- چه ها یک حسی در درونم به محض بیدارشدنم ازخواب بمن گفت بیام این اتفاق رو که حدود دوهفته پیش تجربش کردیم براتون بنویسم:
قبلش بگم که خواهرکوچیکم که یکساله حدودا ازدواج کرده دریک منزل مستقل باهمسرشون مستاجر بودن…هال وپذیرایی خونه خیلی خیلی کوچیک بود..بطوریکه هروقت یادش میفتادم احساس دلسوزی بهم دست میداد تاوقتی که از استاد یادگرفتم بجای دلسوزی باید اون رو دربهترین حالت ممکن تجسم کنم..و ماهها بود که هروقت یادخونه خواهرم میفتادم تجسم میکردم که داره دریک خونه باهال وپذیرایی زیبا وبزرگی زندگی میکنه وواقعا هم احساسم خوب میشد…
تااینکه دوهفته پیش بمن زنگ زد گفت یه خونه پیداکردم ،اما شوهرم قبول نمیکنه ازاینجا پاشیم..من خیلی دلم میخواد یه خونه بزرگتربگیریم..وچون پول پیشمون همش سه تومنه خیلی کم خونه پیدامیشه بااین قیمت..بهش گفتم غزاله جان شمابرو خونه رو ببین …ورفت…بعدازظهرش به من زنگ زد گفت آبجی خونش اصلا خوب نبود…اما کاش شوهرم راضی میشد بریم دنبال خونه بگردیم..من فقط بهش گفتم :خداخودش آیدینو راضی میکنه..ومکالمه تمام شد…
فردای همون روز بازدیدم داره زنگ میزنه خیلی خیلی ناراحت بود.گفتم چیشده؟ ..گفت صاحبخونمون زنگ زده گفته 70تومن باید بکشید روی کرایتون..اخه این خونه بااین قیمت خیلی زیاده..برای همینم شوهرم به صاحبخونه گفته ما پامیشیم.حالا چکارکنیم ؟!!(بسیارهم آشفته و درمونده بودصداش) من خندم گرفت گفتم دیدی گفتم خدا آیدینو راضی میکنه :)….بنده خدا به این بعد قضیه فکرنکرده بود اونم خندش گرفت…بعد دوباره نگران بود که بااین پول خونه پیدانمیشه…بهش گفتم بازم ازخدا بخواه..خدا برات بهترین خونه میشه…وشاید باورتون نشه بعداز دوسه روز گشتن یه خونه پیداکرد بامدل جدید وهال بزرگ و کف سرامیک اتفاقا بهمراه کولر(چون تو شمال خونه ها کانال کشی نداره وما ازکولرهای گازی استفاده میکنیم وخونه قبلیشون چون کوچیک بود و کولرم نداشتن بسیاربسیار گرم بود)، و با خوشحالی بمن خبرداد که خونه هم پیداکردن..بعدازدوروز دوباره زنگ زد گفت صاحبخونه بما میگه پولتونو ندارم که بدم..حالا ماچکارکنیم اون خونه رو ازدست ندیم؟!گفتم شمابرید بیعانه بگذارید..همون خدایی که آیدینو راضی کرده و واست یه خونه عالی شده واسش کاری نداره که برات پولم بشه …ورفتن و قولنامه کردن و تمام…چندروز بعدش صاحبخونم زنگ زد و گفت پولتونو ریختم بحساب تاخونتونو ازدست ندید(ازااین ببعد وخواهرم برام تعریف کرد) گفت :صبحی که رفتم بانک پولو بگیرم.نوبت نشستم :همون لحظه دلم خیلی شورمیزد.تودلم گفتم خدایا همه چیزو بخودت سپردم..نوبتم شد و رفتم پشت باجه …مسوول باجه پول رو اماده کرد و رو میزگذاشت وگفت :کار ت ملی لطفا!!!(ازقضا خواهرم کارت ملیش یادش رفته بود.)..هرچقدر میگردم توکیفم می بینیم نیست..متصدی بانکم میگه مبلغ میلیونیه من نمیتونم بدون کارت ملی بهتون بدم…خواهرم میگفت من رفتم توسکوت..وچیزی نگفتم..یهو خود متصدی میگه میشه شماره ملیتو بنوییسی برام..و باهمین نوشتنه پولشو بهش میده…خواهرم انقدر خوشحال بود ازاین اتفاق که بازبمن زنگ زد و تعریفش کرد..و خلاصه درعرض یک هفته خدا شوهرش و راضی کرد،خدا براش یک خونه بزرگ باکولر شد باقیمتتت خیلی پایین،خدابراش پول شد و بالاخره جمعه اثاث کشی کردن وماهمه دستهای خداشدیم برای کمکشون…ووقتی توخونه جدیدش نشستم..تودلم گفتم ببین که خدا همه چیز میشود همه کس را ،به شرط اعتقاد،به شرط پاکی دل،به شرط معامله نکردن باابلیس…
59- العان چند روزه ک من تو بیمارستان بستری هستم و به علت اینکه قبلا هم سزارین کردم العان هم باید سزارین کنم تا فرزندم و به دنیا بیارم بخاطر همین هنوز تو بیمارستان هستم و هنوز هم فرزندم بدنیا نیومده از دیشب خیلی حالم بد بود و کلی رفته بودم تو مدار خیلی بدی ک از زمین و زمان شاکی بودم چرا انقدر بلا سرم میاد کلی ازم خون گرفتن حالم خیلی بد بود تا امروز شروع کردم با خدا حرف زندن ک چرا این اتفاق برای من افتاد و حس بهم گفت تو کانالی ک برای خودم درست کردم به اسم شکر گزاری , شکر گزاریهامو توش می نویسم شروع کنم به نوشتن هر چیزی ک از بچگی تا العان خدا بهم داده بنویسم و من هم همین کارو کردم کلی نعمت های ک خدا از بچگی بهم داده تا العان و نوشتم بعد خدا شروع کرد باهام حرف زدن ک چرا این بلا سرم اومده من قبلا خیلی خوب ورودیهای ذهنم و کنترل میکردم اصلا اجازه نمی دادم کسی جلوی من حرفی بزنه ک احساسم و بد کنه ولی العان حدود دوماه بود ک فکر میکردم خیلی عالی شدم و به قول معروف خیلی رو خودم حساب باز کرده بودم ک دیگه هیچ چیز روی من اثر نمیزاره و خیلی به خودم اعتماد کرده بودم مثلا این دوستم ک گفتم افغان هست چهار ماه پیش زایمان کرده بود و توی همین بیمارستان بستری بود مدام از بدیها تعریف میکرد بخاطر اینکه تمرکز ش رو ناخواسته ها بود فقط هم ناخواسته ها رو جذب میکرد خلاصه هر وقت میرفتم پیشش از بدیهای بیمارستان و آدم هاش تعریف میکرد من گوش میکردم و پیش خودم می گفتم برای تو اینجوری بوده بخاطر باورهات و فکر میکردم همین و بگم کافیه تا اینکه امروز خدا مستقیم به من گفت فقط گوش کردن فایل ها فایده نداره باید عمل کنی عمل کنی همه چیز توجه با توجه به هر چیزی اونو جذب میکنی وقتی استاد میگه ورودیهای ذهنتان و کنترل کنید و هر چیزی رو گوش نکنید یعنی گوش نکنید خوراک بد به ذهنتان راه ندید آره امروز فهمیدم تمام این بلاهایی ک این چند روز سر من اومد تمام اون اتفاقهای بود ک دوستم تعریف کرده بود بخاطر اینکه من توجه میکردم و روی خودم هم خیلی حساب میکردم فکر کرده بودم این حرفها رو من تاثیر نداره خدا درس بزرگی به من داد و همین لحظه هم از من تعهد گرفت ک به خواسته هام توجه کنم و وردویهامو بطور جدی کنترل کنم اصلا هر چیز بدی ک کسی تعریف کرد و گوش نکنم و فقط و فقط اعراض کنم و هر روز شکر گزاری کنم بابت تمام نعمت هایی ک دارم این دوتا موضوع رو از من خواست و گفت ک اینجا هم بنویسم میدونم حتما کسایی هستند ک باید به این دو موضوع توجه کنند و این پیغام خداست
توجه به خواسته ها هر چیزی رو گوش نکنید به طور جدی ورودیهای ذهن و کنترل کنید
هر روز بابت نعمت هایی ک خدا داده شکر گزاری کنید
خدایا شکرت هر وقت از تو مدار درست خارج میشم خودت مثل پدری مهربان و مادری دلسوز دستم و میگیری میاری تو مدار درست و کلی هم بهم درس میدی
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
60- یه باور دارم خیییییییییلی مخفی که فکر میکردم واقعا تغییرش دادم …..اینکه من هرجاای که هستم بهترین مکان و بهترین زمان برای پیشرفت و ثروتمند شدنه ….
ینی من همممممممممیشه میگفتم من فقط از ایران برم ….یا حداقل برم تهران دیگه میتونم بهتر زندگی کنم …شهرما که اصلا جای موفقیت نیست ….انقدر که کوچیکه ..واااااقعا استاد من قبلنام حرفهای شما رو گوش دادم به کررررات و به کررررات و به کررررات اما فقط سرمو به نشونه تایید تکون میدادم و فکر میکردم با تایید صحبتهای شما باور منم تغییر کرده ..یا اینکه فقط صدای شما رو شنیدم اما کلماتشو نشنیدم …خدایا شکرت ……خدااااااااایا شکررت ….
61- استاد اونجایی که تو جلسه 5 گفتید اگه احساستون بد میشه بدونید یه باور غلطی دارید و باید اون رو اصلاح کنید که احساستون خوب بشه خیلی کمکم کرد. من وقتی رفتار دیگران که باب میلم نبود رو میدیدم خیلی اعصابم میریخت بهم و وقتی که سعی در تغییرشون داشتم و به حرفم گوش نمیدادن بیشتر میرختم بهم وقتی این جمله رو شنیدم مثله آبی بود که رو آتیش ریخته شد و آرامش عجیبی منو در بر گرفت.
62- وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَکُوا وَ ما جَعَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکیلٍ (107) (انعام)
و اگر خدا مىخواست آنها شرک نمىآوردند، و ما تو را نگهبان ایشان نکردیم و تو وکیل آنها نیستى. (107)
63- فک کنم این دوره پیش نیازه هر دوره ای باشه، ینی وقتی که این سفر و این دوره زیبا و شگفت انگیز رو شروع میکنی، راجب یه موضوع خاص نیس، یه راه حل مخصوص نیس، یه فرمول خاص نیس، یه ابزار بهت نمیده، این دوره بهت نحوه ساخت ابزار واسه رسیدن به هر خواسته و یا حل هر ناخواسته ای رو بهت میده، بهت کل مطلب رو میگه، اینکه برای برخورد با هر موضوعی تو زندگی چجوری و با چه فرمول و راه حلی به جواب برسم!
64- یاد حرف استاد میفتم که در دوره آفرینش میگفتن اتفاقا سوالی هم بود میگفتن:” پس تضاد دررابطه خوبه یابده؟” بعد پاسخ میدادن خیلی هم خوبه..چون باعث میشه ما بفهمیم چی رو میخوایم ..وچه خواسته ای ازیک رابطه ایده ال داریم…
65- اگه تغییر احساستون وابسته به تغییر دیگران از دیدگاه خودتون هست نه خودتون شاد میشید نه اون فرد. کسی خودش رو برای شما تغییر نمیده، اگر که میخواستن تغییر کنند برای خودشون تغییر میکردند
66- استاد تاکید داشتن : به خدا همه چی تغییر میکنه، همه چی تغییر میکنه، همه چی تغییر میکنه، اینقدر همه چی رو ایستا نبینین…
67- به قول استاد که مرتب تاکید می کنن: خداوند بیشتر از ما می خواهد که ما ثروتمند و سعادتمند و…… شویم
68- استاد جونم این روزا خدا برام همه کار میکنه استاد واقعا کافیه سطلت رو بزرگ کنی تا نعمت ها رو دریافت کنی، روزهای اول واقعا نمیفهمیدم فایل تئوری سطل آب چی میگه یعنی میفهمیدم اما اصلا درکش نمیکردم چون تو مدارش نبودم اما حالا خیلی خوب درک میکنم وقتی میگین باران این نعمت بی نهایته و هیچ پایانی نداره و همیشه میباره فقط کافیه که تو چشمت به سطل دیگران نباشه کافیه که تو این نعمت و باورش کنی کافیه که تو باباورهای درست عمق و حجم این سطلو هم از قطر هم از عمق افزایشش بدی و اونموقع است که این نعمتها رو تو هم دریافت میکنی.
69- استاد جونم دوره جهانبینی توحیدی خیلی خیلی دوره ی ارزشمندیه شما در این دوره با صحبتهاتون به من درک خیلی خیلی بالاتری از قوانین دادید و خیلی از ابهامات توی ذهنم رو به یقیین و آگاهی تبدیل شد و این لطف خدای مهربان بود که من هم توی این سفر ارزشمند حضور پیدا کنم. به قول بچه ها این دوره رو باید تا آخر عمر گوشش کرد از بس آگاهی هاش زیاده. از خدای خوبم میخوام که همواره و در همه حال هممون رو در مسیر درست هدایت کنه و بهمون کمک کنه که همچنان استوار و ثابت قدم و با ایمان و انگیزه در این مسیر ارزشمند حرکت کنیم. تنها راه رسیدن به سعادت در دنیا و آخرت همین مسیره که شما به ما معرفی کردین تنها راهش درک این قوانین و عمل کردن به اوناست هر بار که درست از قوانین در زندگیم استفاده میکنم نتایج بی نظیری میگیرم از خدا میخوام که کمکم کنه توحید رو اصل زندگیم قرار بدم خداروشکر که به این مسیر فوق العاده هدایت شدم.
70- این دوره اصلا نمیشه قیمت گذاشت روش میدونی تازه من به یه چیز دیگه هم پی بردم انقدر آروم آروم زندگی ما عوض میشه و تغییرات انجام میشه ک اگر حواسمون نباشه نمی فهمیم ک این تغییرات بخاطر کار کردن روی این دوره هست و بعد فکر میکنیم این چیزها طبیعی ولی بچه ها حواستون باشه تک تک تغییرات زندگی تون و بنویسید و تحسین کنید تا اتفاقهای بزرگتر خودشو نشون بده وگرنه چاخان خیلی راحت میتونه ما رو از مسیر دور کنه
71- الان که دارم دوره ی عشق رو کار میکنم باورهایی که اونجا در مورد وابستگی گفتین واقعا عالین و اونها رو با صدای خودم ضبط میکنم و گوش میدم، مثل این باوره افراد و شرایط دستانی از دستان خداوندند اونها وارد زندگی من شدند تا من خواسته هام و راهم رو بهتر بشناسم، همه ی ما روح ها و تکه هایی از خداوندیم که به این دنیا اومدیم و دوباره پس از مدتی به خداوند بر میگردیم و زندگی چند روزه ی این دنیا در برابر ابدیتی که ازش اومدیم یک پلک بر هم زدن هم نیست
72- شاید دوهفته پیش بود به خدا گفتم حوصله ام سر رفته، دخترم هم که دیگه تعطیل شده و توی خونه… و مرتب میگفت منو ببرید بیرون، از همون روز تا همین دیشب ما فقط یه روز توی خونه تنها بودیم، خدا ما رو میبرد عقد، مهمونی، پارک… اصلا یه وضعی بودا بدون این که من چیزی بگم خود به خود اینور و اونور دعوت میشدیم عجب خداییه این خدا، کافیه چیزی از دلم بگذره خیلی وقتها دیگه به سرعت جواب میده دیگه اون خدای چند سال قبل نیست که جواب نمیداد و از صبرش لجم میگرفت، در واقع اون همیشه سریع الجواب بوده و هست و مشکل از من بود، سپااااس خدای سریع الجواب و نزدیکم
73- کنار شماره صفحات پایین سایت یه گزینه به نام «برو به» گذاشتین که نمیدونم چی شد یهو زدمش قبلنا که میزدم هیچ اتفاقی نمی افتاد،ولی الان که زدم،یه کادر کوچیک برام آورده میگه:«شماره صفحه ای که میخواهید به آن بروید را انتخاب کنید.»
می خواستم بگم چه ایده باحال و بدرد بخوریییی،دمتون گرم،برو بچه های زحمت کش سایت خدا قوتتون بده و خدا شماهارو برا همه ماها حفظ کنه،سپاسگزارم که اینقدر کار ماهارو راحت کردین
سید حسین از توی بزرگوار و دست و دلباز و باهوش هم خیلی خیلی خیلی سپاسگزارم که همچین تیم باهوشی رو دور هم جمع کردی
74- سلاااااام استاد خوبم و دوستای نازنینم. خییییلی خییییلی خوشحال شدم وقتی که متن قسمت دهم رو خوندم و دل تو دلم نیست که دانلودش کنم و ببینم و چقدر خوشحال شدم که قراره براتون یه فایل ارسال کنم از نتایجی که از این دوره ارزشمند گرفتم چون عااااااشقانه میخوام که این نتایج رو با همه ی کسانی که وارد فرکانس دریافت آگاهی های این دوره ارزشمند میشن رو به اشتراک بگذارم تا ایمانشون قوی تر بشه که این راه صد درصد جواب میده و این مسیر تنها مسیر رسیدن به سعادت در دنیا و آخرته. تا با حرفهای من ایمانشون به این مسیر بیشتر بشه با حرفهایی که خدای من قراره روی لبهای من بیاره تا اون حرفها گفته بشه چون من خوب میدونم که توی این راه به همه چیز رسیدم من خدایی رو یافتم که خودش توی قرآنش میگه من از رگ گردن به شما نزدیک ترم من عشقی رو یافتم که هرگز تا قبل از این تجربه اش نکرده بودم من راهی رو یافتم که فقط سرسبزیه راهی که خیلی روشنه و فقط کافیه از این مسیر خارج بشم اونقدر واضح پیامهای الهی رو دریافت میکنم و اونقدر خوب نجواهای ذهنم یا همون شیطان درونم رو شناختم که خوب میفهمم این مسیر مسیر همیشه سرسبزی که منو به سعادت میرسونه نیست مسیریه که اشتباهه چون خبری از احساسای خوب درش نیست و خیلی زود دوباره بازمیگردم به مدار خوبی ها مدار ثروت ها مدار دریافت نعمتها همون مداری که جنسش از خداست همون مداری که یه جاده ی سرسبز و زیباست که فقط هدایت الله راهگشای تک تک لحظه هاست. بله من با این دوره ارزشمند خیلی خیلی رشد کردم خیلی خیلی بزرگ شدم خیلی خیلی قوانین رو بهتر درک کردم حتما حتما حتما به لطف خدای مهربانم فایل نتایجم رو براتون ارسال میکنم با عشق با لذت با امید به اینکه انگیزه بخش باشه برای کسایی که میخوان وارد این مسیر بشن تا بفهمن این مسیر حقیقت محضه قوانین تغییر ناپذیر و ثابتی داره که هرکس از این قوانین پیروی کنه غیر ممکنه سعادت در دنیا و آخرت نصیبش نشه. پیروز باشید.یه دنیا عششششق تقدیم به شما استاد خوبم و همکاران گرامیتون و تک تک دوستای گلی که این کامنت رو میخونن.
75- واقعا این ندای درونی همیشه باماست و مارو خیلی راحت هدایت میکنه بشرطیکه باور کنیم هست و بشرطیکه نجواهای ذهنو خاموش کنیم تا صداشو بشنویم … نشانه خاموش شدن نجوائه هم احساس خوبه…
76- اونجاکه استادمیگفت دوستان لذت لذت لذت ببریدازلحظه به لحظه ی زندگیتون همش صداتون توگوشم بود
77- استفاده کردن از قانون و به کار بستنش و اجرا کردنش برای هر کس ی روش خواصی داره ولی بیسِ اجرا کردنش یِ چیزه.احساس خوب و توجه به نکاتِ مثبت و شکرگذاری به خاطر داشته ها و لذت بردن از مسیرِ زندگی.حالا هر کدوم از ما به شیوه ای که خودمون راحتیم اجراش میکنیم.
ولی استاد تو این فایلِ 10 کامل توضیح دادن که چجوری اجراش کنیم تو کارای روز مره تا نتیجه ی بهتر و کاملتری بهمون بده.من خودم تو اجرا کردنش ضعیف بودم یعنی ی جاهایی رو ضعیف عمل کردم.وقتی پای صحبتهای افراد میشینم و گوشم میشنوه و چشمم میبینه,همینا باعث میشه که تنظیماتِ فرستنده ام به هم بخوره.وقتی خونه هستم فایل گوش میدم,کامنت میخونم,کتاب میخونم,تمرین میکنم و … ولی وقتی میرم بیرون و در معرضِ اینجور صحبتها قرار میگیرم سیستمِ فرکانسیم به هم میخوره و من نمیدونستم که تاثیر عکس میذاره.فکر میکردم که چون تمرینات و انجام میدم,دیگه اینا تاثیری نمیتونن داشته باشن.وقتی جلسه 10 رو گوش دادم متوجه شدم که باید فقط به چیزایی توجه کنم که,میخوام تو زندگیم باشه.
78- استاد این فایل جلسه 10 خیلی حرفها داشت برام….
یه جاهایی از فایل ….فرزند حضرت نوح و اینکه خداوند میگه اون اصلا فرزند تو نیست …و این موضوع رو باز میکنید برای خیلی از ماها و حداقل خوده من پذیرفتنش درد داره….اینکه خانواده من عزیزانم خواهرم برادرم پدرم هم مدارهای مننن نه هم خون ها ی من…و من اون لحظه اشک ریختم از اینکه این وابستگی ها چقدر درد داره و باید بپذیرم که من با هم مدار های خودم هم خونم ….و اونها هستن که با من میمونن…
وقتی گفتید که باید هدفن به گوش هامون بزنیم و رابطه هارو الک کنیم حس کردم نیاز دارم خیلی روی خودم کار کنم در صورتی که فقط یه رابطه خانوادگی این شکلی دارم و اصلا ارتباطات انچنانی ندارم و میدونم اونو باید فیلتر کنم ولی با این حال حس وابستگی کردم….
و چقدر اینها نیازمند جهاده اکبره…
79- بچه ها خیلی خوشحالم وای وقتی فایل خودم مو تو کانال استاد دیدم داشتم از خوشحالی بال در میآوردم فقط یه لحظه خودمو با قبل از شروع این دوره مقایسه کردم اصلا باورم نمیشه این منم ,منی ک از مسخره شده می ترسیدم از قضاوت شدن می ترسیدم دیگران چی میگن در مورد من اگر میخواستم یه کامنت دو خطی بنویسم یک ساعت با خودم کلنجار میرفتم ک چی بنویسم ک دیگران میخونند نظر خوب بدن وابسته به تایید دیگران بودم وووو کلی ضعف های دیگه ک اگر بخوام بنویسم یه دفتر میشه حالا ببین چه قدر تغییر این منم با کلی تغیر ات از هیچی نمی ترسم هر چی قلبم بگه سریع بدون معطلی انجام میدم من به قدرت درونم ایمان دارم اون خدای ک قبل از این دوره از من تعهد گرفت ک کوچکترین نشونه ها رو باید تو سایت بنویسم باید تمرینات و انجام بدم خودش می دونست با من چیکار کنه خودش منو رشد داد خودش منو تو سفری بدون پایان قرار داد خدایا با من چه کردی تمام ضعف هایی ک از دوران بچگی تا العان با من بود پر کردی به من بال پرواز دادی به من آرامش دادی به من زندگی خوب دادی العان با این چند دقیقه فیلم به من نشون دادی ک پیروز شدم خدایا چقدر تو خوبی خدایا چطوری ازت سپاسگزاری کنم خدایا تو با تک تک جمله های استاد توی این دوره مستقیم با من حرف زدی و آروم آروم مدارم و تغییر دادی اصلا نفهمیدم چطور ب این جا رسیدم واقعا با تو خدا جونم زندگی چه لذتی داره چقدر ما خوشبختیم تو این سفر قرار گرفتیم خدایا شکرت
80- سلام استاد جونم و تمام دوستان عزیزم
مرسی عزیزان با محبت و عشق به من تبریک گفتید از همتون بینهایت سپاسگزارم
دلم برای همتون حسابی تنگ شده بود العان هم حسم گفت ک این تجربه چند روز و براتون بنویسم
العان چند روزه ک من تو بیمارستان بستری هستم و به علت اینکه قبلا هم سزارین کردم العان هم باید سزارین کنم تا فرزندم و به دنیا بیارم بخاطر همین هنوز تو بیمارستان هستم و هنوز هم فرزندم بدنیا نیومده از دیشب خیلی حالم بد بود و کلی رفته بودم تو مدار خیلی بدی ک از زمین و زمان شاکی بودم چرا انقدر بلا سرم میاد کلی ازم خون گرفتن حالم خیلی بد بود تا امروز شروع کردم با خدا حرف زندن ک چرا این اتفاق برای من افتاد و حس بهم گفت تو کانالی ک برای خودم درست کردم به اسم شکر گزاری , شکر گزاریهامو توش می نویسم شروع کنم به نوشتن هر چیزی ک از بچگی تا العان خدا بهم داده بنویسم و من هم همین کارو کردم کلی نعمت های ک خدا از بچگی بهم داده تا العان و نوشتم بعد خدا شروع کرد باهام حرف زدن ک چرا این بلا سرم اومده من قبلا خیلی خوب ورودیهای ذهنم و کنترل میکردم اصلا اجازه نمی دادم کسی جلوی من حرفی بزنه ک احساسم و بد کنه ولی العان حدود دوماه بود ک فکر میکردم خیلی عالی شدم و به قول معروف خیلی رو خودم حساب باز کرده بودم ک دیگه هیچ چیز روی من اثر نمیزاره و خیلی به خودم اعتماد کرده بودم مثلا این دوستم ک گفتم افغان هست چهار ماه پیش زایمان کرده بود و توی همین بیمارستان بستری بود مدام از بدیها تعریف میکرد بخاطر اینکه تمرکز ش رو ناخواسته ها بود فقط هم ناخواسته ها رو جذب میکرد خلاصه هر وقت میرفتم پیشش از بدیهای بیمارستان و آدم هاش تعریف میکرد من گوش میکردم و پیش خودم می گفتم برای تو اینجوری بوده بخاطر باورهات و فکر میکردم همین و بگم کافیه تا اینکه امروز خدا مستقیم به من گفت فقط گوش کردن فایل ها فایده نداره باید عمل کنی عمل کنی همه چیز توجه با توجه به هر چیزی اونو جذب میکنی وقتی استاد میگه ورودیهای ذهنتان و کنترل کنید و هر چیزی رو گوش نکنید یعنی گوش نکنید خوراک بد به ذهنتان راه ندید آره امروز فهمیدم تمام این بلاهایی ک این چند روز سر من اومد تمام اون اتفاقهای بود ک دوستم تعریف کرده بود بخاطر اینکه من توجه میکردم و روی خودم هم خیلی حساب میکردم فکر کرده بودم این حرفها رو من تاثیر نداره خدا درس بزرگی به من داد و همین لحظه هم از من تعهد گرفت ک به خواسته هام توجه کنم و وردویهامو بطور جدی کنترل کنم اصلا هر چیز بدی ک کسی تعریف کرد و گوش نکنم و فقط و فقط اعراض کنم و هر روز شکر گزاری کنم بابت تمام نعمت هایی ک دارم این دوتا موضوع رو از من خواست و گفت ک اینجا هم بنویسم میدونم حتما کسایی هستند ک باید به این دو موضوع توجه کنند و این پیغام خداست
توجه به خواسته ها هر چیزی رو گوش نکنید به طور جدی ورودیهای ذهن و کنترل کنید
هر روز بابت نعمت هایی ک خدا داده شکر گزاری کنید
خدایا شکرت هر وقت از تو مدار درست خارج میشم خودت مثل پدری مهربان و مادری دلسوز دستم و میگیری میاری تو مدار درست و کلی هم بهم درس میدی
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
81- هیچوقت هیچوقت وهیچوقت دوسال پیش به ذهنم خطور نمیکرد که روزهای شاد زندگی هم میاد
همگی شاد باشین
بزرگترین تضاد زندگی من باعثه قدم گذاشتن من در این مسیر شد
خدایا خیلی خدایی ممنونم ازت
82- ( جلسه 10 ) اینجایی که میگین اگه داری یه سری چیزایی رو میشنوی پس معلومه هنوز تو فرکانسش هستی که میشنوی ،،فهمیدم که خیلی بیشتر باید رو خودم کار کنم .
83- دوره سوم که به لطف خدای رحمان تهیه کردم دوره فوووووووووووووووق العاده جهان بینی توحیدی یک بود که به معننننننننای واقعی من این جمله رو درک کردم که ایمممممانی که عمل نیاورد ایممممان نیست حرف مفته .واااااقعا واااااقعا وااااقعا این جمله رو با تموووم پوست و استخونم درک کردم ….واقعا این دوره قشششششنگ بهم یادد داد که چه طور به خدا ایمان بیارم ….چه طور دستمو تو دستای خدا بذارم و اقدام کنم ….و نجواها رو که همش تواناییهای ادمو به حد منفی میرسونه ساکت کنم …به لطف خدای مهربان موسسمو زدم و اسمشم گذاشتم آفرینش .که واقعا یک الهامی بود که در کسری از ثانیه بهم الهام شد …دلبل انتخاب اسمم چون با دوره افرینش استاد من مجددا افرینش شدم و کلا مسیر زندگیم عوض شد و اینکه خود این موسسم باعث شد مجددا من آفرینش بشم .ّ…خیلی حس خوبی دارم…..خیلی خیییلییییی ….ماااهههها بود که من دودوتا چهارتا میکردم ولی تو این دوره فقططططو فقط گوش میدادم به الهاماتم و تا میدیدم حس خوب پیدا میکنم پیش میرفتم و عمل میکردم …..خدایا شکککککرت ….خدایا صددددهزار مرتبه شکرت ….
84- واما اون کوچولوی خوشکل که داشت با آب بازی میکرد..خیلی ذهنم مشغولش شد…اول به این نکته توجه کردم که بچه ها درهیچ کجای جهان وخارج از حدو مرز مثل همن…همشون از لحظه ها لذت میبرن..واصلا فرقی نمیکنه یک کودک امریکایی باشه یا ایرانی یا هندی یا بلغاری و…کودکان ازیک رنگ و نژادن از نژاد ناب خدا وهماهنگ بادرون وخالص.
وچقدر ازنحوه تربیت کودکانشون لذت بردم یعنی همون لحظه به همین فکرکردم که چقدر راحت وقتی بچه میفته مادرش نمیدواِ که بگیرتش وبلندش کنه…وبچه براحتی بلند میشه بدون اینکه الکی نق بزنه وگریه کنه خودش رو میتکونه و به بازیش ادامه میده ..(دقیقا برعکس مادران ایرانی که فکرمیکنن بچه ها نیاز به مراقبت شدید اونها دارن)
85- مردم بقیه کشورها زندگی میکنن ولی مردم ما فقط دارن تلاش میکنن که زنده بمونن
86- استاد یعنی اون قسمتی که در مورد کنترل ورودیها گفتید عالی بووووود… اینکه نگیم ما حواسمون هست و بذار ورودیهای منفی رو بدن ، من که حواسم هستتتتت
این اشتباهی بود که میکردم و متوجه شدم که از کجا آب میخورد عوض نشدن یه سری باورهام..
امروز جلسه دوم عشق و مودت رو هم داشتم میدیدم اونجا هم دقیقا همینو گفتید که نشینید پای حرف بقیه که مردا یا زنها اینطورین ؛ بعد بگید که نهههههه من اصلا اینارو قبول ندارم…
چون ” حرفهای شما اهمیتی نداره، این شنیده ها و دیده هاتونه که اروم اروم باورهاتونو شکل میده..”
یه تمرینی هم همین الان انجام دادم ؛ اومدم مهمونی و همه دارن در مورد حباب سکه و گرونی دلار و انگور کیلو 43 تومنی! حرف میزنن.. اگه هفته قبل بود قشنگ مینشستم گوش میدادم و تو دلم بهشون میخندیدم که ایناروووو چقد باورهای خرابی دارن، گناه دارن طفلیا… غافل ازینکه بعد یه مدت خودمم میشدم از همونایی که گناه دارن..
ولی رفتم و گوشیمو اوردم و مشغول خوندن کامنتها شدم تا ورودیهای خوب به خودم بدم…
87- این دوره فوق العاده تموم شد و به قول استاد تا وقتی که در مسیر درست و فرکانس عالی هستیم دوره ادامه داره و تازه از این به بعد باید نتایجی که حاصل از ارسال فرکانس های مناسب هست در جهان پیرامون ، بیشتر شکل بگیره و پررنگ تر بشه ، تاوقتی که با استفاده از آموزه های این دوره ارسال فرکانس خوب ادامه داره این دوره هم ادامه داره ، من که تا الان نتایج فوق العاده ای گرفتم که بارها هم در کامنت های قبلی اعلام کردم بازهم اگر نتایج قوی تری بگیرم که حتما همینطوره میام و همینجا به اشتراک میزارم
88- یکی از فایل های استاد رو گوش میدادم که میگفت خدا 99 در صد کارهاتون انجام میده و یه درصد رو شما
89- سوالی درباره رشد کسب و کار و ساختن ثروت
سوال:
من خیاطم وتوخونه کار میکنم اگه من توخونه کار کنم ورو باورم کار کنم بازم اوضای مالیم خوب میشه یا نه باید بیرون کار کنم تا کسب کارم بزرگ بشه ولی من میخوام یکم اوضام بهتر بشه شغلمو عوض کنم ایا تو خونه هم ثروتم بیشتر میشه یا نه
پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش
اولاً دلیل ثروتمند شدن شما هیچگاه شغل تان نیست. زیرا تمامی شغل ها پتانسیل ایجاد ثروت را دارند. اما تنها می توان با ایجاد باورهای قدرتمند کننده درباره ثروت، از شغل مورد علاقه ات، ثروت ساخت.
به همین دلیل، همواره سراغ کار مورد علاقه ات برو اما درباره ثروت، باورهای قدرتمند کننده ای نیز بساز تا از انجام کاری که عاشقش هستی، هم لذت ببری و هم ثروت بسازی.
اما چگونگی هدایت شما به این مسیر و قرار گرفتن در این روند، قدم به قدم همراه با ساختن باورهای تان به شما گفته می شود. این کار قوانین جهان است.
بنابراین، منظور از باور ساختن، این نیست که یک گوشه بنشینی و فقط روی باورهایت کار کنی و سپس همه چیز تمام و باور آماده ی بهره بردای شود.
آدمهای زیادی “باور ساختن” را مثل تولید یک کالا می داند. یعنی فکر می کنند همانگونه که یک کالا یک پرسه تولید دارد و پس از آماده شدن آن کالا، سپس فرایند تولید برای همیشه درباره آن کالا تمام و تبدیل به شیئی می شود که می توان از آن استفاده کرد، باور نیز به همین شکل است و می خواند همین روند را نیز درباره ساختن باور انجام دهند.
اما باور ساختن، مثل تولید یک کالا نیست.
ساختن باور فرایندی همیشگی است. یعنی ساختن باور چیزی جدا از اجرای اقداماتی نیست که به واسطه بودن در فرایند ساختن باورها، به سمت آنها هدایت می شویم.
باور ساختن مثل روییدن یک جوانه است که مرحله به مرحله رشد می کند. شما دانه را می کاری اما انتظار نداری بلافاصله جوانه بزند، میوه بدهد و فرایند رسیدگی به آن تمام شود.
بلکه همزمان که دانه را می کاری و به صورت پیوسته به آن رسیدگی می کنی یعنی خاک، آب، نور و در یک کلام شرایط مناسب برای رشد را برایش فراهم می کنی، دانه ات به شما نتیجه می دهد.
یعنی در اولین مرحله، ریشه ها شروع به رشد می کند، اما با اینکه آنها را نمی بینی ولی به رسیدگی به آن دانه ادامه می دهی.
سپس نتیجه کمی بزرگتر شده و جوانه ای از دل خاک بیرون می آید. اینجا خیلی ذوق می کنی، خوشحال می شوی و مطمئن که دانه شما در حال رشد بوده.
یعنی این نتیجه به ظاهر کوچک، انگیزه ای برایت ایجاد می کند تا هم بدانی همه چیز درباره رشد دانه مرتب است و هم دوباره به فرایند رسیدگی به دانه، ادامه می دهی اما این بار با ایمان و انگیزه ای بیشتر.
سپس جوانه بزرگتر شده و شکوفه می دهد، باز هم دیدن این نتیجه ،ایمانت را بیشتر و انگیزه ات را قوی تر می نماید تا با رسیدگی های بیشتر مثل کود مناسب، سمپاشی و … به رشد بیشتر و ثمر بیشتر آن کمک کنی.
سپس شکوفه ها تبدیل به میوه می شود و باز هم انگیزه ای می شود تا دانه های بیشتری بکاری و هم رسیدگی ها ویژه تری برای این درخت میوه داشته باشی مثل هرس کردن و …
و این نتایج تا زمانی ادامه دارد که این روند رسیدگی ادامه داشته باشد اما هر بار ثمر آن درخت بیشتر و کیفیت میوه هایش مرغوب تر می شود.
یعنی در سال اول ممکن است تمام شکوفه ها بریزند و فقط یک دو میوه داشته باشد
اما سال بعد میوه ها بیشتر و سال بعد خیلی بیشتر و مرغوب تر خواهند بود.
روند ساخن باور هم اینگونه است. وقتی روی باورهایت کار می کنی، در ابتدا چیزی به جز احساس خوب نداری.
احساس خوب در اینجا حکم همان ریشه های دانه ات را دارد که در زمین هستند اما شما آنها را نمی بینی.
احساس خوب به شما می گوید که باورهایی که در حال ساختنشان هستی، در حال رشد اند و باید این روند را همچنان ادامه دهی.
بنابراین شما با اینکه هنوز جز احساس خوب، نتیجه ای ملموس نداری، اما با ایمان، به مسیر ساختن باورهایت ادامه می دهی، چون پذیرفته ای که، تمام اتفاقات زندگی ما حاصل باورهای ماست.
لذا در ابتدای راه، با اینکه هنوز در دنیای بیرون، جز احساس خوب هیچ نشانه ای نمی بینی، باز هم این روند را ادامه می دهی و به خاطر این ثبات، کم کم ایده ای به تو الهام می شود، سپس آن ایده را اجرا می کنی و نتیجه ای کوچک می بینی. این نتیجه، هم به تو انگیزه می دهد و هم ایمانت را قوی تر و تردید هایت را کمتر می کند که ساختن باور، همه چیز است.
در نتیجه با ایمان بیشتری این روند را ادامه می دهی.
آگاهانه، بیشتر سعی می کنی خود را در معرض ووردی های ذهنی نامناسب قرار ندهی
و آگاهانه بیشتر به نکات مثبت و هر موضوعی که احساس بهتری به شما می دهد، قرار بگیری.
سپس به واسطه این تلاش بیشتر ذهنی، ایده های بهتری الهام می شود، به شرایط بهتری هدایت می شود، مشتری های بیشتری می آید و اوضاع باز هم بهتر می شود.
این نتایج نه تنها باور قبلی را قدرتمند کننده تر می نماید، بلکه همزمان این ایمان در دلت بیشتر می سازد که عامل فقط باور است و تنها کار ما کنترل ورودی های ذهن مان و ساختن باورهای قدرتمند کننده است.
این نتایج دوباره انگیزه ی بیشتری برای ادامه روند به شما می بخشد و همزمان به همراه باور های ساخته شده و شور و شوق حاصل شده، دوباره به مسیرهای بهتری هدایت می شوی که قبلا هیچ ایده ای برایش نداشتی.
مثل همین حال که می گویی:
آیا باید در خانه بمانم و به خیاطی ادامه دهم؟! آیا باید مغازه ای در بیرون بزنم؟ آیا باید شغلم را تغییر دهم؟ آیا باید از طریق آنلاین مشتری جذب کنم؟ و…
بنابراین، فرایند ساختن باور، شامل کار کردن روی ذهن+ عمل به ایده های الهام شده و اقدام برای آنهاست.
در این فرایند، همزمان احساس شما بهتر می شود، به خاطر ماندن در احساس خوب، می توانید ایده ها را دریافت و به شرایط بهتری هدایت شوید و نتایجی را تجربه نمایید که موجب قدرتمند تر شدن باورهاتان و افزایش انگیزه تان برای ادامه مسیر شود.
و همه جزئیات این روند، اعتماد به نفس شما را برای برداشتن قدم بعدی با ایمانِ بیشتر، افزایش می دهد زیرا شما در مرحله قبلی دیدی که چگونه در شروع کار از احساس نگرانی به احساس آرامش رسیدی
سپس در ادامه دیدی که چگونه در احساس آرامش ماندی و یک ایده به شما الهام شد و انجام آن یک نتیجه کوچک را به همراه داشت
و این مسیر همچنان برای همیشه ادامه دارد. خواسته های ما همزمان با باورهای ما و اعتماد به نفس ما، رشد می کند
در زمینه ساختن باورهای قدرتمند کننده درباره کسب و کار، دوره روانشناسی ثروت3 ، یک راهنمای کامل و بهترین سرمایه اولیه برای رشد کسب و کار شخصی است.
اگر سوالت این است که آیا این دوره برای کسب و کار من نیز مناسب است، پاسخ این است که:
مهم نیست که کسب و کار شما یک فروشگاه آنلاین باشد، یک مغازه سوپر مارکت، یک کارخانه تولید قطعات ساختمانی، یا کالاهای پزشکی!
مهم نیست شما یک آموزگار باشید یا پزشکی که قصد دارد از اطلاعات پزشکیاش کسب و کاری موفق خلق کند یا مطب و کلینیک خودش را داشته باشد اما نمیداند باید از کجا و چگونه این توانایی را به یک کسب و کار تبدیل نماید
یا حتی خانم خانه داری که تصمیم گرفته توانمندیاش در خیاطی، آشپزی، بچه داری و همسر داری و .. را تبدیل به کسب و کاری سودآور نماید که از آشپزخانه یا اتاق خانهی خودش قابل اداره کردن است
اتفاقاً یکی از مهمترین مأموریتهای این دوره، چگونگی استفاده از امکانات موجود و آنچه که همین حالا در اختیار داری، برای شروع یک کسب و کار فوق العاده و سپس چگونگی رشد آن، بوسیله وارد کردن کسب و کار، حال هرچه که میخواهد باشد، به فضای آنلاین، بین المللی و فرامرزی است.
اما نکته اینجاست که فردی میتواند فرصتهای موجود در اطرافش را برای ساختن کسب و کارببیند، که باورهای قدرتمند کنندهای ساخته باشد.
در این دوره شما بیشتر از آنکه تکنیک فروش و بازاریابی بیاموزی، یاد میگیری باورهایی را بسازی که موجب میشود به سمت بهترین راهکارها برای جذب و ایجاد بازارهایی جدید در کسب و کارت هدایت شوی.
یاد میگیری وارد مداری شوی که بتوانی فرصتها را در اطرافت ببینی، از آنها کسب و کاری جدید یا بازای پرسود برای کسب و کار موجود بسازی.
یاد میگیری از اتاق خانهات، مشتریها و حتی نیرویهای انسانیات را مدیریت و پیشتیبانی نمایی.
این دوره به شما راهکار ساختن را یاد میدهد. این دوره به شما یاد میدهد از هر مسئلهای که در کسب و کارت با آن مواجه میشوی، یک فرصت برای تولید بازاری برای خلق ثروت بسازی! این دوره میآموزد که چگونه کسب و کارت را به مسیری ببری که هزینههایش هر روز کمتر و سود و درآمدش افزایش مییابد ودر یک کلام به شما یاد میدهد تا حد امکان، کار را برای خودت و کسب و کارت راحتتر، اما پرسودتر نمایی.
https://abasmanesh.com/fa/product/ravanshenasi-servat3
90- جلسه دهم
بخش اول
موضوع جلسه:
مروری جامع بر نحوه کارکرد جهان هستی و چگونگی هماهنگی با آن به منظور زیستن زندگی دلخواه:
هرچند این آخرین جلسه از اولین دوره جهان بینی توحیدی است. اما سفری که با هم شروع نموده ایم، پایانی برایش متصور نیست. تا زمانی زنده ایم و تلاش می کنیم با کنترل ذهن و تغییر زاویه نگاه مان به همه مسائل، به احساس بهتری برسیم، این سفر و مواجهه با نعمت ها و زیبایی های بیشتر، ادامه دارد.
مهم نیست در کدام محله، شهر، کشور و حتی قاره زندگی می کنی.جهان مبتنی بر باور ما، این چیزها برایش مفهومی ندارد. بلکه کار او این است که افراد هم فرکانس را در یک مدار قرار دهد و دنیای اطراف شان را با شرایط و رویدادهایی از جنس باورهای شان، شکل دهد. بنابراین، خواهر و برادرهای تو، پدر و مادرت، فرزندان و دوستانت، افراد هم مدار با تو اند.
جهان تو با کانون توجه ات رقم می خورد. باورهای تو با تکرار آنچه به آن توجه می کنی شکل می گیرد و تعیین می کند وارد چه مداری شوی، چه اتفاقات و شرایطی را تجربه نمایی، تا کی در این مدار بمانی و چه زمانی به مدارهای بالاتر ارتقا بیابی.
هدف این جلسه مروری جامع بر اصل و اساسی است که درک و اجرایش، سعادت دنیا و آخرتمان را تضمین می کند.
همان اصلی که ابراهیم را در حساس ترین مقاطع زندگی اش هدایت نمود، نوح را در مسیرش ثابت قدم گرداند، مادر موسی را در اعتماد به الهاماتش مطمئن گرداند، تسلیم بودن را به موسی آموخت و پیام محمد را در تمام جهان گسترش داد، همان اصل نیز قادر به مدیریت تمام جنبه های زندگی تک تک مان است. فقط کافی است اولین قدم را برداریم و در این مسیر ثابت قدم بمانیم.
قدم اول رسیدن به نقطه ای است که با 100% یقین و مانند وحی منزل بپذیری که:
“تمام اتفاقات زندگی ات به وسیله کانون توجه ات و ورودی ها ذهن ات ساخته می شود” و هیچ امکانی غیر از این وجود ندارد. منظورم پذیرشی از جنس یقین مادر موسی که موجب شد فرزندش را در رودی بزرگ با هزاران احتمال خطر، رها سازد.
باید بپذیری قدرت کنترل تمام جوانب زندگی ات به تو داده شده و به دلیل وجود همین توانایی است که خداوند می فرماید:
ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ
همه اتفاقات زندگی شما به واسطه آنچه است که از پیش فرستاده اید (فرکانس) و خداوند هرگز به بندگانش ستم نمی کند.
وقتی به چنین درجه ای از یقین درباره قوانین کیهانی و نقش باورهایت در تک تک اتفاقات زندگی ات برسی، یعنی اولین قدم را برداشته ای و دانه ی باورهای قدرتمند کننده را در ذهنت کاشته ای.
قدم های بعدی با وفادار ماندن به چنین درجه ای از یقین و ثابت قدم بودن در این مسیر، برداشته می شود. حتی اگر در لحظاتی به خاطر باورهای محدود کننده قبلی ات اوضاع به ظاهر بد شود یا تجارب ناخواسته ای رخ دهد!
زیرا راز تثبیت نتایج و موفقیت ها، در تکرار و تقویت ایمان به قوانین کیهانی است. زیرا تقوی و تعهدی می سازد در وجودت می سازد تا همانگونه که ورود غذای گندیده به بدنت پیشگیری می نمایی، همانگونه که خود را در معرض بلندی ای خطرناک قرار نمی دهی، ورودی های مسموم را نیز به ذهنت راه نمی دهی.
بلکه مراقب هستی با کنترل ورودی های ذهن، این دانه را کم کم رشد دهی، جوانه ای از آن پدید آوری و تبدیل به درختی پرثمر بسازی که ریشه هایش تمام جوانب وجودت را فراگرفته و تأثیرش در تک تک رفتارها، گفتارها و نگرشت به همه چیز دیده می شود.
این نقطه شروع عمل به آموخته ها و کار همیشگی شماست. زیرا درخت باورهای قدرتمند کننده ات، در صورتی به ثمر دادن ادامه می دهد که مرتباً با ورودی های مناسب تغذیه گردد.
این درخت به همان اندازه برایت به ثمر می نشیند که تعهد و توجه دریافت می کند. به همان اندازه که قادر به کنترل نجواهای ذهنت می شوی و به الهامات قلبت گوش می دهی که کارش پراکندن امید، ایمان، خوشبینی و مثبت اندیشی است، آنگاه به همان اندازه نیز در مدار بالاتری قرار می گیری و جهان با کیفیت تری برای خودت می سازی.
آدمهای کمی از عهده نجواهای ذهن شان بر می آیند. آدمهای کمی قادرند اوضاع و شرایط را به جای آنچه هست، به گونه ای ببینند که دوست دارند باشد. زیرا آدمهای کمی توانسته اند این اصل و اساس را درک کنند که:
شرایط کنونی زندگی آنها، هر چقدر هم نامناسب، فقط حاصل فرکانس های قبلی شان است. حاصل روزهایی که به نجواهای ذهن شان اجازه تاخت و تاز دادند.
اما یقین دارند با ایمانی که اکنون به قوانین جهان آورده اند و با فرکانس های جدیدشان، بدون شک شرایط همانگونه خواهد بود که می خواهند باشد. زیرا آنها اکنون توانسته اند به نقش باورهایشان در ساختن شرایط زندگی شان، پی ببرند.
به همین دلیل سکان کشتی زندگی شان در دست الهامات قلب شان است و نه نجواهای ذهن شان! به همین دلیل اینچنین پر نشاط و امیدوارند، آرامش دارند و می توانند بدون نگرانی از آینده، از مسیر لذت ببرند بی آنکه محتاج نتیجه باشند. در یک کلام، به دلیل چنین حدی از پذیرش، توکل و تسلیم در برابر قوانین است که لاخوف علیهم و لاهم یحزنون شده اند.
به دلیل چنین حدی از یقین به قوانین است که جرأت ماندن در احساس بد و ادامه دادن به توجه به ناخواسته ها را ندارند و آگاهانه مراقب ورودی های ذهن شان هستند و همواره به هر مسئله ای به گونه ای نگاه کنند که به احساس خوب برسند.
اگر می خواهی کنترل زندگی ات در دست خودت باشد، نقطه شروع ، از کنترل ورودی های ذهنت است. اما نیاز نیست در آغاز راه به خودت سخت بگیری تا در انجام این کاربی نقص باشی.
زیرا همانگونه که در روزهای اول حضور در کلاس اول، نوشتن ساده ترین کلمه هم برایت سخت بود اما با تمرین و ممارست، هر بار خوش خط تر شدی، کلمات بیشتری آموختی، با سرعت بیشتری نوشتی، املایت بهتر شد و کم کم حتی بدون تمرکز زیاد هم قادر به نوشتن سریع جمله با املای درست شدی، مهارت کنترل ذهن و ساختن باورهای قدرتمند کننده، کم کم در طی زمان ساخته می شود.
راز رسیدن به مرحله ای که قادر شوی راحت تر از عهده نجواهای ذهن بر آیی، ثابت قدم ماندن در این مسیر است زیرا:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود!
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود!
سید حسین عباس منش
سرفصل های جلسه دهم:
چگونگی ایجاد مهارت “کنترل ذهن” به وسیله توجه به نکات مثبت
مثالهایی درباره “نحوه کنترل ذهن به منظور ایجاد عادت درباره توجه به نکات مثبت”
فرمول کلی ساختن باور درباره سلامتی، ثروت، روابط و…
چگونگی تقویت باورهای قدرتمند کننده ای که تا کنون ساخته ای
یک شاخص مطلق درباره اینکه “آیا در حال ساختن باورهای قدرتمند کننده هستی یا باورهای محدود کننده!”
مروری اجمالی درباره ” شناخت صحیح خداوند” و درک ” سیستمی بودن جهان”
مروری اجمالی درباره “مدارها” و چگونگی ارتقاء دادن مداری که اکنون در آن هستی
ویژگی مشترک همه افراد موفق در جهان و چگونگی ایجاد این ویژگی
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????
91- بخَش دوم جلسه دهم جهانبینی توحیدی
از یه بازارچه محلی شروع کردیم به گشت و گذار در پارک:
تفاوتی از لحاظ کیفیت و جنس کالا وخدمات بین کالایی که در بازار چه محلی به قیمت پایین عرضه می شود با کالایی که در شانزلیزه پاریس یا هر جای دیگه ای به عنوان برند به قیمت بسیار بالایی عرضه می شود وجود ندارد حتی ممکن است در بازارچه محلی بسیار زیبا تر و با کیفیت تر باشد اما قیمتش پایین است تفاوت فقط در باور افراد است و هیچ چیز دیگری فقط باور.
از هرجایی که هستید هر کاری که میتونید انجام بدهید شروع کنید و خجالت نکشید شرایط تغییر می کنه کار کردن رو عار ندونید و با افتخار کسب درآمد کنید.قدم اول رو بردارید قدم های بعدی به شما گفته می شود. همه ما یه سری توانایی ایی داریم که می تونیم اون هارو عرضه کنیم فقط یه سری باورهای محدود داریم:
کسی برای توانایی من ارزش قائل نیست.
کسی پولی پرداخت نمی کنه
و…
اما اگه شروع کنیم با رعایت قانون تکامل آرام آرام کیفیت کارمون رو می بریم بالاتر ،می فهمیم که چجوری باید محصولاتمون روبفروشیم چجوری مشتری پیدا کنیم همشون بهمون الهام میشه در مسیر وقتی باور داشته باشیم به خداوند و بعد خیلی قشنگ از همون چیزی که هست از همون چیز هایی که مورد علاقه امون هست ثروت هم می سازیم و هم لذت می بریم و عشق می کنیم.
ایده های زیادی رو در جهان می بینیم که از مواد اولیه خیلی خیلی ساده استفاده کرده اند.
هر انسانی از یک محیط میتونه تجارب متفاوتی با دیگران داشته باشه از برخورد و ارتباط گرفتن با انسان ها چون باورهای افراد با هم فرق می کند.
تو این بازارچه های محلی نکته جالب دیگه اینه که از هر سنی پیر و جوون هستند زن و مرد همه با انرژی دارن فعالیت می کنند.
در آمریکا مواد غذایی و محصولات کشاورزی از کیفیت بالایی برخوردار است به خاطر تکنولوژِی هایی که استفاده می کنند و اگه کیفیت پایین باشه مردم استفاده نمی کنند.
در ادامه رسیدیم یه نهار خوشمزه با استاد عزیز نوش جان کردیم .
بعد از نهار رفتیم سراغ بچه های دبیرستانی داوطلب که داشتن پارک رو تمیز می کردند.و علف های هرز رو می چیدند.
توی امریکا به خاطر آب و هوا و بارندگی علف های هرز خیلی زیاد و سریع رشد می کنند و مرتب باید تمیز بشه و نکته جالب اینه که برای این کار از معلولان ذهنی استفاده میشه بهشون یه پولی میدهند و اونها هم میتونند کار کنند و از تنهایی در بیان و با این کار بهشون نشون می دهند که شما انسان های مفیدی هستید شما دارید به جامعه خدمت می کنید. و وقتی که این افراد میان بیرون و این کار تمیز کردن رو انجام میدهند خیلی خوشحال هستند خیلی خوب برخورد می کنندو خیلی با انگیزه تر از قبل می شوند.
در ادامه بازدید از پارک بچه های دبیرستانی که کار شست و شوی ماشین انجام میدادند و نی نی کوچولوی شیطون و بامزه ای که اون وسط شیطنتش گرفته بود و مادرش چقدر با آرامش بهش اجازه داد شیطونیش رو بکنه خخخخ
این بچه های دبیرستانی که خیلی هم وارد نبودند و میرفتن راننده هاروها رو ترغیب می کردند بیان و اینا ماشنشونو بشورن و کار تیمی رو چقدر عالی انجام می داند اگه یه جایی یه نفر اشتباه می کرد با هم دیگه برخورد درستی داشتند و اینکه اصلا کار کردن رو عار نمیدونن و خجالت نمی کشن از کار کردن و پدر و مادرها هم راحت اجازه ی دهند که بچه ها کار کنند. اینجوری نیست که پدر و مادر ها خجالت بکشند از کار کردن فرزندانشون اصلا آدم های تنبلی نیستند و عاشق کار کردن هستن. زندگی رو راحت میگیرن خیلی راحت می گیرن هم کسب درامد هست هم مهارت ارتباط با هم دیگه و کار گروهی رو یاد می گیرند .
در ادامه به همراه استاد و میکائیل به جنگل و طبیعت رفتیم الیگیتور دیدیم .
همینجوری که داشتیم میرفتیم یهویی یه چیزی توجهمون رو جلب کرد و آرام آرام ارام رفتیم جلو و دیدیم که یه لاک پشت قشنگ که اومده آفتاب بگیره ما هم رفتیم و بهش افتخار آشنایی با خودمون رو دادیم اونم خیلی خوشحال شد و با این که سنگین بود جو گرفتش خواست ژانگولر بازی در بیاره یهویی فکر کرد غزال تیز پاست مثل جت شروع کرد به دویدن و رفت تو در یاچه.
برین طبیعت، دشت ،کوه ،کویر،دریا زمان بزارید برای خودتون و خلوت کنید یه زمانهایی رو به اهدافتون فکر کنید و بنویسیدشون .از این سکوت طبیعت استفاده کنید با خدا راز و نیاز کنید باورهای مناسب رو پیدا کنید، تمرین کنید ،اون هارو بگید ،بخندید،عشق بازی کنید،و لذت ببرید.
بسیار بسیار طبیعت بهتون کمک می کنه تا خودتون رو بهتر بشناسید خودتون رو درک کنید. خدارو بهتر بشناسید وصدای خداوند رو واضح تر بشنوید.حتما زمان هایی رو بزارید و برید ب دل طبیعت و هیچ بهونه ای هم نیست .هرکسی هرجایی زندگی می کنه این امکان رو داره که هفته ای یه بار دو هفته ای یه بار بره به دل طبیعت و با خودش و خدای خودش خلوت کنه.
این خیلی بهتون کمک میکنه که با خودتون هماهنگ تر بشید.این تمرین رو من از سال ها پیش داشتم یه دفتری رو بر می داشتم و می رفتم تو طبیعت می نوشتم ،با خدا حرف می زدم ایده ها و هدف هامو می نوشتم سپاسگذاری می کردم.
خیلی از ایده هایی که باعث موفقیت های من شد در همون زمان هایی به من گفته شد که در دل طبیعت تنها با خدای خودم صحبت کردم نوشتم گفتم خندیدم و عشق بازی کردم. حتما این کار رو انجام بدهید.
منتظر برنامه های دیگه باشید این مسیر رو ما با هم هستیم حالا حالا ها تا وقتی که داریم روی خودمون کار می کنیم تا وقتی که داریم پیشرفت می کنیم ما با همیم
عاشقتونم دوستون دارم فعلا خدا نگهدارتون باشه.
92- یه چیز دیگه استاد منم همیشه این سوال بود برام که استادهمیشه میگه باورهاتونا درست کنید آخه چطوری باورها را درست کنیم ولی الان فهمیدم چقدر راحت میشه باورها را ساخت اونم باگفتگو کردن باخودمون بانوشتنشون باسپاس گذاری کردن که البته من به نوشتن خیلی اعتقاد دارم ونتیجه دیدم واین که شما گفتین که توقرآن هزاران باور هستش یکی اعتماد مادرموسی وانداختن بچه اش توآب ودیگری حضرت ابراهیم که زن وبچه اش را توبیابون رهاکردورفت وهزاران داستان دیگه که بارهاشنیدیم الان چندوقته هروقت نجواهای شیطانی میادسراغم میگم همون خدای موسی که از آب نجاتش داد همون خداهم بهم کمک میکنه که ……. واینقدربااین گفتگوها آروم میشم که انگارنه انگار وبه راحتی نگرانیهام ازبین میره….
تمام آنچه که برای رسیدن میخواهی در درونت وجود داره
93- دوست عزیز من قبلا خیلی از مرگ ترس داشتم، البته در مورد عزیزانم، ولی وقتی تجربه ی شخصی رو که وارد کما شده بود و بعد برای لحظاتی مرگ رو تجربه کرده بود و دوباره زنده شده بود رو خوندم خیلی نظرم نسبت به مرگ و اون دنیا عوض شدم و چقدر احساس خوبی داشتم، بهتون پیشنهاد میکنم تجربه ی این افراد رو از توی گوگل پیدا کنید و مطالعه کنید، و همین طور تکرار این باور که :افراد و شرایط دستی از دستان خداوندند همه ی ما مجرد به این دنیا اومدیم و مجرد هم از دنیا میریم و دوباره به خداوند برمیگردیم و زندگی چند روزه ی این دنیا در برابر ابدیتی که ازش اومدیم هیچه
94- دقیقا منم وقتی چیزی رو میخوام مینویسم ، یه لیست درست کردم به اسم کارهای خدا..هر چی که میخوامو مینویسم تو اون لیست و بعد مدتها اتفاقی پیش میاد میبینمش و میبینم دقیقا الان دارمش..خدارو شکر میکنم و خیلی خوشحالم که به خواستت رسیدی عزیزم همیشه شاد و سالم باشی
95- سلام
موضوع جلسه دهم دوره جهان بینی 1
تا وقتی داریم روی خودمون کار می کنیم ما مسافر این اتوبوس هستیم و هر لحظه در حال هدایت شدنیم. اما اگه به نجواهای ذهنی اجازه بدهیم که بلند تر بشوند از این مسیر خارج خواهیم شد پس همواره و هر لحظه باید روی خودمون کار کنیم تا ابد.
در این جلسه در مورد کلیت قوانین حاکم بر جهان هستی صحبت شد و کل قوانین مرور شد
قدم اول اینه که باور کنیم این دقیقا اصل قوانین هست یعنی ما اگه باور کنیم که جهان به این شکل که ما درکش کردیم داره عمل می کنه اگه این رو با تمام وجود باور کنیم،خیلی راحت تر میتونیم بهش عمل کنیم یعنی اینکه ما عمل می کنیم به آنچه دانسته ایم خیلی ارتباط داره به اندازه باور ما،به اینکه آیا باور داریم آنچه که دانسته ایم اصل و اساس کیهان هست یا نه؟!!
و من با اطمینان بهتون میگم آنچه که در این جلسه و سایر جلسات گفته شد و گفته میشود صد درصد اصل قوانین هست قوانینی که داره جهان با اون ها کار می کنه.
هرچی جلوتر میریم بهتر میتونیم بفهمیمش و درکش کنیم و اونچه که تا الان درک کردیم همون چیزیه که تو جهان داره اتفاق میافته.همون بحث مدارها و فرکانس ها و وقتی که به اون شکل فکر کنید نتایجش رو می گیرید و نتایج زندگی من گواه بر این هست که انچه باور کردم و به اندازه ای که بهش عمل کردم نتیجه اش توی زندگیم اومده.
هیچ وقت خودم رو در استفاده از قانون حرفه ای نمیدونم هنوز خیلی باید کار کنم اما به اندازه ای که عمل کردم به قوانین، به اندازه ای که نجوای شیطان رو تونستم بهش بی توجه باشم و اعراض کنم و به الهام درونی و نیروی هدایت گری که در وجود همه ما هست توجه کنم و گوش کنم، به اون اندازه تونستم خو شبختی رو در زندگی خودم تجربه کنم.
خوشبختی چی هست؟ خوشبختی همه چیز های خوب و زیبایی هست که شما می خواهید هر کدوم از ما در هر برحه ای از زندگی مون یه سری خواسته ها داریم.
هر کدوم از ما متفاوت فکر می کنیم ،خواسته های متفاوتی داریم و در برحه های متفاوت زندگی خواسته هامون عوض میشه.خواسته های الان ما ممکن در آینده تغییر کنه .
خوشبختی یعنی اینکه آنچه شما اراده می کنی رو بتونی خلق کنی در زندگی خودت.می خواد سلامتی باشه ،می خواد روابط قشنگ باشه می خواد معنویت باشه،می خواد زیبایی باشه،می خواد عشق باشه، می خواد ثروت باشه هرچی که می خواد باشه.
خوشبختی یعنی داشتن احساس خوب ،یعنی داشتن احساس اطمینان از اینکه کنترل زندگی خودت رو در دست خودت داری.
خوشبختی یعنی من به همراه خدایی که تو وجود من هست داریم زندگیمون رو اونجوری که دوست داریم خلق می کنیم.این آرامش و خوشبختیه.این خوشبختی واقعیه که هر کسی در جهان میتونه بهش برسه.اما تعداد کمی باور می کنند قوانین جهان هستی رو و دنبال یادگیری قوانین جهان هستی هستند.
اصلا باور ندارند که یه همچین چیز هایی وجود داره کاملا خودشون رو تسلیم وقایع و شرایط زندگی می دونن ،خودشون رو مثل برگی در باد می دونن،که هر کجا باد بخواد میتونن برن.
اما ما که در این مسیر حرکت می کنیم ما که سوار این اتوبوس شدیم،ما که داریم با هم مسیر رو طی می کنیم باور داریم که خودمون داریم با افکار و باورهاون داریم زندگیمون رو خلق می کنیم و هرچقدر بیشتر تمرین کنیم هرچقدر بیشتر روی خودمون کار کنیم.این قانون رو بهتر درک می کنیم ،اصولی تر میتونیم ازش استفاده کنیم و من به شما قول می دهم،اگر بتونیم اینطور فکر کنیم و اگر بتونیم از قوانین به درستی و در عمل در زندگیمون استفاده کنیم.ما هیچ محدودیتی در زندگی نداریم
دقیقا مثل خداوند خلق می کنیم هرآنچه که می خواهیم رو در زندگیمون.
فقط باید کار کنیم.
فقط باید باور کنیم.
فقط باید ورودی هامون رو کنترل کنیم.
فقط باید افکارمون رو هدایت کنیم باید احساسمون رو خوب نگه داریم و اونوقت زندگی بسیار بسیار زیبا میشه.
بیاید با هم دیگه قانون رو مرور کنیم:
فرکانس و مدار:
ما در جهانی زندگی می کنیم مبتنی بر فرکانس و مدار،ببینید،ممکن هست شما در یک خانواده با خواهر یا برادر و پدر و مادرتون زندگی کنید،شاید محل زندگی شما یکی باشه اما اتفاقات زندگی شما به این دلیل میافته که در یک مدار خاصی هستید فارغ از اینکه پدر و مادرتون هستند یا خواهر و برادراتون هستند.
اصلا موضوع محل زندگی نیست،اصلا موضوع ژنتیک نیست اصلا موضوع کشوری که در آن به دنیا میاید نیست اصلا موضوع سن و جنسیت شما نیست.
موضوع در هر لحظه داره اتفاق میافته،در هر لحظه افکار شما دارن جهان اطراف شما رو خلق می کنند.افکار شما دارن زندگی شما رو خلق می کنند فارغ از اینکه بقیه چجوری دارن زندگی می کنند یا چجوری فکر می کنند.شما فقط میتونید زندگی خودتون رو اونجوری که دوست دارید خلق کنید به چه شکل با افکارتون این کار رو انجام می دهید.
افکار چی هست؟آقا اصلا فکر چیه؟
فکر یعنی توجه، همیشه جایه کلمه فکر رو در صحبت های من بزارید توجه. فکر یعنی توجه به چیزی که داری توجه می کنی داری بهش فکر می کنی.حالا می خواد یه خاطره از گذشته باشه ،یه اتفاقی که الان افتاده یا تجسمی باشه در اینده،یا داستانی که تو ذهنت داری میسازیش.
این خیلی مهمه که به چیزی که داریم توجه می کنیم داریم بهش فکر می کنیم.
با تغییرکانون توجهمون افکارمون تغییر می کنه.وقتی یه فکری در مورد یه موضوع خاص زیاد تکرار میشه تبدیل میشه به باور در مورد اون موضوع خاص.
مثلا وقتی یک فکری در مورد سلامتی زیاد تکرار می شود تبدیل میشه به یک باور در مورد سلامتی.
وقتی یک فکر مشابه در مورد ارتباطات زیاد تکرار می شود تبدیل میشه به یک باور در مورد ارتباطات.
وقتی یک فکر ،یه نوع فکر،یک شکلی از فکر،یک جنس فکر در مورد ثروت زیاد تکرار می شود تبدیل می شود به باور در مورد ثروت.
من سعی می کنم همه جوره این قانون رو به شما بگم که باورهای ما حاصل افکار تکراری در مورد یک موضوع خاص هست.
باور ما در مورد یک موضوع خاص،ما بی نهایت باور در مورد بینهایت موضوع داریم فقط اینا چجوری بوجود میاد؟
اینا با تکرار توجه(گفتم همیشه جای فکر کلمه توجه بزارید) به یک موضوع خاص در مورد ثروت اون باورها شکل می گیرند.
مثلا توجه می کنی به کمبود ثروت ،کمبود مشتری ،همش حواست هست که این خراب نشه،اگه این خراب بشه دیگه پول ندارم دوباره بخرمش. اگه لباسم پاره بشه دیگه نمیتونم لباس خوب داشته باشم.اگر کیفم گم بشه خیلی اتفاق بدی میافته.هر شکلی از توجه به کمبود ثروت.
داره باور ایجاد میکنه در مورد کمبود و نبودن ثروت،
هرشکلی از توجه به بیماری که الان من سرما خوردم،اگه الان این رو بخورم حالم بد میشه،الان زمستون هوا سرد ممکن هست سرما بخورم.الان اینجا بیمارستان کلی میکروب تو هوا هست هر شکلی از هر نوع توجه.
وقتی تکرار میشه زیاد تبدیل میشه به باور.
برای اینکه باورهای خوبی ایجاد کنیم باید کانون توجهمون رو به سمت چیزهایی ببریم که به ما احساس خوبی می دهند،به ما احساس بهتری می دهند.
این فکر که اگه من شغلم رو از دست بدهم خیلی اوضاع بد میشه.به ما احساس بدی می دهد .
اما این فکر که هر اتفاقی بیافته به نفع من هست. الخیر فی ما وقع.
بی نهایت فرصت وجود داره
خداوند همیشه با من هست.
بی نهایت امکان روتمند شدن هست.
بی نهایت مشتری هست.
بی نهایت ثروت در جهان هستی هست.این فکر به من به شما احساس بهتری میدهد.
وقتی یک فکری رو پیدا می کنی،یک نوع توجهی رو پیدا میکنی که بهت احساس بهتری می دهد. باید شروع کنی یه تکرار اون.
به شکل های مختلف نوشتن،فکر کردن،صحبت کردن،سپاسگذاری کردن،به شکل تعمیم دادن،به شکل مثال اوردن،به شکل الگو براش پیدا کردن.
و بعد هی فکر کنی چطور این فکر رو جهت دهی کنم که احساسم از این خوبی که الان هست بهتر بشه چطور،از این احساس بهتر باز هم بهتر بشه؟
در مراحل بعدی که تکاملمون رو طی می کنیم میتونیم از احساس بهتر به احساس خوب برسیم از احساس خوب به احساس عالی برسیم از احساس عالی به احساس عالی تر برسیم.و به عشق بی نهایت برسیم این مسیری هست که باید طی بشه .
فقط باید این رو بدونیم که تمام اتفاقات شرایط موقعیت ها و ایده ها و هرچه که در زندگی ما هست،به واسطه همین افکار تکرار شونده یا توجهات تکرار شونده داره بوجود میاد.
این اون چیزی هست که باید درک بشه.حالا اگر من این رو درک کنم سعی می کنم در جهان خودم به مسائل زندگیم چوری نگاه کنم که بهم احساس بهتری بده.
فرض می کنیم که فرزند ما حالش بده،بد بودن حال فرزند ما میتونه این افکار رو در ذهن ما بیاره که باید الان ببرمش بیمارستان الان خدا میدونه چی بشه ،آمپول باید بهش بزنند بچه دردش میگیره گریه اش میگیره،نکنه حالش بد تر بشه ،نکنه اتفاق بد تری براش بیافته،هزینه هاش رو چکار کنم؟
و یه عالمه افکار منفی که به ما احساس بدی میده
احساس بدی یعنی اینکه داریم،ما از مدار خوشبختی و سعادت و ثروت خارج میشیم.
اما میتونم این فکر رو بکنم که بدن فرزند من گلبول های سفید خیلی خیلی قوی داره خیلی عالی وسریع میتونه از پس خودش بر بیاد.
اینم یه تجربه است هیچ اتفاقی نمی افته اگه درد داشته باشه بهش برای رشد بیشتر کمک می کنه.
خیلی خیلی زود حالش خوب میشه اتفاقا این باعث میشه که حواسش بیشتر به خودش جمع باشه غذای مناسب تر بخوره تجربه بهتری براش خواهد شد.
شاید براش درد داشته باشه اما در انتها باعث میشه که در مسیر بهتری قرار بگیره.
این فکر به من احساس بهتری میده .حالا کاری که باید بکنم اینه که این نوع فکر و کانون توجه رو باید تکرار کنم تا بتونم خودم رو در احساس بهتری نگه دارم.
در شروع کار ممکن هست که نتونیم بیشتر از چند ثانیه در احساس بهتر بمونیم و سریع اون افکاری که نه حالش بد و ….
در اون ابتدا تمرکز کردن به یه موضوع به ظاهر بد اما به احساس خوب رسیدن کار دشواری هست. اول برای اونایی که مبتدی هستند کار سختی هست برای منم اینطور بوده و من هم درک می کنم این قضیه رو.
اما مثل هر تمرین دیگه ای که اولش برای ما چون انجام ندادیم سخته مثل زمانی که رفتیم کلاس اول ابتدایی و به سختی قلم رو نگه میداشتیم ،خطها رو کج و کوله می کشیدیم،یکی بلند بود یکی کوتاه،یه آب بابا رو کلی تمرین کردیم تا تونستیم بنویسیم.اون روزهای اول مدرسه برای یه خط صاف هم عاجز بودیک یکی باید دست مارو می گرفت .برای نوشتن اب بابا نان عاجز بودیم.
اون نون رو می خاستیم نیم دایره بکشیم کج می شد بزرگ می شد کوچیک می شد. اما با تکرار و تمرین یاد گرفتیم و نوشتن برامون مثل اب خوردن شد.
هرکاری وقتی برای اولین بار داره انجام میشه ذهن مقاومت داره تو انجامش اما وقتی تکرار و تکرار و تکرار و تمرین و تمرین و نمرین و استمرار و استمرار و استمرار داری اون کار راحت تر میشه.
برای من فکر کردن به نکات مثبت یک موضوع راحت تر هست نسبت به کسی که تازه داره با این قوانین آشنا میشه و روی خودش کار می کنه.
من سالها این کار رو تکرار کردم در واقع برای من نوشتن نسبت به کسی که هنوز اول ابتدایی هست راحت تره.
با تمرین و تکرار این نوع تفکر راحت تر میشه و به اندازه ای که اینکار راحت تر میشه و به اندازه ای که شما میتونید ذهنتون رو کنترل کنید. میتونید زندگی خودتون رو خلق کنید.
چطور میتونیم این کار رو انجام بدهیم؟ با تمرین بیشتر.
چطور میتونیم تمرین کنیم؟ قدم اول اینه که باور کنیم که اتفاقات رو داریم خودمون با افکار خودمون بوجود میاریم.
حالا ما داریم در دنیایی زندگی می کنیم که تنوع بسیار زیادی در باورها و افکار وجود داره آدم های بسیاز زیادی در زندگی ما هستند که به شکل های مختلفی در مورد موضوعات مختلف فکر می کنند. تو این تنوع بی نهایت ما تصمیم گرفتیم که به یک شکل متفاوت فکر کنیم و زندگی کنیم برای این کارما باید بتونیم افکارمون رو از جامعه ای که در اون زندگی می کنیم جدا کنیم،
باید متفاوت فکر کنیم تا متفاوت نتیجه بگیریم باید بتونیم اینکار رو انجام بدهیم.
در شروع کار مثل نوشتن مشق در کلاس اول ابتدایی کار یه ذره سخته اما همونجور که اون مشق نوشتن راحت شد اینم راحت می شود.
من روز های اول بسیار بسیار کنترل ذهن برام سخت تر از الان بود ،الان اون مسائلی که برام کنترلش سخت بود اون زمان مثل آب خوردن ذهنم رو کنترل می کنم.
اما در مورد مسائل دیگه ای هنوز نیاز دارم به کار کردن روی خودم،حالا روی اونایی نیاز دارم به کار کردن بیشتر کار میکنم،قوی تر میشم و به همون نسبت کنترل زندگی خودم رو بیشتر در دست می گیرم.به همون نسبت به خواسته های بیشتری میرسم ولی باز هم یه سری چیز ها هست که باید رو خودم کار کنم.
مثل همون مشق نوشتن هست وقتی تمرین کردیم و دست خط مون یه ذره بهتر شد بعد رفتیم سراغ بقیه مطالب ریاضی رو تمرین کردیم جدول ضرب رو یاد گرفتیم اولش خیلی سخت بود قاطی می کردیم همیشه تکرار می کردیم با خودمون به روش های مختلف.جدول ضرب رو یاد گرفتیم رفتیم بالاتر منشتق و انتگرال رو یاد گرفتیم و استفاده کردن ازشون رو یا د گرفتیم.
بیس کار یه چیز هست:
باید به مسائل و شرایط جوری نگاه کنیم که به ما احساس بهتری بدهد
این کاری هست که اغلب جامعه نمی کنند . اینکه جامعه رو ملاک قرار بدهیم که مسیر درست کدومه و مسیر غلط کدوم صد درصد اشتباه هست.چون جامعه اغلب هیچ کنترلی بر افکارش نداره.به همین دلیل جامعه فارغ از شهر و کشور هر جایی رو که نگاه کنیم اکثریت مردم با مشکلات عدیده از بیماری گرفته،از فقرو بدهکاری گرفته از مشکلات کاری از مشکلات روابط گرفته .
اغلب مردم با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و افراد کمی هستند که زندگیشون سرشار از آرامش هست و زیبایی. ثروت سلامتی،ارتباطات عالی با دیگران هست عشق به خداست.
خیلی کمتر هستند این افراد.
مثال اینکه از افرادی که میرن مدرسه و درس می خونند افراد کمی هستند که میشن پروفسوور، پروفسوری که به جهان چیز ارزشمند و خوبی رو اضافه می کنه به همون نسبت آدم های خیلی خیلی کمی هم هستند که میتونند ذهنشون رو کنترل کنند.
آدم های خیلی خیلی کمی میتونن جوری به موضوعات نگاه کنند که احساس خیلی بهتری بهشون بده
آدم های خیلی خیلی کمی میتونن اوضاع رو اونجوری که هست نبینند اوجوری که می خوان باشه ببینند.
آدم های خیلی خیلی کمی میتونن اوضاع رو اونجوری که هست نبینند اوجوری که می خوان باشه ببینند.
چون اونچیزی که الان هست به خاطر افکار و باورهای خودشون هست که خلقش کردند و اگه می خوان تغییر کنه باید جوری که می خوان باشه بتونن نگاهش کنند و بتونن احساسش کنن.
من توی امریکا که بهترین و ثروتمند ترین کشور دنیاسست واقعا آدم های خیلی کمی رو میبینم که میتونن به این شکل فکر کنند.
هر بار من احاطه میشم با افرادی که در مورد زندگی من و همه چیز در زندگی من متعجب هستند اینقدر که نمیتونند باورش کنند درکش کنند و بفهمنش
بنا براین من با اطمینان به شما میگم که اگه قرار باشه جامعه اون چیزی که نرم و عرف هست به شما بگه چی درست هست و چی غلط صد درصد ما در مسیر غلطی قرار می گیریم.
جامعه به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی معلم و الگوی خوبی برای ما نیست.
چرا نیست؟؟!!!
به خاطر اینکه تعداد بسیار بسیار زیادی از افراد جامعه ما نمیتونن ذهن خودشون رو کنترل کنند. نمیتونن ذهن خودشون رو کنترل کنند. اونها برگ هایی هستند در باد که به هر سمتی که باد بره اونها رو با خودش میبره.
بنا براین ما باید یه کاری رو انجام بدهیم برخلاف اونچیزی که در جامعه داره انجام میشه،این نیاز داره به ممارست بیشتر این نیاز داره به ایمان بیشتر. اما ارزشش روداره اگه می خوای زندگی خودت رو جوری خلق کنی که سرشار از سعادت و آرامش باشه.
یعنی زندگی حال حاضر من زندگی سرشار از زیبایی سلامتی ثروت نعمت ارتباطات عالی آرامش و خوشبختی و بدون هیچ گونه نگرانی.
به خدا قسم با ایمان میتونم بگم تقریبا هیچ گونه نگرانی در مورد آینده ندارم.(یه ذره ولوم صدارو ببرید بالاتر زمان خوندن) این چیزیه که تقریبا میتونم بگم یک دهم درصد مردم جامعه هم ندارنش.
نگران نبودن در مورد آینده،لذت بردن از زندگی در این لحظه ،غصه نخوردن به خاطر گذشته.
لا خوف علیهم و لا هم یحزنون.
اون عبارت جادویی که خداوند در مورد مومنان در روز قیامت که ایمان آورده اند و نیکوکار و صالح هستند استفاده می کنه.آنها لاخوف علیهم و لا هم یحزنون.
آنها نه غمی دارند در مورد گذشته(چون غم از گذشته میاد ما در مورد آینده غمگین نیستیم ،در مورد آینده میترسیم،در مورد گذشته نمیترسیم.در مورد گذشته غصه می خوریم.) نه ترسی دارند از آینده و نه اندوهگین می شوند.
با اطمینان بهتون میگم اگر بتونید ذهنتون رو کنترل کنید میتونید زندگی خودتون رو کنترل کنید.
همیشه میگم تمام افراد موفق ثروتمند و خوشبخت در دنیا فارغ از اینکه چه ویژگی اخلاقی دارند فارغ از اینکه چه جنسیتی دارند فارغ از اینکه کجا زندگی می کنند چند سال سن دارند.
فارغ از اینکه چه شغلی دارند،فارغ از اینکه یه ورزشکار خیلی موفق هستند یا یه بیزینس من خیلی موفق هستند،یا یه دانشمند خیلی موفق هستند فارغ از هر چیزی ویژگی مشترک همه اونها اینه که توانایی کنترل ذهنشون رو بیشتر از مردم عادی و کلیت جامعه دارند.
این ویژگی مشترک در مورد همه افراد موفقی هست که شما می شناسید.
ادامه دارد…
چه تو بحث ثروت،چه تو بحث ورزش،چه تو بحث سلامتی،چه تو بحث روابط،چه تو بحث معنویت هر کسی تو هر زمینه ای تونسته به یه موفقیتی برسه توانایی کنترل ذهنشو در اون حوزه داشته.
ممکن هست کسی در حوزه ثروت موفق شده اما در حوزه روابط خیلی خیلی خوب نبوده،این به این معنا هست که اون فرد توانایی کنترل ذهنش رو در حوزه ثروت داشته تونسته ذهنش رو اونجوری که دوست داره جهت دهی کنه ،اما در مورد روابط مثلا نداشته یا در مورد سلامتی مثلا اونجوری که میتونه در مورد ثروت ذهنش رو به سمت دلخواهش جهت دهی کنه در مورد سلامتی نتونسته این کار رو انجام بده.
اما اگر شما بدونید کل داستان همینه،کل داستان کنترل ذهن هست کل داستان نگاه کردن به اوضاع و شرایط به شکلی هست که یه ذره احساسمون بهتر بشه،چون در شروع کار نمیتونیم مثلا وقتی فرزندمون خیلی بیمار هست به این فکر کنیم که این خیلی هم براش خوبه.
شاید بتونیم فکر کنیم که این بیماری کمتر اذیتش کنه یا زودتر خوب بشه ،شاید در شروع کار بتونیم این شکلی کار کنیم اما در شروع کار نمیتونیم اینجوری فکر کنیم که بیماری در شروع کار خیلی هم براش خوبه.
میتونیم فکر کنیم که انشالله زودتر حالش خوب میشه به همین شکل وقتی که تمرین می کنیم هی قوی تر میشیم،هی راحتتر میتونیم فکرمون رو کنترل کنیم ،هی راحت تر میتونیم ذهنمون رو جهت دهی کنیم به شکلی که به ما احساس خوبی بده.
در واقع احساس ما به ما می گوید که ما چقدر داریم این کار رو خوب انجام میدهیم. اگر احساس خیلی خوبی پیدا میکنیم وقتی که به موضوعات از زاویه های دیگر نگاه می کنیم یعنی اینکار رو داریم خیلی خوب انجام میدهیم.
چه اتفاقی می افتد وقتی اینکار رو خوب انجام میدهیم؟ شما در یک مدار جدیدی قرار می گیرید که اتفاقات بهتر شرایط بهتر،نعمتها و ثروت ها و خوشبختیهای بیشتری در زندگیتون وجود داره .
یعنی قانونی که من درک کردم از جهان هستی و بهش عمل کردم و به این نتایج عالی رسیدم و دوستان خیلی زیادی دارن بهش عمل می کنند و به اندازه ای که میتونن درکش کنن و بهش عمل کنن به همون اندازه نتیجه گرفته اند اینه که ما با توجهمون به موضوعات مختلف داریم اتفاقات رو برای خودمون خلق می کنیم و اگر بتونیم توجهمون رو کنترل کنیم به شیوه ای و به شکلی که به ما احساس بهتری بدهد.
مثلا تو خیابون داریم میریم لاستیک پنچل میشه،اگه به این فکر کنیم که تو این گرما باید پنچرگیری کنم لاستیک زاپاسم ایراد داره ،الان هزینه تعمیر لاستیک رو ندارم اگه به این شکل فکر کنیم به ما احساس بدی می دهد.
این به این معناست که ما نتونستیم ذهنمون رو کنترل کنیم این طبیعی و خاصیت ذهن هست که تو هر اتفاقی بدترین حالت ها رو میبینه،ما نتونستیم ذهنمون رو کنترل کنیم. و افسارش رو ول کردیم هرجا دوست داشته رفته.
میتونیم هم این شکلی فکر کنیم که یه اتفاقی جلوتر می خواسته بیافته خدا به من لطف داشته و من رو اینجا متوقف کرده که جلوتر بلایی سرم نیاد خیلی هم راحت هیچ عجله ای در کار نیست هیچی رو از دست نمی دهم حتما اینجوری بهتر بوده ،اتفاقا یه تجربه خوبی هم میشه برام.
میشینم با آهنگ و آواز لاستیک رو در میارم از عقب ماشین و کارم رو انجام میدهم کلی هم لذت بخش و حال می کنم تازه از این طبیعت و فضا و هوایی که این بیرون هست لذت میبرم حال و هوام عوض میشه خوابم میپره و با انرژی خیلی بیشتر شاد و خندان به مسیر ادامه میدهم.
اگر کسی بتونه اینجوری فکر کنه به احساس بهتری میرسه و اگر کسی بتونه در زمان های بیشتری از زندگیش به این شکل فکر کنه میتونه زندگیش رو خلق کنه و اونطور که می خواد اتفاقات و شرایط رو رقم بزنه.
اینکه تاکید میکنم در زمان های بیشتری به این خاطر هست که نمی خوام کمال گرا فکر کنیم نسبت به این قضیه و بگیم من در تمام موارد باید درست عمل کنم .مثل وقتی که یه بچه اول ابتدایی نمیتونه مقاله دوره دکتری رو بخونه وبنویسه و اگر ما انتظار داشته باشیم ازش که باید بتونه و اینکار رو انجام بده واقعا انتظار بیجایی هست به همون نسبت هم نباید از خودمون انتظار داشته باشیم که در تمام موارد بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم در شروع کار از چیزهای کوچولو شروع می کنیم اما هرچقدر تمرین میکنیم،هرچقدر نتیجه در زندگیمون بوجود میاد،هرچقدر ارامش بیشتر نتایج و خوشبختی بیشتر رو تجربه میکنیم و متعهد هستیم به انجام این روند به انجام کنترل ذهن اونوقت خوشبختی و نعمت ها بیشتر میشه به صورت تصاعدی و بینهایت وارد زندگیمون میشه.
این اون چیزی هست که ازتون میخوام درکش کنید و ازش استفاده کنید. به قول مولوی :
این جهان کوه است و فعل ما ندا /سوی ما آید نداها را صدا
ما در جهانی زندگی می کنی که فرکانس هایی که ارسال می کنیم رو تبدیل میکنه و کانورت می کنه به شرایط و اتفاقات این کار جهان هست. این کار سیستم هست.
وقتی که در مورد خداوند به شکل سیستمی صحبت می کنم و میگم هیچ احساسی تحت تاثیر نمیده این سیستم رو،نه خدا دلسوزی داره نه خدا تحت تاثیر قرار میگیره ، خدا طبق قانونش وقتی که حضرت نوح در خواست میکنه از اینکه پسرش رو فرزندش رو نجات بدهد این خدایی که من میشناسم نمیاد بگه خوب حالا بزار ببینم یه کاریش می کنیم،بزار ببینیم چی میشه ،اگه قول بده بچه خوبی باشه،حالا نوح تو گفتی ما روی تورو که زمین نمیندازیم.
تو هم به خاطر ما اینقدر ایمان داشتی از این داستان ها ملت رو رفتی جمع کردی،به حرف ما گوش کردی ما هم یه جورایی باید به حرفت گوش کنیم دیگه،نه اون خدایی که من میشناسم و در قرآم پیداش کردم یک سیستم بدون کوچکترین احساس انسانی،که بخواد تحت تاثیر قرار بگیره در جواب نوح که پیامبر هست،که فرزندش رو میخواد نجات بده،خداوند این جواب رو میده :
ای نوح جاهل نباش اون اصلا بچه تو نیست
یعنی اصلا بحث پدر و فرزندی تو این قوانین وجود نداره بحث بحث هم مدار بودن و هم فرکانس بودنه بحث، بحث خون و ژنتیک نیست
بحث، بحث اینه که اونی که هم مدار تو هست نجات پیدا میکنه،اونی که هم مدار تو نیست از تو نیست.
اونی که هم مدار تو هست اون فرزند تو اون خواهر تو اون مادر تو اون پدر تو اون برادر تو.
بچه معنا نداره.
اون خدایی که من میشناسم فرکانس رو میگیره تبدیلش میکنه به شرایط و وارد زندگیت می کنه.
چه خوشت بیاد چه،چه بدت بیاد، چه به نفعت باشه،چه باعث خوشبختیت بشه چه باعث هلاکتت بشه.
این که من در مورد سیستماتیک بودن خداوند،و این که خداوند یه انرژی که جهان از اون شکل گرفته و این سیستم از یک سری قوانین ثابت و بدون تغییر پیروی میکنه و عمل میکنه.صحبت می کنم می خوام بگم:
اون نگاه انسانی که دارید به خداوند همه ما یه نگاهی به یه شکلی به خداوند داریم می خوام اون نگاه رو تغییر بدهم.
این انرژی در راستای قوانین به قول خداوند که به پیامبر می فرماید تو هرگز تبدیلی در قوانین الهی نخواهی یافت
هیچ تغییری نمی کنند،این اصول از ابتدا بوده اند الان هستند و تا ابد هم خواهند بود.
شما توی قرآن بارها و بارها و بارها دوباره میرسیم به حضرت ابراهیم ،در واقع این نگاه احساسی مارو پیامبران هم داشته اند اما جواب یه چیز هست.
حضرت ابراهیم از خدا می خواهد که خدایا همه پیامبران بعد از من رو از ذریه من از فرزندان من انتخاب کن.پاسخ خدا ایم نیست که باشه چشم پاسخ خدا اینه که عهد من به نا اهلان نمیرسد.
چه می خواهی پیامبر باشی یا هرکس دیگه ای قانون ثابت.
ادامه نکته شماره 95 ??????
ادامه نکته شماره 95 ??????
در واقع افکار ما فرکانس های ما جهت فکری ما جهت توجه ما به جهان ارسال می شود جهان اون رو دریافت می کنه ،در قالب شرایط اتفاقات ایده ها موضوعات افراد.
اون انرژی به ورودی که تو بهش میدهی پاسخ می دهد.
در واقع ما به عنوان خلیفه خداوند بر روی زمین به قول خداوند ما نام ها را به انسان آموختیم ،ما به عنوان ژنریتور،ما به عنوان خلق کننده افکار ما به عنوان ایجاد کننده بسیار بسیار متنوع از فرکانس فرکانس هایی رو به شکل توجه کردن خلق می کنیم.
به شکل توجه کردن به موضوعات مختلف از زوایای مختلف ما این فرکانس ها رو خلق می کنیم
و این خداوند این انرژی که همه چی از اون شکل گرفته با فرکانس های ما جهان اطراف ما رو ،جهان اطراف تک تک مارو خلق میکنه.
یعنی هرکدوم از ما در یک جهان متفاوت داریم زندگی میکنیم،جهانی متفاوت از خواهر و برادر و دوست و همسایه .و این جهان اطراف ما با ورودی های ما داره تنظیم میشه.
ورودی های ما کانون توجه ما هست.چجوری این کانون توجه رو آگاهانه در دست بگیریم؟ باید اون ورودی هایی که به این کانون توجه می دهد رو کنترل کنیم. اون چیزهایی که میبینیم،اون چیز هایی که میگیم،اون چیزهایی که می خونیم،اون چیزهایی که مینویسیم،اون چیزهایی که می شنویم.
این هارو باید کنترل کنیم تا اون ورودی که به جهان هستی می دهیم کنترل شده باشد.افکاری که به جهان هستی میدهی باید حواست باشه که خروجی ذهنت چیزی متفاوت از ورودی نخواهد بود.نمیتونی ورودی بد دریافت کنی و خروجی خوب ارسال کنی این یک قانون محکم ثابت و بدون تغییر هست پس دوست عزیز مراقب ورودی های ذهنت باش حواست به ورودی های ذهنت باشه.
اگه دیگران دارن صحبت هایی در مورد اوضاع نامناسب می گویند و شما گوش می کنی فکر نکن که من فرق می کنم من یه آدم متفاوتی هستم مدارم فرق میکنه با شما و فلان نه اولا که شما هم تو همون مدار هستی که داری اون حرف هارو می شنوی وگرنه این حرف هارو نمیشنیدی.
اگه یه حرف هارو میشنوی فکر نکن که شانسی داری اون حرف هارو میشنوی مطمئن باش یه ارتباط فرکانسی داری که داری اون حرف هارو می شنوی.
وقتی که خیلی فاصله فرکانسی پیدا کنی از اون حرف ها دیگه اون حرف هارو نمیشنوی ،نه جایی هستید که اون بد بختی هارو ببینید نه دوستی دارید که در مورد اون بد بختی ها صحبت کنه.
اصلا نیستید،تو اون محیط نیستید نه از لحاظ ذهنی نه از لحاظ فیزیکی اگه یه سری حرف هارو دارید می شنوید ،یه سری چیز ها رو دارن بهت میگن،یه سری افکار نامناسب رو داری دریافت می کنی،به این دلیل هست که تو هنوز تو اون فضا هستی.
اگه فضای فرکانسیت تغییر کنه جهان تورو به جایی خواهد برد که متفاوت هست.
منی که اینقدر روی خودم کار کردم جهان از لحاظ مکانی و فیزیکی هم من رو جا به جا کرد.در واقع تو آمریکا نیم درصد هم ندیدم که مردم در مورد بدبختی و دولت و مملکت و چرا این جوری چرا اونجوری حرف بزنن.من نشنیدم ،در صورتی که قبلا خیلی میشنیدم من هنوز جزئی از اون تفکر بودم وقتی که روی خودم کار کردم و ادامه دادم و ارام آرام فضای فرکانسی من عوض شد و به تدریج کمتر دیدم کمتر دیدم و کمتر و کمتر و کمتر شد. نمیگم اصلا نیست چون من هنوز اون تغییر کلی رو نکردم ولی میتونم بگم یک درصد تا 5 درصد هست.
پس اگه یه سری حرف هارو داریم میشنویم توی اون سطح هستیم که داریم میشنویمش فکر نکنیم من که فلان من که بهمان.
و این تفکر خیلی بیجاست که ما یک ورودی نا مناسب رو بدهیم ،توی قابلمه غذامون آشغال بریزیم انتظار داشته باشیم وقتی که شعله گاز رو روشن میکنیم یه غذای خوشمزه و سالم و درست باشه.اگه توی قابلمه اشغال و کثافت و بیماری میریزی امکان نداره بعد یه ساعت تغییر و تحول این غذا غذای درستی باشه.امکان نداره.
اگر ما داریم توی مغزمون با ورودی نامناسب ذهنمون رو بیمار میکنیم امکان نداره بتونیم افکار مناسب به جهان هستی ارائه کنیم. نشونه اش چیه؟ نشونه اش اینه که احساسمون بد میشه وقتی اون افکار رو می شنویم احساس ترس ،احساس نگرانی،احساس غم ،عصبانیت ،نفرت ،کینه،دودلی،تردید همه اینها داره نشون میده که ورودی شما دارن شما رو از مسیر دورمی کنن.
ما باید بتونیم ورودی هامون رو اگاهانه کنترل کنیم،مثل یه ماشینی هست که برای اینکه راه بیافته اول باید هلش بدی، باید ورودی های ذهنت رو کنترل کنی،افراد نا مناسب رو از زندگیت حذف کنی،یه سری هارو که باید خودت حذف کنی و یه سری ها هم خود به خود حذف می شوند.
کتاب های نامناسب رو نخونی فیلم های نا مناسب رو نبینی،حرف های نا مناسب رو نزنی و نشنوی ،یعنی اولش اگاهانه باید سعی کنی با یه هدفون توی گوشت ورودی های ذهنت رو کنترل کنی. صداهای بیرون رو خفه کنی.با نرفتن بیرون با ادم های نا مناسب یه عالمه از ورودی هارو از بین ببری دلیلی نداره که ما بخوایم حتما با آدم های نا مناسب ارتباط داشته باشیم.
اگه یه فردی نا مناسب هست فارغ از اینکه هرکسی که هست دوستت ،خواهرت،برادرت اگه یه عالمه افکار منفی داره میده باورهای منفی داره دلیلی نداره که ما با اون ها ارتباط داشته باشیم.در شروع کار ما باید آگاهانه جلو خودمون رو بگیریم در ادامه کار من به شما قول میدهم جهان اون هارو از شما جدا میکنه مگر اینکه اونها تغییر کنن و در مسیر شما قرار بگیرن.همونجوری که جدا کرد پسر نوح رو از نوح،هونطور که جدا کرد همسر لوط رو از لوط.
به قول قرآن که خداوند می فرماید:ما جدا کردیم کافران رو از صالحان در اون لحظات تاریخی عذاب همیشه جدا کردیم.در قانون الهی هرگز و هرگز خشک و تر با هم نمی سوزند.
برخلاف اون چیزی که همیشه شنیدی وقتی مملکت فلان بشه دلار بره بالا خشک و تر با هم میسوزند.اصلا امکان نداره که خشک و تر با هم بسوزند.اگر مملکت هر اتفاقی که براش بیافته اونهایی که در مسیر درست هستندبا اون اتفاق به نفعشون میشه،و اونهایی که در مسیر نادرست هستند با اون اتفاق به ضررشون میشه.
یه اتفاق یکسان دو نتیجه کاملا متفاوت میاره اون سیل و باران سیل اسایی که از آسمان بارید یه عالمه آدم باعث نابودیشون شد،برای نوح و کشتیش و اون حیوونات و افراد باعث بی نهایت نعمت و ثروت شد. هیچ وقت هیچ وقت اتفاقات به ظاهر بد نتایج یکسان برای همه ندارند در طول تاریخ در سال 2008 میلادی،که یکی از بزرگترین اکونومی کرش های تاریخ آمریکارخ داد در واقع سقوط اقتصادی در امریکا رخ داد که هزاران نفر خودکشی کردند،
اما همون اتفاق به ظاهر بد سقوط اقتصادی باعث شد که یه سری کمپانی ها بسیار بسیار قدرتمند بشن،از دل همون اتفاقات شرکت های بسیار موفقی بوجود امدند و شرکت های بسیار موفق و افراد توانمند نه تنها ضربه نخوردند بلکه بسیار رشد کردند.یک اتفاق دو نتیجه کاملا متضاد بوجود آورد برای دو نوع مدار متفاوت ،
به همین دلیل اصلا مهم نیست که شرایط چجوری داره پیش میره تو داری زندگی خودت رو خلق می کنی.اما اگر گوش می کنی به جامعه و همون ورودی هایی که جامعه به خورد خودشون می دهند تو هم داری به خورد خودت میدهی نتایج تو با نتایج جامعه متفاوت نخواهد بود .
جامعه منظورم اغلب افراد هست.اما اگر داری به شکل متفاوت فکر می کنی ،به شکل متفاوت از اکثریت جامعه میتونی ذهنت رو کنترل کنی نتایج تو به همون مقداری متفاوت خواهد بود فارغ از اینکه هر اتفاقی می خواد برای مردم جامعه بیافته.
شما هرگز توانایی کنترل زندگی حتی فرزند خودتون رو ندارید چه برسه به توانایی کنترل زندگی جامعه و بقیه افراد .هرکسی خودش خالق زندگی خودش هست در هر لحظه،اما افرادی که دریک مدار هستند از بیرون که نگاه می کنی فکر می کنی اینا همه با هم این بلا سرشون اومده اما این بلا برای تک تک اونا افتاد فقط به این دلیل که تک تک اونها در یک مدار بوده اند،این بلا انگار برای همه اونها رخ داده.
وقتی که بهتر بتونید جهان رو نگاه کنید وقتی بهتر بتونید بفهمید که چطور افکار شما و باورهای شما و کانون توجه شما داره اتفاقات رو رقم میزنه خیلی بهتر میتونید زندگی خودتون رو اونجوری که دوست دارید رقم بزنید.
تاکید میکنم مثل بچه ای که کلاس اول ابتدایی و نوشتن براش کار سختی در شروع کار این کار کار ساده ای نیست.اصلا هم اشکال نداره اگر یک درصد از قبل بهتر عمل کنی خوشحال باش ،فردا میکنیمش دو درصد ،پس فردا میشه سه درصد. اما بدون اگر یک درصد بهتر از قبل عمل کردی زندگیت یک درصد بهتر نمیشه ،بیست درصد بهتر میشه،اگر دو درصد بهتر عمل می کنی زندگیت چهل درصد بهتر میشه.پنجاه درصد بهتر میشه.
خیلی خیلی زود میتونیم تغییر کنیم. من در مورد مسائل مالی سال 91 به صورت اصولی روی باورهای ثروت آفرینم کار کردم.شش سال گذشته از اون زمانی که شروع کردم به کار کردن روی باورهام یکی دو سال بعدش من دیگه بدهی هام رو کامل داده بودم و به صفر رسیده بودم بعد از اون در حوزه موفقیت مالی من به موفقیت زیادی رسیدم. در واقع هرچقدر بیشتر تونستم متفاوت فکر کنم همون باورهایی که در روانشناسی ثروت یک و دو گفتم اون باورها کاملا متفاوت از باورهای اکثریت جامعه است. به اندازه ای که تونستم به اون شکل فکر کنم،اگه من یک درصد تونستم متفاوت فکر کنم ده درصد بیست درصد بهتر شد اوضاع.
به همین دلیل وقتی میگم که من بعد دو سال 150 برابر شد یعنی 15000%
درامد رو میشه عدد ها رو بزاری کنار هم کم و زیاد کنی مثال بزنی.
اما سلامتی رو نمیشه،روابط رو نمیشه،عشق شما به خدا رو نمیشه اینجوری بزاری رو کاغذ ضرب و منها کنی درصدش رو در بیاری اما عدد رو میشه حساب کرد.
وقتی روی خودت کا رمیکنی و متفاوت فکر می کنی نتایج خیلی بزرگه. خیلی بزرگه اما باید ادامه پیدا کنه در مورد من دو سال طول کشید.اگر بیشتر باور داشتم شاید کمتر.
یه دوره تکاملی رو باید طی می کردم این نحوه تفکر و نحوه کنترل ذهن باید تبدیل بشه به یک مهارت مثل خوشخط نوشتن که اولش خیلی باید دقت کنیم آروم بنویسیم .اما وقتی کلاس خوشنویسی میری و زیاد تمرین می کنی به جایی میرسی که میتونی با سرعت خوش خط بنویسی و دیگه نا خود آگاه و خود به خود خوشخط می نویسی.
وقتی روی خودتون کار می کنید و افکار و ذهن و کانون توجهتون رو کنترل می کنید خود به خود در یه سری مسائل درست فکر می کنید.برای همین هم یه سری نتایج پایدار ادامه پیدا میکنه.حالا اگه میخوام نتایج بهتر بشه باید روی موضوعات دیگه ای که توش یه ذره ضعف دارم روی اون موضوعات کار کنم.
ادامه دارد….
یادمه که یه مصاحبه ای خوندم از لیونل مسی ،گفتند تو بهترین بازیکن جهان هستی و بهترین بودی تا الان و فلان بهمانی،چه چیزی هست که فکر میکنی توش میتونی بهتر بشی؟!!!
گفت درسته که من خیلی خوب هستم اما هنوز هم در یه سری مسائل نیاز دارم خیلی روی خودم کار کنم و خیلی ضعف دارم.خبرنگار تعجب کرد که تو چی ضعف داری واقعا؟!! گفت من تو پنالتی زدن مسئله دارم هنوز و باید خیلی تمرین کنم.
کی این حرف رو زد بهترین بازیکن دوران!!!
درسته که توی جاهایی خیلی خوب کار کردم و از همه بهتر دریبل می کنم و خیلی کارهارو انجام بدهم اما تو اینقسمت هنوز ضعف دارم.
این که توی فوتبال هست اما در زمینه کنترل ذهن هم هیچ زمانی نیست که ما بگیم تموم شد کار.همیشه اگه می خوایم بالاتر بریم و زندگیمون بهتر و زیباتر بشه باید توانایی کنترل ذهنمونو در مورد مسائل مختلف بهبود ببخشیم اما نتیجه چیه؟
نتیجه بینهایت هست.
نتیجه فوق العاده است.
همیشه میگم اکثریت جامعه به خاطر اینکه زنده بمونند،به خاطر اینکه زنده بمونند صبح تا شب دارن میرن سرکار فقط برای زنده موندن،فقط برای اینکه از گشنگی نمیرند و صاحبخونه از خونه پرتشون نکنه بیرون صبح تا شب میرن سر کار با فلاکت و بد بختی تو سرما و گرما تو مترو و اتوبوس و پای پیاده و با دوچرخه میرن سرکار این ور و اونور و هزارتا حرف و حدیث و توهین رو هم میشنوند فقط برای زنده موندن.
چرا من نوعی نیام روی افکارم کار کنم به خاطر اینکه به بینهایت سعادت و ثروت و خوشبختی برسم؟ سعادت دنیا و آخرت.
برای زنده موندن دارن ملت روزی 16 ساعت میدوند حالا من نیام روزی چند ساعت روی افکارم کار کنم؟روی مهارت کنترل توجه فکرم کار کنم؟نکنم این کاررو؟ وقتی که نتیجه اش اینقدر بینهایت هست؟!! نیام ورودی هام رو کنترل کنم؟ نیام یه سری ادم نامناسب رو تو زندگیم حذف کنم؟
نیام در مورد نعمت هام بنویسم؟!!وقتی دارم در مورد نعمتهام می نویسم و صحبت میکنم و سپاسگذاری می کنم به خاطر این متکای نرم،این خونه قشنگ به خاطر این دوچرخه نرم و روون،به خاطر این سلامتی ،به خاطر این چشمی که دارم میبینم. این کفشی که دارم میپوشم .
به خاطر این آب گرمی که میرم حموم شیر آب رو باز می کنم اب گرمه خدایا شکرت چه حالی میده آب گرم.وای اگه این آّب سر و یخ بود چه زجری داشت حموم رفتن،توی هوای سرد میرم حموم با آب گرم چقدر حال میده،خدایا شکرت.
وقتی میام به خاطر داشته های زندگیم وقت میزارم در طول روز ،توجهم رو به جای اینکه بزارم روی بد بختی ها و مشکلات و دلار و مردم و داستانها و فلان میام میزارم روی اون چیزی که دارم میام میزارم روی اون یه لقمه نونی که دارم می خورم با عشق.و لذت میبرم.
به سلامتی فرزندم و خوانواده ام و خودم نگاه میکنم. میام به همون دوچرخه ای که دارم که روون هست و هست که میتونه من رو با سرعت بیشتری به محل کارم برسونه و سپاسگذاری میکنم و به احساس خوب میرسم.چرا اینکار رو انجام ندهم؟؟!!
وقتی میدونم کل داستان اینه اگر بتونم ذهن خودم رو کنترل کنم که نشونه اش اینه که به احساس بهتری میرسم. یعنی وقتی دارم ذهن خودم رو کنترل می کنم باید احساس خوبی داشته باشم.
اگر احساس خوبی ندارم یعنی نتونستم ذهن خودم رو کنترل کنم مهم نیست که چی میگی یا چی مینویسی یا داری عبادت می کنی یا نماز می خونی، یا سپاسگذاری میکنی.
اگر احساس خوبی در خودت ایجاد نکردی پس نتونستی ذهن خودت رو کنترل کنی. داری سعیت رو می کنی اما نتونستی اینکار رو انجام بدهی. وقتی من میام ذهنم رو کنترل میکنم جهان پاسخی متفاوت از قبل رو به من میده.
آدم های متفاوت رو وارد زندگیم میکنه نعمت های بیشتری رو وارد زندگیم میکنه.ایده های پولساز بهتری رو وارد ذهنم میکنه.موقعیت های بهتر کارهای بهتر.
جهان برای من بقیه کارها رو انجام میدهد.وقتی من میام ذهنم رو کنترل می کنم این اون کاری هست که بقیه نمیتونن انجامش بدهند. وقتی من به خاطر اشتباهی که در گذشته در زندگیم انجام داده ام عذاب وجدان دارم.
احساس عذاب وجدان و ناراحتی به این معناست که من نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم. نتونستم تو این قسمت ذهنم رو کنترل کنم. باید به گذشته خودم جوری نگاه کنم که احساس عذاب وجدان نداشته باشم. و آروم آروم جوری نگاه کنم که احساس خوبی هم داشته باشم تازه.
کنترل ذهن یک مهارت هست که با تکرار بوجود می آید.
کل قانون جهان اینه که افکار شما کانون توجه شما جهت فکری شما داره فرکانس هایی رو به جهان هستی ارسال می کنه. جهان هستی واکنش نشون میده به فرکانس های شما در هر لحظه مهم نیست که دیروز چه اتفاقی افتاده شما امروز میتونی با تغییر کانون توجهت از همین امروز شرایط رو برای خودت تغییر بدهی.
مهم نیت که چقدر بدهکاری ،چقدر روابطت داغونه چقدر بیماری چقدر مشکل داری تو زندگیت اگر بتونی از همین امروز یه جور دیگه به قضایا نگاه کنی و اینکار رو تمرین کنی و این هدفون رو بزاری توی گوشت و این دفتر رو برداری و بنویسی و تلاش کنی ذهنت رو به شکلی که می خواهی برنامه ریزی کنی و اگر این کار رو ادامه بدی و ادامه بدی از همین امروز شرایط تغییر میکنه.
از همین امروز نشانه هاش رو میبینی و از همین امروز کنترل زندگیت دستت میاد.
فارغ از اینکه دیروز چه گندی به این زندگی زدی چه اشتباهی کردی،چه سوتی دادی،چه چیزی رو از دست دادی،چه معامله غلطی رو انجام دادی.
ووو…چه گناه کبیره یا صغیره ای.
اگر از همین امروز ورودی ذهنت رو وخروجی ذهنت رو کنترل کنی و از همین امروز سعی کنی با اینکه میدونم کار راحتی نیست در شروع کار مثل نوشتن مشق در روز اول مدرسه.
اگر بتونی اینکار رو انجام بدهی و بخودت سخت نگیری و آرام آرام به ازای هر لحظه ای که احساس خوب داری ،خوشحال باشی و بگی اخجون دارم کارم رو خوب انجام میدهم. و این احساس خوب الانم در این لحظه داره اتفاقات خوبی رو برای من رقم میزنه.
و با یاد اوری این نکته در این لحظه به خودت به احساس بهتر بیشترو پایدارتر برسی اونوقت که داری زندگی خودت رو رقم میزنی و بعد از چند سال می فهمی که من داشتم چی می گفتم.
درکش می کنی با تمام وجودت درکش میکنی که چطور تمام اتفاقات زندگی خودت رو خودت خلق کردی چطور بوجود اوردی و چطور الان زندگی تو هیچ ربطی به چند سال پیشت به یه ماه پیشت به یه روز پیشت نداره. می فهمی من دارم چی میگم. و من دوست دارم فریاد بزن این قانون رو
و دوست دارم فریاد بزنم عدل خداوند رو که به ما این اجازه رو داده در نهایت عدالت که هرکدوم از ما فارغ از اینکه کجا بدنیا اومدیم، فارغ از اینکه تو کدوم خانواده بودیم فارغ از جنسیتمون،فارغ از وضعیت مالی پدر و مادرمون فارغ از کشورمون،فارغ از اوضاع سیاسی یا هرچیز دیگه ای ،فارغ از دین و مسلک و مذهبمون خودمون داریم زندگی خودمون رو در این دنیای مادی و البته در دنیای پس از مرگ رقم میزنیم.
و البته در دنیای پس از مرگ رقم میزنیم.
هزارتا تمرین میتونی انجام بدی برای خودت بسازی که نتیجه اش این باشه که جوری کانون توجهت به مسائل مختلف در گذشته و آینده و حال گرفته در مورد فرزند و ازدواج و سلامتی ومعنویت گرفته در مورد شغل و غذا خوردن و در مورد همه چی و همه چی میتونی کانون توجه خودت رو با تجسم کردن با نوشتن با صحبت کردن با یادآوری گذشته با شنیدن حرف های مناسب و نشنیدن حرف های نامناسب و اوردن مثال با یادآوری قانون که این یادآوری قانون به شما قدرت می دهد که احساس خوبی داشته باشی از اینکه میتونی زندگی خودت رو اونجوری که هست رقم بزنی فارغ از اینکه دیروز یا یک ماه قبل یا یکسال قبل چه اشتباهاتی در زندگی خودت داشتی ،یا چه اتفاقاتی برات رخ داده !! به این شکل اگر بتونی ذهنت رو کنترل کنی اونوقت میتونی دنیای خودت رو کنترل کنی هزاران نوع تمرین میتونید برای خودتون طراحی کنید.برای خودت میتونی تمرین کنی. هرکسی به هرشکلی بتونه اینکار رو انجام بده داره تمرین انجام میده.
هرکسی که بتونه با تغییر کانون توجهش به موضوعات مختلف در حوزه های مختلف باورهای خوبی برای خودش ایجاد کنه داره تمرینش رو درست انجام میدهد.براش وقت بزارید ارزشش رو داره اطرافیانتون تغییر می کنند نگران نباشید.نگید با این آدم من چطور تغییر کنم و اینطوری فکر کنم؟ با این زن با این بچه با این شوهر با این رئیس با این کارمند با این خانواده با این شهر با این مردم با این شهر با این کشور اینهارو نگید.
وقتی ورودی هارو کنترل میکنی،وقتی کانون توجهت رو کنترل می کنی نتایج زود تغییر میکنه،خیلی زود زندگی من گواه این حقیقته.
که یه عالمه آدم که به درد نمیخوردند به صورت اتوماتیک از زندگی من حذف شدند نه ازشون خبر دارم ،کسایی که قبلا تو زندگی من بودند همیشه در موردشون میشنیدم،همیشه برخورد داشتم باهاشون نه میدونم الان کجا هستند،نه میفهممشون نه خبر دارم ازشون نه چیزی ازشون میشنوم. خودش جهان اینکار رو برای من انجام داد و من احاطه شدم با آدم های بسیار بهتر.
و کاملا متفاوت با اون چیزی که قبلا تجربه کردم در محیط کاملا متفاوت با شرایط کاملا متفاوت با چیزی که قبلا داشتم و این گواه این قانون هست و این قانون اگر بتونید کارتون رو درست انجام بدهید کار شما رو بی نقص انجام میده.
تو هست یکه باید کارت رو درست انجام بدهی وگرنه اون بدون شک کارش رو عالی انجام میده.
کارش چی هست؟ کارش اینه که اطراف تورو و دنیای تورو هماهنگ کنه با فرکانس هایی که داری ارسال میکنی.
کارش اینه که تورو در مداری قرار بده که هماهنگ باشه با فرکانس های ارسالیت.
اون کارش روبدون شک عالی انجام خواهد داد اون کارش رو بدون نقص انجام خواهد داد این تویی که باید کارت رو خوب انجام بدهی. در مورد کار اون شک نکن.با تمام وجود کار کن روی خودت و لذت ببر از زندگیت.
به فکر آینده نباش که چی میشه چی نمیشه؟؟از این لحظه اتون لذت ببرید.لذت ببرید.
پایه همه اتفاقات خوبی لذت هایی که در این لحظه در زندگیتون دارید.
لذت ها چجوری بوجود میاد؟؟ نه با مشروب و سیگار و فلان…
لذت ها با تغییر کانون توجهت بوجود میاد با اینکه جوری به گذشته و حال و آینده نگاه کنی که به احساس بهتری برسی. لذت ببرید از زندگیتون و زندگی لذت های بسیاربسیار بسیار بیشتری رو خواهد داشت .
وقتی که بهش میرسی برات عادی خواهد بود چرا؟ چون میدونی که قانون اینه و تو از قانون تبعیت کردی و منتظرشون بودی و الان در زندگیت هست.و هر روز و هر روز و هرروز بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه.
عاشششششششققققققتووووووونم عاااااااشششششققققتووووونم
من لذت بردم از دوره جهانبینی توحیدی یک من زندگی کردم با این حرف ها من این حرف هارو دارم در وحله اول به خودم میزنم. به خودم میزنم.
به خدا نمیدونید که وقتی این فایل هارو گوش می کنم لذت میبرم. چقدر افکارم بهتر میشه چقدر نگاهم بهتر میشه. من این الهامات رو در وحله اول برای خودم دریافت می کنم.
و شما هم ازش استفاده میکنید من لذت میبرم از انجام اینکار.
و انشالله این مسیر رو با هم ادامه خواهیم داد هزاران شهر و کشور قشنگ هست که ببینیم.
هزاران تجربیات قشنگ هست که با هم به اشتراک بزاریم و هزاران حرف قشنگ هست که بشنویم.
عاشقتونم کوچکترین احساس دلتنگی ندارم چون ما با هم هستیم تا وقتی که داریم کنترل میکنیم کانون توجه فکرمون رو دوستون دارم هرکجا هستید در دنیا و آخرت سرشار از سلامتی و خوشبختی و ثروت و نعمت باشید. خدارو صد هزار مرتبه شکر به خاطر اینکه این توانایی رو به من داد به خاطر این الهاماتی که به من میکنه به خاطر دوستانم به خاطر همه چیزهایی که دارم.
به خاطر همه چیز سپاسگذارشم.
ادامه 100 نکته نهم در پیام بعدی ??????
ادامه 100 نکته نهم پیام قبلی ??????
96- روزی که با سایت آشنا شدم از خودم سئوال کردم تا کی از این آموزشها استفاده کنم ؟ بعد از مدتی فکر کردن متوجه شدم ؛ سئوالم اصلا درست نبوده ؛ چون به این نتیجه رسیدم که استفاده از آموزه های سایت همیشه و همه جا لازم و ضروریه . انسان هیچ وقت از شر شیطان در امان نیست مگر اینکه به طور دائم به یاد خداوند باشه ؛ من این مطلب رو از جلسه ای که درباره نجواهای شیطان صحبت کردین یاد گرفتم ؛ اون جلسه بسیار برای من سودمند بود ؛ چون زمانهایی که حسم بد میشد به شدت احساس گناه میکردم برای اینکه به قانون تمام و کمال عمل نکردم ؛ اما من از اون جلسه یاد گرفتم که کار شیطان همینه که مرتب انسان رو وسوسه کنه ؛ و چه لذتی از این بالاتر که انسان بر این نجواها غلبه کنه ؛ وقتی فهمیدم که شغل شیطان بد کردن حس انسان هست ؛ دیگه اون حس گناه رو ندارم و جالب اینکه خیلی کمتر دچار اون حس میشم به طور کلی آموختم که هر چی کمتر حس گناه داشته باشم ؛ کمتر اشتباه میکنم . و من به خاطر صحبتهای شگفت انگیز شما در اون جلسه در اکثر مواقع به راحتی بر این نجواها غلبه میکنم ………………..
97- تو این چند روز مجددا چند جلسه از دوره رو گوش کردم، یه موضوعی که به هیچ عنوان نمیشه کتمانش کرد بحث پیشرفت و بالا رفتنه مداره که باعث میشه هربار که جلسات رو گوش میکنم چیزهای جدیدی میشنوم، موضوعاتی که شاید دفعات پیش اصلا بهش توجهی نکرده بودم
این دوره ها باید تکرار و تکرار بشه تا تبدیل بشه به باور و تو زندگیمون خودشو نشون بده
یک بار دیگه که دوره جهانبینی توحیدی رو دوره کنم قصد دارم تمام محصولاتی که گرفتم رو از اول شروع کنم، طوری که انگار بار اولمه دارم گوش میدم و همه تمریناتشم انجام بدم
فکر میکنم به درک بیشتری از موضوعات خواهم رسید
98- من با کامنتهای دوستان دوره عشق ومودت وهمچنین با اموزشهای عالی استاد در فایل نهم و دهم دوره افرینش بسیار بسیار روی خودم کارکردم و تا تونستم تمرین انجام دادم ونتیجشم دارم به وضوح در زندگی مشترکم می بینم..وهمچنین در دو فایل عالییییییییی مصاحبه بااستاد عباس منش قسمت 5و توضیحات بیشتر که خیلی روی خودم کارکردم وهمون یک ذره وابستگی هم کلا ازبین رفت و به توحید در روابط واقعا ایمان دارم….یعنی همین امروز من یا همسرم بخوایم ازاین زندگی بریم بیرون اون یکی نمیگه چرا؟!! و هرگز اصرار به موندن کسی که نمیخواد در زندگیم بمونه نخواهم داشت…وپیشنهاد میکنم شماهم واقعا روی این باورها کارکنید..ووقتی اسم جدایی میاد دست ودلتون نلرزه ونخواید که بهرقیمتی یک رابطه حفظ بشه…بخدا همسر مثل یک دوسته که اگر در فرکانس مانباشه از زندگی ماخارج میشه ..بهمین راحتی…همسر به هیچ وجه یک بت یاخدا نیست که بهرقیمتی بخوایم حفظش کنیم در زندگیمون.که اگر به این شکل فکرکنیم دچار شرک خفی میشیم..من اززمانی که این باوررو پیداکردم زندگیم خیلی خیلی لذت بخش شده…
99- میخواستم عاشقانه به استادم بگم ممنونم و سپاسگذارم که زندگی این دنیا رو با آموزشهاتون برامون گلستان کردید بهشت واقعی رو بهمون نشون دادین و کمکمون کردید که بهشت رو هم دی این دنیا تجربه کنیم و هم درآخرت به سعادت برسیم بهمون یاد دادین که برای رسیدن به بهشت آخرت و رفتن به بهشت پس از مرگ اصلا و اصلا نیازی نیست توی این دنیا زجر بکشیم و پوستمون کنده بشه بهمون یاد دادین فقط باید بهشت رو در این دنیا تجربه کنیم و خدای خودمون رو بشناسیم و نعمتهاشو ببینیم و در مسیر هدایتش گام برداریم و از زندگی و مسیر لذت ببریم و اون موقع است که بهشت در آخرت رو هم تجربه میکنیم استاد عزیزم بیییی نهایت سپاسگذارم.
دوستای گلی که براتون سواله که با این وضعیت چکار باید کرد و دلار و…. میخواستم بهتون بگم به خداوندی خدا فقط کافیه تو مسیر درست باشی نعمت از درو دیوار برات میرسه فقط کافیه سپاسگذار نعمتهایی که داری باشی هیییییچ ربطی به دلار و اوضاع و اقتصادو… نداره به خدا نداره زندگی خودم گواهه همین حقیقته دقیقا از زمانی که اوضاع اینطوری شد و دلار بالارفت و این اتفاقا افتاد همین شرایط بهم کمک کرد تا هم بازار خونه جون بگیره و خونم فروش بره و خونه ی بهتری به لطف خدا بخریم هم اوضاع کاری همسرم خیلی خیلی بهتر شده باور کنید میاد میگه مشتری از درو دیوار داره رو سرم میباره و به لطف خدای مهربان کارش رونق بیشتری گرفته به خدا این اتفاقات اتفاقی نیست به جان خودم نتیجه ی کار کردن روی باورهامه نتیجه بودن در مسیر درسته نتیجه ی سپاسگذاریامه که با تمام وجوووودم از خدای خودم دارم نتیجه ی تجربه ی عشق و بودن در آغوش گرم خدای مهربانمه. هر موقع برق خونمون میره اونقدر سپاسگذاری میکنم از خدا که نگو میگم خدایا ممنونم که با دوساعت برق رفتن با تمام وجودم میفهمم و درک میکنم که چه نعمتی رو در اختیارم قرار دادی به دورانی فکر میکنم که برقی وجود نداشت و شمع تنها روشنایی مردم اون زمان بود به دورانی که بادبزن تنها وسیله سرمایشی بود به پادشاهانی فکر میکنم که اونا بودن که برای فرار از گرما خدمتکار داشتن که بادشونو بزنه و مردم عادی برای فرار از گرما ناچار بودن ساعتها با دستاشون باد خودشون و بزنن و ما الان چقددددررررر نعمت داریم که از پادشاهای اون دوران هم داریم شاهانه تر زندگی میکنیم و بعد با خودم میگم خدایااااا شکککررررت که این بینش و این نگرش و توسط آموزه های استادم به من یاد دادی که در اوضاعی که همه ازش شاکی ان و همه غر غر میکنن و با افکارم و با باورهام در همون شرایط چیزی جز نعمت نبینم چیزی جز برکت و مهربانی تو نبینم چیزی جز تو جز خدای خوب و وهابم نبینم. این بهشته منه این دنیای شیرینیه که درکش کردم و دارم زندگیش میکنم این عشقیه که با تمام وجود دارم تجربه اش میکنم. بله دوستای گلم اگه تو مسیر درست گام برداری غیر ممکنه که نتایج درست براساس همون فرکانسهای عالی که ارسال کردی نبینی حتی اگر شرایط همه ی جامعه طوری باشه که بخوان غرق بشن تو جزء یاران نوح میشی تو سوار کشتی نوح میشی و تو به سعادت میرسی
100- استاد گلی، اول که میخواستم روی باور وابستگیم کار کنم، اون قسمتش که میگید همه ی ما مجرد به این دنیا اومدیم و مجرد هم از دنیا میریم و زندگی چند روزه ی این دنیا در برابر ابدیتی که ازش اومدیم هیچه و… (باوری هم هست در مورد مرگ و …)
سلام به دوستان خوبم زهرا و فریبرز عزیز
استاد خوبم این گفته شما را بر روى صفحه موبایلم بزرگ نوشته ام تا جلوى چشمم باشد که: “خداوند نه به اندازه باورها بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که میبخشد.”
وقتی کامنتتون توی کانال دیدم و به این جمله رسیدم یه لحظه تو عمق این مطلب رفتم…
چقدر چقدر چقدر این تسلیم شدن ، این ایمان به انسان قدرت و لذت و هرچیزی که بخواد میده
خیلی خیلی عالی بود
خیلی انگیزه بخش و لذت بخش بود کل کامنتتون
خیلی احساس خوبی در من ایجاد کرد
واقعا ممنونم
همیششششه شاااااد و سلااامت و خندااان و سعادتمنند و ثروتمننننننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشید
سلام به دوست خوبم عادله عزیز
هر سری که نتایج بچه هارو میخونم
هر سری که درکشون از قوانین میبینم
هر سری که عمل به اون آگاهی رو میخونم
هر سری که نتایج فوق العاده ایی که از عمل به قوانین میبینم
اینقددددددددر انگیزه میگیرم ،اینققققققققققدر احساسم خوب میشه که حد نداره
کامنتت توی کانال خوندم و کلی لذذذذذذذذذذت بردم
آفرین آفرین که چقدر عالی باور کردی ، خودت و خدای خودت شناختی و با باور قدرتمند و عمل به اونا زندگی واقعی و طبیعی و زیبارو برای خودت ساختی
ممننونم که تجربه های زیباتون به اشتراک میذارید
افتخار میکنم در این خانواده هستم با دوستانی اینقدررررررر اصیل ، ارزشمند و بسیار در صلح با خود و خدای خودشون
خدایا شکررررررررت
اینا همش نشونه س برای من و همه بچه ها
خیلی خوشحال شدم عادله جان
به فراتر از خواسته هات و رویاهات به لطف خدا برسی
همیششششه شاااااد و خنداااان و سلاااااامت و سعادتمنننند و ثروتمننننننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشی