مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 36


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا معینی فر گفته:
    مدت عضویت: 3682 روز

    سلام به همه ی عزیزانم که عاشقانه با شما در سی و یکمین روز از این مسیر شگفت انگیز همراهم.

    خدا رو شکرت که باز هم من رو توی این مسیری که اغاز کردم متعهد کردی و هدایتم کردی که ادامه بدم.

    امروز اتفاقا من خیلی درمورد عزت نفس مطالعه می کردم و جملات تاکیدی عزت نفس رو داشتم می نوشتم تا هرشب قبل خواب و بعد از بیدار شدن از خواب تکرار کنم و روی عزت نفسم کار کنم چون می دونستم که خیلی مهمه و برای این که عزت نفسم بره بالا باید رو خودم کار کنم و تمرین انجام بدم چون صرف دونستن کافی نیست باید جزوی از شخصیتم بشه باید به صورت ریشه ای از درونم حل بشه و دقیقا این توجه واحساسم من رو با این قسمت از فایل سفرنامه هدایت کرد و استاد عزیز هم به درستی بر روی نقش عزت نفس بر روی زندگی ما و تاثیری که می تونه روی زندگیمون داشته باشه اشاره کردند.

    به محض این که فرصت کنم در اولین قدم برای تهیه ی محصولات سایت ،محصول عزت نفس استاد عزیز رو تهیه می کنم و رو خودم کار می کنم ولی خودم رو محدود به زمانی که اون رو تهیه می کنم نمی کنم وازهمین امروز یک عالمه باورخوب که به من احساس خوبی میدند وعزت نفسم رو تغییر می دند اماده کردم وهروز میخوام شب وصبح گوششون کنم البته چند روزی است که شروع کردم اولش یکم ذهن منطقی مقاومت می کرد ولی الان خیلی احساس بهتری دارم و تو مدار بالاتری قرار دارم.

    و نکته ی بعدی هم درمورد قضیه ای که استاد درمورد پونزی و کلاهبرداری هایی که به این شکل میشه می خوام نظرم رو بیان کنم.هرجا که این جمله روشنیدید که می گه اگه نخری دیگه فرصت از دستت می ره این بهترین فرصته دیگه گیرت نمی یاد باید خوب حواسمون رو جمع کنیم چون فرد می خواد با استفاده از باور اشتباه حرص وطمع چیزی رو به ما تحمیل کنه درحالی که باید باورمون این باشه که این جهان بی نهایت فرصت،ثروت،فراوانی داره و هیچ کمبودی نیست و فرصت های خوب همیشه هستند.

    یا مثلا اگر با همچین شرایطی روبه رو شدیم که ازت میخواد که یک پولی ازخودت رو پیشش نگه داره وبگه هر وقت خواستی بهت می دم تازه سودش هم رو بهت میدم یا اینکه ازت پول هم می گیره تابهت کار بده یا یکجوری می خواد از پولت برای رسیدن به خواسته های خودش استفاده کنه یا یک سودی بهمون بده که اصلا عرف نیست و نسبت به سود های بانکی قابل اطمینان خیلی بیشتره باید مواظب باشیم گول نخوریم وحرص نورزیم و باور کنیم که یک شبه نمیشه ره صد ساله رو طی کرد می تونیم مسیر ثروتمند شدنمون رو سریع کنیم و روز به روز ثروتمند تر بشیم ولی این که بخواهیم یک دکمه رو بزنیم و از فقر به ثروت خیلی زیاد برسیم ممکن نیست باید قبلا مدارهای پایین تر رو طی کرده باشیم باید تکاملی که ما را به اون ثروت زیاد رسونده رو طی کنیم.

    خلاصه باید خیلی خودمون کارکنیم مخصوصا تو این قسمت که بیشتر باید روی باور حرص وطمع و باور تکاملی بودن فرکانس های ما ومدارهایی که در اون قرار داریم باید رو خودمون حسابی کار کنیم.

    عاشقتونم. خدایا من رو کمک کنم ودستم رو بگیر به راه کسانی که به ان ها نعمت بخشیدی نه راه کسانی که به ان ها خشم گرفتی ونه راه گمراهان.

    هرکجا هستید ایام به کام وشاد،سالم،ثروتمند باشید

    دوستدار شما رضا معینی فر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 61 رای:
  2. -
    ۱۰۸ گفته:
    مدت عضویت: 2978 روز

    سلام خانواده عزیزم…

    دوست دارم بیشتر روی ترس هایی که تو زندگیم داشتم فکر کنم ،و دلیلش رو پیدا کنم.?

    وقتی به گذشته نگاه میکنم، بیشترین ترسهایی که داشتم زمانی بوده که قدرت رو در دست دیگران میدیدم!

    بیشترین ترسهام در مورد باورهای مذهبیم بوده…

    ترس از قهر خداوند…

    ترس دور شدن از خدا..

    ترس از اینکه یه وقت کاری نکنم که خدای مهربون از دست من ناراحت بشه و روشو از من برگردونه…

    ترس از بی راهه رفتن..

    ترس از گمراه شدن…

    و بالاترین ترسم از جهنم سوزانی بود که بهم گفته بودند!?

    وقتی با استاد عزیزم آشنا شدم ،و باورهای توحیدی رو به من نشون داد ،تازه متوجه شدم که تمام ترسهایی که تو زندگیم داشتم، نشاَت گرفته از باورهای شرک آلودی بوده که ندانسته و یا ناخواسته درونم وجود داشته!?

    حتی وقتی بیشتر دقت کردم دیدم ترسیدن من از شخص خاصی(حالا هر کسی میتونه باشه) هم، بخاطر ایراد در باورهای توحیدیم بوده.

    زمانی که من قدرتی رو بالاتر از خداوند بدونم درونم ترس بوجود میاد.

    شاید ترس در ظاهر فقط یک کلمه باشه اما در اصل مثل یک درختی میمونه که شاخه های زیادی به اون وصل هست.!

    به نظر من …

    ترس یعنی ناتوانی انسان در مقابل نیرو و یا انرژی که بهش برخورد میکنیم.

    گاهی این نیرو و انرژی معنوی هست و گاهی مادی.

    جهان تشکیل شده از بی نهایت انرژی که باز تاب این انرژی به باورها و افکار و اعمال ما بستگی داره.

    حالا فکر کنید که شما ،با ترس وارد این انرژی میشید، مسلماً باز تاب این انرژی افکار خود شماست!

    مادیات، روابط اجتماعی، معنویات، عشق،دانش، آگاهی، معرفت، و..

    همه بصورت انرژی هستند، که در جهان وجود داره .و ما میتونیم با اعتماد بنفس و باورهای توحیدی(که فقط قدرت در دست خالق هست و لا غیر) و یا با ترس(که قدرت در دست مخلوق هست) به این انرژی ها وارد بشیم.

    اگه به هر کدوم از این انرژی ها با اعتماد بنفس و باورهای توحیدی وارد بشیم باعث رشد و تکامل ما میشه.

    حتی اگه زمانی در ظاهر امر باعث شکست ما بشه، اما در اصل راه درست رو به ما نشون میده.

    اما اگه با ترس وارد بشیم ،پیامدی جز شکستِ همراه با غم و اندوه نسیب ما نمیشه.

    وقتی که ما ترس رو از بین ببریم، طبق قانون جهان در مداری قرار نمیگیریم که ،باعث وحشت و ترس برای ما بشه.

    نقطه مقابل ترس ،شجاعت هست. که به نظر من هیچ ربطی به پولدار بودن و اندام درشت و داشتن ایل و طایفه و….نداره!

    از نظر من شجاعترین آدما کسایی هستند که باورهای توحیدی درستی دارند.

    چون چنین اشخاصی، تنها ایمان به قدرت خداوند دارند. و هیچ شخص و یا چیزی نمیتونه باعث ترس اونا بشه.

    حتی فرشته مرگ‌ هم در مقابل چنین اشخاصی ناتوان هست!

    اگه باور داشته باشیم زمینی که روش داریم زندگی میکنیم مال خدای مهربون هست، و متعلق به هیچ بنی بشری نیست ، دیگه از بی جایی و بی خانمانی نمیترسیم.

    چون باور داریم که خودش برامون یه سرپناه مهیا میکنه.

    اگه باور داشته باشیم که درون تمام انسانها عشق وجود داره ، دیگه آویزون یه نفر نمیشیم و فکر نمیکنیم که با از دست دادن اون دیگه عشقی وجود نداره!

    اگه باور داشته باشیم که ،خداوند روزی دهنده تمام موجودات هست، دیگه ترسی از گشنه موندن و فقر نداریم!

    اگه باور داشته باشیم که خداوند به تمام بنده هاش از طریق قلبشون الهام میکنه، دیگه ترسی از گمراه شدن نداریم!

    اگه باور داشته باشیم که تنها به اذن خداوند جان ما گرفته میشه، دیگه از مرگم ،وحشت نداریم!

    و مهمتر از همه …

    اگه باور داشته باشیم که قدرت فقط در دستِ “ربّ” هست، از هیچ چیزی ترسی نداریم.

    وقتی به کودکیم نگاه میکنم خیلی از ترسهایی که داشتم الان برام خنده داره!

    واقعا چرا؟!

    ایا بخاطر این نیست که تکامل پیدا کردم و رشد کردم؟!

    و این تکامل و رشد باید همواره ادامه داشته باشه.

    استاد عزیزم…

    من از گفته های شما فهمیدم که باید درونم و روحم رو بزرگ کنم.

    باید تکامل و رشد داشته باشم.

    باید باورهای توحیدی درونم رو گسترش بدم.

    یعنی، قدرت رو فقط در دستان خداوند بدونم.

    در اینصورت تمام ترسها مثل حباب میترکند و پوچ میشند!

    سپاسگزارم برای آگاهی که بهم دادید.?

    از صمیم قلب دوستتون دارم و…

    “شما همیشه استادمن خواهید ماند”

    ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 48 رای:
    • -
      سمیه رازگردانی گفته:
      مدت عضویت: 2819 روز

      بنام الله یکتا

      سلام دوست قشنگم

      چطوری خانم طلا

      دلم برات تنگ شده تو ۱۲قدم

      چقدر این کامنتتون پاسخ تمام سوالات من بود که این روزها شدید درگیرش هستم، پاسخی جامع و کامل که حال منا عالی کرد، خیلی ازت سپاسگزارم

      بدو بیا تو ۱۲قدم کامنت بزار که بیصبرانه منتظرت هستم

      دوست دارم نازنین من

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و عاقبت بخیر در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        ۱۰۸ گفته:
        مدت عضویت: 2978 روز

        سلام سمیه عزیزم…?

        دوست نازنینم، تو دوازده قدم در کنار شما دوستان هستم..

        هر روز صبح بعد خوندن قرآن اولین کاری که میکنم به سایت سر میزنم و کامنت بچه ها رو میخونم.

        اگه دیگه کامنت نمیزارم بخاطر بی توجهی نیست!

        راستش شدیدا دارم رو خودم و باورهام کار میکنم .

        میخوام یه کتاب بنویسم که تمام ذهنم رو برا نوشتنش بکار گرفتم.

        البته نمیدونم چقدر زمان میبره !

        البته ناگفته نمونه، شکستن دستم باعث شد که مدتی نتونم کامنت بزارم که خودش حکایت جالبی داره که یه اگاهی خیلی خوب گرفتم.

        اما قول میدم که یه روز کامل داستان هدایتم رو مینویسم.

        فعلا منتظر نتیجه نهایی هستم که با سند و مدرک عنوان کنم?

        و دوست دارم یه قول دیگه اینجا بدم…

        میخوام کتابی بنویسم که، استادمون بعد از خوندن کتابم با لبخند رضایت بخش بگه:

        “این شاگرد من هست”

        قشنگ اون حس شادی و رضایت رو در وجود استادمون حس میکنم که چنین شاگردی رو هدایت کرده??

        ممنون که بیاد من هستی ?

        دوستت دارم ، سمیه عزیزم???

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
        • -
          سمیه رازگردانی گفته:
          مدت عضویت: 2819 روز

          بنام الله یکتا

          سلام قشنگ من

          خیلی خوشحالم از این که داری کتاب می نویسی، وای خدای من چه شود کتاب شما، مطمئن هستم خدا هم برات دست می زنه و بهت افتخار میکنه، بیصبرانه منتظر هستم که کتابت را بنویسی و معرفی کنی و من افتخار کنم که دوست نویسنده این کتاب معروف هستم

          ولی منتظر کامنت هات تو ۱۲قدم هستم

          ان شاءالله خدا برات بسازه عزیزم

          دوست دارم نازنین من

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      زهرا براتی گفته:
      مدت عضویت: 2817 روز

      سلام دوست معنوی و توحیدیه من،که خیلی وقته از کامنتهای زیبات خبری نیست،ومن هرچند وقت میام و کامنتهای قدیمی ات رو میخونم و انرژی میگیرم و برات آرزوی بهترین ها رو دارم،امیدوارم به زودی کتابی که بهت الهام میشه رو بنویسی و شاهکار کنی،

      چون تو لایق عزت و موفقیت هستی،

      امیدوارم هرجاهستی شاد وسعادتمند باشی💕

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        ۱۰۸ گفته:
        مدت عضویت: 2978 روز

        سلام زهرای عزیزم😊🌹

        سپاسگزارم، و خدا رو شکر میکنم ، دوستانی دارم که در قلب هم جای داریم.🌹

        میدونم فعالیتم خیلی کم شده! اما واقعا تمام انرژی و وقتم رو گذاشتم برا کلاسهای ترجمه قرآن…

        من حرف استادمون رو گوش دادم اونجایی که گفتند: اگه میخواید بهتر قانون و کلام خداوند رو بفهمید خودتون برید تحقیق کنید.

        و این کلیدی بود که ذهن من رو روشن کرد تا خودم برم و از پایه یاد بگیرم.

        درسته شاید دوسال دیگه طول بکشه،اما مهم نیست. …

        مهم اینه که دارم لذت میبرم از آگاهیهایی که طی دوره های آموزش قران میبینم.

        هر صبح که یه صفحه قرآن رو باز میکنم و با همون اگاهی اندک و زبان الکن! جسته و گریخته بعضی از کلمات رو معنا میکنم ،یه حس شور و شوق درونم بوجود میاد.

        وقتی میبینم ،خودم میتونم بفهمم(بدون واسطه) که خالقم چی گفته، احساس امنیت و ارامش میکنم.

        و چقدر متاسف میشم وقتی میبینم در بعضی از ترجمه ها چیزی رو گفتند که اون چیزی نیست که خداوند فرموده !بلکه بیشتر تفسیر نوشتند!

        و بیشترین لذتی که میبرم اینه …

        تمام سوالاتی که قبلا در ذهنم داشتم، و نمیتونستم جواب درستی دریافت کنم رو،با خوندن قرآن و الهاماتی که به قلبم میشه ،دریافت میکنم!!!

        میخوام یه آگاهی جالب رو برا شما دوست عزیزم عنوان کنم:

        جالبه در قرآن گفته شده: آدم و زوجکَ، یعنی آدم و همسرش.

        برای من این سوال پیش اومد چرا گفته نشده : آدم و زوجهِ!

        چون در زبان عرب برای مونث “هِ” استفاده میشه.

        یعنی دقیقا عنوان نشده که ادم و همسرش ،که زن بوده!

        البته هنوز دارم تحقیق میکنم و منتظرم به آیات دیگه برسم تا بفهمم آیا در همه موارد اینگونه مثال زده شده یا فقط در مورد ح ادم اینگونه خطاب شده!

        چون اگه اینطور باشه از کجا بفهمیم که اصلا ح آدم مرد بوده!!

        چون در آیه ۱۰۲ بقره اومده:

        البته قسمتی از ایه

        مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّینَ

        ﺍﻣﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﻲ [ ﺍﺯ ﺳﺤﺮ ] ﻣﻰ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.

        اینجا دقیقا ؛منظور مرد و همسرش ( که زن هست رو )ذکر کرده.

        البته هنوز درام تحقیق میکنم و نمیتونم قطعا چیزی رو بگم!

        اما این اگاهی هایی که از قران میگیرم برام خیلی جالب و راهگشاست.

        امیدوارم که یه روز بتونم کلام خدای مهربون رو بدون هیچ تفسیری و نظر شخصی ترجمه کنم.

        از خدای مهربون …

        عشق آرامش و شادی رو براتون خواستارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          زهرا براتی گفته:
          مدت عضویت: 2817 روز

          به نام خدای هدایتگر

          سلام دوست عزیز و ارزشمندم

          بی شک مسیری که داری میری باید خیلی جذاب و عرفانی باشه که اینقدر تمرکز شما رو گرفته،وشما لذت میبرید

          امیدوارم یک روزی که بسیار نزدیکه،از ترجمه های شما هم استفاده کنیم

          .وکتابی رو که شما بااین بیان شیرینتون بنویسید،چه میشود👍،

          قرآن کتاب هدایتگر است ،برای کسی که به نیت درست به سمتش میره ،

          و شما هم که بنده ی بینظیرش هستی،

          واینقدر قلم زیبا و ذهن بازی در نوشتن کامنتها دارید،که برای من واقعا تحسین برانگیز و تاثیر گذار هست،

          خیلی خیلی ممنون میشم حداقل هر چند وقت از آگاهیهای قرآنیتون برای ما مطلب بزارید،

          انشالله هرجا هستید و هر کاری میکنید،همیشه موفق و شاد و سلامت باشید.

          💜

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          Ramin گفته:
          مدت عضویت: 3564 روز

          سلام دوست عزیز

          اتفاقا من هم میخواستم مثل خانم براتی ازتون خواهش کنم تجربیات تحقیقتون رو با ما شیر کنید و وقتی نظری دارید برای ما هم بنویسید

          با توجه به سابقه ذهنی که از شما دارم، میدونم مطاابتون و نتایج تحقیقتون خیلی عالی خواهد بود

          البته من هنوز منتظر داستان رفتن به کردستان،و صبح زود ایستادن در داخل میدان رو یادم نرفته و منتظر بقیه داستان هستم

          موفق باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
          • -
            ۱۰۸ گفته:
            مدت عضویت: 2978 روز

            سلام دوست عزیز…

            چشم ،حتما اگه نتیجه قطعی و مستند گرفتم برای شما مینویسم.

            فعلا در مرحله آموزش هستم ،و هر چه جلوتر میرم قواعد پیچیده تر و سختتر میشه!

            مثل اینکه شما هر روز برا نیاز بدنتون آب میخورید،اما یه زمانی میخواید بدونید این مایع بی رنگ و بی بو که گواراترین (البته به نظر من) نوشیدنی هست از چی تشکیل شده! ؟

            کدوم قسمت از بدن ما نیاز بیشتری به آب داره؟

            در صورت نخوردن چه انفعالاتی در بدن بوجود میاد؟!

            تا چند ساعت و یا روز بدن ما میتونه بدون آب زنده بمونه؟!

            در کدوم قسمت از زمین آب بیشتری پیدا میشه؟!

            و خیلی سوال های دیگه..

            شاید در ظاهر این باشه که اگه ما درس شیمی رو یاد بگیریم میتونیم فرمول آب رو پیدا کنیم!

            اما اینطور نیست!!!

            اگه بخوایم تحقیقات جامع و کاملی از آب داشته باشیم، مستلزم اینه که علوم دیگه مثل زیست و فیزیک و حتی ریاضیات رو یاد بگیریم!!

            در سوال هایی که بالا پرسیدم میتونید دلیل اینکه چرا باید اشراق به علوم دیگه داشته باشیم رو پیدا کنید.

            حالا فکر کنید بخوایم تک تک کلمات (قرآن)رو بفهمیم و ترجمه کنیم و تازه بعد از فهمیدن تفسیر کنیم!!

            راستش گاهی یه جورایی وقتی به قواعد سخت( و بعضاً شنوایی )میخورم میترسم!

            اما یه چی درونم میگه :این پوسته سختش هست، که اگه اونو بشکنی درونش نرم و شیرین و لذت بخشه..

            به قول استاد عزیزمون:

            تو پای در راه بنه و هیچ مپرس، که خود بگویدت چون باید کرد.

            ممنون دوست عزیزم برای حضورتون.

            از خدای مهربون…

            عشق ،آرامش و شادی رو براتون خواستارم😊

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3532 روز

    درست الان در شرایطی قرار دارم که با عزت نفس می توانم حرکت کنم.

    عزت نفس خیلی باعث هدایت و حفظ احساس می شود.

    عزت نفس یعنی وقتی در شرایطی قرار میگیری که می خوای بگی ای کاش میگی خدایا شکرت که درسشو یاد گرفتم.

    این ای کاش درواقع بهایی این درس بود . و این گونه عزت نفس تقویت می شود و می توانم

    ذهنم را کنترل کنم و به احساس بهتر برسم.

    اینگونه می توانم افسار ذهنم را عزت نفس کنترل کنم.

    و عزت نفس یعنی ارزش واقعی من لیاقت واقعی من شایستگی واقعی من سرنوشت دلخوه من.

    عزت نفس یعنی احساس کنی خداوند در همه شرایط در کنارت هست .

    عزت نفس یعنی یگانه فرمانروای جهانیان همواره حمایتگر من است.

    و تنها روی ان حساب کنم. عزت نفس یعنی برگی بدون اذن او از درخت نمی افتد.

    عزت نفس یعنی عوامل بیرونی هیچ تاثیری روی زندگی ام ندارند.

    عزت نفس یعنی لذت بردن از زیبایی ها و رها بودن.

    عزت نفس یعنی اینقدر نخواهم خودم را نشان دهم و جلب توجه کنم.

    چرا واقعا هر کاری میکنم برای جلب توجه است . خوب است که فکر میکنم و ریشه ی افکارم را در می اورم .

    عزت نفس یعنی اتصال همیشگی‌ات به نیرویی را باور داشته باشی که‌، منبع همه راه‌حل‌هاست و حتی اگر کاری را بلد نباشی‌، حتی اگر هیچ تجربه‌ای از موضوع مورد علاقه‌ات نداشته باشی‌، آن نیرو دستت را می‌گیرد‌‌، حامی‌ات می‌شود و تو را به مسیر راه حل‌ها هدایت می‌کند.

    عزت نفس یعنی حمله کردن به ترس های واهی.

    اکنون خیلی بهتر اهمیت عزت را درک می کنم. عزت نفس خیلی پایه و مهم تر از این حرفاست.

    خیلی درونی و عمق زیادی دارد.

    عزت نفس یعنی من خودم را به دست خداوند بسپارم و به رب اعتماد داشته باشم .

    عزت نفس یعنی اینکه من تنها نیستم و یک رفیق خوب همیشه در کنارم است تا از هیچ زندگی ام را بسازم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    صدیقه گفته:
    مدت عضویت: 2798 روز

    سلام …. من یک سوالی ذهنم رو مشغول کرده اینه که با توجه به این که استاد همه تصاویر و کلمات روی لباسشون رو مفهومی انتخاب می کنند ..تصویر روی لباس این جلسه اشون چه مفهومی داره ؟ ببخشید که خیلی بیربطه … ولی خیلی ذهنمو درگیر کرده..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3165 روز

    سلام

    من از قسمت نشانه امروز به این فایل هدایت شدم

    از خدا خواستم هرآنچه که لازم هست رو برای موفقیت و پیشرفتم یا به عبارتی قدم بعدی زندگیم رو بهم بگه، اگر کم و کاستی دارم و

    دقیقا به هرآنچه نیاز داشتم هدایت شدم . من فوبیا داشتم و کوچکترین استرس واکنش چندین برابری برای من داشت طوری که بخاطر نفس تنگی و تپش قلب حتی نمی تونستم کاری کنم . تنها خواب و یا مراقبه بی ذهنی (متن پیشین یکی از فایل های آرامش در پرتو آگاهی) آرامم می کرد اما دوباره همون دلهره ها بر می گشت

    این فایل رو که گوش دادم قلبم آروم شد ولی ایده خاصی نداشتم فقط دوست داشتم بشنوم چون دقیقا موضوع من بود حتی خودم رو مجاب کردم کاری رو که به خاطر ترس به تاخیر انداخته بودم انجام بدم و ۷۰ درصد کار رو امروز پیش بردم

    من در طول روز گاهی چندین فایل گوش میدم اما دوباره دستم به پلی گوشی خورد و همین فایل تکرار شد، بازم مشتاقانه دلم میخواست بشنوم به همون اندازه برام تازگی داشت

    از خدا خواستم که کمکم کنه تا همونطوری که بدون دارو و فقط با توجه به نکات مثبت و زیبایی ها افسردگیم رو درمان کردم این اضطراب رو هم حل کنم

    چون وقتی از قانون برای درمان استفاده میکنم دیگه از برگشت اون شرایط نمی ترسم انگار بهش میگم راه حل و درمان دست منه و هر لحظه و هر شرایطی می تونم حالم رو عالی کنم

    اما دلهره و اضطراب و نفس تنگی نمی ذاشت حالم خوب بمونه ولی بخودم گفتم حتما راه حلی داره . از چگونگی شیوه حل مسائل یاد گرفته بودم و باور کردم که راه حل هر مسئله ای در دل همان مساله هست.

    همون طور که غول افسردگی رو فقط با راه حل ساده تمرکز بر نکات مثبت درمان کرده بودم به خودم گفتم از پس همین هم بر میام . اصلا این مساله اومده تا من با حلش جهان رو گسترش بدم

    نجوای غیرقابل حل بودن رو در ذهنم خاموش کردم و رها کردم از خداوند هدایت و کمک خواستم و به دنبال دیدن زیبایی ها رفتم

    نمی دونم این فکر از کجا شروع شد از کجا به این جمله، این باور قدرتمند کننده هدایت شدم

    یاد انیمیشن شجاع دل یا brave افتادم و گفتم شاید این طرح رو آماده کنم کاراکتر مورد علاقه منه . و یهو گفتم بله من شجاع هستم . من از هیچ چیز نمی ترسم .

    برای اولین بار که جمله رو گفتم قلبم لرزید دوباره حس کردم نفسم تنگ شده . من حتی از کلمه ترس هم می ترسیدم

    به خودم جسارت دادم این جمله بظاهر منفی رو تکرار کنم (بخاطر وجود کلمه ترس) قلبم بهم گفت همین جمله رو تکرار کن . من باید ترسم رو قبل از هر چیز نسبت به کلمه ترس بشکنم. من باید این کلمه غول شده رو برای خودم بشکنم و کوچیک کنم

    این بار محکم تر از قبل گفتم من از هیچ چیز نمی ترسم چون خدا با من است. توحید، انگار آرامش و راه حل و خلاصه همه چی هست. شاید یک دلیل محکم و منطقی برای ذهن من بود . همین که گفتم من نمی ترسم چون خدا با من است قلبم آروم شد. و اون ترس ها شکسته شد . ریتم قلبم و تنفسم طبیعی شد . انرژی من، شادابی من کم کم برگشت . دیگه میدونم وقتی نشانه های دلهره شروع میشه یا در ابتدای هرکاری و هر هدف جدیدی که دلهره میگیرم که باعث میشه قبل شروع کار خسته شم و با انجامش ندم . این جمله رو تکرار میکنم من از هیچ چیز نمی ترسم چون خدا با من است . من خدا رو دارم خدایی که مهربان ترین مهربانان و هدایتگر من به سمت نعمت ها و درستی ها و نیکی ها و زیبایی هاست. مشتاقانه منتظر قدم و هدایت بعدیش هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    علیسان گفته:
    مدت عضویت: 2666 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام

    امروز بعد برگشت از یه مسافرت کوتاه و پر از درس بلند شدم و انرژی خوبی دارم

    خدارو فقط باید شکر کرد که مارو در دنیایی خلق و قرار داره که اگه در مدار رشد قرار بگیری میتونه یه لحظه ش تو رو تا جایی از صعود کمالی ببره که اگه مسیر صعود رو نگاه کنی کلاه از سرت میفته

    مثل اعجوبه ای بنام حر بن ریاحی که به اختیار خواست که در مدار اولترا قرار بگیره و لحظه ای چنان اوج گرفت که امروز هم وقتی بخواهیم از حقیقتش بدونیم و نگاش کنیم واقعا کلاه از سرمون میفته

    در مسیر خدای عزیز و کریم باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مینا یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 2378 روز

    سلام من حدود دوماه هست که هرروز فایلهای استاد راگوش میدم وبه گفتهاشون تااونجایی که بتونم عمل میکنم روی باورها.تجسم کردن. خیلی خوب بوده ولی چیزیهایی که تاحالا به چشمم نیومده الان بادید باز میبینم وخداروشکرمیکنم بابت دوباره متولد شدنم.ولی یه سوال دارم برای ماکه نمیتونمیم دورها روبخریم چهجوری پیشرفت داشته باشیم من الان تو کسب وکارم موندم بهم گفتن تبلیغ کردم خواهش میکنم یه ارفاقیهم به ماها که نمیتونیم این دورهارو تهیه کنیم بکنید ممنون میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      احسان چیانی گفته:
      مدت عضویت: 2871 روز

      من الان پول دارم ولی میدونی چیزی که هست حتی خرید از استاد نیاز به زمان مشخص و دقیقی داره که من الان سه ماهی است که منتظر هدایت خداوندی هستم به سمت قدم 5 پنجم و الان شما قدم پنجم را خریده آید یعنی خداوند در حق شما واقعا یک لطف کرده ؛ اگر تا الان قدم 1 تا پنج را خریده آید مطمئنن به قدم ششم هم هدایت میشوید و همین طور بالاتر و بالاتر و بالاتر از هر نظر .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    ملیکا ص گفته:
    مدت عضویت: 2428 روز

    باسلام به استاد وخانم شایسته وهمه عزیزان وهمه خانواده های خوبم،اگه کسی باتلاش پولی روبدست بیاره و کس دیگه ای باکلاهبرداری اون پول روببره،تکلیف اون پول چی میشه؟؟؟ایاحق اون ادم کلاهبردار بوده؟(جدا از اینکه میدونم باورهای خود شخص باعث اومدن اون ادم توی زندگیش شده)ایا اون پول برمیگرده یانه؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: