مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 39 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه












ادامه ی کامنت.
دلیل اینکه من هیچ کدوم از این بالاها سرم نیومد و آسه همین رشد پشت رشد بوده هیچ کدوم از این داستان ها نداشتم اینکه سعی کردم به قانون عمل کنم و همین جوری رشد بهتر شده این ترفند کلیتش اینه که آقا ما به دلیلی میتونیم سود بیشتر از سود عرفه بازار به شما بدیم به یک دلیلی حالا دلیله میتونه هر فیلمی باشه یک ایده ی
جدید یک اختراع جدید یک سرمایه گذاری جدید یک گرمای جدید خلاصه انتهای ندارند ایده های که میتونند
به شما بدهند ولی کلیت قضیه ما یک راهی پیدا کردیم
که مثلاً اگه بانک به شما اینقدر سود میده ما بیشتر سود
می دهیم به هر ترتیبی این حرف رو شنیدید فرار کنید از طرفش یعنی بقیش رو نشنوید نزارید شما را اقوا کنند
یعنی این ترفند پونزی چند حالت میتونه داشته باشه
تمام اون های که گرفتار ترفند پونزی میشنود فقرا
هستند هیچ ثروتمندی گرفتار این داستان نمیشه اونایی
که تو مدار فقر هستند آنها گول این داستان رو میخورند
به خاطر این مداری که توش هستند اینچیزا توش هست این فریبا، این دقل کاری ها اینداستان ها اونی که در مدار ثروت موقعیت های شغلی، ثروت های بیشتر ایده های
بهتر تو زندگیش هست اگر در دام ترفند پونزی بشی
اینقدر اوضاع سخت میشود که تا به صفر برسی خدا میدونه چقدر طول میکشه و اذیت میشی قانون تکامل
هر کس اونو درکش کنه 99 درصد خطاهایی که انسان میکنه رو اگر درکش کنه و بهش عمل کنه میتونه نداشته باشه و شما فرض کنید انسان این اشتباهات رو نداشته
باشه چقدر سرعت رشدشمیره بالا چقدر بیشتر میشه
استمرار استمرار و ایجاد باورهای مناسب پذیرفتن بی قید
و شرط باورهای مناسب مقاومت نداشتن کنترل ورودی های ذهن حرفهای جامعه نشنیدن این کلید ثروت کلید خوشبختی بارها و بارها در قرآن گفته شده که حرف لهو چرت و پرت نشنوید نباشید در اون جمع جلوشوبگیرید
بارها در شکل های مختلف این آگاهی ها درقرآن داده
شده شما داستان پیامبر اسلام رو نگاه کنید تکامل پیامبر
اسلام نگاه کنید از سن چهل سالگی بره توی غار سالی
یک ماه بره کار کنه آرام آرام تکاملش رو طی کنه بشه به
یک جایی برسه که اون ظرفش جواب بده که الهامات از
طرف خداوند رو دریافت کنه و نکته ی دیگه خدا رو شکر
تا حالا درگیر ترفند پونزی نشدم
به نام خداوند بی نهایت رزاق و بی نهایت بخشنده
همین الان که دارم نفس می کشم از فضل این خداوند بی نهایت دانا و تواناست، وگرنه همین دیشب که من خوابیده بودم الان شاید زنده نبودم و باز فرصت تجربه این هدیه زندگی رو نداشتم.
واقعا به قول استاد یکی از قوی ترین ترمزها (از ترمز های سیستم هیدرولیک و پینوماتیک هم قوی تر) همین ترس ها هستند. اونم ترس از حرف مردم.
من این ترس هایی که درون خودمم هست رو استناد می کنم به بت پرستان و مشرکان دوره جاهلیت که همین الانم هست به اسم و شکل دیگه و در آینده هم خواهد بود. من توی تجربه زندگی خودم در اطرافیان دیدم که مثلا با ترساندن از حرف مردم شلوار تن بچه 4 ساله می کردن. و خیلی ها رو من توی فامیل دیدم که به بچه می گفتن که شلوارت رو بپوش وگرنه مردم بد می گن! میگن ببین بچه فلانی رو چقدر بی تربیت هست که شلوار نمی پوشه. من اون موقع شاید توی ذهنم می گفتم که عجب خوب بچش رو تربیت می کنه. (اگه از این صلاح هم استفاده کردن برای تربیت بچه، هیچ وقت بعدش که بچه یاد گرفته که باید شلوارش رو بپوشه براش باز کنن که عزیز من ما برای این که تو یک کار درست رو انجام بدی از ابزار نادرست استفاده کردیم و در واقع این طور نبوده و ما این ترس از حرف مردم رو بذرش رو خودمون توی ذهن تو کاشتیم) خب الان چرا این مثال یادم اومد؟ خب من رفته بودم خونه یه معلم آلمانی همین که وارد خونه شدم، اونجایی که کفشششو آدم می کنه، همون دم در دیدم که عکس بچه لخت مادرزادش رو که حدود شاید 6 سالش بود رو آویزون کرده بود. اونا من توی فکر فرو رفتم و این تصویر توی ذهنم موند که ببین محمد چقدر تفاوت نگاه و تفاوت فرهنگی وجود داره!!!
من نمی خوام بگم که این کار خوبه و یا نه؟ من دارم می گم که چقدر تفاوت هست پوشیدن شلوار در بچگی در خانواده ای که توش بزرگ میشی.
خب بعدش این ترس از حرف مردم باز توی مدرسه، توی مهدی کودک، توی انتخاب شغل، در بحث انتخاب خونه، در بحث انتخاب همسر، در بحث انتخاب ماشین و حتی رنگ ماشین و خیلی چیزای دیگه تاثیر مستقیم میزاره. من خودم دعا کردن سر سفره رو بلد نبودم، و به خاطر ترس از حرف مردم خیس عرق می شدم وقتی که نگاهاشون به سمت من نشونه میرفت. چرا؟ خب من عربی این دعا رو بلد نبودم و بعدش می شنیدم که افراد می گفتم که فلانی یه دعای سر سفره هم بلد نیست.
خب در دوران جاهلیت که افراد بت می پرستیدن هم همین طور بوده، که می گفتن که ببین: فلانی بتش چقدر قشنگه نمی دونم هر روز گردگیری می کنه و فلان ما چرا نکنیم! بعد یکی مثل حضرت ابراهیم میاد بر ترس خودش غلبه می کنه، این ترسی که توی اون زمان خیلی خیلی بزرگ بوده و بره توی بت خانه بابل و بت ها رو بشکنه. انقدر این باورد در مردم و در ذهن پدر حضرت ابراهیم آذر قوی بوده که حقیقت رو از زبان اولاد، از زبان عزیزترین کسی که در زندگی داشته رو هم نمی تونسته بپذیره و میگه: ما این بت ها رو می پرسیم، چرا؟ چون پدران خود را در پرستش این بت ها یافتیم. >>> به این میگن پاشنه آشیل
پاشنه آشیلی که حضرت ابراهیم تونست به شکل بسیار منطقی روی خودش کار کنه و بر این ترسش غلبه کرد و بت ها رو شکست.
خب من قبلا توی خیلی از مراسم های افراد در کفن و دفن و ختم قرآن بودم، ولی به خاطر ترس از حرف مردم با این که کار داشتم و عجله داشتم باید مراسم رو ترک می کردم، نمی تونستم که مراسم رو ترک کنم. مبادا که کسی حرفی بزنه و یا اگه من در آینده به مشکل برخوردم اینا بیاد بهم کمک کنن >>> شرک های جلو جلو برای خودم می بافتم.
وقتی توی آلمان با یه آلمانی صحبت می کردم، بحث رفتن به کلیسا شد و فلان. این فرد یه دکتر تقریبا 60 ساله بیشتر بود و بهم گفت وقتی که ما یک شنبه ها می رفتیم کلیسا نگاه می کردیم که فلان همسایه میره کلیسا یا نه؟ اگه می دیدیم که میره ما هم از ترس می رفتیم، و اگه اون نمی رفت ما هم نمی رفتیم. یعنی اینجا عبادت خداوند هم از ترس حرف مردم.
حالا چرا به اونا انگ بچسپونم! خودم وقتی که روزه می گرفتم اگه چند روزش رو نمی تونستم روزه بگیرم روز عید که می شد و افراد عید رو به من تبریک می گفتن: ازم می پرسیدن که همه ماه رمضان رو روزه بودی، بعدش من می گفتم آره. همش رو گرفتم.
اونم می گفت که روزه و نمازت قبول باشه.
انقدر این حرف مردم ریشه داره که توی عبادت خداوند هم تاثیرش رو میذاره. و این ببین محمد چقدر شرک بزرگی هست. این یعنی که تو برای خداوند شریک قایل میشی! شریک قایل شدن که شاخ و دم نداره. وقتی از حرف مردم می ترسی یعنی که داری قدرت می دی به حرف مردم و نگاه و قضاوت های مردم >>> اینجا یه قسمت ذهنت باور نداره که تنها خداوند هست فرمانروای جهانیان.
خدایا کمکم کن که دیگه از این به بعد این پاشنه آشیل ضعیف و ضعیف تر بشه.
حتی خیلی از دروغ گفتن های من هم به خاطر حرف مردم بوده، حتی شرمنده شدن و خیلی از کارهایی که کردم تا عزت نفس و اعتماد به نفسم خورد بشه هم به خاطر حرف مردم بوده.
خیلی زیاد هست این پاشنه های آشیل دارم روش کار می کنم، به لطف هدایت ها تنها خالق یکتا و آموزش های استاد عزیز ولی خیلی همت می خواد واقعا.
خب این باور عوامل بیرونی حرف مردم به نظر من این این باوری که بذرش سالهای سال توی ذنم گذاشته شده هست: می خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت باش
این توی بت پرسیت، توی عبادت خداوند، توی ترس های خیلی زیادی خودش رو نشون میده.
انقدر زیاد هست که حد و حساب نداره تاثیر این باور.
آخه چرا من هم رنگ جماعت باشم؟
پسر نوح هم که هم رنگ جماعت شده، چه بلایی سرش اومد؟
فلانی و فلانی و فلانی هم که هم رنگ جماعت شدن چه بلایی سرشون اومد؟
واقعا خداوند بی نهایت بخشنده و مهربان رو شکر می کنم که پا به پای استاد دارم این آگاهی ها رو بهشون تا حد توان عمل می کنم. ازتو خیلی ممنونم استاد عزیزم، از شما هم خیلی ممنونم خانم شایسته عزیزم
در پناه رب جهانیان شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم
با سلام خدمت استاد گرانقدرم و دوستان خوب و باهوش خودم
واقعا ترسها در زندگی موانع سر راه در مسیر هستند که اگر آنهارا برطرف نکنیم مرتب مارو زمین میزنن و از مرحله زندگی و لذتهای آن جا میمانیم.
این قطار به راه خودش ادامه میده اما ما باید به اون برسیم ترسها نشان دهنده ی ایمان ضعیف و پاهای لغزان هستند وقتی خدا در دلمان لانه دارد دیگر هیچ ترسی جایی ندارد و با جسارت به دل تضادها و ترس ها میرویم و به قطار زندگی میرسیم و لذت میبریم .چه جاهایی ترسیدیم و پاهایمان لرزید چه جاهایی زبانمان کند شد و نه نگفتیم چع جاهای به خودمان سخت گرفتیم و از کاه کوه ساختیم و به ترسها اجازه ورود دادیم اما بد زمین خوردیم.دیگه بسه دیگه وقتشه اونارو زمین بزنیم و بریم تو دل ترسهامون و شکستشون بدیم و شیرینی ایمان راسخ رو در دلمون احساس کنیم .
سپاسگذارم از استاد عزیزم بابت این قسمت فوق العاده و بی نظیر.
شادو پیروز باشید.
به نام خداوند بی نهایت هدایتگر
امروز 30دی 1397
فایل قسمت 17مصاحبه با استاد
خدایا شکرت که باز همسفر امروز همسفران راه توحیدی شدم و فرصت نگاه به این زندگی و جهان و حضور در جمع خانواده ام را پیدا کردم
من هم دور ه ی عزت نفس را دارم هم دوره ی راهنمای عملی خداروهزاران بار شکرگزار???
عزت نفس چند ن نیرو و قدرتی دارد که من بارها و بارها نتیجه توکل و توسل به این نیروی برتر را داشته ام وحس قدرتش را درک کرده آنقدر دوست داشتنی و احساس اوج به تو دست میدهد که هیچ کسی توانایی ایستادگی در برابرش را ندارد…..خدایا بارها و بارها ازت درخواست دارم که این احساس قدرت ارزشمندی را تجربه کنم و به یک انسان با عزت نفس بالا تبدیل شوم این احساس ارزشمندی لیاقتی که در درونت داری با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست….
در این فایل ارزشمند استاد به ترفند های الفر دو پونزی که با شکل های مختلف هر بار مطرح میشود چطور انسان ها را در دام طمع کاریشان و حرصشان گیر میاندازد.
مثالش را زیاد دارم که افراد راه ثروت و کسی که منبع ثروت وعلمش را ندانسته دچار این ترفند های هیجانی و یک شبه پولدار شدن انداخته شدن….
من خودم وارد نتورک شد م به دلایل الهاماتی که دریافت کردم و اصلا از ترفندی که داشته برای یک شبه ثروتمندی آگاه نبودم مثل سیستم های گولد کوئستی قدیم بود ولی تفاوت در اسم آنها ست.خیلی چیزهایی عالی آنجا آموختم که به دردم خورده که پیش زمینه ای برای حرکت در ا ین راه بوده چه دوستان عالی پیدا کردم چقدر به احساس توانا بودنم ارزشمندی من کمک کرد ….اما یک شبه پولدار شدن با روش پلن های مختلف ….
خاله ی بنده خدایم را بگو هر بار با ایده هایی که الان میفهمم پونزی بوده خواسته پول بیشتری در بیاورد …..همین کمپوس که استاد گفتن چندسال پیش دقیق نمیدونم اومد واسمون تعریف کرد والبته یه بنده خدایی هم کلی از این کارها کرد و هیچ نتیجه ای هم حاصل نشده …..
دایی بنده خدام که بهم پیشنهاد داد بود چند سال قبل پولت و بنداز تو همین حسابهای که چند برابر معمول سود میدن …اما من همون موقع گفتم نه و چقدر درونم ارامش داشت ….
استاد به خدایی خدا این آگاهی ها چه سووودهاااایی از سلامتی از روابط زیباوعاشقانه از ثروت از دوستان خوب از رابطه عالی با خدا از سعادت دنیا و آخرت رانصیبمان میکند …ودارم میبینم که جلوی چه ضررررهایی در زندگیم چه حال و چه در اینده که هر بار مدارم تغییر کند میگیرد….میلیاردهاااا بیلیون هاووووتریلیون هااااا… تکامل را همیشه به یاد داشته باش و انسانی قانونمند باش وبه آنچه ایمان داری عمل کن ….
این جمله از شما که فقرا دچار ترفند پونزی میشوند چون خداوند نظمی که در جهانشه قوانینش فراوانی ش را و ارزشمندیشان را در ک نکرده اند و این رنج تا ابد برایشان تکرار و تکرار میشود….
خدایا سپاسگزارم ازت که دست منو تو دست این آگاهی های ناب و خالص والبته خاااااااص وکاملا متفاوت قرار دادی …مارا به راه راست راه نعمت داده هایت نه غضب شدگان ونه گمراهان هدایت کن …تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم….
برای همه ی عزیزان آرزوی بی نهایت شااادی و خوشبختی و ثروت با عزت نفسی بالا و والا دا رم.
در پناه امن الهی باشید .???
سلام به استاد خوبم و تمام عباس منشی ها
خوشحالم که شاگردی چنین استاد و گروهی میکنم
که هرچه بیشتر میگذرد نتایج بهتری را کسب میکنم
کم کم منم دارم معنی و مفهوم مدار و فرکانس و متوجه
میشم به مرور دارم ارتعاش میفهمم الهی هزاران هزار بار
شکر و سپاس به خاطر خلقت خالق بی همتا که اسمش
آدم شد ونایب و خلیفه خودش در زمین وشکر که زمین
و آسمانها را به سیطره این آدم در آورد دعا میکنم برای همه ابنای بشر از آدم تا خاتم
الهی باورهایمان را نسبت خودت بیشتر و بیشتر کن
الهی دیدمتون را تنظیم فراوانیهایت بگردان
الهی عشق را خمیره همه وجودمان بگردان
خدایاعاشقتم عاشقترم کن
به نام خداوند بخشنده مهربان
با سلام به استاد سید حسین عباس منش ، خانم شایسته ، خانم فرهادی ، مدیر فنی و تمام عزیزان هم خانواده ام
قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم می خوام از حسی که آلان دارم یکم صحبت کنم و بعد برم سراغ نکات سفر امروز.
این روزا گذر زمان برام خیلی سریع شده مفهومش اینکه دارم از تک تک لحظات زندگیم بهینه استفاده می کنم و خیلی خوشحالم ( هذا من فضل ربی) چون قانونی تو زندگی هست که میگه : هر وقت ، زمانت داره سریع می گذره مفهومش اینکه شادی و داری روزگار رو بمعنای واقعیش زندگی می کنی”
قدر زر را ، زر شناسد قدر گوهر، گوهری
درک عمیق از قانون تو رو بجایی می رسونه که مثل درخت سرو ، برافراشته ، چنان راست قامت و استوار میشی که سنگ ریزه های پایین پات رو نمیبینی . مثل رودخانه ای میشی زلال و شفاف که زیبایی اعماقش قابل دیدنِ. به وسعت اقیانوسی میشی که هر ناپاکیِ رو در خودش حل می کنه.
این جمله رو جز عبارت ها تاکیدی یاداشتم می کنم ” ارزش داره اول از نو عزت نفست رو بسازی ارزش داره سکان کشتی زندگیت رو بدست لیاقتت بسپاری ، ارزش داره اینقدر رو خودت کار کنی که “جوهره ناب و خالص وجودت ” خودش رو در چهره نورانیت نمایان کنه و احساس لیاقت ت ، تو رو به بهترین ها هدایت کنه و بهترین ها هم وارد زندگیت بشه.”( آسمانها و زمین رو مسخٌر ما کرده).
استمرار ، استمرار ، استمرار همراه با احساس خوب ایجاد باورهای مناسب ، پذیرش بی قید و شرط باورهای مناسب ، مقاومت نداشتن، کنترل ورودی های ذهن ، حرف های جامعه رو نشنیدن ، کلید خوشبختیه ، کلید سعادت ، کلید ثروت .
حرف لهو ، چرت و پرت رو نشنوید ، نباشید توی اون جمع ها ، جلوش رو بگیرید ، تکاملتون رو با این برنامه راحت ، سریع و ممکن طی کنید تا ظرف وجودتون ، قابلیت دریافت الهامات الهی رو داشته باشه.
یادت باشه : زمان با توجٌه به اتفاقات درون تو می گذره ، نه عقربه های ساعت . پس سعی کن بهترین زمان ها رو برای خودت خلق کنی . تمرین می خواد از روی یک ساعت شروع کن.
آهنگ همه چی آرومه رو تقدیم می کنم به استاد و عشقش
سلام دوستان عزیزم و استاد عزیز موضوعی که من چندین دوره عزت نفس کار کردم نمیگم اثر نداشته سه ماه پیش. دوره تموم شد که روی باور دیگه داشتم کار میکردم اما چند وقت پیش من کاری کردم که خودم تعجب کردم چرا من اینکار میکنم بررسی که کردم نشات میگرفت از حسادت ودر نهایت باور عدم احساس لیاقت که این کار کلا ذهنم درگیر موضوعی کرده بود که هیچ نفعی برای من نداشت خیلی جالبه این باور واقعا قدرتمنده من دوباره میخوام دوره عزت نفس کار میکنم اما به نظر من باید با تمام وجود کار کنم تا وقتی که این باور در من کم رنگ و کم رنگ بشه …البته با هدایت رب
با تشکر از دوستان عزیزم و استاد گرامی
سلام بر استاد عزیزم
بر همه عزیزان هم فرکانسی
همه ی محصولات عالی هستن
استاد نمیدونید از دیشب اشک میریزم نمیدونید چقدر دستان خداوند در زندگی من آماده بکار شدند،نمیدونید چقدر خداوند دلهارا واسه من نرم و مهربان کرده ،،،روانشناسی ثروت ۱ بی نظیررررره ،،جهانبینی توحیدی هدایتگری عالیست و سرشار از ارامش
هر لحظه خداوند با من صحبت میکند و من و هدایت میکند
همین الان دارم آماده میشم به کار جدیدی هدایت شدم ،مطمعنم پر از اتفاقهای خوب و عالیه ،،اصلا دنبال نتیجه گرفتن نیستم چون میدونم خداوند کنارمه در قلبه و هر لحظه من و هدایت میکنم،،،از هیچ چیز و هیچکس ترسی ندارم چون همه ی انسانها خدا هستن ،همه از خداوند هستند ،همه چیز و همه کس .
عزت نفس و کار نکردم ولی میدونم فوق العادست ،کامنتهای دوستان فوق العادست
ممنونم از این خانوادی بی نظیر ،خدایا شکرت
خدایا هزاران مرتبه شکرت شکرت شکرت
سلام به استاد عزیز و همه همسفران این سفر پر برکت در ۳۱ امین روز از سفرمون
من به شخصه از دوره عزت نفس استاد نتیجه های خوبی گرفتم یکی از اون نتیجه ها که باعث شد اعتماد به نفسم بالا بره رو مینویسم
آذر ماه ۹۶ بود که تصمیم گرفتم که با تمرکز روی خودم کار کنم و دوستانی که با من هم جهت بودند رو کنار گذاشتم و حتی جای خوابم توی خونه رو هم تغییر دادم و اتاق طبقه پایین خونه رو مرتب کردم و شبها اونجا میخوابیدم. تصمیم گرفتم که دوره عزت نفس رو دوباره کار کنم و تمرین هاش رو انجام بدم .فایل اول رو نگاه کردم و تمرین روز اول انجام دادن کاری یا تصمیمی بود که مدتهاست که در انجام اون تردید داشتم و فکر کردم که چه کاری بوده که در انجام اون کار مردد بودم و یادم افتاد که مدتهاست میخوام پیشنهادی به یکی از دوستام بدم و ترس داشتم که چه فکری راجب به من میکنه نکنه پیشنهادمو رد کنه و اصلا نمیخواستم که انجامش بدم ولی تعهد داده بودم که تمرینات رو مو به مو انجام بدم و شاید چند ساعت با خودم کلنجار میرفتم،ضربان قلبم که نمیدونم رو دور چند بود انگار قلبم میخواست از تو حلقم بیاد بیرون ولی بلاخره تصمیمم رو گرفتم و توی تلگرام پیشنهاد و خواسته مو نوشتم و ارسال کردم و بعد از انجام این کار احساس قدرتی بهم دست داده بود که حس میکردم هیچ ترسی توی وجودم نیست و از عهده هر کاری برمیام و نگران نتیجه هم نبودم و میگفتم هر اتفاقی بیفته به نفع منه. آره اون موقع احساس های فوق العاده ای داشتم و حتی چند شب بود که نزدیک صبح طرفای ساعت ۴ یه حسی بیدارم میکرد و انگار میخواست باهام حرف بزنه،وقتی بیدار میشدم چند لحظه ای هنگ بودم که یعنی چی کی میخواد باهام حرف بزنه و دوباره میخوابیدم و فردای اونروز یادم میومد و به خودم میگفتم ای وای نکنه خدا میخواسته باهام حرف بزنه و منم خوابیدم و تصمیم میگرفتم که اگه امشب اون حس دوباره بیدارم کرد بلند بشم و به حرفاش گوش بدم، خلاصه چند شبی گذشت تا دوباره سر همون ساعت صبح دوباره این حس بیدارم کرد و چشمامو باز کردم و گفتم خب نمیخوابم تا به الهاماتم گوش بدم ولی اون حس بهم گفت که نه بلند شو بشین و من هم همین کار رو کردم و و فقط اون چیزی که از اون حس دریافت کردم و هنوز یادمه این بود که بهم گفت تو صاحب ثروت عظیمی میشی و جوری این حس بامن حرف میزد که انگار با یک سیستم یک قدرت همه جانبه دارم حرف میزنم و با تموم وجودم این ثروت عظیم رو درکش کردم و میدونم که با طی کردن تکاملم به اون ثروت عظیمی که خدای خودم بهم وعده داد میرسم و چقدر الان دارم بهتر قوانین رو درک میکنم.
درک میکنم که احساس لیاقت یعنی چی باور فراوانی چیه عزت نفس چه مفهوم جامعی داره و وو
خدایا شکر که مدارم داره بالاتر و بالاتر میره
ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته گل
تقدیم باعشق ایمان گلستانی
سلام دوست عزیزاقای گلستانی
چقدررر زیبا بود اون ی تیکش که خداباهاتون صحبت کرده و وعده ثروت داده????خیلی خوشحالم که اینقدررر احساس لیاقت رو درخودتون تقویت کردین وبه عزت نفس بالایی رسیدین که صحبتایه الله یکتارو اینقدر دقیق میشنوین ودرک میکنید…به امید رسیدن خیلی زوووودتون به اون ثروتی که وعده داده شده بهتوووون.درپناه حق باشیدوسربلند?????
عزت نفس از نظر من یعنی :
۱-بدون هیچ دلیل قانع کننده ای ارزشمند هستم ، چون از نیرویی ارزشمند خلق شده ام که جز ارزش هیچ چیزی نمی آفریند۲-من لایق بهترین ها هستم . از غذا بگیر تا لباس و کفش و عطر تا بهترین مدل مو . و به کمتر از بهترین هم قانع نمیشوم ۳-من توانایی انجام هرکاری را دارم . منظورم کار های بزرگ هست که حتی الان هیچ ایده ای برای نحوه انجام شون ندارم اما میدونم که میتونم انجام شون بدم . ۴-همه ارزشمند هستند و من این اجازه را به خودم نمیدم که در زندگی بقیه دخالت کنم و بخوام که هرکس طبق نظر من زندگی کنه . نه همه ارزشمند هستند و همه میتوانند اون جوری که عشق شون میکشه زندگی کنند۴-انجام کاری که بهش علاقه دارم نه کاری که ازش متنفرم . ۵-من باید بپذیرم که دوست داشتنی هستم حتی با وجود اشتباهات . همه اشتباه میکنند و ممکن هست من هم اشتباه کنم . تازه اشتباهات مقدس هستند و هر اشتباه کلی چیز به ما یاد میده . اصلا کل علم بشریت نتیجه اشتباهات و آزمون و خطا ها هست .
——————————————————-
داخل بخش دوم ویدیو استاد درباره ترفند پونزی صحبت کرد . اما من میخوام کلی تر درباره این موضوع صحبت کنم :
قانون جهان هستی این هست که تمام اتفاقات نتیجه فرکانس های ماست . یعنی اگر قصد تجربه اتفاقی را داریم باید فرکانس هماهنگ با اون اتفاق را بفرستیم و به هیچ وجه هیچ راه دیگه ای وجود ندارد . اما خیلی از افراد از این قانون آگاه نیستند و راه های دیگه را در پیش میگیرند !!! مثلا برای ثروتمند شدن دم به تله ای به اسم پونزی میدن و نتیجه ش به جای ثروت بیشتر ، فقر بیشتر خواهد بود چون تنها راه برای ثروتمند شدن ارسال فرکانس ثروت هست ولاغیر
این چند روزه یه اتفاقی برام افتاد که کلی درس داشت :
من با آدم هایی سر و کار داشتم که از قوانین آگاه نبودند و خب خودتون میدونید چه جور آدم هایی هستند ، وارد جزییات نمیشم . من تصمیم گرفتم که شروع به تغییر کنم و راهم را از راه اونها جدا کنم . و برای شروع فصل یک روزشمار تحول زندگی را شروع کردم و تا تهش رفتم . مدارم خیلی بالاتر رفته بود ، خیلی شاد تر شده بودم و خلاصه بگم مدارم با اطرافیانم تغییر کرده بود و ازشون خیلی فاصله گرفته بودم . بعد از چند وقت اطرافیانم را ملاقات کردم و اونها میخواستند برای چند روز برند جایی تفریح . به من پیشنهاد دادند اما من دقیقا چند روز قبل تمام پول هام را سرمایه گذاری کرده بودم و هیچ پولی نداشتم . هیچی هیچی . به علت تفاوت مداری جهان برنامه را جوری چیده بود که من با اطرافیان قبلی تفریح نرم ….
اما من این پیام جهان را متوجه نشدم و رفتم از شخصی پول غرض کردم و با اون دوستان رفتم تفریح . یعنی به زور وارد مدار اونها شدم در صورتی که جهان ما را از هم جدا کرده بود
و در نتیجه کار ، یه عالمه اتفاق بد برام افتاد که نگم براتون .
تصمیم گرفتم که قانون فرکانس ها را به صورت خیلی جدی تر از قبل در زندگی م پیاده کنم و مواظب ورودی هام باشم
مرسی که برای پیشرفت ت وقت گذاشتی 🌷❤️
سلامخدمتشماآقایملکپورعزیز
متشکرم،
بسیارعالیدرموردعزتنفسگفتید،
ودرجواب اتفاقاتبدیکهبراتونرخدادهمیخوامبگمکه:بله،درسته…
وقتیماقوانینجهانهستیرامیدانیم وبهآنعملنمیکنیمضربههاییکه
میخوریمبسیاردردناکتراززمانی
هست
کهماچیزینمیدانیموفکرمیکنیمخب
ایناتفاقاتعادیه،
امیدوارمهمیشهموفقوسربلندباشید.