مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد رازی گفته:
    مدت عضویت: 2216 روز

    چه ترس هوایی داشتید و چطور برای ها غلبه کردید؟

    همه ترس دارن درحالی که ترس دارن عمل میکنن

    اگر یک کاری برات مهمه باید بهاشو پرداخت کنی و با ایمان عمل کنی

    ترس ها توهم هستن و جلوی اقدامات رو میگیرن

    ترس نگرانی ، دودلی ابزار شیطانه

    باید با ورود به دل ترس ها بر اونها غلبه کنی

    ترس الان من جلوی دوربین آمدن هست، چون کمالگرا شدم و از قضاوت افراد می ترسم

    باید قدم به قدم آگاهانه برم تو دلش اگر نه خودبه خود برطرف نمیشه و دنبالت میاد

    به اندازه ای که ایمانتون قویتر بشه ، ترس ها کمتر میشه و به همون تناسب نتایج بیشتر میشه

    وقتی از مسیر دور میشی دوباره ترس ها زیاد میشه و فیریز میشی و جرعت کارهای بزرگ ازت گرفته میشه

    ترفند پونزی:

    هررررررر پیشنهادی که بهت شد که دیدی یک سود غیر معقول داره، یا فروشنده یک کالا تو رو ببره تو یک فاز حولولا که اگر الان این خرید رو نکنی ضرر می‌کنی

    تا اینجور پیشنهادات شد، حتی نزار صحبت اون فرد تکمیل بشه و از اون محل دور شو

    اگر نه طمع می‌کنی و تو دام میوفتی

    حالا این هزاران مدل داره مثلا کورش کمپانی

    یا یکی بیاد بهت بگه این کالاها رو از بندر گرفتم و الان میخوام برم سر راهم این کالاها رو یک چهارم قیمت میدم که بارم تمام بشه ، اینم یک مدل ترفند پونزی هست و داره از قوه طمع افراد استفاده می‌کنه!!!

    پس هر زمان تو هر خرید و معامله پیشنهادی شد که با خودت فکر کنی اگر الان نزنم تو گوشش این سود میپره، بدون اون عمل اشتباهه و داره از باور کمبود و طمع آب میخوره.

    فقط افراد در مدارهای پایین تو دام این ترفند میوفتند که همش میخوان با یک خرید و راهکار اینجوری به سود برسن.

    استمرار ، استمرار استمرار ،ایجاد باورهای مناسب، مقاومت نداشتن، کنترل ورودی های ذهن و جلوی حرف های بیهوده رو بگیری که ورودی نامناسبه

    اینکارها ظرف وجودت رو آماده دریافت میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سید عبداله حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2266 روز

    به نام الله یکتا و مهربان.

    سلام به استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز.

    وقتی آدم قانون تکامل را بدونه سعی می‌کنه از زندگیش لذت می‌بره و اتفاقات خوب خودشون از راه می‌رسند نیازی نیست که زور بزنیم.

    من 15 ساله بودم یکی از دوستام اومد یه پیشنهاد بهم داد که من تو یه شرکتی کار می‌کنم پول خوبی هم بابت کارمون میده شرایطش هم خیلی عالیه

    ولی اولش باید یه مقدار پول به مبلغ 500000تومان

    پرداخت بکنی تا بتونی عضو بشی یه دو هفته ای رو مخ من داشت کار می‌کرد و منم دیگه خیلی وسوسه شدم که عضو بشم و از اونجایی من آدمیم

    که تو کارها با دیگران مشورت میکنم اومدم با پسر

    عموم مشورت بکنم ایشون گفت این کار را انجام نده من خودم، ازم 500000تومان بردند و دیگه

    نمی‌تونم بگیرم یعنی پیداشون نمیشه که بگیرم

    گفتم اصل قضیه چی هست، گفت این یه شرکتی هست به نام گلد کوئست جوون های مردم را

    با حقه بازی به طور میندازنشون و کلاهبرداری می‌کنند و پولاشون را می‌برند و من همون‌جا از پسر عموم تشکر کردم و کلا منصرف شدم.

    کسی که قوانین خداوند را بدونه هیچ جوره گول این ترفند ها را نمی‌خوره هر چی هم اون شرکت

    امنیت داشته باشه، من موقعی که تازه با این قوانین شدم این باور، خود باوری، باور به توانایی هام، اینکه یه خدایی هست، قوانینی هست،

    دیگه تا ته داستان همه چیز را خوندم و خیلی هم

    سپاسگذاری می‌کنم چقدر خوبه آدم دیگه زندگیش را خودش میتونه خلق کنه چه نیازی به این داستان‌ها هست.

    من چند وقتی هست که دارم دوره روانشناسی ثروت 1 را کار می‌کنم واقعا این دوره فوق العاده و بی نظیر هستش به قول استاد وقتی این دوره را یا دوره های دیگه را کار کنی کمترین اتفاقی که می‌افته اینه که گول این داستان‌ها را نمیخوری واقعا این دوره جوری ذهنم را تنظیم میکنه که دارم

    از همین سرمایه ای که دارم از همین شرایطی هستم کسب کارم را شروع کردم ترس‌هام کمتر شده و با احساس خوب دارم مسیرم با قانون تکامل سیر می‌کنم و بسیار هم برام راضی کننده هست

    استاد عزیزم از شما و خانم شایسته عزیز نهایت سپاسگذاری را دارم.

    در پناه حق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سیده ملیکا مرتضوی گفته:
    مدت عضویت: 1043 روز

    به نام خدایی که هرچه دارم از اوست

    سلام استاد عزیزم

    امیدوارم عالی باشین …

    این روزا کلی تمرکزی رفتم سراغ فایل های معرفی محصول قانون سلامتی شما …و چقدر چیز یاد گرفتم …

    از طریق ایمیل یکی از دوستان به این صفحه هدایت شدم و باخوندن کامنتشون دقیقا فهمیدم موضوع فایل چیه درحالی که تا قبلش با خوندن اسم فایل فکر کردم فایل جدیدی روی سایت بوده که من ندیدم …

    خلاصه با فهمیدن کلیات این فایل یاد یه خاطره ای افتادم …یعنی دوتا که دوست دارم بگم …

    نزدیک یک سال و خورده ای پیش مامانم توی تلگرام آگهی پیدا کرد که دقیقاترفند پونزی توش اجرا شده بود و من که از اون توسط فایلای شما آگاه شده بودم بلند بلند خندیدم و گفتم …آخه اینقدر آدما سادن…حداقل یکم پیچیده ترش می‌کردن که ملت آگاه رو به چالش بکشه …حتی زحمت ندادن یه کوچولو خلاقیت به خرج بدن و همون ترفند و عینا آوردن…مامانم که نمیدونست بازی چیه گفت داری درباره ی چی حرف میزنی ؟ گفتم مامان این اسمش ترفند پونزیه که یه کلاه برداری بزرگهو براش یکم توضیح دادم ….مامانم زد توی اینترنت و دربارش خوند و بعد با تعجب بهم گفت باورت میشه من باور کرده بودم …بعد بغلم کردو گفت تو اینا رو از کجا میدونی ؟….

    اون روز خیلی به خودم افتخار کردم ….

    اما این موضوع هنوزم توی ایران رواج داره …

    6ماه پیش داداشم سرگردان اومد خونه و گفت من 11دلار میخوام …

    گفتیم چرا و چی شده …گفت میخوام نمیدونم تتر بخرم و یک اپی هست که دو برابر سود میده میخوام سرمایه گذاری کنم و فلانی کرده بهمانی کرده و این ماه یه فرصته ….

    بهش گفتم داداش اینا همش الکیه …یه بازیه و تو نمیدونی …شاید اینا ماه آخرشون باشه بالاخره همه ی پولارو بالا میکشن …

    اون قبول نمیکردم میگفت نه بهمانی این کارو کرده باهاش ماشین خریده حالا که سود دوبرابر شده ماشین رو فروخته ریخته توشو و از این حرفا …

    خلاصه دو یا سه هفته ای گذشت و داداشم ول نمیکرد …

    یه شب دیدم تمام پولاشو داره میریزه روی هم و هرچی پس انداز داشت گذاشت تا ببینه میتونه خودش 6 تومن جور کنه برای اول کارش یا نه …کما اینکه 3 دلار خود اپ بهش برای ورودش جایزه داده بود و وسوسه کرده بود تا حتما اون 10 دلار دیگه رو بده ….میگفت همه بچه های شرکت توشن و 100 ملیون 200 ملیون توش سرمایه گذاری کردن …و اون شب از منم کمک خواست …

    اون شب حدودا دو ملیون جمع کرد از کل پس اندازی نقدی که داشت …اون داداشم هم یکم گذاشت …و داداشم منو هم وسوسه کرد و گفت تو هم اگه میخوای پولت دو برابر بشه بیا بزار …تو چیکار داری …من ماه دیگه دو برابر پولتو بهت میدم …من که اصلا نمیخواستم ولی ذهنم وسوسه ام میکردو هی بهم میگفت حالا ماه دیگه میبینی پول اون دو برابر شده همش بهت میخنده و کلی از این حرفا …خلاصه نجوا های ذهنی تموم نشدنی بود …من یکم پول توی کارتم بود اما وقتی دیدم داره پولای نقدو میشماره یادم افتاد به اون 40 تومنی که برای کتابای استاد گذاشته بودم کنار تا بعد تموم کردن فصلی که از سایت خریدم فصل بعدی رو بخرم …اون موقع هر فصل 40 تومن بود …پاکت رو برداشتم که برم به داداشم بدم که یوهو به خودم اومدم و گفتم این پول استاده ها ملیکا …استاد گفته اینا همش کلکه …حاضری این پولو بدی ؟ بعد یه نجوایی اومد و گفت بهش گوش نکن ماه دیگه با 80 تومن میتونی دو تا فصل از کتابای استادو بخری ….

    ولی از طرفی یه حسی بهم میگفت حرف شما درسته و این یه کلاه برداریه …

    خلاصه اخرش به خودم رو کردمو گفتم …

    من اصلا روی این پول حساب باز نمیکنم …میدونی چیه اگه الان این پولو به داداشم دادم و موفق نشد اصلا حرفشم نمیزنم که من پول دادم اگرم موفق شد بازم حرفشو نمیزنم ….میخوام این پولو به عنوان بها بدم ….

    اگر حرف استاد درست بود و اون یک کلاه برداری بود …بهای یادگرفت این مسئله و جلوگیری از کلی ضرر مالی رو دادم ….و البته که ایمانم به قوانین خداوند و حرف استاد بیشتر شده

    اگرم موفق شد که به احتمال 1درصد امکان داره …حالا هر وقت شد به بعدش فکر میکنم …میدونم که نمیشه …

    خلاصه

    اون شب 2 ملیون جمع شد و مامانم نزاشت که طلا هایی که خریده بود رو بفروشه و اون پولا بعدا آروم آروم خرج شد …

    و ما هیچ پولی به اون به قول خودشون سرمایه گذاری ندادیم …

    یک ماه بعد گندش در اومد، هر کی هرچی پول ریخته بود دیگه فقط یه عدد دیجیتالی روی صفحه موبایلش داشت …نه میتونست تبدیل کنه …نه میتونست برداشت کنه …

    جالب اینجا بود که فقط کسایی که میخواستن برداشت کنند فهمیده بود چه کلاهی سرشون رفته و هنوز اون سایته برای اینکه پول بهش بدی باز بوده و معلوم نیست چقدر تا بعد ها آدم بهش اضافه شده …

    علاوه بر اون بعدا فهمیدیم که. آقا تا قبل اون …اون سایت پول ها رو یک و نیم برابر میکرده و بعد یکی دو سال، توی ماه آخر اعلام کرده که تا ماه دیگه پولتون دو برابر میشه و اینجوری مردم رو وسوسه کرده و بعد همه پولارو جمع کرده و رفته ….وقتی این خبرو شنیدم …باورتون نمیشه چقدر خوشحال شدم …

    ما که پولی نداده بودیم …ضرری هم نکردیم اون پولی هم که من دادم در واقعیت نرفته بود برای اون کار …اما من دیگه حرفشم نزدم و گفتم اون بها رو دادم تا ایمانم به استادم بیشتر بشه …تا این قانون رو بهتر یاد بگیرم ….

    راسشو بخواین …

    انگار الان یه چیزایی برام واضح شد که آدمایی که باهوش ترند از این ترفند برای گرفتن خیلی چیز های با ارزش استفاده می‌کنند…

    مثلا پیشنهاد هایی که به من شد و همین سال 1403 درگیرش بودم و به معنای واقعی زمانمون دادم حالا تازه من قبول نکردم …تازه من پا ندادم به اونا …و فقط زمانم دادم اونم چون خودم کامل غرقش کردم و درگیرش بودم …از خدا کمک میخواستم اما مثل اینکه چشماتو ببندی و توی دریا فقط دست و پا بزنی و داد بزنی که کمک میخوای …خداوند طناب نجاتو برات فرستاده ولی تو از بس غرق در آبی و چشماتو بستی و برای خودت خیال های غرق شدن میکنی نمیبینی ….دقیقا اینطوری بودم ….

    الان انگار خدا بهم گفت ملیکا …ببین با طمع دنیا میخواستی توی این چاه عمیق بیوفته و من نزاشتم …

    دوست دارم دقیق تعریف کنم …

    رئیس یک شرکت چون میدونست من دختر باهوش و ایده پردازی هستم …خیلی بهش سود میرسونم بهم پیشنهاد داد که توی شرکتش کار کنم و در آینده بهم مدریت اون مرکز رو بهم میده ….

    اما فقط این نبود …

    اون بهم گفته بود که اگه به هوسش جواب مثبت بدم بخشی از شرکتش رو به نامم میکنه و منو میکنه همه کاره ی خودش …حتی دیگه لازم نیست دانشگاه برم و چمیدونم امتحاناتم و کلاسام حله و فلان و بیسار …و چون میدونست من آدم قابل اعتمادی هستم وعده های سنگین بهم می‌داد و قول می‌داد زیرش نمیزنه …

    من از همون اول سفت وایسادم …البته که اون خیلی باهوش بود و همه رو یوهو نگفت و آروم آروم شروع کرد و تا حد اینکه زمان و فکر و ذهن منو برای 4تا5 ماه بگیره هم موفق شد اما نه همشو و به خاطر با تجربه بودن مادرم و مسافرتای تابستانی که رفتیم و خیلی از تصمیم ها که من برای امتحاناتم یا مدتی برای خودم به دیدنش نمی‌رفتم و یا چون دوست نداشتم رابطه ای جز استاد و شاگردی بین منو اون باشه اصلا باهاش تماس تلفنی یا چت نمیکردم…و اینکه جدا بشم و دیگه بهش فکرم نکنم رو برام راحت تر کرده بود ولی نمیتونم بگم واقعا…

    که انگار جادو شده بودم …البته اینم بگم که تمام اتفاقات و کار ها و حتی حرفایی که اون به من زد برای من اولین بار بود و انگار برای اون چندمین بار …با این حال نتونست موفق بشه و چندین ماه بعد وقتی فهمیدم که با دختری دیگه اینکارو کرده….

    خیلی بدم اومد و بعد فهمیدم وای این خلا فقط مال الان نیست و به چندین سال پیشم بر میگرده که بهترین چیزارو از دست داده …. قضیه همینه و گویا این الگو این فرده …. که قبلا هم تجربش داشته

    البته که با تمام این وجود من درونن بخشیدمش و قلبا براش بهترین ها رو آرزو میکنم …و دروغ چرا …دروناا دوسش دارم چون اون کمک کرد من خودمو بیشتر باور کنم …خودم بهتر بشناسم ..

    …اون آدم بدی نیست …فقط قوانین رو نمیدونه و هر بار کلی از جهان چک و لذت میخوره و حالیش نمیشه …و بازم اشتباهاتش تکرار میکنه ….

    راسش

    همون موقع هم سعی می‌کردم با قوانینی که از استاد یاد گرفتم همه چیزو بسنجم …

    مثلا وقتی بهم میگفت باید مثلا کنترول کنی (دروغ گفتن رو میگفت کنترول ) بهش میگفتم این کاری که شما از من میخواین پر از مخفی کاری و دروغ گفتنه …میگفت خب باید آدم به خاطر چیزایی که میخواد بها هم بده …

    همون لحظه به خودم گفتم ..بهاش..نگرانی و اتفاقات بد و آرامش منه ؟ صد سال سیاه نمیخوام …این بهای سنگینیه ..و ای کاش اونو بلند میگفتم …

    خلاصه حالا فهمیدم که این مغز چقدر حساسه سر این ترفند ترس و طمع …از طرفی اون جوری رفتار می‌کرد که اگه کاری که بهت میگم نکنی منو از دست میدی و منو میترسوند…به صورت کاملا درونی هااااا و از طرفی منو با. طمع وسوسه می‌کرد….البته که ازشون خیلی چیز یاد گرفتم و اینکه اون واقعا منو مجبور نمی‌کرد و البته که خدا هم خیلی مراقبم بود و به خدا همیشه میگم اصلا اسم سال 1403 رو همین گذاشتم که ؛(” خدای من، همونجور که برای یوسف پیامبر ،خدایی کرد ،برای منم خدایی کرد و منو محافظت کرد “)

    خدایاشکرت واقعا ….

    عاشقتونم …

    از همون روزی که اون ماجرای سایت و ترفند پونزی و دود شدن کلی پول همکارای داداشم اتفاق افتاد …میخواستم این کامنتو بنویسم که حالا موقش بود …

    مرسی استاد عزیزم …عاشقتونم …

    ممنونم که هستید …

    در پناه الله یکتا باشید …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 383 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

    (خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

    (خداوندی که) مالک روز جزاست.

    (پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم.

    ما را به راه راست هدایت کن…

    راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.

    خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا

    استادددد گرامی مچکرممممم

    شکر خدا که امروز هم تونستم گام چهار پروژه رو پیش ببرم ، شکر خدا تو زندگی من ترس کمرنگ تر از طمع بوده و اکثر اوقات باوجود ترسیکه میومد سراغم سعی می کردم برم تو دل مسایل و از چالش ها لذت می بردم و از این بابت خیلی حس خوبی دارم و الان هم دوست دارم حتی جسورتر از قبل بشم در مورد قانون پونزی هم باید بگم که من خداروشکر هیچ وقت تحت تاثیر حرفای شرکت ها و افراد سودجو قرار نمی گرفتم وو اگر پیشنهادی به من می شد من قبول نمی کردم و می گفتم دوست دارم خودم با سرمایم کار کنم و واقعا به این معتقدم که هرکی وعده سود بزرگ می ده یه جای کارش می لنگه اما یه مساله ای که بارها برام تکرار شده و منو به عقب برگردونده طمع من و عجول بودن و رعایت نکردن قانون تکامل بوده! من از کودکی توسط اطرافیانم تشویق می شدم چون درسم خیلی خوب بود و سریع همه چیز رو یاد می گرفتم و انتظار بالایی از خودم در ذهنم برای خودم تعریف کرده بودم و الان می فهمم که چقدر به این دام افتادم چون حس می کردم من با بقیه فرق دارم و من باید سریع موفق شم و… الان هم وارد هرکاری می شم خیلی زود درگیر عجله و اهداف بلند می شم و با وجود اینکه خیل هم در ابتدا عالی شروع می کنم اما به دلیل تعریف انتظارات خیلی بالا کم کم احساسم بد میشه و کار رو خراب می کنم چون این یه قانونه که احساس بد= اتفاقات بد

    یه دلیل انتظارات نامعقول من از خودم تشویق و تحسین زیادی در کودکی هست به نظرم و یه دلیل دیگش دلسوزی بیجا نسبت به دیگران هسست. البته نسبت به قبل این موضوع کمرنگ شده چون متوجه شدم که پازل زندگی هر فردی رو خودش میچینه و من نمی تونم دنیای بقیه رو تغییر بدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    راضیه راضیه گفته:
    مدت عضویت: 3738 روز

    به نام خدا….

    توی بحث لاغری…..چون همیشه با اینکه چاق نبودم می خواستم لاغر بشم و همیشه راه ورزش زیاد کردن اینها رو امتحان کرده بودم ولی نتیجه ای نگرفته بودم و البته همیشه دنبال نتیجه سریع بودم اما خدا هدایت کردم به سایت لاغری با ذهن که دوره داشت باشه همراه شدم و آنقدر از مسیر لذت بردم که یک روز به خودم اومدم دیدم لباسهای که برام تنگ بود گشاد شده و همه میگن چقدر لاغر شدی و اصلا متوجه نشدم چقدر زمان برد چون قانون تکامل رعایت کردم….‌

    یا توی رانندگی اون اویل که خیلی دوست داشتم و فکر می کردم باید حتما بتوانم توی مسیرهای شلوغ رانندگی کنم یا حتما همون اول باید بتوانم ماشین بیارم داخل ببرم بیرون به خاطر رعایت نکردن قانون تکامل نه تنها ترسهام بیشتر شد چون ماشین خراش برداشت…..و تسلط نداشم و با دیدن شلوغ ترس بهم غلبه میکردم که رانندگی که عاشق بودم رها کنم ……

    اما بعد از یک مدت خدا هدایت کرد یک باشگاه یکم دورتر از خونمون که مسیرش خیلی خلوت بود ثبت نام کنم و دوباره شروع کنم چون عاشق باشگاه ورزش بودم حاضر نبودم غیبت کنم و میرفتم و رفتن اون مسیر چقدر باعث شد تکامل طی کنم و کم‌کم هی یواش یواش برام جاهای شلوغ تر و حالا به راحتی هر ا می خام میرم و چقدر بابام و مامان بهم اعتماد دارن خود بابام میگه ماشین ببر …..واقعا قانون تکامل توی این دو اتفاق خیل برام واضحه چون هم از مسیر لدتتت بردم و هم توانا ییی درست اساسی ساخته شد و عجله نکردم نخواستم چیزی به کسی ثابت کنم و واقعا نتایج پایداری لذت بخش بوده….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    Sara Ahmadi گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا ۚ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ

    و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، و خدا را از روی بیم و امید بخوانید، که یقیناً رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.

    بنام خدای دل‌بَرم، عزیزم، قشنگم…

    خدای بی‌نظیرم، خدای وهابم، خدای فتاحم…

    خدایا شکرت بابت این روز قشنگ و بارونی امروز،

    بابت این هوای عالی،

    بابت پاییز زیبا با رنگ‌های دل‌نشینش،

    بابت دنیای فراوانی؛

    در عشق، در آدم‌های خوب،

    در اتفاقات عالی و معجزات زیبا…

    بابت همزمانی های شیرین که لبخند خداست

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    برای ماشین قشنگم و برکتی که در آن برایم قرار دادی،

    شکرت برای رانندگی کردنم، مهارتم

    و لذتی که از رانندگی در این هوای بارونی می‌برم.

    خدایا شکرت بابت همسایه‌های خوب آتلیه

    که همه‌جوره به من احترام می‌ذارن و کمکم می‌کنن.

    خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم آفریدی.

    شکرت که تو اربابی،

    تو دستِ بالای همه‌ی دست‌ها هستی،

    و تنها انرژی‌ای که در این جهان جریان دارد، تویی.

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    و بابت آهنگی که پلی شد برای این حال خوب…

    هر وقت که بودی، همه‌چی قشنگ شد

    این‌قدر تو خوبی، میره بالا توقع

    هر وقت نبودی، من فقط زدم غر

    هر کجا زدم تو‌خاکی، تو زدی یه تلنگر

    نذاشتی هیچ‌وقت پر شم از تنفر

    فقط تو کاری کردی که زندگیم ورق خورد…

    با این آهنگ، حالم چندین برابر خوب شد،

    اشک توی چشم‌هام حلقه زد

    و با نام «یا فتاح» از خداوند می‌خواهم

    کمکم کند از ذهن به روح مهاجرت کنم

    و در ملکوت زندگی کنم…

    به قول معروف:

    «در میان باشم و تنها باشم»،

    فقط او را ببینم،

    او را بپرستم

    و تنها از او یاری بخواهم.

    خدایا تا جایی که آسمونت جا داره، شکر…

    و به قول سعیده‌جان شهریاری:

    رئیس، چاکریم ️

    شکرگزاری امروزم را اینجا نوشتم چون نشانه روزانه ام است و سپاسگزار خداوند هستم که ترس و طمع در رفتارهایم را شناختم

    و به یاری او بتوانم آنها را حذف کنم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    عفت غضنفری گفته:
    مدت عضویت: 1264 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان جانم

    تجربه من از داستانی شبیه به پونزی بر میگردیم به

    شاید بیست سال پیش که تازه این جریان شرکتهای هرمی اومده بود که من 50 هزار تومن در این شرکتها سرمایه گذاری کردم در صورتی که این مبلغ درآمد یک ماه یا بیشتر من بود و از دست رفت و درسی شد که گول طمع خودم رو نخورم ولی خواهر بزرگترم با وجود اینکه دید اون 50 تومن از دست رفت بازم این بار 500 تومن برد و اونم باخت در صورتی بود که اون پول رو قرض کرده بودن و در فقر زندگی میکردند و این موضوع رو بیشتر برای من یاد آور کرد که آدمهای فقیر گول طمع خودشون رو میخورند و نمی‌خوان تکامل طی نکنند و دوست دارن بدون تلاش مثبت و یک شبه بدون اینکه ظرف وجودی شون رو بزرگ‌کنن ثروتمند بشن

    والان بعد گذشت این سالها و آشنا شدن با قوانین خداوند این موضوعات رو بهتر از قبل درک میکنم

    با تشکر از خدای مهربونم که امروز من رو به این صفحه هدایت کرد

    چند وقت هست که تمام هدایت هام یه جورایی مربوط میشه به دوره روانشناسی ثروت 1 که تصمیم گرفتم پولش رو جمع کنم و از سایت تهیه اش کنم به امید خدای مهربونم

    به امید روزی که من هم با کار کردن روی باورهام و بزرگ کردن ظرف وجودیم و پا گذاشتن روی ترسهام به درآمد بالا برسم و از دستاوردهای براتون بنویسم

    الهه آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    الهام مسکرانیان گفته:
    مدت عضویت: 2921 روز

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته و همسفران عزیزم

    خدا رو شکر من فایلهای مصاحبه رو خیلی گوش می‌کنم و خیلی کمک میکنه به پیشرفتم چون پراز نکات عالی هستش، فایل امروز سفرنامه خیلی جالب بود از دیروز با همسرم داشتیم متن های جلسات محصول عزت نفس و کامنتهای دوستانمون رو در این محصول و مقاله های عزت نفس رو در بخش راهکارها رو تا ساعت ۳صبح میخوندیم

    از خواب که بیدارشدم و دیدم خانم شایسته فایل ۱۷رو برای سفر امروزمون گذاشتن کلی احساسم خوب شد و ایمانم بیشتر شد که دارم درست حرکت میکنم

    ???

    از دیروز که با همسرم باورمحدودکننده نبود احساس لیاقت رو در خودمون کشف کردیم و داریم روش کار می‌کنیم و درکمون داره بهتر میشه در مورد شناخت این باور که پایه و اساس هر حرکتی در زندگی هست. در مورد کارمون و مسائلی که بر ما گذشته از قبل تا الان رو واکاوی می کنیم تمام این مسائل به صورت ریشه ای بدون استثناء عامل اونها نبود باور احساس لیاقت هستش الان که دارم میشناسمش کم کم این باور محدودکننده رو و با این شناخت کوچک( چون هنوز خیلی راه داریم برای درک بهترش) به گذشته با این دیدگاه نگاه میکنم قلبم فشرده میشه و میبینم چطور دست و پایم رو پیچیده بود برای کوچکترین اقدام یا حرکتی اصلا اجازه نمی‌داد که تکون بخورم و الان دارم درک میکنم اون فایلهای رایگان استاد در مورد اعتماد به نفس رو که اوایل وارد سایت شدم و گوش میدادم اون موقعها مثل یه آرام بخش لحظه ای بود و اصلا درکش نمی کردم هر چند که الان هم لحظه به لحظه با تکرار این آگاهی‌ها درکم متفاوت میشه و باید با یادآوری از مسائل گذشته که با فقدان این باور ارزشمند بر ما گذشت به عنوان اهرم رنج برای پیشبرد

    اهدافمون استفاده کنیم

    باز هم دوست دارم اینجا از خانم شایسته مهربان بابت بخش راهکار مسائل زندگی که در عقل کل سایت هستش سپاسگزاری کنم نکته مهمی که امروز خیلی برام روشن شد از خوندن اون مقاله های پرمحتوا امروز درک کردم ساختن باورهای قدرتمند بود که ما هر حرکتی و هر تلاشی و برنامه ریزی برای هدفمون بدون ساختن باورهای قدرتمند کننده انجام بدیم مثل این میمونه که دوباره داریم همون اشتباهات گذشته رو تکرار میکنیم خدا رو شکر میکنم که امروز این نکته مهم و اساسی رو تونستم درکش کنم

    در پناه خدا شاد و ثروتمند باشید

    ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مریم قربانی گفته:
    مدت عضویت: 2930 روز

    سلام استاد گلم خانم شایسته نازنینم خانوادخ دوست داشتنیم

    دوستان کمترین اتفاق مربوط به آگاهی این فایل به نظر من آرامشی هست که با دانستن قانون بدست میاریم و دیگه مطمین هستیم که عجله راه به جایی نمیبره.پس صبورتر و در عین حال امیدوارتر راه رسیدن به ثروت بیشتر رابطه بهتر سلامتی و تک تک خواسته های دیگر رو طی میکنیم.

    دونستن قانون تکامل بزرگترین هدیه ای هست که این گروه به من هدیه دادند و این فایل برام یادآوریش کرد

    من تبدیل به مریمی صبور شاد و امیدوار شدم که ربطی به گذشتم دیگه ندارم چون اینبار ایمان دارم که به هر آنچه بخوام قطعا خواهم رسید.

    استاد عزیزم شما تصور هم نمیتونید بکنید که من ندیده چطور به شما و گروهتون علاقه مندم و دعای خیر روزانه بعد از دیدن هر فایل براتون میکنم.

    دوستان لطفا با دید وحی منزل به فایلها نگاه کنید اونوقت نتایج بی نظیرش رو تو زندگیتون ببینید

    هر جمله تو زندگیتون غوغا میکنه

    تکامل یعنی همین که فایلهای استاد و تجارب و صحبتهاشون هر بار عمیقتر تو وجودم رخنه میکنه

    دوستتون دارم

    در پناه خداوند وهاب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3650 روز

    سلام

    دوره دستیابی به رویاها و عزت نفس پایه تمام دوره ها هستند

    باور داشته باش به ارزشمند بودن خودت ودیگران که این باورهای عزت نفس است که مسیر را باز می کند برای قدمهای بعدی و پیشرفت خود

    منم نزدیک بود چندماه پیش گریبانگیر ترفند پونزی شوم که البته خیلی مخوف بود یعنی اصلا در حالت معمولی اصلا به ترفندپونزی شبیه نبود که خدا سریع به دادم رسید و یکدفعه به من گفت نکنه این ترفند پونزی باشد و …

    مثل ذره بین باید عمل کنیم با فکر و ریشه هر قضیه را بدانیم که چیه و بعد تصمیم بگیریم.

    هر چیزی که می خواهد سود بیشتری از بازار به ما بدهد را خوب فکر کنیم که همان ترفند پونزی نام می گیرد.

    من اگر ثروت 3 را مستقیم تهیه می کردم به این یشرفتها نمی رسیدم به نظر من حتما روانشناسی یک و دو و سه باید به ترتیب تهیه شود و عمل شود برای من که این طوری بوده است.

    در تمام زمینه های زندگی قانون تکامل را رعایت کنیم

    من به حرفهای استاد صد در صد ایمان دارم چه قبول کنم چه قبول نکنم باید همان طوری عمل کنم و می کنم.

    همیشه باید به قانون عمل کنم قانون همیشه ثابت است و همیشه بوده و هست.

    با استفاده از قوانین باعث می شود که پایین نیفتم و پیشرفت هم داشته باشم.

    کنترل ذهن و حرفهای جامعه را نشنیدن کلید موفقیت است.

    موفقیت ادامه دارد ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: