مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 43 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2184 روز

    بنام رب و صاحب اختیار قدرتمند من

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان ارزشمند سایت

    خدا ره شکر میکنم که در این سایت الاهی هستم و دوباره خداوند فرصتی به من داد تا بنویسم رشد کنم و تبدیل به انسان بهتر و با باورهای قدتمندتری شوم

    خدا ره شکر میکنم که همه چه در حال بهتر شدن است تکامل ام در حال طی شدن است و هر روز بهتر و بهتر میشود

    خدا ره شکر از لطف پروردگار یک تمرین بسیار تاثیرگزار و ارزشمند این روزها انجام میدم به محض که صبح از خواب بیدار میشم همان لحظه در حالت نیمه خواب و بیداری شروع میکنم به سپاس گزاری و تمرکز روی نکات مثبت و این باعث شده در فرکانس مثبت قرار بگیرم و تمام روزم پر احساس خوب و لذت شود خدا ره شکر میکنم بخاطر این تمرین فوق العاده و انشاالله که بتوانم هر روز این تمرین را انجام بدم

    – همه ما دارای ترس های هستیم ولی با وجود ترس باید عمل کنیم حتا در مورد پیامبران هم همین طور بودند با وجود ترس با توکل به خداوند عمل میکردند مثل مادر موسی انداختن بچه در آب واقعا ترس دارد ولی با وجود ترس توکل کرد و این کار را انجام داد

    – برای رسیدن به هدف باید بها پرداخت کرد من هم به خودم قول داده ام که برای تغیر زندگی ام حاضرم هر بهای لازم باشد بپردازم در این روزها به لطف خداوند تمام سعی ام را میکنم که از وقت ام به بهترین شکل استفاده کنم و خودم را ببندم به آگاهی ها

    – تنها راه غلبه بر ترس ها رفتن به دل ترس هاست این که از انچه می ترسی باید حمله کنی چون ترس ها توهم هستند وقتی بریم به دل ترس های مان میبینیم که توهم هستند که فقد جلوی پیشرفت ما را می گیرند

    – بالاترین حد عزت نفس و خودباوری این است که انسان حتا اگر روزی همه چیز که ساخته را از دست بدهد ترس نداشته باشد با این باور که هر آنچه ساخته ام را دوباره میتوانم بسازم چقدر خوبه انسان به این حد اعتمادبنفس وخودباوری برسد

    – به اندازه ی که ترس های ما کمتر میشود نتایج می آید اتفاقات خوب رخ‌میدهد ولی اگر ورودی ها را کنترول نکنیم ممکن ترس ها بر ما غلبه کند و جلوی حرکت و پیشرفت ما را بگیرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    علیرضا فتاحی گفته:
    مدت عضویت: 3429 روز

    استاد عزیز و مهربانم

    با سلام

    مرسی بابت این فایل زیبا و قشنگ استاد من کلا عاشق اون لوکیشنایی هستم که انتخاب میکنین و در اونجا برنامه رو برامون ضبط میکنید. در ضمن تیشرت خیلی خوشگلی ام پوشیده بودی استاد مثه همیشه :) :) هر بار که فایلی از شما رو میبینم خدا شاهده استاد فقط خود خدا شاهده که چقدر حالم خوب میشه چقدر آگاهی بواسطه شما به من داده میشه چقدر تو زندگیم جلو میوفتم چقدر به پیش میرم و اینا رو همشو از لطف خدای مهربونم دارم. خدایی که من رو با شما آشنا کرد و به مسیرزیباییها هدایت کرد. استاد اگه بگم بقول خودتون در همین فایل گفته های شما چقدر برام سود داشته چقدر جلوی ضرر های آیندمو گرفته چقدر بمن جرات و جسارت فکر کردن به کارهای بزرگ و ایده های بزرگ رو داده چقدر ایمان رو در وجودم رشد داده چقدر رابطمو با پروردگارم عالی کرده چقدر آرامش رو وارد زندگیم کرده چقدر نگرانیها رو از من دور کرده چقدر امید رو در دلم زنده کرده چقدر نجواها و وسوسه های شیطان رو در من ضعیف کرده باز هم براستی نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم.

    داداش حسین عزیزم دوست خوب و مهربونم ای بنده خوب خدا عاشقانه دوستت دارم و برات از خدا ثروت و نعمت و برکت در دنیا و آخرت میخام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1617 روز

    به نام هدایت الله

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم

    خداروشکر میکنم امروز هم با فایل مصاحبه با استاد کلی آگاهی‌های خوبی برای من رقم خوردعزت نفس: مهم ترین دلیل موفقیت هر فرد باور به توانایی هایت باور به خودت باور به ارزشمند بودن خودت ارزشمند بودن دیگران راه‌گشاست اولین قدم اینه که خودمون رو خوب بشناسیم،این مورد رو در جلسه 7 دوره ی عزت نفس استاد باز میکنه که باید شروع کنیم به خودشناسی تا تصمیمات صحیح و سریع بگیریم

    شناخت نقاط قوت و ضعف ات بینهایت مهم است من خودم خیلی عزت نفس ام پایین بود خیلی نیاز دارم که روی عزت نفس ام کار کنم با وجود که من بسیار آدم با استعدادی هستم استعداد فوق العاده یی دارم در انجام هر کاری ولی هرگز نتوانسته ام از آن به خوبی استفاده کنم فکر میکنم یکی از دلایل مهم اش کمبود عزت نفس است

    مهم ترین سرمایه اولیه برای شروع یک کار، یا حرکت به سمت یک خواسته، ساختن باورهای قدرتمند کننده و سپس اجازه دادن به آن باورها، برای هدایت به مسیر سرمایه گذاری ها، ایده ها، راهکارها و اقداماتی است که قطعا به ثروت، برکت و نعمت ختم می شود.

    وقتی با تلاش ذهنی زیاد، متعهد به ساختن باورهای قدرتمند کننده می شوی، نه تنها وارد مدارهای بالاتر با تجارب با کیفیت تر می شوی، بلکه از مدار ناخواسته ها نیز، فاصله می گیری.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سید مجتبی آقائی گفته:
    مدت عضویت: 584 روز

    درود فراوان بر استاد عباس منش عزیز و سرکار خانم شایسته عزیز

    گام چهارم ترس و طمع

    استاد واقعا این مطلبی ک گفتین بیشترین افرادی ک درگیر طمع یا همون پونزی میشن افراد فقیر هستند خیلی واسم جالب بود چون من خودم چند ماه پیش با یک گروه تلگرام آشنا شدم ک وام میداد اونم وام مبلغ بالا با سود و بازپرداخت خوب ک بدون هیچ درنگی تو دام افتادم و همون قضیه ک بدون اینکه بخوام راه تکاملو طی کنم خواستم یک شبه راه چند ساله رو برم و با شکستم مواجه شدم اینجاست ترس و طمع مکمل هم میشن چون ترس داشتم با خودم میگفتم چجوری این مبلغ و میدن با این سود و این شرایط خودمو قانع میکردم ک یه جای کار میلنگه ولی باز از اون طرف طمع و نجواهای شیطانی بیشتر تو وجود من ریشه میکردن و منو درگیر میکردن ،البته از وقتی با استاد آشنا شدم روی خودم کار میکنم و به قول استاد تا حرف از اینجور چیزا میشه سریع فرار میکنم یا بحثو عوض میکنم

    اما اگ بگیم ترسی نداریم ک دروغ گفتیم بلاخره ترس همیشه هست ترس از شکست

    ترس از آینده، اما اون چیزی ک میتونه من خودمو آروم کنه و کمتر درگیر این ترس ها و نجواهای شیطانی بشم قطعا به قدرت مطلق خدواند هست قدرتی ک حتی به اجازه خودش حتی برگی از درخت نمی افته .و هر وقت ترسی میاد تو وجودم فقط به قدرت خداوند و توحید فکر میکنم ‌ک بدون شک آرامش میگیرم خیلی وقت ها بوده کاری میخواستم انجام بدم نمیتونستم ولی وقتی به خودش عتقاد و ایمان آوردم سپردم به خودش اون کار خیلی راحت و بدون دغدغه و دردسر واسم درست شده خداروشکر میکنم ک از وقتی روی خودم‌کار میکنم ترس و طمعم کم شده چون هیچ وقت از بین ک نمیرن ولی میتونیم با کارکردن روی خودمون تا حدی به ترساندن غلبه کنیم

    خداوندا سپاسگزارتم ک مرا به سمت نور و ایمان هدایت کردی

    خداوندا شکرت ک در زمان مناسب و مکان مناسب هستم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2052 روز

    به نام خداوند بزرگ و روزی رسان

    سلامودرود به شمااستاد عزیز وگرامی

    گام چهارم:خرابکاری ذهن به نام ترس و طمع

    سپاسگزارم از سخاوتمندی شما که انقدر عالی دارید دانشجوهاتون رو راهنمایی میکنید که درتمامی جنبه ها به جای حساب بازکردن روی عوامل بیرونی خودشون رو ازدرون درست کنند روی خدای خودشون حساب باز کنند تااون خدای روزی دهنده ی بی منت ازجایی که فکرشم نکنیم روزی های بی حساب وارد زندگیمون کنه

    استادبااینکه این فایل حدود پنج شش سال پیش ضبط شده اما متأسفانه هنوز که هنوزه مردم جهان مخصوصا اکثر مردم ایران درگیر یهمچین موضوعی به نام حرص و طمع هستند

    استادنمیدونم به گوش شماهم جریان همستر خورد یانه،اما یکم از مردم ایران برات بگم که چقدر غوغا به پا شد باهمین همستری که توی تلگرام ایجادکردند و واقعا هنوز جریانشو دقیق نمیدونم چطوری بود اما یادمه یه مدتی از کوچیک فامیل گرفته تاپیرزن هفتاد ساله یه گوشی دستش بود و باانگشت دستش کلی روی یک گزینه ای میزدن و میگفتن اگه تعداد فلان ارز بالا بره چندملیاردی میتونیم ازش برداشت کنیم!

    یعنی خداوکیلی اگه تو یک جمعی ازفامیل میرفتیم این موبایل همراش تو دستش بود و باانگشتان دستش باسرعت بسیار بالا روی اون گزینه میزدن و انتظارداشتند تو هرخانواده ای صاحب چندملیارد تومن پول بشن!!!

    این موضوع رو دوست داشتم بگم چون خیلی به همین موضوع ربط داشت و باخودم فکر میکردم که چقدر مردم دارن هربار به یک شکل جدیدی گول میخورن و خیلی زود به اینجور موضوعات دل میدن و فکر میکنند یک شبه میتونن صاحب یه کیسه پول میلیاردی بشن!

    خیلی جریان همستر برام جالب بود وبیشتر صحبتهای شما برام روشن شد که چقدر افراد دنباله رو یک رفتار یا یک موضوع خاصی هستند که ته اون موضوع بسیار پوچ و بی نتیجه ست!

    همسرم هم دنباله رو همین موضوع بود و خدامیدونه چقدر وقتش رو باهمین کار تلف کرد،و تازه منم تشویق میکرد که توخونه بیکارم و این برنامه رو نصب کنم و یه پولی به جیب بزنم

    وقتی همسرم این پیشنهاد رو داد،در جوابش گفتم من حاضرم پول نداشته نباشم ولی ازین طریق هم پول تو حسابم واریز نشه..

    واتفاقی که افتاد این بود که بعداز یه مدت فهمیدم که گویا صاحب این جریان کلاهبردار بوده و واقعا آخرش نفهمیدم چطوری بود این جریان و خیلی خداروشکر کردم که دل به دل این کارا ندادم و میدونستم این هم تقریبا یاشاید دقیقا مثل همین گل کویست یا پونزی داره به یک شکل جدیدتری مردم جامعه رو وسوسه میکنه تا باانجام یک کار عجیب غریبی پولدار بشن!

    خیلی این موضوع همستر برای من درس داشت،و واقعا به چشم دیدم که چقدر اکثریت جامعه دنباله رو رفتارهای عجیب غریب همدیگه هستند و اون رو یک نوع بافرهنگی یا یک نوع کلاس فرض میکنند،و بااین خیال باطل که دنیا دنیایی شده که همه خیلی راحت پول میسازند فکر میکردند که ارز دیجیتالی همستر هم قراره یک معجزه درجهان به پا کنه و همه از این منجلاب فقر نجات پیدا میکنند!

    واقعا خیلی برام خنده داربود که هر کسی رو تو هر سنو سالی میدیدم باانگشت دستش انگار که داشت یه ذکری رو تو موبایلش میشمرد و کاملا متمرکزانه سعی میکرد باسرعت تمام صاحب سکه های فراوان بشه!!!

    خلاصه که استاد گرانقدرم خیلی خیلی ازتون ممنون و سپاسگزارم که این موضوع به این مهمی رو به رایگان دراختیارمون قرار دادید و من واقعا با گوش جان هزاران بار این صحبتهاتون رو گوش فرامیدم و درزندگیم اجرا میکنم،چون واقعا این دست ازآگاهیا برای خیلیا تمسخرآمیز به نظرمیاد و فکر میکنن اگه ما تواین موضوعات جواب نه بدیم،انگار که تو یک دنیای عقب افتاده ای داریم زندگی میکنیم

    اتفاقا یک موضوع دیگه هم یادم افتاد که جدیدا بازهم با درست کردن سندهای قلابی کلی از مردم پول میگیرن و اون مردم ساده لوح فکر میکنند بادادن این مقدار پول صاحب یک ملک در بهترین جای فلان شهر میشن،و بعداز یه مدتی میفهمن که نه خبری از اون ملک هست نه سندها واقعی هستند و در آخر پولشون رو هم ازدست دادند!

    این موضوع هم خیلی توی ایران رواج پیداکرده،و خداروشکر که بااین دست از اتفاقات دورواطرافم متوجه این موضوعات میشم و ازهمه مهمتر متوجه عدالت خدا میشم که چقدر دقیق داره به فرکانسهای ذهن فقیر جامعه جواب میده،اما متأسفانه اکثریت جامعه فکر میکنند با این اتفاقایی که سرشون میاد داره یک نفر ظالم به ناحق درحقشون ظلم میکنه،درصورتیکه دارن نتیجه ی ذهنیت فقیر خودشون رو میگیرن….

    خداروصدهزارمرتبه شکر بابت این فایل و این موضوعی که منو از ترفندهای نابجای آدمهای کلاهبردار باخبر کرد

    سپاسگزارم ازشمااستاد عزیز بابت سخاوتمندیتون و این همه آگاهی های گرانبها…‌

    هرکجاهستید به خدای بزرگ میسپارمتون…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    فاطمه درویشی گفته:
    مدت عضویت: 846 روز

    کجا ضرر کردم؟

    سال 1401 میگفتن اووو داره زعفران گرون میشه

    از چندین نفر آدم معتمد شنیدم که زعفران 30 تومنی داره میشه 50 م و … رفتم زعفران خریدم اومد پایین طوری که ضرر میکردی

    .

    بعدش ثبت نام ماشین سایپا و ایران خودرو شده بود و میگفتن دیگه این آخرین ثبت نامی هست و حجم عظیمی داره خودرو وارد بازار می‌کنه

    چندین بار برای ثبت نام ماشین اشتباه کردم و سکه فروختم و یک بار هم زعفران حتی به ضرر و اصلا هم اسمم در نیومد

    .

    بعدش به خودم گفتم چرا دست به هر کاری می زنم با مخ میاد پایین این چه کاریه

    خلاصه

    من سود نمی کردم که هیچ بلکه ضرر هم کردم

    اما امسال که خدا منو هدایت کرد و با استاد آشنا شدم و هر روز قایل ها رو گوش میدم بدون هیچ تلاشی و سختی نتایجم کامل برعکس شده

    بورس زعفران خریدم ، قبل فصل برداشت فروختم دو هفته بعد زعفران کیلویی 14 میلیون منفی شد

    من توی اوج اوج فروختم بدون اینکه خبر داشته باشم این اوج قیمته کاملا اتفاقی فروختمش

    یه روز رفتم بازار پول داشتم توی کارتم رفتم برای خودم یک گردنبند و دست بند خریدم مهر ماه بود طلا گرمی 4250 بود کاملا دلی اینکار کردم چون تولدم آبان بود گفتم برای تولد خودم حقمه که طلا بخرم برای خودم

    الان از اون 17 گرم طلایی که برای خودم خریدم بالای 17 میلیون سود کردم و به نفعم شد چون طلا کشید بالا

    تابستان اتفاقی توی دلم افتاد حج عمره برای خودم و مادر و پدرم بخرم خریدم و 15 میلیون به نفعم شد چون آخر همون هفته حج باز کردن و ثبت نامی ها شروع شد

    توی صندوق بورسی پول خورد و ریز 500 هزار و … سهم کوچیک می خریدم توی یک سال شد 13.250 میلیون با یک کار ساده و کوچیک پیش پا افتاده و ته مانده حساب هام انتظار سود نداشتم ولی دو تا از صندوق هام بالای 41 درصد سود بهم دادن

    چند وقت قبل یکی از دوستام 150 دلار داشت ازش دلی خریدم چون پول لازم بود ده روز بعد دلار کشید بالا و 1.5 میلیون سود شد

    زمین های زعفران خوردم فوق العاده امسال گلدهی داشتن و اصلا نیازی به خرید زعفران پیدا نکردم

    همه چیز امسال نقد می خریدم ، و اصلا وسوسه ای برای سرمایه گذاری نشدم که چیکار کنم که سودم چند برابر بشه و …

    قبلا از مهاجرت می ترسیدم از اینکه از کجا قراره پول دربیارم ؟!

    ولی امسال خدا رو شکر بدون ترس مهاجرت کردم

    اینها رو مدیون هدایت الله مهربانم که منو وارد سایت استاد عباس منش کرد

    و الان تقریبا یک سالی میشه توی این مدار هر روز روی شخصیت خودم کار میکنم و نتایج عالی گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 781 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه و استاد عزیزم

    چقدر این فایلها آگاهی دهنده اند ، خداره صد هزار مرتبه شکر

    استاد در مورد ترس گفتید ، ترس از آینده یکی از نقاط ضعف من بود و حالا هم امکان داد که باشد اما تا حدی کنترولش کردم به وسیله باورهای توحیدی که در فایلهای توحیدی عملی شنیدم .

    یکی از ترس‌های خیلی شایع همین ترس از آینده است ، که اگر اندک از مسیر خارج شوم این ترس سراغم می‌آید و دوباره نجواها شروع می‌شود. اگر چه بار ها به خودم گفتم که خداییکه تا اینجای زنده گی با تو بوده بعد ازین هم با تو میباشد و کنترول می‌کند، مدیریت می‌کند.

    اما باید بیشتر رویش کار کنم و تنها راه حل ترس داخل شدن در ترس است . ببینم که تماما جز توهم چیزی دگه نیست .

    خواسته های ما باعث می‌شود که بر ترس‌های ناشی از مسیر که در آن استیم را داخل شویم . که. بهای آن وارد شدن به دل ترس‌های ماست .

    به اندازه که روی باورهای توحیدی و ایمانی ما کار کنیم ، به همان اندازه ترس های ما کم می‌شود.

    خداره صد هزار مرتبه شکر بابتی اینهمه آگاهی که درین فایل بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 956 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    چقدر امروز همزمانی ها و هدایتها رخ داد تا منو ب این باور برسونه مسیرم کاملا درسته

    دقیقا امروز پیشنهادی ب من دادن محصولی تولید کنم در عرض 2 ساعت و من رد کردم گفتم اگه دوبرابر پول بدن نمیخام نمیتونم و بعد

    دوستم ک سفارش بیش از حد گرفته و بخاطر طمع و ترس از بین رفتن فرصتها این سفارش رو هم ک مال من بود رو قبول کرد

    بلایی سر خودش اورده ک ازشدت ضعف و استرس رنگش پریده چندزوزه استراحت و تغذیه کافی نداشته حتی از همسر و فرزندانش دور شده ب بهانه کار کردن و پول ساختن و همش میگف حالم بدشده ضعف کردم

    و اتفاق ناخاسته ای را جذب کرد ک نمیخام درموزدش صحبت کنم

    ک وقتی بهش گفتم خب قیمت هاتو ببر بالا کار کمتر بگیر قیمتات خیلی پایینه بهم گف پایین شهره کی قیمت بیشتر پول بده بخاطر همین باور دهنش قشنگ صاف شده توی کار و زندگی شخصی اش تحت تاثیر زیادی قرار گرفته بخاطر خستگی و فشار جسمی و روحی

    و دوست دیگری باهاش مکالمه ای داشتم باز دوماه رفته مربیگری دیگه ادامه نداده

    دلیلش اینکه میخات زود ب پول برسه حتی ب من گف که من نمیخام وقتمو تلف کنم من دیگه وقتی ندارم چندسال اموزش دیدم گف هزینه میخات ک نداریم و فللان

    بعدش گف من پایه هستم بیا یکروز قرار بذاریم باهم صحبت کنیم ایده ای بزنیم مثلا محصولی تولید کنیم ک درامد خوبی داشته باشم

    منم گفتم باشه تشکر کردم و خدافظی کردم

    بعد کلی فایل گوش کردم

    الهامی ب من شد

    فاطمه چرا فکر میکنی قراره ایده خاص و خفنی بهت الهام بشه

    چرا فکر میکنی احتیاج ب سرمایه داری

    چرا فکر میکنی نیاز ب مغازه داری

    چرا فکر میکنی قراره کار خیلی بزرگی انجام بدی

    بغیراینه ک برای کف کردن فامیل و اطرافیانه

    تو این گالری لباس عروس رو برای کی میخای

    برای دلت یا نه چشم اینو اون دربیاری

    بگی وای ک من چ کار خفنی کردم ک همتون نتونستید

    چرا فک میکنی برای رسیدن ب موفقیت ب ازادی مالی نیازی ب تایید گرفتن اطرافیانت داری

    اینا همش فرعه

    ب خداوندی خدا تا دیروز فکر میکردم من رو موضوع عوامل بیرونی خیلی خوب کار کردم

    اما الان شاخ دراوردم فهمیدم من کلی باور عوامل بیرونی دارم

    و اصلا دیذن همین افرادی ک امروز دیدم اصلا ذهن من بازشد

    اینه میگید خدا هدایت میکنه

    خدا هدایتم کرد ک من بفهمم باورای مخرب ایناست

    باسختی زیاد پول ساخته میشه

    با سرمایه اولیه پول ساخته میشه

    با مهارت خیلی زیاد

    با ایده های بزرگ و خفن پول ساخته میشه

    بعد گفتم قرار نیست هفت خان رستم را طی کنم

    کی گفته من مثل استادم باید همه چیز بلد باشم تا خدا منو ب درامد درست حسابی برسونه

    کی گفته من باید از زندگی خاب خوراک بزنم از عشق و تفریحم بزنم تا پول بسازم

    کی اینارو گفته

    کی گفته شاخ غول باید بشکنم

    مصمم شدم تا همین جا ک رسیدم و هستم اموزش دیدن را استپ کنم

    و بشینم بکوب رو باورام کار کنم یکمدت

    من چیزی لازم ندارم فقط ایمان ب خدا نشانه های زیادی میات ک خاسته ات دم دسته خاسته ات همین نزدیکیه فقط واسه برخورد بهش باید وارد مدارش بشی

    یک ایمان میخات یک توکل

    ذهنم باید خالی بشه اروم بشه قلبم پاک تر بشه

    مطمعنم بی شک ایده مناسب شرایطم چ از لحاظ امکانات و مالی چ از لحاظ مکان و مهارتم بهم گفته میشه ک باید قدم بردارم و انجامش بدم

    وگرنه هرچی فکر کردم دیدن این روندی ک دوستانم تو کارشون دارن اصلا مال من یکی نیست

    من ازادی رو خیلی دوست دارم و بشدت برام مهمه نمیخام برده ی کار باشم

    میخام کارم تفریح باشه مسافرت برم خوشی کنم خوب بخورم خوب شب ها بخابم ارامشم حفظ باشه

    من از گالری و لباس عروس و از معروف شدن و از جای لاکچری تماما امشب گذشتم خدایا من تسلیمت شدم تسلیم تسلیم

    هرچی بگی انجام میدم

    چیزی ازت میخام ک کاملا مناسب شرایطم باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مریم دوستداشتنی گفته:
    مدت عضویت: 2218 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    خدایی که مهربانیش همیشگی و رحمتش بی پایان است

    قبل از اینکه شروع کنم به نوشتن کنم میخواستم این پیامو تو دوره عزت نفس بنویسم که یه حسی بهم گفت همینجا بنویس همون حسه بهم گفت این پیام رو اینجا بنویسم

    استاد من یه درخواستی از شما دارم من دلم میخواد از شما یه هدیه بگیرم اونم نه نصفه کامل

    من دلم میخواد دوره روانشناسی ثروت 3 رو به من هدیه بدین که باهاش بتونم کسب و کارمو رونق بدم

    من از دوره های شما دارم استفاده میکنم ولی دلم میخواد این هدیه رو از شما بگیرم

    مطمئنم اگه لیاقتشو داشته باشم شما این پیام رو میخونید منو خوشحال میکنید

    آخیششش اینم از درخواستم🫠

    حالا بریم سراغ این ترس لهنتی

    من یه چند ماهی هست که ایده ای خدا بهم داده که مرتبط به شغلم هست در کنار کارم این وسیله رو میفروشم که بزرگترین دغدغه همکارای منو حل میکنه

    این ایده رو خدا خیلی وقت پیش به من الهام کرده بود که بخاطر باورهای محدود یا ترس انجامش ندادم

    که یدفعه دیدم این ایده رو یکی از همکارام دارن انجام میدن خیلی برام جالب بود چون من هرموقع ایده ای به ذهنم میاد انجام نمیدم دقیقا یکسال یا چندسال بعد یکی دیگه میاد انجام میده

    فکرکنم بخاطر اینکه اون خانم یا آقا ترس رو گذاشته کنارو سریع تصمیم گرفته وتعلل نکرده نزاشته نجواها مثل من سراغش بیاد نزارن کار کنه

    به نظر من واقعا اگه ایده به شما الهام میشه میخواین انجامش بدین قبل شروع نجوا سریع اقدام کنید وقتی تعلل میکنید نجوا ها شروع میشن نمیزارن شما قدم از قدم بردارید و میبینید همون ایده ینفر دیگه داره بخوبی انجامش میده فقط حسرتش برای شما میمونه

    ولی درس خوبی که گرفتم هر زمان ایده ای به ذهنم میرسه سریع اقدام میکنم بدون ترس نجوا که هست ولی همیشه میگم من باتوکل به تو دارم این راهو میرم

    اتفاقا آقایی که ایده کارمو که براش توضیح دادم که دستگاه رو درست کنه بهم همیشه میگه بزار برات زیاد درست کنم ولی خب من چون تازه اول راه هستم گفتم نه فعلا باهمین تعداد کم شروع میکنم تا انشالله به امید حق بیشترش کنیم

    گاماس گاماس

    مسلما اگه بشینم حساب وکتاب کنم که مثلا صدتا سفارش بدم خب پول خوبی بدست میارم ولی عجله ای ندارم دارم روند کارمو تماشا میکنم چون هنوز خیلی از باورام مشکل داره

    اگه با این باورهای دربو داغون سفارش بالا بگیرم مطمئنم تمام پولم به فنا میره

    الان به خودم خیلی افتخار میکنم که تا ایده ای به ذهنم میاد و انجامش میدم حتی اگه نتیجه نده

    ولی این حرص وطمع همیشه هست مخصوصا برای ماهایی که هنوز باورامون مشکل داره نمیتونیم بگیم نه

    برای من پیش نمیاد

    یکی از همکارامون هرسری براش مشتری میاد با اینکه قیمت رو از قبل میگه به مشتری،به محض اینکه میبینه مشتری مشکل پرداخت نداره طمع میکنه قیمت رو میبره بالا همون یدونه مشتریشو از دست میده

    امان از ذهن فقیر

    حسبی الله ونعم الوکیل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    رعنا کرمانشاهیان گفته:
    مدت عضویت: 3468 روز

    مثل همیشه لذت بردم از آموزه هاتون.

    مدتی از سایت و فایل ها دور بودم اما نکاتی که در دوره آفرینش و روانشناسی ثروت گفته بودید همراهم بود و همیشه به خودم یاد اوری می کردم… توی یک سال در آمدم 2 برابر شد و الهامی درونی بمن گفت این امنیت شغلی که الان داری یک تله اس و تو باید تغییر کنی می دونستم اگه به حرفش گوش نکنم مثل تمام وقتایی که گوش ندادم، بعدش پشیمون میشم و حسرت میخورم. پس دلمو زدم به دریا و رفتم تو مسیری که فقط قدم اولش برام واضح بود و بعدش هیچ پشتوانه ای نبود و نمیدونستم قرار چی بشه!

    استاد عزیزم با کمال ناباوری دیدم که معجزه اتفاق افتاد و همه چیز عالی تر شد. نمیگم آسون بود چون سختی و استرس زیادی رو پشت سر گذاشتم، چند ماهی شبانه روز کار کردم و در سال بعدش در آمدم نسبت به سال قبل 5 برابر شد! در مدت این یک سال 2 تا سفر عالی رفتم و ماه گذشته هم ماشینمو عوض کردم که فرآیند ماشین خریدن هم خودش معجزه بود و طوری برای من فرصتش پیش اومد که طی 24 ساعت ما مبلغو جور کردیم و ماشینی که خدا برامون انتخاب کرد خیلی بهتر از اونی بود که خودمون قصد خریدشو داشتیم… هرچی ازین معجزات زندگیم بگم کم گفتم. فقط میتونم بگم قبل این اتفاقات حالم عالی بود از زندگیم لذت میبردم و سپاسگزار خدا بودم و به تضادها و مسایل نادلخواهم توجه نمیکردم. یادمه یک ماه قبل اینکه ماشینمونو عوض کنیم، هنوز مبلغ زیادی برای خرید ماشین کم داشتیم و یکسری مشکلات سرراه کار و زندگیم بود ولی با اینحال به همسرم گفتم من دارم از زندگیم لذت میبرم این روزها بهترین روزای عمرمه.. عاشق زندگیمم و خداروشکر میکنم. و ماه بعدش معجزه شد!

    می دونم این مسیر ادامه داره و من یاد گرفتم هر تضادی پیش اومد از دلش به راه حل برسم و با حلش یک پله بالاتر برم.

    ممنون از شما و مریم نازنین و خداوند مهربون که سالها قبل شمارو سرراه زندگیمون گذاشت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: