مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













به نام الله 🌼🌼🌼🌼
از روز اول سفرنامه خودم رو متعهد کردم که اول صبح به محض بیدار شدن ،فایل ها رو گوش بدم . کامنت بچه ها رو بخونم و کامنت بزارم . این یک ماه باورم نمیشه وقتی تو سایت مشغول بودم هر روز میدیم سه چها ر ساعت گذشته و من مشغولم . 😊😊😊 سرشار بودم از احساس خوب و حال خوبی داشتم .
امروز صبح بیدار شدم ،خیلی بی حال و حوصله بودم ،تا این که یادم امد دیروز جایی رفتم در جمعی بودم نا خواسته که کلی حرفهای منفی زدن و من با این که تلاش میکردم حواسم رو با چیزهای دیگه پر ت کنم ناخواسته در جریان قرار میگرفتم . 😑😑😑😑
و الان خیلی واضح تر متوجه شدم که استاد تو فایلهای اول سفرنامه از ما خواستن ادمهای منفی رو حذف کنیم . واقعا چه بلایی سر ادم میاد تو این جمعها !!!!!!
اومدم صبح کامنتها رو خوندم گفتم خدایا من هنوز خیلی راه دارم تا مدارم بالاتر بره . نباید بودن تو این جمع این قدر حالم و بد میکرد ولی خودم و شماتت نمیکنم و
قانون جهان همین . باید حواسم بیشتر به اطرافیانم باشه . استمرار ،استمرار ،استمرار ،ایجاد باورهای مثبت ،کنترل ورودی هایی ذهن اینها کلیدن . استاد واقعا بابد حرفهاتون با طلا نوشت و جلو چشم گذاشت تا یه لحظه هم غافل نشیم . 😊😊😊😊
امروز دلم یه عالمه شادی و حال خوب میخواد . خدا یا سپاسگزارم که هوامو داری ،بهترینم😍😍😍😍
بنام خداوند هادی
سلام خدمت استاد عزیزم.
سلام به خانم شایسته و تمام اعضای خانواده عباس منش.
استاد!
به یک نکته در مورد هدایت خداوند رسیدم که عرض میکنم.
هدایت کلاً، مثل مسیر ها و جاده ها در مناطق مختلف کوهستانی و کویری وجنگلی پر نور و کم نور و باشرایط مختلف آب و هوای میباشد…
ولی هدایت الله:
مسیر زیبا با آب و هوای پاک و تمیز و جاده های بسیار بسیار مناسب به همراه وسیلهای بسیار خوب و با شرایطی که احساس خوب ایجاد میکند و به راحتی هم طی میشود و نتیجه آن خوشبختی وثروت وآسایش وآرامش وراحتی دربهترین مکان است. مقصدی بسیار فوقالعاده و عالی .
و نکته در مورد عزت نفس اینکه،
من لیاقت چنین هدایتی را دارم. من ذرهای از خداوند هستم که به سویش بر میگردم. در طول این مسیر خداوند تمام خواستههای مرا تعهد کرده است. آرامش وآسایش را به راحتی برایم خواسته است. همه چیز را برایم مسخر کرده است. مرا لایق تمام ثروت های جهان نموده است. مرا قابل احترام آفریده و جهان را گفته که بر من سجده کنند. من خلیفه الله هستم.
خداوند خواسته است، تا من با آرامش و شاد به سویش برگردم.
اگر من لایق تمام نعمتها وثروت های جهان نیستم چهکسی شایستهتر از من است؟
او خودش رویاها را در دلم انداخت تا من آنه را بگویم و او خودش مرا هدایت کند و من با پیروی از هدایت او به آنها برسم. شاد شوم. غم از وجودم برود. ایمانم و اعتمادم بیشتر شود.
تا دوباره از هدایتش پیروی کنم و شاد شوم و بیشتر غم را فرموش کنم.
و دوباره…
استاد!
خداراشکر که شما این راه و رسم عاشقی را دوباره برای من نشان دادی و فانوس دریای روشن را نشانم دادی.
خیلی خیلی خوشحالم که خداوند ، هدایتگر من به سوی شما شده است.
خداراشکر که خدای من برای هدایت من بینهایت دستان هدایتگر دارد.
خداراشکر، خدای من بینهایت ثروتمند و قدرتمند است برای هدایت من.
این هم از هدایت خداوند است که من رد پای 31مین روز تحول زندگی خودم را نوشتم.
شادو ثروتمندو آرام در پناه فرمانروای جهان باشید.
به نام خدای که بی دریغ میبخشد و بی چشم داشت دوست میدارد
به نام خدای که از دانه نهال میسازد و نهال را غرق شگوفه میکند و ستوده باد نگاهی که در دانه درخت و در قطره دریا میبیند
سلااااام پر از عشق به استاد عزیزم عباس جذاب دوست داشتنی استاد شما چقدر اندام عالی ساختین در فایل های نو تان دیدم واااااااا دوباره جوان زیبا شدین
سلام به شایسته زیبا
استاد مه عاشق زنده گی تان هستم عاشق زنده گی تان هستم من هم از خدا هم چین زنده گی و رابطه عالی میخایم خدایا شکرررررررت
امروز 25 ثور سال 1402هست روز 31 روز شمار تحول زنده گیم
به خودم تبریک میگم که فصل اول با جدیت کامل تمام کردم پر از آگاهی های ناب و وارد فصل دوم شدم که انشالله پر از آگاهی های زیبا اتفاقات عالی و درک بیشتر قوانین و هم چنان معجزه های الهی خدایا شکرت
واقعا هر روز بیشتر آگاه میشوم بیشتر عاشق این قوانین و این زنده گی میشوم متوجه تغییرات و قوی شدن خودم میشوم متوجه چشمک زدن خدا به سوی خودم میشوم آخر این خدا چقدر زیبا هست چقدر ماره دوست دارد چقدر عالی عمل میکند خدا کار نمیکند شاهکار میکند
دیروز حال خوب نداشتم در بالای بام بودم به زیبایی های خدا نگاه داشتم و با خدا حرف میزدم حالم خوب نبود خدا بهترین دوست رفیق مه هست آنقدر مرا خنده داد و توجه مرا به چیز های عالی جلب کرد فقط گفتم اخیشششششششش خدایا دمت گرم شکرررررت که هستی شکرت که هستی
خدایا تشکر که مرا در این مسیر زیبا قرار دادی که در هر قدم اش دلبر جان ایستاده هست و از مه پذیرایی زیبا میکند خدایا شکرت که پیش از تمام این گپ ها گفتی بیا پاکیزه قوانین یاد بگیر بعد وارد میدان شو که گول عالی بزنی خدایا مه دوستتتتت دارم خدایا شکرت
انشالله بعد تکمیل دوره تکامل خودم با درآمد خودم محصولات استاد یکی پی دیگر میخرم و با تعهد تمام شان انجام میدم و میایم با عشق از موفقیت ها و ثروت های که به دست آوردم به دیگران با عشق بیان میکنم تا انگیزه بگیرند مثل خانم لیلا شبخیز اقا رضا عطار روشن مثل خانم ستاره مثل اقا جوان
ادامه میتم ادامه میتم تا زنده گیم غرق نعمت ثزوت و شادی شود
خدایااااااااااااااا شکرت
تمام آرزوی های خوب مال شما رفقا
به نام تنها نیرویی که جهان تحت سلطه اوست ️
سلام به استادِ جانم و عزیز دلش استاد ازتون تشکر میکنم که کاری کردین که من فقط با دیدن شما و صلابت کلامتون و اون اقتدار و ایمانی که از وجودتون میچکه ، انرژی میگیرم و این حس در فایل های جدیدتون یعنی بعد از دوره سلامتی برای من به وجود میاد و چقدر تحسینتون میکنم هم شما و هم مریمِ جان رو. من شاید یکی دو تا کامنت بیشتر نذاشتم تا حالا ولی تصمیم گرفتم هر فایلی میبینم یه کامنتی بذارم. دوره عزت نفس رو یکسال پیش خریدم و یه دور هم گوش دادم و یه سری کارها هم انجام دادم اما دو هفته ایه دوباره شروع کردم و میخوام متعهدانه تر عمل کنم . هنوز جلسه یک گیر کردم و فکر میکنم 10 یا 9 بار گوش دادم و هنوز برام جدیده!
همین رو بگم که من در طول دوران تحصیل و خصوصا در دوران پاندمیک که همش خونه بودم ( شروع پاندمیک پسرم 8 ماهه بود و الان 4 سالشه) و روابط اجتماعیم تقریبا به صفر رسید ، بسیار اعتماد به نفسم اومد پایین طوری که یه سوپری دیگه می ترسیدم برم و فکر میکردم عرضه ندارم خرید کنم و حتما یه گندی به پا میکنم !
تنهایی نمیتونستم پسرم رو پارکی جایی ببرم
پسرم دو سال و نیمه بود و من تصمیم گرفتم یه پیج بزنم و اطلاعاتی که با دیدن دوره های تربیت فرزند به دست آوردم رو با دیگران شیر کنم
خییییلی کارها باید انجام میدادم !
لازم بود پست صوتی درست کنم و این برای من خییییلی سخت بود ولی انجام دادم
البته فایل تصویری نذاشتم هیچ وقت
یکسال در زمینه تربیت فرزند و توسعه فردی والدین در پیجم کار کردم. سه تا کارگاه برگزار کردم به شکل مجازی، یک دوره رایگان دو ساعته برگزار کردم و یک کتاب pdf نوشتم درباره احساس ارزشمندی بچه ها. مشاوره های رایگان زیادی دادم. خیلی ها حالشون بهتر شد . و پیجم بدون هیچ تبلیغی به 14 هزار رسید البته خیلی میشد رشد کنه ولی باورهای من ایراد داره. تا اینکه به این نتیجه رسیدم تمرکزم رو فقط روی یک موضوع بذارم و اون هم توسعه فردی والدین بود. به همین دلیل اون پیج رو رها کردم و پیج جدید زدم و کانال تلگرام و در کانالم پادکست هم میذارم ! جدیدا دو سه بار هم عکس خودم رو گذاشتم فایل تصویری گرفتن واسم خیلی سخته ولی خب انجامش میدم بالاخره ! مدتیه که توی ارتباط با فرزندم مشکل پیدا کردم یعنی اون خیلی استقلال طلب شده بخاطر سنش و یکم کشمکش داریم و من بسیار بسیار عزت نفسم اومده پایین چون خودم در همین حوزه فعالیت میکردم اما دچار مشکل شدم ! ولی شما توی جلسه اول دوره عزت نفس میگین مشکل رو حل میکنیم. من تصمیم گرفتم با خودم مهربونتر باشم چون یک من سرزنشگر و سرکوب گر بسیار بسیار قوی دارم که ارتباطاتم رو هم تحت تاثیر قرار میده چون بقیه رو هم سرزنش میکنه !
تصمیم گرفتم دوره های فرزندپروری رو دوباره ببینم و انقدر تکرار کنم که حاذق بشم . من تکرار زیادی نکردم ولی توقعم هم از خودم بالاست و فکر میکنم با همون یکی دو بار دیگه باید اوکی باشم که این هم ریشه در زمان تحصیل من داره چون همش بچه ها میگفتن ما با یه بار یاد میگیریم و یا بچه های باهوش رو میگفتن سر کلاس یاد میگیرن! من تازه الان فهمیدم که مدل یادگیری ربطی به هوش نداره ولی من هم دلم میخواست جزء اون دسته باشم و همین انتظار بیجا رو داشتم از خودم .
فاصله دانش تا عملکرد خیلی زیاده . من دانش رو دارم ولی در موقعیت خیلی وقتها عمل نمیتونم بکنم! و این خیلی خیلی عزت نفسم رو آورده پایین باز.
از وقتی جلسه یک رو چندین بار تکرار کردم، درگیری ها و زمزمه های ذهنیم خیلی زیادتر شده و انگار در یک کش و قوس بین من سرزنشگر و سرکوب گر با من لایق قرار گرفتم . همسرم میگه این نشون میده داره وارد ناخودآگاهت میشه ! نمیدونم دلیلش چیه فقط میدونم باااااید ادامه بدم و این تنها راه نجاته.
یه اتفاق عجیبی دو ماه پیش افتاد
ماشینمون جایی پارک بود و وقتی اومدیم سوار بشیم دیدیم پشت شیشه که خاک گرفته بود یک نفر با خط بسیار قشنگ نستعلیق نوشته بود تعهد!
تعهد برای ماندن در مسیر
داستان زندگی ما خیلی مفصل و پر از فراز و نشیبه و امید دارم که روزی فیلم نتایجمون رو واستون بفرستیم استاد ️
خیلی دوستون دارم و آرزومه از نزدیک ببینمتون
به نام خدایی که به تنهایی کافیست
کلید:اجرای توکل در عمل
فایل:مصاحبه با استاد قسمت 20 غلبه برترس
ترسها در زندگی همه ما وجود دارند کسی نیست که ترسی نداشته باشد اما مهم این است که بر ترست غلبه کنی .
برای غلبه برترس
1-توکل برخدا وتقویت باورهای توحیدی
2-عزت نفس وباور کردن خودت
اگر بتوانیم برترسها غلبه کنیم انجا نقطه شروع پیشرفت هایمان است وقتی در دل ترس می روی هدایت های الله شروع می شود وچون حرکت کردی هدایتت براواست .
ترس مهم ترین اسلحه شیطان است که به وسیله ان مانع دریافت هدایت از هدایتگر می شود.
زمانی الهامات دریافت می شود که جسورانه وبا شجاعت در دل ترس بروی.
ترس از حرف مردم این پاشنه آشیل من هم هست چه خواسته هایی را که به خاطر حرف مردم از دست دادم وچقدر باید روی خودم کار کنم واستاد می گه پاشنه اشیل رو نمی شه از بین برد فقط باید روش کار کرد.
ترس دوم ترس از بی پولی با اینکه روی خودم کار می کنم و وضعیت مالیم بهتر شده اما برای انجام بعضی کارها هنوز از کمبود پول می ترسم چون هنوز باور فراوانی در من نهادینه نشده .
ترس از بیماری
ترس از تنهایی
می دونم که تنها راهش توکل وباور کردن نیروی رب والله هست خدایی که قدرتها از ان اوست او اگر حرکت کنم مرا از دل همه ان ترسها به سلامت بیرون می کشد از خدا ایمانی ابراهیم گونه می خواهم تا با شجاعت قدم بردارم .
خدایا کمکم کن تا درامد مسقل داشته باشم وبتوانمدوره عزت نفس وجهان بینی توحیدی را بخرم.
خدایا شکرت امروز هم به این سایت واین فایل هدایت شدم.
خدایا شکرت امروزم را با توکل برتو شروع می کنم روزی از تو می خواهم ومی دانم تو بهترین اتفاقات رابرایم رقم می زنی.
خدایا شکرت شکرت شکرت
استاد از شما بسیار بسیار سپاسگدارم
در پناه خدا
الهی وربی من لی غیرک
روز 31 سفرنامه
نمیدونم هر فایلی که استاد میزاره،مهم نیس موضوعش چیه،در مورد ثروتِ،در مورد سلامتیهِ،درمورد روابطِ، درمورد بیزینسِ،عزت نفس…هرچی فرقی نداره، آخرش،یا اینجور بگم ریشه اش میرسه به توحید به شرک نورزیدن
یعنی اینکه توی هرکجایی از زندگیت هستی یا توی هر مرحله ای که هستی ،فقط کافیه یادت بیاد ،خدا از روح خودش توی تو دمیده، یعنی اینکه هر ویژگی و خصلتی که اون داره، داخل تو هم هست، یعنی اینکه تو هم خالقی ، و تموم قدرت ها در اختیار توئه ، فقط کافیه به یاد بیاری وقتی خداوند از روح خودش در تو دمیده ، بعدش هم میگه من آسمان ها و زمین و هرآنچه که بین آن هست را مسخر تو کردم
بعدش میگه انا علینا الهدی ، هدایت شما بر ماست
بعد میگه اذا سالک عباد عنی فانی قریب، اجیب دعوه دعا اذا دعان
چرا میگه من نزدیکم ،چون اون همون روح است که در تو دمیده شده، بعد میگه کار من اجابت کردنه، و کار تو درخواست کردن
بعد میگه من حیث لا یحتسب یعنی از جایی که فکرشا نمیکنی بهت میدم
بعد هم میگه کی از خداوند به عهد خودش وفادار تر است
اما همه اینها به شرطی که تو خودش را باور کنی، بشرط اینه که تو قبول کنی اون رب جهانه، اون صاحب تموم قدرت ها است، اون قدرت برتره، بدون اجازه اون برگی از درخت نمیفته
حالا اگه این باور باشه میتونی این قدرت را این نیرو را در جهت خلق زندگیت استفاده کنی
چون اون مثل یک آب هست که تو توی هر ظرفی بریزی همون شکل میشه.
حالا اگه این باور را داشته باشی من از روح اون هستم، من از جنس اون هستم پس:
من با محمد یا موسی یا ابراهیم یا هرکس دیگه ای فرقی ندارم، به همون اندازه ای که اونها به خدا دسترسی داشتن، من هم دارم
فقط تفاوت من با انها اینه که وقتی به ابراهیم گفته میشه هاجر و طفل چند روزه ات را در بیابان رها کن ، بی درنگ و بدون تحلیل میگه چشم
وقتی بهش گفته میشه برگرد و سر پسرت را ببر ، میگه چشم
یا
وقتی موسی داشته از دست فرعونیان فرار میکرده، بهش گفته میشه برو سمت دریا، اون با خودش نمیگه که ، من میخوام فرار کنم، آخه دریا که تهش بن بسته، این منطقی نیس یا هزارتا فکر دیگه. اون فقط میگه چشم
فرق ابراهیم یا موسی با من فقط در میزان تسلیم بودن در مقابل رب است
رب ای که تموم قدرت ها در اختیار اون هستند
حالا اگه من این باورها را داشته باشم که من به این قدرت الهی همیشه و در هر لحظه وصلم ،چون اون در من دمیده شده و در وجودمه پس:
دلیلی برای ترس و نگرانی نمیمونه
دلیلی برای اثبات خودم به دیگران نمیمونه
دلیلی برای ترسیدن نمیمونه
دلیلی برای نگران بودن برای از دست دان یا بدست آوردن نمیمونه
دلیلی برای احساس کم بودن،کوچک بودن یا ضعیف بودن نمیمونه
فقط کافیه یادت بیاد که تو اشرف مخلوقاتشی
همین
عزت نفس و توحید این 2تا باعث بوجود اوردن هم دیگه هستن
یعنی عزن نفس توحید میاره و توحید هم عزت نفس
حالا میفهم چرا استاد تمرکز اصلیش از زمان شروعش تا الان روی توحید ، و عزت نفس است
چون داشتن این 2 مثل داشتن 1 ابزاری هست که تو را از داشتن بقیه ابزارها بینیاز میکنه
انگار که اگه این 2 تا را داری ، تموم ابزارهای دنیارا داری
خدیا بابت این آگاهی ها ممنونم
بابت اینکه داره یادم میاد من کی بودم و کی هستم ممنونم
و ممنونم از شما استاد و مریم شایسته عزیز و کامنت های دوستای عزیزم که باعث میشن ، آدم بشینه فکر کنه که ،کی بوده و کی هست؟؟
به نام رب
# ردپای من در 31 مین روز از روزشمار تحول زندگی من #
خدایا شکرت بابت اینکه بهم کمک کردی فصل اول رو تموم کنم ، برگ های سفرنامم رو مرور کنم و الان فصل دوم رو شروع کنم ، با انرژی بیشتر ، با انگیزه بیشتر ، با تعهد بیشتر ، واقعا درسته که آدم بعد از اینکه به یه نتیجه ای میرسه ، حالا چه آرامش ، چه سلامتی ، چه ثروت و چه هر چیز دیگری ، انگیزه و تعهدش برای ادامه دادن اون مسیر بیشتر میشه و اون آدم باید بتونه اون نتیجه رو پله کنه برای نتیجه های بیشتر
توی این دوماهی که عضو خانواده توحیدی عباسمنشم ، چندین بار شده که به روش های مختلف به این فایل هدایت شدم و جالب تر اینکه هربار که گوش میکنم نکته های بیشتر و بیشتری میشنوم و یادمیگیرم و به این خاطره که ظرفم برای دریافت این نکات بزرگتر و بزرگتر شده و بزرگتر و بزرگتر هم خواهد شد ، هربار بیشتر میفهمم خدا از طریق این فایل چی میخواد بهم بگه
عزت نفس ، نمود واقعی توحیده ، عزت نفس یعنی شناخت خودمون و توانایی هاییمون، یعنی باور به خدا ، یعنی ارزشمند دانستن خودم و دیگران ، وقتی عزت نفس رو در وجودت میسازی و اون رو روز به روز قویتر میکنی ، خود به خود ، احساس لیاقت را در وجودت نهادینه میکنی ، چون وقتی عزت نفس داری ، خودت را لایق بهترین تجربه ها ، بهترین افراد ، بهترین امکانات میدونی و دیگه خودت رو از کسب بهترین ها محروم نمیکنی
عزت نفس مانند سنگری در برابر نجواهای ذهن ، احساس گناه و شکسته ، اما وقتی خودت و توانایی هایت را میشناسی و متوجه میشوی که خدا به من توانایی خلق زندگیم در هرلحظه رو داده ، اونموقعست که میتونی از عهده نجواهای ذهنت بربیای ، چون میدونی ماندن در اون احساس چیزی جز جذب اتفاقاتی از همون جنس نداره !
وقتی قوانین رو متوجه میشی ، وقتی متعهد میشوی به ساخت باورهای قدرتمندکننده و جایگزین کردن آنها با باورهای محدودکننده ، نه تنها وارد مدارهای بالاتر میشویم و به خواسته هامون میرسیم ، از مدار ناخواسته ها هم دورتر میشویم و چقدر زیباست این سیستم !
چقدر از دیگران شنیدیم یا حتی تجربه ترفندهای پونزی رو داشتیم ، و جالب تر اینکه هربار افراد با تکنیک های مختلف اما با استفاده از یک راهکار ثابت ، گول میخورن و همیشه درحال تجربه اینگونه اتفاقات هستند ، چرا ؟ چون در این مدار هستند ، چون به اندازه کافی ثروت رو تجربه نکردن که بتونن پیشنهادات پونزی شکل و اغواکننده رو بشناسن و از اون دوری کنند
هر فرد به ایده ها ، افراد و موقعیت هایی رو متناسب با مدار خودش هدایت میشه ، قرار نیست مثلا کسی که در مدار فقره ، ثروت رو تجربه کنه ، چون اصلا قانون جهان این نیست !
و چقدر خداوند مهربان و عادله که به ما توانایی خلق زندگیمون رو داده و حتی سیستم و قوانینش رو به ساده ترین شکل در قرآن به ما توضیح داده ، خدایا شکرت
باآرزوی بهترینا برای همه شما عزیزای دلم :)
8به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به اساتید عزیز.
فصل دوم روز 31.
استاد می گن که اگه قصد خرید دوره دارید بهترین دوره برای شروع دوره عزت نفس هست.
من هم از وقتی به سایت اومدم به این نتیجه رسیدم که مشکل اصلی عزت نفس هست.
هر وقت در زمینه مالی مشکلی پیدا کردم دیدم عزت نفسم مشکل داره چون خوب نتونستم اجراش کنم خودم رو باور نداشتم یا اصلا روم نشد از مشتری هزینه اصلی که بالاتر بود بگیرم وبرای خودم وکارم ارزش قائل نبودم.
اگه تو رابطم به مشکل خوردم چون خودم رو ارزشمند ندونستم وباعث شد رفتار بد بشم باهام.
حتی در رابطه با خدا ودرخواست کردند چون عزت نفس نداشتم حتی نمی تونستم درخواستهام رو از خدا داشته باشم.
گاهی رفتارهای پسرم رو فکر می کردم می دیدم من این پایین بودن عزت نفس رو به بچه هم انتقال دادم اونم درست نمی تونه تصمیم بگیره اونم خودش رو ارزشمند ولایق نمی دونه.
والان خواستم خرید دوره عزت نفس هست که ان شالله به زودی می خرمش.
مساله دیگه ای که استاد گفتند طی کردن جریان تکامل ودوری از طمع هست چرا که طمع ادم رو عجول می کنه ومی خواد یک شبه ره صد ساله بره وهمین باعث می شه تکامل طی نشده پله ها رو چند تا چند تا بری وبعد با سر به زمین بخوری.
اگه طمع نکنی وبا جریان پیش بری به اسانی وراحتی به خواسته هات می رسی.
پس در اغاز این فصل به خودم یاد اور می شم که باید روی عزت نفس کار کنم .
خدایا شکرت.
استاد ومریم عزیز متشکرم.
در پناه خدا.
به نام خالق هستی
سلام به استاد نازنینم و همه دوستان این خونه توحیدی
ترس واژه انرژیه بریه برام، جاهایی که تونستم بهش غلبه کنم شرایط جدیدی رو تجربه کردم که باعث رشدم شده.
و جاهایی که تو منطقه امنم موندم اسیر ترسها شدم و …
یه روزی جایی زندگی میکردم که از نظر فضا و راحتی بهشت بود برام اما ترس بزرگی داشتم که اگر اینجا بمونم زندگی رو تجربه نمیکنم و رکود سراغم میاد و پیر و پیرتر میشم و راه گریزی نمیمونه …
با یه انتخاب از اونجا از جایی که بسیار براش تلاش کردیم تا بسازیمش تا الان راحت تر زندگی کنیم بلند شدیم و راهی زندگی دیگه …
به خاطر ندونستن قانون کج و کوله عمل کردم اما وقتی بخاطر شادی و زندگی رهاتر بلند شدم خدا دستم گرفت و منو وارد این خونه بهشتی کرد تا خونه های بهتری رو اون بیرون بسازیم و همینم شد
الان که 6سال از اون ماجراها میگذره میفهمم کلی حرف مردم برام هیچ شده بود کلی آدم بودن که کلی سوال داشتن ( آخه خیلی عجیب بود که مگه میشه اینهمه امکانات و زیبایی رو کنار گذاشت) چرا و چرا رفتین.
مسیر زندگیم بعد از این انتخاب دوتا شد
یکی رکود
یکی رشد
اما خداوند دستم گرفت که اسیر نجواهای شیطان نشم دستم گذاشت تو دست راهنمایی که هر لحظه راهنمایی ام کنه تا بهتر فکر کنم و بهتر از گذشته نتیجه بگیرم
مقایسه نکنم و درس بگیرم و رشد بیشتری اتفاق بیفته.
منم دلرم رو خودم کار میکنم تا ایمان به خداوند و نتایج اون رو بیشتر ببینم .
زندگی اینجوری پر از شور و نشاطه برام ، روزها شبیه هم نیست و من قراره با توجه به درونم و علایقم زندگیمو بسازم و تجربه کنم ، و اینه معنای بهتر زیستن برام .
خداروشاکرم که اعتبار زندگیم شده و اون بیرون هیچ چیزی جز الله نیست.
در پناه خداوند ، ناب ترین هارو زندگی کنید
به نام خدا. روز شمار 2
الهی به امید تو
.
من ترس از بیزینس شخصی خودم را دارم
خیلی هم روش کار کردم
اول که همسرم می گفت فلان کار را فقط پیش برو و همینه و دیگه نیست
کم کم فهمیدم این کار برای من نیست چون هم خودش توش ضعف دارد و هم من بلد نیستم
دوباره با قانون آشنا شدم . حرکت کردم اونقدر بیزینس های متعدد رفتم البته درسهایش را یاد گرفتم
مثلا درس بزرگی که یاد گرفتم سراغ هر کار و حرفه ای نروم
چون اصلا کار برای من نبود
یا اگر پیشنهادی بهم میشد قبلا که اول تا بهم می گفتند سریع می گفتم من میام و می رفتم بعد می دیدم اون محیط این کار برای من نیست نه من آشنا بودم . اصلا صاحب اون کسب و کار خودش هم بلد نبود که چی کار کنه
و خیلی تضادهای زیاد
و خدا را صد هزار مرتبه شکر الان فهمیدم که در هر کاری باید زمینه های اون کار و حرفه را برای خودم فراهم کنم .
اگر برای شاگردی هم که شده صاحب اون کسب و کار در اون حرفه باید استاد باشد نه اینکه خودش هم ندونه .
.
ترس از شکست و ترس از آدمها هم در من بود که با حرکت کردن خدا را صد هزار مرتبه شکر کمتر شده
یعنی من به شدت از آدمها می ترسیدم از بس عزت نفس پایینی داشتم .
ترس از شکست هم داشتم که الان خیلی کمتر شده ولی باز هم همراهم هست
و سوالات اشتباه . اگه نشه چی ؟؟ اگه از دست بدهی چی ؟؟
و با حرکت کردن فهمیدم نشدنی وجود ندارد . این همه بیزینس ماشاالله همه فعال یعنی
اگر مغازه اجاره ای هست و صاحب مغازه میگه بلند شو . میگن بلند میشیم و می روند حتی دیگه مغازه می گیرند
یعنی مشکل را بزرگ نمی کنند
اصلا مسئله ای وجود ندارد
همه حل شده است
همه در ذهن منه و نمی گذارد من حرکت کنم
خدا را صد هزار مرتبه شکر
.
استاد میگن کاری که شبانه روز در اون هستی نه خسته میشی نه گرسنه نه تشنه اون کار ماله توئه
و من در خود شناسی این طور هستم
در قوانین اینطور هستم
خدا را صد هزار مرتبه شکر
امیدوارم بزودی راه هایش برام باز شود
چون این مسیر برای همه نیست
برای کسانی است که آماده هستند