مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 129


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1710 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2107 روز

    بنام رب و صاحب اختیار قدرتمند من

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان ارزشمند سایت

    خدا ره شکر میکنم که در این سایت الاهی هستم و دوباره خداوند فرصتی به من داد تا بنویسم رشد کنم و تبدیل به انسان بهتر و با باورهای قدتمندتری شوم

    خدا ره شکر میکنم که همه چه در حال بهتر شدن است تکامل ام در حال طی شدن است و هر روز بهتر و بهتر میشود

    خدا ره شکر از لطف پروردگار یک تمرین بسیار تاثیرگزار و ارزشمند این روزها انجام میدم به محض که صبح از خواب بیدار میشم همان لحظه در حالت نیمه خواب و بیداری شروع میکنم به سپاس گزاری و تمرکز روی نکات مثبت و این باعث شده در فرکانس مثبت قرار بگیرم و تمام روزم پر احساس خوب و لذت شود خدا ره شکر میکنم بخاطر این تمرین فوق العاده و انشاالله که بتوانم هر روز این تمرین را انجام بدم

    – همه ما دارای ترس های هستیم ولی با وجود ترس باید عمل کنیم حتا در مورد پیامبران هم همین طور بودند با وجود ترس با توکل به خداوند عمل میکردند مثل مادر موسی انداختن بچه در آب واقعا ترس دارد ولی با وجود ترس توکل کرد و این کار را انجام داد

    – برای رسیدن به هدف باید بها پرداخت کرد من هم به خودم قول داده ام که برای تغیر زندگی ام حاضرم هر بهای لازم باشد بپردازم در این روزها به لطف خداوند تمام سعی ام را میکنم که از وقت ام به بهترین شکل استفاده کنم و خودم را ببندم به آگاهی ها

    – تنها راه غلبه بر ترس ها رفتن به دل ترس هاست این که از انچه می ترسی باید حمله کنی چون ترس ها توهم هستند وقتی بریم به دل ترس های مان میبینیم که توهم هستند که فقد جلوی پیشرفت ما را می گیرند

    – بالاترین حد عزت نفس و خودباوری این است که انسان حتا اگر روزی همه چیز که ساخته را از دست بدهد ترس نداشته باشد با این باور که هر آنچه ساخته ام را دوباره میتوانم بسازم چقدر خوبه انسان به این حد اعتمادبنفس وخودباوری برسد

    – به اندازه ی که ترس های ما کمتر میشود نتایج می آید اتفاقات خوب رخ‌میدهد ولی اگر ورودی ها را کنترول نکنیم ممکن ترس ها بر ما غلبه کند و جلوی حرکت و پیشرفت ما را بگیرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    عرفان خزائی گفته:
    مدت عضویت: 1659 روز

    به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه

    « پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام چهار 4 »

    سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکامل‌م رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .

    با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .

    توی این گام سوم که موضوع راجب دو خرابکار ذهنی ترس و طمع هست ، خیلی ممنونم از استاد بابت توضیحات جامع و کاملتون و همچنین پاسخ به سوالات دوستان عزیزمون ، همونطور که فرمودین زمانی که ما حرکت میکنیم و جسارت برای اقدام کردن و حرکت کردن رو هم داریم ، خود به خود بر ترسها و منفی ها و نجواهای ذهنی غلبه میکنیم ، و یکی از بهترین و طبیعی ترین راه ها هم برای غلبه بر ترس اقدام کردن و حرکت کردن و ادامه دادن هستش ، یکی از نکاتی هم که هست که رشد به معنای نترسیدن نیست و به معنای اقدام کردن با وجود ترس هاست ، دقیقا همینطوره ، خود من به شخصه یه زمانهایی از انجام دادن یه سری کارها ترس داشتم و یه جورایی نگران بودم ، اما زمانی که وارد اون ترسم شدم و اقدام کردم راجبش و حرکت کردم ، بعدش هم ترسم از بین رفت و دوم اینکه فهمیدم که اون ترس و نگرانی چقدر پوچ و بی اهمیت بوده و من نمیدونستم ، و همین هم البته یه تجربه ای هست برام که اگر باز هم نجوای منفی و ترس بیاد سراغم من طبق تجربه های قبلی که داشتم دیگه اونقدر نگران نیستم و دیگه ترس ندارم ، چون میدونم که اگر واردش بشم و اقدام کنم راجب اون موضوع و مسئله ، دیگه میتونم بهش غلبه کنم ، و اینها زمانی که من روز به روز ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر میشه دیگه جایی هم برای نگرانی و ترس و … که بزرگترین ابزار شیطان هستن نیست ! .

    یکی از مهم ترین عوامل غلبه بر ترس ها هم عزت نفس هست ، چون طبق آموزه های استاد و فرمایشات ایشون اساس عزت نفس واقعی بر ” توحید ” استوار هست ، و زمانی که ما این باور درونی و این ایمان درونی رو داریم و عزت نفسمون هم بیشتر میشه خب به خودمون و توانایی هامون بیشتر ایمان داریم ، پس میتونیم با نگرانی و ترس کمتری قدم برداریم .

    ما باید همیشه روی باورهامون کار کنیم و همیشه روز به روز و لحظه به لحظه ادامه بدیم ، و اینقدر باورهای مثبت و سازنده رو قوی کنیم در وجودمون که دیگه جایی برای ترس و نگرانی نباشه ، و انجام دادن این کار یک پروسه دائمی هست ، و این موضوع اینقدر اهمیت داره که ما باید همیشه روی توکل کردن و ایمانمون و توحیدمون کار کنیم .

    من واقعا برام پیش اومده که طمع کردم و بعد از چند وقت متوجه اشتباهی که کردم شدم و دیگه هیچوقت هیچوقت این کار رو انجام نمیدم ، و الآن که این فایل رو گوش کردم کاملا درک میکنم که ما انسانها چه باورهای محدود کننده و پنهانی در وجودمون هست که همین‌ها باعث به وجود اومدن چیزی مثل طمع میشه ، یکی دیگه از دلایلش هم بنظرم در نظر نگرفتن قانون فراوانی هست ، اگر ما این باور فراوانی رو داشته باشیم ، دیگه در دام ضررهایی که طمع کردیم نمیوفتیم ، من خودم به شخصه زمانی که اون کار رو انجام دادم اصلا چیزی به عنوان باور فراوانی رو در نظر نداشتم که ممکنه جایی دیگه یا در زمان دیگه با گذروندن تکاملم به اون نتیجه میرسم ، و طمع کردم و با ضربه سنگین و تضاد قوی ای هم برخورد کردم ، و یکی از مواردی که باعث شد من به همین مسیر وارد بشم اون تجربه تضاد بود ، و واقعا که خداروشکر با ساختن باورهای فراوانی و توحید و ایمان درونی‌م تونستم از اون مرحله رد بشم و این شد تجربه ای برام که همیشه باید در مسیر درست و تکاملی قوانین کیهانی و کائناتی باشم ، و البته طبق گفته های استاد که گفتن یه دارایی یا چیزی رو حتی ممکنه که از دست بدید ، واقعا هم همین اتفاق افتاد ، و همونطور که استاد گفتن ، واقعا برای رسیدن به همون نقطه صفر هم از مرحله پر پیچ و خم و سختی گذشتم .

    وقتی این مثال‌ها و باورها و اطلاعات و آگاهی ها رو از استاد میگیرم ، ایمانم قوی‌تر میشه که چقدر قانون دقیق هست ، انگار استاد اون یه تیکه از زندگی من رو تعریف میکردن که اگر طمع داشته باشی و باور کمبود در وجودت باشه و فکر کنی همین این یه بار شانس در خونت رو زده ، که آدم بعدش به چه تضادهایی برمیخوره ، وقتی اینها رو میبینم که استاد چقدر دقیق میگن اینها رو و البته قانون‌هم چقدر دقیق عمل میکنه ، ایمانم به مسیری که داخلش هستم بیشتر و بیشتر میشه و با خودم میگم که اگه ضد قانون عمل کردم و اون نتیجه ها رو گرفتم ، حالا بیام طبق قانون عمل کنم و با حس خوب و با آگاهی های درست ادامه بدم تا نتایج مثبت و قوی و با کیفیت تری بگیریم و البته از زمانی هم که شروع کردم خداروشکر روز به روز اتفاقات و شرایط بهتری برام رقم میخوره ، و اینم با تمام وجودم درک کردم که هرگز هیچ یک از ما قادر به دور زدن قانون نیستیم .

    و برای درست کردن همه چیز و رسیدن به نتایج دلخواه ، طبق آموزه ها و فرموده های استاد عمل کردم ، که توی یه فایلی بود که اگر اشتباه نکنم اسمش این بود که با هر چی که الآن داری شروع کن و ادامه بده ، و فایل های دیگه رو هم که گوش کردم به این نتیجه رسیدم که الآن با هر چی دارم ادامه بدم ، و دیگه عجله نکنم و چیزی رو با قسط بندی و یا با چک و یا با قرض کردن به دست نیارم که اونطوری یه چیزی غیر ثبات به دست میاد ، و به خاطر همین از اون زمان به بعد دیگه عجله نکردم و گفتم میخوام طبق قانون تکامل کار کنم و فقط روی فایل‌ها و آگاهی ها کار کردم و دیدم که همه چیز داره خود به خود توسط دستان بینهایت خدام درست میشه و از اون زمان به بعد دیگه همه چی برام در جهت مثبت و با کیفیت تر و با ثبات و در جهت خواسته هام داره خلق میشه خداروشکر ، و اینها رو اول از همه سپاسگزار خداوندم ، دوم از استاد عزیزم که دست خدا شدن برای اینکه ما در مسیر بیداری و طی کردن تکامل‌مون در بهترین حالت و آسون ترین و با کیفیت ترین حالت در این مسیر زیبا ادامه بدیم .

    همیشه و همیشه و در هر لحظه این درسها رو به یاد دارم ، و از اونها هم در جهت رشدم و با عنوان یه محرک برای ادامه دادنم در این مسیر استفاده میکنم ، و یه جورایی مثل اهرم رنج هستش برای من که همیشه به یاد میارم که اگه از قانون استفاده نکنم در جهت درست و ضد قانونی عمل کنیم چه اتفاقاتی میفته ! .

    و بعد از اینکه از استاد یاد گرفتم که این اتفاقات منفی یکی از دلایلش بخاطر طی نکردن روند تکاملی قانون هست ، دیگه از اون زمان تصمیم گرفتم که تکاملی طی کنم مسیر رو ، و دیگه طمع نورزیدم که مثلا بخوام چیزی رو با عجله کردن و با چکی و قسطی خریدن و … وسایل به دست بیارم ، پس صبر کردم که این روند تکاملی‌م اتفاق بیفته ، و این روند رو ادامه دادم تا ظرف وجودی درونم آماده مهاجرت به فرکانس و مدار اون خواسته بشه ، و به همین دلیل هم قدم های محکمی برای رشد شخصیتی درونم برداشتم ، تا به قوانین الهی و کائناتی پایبند باشم و اونها رو در زندگیم اجرا کنم و از اون زمان به بعد دیگه همیشه صبح تا شب و شب تا صبح توی سایت آنلاین هستم تا انشالله بهترین اتفاقات و نتایج رو رقم بزنم و داخل همین سایت از نتایجم بیان کنم .

    وقتی هم دارم تکاملی کارها رو انجام میدم ، خیلی بهتر درک کردم که برای لذت بردن از زندگی این نیست که به یه نقطه و مقصد خاصی برسیم ، بلکه لذت بردن از همین مسیر هست و موندن در اون هست ، و واقعا مهم تر از همه اینها اینه که من به این نتیجه رسیدم که خودم قدرت خلق درونی رو دارم اونم بخاطر روحی که خالق در من گذاشته وجود داره ، و دیگه برای به دست آوردن چیزی شرک هم نمی‌ورزم که با فلان سرمایه از طرف فلان جا بخوام چیزی رو خلق کنم و هم باید بیام و برم مثلا برای گرفتن یک وام ، یا از کسی درخواست کنم که فلان کار رو برای من انجام بده ، یکی از مهمترین نتایجی که من خودم دارم میگیریم و میبینم که چقدر هم شیرین هست این موضوع ، همینه که من به این فرمول خلق خواسته ها رسیدم و این توانایی رو در خودم به وجود آوردم و این برام بیشتر از هر نتیجه ای واقعا با ارزش‌تر بوده و هست .

    و یکی دیگه از نتایجی که از انجام دادن این کارها در زندگیم و درونم اتفاق افتاد اون حس آرامش هست ، و نتیجه این کار روان شدن چرخ زندگی‌م و نشستن روی شانه های خداوند بود ، و تسیلم بودن در برابر امر حق ، و اینکه با صبر و طی کردن تکاملی‌م بر حسب قانون تکاملی میتونم هر چی رو که میخوام خلق کنم ، و ایمان دارم که بهترین نتایج در بهترین زمان برام اتفاق میفته و تسیلم خداوندم و میدونم که در بهترین زمان ممکن خودش کارها رو برام انجام میده ، و همیشه ادامه میدم برای مهاجرت به مدارهای بالاتر و بالاتر .

    و من این دام های نامرئی رو دارم با دریافت این آگاهی های سایت و آگاهی های دریافتی‌م از استاد یاد میگیرم که این دام ها چیا هستن که دیگه هیچوقت سمتشون نرم ، و به زودی هم انشالله دوره های روانشناسی ثروت ها رو تهیه میکنم و میدونم و مطمئنم و ایمان دارم که با انجام دادن اون اصول و تمارین نتایج بزرگی رو خلق میکنم ، و همین جا داخل سایت مینویسم از نتایج بزرگی که خلق کردم .

    من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسی‌م به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .

    همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .

    با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 27 آذر 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    Sara Ahmadi گفته:
    مدت عضویت: 1110 روز

    وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا ۚ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ

    و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، و خدا را از روی بیم و امید بخوانید، که یقیناً رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.

    بنام خدای دل‌بَرم، عزیزم، قشنگم…

    خدای بی‌نظیرم، خدای وهابم، خدای فتاحم…

    خدایا شکرت بابت این روز قشنگ و بارونی امروز،

    بابت این هوای عالی،

    بابت پاییز زیبا با رنگ‌های دل‌نشینش،

    بابت دنیای فراوانی؛

    در عشق، در آدم‌های خوب،

    در اتفاقات عالی و معجزات زیبا…

    بابت همزمانی های شیرین که لبخند خداست

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    برای ماشین قشنگم و برکتی که در آن برایم قرار دادی،

    شکرت برای رانندگی کردنم، مهارتم

    و لذتی که از رانندگی در این هوای بارونی می‌برم.

    خدایا شکرت بابت همسایه‌های خوب آتلیه

    که همه‌جوره به من احترام می‌ذارن و کمکم می‌کنن.

    خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم آفریدی.

    شکرت که تو اربابی،

    تو دستِ بالای همه‌ی دست‌ها هستی،

    و تنها انرژی‌ای که در این جهان جریان دارد، تویی.

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    و بابت آهنگی که پلی شد برای این حال خوب…

    هر وقت که بودی، همه‌چی قشنگ شد

    این‌قدر تو خوبی، میره بالا توقع

    هر وقت نبودی، من فقط زدم غر

    هر کجا زدم تو‌خاکی، تو زدی یه تلنگر

    نذاشتی هیچ‌وقت پر شم از تنفر

    فقط تو کاری کردی که زندگیم ورق خورد…

    با این آهنگ، حالم چندین برابر خوب شد،

    اشک توی چشم‌هام حلقه زد

    و با نام «یا فتاح» از خداوند می‌خواهم

    کمکم کند از ذهن به روح مهاجرت کنم

    و در ملکوت زندگی کنم…

    به قول معروف:

    «در میان باشم و تنها باشم»،

    فقط او را ببینم،

    او را بپرستم

    و تنها از او یاری بخواهم.

    خدایا تا جایی که آسمونت جا داره، شکر…

    و به قول سعیده‌جان شهریاری:

    رئیس، چاکریم ️

    شکرگزاری امروزم را اینجا نوشتم چون نشانه روزانه ام است و سپاسگزار خداوند هستم که ترس و طمع در رفتارهایم را شناختم

    و به یاری او بتوانم آنها را حذف کنم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 87 روز

    به نام خدا

    درود بر استاد عزیزم و دوستان همراه

    وقتی آدم میخواد به خواسته هاش برسه باید بره تو دل ترس هاش، باید بهاش رو بپردازه،، عزت‌ نفس، ایمان به خدا، توکل میتونه خیلی کمک کنه.

    ترس ها توهم هستن و واقعی نیستن و جلوی حرکت رو میگیرن، پس باید بری تو دلشون.وقتی عزت نفست رو ببری بالا، میتونی غلبه کنی بر ترس ها.. ایمان قوی تر بشه ترس ها کمتر میشن…

    در مورد طمع وقتی قانون تکامل رو درک کنی و تکامل خودت رو طی کنی دیگه طمع نمیکنی، ، بلکه هر جا احساس کردی داری به سمت طمع میری، برمیگردی و از اون مسیر خارج میشی…

    در واقع استمرار، ایجاد باورهای سازنده، پذیرفتن بی قید و شرط باورهای سازنده، ورودی های مناسب، مقاومت نداشتن و نشنیدن حرفهای جامعه کلید خوشبختی است و این تنها راه تکامل و رسیدن به موفقیت است.

    در پناه خداوند بزرگ باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 611 روز

    با نام و یاد خداوند مهربان

    با سلام و عرض احترام و سپاسگذاری از استاد گرامی و تمامی عزیزانی که برای انتقال این آگاهی ها همواره در تلاشند .

    همه ی ما همیشه یه سری ترس ها داریم و اینطور نیست که ترس ها مارو ترک کنن و برن، ما با داشتن ترس ها حرکت و عمل میکنیم در داستان های قران های قران هم پیامبران ترس داشتند ولی حرکت کردند.

    ما یه سری خواسته داریم و یه سری هم ترمز های ذهنی که مارو میترسونه و از رسیدن به خواسته دورمون میکنه. ترمز های ذهنی در واقع ترس های ما هستن از مسیر ،ترس از روش چگونگی رسیدن ، ترس از اینکه اگه برسم و اونی نباشه که خواستم چی ، اگه برسم و شرایط بدتر بشه چی ، اگه برسم و موقعیت های بهتر رو از دست بدم چی ، و هزاران ترس دیگه که همراه تلاش کردن برای رسیدن به خواسته همراه ماست و هر چی ما با تلاش کردن گاز میدیم اون ترسها هم ترمز رو بیشتر فشار میدن! شجاعت یعنی شناخت خودمون و شناسایی این ترس ها و سعی در رفع اونا با ایجاد باورهای درست و راهکارهایی که منطق ما بتونه اونو قبول کنه.

    وقتی میخواهیم به خواسته ای برسیم و اون خواسته خیلی برامون مهمه باید بهاشو بپردازیم اگه جا به جایی باشه ، حذف ادما باشه ، تمرکز روی مهارت باشه و هر کاری که منو به خواسته ام برسونم و امید و توکل و ایمان که میدونم من حرکت کنم زمان درستش برام اتفاق میفته و میشه .

    خیلی ترس ها توهماتی هستش که ما داریم و در واقعیت وجود نداره ، مثل نرس از جن و تاریکی و ….

    ترس حیله ی شیطانه و میخواد مارو از حرکت بازداره و امید و توکل مارو با ترس نشانه میگیره و هرچه قدر ما بترسیم و اقدام نکنیم داریم بهش میدون میدیم که بیشتر و بیشتر مارو بترسونه و هر بار قدرت بیشتری پیدا میکنه و اگه این ادامه پیدا کنه ما کنترل کامل زندگیمون به دست ترسامون میفته و به جایی میرسیم که برای یه بیرون رفتن ساده هم در شک و دودلی و ترس هستیم و هر روز ایمان و توکلمون کم و کمتر میشه.

    وقتی رو پاشنه های آشیلمون که همون نقاط ضعف ما و یه جوری همون ترس های ما هستش کار میکنیم شروع میکنن به بهتر شدن ولی هیچوقت خوب نمیشن و از بین نمیرن به خاطر همین همیشه باید هواسمون باشه و در تله ی دانایی گیر نکنیم و همیشه رو خودمون کار کنیم و در صدد بهبود باشیم و با ادامه داشتن این روند به مرور میفهمیم ترس خاصی نداریم و زندگی برامون خیلی لذت بخش تر میشه .

    با کمتر شدن ترس ها نتایج فوق العاده ای در زندگی ایجاد میشه.

    من هر بار که میخواستم برا خودم کار کنم ترس از تنها بودن ، سرمایه نداشتن ، شکست خوردن ، مسخره بقیه شدن جلوم رو میگرفت ، اینقدر این ترس زیاد بود که سال ها نمیزاشت من حتی تصویر سازی کنم و تجسم کنم خواسته ام رو ، وقتی زندگی به جایی رسید که دردها و رنج ها بیشتر شد و من چاره ای جز تسلیم پر پیشگاه پروردگار نداشتم ، خداوند الگوهایی به زندگی من فرستاد که با دیدن تون ها خیلی از ترس های مربوط به راه اندازی کسب و کار داشتم از بین رفت در واقع اون ترمز ها کمتر شد و من به خودم اجازه حرکت و قدم برداشتن دادم و دیدم با سرمایه کم هم میشه ، با همین میزان مهارت هم میشه و استارت زدم و خداوند دستانش رو فرستاد و به لطف الله کسب و کارم و راه انداختم و الان بعد نزدیک دو سال خیلی هم عالی و بابرکت برام بوده و در ادامه هم با همین مسیر و شناخت بیشتر ترس و درمان کردنشون انشالله هر روز بهتر و بهتر خواهد شد.

    به اندازه ای که ترس ها کمتر میشه و ایمان قویتر میشه نتایج میاد، و هر جا متوقف کنیم این روند روی خودمون کار کردن رو نتایج هم متوقف میشه.

    وقتی شروع میکنم به روی خودمون و ایجاد باورهای درست نه تنها سودهای بسیااری میکنیم بلکه از کلی ضرر هم جلوگیری میکنیم و تمام پیشنهاد هایی که طمع مارو قلقلک میده و فک میکنیم میتونیم ره صد ساله و یک شبه بریم رو رد میکنیم و دنبال یه شبه میلیونر شدن و یه شبه لاغر شدن و یه شبه خوشبخت شدن دیگه نیستیم چون قانون رو شناختیم و فهمیدیم از هر انچه طمع مارو تغذیه میکنه باید به دور باشیم وگرنه همون چیزی ام که داریم ار دست میدیم ،مثل ایده پانزی ، بازار ارز دیجیتال و بازار بورس ، با دید کوتاه مدت و شانس داشتن مارو میتونه بیچاره کنه .

    ما مدارها رو یکی یکی میتونیم طی کنیم وقتی ایده ای نتیجه اش اینه که منو از درامد ماهی ده میلیون در زمان کوتاهی میرسونه به ماهی صد میلیون این ایده داره از طمع من استفاده میکنه و باید آگاه باشم و بگم این فعلا مال من نیست من ایده ای میخوام که ده من و بکنه بیست بکنه سی نه اینکه یهو ده برابر کنه .ان جاهاست که ما باید از آگاهی ها استفاده کنیم و خودمون رو تو دردسر نندازیم و سری که درد نمیکنه دستمال نبندیم و با ایمان به قانون تکامل تمرکز کنیم رو خودمون و مهارتمون و سرمایه اصلیمون که در واقع خودمون و مهارت هامون و درستکاریمون هست تمرکز کنیم و با انتظار معقول از خودمون بریم جلو تا گرفتار طمع نشیم .

    کسانی که در مدار فقر هستن گول این ایده هارو میخورن و در مدارهای بالاتر طمع کردن کم و کمتر میشه و تمرکز میره رو مهارت و ایده هایی مطابق قانون تکامل , پس اگه داریم گول میخوریم کار کنیم رو خودمون تا مدارمون بره بالا و اگه طمع نمیکنیم بابت این ایده ها کار کنیم رو خودمون تا ترس هارو بزنیم کنار و ایده های مناسب خودمون رو عملی کنیم.

    استمرار رمز موفقیته، استمرار در مسیر درست با شناسایی خودمون و ترس هامون و ایمان به خداوند و توکل به حمایت اون در هر لحظه و تمرکز بر توانایی ها و طمع نکردن و عجله نداشتن و رعایت قانون تکامل مارو به خوشبختی و سعادت میرسونه انشالله.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ragheb گفته:
    مدت عضویت: 726 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان مهربونم

    خیلی مواقع ترس دارم و الان دارم روی ترس های خودم کار میکنم.با وجود اینکه ترس دارم اقدام و حرکت میکنم.باید توکل کنم.برای هرخواسته ای بهایی هست و من باید پرداختش کنم.و سعی کنم ایمان و شجاعت وجودم بیشتر کنم.عزت نفس و توکل خیلی به من کمک میکند.

    ترس و شکاک بودن و نگرانی یکی از ابزارهای شیطان هست.

    باید قانون تکامل طی کنم در هر موضوعی. ترفند پونزی چقدر خوب تعریف کردید. از این به بعد باید همیشه مراقب باشم که تو دام این چیزا نیفتم.

    من در بعضی مسائل زندگیم دارم از قانون تکامل استفاده میکنم.مسیری که دارم طی میکنم خیلی لذت بخش شده برام.

    یکی از بهترین قانون جهان،قانون تکامل هست.من هم دارم رعایتش میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1621 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    همه چیز خداست

    همه چیز در گرو ایمان است

    ایمان هر شکی،هر ترسی،هر دودلی،هر غمی رو از بین میبره

    هر چی روی اصل که همون ایمان و باور قلبی کار کنیم پس در دنیا و آخرت سعادتمندی.

    جسارت و شهامت استاد برای ما نشانه ای است،نشانه از ایمان قوی

    وقتی درون بتونی باشه هیچ چیزی نمیتونه خرابش کنه.

    تو بر کسی توکل داری که فرمانروای عالمه

    درک قدرت خدا میتونه ما رو مومن تر کنه

    استاد بر کسی توکل داره که نمیمیره

    استاد علمش رو از عالم کل میگیره

    استاد اون عزت نفسش رو وصل به اصل کرده و هیچ طوفانی نمیتونه اونو جابجا کنه

    ما نیاز داریم مثل استاد بشیم

    ایمان 100 بیاریم

    عمل کنیم

    و همیشه روی خودمون کار کنیم

    تقویت ایمان،کنترل ورودیها ،قانون تکامل

    تقوا تقوا تقوا

    استاد عزیزم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 879 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    چقدر امروز همزمانی ها و هدایتها رخ داد تا منو ب این باور برسونه مسیرم کاملا درسته

    دقیقا امروز پیشنهادی ب من دادن محصولی تولید کنم در عرض 2 ساعت و من رد کردم گفتم اگه دوبرابر پول بدن نمیخام نمیتونم و بعد

    دوستم ک سفارش بیش از حد گرفته و بخاطر طمع و ترس از بین رفتن فرصتها این سفارش رو هم ک مال من بود رو قبول کرد

    بلایی سر خودش اورده ک ازشدت ضعف و استرس رنگش پریده چندزوزه استراحت و تغذیه کافی نداشته حتی از همسر و فرزندانش دور شده ب بهانه کار کردن و پول ساختن و همش میگف حالم بدشده ضعف کردم

    و اتفاق ناخاسته ای را جذب کرد ک نمیخام درموزدش صحبت کنم

    ک وقتی بهش گفتم خب قیمت هاتو ببر بالا کار کمتر بگیر قیمتات خیلی پایینه بهم گف پایین شهره کی قیمت بیشتر پول بده بخاطر همین باور دهنش قشنگ صاف شده توی کار و زندگی شخصی اش تحت تاثیر زیادی قرار گرفته بخاطر خستگی و فشار جسمی و روحی

    و دوست دیگری باهاش مکالمه ای داشتم باز دوماه رفته مربیگری دیگه ادامه نداده

    دلیلش اینکه میخات زود ب پول برسه حتی ب من گف که من نمیخام وقتمو تلف کنم من دیگه وقتی ندارم چندسال اموزش دیدم گف هزینه میخات ک نداریم و فللان

    بعدش گف من پایه هستم بیا یکروز قرار بذاریم باهم صحبت کنیم ایده ای بزنیم مثلا محصولی تولید کنیم ک درامد خوبی داشته باشم

    منم گفتم باشه تشکر کردم و خدافظی کردم

    بعد کلی فایل گوش کردم

    الهامی ب من شد

    فاطمه چرا فکر میکنی قراره ایده خاص و خفنی بهت الهام بشه

    چرا فکر میکنی احتیاج ب سرمایه داری

    چرا فکر میکنی نیاز ب مغازه داری

    چرا فکر میکنی قراره کار خیلی بزرگی انجام بدی

    بغیراینه ک برای کف کردن فامیل و اطرافیانه

    تو این گالری لباس عروس رو برای کی میخای

    برای دلت یا نه چشم اینو اون دربیاری

    بگی وای ک من چ کار خفنی کردم ک همتون نتونستید

    چرا فک میکنی برای رسیدن ب موفقیت ب ازادی مالی نیازی ب تایید گرفتن اطرافیانت داری

    اینا همش فرعه

    ب خداوندی خدا تا دیروز فکر میکردم من رو موضوع عوامل بیرونی خیلی خوب کار کردم

    اما الان شاخ دراوردم فهمیدم من کلی باور عوامل بیرونی دارم

    و اصلا دیذن همین افرادی ک امروز دیدم اصلا ذهن من بازشد

    اینه میگید خدا هدایت میکنه

    خدا هدایتم کرد ک من بفهمم باورای مخرب ایناست

    باسختی زیاد پول ساخته میشه

    با سرمایه اولیه پول ساخته میشه

    با مهارت خیلی زیاد

    با ایده های بزرگ و خفن پول ساخته میشه

    بعد گفتم قرار نیست هفت خان رستم را طی کنم

    کی گفته من مثل استادم باید همه چیز بلد باشم تا خدا منو ب درامد درست حسابی برسونه

    کی گفته من باید از زندگی خاب خوراک بزنم از عشق و تفریحم بزنم تا پول بسازم

    کی اینارو گفته

    کی گفته شاخ غول باید بشکنم

    مصمم شدم تا همین جا ک رسیدم و هستم اموزش دیدن را استپ کنم

    و بشینم بکوب رو باورام کار کنم یکمدت

    من چیزی لازم ندارم فقط ایمان ب خدا نشانه های زیادی میات ک خاسته ات دم دسته خاسته ات همین نزدیکیه فقط واسه برخورد بهش باید وارد مدارش بشی

    یک ایمان میخات یک توکل

    ذهنم باید خالی بشه اروم بشه قلبم پاک تر بشه

    مطمعنم بی شک ایده مناسب شرایطم چ از لحاظ امکانات و مالی چ از لحاظ مکان و مهارتم بهم گفته میشه ک باید قدم بردارم و انجامش بدم

    وگرنه هرچی فکر کردم دیدن این روندی ک دوستانم تو کارشون دارن اصلا مال من یکی نیست

    من ازادی رو خیلی دوست دارم و بشدت برام مهمه نمیخام برده ی کار باشم

    میخام کارم تفریح باشه مسافرت برم خوشی کنم خوب بخورم خوب شب ها بخابم ارامشم حفظ باشه

    من از گالری و لباس عروس و از معروف شدن و از جای لاکچری تماما امشب گذشتم خدایا من تسلیمت شدم تسلیم تسلیم

    هرچی بگی انجام میدم

    چیزی ازت میخام ک کاملا مناسب شرایطم باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 125 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    روز چهارم

    من یادمه یه بار از طریق واتساپ یه آدمی بود انگار از کشور سوئد گفت که من می‌خوام شما برای من یه خیریه مثلاً تو کشورتون درست کنین و من براتون یه هزینه خیلی زیادی رو می‌فرستم و شما نماینده از طرف من این کار را انجام بدین خب بعدش من قبول کردم گفتم باشه خیلی خوب همه این چیزا رو قبول دارم و بعد اون آدم به من گفت که تو برای من در حدود 2000 دالر بفرست تا من کارها رسمی تو انجام بدم و و تو کلاً رسماً منشی من بشی و همون لحظه یه ندایی از درون به من گفت که این داره دروغ میگه به نوی می‌خواد یعنی سر من کلاه بذاره و خدا رو شکر خیلی خوب فهمیدم و اصلاً گفتم من نمی‌تونم اشتراک کنم و بنابراین هر دلیلی بود ردش کردم و بعداًم فهمیدم که این کلاً سرکاری بوده می‌خواسته که این پول‌ها رو از من بالا بکشه این دفعه خدا را شکر موفق شدم

    و این بار بحث روابط بود به من گفتن که اگه این بار از دست بدی این شرایطو دیگه نمی‌تونی به دست بیاری این خیلی گزینه خوبیه خیلی آدم خوبیه همه چی فوق العاده است تو خوشبخت میشی چی میشی منم به حرفشون باور کردم و گفتم اگه این فرصت از دست بره دیگه این فرصتو به دست نمیارم و انقدر به خودم بد کردم با این کار ه روزی هزار بار به خودم لعنت می‌فرستادم و اون روزا بدترین روزای زندگیم شده بود و و خیلی پشیمون شدم و از شر اون رابطم خلاص شدم به کمک خدای خود و الان به خودم میگم هر زمانی که بهتون گفتن که این این فرصت از دست بدی دیگه فرصتی برات پیدا نمی‌شه این کاملاً اشتباس حتی بهترش بهتر از اونم نصیب تو میشه چون هیچ چیزی کم نیست همه چیز بی‌نهایت هست چرا ترس چرا عجله چرا بدو بدو الان تصمیم گرفتم که فقط قانون تکاملمو طی کنم و طبق اون پیش برم منم خیلی آدم عجولی بودم اصلاً صبررو بلد نبودم ولی الان می‌خوام تمرین کنم که صبور باشم صبور بودنو یاد بگیرم خدایا شکرت از اینکه کنارم هستی سپاس از استاد عزیزم بابت این آموزه‌های عالی در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه عزیزان

    خدایا شکرت که تورو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    زهرا کرمی گفته:
    مدت عضویت: 2981 روز

    به نام تنها قدرت جهان

    سلام به استاد عزیزم سلام به خانم شایسته عزیز

    سلام به دوستان بهشتی

    من وقتی با استاد آشنا شدم برای تغییر شخصیت خیلی ذوق داشتم ولی قانون تکامل رعایت نکردم از خودم انتظار خدایی داشتم خیلی خیلی ضربه خوردم به معنای واقعی له شدم طوریکه هر لحظه آرزوی مرگ میکردم آنقدر به خودم احساس گناه سر هر چیز بی خودی دادم آنقدر خودم اذیت کردم که نجواهای شیطان بر من غلبه کرده بود من اصلا چیزی از قانون تکامل نفهمیدم به لطف الله مهربان وقتی یادم می‌آید چه جوری از درون به من کمک کرد انگار دوباره متولد شدم خودم پیدا کردم که بعد با دوره احساس لیاقت خیلی خیلی بهتر شدم

    الان هم در مورد قانون سلامتی محصول با خواهرم گرفتیم ولی تا حالا گوش نکردم دارم تکاملی پیش میرم هر چند من هم لاغر هستم هم خوش اندام خدا را شکر انرژی بالایی دارم کم کم پیش میرم این هم یک مدت ورزش سنگین بعد کم غذا خوردن بدون اینکه ویتامینها را بخورم و اذیت شدم متوجه نبودم خدا را شکر نشانه ها آمد خداوند من آگاه کرد والان هم تکاملی پیش میروم البته خیلی چیزها را نمی خورم از اول هم سالم خور بودم ولی نه به آن حدی که استاد گفتند و این طوری هم لذت بخش تر هست و هم هی رفت و برگشت نمی کنم

    در مورد رانندگی هم خیلی ترس داشتم خدا را شکر تکاملی پیش میرم 6ماه تو شهر خودمان رانندگی می کنم چند وقت پیش به یک شهر دیگه رفتم خیلی هم شلوغ بود ولی خدا را شکر تونستم برم اتوبان هم چند دفعه کنارم کسی بوده رفتم خیلی هم لذت بخش تر و با آرامش بیشتری هست

    استاد عزیز سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: